اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۵۹۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بابل دارالمومنین» ثبت شده است

خطای ادراکی مهم در سخنان عجیب نبویان

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۵ فروردين ۱۴۰۴، ۱۱:۵۳ ق.ظ

چرا در روابطمان دچار برداشت اشتباه می‌شویم؟! - وب سایت شخصی دکتر پویان مقدم

 

یادداشت وارده، به قلم برادر خوبم احمد امیری:

فارغ از نگاه ساده انگارانه جناب نبویان به مسائل کشور و با عرض تاسف نگاه مغرضانه‌شان نسبت به طیفی از بچه‌های انقلابی، نکته‌ای که در این نوشته قصد پرداختن به آن را دارم سوای از بحث‌هایی است که در این روزها نسبت به موضع‌گیری ایشان صورت گرفته است‌.
بخش مغفول مانده از سخنان ایشان، روح حاکم بر اظهارات وی است که کاملا مبتنی است بر تهدیدات و آسیب‌ها. که در نتیجه‌ی این نگاه، فرصت‌ها و پیروزی‌ها کم رنگ و بنیاد سخنان بر ترس بنا گردیده.
سیدحسن به شهادت رسیده، حزب‌الله ضربه خورده، حماس تضعیف شده، سوریه از دست رفته، ......
اینها واقعیت‌های موجود میدان است، اما تمام واقعیت نیست و مهمترین دلیل بر نقض آن سخنان چند شب پیش رهبری مبنی بر قوی‌تر شدن ما نسبت به یک سال گذشته است.
اما چرا نبویان، این نگاه را دارد؟
به نظر حقیر دو دلیل اصلی وجود دارد:
۱-  اتمسفر حوزه فعالیت ایشان
۲- ظرفیت شخصی

در مجلس جدید، آقای نبویان ترجیح داد که به عضویت در کمیسیون امنیت ملی در آید و موضوع فعالیت در این کمیسیون، بر آسیب‌ها و تهدیدها مبتنی است.
بسیاری از جلسات این کمیسیون، با حضور مسئولان امنیتی و نظامی است، و اکثر موضوع جلسات نیز به تهدیدات کشور و انقلاب و جبهه مقاومت مرتبط است.
اصلا خروجی جلسات با امنیتی ها پر رنگ شدن خطرات است و تداوم این جلسات کاملا بر ادراک فردی که خصوصا واجد ظرفیت لازم نبوده و نگاهی جامع نگر ندارد به خطای ادراکی و جزئی نگری منجر خواهد شد.
فردی که عمده‌ی اوقات کاری اش با موضوعاتی چون تهدیدات منطقه ای و فرامنطقه ای امریکا و رژیم صهیونیستی، بحران های اجتماعی، تهدیدات فرهنگی، اخبار مربوط به قاچاق سلاح، تهدیدات قومیتی و تجزیه طلبان، گزارش خنثی سازی اقدامات تروریستی، گزارش تعطیلی کارخانه ها و تهدیدات بالقوه شورش های کارگری و ...... سپری شود هندسه ذهنی‌اش بر این اخبار منفی ساخته شده و اگر نتواند فرصت‌ها و تهدیدات را با هم ببیند به وضعیتی چنین دچار خواهد شد.
پیشنهاد برادرانه و خیرخواهانه ام به برادر نبویان این است که از آنجا که مطلعم ایشان در به در به دنبال سخن پنهانی و کدی از رهبری است تا با تطبیق اخبار غیرآشکار ایشان وظایف خود را انجام دهد بعد از هر جلسه با چنین موضوعاتی به فیش های امید و قوی شدن کشور در سایت رهبری مراجعه کند که شامل فرمایشات آشکار و قابل اتکا ایشان است و از این خطای ادراکی و محاسباتی ناخواسته رهایی یابد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با معرفتها رفیق نیمه راهند!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۷ اسفند ۱۴۰۳، ۱۱:۵۳ ق.ظ

یادمان سردار شهید یوسف سجودی

 

فرمانده شجاع و با تدبیری بود. یک بار قبل از عملیات داشت سخنرانی می کرد. خبر آوردند برادر طلبه ای که برای شناسایی رفت، تیر و ترکشی خورد و شهید شد. دید بچه ها سرشان را گذاشتند پایین و غمگین شدند. شروع کرد با حرارت صحبت کردن: اینجا حلوا خیرات نمیکنند، میدان میدان جهاد و شهادت است. ما قرار است مثل ابالفضل العباس، مثل حسین بن علی، مثل علی اکبر حسین شهید شویم. دست و پایمان قطع شود، سرمان برود، بدنمان ارباً اربا شود اما عاشورایی بمانیم و حسین را تنها نگذاریم...

حرفهایش انگیزه رزمنده ها را دو چندان کرد.

یکبار در فتح المبین کار گره خورد. یاد اباعبدالله افتاد. بلند شد ایستاد و رجز خواند... هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله... بچه ها روحیه گرفتند و پیش رفتند.

مطلع الفجر موفقیت آمیز نبود. خیلی شهید و مجروح دادیم. برادر خودش هم شهید شده بود. برق ها را خاموش کرد. گفت هر کس می رود برود اما یادمان باشد میدان را خالی کنیم به امام و امت خیانت کرده ایم دشمن جلو می آید... اغلب بچه ها غیرتی شده و ماندند.

داشت بر می گشت بابل برای مرخصی. احساس کرد دوباره جبهه دارد عملیات می شود. قرآن را باز کرد سوره فتح آمد. بی معطلی از همان مسیری که می رفت، به جبهه برگشت و خودش را به عملیات رساند.

بچه ها تشنه شان بود. می دانست آن اطراف آب باریکه ای هست. دلش نیامد کسی را بفرستد. نیروهایش خسته بودند. خودش دو دبه بیست لیتری آب را دست گرفت و رفت. دید چند عراقی مسلح دارند دست و روی شان را می شویند. سلاح نداشت. نمی خواست دست خالی برگردد. دلش را به خدا سپرد و با رعایت اصل غافلگیری رفت جلو و خلع سلاحشان کرد. آنها را هم همراه دبه های آب آورد عقب. از عراقی ها پرسیدند شما که سلاح داشتید چرا اسیر شدید؟ گفتند هیبت و ابهت این مرد ما را گرفت. دست و پایمان شل شد...

می گفت پنج نفر بودیم مسیری را طی می کردیم. دلمان افتاد توسلی به امام زمان پیدا کنیم. حال خوشی به همه دست داد. احساس کردیم عطر دل انگیزی در فضا پیچیده. کسی با خودش عطر و اودکلن نداشت. یکی گفت یعنی آقا دارد به ما توجه می کند؟ همه زدند زیر گریه. چند روزی نگذشت. آن چهار نفر شهید شدند و فقط من ماندم.

خودش هم زیاد نماند. گاهی دوستان شهیدش را اسم می برد و به شان می گفت: بی معرفت ها!

یوسف سجودی فرمانده تیپ1 بود. هم از نظر حماسی هم از نظر معنوی زبانزد رزمنده ها بود. با این حال گاهی می نشست کنار ضریح دانیال نبی، مناجات و حال و هوای رزمنده هایی که برای زیارت به شوش آمده بودند را نگاه می کرد، اشک می ریخت و به حالشان غبطه می خورد. می گفت: اینها از من جلوتر هستند. فرمانده اصلی جبهه این بچه ها هستند...

بر اساس خاطراتی از پرونده شهید در سازمان حفظ و نشر آثار

1- آخرین مسئولیت سردار شهید یوسف سجودی اهل بابل، فرماندهی تیپ سوم لشکر17 علی بن ابیطالب علیه السلام قم بود و در 1363/12/26 عملیات بدر شرق دجله در 26 سالگی به شهادت رسید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ما همه مسئول هستیم

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۵ اسفند ۱۴۰۳، ۰۴:۰۰ ب.ظ

امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه امام علی(ع)

 

با تمام نقدهایی که به امام جمعه بابل دارم اما ایستادگی او در مساله حجاب و پشتیبانی از آمرین به معروف جای تقدیر دارد. باور کنید من دادستان بابل را قبول ندارم اما او هم در مساله حجاب ایستاده و از همین گشت های جسته و گریخته بچه های بسیج حمایت میکند. بابل که اتفاقا شهری سیاسی است و در آشوبهای مختلف دارای محوریت استانی بوده به رغم فعالیت ناهیان از منکر تبدیل به سوریه نشد. مسئولین در سطحی حداقلی نسبت به حجاب توجه نشان میدهند و گاهی تیمهایی برای تذکر اجتماعی فعال میشوند که فعلا همین هم ارزشمند است. شهرهای دیگر هم معطل تحلیلهای آبکی سیاسیون معامله گر نمانند. اگر امام جمعه ها و دادستان ها بیایند وسط نیروی انتظامی هم مجبور به همکاری میشود. بچه های بسیجی با انگیزه و البته صبور پا به میدان بگذارند و نگذارند رسالت امر به معروف و نهی از منکر روی زمین بماند. نظام با پسوند اسلامی است که مقدس شمرده میشود. نگذاریم حیا و عفاف به انزوا رانده شود. امر به معروف و نهی از منکر چه در حوزه مسئولین و چه در حوزه اجتماع را تکلیف شرعی خود بدانیم. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

معاویه درون

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۲ اسفند ۱۴۰۳، ۰۱:۰۰ ب.ظ

مرور خاطرات سریال امام علی (ع) با بازیگر نقش معاویه/ همه عاشق بودیم -  خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

 

در زندگی فردی و اجتماعی خود اسلام را نصفه و نیمه پیاده می کنیم. آن قسمت که به نفعمان است یا راحت و شیرین باشد عمل می کنیم آن قسمت که تلخ و دشوار باشد یا به نفعمان نیست را کنار می گذاریم که هیچ از تتمه معلومات دینی مان برای توجیه این کجراهه بهره می گیریم و همچنان از ساخت سریالی با محوریت معاویه و تقدیس شخصیت مزوّر او گله مندیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

به مناسبت سالروز شهادت

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۲ اسفند ۱۴۰۳، ۰۹:۳۰ ق.ظ

روایت تفحصِ شهید در شب اول محرم - مشرق نیوز

 

وقتی مؤذن به شهر بازگشت

حسن درستی نماز را دوست می داشت. بازی فوتبال هم اگر بود، صدای اذان را می شنید راهش را می کشید می رفت مسجد. از ابتدای جوانی شد مؤذن مسجد محل. صبح ها زمستان بود یا تابستان قبل از اذان بلند می شد می رفت مسجد و اذان می گفت. در مسجد محلشان نماز جماعت صبح برقرار نبود. اذانش که تمام می شد با دوچرخه خودش را می رساند پانصد متر آن طرف تر مسجد دیگری نماز جماعت می خواند. مادر از سر دلسوزی گفت: چه کاری است حالا خودت را زحمت می اندازی؛ این وقت صبح می روی مسجد برای اذان. گفت: حتی اگر یک نفر با صدای اذان من برای نماز بیدار شود می ارزد.

والفجر هشت در خاک عراق مفقود شد. بیست و هفت سال بعد خواستند منطقه را تفحص کنند. روز آخر ماه ذی الحجه بود. گفتند فردا اول محرم است. بد نیست توسلی به سیدالشهدا داشته باشیم. بعد از توسل و روضه و با چشم اشک بار که کار را شروع کردند سرخی پرچم کوچک سه گوشی نظرشان را به خود جلب کرد. خاک را آهسته کنار زدند. روی پرچم نوشته بود یا ثارالله. زیر آن بدن مطهر شهیدی بود که زیر لباس نظامی اش پیراهن مشکی پوشیده بود. مدارک هویتی اش هم کامل بود؛ حسن درستی از بابل.

خبر در شهر پیچید. پوستر شهید همه جا پخش شد. همه جا حرف از حسن بود. حسن باز هم مؤذن شهر شد. یکبار دیگر رایحه جهاد و ایثار و شهادت در کوچه پس کوچه های شهر پیچید. خیلی ها می گفتند ما خواب بودیم بازگشت پیکر حسن، بیدارمان کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بود و نبود شورا

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۴ اسفند ۱۴۰۳، ۱۰:۵۹ ب.ظ

آشنایی با محلات شهر بابل - خونه چی

 

ده بار این مصوبه رفت و آمد و تأیید و تکذیب شد که بالاخره عمر این دوره از شوراهای شهر طولانی میشود یا نه. من با شوراها مخالفم. این شوراها که در واقع نه شورای شهر بلکه شورای شهرداری هستند از نظر هزینه و فایده چقدر خاصیت داشته اند؟ به نظرم انتخابات شورا صرفا مجالی برای پز دموکراسی است.

یک نمونه اش شهر ما بابل که از دیرباز دو مشکل اساسی داشت: دفع زباله و ترافیک. از دهه هفتاد تا به حال چند دور انتخابات شورا برگزار شد؟ چقدر هزینه انتخابات شد؟ اعضای شوراها چقدر حقوق و مزایا گرفتند؟ آن تعداد که رند و آب زیر کاه بودند چقدر برای خود و باند و فامیلشان سوءاستفاده کرده و روی دست بیت المال هزینه گذاشته اند؟ هنوز هم بابل مشکل دفع زباله دارد و ترافیک سنگین آن سرسام آور است. شوراها آمدند و زدند و رقصیدند و رفتند و پوسته آسفالت را عوض کردند و این طرف و آن طرف نمایشگاه زدند و اسم کوچه و خیابان را تغییر دادند و اطرافیانشان را در شهرداری استخدام کردند و... آخرش دو مشکل و معضل اصلی مردم شهر حل نشد که نشد. باور کنید همین قدر حقوق و مزایایی که در این حدود سه دهه عمر شورای بابل صرف گردید اگر یک جا جمع می شد مشکلات بابل هم حل می شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مبارکمان باشد

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۲ اسفند ۱۴۰۳، ۰۴:۰۵ ق.ظ

پیام تبریک انجمن علمی آموزش و توسعه به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان

 

امیدوارم لایق این میهمانی باشیم. امیدوارم به خدا نزدیک تر شویم. ماه خدا، فرصت دوباره نگریستن به زندگی و تولدی دوباره و عود به فطرت است. زمستان غفلت و خمودگی به پایان رسیده و بهار جانها و نوروز بیداری و شکوفایی آغاز گردیده است. از روزه داران واقعی باشیم یا نه دست خودمان است. دست خودمان است در لحظه لحظه زندگی مان با خدا باشیم. دقایق عمرمان با روح نماز و روزه آغشته باشد. خدایا ما را ببخش و در مسیر خودت یاری مان کن. یک جمله ای دارد شهید ارتشی دفاع مقدس، محمدباقر روحی کاشی که ما به انقلاب در اخلاق نیاز داریم. 

اراده کنیم به یاری خدا، روح ما طراوت ازلی خودش را بازیابد. فکر ما، نگرش ما، خلق و خوی ما، سبک زندگی فردی و اجتماعی ما تحول پیدا نموده و با همه وجود، خدایی شویم و به رنگ توحید درآئیم؛ صبغةالله و من احسن من الله صبغة. دلیل همه ناملایمات و کژی ها و سستی ها و غفلتهایمان که در ابعاد فردی و اجتماعی باعث شکست و فاصله گرفتن از اهداف و شعائر دین گردیده، طاغوت باطن ماست. در اخلاق و سیرت خود انقلابی به پا کنیم به برکت این ماه بزرگ و نورانی، ان شاءالله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نیامده، رفت!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۱ اسفند ۱۴۰۳، ۰۹:۰۷ ق.ظ

photo_2025-03-01_08-50-36_mrcj.jpg

 

سید مصطفی میرتبار صلاحیت فرمانداری را ندارد؟

نامه ای در فضای مجازی منتشر شده منتسب به وزارت کشور که سرپرست فرمانداری بابل را که در دولت جدید منصوب گردیده فاقد صلاحیت برای تصدی این کرسی دانسته است. خب اگر دولتی سر کار بود که دنبال رشد و پیشرفت کشور بوده و نگاهی آرمانی و تمدنی داشته باشد من هم با این حرف موافقم اما در دولت پزشکیان با وزرایی چون همتی و ظفرقندی و... یا معاونان دوتابعیتی که اساس انتصابشان خلاف قانون است با مدیرانی که بعضا دهها پرونده سیاسی و اقتصادی در فتنه و پولشویی و... دارند با این حجم شلختگی و بی برنامگی و تمسخر معیشت و نظام جامعه... همین ریاست دانشگاه علوم پزشکی بابل و مسئول اورژانس و ... را ببینید؛ سید مصطفی میرتبار لااقل از این جماعت که بی حاشیه تر است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

همین قدر جدی!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۶ اسفند ۱۴۰۳، ۱۰:۴۰ ق.ظ

photo_2025-02-24_10-37-29_msmb.jpg

 

دو سال از تدفین شهید گمنام در مرزی کلای بابل میگذرد؛ وضعیت بدون شرح.
بدان امید که متولیان امر جدیت و تعهد بیشتری نشان دهند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مدیر نباید سیب زمینی باشد

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ۰۹:۲۱ ق.ظ

توضیح اورژانس تهران درباره ماجرای تعرض در آمبولانس رئیس اورژانس استان  تهران: راوی موضوع را جور دیگری توضیح داده است. پرداختن به این موضوع، بیشتر  با هدف دیده شدن انجام شده

 

تصاویری فرستادند از صفحه مجازی همسر کشف حجاب کرده دکتر لعلی رییس جدید اورژانش بابل که بعله این بابا وقتی نمیتواند همسر خودش را مدیریت کند چطور میخواهد بر عملکرد زیرمجموعه اش نظارت کند؟ یا شاید اساسا خودش هم ملتزم به احکام و قوانین دینی و عرفی و ملی نبوده که طبعاً انتصابش در این پست، تخلف و باطل است.

همزمان داشتم جوابیه سازمان اورژانس در خصوص شایعه تعرض یکی از کارکنان به بیمار را می خواندم که به طور زیگزاگ، هم اصل ماجرا را تأیید کرد و هم توضیح داد که بالاخره هر مجموعه ای هر طور آدمی دارد و البته گاهی رفتار درمانی پرسنل و نحوه معاینات باعث سوءتفاهم می شود و....

در جراید شاید ماه یا هفته ای نباشد که خبر درگیری بعضی خانواده ها و همراهان بیمار با عوامل اورژانس منتشر نشود. خب، چرا انسان باید با کسی که برای کمک به او آمده درگیر شود؟ البته گاهی بعضی افراد، شرور و مزاحم هستند؛ اما گاهی رفتار بعضی عوامل اورژانس مثل تأخیر یا کاهلی و... در رسیدگی به بیمار میتواند در بروز چنین حوادثی نقش داشته باشد.

خلاصه آنکه مجموعه اورژانس نباید منفک از قواعد جاری بر حاکمیت دینی بوده و اصل سلامت، نظارت و خدمت باید همواره در آن سرلوحه قرار داشته باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دانیال و دعبل

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۳ بهمن ۱۴۰۳، ۰۷:۳۰ ب.ظ

photo_2025-02-11_09-26-47_oenn.jpg

 

اولین سفر راهیان نوری که رفتم زمانی بود که اصلا سفرهای راهیان نور شکل نگرفته بود، حدود سه دهه پیش. تابستان بود و هوای گرم و شرجی و طاقت فرسای جنوب یاد سختی های دوران جنگ را بیشتر زنده می کرد. آقا رضا دادپور مسئول کاروان بود. آقا رضا خودش مداح و از بچه های پرجنب و جوش و فرهنگ دوست زمان جنگ است که او را باید پایه گذار سفرهای راهیان نور لااقل در سطح شهرستان بابل دانست. از جمله نقاطی که در خوزستان رفتیم و بسیار هم به من خوش گذشت شهر دزفول بود. هم زیارت سبزه قبا هم شنا در رود شفاف و خنک دز که از وسط این شهر می گذرد. همان وقت تصمیم گرفتم اگر روزی قرار شد ساکن خوزستان شوم شهر دزفول را برای زندگی انتخاب کنم. سبزه قبا را دوست دارم، پسر بلافصل حضرت موسی بن جعفر علیه السلام است. اینبار خانوادگی رفتیم دقایقی را به دستبوس ایشان. بعد رفتیم کنار روز زیبای دز که البته مسئول فروش بلیت پارکینگ وقتی دید غریبه ایم کارت بانکی را با مبلغی بیشتر از قیمت واقعی ورودی، کشید. بعد رفتیم به شهر شوش، محضر جناب دانیال نبی که علی علیه السلام او را برادر خود خوانده و به زیارت بارگاهش سفارش نموده. حیف است که کاروان های راهیان نور فرصت بازدید از این قدمگاه نورانی شهدا که خلوتگاه بسیاری از معراجیان بود را از دست می دهند. از دانیال نبی خواستم فردا شب میهمان برادرش امیرالمومنین باشم و قول دادم سلامش را به محضر حضرت ابلاغ کنم. روبروی مرقد دانیال، موزه آثار باستانی شهر متمدن و کهن شوش قرار دارد در قلعه ای تاریخی که البته نای بالا رفتن از پله هایش را با توجه به خستگی سفر نداشتیم و گذاشتیم ان شاءالله برای فرصتی دیگر. دلم می خواست زودتر به زیارت قبر مطهر دعبل خزاعی برویم. این یکی را جدیدا کشف کرده ام! شاعر شیعی متولد کوفه که مورد تفقد امام رضا علیه السلام بود و پیراهن حضرت را جایزه گرفت. او به خاطر اشعاری که بر ضد بنی عباس و در تمجید ائمه اطهار می سرود مورد غضب این خاندان پلید قرار گرفت و با اینکه 98 سال سن داشت توسط عوامل بنی عباس در شوش به شهادت رسید. مزارش معماری قشنگی دارد در دو کیلومتری بارگاه دانیال نبی که رفتیم برای زیارتش. او عاشق اهل بیت بود از او هم که در زمره شهدای اهل هنر است خواستم ریش گرو بگذارد سفر کربلای ما جور شود به نیابت او و همه شهدا بروم. بارگاه او حقیقتا زیباست.

این از روز اول سفر ما بود که شکر خدا برکت داشت. شب را در هتلی گذراندیم که به نظرم منفی سه ستاره داشت! تمیز نبود و امکاناتش مسخره بود. موکتهایش از زمین کثیف تر بود. دستشویی اش در دید مستقیم دشمن قرار داشت! ولی خب با آن خستگی شدید ما می شد برای یک شب تحملش کرد. بندگان خدا البته خیلی احترام گذاشتند. با دلهره ای که برای روز دوم سفر داشتم نتوانستم زیاد بخوابم. سرمای اتاق و سر و صدای تشک های روی تخت هم البته مزید بر علت بود. نگران بودم آیا فردا میتوانیم از مرز چذابه سفر یک روزه ای به عتبات داشته باشیم یا نه؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عطر خوش وصال

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۴ بهمن ۱۴۰۳، ۱۱:۴۲ ق.ظ

اطلاعات شهدا | محمدرضا رزقی شیرسوار

 

شب جمعه بود؛ ماه مبارک رمضان و حوالی شبهای قدر. خواب دید انگار درون سنگر است. انگار کسی او را فرا می خواند. آمد بیرون. همه جا تاریک بود. دید مردی بلندقامت و رشید با چهره ای نورانی به او نزدیک می شود. رسید و جویای احوالش شد. بعد عطری از زیر عباش درآورد و به او تعارف کرد. محمدرضا از آن عطر بر دست و صورت و لباسش کشید و از بوی خوش آن لذت برد. مرد آهسته آهسته از او فاصله گرفت...

صبح بلند شد مثل هر جمعه برود حمام روستا. توی راه رفقایش را دید. سلام و علیک و خوش و بشی کردند. با تعجب از محمدرضا پرسیدند: این چه عطری است تو استفاده کردی؟ تمام عمرمان عطری به این خوشبویی ندیده ایم...

محمدرضا چیزی نگفت و رفت. ظهر خودش را به نماز جمعه رساند. بعد از نماز رفت پیش مرحوم روحانی، امام جمعه وقت شهرستان بابل، ماجرای خوابش را تعریف کرد. حاج آقا با حیرت و شعف گفت: پسر! تو چه کار کرده ای که امام زمان آمد به ملاقاتت؟ این عطر خوش، نوید شهادت توست. آقا پرونده ات را امضا زده...

رفت جبهه. ده روز بعد، صبح روز عید فطر، عملیات آزادسازی مهران، رؤیایش تعبیر شد. پیکر مطهرش را که آوردند باز هم صبح جمعه بود. مرحوم آقای روحانی تصویرش را شناخت. پشت تریبون گفت: امروز میزبان شهیدی هستیم که هدیه وصال را از آقا ولی عصر(عج) دریافت کرده است.

به روایت خواهر شهید محمدرضا رزقی شیرسوار

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جیغ بنفش اصلاح طلبان بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۹ دی ۱۴۰۳، ۰۹:۳۵ ق.ظ

پرونده نجفی بسته‌ شد؛ قتل استاد عمدی بود | ایندیپندنت فارسی

 

مشکلات آموزشی و تربیتی وزارت آموزش و پرورش آنقدر زیاد هست که رقص دستجمعی دانش آموزان پسر در مراسم صبحگاه مدرسه ارزشی برای پرداختن در نفی و اثبات و رد و تاییدش ندارد؛

اما حالا که اصلاح طلبان بابل از این فرصت به زعم خود طلایی برای عقده گشایی در فضای رسانه بهره برده و علاوه بر سهم خواهی از این وزارت به دنبال تغییر فضای مطالبات مردمی و کم رنگ سازی اولویت هایی چون گرانی و بیکاری و رکود و بی برنامگی دولت و برجسته نمایی از معضلات درجه چندم مثل فیلترینگ و رقص در مدارس و ... هستند بد نیست یادآوری شویم که وزیر مطلوب این جماعت در وزارتخانه مذکور کسی نیست جز محمدعلی نجفی که اسطوره آزادی و پایبندی به حقوق زن و ... است! همانقدر که شعار ناموس پرستی به قواره اغتشاشگران غیرت ستیز تنبان شل نمی آید، حمایت از آزادی و احترام به حقوق انسانی و ... گنده تر از دهان اصلاح طلبان سفیدشوی نجفی قاتل است.

راستی جناب فاطمی نماینده هاشمی پرست بابل که در دولت قابل هر روز مشکلات مردم در کشاورزی و صنعت و خدمات عمومی را فریاد میزد نمیخواهد جواب بدهد که چرا به یکباره با تغییر دولت و روی کار آمدن همپالکی های بی برنامه اش مهر سکوت بر لب زده و تنها مطالبه اش آزادی رقص در مدارس است؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک فاتحه لطفا

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۴ دی ۱۴۰۳، ۱۲:۴۸ ب.ظ

آقا علی رضا مرادی گردن من و همه بچه های بسیجی بابل حق دارد. پریروز که زنگ زدم فوت دختر دلبندش را تسلیت بگویم وسط مراسم ترحیم بود. لابلای شلوغی ها صدایش را به زحمت شنیدم که گفت: برو حرم و برای او قرآن بخوان. 

امروز رفتم حرم از طرف مرحومه فاطمه خانم مرادی زیارت کردم، نماز خواندم. قرآن دست گرفتم و قصد کردم هر سوره ای آمد به نیابت از او بخوانم. سوره مومنون آمد: 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿١﴾ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿٢﴾ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ﴿٣﴾ وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ ﴿٤﴾ وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿٥﴾ إِلا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ ﴿٦﴾ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ ﴿٧﴾ وَالَّذِینَ هُمْ لأمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ﴿٨﴾ وَالَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ ﴿٩﴾ أُولَئِکَ هُمُ الْوَارِثُونَ ﴿١٠﴾ الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿١١﴾....

شما هم برای شادی این بانوی مومنه فاتحه ای نثار کنید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

رییس علوم پزشکی بابل دقت کند

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳ دی ۱۴۰۳، ۰۵:۰۸ ق.ظ

هشدار انصارحزب الله مازندران و جبهه اسلامی عدالتخواه بابل به رییس تازه وارد دانشگاه!
رییس جدید دانشگاه علوم پزشکی بابل که به صورت شتابزده و بر خلاف شعار وفاق بدون مشورت با بزرگان و نخبگان این دیار انتخاب گردید در پیامی به مناسبت شب یلدا، مدعی شد که در این زمانه به "سبب فشارهای اقتصادی و برخی کج سلیقگی ها، تاریکی غم بر زندگی ایرانیان چیره شده"!
وی البته شهامت و انصاف لازم را برای تعیین نقش دوستان و همفکرانش در ایجاد تاریکی مورد ادعای خود نداشته؛ اما باید مستحضر باشد که وظیفه یک مسئول در جمهوری اسلامی همراستایی با رسانه های اپوزیسیون در سیاه نمایی و پاشیدن بذر ناامیدی در جامعه نیست و اگر احیانا از کارکرد مدیریتی خود ناامید است شایستگی احراز این مسئولیت را نخواهد داشت. 
دارالمومنین بابل شهری تاریخی، متمدن و دارای پیشینه فرهنگی و مذهبی غنی است که حضور مدیران ضعیف و خودباخته و ماجراجو را بر نمی تابد.
والسلام علی عبادالله الصالحین
انصار حزب الله استان مازندران
جبهه اسلامی عدالتخواه شهرستان بابل

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سید مهدی کابلی

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۱ آذر ۱۴۰۳، ۰۸:۱۱ ق.ظ

photo_2024-12-11_07-59-40_go67.jpg

 

مرحوم سید مهدی کابلی که به تازگی به رحمت خدا رفت، خیّر بی ادعا و گمنام بابلی بود که اولین مرکز درمان ناباروری استان مازندران به نام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در بابل راه اندازی کرد که تا کنون بیش از سه هزار کودک در آن متولد شده اند. علاوه بر این وی در زمینه ساخت مسجد و مدرسه و دارالقرآن و تجهیز بیمارستان و... هم مشارکت داشت و بانی خیر گردید. روحش شاد؛ کثرالله امثاله.

چندی پیش مصطفی نیازآذری از متهمان دانه درشت و فراری پرونده اکبر طبری پس از بازگشت به کشور و به منظور سفیدشویی خود اقدام به اهدای چند دستگاه خودروی آمبولانس به اورژانس بابل نمود که دز نماز جمعه با عنوان خیّر ناشناس! مورد تجلیل قرار گرفت و به افتخارش طلب ارسال صلوات گردید.

امیدوارم برای مرحوم کابلی که از مال حلال خود اقدام به فعالیت خیریه و عام المنفعه می نمود هم از تریبون نماز جمعه صلوات و فاتحه ای نثار شود.

گفتنی است به همت دکتر سید علی مظفرپور رییس جوان و متعهد و خوشنام دانشگاه علوم پزشکی بابل مراسم تجلیلی برای این نیکوکار فقید برگزار شد که جای تقدیر و سپاس دارد.

از خوانندگان محترم وبلاگ هم درخواست اهدای دسته گل صلوات برای آن مرحوم را دارم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یحیی نژاد

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۶ آذر ۱۴۰۳، ۱۰:۰۵ ق.ظ

photo_2024-11-26_09-53-26_6ajw.jpg

 

در بابل بیمارستانی داریم به نام شهید یحیی نژاد، کسی هم اسمی غیر از این را نمی گوید. بعضی اسامی مکانها به رغم تغییر بعد از انقلاب تا مدتها از سوی عده ای با اسم قدیمی یاد می شدند و می شوند. اما بیمارستان یحیی نژاد را همه همینطور نام برده اند. تنها با پرسش از بعضی قدیمی ها فهمیدم که نام آن قبل از انقلاب بیمارستان شاهپور بوده است. این بیمارستان چون در مرکز شهر قرار دارد معراج شهدای شهرستان هم بود و تقریبا اغلب شهدای بابل از این نقطه تشییع شده اند.

امروز روز شهادت عباس یحیی نژاد است که در همین بیمارستان به شهادت رسید؛ 6 آذر 1357.

مرحوم محمد تهرانی قد کوتاه و هیکل تپلی داشت و فرز و چابک نبود. اغلب بچه های مسجدی شهر او را دیده اند. محمد تهرانی می گفت من و عباس یحیی نژاد با هم در بیمارستان بودیم که مأموران حمله کردند. هر دو به سمت دیوار دویدیم. عباس توانست برود بالا من نتوانستم. مأمور شهربانی آمد نشست و با اسلحه اش مرا نشانه گرفت. عباس او را می شناخت. با این که میتوانست فرار کند، برگشت و او را به اسم صدا زد و گفت که این کار را نکند. اما او ناجوانمردانه شلیک کرد و تیر هم به عباس خورد و ...

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مشکلات جناحی

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۵ آذر ۱۴۰۳، ۰۸:۲۲ ق.ظ

احمد فاطمی‎ (@dr.ahmadfatemi) · Tehran

 

احمد فاطمی یکی از نمایندگان بابل در مجلس شورای اسلامی است که به تصورش با اتمام کار دولت رییسی و روی کار آمدن دولت همفکر او دیگر مشکلات کشاورزی و مسکن و اشتغال و راه و شهرسازی و ... حوزه انتخابیه اش حل شده و نیاز نیست مثل گذشته فریاد گلو بیرون داده و برای وزیر و مسئولی خط و نشان بکشد. الان تنها مشکلی که گریبانگیر مملکت است جذب دوتابعیتی ها در مناصب حساس حاکمیتی است که باید برای آن کاری کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرا دولتی ها

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳ آذر ۱۴۰۳، ۱۲:۳۶ ب.ظ

امروز فرماندار انزلی بابت کاربردن کلمه ای اهانت آمیز نسبت به بعضی خبرنگاران به دستور استاندار گیلان عزل شد.

در دولت شهید رییسی هم سرپرست فرمانداری رفسنجان به خاطر استفاده از کلمه ای توهین آمیز خطاب به یکی از خبرنگاران به دستور احمد وحیدی وزیر کشور وقت برکنار گردید.

یادم است همان روزها امام جمعه شهر امیرکلای بابل در پشت تریبون نمازجمعه به منتقدان خود که از قضا جزو جوانان متدین بودند اهانت کرد؛ اما به رغم انعکاس رسانه ای گسترده آن و آسیبی که به جایگاه نمازجمعه وارد گردید همچنان در این منصب حضور دارد. این مساله نشان میدهد اصلاح در مجموعه های فرا دولتی سخت تر بوده و با مقاومت بیشتری از سوی صاحبان قدرت مواجه می گردد. امیدوارم روزی برسد که قدرت برای هیچکس مصونیت آور نباشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تقابل با تحریف

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ۱۱:۴۳ ق.ظ

محمد هادی اردبیلی» پدر صنعت مس درگذشت | پایگاه خبری جماران

 

photo_2024-11-13_11-40-09_mh8s.jpg

 

مرحوم مهندس اردبیلی سفیر اسبق ایران در نروژ که در جریان اشغال سفارت ایران توسط منافقین برای ساعاتی به گروگان گرفته شد و از فعالین فرهنگی بین الملل که باعث جذب بسیاری از گروههای آزادی خواه به سمت جمهوری اسلامی و افکار حضرت امام گردید مشهور به پدر صنعت مس ایران نیز هست. او در راه اندازی کارخانه های بزرگ صنعت مس بعد از پیروزی انقلاب نقش بسزایی داشت. آمریکایی ها که در زمان شاه زمام امور صنایع مادر را در دست داشتند می گفتند نه خودمان این کارخانه ها را راه می اندازیم و نه شما می توانید چنین کنید. خاطرات گرانسنگ مرحوم اردبیلی در کتاب "جبهه پشت جبهه" به تفصیل درباره چگونگی راه اندازی این کارخانه ها و نیز فعالیت های فرهنگی و سیاسی وی توضیح میدهد که بسیار جذاب و خواندنی است.

او که متولد شهرستان بابل است در اثنای خاطرات خود به نحوه آشنایی اش با حضرت امام و انقلاب می پردازد و به جلسات مرحوم حاج آقای یزدانی در سالهای 41 و 42 اشاره می کند که نقش بسزایی در تبیین دیدگاههای حضرت امام و جذب جوانان به انقلاب اسلامی داشت.

پیش تر یکی از عناصر توده ای به نام انوشه که هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب به زندان افتاد و متأسفانه میدانی هم در بابل به نام او نامگذاری گردیده در کتابی مدعی شده بود انقلاب در بابل توسط عناصر چپ گرا شکل گرفت و مذهبی ها از سال 56 وارد عرصه مبارزه با طاغوت گردیدند. گفتنی است بسیاری از مبارزین و فعالین نسل اول انقلاب هنوز در قید حیات هستند که اگر حرکتی برای ثبت خاطراتشان صورت نگیرید امکان غلبه گرایش های تحریف آمیز در روایتگری وقایع تاریخی قوّت خواهد گرفت.

"حاج آقا یزدانی علاوه بر آموزش مسائل مختلف مذهبی در جلسه همواره تاکید می کرد که شما باید در منزل در اجتماع و در دبیرستان به صورت یک انسان نمونه باشید تا الگوی دیگران قرار بگیرید.

حاج آقا یزدانی طلبه ساده ای بود و شغلش هم بقالی بود، ولی با احساس مسئولیت و دغدغه مندی ای که داشت نقش بزرگی در تربیت جوانان شهرمان ایفا می کرد. هم چنین ایشان در سالهای ۴۱ و ۴۲ اعلامیه های امام خمینی را تکثیر میکرد و در اختیار اعضای جلسه میگذاشت و ما مخفیانه شب ها آنها را به داخل مغازه ها و خانه های شهر می انداختیم

بارها ساواک شهرمان حاج آقا یزدانی را بازداشت و زندانی نمود و سعی می کرد جلوی فعالیت هایش را بگیرد ولی موفق نبود. زیرا ایشان به محض آزادی دوباره جلسات را برپا میکرد و برای آن که حساسیت ساواک کمتر شود جلسات را که پیش از آن همه هفته در خانه خودش تشکیل می شد، تبدیل به جلسات سیار در خانه های اعضا نمود و به همین علت ساواک متوجه

تشکیل جلسات نمیشد و لذا دیگر کمتر با ایشان برخورد میکرد.


حاج آقا یزدانی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به علت فعالیت های وسیعی که در رابطه با انقلاب داشت مغازه و تمام اجناسش را فروخت و به حوزه رفت و به لباس روحانیت ملبس شد و یکی از فرزندانش هم در جبهه جنگ تحمیلی شهید شد."

 

5uvo_photo_2020-02-13_20-59-05.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا