اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

۴۵۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشک آتش» ثبت شده است

چرا کیش؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۱۴ ق.ظ

photo_2026-02-15_08-09-19_gjxl.jpg

 

عبدالله گنجی: قرار بوده ١٨ و ١٩ دی مشهد به عنوان نماد فرهنگی ایران سقوط کند و در کیش که نماد آرامش است حکومت تشکیل شود.

 

حاشیه: پهلوی ها اصالتا بچه سوادکوهن؛ امام جمعه کیش هم که حاج اقا بی نیاز هست قائمشهریه.
اینا گفتن میریم اونجا بچه محلیم یه جور با هم کنار میایم لابد! smiley

  • سیدحمید مشتاقی نیا

متلک که نه

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۴۶ ق.ظ

اگر به این نقطه رسیده ایم که صرف گفتمان دینی برای دفاع از کشور و مقاومت در برابر دشمن جواب نمیدهد و باید سراغ هویت و ادبیات و فرهنگ ملی رفت، در حالی که پیش تر توجه به تخت جمشید را در تضاد با راهیان نور دانسته و یا اسلام ایرانی را جلوه بارز انحراف از مسیر حقیقت و در تضاد با وحدت امت می دانستیم اما حالا در باب وطن دوستی نوحه های مکرر سر داده و شاپور ساسانی را می ستاییم، دیر نیست روزی که در تقابل با جهانخواران به احیای گفتمان مارکسیسم و ضرورت قیام ولو غیر دینی برای جهاد با امپریالیسم نیز بپردازیم تا لااقل هیجانات و شور حماسی جوانان را به جای آنکه در خدمت به دشمنان میهن درآمده و بر ضد دین و ملت و وطن خرج شود ولو به یُمن مصرف دخان و اختلاط با مخدرات که بعد مهسا رسمیت یافت در مصاف با آمریکا بسیج نماییم.

متلک و طعنه نبود صرفا یک نوع پیش بینی است.

در دین کم گذاشته ایم. هجمه سنگین فرهنگی دشمن و بی خیالی ما و البته رفتارهای متناقض و انزجار آور بعضی مسئولان و متولیان امر، وضع را یه اینجا کشانده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

واماندگان

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۴۱ ق.ظ

هفت نکته مهم درباره بازداشت عناصر تندروی اصلاحات همراهی صریح با دشمن | جهان  نیوز

 

این بندگان خدای مدعی اصلاح طلب بعد از قضایای 88 دیگر از دور خارج شدند البته اصولگراها هم.

یک توافق نانوشته ای بین مردم هست چه حامی نظام چه آنها که زاویه دارند همه متحد و یک صدا از عناصر دخیل در قدرت فاصله میگیرند. چه خاتمی که رای آورد چه احمدی نژاد حتی روحانی با آن ژست اپوزیسیونی و چه حامیان جلیلی و پزشکیان اغلب با هر گرایشی بر این معیار صحه می گذاردند که طرف دخیل در باندهای قدرت و حاکمیت نباشد. برای همین امثال قالیباف بیش از بیست سال است که اقبالی برای ورود به پاستور نداشته و ندارند مگر آنکه صحنه گونه ای دیگر رقم زده شود.

بگذریم

الان موضوع چیز دیگری است. حرف دیگری دارم.

عرض کردم که لایه های مدیریتی جریان اصلاحات بعد از قضایای هشتاد و هشت از دور خارج شدند. همان موقع هم البته اتفاقاتی افتاد که نشان داد امور در دست آنها نیست اما در نیمچه اغتشاشات 96 و 98 و بعدتر در آشوبهای چندماهه 1401 معلوم شد کسی شعار و دغدغه جریان اصلاحات را ندارد. فی المثل حتی یکنفر مطالبه ای برای آزادی سران فتنه از حصر سر نداد. این جماعت خشتک پاره ته برهنه اصلا یادشان نبود میر حسین و کروبی ای هم وجود دارند، آخر مطالبه شان رقص و آواز و بوسیدن در کوچه و آغوش رایگان و سلف مختلط بود و بس. آشوبها که تمام شد البته زعمای به اصطلاح اصلاح طلب سعی در سهم خواهی و سواری بر امواج داشتند که چندان کارگر واقع نشد.

الان را ببینید. چند روز است چند نفر از چهره های شاخص و کلیدی این جریان مثل منصوری و اصغرزاده و... دستگیر و روانه زندان شده اند. صدایی از کسی شنیده اید؟ نه بیگانه معترض شد نه خودی. رفقای خودشان که در بدنه دولت و یا حاکمیت هستند هم به روی مبارک خود نیاوردند چه برسد به اینکه کسی بخواهد بریزد وسط خیابان و دم برآورد و نفس کش بطلبد که الا و بلا باید این چند نفر را که از سال 78 تا 88 روی سرشان قسم خورده می شد آزاد کنید و گرنه بد می بینید.

خیلی بد است اینطور مرگ سیاسی یک جریان رقم بخورد و از صحنه اجتماع حذف گردیده و نادیده انگاشته شود که البته خود کرده را تدبیر نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این استفتاء

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۱۶ ق.ظ

 

 استفتاء: آیا برای نشان‌دادن پایبندی افراد کم‌حجاب به اصل نظام می‌توان تصاویر آن‌ها را منتشر کرد؟

پاسخ امام خامنه‌ای: نشان‌دادن زنان کم‌حجاب در مراسم انقلابی و دینی اگر به منظور نشان‌دادن حمایت اقشار مختلف مردم از نظام اسلامی باشد و مفسده‌ای بر آن مترتب نباشد، اشکال ندارد؛ ولی نشان‌دادن زنان بی‌حجاب در مراسم انقلابی و دینی، چون سبب قبح‌شکنی از حرام مسلّم شرعی است، جایز نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حجت الاسلام حقیقت، حقیقت را می گوید

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۵۵ ب.ظ

photo_2026-02-11_12-49-37_4fcb.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از طرف خانواده!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۵۳ ب.ظ

photo_2026-02-11_12-49-22_drc9.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سلام

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۱۵ ق.ظ

10 متن شعر و ترانه ی کودکانه در مورد سلام

 

بعضی ها می گویند ما ایرانی هستیم باید فارسی صحبت کنیم. چرا بگوییم "سلام" که کلمه عربی است؟ فارسی بگوییم: درود.

اصل این مساله که زدودن الفاظ و یا فرهنگ غیرمتعارف و غیربومی کار درستی است به جای خود.

اما

بعضی کلمات هستند که جایگزین ندارند مثل بعضی اصطلاحات علمی و هنری و ورزشی...

بعضی کلمات هستند که درون فرهنگ دیگر جذب شده و جزیی از ادبیات آن شده اند

به خصوص در بین کشورهایی که با هم همسایه و هم مرز هستند

مثلا کلماتی مثل کالسکه و استکان و... که به طور روزمره به کار میبریم از زبان روسی میان ما رسوخ پیدا کرده است. روس ها هم کلمه چمدان را که در واقع جامه دان بوده از ما یاد گرفته و به کار می بندند.

کلمه چاپ ظاهرا از زبان ترکی آمده است. عربها هم اغلب حرف چ را به کار می برند در حالی که پیش تر گفته می شد و می شود که چهار حرف گ چ پ ژ در زبان عربی نیست اما این همسایگی با فارس ها باعث شد آنها لااقل در کشور عراق از حرف چ استفاده کنند. و.... کلماتی از فارسی به کتاب خدا نیز راه پیدا کرده است مثل دین، تنور، جهنم و...

 ما با اعراب به دلایلی لغات مشترک فراوانی داریم. یک دلیلش اشتراک در نوشتار حروف است. هر کلمه ای را فارسی یا عربی بخواهیم بنویسیم از حروف مشترک استفاده می کنیم و این موضوع سبب اشتراک در کلمات نیز شده است.

نکته دیگر این است که از شش قرن پیش از میلاد، مناطق بین النهرین و بابل و... جزو ایران بود. ایران فقط مخصوص فارس زبانها نیست. الان هم اعراب خوزستان و ترک های آذربایجان و ترکمان ها ... زبان رایج خودشان را دارند و البته جزو با افتخارترین اقوام ایرانی هستند.

سلام یک واژه عربی - فارسی است که معادل فارسی آن درود نیست. درود معادل واژه مرحبا در عربی به شمار می آید. خود واژه درود هم از زبان هند و اروپایی به ادبیات فارسی راه پیدا کرده است.

سلام از آن دست واژگانی است که به خاطر معنای ژرف و زیبایش در ادبیات فارسی جا باز کرد و ماندگار شد. این مساله مربوط به زمان اسلام نیست و پیش از ظهور اسلام نیز کاربرد واژه سلام در ایران متداول بود. مثل کلمه یلدا که واژه ای عربی است (لم یلد و لم یولد) که قرنها پیش از ظهور اسلام در شب زایش خورشید در بین ایرانیان مرسوم گردید و دیگر معادلی پیدا نکرد.

در عین ضرورت پاسداشت زبان فارسی البته نباید از ارتقای سطح غنای آن برحذر ماند.

 دوستانی که به بهانه فارسی گرایی و عربی زدایی از کلمه "سلام" اجتناب ورزیده و ژست روشنفکری می گیرند بعضا غافلند که رجوع به فرهنگ ایران باستان منحصر به حذف واژه سلام نیست. به طور نمونه در تاریخ ویل دورانت ذکر شده که در ایران باستان، حجاب جزو پوشش رسمی زنان با شخصیت و نجیب بوده و اگر کسی حجاب نداشت مشخص می شد که کنیز و در شمار بردگان و طبقات فرو دست جامعه است. اگر می خواهید به فرهنگ ملی برگردید مرد باشید و از وقار و پوشش و ادب و موسیقی و غیرت و معماری و بیگانه ستیزی و... ایران کهن نیز استقبال کنید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خورشید و تماشای باران

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۳۰ ب.ظ

معنی و نماد نرگس چیست؟ [ سفارش و ارسال گل به سراسر ایران]

 

من، جمعیت، زیاد دیده ام. یک وقتهایی شلوغی و ازدحام را دوست دارم. تشییع آیت الله اراکی بچه دبیرستانی بودم. با جمعی از بابل آمدیم قم. چه جمعیت بسیاری را دیدم. سالها روز چهارده خرداد به مرقد امام می رفتم. آن قسمت جلو که حسابی شلوغ بود و موجی شناور و غیرقابل کنترل ایجاد میکرد را دوست داشتم. گاهی بیرون مرقد، کامیون و وانتی می ایستاد چیزی برای پذیرایی می آورد، مثلا نان و پنیر و خیار. جمعیت خسته و گرسنه و بی نظم هجوم می آوردند. من هم می رفتم هول می دادم برسم آن جلو. بسته ای بر می داشتم می آمدم بیرون میدادم دست پیرمرد و پیرزنی که زورشان نمی رسد وسط آن جمع دوام بیاورد، دوباره میرفتم جلو. راهپیمایی های قدس و 22 بهمن تهران را شرکت داشته ام. تشییع علمای بزرگ را دیده ام به خصوص مشایعت پیکر مطهر آیت الله بهجت؛ آن جلو زیر کامیون حمل تابوت، چند نفری که نحیف و ریزنقش بودند و نفس کم می آوردند را نجات می دادم. تشییع شهید سلیمانی، تشییع شهید رییسی در همین بلوار پیامبر اعظم قم که معروف شده است به حرم تا حرم شرکت داشتم. امروز نیمه شعبان نبود. تولد آقا فرداست. ولی عصر امروز جمعیتی را در این خیابان به سمت مسجد جمکران دیدم که خیلی به وجد آمدم. من، جمعیت، ندیده نیستم. اما این فوج عظیم با لباسها و چهره های گوناگون و گاه متغایر. شاد و خندان، گاه متفکر و اشک ریز و گریان. این حال و هوا دیدن داشت و سکوت می طلبید و رشک. غبطه می خوردم به پیرمرد رفتگری که خم می شد دم به ساعت از روی زمین با دست زباله بر می داشت، به آن خادم موکب که خسته و بی خواب، تلاش داشت یک لحظه هم از حرکت نایستد و مردم را معطل نگذارد. رشک بردم به پیرمرد و پیرزن لنگان، به آن جوانی که دست پدر و مادر پیرش را گرفته بود و با زحمت طی طریق می کرد. غبطه خوردم به آسفالت این خیابان که بوسه گاه گامهای نورانی مخلص ترین بندگان خدا شده بود. خورشید پشت ابر بود، اما اشک های رحمت آسمان را بهانه اجابت دعای سوته دلان می ساخت. به حرمت این حس و حال زیبا و وصف ناشدنی، امت امام زمان سرفراز بماند، ان شاءالله. خدا سرنگونی ترامپ را عبرت فرعرونیان آینده تاریخ قرار دهد. خدا خادمان صدیق اسلام را بیش از پیش موفق بدارد، مسئولان نالایقی که به عمد یا غیر عمد به آرمانهای شهدا و انقلاب خیانت کرده و به ملت و میهن ضرر می رسانند، از سر راه این مردم کنار بزند. ملت تا سرمایه ای چون امام زمان را دارد و به او عشق می ورزد مورد عنایت خداست و از گزند دشمنان و خائنان محفوظ خواهد ماند. اسرائیل و آمریکا و اذنابشان حق دارند از امام زمان کینه به دل داشته باشند از عاشورا می ترسند از مسجد و قرآن بیزارند. جمهوری اسلامی پیشرفتهای بزرگی را برای ایران رقم زده است. جمهوری اسلامی بر اثر کژفهمی و خیانت بعضی خواص نتوانسته خیلی از راههای بایسته را درست طی نماید. این جمهوری اسلامی با تمام ضعفها و قوتهایش تا زمانیکه که خار چشم آمریکا و اسرائیل و خون آشامان جهان است محبوب ماست. تا زمانیکه شیطانها از مسجد و قرآن می ترسند و به آن حمله می کنند یعنی کلیت راه را درست پیموده ایم.

خدا عیدی این دلدادگان بی ادعای محب مهدی عج را نابودی سردمداران کفر و الحاد و استکبار قرار دهد. به یاد شما و دعاگوی همه دوستان بودم. خدا ظهور مولای ما را برساند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بر زمینت می زند...

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۱۸ ب.ظ

پزشکیان ضرر نکرد. کسی در خیابان فریاد نزد مرگ بر پزشکیان، دولت بی کفایت استعفا استعفا.... فحشها را آقا خورد و انقلاب و شهدا و اسلام و قرآن و مسجد و حزب الله. می گویم پزشکیان ضرر نکرد منظورم اصلاح طلبان است این بنده خدا که بازیچه ای بیش نیست. خیرخواه است اما توی باغ نیست. و قالیبافی که به زعم خود با زیگزاگ رفتن از فتنه 88 تا آشوبهای دی ماه دارد ذکاوت به خرج می دهد اما همیشه دستش رو میشود، نه اصلاح طلبها بعد از وفاق و سواری گرفتن به او رأی می دهند نه بدنه امت حزب الله که باهوش است و از بی صداقتی؛ بیزار. بیست سال است که کاندیدای ناکام ریاست جمهوری است و در حسرت صندلی نرم پاستور تا ابد.

کسی به پزشکیان فحش نداد. گند را او زد، زندگی مردم را فلج کرد، در اوج بحران اقتصاد و رها شدگی معیشت و افسارگسیختگی قیمتها قانونی خوب را بد و بدموقع اجرا کرد. او و قالیباف خیرخواه اما نادان دوست ساده نظام، مملکت را با تصمیمی غلط تا لبه پرتگاه سقوط و نیز آغاز جنگی بزرگ سوق دادند.

پزشکیان –بخوانید اصلاح طلبان- پیروز این ماجرا بودند. کسی یقه شان را نگرفت. نه به مردم حساب پس دادند نه به حاکمیت. مجوز موتورسواری زنان را هم در بوق و کرنا کردند که یعنی اصلا مساله اعتراض چیزی دیگری بود و ربطی به ما نداشت و ما با نظام نیستیم و... انتخابات بعدی هم به طیف ما رأی بدهید.

به خاطر تصمیم نا به جای آنها مملکت به هم ریخت و عده ای کشته شدند بعد خودشان طرف معترضین و اغتشاشگران را گرفتند. در فهرست جان باختگان، شهید و جلاد را کنار هم نشاندند. برای دلجویی از خانواده های شهدای امنیت کمترین قدمی برنداشتند. این همه بچه های بسیج و انتظامی، مظلوم و تنها قطعه قطعه شدند عین خیالشان نبود. رفتند به ملاقات زندانی های اغتشاشگر از دلشان در بیاورند. گفتند کار به کار سلبریتی ها نداشته باشید. راست می گویند. سلبریتی ها هم کار به کار آنها نداشتند؛ مأموریت آنها چیز دیگری است. هزینه را دارد نظام میدهد. جان بسیجی و مامور انتظامی انگار مفت است. دولت هم میتواند با خیال راحت به گران سازی هایش ادامه بدهد و کمر مردم را بشکند. دوباره اعتراض کنند باز هم نظام است که فحش می خورد. باز هم بچه های حزب الله ارباً اربا می شوند. آقازاده های مسئولین که جایشان گرم و نرم است. آب توی دلشان تکان نمی خورد. مسئولین اگر مدعی مبارزه با فساد هستند لااقل یقه یک نفر از کسانی که ارز دولتی را برده و پس نداده اند، گرفته و محاکمه اش کنند.

پشت پرده، ورای فهم پزشکیان و قالیباف، جریانی از ابتدای انقلاب تلاش داشته و دارد کار به اینجا برسد اگر جلوی آمریکا سر خم نکنید باید زیر بار مشکلات اقتصاد له بشوید. آب خوردنتان هم دست آمریکا و نیازمند چشم عنایت اوست. درست در نقطه مقابل دیدگاه رهبری که طرفدار اقتصاد مقاومتی و عدالت و مبارزه با ویژه خواری و استقلال سیاسی و فرهنگی است. جریان دیگر که حسابی هم نفوذ و قدرت دارد تلاش می کند نگاهها را به جای خدا به سمت کدخدا بکشاند.

آنچه در دی ماه اتفاق افتاد به فرموده رهبری کودتا بود. کار دشمن، دشمنی است. ضلع مکمل کودتای دشمن اما کسانی هستند که با فراهم نمودن زمینه آشوب، مملکت را تا لبه پرتگاه هول دادند. همانها که پس از پیروزی پزشکیان در انتخابات از او به عنوان گورباچف ایران یاد نمودند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شما آقازاده اید

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۵۸ ق.ظ

واکنش فرزندان شهید بابایی به تخفیف هزینه خاکسپاری | علی عسکری

 

عباس بابایی تا در قید حیات ظاهر بود از خودش می زد و به دیگران می رسید. هر چه درجه اش بالاتر می رفت خانه کوچکتری را در پایگاه نیروی هوایی به خود اختصاص میداد. کولر خانه را باز می کرد می برد پیش سربازهایی که کولر خوابگاهشان خراب شده بود. هر چه دستش میرسید به نیازمندان کمک می کرد. نفعی که می رساند بیشتر از عواید مادی ای بود که نصیبش می شد. چقدر برای خدا بیش از وظیفه اش ایستاد و کار کرد و پول نخواست. خیلی از شهدا اینطور بودند.

حالا جواد تاجیک مدیرعامل بهشت زهرا خبر داد دو هفته پیش نوه شهید بابایی طی سانحه ای به رحمت خدا رفت. فرزندان شهید وقتی فهمیدند سازمان آرمستان در برآورد هزینه ها تخفیفی به آنها داده، ناراحت شده و وجه کامل را به حساب بیت المال برگرداندند. گفتند این کار خلاف مشی شهید است ما نمیتوانیم جوابگوی شهید باشیم.

درد و بلای این آقازده های حقیقی بخورد توی سر فرزندان قالیباف و عارف و شمخانی و پزشکیان و روحانی و دیگر گردن کلفتهای رانت خوار مدعی ژن خوب که آبروی انقلاب اسلامی را بازیچه زیاده خواهی های ناتمامشان قرار داده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ایران حسین علیه السلام

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۴۳ ق.ظ

photo_2026-01-30_06-24-11_gbas.jpg

 

کل محور مقاومت اعلام کرد که در صورت حمله آمریکا به ایران با تمام توان در کنار ملت ایران خواهد ایستاد. این وسط اما مردم عراق تصاویری زیبا خلق نمودند. علاوه بر گروههای جهادی این کشور، مردم نیز به صفوف اعلام آمادگی برای نبرد با آمریکا و ثبت نام برای انجام عملیات استشهادی پیوسته و همبستگی تاریخی خود با ملت ایران را به تصویر کشاندند.

حالا بهتر میشود فهمید چرا وقتی ایام اربعین می رسد کل بدنه ضدانقلاب کهیر زده و با انواع دروغ و دغل و شایعه و ... شروع به لجن پراکنی علیه این حرکت تمدنی بزرگ می نمایند.

یک جمله کوتاهی هم در فضای مجازی خواندم که به دلم نشست: آنهایی که می گفتند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران از آمریکا می خواهند به ایران حمله کند، بعد همان غزه و لبنان و یمن و عراق و... اعلام کرده اند که در صورت حمله دشمن از کشور ایران دفاع خواهند کرد!

یادم است موقعی که عبارت "حب الحسین یجمعنا" فراگیر شد جماعت خودباخته در مقابلش "ایران دوستی" را علم نموده و محور اتحاد قلمداد می نمودند. الان حسینی های عالم در صف حمایت از ایرانند و بعضی مدعیان ملی گرایی و وطن پرستی در صف قاتلان ملت و جدایی طلبان این سرزمین مقدس قرار گرفته اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

همینقدر مطلع، همین قدر دلسوز!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۹ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۰۱ ب.ظ

موج کمر شکن و ناتمام گرانی کاری کرده است که بعضی مردها مجبورند موتور سیکلت خود را که تنها وسیله نقلیه شان است برای گذران روزگار و یا صاف کردن بدهی ها و رفع مشکلات اقتصادی به فروش بگذارند. دولت اما به جای آن که فکری برای حل مسائل مردم و رفع بحران معیشت کند در تصمیمی که ربطی به دولت نداشته و در حیطه اختیارات مجلس است اجازه داد زنها هم موتور سواری کنند!

موتور سواری خانمها خوب است یا بد حرف دیگری است.

نگرانی از فاصله ای است که در نگاه و شناخت مسئولان دولت نسبت به مطالبات حقیقی مردم وجود دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حسین بابری

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۱۸ ب.ظ

شهادت حسین با لب تشنه برای دخترانش درس ایستادگی است

 

این متن را در فضای مجازی خواندم و پسندیدم:

آقا معلم! شما هم نوستالژی‌باز بودی؟ مثلا اینکه مزارم در یک باغ بزرگ باشد. یا دست در دست فلانی بمیرم. زیر یک درخت باشم. از این چیزها داشتی؟ شاید هم می‌خواستی با یک زخم در پهلو ایستاده بروی؟ آقا معلم درد ساده‌ی پهلو آدم را بیچاره می‌کند. چه برسد به چنان زخم عمیقی!

می‌دانی من لحظه‌ی احتضار هیچ‌کسی را ندیدم. شما اولین نفری. من باورم نمی‌شود که این آدم با باندی دور شکمش چند دقیقه‌ی بعد می‌میرد. شما بلند می‌شوی. راه می‌روی. لبخند می‌زنی. فقط چهره‌ات زرد و رنگ‌پریده است. آقا معلم! شما به من نشان می‌دهی که امثال شما نمی‌میرند. پایان قصه‌ات برایم سیاه نیست. یعنی اولین‌بار هم که فیلم را دیدم و خواندم که شما در راه بیمارستان شهید شدی، دلم نسوخت. همچنان ایستاده و محکم توی ذهنم بودی. آن لبخندت آدم را دیوانه می‌کند. انگار نیشخند زده‌ای به امثال من که سفت این دنیا را چسبیدیم. هروقت لبخندت را می‌بینم از خودم بدم می‌آید.

آقا معلم! در این عصر و زمانه‌ای که بعضی‌ها میلیاردها پول می‌دهند که یک مراسم لاکچری بگیرند. لباس‌های زیبا بپوشند. تیم فیلمبرداری درجه یک بیاورند تا نشان دهند چقدر خوب و قشنگند، چطور توانستی قهرمان شوی؟ با بدنی باندپیچی شده. یک گوشی با کادر ناصاف و یک لبخند!

آقا معلم چند روز است از ذهنم بیرون نمی‌روی. دقیقه به دقیقه فیلم شهادتت به آدم درس می‌دهد. من هنوز نگاه شهید حججی را هم یادم نمی‌رود. جوان ترکه‌ای با ریش‌های کم‌پشت. با لب‌های ترک‌خورده و نگاهی که شبیه شیشه‌ای بی‌خط و خش بود. شما این نگاه را بهتر از من می‌شناسی نه؟

راستش من از لحظه‌ی جان دادنم می‌ترسم. همیشه به خدا می‌گفتم یک‌جوری تمامش کند که شرمنده‌اش نشوم. تحمل دردِ لحظه‌ی احتضار را ندارم. اما حالا یک دعا به دعاهایم اضافه کردی!

" خدایا مرا مثل شهید حسین بابری بالبخند و ایستاده ببر.... در حالی که روی درد را کم کرده‌ام! "

حفره

#شهید_حسین_بابری

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این دروغ ناتمام

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۳:۰۰ ب.ظ

هنوز هم منافقین می نشینند این طرف آن طرف در صفحات ملت پیام میگذارند که بعله خبر ندارید دارند بابت پس دادن جنازه ها از ملت چقدر پول میگیرند!

چندین بار هم این شایعه تکذیب شده ولی خب منافق، منافق است و کارش را ادامه میدهد.

مدعی هستند بین هشتاد میلیون تا یک میلیارد تومان بابت هر جنازه از خانواده ها پول گرفته اند!

این پول را که نمی شود دستی جا بجا کرد. قطعا فیش واریزی یا رسید کارتخوان باید وجود داشته باشد. مدعی هستند دهها هزار نفر کشته شده اند! چرا حتی یک سند هم از بین این همه متوفی منتشر نشده تا ثابت کنند چه مبلغی پرداخته اند؟ بالاخره فک و فامیلهای اینها چرا صدایشان در نیامده است؟

البته شخصا معتقدم از آن ششصد هفتصد نفری که جزو تروریستها بودند و در جریان حمله به اماکن عمومی و یا اموال شخصی مردم کشته شدند حتما باید وجهی بابت جبران خسارات بگیرند که متأسفانه نمی گیرند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک سوزن برای دولت

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۳۰ ب.ظ

یه بار دیگه قیمت ارز و طلا داره میکشه میره بالا

قیمت خودرو و گوشت و ... هم هی داره افزایش پیدا میکنه

خوب نیست که دولت دست رو دست بذاره و تماشاچی باشه

الان وقتشه که بزنه ارز ترجیحی چن کالای دیگه رو هم بترکونه بفرسته هوا

حیفه که کشور روزهای آرومی رو پشت سر بگذارهwink

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چقدر خوب، چقدر دیر!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۳۹ ق.ظ

سینمایی «بازی خونی» به تلویزیون رسید؛ گروه افراطی علیه امنیت کشور -  خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

 

فیلم "بازی خونی" را دیدم و لذت بردم، آن قدر که اگر دوباره هم فرصتی باشد آن را خواهم دید. دست سازنده و سفارش دهنده اش درد نکند؛ ولی خب کاش یکی دو دهه زودتر به این سوژه ها می پرداختیم. بارها با افرادی که موضعی علیه نظام دارند صحبت و بحث داشته ام. یک سری که مغرضند هیچ ولی اکثریتی هستند که آدمهای خوب و بی اطلاعی هستند. بندگان خدا مطالعه و تحقیق ندارند و البته چند سالی است که به برکت ماهواره و اینستا رابطه شان با محصولات فرهنگی انقلاب و اسلام قطع شده است. ما هم مقصریم که دوازده سال فرصت تربیت و آگاهی بخشی نوجوانان در مدارس را هدر می دهیم. چند سال پیش در جمعی از بچه های دبیرستانی پیرامون دفاع مقدس صحبت داشتم. همچین روزهایی بود و به مناسبت، موضوع را ربط دادم به واقعه ششم بهمن آمل. بچه ها با ذوق و دقت گوش می دادند. صحبتهای من که تمام شد مدیر مدرسه برخاست و با هیجان گفت من هم آن شب در آمل بودم و شروع کرد به تعریف از دیده های خود. بعد که آمد کنار من نشست گفت تا الان فکر نمی کردم گفتن این خاطرات برای بچه ها جذاب باشد!

خیلی از واقعیتهای تاریخ معاصر را برای نسل جوان نگفته ایم و فرصتهایی طلایی را از دست داده ایم که حالا با شبهه پراکنی و تولیدات مسموم رسانه های بیگانه به راحتی جای جلاد و شهید عوض می شود. همان تعبیری که آقا داشت حضرت علی در جنگ نظامی شکست نخورد اما در جنگ نرم...

فیلم بازی خونی پیرامون واقعه جنگل آمل و تسخیر یک روزه شهری که بعدها هزار سنگر لقب گرفت خوب و جذاب از کار در آمد. اگر چه گاهی لهجه مازنی و گیلک قاطی می شد.

بسیاری از اعضای اتحادیه خلق کمونیستها جوانهای سرمایه داری بودند که در آمریکا و انگلیس درس خواندند. مدعی بودند که میخواهیم مردم مستضعف را نجات بدهیم. آنهایی که در مقابلشان ایستادند و شهر را نجات داده و چهل شهید تقدیم نمودند کارگر و کشاورز و راننده و کارمند ساده و بچه محصل بودند. این را کی پی بردند؟ روز محاکمه گفتند وقتی کفشهای پاره و کهنه مردمی که برای دیدن محاکمه ما آمده اند دیدیم تازه فهمیدیم مقابل چه کسانی ایستاده ایم.

مسئولان انقلاب یادشان نرود چه کسانی بار فشار اهتزاز این پرچم را به دوش کشیده اند.

وانت نیسان از جمله خودروهای عملیاتی و البته ابداعی مدافعان خودجوش شهر برای مبارزه با مهاجمین بود. پشت نیسان را کیسه شن می چیدند، یک نفر آن پشت سنگر می گرفت و در حالی که نیسان دنده عقب به طرف کمونیستها می رفت به طرفشان آتش می گشود!

شهید سیده طاهره هاشمی نوجوان بود و هنرمند. در خیابان تیر خورد. آخرین لحظات قبل از شهادت، حواسش به چادرش بود که از سرش نیفتد.

شهید جعفر هندویی پاسدار بود. او را در وسط شهر دستگیر کردند و خواستند که به امام توهین کند. دید مردم دارند نگاه می کنند و روحیه شان را می بازند. بلند فریاد زد الله اکبر، خمینی رهبر، مرگ بر آمریکا... و شهید شد.

یاد همه حماسه سازان انقلاب اسلامی گرامی. حادثه آمل و درسی که مردم این شهر به دشمن دادند آنقدر مهم بود که امام در وصیتنامه اش نیز به آن اشاره نمود و به رخ بدخواهان کشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دیداری که در آن از خجالت آب شدم!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۱۷ ق.ظ

photo_2026-01-26_06-09-32_d55h.jpg

 

این یادداشت را چند روز پیش نماینده قم منتشر نمود:

امروز توفیق داشتم تا به دیدار دو خانواده شهیدی که در اغتششات اخیر در قم به شهادت رسیده بودند بروم. مادر دومین شهید (شهید عباس اسدی از پرسنل خدوم نیروی انتظامی) حکایت عجیبی از فرزند شهیدش برایم تعریف کرد. گفت فرزندش چند هفته قبل از شهادتش خواب عجیبی دیده و به مادرش گفته که خواب دیده‌ام در یکی از روستاهای اطراف قم هستم و از کوه نزدیک روستا، سه بانو در حال حرکت به سمت روستا هستند و در همین حال، اعلام کردند که مادر شهید می‌آید!

وقتی که این سه بانو نزدیک شدند دیدم یکی از آن سه بانو شمایید و متوجه شدم که آن مادر شهید، خود شمایید! در همان حال، به سنگ قبری که در آن روستا بود نگاه کردم و دیدم نام خودم روی آن حک شده و نوشته شده شهید عباس اسدی!  گفت که دیدم روی سنگ قبر هم تاریخ شهادت را ۱۹ رجب حک کرده بودند؛ و عجیب آنکه این شهید دقیقا در شب نوزدهم رجب با ضربات متعدد چاقوی اوباش (۵۸ ضربه چاقو!) و با زبان روزه به شهادت رسید! و سپس بر اساس همین رویای صادقه‌، ایشان را در همان روستا به خاک سپردند.

 

همسر شهید از قول همکاران شهید برایم نقل کرد که آن شب زمان افطار، شهید نمازش را خوانده و سپس همکارانش به او می‌گویند که روزه‌اش را افطار کند اما او افطار نمی‌کند و پاسخ می‌دهد که شاید امشب قسمتش شهادت باشد و با زبان روزه، برای تببین و صحبت با نوجوانان و جوانان غافلی که برای اغتشاش تجمع کرده بودند عازم خیابان می‌شود و ساعتی بعد در حین تببین و صحبت با آنها، با ضربات متعدد چاقو به شهادت می‌رسد.

آنچه برایم بسیار تلخ بود این بود که از این شهید عزیز، چهار فرزند کودک و نوجوان به یادگار مانده و فرزند پنجمشان هم در راه است که همگی بدون هیچ توقعی در یک منزل کوچک هفتاد و چند متری در یکی از محلات ضعیف قم زندگی می‌کنند.

در دیدار با این خانواده درباره این شهید و مجاهدتهای دائمی او و اینکه دائما خود را بدهکار به نظام و انقلاب می‌دانسته توصیفاتی شنیدم که حقیقتا از خجالت آب شدم. خصوصا که خواهر شهید بیان کرد که شهید در ایام انتخابات مجلس، مکررا خانواده و دوستان و نزدیکانش را ترغیب می‌کرده که به حقیر رای دهند و حالا ره‌آورد این دیدار، برایم خجالتی سرشار است از این خانواده‌هایی که در منازل کوچک و محقّرشان، بی هیچ توقعی تا پای جان پای کار انقلاب ایستاده‌اند و اینکه بار سنگین امانت رای چنین شهدایی که مظلومانه جان دادند را چطور می‌توان به سرمنزل مقصود رساند؛ "ربّ اِنّی مغلوب فانتَصِر و انتَ خیرُ النّاصِرین".

 

️ دکتر منان رئیسی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی شهدا هوایت را دارند

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۶ بهمن ۱۴۰۴، ۰۲:۳۵ ب.ظ

photo_2026-01-25_14-25-56_2bt0.jpg

 

مهدی ظریف از بچه بسیجی های با صفای مشهد که همرزم شهید رضا سنجرانی و جانباز مدافع حرم بود در جریان اغتشاشات اخیر نیز به شدت مجروح شد و این روزها همزمان با زادروز حضرت اباالفضل العباس و علی بن الحسین علیهم السلام مسافر کربلا گردید. برادر شهید سنجرانی واگویه ای کوتاه برای او نوشت که زیبا و خواندنی است:

چند روزی بود که از شهادت آقا رضا خبردار شده بودیم. هنوز پیکرش نیامده بود. هم رزمش مهدی ظریف که او هم مجروح شده بود توی بیمارستان بود و بخاطر کثرت مهمانان در منزل پدری، نشد به دیدنش برویم. شب خواب آقارضا را دیدم بدون مقدمه گفت برید دیدن مهدی ظریف حالش خوب نیست. به اتفاق برادر دیگرم علی آقا به دیدنش رفتیم. کلی گریه کرد و گریه کردیم.

دوباره چند شب بعد شهید را خواب دیدم. گفت به دیدن مهدی برید. گفتم رفتیم گفت دوباره برید حالش خوب نیست.

وقتی به دیدنش رفتیم گفت رضا تنهاخوری کرد و رفت. گفتم با انصاف! دوبار اومده توی خوابم و همش نگران تو بوده. حتما حواسش بهت هست.

مهدی جان! دیدی حواسش بهت بود!

خب راست میگن که رفیق شهید، شهیدت می کنه.

خوش بحالت رفیق

عاقبت بخیر شدی و به رفقای شهیدت ملحق شدی.

تو جانباز بودی و در ایام ولادت قمر بنی هاشم، جانباز کربلا پر کشیدی.

سلام منم به رفقای شهیدمان خصوصا رضای عزیز برسان و بگو هوای ما رو هم داشته باش.

مهدی سنجرانی۱۴۰۴/۱۱/۵

شادی روحش صلوات

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پس گفتید که اکثریتید؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۳۸ ب.ظ

این روزها برای چندمین بار است دیدم بعضی عناصر سلطنت طلب در مصاحبه با شبکه های معاند از آمریکا درخواست حمله به ایران برای براندازی نظام را دارند. بعد در پاسخ به این سوال که در جنگ و حمله نظامی عده ای از مردم و هموطنان کشته می شوند با خونسردی گفته اند، در انقلاب خمینی هم عده ای کشته شدند!

با سطح بی غیرتی و وطن فروشی این افراد کاری ندارم.

الان اینها با این استدلال و استدعا به دو واقعیت تاریخی اذعان کرده اند:

یک، اینکه رژیم شاه به روی مخالفینش آتش می گشود و عده ای را کشته است.

دو اینکه انقلاب خمینی یک انقلاب کاملا مستقل و مردمی بود زیرا هیچ دولت خارجی در آن دخالت نداشت بماند که ابرقدرتها پشت سر رژیم شاه بودند. حالا جالب است این جماعت در حالی مدعی اند در اکثریتند و مردم این نظام را نمی خواهند که به دلیل فقدان بدنه اجتماعی دست به دامان آمریکا و اسرائیل شده و درخواست حمله نظامی برای از بین بردن نظام را دارند!

 

عکس لبخند خمینی - عکس نودی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این حق مسخره!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۰۵ ق.ظ

عبارتی این روزها روی زبان مسئولان افتاده که هی تکرار می شود: "اعتراضات به حق مردم"! مثلا این جمله را زیاد شنیده اید: عده ای اغتشاشگر اعتراض به حق مردم را به حاشیه بردند ... یا مردم حق داشتند اعتراض کنند اما....

خب، می ماند این نکته که اگر اعتراض مردم به حق بود و مسئولان مدعی شنیده شدن صدای آن هستند چرا هیچ تغییر و اصلاحی در مدیریت اقتصادی کشور صورت نمی گیرد؟ شکر که همین چند روز پیش گران شد. بنزین هم که قرار است اوایل سال نو گران شود. چیزی به یارانه جدید افزوده نشد تا لااقل دولت ژست خیرخواهی گرفته و بخشی از حجم گرانی ها را بخواهد جبران کند. هیچ کس بابت شوکی که به جامعه وارد شد عذرخواهی نکرد. هیچ مسئولی بابت کوتاهی در نظارت بر قیمتها و عرضه کالا و... بازخواست نشد. برای فروکش کردن آتش اعتراضات قرار بود چند وزیر استیضاح شوند که آن هم در لابی ها و معاملات پشت پرده منتفی گردید. یک نفر به خاطر قصور در باز پس دادن ارزهای رانتی مواخذه نشد. هیچ باند مفسد و مافیای تبهکاری به خاطر اخلال در بازار و ایجاد گرانی عمدی برای زمینه سازی آشوب که لااقل در بحث نهاده های دامی کاملا مشهود بود پس گردنی نخورد. مدیریت امنیتی جامعه هم ابهاماتی دارد که کسی پاسخگو نیست. یک مسئول در شرکت ایرانسل به خاطر تمرد از دستورات امنیتی برکنار شد که بلافاصله به شغل نان و آب دار دیگری رسید....

مطمئنید که صدای مردم را شنیده اید؟ مطمئنید که اعتراض مردم را به حق می دانید؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا