اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۹ دی ۰۱، ۲۰:۴۶ - م ج الف
    متشکر

۴۶۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بابل دارالمومنین» ثبت شده است

ننه مکرمه

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۰ بهمن ۱۴۰۱، ۰۹:۳۱ ب.ظ

 

ننه مکرمه یا همان مکرمه قنبری، بانوی روستایی در شهرستان بابل است که بدون سواد خواندن و نوشتن و گذراندن دوره های علمی و مقدماتی، به یکی از درخشان ترین چهره های هنری جهان تبدیل شد. جالب است بدانید ورود این بانو به عرصه هنر در سن 67 سالگی بوده است.

قبل از آنکه توضیحات ویکی پدیا را بخوانید خوب است دو نکته را مورد توجه قرار دهیم:

یکی اینکه متأسفانه خیلی از همشهریان ما هنوز از خانه موزه آثار این بانوی هنرمند بازدیدی نداشته اند و به عبارت دقیق تر خیلی از همشهریان هنوز نامی از او نشنیده اند.

نکته دیگر اینکه یاد بگیریم اراده انسان بالاترین نعمت خدادادی است که بر همه داده های عالم مادی تسلط و برتری دارد. برای شروع، هیچ گاه دیر نیست. بیسواد باشی، روستایی باشی، پیر باشی، استاد نداشته باشی، باز هم میتوانی کاری بزرگ را شروع کنی و جهانی را از توان و شکوفایی استعداد خود به حیرت وا داری. 

 

مکرمه قنبری (شناخته شده به نام ننه مکرمه)، (متولد: ۱۳۰۷ (۱۹۲۸) در دری‌کنده بابل، ایران - درگذشت: ۲ آبان ۱۳۸۴ (اکتبر ۲۰۰۵) نقاش سبک پست مدرنیسم بود که به خاطر نقاشی‌هایش به شهرت جهانی رسید.

نقاشی‌های وی موجب شد تا به عنوان بانوی سال نقاش در سال ۲۰۰۱ توسط دوازدهمین کنفرانس ایران‌شناسی در دانشگاه دولتی سوئد، معرفی شود.[۱]

مکرمه تحصیلات دانشگاهی و سواد خواندن و نوشتن نداشت و دوره علمی هم نگذرانده بود. او در سن ۶۷ سالگی نقاشی را شروع کرد[۲] و نخستین نمایشگاه او در سال ۱۳۷۴ در گالری سیحون بر پا شد.[۲] اولین بار در سال ۱۹۹۸ فیلمی از مکرّمه و آثار او توسط مجید ماهیچی ساخته شد.

نمایشگاه‌های بسیاری از آثار مکرمه در سراسر دنیا برگزار شده و هر ساله برگزار می‌شود. مکرمه که خانه‌اش جزء میراث فرهنگی کشور به ثبت رسیده و به موزه تبدیل شده، هر ساله پذیرای بازدیدکنندگان فراوانی از سراسر دنیاست. خانه موزه مکرمه همکاری‌های بسیاری با موزه‌های مختلف دنیا از جمله موزه باورز در ایالت کالیفرنیا داشته که ماحصل آن برپایی نمایشگاه‌هایی در کالیفرنیا بوده و سایر کشورها بوده‌است.

فیلم مستند[ویرایش]

  • مکرمه، خاطرات و رؤیاها،[۳] عنوان فیلمی مستند است که ابراهیم مختاری در مرداد سال ۱۳۹۲ ساخته و توسط مؤسسه فرهنگ و هنر رها فیلم انتشار یافت و جوایز بسیاری را از آن خود کرد.
  • در سال ۱۳۸۰ هالی کارگردان و مستندساز معروف آمریکایی مستندی از این نقاش بین‌المللی و خودآموخته ایرانی ساخته است.
  • سیدحمید مشتاقی نیا

قدر آدم های با وجدان

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳۰ دی ۱۴۰۱، ۰۵:۴۵ ق.ظ

وصل کردن علمک گاز

 

دوستی از بابل تماس گرفت گفت گاز منزلشان قطع شده بود. در این وانفسای افت فشار گاز که سر کارمندان اداره مربوطه هم قطعا حسابی شلوغ است تماس گرفت و مشکل را در میان گذاشت. کارمندی که گوشی را برداشت راهنمایی کرد که علمک گاز را چگونه کنترل کند و... دوست ما هم این کار را انجام داد و گاز خانه اش وصل شد.

نکته اینجاست چند دقیقه ای نگذشت که از شرکت گاز با او تماس گرفتند و پیگیر وضعیت شدند و اعلام آمادگی کردند که اگر مشکل برطرف نشده خودشان بیایند برای سرکشی و... که دوست ما هم حسابی خوشحال شد و از آنها تشکر کرد.

