اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۴ اسفند ۹۹، ۲۰:۵۲ - شهردار بابل
    🙄🙄

۸۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انقلاب اسلامی» ثبت شده است

نفوذ خناسان به بیوت مراجع و علما

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۶:۰۵ ب.ظ

Sardarsoleimanir

 

یکی دیگر از آسیب هایی که ممکن است فرصتی برای ایجاد تفرقه و دو دستگی در جامعه قرار گرفته و جای پایی برای دشمن باز نماید، تحریک بعضی علما و بزرگان حوزه برای تقابل با روند نظام مقدس اسلامی است. در تاریخ انقلاب تجربه تلخ تأثیرگذاری بعضی عناصر مشکوک و یا خائن که با استفاده از جایگاه خود در نزد مراجع و جلب اعتماد آنها تلاش داشتند تا صدایی متفاوت از صدای جمهوری اسلامی و پیامی خوشایند غرب را بلند نمایند، تجربه ای تلخ اما عبرت آموز است. این افراد در مواردی به توفیق داست یافتند؛ اما شکر خدا در اغلب موارد با هوشیاری مراجع عظام و بیداری علمای با بصیرت ناکام ماندند.

دشمن با استفاده از عناصر نفوذی و وسوسه خناسان تلاش دارد حوزه را که مادر انقلاب اسلامی بوده، در مقابل نظام قرار داده و از این راه نیز شانس خود را برای تغییر مسیر نظام و یا تخریب وجهه حکومت بهره گرفته و هزینه ای را بر انقلاب تحمیل نماید. جریان فعلی حوزه با رویکرد انقلابی حافظ اهداف و مسیر تبیین شده شهدا و امام شهداست؛ اما تلاش هایی هر چند کوچک در گوشه و کنار به منظور تحریک معدودی از علما و زیر سوال بردن مشروعیت نظام به چشم می خورد. از این رو مراجع معظم تقلید و علمای برجسته، با درک شرایط حساس نظام اسلامی و نقش تاریخی آن در روند تحولات جهانی و ضرورت تقویت جبهه بین المللی مقاومت، بیش از گذشته باید به پشتیبانی ولایت فقیه و نظام اسلامی پرداخته و در پیچ و خم های سیاسی، حقیقت نهضت اسلامی و خدعه های دشمنان قسم خورده را برای مردم به خصوص نسل جوان تبیین نمایند.

 راهکار: حمایت مراجع و علما از ولی فقیه و دیدار و جهت دهی به مردم

"من با عقل ناقص خود می‌دیدم برخی خنّاسان سعی داشتند و دارند که مراجع و علما مؤثر در جامعه را با سخنان خود و حالت حق به جانبی به سکوت و ملاحظه بکشانند. حق واضح است؛ جمهوری اسلامی و ارزش‌ها و ولایت فقیه میراث امام خمینی؟ ره؟ هستند و می‌بایست مورد حمایت جدی قرار گیرند. من حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای را خیلی مظلوم و تنها می‌بینم. او نیازمند همراهی و کمک شماست و شما حضرات معظّم با بیانتان و دیدارهایتان و حمایت‌هایتان با ایشان می‌بایست جامعه را جهت دهید. اگر این انقلاب آسیب دید، حتی زمان شاه ملعون هم نخواهد بود، بلکه سعی استکبار بر الحادگری محض و انحراف عمیق غیر قابل برگشت خواهد بود." (وصیت نامه شهید سلیمانی)

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تضعیف دین و انقلاب توسط سیاسیون

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۷ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۶:۳۶ ب.ظ

سپاه پاسداران شهادت «حاج قاسم سلیمانی» را تایید کرد

کسی که در جمهوری اسلامی به مسئولیتی می رسد همواره زیر ذره بین نگاه مردم قرار داشته و گفتار و رفتارش در اذهان عموم تأثیرگذار است. بنابراین فرد مسئول در هر جایگاهی که قرار دارد باید به حساسیت موقعیت خود واقف بوده و از ارتکاب قول و فعلی که منجر به تضعیف باور مردم نسبت به انقلاب اسلامی می شود پرهیز نماید. ولایت پذیری و التزام به مبانی انقلاب اسلامی منحصر به شعار و بازی با کلمات نیست. کسی که مدعی پایبندی به اصول انقلاب اسلامی است در رفتار و زندگی روزمره و کنش های سیاسی و اجتماعی خود نیز در چارچوب آموزه های اسلام و انقلاب عمل می کند که اگر غیر از این باشد در معرض نفاق و دو رویی قرار داشته و مطرود مردم قرار خواهد گرفت.

 

راهکار :پایبندی به اصول

"1- اول آنها، اعتقاد عملی به ولایت فقیه است؛ یعنی این که نصیحت او را بشنوید، با جان و دل به توصیه و تذکرات او به عنوان طبیب حقیقی شرعی و علمی، عمل کنید. کسی که در جمهوری اسلامی می‌خواهد مسئولیتی را احراز کند، شرط اساسی آن [این است که]اعتقاد حقیقی و عمل به ولایت فقیه داشته باشد. من نه میگویم ولایت تنوری و نه میگویم ولایت قانونی؛ هیچ یک از این دو، مشکل وحدت را حل نمی‌کند؛ ولایت قانونی، خاصّ عامه مردم اعم از مسلم و غیر مسلمان است، اما ولایت عملی مخصوص مسئولین است که می‌خواهند بار مهم کشور را بر دوش بگیرند، آن هم کشور اسلامی با این همه شهید.

۲- اعتقاد حقیقی به جمهوری اسلامی و آنچه مبنای آن بوده است؛ از اخلاق و ارزش‌ها تا مسئولیتها؛ چه مسئولیت در قبال ملت و چه در قبال اسلام.

۳- به کارگیری افراد پاکدست و معتقد و خدمتگزار به ملّت، نه افرادی که حتی اگر به میز یک دهستان هم برسند خاطره‌ی خان‌های سابق را تداعی می‌کنند.

۴- مقابله با فساد و دوری از فساد و تجمّلات را شیوه خود قرار دهند.

۵- در دوره حکومت و حاکمیت خود در هر مسئولیتی، احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بداند و خود خدمتگزار واقعی، توسعه گر ارزش‌ها باشد، نه با توجیهات واهی، ارزش‌ها را بایکوت کند."(وصیت نامه شهید سلیمانی).

یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا فَرِیقاً مِنَ اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتٰابَ یَرُدُّوکُمْ بَعْدَ إِیمٰانِکُمْ کٰافِرِینَ  ﴿آل‏عمران‏، 100

ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر از گروهی از اهل کتاب، (که کارشان نفاقافکنی و شعلهورساختنِ آتش کینه و عداوت است) اطاعت کنید، شما را پس از ایمان، به کفر بازمیگردانند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

قبیله گرایی سیاسی

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۱:۱۰ ق.ظ

ببینید | تصاویر دیده نشده از حضور شهید حاج قاسم سلیمانی در میان مردم -  خبرآنلاین

 

یکی از آسیب های رنج آور در حاکمیت دینی، احیای تفکر باندبازی و قبیله گرایی است که یادگار عصر جاهلیت بوده و البته متأسفانه در همه نظام های سیاسی دنیا به چشم می خورد. تحزبّ بر مبنای تفکر مادی و منفعت جویانه، نمادی از جاهلیت عصر مدرنیته در راستای خود محوری و حق ستیزی و واقعیت گریزی به شمار می آید. چه بسیار حقوق انسان ها که به خاطر تنافی با منافع جمعی خاص، نادیده انگاشته شد و چه بسیار ظلم هایی که با اهداف کسب قدرت و انحصار ثروت، مشروع جلوه داده می شود. نظام اسلامی اما برخلاف مکاتب مادی عالم، حق را حتی اگر برخلاف میل و نفع صاحبان قدرت باشد، مشروع و محترم می شمارد و دفاع از مظلوم را حتی اگر در نقطه ای دیگر از پهنه گیتی باشد لازم می داند؛ چه برسد به اینکه فرد یا جناحی به منظور تأمین منافع خود بخواهد مانع از رشد و بالندگی جامعه شود. در اندیشه سیاسی اسلام، تحزّب و اجتماع مومنین باید مبتنی بر اخلاق توحیدی و اشاعه رحمت و فضلیت در میان بشریت و پرهیز از باندبازی و قدرت طلبی های منفعت طلبانه باشد. قبیله گرایی سمّ مهلک حرکت ها و شعائر دینی است و بستر حمایت مردم از نظام اسلامی را مضمحل می سازد.

راهکار: ترجیح رنگ خدا بر رنگهای سیاسی-توجه به انسانیت و عاطفه ها و فطرت ها

میدانید در زندگی به انسانیت و عاطفه‌ها و فطرت‌ها بیشتر از رنگ‌های سیاسی توجه کردم. خطاب من به همه شما است که مرا از خود میدانید، برادر خود و فرزند خود میدانید.وصیت می‌کنم اسلام را در این برهه که تداعی یافته در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است، تنها نگذارید. دفاع از اسلام نیازمند هوشمندی و توجه خاص است. در مسائل سیاسی آنجا که بحث اسلام، جمهوری اسلامی، مقدّسات و ولایت فقیه مطرح می‌شود، این‌ها رنگ خدا هستند؛ رنگ خدا را بر هر رنگی ترجیح دهید.(وصیت نامه شهید سلیمانی)

صِبْغَةَ اَللّٰهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اَللّٰهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عٰابِدُونَ  ﴿البقرة، 138

رنگ خدایی (بپذیرید! رنگ ایمان و توحید و اسلام؛) و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت میکنیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ولایت سلیمانی

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۸ فروردين ۱۴۰۰، ۰۴:۱۸ ب.ظ

گزیده تصاویر سپهبد شهید قاسم سلیمانی

 

انقلاب های مختلفی در جهان شکل گرفته که بسیاری از آنها مدعی استقلال و آزادی خواهی بوده اند؛ اما به مرور یا به دلیل خیانت رهبران و یا عدم استحکام مبانی فکری و فقدان رهبری متمرکز و خیرخواه و متفکر، از ماهیت اصیل خود روی گردانده و عاقبتشان یا به فروپاشی انجامید و یا تنها پوسته ای از ظاهر شعارهایشان باقی ماند و حقیقت درونی شان به دگرگونی و تضاد با آرمانهای اولیه گرایید.

رمز عبور انقلاب اسلامی از چالش های متعدد و مستمری که سرویس های جاسوسی و اتاق فکرهای شیطانی با چیدن انواع توطئه ها و برنامه های مخرّب سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و نظامی و هزینه صدها میلیارد دلاری ایجاد کرده اند، وجود رهبری دینی و درایت توحیدی ولایت فقیه و دلدادگی و رهروی جامعه از خط و مشی های ولی فقیه است. اعتقاد به ولایت فقیه در عصر غیبت، ادامه شاکله ماهوی حکومت اسلامی منطبق بر اندیشه امامت و رسالت است. دشمن به خوبی این رمز موفقیت را شناخته و به انحای مختلف درصدد تخریب ستون خیمه انقلاب برآمده است. از این منظر دفاع از ولایت فقیه و پیروی از فرامین و منویات ایشان، وظیفه ای عقلایی برای تثبیت حاکمیت اسلامی و تحقق اهداف انقلاب اسلامی و خنثی سازی دسیسه های دشمنان قسم خورده این آب و خاک به شمار می آید.

 

"برادران و خواهرانم! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متصل و منصوب شرعی و فقهی به معصوم. خوب میدانید منزّه‌ترین عالِم دین که جهان را تکان داد و اسلام را احیا کرد، یعنی خمینی بزرگ و پاک ما، ولایت فقیه را تنها نسخه نجات بخش این امت قرار داد؛ لذا چه شما که به عنوان شیعه به آن اعتقاد دینی دارید و چه شما که به عنوان سنّی اعتقاد عقلی دارید، بدانید [باید]به دور از هرگونه اختلاف، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمه‌ی رسول الله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است. دور آن بچرخید. والله والله والله این خیمه اگر آسیب دید، بیتاللهالحرام و مدینه حرم رسول الله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد باقی نمی‌ماند؛ قرآن آسیب میبیند." وصیتنامه حاج قاسم

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مسئولیتی که سنگین است

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۷ فروردين ۱۴۰۰، ۱۲:۱۰ ب.ظ

نمایش عکس‌های نبردها و مراسم تشییع سردار سلیمانی

 

جمهوری اسلامی، انقلابی مردمی است که مستقل از ابرقدرت ها و بی اعتنا به سلطه جویی شرق و غرب، ظهور پیدا نموده و موفقیت و سربلندی آن می تواند الگویی از استقلال طلبی و هویت خواهی ملت های ستم دیده را پیش روی مستضعفان عالم قرار دهد. تأسی مردم دنیا به انقلاب اسلامی منجر به نفی استیلای جهانخواران و قطع دست غارتگران بین اللملی از سفره ملت های زجر کشیده خواهد شد. صرف پیروزی انقلاب اسلامی و شکست هیمنه حکومت طاغوت به عنوان نماینده و ژاندارم امپریالیسم در منطقه، فارغ از اهداف و سیاست های جهانی انقلاب، سیلی محکمی بر صورت ابرقدرت ها محسوب می شود. از این رو مجموعه دولت های مستکبر در اتحادی آشکار همواره تلاش نموده اند تا سرنوشت این نظام مردمی به شکست و فروپاشی بینجامد. به همین دلیل است که حفظ اساس جمهوری اسلامی باید همواره مورد اهتمام همه دلسوزان قرار داشته باشد.

 

امروز قرارگاه حسین بن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرم‌ها می‌مانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمی‌ماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی (ص).(وصیت نامه شهید سلیمانی)

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یانیه مهم انصار حزب الله استان مازندران

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۹، ۱۱:۱۶ ق.ظ

لوگوی انصار حزب الله

 

بسم الله قاصم الجبارین
فان حزب الله هم الغالبون
کدام شهید گلگون کفن انقلاب و دفاع مقدس را سراغ دارید که آرمانی غیر از تحقق منویات مکتب آسمانی وحی و آموزه های عدالت محور دین مبین اسلام را در سر داشته باشد؟ مگر غیر از این است که انقلاب از اساس برای احیای احکام تمدن ساز اسلام شکل گرفت و دفاع از حقوق مستضعفان و مظلومان را سر لوحه شعائر خود دانسته است؟
اینک در آستانه تحقق گام دوم انقلاب شکوهمند اسلامی، قوه قضاییه بر مدار عدالت و مبارزه با ظلم و فساد به مصاف صاحب منصبان و قدرتمندان رانتخوار و مستبدی رفته است که گمان می نمودند در پرتو وابستگی ظاهری به نظام از حاشیه ای امن برخوردار بوده و قادر خواهند بود تا ابد نان در خون شهدا زده و دست به اموال مردم دراز نمایند.
برخورد محکم دستگاه قضا با صاحبان قدرت و ثروت که نمونه ای از آن در پرونده اتباعی طبری و عناصری دیگر مشاهده شد موجی از امیدواری را در دل مستضعفان و محرومان به وجود آورد و دل علاقمندان انقلاب و مریدان شهدا را شاد نمود.
در شهرستانهای بابل و ساری نیز این روزها شاهد ورود جدی دستگاه قضا به پرونده بعضی مسئولان شورا و شهرداری هستیم که تا کنون به بازداشت و تعلیق بعضی از عناصر کلیدی منجر گردیده است. این اتفاق مبارک ثابت کرد نظام اسلامی در برخورد با تخلفات هیچ کس در هر جایگاه و نفوذ و قبیله ای، تعارف نداشته و اجرای عدالت و احیای حقوق تضییع شده جامعه را بر هر مصلحتی ترجیح می دهد. 
انصار حزب الله استان مازندران که از دیرباز در کشف و رسیدگی به بعضی تخلفات و جرایم پنهان عناصر قدرت طلب و ظاهرالصلاح پا به پای ضابطان قضایی و نظارتی نقش خود را ایفا نموده به نمایندگی از مردم شریف و ولی نعمتان حقیقی انقلاب اسلامی، قدردانی و حمایت از مسئولان قضایی استان و شهرستان را وظیفه ذاتی خود دانسته و از آنها می خواهد بی توجه به اعمال نفوذ کانون های قدرت و ثروت، رسیدگی عادلانه و قاطع به پرونده اتهامات را همچنان سرلوحه خویش بدانند و یقین بدارند عنایت شهدای راه دین و انقلاب و عدالت و دعای خیر پابرهنگان و مظلومان همواره بدرقه راهشان خواهد بود.
ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم
انصار حزب الله استان مازندران 1399/12/11

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سزارین عدالت در اردوگاه اصولگرایی

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۹، ۰۸:۲۴ ب.ظ

ثبت ملی دانش سنجش عیار طلا با سنگ محک یزد

 

ویژگی مشترک اغلب انسان ها تعارض بین شعار و عمل است. وعده صادق و انطباق گفتار با رفتار، خصیصه انسان های شریف و قرین کمال است؛ اما بی تعارف باید اذعان داشت توده های بشری در سطوح مختلف تاریخ، اغلب نمایشگر شعارهای تو خالی و زیر پا گذاشتن داعیه ها در مصاف با منافع فردی و جمعی بوده اند.

دامنه فساد در کشور ما محدود به حزب و جناح خاصی نیست. نه اصلاح طلبان نه اصولگرایان و نه مدعیان عدالت و ... نمی توانند منکر وجود ناخالصی ها و کژی ها و فریب ها در ذیل تابلوی اردوگاه خود باشند. همان طور که مسلمان واقعی به ندرت پیدا می شود اصولگرا و اصلاح طلب و عدالتخواه واقعی نیز به راحتی قابل دسترس نیست. باز هم تأکید می شود این خصیصه منحصر به ملیت و دین و مذهب و فرقه و مکتب و حزب و طایفه خاصی نبوده و باید به عنوان یک ویژگی بشری در ذات خلقت و در چارچوب فلسفه جبر و اختیار نگریسته شود. رسوایی حکومت کمونیسم شوروی در وقوع نظام طبقاتی و تأمین منافع رهبران عیاش حزب به رغم شعار اشتراک گرایی و حمایت از طبقه محروم کارگر و رفع تبعیض و نیز عریانی شعار پوشالی حقوق بشر و آزادی بیان غربی در کشتار وحشیانه انسان های جهان سوم و سرکوب مخالفان فکری و تمدنی، نمونه هایی از عمومیت تفاوت گفتار و کردار در همه جوامع بشری است. بشر مجبور نیست که به دانش و فهم خود عمل کند، انسان مجبور نیست که خوب باشد و همین خصیصه ذاتی است که عیار انسان های متعالی را از ناسره ها مشخص می سازد و حقانیت سنگ محک خالق یکتا در برتری تقوا بر سایر معیارهای بشری را به اثبات می رساند.

رویکرد اخیر قوه عدلیه در رفع انحصار برخورد قضایی با متخلفین وابسته به طیف های خاص، جوهره حقیقی مدعیان اصولگرایی را برملا ساخته است.

از گوشه و کنار کشور خبر می رسد عزم راسخ قضات سالم و انقلابی و پرانگیزه در تعقیب مجرمان پنهان شده در خیمه دیانت و انقلاب به همان میزان که مایه امید مردم کوچه و بازار و ولی نعمتان حقیقی نظام اسلامی قرار گرفته موجی از ناسازگاری و عصیانگری مدعیان خوش خط و خال جناح مدعی مالکیت نظام را نیز به دنبال داشته است.

قوه قضاییه قرار است در دوره جدید مدیریتی خود به پستوهای نامریی مجسمه های تزویر نیز سرک کشیده و حق الناس را از کابین خاندان طلحة الخیرها و سیف الاسلام های کاذب بیرون بکشد که کمترین بهای این جراحی دردناک در حاکمیت جانشین رسول الله نیز جمل و صفین و نهروان و عاشورا بوده است.

اگر پنجه عدالت، نفیر بعضی صحابه رکاب پیامبر خدا را به آسمان فرستاد و مصاف مزوّران منفعت طلب شعار زده روزی خور دین با اسلام ناب محمدی و علوی را رقم زد، رو در رویی خرده بیرق داران دین و نوکیسه های ولایت معاش منافق صفتی که نخ تسبیح اتصالشان به انقلاب و نظام و شهدا چیزی بیشتر از میز و فیش حقوقی نبوده، اتفاقی شگفت نیست.

قرار است در راستای احیای حقوق عامه، یقه مدعیانی گرفته شود که سال های سال با نقاب تظاهر به دین و انقلاب از رهگذر شعار و خطابه و تبلیغ، اسلام را در سطح لقلقه زبان تنزل داده و کلمة الحق عدالت را تنها در قالب ابزاری برای حذف رقیب بلغور کرده اند. چنین است که وقتی حاشیه امن زر اندوزی و طغیانگری خود را بر باد رفته می یابند از شبکه های مافیایی مفسدین و اوباش اقتصادی اهل وجوهات تا عالم خبرگانی و امام روزهای تعطیل و رییس کارچاق کن حوزه و ... به خط می شوند بلکه به زعم خود حیات مفسدین مقدس مآب را چند صباحی تداوم ببخشند.

بدیهی است آنهایی که در پرتو تکیه بر شئون نظام به نام و نانی رسیده و از این محمل به جای خدمت به خلق الله و تقویت دلبستگی مردم به اسلام و انقلاب بعنوان مجالی برای باند بازی و همپیالگی با فرعونک های رانت خوار بهره گرفته اند نه تنها اراده ای برای تقابل با فساد ندارند بلکه با حربه های مختلف به کارشکنی و جو سازی و اخلال در روند رسیدگی به جرایم خاطیان پرداخته و باکی از حمایت علنی از مفسدان انگشت نما حتی در مقابل نگاه متحیر مردم نداشته و ریزه خوری خوان حرامیان را افتخار و وسیله ای برای خدمت به دین بیان می دارند!

باید پذیرفت سخت است برای کسانی که دین و انقلاب و قانون را پوشش تزویر خود ساخته و در لوای شعائر تند و فریبنده به انباشت سرمایه و بسط قدرت مشغول بوده اند خود را ناگهان در پیشگاه عدل، ملزم به پاسخگویی ببینند.

مردم این صحنه های بی بدیل نهضت شکوهمند اسلامی را در گام دوم انقلاب عزیز خود می بینند و تصفیه عناصر آلوده و پیرایش نظام از عفونت ها و زخم های کهنه و چرکین را نشانه حیات و پویایی مسیر حق شهدا و امام شهدا می دانند و البته پرونده سیاه معاویه صفتان کذاب و زالو صفت را از حساب علمای پاک و راستین و روحانیت صادق و انقلابی و شهادت طلب جدا می شمارند.

قوه قضاییه در حال رقم زدن یکی از مهم ترین و به یاد ماندنی ترین برهه های تاریخ ایران و جهان اسلام است. رسوایی مدعیان دروغین ولایت پذیری و قانون مداری و حق طلبی از هر طیف و دسته و با هر سطح از دامنه نفوذ در لایه های قدسی نظام، برگ زرینی از تحقق آرمان نهضتی  برآمده از آموزه های وحی و تجلی الگویی جهانی در حاکمیت مردمسالاری دینی است که برتری مکتب الهی و آسمانی توحید را بر همه مکاتب مادی و زمینی و ساخته ذهن ناقص بشر به اثبات می رساند. فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تمدن مغولی!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۹، ۰۸:۳۸ ق.ظ

مقامات و شخصیت‌ها شهادت شهید فخری‌زاده را تسلیت گفتند(1)

 

 در کتاب ها خوانده بودیم که وقتی مغول ها به ایران بزرگ ما حمله ور شدند در میان غارتگری های خود، کتابخانه ها را هم به آتش کشیدند. همه تاریخ، مغول ها را قومی وحشی می شمارند و امثال چنگیز را شماتت می کنند. غرب؛ اما حالا مدعی است که پرچمدار تمدن و فرهنگ و آزادی است! همین غرب پر ادعا دانشمندی شاخص که تلاش می کرد واکسنی را جهت مقابله با یک ویروس کشنده ابداع نموده و به بشریت خدمت کند، مورد حمله ای ناجوانمردانه قرار داده و به شهادت می رساند.

شهادت فخری زاده، این سردار سرآمد دانش و تقوا، ماهیت شعارهای فریبنده غرب و تمدن پوشالی مدعیان آزادی و توسعه را برملا کرد.

خون پاک تو دشمن رسوا را رسواتر ساخت تا عبرتی باشد برای آنهایی که غرب را کعبه آرزوها و رویاهای خود می پندارند.

برای من سوال بود چرا پیشوایانی چون حضرت امام باقر و امام صادق علیهماالسلام را به شهادت رسانده اند؟ آنها که شمشیر به دست نگرفته و مانند جدّ بزرگوارشان حسین علیه السلام قیام نکرده بودند! همه عالم این دو امام و سایر امامان بزرگوار ما را در علم و فضیلت، سرآمد دانسته و آنها را منشأ رشد و تعالی بینش و اندیشه جامعه می شمارند. پس چرا دشمنان طاقت فعالیت علمی آن بزرگان را هم نداشتند؟

راه امثال فخری زاده، راه ائمه بزرگوار شیعه است. دشمن از علمی که باعث استقلال و خودکفایی و پرورش نبوغ بشریت بوده و زمینه نجات آنها از یوغ تسلط و استثمار جهانخواران و بیدادگران را فراهم آورد، می هراسد.

شهید فخری زاده عزیز تو نشان دادی بیگانگان و غارتگران نشسته در کاخ های سیاه فساد و تزویر، هیچ گاه دنبال منافع مردم ما نبوده و دلسوزی های کاذب آنها تنها در مسیر ایجاد وابستگی بیشتر ملت و چپاول وسیع تر منابع کشورمان صورت می گیرد. آمریکا و همپیمانان غربی او عزت مردم ایران را نمی پسندند و تنها مدافع ایرانی هستند که مانند عصر طاغوت، حتی برای بستن یک پیچ ساده هم دست گدایی و ذلت مقابل آنها دراز کرده و ذخایر ملی را به سردمداران استکبار و استعمار پیشکش نماید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پیرامون پرونده قضایی شهرداری بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۹، ۰۹:۱۵ ق.ظ

Image result for شهرداری بابل

 

موضوع رسیدگی به پرونده تخلفات شهرداری و شورای مثلا اسلامی شهر بابل مدتی است که بر سر زبان ها افتاده و با توجه به حساسیت های سیاسی این شهر همچنان گزینه نخست مباحث اجتماعی در حلقه های مردمی و گعده های محفلی سیاسیون است. این قلم پیش تر نیز از بعضی زوایا به بررسی موضوع پرداخته و دراین مجال نکات قابل عرض دیگری را به استحضار مردم می رساند:

یک- پرونده ای در خصوص تخلفات شهرداری بابل در دادگستری استان در حال بررسی است که تا کنون منجر به بازداشت و لغو عضویت و فعالیت معدودی از اعضا و کارکنان شورا و شهرداری شده است. جسته و گریخته شنیده می شود پرونده های دیگری نیز در این ارتباط وجود دارد که در مراحل بعد پیگیری خواهد شد. درباره میزان تقصیر و سهم عناصر مرتبط باید تا حصول نتیجه قطعی دادگاه حوصله به خرج داد.

دو- اثبات تخلفات شهرداری بابل در این دوره به معنای پاکدستی و سلامت مدیران قبلی حوزه شهری نیست و اگر چه بعضی شهرداران خاطی بابل در گذشته با استفاده از حفره های قضایی موجود در مدیریت قبلی این نهاد، از پیگرد عملکرد خود در امان ماندند اما مفتوح شدن پرونده آنها نیز دور از انتظار نخواهد بود.

سه- بارها تأکید شده است اثبات تخلفات هیچ فردی به معنای زیر سوال بردن دوستان و بستگان سببی و نسبی او نیست مگر اینکه خودشان اینطور خواسته و به دفاع از متخلفان بپردازند.

چهار- سید مقیم مقیمی، خوب یا بد، به عنوان عضو شورا حق دارد در خصوص عملکرد شهردار به طرح سوال بپردازد و شهرداری هم بدون شامورتی بازی و جنجال رسانه ای باید به شکل مستدل در صحن شورا و در مقابل افکار عمومی پاسخگو باشد. راقم این سطور در دور قبلی انتخابات شورا به آقای مقیمی رأی نداده است و در دور بعد نیز بعید است که ایشان قصد ثبت نام و ورود مجدد به شورا را داشته باشد. بی هیچ حب و بغضی، اصل طرح سوال و جواب مذکور برای ثبت در تاریخ سیاسی شهر بابل ضروری به نظر می رسد.

پنج- مسئولان رسیدگی به پرونده شهرداری در دستگاه قضا، اساساً بابلی نیستند و بی اعتنا به چالش های سیاسی و نفع و ضرر جریان ها و باندهای قدرت تنها بر مبنای وظیفه ذاتی خود و اصل احیای حقوق عامه و صیانت از منافع ملت در حال بررسی ابعاد پرونده های مرتبط با تخلفات شهرداری هستند کما اینکه در ساری نیز شاهد برخورد بی رودربایستی و پیگرد تخلفات همگی عناصر دخیل در مفاسد شورا و شهرداری در هر سطح و جایگاه سیاسی و جناحی بوده ایم. انتساب خودخوانده بعضی جریانها به انقلاب، حاشیه امن تخلفات آنها نخواهد بود.

شش- پرونده شهرداری بابل هم امتحانی بود برای محک همه مدعیان انقلابی گری و عدالت خواهی. آنهایی که بدون توجه به گرایشات سیاسی افراد ار اصل اجرای عدالت استقبال نمودند سربلند بیرون آمدند و کسانی که عدالت را تنها برای همسایه روا دانسته و اطرافیان خود را خط قرمز اجرای عدل تلقی نمودند رو سیاه گردیدند. این خصیصه انقلاب اسلامی به عنوان ترجمان عملی کلام وحی است که ذات نورانی آن، چند رنگی ها را بر ملا ساخته و غیر از "عبادک منهم المخلصین" مجال عبور از غربال آن را ندارند. برای عاقبت به خیری خود دعا و تلاش کنیم.

هفت- دردمندانه باید اذعان داشت هیاهوی سیاسی و جنجال های تبلیغاتی عناصر دخیل در پرونده اخیر مردم را به باوری رسانده که حتی اگر پرونده در همین لحظه نیز متوقف شود بی گناهی مسئولان مرتبط را نخواهند پذیرفت. همه شهرداران بابل به درست یا غلط در اذهان عموم و یا در سطح رسانه های مجازی بارها متهم به تخلفات متعدد شده اند؛ اما این حجم دست و پا زدن ها و اعمال فشار و ... افکار عمومی را به این برداشت رسانده که لابد خرده شیشه ای در کارشان وجود دارد که اینطور به تقلا افتاده اند. یاوران حقیقی انقلاب، اقشار پابرهنه و فاقد سهام سفره نظام هستند که برخورد با تخلفات عناصر دانه درشتی چون اکبر اتباعی، بیژن قاسم زاده، کیومرث نیاز، غفار آری، موسوی، خورشیدی، حسن زاده و ... باعث دلگرمی آنها به استمرار خط شهدا و حیات و پویایی اندیشه انقلاب اسلامی و احقاق حق مستضعفان گردیده است. ولیّ نعمتان راستین انقلاب از برخورد با هر متخلفی با هر نوع وابستگی به هر طیف و شخصیت و جناحی، به آینده نظام اسلامی و تحقق آرمان هایی که قطره قطره خون عزیزانشان را در حفظ و تثبیت آن هدیه داده اند، خوشبین شده و جانانه حمایت می نمایند.

هشت- پس از ورود جدی دستگاه قضا و دستگیری عوامل اصلی دخیل در تخلفات جاری، چنان چه هر شخصیت و طیفی درصدد بهره گیری از نفوذ خود و یا سوءاستفاده از مفاهیم و عناصر ارزشی برای دفاع از متخلفان باشد، سیبل نیروهای انقلابی در فضای رسانه قرار خواهد گرفت. عاقلانه است که با اجتناب از ورود به بازی باندهای قدرت و پرهیز از مکر اطرافیان و دفتری های معامله گر و شیّاد، اجرای قانون به عنوان دستاورد نظام اسلامی را اصلی اساسی و خدشه ناپذیر دانست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سکون در روند انقلاب به معنای عقبگرد است

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۹، ۰۹:۲۳ ق.ظ

در نقد یک اتفاق در نماز جمعه دیروز تهران| به کجا بَرد شکایت؟- اخبار سیاست  ایرا - اخبار سیاسی تسنیم | Tasnim

 

از عصر دیروز تا این لحظه کاربران مجازی همشهری اعم ازآشنا یا ناآشنا مطلبی منتسب به طلبه ای اهل ارومیه به نام سید صدرا موسوی را مکرر برایم ارسال کرده اند که حاوی انتقادی مبتکرانه وجالب از امام جمعه این شهر بابت انتصاب بعضی بستگانش در تصدی امور مختلف است.

ناگفته پیداست حجم استقبال گسترده از این نامه در بین مردم بابل که فرسنگ ها از ارومیه دور است چه حکایتی در خود نهفته دارد.

در بابل نیز شاهد تصدی برخی مشاغل مدیریتی در دو حوزه علمیه برادران، یک حوزه خواهران، مخابرات، دانشگاه، شهرداری و ... توسط بستگان نزدیک امام جمعه هستیم. تلاش هایی هم برای دست گرفتن فرمان هدایت سازمان تبلیغات استان توسط اقوام صورت گرفت که تا این لحظه به نتیجه ای نرسیده است.

این نوع معضلات مختص شهرهای یاد شده نیست. ضمن احترام به بعضی عزیزان خالص و متدین در سنگرهای نماز جمعه کشور، دردمندانه باید اذعان داشت که در نقاطی دیگر گاه شاهد اتفاقاتی ناخوشایند هستیم - مواردی از آن اشاره خواهد شد- که به اعتبار نظام اسلامی لطمه وارد می کند.

یک بعد تقصیر را باید متوجه دستگاه سیاستگذاری و نظارت بر ائمه جمعه دانست که از نظام جامع و راهبردی برای انتخاب و نظارت بر ائمه جمعه کشور برخوردار نبوده و اغلب اسیر روزمرگی و مصلحت سنجی های کسل کننده است. سوابق مدیریتی حاج آقای علی اکبری به رغم بهره مندی از اخلاق حسنه فردی نشان از ناتوانی ایشان در حرکت آفرینی منطبق با مطالبات انقلاب لااقل در گام دوم آن دارد. احساس خطر از فراگیری آرمان عدالتخواهی و در تعارض دانستن آن با ساختارهای حاکمیتی که خاستگاه علوی و عاشورایی داشته، رضایت به وضع موجود و تئوریزه سازی رخوت، نشان از اندیشه ای دارد که بر خلاف جریان فکری انقلاب، روز را به شب رساندن و شب را روز کردن، مساوی با نظام مند شدن و درایت تلقی می نماید. عارضه توجیه گری که متأسفانه در بعضی نهادهای به ظاهر انقلابی دیده شده، منجر به توقف رشد و بالندگی جنبش های فکری منبعث از انقلاب اسلامی گردیده است.

نباید فراموش کرد همانطور که مارکسیسم اسلامی، ترکیبی التقاطی و ناهمگون و از اساس باطل است، کاپیتالیسم اسلامی و ماکیاولیسم دینی نیز هرگز مشروعیت نخواهند یافت.

دستگاه نظارتی ائمه جمعه نباید مصادیق ناکارآمدی یک امام جمعه را در گرایش های متفاوت سیاسی، فساد اخلاقی و .... خلاصه بداند. روحیه دو رویی و دروغ گویی، تظاهر، دخالت در عزل و نصب ها، لجاجت، قبیله گرایی و باندبازی، تکبر، معاشرت با مفسدان و متهمان بدنام اقتصادی که منجر به سکوت در قبال دست درازی ها و حمایت پشت پرده از آنان می گردد و ... نیز از مصادیق طاغوت و اشرافی گری مقدس! است که اسلام دمشقی معاویه ها را به مرور جایگزین اسلام مکی و مدنی و ناب محمدی می سازد. امام جمعه ای که برای حفظ مقام، خودش را به در و دیوار می زند شایستگی این مسئولیت را ندارد.

لوازم جنگ نرم دشمن لزوماً ماهواره و ابزار ارتباطی و رسانه ای نیست. اسلامی که بغیر السنتکم تجلی نداشته باشد، افیون ملت و مسبب تحریف معارف وحی و زمینه ساز محرم 61 هجری و مهجور ماندن صدها ساله مکتب راستین نبوی است.

نمی شود برای ائمه جمعه شأن رهبری و جانشینی ولیّ امر را قائل بود و به ضرب و زور، منتقدانش را از دایره تأثیر حذف نمود و متهم به تعارض با ولایت ساخت اما از کنار کیلومترها فاصله ای که  بعضی ها از سلوک و منش و منظومه فکری و رفتاری رهبری دارا هستند به راحتی عبور کرد و به روی مبارک نیاورد.

بعد دیگر تقصیر را هم باید متوجه لایه هایی از اقشار مذهبی و انقلابی دانست که متوجه ضعف و کهولت و عقب ماندگی فکری و رفتاری امام جمعه گردیده و در پستوها به ایراد نقد می پردازند اما شهامت انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر را دارا نیستند و نیز جماعتی که به حکم تأمین منافع و عواید حاصل از همدستی و همداستانی، خود را به خواب زده اند. همه این عوامل و عناصر خواسته یا ناخواسته در تحریف مسیر انقلاب و بی اعتبار سازی اهداف شهدا در منظر مردم به خصوص نسل جدید و کم اطلاع جامعه که رفتارهای متناقض با گفتار مسئولان را به پای اصل نظام می نویسند سهیم هستند. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جبهه تقلبی انقلاب اسلامی!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۹، ۰۸:۵۲ ق.ظ

همیشه هر اصلی، بدلی هم به همراه دارد. موسیقی اصیل، صدای امواج دریا و وزش باد در بین برگهای درختان و آوای آرامش بخش پرندگان و ... است. موسیقی تقلبی اما ابزاری انسانی دارد. در داروخانه ها هم زیاد این عبارت را شنیده ایم: اصلش نیست، مشابهشو بدم؟!

برندهای معروف دنیا همواره یک هووی تجاری! پیدا می کنند. شرکتی تلاش می کند نامی شبیه جنس اصل و معروف و با بسته بندی مشابه و اغلب با قیمتی پایین تر روانه بازار کرده و از این طریق به سودجویی بپردازد.

حزب اللهی تقلبی هم تا دلتان بخواهد داریم. این مصیبت البته ویژگی همه انقلاب های دنیاست؛ یادآور همان مصرع معروف: به غنیمت که رسیدیم به ما پیوستید...!

بحث تحریف که به میان می آید گاهی گمان میکنیم تنها مختص قلب در واقعیات تاریخ است؛ اما بعد دیگر تحریف، مصادره شعارها و آرمان ها و تهی سازی آن از مفاهیم اصیل و جعل در راستای تأمین منافع شخصی و گروهی است.

چقدر شاهد بوده ایم عده ای به نام جبهه انقلاب در همه فراز و نشیب های زندگی دشوار مردم سکوت اختیار کرده و غیبت دارند و درست در بزنگاه انتخابات سر از لاک انزوا و عافیت جویی بیرون آورده و ناگهان با ارائه فهرستی از نامزدهایی که گاه از بسته های لپ لپ بیرون کشیده اند داعیه دار شعائر انقلاب گردیده و منتقدین مطالبه گر ثابت قدم و خط مقدمی را به مخالفت با نظام متهم می سازند؟!

چقدر شاهد بوده ایم عده ای به نام جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، فردی بی لیاقت را با ظاهری غلط انداز اما باطنی تهی از ارزش ها و کارآمدی به نام نیروی انقلابی و مدیر جهادی و جوان مومن و ... به خورد ملت دادند و به خاطر دو روز آبادی ظاهری دنیا باور مردم نسبت به سلامت و صداقت نظام دینی را خدشه دار ساختند؟!

اشرافی گری صرفا در بنز سواری و تجمل پرستی خلاصه نمی شود. خود برتربینی فردی و جناحی، تفکر باندی و قبیله گرایی، منفعت طلبی و رانت خواری و ... نیز جلوه هایی دردناک از اشرافیت و طاغوت گرایی است که گاه در نقاب تظاهر به دین و داعیه داری تفکر انقلاب، کام جامعه را تلخ نموده و روند انقلاب اسلامی را کند و خنثی می سازد.

بخشی از معنای نفوذ را در حزب اللهی نماهای بی عرضه ای بجویید که بی هیچ سواد و تجربه قابل اعتنایی، به صرف خم و راست شدن مقابل اصحاب قدرت و بله قربان گویی به آلاف و الوفی رسیده و داعیه دار اندیشه اسلام و مدعی غرب ستیزی می شوند در حالی که شالوده فکر و کنه پندارشان تسخیر فرهنگ اصیل اسلام ناب در جهت کسب قدرت و ثروت است.

هزاران بار دوره غربشناسی برگزار کنید اما خدا و اسلامیت نظام را برای وجاهت مادی خود بخواهید از هر عنصر غربزده ای غربزده تر هستید.

انقلاب را باید روزی از چنگال انقلابی نماهای اخته شده ای که اوج کارآمدی شان حضور در صف اول نمازهای جمعه و مشت های گره کرده در راهپیمایی هاست پس گرفت. انقلابی نماهای غاصبی که با زالو صفتی بر مساند قدرت تکیه زده اند، هزینه ای برای انقلاب نمی پردازند، قدمی برای اسلام بر نمی دارند مگر آنکه فاکتورش را پیشاپیش نقد کنند، در بحبوحه خطر غایبند و ... مسبب سطحی نگری در مفاهیم ارزشی و به قدرت رسیدن طوایف مزوّر و خود محور و دو رویی هستند که رفتارهای متناقضشان منجر به ایجاد بدبینی در مردم نسبت به کارآمدی نظام اسلامی شده است.

این افراد، جایگاه را مقدس می دانند و میز را معیار سنجش حق. شرف المکان بالمکین را باور ندارند و فیش حقوقی بالاترین شاهراه ارتباطی شان با حکومت اسلامی است. به جای آنکه مشروعیت خود را در عمل به عدل بجویند، عدالت را در چارچوب قدرت به رسمیت می شناسند و... مگر طاغوت غیر از همین فامیل بازی ها و مصلحت سنجی های سودجویانه و خود حق پنداری ها و توجیه سوءمدیریت ها و رانت خواری ها است؟ جالب و دردناک است وقتی گند مدیران فاسد و نالایقشان در می آید فشار می آورند که از حق مردم و فساد دوستان ما بگذرید تا جریان انقلاب تضعیف نشود! غافل از آنکه حیات و مشروعیت نظام به برخورد با همین جریان های خود شیفته و متظاهر و نالایقی است که تعفن شعار زدگی و حقیقت گریزی شان هوای پاک شرافت و فطرت و آسمان صاف عدالت و هدایت و ایمان را غبارآلود ساخته است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا