اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۲۱۴۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشک آتش» ثبت شده است

صدا و سیما از سلبریتی ها میترسد؟

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۳ مهر ۱۴۰۱، ۰۴:۴۳ ب.ظ

                                                   توهین حسن عباسی به فرزندان خارج‌نشین مسئولان

 

در اجتماع باشکوه مردم بابل بر ضد عناصر اغتشاش گر که صبح امروز در آستانه امامزاده قاسم علیه السلام برگزار شد، دکتر حسن عباسی در سخنانی پر شور به تبیین پدیده سلبریتی و نقش آن در اغوای جامعه در راستای وادادگی و سطحی نگری پراخت و ماهیت بعضی سلبریتی های دلداده بیگانه و بازی خورده بدخواهان نظام و ایران عزیز را افشا نمود.

در این بین سیمای مرکز استان، با قطع صدای مراسم تنها به پخش جلوه هایی از حضور گسترده مردم انقلابی دارالمومنین به همراه موسیقی حماسی اکتفا نمود که پس از پیگیری و اعتراض بعضی دلسوزان، در نهایت گزیده ای محدود از سخنان دکتر عباسی در مراسم امروز را پوشش داد.

جالب آنکه شنیده ها حاکی است مسئولان سازمان صدا و سیمای کشور به سیمای استان فشار آوردند تا از پخش همین میزان مختصر از سخنرانی استاد عباسی نیز اجتناب شود!

جای تعجب است در حالی که معدودی سلبریتی جوّگیر و هیجان زده متأثر از رسانه های بیگانه که با پول ملت و توسط همین صدا و سیما پر و بال گرفتند و اسم و رسمی به هم زدند آزادانه به تخریب فرهنگ ملی و اسلامی پرداخته و در بزنگاه های حساس تبدیل به بلندگوی دشمن گردیده و در قامت ستون پنجم، در مسیر وطن فروشی و خیانت حرکت می کنند، چرا مخالفت با خیانت آنان و تلنگر برای بیداری ملت در شناخت بیشتر از ماهیت بعضی عناصر واداده یا وابسته مورد سانسور قرار گرفته و مجال انعکاس از صدا و سیمایی که باید ممحض در آرمانهای انقلاب و زمینه ساز شکل گیری تمدن اسلامی باشد، پیدا نمی کند؟!

بگذارید یک بار برای همیشه هیمنه پوشالی قهرمانان کاغذی و اسطوره های نمایشی و مردان پلاستیکی در هم شکسته و سیاه کاری عروسک های خیمه شب بازی دشمن در پرتو حقیقت آگاهی و شفافیت، محو و نابود گردد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دشمن روی کمر به پایین شما حساب باز کرده است!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۳ مهر ۱۴۰۱، ۰۸:۱۳ ق.ظ

حجاب بانوان ایرانی در ایران باستان+ عکس

 

نظام آموزشی کشور از عدالت فاصله دارد. هر که پول دارتر باشد رتبه بالاتری در دانشگاه به دست می آورد.

صنعت خودروسازی کشور به اذعان مسئولان در سطح یک فاجعه ملی سالانه هزاران کشته و زخمی روی دست مملکت باقی میگذارد.

سیستم بانکی در خدمت تفکر سرمایه داری است و عملکرد آن با آموزه ها و اهداف اقتصادی دین فاصله دارد.

خدمت سربازی از نظر مدت و کیفیت جزو مصادیق ظلم به جوانان جامعه است.

قانون غلط مصونیت سرقت زیر بیست میلیون تومان از جنبه عمومی جرم باعث افزایش ناامنی شده است.

عدم بسترسازی مناسب برای اشتغال و ازدواج، شکاف طبقاتی، رانتخواری و... هیچ سنخیتی با داعیه عدالت ندارد.

بعضی از مصادیق منکراتی که نام برده شد به صراحت مورد اعتراض رهبر معظم انقلاب و مراجع قرار گرفته است.

تا دلتان بخواهد مشکلات ریز و درشت در کشور ما مثل همه کشورها و حکومتهای دیگر دنیا در کنار دستاوردهای سترگ صنعتی و علمی، به چشم می خورد که برای اصلاح آن باید تلاش و مطالبه گری و فرهنگ سازی نمود.

اما

غرب از میان همه کاستی ها و ضعف ها مساله حجاب را به زور دیکتاتوری رسانه ای خود به عنوان مشکل اول جامعه جا زده و به تحریک افکار عمومی برای طغیان و قانون شکنی می پردازد.

دشمن دغدغه زندگی مردم را ندارد. چه انقلاب اسلامی باشد چه نباشد، هدف غرب استیلای فرهنگی بر جامعه غیرتمند ایران برای تغییر سبک زندگی و وادادگی در برابر تمدن پوشالی بیگانه و رغبت به اعتیاد و فساد و عرق و ورق است. دشمن به خوبی می داند جامعه معتاد و فاسد دچار رخوت و بی رمقی و هرزگی شده و هیچ گاه توان اندیشیدن به واقعیات عالم و انگیزه مقاومت در برابر استعمار و استثمار بیگانه را نخواهد داشت. شهوت طلبی ریشه همه خودباختگی ها و اسارت هاست. قرار بود سرزمینی که بزرگترین شاعرش پوشش و وقار را نشان ارزش و کرامت زن معرفی میکند –منیژه منم دخت افراسیاب، برهنه ندیدی رخم آفتاب- را در زرورق دروغین ملی گرایی و وطن دوستی برسانند به جشن برهنگی 2500 ساله نظام پادشاهی.

بی جهت نبود که در وصیت اغلب شهدا، حجاب، سنگر دانسته شده و حفظ عفت و حیا بالاتر از جهاد با دشمن متجاوز تلقی گردیده است.

دشمن اگر بتواند آلودگی جنسی و خوی شهوت طلبی را در بین مردم سرزمینمان دامن بزند، نه تنها انقلاب اسلامی، که ماهیت ایرانی و شرف انسانی تمدن کهن ملی را به راحتی می رباید و کیست که نداند جامعه بی هویت، جامعه ای بی اراده و قابل تسخیر و تصرف خواهد بود؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مسئولان نظارتی این سایت را رصد کنند

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۳ مهر ۱۴۰۱، ۰۷:۳۸ ق.ظ

مجله اینترنتی برترینها که احتمالا بابت اتصال به پشتوانه های رانتی و جناحی همواره در حاشیه ای امن قرار داشته و در سایه غفلت نهادهای نظارتی با ترویج فرهنگ سگ بازی، ارتباط آزاد با نامحرم و ...درصدد تغییر سبک زندگی بوده این بار با انتشار مستمر مطالبی به بلندگوی ضدانقلاب تبدیل شده و به دنیال تحریک ورزشکاران و هنرمندان و سلبریتی ها برای تقابل با نظام و ملت به بهانه مخالفت با گشت ارشاد است.

مسئولان امر همانطور که حواسشان به شبکه ها و نرم افزارهای بیگانه است مراقب نفوذ ستون پنجم دشمن در داخل نیز باشند.

همان قدر دقتی که روی مطالب وبلاگ نویسان عدالتخواه برای صیانت از میز صاحبان قدرت صورت میگیرد باید در مورد عملکرد مشکوک سایت های فراگیر و خبرساز که از سطح تاثیرگذاری گسترده ای برخوردارند و در مسیر اهداف دشمن حرکت میکنند نیز به کار رود.

مدیران این رسانه ها نیز باید در جبران خسارتهای مالی ناشی از اغتشاشات اخیر سهیم باشند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ویلاهای علی کریمی را مصادره کنید

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲ مهر ۱۴۰۱، ۱۰:۴۹ ق.ظ

خانه علی کریمی کجاست

 

بر اساس اطلاعات موثق، علی کریمی به منظور سرمایه گذاری اقدام به خرید سه ویلا در خزرشهر نموده است. این املاک البته تمامی دارایی بادآورده وی نیست. پیشنهاد می شود با توجه به نقش علی کریمی در فریب و تهییج معدودی از نوجوانان و ایجاد اغتشاش و آسیب به اموال عموم -در حالیکه خودش هیچ گاه شهامت حضور میدانی نداشته- سه ویلای بلااستفاده او در منطقه خزر شهر مازندارن توقیف و به عنوان جبران بخشی از خسارات وارده به اموال مردم مصادره شود. البته صرفا اگر یارانه کلان برق مصرفی عمارت (کاخ ویلای) کریمی در تهران نیز قطع شود علاوه بر کمک به منافع عموم و صرفه جویی هنگفت در بیت المال، عبرتی هم برای امثال این قهرمان پوشالی و سایر عناصر ستون پنجم خواهد بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در مکتب عشق

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲ مهر ۱۴۰۱، ۱۰:۲۳ ق.ظ

photo_2022-09-24_10-14-45_qzwr.jpg

 

هفده یا هجده سال داشت. داوطلب آمده بود وسط میدان. دستش سنگ خورد، ورم کرد و کبود شد. باز هم آمد و ساعتها ایستاد. گفتم: تو زحمتت را کشیدی، دستت اینطوری شده برو استراحت کن.

انگار از قبل خودش را برای جواب آماده کرده بود.

قرص و محکم نگاهم کرد و گفت:

والله ان قطعتمو یمینی

انی احامی ابدا عن دینی...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سرش شکست اما سر شکسته نشد!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱ مهر ۱۴۰۱، ۰۷:۴۲ ب.ظ

سرش باند پیچی شده بود. پس گردنش جای خراش های ممتد، خودنمایی میکرد. کبودی دستها از پیراهن آستین کوتاهش نمایان بود.

چند نفر ریخته بودند روی سرش. با سنگ و چوب او را می زدند. زمین می افتاد و بلند می شد. آخرین سنگ را دختری بیست و چند ساله به سرش کوبید که دیگر نقش خاک شد و اگر دوستانش نمی جنبیدند معلوم نبود چه فاجعه ای انتظارش را می کشید.

اینها را تعریف می کرد با لبخند ملیحی که روی صورتش نقش بسته بود.

دوباره آمده بود وسط بچه ها؛ درست یک شب بعد از کتک سنگینی که خورده بود. دلش نیامد بچه ها را تنها بگذارد. همان شب یکی از اوباشی که ناجوانمردانه به او حمله کرده بود دستگیر شد. گفت می روم رضایت می دهم؛ جوان بود و فریب خورد و غلطی کرد. کاش بفهمد که اعتراض با اغتشاش و تخریب اموال مردم و حرف شنوی از دستگاه دشمن تفاوت دارد.

شغلش را پرسیدم. کارگری ساده و موقت بود. گفت فکر نکنید اوضاع به کام من است که به میدان آمده ام. نیروی هیچ نهاد و ارگانی نیستم. بسیجی ام. درد کشیده ام و به خیلی از کاستی ها و بی عدالتی ها اعتراض دارم؛ اما خون شهدا و آبروی نظام و اسلام خط قرمز من است. ما مجیز گوی مسئولین نیستیم. هدف ما دفاع از آرمانهای امام و آقا و شهداست که در هیاهوی غفلت مردم و مسئولان در حال فراموشی است. این انقلاب را ساده به دست نیاورده ایم که راحت از دست بدهیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

درباره درگیری دیشب بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۱ شهریور ۱۴۰۱، ۱۰:۵۵ ق.ظ

عکس اهتزاز پرچم ایران بر فراز قله

 

به گفته شاهدان عینی، شب گذشته بابل یکی از شدیدترین درگیریهای تاریخ خود را در سالهای پس از انقلاب تجربه کرد. در این خصوص ذکر چند نکته ضروری است:

یک-  فوت مهسا امینی بهانه ای بیش برای آغاز اعتراضات خیابانی و اغتشاش نیست. اگر بنا باشد بعضی کاستیها و ضعفها را نام ببریم به یقین دلایل محکم تری میتوانست برای بروز هر شورشی وجود داشته باشد. در این میان حس هیجان طلبی اشباع نشده عده ای نوجوان و سوءاستفاده معاندان و فتنه گرانی که سوار بر عرصه بی در و پیکر مجازی هستند فرصت مناسبی را برای عرض اندام ضدانقلاب و ایراد ضربه بر پیکر نظام ایجاد نمود. در این خصوص به یقین مسئولان فرهنگی سراسر کشور وظایفی دارند که در فرصت مقتضی باید بدان پرداخت.

دو- حضور بعضی لیدرهای غیربومی و مسلح در بین معترضین، اعم کومله ها و کولی ها، نشانگر وجود برنامه ای از قبل طراحی شده برای ایجاد اغتشاش در بابل بعنوان یکی از سیاسی ترین و مذهبی ترین شهرهای شمال کشور در آستانه بازگشایی دانشگاهها و نیز حضور رییس جمهور در سازمان ملل است. به یقین آگاهی مردم از نقشه دشمنان ملت که دغدغه شان نه مساله حجاب که سرنگونی ملت ایران ولو به قیمت کشته سازی است می تواند در کنترل هیجانات زودگذر فریب خوردگان توسط خانواده ها تأثیر بسزایی داشته باشد.

سه- ظهور هر نوع رفتاری در مسئولان که نشانه ضعف و واهمه آنها از هیاهوی معترضان یا اوباش باشد نتیجه ای جز تضعیف روحیه نیروهای خودی ندارد. شهامت فرماندهی سپاه بابت حضور مستمر در ساختمان فرمانداری که سیبل حملات بود ستودنی است و جا خالی دادن بعضی مسئولان جای نگرانی و تأسف دارد.

چهار- به میدان آمدن بعضی نیروهای فراموش شده انقلاب و نیز بچه های عدالتخواه که در شرایط عادی بخاطر انتقاد از مسئولان گاه مبغوض واقع می شدند برای صیانت از حریم نظام اسلامی اتفاقی ارزشمند و قابل انتظار بود که امیدوارم عبرتی برای آن دست از صاحبان میز قرار بگیرد که هر نوع نقدی را مصاف با اساس دین و انقلاب می پنداشتند. به نفع نظام اسلامی است که علم نقد و مطالبه گری دست نیروهای مومن و وفادار انقلاب بماند.

پنج- تقویت قلوب و روحیه بخشی، وظیفه ای فرهنگی و سیاسی در شرایط بحران است. ظرفیت انبوه نیروهای انقلابی و بسیجی و مسجدی و هیاتی باید برای تسلط بر فضای شهر و ایجاد تجمعات متعدد و گسترده در راستای مانور قدرت انقلاب و اسلام و حفظ روح حماسی مومنان و تعضعیف روانی جبهه بازی خورده دشمن مورد توجه جدی و قطعی و فوری قرار بگیرد. ائمه جمعه، روحانیت، مداحان، معتمدان بازار، فعالان فرهنگی و ... باید برای دفاع از ارزش های اسلام وارد میدان شده و نگذارند فضای تخریب دامن زده شده از سوی وادادگان منجر به تزلزل و تردید در قشر عادی جامعه گردد. از باب من یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب، بیرق انقلاب و نغمه توحید باید در هر کوی و برزن و معبر و ماذنه، چشم و گوش مردم را آغشته و مزین و معطر نماید. تحقق کلمه لااله الا الله، آرمان ناتمام مجاهدان سبیل الهی است که هیمنه پوشالی طواغیت عالم را به رعشه انداخته و لانه های عنکبوتی شان را ویران خواهد ساخت.

ما وارث خون سربداران هستیم...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مهسا، شلیر، میترا و دیگران!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۷ شهریور ۱۴۰۱، ۱۰:۵۱ ق.ظ

عدالت ترمیمی راهی نوین برای اجرای عدالت

 

هم تعصب برای دفاع چشم و گوش بسته از نیروی انتظامی یا هر نهاد و مجموعه ای دیگری اشتباه است هم حمله ناآگاهانه و موضع گیری احساسی علیه آنها.

نیروی انتظامی گاهی در مواجهه با مردم اشتباهاتی داشته که قابل دفاع نیست گاهی هم مورد هتک و وهن و اتهام قرار گرفته و مظلوم واقع شده است.

نکته اساسی در ماجرای اخیر مرحومه امینی که قطعا باید مورد بررسی کارشناسی قرار بگیرد، ماهی گیری لاشخورهای سیاسی و مغرضی است که هیچ گاه انگیزه ای برای دفاع از مظلوم نداشته و تنها زمانی اشک تمساح جاری می سازند که نفعی سیاسی و جناحی برایشان داشته باشد. این شامورتی بازی ها البته در نهایت باعث غبارآلود شدن فضا و عدم توانایی در ارائه بحث منطقی برای تشخیص حق و برجسته سازی اولویتهاست.

و حرف اساسی دیگر این که حجاب قطعا واجب شرعی است و دولت اسلامی وظیفه دارد زمینه و مظاهر فساد را از بین ببرد؛ اما یادمان نرود اسلام ابعاد دیگری هم در عرصه اجتماع و حاکمیت دارد که اجرای آن نباید مغفول بماند.

بانک های ما در خدمت مستضعفین نیستند.

اعزام غیر ضروری به خدمت بلند مدت سربازی و اتلاف وقت جوانانی که باید دنبال کسب و کار و تشکیل خانواده باشند و گاه تحقیر شخصیت شان با آموزه های دین سازگار نیست.

طولانی بودن سالهای تحصیل و غیر مفید بودن بعضی دروس که منجر به فرصت سوزی و تأخیر در ازدواج و زمینه سازی فساد وتغییر سبک زندگی می شود.

بی عدالتی در آموزش و برتری دادن به کسانی که پول بیشتری دارند.

بی عدالتی در امور اقتصادی و پزشکی و قضایی.

شکاف طبقاتی.

ترویج فرهنگ مصرف گرایی و ایجاد عقده های اجتماعی بواسطه تبلیغات فریبنده کالا.

رانت استخدامی نورچشمی ها.

بی توجهی به حفظ حقوق منتقدان و عدم رعایت اصل آزادی بیان نسبت به آمران به معروف و ناهیان از منکری که حیطه مسئولان را خطاب قرار می دهند.

و ... هم از مظاهر و مصادیق احکام اجتماعی و حاکمیتی دین است که عدم توجه به آن توسط متولیان اداره جامعه دینی، صداقت آنها در مواجهه با معضل بدحجابی را زیر سوال میبرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ترنم باران، کاغذ و موسیقی وصال

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ۰۶:۴۱ ب.ظ

من کشته مرده بارانم!

صدای شر شر آب ناودان و تلق تلق شیشه ها و سقفهای حلبی خانه های شمال

خدایا لذت شنیدن این موسیقی حیات بخش را از ما نگیر

موسیقی در اصل صدای امواج آب دریاست و به هم خوردن شاخه های درختها با وزش باد، صدای ناز باران، آواز پرنده ها...

این موسیقی چون به حقیقت و طبیعت متصل است حیات بخش است و طرب انگیز.

موسیقی که با ابزار نواخته میشود صرفا نوعی تقلید و توسل به فرع است در غیاب اصل و حقیقت نوای دلکش طبیعت.

از موسیقی های غیر طبیعی اما فقط یک صدا را دوست دارم. صدای دستگاه چاپ وقتی کاغذها را پشت هم و بی وقفه بیرون میدهد.

میشنوم میخواهم پرواز کنم. روح عطر و بوی غذای خودش را که حس می کند بال در می آورد و بی تاب میشود.

زیباتر آنکه چشمهایت منبع باران باشد و خش خش کاغذ با موسیقی آرام اشکهای تو چند خط خیس را بر صحیفه عشق به یادگار بگذارد. بذر دلدادگی و محبت با نم رطوبت صفحات کتاب عاشقی سبز و تناور میشود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در حاشیه کاهش ورودی های حوزه

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ۰۹:۳۶ ق.ظ

تصاویر: اینجا هتل ٧ ستاره نیست، حوزه علمیه لاکچری آیت الله آملی لاریجانی است که منابع مالی آن نامشخص است!

 

کاهش استقبال برای ورود به حوزه های علمیه را به فال نیک می گیرم!

به نفع اسلام است تعدادی ولو اندک اما خودساخته و با سواد و اهل دغدغه وارد حوزه های علمیه شوند. باور کنید در هر شهر یکنفر باشد که مردم با دیدنش یاد خدا بیفتند و عطش آموختن و انس با دین را در خود بیابند کفایت می کند.

ورود به حوزه در زیر فشار روانی و تخریبی دشمنان دین، معدودی جوان گداخته شده مستحکم را باقی می گذارد که در ساحت "عقل" و "روح"، آمادگی تحمل هر بار سنگینی را داشته باشند.

به نفع اسلام است این دم و دستگاه های عریض و طویل حوزوی صرفا در مدارسی خلاصه شوند که "عالم محور" باشند. یعنی انسانی خودساخته در حد اجتهاد بالای سرشان باشد. بگذارید طلبه ای که با حسن نیّت وارد معرکه علم و تقوا شده الگوهای عملی این راه را هم از نزدیک لمس کند. نشود اوضاع شام که مسلمینش هر چه از ابتدا دیدند اسلام اموی بود و تا انتهای تاریخ هم معلوم نیست این تنه کج درخت اسلام معاویه صفتی را بتوانند راست و مستقیم نمایند.

کثرت مدارس علمیه در فقدان عالمان مهذب و گاه میدان داری عناصر ورشکسته سیاسی اعم از فلان روحانی سوداگر پست و مقام و کاندیدای ناکام ریاست جمهوری یا روحانی به بن رسیده عضو شورای شهر که هنوز نمی داند من لم یشکر المخلوق حدیث نیست چه برسد که منسوب به پیامبر باشد، نماز میّت را از صفحه گوشی موبایل میخواند و نشست و برخاست با متهمین و مفسدین اقتصادی را در مسیر توسعه سازه های دینی مجاز می شمارد، دستاوردی جز افول کیفی دانش آموختگانی که مثلا قرار است پا جای پای سربازان امام زمان بگذارند نخواهد داشت. چه کسی گفته است امام جمعه ای که خودش از اساس با معیار وراثتی و نه بهره مندی از اکسیر علم وتقوا بر این مسند تکیه زده و با رفتارهای دوگانه و خوی قبیله گرایی اش باعث تزلزل دین و باورهای انقلابی مردم گردیده صلاحیت تولیت حوزه و تربیت نیروهایی راستین و مومن به اهداف اسلام را داراست؟

"یکی از آقایان نامه ای به امام نوشته بود و جهت ساختمان سازی مدرسه علمیه کمک خواسته بود. امام فرمودند چه شده همه برای خودشان دکان باز می کنند. بعد در جلسه ای دیگر فرمودند من خوف این را دارم که این ساختمانها به حیثیت معنوی حوزه ها لطمه وارد کند. ‏

منبع: برداشت‌هایی از سیره‌ی امام خمینی (ره)؛ جلد چهار، صفحه ۳۶۴. راوی: حجه الاسلام رحیمیان"

  • سیدحمید مشتاقی نیا

رجعت به فطرت

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۱ شهریور ۱۴۰۱، ۱۰:۴۷ ق.ظ

اعطای نشان فداکاری به سرلشکر منفرد نیاکی، آبشناسان، سلیمی و ظهیرنژاد

 

شهید، دختری داشت که مریض بود و مدام ایشان را برای مداوا نزد پزشک می‌بردند تا زمانی که وضعیت جسمانی دختر شهید، بحرانی شد. حین عملیات فتح‌المبین بود که همسر شهید منفرد نیاکی به ایشان نامه نوشت که دخترمان به شدت بیمار است؛ شما هم به بالین دخترت بیا. شهید نیاکی نیز گفته بودند نزد دخترم، خاله‌، عمه و بستگان دیگر هستند که کمکش کنند و نیازی به وجود من نیست اما اینجا به من نیاز هست. پس از گذشت حدود یک ماه،  دختر شهید فوت کرد. تلگراف زدند که دخترمان فوت کرده خودت را برسان، شهید نیاکی جواب تلگراف را این‌طور داد که آنجا کسی هست که فرزند من را تشییع کند اما اینجا 12 هزار بچه هستند که کسی بالای سرشان نیست. شهید نیاکی عملیات را رها نکرد تا به عزیزان خود برسد بلکه بعد از اتمام عملیات و بعد از گذشت چهل روز از فوت فرزندش به خانه برگشت. این‌طور که تعریف کرده‌اند، شهید وقتی به خانه باز می‌گردد به اتاق دخترش می‌رود، در را باز می‌کند و در نجواهای خود با دخترش می‌گوید؛ دخترم ناراحت نباش! چیزی نمی‌گذرد که من هم به تو می‌پیوندم.
یک روز به امام خمینی(ره) خبر می‌دهند که دیدیم سرهنگی وسط تانک‌ها نشسته و هق‌هق گریه‌اش به گوش می‌رسد! به ایشان می‌گویند که این سرهنگ منفرد نیاکی است. امام‌(ره) می‌فرمایند که هنوز زود است که شما منفرد نیاکی و منفرد نیاکی‌ها را بشناسید.
سال 1361 بازنشسته شد، ولی بسیار پی‌گیری کرد تا در ارتش بماند؛ به همین خاطر به آیت‌الله‌ خامنه‌ای که آن زمان رئیس‌جمهور بودند، نامه‌ای نوشت که با ماندن ایشان موافقت نمایند.
حضرت آقا هم در جواب ‌نامه ایشان مرقوم داشتند: شایستگی خدمت ممتد وی در جبهه‌های نبرد مورد توجه قرار گیرد. بدین ترتیب در ارتش ماند و سه سال بعد به شهادت رسید.
شنیده‌ام که همسر ایشان نقل کرده که یکی از صفات بارز شهید منفرد نیاکی این بود که به مال دنیا بی‌اعتنا بود. همه اطرافیان می‌گفتند ایشان فرمانده بزرگی است، حتما پول فراوانی هم دریافت می‌کند، آن وقت شما در زندگی ترقی نمی‌کنید و همان پیکان مدل پایین را دارید.
بعد از شهادت ایشان، متوجه شدیم تمام مبالغی را که به عنوان فوق‌العاده دریافت می‌کرده یا به سربازان شهرستانی به عنوان پاداش خوب جنگیدن می‌داده یا برای گرفتن عکس از مناطق جنگی هزینه می‌کرده است. به طوری که در حال حاضر شاید بالغ بر هزار قطعه عکس از مناطق جنگی از ایشان به یادگار مانده است.

مصاحبه حاتم مظفری همرزم شهید منفرد نیاکی/ روزنامه کیهان 28 فروردین 1395

  • سیدحمید مشتاقی نیا