برای من هم این رفتار کارمند با وجدان شرکت گاز بابل جالب و قابل تقدیر بود گفتم به سهم خودم از وجدان و مسئولیت پذیری چنین افرادی که وجودشان نعمت و منشأ خیر است تشکر کنم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مطالبه گری قانونی به بن بست می رسد؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۵ دی ۱۴۰۱، ۰۳:۲۲ ب.ظ

photo_2023-01-05_13-57-35_z9ql.jpg

 

راه درست مطالبه گری، ورود از مجرای قانون و استفاده از ظرفیتهای رسانه ای و قانونی کشور است و هر رفتاری که در رنگ و قالب آشوبگری و تعارض با قانون باشد قابل تأیید نیست؛ اما مسئولان نیز باید به گونه ای رفتار نمایند که مردم باور کنند قانون ظرفیت احقاق حقوق آنان را دارد.

اینکه یک جوان بسیجی عدالتخواه را به خاطر امربه معروف و نهی از منکر، با پرونده سازی و درج اتهام تشویش اذهان و ... به محکمه بکشانیم و یا مجوز تجمع و بیان اعتراضات قانونی را ندهیم در تضاد با دعوت به قانونمندی در جریان مطالبه گری است.

یک رفتار دیگر مسئولان که باعث بی اعتمادی جامعه به ظرفیتهای قانون برای احقاق حق میشود بی اعتنایی به خواسته های قانونی است.

یک مثالش میشود همین جریان افزایش یکباره قبوض تلفن ثابت. با اینکه نمایندگان مجلس، شورای رقابت و سازمان بازرسی کل کشور در اظهارنظرهای علنی به غیرقانونی بودن این افزایش قیمت صحه گذاشته اند اما گوش شرکت مخابرات به این اعتراضها بدهکار نبوده و همچنان بر تعرض خود نسبت به حقوق مردم ادامه می دهد. به نظر شما وقوع چنین مسائلی مانند آنچه که در جریان بی اعتنایی شرکتهای خودرو ساز به مطالبه گری و تذکرات مسئولان عالی نظام رخ داد مردم را به چارچوبهای قانونی مطالبه گری امیدوار میسازد یا ناامید؟

یک نمونه دیگر اتفاقی است که در شهرستان بابل رخ داده است. دفن انبوه زباله در منطقه جنگلی روستای انجیل سی باعث نابودی گسترده طبیعت در این نقطه گردیده است. برای مردم عجیب است که چگونه میتوان داعیه دلسوزی برای منابع طبیعی را در ویران سازی کلبه قدیمی چند ساکن بومی جنگل پذیرفت اما بی اعتنایی به تخریب گسترده جنگل و مرگ پرندگان و حیواناتی که از شیرآبه زباله ها تغذیه کرده اند و از بین رفتن سریع طبیعت و بافت محیط را نادیده انگاشت؟

جالب است بدانید عده ای از اهالی فرهیخته این منطقه جنگلی با استفاده از ظرفیتهای قانونی به مطالبه گری پرداخته و در نهایت موفق شدند در دادگاههای بدوی و تجدیدنظر حکمی قطعی مبنی بر ممنوعیت تخلیه زباله در جنگل مذکور را دریافت نمایند. اما نهادهای ذی ربط چشم بر این دستور قانونی بسته و اقدامی برای تغییر مکان دفن زباله صورت نداده اند.

با این وصف مردم چگونه میتوانند به ادعای قانونمداری مسئولان و تبعیت آنها از احکام قانونی اعتماد نموده و مطالبه گری در چارچوب ظرفیتهای رسمی کشور را راه دستیابی به حقوق طبیعی خود برشمارند؟ بعضی مسئولان با بی توجهی به وظایف خود در قبال حفظ نظام اسلامی و تقویت باورهای عمومی، مردم را خواسته یا ناخواسته به مسیری سوق میدهند که مطلوب معاندان و باعث خشنودی جبهه ضدانقلاب باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تحفه یلدایی تقدیم به یک پاسدار ولایت

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱ دی ۱۴۰۱، ۰۷:۳۹ ق.ظ

photo_2022-12-22_06-32-26_qrg4.jpg

 

خودش گفته که همه چیز را برای بشر می خواهد. اومانیسم حقیقی را باید در مکتب عاشقانه خدا جست، در نگاه تمامیت خواه او به مسجود جن و ملک؛ آن جا که تمام عالم را مسخّر و در استیلای اشرف مخلوقاتش آفریده است. خدا می گوید به خودت برس تا به من برسی؛ من عَرَف نفسه ... او همه چیز را برای انسان می خواهد و انسان را برای خودش که ملکوت انسان ورای جسم و هر آنچه که در منظر جهان مادی است، بازگشت به مبدأ کمال و همرنگی با معبود است. صبغةالله و من احسن من الله صبغه... برنده زندگی کسی است که به خدا برسد و خدایی کند.

پاسداری از حریم دل، شرط پاسداری از حرم دلدار است. نصرت محتوم خدا شامل صاحبدلانی است که ترجمان توحید را سوره اخلاص دانسته و به هر چه از جنس ناخالصی است، نه گفته اند و جز در آینه وجود یار، وجودی را معتبر ندانسته اند.

اصلا برای همین است که واژه شهدا و صدیقین در جوار و مکمل و مبیّن هم ذکر شده اند. آن که شهیدانه زیسته و شهیدانه بار سفر بسته، با خدای خودش در نهان و آشکار صادق و رو راست و یکرنگ است و باطن اعتقادش به وحدانیت و معاد، خرده شیشه و ناخالصی و غشّ در معامله ندارد.

سید محمد حسین نژاد عارف طریقت خانقاه بازی دراز و از آن دست سبز پوشان راست قامتی است که پاسداری از معارف قرآن را نه در چارچوب خشک و مرسوم سازمانی که رسالت فطری عبادالله الصالحین دانسته و مبتنی بر این فهم عمیق، تار و پود وجودش را با نور وصال و رایحه معراج حق در آمیخته است. نمونه ای از خرمن تربیت یافتگان مکتب کمال و تعالی و مست جام شیدایی و مدهوش روشنای سپیده بیداری و معرفت است.

او از تبار راهیان وادی ومنهم من ینتظر است که مهر دلباختگی اش را در سالها استقامت و معرکه پایداری صراط عملی حق و نیز در خلوت مجاهدت نفس، در طومار حَلّت بِفِنائِک دُردانه هستی جای داده است.

سید محمد ما با آن چه داشته و دارد –جان و مال و آبرو- بر عهد ازلی خویش با انقلاب نورانی وحی ایستاد و ایستاده و در فتنه های هزار رنگ و پر شرر درون و برون، پای اراده اش مسیر رستگاری و سبیل عاشورایی حق را برگزیده و به برکت گوشه چشم حضرت مادر، در زمره الذین انعم الله علیهم، حُسن ختام حیات ظاهری اش شهد جاودانگی و پیوست به قافله کربلاییان تاریخ خواهد بود؛ ان شاءالله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وحید اشتری و سرباز بابلی

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۱، ۰۶:۴۵ ب.ظ

وحید اشتری

 

آنطور که در رسانه های مجازی نقل شده وحید اشتری از فعالان عرصه عدالتخواهی بابت افشاگری مربوط به موضوع سیسمونی گیت قالیباف به بیش از یکسال زندان قطعی محکوم شده. در گوشه ای از حکم آمده که بابت جریان سرباز بابلی هم به سه ماه حبس قطعی تعزیری محکوم گردیده است.

جریان قالیباف و رویکردی که نظام هر چند وقت یکبار نسبت به محوریت و صیانت از یک شخص به خود میگیرد، یک روز هاشمی رفسنجانی، یک روز ناطق نوری، یک روز علی لاریجانی و یک روز قالیباف تبدیل به تابو می شوند بحث مفصل و مستقلی طلب می کند که فعلا واردش نمیشوم.

اما درباره سرباز بابلی باید یاداور شوم که بعد از ادعای سرباز مبنی بر سیلی خوردن از بازپرس در دادگستری بابل، سرهنگ نیروی انتظامی حامی وی نیز بلافاصله از مسئولیت خود در دادگستری عزل شد. ریاست دادگستری مازندران با تدبیر خود جلسه ای تشکیل داد و بازپرس مذکور اقدام به عذرخواهی از سرباز بابلی با نام محمدحسن کریمی نمود. محمد حسن و پدرش که دکتر داروساز است با عذرخواهی بازپرس و وساطت حجت الاسلام اکبری رییس دادگستری مازندران که فردی پخته و دارای تدبیر است از شکایت خود گذشتند.

ستاد کل نیروهای مسلح نیز بیانیه ای رسمی صادر کرد و نسبت به برخورد بد بعضی کارکنان نهاد قضا با سربازان اظهار تاسف کرد. سیمای جمهوری اسلامی در چند برنامه پر بیننده اقدام به تقبیح رفتار بازپرس و دلجویی از سرباز بابلی نمود.

سرباز بابلی در مراسمی که توسط حوزه هنری گرفته شد مورد تجلیل قرار گرفت.

از ابتدا تا انتهای ماجرای سرباز بابلی، تیم مستحکم و یکپارچه فعالان مجازی انقلابی شهرستان بابل و استان مازندران به طور قاطع به حمایت و پوشش رسانه ای واقعه پرداختند تا جایی که یکی از اعضای فاسد شورای سابق این شهر که همواره کینه نیروهای انقلاب را به دل داشته و در نقش اپوزیسیون خودنمایی میکرد این بار برای تشکیک در ماجرا و تضعیف انقلابیها چاره ای جز حمایت از نهاد قضا نداشت که البه مضحکه عام و خاص واقع شد. بارها فعالان انقلابی استانهای مختلف این تعبیر را به کار بردند که برای اولین بار کنش گری نیروهای حزب اللهی فعال در فضای مجازی توانست با پیش دستی نسبت به رسانه های بیگانه و اجانب منجر به مطالبه گری و دفاع از حقوق یک مظلوم در مقابل لایه هایی منتسب به نظام شود.

با این حال با مرور زمان شاهد آن هستیم دلخوری و لجبازی بعضی عزیزان قضایی بالاخره تبدیل به حکم قضایی علیه وحید اشتری شد که ورودش به ماجرای سرباز بابلی ضریب فوق العاده ای به پوشش این خبر داده بود. حالا او به اتهام نشر اکاذیب!! در ماجرای این سرباز باید به زندان برود! سیاهه ای از بعضی احکام قضایی نسبت به فعالان مطالبه گر جبهه انقلاب مانند طلبه سیرجانی و... حتی خودی ها را در عدالت و انصاف و منطق بعضی حضرات دچار شک و شبهه نموده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ناهماهنگی مضحک مسئولان در مازندران

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۱، ۱۱:۱۹ ق.ظ

photo_2022-12-17_10-12-39_2upu.jpg

 

صادق کیان نژاد امیری یک بسیجی و نویسنده موفق و مدیری کارآمد است که نه تنها شغلش که شخصیتی فرهنگی و خودساخته دارد و معلمی، جزیی از سلوک مستمر اوست.

از چند ماه پیش بحث انتصاب وی به عنوان بخشدار گتاب در شهرستان بابل مطرح بود.

به تازگی بالاخره با تایید وزارت کشور، حکم انتصاب او به امضای استاندار رسید و در کارتابل فرمانداری ویژه بابل قرار گرفت و حتی قرار جلسه معارفه نیز معین شد که ناگهان لغو گردید.

علت لغو جلسه معارفه، مخالفت یکی از نمایندگان بابل در مجلس یعنی آقای کریمی عنوان شد.

آقای کریمی اما در پیگیری دوستان اینگونه بیان داشت که مخالفتی با انتصاب شخص صادق نداشته و تنها تذکری که به وزیر کشور داده مربوط به بیش از یک ماه قبل در خصوص به کارگیری غیرقانونی و بیش از حد نصاب نیروهای خارج از فرمانداری در این مجموعه بوده که البته فقط مختص به بابل نیست. اگر این تذکر مورد قبول استاندار بود نباید اصلا حکم صادق را امضا میزد و اگر این تذکر را قبول نداشت نباید جلسه معارفه را لغو می نمود.

دعوای حضرات بماند برای خودشان؛ اما از نگاه یک مخاطب بی طرف، این نوع تصمیم گیری ها و شل کن سفت کن ها فارغ از اینکه از ناحیه کدام فرد یا گروهی سر می زند بی تردید بیانگر آشفتگی و سوءتدبیر مسئولان است. وقتی مسئولان نتوانند از روی نظم و هماهنگی در حد انتصاب یک بخشدار اقدامی مثبت انجام دهند و دچار چنین اختلافات پیش پا افتاده ای میشوند چگونه می توان از مردم انتظار داشت به درایت و نظم و هماهنگی مسئولان در حل مشکلات کشور امیدوار باشند؟

ابدا با دوستانی که معتقدند در این کش مکش های سیاسی، شخصیت جوان توانمند و موفقی چون صادق کیان نژاد مورد آسیب و خدشه قرار گرفت موافق نیستم. منزلت این بسیجی خط شکن انقلاب که در بزنگاههای حساس با عمل به رسالت مطالبه گری خود هزینه هایی گزاف نیز برای آرمانهای اسلام و نظام پرداخت نموده با چنین رخدادهایی خفیف نمی شود؛ اما تا دلتان بخواهد ضعف و ناتوانی و سرگشتگی فرماندار و استاندار و نمایندگان و... برای چندمین بار در ذهن مردم تداعی و ثبت و ضبط خواهد شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پرچم هیأتهای مذهبی بابل بالاست!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۴ آذر ۱۴۰۱، ۰۷:۳۱ ب.ظ

photo_2022-12-05_18-27-19_bycj.jpg

 

و من یعظّم شعائر الله فانّها من تقوی القلوب، نقشه راه تبلیغی کتاب خدا در اهتزاز بیرق حقیقت و تقویت فکری و معنوی جبهه فرهنگی اسلام است که در چارچوب وذکّرهم ایام الله، انتقال پیام سعادت و اشاعه باور هدایت و پویش طریقت حق را بر علمداران مکتب وحی، بایسته و لازم شمرده است.

خدمات متقابل انقلاب اسلامی و هیئات مذهبی قابل شماره نیست. به فرموده پیر میکده جماران، محرّم و صفر و محافل اشک و روضه است که جان مایه نهضت مکرر عاشورا در آخرالزمان حاکمیت پوشالی تمدن غرب قرار گرفته و انقلاب جهانی اسلام را در بهمن 57 برای زمینه سازی ظهور منجی بشریت و احیای اندیشه ظلم ستیزی و تحقق حیات انسانی و الهی جوامع، رقم زده است و کیست که نداند انقلاب برآمده از مجالس روضه و معارف عاشورایی فقه حسینی، خود یاریگر درخت تناور هیئات مذهبی و مقوّم مجالس معرفتی توسل و ذکر و استعانت از سفینةالنجاة عالم مادی و مصباح الهداء ظلمات حیرانی تا سرمنزل رستگاری و جاودانگی بوده است؟

به رغم برخی نقدها و تبصره ها هنوز هم باید افتخار کرد که ذات نورانی برگرفته از عقیق سرخ جهاد و شهادت نظام اسلامی، جبهه الحاد و التقاط و طاغوت را در نشیب تقابل با ریشه های قرآنی و عاشورایی انقلاب به رسوایی کشانده و ماهیت پلید جریانهای فاسد را در مصاف با اصالت حاکمیت الله برملا ساخته است.

نظام دیوان سالاری کشور بی عیب و نقص نیست. اساس فریضه امر به معروف و نهی از منکر و تأکید رهبری انقلاب بر ضرورت مطالبه گری و عدالتخواهی، رسالتی است که بستر سلامت نظام و صیانت از حقوق ملت و نسخه اصلاح کژی ها را ترسیم می نماید؛ اما بی شک، نظام ولایی اسلام که خون آورد هزاران لاله گلگون کفن و بی نام و نشان مُلک امام زمان است، با هیاهوی پوچ جماعتی فریب خورده و عناصری هرز و هیز و میوه های کرم خورده فضای مجازی قابل معامله و تغییر نیست.

هیأت های مذهبی که همواره بعنوان کارگاه انسان سازی و پایگاه تربیت نیروهای پیش رو در تمدن اسلامی، نقشی اساسی و سازنده در تأمین منابع انسانی و فکری و فرهنگی در همه چالش های ریز و درشت تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب اسلامی از مصاف با گروهکهای مسلح و حضور در خطوط مقدم جنگ تحمیلی تا فرو نشاندن فتنه ها و درخشش در جبهه بین المللی اسلام و دفاع از حرم آل الله و... داشته اند در آوردگاه ستیز با شبهات اغواگر جریان معاند و غوغا سالاری پیاده نظام تراوای مجازی نیز پای عهد خویش با پیام زینبی قافله مستدام نینوا ایستاده و حضور حماسی سپاه توحید را در لبیک به هل من ناصر امام عشق و دلدادگی، جلوه ای دوباره می بخشند.

چهارشنبه، ساعت 18:30 حرکت عظیم هیأت های مذهبی بابل متشکل از خیل جوانان مکتب فاطمی و مدافعان حریم ولایت و جان نثاران حرم قدسی اسلام انقلابی در شب شهادت بانوی ممتاز عالم خلقت و آموزگار آئین نجابت و قداست و آزادگی زنان مردآفرین و حیات بخش و انسان ساز، از آستان امامزاده قاسم تا دانشگاه صنعتی نوشیروانی که مصلای آن قدمگاه 1750 شهید خطه دارالمومنین است، شکوه ماندگار نسل بیداری و ایمان و حماسه و ایثار و بصیرت را در کتاب عزت و سرافرازی و افتخار دیار عالمان و شهدا و نخبگان و فرهیختگان ثبت و ضبط می نماید.

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

محمدزمان شالیکار، سرهنگی که سردار است!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۶ آذر ۱۴۰۱، ۱۱:۳۰ ق.ظ

کشف ۵ تن چوب جنگلی قاچاق در بابل 

 

فیلم سینمایی گشت ارشاد که بعدها پس از ساخت قسمت دوم، به گشت یک معروف شد با کارگردانی سعید سهیلی در سال 1390 تلاش کرد تا به نمایندگی از جامعه شبه روشنفکر خودباخته سر خوش از تغافل و تافته جدابافته از مردم -که بالاترین دغدغه ذهنی شان گعده های مختلط شبانه و دود و دم و عیش و نوش است و مطالبه ای فراتر از حیطه شکم و حومه ندارند- مواجهه با منکر بدحجابی و مفاسد اجتماعی را مورد هجو و تمسخر قرار داده و نخستین گام رسمی را در قالب فیلمی سخیف با بهره گیری از اموال و ابزار بیت المال برای تقابل با آمران به معروف بر دارد.

شیطنت این فیلم در زیر پوسته لودگی و هجو، تخریب وجهه بسیج و ایجاد تمایز و فاصله بین نیروی انتظامی با احکام شرع بود. در چند صحنه فیلم تلاش شد اینگونه وانمود شود که  نیروی انتظامی مسیرش از خط و مشی جامعه دینی جداست و انگیزه ای برای مواجهه با هنجارشکنی ندارد.

خط جدا سازی یا بعبارتی جدا نمایی بین نیروی انتظامی با نهادها و مجموعه های انقلابی و دینی البته بارها در گفتار و نوشتار بعضی دیگر از فعالان رسانه ای وابسته به جریان فکری غیر انقلابی نیز پدیدار گردید. همان خطی که در دهه هشتاد موفق شد بسیج را از عرصه حفظ امنیت عمومی حذف کند در ادامه تلاش کرد تا نیروی انتظامی را از اجرای احکام دین، منصرف و بی انگیزه سازد.

به موازات این خط که رویکردی فرهنگی در راستای احاطه روح بی مبالاتی و هرزگی را دنبال می نمود، نگاه مشکوک دیگری نیز در بعضی سیاسیون برای جدا سازی نیروی انتظامی از جبهه فکری انقلاب اسلامی خودنمایی کرد.

حسن روحانی رییس جمهور وقت در تاریخ پنجم اردیبهشت سال نود و چهار درباره راهبرد اجرایی نیروی انتظامی این عبارت عجیب را بر زبان آورد: "وظیفه پلیس اجرای قانون است، نه اسلام!"

ایجاد تقابل فرضی بین قانون و اسلام، یادآور همان کج سلیقگی بعضی دوستان در ایجاد فرضیه دوگانگی بین عدالت و ولایت است که با نص صریح کلام رهبری در تنافی است: "مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت خواهی است". 5/6/1382

ناگفته پیداست که قوانین جمهوری اسلامی اعم از قانون اساسی یا مصوبات مجلس پیش از ابلاغ به تأیید فقهای عادل و مشرف به احکام شرع می رسد و تنها فرضی که ممکن است تقابل بین اسلام و قانون را محتمل سازد قوانین ابلاغی دستگاههای دولتی است. طبیعی است بر فرض بروز چنین دوگانه ای هم سطح اعتقادی و بینش مذهبی دستگاه انتظامی در نگاه کلان اجازه خروج از چارچوب دین را نخواهد داد. فرماندهان و مأموران متدین انتظامی بهتر از هر کس میدانند که مشروعیت قوانین در نظام اسلامی منوط به تطبیق با شریعت است.

تلاش مذبوحانه برای جدا سازی نیروی انتظامی از پیکره جامعه اسلامی مشابه اراده مشکوکی است که در ابتدای سالهای پیروزی انقلاب برای تعطیلی ارتش ظهور پیدا کرد. آنجا هم البته باز همین جناب روحانی بود که بر خلاف نظر دلسوزان مجربی چون شهید دکتر مصطفی چمران دنبال انحلال ارتش بود. ارتشی که کمی بعد، از شکست حصر آبادان تا مرصاد الهی در مواجهه با جبهه نفاق و الحاد، خوش درخشید و به تعبیر زیبای مقام مظعم رهبری به وصف "ارتش حزب الله" مزیّن شد.

برخلاف آشوبهای دهه هفتاد و هشتاد و نود که به طور معمول به بهانه مشکلات معیشتی و رفاهی و ... شکل میگرفت در دو ماه اخیر، دسترنج جریان نفوذ فرهنگی که اقدامات نرم و مخرّب بر ضد احیای ارزشهای دینی را از ابتدای دهه نود رسماً آغاز کرده بود، ثمر داد و تعدادی از جوانها و نوجوانهای ناآشنا با اهداف و آرمانهای نظام تمدن ساز اسلامی و فریب خورده جریان شبه روشنفکری غربزده عریان پرست و هرزه گرد و سلبریتی های عیّاش و بی درد به برکت اسب تراوای مجازی به میدان تقابل با اصل حاکمیت دینی کشانده شدند. بالاترین ضربه دست پرورده های فضای آلوده مجازی نه فقط بر پیکر دین که به اساس انسانیت و شرافت بود که سطح مطالبات و دغدغه های ملت را به نازل ترین وجه ممکن در تراز کشف حجاب و آغوش رایگان و سلف مختلط تقلیل داده و تحریف نمودند.

نیروی انتظامی اما بی توجه به خدعه جاده صاف کن های اجرای سند 2030 یونسکو در ترویج ابتذال فکری و بی بند و باری مطلوب نگاه غرب، مردانه در مصاف با فریب خوردگان و اشرار ایستاد و با دست خالی از سلاح گرم، در مقابل هجمه دشنه و آتش و گلوله اوباش ایستادگی نمود و به موازات دیگر مجموعه های ارزشی چون سپاه و بسیج عرصه را بر شرارت و ناامنی و هرج و مرج تنگ ساخت و مجالی برای عرض اندام معاندان و سرباز پیاده های فریب خورده شان باقی نگذاشت و ثابت کرد که مانند دلاور مردان ارتش جمهوری اسلامی در دوران دفاع مقدس در حریم اندیشه حزب الله و در ساحت تفکر جهانی انقلاب عاشورایی 57 زمینه ساز ظهور منجی بشریت خواهد بود، ان شاءالله.

نیروی انتظامی مثل هر مجموعه دیگری خالی از ضعف و اشتباه نیست که این قلم نیز هیچگاه از بیان آن ابا نداشته اما نقش حیاتی این نهاد مستحکم در برهه حساس کنونی هرگز از حافظه تاریخی امت آخرالزمانی رسول الله محو نخواهد شد.

قدردانی از زحمات همه مجاهدان بی ادعای نیروی انتظامی و بسیج و سپاه و واجا و خانواده های مقاومشان که روزها و شبهای پر اضطراب و بمباران روانی و تبلیغی بدخواهان را به جان خریده و از طریقت خطیر دفاع از حرم مقدس جمهوری اسلامی پا پس نکشیدند وظیفه ای همگانی و تعلل ناپذیر است.

در این بین به سهم خود از فرمانده غیور انتظامی شهرستان بابل سرهنگ بسیجی محمدزمان شالیکار به پاس رشادت و ایستادگی و شهامت و مدیریت هوشمندانه در کنترل آشوبهای پیچیده اخیر تشکر میکنم. خبرگزاری فارس در 26 مهرماه خبر قرار گرفتن نام فرمانده انتظامی بابل در فهرست تحریمهای اروپا را منتشر نمود. از باب تُعرَفُ الاشیاء بِاضدادها، خشم سردمداران جنایت پیشه ای که دستشان به خون صدها هزار کودک و زن و مرد بیگناه در جای جای پهنه گیتی آلوده است را باید به فال نیک گرفت و نشانه حقانیت راه سبز انقلاب اسلامی رهایی بخش مستضعفان قلمداد نمود.

بی شک نام این سرهنگ غیور و رشید نیروی انتظامی در کنار سرداران نامی مرز و بوم کهن ایران قهرمان تا ابد بر تارک افتخارات دیار علویان خواهد درخشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

رییس بی عرضه دانشکده فنی استعفا بدهد

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۵ آبان ۱۴۰۱، ۰۴:۴۶ ق.ظ

دیروز فیلمی رقت بار از تجمع پنجاه شصت نفری دانشجویان دانشکده فنی (دانشگاه صنعتی) بابل منتشر شد که حاوی الفاظ رکیک و شرم آور این عده در لوای مطالبه آزادی بود!

اینکه علت این سطح دریدگی تعدادی دختر و پسر کنار هم چیست را در بعضی تصاویر جنسی مرتبط با حاشیه فعالیت آشوبگران و نیز مشکلات فرهنگی خانواده های آنها میتوان جست. پسرهای رها شده ای که گویا از ادای رکیک ترین الفاظ بی ناموسی حتی مقابل خانواده چاله میدانی خود ابایی ندارند و دختران فاقد شرافتی که در بیان این واژگان شرم آور جنسی همراهی نموده و رسما اعلام میدارند حریم و شئونی برای خود قائل نیستند میخواهند نسخه نجات جامعه را بنویسند؟!

اما

مسئولان دانشکده فنی آنهم در یک شهر مذهبی و انقلابی دو ماه وقت داشتند بابت هنجارشکنی های معدودی جوان لمپن شهوتی چاره ای بیندیشند. یا با آنها برخورد انضباطی کنند یا کار فرهنگی انجام دهند.

تصاویر روز گذشته نشان داد که مسئولان مربوطه در این دوماه قادر به کنترل وضعیت موجود نیستند.

ریاست ضعیف و بی دست و پای دانشکده فنی به چیزی جز استعفا نباید بیندیشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برای پروانه عاشقی که پر کشید

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۵ آبان ۱۴۰۱، ۱۱:۲۷ ق.ظ

photo_2015-08-12_21-13-43_3gxf.jpg

 

او را باید پدر فعالان فرهنگی بابل نامید. از قبل از انقلاب که بعضی از روحانیون هم شهامت مقابله با دژخیمان پهلوی را نداشتند او در قامت یک طلبه بازاری سلسله جلساتی را ترتیب داد که رویش نسل جوان انقلابی مبارز را در اوایل دهه پنجاه رقم زد تا همین سالها تا لحظه ای که توانی در بدن داشت برای مردم و انقلاب، دوید و خسته نشد. از چپ تا راست بابل، از صفاریان و نریمان تا قاسم واثقی و حاج آقا مویدی عضو جلسات قبل از انقلاب او بودند. شاید برایتان جالب باشد بدانید حتی آیت الله محمدی، تولیت مدرسه علمیه روحیه  بابل نیز در ابتدای جوانی در جلسات او شرکت می نمود. هم خودش این موضوع را برای ما تعریف می کرد و از این که بعد از چند دهه هنوز بساط جلسات دایر است و میزبان طیف جوان، خوشحال بود، هم حاج آقا یزدانی از جوانی های آیت الله محمدی بر دقت نظر و پیگیری های علمی او تاکید داشت و خاطره می گفت و از ما میخواست قدر چنین استادی را بدانیم و از او الگو بگیریم.

حاج آقا یزدانی برای انقلاب، عمرش را وقف کرد، آبرو هم داد و بدترین تهمت ها را به جان خرید، نوجوان ماه رویش را هم تقدیم کرد و خودش حالا با کوله باری از خدمت در عرصه تربیت و فرهنگ و نیز مشکل گشایی از ملت راهی دیار جاودانگی شد؛ رحمت الله علیه. افتخار می کنم چند سالی را در محضر و مکتب یزدانی تلمذ کردم و از تجربیات گرانقدرش به خصوص در عرصه انقلابی گری و مبارزه با فساد و کمک به ضعفا بهره بردم، هر چند میان امثال من و قله های عرفان و اخلاص این پدر بزرگوار شهید و خادم بی ادعای مردم فرسنگ ها فاصله است.

در اوج فقر و فشار اقتصادی با تمام شهرتی که داشت نمک گیر مفسدان و تبهکاران و بدنامان اقتصادی شهر نشد ولو با توجیه کار فرهنگی نخواست پولهای مشکوک اهل تزویر، برکت فعالیت های مذهبی و فرهنگی را تحت الشاع قرار دهد. والله با چشم خود دیدم وجهی که برای روزه استیجاری در جیبش داشت و مایه قوت روزانه اش بود، دو دستی تقدیم کرد به بچه های نوجوان مسجد که پول خرید توپ فوتبال نداشتند.

هر جا می شنید بچه های بسیجی مظلوم واقع شده اند خودش را می رساند و از آنها دفاع می کرد. برای همین است که می گویم خیلی حرف و تهمت شنید و ... اما خدا می داند خم به ابرو نیاورد. یکبار هم به شوخی گفت این طرف شهر به من میگویند ابوذر آن طرف می گویند منتظری! و می خندید. نه تعریف و تمجیدها بادی در غبغبش می انداخت نه تحقیر و تهمتها اندوهی به دلش می کشاند. پولاد آبدیده بود این مرد خدا.

پسرش هم می خواست استخدام شود حاضر نشد از نفوذش استفاده کند. نامزد شورا که شد یک تومان خرج نکرد. دوستان و مریدانش برای او مایه گذاشتند. بروید از نمازگزاران مسجد حضرت ابوالفضل بپرسید چگونه آن مسجد  و آن محل را احیا کرد. چه جمعیتی را به مسجد کشاند آنهم در سه وعده نماز. راه خانه اش دور بود. ماشین هم نداشت. پیاده راه می افتاد از بیدآباد تا ایستگاه آمل، نماز شبش را گاه توی راه می خواند. می رسید و چراغ مسجد را روشن می کرد. بچه های حمزه کلا بچه های بیدآباد بچه های مسجد ابوالفضل و... نفس قدسی او چه نیروهایی را تحویل اسلام و انقلاب داد بی هیچ مزد و منتی، بی حب دیده شدن بدون گزارش کار، بدون تبلیغات. اصلا برکت کارهای فرهنگی به همین دیده نشدن است. به قول حاج قاسم به این بلوغ برسیم که نباید دیده شویم.

بگذریم. روحش شاد. امشب محمدعلی، میزبان باباست، سر سفره اباعبدالله؛ اولئک هم الفائزون. خدا کند کبوتر آه دل، سلام جاماندگی مان را به گنبد حریم جاودانگی برساند.

 

پدرمعنوی هیأت‌های مذهبی بابل به دیار حق شتافت

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این راه عشق، پیچ و خمش فرق میکند

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ۰۶:۱۵ ق.ظ

photo_2022-10-20_06-09-53_sk5w.jpg

 

یادش به خیر هر شب جمعه این کلیپ یک دقیقه ای را در اینستا منتشر میکردم. برای خودم که شیرین و جذاب بود؛ هم شعر و موسیقی اش هم نوای گرم آ شیخ اویس صفری که از فضلای دوست داشتنی و بهشتی شهرستان بابل است.

البته بعضی مخاطبان صفحه، به تکرار هفتگی این کلیپ معترض می شدند. بعضی هم استقبال میکردند و خوششان می آمد. عده ای هم شوخی یا جدی برایشان سوال بود که آیا خبری شده است؟ من هم شوخی و جدی جواب میدادم که قرار است اویس شهید بشود!

اینجا میتوانید این کلیپ کوتاه و دلنشین را تماشا کنید:

https://www.aparat.com/v/VJ3hd

  • سیدحمید مشتاقی نیا