اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۴۱ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

شهر در انتظار شهردار!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ۰۲:۱۵ ق.ظ

جلسه شب گذشته مناظره بین محمد حسین منصف، عضو منتقد شورای اسلامی شهر بابل با جمعی از مدیران شهرداری که قرار بود به همت انصار حزب الله این شهرستان برگزار شود بدون حضور نمایندگان شهرداری و تنها با سخنرانی و پرسش و پاسخ حسین منصف برگزار شد.

هنوز توضیح رسمی در خصوص علت لغو یک جانبه این مناظره از سوی مسئولان شهرداری منتشر نشده؛ اما یکی از مدیران نهاد مذکور در پاسخ پیامکی به این جانب نوشت: به ما گفتند در این مراسم شرکت نکنید.

گفتنی است خبرهای محرمانه از داخل مجموعه شهرداری در روز گذشته حکایت از انصراف مسئولان این نهاد شهری از حضور در مناظره داشت.

اگر چه ممکن است بتوان پشت پرده این انصراف را اتخاذ یک تاکتیک امنیتی دانست؛ اما قطعاً تصمیم گیران این اقدام یک جانبه، متوجه فضای عمومی جامعه نبوده و از تاکتیک های روانی و تبلیغی غفلت ورزیدند.

پیش بینی می شود به زودی شهرداری بابل به جای یک عضو منتقد شورا با مجموعه ای از فعالان ارزشی شهرستان بابل مواجه شود که در فضای رسانه ای و یا در محافل اجتماعی، عملکرد این نهاد خدماتی غیر حکومتی را به چالش بکشانند.

تصاویر جلسه شب گذشته انصار حزب الله به محض دریافت منتشر خواهد شد.




  • سیدحمید مشتاقی نیا

مسافر ملکوت، همین روزها در کنار شماست!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۳، ۰۷:۵۵ ب.ظ


" دنیا مزرعه آخرت است " را آن قدر شنیده و تکرار کرده ایم که شاید برایمان عادی و یکنواخت شده باشد و به راحتی از کنار آن عبور کنیم؛ اما بعضی ها هم هستند که با گوشت و پوست و استخوانشان به عمق مفهوم این عبارت پی برده و کشتزار زمین را مزرعه سعادت دو دنیای خویش ساخته اند.

محمد زمان ولی پور از این دست آدم هاست که دنیا را یک گذرگاه می دانست و خودش را " مسافر ملکوت ".

آنهایی که می گویند دین برای هزار و چهارصد سال گذشته است و امروز حرفی برای گفتن ندارد، مسافر ملکوت را تورّقی کنند و از دریچه خاطرات کوتاه این کتاب، پنجره ای رو به حیات طیّبه طلبه ای جوان بگشایند که جزء به جزء زندگی نورانی اش را با معارف آسمان پیوند زده بود.

روایت هایی کوتاه از خاطرات زندگی شهید شیخ محمد زمان ولی پور که خودش را شیخ ملکوتی می نامید در کتاب مسافر ملکوت با همت گروه جهادی تبلیغی مستشهدین و موسسه فرهنگی شهید کاظمی آماده انتشار است که در هفته بسیج به علاقمندان فرهنگ ایثار و شهادت تقدیم خواهد شد.

تهیه کتاب: قم مجتمع ناشران، نشر شهید کاظمی 09121501732

  • سیدحمید مشتاقی نیا

روحانیت نیاز به دژبان دارد!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ۱۰:۰۴ ب.ظ


شاید روحانیت را بتوان تنها تشکلی دانست که به رغم برخورداری از لباس فرم رسمی و ثابت، دژبان ندارد!

این خلأ نظارتی می تواند بستری باشد برای سوءاستفاده فرصت طلبان و گاه البته مشابه آن چه که درباره روحانی نمایی موسوم به کاظمینی دیده شد، مجالی را برای رخنه دشمن در بدنه روحانیت و ایجاد انحراف در مسیر اصیل دین ایجاد نماید.

جالب آن که جایگاه و رسالت روحانیت بسیار خطیرتر و حساس تر از نهادهای نظامی و انتظامی است؛ اما ظاهراً دژبانی تنها محدود به همان نهادها مانده است. منظور راقم این سطور قطعاً این نیست که عده ای باید سر میادین اصلی شهرها بایستند و از هر کس که لباس روحانیت به تن داشت معرفی نامه و کارت شناسایی بخواهند؛ اما به هر حال باید مشخص شود که چه نهادی به شکل متمرکز و هشیار در سراسر کشور بر جواز پوشش لباسی که نماد ترویج دین است نظارت می کند.

گاه در بین مردم بر اساس برخی قرائن در خصوص معدودی از روحانیون این شبهه به وجود می آید که آیا از اساس سابقه تحصیل در حوزه داشته اند یا خیر؟ این فضای بدبینی اگر در اولین فرصت برطرف نشود نه تنها از امکان توفیق آن عده از افراد ملبس به لباس روحانیت در سطح جامعه می کاهد بلکه ممکن است نسبت به وجود انضباط و هدفمندی در نهاد روحانیت نیز ایجاد تشکیک نماید.

مدتی است که خبر مربوط به انتصاب فردی به نام دکتر احمد مجیدی نسب به عنوان مشاور فرهنگی مدیر عامل شرکت ملی نفت در برخی سایت ها درج شده است. در قسمت کامنت های این مطالب گاه نظراتی در رد سابقه حوزوی این دکتر دامپزشک دیده می شود که متأسفانه تا کنون فرد یا نهادی نسبت به آن واکنش مناسب نشان نداده است.

طبیعی است اگر چنین فردی – که بنده آشنایی خاصی با نامبرده ندارم – دارای پرونده تحصیلی در حوزه نیست نخستین مرجع تشخیص و بررسی این امر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم است که باید به سرعت و قاطعیت برای دفاع از کیان روحانیت وارد عمل شود و اگر این شایعات که کم و بیش به سطح جامعه و برخی کارمندان آن مجموعه رسوخ کرده، صحت ندارد وزارت نفت باید برگه استعلام از مدیریت حوزه و یا اسناد مربوط به تحصیلات حوزوی فرد مذکور را به منظور صیانت از حیثیت یک بنده مؤمن خدا و البته دفاع از مدیران آن مجموعه در سایت خود منتشر کند. سکوت و بی تفاوتی، به یقین بدترین گزینه در مواجهه با چنین شایعاتی است.

اشک آتش در آینده ای نزدیک نتیجه بررسی های مستقل خود در این خصوص را منتشر خواهد کرد.


  • سیدحمید مشتاقی نیا

یکشنبه طلایی در بابل!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ۰۸:۰۷ ق.ظ


به ابتکار انصار حزب الله شهرستان بابل، جلسه این هفته از سلسله نشست های بصیرت که یکشنبه ها بعد از نماز مغرب در مسجد ولایت برگزار می شود به مناظره بین محمدحسین منصف، از اعضای شورای شهر با جمعی از مسئولان شهرداری اختصاص داده شده است.

شب گذشته این حقیر به نمایندگی از دوستان انصار با مهندس عسکری شهردار محترم بابل تماس گرفته و از شخص ایشان برای مناظره دعوت نمودم. آقای عسکری بعد از حدود یک ربع صحبت و درد دل، با ذکر دلایلی – که البته برای من قابل قبول نبود – مناظره با منصف را در هیچ سطحی نپذیرفت. ناامیدانه از او خواستم تا با دوست مشترک ما جناب علی آقای قائمی مسئول حراست شهرداری – که دو روز قبل نیم ساعتی را در خصوص مسائل اخیر به بحث و گفتگوی با هم پرداختیم – هم مشورتی داشته باشد. حدود نیم ساعت بعد آقای شهردار تماس گرفت و بر اساس مشورتی که با مسئول حراست داشت پذیرفت که سه مسئول از شهرداری بابل، آقایان قائمی، خداداد و رئیسیان در مناظره یکشنبه شب شرکت کنند.

من و سایر دوستان همچنان امیدورایم که شخص شهردار نیز برای روشنگری در خصوص نقدهای مطرح شده در این محفل حضور پیدا کند.

یکشنبه این هفته بابل از این منظر روزی طلایی و به یادماندنی است که تحقق یکی از توصیه های اکید رهبر معظم انقلاب را در پی دارد. حسین منصف و مسئولان شهرداری بدانند که حضورشان در این مناظره، لبیک به ندای رهبری در راستای پاسخگویی مسئولان در قبال عملکردشان محسوب شده و البته حرکت در راستای فرمایشات ولی فقیه، اقدامی عبادی و مأجور خواهد بود انشاءالله.

یکشنبه این هفته بابل از این منظر روزی طلایی و به یادماندنی است که با توکل برخدا فتح بابی خواهد شد برای تشکیل نشست های تخصصی دیگر در نقد و بررسی عملکرد همه مسئولان شهری، استانی و کشوری در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، انتظامی، امنیتی، قضایی و ...

کمترین دستاورد برگزاری این نوع جلسات، رفع سوءتفاهمات موجود، اصلاح امور مردم و از همه مهمتر جلب اعتماد جامعه نسبت به نظام مردمسالاری دینی خواهد بود.

امید است همه حاضران در این نوع مناظرات بر مدار اخلاق و رفتار مبتنی بر دین و تنها با هدف خدمت به مردم و جلب رضایت حق به بحث و گفتگو در فضایی دوستانه اما صریح و مستند بپردازند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پرواز در آسمان گمنامی

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۳ آبان ۱۳۹۳، ۱۲:۱۰ ب.ظ

امروز نایب الزیاره همه دوستان در پیشگاه 23 شهید مدافع حرم در بهشت معصومه سلام الله علیها بودیم.





  • سیدحمید مشتاقی نیا

آیا این بار مسئولان، پاسخگو خواهند بود؟

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ۰۷:۵۷ ب.ظ

محمد حسین منصف، عضو شورای اسلامی شهر بابل، طی اطلاعیه ای رسمی، تعدادی از مسئولان شهری را به "چالش مناظره"! فراخواند:


  • سیدحمید مشتاقی نیا

غائله شهرداری بابل از نگاهی دیگر

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ۰۲:۱۹ ب.ظ


در این نوشتار قصد دارم تا عبرت ها و آموزه های اتفاق اخیر در شهرستان بابل پیرامون اعتراض میدانی یک عضو عدالتخواه شورای شهر نسبت به عملکرد شهرداری بابل را از زاویه ای دیگر مورد بررسی قرار دهم:

1- فرض را بر این بگذاریم حسین منصف یک عامل مزدور دشمن، دارای کینه شخصی، باج خواه و ... است. گذشته از هر پشت پرده و نیّتی که در اقدام او نهفته باشد به هر حال باید بپذیریم که شبهات طرح شده درباره برخی اقدامات شهرداری نیازمند تبیین و روشنگری است. به عبارت دیگر باید وظیفه  ذاتی روابط عمومی دستگاه ها را در چنین مواردی به آنها گوشزد کرد. هر شهروند بی طرفی وقتی می بیند یک عضو شواری شهر که به تناسب جایگاهش نمی تواند آدم بی اطلاعی باشد ابهاماتی را درباره عملکرد شهردار و معاونانش مطرح می کند و آقایان هم بی خیال عالم، هیچ تحرکی برای پاسخگویی رسمی از خود نشان نمی دهند به طور طبیعی این ذهنیت برایش پدید می آید که لابد حضرات حرفی برای گفتن ندارند.

امیدوارم شهردار محترم بابل و یا لااقل واحد روابط عمومی شهرداری از این طرز فکر که در صورت سکوت می توانند حرف منتقد خود را – فارغ از هر انگیزه ای که در آن نهفته باشد – با شکست مواجه کنند دست برداشته و برای افکار عمومی، ارزش بیشتری قائل شوند. ما در سیستم حوزه نیز چنین رویه ای داریم. وقتی کسی شبهه ای را بر ضد دین مطرح می کند حتی اگر یقین داشته باشیم که عامل و جیره خوار موساد یا آل سعود است نخستین وظیفه مان حل شبهه و پاسخ گویی به ادعای طرح شده است. حق آن است که معنای لغوی واژه "مسئول" را از یاد نبریم.

2- شورای شهر یک نهاد تصمیم گیر و مؤثر اما به شکل جمعی است. هیچ فردی چه برای هدف خیر و یا برای غرض شرّ خود نمی تواند به تنهایی سمت و سوی کامل و موفقی را در حوزه اختیارات شورا رقم بزند. حسین منصف امروز به نقطه ای رسید که سال ها پیش حجت الاسلام یزدانی عضو انقلابی دیگر شورا به آن رسیده بود. این مشکل در مجلس نیز نمایان است. به طور مثال برخی نمایندگان حزب اللهی تلاش دارند تا وزیر امور خارجه را در قبال مذاکرات محرمانه هسته ای نسبت به مجلس، پاسخگو نمایند. وزیر خارجه هم با اعتماد به نفس اعلام می کند که حتی اگر استیضاح شود – که نمی شود – هم حاضر به پاسخگویی به مجلس نیست. با این وصف اقلیت انقلابی نمی تواند حتی شفاف ترین اختیارات قانونی خود را نیز اعمال نماید. جریان های عدالت خواه و بدنه نیروهای ارزشی شهرستان بابل باید تلاش کنند به جای فرستادن یک یا دو عضو به شورا اکثریت این مجموعه را به دست آورند.

3- الحمدلله مشکلی که می خواهم به آن اشاره کنم در شهرستان بابل مصداقی ندارد. متأسفانه برخی مدیران با کیاست در برخی مناطق برای آن که حاشیه امنی را برای خود ایجاد کنند یکی از بستگان درجه یک مقامات طراز اول آن منطقه را به سمتی در سطح معاونت یا مشاورت خود منصوب می کنند.

برخی مسئولان نیز در جمع های محدودی از نیروهای ارزشی نفوذ کرده و با تقبّل برخی هزینه های فرهنگی مثل اطعام یا تأمین امورات سایت و ... به نوعی تلاش می کنند آن جمع را نسبت به خود نمک گیر سازند. متأسفانه بعضی نیروهای ارزشی در بزنگاه تقابل حق و باطل به دلیل همان نمکی که خورده اند، دچار پیش داوری شده و یا به ورطه تردید و سکوت می غلطند. بالاخره این همه شعار درباره بصیرت کجا قرار است نتیجه بدهد؟ یک دست مریزاد گرم و تاریخی به برادران عزیزم در انصار حزب الله بابل بدهکارم که به رغم وجود برخی کدورت ها در جریان جشنواره موسوم به نواها و آوا که در هفته دفاع مقدس در بابل صورت گرفت و رنجش هایی را نسبت به برادرمان محمد حسین منصف ایجاد کرد بی هیچ کینه شخصی، این بار با قدرت پشت سر او ایستاده و او را در این ایام سخت تنها نگذاشته و تمام قد، خواهان پاسخگویی مسئولانه شهرداری نسبت به اتهامات وارده گردیدند.

4- آنهایی که اقدام حسین منصف را مصداق اخلال در نظم عمومی دانستند یا معنای اخلاگری را خوب متوجه نشدند و یا معنای نظم عمومی را. در این باره انشاءالله به زودی مباحثه ای طلبگی و حقوقی را رو در رو با مسئولان ذی ربط خواهم داشت. به راستی چه کسی می تواند تصور کند که شهرداری؟! هم ممکن است مساوی با نظام باشد و به تبع آن مخالف شهردار، تضعیف کننده نظام تلقی شود؟! به هر حال امیدوارم گره ای که با دست باز می شود را کسی به دندان نکشیده و نخواهد هزینه ای جدید را به نظام تحمیل کند.

5- جسته و گریخته از اخبار مربوط به وساطت و ریش سفیدی امام جمعه شهرستان بابل جناب حجت الاسلام روحانی در این ماجرا مطلع هستم. حسن درایت این بزرگوار در این قصه بسیار ستودنی است. می دانم که حسین آقای منصف ارادت ویژه ای نسبت به شخص امام جمعه دارد. انشاءالله به زودی با تدبیر و مدیریت پدرانه ایشان شاهد ختم به خیر شدن ماجرای اخیر خواهیم بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در اورژانس بابل چه می گذرد؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ۱۱:۰۱ ق.ظ


در روزهای اخیر شب نامه ای برای این جانب و ظاهراً برخی فعالان رسانه های دیگر ارسال شد که حاوی مطالب مشمئز کننده ای تحت عنوان افشاگری درباره اورژانس بابل است. با توجه به اهمیت موضوع و البته احتمال قریب به یقین کذب بودن اتهامات مطرح شده، ضمن پرداختن به اصل شب نامه مذکور از اشاره به موضوع مورد نظر نویسنده یا نویسندگان آن پرهیز می کنم:

1- حدود یک ماه است که عملیات روانی گسترده و بی سابقه ای برای سیاه نمایی درباره امنیت عمومی کشور توسط مجموعه رسانه های ضدانقلاب با همراهی برخی رسانه های وابسته به دولت آغاز شده است. ماجرای استخراج لامپ در اتاق عمل، امنیت زنان ایرانی در بیمارستان ها را نشانه رفته بود. اندکی بعد قصه اسیدپاشی باز هم امنیت اجتماعی بانوان را هدف قرار داد. شب نامه منتشر شده در بابل نیز که اشتراک زمانی عجیبی با موارد مذکور دارد درصدد ایجاد بی اعتمادی در بین مردم نسبت به مراکزی است که باید امین مشکلات و بیماری ها و دردهای مردم و رازدار آبرو و حیثیت آنان باشند.

پیشینیه جنجال آفرینی و توطئه در دانشگاه علوم پزشکی بابل را باید در ماه های پس از فتنه کور 88 جستجو کرد. آن زمان نیز وقتی عوامل پشت پرده فتنه از همراهی خیل گسترده دانشجویان این دانشگاه با پیاده نظام نفاق، دچار ناامیدی شدند به منظور خبر سازی و موج آفرینی درصدد ایجاد یک سانحه تروریستی با بهره گیری از مواد شیمیایی در دفتر جلسات هفتگی معاونت های دانشگاه بودند که این اقدام شوم با هوشیاری وزارت اطلاعات وقت در نطفه خفه شد.

2- نکته عجیب در ماجرای انتشار این شب نامه، عدم اقدام جدی از سوی مسئولان دانشگاه پزشکی بابل برای کشف و تنبیه عامل انتشار این هرزنامه است. نگاهی گذرا به محتوای منتشر شده در لجن پراکنی مذکور با توجه به برخی اطلاعات دقیق بیان شده در آن در خصوص دیگر کارکنان دانشگاه، نشان می دهد نویسنده یا نویسندگان نامه باید جزو عناصر باج خواه، مطرود، عقده ای و انتقامجوی یکی از مجموعه های نظارتی دانشگاه پزشکی ( احتمالاً حراست) یا واحدهای تابعه باشند. به نظر، گذشت بیش از یک ماه از انتشار این شب نامه، فرصت کافی را برای ریشه یابی این واقعه تلخ در اختیار مسئولان ذی ربط قرار داده بود. در مجموع، اخبار ناگوار منتشر شده در شب نامه مذکور چه مطابق واقع باشد و چه نباشد ( که حتماً نیست ) شخص رئیس اصلاح طلب دانشگاه علوم پزشکی بابل را باید به عنوان مسئول مستقیم برخورد با چنین فجایعی دانست و مورد بازخواست قرار داد.

3- هجویات منتشر شده در این شب نامه مصداق کامل تشویش اذهان عموم بوده و کمترین نتیجه آن بر هم زدن امنیت روانی جامعه، ایجاد التهاب کاذب و بی اعتمادی نسبت به نهادهای رسمی کشور می باشد. در خصوص چنین مسائلی انتظار می رود مدعی العموم برای صیانت از حریم خصوصی افراد و مقابله با تهدیدکنندگان امنیت اخلاقی جامعه، مستقلاً وارد میدان شود. با شناختی که از دادستان محترم شهرستان بابل وجود دارد شکی نیست که به زودی با همکاری نهادهای نظارتی، شاهد برخورد قاطع با عوامل این توطئه امنیتی و پیشگیری از شکل گیری یک فتنه جدید تبلیغاتی بر ضد نظام مظلوم اسلامی خواهیم بود. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دو کلمه حرف حساب درباره برخورد "منصفانه" با شهردار!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ۰۵:۲۹ ب.ظ

شلمچه نیوز


اقدام محمدحسین منصف عضو و سخنگوی شورای اسلامی شهر بابل که اعتراضش نسبت به عملکرد شهرداری، با در دست گرفتن پلاکارد و توقف چند ساعته در محوطه شهرداری این شهر همراه بوداظهار نظرهای متفاوتی را به دنبال داشته است.

در این خصوص هر چه به لایه های مردمی شهر نزدیک تر می شویم صدایی جز قدردانی و تشکر از احساس مسئولیت این عضو بسیجی شورا نمی شنویم و البته هر چه به حلقه برخی مسئولان و مدیران نزدیک می شویم صدایی جز مخالفت و گاه رجزخوانی برای منصف به گوش نمی رسد.

منصف مدعی است که در برخورد با عملکرد شهردار و شهرداری از همه طرق قانونی وارد شده اما از آن جا که تا کنون نتیجه ای را به دست نیاورده طبق اصل نهی از منکر که تکلیفی الهی و خدشه ناپذیر است قصد دارد افکار عمومی را برای مقابله با منکرات موجود در نهاد مذکور به کار بگیرد.

اگر آن چه که حسین منصف می گوید صحت داشته باشد – که ظاهراً دارد – رفتار او نه تنها خلاف هیچ قانونی نیست بلکه لبیک به ندای رهبری انقلاب در ضرورت امر به معروف و نهی از منکر نسبت به مسئولان می باشد.

فارغ از مباحث طرح شده، مسئولان سیاسی، امنیتی و قضایی شهرستان بابل در محک امتحانی دشوار قرار گرفته اند. آنها به خوبی می دانند که تنها با صدور حکم اعدام است که شاید بتوانند صدای اعتراض منصف را خاموش کنند. هر گونه رفتار عجولانه ای از سوی دستگاه های ذی ربط در برخورد با حسین منصف باعث کدورت افکار عمومی نسبت به سلامت برخی دستگاه ها گردیده و جبهه مؤمنان را دچار سرخوردگی خواهد کرد. مسئولان نهادهای ذی ربط اگر می خواهند مسئله ای کوچک و درون شهری را به یک معضل و بحران برای نظام تبدیل نموده و بابل و حواشی مربوط به برخی ادارات این شهر را مانند یک بمب خبری در رسانه های داخلی و خارجی منفجر کنند بهترین روش امنیتی ساختن این ماجراست.

راقم این سطور در مقامی نیست که بخواهد کسی یا مقامی را مورد تهدید قرار دهد. آن چه که بیان شده تجربه آزموده شده در موارد مشابه است که نشان می دهد حل چنین گره هایی تنها در چارچوب عقلانیت درون گفتمانی انقلاب اسلامی و با تدبیر به سرانجام خواهد رسید.

اکنون که این مسائل به سطح جامعه کشیده شده مردم شهرستان بابل حق دارند که بدانند مسئولان نهادهای ذی ربط برای پیگیری تخلفات طرح شده درباره شهرداری چه برنامه و اراده ای از خود نشان خواهند داد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی دکتر سفیدچیان را آب برد!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ۰۱:۳۲ ب.ظ


اشاره: این خاطره جالب مربوط به اواسط دهه شصت، یعنی زمانی است که دکتر علی رضا سفیدچیان، از پزشکان متخصص و متعهد شهرستان بابل، در سنین نوجوانی، دوره آموزشی پیش از اعزام به جبهه را در پادگان گهرباران ساری می گذراند. خاطره زیر، بریده ای از مجموعه خاطرات دوران جنگ حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی است که به زودی در قالب کتابی مستقل روانه بازار خواهد شد:

... دوباره به گهرباران بازگشتیم تا پس از یک هفته اردوی فیروزکوه که آخرین مرحله دوره آموزشی ما محسوب می شد به خانه برگردیم. سر و وضعمان به خاطر زندگی یک هفته ای در خاک و خل و چادر و تمرین های طاقت فرسا در دل کوه و صحرا، حسابی کثیف و آلوده بود. از طرفی در مدت حضور در پادگان ساری، با این که چند متر بیشتر با دریا فاصله نداشتیم اجازه شنا به ما نداده بودند. بهانه خوبی بود تا مسئولان را راضی کنیم اجازه بدهند با استفاده از این فرصت در آب دریا شنا کنیم.

آن روز دریا وضعیت بدی داشت. موج ها به گونه ای بود که آدم را به دل دریا می کشاند. داشتم در آب شنا می کردم که احساس کردم دریا دارد مرا به داخل می کشد. شنا بلد بودم، اما هر چه دست و پا می زدم حریف آب نمی شدم. یک نفر دیگر هم جلوی من در همین وضعیّت بود که پایش دائم به سرم می خورد و تعادلم را بر هم می زد. توانم را از دست داده بودم. هر جوری بود خودم را جلو کشیدم و توانستم روی پایم بایستم. همین وقت متوجه شدم عده ای دارند داد می زنند: غرق شد، غرق شد، بگیرش ...

سرم را برگرداندم. دیدم یک نفر دارد دست و پا می زند و آب او را به دل دریا می کشاند. چند نفر هم برای کمک به طرفش رفتند. همان جا ایستادم تا اگر کاری از دستم ساخته است کمک کنم. خوب که دقت کردم دیدم علی رضا سفیدچیان بود که داشت غرق می شد. او را از دریا بیرون کشیدند. نگران شدم. همراه بقیه به ساحل رفتم. علی رضا از حال رفته بود. طبق آموزش هایی که دیده بودیم شروع کردیم به فشار دادن شکمش. هر چه فشار می دادیم باز هم آب از دهانش بیرون می ریخت. بلندش کردیم و بردیمش به طرف درمانگاه. دست و پاهایش را طوری گرفته بودیم که صورت و شکمش به سمت زمین باشد. همان طور که می رفتیم باز هم از دهانش آب خارج می شد. قدری هوش بود و گاهی هم حرفی می زد. توی درمانگاه هم  باز آب بود که همراه برنج از شکمش خارج می شد. از آن جا او را با آمبولانس به بیمارستان بردند. یکی دو روز بعد، حالش خوب شد و به بابل بازگشت.

برایم تعریف کرد وقتی که داشت غرق می شد، هر چه فریاد می زد و کمک می خواست کسی متوجه نمی شد. هیچ کس نه او را می دید و نه صدایش را می شنید. از همه جا قطع امید کرده بود. احساس کرد دیگر کارش تمام است. یک لحظه از امام زمان (عج) خواست تا در این شرایط که کاری از دست کسی ساخته نیست کمکش کند. می گفت: تا به امام زمان توسل کردم، متوجه شدم عده ای فریاد می زنند و مرا با دست نشان می دهند...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آسمان بار امانت نتوانست کشید

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۳، ۱۰:۴۹ ب.ظ


زیارت قبور مطهر شهدای مدافع حرم در بهشت معصومه سلام الله علیها (ویژه طلاب روحیه)

همراه با زیارت عاشورا و صرف صبحانه

با حضور حجت الاسلام ایزدهی

جمعه هشت صبح، قم میدان هفتاد و دو تن

  • سیدحمید مشتاقی نیا