اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۲۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اخلاق اسلامی» ثبت شده است

خدا را شکر که تو خدایی!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۸ خرداد ۱۴۰۱، ۰۱:۵۷ ب.ظ

گفتگو با خدا

 

"خدایی" هم شغل سختی است. من بودم تا به حال استعفا داده بودم. میرفتم پی کار دیگر...

حوصله کنی بخواهی حرف این همه آدم را بشنوی، یکی و دوتا و ده تا و صدتا که نیستند...

تمام هم نمیشوند هی میآیند و میروند.

یکضرب حرف میزنند و فهرست خواسته هایشان هم ته ندارد. همه هم طلبکار و حق به جانب. جواب ندهی یا بگذاری برای بعد، فحش و بد و بیراه میشنوی. جواب بدهی شاید معدودی یک "دستت درد نکند" خشک و خالی بگویند ولی همه شان میروند سراغ تقاضای بعدی. جواب ندهی باز هم یقه ات را میگیرند و اصلاً یادشان میرود برایشان چه کرده ای و دوباره تو میشوی بدهکار و روز از نو...

حوصله باید داشته باشی. حالا مهربان هم که باشی و دلت بخواهد همه را خوشحال کنی؛ اما میدانی که این نفهم نمیفهمد گاهی لطفت میشود همینکه خواسته اش را ندهی، نفع خودش را نمیداند... نمیداند که باید برای آنچه از نعماتت که ندیده هم سپاسگزار باشد و صبور.

بدترین قسمت ماجرا هم مال آنجاست که طرف میآید جلوی ملت برایت نوشابه باز می کند؛ ولی خودش تا ته شیشه را سر میکشد. از نام تو نان میخورد. تو باطنش را میشناسی و میدانی که خودش نیست. حقش یک افشاگری مشتی است. پته اش را بریزی روی آب، بزنی پس کله اش که بیشعور، خودتی، تو انسانی یا تخم کدو؟ دوست داری چلغوزت کنم؟... اما باید به اعصابت مسلط باشی و صلوات بفرستی، چرا؟ چون خدایی و خدایی هم دردسرهای خودش را دارد. شغل سختی را انتخاب کردی دیگر.

این جماعت هزار فرقه را میبینی که دم از تو میزنند و خلاف مسیری که تو گفتی میروند، توبه میکنند و میزنند زیرش، کار دستی هایت را ویران میکنند و از تو انتظار لبخند هم دارند. من بودم می گفتم دندان لق همه تان. شما میدانید و دنیای خودتان گند بکشید و بروید... پشه هم میتواند شما را خاک کند؛ برای من شاخ و شانه میکشید؟

خدا بودن سخت است، خدایی شدن هم سخت. برای آدمیزادی که هر آن ممکن است سراب را آب پنداشته، از اشتباه عبرت نگیرد، زیر قولش بزند و پشت پا به هر آنچه که بوده، هر لحظه مردد بین خیر و شر است؛ اشرف مخلوقات هم باشد و بخواهد شبیه تو بشود.

باز تو چه دل خجسته ای داری که امید داری همینها بشوند جانشینت روی زمین. که میشوند معدودی و رنگ تو را میپذیرند و دلت را میبرند و نظر میکنند به صورت و راهت؛ اما اکثریت چه؟ دمت گرم که اینهمه با جنبه ای. خدا بمان و باز هم برایمان خدایی کن که فقط خودت لایق این جایگاهی.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حوزه تراز و ترازوی حوزه!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۵ خرداد ۱۴۰۱، ۱۱:۳۲ ق.ظ

حوزه انقلابی

 

اول این خاطره از امام راحل را بخوانید:

یکی از آقایان نامه ای به امام نوشته بود و جهت ساختمان سازی مدرسه علمیه کمک خواسته بود. امام فرمودند چه شده همه برای خودشان دکان باز می کنند. بعد در جلسه ای دیگر فرمودند من خوف این را دارم که این ساختمانها به حیثیت معنوی حوزه ها لطمه وارد کند. ‏

منبع: برداشت‌هایی از سیره‌ی امام خمینی (ره)؛ جلد چهار، صفحه ۳۶۴. راوی: حجه الاسلام رحیمیان.

عبارت حوزه انقلابی یا حوزه تراز انقلاب مدتی است که به عنوان یکی از دغدغه های مهم مقام معظم رهبری وارد ادبیات سیاسی کشور شده و البته بازتابی هم در حوزه های علمیه داشته است.

از جمله تعریف های عجیبی که برای این عبارت به کار رفته توسط یکی از مسئولان کلان مدیریت حوزه است که فرمود حوزه انقلابی یعنی طلبه ها بیشتر درس خوانده و نمرات بالاتری را کسب کنند! البته ضرورت تقویت بنیه علمی طلاب، اصلی مهم و غیرقابل اغماض است اما اگر صرف علمیت را ملاک انقلابی گری بدانیم که بعضی عزیزان حوزوی ضدانقلاب یا حتی سرسپرده دشمن نیز دستی بر آتش علم و گاه اخلاق داشتند.

عده ای هم البته معتقدند حوزه انقلابی باید بتواند گره های فقهی در مدیریت نظام اسلامی را به بهترین نحو باز کند که بی شک حرف درستی است و میتواند به عنوان یکی از وجوه حوزه تراز مورد توجه قرار بگیرد. هر چند تجربه ثابت کرده بعضی دوستان عالم یا انگیزه ای برای اصلاح امور غیردینی مثل بانکداری نداشته و بعضاً درصدد توجیه مسائل و انطباق شرع با احکام بانکی و نه انطباق قوانین بانک با دین هستند و یا آنگونه که در بحث اسلامی شدن علوم تجربه شد به رغم هزینه های گزاف تاسیس موسسات و دانشگاهها و مراکز مختلف، اساساً اراده ای برای تعمیم و ترویج دستاوردهای علوم منطبق با دین در سطح مراکز دانشگاهی وجود نداشته و همچنان در بر همان پاشنه می چرخد و فرآورده های فکری تمدن غرب در ذهن جوانان ما انباشته می گردد. خروجی آن هم چیزی جز وابستگی بیشتر نیست.

اینجا البته یک پرانتزی هم باید باز کرد که مثلا حتی اگر کل علوم دانشگاهی بر مبنای آموزه های دین ترمیم و نوسازی شود آیا محصول آن فارغ التحصیلانی مقیّد به دین خواهد بود؟ می شود جواب این سوال را با پرسشی دیگر داد: آیا لزوماً نتیجه تربیت حوزه های علمیه فارغ التحصیلانی بوده که مقیّد به آداب شرع باشند؟ پس دادگاه ویژه روحانیت فارغ از بعضی سوءاستفاده های سیاسی برای چه فعالیت می کند؟ چه تعداد روحانیونی را دیده ایم که درگیر پرونده های اخلاقی و مالی هستند؟ یا اساساً در سبک زندگی خود مسیر اسلام را در پیش نگرفته و دین صرفا لقلقه زبانشان بوده است؟ نمونه اش همین بحث فرزندآوری یا تجمل گرایی یا صله رحم یا مردم داری و...

پس توجه داشته باشیم که علم مصونیت آور نیست.

و باز هم جا دارد پرانتزی دیگر گشود درباره بعضی دانش آموختگان مکتب غرب از دکتر محمود حسابی که در مدرسه مسیحیان لبنان، توانست قرآن و نهج البلاغه و حافظ و مولانا را حفظ کند تا امثال شهید بابایی که بورسیه ارتش شاه بود در آمریکا درس خواند؛ اما حلال و حرام خدا را جزء به جزء مراعات کرد یا نخبه و دانشمند شهید مصطفی چمران که به قول آقا ثابت کرد تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است!

یک بار از استاد بزرگوارمان پرسیدم چگونه می شود بعضی علمای بزرگ، با این که به کل علوم دین اشراف داشتند، با این که اهل نماز شب و ضجه و تضرع به درگاه خدا بودند اما باز هم دچار خطاهای عمدی می شدند و گاه وابستگی ها و دلبستگی ها و لجاجت ها آنها را به مسیر باطل می کشاند؟ استاد ما فرمود عنصر دیگری را هم باید در کنار علم و معنویت در نظر گرفت و آن اراده است.

حرف درستی است. آدم ها مختار هستند و به صرف تعلیم نمی توان عاقبت به خیری شان را تضمین نمود.

البته به مرور زمان فهمیدم اساسا علم و معنویت منهای اراده، علم و معنویت اصیل نیست.

این که می گویند مداد العلماء افضل من دماء الشهداء درباره عالمی است که شهیدانه زیسته و شهید پرور باشد. عالمی که مردم را به سمت خدا بخواند را عالم ربانی می نامند نه عالمی که دیگران را به سمت خود بخواند و دین را ملعبه و پله ای برای بلند مرتبه سازی و منفعت گرایی خویش بداند.

معنویتی که در سخن محصور بماند، دروغی بیش نیست.

از باب کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم رفتارها باید دیگران را به یاد خدا بیندازد و تلنگری برای اصلاحشان باشد.

با این وصف، حوزه های علمیه باید طلبه ای تربیت کنند که علم و معنویتش محصور در خلوت و عزلت و بُعد فردی نبوده و در ابعاد اجتماعی اثر گذار باشد. طلبه منفعل و تأثیرپذیر و بی اراده، هویت طلبگی را درک نکرده چه این که آمنوا و عملوا الصالحات را با هم ذکر کرده اند. اسلام برای کنج کتابخانه و بالای منبر نیست. ایمان بی عمل معنا ندارد.

حالا می شود این گونه بیان داشت که حوزه و طلبه انقلابی در حقیقت همان حوزه و طلبه اصیل است. حوزه و طلبه ای که بتواند در پیرامون و محیط جامعه تأثیر گذاشته و از باب الذین ان مکنّاهم فی الارض از تمکّن علمی و موقعیت معنوی و اجتماعی خود برای امر به معروف و اصلاح کژ روی خواص یا عوام بهره بگیرد.

برگردیم به همان خاطره ای که اول این مطلب نقل شد. آیا این حجم از مدارس علمیه که از نظر توانایی مادی دارای زیبایی و امکانات خوبی هستند؛ اما گاه به جای حضور استاد و سرپرست و متولی خودساخته و راه پیموده و مهذّب، در چنبره دکان بازی بعضی سیاسیون جاه طلب و ضعیف النفس گرفتار آمده اند؛ توانایی تحقق حوزه تراز انقلاب و تربیت نیروهای کارآمد جریان ساز و حرکت آفرین و مصلح را دارا هستند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نگذاریم بچه هایمان منفجر شوند!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۴:۱۳ ب.ظ

16cb4bfc-adde-4998-b665-94fd12879a8c_iuzc.jpg

 

داشتم از آقا هم ناامید می شدم! که دیروز در بیانشان این جمله را به کار برد: دروس بی فایده را حذف کنید.

کسی به فکر جوانها نیست. کسی به نیازهای غریزی و فطری شان، آن چه که اقتضای خلقتشان است و خدا در طبعشان قرار داده توجه ندارد. درکی از نیاز واقعی جوان دیده نمیشود.

زمان ما اگر نوجوانی شیطنتش گل می کرد، نهایت تصویر مبتذلی که دم دستش بود، عکس اوشین بود که با لباس یقه بسته کیمونو و موهای پسرانه، روی بعضی جا سوییچی های ممنوعه منتشر می شد. الان طرف کلمه ای مقدس را هم در موتور جستجوگر بزند دهها تصویر از ناکجا آباد بدن انسان جلوی چشمش رژه می رود.

خدا رحمت کند مرحوم هاشمی شاهرودی را چند سال قبل در روز هفتم تیر که به نام قوه قضا ثبت شده، بازدیدی سرزده از سیمای ضرغامی داشت. ظهر بود و اجرای شبکه یک را همشهری ما هرمز شجاعی مهر برعهده داشت و خانم دیگری که اتفاقا در پخش مستقیم هم بینشان بگو مگویی شد که کدام یک مجری اصلی برنامه است؛ بماند.

برنامه خانواده بود و مرحوم شاهرودی سر بحث را پیچاند به سمت اصالت تشکیل خانواده.

لب کلامش این بود: نظام آموزش ما راهی غلط را طی می کند و مطابق اسلام نیست؛ نه فقط از لحاظ سنخیت متون آموزشی و تربیتی با دین؛

طولانی بودن سالهای تحصیل، اینکه انسان دوازده سال که خودش عمری است را بگذارند تازه بشود دیپلم که نه چیز خاصی بلد است و نه مدرکش کارآیی دارد؛ بعد چند سال بنشیند برای کارشناسی و ارشد و برود دو سالی علّافی در سربازی و بیاید تازه بگردد دنبال بازار کار که اگر جور شد سراغی از ازدواج بگیرد، می شود چند سال؟! سنش شده است حدود سی.

چند سال است که به سن بلوغ رسیده؟ غلیان های درونی اش را چطور کنترل کند؟ بماند که به برکت طغیان تصاویر و روابط آزاد، سن بلوغ هم کاهش پیدا کرده. آن وقت انتظار داریم شهامت گناه در او ایجاد نشود؟

حکومتی که وظیفه دارد زمینه گناه را با اجباری کردن حجاب و مقابله با مظاهر شهوت و ... از بین ببرد چرا باید از این مهم غافل باشد؟

چقدر از دروس سالهای تحصیل غیرضروری و بی فایده اند و حذف یا تلخیصشان می تواند به کوتاه شدن دوره آموزش منجر شود؟ و نیز با کوتاه سازی دوره سربازی، جوان را تا حد بیشتری از تمایل به گناه دور نگاه داشت و زمینه تشکیل خانواده ای جوان و شاداب که نتیجه آن سلامت جامعه است را تقویت نمود؟

چرا کسی به فکر نیازهای خدادادی جوانها نیست؟ شما کیلومترها مطلب اسلامی و معنوی در ذهن انسان بریزید؛ اما نیازهای طبیعی او را نادیده بگیرید، بستر تجرّی و طغیانش را فراهم کرده اید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کار تمیز فرهنگی با پول کثیف و نیّت آلوده؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۱۱:۵۷ ق.ظ

 

"ممد نبودی ببینی" را هم آن اوایل می گفتند کلاس ندارد، نظمش درست نیست، قافیه اش کجاست؟ محتوایش خیلی عمیق نیست و...

می گفتتد یک آخوند پیرمرد حجره نشین مگر می تواند انقلاب کند بر ضد رژیمی که نظام سیاسی اش حساب و کتاب دارد، ابرقدرتی پشتش ایستاده و... حالا قیام کرد و پیروز شد مملکت داری علوم و فنونی دارد، دیپلماسی جهانی آدابی میخواهد و مقتضیاتی و ... خانه پرش دوسال دوام بیاورید.

جنگ را گفتند مگر یک مشت بسیجی آس و پاس که نهایت آموزششان ور رفتن با گلنگدن زنگ زده کلاش و خیز سه ثاینه است می توانند به جایی برسانند؟ صدام درست گفت که سه روزه خوزستان و هفت روزه تهران را اشغال خواهد کرد؛ اما از ورودی شلمچه تا پل نو که پانزده کیلومتر است را ده روز دست و پا زد برای پیشروی...

چشم موسسات نفت خور به ظاهر فرهنگی، در آمد از گیرایی سرودی که ارزش هنری اش به فهم کلیشه ای داوران جشنواره ای، قابل درک نیست؟

شما عادت کردید برای ساخت یک کلیپ کوتاه میلیاردی هزینه کنید، فاکتور بسازید، هوای بر و بچ را داشته باشید، خواهرزاده و برادرزاده هایتان هم از قِبَل کار فرهنگی تان که -باد به غبغب می اندازید و گاه همطراز جهاد و شهادت می نامیدش- نانی به کف آرند. زیدبازی تشکیلاتی را تقویت روحیه معنوی و انگیزه ساز میدانید. بولتن نویس هایتان دروغ فی سبیل الله را جهاد تبیین می نامند غافل از آن که تبیین اساساً یعی روشنگری و صداقت و با کذب و خالی بندی منافات دارد؛ کما اینکه ذات انقلاب اسلامی، تجسم نور قرآن است و با پلشتی و دروغ و منّیت سازگار نیست. انتظار نداشته باشید امام جمعه ای که آبشخور تأمین فعالیت های فرهنگی اش جیب مبارک و بی انتهای مفسدان اقتصادی است در مسیر انقلاب تأثیر مثبتی روی مردم داشته باشد؛ و آن مداح و هیأتی که بازیچه مافیای ثروت و قدرت است و آن منبری پیری که مقتل می خواند و آخر شب ناموس ساده و خنگ مردم را به بزم خصوصی مشروعش فرا می خواند...

کار برای انقلاب آدم انقلابی میخواهد؛

نه ببخشید!

کار برای انقلاب اسلامی، آدم انقلاب اسلامی میخواهد؛ از جنس همین بچه های بی نام و نشان.

نمی شود نام حاجی شهیدمان را سر دست بگیریم و کلامش را فریاد بزنیم: "باید به این بلوغ برسیم که دیده نشویم" و بعد هزار آرم رنگارنگ و بیلان کار بسازیم که آی چه نشسته اید "منم" که مکتب حاجی را ترویج می کنم!

این "من" لامصب را مهار نکنیم کارمان برکت ندارد. پول کثیف یا نیّت آلوده، ما را به جایی نمی رساند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نیشتر

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ مرداد ۱۴۰۰، ۰۷:۰۲ ق.ظ

به ادعای جامی، عطار مشغول کسب و کار بود که گفتگو با مردی درویش و مرگ آنی او باعث انقلاب درونی اش شد و از او عارفی بزرگ و طائر هفت شهر عشق ساخت.
چقدر این ایام دور و بر خود مرگ آنی و ناگهانی و باورناپذیر کسانی را دیده و شنیده ایم که بر اثر ابتلا به عنصری ناپیدا به یکباره رخت سفر از جهان بستند؟
قطعا عده ای تکان خورده و عبرت گرفته اند اما خیلی هایمان هنوز دست در کیسه هم داشته و حرص دنیا را زده و دنبال نان و نام از گرفتاری و رنج دیگران هستیم.
تا کی این بازی بی فایده و از پیش باخته را ادامه می دهیم؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فحش نده برادر!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۳ تیر ۱۴۰۰، ۰۹:۳۳ ق.ظ

چگونه با کودکی که فحش می‌دهد و بد دهان است رفتار کنیم؟

 

"وهن" و "بهتان" سالهاست که تئوریزه و رسمی شده و قربتا الی الله جهت کنار زدن رقبای سیاسی به شکل سازمانی تجویز می شود.

بی دینی و لاقیدی اصلاح طلبان در لجن مال کردن رقیب نباید باعث تقلید ما از اسلوب رسانه های غربی شود. انقلابی گری منهای اخلاق، نشان می دهد پوک و فاقد بنیان های اعتقادی محکم و درستی هستیم.

مغزهای کوچک زنگ زده جناح خاص باید فکرش را می کردند که خشت کج اول جواز بهتان و وهن، امروز روزی یقه خودشان را گرفته و باعث رسوایی بخش سطحی و احساسی بوق های رسانه ای شان می گردد والبته ناگفته پیداست که مردم، همین بوقچی های پر هیاهوی پوک مغز را نماد جریان و جناح متبوع می دانند.

ماجرای حسین قدیانی و هتاکی هایش مال امروز و دیروز نیست؛ اما چون زنجیره حرمت شکنی های او و همراهی خیل رسانه های فیک مجازی و عمارهای کاغذی و نفت خوار در راستای تأمین منافع طیفی خاص بود کسی زبان به نقدش نگشود. کما اینکه کسی به هتک حرمت روستاییان توسط سعید قاسمی – که البته منکر خدمات وزحمات جهادی او نیستم-  واکنشی نشان نداد. الان هم گروهک های مجازی پرهزینه و غوغاگر و فاقد تحلیل مانده اند که تکلیفشان در این نزاع دو سر باخت چیست و چرا از بالا دستوری نمی رسد که طرف که را بگیرند و عبارت که را صدها بار بازنشر دهند؟

یقین بدانید با حسین قدیانی که آیت الله مصباح را هدف بدترین اهانت های چاله میدانی قرار داد هرگز برخوردی در سطح یک دهم مواجهه با نیک آهنگ کوثر صورت نخواهد گرفت زیرا ما به اشتباه یاد گرفته ایم باز هم در راستای اهداف جناحی، مفاسد و جرایم افراد را نیز به دایره خودی و غیر خودی قسمت نماییم.

خوب است یکبار هم که شده حضرات طائب و رجبی و زاکانی و قالیباف و ... دور هم جمع شوند و بیانیه و امضای مکتوب بدهند که فحاشی و بهتان ولو قربتا الی الله و به نفع جبهه انقلاب حرام است و حرام است و حرام و اساسا اسلام دینی است که فراتر از شعار و ادعا و ظواهر، قابلیت اجرای در عمل داشته و بطن آن آکنده از اخلاق و معنویت بوده و با منش همه مکاتب سیاسی بشر به خصوص ماکیاولیسم فرسنگ ها فاصله دارد؛ شاید که برود میخ آهنین در سنگ.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فاجعه فرهنگی در مازندران

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۹، ۱۲:۰۰ ق.ظ

مسابقه جنگ سگ ها که در شهر گلوگاه مازندران در شرایط کرونایی و آلوده به شرط بندی و قمار برگزار شد رخدادی غیر انسانی وحشیانه و مغایر با تربیت و فرهنگ بومی و دینی ماست. مردم مازندران انسان هایی شریف و با فرهنگ و مزین به اخلاق نیک هستند که آزارشان به حیوانات هم نمی رسد.

این رفتار وحشیانه نشان از وجود معضلی اخلاقی در بعضی نقاط این استان دارد که لازم است متولیان امور فرهنگی فکری برای درمان آن کنند. یکی از کاربران مجازی در این باره نوشت: آنها حیوان هستند شما انسان باشید!

حاضر نیستم این تصاویر آزار دهنده را در وبلاگ خودم منتشر کردم اما برای پیگیری خبر میتوانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

 

 

https://www.tabnak.ir/fa/news/1031575/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%DA%AF%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D8%B6%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86

 

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چرا تجاوز جنسی همچنان معضل غرب است؟

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۹، ۰۷:۳۸ ق.ظ

در زیر گزارشی می خوانید پیرامون ده چهره معروف جهان که متهم به تجاوز جنسی شدند. البته مشابه این رخداد در غرب به وفور پیدا می شود. اینکه چرا در دنیایی که آزادی جنسی به یک قانون تبدیل شده باز هم معضلی به نام تجاوز وجود دارد بر می گردد به ضرورت شناخت از ساختار غرایز انسان که اگر در مسیر امور مادی به جریان بیفتد با رویکرد زیاده طلبانه ای که در نهاد آدمی است سیری ناپذیر بوده و بشر را به حیوانی وحشی، نامطئن و غیرقابل کنترل تبدیل می سازد.

حجاب و حفظ حریم روابط بین زن و مرد که مورد تأکید اسلام است تنها ضامن تأمین شئون و کرامت انسان ها به خصوص بانوان به شمار می آید. گزارش زیر را در سایت انصاف نیوز خوانده ام:

 

 

hdskh k,aj: صحبت درباره مسائل جنسی معمولا تابو بوده و همچنان هم صحبت درباره این مسائل با احتیاط و آهسته انجام می‌شود؛ چه برسد به اینکه کسی مورد آزار و اذیت جنسی هم قرار بگیرد و بخواهد درباره آن صحبت کند. اما این موضوع معمولا همیشه و در همه فرهنگها وجود داشته و بویژه برخی از چهره‌های مشهور هنری، ورزشی و حتی سیاسی در مظان اتهام آزار جنسی قرار دارند و برخی از آنان هم واقعا اقدام به آزار و اذیت کرده‌اند.

در سال ۲۰۱۷ «الیسا میلانو» هنرپیشه آمریکایی در صفحه توئیترش از همه زنان دعوت کرد از تجربه آزار جنسی که دیده‌اند با هشتگ (me too) بنویسند. پیش از او هم حدود ۱۳ سال پیش، «تارانو بورک» یک زن سیاه‌پوست کمپینی را با همین اسم راه انداخته بود. بعد از به زبان آوردن آزارهای جنسی زنان توسط مردان مشهور و صاحب نفوذ در آمریکا، جنبش (me too) یا (من هم) که آزار جنسی را افشا می‌کند قدرت گرفت و بسیاری از مردان صاحب نفوذ و قدرت، شغلشان را به دلیل اتهاماتی که به آنها وارد شد از دست دادند و رسوا شدند.

در ادامه با ۱۰ چهره مشهوری که متهم به تعرض و آزار جنسی شده‌اند آشنا می‌شوید.

بیل کلینتون

زمانی که جنبش زنان علیه آزار جنسی مردان پرقدرت همه‌گیر شد، «مونیکا لوینسکی» کارآموز کاخ سفید به زبان آمد و رابطه «بیل کلینتون» با خود را مصداق بارز سوء استفاده از قدرت تلقی کرد. با این وجود بسیاری رابطه لوینسکی با کلینتون را آنچه که در جنبش آزار جنسی تعریف شده بود نمی‌دانستند اما لوینسکی معتقد بود رابطه‌اش با رییس جمهوری وقت آمریکا مصداق سوء استفاده کریه از قدرت بود و همچنین اعلام کرد که به دلیل جنجال‌های خبری و سیاسی مدت‌ها دچار PTSD یا همان «اختلال استرس پس از حادثه» بوده است. گرچه علنی‌شدن رابطه جنیفر فلاورز و پائولا جونز نیز با کلینتون به رسوایی او دامن زد.

رومن پولانسکی

یکی دیگر از شخصیت‌های معروفی که به جرم تجاوز در آمریکا بازداشت شد، «رومن پولانسکی» بود. این کارگردان که برای ساخت فیلم «پیانو» موفق به دریافت جایزه اسکار در سال ۲۰۰۳ شد، اعتراف کرد که با دختری زیر سن قانونی رابطه جنسی برقرار کرده است اما به دلیل سوء استفاده از آزادی موقتی که  پیش از حکم قطعی دادگاه از آن برخوردار شد، به اروپا فرار کرد و چون اجازه ورود به آمریکا را نداشت نتوانست شخصا در مراسم اسکار حاضر شود و جایزه‌اش را دریافت کند. «سامانتا گایمر» دختری که پولانسکی به او تجاوز کرده بود، با انتشار کتابی در سال ۲۰۱۳ ماجرای رخ‌داده را شرح داد.

مایکل جکسون

«مایکل جکسون» خواننده سرشناس آمریکایی که به سلطان پاپ معروف است نیز یکی از چهره‌های مطرحی است که افرادی ادعا کردند در سن کودکی بارها مورد سوء استفاده جنسی او قرار گرفته‌اند. «وید رابسون» و «جیمز سیفچاک» ادعا کردند مایکل جکسون از دوران کودکی بارها آنها را مورد سوءاستفاده جنسی قرار داده است اما خانواده مایکل جکسون اعلام کردند حتی یک قطعه سند هم برای اثبات این ادعاها وجود ندارد. با اینکه دادگاهی در شهر سانتا ماریا در کالیفرنیا و در سال ۲۰۰۴ مایکل جکسون خواننده آمریکایی را رسما به ده مورد آزار کودکان و جرایم مرتبط متهم کرد اما او در واکنش به این اتهامات رسما اعلام بی‌گناهی کرد.

کوین اسپیسی

چندین اتهام آزار جنسی علیه «کوین اسپیسی» بازیگر سرشناس هالیوود نیز مطرح شده است اما تنها موردی که به پرونده کیفری و تشکیل دادگاه کشید مربوطه به  سال ۲۰۱۶ و تعرض جنسی به یک پسر ۱۸ ساله بود. دادگاهی در ایالت ماساچوست آمریکا به این دلیل که شاکی از ارائه شهادت درباره گم‌شدن یک گوشی موبایل خودداری کرد، اتهامات آزار جنسی و ضرب و جرح که علیه این بازیگر مطرح بود را رد و این پرونده را مختومه کرد. به گفته وکلای مدافع اسپیسی، گوشی تلفن همراه می‌توانست بیگناهی این بازیگر را ثابت کند. نت فلیکس، شبکه اینترنتی فیلم و سریال آمریکایی اعلام کرد به دلیل اتهامات آزار جنسی که متوجه کوین اسپیسی است دیگر با او همکاری نمی‌کند.

والری ژیسکار دستن

«والری ژیسکار دستن» رئیس جمهوری پیشین فرانسه نیز در ۹۲ سالگی به آزار جنسی متهم شد و یک روزنامه‌نگار آلمانی به نام «آن کاترین استراک» اعلام کرد که او در جریان یک مصاحبه در سال ۲۰۱۸ میلادی او را مورد آزار جنسی قرار داده است. استراک  شکایت قضایی خودش را به دادستانی پاریس تسلیم و اعلام کرد آنچه که باعث تشویق او برای این اقدام شد، جنبش «من هم» بود که از زنان می‌خواهد آزارهای جنسی علیه خود را افشا کنند.

هاروی واینستاین

«هاروی واینستاین» غول سینمایی هالیوود یکی دیگر از شخصیت‌های مطرحی است که افراد بسیاری اعلام کردند مورد تجاوز و آزار جنسی از سوی او قرار گرفته‌اند. این تهیه‌کننده در پاسخ به اتهاماتی که به او وارد شد اعلام پشیمانی کرد و گفت: «من به همه زنان احترام می‌گذارم و بابت اتفاقاتی که افتاد پشیمانم. من یک شانس دوم از جامعه‌ام می‌خواهم اما می‌دانم باید برای این موضوع تلاش فراوانی کنم.» او در نهایت در دادگاه فدرال نیویورک به تجاوز جنسی درجه ۳ و جرایم جنسی درجه یک محکوم شد.

چارلی رز

«چارلی رز» مجری مشهور شبکه سی بی اس هم بعد از اتهام ایجاد مزاحمت جنسی اخراج شد. هشت زن در مصاحبه با واشنگتن پست از رفتار نامناسب این مجری صحبت کردند و بعد از این اتفاق او بابت رفتار خود عذرخواهی کرد و گفت: «همه ادعاهای مطرح‌شده درست نیستند». همین جمله، اعتراف تلویحی به درست بودن برخی از آنها تلقی شد.

راجر ایلز

«راجر ایلز» بنیان‌گذار شبکه خبری فاکس‌نیوز آمریکا نیز بعد از مطرح‌شدن اتهامات آزار جنسی توسط چند کارمند زن از ریاست این شبکه استعفا داد. در سال ۲۰۱۶، یکی از مجریان شبکه فاکس نیوز به نام «گرچن کارلسون» که از کارها و پیشنهادهای بیشرمانه مدیرعامل شبکه یعنی راجر ایلز خسته می‌شود، قبل از به پایان رسیدن مهلت قرارداد خود، با وکلایش درباره شکایت از مدیرعامل صحبت می‌کند. بعد از شکایت وی در نیوجرسی، موجی از شکایات و فشارها علیه راجر ایلز به شبکه فاکس نیوز وارد شد. همچنین فیلمی با عنوان «بامب  شل»  درباره این اتفاق ساخته شد. راجر ایلز در سن ۷۷ سالگی درگذشت.

وودی آلن

«وودی آلن» بازیگر و کارگردان آمریکایی هم از سال ۱۹۹۲ مظنون به داشتن روابط جنسی با دخترخوانده‌اش است. «میا فارو» شریک زندگی سابق وودی آلن این اتهام را به او نسبت داد. فارو متوجه شده بود که وودی آلن با دخترخوانده ۱۹ ساله‌اش به نام «سون یی پروین» که از رابطه قبلی‌اش با او بوده، ارتباط جنسی داشته است. بعدها «دیلن فارو» دخترخوانده میا و وودی آلن هم پدرخوانده‌اش را متهم کرد که در کودکی از او سوءاستفاده جنسی کرده است. وودی آلن همواره این اتهامات را رد کرد و پس از جدایی از میا فارو با دخترخوانده‌اش که ۳۵ سال از خودش جوان‌تر بود ازدواج کرد. «گرتا گرویک» ستاره آمریکایی نیز یکی دیگر از افرادی بود که در سال ۲۰۱۸ وودی آلن را به تعرض جنسی متهم کرد.

سپ بلاتر

از بین چهره‌های مطرح در دنیای ورزش نیز «سپ بلاتر» رئیس سابق فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) از سوی «هوپ سولو» دروازه‌بان تیم فوتبال زنان آمریکا به آزار و اذیت جنسی متهم شد. آقای بلاتر که در سال ۱۹۹۸ به عنوان رئیس فدراسیون بین‌المللی فوتبال منصوب شد، در سال ۲۰۱۵ پس از ۱۷ سال به اتهام فساد از این سمت کنار گذاشته شد. سخنگوی آقای بلاتر، اتهامات هوپ سولو را رد کرد و آن را مضحک خواند.

چرا قربانیان آزار چهره‌ها سکوت می‌کنند؟

بعد از شنیدن تجربیات زنانی که مدعی آزار و اذیت جنسی از سوی افراد صاحب نفوذ، قدرت یا شهرت هستند، این سوال مطرح می‌شود که چرا افراد مشهور و چهره به خودشان اجازه سوءاستفاده می‌دهند و از طرف دیگر، دلیل سکوت قربانیان در این‌باره چیست؟

دکتر علی ناظری – روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی – در پاسخ به این سوالات به ایسنا توضیح می‌دهد: «از بُعد روان‌شناختی، افرادی که به هر دلیلی صاحب قدرت، شهرت، ثروت یا موقعیتی هستند، می‌توانند دیگران را تحت فشار قرار دهند. افراد در موقعیت‌های متفاوتی مثل مشکل روانی یا لغزش اخلاقی از فرصت و امکاناتی که دارند سوء استفاده می‌کنند و تصورشان این است که طرف مقابل تصویری از قدرتمند، ثروتمند و مشهور بودن آنها را پذیرفته است؛ بنابراین احساس می‌کنند می‌توانند آنچه که می‌خواهند علی‌رغم میل فرد مقابل بدست بیاورند. این خواسته‌ها می‌تواند در مدل رفتارهای جنسی مثل تجاوز یا تعرض یا هر نوع حرکت غیراخلاقی دیگری طلب شود تا فرد مقابل به اجبار به آن تن دهد. این در واقع نوعی باج‌گیری محسوب می‌شود. به نظر می‌آید قدرت، ثروت و شهرت، موقعیت سوء استفاده را در طول تاریخ به افراد دارای این ویژگی‌ها داده است و همچنان می‌دهد. وجهه‌ای که برخی افراد به واسطه موقعیت خود توانسته‌اند در جامعه ایجاد کنند، به آنها یک حریم امن می‌دهد تا بپذیرند اگر هم کار غیر اخلاقی انجام دهند، کسی آن را باور نخواهد کرد. به همین دلیل اگر هم دست به سوءاستفاده بزنند، آن را انکار می‌کنند. از طرفی هم اگر قربانی بخواهد صحبت کند با این تصور که اعتراضش به نتیجه نمی‌رسد، کسی حرفش را باور نمی‌کند یا حتی ممکن است به ضرر خودش تمام شود، سکوت می‌کند. البته نباید مسائل فرهنگی را بویژه در جامعه خودمان در این زمینه نادیده بگیریم. در جوامع با فرهنگ‌های متفاوت، همیشه فرهنگ مردسالار وجود داشته است و تصور می‌شود زنان در چنین قضایایی دچار اشکال و اشتباهی شده‌اند و به زبان عامیانه‌تر مردان به سراغ کسی می‌روند که در او نکته‌ای ببینند و زمانی که چنین ذهنیت مردسالارانه‌ای به اشتباه وجود دارد، اجازه اعتراض و پیگیری موضوع را از قربانیان می‌گیرد زیرا آنها احساس می‌کنند باید هزینه معنوی بسیاری پرداخت کنند تا بتوانند موضوع پیش‌آمده را اثبات کنند و در نهایت این‌گونه تصور می‌شود که خود آنها هم در این زمینه نقشی داشته‌اند و به اصطلاح بی‌گناه نبوده‌اند. از طرفی باید در عین اینکه حریم خصوصی افراد مشهور و صاحب نفوذ حفظ می‌شود، جریان آزاد اطلاعات هم وجود داشته باشد تا به افراد قدرتمند به راحتی اجازه انجام هر کاری داده نشود. البته این اتفاقات در همه جوامع حتی در جوامعی که ادعای آزادی بیان و جریان آزاد اطلاعات دارند نیز رخ می‌دهد اما به مراتب می‌تواند محدودتر باشد یا بعد از چند سال درباره آن رویداد افشاگری شود. اما اگر همه این موارد را به صورت تابو، شرم یا ننگ ببینیم و صحبت درباره این موارد را قبیح‌تر از امری که به وجود می‌آید ببینیم، نتیجه آن افزایش خودسانسوری است. طبیعتا امکان سوءاستفاده برای فرد متجاوز در فضای تاریک هم مهیاتر است.»

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی به خاطر جیبتان ارزش داشته باشید

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۹، ۰۵:۰۴ ب.ظ

y2j4_photo_2020-08-22_16-48-55.jpg

 

راستش را بخواهید پیش ترها از این که گذرم به بیمارستان یا دادگستری بیفتد ناراحت می شدم. همیشه از خدا می خواستم هیچ گاه تحت هیچ شرایطی به عنوان بیمار یا پزشک یا برای عیادت پایم به بیمارستان باز نشود، به عنوان شاکی یا متشاکی یا شاهد یا قاضی گذرم به سیستم قضایی و البته انتظامی نیفتد.

الان مدتی است دعا می کنم پایم به بانک ها هم باز نشود. به کارمندان نجیب بانک و بیمارستان و دادگستری احترام می گذارم اما من تصویر خوبی از فضای بانک ندارم. جز به مشتریان پولدار احترام نمی گذارند. از طرف موسسه ای برای خرید یک ساختمان مدتی پول قابل توجهی در حسابم بود نمی دانید اغلب کارمندان شعبه مربوطه با دیدن من چطور از جایشان بلند شده و حسابی خنده و شوخی داشتند. همین که پول را کشیدم، دیگر تمام شد.

پارتی بازی ها و بی نوبتی ها هم بماند. اذیت و آزار سر اعطای وام البته برای ناآشنایان هم روضه ای غمناک است. غیب شدن های ناگهانی برای تغذیه و امور شخصی و لنگ در هوا نگه داشتن مردم هم غصه دیگری است. مطلب داخل تصویر را که در یک کانال تلگرامی دیدم داغم تازه شد.

راستی امروز به یکی از شعبات بانک رفته بودم. اینقدر جمعیت زیاد و به هم فشرده بود که کل پروتکل های بهداشتی ستاد مبارزه با کرونا پودر شد رفت هوا.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اقیانوس آرامش!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۹، ۱۲:۱۳ ب.ظ

 

این ایام شیوع کرونا که بحث مواسات مطرح بود توفیق شد هدایای مردمی را به خانه بعضی از نیازمندان برسانم. افرادی را از قبل می شناختم که هشتشان گرو نهشان است و با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند. با این که بسته ها را محترمانه و بی جلب توجه به در خانه شان می بردم ولی به راحتی قبول نمی کردند و می گفتند که از ما محروم تر هم هست. برای اینکه شخصیتشان خدشه دار نشود ادعا می کردم که این بسته ها مربوط به افراد نیازمند و محروم نیست و شرط خاصی ندارد و من به هر کس دلم بخواهد می توانم برسانم و عشقم کشید که بدهمش دست شما و ... به ضرب زور بالاخره قبول می کردند.

عده ای هم بودند که وقتی به گوششان می رسید می آمدند دعوا که چرا به ما از این بسته ها ندادی و ...؟ می گفتم مومن خدا تو حقوق ثابت داری. خانه شخصی داری ماشین داری الحمدلله خدا بیشترش کند؛ خوب بنشین سرجایت و دستت را بیخود دراز نکن.

جایی در حدیثی از امام حسن علیه السلام و نیز حضرت علی علیه السلام خواندم که بدتر از فقر، احساس فقر است.

در زندگی بعضی ها دیده ایم که به رغم برخورداری از نعمات مختلف مادی، حس نیاز، زجرشان می دهد و همواره در تلاطم افزایش دارایی خود هستند و گمان میکنند از چرخه روزگار عقب مانده اند. این طور افراد هیچ لذتی از دنیا نمی برند چون روحشان همواره در سختی است و اعصابشان تحت فشار افکار منفی و خودخواهانه در عذاب قرار دارد.

و افرادی را هم دیده ایم که به کم بضاعتی خود قانع هستند. گل لبخند از لبشان محو نمی شود و آرامش در وجودشان موج می زند و از زندگی لذت می برند.

واقعا تا زمانی که افکار و جهان بینی ما درست نشود نمی توانیم درست زندگی کنیم.

راستی تا یادم نرفته بگویم در احادیث هم داریم خدا در آخرت با کسانی که به کم دنیا راضی هستند و حرص نمی زنند و سخت نمی گیرند، سخت رفتار نخواهد کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پیروزی یاران حقیقی انقلاب در بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۸، ۰۷:۵۲ ق.ظ

یاران حقیقی انقلاب، مردان و زنان مستضعف و محرومی هستند که بی هیچ چشم داشتی در مقابل گلوله دژخیمان پهلوی ایستادند، جنگ را با گوشت و پوست و استخوانشان پیش بردند، جگرگوشه هایشان را فدای دین خدا نمودند، زیر بار گرانی و ناگواری اوضاع معیشت پای نظام و شهدا ایستادند، سهمی از سفره انقلاب نخواستند و هنوز هم جبهه مقاومت در برابر امپریالیسم و وادادگان غرب را با حضور محکم خود استوار نگاه داشته اند.

زندگی نامه شهدا را که بخوانیم  فرق بچه های پاپتی انقلاب را با جماعت شکم سیر سهام خواه بیشتر خواهیم شناخت.

پابرهنگان نهضت جهانی خمینی، یاوران صدیق انقلاب اسلامی و فداییان مخلص مرام خامنه ای هستند که در بحبوحه شدائد و طوفان توطئه ها، هل من ناصر امام عاشوراییان تاریخ را بی لبیک نگذاشته اند.

فارغ از نتیجه آرا، حضور غیرتمندانه مردم دیار مومنان در پای صندوق های رأی، پیروزی مقتدرانه جبهه حزب الله در برابر سیاهی لشکر کاخ سفید و بردگان فکری شان بود که شکرانه آن بر همگان واجب است.

جبهه انقلاب منحصر در افرادی خاص با فیش حقوقی مشخص نیست و گستره آن پهنای دل آزادی خواهان سراسر عالم را در بر می گیرد. هر کس که سرسپرده آمریکا و اذنباش نیست در جبهه انقلاب قرار دارد.

پیروزی دکتر علی کریمی فیروزجایی و سردار مهدی سعادتی به فضل خدا باید فصلی نو برای پیشرفت این دیار و انعکاس آرمان های انقلاب اسلامی در امور جاری کشور و جهان اسلام باشد.

این دو عزیز که از نیروهای مجرّب عرصه های مدیریتی کشور هستند نیک می دانند که بایسته ترین شرط مشروعیت در مناصب مرتبط با نظام دینی، رعایت اصل عدالت و تقواست که اجتناب از منفعت طلبی، باند بازی، رفتارهای احساسی و ... مصادیقی از آن به شمار می آید. مراقبت از تأثّر و انفعال در مقابل زیاده خواهان و بی توجهی به وسوسه های اغواگرانه بدخواهان به منظور اختلاف افکنی بین دو نماینده منتخب، از دیگر ضرورت های قابل توجه در روزهای پس از پیروزی است.

حرف آخر:

"إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا"

  • سیدحمید مشتاقی نیا