حجت الاسلام حقیقت، حقیقت را می گوید

- ۰ نظر
- ۲۳ بهمن ۰۴ ، ۱۲:۵۵

پزشکیان ضرر نکرد. کسی در خیابان فریاد نزد مرگ بر پزشکیان، دولت بی کفایت استعفا استعفا.... فحشها را آقا خورد و انقلاب و شهدا و اسلام و قرآن و مسجد و حزب الله. می گویم پزشکیان ضرر نکرد منظورم اصلاح طلبان است این بنده خدا که بازیچه ای بیش نیست. خیرخواه است اما توی باغ نیست. و قالیبافی که به زعم خود با زیگزاگ رفتن از فتنه 88 تا آشوبهای دی ماه دارد ذکاوت به خرج می دهد اما همیشه دستش رو میشود، نه اصلاح طلبها بعد از وفاق و سواری گرفتن به او رأی می دهند نه بدنه امت حزب الله که باهوش است و از بی صداقتی؛ بیزار. بیست سال است که کاندیدای ناکام ریاست جمهوری است و در حسرت صندلی نرم پاستور تا ابد.
کسی به پزشکیان فحش نداد. گند را او زد، زندگی مردم را فلج کرد، در اوج بحران اقتصاد و رها شدگی معیشت و افسارگسیختگی قیمتها قانونی خوب را بد و بدموقع اجرا کرد. او و قالیباف خیرخواه اما نادان دوست ساده نظام، مملکت را با تصمیمی غلط تا لبه پرتگاه سقوط و نیز آغاز جنگی بزرگ سوق دادند.
پزشکیان –بخوانید اصلاح طلبان- پیروز این ماجرا بودند. کسی یقه شان را نگرفت. نه به مردم حساب پس دادند نه به حاکمیت. مجوز موتورسواری زنان را هم در بوق و کرنا کردند که یعنی اصلا مساله اعتراض چیزی دیگری بود و ربطی به ما نداشت و ما با نظام نیستیم و... انتخابات بعدی هم به طیف ما رأی بدهید.
به خاطر تصمیم نا به جای آنها مملکت به هم ریخت و عده ای کشته شدند بعد خودشان طرف معترضین و اغتشاشگران را گرفتند. در فهرست جان باختگان، شهید و جلاد را کنار هم نشاندند. برای دلجویی از خانواده های شهدای امنیت کمترین قدمی برنداشتند. این همه بچه های بسیج و انتظامی، مظلوم و تنها قطعه قطعه شدند عین خیالشان نبود. رفتند به ملاقات زندانی های اغتشاشگر از دلشان در بیاورند. گفتند کار به کار سلبریتی ها نداشته باشید. راست می گویند. سلبریتی ها هم کار به کار آنها نداشتند؛ مأموریت آنها چیز دیگری است. هزینه را دارد نظام میدهد. جان بسیجی و مامور انتظامی انگار مفت است. دولت هم میتواند با خیال راحت به گران سازی هایش ادامه بدهد و کمر مردم را بشکند. دوباره اعتراض کنند باز هم نظام است که فحش می خورد. باز هم بچه های حزب الله ارباً اربا می شوند. آقازاده های مسئولین که جایشان گرم و نرم است. آب توی دلشان تکان نمی خورد. مسئولین اگر مدعی مبارزه با فساد هستند لااقل یقه یک نفر از کسانی که ارز دولتی را برده و پس نداده اند، گرفته و محاکمه اش کنند.
پشت پرده، ورای فهم پزشکیان و قالیباف، جریانی از ابتدای انقلاب تلاش داشته و دارد کار به اینجا برسد اگر جلوی آمریکا سر خم نکنید باید زیر بار مشکلات اقتصاد له بشوید. آب خوردنتان هم دست آمریکا و نیازمند چشم عنایت اوست. درست در نقطه مقابل دیدگاه رهبری که طرفدار اقتصاد مقاومتی و عدالت و مبارزه با ویژه خواری و استقلال سیاسی و فرهنگی است. جریان دیگر که حسابی هم نفوذ و قدرت دارد تلاش می کند نگاهها را به جای خدا به سمت کدخدا بکشاند.
آنچه در دی ماه اتفاق افتاد به فرموده رهبری کودتا بود. کار دشمن، دشمنی است. ضلع مکمل کودتای دشمن اما کسانی هستند که با فراهم نمودن زمینه آشوب، مملکت را تا لبه پرتگاه هول دادند. همانها که پس از پیروزی پزشکیان در انتخابات از او به عنوان گورباچف ایران یاد نمودند.

این متن را در فضای مجازی خواندم و پسندیدم:
آقا معلم! شما هم نوستالژیباز بودی؟ مثلا اینکه مزارم در یک باغ بزرگ باشد. یا دست در دست فلانی بمیرم. زیر یک درخت باشم. از این چیزها داشتی؟ شاید هم میخواستی با یک زخم در پهلو ایستاده بروی؟ آقا معلم درد سادهی پهلو آدم را بیچاره میکند. چه برسد به چنان زخم عمیقی!
میدانی من لحظهی احتضار هیچکسی را ندیدم. شما اولین نفری. من باورم نمیشود که این آدم با باندی دور شکمش چند دقیقهی بعد میمیرد. شما بلند میشوی. راه میروی. لبخند میزنی. فقط چهرهات زرد و رنگپریده است. آقا معلم! شما به من نشان میدهی که امثال شما نمیمیرند. پایان قصهات برایم سیاه نیست. یعنی اولینبار هم که فیلم را دیدم و خواندم که شما در راه بیمارستان شهید شدی، دلم نسوخت. همچنان ایستاده و محکم توی ذهنم بودی. آن لبخندت آدم را دیوانه میکند. انگار نیشخند زدهای به امثال من که سفت این دنیا را چسبیدیم. هروقت لبخندت را میبینم از خودم بدم میآید.
آقا معلم! در این عصر و زمانهای که بعضیها میلیاردها پول میدهند که یک مراسم لاکچری بگیرند. لباسهای زیبا بپوشند. تیم فیلمبرداری درجه یک بیاورند تا نشان دهند چقدر خوب و قشنگند، چطور توانستی قهرمان شوی؟ با بدنی باندپیچی شده. یک گوشی با کادر ناصاف و یک لبخند!
آقا معلم چند روز است از ذهنم بیرون نمیروی. دقیقه به دقیقه فیلم شهادتت به آدم درس میدهد. من هنوز نگاه شهید حججی را هم یادم نمیرود. جوان ترکهای با ریشهای کمپشت. با لبهای ترکخورده و نگاهی که شبیه شیشهای بیخط و خش بود. شما این نگاه را بهتر از من میشناسی نه؟
راستش من از لحظهی جان دادنم میترسم. همیشه به خدا میگفتم یکجوری تمامش کند که شرمندهاش نشوم. تحمل دردِ لحظهی احتضار را ندارم. اما حالا یک دعا به دعاهایم اضافه کردی!
" خدایا مرا مثل شهید حسین بابری بالبخند و ایستاده ببر.... در حالی که روی درد را کم کردهام! "
✍️حفره
#شهید_حسین_بابری

فیلم "بازی خونی" را دیدم و لذت بردم، آن قدر که اگر دوباره هم فرصتی باشد آن را خواهم دید. دست سازنده و سفارش دهنده اش درد نکند؛ ولی خب کاش یکی دو دهه زودتر به این سوژه ها می پرداختیم. بارها با افرادی که موضعی علیه نظام دارند صحبت و بحث داشته ام. یک سری که مغرضند هیچ ولی اکثریتی هستند که آدمهای خوب و بی اطلاعی هستند. بندگان خدا مطالعه و تحقیق ندارند و البته چند سالی است که به برکت ماهواره و اینستا رابطه شان با محصولات فرهنگی انقلاب و اسلام قطع شده است. ما هم مقصریم که دوازده سال فرصت تربیت و آگاهی بخشی نوجوانان در مدارس را هدر می دهیم. چند سال پیش در جمعی از بچه های دبیرستانی پیرامون دفاع مقدس صحبت داشتم. همچین روزهایی بود و به مناسبت، موضوع را ربط دادم به واقعه ششم بهمن آمل. بچه ها با ذوق و دقت گوش می دادند. صحبتهای من که تمام شد مدیر مدرسه برخاست و با هیجان گفت من هم آن شب در آمل بودم و شروع کرد به تعریف از دیده های خود. بعد که آمد کنار من نشست گفت تا الان فکر نمی کردم گفتن این خاطرات برای بچه ها جذاب باشد!
خیلی از واقعیتهای تاریخ معاصر را برای نسل جوان نگفته ایم و فرصتهایی طلایی را از دست داده ایم که حالا با شبهه پراکنی و تولیدات مسموم رسانه های بیگانه به راحتی جای جلاد و شهید عوض می شود. همان تعبیری که آقا داشت حضرت علی در جنگ نظامی شکست نخورد اما در جنگ نرم...
فیلم بازی خونی پیرامون واقعه جنگل آمل و تسخیر یک روزه شهری که بعدها هزار سنگر لقب گرفت خوب و جذاب از کار در آمد. اگر چه گاهی لهجه مازنی و گیلک قاطی می شد.
بسیاری از اعضای اتحادیه خلق کمونیستها جوانهای سرمایه داری بودند که در آمریکا و انگلیس درس خواندند. مدعی بودند که میخواهیم مردم مستضعف را نجات بدهیم. آنهایی که در مقابلشان ایستادند و شهر را نجات داده و چهل شهید تقدیم نمودند کارگر و کشاورز و راننده و کارمند ساده و بچه محصل بودند. این را کی پی بردند؟ روز محاکمه گفتند وقتی کفشهای پاره و کهنه مردمی که برای دیدن محاکمه ما آمده اند دیدیم تازه فهمیدیم مقابل چه کسانی ایستاده ایم.
مسئولان انقلاب یادشان نرود چه کسانی بار فشار اهتزاز این پرچم را به دوش کشیده اند.
وانت نیسان از جمله خودروهای عملیاتی و البته ابداعی مدافعان خودجوش شهر برای مبارزه با مهاجمین بود. پشت نیسان را کیسه شن می چیدند، یک نفر آن پشت سنگر می گرفت و در حالی که نیسان دنده عقب به طرف کمونیستها می رفت به طرفشان آتش می گشود!
شهید سیده طاهره هاشمی نوجوان بود و هنرمند. در خیابان تیر خورد. آخرین لحظات قبل از شهادت، حواسش به چادرش بود که از سرش نیفتد.
شهید جعفر هندویی پاسدار بود. او را در وسط شهر دستگیر کردند و خواستند که به امام توهین کند. دید مردم دارند نگاه می کنند و روحیه شان را می بازند. بلند فریاد زد الله اکبر، خمینی رهبر، مرگ بر آمریکا... و شهید شد.
یاد همه حماسه سازان انقلاب اسلامی گرامی. حادثه آمل و درسی که مردم این شهر به دشمن دادند آنقدر مهم بود که امام در وصیتنامه اش نیز به آن اشاره نمود و به رخ بدخواهان کشید.
این روزها برای چندمین بار است دیدم بعضی عناصر سلطنت طلب در مصاحبه با شبکه های معاند از آمریکا درخواست حمله به ایران برای براندازی نظام را دارند. بعد در پاسخ به این سوال که در جنگ و حمله نظامی عده ای از مردم و هموطنان کشته می شوند با خونسردی گفته اند، در انقلاب خمینی هم عده ای کشته شدند!
با سطح بی غیرتی و وطن فروشی این افراد کاری ندارم.
الان اینها با این استدلال و استدعا به دو واقعیت تاریخی اذعان کرده اند:
یک، اینکه رژیم شاه به روی مخالفینش آتش می گشود و عده ای را کشته است.
دو اینکه انقلاب خمینی یک انقلاب کاملا مستقل و مردمی بود زیرا هیچ دولت خارجی در آن دخالت نداشت بماند که ابرقدرتها پشت سر رژیم شاه بودند. حالا جالب است این جماعت در حالی مدعی اند در اکثریتند و مردم این نظام را نمی خواهند که به دلیل فقدان بدنه اجتماعی دست به دامان آمریکا و اسرائیل شده و درخواست حمله نظامی برای از بین بردن نظام را دارند!
حجت الاسلام مروی نماینده رهبری است و تولیت آستان قدس رضوی در حرم در جمع مردمی که به حمایت از نظام برخاسته بودند سخنرانی کرد و از قوه قضاییه خواست به موازات اعدام اغتشاگران به اعدام اختلاسگران نیز بپردازد.
امام جمعه تبریز در خطبه های نماز جمعه تأکید کرد مبلغ یارانه جدید کمتر از اندازه گرانی های ناشی از حذف ارز ترجیحی است و اگر دولت درصدد جبران ما بالتفاوت قیمتهاست باید میزان یارانه را افزایش دهد.
حسین شریعتمداری میهمان سیمای جمهوری اسلامی بود در پخش مستقیم تأکید کرد بعضی مدیریتهای غلط هم در شعله ور شدن آشوبها نقش داشت. مجری حرفش را قطع کرد و دو بار تذکر داد که الان وقت بیان این حرفها نیست. اما کمی بعد خود مجری هم شروع به انتقاد از نحوه دهک بندی و نحوه مدیریت بازار و ... کرد و نتوانست جلوی حرف دلش را بگیرد.
آقا گفت به رییس جمهور توهین نشود. نفرمود مجلس تعطیل شود. رییس مجلس که خودش با معامله ای که تحت پوشش وفاق با دولت داشت و سهمش را از کابینه گرفت از مسببان وضع موجود است استیضاح وزرا را از دستور کار خارج نمود! می گویند رفیق خوب کسی است که عیب های تو را به تو بگوید. بالاترین ترجمان حمایت از دولت این است که به عزل مدیران نالایق کمک شود.
مردم منتظرند قوه قضاییه با دانه درشتهای مفسد اقتصادی برخورد کند. زشت است هی گفته شود هر کس ارز دولتی را برای واردات کالا گرفت، برد و دیگر پس نداد! یعنی این حکومت و این دولت چهارتا آدم مورد اعتماد سراغ نداشت؟ مملکت قوه قضاییه ندارد بزند پس گردن آنهایی که ارز مملکت را گرفته و پس نمی دهند؟ این بهانه ها علیه خود مسئولان به کار می رود و اصلا راه فرار مناسبی برای توجیه کاستی ها نیست.
اوایل دهه هفتاد یعنی زمان هاشمی در مشهد و اسلامشهر و قزوین و... شاهد شورشهایی در اعتراض به سیاستهای انقباضی دولت و تفکیک استانها و... بودیم. در سال 78 واقعه کوی دانشگاه را داشتیم و اعتراض به بستن بعضی جراید. در سال 88 اعتراض به نتیجه انتخابات، در سال 86 اعتراض به وضع اقتصادی و حقوقهای معوق و سوءاستفاده بانکها، سال 98 اعتراض به شوک قیمت بنزین، سال 401 اعتراض به گشت ارشاد، سال 404 اعتراض به افزایش بی رویه قیمت دلار و شوک قیمتها و تاریخ شاهد است جز در سال 401 که موضوع سر یک حکم شرعی بود هیچ اعتراضی شنیده نشد و از هیچ یک از برنامه های دولت عقب نشینی صورت نگرفت. البته فتنه 88 زیاده خواهی استکبار داخلی بود و نظام نباید هم کوتاه می آمد اما چرا در اعترضات معیشتی کمترین عقب نشینی برای اصلاح امور و رفع کاستی ها صورت نمی پذیرد؟
لااقل برای دلخوشی و آرامش موقت مردم که به والله نسبت به اسلام و مسجد و قرآن حساسیت دارند و کشورشان و انقلاب اسلامی را دوست دارند اما زیر بار گرانی دارند له می شوند به پرونده چند متهم دانه درشت اقتصادی مثل زنگنه و مهدی جهانگیری و حسین فریدون و علی انصاری و مدلل و پسر شمخانی و ... ورود کرده و برخورد قاطع داشته باشید. با بانکهای متخلفی که خلق پول و ایجاد تورم می کنند برخورد کنید. نمی شود وقتی دو سه قسط مردم عقب بیفتد آبرو و حیثیتشان پیش ضامن و ... برود اما حتی اسم کسانی که میلیونها دلار ارز مملکت را گرفته و پس نیاورده اند اعلام نمی شود، چه برسد یک روز بازداشت شوند.
بهترین بچه های ما در 401 و این روزها شهید شده اند. دوباره قرار است اوضاع به حالت قبل برگردد چه در حاکمیت فضای مجازی و چه در مدیریت فضای واقعی. به خدا همین بچه های انتظامی و بسیجی که شهید شدند از نظر درآمدی جزو پایین ترین رتبه های اقتصادی کشور بودند اما دلشان برای اسلام و انقلاب می تپید آن وقت مسئولان با حقوقها و مزایای نجومی، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و تصمیمات غلط و ناگهانی شان میلیاردها دلار به کشور خسارت زده و جوانان ما را پرپر ساخته است بدون کمترین تغییر در سیاستهای اقتصادی و فرهنگی و قضایی و مدیریتی و ... می خواهند دوباره همین اوضاع را ادامه دهند، تا اغتشاشی دیگر و پرپر شدن عده ای دیگر. خیالشان راحت بالاخره عده ای مزدور و نفهم و لاابالی پیدا می شوند که وسط اعتراضها به مقدسات توهین کنند و خون مردم به جوش بیاید، عده ای کشته شوند و میز آقایان سر جای خود می ماند و اوضاع دوباره به کام شان خواهد بود.
خدا این مملکت و انقلاب مظلوم و خون شهدا را از شرّ آن دست از مسئولانی که خودباخته و جدابافته و مردم نشناسند محفوظ نگاه دارد. خدا سایه رهبر عزیزمان را بر سر این امت نگه دارد. خدا نوجوانهایی که غافل و بازی خورده هستند را هدایت نماید. به مسئولان که امیدی نیست خدا خودش برای چند روز هم که شده جلوی گرانی را بگیرد. بگو الهی آمین!
بسم الله الرحمن الرحیم
تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیۀ خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد.
در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب خصوصاً جنگ، بودند نهادها و گروه های فراوانی که با ایثار و خلوص و فداکاری و شهادت طلبی، کشور و انقلاب اسلامی را بیمه کردند. ولی حقیقتاً اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه کسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود! بسیج شجرۀ طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسۀ عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشۀ پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همۀ مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند.
من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام. من مجدداً به همۀ ملت بزرگوار ایران و مسئولین عرض می کنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگترین ساده اندیشی این است که تصور کنیم جهانخواران خصوصاً امریکا و شوروی از ما و اسلام عزیز دست برداشته اند؛ لحظه ای نباید از کید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و سرشت امریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ موج می زند. باید برای شکستن امواج طوفان ها و فتنه ها و جلوگیری از سیل آفت ها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملتی که در خط اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله ـ و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید همۀ افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چرا که در هنگامۀ خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد.
خلاصۀ کلام، اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الاّ هر لحظه باید منتظر حادثه ماند. بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد. امروز یکی از ضروری ترین تشکل ها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان بسیجی ام در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییرناپذیر «نه شرقی و نه غربی» باشند. امروز دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارند ایادی امریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج است که این مهم انجام می پذیرد. مسائل اعتقادی بسیجیان به عهدۀ این دو پایگاه علمی است. حوزۀ علمیه و دانشگاه باید چهارچوب های اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار تمامی اعضای بسیج قرار دهند. باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است، انقلاب اسلامی در جهان نیازمند فداکاری های شماست و مسئولین تنها با پشتوانۀ شماست که می توانند به تمامی تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون امریکا و شوروی می شود به زندگی مسالمت آمیز توأم با صلح و آزادی رسید. حضور شما در صحنه ها موجب می شود که ریشۀ ضد انقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد.
من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم که اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. بار دیگر تأکید می کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی، سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت. من از تمامی بسیجیان خصوصاً از فرماندهان عزیز آن تشکر می کنم و از دعای خیر برای این فرزندان با وفای اسلام غفلت نخواهم نمود. خداوند شهدای عزیز و گمنام بسیج را به نعمت همجواری اهل بیت ـ علیهم السلام ـ متنعم و جانبازان عزیز را شفا و اسرا و مفقودین عزیز را سالماً به اوطانشان بازگرداند و هر روز بر عظمت و شوکت این نهاد مقدس و مردمی که پیروان اسلام عزیز و حضرت بقیة الله الاعظم ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ هستند بیفزاید. والسلام علیکم و رحمة الله .
2 / 9 / 67
روح الله الموسوی الخمینی
![]()

یکبار دیگر در سالروز شهادت امام هفتم ثابت شد این مملکت متعلق به موسی بن جعفر و فرزندان گرانقدر اوست و خدعه دشمنانش نقش بر آب خواهد شد.
یکبار دیگر در سالروز فرار شاه خائن، فرزند خائن او نیز که مثل پدر از حمایت قدرتهای خارجی برخوردار بود رسوا شد و از مردم ایران شکست خورد.
یکبار دیگر در سالروز مبعث نبی اکرم ثابت شد هر که طریقت نور و هدایت را انتخاب نموده و بر مدار حق و صراط الهی قدم بردارد نصرت الهی را هم شاهد خواهد بود. این پیام بعثت و برانگیختگی برای اقامه حقیقت و عدل است.
از خدا بخواهیم و اراده کنیم از مسیر اسلام خارج نگردیم که چنین وعده داد:
و اَنّا مِنّا المسلمون و مِنّا القسطون فمن اَسلَم فاولئک تَحرّوا رَشَدا و اما القسطون فکانوا لجهنم حَطَبا.
یک زیارتنامه مختصری دارد امام کاظم علیه السلام در عبارتی از آن می خوانیم یا مولای اَنا اَبرَأُ الی الله من اَعدائِکم. به خدا پناه می برم از دشمنان شما. نمی گوید عدو. اعداء، زیرا دشمنان راه امام کاظم و اهل بیت علیهم السلام یکی و دو تا نیستند. ما از دست دشمنان دین به خدا پناه می بریم.
دیشب شب شهادت امام کاظم علیه السلام آمریکا بنا داشت به بهانه حمایت از اغتشاشگران به ایران حمله نظامی کند. ایران هم گارد مناسبی گرفت. دیروز در خبرها خواندید که آمریکا بخشی از نیروهایش را از پایگاه هوایی قطر خارج کرد. نتانیاهو به مقصدی نامعلوم سفر نمود. بعضی پایگاههای رژیم صهیونیستی خالی شد.
ساعتی پیش خبرگزاری های مختلف شرق و غرب عالم گزارش دادند ترامپ با نظر مشاورانش از آغاز جنگ مجدد با ایران منصرف شد و به تحریم بعضی مسئولان اکتفا کرد. پایگاههای آمریکا و پروازهای منطقه نیز به حالت عادی بازگشت. چین هم از ایران خواست خویشتن داری کند و... آنکه مانع حماقت آمریکا شد مشاورینش نبودند...
به دانش آموزان دوره متوسطه اول، کتابی کم حجم داده شده است با عنوان "از ایرانمان دفاع میکنیم" مشتمل بر مطالبی پیرامون نگاه استکبار به غرب آسیا، ماهیت رژیم صهیونیستی، چرایی تهاجم اسرائیل غاصب به ایران، ابعاد جنگ ترکیبی دشمن، مظاهر وحدت و همدلی ملت ایران، ضرورت توجه به علم و فن آوری و خودکفایی و... که اگر توسط معلمانی اهل دغدغه و سالم و مطلع تدریس شود گامی مهم در مصون سازی اندیشه نسل نوجوان و آینده ساز کشور در برابر نقشه های پلید بدخواهان خواهد بود. بابت این اقدام هر چند دیر اما در خور و آموزنده باید از آموزش و پرورش تشکر ویژه داشت. می گویم دیر از این بابت که این کتاب عصاره ای از مهمترین آگاهی هایی است که مردم ایران باید از آن مطلع باشند و خوب بود لااقل در سالهای پس از دفاع مقدس هشت ساله به آن پرداخته می شد. جامعه ایرانی به خصوص در بستر مدارس و دانشگاه و حوزه اگر با اراده باطل و راسخ دشمن در نابودی این ملت آشنا می شد این سالها به خصوص با میدان دادن مشکوک به شبکه های ویرانگر مجازی دشمن شاهد تحمیل این همه هزینه و تحمل وقایع ناگوار نبود. جوانی که به راحتی تهییج شده و به خاطر خوش آمد اجنبی روی مردم خود تیغ می کشد ذهنی خودباخته و هویتی ویران شده دارد. آنها که با غیرت و انگیزه پای پیشرفت و آبادانی کشورشان ایستاده اند جوانانی دلداده هویت ملی و مذهبی و میهن پرست هستند که در بستری سالم به رشد و بالندگی رسیده اند.
در این کتاب علاوه بر شهدای علمی و نظامی یادی از بعضی شهدای دانش آموز نیز صورت گرفت که بسیار تأثیرگذار است و در این میانه البته لابلای اسامی مشاهیر عرصه علم و رزم و هنر و... یاد شهید محمد دالوند نیز زنده نگاه داشته شد. کار خدا را می بینی؟ چه کسی فکر میکرد در یکی از مهم ترین وقایع تاریخ ایران عزیز، نام یک راننده جرثقیل با مرام که دلبستگی ظاهری چندانی هم به حاکمیت نداشت اما سرمایه ای بی پایان چون معرفت و غیرت درونش موج می زد به عنوان قهرمانی ملی و دوست داشتنی جاودانه شده و به کتابهای درسی دانش آموزان وارد شود؟ هر ایرانی اگر در محیط سالم فرهنگی و رسانه ای با واقعیتهای موجود ایران و جهان آشنا شود سرباز شجاع عرصه پاسداری از میهن و ایستادگی در مقابل زیاده خواهی اجانب خواهد بود و دقیقا از همین روست که دشمن تلاش دارد ذهن و دل مردم را بازیچه فضای آلوده روانی مد نظر خود قرار دهد. افکار را که تسخیر کند خاک کشور را هم تسخیر خواهد نمود. روح همه شهدا به خصوص شهدای ماههای اخیر نبرد با آمریکا و صهیون شاد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
آقای پزشکیان آقای قالیباف آقای اژه ای آقای لاریجانی
این جمعیت انبوهی که دیروز به خیابانها آمد برای حمایت از اصل نظام اسلامی و میهن عزیز و ولایت فقیه و صیانت از خون شهدا بود. وگرنه دل همه از دست شما خون است. وفاق شما به جز تقسیم غنائم از شرکت سهامی دولت، ثمری نداشت و جیب ملت را خالی کرد.
مردم پای این انقلاب و این کشور و رهبر عزیز و حکیم شان ایستاده اند اما از عملکرد مسئولان به شدت گله دارند. گرانی اجناس و خدمات کمر ملت را له کرده است. بازار بی ثبات است و همین گرانی لامصب هم حد یقف نداشته و انگار قرار نیست برای چند روز در نقطه ای آرام بگیرد. رانت و ویژه خواری و حقوقهای نجومی باعث ناراحتی مردم شده است. جلوی گردن کلفتهای مفسد اقتصادی بایستید. خیلی زشت است هر روز حتی از طرف خود مسئولان شاهد انتشار اسناد و افشاگری هایی پیرامون سوءاستفاده فلان بانک و فلان هلدینگ و ... از بیت المال هستیم و یک نفر نیست موضوع را پیگیری نماید. همه شما چهار نفر و البته شورای نگهبان بابت شرایط اقتصادی و فرهنگی موجود یک عذرخواهی به ملت بدهکار هستید.
آن پلیس، آن بسیجی در تهران یا مشهد یا قم یا شهریار یا اصفهان با دست خالی رفته بود جلو با آنها صحبت کند، حرفش را بگوید حرفشان را بشنود، جوابی نداشتند، دوره اش کردند با هر چه دستشان بود او را زدند، نشستند روی سینه اش، سرش را از بدن جدا کردند و با هلهله فریاد زدند مرگ بر دیکتاتور!
جلوی آمبولانس را گرفتند. اول خواستند آتش بزنند. دیدند داخلش پیکر چند مجروح افتاده است. به سرشان تیر خلاص زدند و گفتند مرگ بر دیکتاتور.
سه دختر جوان داخل فروشگاه زنجیره ای، جماعت وحشی را دیدند ترسیدند و درها را بستند. حرومزاده ها شیشه را شکستند، بنزین ریختند و دخترها را به آتش کشیدند...
ضریح سبزه قبا را از جا کندند. فرشها و کتابها را آتش زدند و فریاد سر دادند زنده باد آزادی! دهها مغازه و خانه و دکه و موتور و ماشینهای کنار خیابان را آتش کشیده یا منهدم نمودند و دم از حقوق مردم زدند.
عالمان، وارثان پیامبرانند. این، سخن پیامبر است. عالمان، وارثان پیامبرانند یعنی چه؟ یعنی دارای آن کلّیّت عملی و ذهنی اند که پیامبران بودند و در همان راه می کوشند و می خروشند که راه رهایی توده است.... و دیگر به هیچ لفظی و عنوانی نباید گول خورد که دانستن یک مشت اصطلاح، کسی را در رده پیامبران قرار نمی دهد. آنچه این ویژگی را ثابت می کند، داشتن فضایل پیامبران است؛ یعنی عمل، اقدام، روشنفکری، فداکاری، عصیان، توده گرایی، حق زنده کنی، آشتی ناپذیری، زمانه شناسی، مردمخواهی، مظلوم یابی و ظالم کوبی.
حماسه غدیر، علامه حکیمی، ص144

این فیلم ده دقیقه ای با عنوان "ایستاده ایم" کاری است که آقا صدرای من با کمک برادرش به عنوان تکلیف کلاس آماده کرده بود و چند هفته پیش به معلم مدرسه اش تحویل داد. با توجه به تحولات اخیر بی مناسبت نیست یکبار این ده دقیقه ترکیبی از چند فیلم را ببینید و البته پایان امیدوار کننده اش را:
شهدای جنگ خیابانی اخیر اعم از بچه های بسیج و انتظامی و کودک و زن و مرد بیگناه که روی سر ما جا دارند. برای کشته شدگان اغتشاشگر هم متأسفم و امیدوارم دیگر شاهد چنین رخدادهای تلخ و دشمن شادکنی نباشیم. این موضوعی را که میخواهم عرض کنم لزوما عمومیت ندارد و صرفا پیرامون یکی از عناصر اغتشاشگر بازی خورده اسرائیل و آمریکاست.
ظهر جمعه یکی از دوستان تماس گرفت و خبر مرگ پسر عمویش را در درگیری های مسلحانه شب قبل بیان نمود و توضیحاتی داد. می گفت عموی من از ابتدای انقلاب گرایش های خاص سیاسی داشت. فرزندانش را هم همینطور بار آورد. از نظر اقتصادی در سطح بسیار پایینی بودند. به مرور یکی از فرزندانش به استخدام بانک درآمد. البته در گزینش رد شد اما با سفارش و پارتی بازی یکی از اهالی روستا بالاخره استخدام گردید. او از طریق ارتباطاتی که در بانک داشت کلی وام سنگین با اقساط بلند مدت برای برادرانش جور کرد. همین بابایی که در اغتشاش کسته شد و خودش نقش لیدری داشت به واسطه وامهایی که برادرش ردیف کرده بود صاحب سه مغازه شد. اما هر چه وضعش بهتر شد طلبکارتر و پرتوقع تر شد. دهانش هم چفت و بست نداشت و این اواخر کارش از فحاشی به انقلاب و نظام گذشته و به اهل بیت هم در جمع توهین می نمود....
به او گفتم بنا به تجربه، اغلب کسانی که بیشتر خورده اند بیشتر جفتک می اندازند. این وسط مردم فقیر دارند زیر بار فشار معیشت له می شوند. کسی صدایشان را نمی شنود. اوباش اغتشاشگر مکمل ظلم به مستضعفان هستند و باعث میشوند صدای اعتراض به حق آنها وسط شلوغی ها و خون ریزی ها و دود آتشی که به جان مساجد و اماکن عمومی افتاد گم شود.
انقلاب و انقلابی ها مظلومند. از طرفی به خاطر عملکرد بعضی مسئولان نااهل آزرده خاطر و تحت فشارند از سوی دیگر عده ای به بهانه اعتراض به مسئولان نالایق یقه آنها را می گیرند. نه می شود از وضعیت موجود دفاع کرد نه میشود در برابر چنگ زدن به صورت نورانی انقلاب ساکت ماند.
خدا توفیقمان دهد انقلاب و خون شهدا را حفظ کنیم. خدا توفیقمان دهد ساحت انقلاب را از گزند نااهلان و نامحرمان پاکسازی کنیم. خدا لیاقتمان دهد در نبرد با آمریکا به خیل شهدای کربلای تاریخ بپیوندیم.

تو اشتباه می کنی که بعد از این همه هزینه و سر و صدا نهایتا چهارتا جوانک جو گیر را هیجانی نموده و به خیابان فرستاده ای. هر کس این تعداد را می بیند که حتی از نوجوانهای معتکف مسجد محل ما هم کمتر هستند می فهمد کل ظرفیت بسیج عمومی دشمنان ایران در همین حد است. تو این طوری پایه های این نظام را محکمتر می کنی. دنیا می فهمد تاریخ پی می برد به رغم همه جفاهایی که گاه از سوی بعضی مسئولان نادان یا مغرض روا شد مردم هنوز پای کشورشان می ایستند و نمی خواهند دشمن شاد شوند.
سال 1401 هم اشتباه کردی. علمای سیاست دنیا اذعان داشتند جماعتی که ته آرمان و مطالباتشان کشف حجاب و آغوش رایگان و بوسیدن در کوچه و سلف مختلط است شکم سیر هستند.
جنگ دوازده روزه را اشتباه کردی که شروع کردی. ملت فهمید دشمنی دشمن جدی است و با ایرانی جماعت خوب نیست و رحم ندارد. مردم را متحدتر نمودی و استقامتشان را مستحکم تر.
در سوریه اشتباه می کنی که این همه بلا سر ملت می آوری.جولانی سر سپرده خودت است اما باز هم حریم کشورش را ناامن می سازی و به دنیا می فهمانی هر که جلویت تعظیم کند بیشتر آسیب می بیند.
در ونزوئلا اشتباه کردی. دنیا فهمید چیزی به نام دموکراسی و حقوق ملتها شعاری بیش نیست و آنچه امپریالیسم می خواهد چپاولگری و منفعت طلبی و سواری بر ملتهاست.
دشمن نادان آبروی خودش را می برد. در ایران هیچ آشوبی مثل فتنه 88 زیانبار نبود. کشوری مثل ایران با خیانت و فتنه خواص لطمه می بیند. با تهاجم فرهنگی و قلب ارزشها و تقلید از سبک زندگی غربی است که سمت تکرار اندلس پیش می رود.
قضیه مال الان نیست. زمان جنگ هم همینطور بود. می گفتند رزمنده ها کوپن بیشتری دریافت می کنند، قند و شکر و نفت و روغنشان همیشه به راه هست. زن و بچه بسیجی داشتند از سرما می لرزیدند. گاهی پول دوا درمان معمولی را هم نداشتند اما تیر زخم زبانها چقدر آزارشان می داد. می گفتند لابد پول خوبی بهتان می دهند زن و بچه و درس و کار را رها کرده و به جبهه رفته اید.
همه شهدا قبل از آنکه شهید معرکه جنگ باشند شهید شهر بودند. برای حفظ ارزشها تهمت خوردند، دروغ و دشنام شنیدند کتک خوردند...
بسیجی بیشترین ضربه را از بی تدبیری مسئولان می خورد. خودش تحت فشار است برای این مملکت از دارایی اش هزینه می کند. سیل و زلزله باشد یا کار جهادی و ... از مال و عمرش مایه می گذارد. اوست که مطالبه گری میکند و هزینه میدهد. این دولت اصلا منتخب او نیست. خودش به گرانی ها و بی تدبیری ها اعتراض دارد. تبعیض و بی عدالتی را نمی پسندد. به خیلی از رفتارهای مسئولان نقد جدی دارد. مسئولانی که هر جا میزشان در خطر بود بر سر آرمانهای بسیجی معامله کردند. از این طرف از مسئولین بی کفایت ضربه می خورد از آن طرف زخم زبان بازی خوردگان دشمن آزارش می دهد. بسیجی معترض است اما نمی خواهد دشمن شاد شود. وطن فروش نیست. برای انقلابی که هزاران شهید پایش خون داده اند می ایستد و باز هم سیبل حملات بدخواهان قرار می گیرد. پیکرش را زنده زنده به آتش می کشند همانها که دلش را هر روز به آتش می کشاندند. جسم نحیفش را ارباً اربا می سازند.... خونش روی صفحه تاریخ جاری میشود و به جویبار سرخ دشت نینوا می پیوندد.
بیخود که نیست گفته اند عاشق نباشی نمیتوانی بسیجی بمانی. پیر میخانه جماران فرمود بسیج مدرسه عشق است.
همسر گرانقدر و مهربانم، حاجیه حکیمه عزیزم!
سلام علیکم
حقیقتاً مانده ام در پیشگاه خداوند که چگونه میتوانم در این روزهای قریب رفتن، حق نزدیک چهل ساله را ادا کنم؟
امیدی جز بخشش و محبت پیوسته شما و خداوند سبحان ندارم. روزت را تبریک میگویم و به خاطر این صبر چهل ساله دستتان را می بوسم. از خداوند سبحان طول عمر توأم با زندگی فاطمی برایت خواهانم و از اینکه اولین سال را در روز مادر، بدون مادر به سر میکنی برایت صبر و برای آن مرحومه مجاهد، اجر و غفران الهی خواهانم.
همسر ناتوانت در ادای حق الهی خود، قاسم ۱۳۹۷/۱۲/۷
یکسال قبل از شهادتش بود. آخرین روز زن که در حیات ظاهری اش درک کرد، این نامه را به یادگار گذاشت. سال بعد، خودش میهمان حضرت زهرا بود.
به روایت فاطمه سلیمانی/ مستند پرواز بیست و یک تهیه شده در بنیاد مکتب حاج قاسم، حفظ و نشر آثار شهید سپهبد قاسم سلیمانی

پیش تر اسناد و ادعاهایی در خصوص محکومیت تعزیراتی استاندار مازندران بخاطر دریافت حق ویزیت نامتعارف منتشر شده بود.
این سخن مطرح بود کسی که خودش التزامی به قانون ندارد چطور میتواند نماینده دولت در اجرای قوانین باشد؟
سر جریان حجاب و حرفهای بی مبنا و مفتضحانه وی اعتراضاتی در سطح ملی مطرح شد. از تریبون نماز جمعه تهران تا نمایندگان سرشناس مجلس مواضعی قاطع در مقابل انحراف فکری وی اتخاذ نمودند اما داخل استان جز یکی دو مورد، صدای انتقادی از تریبونهای رسمی شنیده نشد که هیچ متاسفانه بعضی عزیزان هم با تقلیل جایگاه خود در سطح روابط عمومی استانداری به توجیه و وصله پینه ماجرا پرداختند. استاندار ترسیده بود و برای تطهیر وجهه به قم رفت اما وقتی خیال اطرافیان وی از عدم عزل او بخاطر حمایت بعضی شخصیتهای موجه درون استان راحت گردید همان موقع شروع به فحاشی نسبت به منتقدان استاندار و حامیان حجاب نمودند و البته باز هم صدایی از بزرگان شنیده نشد.
حالا کار به جایی رسیده فرماندار ساری با ارتزاق از بیت المال حکومت اسلامی از تریبون عمومی اقدام به شبهه افکنی نسبت به نظام اسلامی می نماید و استاندار خوش سابقه مازندران! منتقدان او را در لفافه به ضدیت با شهدا و انقلاب اسلامی متهم می نماید!
چه کس یا کسانی باعث این سطح طلبکاری و اعتماد به نفس به جای عذرخواهی و استعفا در مواجهه با جریانهای انقلابی شده اند؟
یک پرسش مهم تر:
چرا کار نظام اسلامی که قرار بوده و هست زمینه ساز تمدنی نوین در جهان باشد به اینجا کشیده شد که بعضی مسئولانش اعتقادی به مبانی و اصول و اندیشه های انقلاب و احکام دین ندارند و بعضی از آنهایی که متولی نظارت و صیانت از ارزشها و خط و مشی نظام دینی هستند اینطور سست و منفعل شده اند؟!