اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

۴۴۵۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشک آتش» ثبت شده است

مظلوم شهر

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۳ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۴۱ ق.ظ

قضیه مال الان نیست. زمان جنگ هم همینطور بود. می گفتند رزمنده ها کوپن بیشتری دریافت می کنند، قند و شکر و نفت و روغنشان همیشه به راه هست. زن و بچه بسیجی داشتند از سرما می لرزیدند. گاهی پول دوا درمان معمولی را هم نداشتند اما تیر زخم زبانها چقدر آزارشان می داد. می گفتند لابد پول خوبی بهتان می دهند زن و بچه و درس و کار را رها کرده و به جبهه رفته اید.

همه شهدا قبل از آنکه شهید معرکه جنگ باشند شهید شهر بودند. برای حفظ ارزشها تهمت خوردند، دروغ و دشنام شنیدند کتک خوردند...

بسیجی بیشترین ضربه را از بی تدبیری مسئولان می خورد. خودش تحت فشار است برای این مملکت از دارایی اش هزینه می کند. سیل و زلزله باشد یا کار جهادی و ... از مال و عمرش مایه می گذارد. اوست که مطالبه گری میکند و هزینه میدهد. این دولت اصلا منتخب او نیست. خودش به گرانی ها و بی تدبیری ها اعتراض دارد. تبعیض و بی عدالتی را نمی پسندد. به خیلی از رفتارهای مسئولان نقد جدی دارد. مسئولانی که هر جا میزشان در خطر بود بر سر آرمانهای بسیجی معامله کردند. از این طرف از مسئولین بی کفایت ضربه می خورد از آن طرف زخم زبان بازی خوردگان دشمن آزارش می دهد. بسیجی معترض است اما نمی خواهد دشمن شاد شود. وطن فروش نیست. برای انقلابی که هزاران شهید پایش خون داده اند می ایستد و باز هم سیبل حملات بدخواهان قرار می گیرد. پیکرش را زنده زنده به آتش می کشند همانها که دلش را هر روز به آتش می کشاندند. جسم نحیفش را ارباً اربا می سازند.... خونش روی صفحه تاریخ جاری میشود و به جویبار سرخ دشت نینوا می پیوندد.

بیخود که نیست گفته اند عاشق نباشی نمیتوانی بسیجی بمانی. پیر میخانه جماران فرمود بسیج مدرسه عشق است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بی خیال برادر، دل بکن!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۲ دی ۱۴۰۴، ۱۲:۳۷ ب.ظ

کاریکاتور گرانی گوشت و شیر

 

مردم اعم از کشاورز و دامدار (تولیدکننده) و یا عموم شهروندان (مصرف کننده) از عملکرد وزارت جهاد کشاورزی راضی نیستند. مجلس هم بارها اعلام کرده نسبت به عملکرد وی معترض بوده و خواهان عزل یا استیضاح اوست. رییس جمهور نیز امروز در صحبتهایی اذعان داشت که وزیر کشاورزی اصلا منتخب او نبوده و با فشار بعضی نمایندگان بر وی تحمیل شده است. او با این حرف در واقع ناخرسندی خود را از وضعیت موجود ابراز داشت. با این وصف دیگر کسی نمانده که بخواهد از عملکرد وزیر مذکور اعلام رضایت نموده و دفاعی داشته باشد.

جناب وزیر به رغم اطلاع از حجم و وسعت این نارضایتی ها چه اصراری دارد همچنان به میز لامصب چسبیده و جدا نشود خدا می داند!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خانواده، جهاد، شهادت

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۱ دی ۱۴۰۴، ۰۵:۱۹ ق.ظ

همسر گرانقدر و مهربانم، حاجیه حکیمه عزیزم!

سلام علیکم

حقیقتاً مانده ام در پیشگاه خداوند که چگونه میتوانم در این روزهای قریب رفتن، حق نزدیک چهل ساله را ادا کنم؟

امیدی جز بخشش و محبت پیوسته شما و خداوند سبحان ندارم. روزت را تبریک میگویم و به خاطر این صبر چهل ساله دستتان را می بوسم. از خداوند سبحان طول عمر توأم با زندگی فاطمی برایت خواهانم و از اینکه اولین سال را در روز مادر، بدون مادر به سر میکنی برایت صبر و برای آن مرحومه مجاهد، اجر و غفران الهی خواهانم.

همسر ناتوانت در ادای حق الهی خود، قاسم ۱۳۹۷/۱۲/۷

یکسال قبل از شهادتش بود. آخرین روز زن که در حیات ظاهری اش درک کرد، این نامه را به یادگار گذاشت. سال بعد، خودش میهمان حضرت زهرا بود.

به روایت فاطمه سلیمانی/ مستند پرواز بیست و یک تهیه شده در بنیاد مکتب حاج قاسم، حفظ و نشر آثار شهید سپهبد قاسم سلیمانی

 

شهید حاج قاسم سلیمانی - تحولات جهان اسلام

  • سیدحمید مشتاقی نیا

زنگ شهامت

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۹ دی ۱۴۰۴، ۰۲:۰۱ ب.ظ

با شهدای مدافع وطن؛ شهید محسن آین به روایت همسرش - ایسنا

 

ایشان شب قبل شهادتش یعنی روز پنج‌شنبه شیفت بود و شب به منزل آمد. روز جمعه هم به خاطر همکارش که عیدغدیر می‌خواست به مسافرت برود، قبول کرده بود به جای ایشان شیفت باشد. روز شروع جنگ ساعت سه صبح از خواب بیدار شد و با شنیدن صدای هواپیما‌های جنگنده شیفت از پایگاه گفت: «سمیرا»، فکر کنم جنگ شده است. تلویزیون را روشن کرد متوجه شد که به سرداران کشورمان حمله شده است. همان لحظه آقای آین بالای سر آرتین نشست و مو‌های سر او را نوازش کرد و گفت: «آرتین خیلی می‌ترسد نباید تنهایش بگذاری. حواست به او باشد.» گویا به دلش الهام شده بود این لحظات آخرین بار است که پسرش را نوازش می‌کند. ایشان، چون نگران بودند ساعت ۴:۳۰ بامداد به پایگاه رفت. هر بار که به محل کارش می‌رفت، خداحافظی می‌کرد و راهی می‌شد، ولی این دفعه خیلی خداحافظی برایش سخت بود. نه می‌توانست از ما دل بکند و نه می‌توانست همکارانش را تنها بگذارد. حتی موقع رفتن برای من در ماشین بوق زد و من رفتم کنار پنجره و فکر کردم چیزی جای گذاشته است، ولی ایشان به من گفت: «مواظب خودتان باشید.» 

موقعی که سرکار رفت با فاصله‌های بسیار کم تماس می‌گرفت و احوال من و آرتین را می‌پرسید. در حمله دوم جنگنده‌های دشمن آقای آین تماس گرفت و به من گفت: بروم خانه داداشم تا خیالش راحت باشد.

ممکن است اسرائیل پایگاه‌های مسکونی اینجا را بزند. هر دفعه که آقای آین تماس می‌گرفت از ما حلالیت می‌گرفت و به من می‌گفت ببخشید به خاطر کارم چندسال در بوشهر دور از زادگاهت با من زندگی کردی. در لحظات آخر تا ساعت یک ربع به ۱۲ ظهر در تماس بودیم و این آخرین تماس من و همسرم بود. ایشان در صحبت آخرش به من گفت: «اگر شهید شدم حلالم کنید»، ولی من حرف ایشان را به شوخی گرفتم و گفتم حلالت باشد

حدود نیم ساعت بعد پایگاه هوایی تبریز را زدند و آقای آین و همکارش آقای شهبازی برای اینکه نیرو‌ها در امان باشند و برای حفظ تجهیزات و کاهش خسارت‌ها، جان خود را در معرض خطر قرار دادند و شجاعانه وارد ساختمان شدند و با بستن شیرگاز و شیرهوا در بخش تجهیزات زمینی، مانع گسترش خسارت شدند. در همین لحظات ایثارگرانه بود که موشک‌های رژیم‌صهیونیستی به آن محل اصابت کرد و هر دو به فیض شهادت نائل آمدند. داداشم آن لحظه گفت: سمت شیلتر‌های هواپیما را زدند و آقای آین هم آن قسمت بود. بعد از آن بود که هرچه تماس گرفتم گوشی‌اش خاموش بود. هیچ‌کس به من نگفت که به شهادت رسیده است.

همکارانش می‌گفتند برای‌مان سخت بود خبر شهادت آقای آین را به خانواده‌اش بدهیم. الان شش ماه از این ماجرا می‌گذرد و هر ثانیه که به این ماجرا فکر می‌کنم، احساس می‌کنم داغی دردش و فراغش همین امروز برایم اتفاق افتاده است. این شهیدان با نثار خون خود ثابت کردند که دفاع از سرزمین، ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی مرزی نمی‌شناسد و در برابر دشمن تا دندان مسلح نیز می‌توان با اراده و ایمان پیروز شد.

بخشی از مصاحبه همسر شهید محسن آین اهل خوی که در حمله رژیم سفاک صهیونیستی به پایگاه هوایی تبریز به شهادت رسید/ روزنامه جوان

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چه کسی باعث شد استاندار مازندران جسور شود؟

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۸ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۴۶ ق.ظ

پیش تر اسناد و ادعاهایی در خصوص محکومیت تعزیراتی استاندار مازندران بخاطر دریافت حق ویزیت نامتعارف منتشر شده بود.
این سخن مطرح بود کسی که خودش التزامی به قانون ندارد چطور میتواند نماینده دولت در اجرای قوانین باشد؟
سر جریان حجاب و حرفهای بی مبنا و مفتضحانه وی اعتراضاتی در سطح ملی مطرح شد. از تریبون نماز جمعه تهران تا نمایندگان سرشناس مجلس مواضعی قاطع در مقابل انحراف فکری وی اتخاذ نمودند اما داخل استان جز یکی دو مورد، صدای انتقادی از تریبونهای رسمی شنیده نشد که هیچ متاسفانه بعضی عزیزان هم با تقلیل جایگاه خود در سطح روابط عمومی استانداری به توجیه و وصله پینه ماجرا پرداختند. استاندار ترسیده بود و برای تطهیر وجهه به قم رفت اما وقتی خیال اطرافیان وی از عدم عزل او بخاطر حمایت بعضی شخصیتهای موجه درون استان راحت گردید همان موقع شروع به فحاشی نسبت به منتقدان استاندار و حامیان حجاب نمودند و البته باز هم صدایی از بزرگان شنیده نشد.
حالا کار به جایی رسیده فرماندار ساری با ارتزاق از بیت المال حکومت اسلامی از تریبون عمومی اقدام به شبهه افکنی نسبت به نظام اسلامی می نماید و استاندار خوش سابقه مازندران! منتقدان او را در لفافه به ضدیت با شهدا و انقلاب اسلامی متهم می نماید!
چه کس یا کسانی باعث این سطح طلبکاری و اعتماد به نفس به جای عذرخواهی و استعفا در مواجهه با جریانهای انقلابی شده اند؟
یک پرسش مهم تر:
چرا کار نظام اسلامی که قرار بوده و هست زمینه ساز تمدنی نوین در جهان باشد به اینجا کشیده شد که بعضی مسئولانش اعتقادی به مبانی و اصول و اندیشه های انقلاب و احکام دین ندارند و بعضی از آنهایی که متولی نظارت و صیانت از ارزشها و خط و مشی نظام دینی هستند اینطور سست و منفعل شده اند؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ریشه و تیشه

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۷ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۵۶ ق.ظ

ویسگون - شبکه اجتماعی عکس و فیلم

 

مجتبی الله قلیپور (حکیم) شهردار اسبق بازداشتی و مستعفی بابل منتسب به جریان اصولگرا که محکومیت قضایی وی در رسانه ها منتشر گردید و نیز دکتر لعلی منتسب به جریان اصلاح طلب که همسرش تصاویر مکشفه خود را در فضای مجازی منتشر می نمود به عنوان معتمدین شهر! برای عضویت در هیات اجرایی انتخابات شورا برگزیده شدند! یک معامله شیرین که دهان دو طرف بسته بماند.

این رفتارها دهن کجی به مردم و هجو اصالت قانون و مسبب تنزل جایگاه اجتماعی نهادهای نظارتی است.

در همین شهر خانمی به خاطر آنکه مدتی عکس مهسا را روی پروفایلش داشت از مسئولیت خلع شد. در همین شهر آزاده ای پاسدار و جانباز و پژوهشگر به خاطر انتقاداتی که از بعضی مسئولان شهری داشت متهم به عدم التزام به ولایت فقیه و رد صلاحیت گردید.

بچه های مردم به خاطر اشتباهاتی کوچکتر از این بسیاری از موقعیتهای اجتماعی و شغلی را از دست می دهند.

امام جمعه بابل حتی اگر در انتصاب دامادش نقشی نداشته باشد باید متوجه باشد که افکار عمومی نمیتواند عدم وجود رانت و نقش پیوند خانوادگی را در این تسامح انتصابی باور نماید.

در جریان انتخاب مجتبی الله قلیپور به عنوان شهردار بابل هم مردم زیر بار داعیه عدم دخالت امام جمعه نرفتند. زیرا او تنها شهرداری بود که بدون رقیب، بدون ارائه برنامه، بدون حضور در صحن شورا در حالی که در خانه اش نشسته بود برای تصدی این سمت انتخاب گردید. امام جمعه اگر دخیل نیست باید زیرک بوده و مانع از تخریب وجهه خود شود.

دنیا و تمتعات و منافع آن لذیذ است اما کاش همه جوانب و عوارض و تبعات این شیرینی های زودگذر و آسیب زا را در نظر بگیریم. حیف این انقلاب مظلوم و خون شهداست که بر سر تقسیم غنائم، در نگاه مردم تخریب شود. به نفع جریان انقلاب است که داماد امام جمعه از این منصب که شاید به ظاهر مقدمه تطهیر و ترمیم چهره او و بازگشت به عرصه قدرت و ثروت باشد، دل بکند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

قهرمان زن!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۶ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۲۲ ب.ظ

بوی کباب به مشام زن-سلبریتی های خود قهرمان پندار رسیده است. همانطور که ربع پهلوی گمان میکرد حمله اسرائیل منجر به سقوط نظام و روی کار آمدن او خواهد شد زن-دوربینی های شهرت طلب به توهّم شباهت ایران با سودان و ونزوئلا و... به میدان تماشا روی آورده اند و می خواهند دیده شوند بلکه با سقوط نظام، اسمشان بعنوان قهرمان براندازی تاریخ ایران ثبت شود. نرگس محمدی به مشهد رفت، فائزه با نماد جنگی با اینترنشنال بست، ترانه و پگاه دست به دامن بی بی سی شدند....

یک نکته را از سر لطف میخواهم به ضدانقلاب عرض کنم؛ خدمتی که شما از سال 1401 به نظام کردید کسی نکرد.

فکر می کنید برای نظامی که فتنه بزرگ هشتاد و هشتاد را جمع کرد، جمع کردن شما کاری داشت؟

معترضان هشتاد و هشت، رهبر و حامی داشتند، بخشی از نظام پشتشان بود. طول ازدحامشان از آزادی بود تا امام حسین. نظام سه روزه جمعشان کرد رفت اما با فتنه حقیر و ضایع 401 لاس زد! چرا؟

نگاهی به مقالات تحلیلی قشر با سواد و عمقی ضدانقلاب بیندازید. نگاهی به مقالات تحلیلگران غرب و عرب بیندازید. شورشی که اوج آرمانش کشف حجاب بود و رقص و آغوش رایگان و بوسیدن در کوچه و سلف مختلط، یک پیام را به تاریخ منتقل می کند: مردم ایران مشکل اقتصاد ندارند. یک عده شکم سیر افتاده اند دنبال مطالبات زیر شکمی.

هیچ انقلابی در دنیا توسط عناصر بی سواد و لمپن به جایی نرسیده است. به نفع نظام است لیدرهای مخالفش در حد علی کریمی و مصی علینژاد و شاهین نجفی و محمد حسینی و... باشند.

حالا گرانی در این مملکت یکه تازی میکند. کمر مردم دارد له میشود؛ اما هزاران نفر جمع میشوند در پایتخت و جشن کریسمس را برگزار می کنند، چون انرژی شان در مسیر دیگری تخلیه شده و نای مطالبه گری معیشت ندارند.

البته جنگ دوازده روزه هم خدمت دیگر استکبار به نظام اسلامی بود. خون شهید اثر دارد و سالهای سال کشور را بیمه می کند. این را مصی علینژاد هم به رژیم غاصب و ترامپ گفت: شما کار ما را خراب کردید.

جمهوری اسلامی در این سالها خدمات بی شماری به مردم داشته که قابل کتمان نیست.

جمهوری اسلامی به خاطر بعضی اعمال نفوذها و خیانتها و سوءاستفاده ها همچنان اسیر مافیاهای اقتصادی است که پدر مردم را در آورده اند.

مطالبه صحیح، مطالبه اصول انسانی و اسلامی است. برقراری عدالت و قانون و رفع تبعیض باید سرلوحه مطالبات اجتماعی مردم قرار داشته باشد. هر شعاری غیر از این بی راهه بردن حقوق مردم و ایجاد فضا برای امنیت و تقویت باندهای فساد اقتصادی و فرهنگی و سیاسی است.

ایران، قهرمان است. زدن این قهرمان فعلا کار آمریکا و غرب و اسرائیل و عناصر وابسته شان نیست. ایران روزی به زانو درخواهد آمد که فرهنگ و باورهای اصیل خود را از دست بدهد. خیانت بعضی مسئولان و خودباختگی لایه هایی از مردم، مسیر اندلس سازی ایران عزیز و فروپاشی احتمالی آن در برابر تهاجم دشمن را هموار می سازد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برای اَنَس!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۵ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۵۱ ب.ظ

خدایا - تاریخ إسلام داستان انس بن نضر رض صحابی که خداوند متعال در مورد او  این آیه را نازل کرد را بخوانید: «از میان مؤمنان، مردانی هستند که به آنچه با

 

راستش دلم خواست برای انس چیزی بنویسم. انس بن نضر یک چهره تأثیرگذار اما گمنام در تاریخ است.

به جنگ بدر نرسید، ته دلش ماند. به خودش و خدای خودش قول داد در جنگ بعدی یاور رسول خدا و دین خدا باشد. به اُحد رسید. وقتی عده ای تنگه احد را به طمع غنیمت، خالی گذاردند، سپاه ابوسفیان بر لشکر محمد (ص) چیره شد. پیامبر ضربه ای خورد و به درون گودالی افتاد. دندان های مبارک و صورت نورانی اش زخم برداشت. شایعه شد رسول الله شهید شده است. خیلی ها مثل عمر و طلحه و ... کپ کردند. شخصیتهای بزرگ و مطرح اسلام متحیر و بلاتکلیف ماندند. حتی عده ای گفتند برویم پیش ابوسفیان امان بگیریم. عده ای گفتند برویم سراغ ریش سفید منافق مدینه، عبدالله ابن اُبَی بخواهیم وساطت بکند. عده ای داد زدند مسلمین! چه نشسته اید؟! جانتان را بر دارید و از معرکه فرار کنید.

این جا یک نفر، جای خالی را پر کرد. مردی گمنام اما شجاع و عاشق پیشه. این فرد همان انس ابن نضر است، قهرمان بی ادعای تاریخ اسلام. فریاد برآورد: اگر محمد کشته شد، خدای محمد که زنده است، اگر محمد رفت راه او که باقی است، جبهه رسول الله را خالی نگذارید، راه حق را ادامه بدهید... بعد دست به آسمان برد و فریاد زد: خدایا من از آنچه این مردم به غلط گفته اند پیش تو عذرخواهم... بعد شمشیر کشید و به میانه دشمن هجوم برد. رفتار شجاعانه او که از عمق ایمان و صلابتش و تشخیص درست در بزنگاه تاریخ حکایت داشت عده ای دیگر از مسلمین را نیز تهییج نمود تا صف دشمن را بشکافند و مانع از تسلط بیشتر کفار شوند. علی علیه السلام دست پیامبر را گرفت و کمک کرد از گودال بیرون بیاید. کنارش ایستاد. مردم دیدند پیامبر زنده است و دارد به جنگ ادامه می دهد، روحیه شان را دوباره بازیافتند.

انس اما در این معرکه جان شیرینش را تقدیم پیشگاه حق نمود. دشمن از آنچه انس با سخن و اقدام به موقعش انجام داده بود خشمگین بود. آنقدر به او زخم زدند، بدنش مثله شد، ارباً اربا شد. چهره اش قابل تشخیص نبود. گفته اند خانواده اش او را از روی انگشتان دستش شناسایی نمودند.

می گویند دو آیه در وصف انس بن نضر نازل شده است.

یکی اش همان آیه معروف "مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً" است.

"در میان مؤمنان مردانى هستند که بر سر عهدى که با خدا بستند صادقانه ایستاده اند؛ بعضى پیمان خود را به آخر بردند(و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضى دیگر در انتظارند؛ و هیچ گونه تغییرى در پیمان خود ندادند."

انس در آرزوی جهاد بود و حسرت حضور در جنگ بدر و یاری پیامبر را می خورد. ادعایش صادقانه بود. صبر کرد تا در جنگ احد، به آنچه انتظارش را می کشید برسد. شهدا آنچه در عشق به خدا و راه خدا می گویند از روی راستی و درستی است و این را در عمل ثابت می کنند.

آیه دیگری هم به انس بن نضر اشاره دارد:

"وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِکُمْ ۚ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ"

"و محمّد جز فرستاده ای از سوی خدا که پیش از او هم فرستادگانی [آمده و] گذشته اند، نیست. پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، [ایمان و عمل صالح را ترک می کنید و] به روش گذشتگان و نیاکان خود برمی گردید؟! و هر کس به روش گذشتگان خود برگردد، هیچ زیانی به خدا نمی رساند؛ و یقیناً خدا سپاس گزاران را پاداش می دهد."

این آیه درباره واقعه احد است و آنهایی که به ظن شهادت رسول، می خواستند به دامان کفار بازگردند. مفسرین می گویند منظور از شاکرین، انس بن نضر است و مانند او. او خلاف جریان آب شنا کرد. خلاف اکثریت راه گم کرده و مبهوت، مسیر درست را تشخیص داد، به دیگران آگاهی بخشید و خودش پیشگام راه حق شد و جانش را تقدیم خدا نمود.

شنیده اید شکر نعمت، نعمتت افزون کند؟! شکر، خودش یک نعمت است. انسان شکرگزار در واقع به خودش خوبی کرده است زیرا طبق قوانین عالم خلقت، باعث ازدیاد نعمتهای الهی در حق خودش و اطرافیانش گردیده است. زیرکانه ترین دعا، شکر است از این رو که هم به تکلیف حمد خدا و ادب در برابر معبود عمل شده هم زمینه نزول نعمتهای بیشتر فراهم آمده است.

آن که همیشه شکر می کند ایمان قوی دارد و با خدا مأنوس شده است. همان طور که صدق، از اوصاف شهداست، شکر نیز وصف مقام شهید است. یک نفر به شما هدیه ای بدهد به زبان تشکر کنید خوب است اما بهتر آنکه با هدیه ای محبتش را جبران نمایید. شاکر صدیق در چنبره لفظ و شعار باقی نمی ماند. قدم بر می دارد و ثابت می کند در عمل به سپاس از الطاف الهی و جلب رضای او تعهد دارد. او اهل صراط المستقیم است و به شکرانه هدایت، در مسیر حق استقامت می ورزد.

خدا راه نجات و سعادت را به شاکر صدیق نشان می دهد. وَٱلَّذِینَ جَٰهَدُواْ فِینَا لَنَهۡدِیَنَّهُمۡ سُبُلَنَاۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِینَ.

صراط الذین انعمت علیهم، صراط کسانی است که نعمت هدایت و اطاعت از حق را دریافته اند. وَمَن یُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوْلَـٰٓئِکَ مَعَ ٱلَّذِینَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَیۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِیِّـۧنَ وَٱلصِّدِّیقِینَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِینَۚ وَحَسُنَ أُوْلَـٰٓئِکَ رَفِیقࣰا

درود بر انس بن نضر؛ درود بر انس بن نضرهایی که پایشان در بزنگاههای سرنوشت ساز تاریخ نلغزید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

امنیت شما در خطر نیست؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۴ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۰۶ ب.ظ

مدلل‌ها!

 

حدود دو هفته است انواع شخصیتهای رسانه ای و اقتصادی و سیاسی در حال افشاگری هستند پیرامون فرد و مجموعه ای به نام مدلل که

اولا: انحصار واردات نهاده های دامی را در اختیار دارد که این خودش یک فساد و رانت آشکار است

ثانیا: کشتی های حامل نهاده های دامی را به هر دلیلی روی آب نگه داشته و تخلیه نمی کند و پدر دامدار و طبعا مردم از عوارض این کار در آمده است.

این مملکت شورای امنیت ملی ندارد؟ وزارت اطلاعات ندارد؟ قوه قضاییه ندارد؟ چطور گاه در مسائل پیش پا افتاده و کم اهمیت احساس تکلیف نموده و دخالت می کنند اما در مقابل گرانی و ظلم به معیشت مردم دست روی دست می گذارند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پایان این جنگ را ما تعیین میکنیم

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۴ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۱۷ ق.ظ

شهرستان بابل در عملیات کربلای چهار، ۷۲ شهید تقدیم نظام کرد

 

بابل امشب هفتاد و دو تن از عزیزانش را به یاد شهدای کربلا در کربلای چهار از دست می دهد. بیست و پنج شش نفرشان از امیرکلا هستند. یازده نفرشان از محله دیوکلا.

اکبر شجاعیان دیگر رویش نمی شود به شهر برگردد. سید علی اکبر، دانشجوی پرشکی است و جانشین گردان. مجروح می شود. او را به سختی عقب بر می گردانند. گریه می کند که دیدید باز هم تجدید شدم؟ لباس خیسش را عوض می کند تا دوباره خود را به خط برساند....

نمی دانم نسلهای بعد بابل و امیرکلا، ساری و سورک، فریدونکناریهای سلحشور و... در آینده چه برداشتی از کربلای چهار و شهدای غریب و مظلومش دارند. آیا یاد این کربلاییان گمنام تاریخ را زنده نگاه خواهند داشت؟

کربلای چهار یک امتحان بود. قرار نیست همیشه پیروز باشیم. با تحلیل های نظامی کاری ندارم. فرمانده ها هم قابل نقدند. اما تقدیر خدا این بود بعد از والفجر هشت و صاحب الزمان و کربلای یک، بعد از آزادسازی فاو و مهران، غرور برمان ندارد. شکست هم جزیی از جنگ است و یک تجربه و یک امتحان. خوشی دشمن زیاد به طول نکشید. همان بچه ها دو هفته بعدش ریختند روی سر صدام و کربلای پنج را آفریدند. کربلای پنج بزرگترین عملیات انهدامی دفاع مقدس بود؛ یک عملیات رو کم کنی. کربلای پنج بود که به دشمن فهماند دیگر بدون دخالت مستقیم آمریکا و غرب و عرب نمی تواند روی پای خودش دوام بیاورد. البته قبلش هم متکی به خود نبود. اما حالا دیگر حساب کار دستش آمد و رفت سراغ پیش نویس قطعنامه ها و وساطت سازمان ملل.

هیچ مزار شهدایی در کشور نیست که در آن شهیدی از کربلای پنج نباشد. بچه هایی که یک روز کمبود لباس و فانسقه و قمقمه داشتند، کربلای پنج را عبرتی برای صدامیان ساختند. نامه معروفی دارد عدنان خیرالله به صدام که آتشی سنگین تر از آنچه در کربلای پنج بر سر ایرانی ها ریختیم ندیدم. اما آنها مثل مار دو سر، دوباره سر بر می آوردند و مقابلمان می ایستادند.

اندیشه به یادگار مانده از گنجینه دفاع مقدس، امروز اسرائیل و آمریکا را به واهمه واداشته است. همان ها حالا هر جای جهان سیلی می خورند، سوریه باشد یا سودان و یمن و لیبی و ونزوئلا و اوکراین و کلمبیا و... رد پای درس آموخته های مکتب کربلای چهار و پنج را می بینند و آتش می گیرند. جنگ تحمیلی، آتش فتنه ای بود که استکبار برافروخت، زبانه هایش حالا همو را می آزارد. دفاع مقدس تمام نشده و تا برچیده شدن کاخهای استبداد و ستم ادامه خواهد داشت؛ به حول الله و قوته.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سر به داران

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۴ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۴۲ ق.ظ

شهید هــادی محـــمد زاده

 

یک وصیت‌نامه برای ۵۴ نفر؛ ماجرای شهدا و رزمندگان غواص روستای سورک مازندران  + فیلم

 

هادی محمدزاده دارد تجهیزاتش را از نو بررسی می کند. چیزی کم و کسر نیست. برای آن که خیالش راحت شود مثل همه دارد وسایلش را چک می کند. شام نخورد. بقیه هم نخوردند. پلو و مرغ آورده بودند. کسی دل و دماغ ندارد. ملازاده سر به سجده گذاشته، محاسنش خیس اشک است. به او می گفتند تو پیر مایی، بزرگ مایی، تو باید بشیر محله باشی. بابازاده و مجیدی و دلدار و شریفی، دارند با هم وداع می کنند. مجیدی زودتر راه افتاد. خودش داوطلب شد پیشقراول باشد. می گفت فلانی زن و فرزند دارد، من که ندارم. برادرش در مهران بود و خودش اینجا.

هادی محمدزاده، هنوز محاسن به صورت ندارد. قیافه اش کودکانه و تو دل بروست. طوسی و بصیر خوششان می آمد با او هم صحبت می شدند. به خصوص وقتی دیدند در شنا از همه جلوتر است. به خصوص وقتی فهمیدند برادر محمود، فرمانده گروهان فاطمه الزهرا است.

گروهان فاطمه الزهرا باید راه بیفتد. وقت حرکت شده. مجیدی با چند نفر دیگر زودتر راه افتاد. بابازاده جزو بچه هایی است که باید با قایق بیاید جلو. هادی می آید پدر را در آغوش می کشد، بعد برادر را. مثل همه روبوسی می کند. فرمانده دارد کارها را می رسد. آرام و قرار ندارد. به خصوص بعد از خوابی که دید. شاخه های درختی را پایین کشیده بود، هادی و ملازاده و بابازاده و مجیدی و دلدار و شریفی داشتند از میوه هایش می خوردند. به خودش چیزی نرسید. معنی خواب را می دانست. معنی نگاههای آخر را...

هادی دوباره بر می گردد. انگار چیزی را جا گذاشته. خودش را باز هم در آغوش محمود می اندازد. می گوید خوب خوب که خداحافظی نکردیم. بچه ها دارند می روند. هادی عقب عقب می رود. می خواهد تا آخرین لحظات هم نگاهش با برادر و پدر گره بخورد.

محمود می بیند همه هستند جز ملازاده. می دود دنبالش. گوشه ای هنوز سر به سجده دارد. به شوخی می گوید پیرمرد بجنب، به پیرمردها حوری نمی دهند. ملازاده به زور لبخندی می زند. می گوید نمی دانی من چه حالی دارم، قابل گفتن نیست. حوری ها برای خودت. خدا از من راضی باشد کافی است. محمود می فهمد این حال و هوا عادی نیست. دوباره تکرار می کند جمله معروف را: تو قرار است بشیر محل باشی... نه از این خبرها نیست. دیگر بازگشتی ندارم. از همسرم حلالیت بگیر. خیلی زحمتش دادم. ملازاده باور دارد به آنچه می گوید.

دم اسکله در آن تاریکی شب، بابازاده سراغ محمود می آید. دوباره او را در آغوش می گیرد و تنگ، می بوسد. دلم هوای برادرم را دارد. خودش وصیت کرد اسلحه اش را زمین نگذارم. به پدر و مادرم سلام برسان و ازشان رضایت بگیر. محمود فقط این جمله به ذهنش می رسد: سلام مرا به برادرت برسان.

ایستاده اند تا اذن حرکت برسد. دشمن بو برده و این طرف جزیره را از آتش پر کرده. دلدار به افق خیره شده. شاید دلش هوای فرزند کوچکش را دارد. دلش نمی خواست این اواخر کسی یادی از او را به خاطرش بیاورد. بغضش می گرفت. در محل که بود هر جا می رفت فرزند خردسالش را هم با خود می برد. عطری هم می زد که تا دقایقی بعد از گذرش نیز در هوا آکنده بود.

شریفی به محمود گفت: روحم انگار در اختیار خودم نیست. من جلوتر از این لحظات را می بینم. چیزهایی را می بینم که قابل گفتن نیست. شریفی از خانواده ای پولدار بود. درس خوانده و معلم بود. مترجمی بلد بود. در اداره اش هم سمت داشت. همه چیز را گذاشت، آمد اینجا تا روحش آزاد شود. دستور حرکت آمد. حیدری از بچه های اطلاعات، آخر طناب را در دست گرفت.

همه رفته بودند داخل آب. همان ابتدا ترکشی آمد و نشست روی تن حیدری. محمود خواست او را بیرون بکشد. گفت: نه، بچه ها متوجه شوند روحیه شان خراب می شود. بچه ها که رفتند محمود برگشت. حیدری دیگر نبود. جسمش بود اما روحش پر گشود و رفت. مجیدی پیش قراول بود. همان جا لب جزیره، او را زدند. پیکرش ماند تا سالها بعد. برادرش نیز همان لحظات در جبهه غرب، پر گشود و رفت. شریفی هم شهید شد. ملازاده هم رفت. دلدار که به زمین افتاد دوباره بوی عطر خوشش همه جا را لبریز کرد. این بوی خوش بر روحش نشسته بود. هادی داخل جزیره تیر خورد. خواستند پیشش بمانند. گفت: نه! بروید جلو، عملیات معطل نماند. بچه ها آن جلو تنهان...

کربلای چهار، کربلای چهار بود. ام الرصاص، مادر تیر و گلوله و آتش. بچه های سورک، وصیتنامه دستجمعی امضا کرده بودند، برای آنکه حرفشان و راهشان در شلوغی های تاریخ گم نشود:

بسم الله الرحمن الرحیم

 خداوند از مؤمنان جان‌ها و اموالشان را خریداری می‌کند که در مقابل به آنان بهشت عنایت کند آن‌ها که در راه خدا پیکار می‌کنند می‌کشند و کشته می‌شوند وعده‌ای است مسلم بر عهده خداوند که هم در تورات آمده و هم در انجیل و هم در قرآن چه کسی از خدایتان به عهدش وفادارتر است؟ بنابراین نسبت به این معامله‌ای که کرده اید به مؤمنین بشارت دهید و این همان نور عظیم است(سوره توبه-قرآن کریم)

شکر به درگاه ایزد یکتا که به ما نعمت هستی بخشید و با نزول قرآن کریم ما را هدایت و توفیق شرکت در جهاد راه خودش یعنی در این دفاع مقدس را عنایت نمود و سلام و درود بی پایان بر حضرت محمد بن عبدالله(ص) و ائمه اطهار به‌خصوص حضرت حسین بن علی(ع) که راه و رسم زندگی را به ما آموخت سلام بر امام امت این پرچم دار توحید و ابراهیم زمان و سلام ‌و درود بر شهدا، معلولین ، مجروحین، مفقود الاثرها و اسرای انقلاب و جنگ تحمیلی و خانواده‌های معظم آن‌ها این چشم و چراغ‌های انقلاب و سلام بر امت قهرمان این مرز و بوم بالاخص امت شهید پرور روستای سورک که پیوسته با بدرقه عزیزان خویش گرمی خاصی در زمستان به آن‌ها بخشیده‌اند و بدین ترتیب شعار منافق سوز و کفر برانداز شعار جنگ جنگ تا پیروزی را فروزان‌تر ساختند و با ارسال کمک‌های مالی خویش به جبهه توطئه اقتصادی محتکرین را خنثی نموده و به حق نشان دادند که فرزند محرم و رمضان‌اند .

این جانبان خدمت گزاران کوچک اسلام و شاگردان مکتب ولایت که با راهیان کربلا متشکل در هیات عاشورا عازم جبهه حق علیه باطل شدیم زیرا شرکت دراین دفاع مقدس و جهاد فی سبیل الله همانند نماز بلکه در شرایط فعلی دنیا به فرموده امام امت که همان حکم اسلام است و بر خود واجب دانسته و بی توجهی به آن را باعث ذلت و خواری در دنیا و عذاب دردناک در آخرت برای خود شمرده و از خداوند بزرگ می‌خواهیم که این اعمال ناچیز ما را به رحمت خویش قبول فرماید و از خطاها و لغزش‌های بزرگ و کوچک ما همانطوری که در قرآن وعده داده است درگذرد و آنچه موجب رضایت و خشنودی اوست برای ما فراهم نماید و ما هم با خدای خویش و با امام امت تجدید عهد کردیم که تا کوتاه‌کردن دست متجاوز و انهدام حزب بعث کافر عفلقی صدام به پیش خانواده‌ها برنگردیم مگر در صورت شهید یا زخمی‌شدن زیرا دشمن همانند حیوان درنده زخم خورده‌ای است که پس از مأیوس‌شدن از شکار طعمه و درحال فرار در سر راه خود به هرچیزی چنگ می‌اندازد و از آنجا که مرد میدان رزم و مبارزه نیست ناجوانمردانه بمب‌های خویش را بر سر مردم بی گناه و اطفال معصوم و مادران داغ دیده شهر و روستا ریخته و یا آن‌ها را از راهی دور مورد اصابت موشک‌ها و توپ‌های خود قرار می‌دهد و این چه دلی است که ضجه کودکان و سالخوردگان ببیند و شکم آبستن دریده شده مادرانی را در زیر آوار مشاهده کند اما به درد نیاید مگر اینکه این دل از سنگ باشد. این چه دلی است که آثار بی عفتی و شهوت پرستی خوکان کثیف بعثی را بر شکم‌های خواهران خرمشهری و بستانی و اجساد زنده به گور شده‌شان را ببیند اما به درد نیاید و قیام و حرکت نکند مگر اینکه این دل از سنگ باشد کجاست غیرت و جوانمردی و فتوت و نوع دوستی که یک خانواده ده نفری دزفولی تکه تکه شود و انسان فقط به زن و فرزند و دارایی خود بچسبد آن وقت هم دم از مسلم‌بودن و مومن‌بودن بزند. پدران، مادران، برادران و خواهران دفعه قبل که به مرخصی آمده بودیم نه برای استراحت یا رفع خستگی بود که برای اتمام حجت بود تا یکبار دیگر گفته شود که کاروان حسینی در حرکت است و هرکس که عشق حسین در سینه و شور حسینی در سر دارد بسم الله پای رادیو و تلویزیون نشستن و شور داشتن و چند نگاه بی توجهانه به روزنامه و مجله انداختن معرفت حسینی ساز نمی‌آورد معرفت به حسین بن علی(ع) و راه و هدف او در رکاب حسین(ع) پیدا میشود حال که چند ساعتی بیش به آغاز عملیات نمانده و فرزندان شما می‌روند تا خط‌شکن جبهه اسلام باشند در آخرین ساعات حیات فانی خویش و حیات ابدی در جوار قرب الهی انشالله تذکراتی را به‌عنوان وصیت به خدمتتان اعلام میداریم:

۱- همگی را به جهاد مقدس در راه خدا دعوت مینماییم همانطوری که مولایمان علی(ع) در آخرین ساعات عمرش طبق وصیتی فرمودند: خدا را خدا را در مورد جهاد با اموال و جان‌ها و زبان‌هایتان (مبادا در این راه سستی به خرج دهید) و بر شما باد که پیوندها را محکم کنید از بذل و بخشش به یکدیگر (خصوصا در راه جهاد) هیچ فرو گذار نکنید وحال که امام عزیز پرچم دار این نهضت می‌باشد چه نعمتی بالاتر از این در رکاب این نائب امام زمان برای اسلام شمشیر زدن و امروز ما هر نعمتی کسب کردیم به برکت رهبری قاطع و خردمندانه این بزرگ مرجع عالم اسلام بوده است.

۲- از آنجایی که انقلاب ما یک انقلاب مکتبی نشأت گرفته از اسلام بوده اگر بخواهیم این انقلاب را حفظ نماییم باید با توکل به خدا و توسل به قرآن کریم و درس گرفتن از زندگی انبیا و ائمه اطهار و آگاهی‌های دینی و سیاسی خویش را بالا برده با استفاده از مسجد همانند صدر اسلام آن را پایگاهی برای زدودن شیطان‌های درونی و بیرونی قرار دهیم.

۳- روحانیت مبارز و پیرو خط امام را پرچم این نهضت دانسته و آن‌ها را سربازان واقعی امام زمان قلمداد مینماییم لذا شیاطین گمان نکنند که حرکت روحانی نمایانی مثل مهدی هاشمی می‌تواند اعتماد ما را نسبت به این قشر محترم و معظم سلب کند و هر کس باید بداند در هر مقامی باشد اگر قصد خیانت نسبت به نظام جمهوری اسلامی و امام عزیز را داشته باشد خون شهدا گریبانش را خواهد گرفت و او را رسوا خواهد کرد و حال که شرق و غرب با استفاده از منافقین و عوامل داخلی خویش سعی در تزلزل ارکان این نظام را دارند و ما باید بیشتر خود را به ولایت فقیه نزدیک کرده و دولت نیز که تا وقتی در خط ولایت است هر جهت آنرا پشتیبانی کرده و از کمبود‌های موقتی و مشکلات که هر انقلابی به همراه دارد نهراسند.

۴- به جوانان عزیز به‌خصوص دانش آموزان را سفارش مینماییم که ضمن مواظبت از سلامتی جسمانی و توجه به درس خویش از نظر اخلاقی و معنوی خود را بسازند ایمان خود را قوی کنند و نه تنها از نظر باطن بلکه به ظاهر خویش توجه کنند و خود را ملبس به لباس جلف و غربی و فتنه ننمایند و بدانند که استعمار امروز از این راه وارد می‌شود.

۵- به خواهران سفارش میکنیم که سخت مواظب حجاب خود باشند هم حجاب ظاهر و هم باطن و بدانند که اگر قشر خواهران حرکتشان در جامعه خدا پسندانه باشد افراد بوالهوس جرأت عرض اندام و مفسده جویی ندارند و باید در زندگی‌شان حضرت فاطمه زهرا و حضرت زینب (س) را الگو قرار دهند که هم عفت و آبروی دنیوی و هم سعادت اخروی تأمین خواهد شد.

۶- از روحانیت معظم سورک تقاضامندیم نسبت به جوانان عاشق اسلام و دلسوخته به انقلاب و امام عزیز گرمی بیشتری نشان دهند و از اهالی روستای سورک تقاضا داریم قدر روحانیت محل را بدانند و توجه داشته باشند که روحانیت دلسوزترین قشر نسبت به آن‌ها است.

۷- به‌عنوان آخرین وصیت از امام عزیز تقاضا داریم که در پیشگاه خداوند برای ما شفاعت کنند ما که اعتباری نداریم و از خانواده‌هایمان پدران، مادران، همسران و فرزندمان می‌خواهیم که همانند اولاد امام حسین(ع) صبر و استقامت پیشه کنند و در راه دین و تحمل مشکلات استقامت نشان دهند و قلوبشان را متوجه خدا کنند و بدانند که اگر بخواهند در دنیا و آخرت سرفراز باشند راه‌شان راه قرآن است و از طریق عشق و محبت امام را در دل خویش بگذارند و توطئه و شایعات و نقشه‌های منافقان را خنثی کنند. والسلام

    خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با مدیریت صحیح قدردان لطف خدا باشید

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ آذر ۱۴۰۴، ۰۶:۴۳ ب.ظ

هدیه آسمان آذر به ایران به اندازه مصرف آب ۶۰۰ میلیون نفر - ایمنا

 

ببینید این را خبرگزاری فارس گفته:

"با توجه به بارش ثبت شده مجموع بارندگی ایران در سامانه‌های جدید حدود ۶۶ میلیارد متر مکعب است. این رقم معادل مصرف شرب یک سال کشوری با ۷ برابر جمعیت ایران یعنی ۶۰۰ میلیون نفر است."

این تازه آمار بارندگی روزهای اخیر بوده. به لطف و یاری خدا باز هم بارش های خوبی در راه است.

اینکه بگوییم خشکسالی شده و خدا قهرش گرفته و... حرفی نارواست. البته صرفه جویی یک اخلاق و فرهنگ عقلانی و دینی است که همواره باید سرلوحه قرار داشته باشد اما اگر دوباره دولت شروع کرد به ترساندن مردم از بی آبی، باید همین آمارها را یادآور شد و خاطر نشان کرد که مشکل اصلی آب بر می گردد به مدیریت غلط و ضعیف وزارت نیرو که قدر این بارشها را ندانسته و هنوز نتوانسته است تدبیری برای ذخیره آب و بهره مندی صحیح و به جا از نزولات آسمانی داشته باشد. 

به هر حال شکر خدا را فراموش نکنیم، دم خالق یکتا گرم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ما ثروتمندها!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ آذر ۱۴۰۴، ۰۷:۵۳ ق.ظ

کاریکاتور: خط فقر - تابناک | TABNAK

 

می گویند ترس از یک حادثه بدتر از خود حادثه است. مثلا طرف گمان می کرد کرونا گرفته و کارش تمام است. واقعاً کارش تمام می شد. بعد چه بسا جواب آزمایشش می آمد و معلوم می شد اصلا کرونا نداشته، ولی خب دیگر کار از کار گذشته بود. البته عکس این موضوع هم صادق است. یکی که خودش را در مقابل مشکلات نمی بازد، امید موفقیتش بیشتر خواهد بود.

 چرا؟ به خاطر غلبه احساس بر واقعیت لااقل در ذهن فرد که برایش باور پذیر خواهد بود.

درباره فقر هم همین را گفته اند. احساس فقر بدتر از خود فقر است. چه بسیار آدمهایی که آه در بساط ندارند اما خودشان را غنی و بی نیاز می بینند و راحت زندگی می کنند، چه بسیار کسانی که وضعشان خوب است اما به خودشان تلقین کرده و پذیرفته اند که فقیرند و شبانه روز از این موضوع رنج می برند.

دولت طبق این اصل روانشناسی خواست یک خدمتی به مردم بکند. دید فقر را که نمی تواند ریشه کن کند که هیچ با این موج مستمر گرانی، جیب مردم هر روز دارد خالی تر می شود. چه کار کرد؟ ابتکار عمل را دست گرفت و دهک معیشتی هر خانوار را یک مقدار کشید بالاتر. طرف دهک سه بود یکهو شد دهک شش، یکی دهک پنج بود شد دهک هفت و...

وقتی مردم روی صفحه مانیتور می بینند که دهک شان ارتقا یافته و از نظر اقتصادی یکی دو طبقه بالا رفته اند حس ثروتمند شدن را تجربه نموده و این لحظات آخری که هنوز به زیر خط بقا سقوط نکرده اند را می توانند با این احساس خوش، سر کنند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از این صندلی دل بکنید!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۳۹ ق.ظ

photo_2025-12-17_08-03-21_u7n.jpg

 

بر اساس سندی که افشا شد رییس دانشگاه علوم پزشکی بابل بنا به حکم قطعی شعبه چهارم دیوان عدالت اداری از تاریخ 28 مهرماه 1404 از سمت خود عزل شده است. در این تاریخ، دیوان اخطاریه ای خطاب به وزیر بهداشت ارسال نموده و فرصتی ده روزه را برای اجرای این حکم تعیین نموده است.

پس از انتشار این خبر، دانشگاه علوم پزشکی جوابیه داد و به روال معمول مسئولان، تقصیرها را انداخت گردن دولت قبل و به جای آنکه درباره حکم اخیر حرفی بزند مدعی شد حکمی که در سال 1402 صادر شده بود ملغی گردید!

رییس پیشین دانشگاه در پاسخ به این اطلاعیه، بیانیه ای صادر کرد و یادآور شد که حکم انفصال دائم از خدمت که به تازگی افشا شده مربوط به سال 1404 است، نه 1402.

الان بر اساس مدارک موجود ثابت شده که رییس دانشگاه از 28 مهرماه امسال حق تصدی این جایگاه را نداشته و دو حکمی که در این مدت برای زیر مجموعه خود صادر نموده نیز ملغی به شمار می آید. هر نوع دخل و تصرف او در اموال بیت المال در این مدت بر خلاف شرع و قانون بوده است. حتی اگر با تکاپوی یکی از نمایندگان و لابی قدرت، حکم قطعی دیوان نقض شود دکتر قربانی در این مدت تصرف عدوانی بر این جایگاه داشته و باید مورد پیگرد قرار بگیرد.

با توجه به قطع شدن حقوق رسمی وی، هر گونه پرداخت علی الحساب که در ماه گذشته بوده یا در این ماه برای وی صورت بگیرد غصب در اموال محسوب شده و معاونت مالی باید در این خصوص پاسخگو باشد.

جالب آنکه شکر خدا وی و اطرافیانی که باعث روی کار آمدنش شدند از نظر تمکن مالی و فعالیتهای تجاری حوزه صنعت پزشکی و ... نباید محتاج درآمد حاصل از مدیریت دانشگاه باشند. این همه اصرار برای چسبیدن دو دستی به این کرسی ولو به قیمت رسوایی، عجیب و از مصادیق فتنه های فریبنده دنیاست.

در سطح رسانه های مجازی اینطور شایع شده که وی در ایام اخیر همراه با یکی از دوستان پرحاشیه خود که از او بعنوان ریاست پنهان دانشگاه یاد میشود در سفر معنوی ترکیه به سر برده است!

متأسفانه بی اعتنایی به قانون در بین منصوبان این دولت دارد به امری رایج بدل میشود. از این جماعت انتظاری بیشتر نیست؛ اما نهادهای نظارتی و مدعی العموم باید مستحضر باشند که عدم جدیت در اجرای قانون و در حاشیه امن قرار گرفتن صاحبان قدرت، نتیجه خوبی برای جامعه به دنبال نخواهد داشت. مردم وقتی می بینند متولیان قانون به اجرای آن پایبند نیستند از باب "الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم"، قانون ستیزی هنجارشکنان اجتماعی و اقتصادی را نیز موجّه خواهند دانست. واقعا یک نفر در این شهر یا استان نیست که بتواند یا بخواهد جلوی این بی نظمی را بگیرد؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دل آرام

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۱۶ ق.ظ

برنامه دل آرام

 

یکی از شخصیتهای سیاسی که نمیخواهم نامش را بیاورم درباره تصویری که از او در حال مصرف سیگار در سازمان ملل مربوط به سال 67 منتشر شده توضیح داد که رفته بودم برای مذاکره پیرامون شرایط اجرای قطعنامه 598 که خبر رسید منافقین با پشتیبانی حزب بعث عراق به کرمانشاه حمله کرده و بخش هایی از خاک کشور را اشغال نموده اند. فشار عصبی و روحی فراوانی به من وارد شد. یکی داشت کنارم سیگار می کشید. آن لحظه احساس کردم کشیدن یک نخ سیگار است که میتواند موجب آرامش من شود.

گفته اش را حمل بر صحت می کنیم؛ اما این را هم یادمان باشد همان سالها یکی مثل محمد بروجردی داشتیم وقتی دچار ناراحتی و عصبانیت می شد و خود را از نظر روحی تحت فشار می دید قرآن از جیبش در می آورد و آیاتی را تلاوت نموده و آرام میشد. عبدالحسین برونسی موقع بحران سر به سجده می گذاشت، سید مرتضی آوینی شب کربلای پنج دچار دلهره شد. ایستاد دو رکعتی نماز خواند، دلش آرام گرفت و کارش را ادامه داد.... از این دست مثالها در دهه شصت خیلی زیاد است و حتی در بین مومنان و شهدای مدافع حرم و....

راه و منش و طبعا سرنوشت آدمها با هم خیلی فرق می کند. خدا کند آن گونه باشیم که باید باشیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جایگاه رسمی، محل شبهه افکنی نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۷:۱۱ ب.ظ

بیانیه مهم انصار حزب الله استان مازندران پیرامون حواشی افاضات فرماندار ساری

بسم الله الرحمن الرحیم
 سخنرانی فرماندار شهرستان پرافتخار ساری که به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه کشاورزی این شهر ایراد گردید به جای آنکه پاسخگوی شبهات و پرسشهای موجود قشر جوان باشد آمیزه ای از شبهات پیش پا افتاده فضای مجازی بود که بیان سطحی آن در شآن یک مدیر تراز نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست.
آقای نوبخت اگر دارای ابهام و یا سوءظن نسبت به بعضی رویکردهای نظام اسلامی است بهتر است قبل از آنکه به نشر و اظهار عمومی آن بپردازد با افراد مطلع و آگاه همسخن گردیده تا از حقایق و پاسخهای موجود مطلع شود.
این ظلم به جمهوری اسلامی است کسی که باید پاسخگوی افکار عمومی بوده و لااقل نسبت به عملکرد حوزه مدیریتی خود و دولت متبوع و دستاوردهای احتمالی اش توضیح بدهد با فرار به جلو در موضع طلبکار قرار میگیرد.
در مظلومیت جمهوری اسلامی همین بس که عرصه مهمترین جایگاههای سیاسی و امنیتی آن گاه در اختیار کسانی قرار گرفته که تعلق خاطر و یا درک درستی نسبت به موازین انقلاب و رویکردهای تمدن ساز آن نداشته و خدا میداند در بزنگاههای فتنه و بحران چه بر سر این مملکت خواهند آورد.
وزیر محترم کشور که از معتقدین انقلاب است ظاهرا لازم است کلاس درس آشنایی با ساختار و مبانی انقلاب را برای زیر مجموعه خود برگزار نماید!
در حالی که به تاکید مقام معظم رهبری امروز جنگ روایتها در اولویت نخست قرار داشته و جهاد تبیین و نهضت روشنگری باید سرلوحه متولیان و دلسوزان نظام باشد یک مسئول در عالی ترین جایگاه اداری شهر با ارتزاق از بیت المال و تکیه بر مسند رسمی قدرت، آب به آسیاب دشمن ریخته و ذهن جوانهای ما را به نظام اسلامی مخدوش می سازد.
فرماندار ساری اگر حضور و نقش آفرینی خود را در این سیاهه ای که ترسیم نموده بی فایده می داند چرا از قدرت و مکنت شیرین دل نکنده و عرصه را در اختیار افراد خدوم و معتقد و توانمند قرار نمیدهد؟
وزارت کشور و نمایندگان مردم استان در مجلسین شورا و خبرگان نباید در خصوص این رخداد شوم سکوت نموده و زمینه تکرار آن را فراهم آورند.
استعفا یا عزل فرماندار بی انگیزه ساری مطالبه این روزهای نیروهای انقلابی استان لاله خیر مازندران است تا لااقل عبرتی برای مسئولان نهادهای نظارتی باشد که در گزینش مدیران دقت بیشتری به خرج داده و مانع از نفوذ جریانهای مشکوک و ضعیف در ارکان تصمیم ساز شوند.
والسلام علی عبادلله الصالحین

  • سیدحمید مشتاقی نیا

رییس دانشگاه پزشکی بابل عزل شد!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۱۲:۵۶ ب.ظ

photo_2025-12-16_12-51-59_rq9z.jpg

 

عکس بالا تصویری از حکم انفصال رییس دانشگاه علوم پزشکی بابل است که توسط دیوان عدالت اداری صادر شده و در بعضی گروههای مجازی مرتبط با کارکنان وزارت بهداشت دست به دست چرخیده است. اصل خبر در قالب شایعه در سطح شهرستان بابل نیز پخش شده است.
رییس علوم پزشکی بابل و دیگر مسئولان شهری و استانی همچنان مهر سکوت بر لب زده و پاسخی به افکار عمومی نمیدهند.
بر اساس این حکم از تاریخ ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴ تا کنون هر نوع حضور و یا دخل و تصرف در امکانات حوزه ریاست دانشگاه توسط دکتر حسین قربانی خلاف قانون و شرع شمرده میشود.
متولیان قانون باید وسواس بیشتری نسبت به صیانت از حریم قانون نشان داده و الگوی مردم قرار بگیرند.
جناب آقای فرماندار
جناب آقای فاطمی
شما سوگند خورده اید به قانون وفادار باشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پرونده بیضایی؛ ۱۰ ماه بی‌خبری از استاد ایرانی بازداشت‌شده در ترکیه

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۴۳ ق.ظ

کاریکاتوریست‌ها و هنرمندان ایرانی در حمایت از احمدرضا بیضایی گرد هم آمدند -  خبرگزاری آنا

 

این متن را از خبرگزاری مهر برداشتم. برای آزادی دکتر احمدرضا بیضایی (برادر شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی) دعا کنیم ان شاءالله زودتر به آغوش خانواده برگردد. مسئولان هم لطفا به وظیفه شان عمل کنند:

در مقابل بسته شدن نسبی پرونده اسفندیاری، پرونده احمدرضا بیضایی همچنان به یکی از دغدغه‌های جدی افکار عمومی و جامعه دانشگاهی تبدیل شده است.

بیضایی، نویسنده و مستندساز و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تبریز، روز ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ هنگام بازگشت به تهران در فرودگاه استانبول بازداشت شد؛ بدون اعلام اتهام، بدون توضیح رسمی، بدون تشکیل دادگاه و در شرایطی که خانواده‌اش همان ساعت به ایران بازگردانده شدند.

طبق گفته نزدیکان خانواده، طی ده ماه گذشته هیچ مرجع ترکیه‌ای پاسخ روشنی درباره روند قضائی یا علت بازداشت ارائه نکرده است. این در حالی است که بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی، کشورها موظف‌اند به فرد بازداشت‌شده امکان دسترسی کنسولی و اطلاع‌رسانی رسمی به کشور متبوع او را فراهم کنند؛ اما این روند در پرونده بیضایی رعایت نشده است.

سیدعباس عراقچی در سفر اخیر خود به تبریز، برای دومین بار در سه ماه گذشته با پدر این زندانی دیدار کرد و گفت: وزارت امور خارجه از همه ابزارهای خود برای آزادی ایشان استفاده خواهد کرد.

با این حال جامعه دانشگاهی، فعالان فرهنگی و بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی معتقدند که نیاز به پیگیری‌های فشرده‌تر و هدفمندتر در سطح دیپلماتیک وجود دارد تا این پرونده نیز مانند پرونده اسفندیاری به نتیجه برسد.

ضرورت تمرکز دوباره دستگاه دیپلماسی بر پرونده بیضایی

موفقیت وزارت خارجه در پرونده اسفندیاری نشان داد که پیگیری، رایزنی مستمر و فشار حقوقی و کنسولی می‌تواند گره‌های پیچیده را باز کند. حال مطالبه عمومی آن است که این الگو با همان جدیت و انسجام در مورد بیضایی نیز دنبال شود.

سه نکته مهم در این زمینه قابل توجه است:

ابهام کامل در پرونده بیضایی: عدم ارائه هرگونه اتهام یا روند قضائی از سوی ترکیه، این بازداشت را در زمره بازداشت‌های مبهم و غیرشفاف قرار داده است.

سابقه روابط دوستانه تهران–آنکارا: هم دولت ایران و هم ترکیه همواره بر روابط مبتنی بر احترام متقابل تأکید کرده‌اند؛ بنابراین انتظار می‌رود این موضوع در سطح سیاسی و دیپلماتیک نیز منعکس شود.

انتظار افکار عمومی: همزمان با آزادی اسفندیاری، نگاه‌ها اکنون به سرنوشت بیضایی دوخته شده و خانواده او همچنان چشم‌انتظار خبری رسمی از وضعیت عزیزشان هستند.

پرونده اسفندیاری گواهی است بر این‌که دیپلماسی فعال می‌تواند سرنوشت یک شهروند ایرانی را تغییر دهد. اکنون این انتظار و مطالبه وجود دارد که وزارت امور خارجه با همین رویکرد، پرونده احمدرضا بیضایی را نیز تا آزادی کامل پیگیری کند.

دستگاه دیپلماسی با در اختیار داشتن تجربه موفق اخیر و ابزارهای حقوقی و سیاسی، می‌تواند بار دیگر نقش حمایتی خود در قبال اتباع ایرانی را ثابت کند؛ نقشی که برای جامعه ایرانی در خارج بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کلیشه ادعا

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۳۴ ق.ظ

متن بازجویی خسرو زندی را میخواندم که در کتابی پیرامون جنایات منافقین منتشر شده است. او جزو کسانی است که سه پاسدار جوان را ربوده و در عملیات موسوم به مهندسی به وحشیانه ترین وضع ممکن شکنجه داده است. البته این اقدام فقط یکی از جنایات اوست. وی در ترور مردم بیگناه کوچه و خیابان به صرف دارا بودن ریش و یا داشتن تصویر امام نیز دست داشته است. جالب است که در همان ابتدای بازجویی در پاسخ به چرایی و انگیزه خود از انجام این جنایات مدعی میشود به دلیل ابتلا به ناراحتی اعصاب و مشکلات روحی و استفاده از داروهای مرتبط با این بیماری درک و تسلط درستی نسبت به رفتار خود نداشته است! 

در این دو سال اخیر هم بارها دیده و شنیده اید یکی می آید به یک روحانی یا بسیجی یا زن محجبه حمله می کند آسیب می زند بعد که دستگیر شد مدعی میشود که مشکل روحی داشته و متوجه رفتارش نبوده است!

یک تفاوتی این وسط وجود دارد. آن اوایل انقلاب مسئولان و مأموران به راحتی زیر بار این ادعا نمی رفتند و فرد خاطی یا جانی را به سزای عملش می رساندند الان متأسفانه خود مسئولین با ذوق زدگی جوابیه می دهند که طرف بیماری روحی داشته و مشکل خاصی نیست همه جا امن و امان است و اینگونه خیال خودشان را راحت ساخته و از زیر بار مسئولیتشان شالی خالی می کنند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وا رفتگان!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۲۴ ق.ظ

خرید و قیمت گربه مفصل دار شل و ول از غرفه رابرت گالری

 

درباره فیلم فاسد کیک محبوب من قبل تر مطلبی نوشتم که لینکش را می بینید:

https://ashkeatash.blog.ir/post/%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D9%85%D9%86

آن موقع انتظار می رفت با عوامل این فیلم مبتذل و ضد دین و ضد انقلاب که متأسفانه در داخل کشور هم تولید شد برخورد شود. برخوردی نشد. البته بعضی مسئولان پیغام  پسغام دادند که مطمئن باشید برخورد می شود و عناصر سازنده و بازیگر آن ممنوع الکار خواهند شد. از آن وقت تا به حال بارها در فیلمهای تلویزیونی دیده ام که بازیگران هنجارشکن این فیلم غیرمجاز همچنان به کار گرفته میشوند. شب گذشته در سریال الگوریتم که یک فیلم پلیسی و مربوط به نیروی انتظامی است هم دیدم همان خانمی که در کیک محبوب من نقش زنی تابو شکن را بازی می کرد که با مرد نامحرم عرق می خورد و به حمام می رود و همخواب میشود و به جوانها توصیه میکند مقابل مأمورین انتظامی بایستید هم نقشی را برعهده دارد.

مسئولان فرهنگی ما واقعا وا داده اند و از آنچه در بطن جامعه و یا فضای مجازی و شبکه نمایش خانگی پیداست تسلیم دشمن شده اند و اگر هارت و پورتی هست صرفا برای منتقدانی است که میز صاحبان قدرت را به خطر می اندازند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا