اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱ مطلب در آبان ۱۳۹۰ ثبت شده است

آرشیو آبان90 اشک آتش

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۰، ۰۹:۰۲ ق.ظ


گرامیداشت هفته بسیج(2)

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت 21:38 شماره پست: 904

                                             وقت، تنگ است!

ذوالفقاری، اهل سبزوار بود؛ اما در قم زندگی می‌کرد. در عملیات رمضان، بیسیم‌چی گروهان شهید رستگار بود. بین او و کاظم رحیمی، راننده آمبولانس گردان علی بن ابیطالب علیه السلام بگو مگویی شده بود و هر دو از دست هم دل‌گیر بودند.

در محور پدافندی پاسگاه زید بودیم. یک روز ذوالفقاری آمد و پیشنهاد داد او را با راننده آمبولانس، آشتی بدهیم. راننده را خبر کردیم. او هم از این پیشنهاد استقبال کرد.

 این دو کنار سنگر به هم رسیدند و یکدیگر را محکم در آغوش گرفتند. ناگهان انفجار خمپاره‌ای همه جا را پر از گرد و غبار کرد. وقتی به خود آمدیم، ذوالفقاری هنوز در آغوش رحیمی بود. ترکش خمپاره، گردنش را غرق در خون کرده بود و روحش را میهمان سفره افلاکیان.

راوی: ‌تقی یزدانی

گرامیداشت هفته بسیج(1)
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت 10:31 شماره پست: 903

                                        نامه ای برای تاریخ

یکی از مکان‌هایی که کمک‌ها و هدایای مردمی به رزمندگان در آن نگهداری می‌شد، کارخانه لوله‌سازی سپنتا در اهواز بود.

برای انجام مأموریتی به آن‌جا رفته بودم. سر صبحانه،‌ چند شیشه مربا آوردند. روی یکی از آنها نامه‌ای بود. نامه را باز کردم. از طرف دختر و پسری ده دوازده ساله اهل روستای جمکران بود.

نوشته بودند:‌ ما بابا نداریم. پول کمی را که هر روز مادرمان به ما می‌دهد، جمع کردیم. راستی نگفتیم که مادرمان نان می‌پزد و به زائران جمکران می‌فروشد تا کرایه خانه و خرج زندگی ما را تأمین کند...

نامه عجیبی بود. متن ساده و کودکانه آن مرا به شدت تحت تأثیر قرار داده بود. آخرش نوشته بود: دوست داریم هر کس که هدیه ناقابل ما را نوش جان می‌کند، یک ساعت به نیابت از پدر ما بجنگد. چون او همیشه آرزو داشت به جبهه برود...

راوی: جواد بادی

چه کسی پنیر مرا دزدید؟!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ساعت 22:50 شماره پست: 902

همین دو هفته پیش بود که یکی از نمایندگان مردم تهران در مجلس با پشتیبانی تعدادی از سایت های مرتبط، مدعی شد که فرزندش توسط افرادی ناشناس گروگان گرفته شده است. فردای همان روز یعنی در روز عید سعید قربان، همان فرد با آرامش کامل در صفوف اول نماز عید حضور داشت. روز بعد اعلام شد که گروگان گیرها فرزند وی را آزاد کردند. به رغم وجود چنین ادعایی، هیچ یک از نهادهای انتظامی یا امنیتی حاضر نشدند اظهارات این نماینده اصولگرا را تأیید نمایند. تحقیقات نشان می داد در آستانه نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، این ادعا صرفاً مصرف تبلیغاتی داشته است.

حدود دو ماه پیش، یکی از کاندیداهای جنجالی مجلس در حوزه انتخابیه قم، که همواره با اظهارات محیرالعقول سعی بر طرح نام خود در محافل سیاسی کشور را داشته است، در مصاحبه با مشرق مدعی شد عده ای ناشناس قصد داشته اند فرزندش را هنگام خروج از مدرسه بربایند که با دخالت مردم ناکام ماندند. بعضی از مسئولان امنیتی به طور تلویحی بر تبلیغاتی بودن این نوع ادعاها اذعان نمودند.

چند ماه قبل، همزمان با طرح جریان نفوذ سردار مدحی و مانور قدرت نهادهای امنیتی در کنترل اپوزیسیون خارج نشین، اکبر هاشمی رفسنجانی مدعی شد یکی از ساختمان های مجمع تشخیص مصلحت توسط فردی ناشناس به آتش کشیده شده است. وی برای اثبات ادعای خود فیلمی را به اعضای مجمع نشان داد که حاوی تصاویری کامل از فرد نفوذی به ساختمان مجمع بود. این قصه در پی آن بود تا نشان دهد دستگاه های امنیتی بر خلاف مانورهای تبلیغاتی خود حتی توان کنترل امنیت داخلی را هم دارا نیستند. روابط عمومی مجمع نیز طی اطلاعیه ای آتش سوزی مجمع را در امتداد ظهور بداخلاقی های سیاسی در کشر ارزیابی نمود. حیدر مصلحی وزیر اطلاعات در مصاحبه ای این آتش سوزی را مسخره! خواند و بدین ترتیب بر غیر واقعی بودن آن تأکید ورزید.

نکته جالب توجه این جاست که هم زمان با قتل مرحوم روح الله داداشی و تقارن آن با بعضی جنایات دیگر همچون واقعه موسوم به پل مدیریت، مسئولان دستگاه قضائی با برخوردی عتاب آلود از رسانه ها خواستند با پرهیز از بزرگ نمایی این حوادث به احساس ناامنی در جامعه دامن نزنند.

حالا که می خواهید پیدا کنید پرتقال فروش را باید به این پرسش، پاسخ دهید که چرا پرداختن به واقعیت هایی چون قتل فجیع داداشی، امری قبیح بوده و ممکن است باعث ایجاد حس ناامنی در مردم شود، اما طرح ادعاهای خلاف واقع از سوی برخی حقوق بگیران ارشد نظام مبنی بر وجود ناامنی در جامعه، هیچ واکنشی را از متولیان امنیت عمومی به همراه ندارد؟!

وقتی یک افغانی از احمدی نژاد بیزار می شود!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ساعت 16:34 شماره پست: 901

اخیرا در یکی از روزنامه های کشور افغانستان مقاله ای منتشر شد که نویسنده آن به بهانه مخالفت با رییس جمهور ایران به رد نظام دینی و حاکمیت اسلامی پرداخت. نکته جالب این جاست که به رغم ضعف فاحشی که در نوشتار و نوع استدلال نگارنده آن وجود دارد این مقاله از سوی برخی از محافل شبه روشنفکری کشورمان مورد استقبال قرار گرفته و دست به دست چرخیده است!

دوست خوبم آقا مهدی فندرسکی٬ پاسخی درخور برای طرفداران این مقاله به رشته تحریر درآورده که حاوی نکاتی جالب و مستدل می باشد:

هر چند که این مقاله آنقدر مشوش و ضعیف است که ارزش پاسخ گویی را ندارد اما به دلیل اینکه مورد استقبال برخی از فریب خوردگان سران ورشکسته فتنه قرار گرفته است چند سطری را به عنوان جوابیه می نویسم:

1-     اولا خیلی تعجب نکردم  از اینکه مزدوران ذلیل باقی مانده از جریان فتنه 88 از تحلیل یک نشریه افغانی! خوش بحالشان شده است چرا که اساسا آنها به تبعیت از سران فتنه، همیشه تحلیلهایشان را از آن سوی آب و ترجیحا از سرزمین های امید و آرزویشان یعنی آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان می گیرند اما حقیقتا باید اعتراف کنم که دیگر باور نمی کردیم که کارشان به جایی برسد که از یک افغانی نما هم تحلیل بگیرند و اینگونه شادی کنان آن را دست به دست کنند و به یکدیگر نشان دهند. هر چند که ما هم دیگر به این روحیه و منش آنها عادت کردیم و البته راه مقابله با آنها را هم در این 3۳ سال خوب فهمیده ایم و خیلی هم برایمان زحمتی ندارد البته از باب مثال پشه و سیمرغ.

 ثانیا به آن برادر افغانی نما هم باید گفت که اگر خیلی اهل تحلیل هستید لطف کنید یک تحلیلی هم از اوضاع داخلی و رنج و مشقت مردم مظلوم و ستم کشیده خودتان افاضه کنید، و دست از بندگی شیاطین وهابی و استکبار جهانی بردارید و اگر فکر کردید می توانید تاثیر نظام مقدس جمهوری اسلامی در کشور افغانستان را کم کنید کور خوانده اید هرچند که امثال این آدم های خود فروخته در همه کشورها وجود دارد همچنان که ما نیز از در کشورمان از آنها بی نسیب نیستیم.

2-     اگر رفتار احمدی نژاد برای آنها یادآور برخورد خشن و توهین آمیز یک جوانک بسیجی تفنگ به دست در برابر شهروندان محترم است باید بگوییم که:

اولا مشکل اصلی شما در اینجا با شخص احمدی نژاد نیست بلکه همانگونه که خودتان هم اعتراف کرده اید مشکل شما این است که احمدی نژاد شما را به یاد تفکر و عملکرد جوانک های بسیجی تفنگ به دستی می اندازد که در مدت این ۳۳ سال، به ژنرالها و فرمانده هان پیر و با تجربه و مجهز به پیشرفته ترین سلاح های کشتارجمعی اربابانتان درس عبرت فراموش نشدنی دادند و اجازه نداند که اهداف شیطانی استکبار جهانی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران محقق گردد. و اگر منظورتان از نفهمیدن جهان همان توهم دولت های 5+1 است که باید بگوییم بهتر است کمی به اوضاع داخلی و بین المللی این کشورها و میزان نفوذ سیاسی و معنوی آنها در بین ملت ها بخصوص مردم خودشان نگاه کنید تا از این توهم خارج شوید.

ثانیا اگر منظور شما از شهروندان محترم، اراذل و اوباش سیاسی و فرهنگی موسوم به پیاده نظام جریان فنته است که آنها اساسا نه تنها در پیشگاه ملت مسلمان ایران بلکه در نزد هیچ انسان آزادی خواه و عدالت طلبی محترم نیستند و شهروند هم محسوب نمی شوند. و اگر با گفتن موضوعاتی مانند  شان اجتماعی، ارج فرهنگی و منش و سلیقه، نگران طغیان گران هیستید که از شدت سرمایه های باد آورده وهشی شده و از فرط خودباختگی ملبس به انواع و اقسام مدل ها و لباس عجیب و غریب تجویز شده از سوی اربابان مستکبر و شیطان صفت شما هستند که باید بگویم در پیشگاه عقل دین معنایی واقعی این واژه ها با آنچه که اربابان شما برایتان معنا کردند کاملا فرق می کند. و نیز اگر منظور شما از شان لگد کوب شده، همان تحریم های با برکت و پر منفعت اربابان مستکبر شما علیه استقامت و پایداری و عدم تمکین ملت مسلمان ایران در برابر خوی تجاوزگری، جهان خواری آنها است که باید عرض کنم این تحریمها نه تنها نتیجه ای جز استقلال و سربلندی و عزت روز افزون  ملت مظلوم ایران در میان همه آزادی خواهان و عدالت جویان جهان نداشته بلکه بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی و نیز نهضت مبارزه با کاپیتالسیم همچون وال استریت و لندن و غیره را به دنبال داشته است  و درباره تجاوز به زندگی خصوصی هم باید بگویم که زمانی به زندگی خصوصی مردم تجاوز شد که فرمانده هان و سران فتنه در دوران تصدی جایگاه های سیاسی فرهنگی و اقتصادی این کشور، علارغم هشدارهای حضرت امام خامنه ای درباره تهاجم و تجاوز فرهنگی دشمن، در گفتار و رفتار، آن را توهم دانسته و میدان تجاوزگری فرهنگی دشمن را به درون خانه های این مردم مسلمان کشاندن تا جایی که کار به جنگ نرم کشیده شد. هر چند که به کوری چشم شما در این عرصه نیز شکست خورده هستند.

ثالثا آقای افغانی نمایی که دلش برای شان اجتماعی، ارج فرهنگی، منش و سلیقه و شان لگد کوب شده شهروندان محترم ایران می سوزد باید بگویم که احتمالا جنابعالی هم جزء تحلیل گران لندن نشین خائن به ملت و کشور خود هستید که از آن چه که اربابان شما بر سر ملت مظلوم و مسلمان افغانستان می آورند خبری ندارید و الا فرصتی برای تحلیل نوشتن برای ملت ایران پیدا نمی کردید. و احتمالا تن شما هم به تن یاران لندن نشین و آمریکا نشین سران فتنه خورده است.

3-     درباره این ادعا که نوشته اید دستگاه های تبلیغاتی شکرگزاری برای معجزه هزاره سوم را از در دیوار جار می زنند هم باید خدمت شما عرض کنم که:

 اولا علاوه بر مساعدتهای بی دریغ بلندگوهای دروغ پراکنی رسانه های صهیونیستی متخصص در عرصه پروپگاندا به سران اصلاح طلبتان، در زمان تصدی گری اربابان فتنه گر شما بر بخش های فرهنگی دولت اصلاحات بویژه زحمات وزیر محترم لندن نشینتان، به اندازه ای به قلم به دستان مزدور مجوز تاسیس روزنامه و مجله و سایر نشریات در مدل های مختلف داده اید که بر روی در و دیوار دیگر جایی برای زمزمه کردن هم نگذاشته اید چه رسد به جار زدن.

ثانیا برای معجزه بودن جریان احمدی نژاد و لزوم شکرگزاری در برابر آن نیازی به جار زدن نیست چرا که اگر نگاهی به تاریخ 33 ساله انقلاب بیاندازید خواهید فهمید که پس از این همه مبارزه علیه انقلاب و هزینه ها سنگین و برنامه ریزی های دقیق و متعدد برای منحرف کردن و از بین بردن اندیشه ها و آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی خصوصا در دوره هشت ساله اصلاحات، علارغم محاسبات و معادلات استکبار جهانی و مزدوران داخلیشان، انتخابات 84 ملت ایران به کسی رای می دهند که گفتمان و شعارهای خود را آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی ایران قرار داد. بنابراین آنچه که معجزه است شخص احمدی نژاد نیست بلکه شکست تمامی معادلات و محاسبات و تلاش های بی وقفه استبار جهانی در انحراف و انهدام آرمانها و اندیشه های انقلاب اسلامی ایران است؟

4-     اما درباره بسیج کردن حاشیه برای تقویت قدرت مرکزی باید بگویم که اساسا انقلاب اسلامی ایران بر پایه مردم حاشیه نشین و مستعفین با عزت و غیرت بنا شده و آنها هستند که در تمامی عرصه ها با تمامی هستی خود از انقلاب اسلامی دفاع کردند،نه کاخ نشینان بی دردی که تنها درد آنها پول و سرمایه های مادی آنها است.

و اما درباره اینکه احمدی نژاد مردم مستمند را به دنبال ماشین خود می دواند هم باید گفت که اولا شما و سران فتنه گرتان عادت کرده اید که ملت ایران را انسانهای حقیر و مستمندی ببینید که به دنبال یک ماشین به تعبیر شما سمبل تمامی زشتی ها می دوند!؟ و این ادعا شما بیش از اینکه متوجه احمدی نژاد باشد بیشتر تحقیر ملت ایران است ظاهر نمی فهمید که ملت ایران حتی در برابر استکبار جهانی هم لحظه ای کرنش نکرده و دست از عزت و غیرت خود برنداشت در حالی که شما غرب را قبله آمال و آرزوهای خود دانسته و سالهاست که ذلیلانه در برابر آن سجده می کنید .

ثانیا مردمی که شما آنها را مستمند می دانید، لااقل احمدی نژاد را در شهرها و روستاهای خود می بینند که به تعبیر شما به دنبال ماشینش می دوند اما آیا فراموش کرده اید که در دورانی که سران فتنه گر شما در جایگاه ریاست جمهوری بودند همین ملتی که شما آنها را تحقیر می کنید نه تنها سران دولتی بلکه حتی پایین ترین ردی مدیریتی محلی را هم نمی توانستند به راحتی از دور زیارت کنند

درباره تنه زدن به عابران و هیاهوی مردم به تعبیر شما مستمندی که به دنبال ماشین احمدی نژاد می دوند هم خدمت شما عرض کنم که چگونه از هیاهو و تنه خوردن مردم ناراحتید در حالی که به بهانه تبلیغات انتخاباتی کارناوالهای و میتینگهای مختلط دختران و پسران بزک کرده فریب خورده را به راه می انداختید و از هیاهو و اختلاط آنها لذت برده و به در جهت قدرت پرستی خود استفاده می کردید و در رابطه با گرد و غبار ناشی از دویدن مردم مستمند به دنبال ماشین احمدی نژاد هم خدمت شما عارضم که این گرد و غبار هم ناشی از زحمات بی وقفه دوران تصدی گری سران فتنه گر شما است که ترجیح دادن به جای پرداختن به آبادانی شهرها و روستا، فضای سیاسی و امنیتی کشور را متشنج کرده تا با استفاده از عناصر اراذل و اوباش سیاسی خود، نظام را وادار به تسلیم دربرابر خاسته های استکبار جهانی کنند.

آقایانی که نگران تنه خوردن مردم در جریان استقبال از رئیس جمهور هستند یادشان رفته که همین مردم 32 سال است که دربرابر استکبار جهانی مقاومت و پایداری کردند و جانهای عزیزی نثار این راه کردند تا عزت شان تنه نخورد و لگدمال نشود. اما همین آقایان  در دوره اصلاحات تمام توانشان را گذاشتند تا کشور و ناموس و عزت همین مردم را دو دستی تقدیم استکبار جهانی کنند و در جریان فتنه نیز گوش به فرمان شیطان بزرگ ملت و جوانان در زیر مشت لگدهای خود قرار داده و خون آنها  را ریختند و خواستند شیرینی این حماسه عظیم را به کام آزدی خواهان جهان تلخ کنند که نشد.!؟

5-     احمدی نژاد اگر به خاطر اینکه سرحدات خود را گسترش دهد به مردم فقیر سیلی خورده از دشمنان داخلی  کمک می کند، نوش جانش. اتفاقا ماهم رئیس جمهوری را می خواستیم که کاری کند که مردم حاشیه نشین هم احساس کنند جزء سرحدات ایران اسلامی هستند و اگر آقایان سران فتنه هم لیاقت داشتند آنها هم همین کار را می کردند و می فهمیدند که مردم به دنبال ماشین چه کسانی می دوند؟ و چرا؟ از سوی دیگر اگر به قول شما احمدی نژاد مانند سلاطینی است که کار جهادی می کردند باید بگویم که نه تنها احمدی نژاد که اگر سلاطین هم به تعبیر شما دنبال جهاد کردن بودند باز هم مورد حمایت ما بودند که البته در آن صورت دیگر به قول شما اسمشان سلطان نبود بلکه خادم ملت بود و نه نام تشریفاتی و جعلی سرداران و کارگزاران سازندگی و اصلاح طلب!؟ راستی تا یادم نرفته این را هم بگویم که آن خزانه ای که قرار است در مرکز پر از پول بماند اما با رانت و رشوه و نامردی در اختیار عده ای به اصطلاح آقازاده گردن کلفت قرار بگیرد و در عوض مردم بیجاره دور از مرکز، با گرسنگی و کمبودها دست و پنجه نرم کنند یقینا ما آن خزانه را نخواستیم چرا که روزی رسان خداست. البته این سیره مولایمان علی است که کل خزانه را تقسیم کردند و جارو زدند و حتی  یک قرص نان باقی مانده را هم تقسیم کرده و به شکرانه این کار همانجا نماز خواندند 

6-     در اینجا چنان از ایمان و تکنیک ومهندسی سازندگی سخن گفته شده که به نظر می رسد دچار آلزایمر سیاسی شده اید و یادتان رفته که روزگاری چگونه سخن از ناکارآمدی دین می زدید و چگونه برخی از شما با یقه های بسته و ریش های آنکادر کرده دم از دین داری و البته زیست مسلمانی می زد اما با نظریات و عملکردهای سکولاریستی و لائیکی خود را تلاش می کردید نظام سرمایه داری به این نظام اسلامی تحمیل کنید.

7-      در این مقاله طبق معمول، دهان به دروغ و تهمت گشوده اید که البته در این مدت 33 سال مردم ایران به خوبی با این رفتار وقیحانه آشنا شده و در عرصه های مختلف نیز جواب دندان شکنی به این اراجیف داده اند. اما باید بگوییم که تمسک شما به دروغ و تهمت، سه پیام بسیار مهم دارد:

اول اینکه نشان می دهد تقوا و ترس از خداوند و ایمان به آخرت، هیچ جایگاهی در افکار و اعتقادات شما ندارد.

دوم  اینکه نشان می دهد که اساسا شما هیچ شناختی نسبت مردم ایران ندارید.

 سوم اینکه نشان می دهد هیچ احترامی برای شعور و بصیرت مردم قائل نیستید. همان مردمی که در دوره ای بخواطر رای دادن به اصلاح طلبان آنها را فرهیخته و با شعور و طرفدار خود می دانستید اما جالب اینجاست که از نظر شما، همین مردم امروز انسانهای کم شعوری هستند که در کوچه و خیابان به دنبال ماشین آدمی مانند احمدی نژاد که به تعبیر آنها سمبل تمامی پلیدیها است می دوند؟ البته در فرصتی مناسب خواهیم گفت که آن روز هم که مردم  ایران به شما رای دادند به این دلیل بود که خود را در پس چهره نفاق پنهان کرده بودید که موید این مدعی ما نیز رویگردانی مردم از جریان اصلاحات و اقبال مردم به شعارهای انقلاب اسلامی و آرامان های مقدس امام خمینی و امام خامنه ای پس از گذشت 8 سال از دولت اصلاحات یعنی در انتخابات 84 است.

8-     آقایانی که خود را مدافع حیثیت دانشگاه ها و مراکز علمی می دانند لازم است به این نکته توجه کنند که  به برکت تحریمهای اربابان شما، تمامی فناوریهایی که در این کشور امروز خار جشم دشمنان و مزدوران آنان و مایه افتخار وامید مظلومان با عزت جهان شده است، در مراکز علمی و پژوهشی تولید شده که مطمئنا از آشپزخانه و یا استخر و سونا و جکوزی منزل خیلی از اربابان داخلی و خارجی شما کوچک تر بوده است و اگر می گویید نه از همان اربابان داخلی و خارجی خودتان بپرسید که آنها این مسائل را خوب می دانند. و ما هم هنوز یادمان نرفته که آقایان به اسم اصلاحات و کارگزاری سازندگی چه خیانت ها در مسیر وابسته کردن کشور و پیاده کردن سیاسیت های کاپیتالیستی در ایران اسلامی نمودند در حالی که استعدادهای جوانهای مومن و با ایمان این مرز و بوم در آزمایشگاه ها و مراکز علمی که برخی از آنه بیشتر شبیه پستوها و آشپز خانه های اربابان شما بود در حال تولید علم و فناوری بودند

9-     لازم به ذکر است که آن روزی که ملت ایران به احمدی نژاد رای داد یقینا به احمدی نژاد عاری و معصوم از هر اشتباه و خطایی رای نداد بلکه به فردی رای داد که در مقایسه با رقیبانش بهترین گزینه بود و انحرافات اصولی و گرایش به سمت استکبار جهانی و شیطان بزرگ نداشت و پرچم آرمانهای انقلاب اسلامی و امام خمینی و امام خامنه ای را به دوش داشت و بی شک این مساله به معنای بی عیب و نقص بودن یک فرد نیست و قابل توجه شما و ران فتنه گرتان که اگر امروز هم دوباره انتخابات 88 تکرار شود باز هم خواهید دید که قاطعانه گزینه ملت احمدی نژاد است و این بدان معنا نیست که اشتباهاتی اگر وجود دارد از چشم تیز بین مردم پوشیده بماند. بلکه هر فرد عاقلی می داند که در مسیر رشد و تعالی خطا و اشتباه تاکتیکی، امری اجتناب ناپذیر است و اساسا در مسیر ولایت و ولایت پذیری؛ انسانها آزمایشات و فراز و نشیب های بسیاری را باید پشت سر بگذارد تا رشد نموده و به کمال نزدیک شود و در این مسیر هم پایداری و استقامت لازم است و در این مساله هیچ کس مستثنی نیست حتی فردی مانند احمدی نژاد. اما با همه این اوصاف شک نکنید که ما اشتباهات تاکتیکی فردی مانند احمدی نژاد را ترجیح می دهیم به انحرافات استراتژیکی و ایدئولوژیکی سران فتنه.

10-  در حقانیت احمدی نژاد همین بس که آمریکا و اسرائیل و انگلیس و سایر کشورهای شیطانی علیه احمدی نژاد هستند و از نفاق و دشمنی شما با ملت ایران هم همین بس که شما هم مانند آمریکا و اسرائیل و سایر دشمنان احمدی نژاد موضع گیری می کنید به همین دلیل کار را برای ما بسیار راحت کرده اید که جا دارد از شما تشکر کنیم.

11-  فهم علت دشمنی با احمدی تژاد که البته نه احمدی نژاد بلکه دشمنی با انقلاب اسلامی ایران، چندان کار سختی نیست؛ چرا که در واقع انقلاب اسلامی پرچمدار مبارزه با نظام سرمایه داری و کاپیتالیستی است و من پیشنهاد می کنم آقایانی که تمام آمال و آرزوی خود را در پیاده شدن مدل کاپیتالیستی در این کشور می بینند، دست از توهم برداشته و به جای ناسزا گویی به این و آن  ببینند که اربابان مستکبرشان چگونه به ملت خودشان که علیه نظام کاپیتالیستی قیام کرده چنگ و دندان نشان می دهند هر چند که توهم آنها آنقدر بالا است که اگر آمریکا و اروپا مانند شوروری هم فروپاشی شود که بی تردید می شود، بازهم باورشان نمی شود و می گویند این نقشه هوشمندانه آمریکا است!؟

12-  جالب است بدانید که من هم معتقدم  در جریان انتخابات 88 تقلب شده !؟  چرا که من معتقدم رای آقای موسوی حتی یک میلیون هم نبوده بلکه خیلی کمتر بوده است !؟ حالا اگر شما راست می گویید که تقلب شده بیایید ثابت کنید!؟ و باور بفرمائید که من هم قول می دهم که می آیم و ثابت می کنم تقلب شده! قول می دهم !؟ و در واقع شانس آوردید که ما بخواطر این تقلب به خیابان نریختیم!؟ 

اگر آدم کمی عقل و شعور داشته باشد می داند که با ادعا که چیزی درسته نمی شود! چه طور شما که ادعا می کنید تقلب شده درست می گویید ولی اگر دیگران ادعا کنند که کاندیدای شما تقلب کرده است درست نمی گویند؟ یعنی اگر احمدی نژاد رای نمی آورد و ادعا می کرد تقلب شده کار درستی می کرد !؟ یا اینکه آن دوره ای که آقای خاتمی رای آورد در حالی که خیلی از چهره های سیاسی با رای آوردنش مخالف بودند و کلی هم هزینه کردند آیا با تقلب رای آورد!؟ قابل توجه شما که  ما حتی  در مورد خاتمی هم که از سران فته علیه ایران است نیز چنین ادعایی نمی کنیم !؟

13-  از من به شما نصیحت که مقداری در این تاریخ 33 ساله ایران اسلامی مطالعه کنید و ببینید که این کشور چه شرایط دشوار و پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته درحالی که  قدمی از مسیر خود منحرف نشده و هر روز استوارتر از دیروز است تا جایی که شعارهای انقلاب در سراسر دنیا طنین انداز شده و هر روز شاهد بیداری اسلامی  ملت مسلمان جهان با تاسی از انقلاب اسلامی ایران هستیم و بی شک این مسیر ادامه دارد و بیش از پیش اوج خواهد گرفت پس شما هم بیاید و قدردان این موهبت الهی باشید خود را به زحمت نیاندازید. هرچند که به قول قران در زمره کسانی نباشید که در قلب آنها مرض است و امید به هدایت آنها نیست.!؟

(ان حزب الله هم الغالبون - و العاقبت للمتقین)

فرمانده ای که خادم بود!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 ساعت 22:30 شماره پست: 900

۲۷ آبان سالروز شهادت فرمانده قهرمان لشکر علی بن ابیطالب علیه السلام مهدی زین الدین است. برای عرض ارادت به ساحت این شهید والامقام ۵۰ خاطره از زوایای مختلف حیات طیبه این سردار بی ادعای سپاه خمینی را به خوانندگان عزیز اشک آتش تقدیم می کنم. انشالله در گلزار شهدای قم مزار آقا مهدی نایب الزیاره دوستان خواهم بود:

یک نیروی کمکی

 نزدیک صبح بود که تانک هایشان ، از خاکریز ما رد شدند . ده پانزده تانک رفتند سمت گردان راوندی . دیدم اسیر می گیرند . دیدم از روی بچه ها رد می شوند . مهمات نیروها تمام شده بود . بی سیم زدم عقب . حاج مهدی خودش آمده بود پشت سر ما . گفت : به خدا من هم این جا هستم . همه تا پای جان باید مقاومت کنید . از نیروی کمکی خبری نیست . باید حسین وار بجنگیم . یا می میریم ، یا دشمن را عقب می زنیم .

فرمانده مصلح !

رفته بود خط . رزمنده ای را دید که موی سر و ریشش حسابی بلند شده بود . فهمید چند ماه است مرخصی نرفته . به شوخی گفت : لابد با این سر و وضع به خانه راهت نمی دهند ! قیچی را گرفت و شروع کرد به اصلاحش . بنده خدا اولین بار بود که فرمانده لشکر را از نزدیک می دید . دست و پایش را گم کرده بود . کارش که تمام شد ، دستور داد وسایلش را جمع کند و برود مرخصی .

مهمات جسمی !

سرتاسرِ جزیره را دودِ انفجار گرفته بود . چشم چشم را نمی دید . به یک سنگر رسیدیم . جلوش پر بود از آذوقه . پرسیدیم : اینها چیه؟ گفتند : کسی نتوانسته آذوقه را به بچه ها برساند . هر کی جلو برود با تیر می زنندش . زین الدین پشت موتور ، از راه رسید . چند تا بسته آذوقه برداشت و رفت جلو . شب نشده ، دیگر چیزی باقی نمانده بود .

حتی اگر فرمانده باشی !

می خواست وارد مقرّ شود . بسیجی نوجوانی که در دژبانی بود او را نشناخت . کارت شناسایی و برگه عبور خواست . آقا مهدی گفت : ندارم . خودش را معرفی نکرد . چند بار اصرار کرد ، دید فایده ای ندارد . بسیجی نوجوان سرسختانه ایستاده بود و اجازه عبور نمی داد . گفت : اگر خود زین الدین هم بیاید بدون کارت ، راهش نمی دهم . آقا مهدی لبخندی زد و کارت شناسایی اش را درآورد . بنده خدا تا خواست عذر خواهی کند ، آقا مهدی در آغوشش گرفت ، صورتش را بوسید و به خاطر وظیفه شناسی تشویقش کرد .

هیچی نگفت !

خسته بودم .خوابم می آمدم . رفتم صدایش زدم : مرد حسابی ! نوبتت شده . پاشو بیا سر پست .

از خواب پرید . چیزی نگفت . بلند شد .

صبح بچه ها گفتند : چه کار کردی ؟! زین الدین را فرستادی نگهبانی .

بنده خدا ، شب دیر وقت رسید . دید جا نیست ، دم در سنگر خوابیده بود .

کمین خدا !

کار که سخت می شد می گفت : اگر اخلاص داشته باشید و کارهایتان برای خدا باشد ، خودش درست می کند . تعریف می کرد : در قسمتی از خط که احتمال آمدن دشمن را نمی دادیم و اصلاً نیرویی هم آن جا نداشتیم ، رفتم برای شناسایی . دیدم تلفاتی که دشمن آن جا به جا گذاشته بیشتر از جاهایی است که با تمام توان درگیر شده بودیم .  کمک خدا را آن جا با چشم دیده بودم .

فرمانده کل قوا

همه چیز برای عملیات آماده بود . معبرها باز شده بود . نیروها در محل مناسب مستقر شدند . آخر شب خوابیدیم . نزدیک سحر دیدم