اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۲۴۳۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشک آتش» ثبت شده است

پا به پای ام داوود

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۷ بهمن ۱۴۰۱، ۰۷:۰۴ ب.ظ

قیام برای خدا - دیگران

 

حواست را جمع کن! ام داوود پیام بر آزادی است. زندانی بودن پسر و نسخه رهایی اش یک اشارت است. بانویی بزرگ که حق رضاع بر امام زمانش داشت. صادق آل محمد (ص) او را مادر خطاب می کرد. با اجابت دعای او، رمز آزادی و نجات را به ما آموخت. سه روز روزه و خلوت با خدا، انس با قرآن و دعایی که سرتاسرش اقرار به وحدانیت و قدرت و نشانه خضوع محض در قبال خالق بی مثال است؛ آنهم در نیمه ماه رجب. غسل کن که خدا ظاهر و باطن را با هم پاک و زلال می پسندد.

با میلاد علی آغاز کنی تا جوانمردی را بیاموزی و عدالت را پیشه خویش سازی و با زینب که ناخدای سفینةالنجاة حسین است به مقصودت برسی. زینب، تجسم زنانه شخصیت حیدر کرار است. تمام کننده نهضت سرخ کربلا که یک تنه، دودمان اندیشه طاغوت را تا ابدیت تاریخ بر باد داد.

راه آزادی و آزادگی را در نیمه ماه رجب و از دامان امیرالمؤمنین و شخصیت سازنده زینب کبرا بیاموز. بیاموز که بی صدا بسوزی و خود را نبینی و مصائب جهاد فی سبیل الله را زیبا بدانی و اشک و زبان و قدم و منطقت احیاگر فطرتهای خفته و بیمار باشد. ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز    کان سوخته را جان شد و آواز نیامد.

پا به پای ام داوود، رهایی از زندان تعلقات نفسانی و جاذبه های خنیاگر دنیا را رقم بزن و قلبت را از غبار نفس گیر و گمراه کننده علائق مادی نجات ده. چیزی به مبعث نمانده است. برای برخاستن و بیداری و بیدارگری و ستیز با بیداد، آماده شو.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عفو رهبری و طلیعه فجر دوباره

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۰:۱۴ ق.ظ

عفو رهبری چیست

 

عفو گسترده محکومان آشوبهای اخیر توسط مقام معظم رهبری که به مناسبت ایام خجسته دهه فجر و تلاقی آن با ایام شادی و سرور ماه رجب صورت پذیرفت فرصت دوباره ای برای بازبینی و نگرش مجدد بر رویکردها و افکار همگان است.

به یقین طیف گسترده ای از جوانانی که با اغتشاشگران همراهی کرده و بدون آرمان و هدف و رهبری و نظام فکری مشخصی به جنجال و آسیب و بی نظمی دامن زدند فرزندان پاک اما فریب خورده این مرز و بوم هستند که بازیچه دست رسانه های سفارش بگیر طرف قرارداد با بیگانه قرار گرفتند. خوب است این افراد که خیلی هایشان البته متنبه شده اند کرامت و بخشش رهبری که با القای بیگانه، دیکتاتورش می خواندند را مولفه ای مهم در ترمیم بینش سیاسی خویش قرار دهند. بسیاری از این جوانان متوجه شده اند که مملکت خودشان با همه ضعف ها و نقدهایی جدی که بر بعضی ساختارهای اداری و برنامه های غلط مسئولانش وارد است می ارزد به چپاولگری و ناجوانمردی اجانبی که مشکلشان نه با نظام سیاسی ایران که اساسا در دو قرن اخیر سیاستی جز استثمار و غارت و تجزیه ملتها در آفریقا و آسیا و بخش هایی از قاره آمریکا نداشته و به منظور تحقق نظام امپریالیستی و دیکتاتور مأبانه خود و کسب سود و جلب منفعت بیشتر، ابایی از نابودی انسانها ندارند. مدعیان آزادی که دستشان در خون میلیونها زن و کودک و پیر و جوان در دو قرن اخیر در سراسر جهان آلوده است هیچ گاه تکیه گاه مطمئنی برای دستیابی به آزادی و آزادگی و استقلال و پیشرفت نخواهند بود.

یک فرصت بازنگری هم برای مسئولان ایجاد شده است، تا در دهه مبارک فجر و میلاد امام عدالت و مبعث شورآفرین آخرین فرستاده خدا یک بار دیگر راه و منش و سلوک خود را با آنچه که در فرهنگ انقلاب اسلامی و نهج البلاغه علی و رسالت نبوی نهفته است قیاس کنند. مسئولان باور کنند که در مواردی راه را به اشتباه طی کرده و با رفتارها و گفتارهای متناقض خود باعث بی اعتمادی مردم و غلتیدن لایه هایی از جوانان به دامان دشمن گردیده اند.

نیروهای مستقل انقلابی نیز با بازبینی در اندیشه ها و مطالبات خود، همّ و غمّ بیشتری را باید صرف اصلاح امور قرار دهند از یقه گیری مسئولان خاطی و کم کار و تنبل تا ترویج اندیشه های انسان ساز و تمدن آفرین اسلام ناب، رسالتی سترگ بر گرده رهروان بی ادعا و مستقل مکتب عدالت و آزادگی سنگینی می کند.

فجری دوباره را شاهد خواهیم بود اگر انقلابی از درون را بر مبنای معارف وحی، دگر بار در بطن اندیشه و رفتار خویش رقم بزنیم. یادمان نرود که ورای همه دستاوردهای مادی تحسین برانگیز انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف علمی و صنعتی و عمرانی و ... آنگونه که از مرام خمینی در پیام تاریخی فتح الفتوح بستان و بیت المقدس و ... بر می آید، بالاترین خون آورد انقلاب، احیای فطرت ها و تربیت جوانان مومنی است که در زمره اصحاب ناب و مخلص رسول الله در صدر اسلام شمرده شده و انسانیت را فراتر از تمنیات مادی در روح کمالگرا و تعالی خواه خویش به منظور تحقق مدینه فاضله مهدوی و اجرای فرامین الهی می جویند. در عرصه فرهنگ و سازندگی و معرفت بخشی و حق باوری، تلاشی مضاعف را باید متقبل شویم. عهد کنیم برای خدا کم نگذاریم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بی صبرانه منتظر این جنگیم

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۶ بهمن ۱۴۰۱، ۰۹:۳۰ ق.ظ

تویتر \ جانم‌ حسین... على تویتر: "خیبر خیبر یا صهیون...  #بسازید_خرابش_میکنیم #القدس_عاصمة_فلسطین https://t.co/OsXuE3xbJh"

 

چند روزی است رسانه های رژیم اشغالگر قدس به نقل از منابع پیدا و پنهان امنیتی مدعی آماده باش ارتش این رژیم منحوس برای حمله نظامی به مراکز مختلف ایران عزیزمان هستند. رسانه های مذکور در تحلیل خود این گونه وانمود می کنند که اتحاد آمریکا و فرانسه و چند کشور عربی منطقه را نیز به همراه داشته و از بابت پیروزی بر ایران اسلامی خیالشان راحت است.

هر چند به طور معمول اگر کشوری قصد حمله غافلگیرانه داشته باشد این طور در بوق و کرنا نمی کند و این ادعاهای رسانه های صهیون مثل گذشته، مصرف داخلی داشته و به منظور سرپوش نهادن بر تحولاتی اجتماعی مطرح میشود که رژیم غاصب را از درون در آستانه فروپاشی قرار داده؛ اما حقیقت آن است که باید اذعان داشت حمله بلوف آمیز صهیونیستها به ایران اسلامی در صورت تحقق، بالاترین خدمت به انقلاب جهانی اسلام و بهترین فرصت برای سرعت بخشیدن به ظهور تمدن نوین جهانی خواهد بود.

ایران در مقابل اسرائیل و شرکایش دست بسته نیست و به یقین بدترین ضربات مهلک را بر این رژیم جعلی وارد خواهد آورد. پیش از آن که اسرائیل بخواهد به مرزهای ایران نزدیک شود این ایران اسلامی بود که از دریای مدیترانه تا بلندی های جولان و ... را خاکریز حضور استراتژیک و منسجم خود در مرزهای فلسطین اشغالی قرار داده است.

از بعد داخلی جنگ با اسرائیل باعث وحدت و یکرنگی ملت خواهد شد. اسرائیل مانند گروهک منافقین همچنان در ذهن اکثریت مطلق مردم ایران با هر گرایش سیاسی که باشند منفور و نامشروع شمرده می شود.

بزرگترین تهدید برای انحراف یا سقوط نظام اسلامی، گسست فرهنگی و کم رنگ شدن ارزش ها و تغییر ذائقه ها و گفتمان ها و مطالبات ملی و دینی است که جلوه ای از طغیان آن را در جریان اغتشاشات ابتر اخیر شاهد بودیم. جنگ احتمالی یک بار دیگر فرصت خیزش عظیم فطرتهای انسانی و بیداری نسلها و حاکمیت فرهنگ جهاد و شهادت را ایجاد نموده و انقلاب اسلامی را زنده تر از همیشه استوار و موثر و با دوام خواهد ساخت.

از بعد خارجی نیز این جنگ اتحاد ملتهای مستضعف دنیا به خصوص امت اسلام را به دنبال خواهد داشت. اگر چه بعضی از دولت های به ظاهر اسلامی منطقه همبازی با سیاستهای کثیف رژیم غاصب قدس هستند اما دلهای مردم مسلمان آن گونه که در حاشیه و متن مسابقات جام جهانی قطر نیز شاهد بودیم با فلسطین مظلوم پیوند خورده است. پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 57 محکم ترین اقدام برای جبهه سازی بر ضد صهیونیسم بود. اگر چه در سالهای اخیر هجمه تبلیغاتی و تخریب های رسانه ای دشمن به همراه بعضی ضعفهای سیاسی و کم کاری مشهود رایزن های فرهنگی باعث ایجاد فاصله بین لایه هایی از مسلمانان منطقه با سیاستهای بین المللی ایران انقلابی گردید؛ اما به یقین نبرد مستقیم ایران و اسرائیل غاصب یکبار دیگر فرصت همدلی ملتها با ایران سرافراز را فراهم ساخته و اجماع جبهه های مقاومت شیعی و سنی را برای زدودن این غده سرطانی و تحقق آرمان مشترک آزادی قدس شریف رقم خواهد زد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

راه بازگشت را باز بگذارید

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۵ بهمن ۱۴۰۱، ۰۴:۴۸ ب.ظ

متن برای آشتی و رفع کدورت

 

هر دعوایی دو سر دارد. کمتر پیش می آید کسی بتواند مدعی شود که در یک دعوا و اختلافی صد در صد صاحب حق است. ممکن است یک نفر دعوایی را شروع کند اما ادامه آن قطعا با اشتباهات هر دو همراه خواهد بود.

با یک نفر رابطه تان به هم می خورد، دعوایی می شود، دلتان کدر می شود، حتی اگر صد در صد هم صاحب حق باشید و همه تقصیر متوجه طرف مقابلتان باشد، راه بازگشت را باز بگذارید. ابراز پشیمانی کرد بر نفی و رد و تقابل، تأکید نکنید.

با بندگان خدا سخت نگیریم تا خدا هم با ما سخت گیرانه رفتار نکند. کم به خدا بدی کردیم اما بعد با یک ابراز پشیمانی نصف و نیمه، دوباره آغوش مهرش را به رویمان گشود و همه چیز را از خاطر برد؟

از خدا نه، لااقل از شیطان درس بگیریم! یک عمر به او فحش می دهیم، هی می گوییم لعنت بر شیطان، بر پدر شیطان، گوش شیطان کر، سنگش می زنیم همه تقصیرها را می اندازیم گردن او و... کجا شیطان از ما به دل گرفت؟ حتی وقتی با رفتارهایمان مثل عبادت و زهد و ... باعث آزار شیطان شدیم باز هم در دوستی با ما را نبست و از هر فرصتی برای برقراری ارتباط با ما بهره گرفت. از بدو طفولیت تا لحظه مرگ، هیچ وقت شیطان رهایمان نمی کند.

از شیطان کمتر نباشیم و به راحتی درِ دوستی با کسی را تخته نکنیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک امتحان ساده

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۴ بهمن ۱۴۰۱، ۰۳:۴۰ ب.ظ

پت و مت / پت ومت/پت مت/کارتون جدید پت مت

 

خدا ده میلیون تومان پول به شما می دهد کمتر از دو روز میفرستیدش هوا و تبدیلش می کنید به پودر، از کف می دهید و می نشینید به حرص و غصه و ...

ده میلیون تومان پول را نمی توانید مدیریت کنید می خواهید خانواده یا مال و منالی را در اختیار بگیرید و سربلند بمانید؟

گاهی وقت ها این از لطف خداست که نعمتی را به ما نمی دهد که اگر بدهد عرضه نگه داشتن آن را نداریم و خودمان و دیگران را گرفتار می کنیم. وقتی در امتحانی به این کوچکی شکست می خوریم تنبیه شویم و اینقدر از خدا طلبکار نباشیم.

قبل از آن که از خدا نعمتی را بخواهیم، پول باشد یا همسر و اولاد و شهرت و مقام و... عقل درست برای قدرشناسی از نعمت ها و درایت بهره وری از داده های عالم خلقت را طلب نماییم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

درد تلخ و آه شیرین

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۴ بهمن ۱۴۰۱، ۱۱:۴۹ ق.ظ

بیخود که نیست گفته اند آه یعنی خدا! ترجمانی است از کلمه الله.

خدا را وقتی واقعی میخوانی که دلت واقعاً به درد نشسته باشد. آه از اعماق وجود انسان بر می خیزد. بیخود که نیست گفته اند بین دلِ شکسته و خدا هیچ فاصله ای نیست.

آه گاهی از سر درد هجران و فراق از معبود است. عارفی که غم جدایی از اصل خویش را درک نموده، نی نای وجودش با آه وصل، عجین شده و در فراق معشوق حقیقی اشک می ریزد.

آه آدم دردمندی که در غمی دنیایی می سوزد نیز از جنس بالاست ولو مراتبش پایین تر از آه عرفانی باشد؛ اذعانی است ناخواسته به اصالت وجود که وحدت دارد. ما از خداییم و هر چقدر هم زور بزنیم خود را جدا و مستقل نشان بدهیم و در تغافل و فریب به سر ببریم، جایی که سرمان به سنگ می خورد و طعم تلخ شکست را می چشیم، آه از نهادمان بلند می شود. باطنمان مثل طفل جدا مانده از آغوش مادر، حسرت دامان او را تمنا می کند. دلمان از عمق وجود اقرار می کند که از پشت و پناهش، از خودش، از حقیقت  و اصلش دور مانده است.

آه، یعنی مرا ببیند آن که باید ببیند. پناه آخرم مرا دریابد هر چند مدتها از او فراری بودم؛ اما کبوتر جَلد حریم مهرش هستم.

آه، از این منظر شیرین است؛ هر چند دود بدون آتش نیست، اما آتشی که فلز را می گدازد تا به شکل مطلوب در بیاید، خودش یک نعمت است.

آه، زیباست هر چند تحمل سوختن، دشوار است. آه یعنی سوختم، یعنی دارم ساخته می شوم، یعنی به شانه هایت برای گریستن و جستن از این درد نیاز دارم. آغوشت را بگشا و به استقبال کودک بازیگوش و پر شیطنت درونم بشتاب، راه گم کرده طریقت هدایت، تو را می جوید.

آهِ انسان، ساز است و موسیقی جاماندگی و حسرت دوری و آهنگ خسران و اراده جبران را می نوازد.

آه، انسان ساز است اگر امتدادش به رقص عاشقانه در بزم وصال معبود ختم شود. آه می کشیم که خود را به دامان خدا بکشیم.

کاش فراموش کار نبودیم و استجابت دعایمان، خنکای آرامش حاصل از نگاه خدا، مُهر فراموشی بر حافظه نامرد ما نمی زد و دوباره راهی وادی غفلت و خسران نمی شدیم و روز از نو و...

آه ما آه عارفانه نیست؛ اما صدای ترک دلِ شکسته ای است که بعد از سالها خموشی و فراموشی زیر برگهای پاییزی نسیان و تجاهل، دست پینه زن خالق خویش را طلب می کند. کاش یکبار که شکستیم، دوبار که شکستیم، سه بار... جایی و نقطه ای بالاخره به خود آمده و ظرف ثابت محبت و پرستش معشوق شویم و مراقب باشیم دیگر واژگون نگردیم.

خدایا ما را برای خودت تربیت کن. کاری کن آهِ مان برای تو باشد. تو را برای خودت بخواهیم نه اینکه دوباره پله ای بسازیم از تو برای آن که به خودمان برسیم. بزرگواری توست که تکه های شکسته مان را هر بار وصله میزنی تا خودمان شویم؛ اما این قلب شکسته از جور زمانه را یکبار برای همیشه به خودت پیوند بزن که دیگر جدا نشود و جز به خاطر تو نشکند و فرو نریزد.

شکستن برای تو شورآفرین و طرب انگیز است و شکستن برای دنیا، ننگ و حرمان و درد تباهی به دنبال دارد. آتش عشق تو جان آفرین است و آتش دنیا، سوز شکست و سقوط و طعم تلخ ویرانی دارد. اگر یک پارچه، آه شویم، هم رنگ خدا می شویم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

روز پدر و دلنوشته فرزند شهید افغانستانی

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۴ بهمن ۱۴۰۱، ۰۶:۲۷ ق.ظ

photo_2022-10-18_08-34-43_7f42.jpg

 

حدود یک سال پیش، زیارت شهدای غیر ایرانی مدافع حرم در بهشت معصومه سلام الله علیها که حدود چهارصد لاله گلگون کفن و غریب در خاک بهشتی این قطعه از جنت کبریایی مدفون هستند متوجه برگه ای شدم که روی مزار یکی از شهدای افغانستانی چسبانده شده بود. مدتی گذشته بود و این نامه که با خط و ادبیاتی کودکانه نوشته شده بود اثاری از باد و باران و آفتاب به تن داشت. دلتنگی کوتاهی بود از یک فرزند خردسال شهید افغانستانی مدافع حرم که نظرم را به خود جلب کرد. در روز میلاد امیرالمومنین و روز پدر، دیدن این فیلم کوتاه از دستنوشته فرزند شهید افغانستانی خالی از لطف نیست:

https://www.aparat.com/v/LsuYf

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پز بدهیم یا ندهیم؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۴ بهمن ۱۴۰۱، ۰۵:۴۷ ق.ظ

بی توجهی خانواده به ارزش های مذهبی، زمینه بروز رفتار بزه در فرزند را فراهم  می کند - ایرنا

 

بعضی دوستان متدین تصور میکنند برای اینکه بگویند خانواده های مذهبی خانواده ای شاد و اهل تفریح هستند و این ذهنیت که بعضی ها گمان میکنند مذهبی ها آدمهای خشک و بی انعطافی هستند و نهایت تفریحشان شرکت در جلسات دعا و مسجد و نمازجمعه  است را از بین ببرند  باید اخبار و تصاویر مربوط به گردش و تفریح با اهل و عیال را در فضای مجازی منتشر کنند.

این تصور هم درست است هم غلط. حالا قضاوتش با خودتان.

اصل این حرف درست است و خودم نیز شاهد بودم که دختران دبیرستانی مثلا بعد از خواندن کتاب خاطرات همسر شهید ایوب بلندی با تعجب می گفتند فکر نمیکردیم خانواده های مذهبی هم اینقدر شوخ و شاد باشند و بگویند و بخندند.

دوستان ما قطعا قصدشان پز دادن نیست و می خواهند با انتشار تصاویر گردش و تفریح با خانواده، همین ذهنیتی که ذکر شد را اصلاح کنند؛

اما

از طرف دیگر دیده شده که بعضی مخاطبان، به خصوص دختر خانمهای مجرد سن بالا که معمولا فرصت زیادی را در فضای مجازی میگذرانند با دیدن این تصاویر دچار رشک یا حسادت می شوند. یا حتی بعضی افرادی که در زندگی مشترک شکست خورده اند نیز به این حس مبتلا هستند. فارغ از اینکه عده ای ممکن است غبطه بخورند و دلشان بسوزد، مساله حسد و چشم زخم را باید در چنین مواقعی جدی گرفت.

نکته دیگر هم بر میگردد به اصل بدبینی اصلاح ناپذیر بعضی افراد مغرض که از طرفی مدعی میشوند مذهبی ها اخمو و دگم هستند از طرفی با دیدن تصاویر مربوط به شادی و نشاط خانواده های مذهبی، غر میزنند که بعله دیگر! زده اند و خورده اند و برده اند چرا شاد نباشند؟ حق ما را همینها خورده اند و... همینها مردم را غمگین نگاه میدارند و خودشان شاد هستند و... از این دست خزعبلات.

من نمی خواهم نتیجه گیری کنم اما خودتان حساب و کتاب کنید انتشار تصاویر و اخبار مربوط به گردش و تفریح و دورهمی های خانوادگی تان در مجموع کار خوبی است یا غلط؟ یا میشود تدبیری اندیشید که هم ذهنیت غلط عده ای از بین برود هم آسیب چندانی به همراه نداشته باشد؟

البته مساله تبرّج هم مقوله ای جداست که بسیار باید مواظب باشیم انتشار تصاویر شخصی و خانوادگی ما به منظور خودنمایی  و جلوه گری و فخر فروشی نباشد که این خودش اساسا منکری بزرگ به شمار می آید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نگذارید جای کمیل خالی شود!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۳ بهمن ۱۴۰۱، ۰۸:۲۵ ب.ظ

جا مانده ایم...

 

حاجی، حاجی! کمیل را گم کرده ام.

صدای مرا داری حاجی جان؟

حواسم نبود، یک لحظه خوابم برد، جا ماندم انگار، اینجا دیگر برهوت تنهایی است.

حاجی حاجی، کمیل را گم کرده ام. این طرف سیاهی است. آن طرف سیاهی است...

گفتی حواست را جمع کن، گفتی دستهایت را شده حتی اگر به دستان کمیل بدهی بده و راه را درست برو.

گوش نکردم حاجی جان پشیمانم حالا. چقدر تنهایی سخت و ترسناک است وسط توده های تباهی و دود غفلت و سیاهی انحراف.

مسیر را کج رفته ام. گفته بودی جلو می روی با کمیل برو، بر می گردی با کمیل برگرد. هر جایی که فکرش را نمی کنی ممکن است مین گذاری شده باشد. ممکن است تله انفجاری باشد.

اصلاً کمیل را برای همین ساخته اند که راه را نشانتان بدهد. مثل نور ماه می ماند، از وسط میدان مین و موانع و عوارض طبیعی و غیر طبیعی، در دل ظلمات شب هم شما را سلامت به مقصد می رساند.

کمیل جان قدر تو را ندانستم. یاد شب های جمعه ای که کنارت می نشستم و با حرفهایت مأنوس بودم، سکوت می کردم و آه می کشیدم و اشک می ریختم، چقدر دلم حسرت یک جرعه از لعل لبان تو را دارد. چشم مست تو را می خواهم. یادش به خیر آن شب ها که جویبار عشق تو از نگاهم جاری و زمزمه دلبرانه ات نوازش جان خسته ام بود.

من گمشده ام بی کمیل، تنها و غریبم و دستهایم خالی است. هر طرف بروم بیراهه گمراهی است و هر نوری غیر از تشعشع پرتو فیضش، سراب فریبنده و زرورق پوچ اسارت و بدبختی است.

دلم تنگ شده برای یا غایة آمال العارفین. برای اعتراف به لایمکن الفرار من حکومتک برای خلوت و نغمه یا غیاث المستغیثین؛ یا حبیب قلوب الصادقین.

الهی چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار.

تقدیم به روح بلند همه شهدای مأنوس و شیدای کمیل علی، عباس بابایی، دیالمه، علم الهدی، تورجی زاده، اردستانی، بیضایی و... که مفاتیح الجنان وصل را با اسم رمز معارف شبانه امیرالمؤمنین نشانمان دادند.

آنان که کمیل را ندارند، ابوحمزه را ندارند، ندبه و عاشورا و توسل و جامعه کبیره را ندارند، چه دارند؟ خدایا توفیقمان ده قدر داشته هایمان را بدانیم که دیگر نداشته ای نخواهیم داشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فقط ژست کافی نیست

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۳ بهمن ۱۴۰۱، ۰۴:۳۴ ب.ظ

 

این عروس و داماد هم زندگی شان را پای مزار شهدا آغاز کرده اند دمشان گرم. عکس البته تزیینی است.

چند روز پیش توفیق شد واسطه خیر دو جوان باشم. همان اول هم به هر دوی شان گفتم اگر قرار است حرف از مذهب و اخلاق دینی بزنید اول از همه خودتان باید عامل باشید. نشوید مثل دخترهایی که منتظر همت و باکری ماندند حالا صدام هم گیرشان نمی آید!

یا آقا پسرهایی که با بهانه ای واهی روی دختر مردم عیب گذاشتند و حالا پا به سن گذاشته و به راحتی تحمل زندگی با هر دختری را ندارند.

اگر مدعی دین مداری هستیم به توصیه ها و الگوهای رفتاری دین هم اهمیت بدهیم. فقط صورت و ظاهرمان دینی نباشد. باطن و رفتارمان نیز تأسی از راهبران دینی بگیرد. دختری که دم از مسجد و هیات میزند اما پول و قیافه و شهرت همسر آینده برایش یک اصل است یا پسری که دم از دین می زند اما دنبال دختری است که به واسطه جایگاه خانوادگی او چند پله زندگی را یکجا طی کند در واقع فقط هنرپیشه و بازیگر نقش یک جوان متدین است و آموزه های اخلاقی دین در بطن نگاهش نفوذ نکرده است.

آن دو جوان که عرض کردم الحمدلله هر دو انسان هایی پخته و با نگاه تعالی خواه بوده و ازدواج را مکمل دین و تکلیف دنیایی و اخروی می دانستند و از کنار بعضی تفاوت های کوچک به راحتی گذشتند و بر ملاک های برجسته و اصیل در تشکیل خانواده ای پاک و سازنده اهتمام ورزیدند. برای خوشبختی جوانها دعا کنیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خیلی دور خیلی نزدیک

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۳ بهمن ۱۴۰۱، ۰۴:۱۵ ب.ظ

photo_2022-10-18_08-35-45_deed.jpg

 

خیره شده است به آن طرف خیابان، جوری که انگار حواسش به همه چیز هست؛ اما حواسش به هیچ چیز نیست. شاید بغض هم راه گلویش را بسته باشد. این حس و حال را خوب می شناسم. همه دارند می روند دنبال زندگی معمولی شان. او این جا ایستاده ساکش را بسته، منتظر است آن که با او قرار گذاشته بیاید دنبالش برود مسیری دور و دور بماند از زن و بچه های کوچکی که شیرینی زندگی ند. حواسش به من هم نبود که چند بار دورش چرخیدم و امتداد نگاهش را تعقیب کردم و فهمیدم افقی دور دست و بی انتها را در سکوت و خلوت دلش نظاره می کند.

دل کندن سخت است حتی اگر بدانی مدتش طولانی نیست. دلخوشی اش اما تنها به همین است که می خواهد برای خدا مدتی از شیرینی های زندگی دل بکند و طعم غربت را زیر زبانش بنشاند. برای خدا برود حرفی بزند، رفتاری و گفتاری که بر جان تشنه ای ینشیند و راه گم کرده ای را به راه راست هدایت کند. مبلغان دین حق، پیام بران بعثت نبوی هستند که سختی ها و شدائد روزگار را به عشق لبخند معبود به جان می خرند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا