اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۹۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کار فرهنگی» ثبت شده است

افزایش نگران کننده مهاجرت جنوبی ها به شمال

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۶ بهمن ۱۴۰۱، ۰۴:۱۰ ب.ظ

 

همشهری آنلاین به نقل از دبیر بخش مهاجرت‌های اجباری رصدخانه مهاجرت ایران نوشت که حجم عظیمی از مهاجرت ساکنان شهرهای جنوبی کشور به خصوص خوزستان به شمال کشور در حال رقم خوردن است. مسئول مربوطه البته شرایط اقلیمی را دلیل پر رنگی این اتفاق برشمرد و از این بابت اظهار نگرانی کرد.

اما نباید فراموش کرد علاوه بر شرایط اقلیمی، وضعیت امکانات زندگی نیز در بعضی استانهای مرزی شرایط مطلوبی ندارد.

یک اشاره ظریفی هم به حس تنوع طلبی بعضی مردم کشور باید داشت. مثلا بارها مشاهده شده جوانانی اعم از دختر یا پسر از ساکنان مناطق مرکزی یا جنوبی کشور تمایل به ازدواج با همسری از اهالی شمال دارند. گویا علت این گرایش علاوه بر خوی محبت و صفای باطنی اهالی شمال، در میل به داشتن جای پا در مناطق خوش و آب هوا هم ریشه دارد. 

حالا از این نکته که بگذریم یک مقوله فرهنگی را هم مسئولان ذی ربط باید مدنظر قرار دهند. بارها در بیان و نوشتار بسیاری از مردم مناطق مرزی به خصوص همین خوزستانی های عزیز دیده شده که احساس عقب ماندگی نسبت به مردم سایر نقاط کشور دارند. بخشی از این دوستان تصور میکنند همه مردم شهرهای مرکزی و شمالی و ... به بهترین امکانات مادی دسترسی دارند و فقط آنها هستند که از دایره رقابت بر سر کسب و معاش جا مانده اند. 

ملی شدن شبکه های استانی تا حد بسیاری میتواند در حفظ هویت بومی مردم مناطق مرزی و از بین رفتن بعضی خود تحقیری های اجتماعی و فرهنگی موثر باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سرمایه گذاری فرهنگی

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۱ بهمن ۱۴۰۱، ۰۳:۰۱ ب.ظ

آیین افتتاحیه اردوهای راهیان نور دانش آموزی برگزار شد - راهیان نور

 

جشنواره فیلم فجر یک اتفاق مهم فرهنگی است. همزمان مراسم اعتکاف نیز به عنوان یک اتفاق بزرگ فرهنگی با حضور برجسته جوانها و نوجوانها در مساجد سراسر کشور در جریان قرار داشت.

خیلی از مسئولین مرتبط و غیرمرتبط مثل وزیر نفت نیز به جشنواره فجر سر زده و خودی نشان دادند. اما چند مسئول را سراغ دارید در ایام اعتکاف به مساجد رفته و با جوانهای معتکف دیدار و گفتگو داشته باشند؟

این روزها اوج ساماندهی و فعالیت اردوهای راهیان نور است که بزرگترین حرکت فرهنگی کشور شمرده میشود. از گوشه و کنار شنیده میشود بعضی حضرات بهانه آورده و حاضر به همراهی با این فعالیت ارزشی نیستند.

آقایان باید متوجه باشند که ثمره این اردوها، تقویت باورهای عموم به خصوص نسل جوان نسبت به داشته های خود و دلبستگی بیشتر به موطن خویش است که دستاوردهای مادی و معنوی بیشماری را در آینده ای نزدیک برای مردم به دنبال خواهد داشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پز بدهیم یا ندهیم؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۴ بهمن ۱۴۰۱، ۰۵:۴۷ ق.ظ

بی توجهی خانواده به ارزش های مذهبی، زمینه بروز رفتار بزه در فرزند را فراهم  می کند - ایرنا

 

بعضی دوستان متدین تصور میکنند برای اینکه بگویند خانواده های مذهبی خانواده ای شاد و اهل تفریح هستند و این ذهنیت که بعضی ها گمان میکنند مذهبی ها آدمهای خشک و بی انعطافی هستند و نهایت تفریحشان شرکت در جلسات دعا و مسجد و نمازجمعه  است را از بین ببرند  باید اخبار و تصاویر مربوط به گردش و تفریح با اهل و عیال را در فضای مجازی منتشر کنند.

این تصور هم درست است هم غلط. حالا قضاوتش با خودتان.

اصل این حرف درست است و خودم نیز شاهد بودم که دختران دبیرستانی مثلا بعد از خواندن کتاب خاطرات همسر شهید ایوب بلندی با تعجب می گفتند فکر نمیکردیم خانواده های مذهبی هم اینقدر شوخ و شاد باشند و بگویند و بخندند.

دوستان ما قطعا قصدشان پز دادن نیست و می خواهند با انتشار تصاویر گردش و تفریح با خانواده، همین ذهنیتی که ذکر شد را اصلاح کنند؛

اما

از طرف دیگر دیده شده که بعضی مخاطبان، به خصوص دختر خانمهای مجرد سن بالا که معمولا فرصت زیادی را در فضای مجازی میگذرانند با دیدن این تصاویر دچار رشک یا حسادت می شوند. یا حتی بعضی افرادی که در زندگی مشترک شکست خورده اند نیز به این حس مبتلا هستند. فارغ از اینکه عده ای ممکن است غبطه بخورند و دلشان بسوزد، مساله حسد و چشم زخم را باید در چنین مواقعی جدی گرفت.

نکته دیگر هم بر میگردد به اصل بدبینی اصلاح ناپذیر بعضی افراد مغرض که از طرفی مدعی میشوند مذهبی ها اخمو و دگم هستند از طرفی با دیدن تصاویر مربوط به شادی و نشاط خانواده های مذهبی، غر میزنند که بعله دیگر! زده اند و خورده اند و برده اند چرا شاد نباشند؟ حق ما را همینها خورده اند و... همینها مردم را غمگین نگاه میدارند و خودشان شاد هستند و... از این دست خزعبلات.

من نمی خواهم نتیجه گیری کنم اما خودتان حساب و کتاب کنید انتشار تصاویر و اخبار مربوط به گردش و تفریح و دورهمی های خانوادگی تان در مجموع کار خوبی است یا غلط؟ یا میشود تدبیری اندیشید که هم ذهنیت غلط عده ای از بین برود هم آسیب چندانی به همراه نداشته باشد؟

البته مساله تبرّج هم مقوله ای جداست که بسیار باید مواظب باشیم انتشار تصاویر شخصی و خانوادگی ما به منظور خودنمایی  و جلوه گری و فخر فروشی نباشد که این خودش اساسا منکری بزرگ به شمار می آید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

منِ مسئول!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۷ بهمن ۱۴۰۱، ۱۰:۵۸ ق.ظ

photo_2023-01-27_09-13-20_io3i.jpg

 

دوست طلبه لرستانی ما که در قم زندگی میکند و جوان درس خوانی هم هست بعضی عصرها یا روزهای تعطیل می رود مسافر کشی با اسنپ. هم به پولش نیاز دارد هم کار تبلیغی می کند. روی صندلی ماشین، مقابل چشم مسافر حدیثی را نصب کرده که در تصویر می بینید. به هر مسافر هم یک تکه کاغذ کوچک هدیه می دهد که روی آن هم حدیثی کاربردی از معصومین نقش بسته است. علاقه نشان دهند یا پرسش و ابهامی داشته باشند برایشان وقت میگذارد و با استناد به منابع وحی و کلام اهل بیت روشنگری می کند.

این هم یک مدل کار فرهنگی و فرصت شناسی برای تبلیغ معارف دین و عمل به فریضه امر به معروف است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

باز هم فوتبال باز هم تجاوز و فساد

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۵ بهمن ۱۴۰۱، ۰۷:۲۹ ق.ظ

 

اصلا نمیدانم این مساله ای که درباره یکی از مدارس فوتبال در مشهد مطرح شده است چقدرش صحیح است. عده ای هو کرده اند که در یک مدرسه فوتبال مربی یا مسئولی به طور کاملا عادی در منظر عموم اعضای تیم به نوجوانان تجاوز میکند عده ای هم این ادعا را بزرگ نمایی قلمداد کرده اند؛

اما

دفعه اول و آخری نیست که درباره یک مدرسه فوتبال قانونی یا غیرقانونی، حرف و حدیثهای عجیب و غریبی شنیده می شود. راستش را بخواهید نه تنها مدارس فوتبال در مقاطع پایه که در تیم های بزرگ کشوری هم حواشی عجیب و محیرالعقولی شنیده میشود در سطح ارتباط ضربدری و... حالا پارتی های مختلط و سرو الکل و ... که به رغم افشا حتی برخورد انضباطی متعارفی هم به دنبال ندارد.

منکر وجود ورزشکاران پاک و مومن و سالم نیستم ولی حواشی اخلاقی و مالی فوتبال به خصوص در موضوعاتی مثل پولشویی و دلالی و تبانی، یکی و دوتا نیست و به مرور دارد به خبری عادی تبدیل میشود.

مشکل کجاست؟

فوتبال قرار بود یک ورزش جذاب و رقابتی سالم و سرگرم کننده برای تقویت نشاط در جوامع باشد؛ اما بر اثر بی مبالاتی سیاستگذاران فرهنگی و سوءاستفاده کانونهای قدرت و ثروت نه تنها به عنوان اهرمی برای ایجاد غفلت در جوامع که به مرور به عنوان مهم ترین اتفاق در زندگی مردم معرفی گردید. هر چقدر بر عشق پوشالی و بی خاصیت به فوتبال دمیده شد، خسارت فرهنگی بیشتری نیز بر جوامع انسانی تحمیل گردید. اینکه یک نفر به خاطر باخت تیمش سکته قلبی یا حتی خودکشی کند، دست به ترور و درگیری و وحشی بازی بزند فقط مختص به یک کشور و یک قاره نیست و حتی در کشورهای به ظاهر متمدن نیز شاهد بی اخلاقی های گسترده اجتماعی با محوریت برد و باخت تیم های فوتبال هستیم.

با این حال از متولیان فرهنگی نظام اسلامی انتظار می رفت اگر نگاهی جدی به مقوله تمدن سازی دارند از باد کردن بیخود به بادکنک پوک و اغواگر فوتبال اجتناب ورزیده و نگذارند این ورزش و رقابت جمعی به چیزی بالاتر از ارزش ذاتی خود در فرهنگ عموم تبدیل شود.

وقتی فوتبال را اصل قرار میدهیم و شب و و روز مردم را با آن گره می زنیم باید تبعات اشاعه حواشی ضداخلاقی آن از درگیری و هنجارشکنی های تماشگران و حامیان فوتبال تا گسترش نگاه متأثر از زد و بند و فساد عادی در مدیریت تیم ها، سلبریتی سازی از قهرمانان پفکی که حالا دیگر خود را در همه عرصه های فکری و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی صاحب نظر میدانند، پول پاشی در فوتبال و تلاش مضحک خانواده ها برای فوتبالیست ساختن زورکی از فرزندانشان و رؤیای رسیدن به ثروت و شهرت ولو به قیمت سکوت در قبال تجاوز جنسی و... را هم پذیرا باشیم.

مملکتی که دانشمندان و مخترعان و اندیمشندان و فداکارانش ناشناخته تر از ورزشکاران پولکی و سلبریتی های بی خاصیت چنبره زده بر سفره بیت المال باشند تا دستیابی به تمدن نوین و نوسازی در عرصه عدالت و حاکمیت فضائل انسانی فرسنگ ها فاصله دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شورایی که به انقلاب فرهنگی نیاز دارد!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۰ دی ۱۴۰۱، ۰۴:۵۹ ب.ظ

در سرزمین فَشَلها چگونه باید زندگی کرد؟ - ویرگول

 

این چهار خبر برای همین امروز است. در اغلب سایتها ممکن است خوانده باشید:

پرزنی 81 ساله در اصفهان شناسایی شد که به طور مداوم در یکسال اخیر اقدام به ایجاد مزاحمت تلفنی برای اورژانس می نمود. با شکایت اورژانس و ورود دستگاه قضا، این پیرزن بعد از شناسایی به خانه سالمندان منتقل شد. در خبر ذکر نشده بود که علت این رفتار پیرزن چه بود و تنهایی و بی توجهی احتمالی اطرافیان چه نقشی در مشکلات روحی او داشته است.

سردار هادیان فر رییس شجاع پلیس راهور برای چندمین بار به انتقاد صریح از صنعت غیراستاندارد خودرو سازی کشور پرداخت. او گفت آمار تصادفات رانندگی در عراق سه و نیم برابر ایران است اما آمار مرگ و میر ناشی از تصادفات در عراق نصف تلفاتی است که در کشور ما رقم می خورد. معلوم نیست چرا مطالبه گری حتی از سوی مسئولان سطوح بالای کشور هم نتیجه موثری ندارد و اساسا گوش شنوا برای ترتیب اثر به نقدهای سازنده به ندرت دیده می شود و البته همچنان تأکید داریم انتقادها و اعتراضها باید در ظرف درست و قانونی چیده شده و قطعا مورد توجه و درایت مسئولان ذی ربط قرار خواهد گرفت. انتقاد از وضع اسف بار خودروسازی و وضعیت بغرنج آلودگی هوا و... که نتیجه ضعف و سوءتدبیر بعضی مسئولان است بارها از تریبونهای رسمی نظام نیز بیان گردیده و اما همچنان بی نتیجه مانده است.

معاون امور زنان ریاست جمهوری امروز خبر از افزایش نگران کننده آمار طلاق در کشور داد.

معاون وزیر بهداشت نیز از افزایش یازده درصدی زنان سیگاری در کشور اظهار نگرانی کرد.

امروز این چهار خبر در صفحه حوادث سایتهای مختلف درج شده بود. بماند که اخباری پیرامون انواع حوادث تلخ از قبیل قتل و نزاع و تجاوز و کلاهبرداری و خیانت و باج خواهی و ... نیز در همان صفحات به وفور به چشم می آید.

دیروز اطلاعیه ای از شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص حجاب منتشر شد. نخبگان خوش هزینه مجمع بالا دستی فرهنگی کشور، مقاله ای در خصوص تعهد مثال زدنی زنان پاک کشور نسبت به حجاب نگاشته و در نهایت تأکید نمودند که باید همه انواع چادر و حجاب به رسمیت شناخته شود. منتقدان هم گله کردند که اصلا دعوا بر سر چادر نیست و موضوع سر اصل پایبندی به حجاب و عفاف است و ...

شما در تمام سالهای عمر این نهاد بالا دستی که باید اتاق فکر فرهنگی نظام باشد و بارها نیز گلایه صریح رهبری را شاهد بوده است آیا دیده اید پیرامون معضلات اجتماعی جامعه و ضرورت ارائه پیوست فرهنگی برای طرحهای اقتصادی و اجتماعی و... و لزوم آسیب شناسی از انحرافات و چالش های فکری جامعه و اهتمام برای تغییر بنیادین در نظام نامتعادل آموزش و فرهنگ و عزمی برای تحول آفرینی در حرکت تمدنی نظام و ایجاد هماهنگی بین دستگاههای جزیره ای عرصه فرهنگ و اندیشه و... حرف و نکته و سخن و برنامه ای نو مطرح شده و قدمی رو به جلو برداشته شود و شما را به این نتیجه برساند که بود و نبود این شورا تفاوتی دارد؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

"بچه زرنگ" را ببینید!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۳ دی ۱۴۰۱، ۱۰:۰۱ ق.ظ

بچه زرنگ | شبکه 2

 

مجموعه تلویزیونی و داستانی "بچه زرنگ" که این شبها ساعت بیست و یک و پانزده دقیقه از شبکه دوم سیما پخش می شود از آن دست آثاری است که بر مبنای باور درون و دمیدن روح و با دست دل ساخته شده است، چیزی در مایه های خداحافظ رفیق، او، تویی که نمی شناختمت، مهاجر، دیده بان و...

مهمترین خاصیت تماشای این اثر، بازیابی گمشده های درونی خودمان است و فرصتی برای تأمل درباره مقصدی که داشتیم و راهی که می رویم.

یادمان بیاید که دلخوشی ها و سرمایه هایی چون حضرت رقیه، امام رضا، حضرت زینب، فرهنگ شهادت و... را داریم. ما خدا داریم. اهل بیت را داریم. شهدا را داریم.

داشته هایمان آنقدر زیاد و وسیع هست که بهانه ای برای ناامیدی و حس شکست و سرخوردگی و انزوا و تلقین باخت و ... باقی نماند. ما قلب داریم، بارگاه حریم کبریایی عشق و وصال را درون خود جای داده ایم و خمخانه محبت دوست را بر سجاده دلدادگی طواف میکنیم. یادمان نرود جا مانده قافله نورانی کرب و بلاییم و ...

باید گذشتن از دنیا به آسانی، باید مهیا شد از بهر قربانی.

دم سازندگان سریال دلی "بچه زرنگ" گرم. مشهدی های باصفا که یاد شهیدان بختی و عطایی و ... دیگر مدافعان گلگون کفن حرم آل الله را صیقل روح خسته و جان غبار گرفته مان قرار دادند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خود خودش بود!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۱ دی ۱۴۰۱، ۰۵:۰۵ ق.ظ

افشاگری مقام اسرائیلی درباره عملیات ترور سردار سلیمانی

 

در بحث حفاظت، حاج قاسم همیشه به ما تاکید می کرد کاری نکنید مردم اذیت بشوند. می گفت: «ما هم جزئی از مردیم و از آنها جدا نیستیم، برخی مواقع که ما شدت به خرج می دادیم ، حاجی با ما جدل می کرد. زمانی که به فرودگاه رفتیم تا برای ماموریتی برویم، از ایشان درخواست می کردیم کمی صبر کند تا همه ی مردم که رفتند، بعد ایشان برود. قبول نمی کرد، وقتی هم می خواستیم از گیت رد بشویم ، می رفت انتهای صف می ایستاد و می گفت: من هم مثل بقیه.

برخی مواقع به حدی بدون پیرایه و تشکیلات در اجتماع حضور می یافت که تعجب مردم را برمی انگیخت. خود ایشان در یک جمع خصوصی تعریف می کرد:

یک بار با دخترم زینب رفته بودیم میوه بخریم . به محل میوه فروشی که رسیدیم ، زینب پیاده شد و من داخل ماشین نشستم. زمانی که منتظر بودم، دیدم یک دختر که پوشش مناسبی هم نداشت، به من نگاه می کند. خیلی هم مشکوکانه نگاه می کرد. شنیدم که به دوست همراهش گفت: «این بنده خدا حاج قاسم سلیمانی نیست ، دوستش گفت: «نه بابا! مگر می شود همچین آدمی بدون محافظ و بادیگارد باشد و بودن من را انکار می کرد.

آن دو نفر به خودشان جرأت دادند، آمدند نزدیک، با انگشت به شیشه ماشین زدند و از من پرسیدند: «ببخشید! شما سردار سلیمانی هستید؟ سلام کردم و گفتم: «بله، خودم هستم. بعد از کلی تعجب و ذوق، از من درخواستی کردند و گفتند: «امکانش هست یک یادگاری به ما بدهید؟» تسبیحی دستم بود ، همان را به آنها دادم و گفتم: «بفرمایید. داشتند سرتسبیح با هم جر و بحث می کردند که کدام شان آن را بردارد. وقتی این صحنه را دیدم، انگشتری را که در دست داشتم ، آن را هم در آوردم و به آنها هدیه دادم.

منبع: کتاب متولد مارس، صفحه 117احمد حمزه ای

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این یک خبر و این دو عکس!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۸ دی ۱۴۰۱، ۰۴:۱۰ ب.ظ

عکس/ بدرقه زیبای پیکر یک شهید در روستا سوژه شد

 

این یک خبر را امروز منتشر کردند:

"فاطمه؛ در صدر نامگذاری فرزندان دختر در ۹ ماهه امسال

رئیس سازمان ثبت احوال کشور:
🔹در ۹ ماهه امسال، بیشترین اسم در بین نوزادان پسر، محمد و در بین دختران فاطمه بوده است."

 

عکس بالا مربوط است به تشییع پیکر شهیدی گمنام در یک روستای استان چهارمحال و بختیاری. برای همین یکی دو روز گذشته است. تصویر پایین هم عزاداری مشترک مردم شیعه و سنی ایرانشهر، استان سیستان و بلوچستان، در روز شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیهاست.

این یک خبر و این دو عکس را دشمن هم می بیند. می بیند که سرمایه گذاری های فرهنگی اش برای زدودن محبت اهل بیت و محو نمودن شعائر و معارف دین به نتیجه ای که میخواسته نرسیده است. دشمن کارش دشمنی است. از این پس هجمه بیشتری برای تخریب و تحریف آموزه های دین خواهد داشت. ما هم حواسمان را جمع کنیم تا سرمایه دنیا و آخرتمان که محبت به دین و حرکت در صراط مستقیم مکتب وحی است به یغما نرود.

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این مستند، ناقص و سطحی بود

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۸ دی ۱۴۰۱، ۰۸:۱۰ ق.ظ

مستند «به بهانه آزادی» پخش می‌شود

 

امیدوارم سطح تحلیل مسئولان ارشد نظام در محدوده نگاه سازندگان مستند "به بهانه آزادی" نباشد. این مستند بیشتر چیزی شبیه بولتن تصویری یکی از نهادها و خبرگزاری وابسته بود و نتوانست نگاه عمیق و تحلیلی جامع درباره اغتشاشات اخیر ارائه دهد. درست مثل این می ماند که کتابی را از نیمه باز کرده و بخوانیم و مقدمه و سیر و گره های قصه را قبل از رسیدن به اوج داستان نادیده بگیریم.

اینکه بعضی سلبریتی ها در دامن زدن به آشوبها و تحریک افکار عمومی و انتشار مطالب کذب نقش اساسی داشتند حرف درستی است و باید دید آیا دستگاه قضا شهامت برخورد بی اغماض با آنها را خواهد داشت یا نه اما باید به این پرسش هم پاسخ داده میشد که چه کسانی در این سالها به سلبریتی سازی در کشور دست زده اند و هر روز آنتن صدا و سیما و جشنواره های رنگارنگ نهادها و سازمانها را با بزرگ نمایی از قهرمانان پوشالی پر کرده اند؟ چه کسانی اسب تراوای دشمن را آزادانه به درون خانه های مردم راه دادند؟ چرا سالهای سال است هیچ مسئولی پیگیر وضعیت اسف بار فضای بی در و پیکر مجازی که از فروش کودک تا اسلحه و مشروبات الکلی و روابط نامشروع در آن موج میزند نبوده است؟ چه کسی باید یقه مسئولان را بابت ترک فعل در عرصه فرهنگ بگیرد؟ سالهاست که توجهی به رسوخ معضل بی هویتی در نسل جوان نداریم و مدارس و دانشگاهها را به حال خود رها کرده ایم تا تبدیل به کشتزار تفکر شوم دشمن شود.

چرا عملکرد ضعیف مسئولان دو رو و بی تدبیر دولت قبل و نقش آن در ایجاد کینه و عقده نسبت به نظام بیان نمی شود؟ آن قدری که مستندسازان محترم تلاش کردند عدالتخواهان را در ردیف اغتشاشگران نشان دهند انصاف نداشتند حتی اشاره ای به مطالب روزنامه های هوچی گر اصلاح طلب کنند که چگونه بر تنور آشوبها می دمند و به اوباش هرز و هیز، غذای فکری و خوراک معنوی می رسانند. همین اصرار بر بستن دهان منتقدان دلسوز و پرونده سازی برای عدالتخواهان بود که باعث شد عَلَم مطالبه گری از دایره نظام خارج شده و دست کسانی بیفتد که اساسا عرقی نسبت به دین و میهن ندارند و سطح دغدغه های ملت مظلوم و نجیب را در حد سلف مختلط و آغوش رایگان و رابطه با جنس مخالف تقلیل دهند.

چرا تبعیض ها و بی عدالتی ها و تناقضات رفتاری و گفتاری مسئولان که مسبب گسترش بی اعتمادی مردم به نظام دیوانسالار کشور است مورد توجه قرار نمی گیرد؟ چرا کسی حواسش به مانور قدرت باندها و عناصر دانه درشت فساد در سطح شهرها نیست که با پولهای بادآورده خود به دفاتر بعضی ائمه جمعه و نمایندگان خبرگان نفوذ کرده و به ریش ملت میخندند و آه از نهاد دلسوزان و پابرهنگان نظام بلند میکنند؟ شما شهامت ندارید برخلاف همان بولتن های خودتان یقه زنگنه و جهانگیری را بابت حراج بیت المال بگیرید. حاضرید جواب بدهید چرا عنصر مشکوکی مثل حسن فریدون که از ماجرای مجلس دوم و تشکیل مجمع عقلا که به دستور امام تعطیل شد تا دخالت در ماجرای مک فارلین و دیدار با جاسوس صهیونیست که در کتاب "تماس" حسن عباسی منتشر گردید و مستندات آن باعث تبرئه وی در دادگاه شد به راحتی در ساختار قدرت رشد نموده و با کسب عالی ترین مناصب حکومتی در پی اجرای برنامه های خیانت بار فرهنگی غرب از جمله سند بیست سی و پر و بال دادن به نفوذ مجازی دشمن برآمد؛ در حالی که بهترین فرزندان این مملکت به صرف انتقاد از صاحبان قدرت به راحتی از ساختار سیاسی کشور حذف می گردند.

منحصر دانستن علت آتشی که در ماههای اخیر برافروخته شد به عناصر دست چندمی و دون پایه ای چون علی کریمی و مهناز افشار یادآور تکاپوی رسانه ای برای نسبت دادن رهبری آشوبهای کوی دانشگاه در سال 78 به منگلهای بی ریشه ای معروف به منوچ و ملوس است که در نهایت باعث ایجاد حاشیه امن برای مسببان اصلی حوادث و بستر سازی جهت تداوم آشوبها در فرصتی دیگر جهت باج خواهی سیاسی و جناحی رقبای انتخاباتی خودتان است. رقبایی که البته به رغم همه دعواهای زرگری، رفیق گرمابه و گلستان آخر هفته ها و تعطیلات در ویلاها و خوش نشینی های شبانه و شریک بنگاهها و هلدینگ های غول پیکر تجاری تان هستند.

امیدوار بودیم و البته هنوز هم هستیم غربت بچه های بی ادعای بسیج و انتظامی و واجا و خون شهیدان مظلومی چون آرمان علی وردی و عبدالواحد ریگی و مهدی زاهدلویی و سجاد شهرکی و ... و سیدالشهدای آشوبهای اخیر سید روح الله عجمیان که معارف نهفته در ضمیر پدر و مادرش عصاره فضائل انقلاب خمینی و ماکتی زیبا و مختصر از تمدن الهی اسلام بود تلنگری برای بیداری مسئولان تأثیرگذار کشور در توجه ریشه ای به انحرافات و حل معضلات فرهنگی و آموزشی و اداری و اقتصادی مملکت امام عصر(عج) باشد.

بزرگترین مطالبه گر، منتقد و عدالتخواه این کشور شخص رهبری انقلاب است که شما یقه سفیدهای همیشه در صحنه چپ و راست، متوقف در داعیه ولایت مداری لفظی و بی عمل، شِکوِه و اعتراض ایشان از بی عدالتی در آموزش، شکاف طبقاتی، تجمل گرایی مسئولان و... تا تأکید بر گسترش عدالت اجتماعی، نجات صنعت خودروسازی، حمایت از تولید ملی، توجه به زیرساختهای فرهنگی، ضرورت ارائه الگوهای بومی، برخورد با حقوقهای نجومی، اهمیت امر به معروف و نهی از منکر به خصوص در حوزه مسئولان، تقویت هویت ملی و دینی، اصالت و محوریت خانواده و تربیت فرزند، اصلاح سبک زندگی، مهار بازی دشمن در فضای مجازی و.... را نادیده انگاشته و بار ویرانی و انحراف و اشتباهات نظام دیوان سالار را بر دوش نظام معنوی امت و امامت تحمیل کرده اید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مشکل ریشه ای تر از این حرفهاست!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۹ آذر ۱۴۰۱، ۰۷:۳۵ ب.ظ

تأملی بر اشتراکات بعضی مسئولان و آشوبگران

به این چند گزاره، صرفا از باب نمونه توجه کنید:

1- آزادی

اغتشاشگران می گویند همه باید در رفتار و بیان نظرات خود آزاد باشند. هیچ کس نباید مانع از اظهار نظر دیگران شود. در حالی که خودشان از گفت و گو فراری بوده و در جلسات سخنرانی مسئولانی که قصد پاسخگویی به پرسشهای آنها را دارند جنجال راه می اندازند و "هو" می کنند و مانع از طرح دیدگاه مخالف خود میشوند.

بعضی مسئولان هم خود را طرفدار گفتگو نشان می دهند؛ اما بر خلاف توصیه رهبری همواره از مردم و دانشجویان فاصله داشته و تنها در این شرایط که جامعه دچار التهاب شده از باب حفظ ظاهر و رفع تکلیف به جلسات پرسش و پاسخ با دانشجویان می روند. بعضی مسئولان تحمل نقد را نداشته و با پرونده سازی و عزل و اتهام تشویش اذهان و شکایت و فیلتر و سرک کشیدن به حریم خصوصی دیگران درصدد بستن دهان منتقدان بر می آیند.

2- قانون

اغتشاشگر وقتی به خیابان می آید و نظم جامعه را بر هم میزند یعنی قانون و مطالبه گری قانونی را قبول ندارد؛ اما وقتی وسط اغتشاشات دچار سانحه ای می شود به قانون پناه برده، شکایت می کند و در رسانه ها ننه من غریبم بازی در می آورد که چرا قانون به دادم نرسیده و از مظلومیت من دفاع نمی کند؟! معلوم نیست بالاخره قانون را فصل الخطاب می داند یا نه؟

بعضی مسئولان همه را توصیه به قانون می کنند؛ اما به قوانینی که مثلا خودشان برای حقوق سرباز تعیین کرده اند پایبند نیستند، دم از حفظ محیط زیست میزنند اما هزاران تن زباله شهری را در لب ساحل یا وسط جنگلها دپو میکنند، تمایلی به صدور مجوز تجمعات قانونی ندارند، مدعی حمایت از سوت زنی و کشف ظلمه هستند اما دهها تخلف آشکار صاحبان قدرت از قراردادهای زیان بار نفتی، حقوقهای نجومی، شکاف طبقاتی، زد و بندهایی چون واگذاری عجیب پتروشیمی میانکاله تا ترک فعلها و ساختار چاق و فشل ادارات و خرج های غیرضروری و ... را پشت گوش می اندازند.

3- نقد پذیری

کدام کارمند منتقدی توانسته در ساختار اداری کشور رشد کند؟ به طور معمول پیشرفت اداری مخصوص کارمندان سر به زیر و مجیزگو است. انتقاد از مافوق یا مسئولان ولو در رده های میانی یا پایین دستی اغلب با واکنش منفی آنها مواجه می شود. نه مسئول و صاحب میز تحمل آن را دارد که مخاطب امر به معروف و نهی از منکر دیگران قرار بگیرد نه آن بانویی که حجابش با قانون و شرع انطباق ندارد چنین ظرفیت و اخلاقی دارد. هر دو از اینکه تذکری بشنوند ناراحت شده و گاه به تقابل و پرخاش روی می آورند و هر دو نیز البته معتقد هستند که نقد و تذکر به رعایت قانون در حق دیگران بسی لازم و ضروری است!

4- سبک زندگی

عده ای میگویند ما ایرانی هستیم نباید شبیه اعراب باشیم. اسم مذهبی شان را عوض می کنند، سعی میکنند مثلا جای سلام از درود استفاده کنند، مجموعه نمادها و واژگان فارسی کهن را بر الفاط مشابه عربی-فارسی و نمادهای دینی ترجیح می دهند. در حالی که هیچ گاه به این موضوع اعتراض نمی کنند که چرا سبک معماری خانه هایشان ایرانی نیست، ایرانی های باستان هم سگ و حیوانات را در اتاق نگهداری نمیکردند، حاضر نیستند از ایرانی های قبل از اسلام که اهل عفاف و حجاب بودند تقلید کنند، حاضر نیستند لباسشان طرح و سیاق ایرانی داشته باشد، گوششان به دهان رسانه هایی است که از شیوخ متخاصم عرب بودجه می گیرند، حاضرند کشورشان را دو دستی تقدیم غرب کنند اگر نفعی مادی در آن ببینند و... ادعای ملی گرایی شان حرفی پوچ است.

بعضی از مسئولان هم که دم از ترویج سبک زندگی اسلامی و تمدن سازی می زنند برخلاف آموزه های دین، زندگی اشرافی دارند، اهل تجمل و رانت هستند، بانکداری و اقتصاد و آموزش و احکام جزاء و ... را به تبعیض آلوده می سازند. به شکاف طبقاتی و رانت دامن می زنند و...

5- دروغ

بسیاری از آمارها و اطلاعاتی که درباره آشوبها در شبکه های مجازی و رسانه های مرتبط با جریان آشوب پمپاژ میشود مثل فرار مسئولان و فروپاشی یک ماهه نظام و اعتصابات گسترده بازار و کشته سازی و ... دروغ محض است. کما اینکه وعده های انتخاباتی و آمار سازی های اجرایی و بیلان کارها و... بعضی مسئولان نیز با واقعیتهای جامعه فاصله ای شگرف دارد و گاه مصداق بارز دروغ و فریب است.

ذکر همین پنج نمونه فعلا کفایت میکند برای یادآوری وجود آسیب زای تناقضات مشترک گفتاری و رفتاری لایه های مختلف جامعه، برای آنکه ثابت شود بسیاری از مشکلات جاری کشور ورای طبقات اجتماعی و دسته بندی های سیاسی و ... ریشه در بعضی فرهنگهای غلط جاری در فکر و ذهن مردم اعم از فرا دست یا فرو دست، رئیس یا مرئوس دارد و تا زمانی که باورها و عملکردها اصلاح نشود، هر طیف و دسته ای با هر ظاهر و ادعایی روی کار بیاید و عنان قدرت را بر کف بگیرد، جامعه رنگ و بوی پیشرفت و آبادانی و آزادگی را به طور مطلوب نخواهد دید. مهم تر از هر اصلاح سیاسی و اقتصادی و ... اصلاح فرهنگ عمومی است. تحول در نگرشها و رویکردهاست که میتواند تعالی و سعادت دنیوی و اخروی جامعه مظلوم ایرانی را تضمین نماید. همانقدر که در سالهای نخست پیروزی انقلاب، مردم و مسئولان در سطح معیشت و مراوده و حقوق عمومی و... نزدیک به هم بودند لایه هایی از آنها این سالها در بی صداقتی و هنجارشکنی و منفعت طلبی و کام جویی و... شبیه هم شده اند.

منتقد نجیب و دلسوز و واقع بین و عدالتخواه، همه را بی تعارف و لکنت به رعایت چارچوبهای انسانی و عقلانی و قانونی دعوت میکند، خواه مسئولین باشند یا مردم، توجیه گر وضع موجود باشند یا معترض و آشوبگر و...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

درباره این سه خبر مرگ آور!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۵ آذر ۱۴۰۱، ۰۱:۱۰ ب.ظ

 

در صفحات حوادث رسانه ها این  روزها سه خبر تلخ بیشتر جلب نظر می کند.

پیرمردی 84 ساله در کرج که همسری میانسال اختیار کرده و خواهرزاده او را نیز  به فرزند خواندگی پذیرفته بود وقتی از محبت و توجه همسرش ناامید شد و احساس کرد او کودکی که فرزند خوانده شان  است را بیشتر دوست دارد، نیمه شبی چاقو به دست گرفت و هر دو را به قتل رساند! و بعد خودش را تسلیم قانون کرد.

مرد 25 ساله ای در مشهد بعد از تماشای چند فیلم کوتاه مستهجن در گوشی همراه رفیقش بر اثر تحریک قوای جنسی، دختر بچه ای سه ساله را برای تجاوز به خانه برد و وقتی فریادهای او را شنید گلویش را فشرد و به قتل رساند!

زهرا جلیلیان دانشجوی دکترای برق دانشگاه تهران وقتی اعمال نفوذ استاد را برای درج نام فردی دیگر کنار نام خود ذیل مقاله پژوهشی اش دید که خودش برای انتشار در نشریه ای علمی و معتبر جهانی تهیه کرده بود اقدام به خودکشی نمود!

میتوانیم برای هر سه این اتفاق و وقایع مشابهی که هر روز درگوشه و کنار کشور رخ میدهد مخرج مشترکی بگیریم؟

آن پیرمرد 84 ساله که پایش لب گور است اگر خدا را در نظر داشت میتوانست رفتار غلط همسرش را نادیده بگیرد و صبر پیشه کند. لااقل از خدا حیا میکرد و طلاق میگرفت. دستکم با آن بچه بیگناه کاری نداشت. همسرش چطور؟ او هم اگر خدا را در نظر میگرفت از کم محلی به مرد خانه هر چند پیر و فرتوت باشد غفلت نمیکرد.

مرد 25 ساله اگر از خدا میترسید فیلم مستهجن نگاه نمیکرد. به همان میزان که فیلم مستهجن در جامعه به وفور قابل دسترس است دسترسی مشروع به جنس مخالف هم کار دشواری نیست. فکر تجاوز آنهم به یک کودک سه ساله و سپس قتل او تنها از ذهن بیمار و روح پریشان و دل آلوده به شهوت سر می زند. وجودی که دیگر از یاد خدا تهی شده در تسخیر شیطان است.

بعضی استادان دانشگاه خیلی چندش آور هستند. خودشان را عقل کل و صاحب نظر و در طبقه خدا میدانند. فساد اخلاقی یا فکری و اعتقادی یا انظباطی بعضی اساتید دانشگاه در سایه سکوت نهادهای ذی ربط واقعا عذاب آور است. آن دختر دانشجو اگر خدا را در نظر داشت بابت این ظلم به او پناه میبرد یا شکایت میکرد. خودکشی در هیچ فرضی از نظر عقل و شرع قابل تایید نیست. استاد دانشگاه هم اگر حیا داشت و از خدا میترسید به حقوق معنوی دانشجویش تعرض نمیکرد. مسئولان نظارتی و فرهنگی و آموزشی هم اگر خدا را در نظر بگیرند و بدانند روزی باید در پیشگاهش بابت کرده ها و نکرده های خود پاسخگو باشند فرصت تصدی امور و تکیه بر تخت قدرت و جاه را مغتنم شمرده و در ترویج احکام و معارف حق و گسترش معنویات و نظارت بر حیطه های تحت سیطره، دقت و دلسوزی بیشتری نشان می دهند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از خوزستانی های عزیز بعید بود

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ۰۷:۳۱ ق.ظ

                                                   درگیری عجیب در فوتبال ایران با ۹ مجروح

 

نه فقط از خوزستانی ها که البته از همه مردم ایران بعید است با مهمان خود اینگونه رفتار کنند.

در جریان مسابقات لیگ دسته اول فوتبال جوانان کشور تیم مهرگان رامهرمز میهمان تیم نفت امیدیه بود. نفتی ها یک بر صفر بازی را بردند. ملاحظات داوری بماند برای اهلش؛ اما بازیکنان و کادر و تماشاگران این تیم به رغم برد در خانه، پس از اتمام بازی به جان میهمانان خود افتادند و با ضرب و شتم آنان نه نفرشان را راهی بیمارستان نمودند!

فوتبال که قرار بود صرفا یک بازی باشد دارد به نماد کثیف ترین پدیده ورزشی و عرصه تعاملات پشت پرده و ورود و خروج پولهای آلوده و ... تبدیل میشود. وظیفه ما آن است که فوتبال را مانند هر پدیده وارداتی به ساحت تمدن و تفکر اسلامی و شرقی، ذیل آداب و فرهنگ بومی و انسانی خود تطهیر نموده و ماهیت آن را با معیارهای اخلاقی و فرهنگی خود تطبیق و تغییر دهیم. نه اینکه متأثر از بداخلاقی ها و محوریت حاشیه ها به فرهنگ و سبقه اخلاقی موطن خویش چنگ بیندازیم.

حالا جالب است بر تابلوی سر در ورودی اغلب این باشگاهها عنوان فرهنگی – ورزشی هم ثبت شده است! فرهنگ ایرانی اجازه میدهد با میهمان خود چنین رفتار کنیم؟ آنهم در خوزستانی که مردمش در تمام تاریخ به تمدن سازی و اخلاق و شرافت شهره جهان بوده اند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حتی یک لحظه را از دست ندهیم

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۰ آذر ۱۴۰۱، ۰۳:۵۸ ب.ظ

شب محکوم به سپیدی است. روز هم شب می شود و.. این تنوع و تغییر است که گردش ایام را رقم می زند.

زمستان به بهار ختم می شود و بهار به تابستان و...

هیچ حکومتی پایدار نیست. حکومت انبیا و امامان یا حکومت سران شرک و الحاد همه تغییر نمودند. مستحکم ترین بناها و عظیم ترین کاخها و عمارت ها هم فرو می ریزند. هیچ سازه ای ماندگار نیست جز بنای فرهنگ و اندیشه و هنر.

دگرگونی در عناصر بیرونی عالم خلقت نشأات گرفته از حرکت درونی و ذاتی همه پدیده های هستی است و درسی برای آن که از بدی ها و سیاهی ها ناامید نشویم و به پیروزی ها و توفیقات مغرور نگردیم.

آن چه می ماند ارزش هایی است که در نهاد بشریت نفوذ کرده و درونی شوند، خیر باشد یا شرّ که از نگاه ما ضدارزش است و برای معتقدانش شیرین و مراد.

تفکر خیر و حق باقی ماند. هر چه مرقد و بارگاه اباعبدالله را ویران نمودند، نوحه و روضه را منع ساختند به تحقیر و تمسخر وقایع عاشورا پرداختند، پیام عاشورا به همه نسلها رسید و جنبش های بزرگی را در مقابله با ظلم و ستم در سراسر گیتی رقم زد.

تفکر باطل هم ماند و حامیانی برای خود دست و پا کرد. یک زمان عده ای در شهادت طفل شش ماهه اباعبدالله تشکیک می نمودند. مگر می شود انسان ها آنقدر شقی باشند که نوزادی را از مکیدن آب منع کنند که هیچ، حلقوم تشنه اش را با تیر سه شعبه نشانه روند که هیچ، جنازه مطهرش را از خاک بیرون کشیده سر از تنش جدا نموده و بر فراز نیزه به اهتزاز در آورند؟ رذالت و پستی هم حد و مرزی دارد. داعش و پیش تر از آن صربها در توزلا و سربرنیتسا ثابت کردند انسان مدعی تمدن هم میتواند از حیوان درنده ای وحشی تر و خون آشام تر باشد.

به حسن رجایی فر گفتند تو سه بچه قد و نیم قد داری، فرزند کوچکت خردسال است، یکبار که به سوریه رفتی و مجروح شدی، دینت را ادا کردی دوباره برای چه عزم سفر داری؟ گفت: روزی اطراف شهر حلب در خیابانی قدم میزدم. چشمم به سر بریده کودک خردسالی افتاد که روی دیوار گذاشته بودند. وقتی کودکانی اینطور مظلومانه کشته میشوند و خانواده هایشان چنین به داغ می نشینند من چطور میتوانم کنار زن و بچه خود آرام و خوش و شاد در کنج عافیت بنشینم؟

راه و رسم یزیدیان نیز به موازات راه حسینیان تاریخ، استمرار یافت و جای پایی برای خود پیدا کرد.

این ویژگی فرهنگ است که اگر همه ظواهر و ساختارهای تجسمی و خارجی اش را هم از دست بدهد باز ملکه ذهن و وجود عده ای قرار داشته و سینه به سینه به نسلهای بعد منتقل شده و در عرصه روزگار تأثیرگذار خواهد بود.

برای همین است که می گویند اصلاح ساختار اقتصاد و سیاست و دیگر شئون جامعه در وهله نخست نیازمند اصلاح فرهنگ آن جامعه است.

ماهاتیر محمد در خاطراتش می گوید مردم مالزی به بدترین وضع زندگی خو کرده بودند و حقارت را جزو لوازم زندگی خود شمرده و ذره ای به تغییر و پیشرفت اعتقاد نداشتند. او در جایگاه نخست وزیر تلاش کرد استقلال و خودکفایی را در قالب یک ارزش درونی نهادینه سازد تا در نهایت به رغم همه مشکلات و فراز و نشیبها مالزی به کشوری ثروتمند و پیشتار تبدیل شود.

تأکید زعمای انقلاب اسلامی بر تقویت باور "ما می توانیم" نیز از همین مهم سرچشمه میگیرد. از همین باب است که در دوره ای توسط امثال رزم آرا تبلیغ میشد ایرانی لولهنگ هم نمیتواند بسازد اما دیری نپایید که با پیروزی انقلاب اسلامی حتی تهیه فهرستی از ابداعات و اختراعات ثبت شده کشور در قامت چند جلد کتاب قطور رخ می نمایاند.

بنی صدر می گفت ما نمی توانیم با ارتش عراق بجنگیم. توان رزمی دو طرف قابل قیاس نیست. زمین بدهیم زمان بخریم و... خرمشهر و بستان و سوسنگرد و هویزه و مهران و ... پشت سر هم سقوط کرد. بنی صدر در نهایت عزل شد. امام شد فرمانده کل قوا، فرمود حصر آبادان باید شکسته شود. او فرهنگ ما میتوانیم را در روح رزمندگان دمید. نه فرمانده ای جدید نه رزمنده ای تازه نفس نه مهماتی ویژه وارد عرصه رزم شد. فرهنگ و باور رزمندگان که تغییر کرد، همان ارتش منفعل زمان بنی صدر ناگاه غرّش کنان با توسل به یاد ثامن الائمه علیه السلام شکست حصر آبادان را رقم زد. اندک زمانی بعد، بستان و هویزه و سوسنگرد و خرمشهر نیز از چنگ اشغالگران خارج شد که هیچ، فاو و شرق بصره و حلبچه نیز به تسخیر جبهه مقاومت درآمد.

فرهنگ حرف اصلی را در موفقیت یا عدم توفیق انسان و جامعه می زند.

برای شکل گیری و تغییر در فرهنگ راههای مختلفی وجود دارد. تکرار شعارها و تبیین حق و مطالبه و گفتمان، راهی مردمی و خودجوش و آتش به اختیار برای تغییر فرهنگ و اصلاح و تغییر یک جامعه به شمار می آید.

یک زمانی انتقاد از رییس جمهور هم به منزله دشمنی با نبی اکرم (ص) تلقی می شد. نهایت مسیری که برای اطفای حسّ انقلابی نیروهای مومن گشوده شد امر به معروف و نهی از منکر در حیطه مقابله با بدحجابی یا نهایتا مبارزه با گران فروشی در بازار بود.

دولت سازندگی در خلوت خود به اشاعه فرهنگ رفاه طلبی و تجمل پرستی و ریخت و پاش در بیت المال و ایجاد تبعیض و شکاف طبقاتی و رانت و نورچشم پروری و آقازاده بازی و ... مشغول بود.

یک هفته نامه سیاه و سفید بی کیفیت را مهدی نصیری –فارغ از اینکه در حال حاضر آدم خوبی تصور شود یا بد- راه انداخت به نام صبح. رحیم پور ازغدی پدر و پسر، دکتر گلشنی، شهریار زرشناس، پروفسور مولانا و مددی و... را او اول بار به جامعه انقلابی معرفی کرد با بحثهایی که مبانی تئوریک انقلاب اسلامی در عرصه تمدن سازی و تحقق کامل حاکمیت دینی را برای عموم بازگو میکرد. به مرور بچه های انقلابی بیدار شدند و فهمیدند حرفهای زیادی در عرصه های مختلف برای گفتن دارند و رسالتی جهانی بر دوششان نهاده شده که نباید روی زمین بماند و...

این حرفها و دغدغه ها تکرار و تکرار شد. نشریات دیگر، چهره های دیگر به مرور شکل گرفت از شلمچه ده نمکی تا افشاگری های حسن عباسی و نشست های گفتمان محور نخبگان جوان در حوزه و دانشگاه و دوره های دانشجویی موسسه مرحوم مصباح و... این دغدغه ها به مطالبه و مطالبه به فرهنگ بدل شد که ثمره اش به پیروزی احمدی نژاد – فارغ از اینکه در حال حاضر آدم خوبی تصور شود یا بد- انجامید. احمدی نژاد مستقل با طرح شعارهای انقلابی و عدالتخواهانه توانست قدرتمندترین و با نفوذ ترین رقبای خود را در دو مرحله و سه انتخابات کنار بزند. همین شد که در شب پیروزی او رادیو آمریکا اعلام کرد ایران 25 سال به عقب (یعنی سال 57) بازگشت.

ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم را برای همین گفته اند.

در دولتهای احمدی نژاد کار کردنِ بیشتر، معیار سنجش و ترازوی ارزش و توانایی بیشتر مسئولان قرار گرفت و سبقت در خدمت رسانی به یک باور کلیدی تبدیل شد. همین است که هنوز با گذشت یک دهه از اتمام دولت دهم، نقطه ای از کشور نیست که اثری از آبادانی زمان مدیریت هشت ساله دولتهای او را به خود ندیده باشد.

دردولت روحانی اما دوباره فرهنگ تبختر و کبر و عافیت جویی رونق گرفت و دوباره مسئولان طلبکار مردم شدند. دست روی دست گذاشتند و آجر روی آجر نگذاشتند که هیچ به خورد ملت دادند که باید ازخارج مدیر وارد کرد و ایرانی جماعت کاری بالاتر از تهیه آبگوشت بز پاش در توانش نیست و...!!

برای ایجاد هر تحولی باید فرهنگ را تغییر داد. هر کس باید به سهم خودش کاری کند. به قول آقا هرکس بایدهمان نقطه ای که ایستاده را مرکز توجهات دنیا بداند و فکر کند خودش محور امور است .

شماتت مسئولان کم کار و مطالبه از آنان به جای خود، اما خودمان را هم مسئول بدانیم. انسان باید برای تحقق دغدغه هایش تلاش کند.

فکرها و حرفها و قدمهای کوچک هم تاثیر دارد. اثر پروانه ای، نظریه ای برای اثبات همین واقعیت سازنده است. برایتان پیش نیامده چیزی که فکر میکنید یا درباره اش حرف زده اید را مجسّم و  تحقق یافته ببینید؟ همیشگی نیست اما خیلی از وقتها حرفهای ساده و زلال ما هم به واقعیت می پیوندد. یک فکر خوب یا یک حرف خوب را هم حتی دست کم نگیریم چه رسد به اقدام خوب.

پدر شهید زین الدین چند دقیقه وقت گذاشت و به رحیم صفوی که فرمانده وقت سپاه بود پیشنهاد داد همانطور که برای علما کنگره بزرگداشت گرفته شده، دبیرخانه ای تأسیس شده و آثارشان معرفی و منتشر میشود چه خوب است برای شهدا هم چنین شود.

چنین شد. با همین چند کلمه، کنگره های استانی شهدا شکل گرفت و صدها کتاب و فیلم و آثار هنری و فرهنگی به گنجینه تاریخ این مرز و بوم افزوده گردید.

ثمره شبهای خاطره و برگزاری راهیان نور و ثبت آثار شهدای دفاع مقدس را در سوریه شاهد بودیم. بی استثنا همه رزمندگان نسل سومی و چهارمی انقلاب که سنشان به درک حال و هوای سالهای دفاع مقدس قد نمیداد با کتابها و محافل شهدا انس داشتند و بر مدار روحیات و افکار آنها پرورش یافته و در تداوم راهشان حماسه دفاع از حرم را در تاریخ مردانگی و غیرت به یادگار گذاشتند و پرچم آزادگی را در نبل و الزهرا برافراشته نگاه داشتند. محمدحسین محمدخانی خاطرات مرحوم ضابط (علمدار روایتگری شهدا) را که شنید مانند او دو زانو بر مزار شهدا می نشست و بابت فعالیتهایش در بسیج دانشجویی به آنها گزارش کار میداد و راهنمایی میخواست. او به همت و باکری علاقمند بود کتابهای خاطراتشان را میخواند و تلاش داشت به شخصیت آنها نزدیک شود. در بحبوحه عاشورایی مدافعان حرم خوش درخشید. حاج قاسم مدیریت و فرماندهی این جوان دهه شصتی را که دید در وصفش فرمود: همت و باکری دیگری را پیدا نمودم.

یک بازاری مومن بر اساس علائق شخصی خود، تصاویر علمای شهر را در تکیه ای کوچک جمع کرده و بر در و دیوار آن  نصب می نمود و در منظر نگاه رهگذران قرار میداد. جوانی نانوا علاقمند به تاریخ، از شور نگاه به تصاویر نورانی علما به وادی تحقیق و تألیف روی آورد و آثاری در خور در باب حیات چند عالم نگاشت و به پیشگاه تاریخ تقدیم نمود.

نوجوانی از ذوق تماشای سینه زنی پیرمردی میاندار، جذب هیأت شد. اندکی بعد مسجدی شد و اهل نماز جماعت و بسیج و در اثر معاشرت با نوجوانان مسجدی که جذب حوزه شدند، به مدارس علمیه پیوست و به مرور زمان آثاری در حیطه امور فرهنگی و ترویجی از خود برجای گذاشت.

خدا به کارهای کوچک و خیر و خالص، برکت میدهد و به دنباله آن می افزاید. از هیچ کار به ظاهرخردی در راه نشر معارف دین غفلت نورزیم.

خدا زبان را به عنوان سنتی ترین و نافذترین رسانه به طور رایگان در اختیار ما قرار داده است که آن دنیا بابت قصور در حق آن باید جوابگو باشیم. به قول حاج آقای قرائتی آن دنیا یوم الحسره همه لحظاتی است که به راحتی از دست دادیم و قدر نشناختیم.

مرحوم حاج آقای ضابط علمدار روایتگری شهدا بود. گاهی در جمعی می نشست به بهانه ای که مثلا میخواهد از جیبش کاغذ یا شانه ای در بیاورد تصویر یکی از شهدا را هم در می آورد و به بقیه نشان میداد و به همین بهانه، خاطره ای از آن شهید را برای بقیه تعریف میکرد.

در خاطرات اعضای جمعیت موتلفه آمده است در دوران ستمشاهی در تاکسی و اتوبوس و... به بهانه ای سر صحبت را با راننده یا مسافر باز میکردند و حدیثی هم لابه لای صحبتشان میخواندند که از آن فرصت اندک هم برای تبلیغ دین استفاده کرده باشند.

روح مصطفی چمران شاد که علاوه بر دانش و رزمش، نقاش زبردستی هم بود. تابلویی کشید با شمعی کوچک و روشن در دل صفحه ای بزرگ و تاریک و زیرش نوشت که من شاید کوچک باشم و با نور اندکم نتوانم همه این سیاهی ها را از بین ببرم اما به اندازه خودم که میتوانم روشنایی ببخشم و...

در ادبیات روایی ما رسیدگی به یتیمان بسیار مورد توجه قرار گرفته است و بعد بر این نکته تأکید شده که بالاترین ایتام کسانی هستند که امام خود را گم کرده اند و باید دستشان را گرفت. همه نسبت به هم مسئولیم. از این رو گفته اند هر کس یکنفر را از مرگ یا گمراهی و انحراف نجات دهد در وزن نجات و بیداری هم عالم اجر و مزد الهی خواهد داشت.

و یاد شهید بهشتی که گفت در جمهوری اسلامی آنقدر کار هست که برای انجامش نیاز به حکم مسئولیت نیست و تأکید مقام معظم رهبری که در جمهوری اسلامی هر کجا که قرار گرفتید همان نقطه را مهم ترین جایگاه و مرکز توجهات عالم بدانید و...

همه مسئولین قابل نقد هستند. به خصوص مسئولان فرهنگی که بودجه ها و ظرفیت های کلانی را هدر دادند اما یادمان نرود که خودمان هم به عنوان مدعی انقلابی گری و تعلق دینی مسئولیم و میتوانیم مبدأ تحول باشیم. هیچ حرف و کلمه و سخنی در عالم خلقت بی تأثیر نیست، تیری را می ماند که دیر یا زود به هدف می نشیند.

و یادمان نرود که شرط اثر گذاری در دایره زلال معارف حق، اخلاص و بی ریایی و فرار از حبّ نفس بیان شده است. اینکه چرا خیلی از کارهای فرهنگی اثر ندارد و چه باید کنیم تا کردار و گفتارمان انسان ساز باشد کتابی مفصل و فصلی جدا و قطور میطلبد که خلاصه اش میشود نکته دقیق و راهبردی سردار دلها که فرمود باید به این بلوغ برسیم که دیده نشویم. جنس انقلاب اسلامی از ماده نور و پاکی است و آلایندگی ها با طبع آن ناسازگار بوده و از دریای زلال حقیقت بیرون انداخته خواهد شد.

همه این خونها و مصیبتهای اخیر اگر باعث بیداری ما شود و بدانیم هر لحظه از زندگی یعنی یک فرصت برای رشد و تغییر، می ارزد. می ارزد اگر بدانیم همه این هیاهو برای زدودن غبار از وجود جوانان تراز انقلاب اسلامی همچون آرمان علی وردی و سید روح الله عجمیان و مهدی زاهدلویی و... بود. می ارزد که باور کنیم میتوان در دوره ای زندگی کرد که بیرون زدن صفرهای حساب بانکی ارزش باشد، دست درازی به سفره بغل دستی افتخار باشد، ادبیات ملت بشود پیچاندمش و دورش زدم و کمتر کار کردن و بیشتر در آوردن زیرکی تلقی شود و باز هم همه طلبکار باشند وبه تصور اینکه حقشان آنطور که باید ادا نمیشود کم کاری های خود را توجیه کنند و ناگاه مردی در مقابلتان رخ نشان دهد که سی ماه سابقه جبهه دارد، کارگری ساده و فصلی و مستاجر در خانه ای محقر در منطقه ای کم برخودار است و پسر جوان خودساخته اهل روزه و جهاد و معنویت را که در راه خدا تقدیم میکند لبخند میزند، سجده شکر می رود و می گوید دینم را به انقلاب ادا نمودم. آوینی را با خونش شناختند، آثار مطهری با خونش در جان و فکر مردم رسوخ کرد، حیات و نشاط و بالندگی ارزشهای انقلاب در عهد ناجوانمردی و تیز بازی و چپاولگری و سهم خواهی با خون روح الله های مکرری چون عجمیان و دیگر جوانان و نوجوانان شهادت طلب بی ادعا شفاف و نمایان شد.

محمد جهان آرا در چارچوب نگاه اداری امروز، میتوانست دست روی دست بگذارد، معطل کند و به این دلیل موجه که نیازمند پشتیبانی از مرکز است قدم از قدم برندارد، اما اگر جهان آرا چنین می اندیشید خرمشهر همان روز اول، المحمره می شد و آبادان، عبادان و حساب اهواز و اندیمشک هم با کرام الکاتبین بود.

از همین جا که ایستاده ایم شروع کنیم. هر کس میتواند رسانه حق باشد. با زبان و قلم. همین فضای مجازی فرصتی غنیمت است که میتوان به جای انفعال، اثر گذار بود و صدای حق و نور هدایت را به صفحات دل ملت تاباند حتی اگر یک نفر به راه رستگاری برسد؛ چه برسد به این که یقین داریم همین حرفها و گفته ها و تکرار مطالبات، به مرور به دغدغه و فرهنگ عموم تبدیل خواهد شد؛ بأذن الله تعالی.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کشف الاسرار نو!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آذر ۱۴۰۱، ۱۱:۰۷ ق.ظ

اول این خبر را که در فضای مجازی منتشر شده بخوانید:

"روایت قابل تامل فرمانده نیروی هوافضای سپاه از جلسه خود با دختران دبیرستانی/  سردار حاجی‌زاده: نوجوانان و جوانان ما مقصر نیستند؛ مثل اینکه برای برخی خواص باید کلاس توجیهی بگذاریم!

 فرمانده نیروی هوافضای سپاه در دانشگاه شهید رجایی:

چند روز پیش با حدود ۳۵۰ نفر از دختران دبیرستانی جلسه ای داشتم پرسیدم ما در جنگ تحمیلی چقدر شهید دادیم یکی گفت ۴۰۰ نفر یکی گفت ۵۰۰ نفر. پرسیدم منافقین چند نفر از ما را شهید کردند؟ گفتند نمی دانیم. اطلاعات شان اینقدر است. یکی پرسید چرا ما رفراندوم برای نظام نداریم.

نوجوانان و جوانان ما مقصر نیستند؛ مقصر ما هستیم مقصر خواص هستند مقصر کسانی هستند که باید بروند و توجیه بکنند."

 

+ علی اکبر حکمی زاده وقتی کتاب اسرار هزارساله را در نفی نظام فکری و فقهی اسلام به نگارش درآورد، امام خمینی کرسی تدریس خود را چند صباحی تعطیل نمود و تمام وقت نشست و کتابی نوشت با عنوان کشف الاسرار در رد علمی آن اثر تحریف آلود و شبهه ناک.

این روزها زیاد میشنویم که حال دانش آموزان و مدارس کشور چندان مساعد نیست. اسب تراوای مجازی دشمن توانست با بمباران شبهات و اخبار دروغ و شایعات و ... ذهن بسیاری از جوانان و نوجوانان کشور را مسموم ساخته و از حقیقت دور نماید.

نمی گویم حوزه های علمیه تعطیل شوند و بروند دنبال حل المسائل ذهنی نوجوانها اما حرکتی سریع و هدفمند لازم است تا آن دسته از روحانیون جوانی که به پاسخ شبهات روز مسلط هستند و کار با مخاطب کم سن و سال را بلدند فارغ از درس و بحث و کار و مشغله، چند صباحی در جمع دانش آموزان مدارس حضور یافته و نسبت به اصلاح سوءبرداشتها اقدام کنند. هنوز هم تبلیغ چهره به چهره یکی از بهترین روشهای تأثیر گذاری بر جامعه است که باید با جدیّت بیشتری مورد توجه واقع شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جنایت در اندیمشک

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳ آذر ۱۴۰۱، ۰۳:۰۹ ب.ظ

روز ایثار و مقاومت اندیمشک

 

پنجاه و چهار فروند هواپیمای جنگنده دشمن به مدت یک ساعت و نیم بر فراز شهر اندیمشک به پرواز درآمدند و خیابانهای این شهر را شخم زدند. چند هواپیمای جنگی دیگر البته این بمباران را تا چهار ساعت ادامه دادند تا رکورد طولانی ترین جنایت جنگی هوایی بعد از جنگ جهانی دوم در شهری مسکونی و برای مردمی بی دفاع رقم بخورد.

چهارم آذر روز اندیمشک است.

مردم غیور و دوست داشتنی اندیمشک و دزفول تمام سالهای دفاع مقدس زیر سنگین ترین آتش تهاجم دشمن مقاومت نموده و شهر را ترک نکردند. این مساله هم باعث یأس و سرخوردگی دشمن هم موجب امید و دلگرمی رزمندگان اسلام بود.

برای دشمن اندیمشک و شوش و... مهمتر از شهرهای مرزی دیگر بود. زیرا میتوانست با اشغال آن گلوگاه ارتباطی خوزستان با ایلام و لرستان و پایتخت را قطع نموده و عقبه نیروهای مقاوم را در هم بشکند. ایران نیز با درک این موضوع پیش از آزادسازی خرمشهر درصدد عقب راندن دشمن در غرب شوش و ... برآمد و عملیاتهایی چون طریق القدس و فتح المبین را قبل از الی بیت المقدس طراحی و اجرا نمود. ارتش بعث با ناامیدی از تصرف خوزستان، حملات وحشیانه به مردم را تشدید نمود.

اگر چه کاروانهای زیارتی راهیان نور اغلب از کنار شهرهای اندیمشک و دزفول به راحتی عبور کرده و گاه صرفا در گلزار شهدای این شهرها و یا در پادگانها جهت استراحت مستقر میشوند اما حقیقت امر این است که وجب به وجب اغلب خیابانها و کوچه پس کوچه های این شهرهای مقاوم شاهد حملات ناجوانمردانه دشمن و شهادت زن و بچه و پیر و جوان این آب و خاک بوده است. هر بار دشمن پست در جبهه و جنگ مستقیم شکست میخورد به بمباران وحشیانه مردم بی پناه روی می آورد.

حیف است روز چهارم آذر را از یاد ببریم.

حیف است خاطرات مقاومت قهرمانانه مردم در زیر حملات جنایتکارانه دژخیمان که از برجسته ترین صفحات کتاب حماسه و ایثار این مرز و بوم است به درستی و کامل و جذاب ثبت و نقل نشده و در آثار هنری و فرهنگی و درسی به خوبی انعکاس نیافته است.

حیف است حتی نسل جدید جوانان خوزستان با تاریخ سه دهه قبل شهر و دیار خود ناآشنا بوده و از پایمردی و استقامت مثال زدنی پدران و مادرانشان بی خبر باشند.

کار نکرده زیاد داریم. در حق تاریخ ایران سرافراز بسیار کوتاهی کرده ایم.

ویکی پدیا درباره چهارم آذر اینگونه نوشته است:

بمباران اندیمشک در روز ۴ آذر ۱۳۶۵ و در جریان جنگ ایران و عراق اتفاق افتاده‌است. در این حملهٔ هوایی، شهر اندیمشک به مدت یک ساعت و سی دقیقه، توسط ۵۴ فروند جنگنده به صورت مستمر بمباران شده‌استاز این واقعه به عنوان طولانی‌ترین بمباران بعد از جنگ جهانی دوم یاد می‌شودآنچه مسلم است اینکه این بمباران، طولانی‌ترین و مرگبارترین حملهٔ هوایی نیروی هوایی عراق در طول جنگ هشت ساله با ایران به‌شمار می‌رود.

جزئیات واقعه

صدام حسین، رئیس‌جمهور عراق از حمله در روز به اندیمشک و حمله مجدد در شب خبر داده بود۵۴ جنگنده و بمب‌افکن عراقی از ساعت ۱۱:۴۵ صبح روز چهارم آذرماه سال ۱۳۶۵ به مدت ۱۰۰ دقیقه شهر اندیمشک را زیر آتش خود قرار دادندبا کاهش تعداد هواپیماها، این حملات تا چهار ساعت ادامه یافته‌است. اگرچه تعداد کشته‌ها و زخمی‌ها به‌طور دقیق مشخص نبوده‌است اما برخی گزارش‌ها حاکی از آنند که در این حادثه بیش از سیصد نفر از مردم اندیمشک کشته و هفتصد نفر زخمی شده‌انددر این حمله علاوه بر بمباران پایگاه چهارم شکاری و مناطق مسکونی، میدان راه‌آهن و ایستگاه راه‌آهن اندیمشک، بازار روز کالا و تره‌بار، پادگان دوکوهه، دبیرستان شریعتی، سد و نیروگاه دز اندیمشک، رادار موشکی سد دز، پادگان سفینه النجاه، ایستگاه بالارود، اداره پست و مخابرات و بیمارستان شهید بهشتی بمباران شده‌اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بلوغ جنسی از بلوغ فکری سبقت میگیرد!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۰ آبان ۱۴۰۱، ۰۶:۵۷ ب.ظ

 هشدار به والدینی که «نوجوان دبستانی» دارند!

 

ایرنا نوشت: "تحقیقات نشان می‌دهد که میانگین سن بلوغ در سراسر جهان کاهش‌یافته است و ازاین‌رو، هر کودکی می‌تواند به بلوغ زودرس مبتلا شود. در حال حاضر با بلوغ زودرس در دانش آموزان کلاس‌های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی، تعداد نوجوانان نسبت به چند دهه گذشته افزایش قابل‌توجهی داشته است. مطالعات نشان می‌دهد که بلوغ زودرس در دختران بیشتر از پسران اتفاق می‌افتد؛ به‌گونه‌ای که از هر 500 تا 100000 دختر، یک نفر دچار بلوغ زودرس می‌شود."

درباره بلوغ زودرس کودکان مطالب متنوعی منتشر گردیده اما آنگونه که از بعضی دوستان فعال در این عرصه شنیده ام، مطالب و آمار غیرقابل انتشار، بدتر از شرایطی است که در گزارش های رسمی اعلام شده است.

فارغ از دعوایی که سر علت ظهور این پدیده نامبارک شکل گرفته اعم از اینکه دسترسی آسان کودکان به فایلها و تصاویر مستهجن را عامل تحریک هورمومن ها و بلوغ زودرس بدانیم یا سبک غلط غذایی و تغییر ذائقه خوراکی در کودک را سرمنشأ بروز این پدیده تلقی کنیم، زنگ خطر در لزوم اصلاح نگرش حاکم بر امور تربیتی و فرهنگی جامعه به صدا درآمده است.

اگر در قدیم (عصر کشاورزی) کودکان به واسطه پذیرش مسئولیت، بزرگ می شدند امروز به واسطه فست فودها و هجمه تصاویر و مطالب پورن به بلوغ جنسی و جسمی رسیده و تبدیل به مردها و زنهای پفیلایی میشوند که سهمشان از رشد خلاصه در ظواهر جسمی است و عمق شخصیتی شان در سطح باقی مانده است.

غرب شاید از این موضوع احساس نگرانی نکند اما در جوامعی که هنجارها و خطوط قرمز اخلاقی همچنان پررنگ و با ارزش است نگرانی ها باید فراتر از دغدغه های فردی و گروهی به برنامه ریزی عملیاتی و اصلاح ساختارهای فرهنگی و آموزشی منجر شود. بلوغ زودرس جنسی زمانی بیشتر باعث نگرانی میشود که متوجه باشیم در اغلب موارد بدون همراهی بلوغ عقلی ایجاد گردیده است. طبعا برنامه ریزی ها باید به سمت فعال سازی خرد و تجربه و قدرت اندیشه دانش آموزان نیز کشانده شود.

در این بین اما نظام آموزشی کشور بر مدار وقت کشی و فرصت سوزی دایر گردیده و وجود دروس زائد و طولانی بودن سالهای تحصیل در مدارس، دانشگاه ها و اضافه شدن مدت دوساله خدمت نظام وظیفه، به علاوه شرایط دشوار اشتغال، باعث افزایش سن ازدواج گردیده است.

غریزه و فطرت هر دو مخلوق خدا هستند و جایگاهی بایسته در منظومه عالم خلقت دارند. همانطور که خوردن و آشامیدن و خوابیدن و دفع مواد زائد بدن از نیازهای طبیعی بشریت است و به هیچ وجه نمیتوان آن را نادیده گرفت، تمایلات جنسی نیز حقیقتی غیرقابل اغماض در وجود انسان است که هدایت آن در مسیر درست، باعث تسکین و وقار و سلامت جامعه می گردد.

اصلاح زیرساختهای فرهنگی جامعه، ضرورت اختصار در دروس آموزشی و کوتاه نمودن سالهای تحصیل و سربازی و بسترسازی مناسب برای اشتغال و ازدواج جوانان را گوشزد می نماید. با اتخاذ سیاستی صحیح میتوان میانگین سن ازدواج را به سنین 21 و 22 سالگی رساند و تا حد زیادی مانع از قبح شکنی نسبت به گناه و ایجاد آرامش روانی در جوانان گردید. ازدواجی که البته باید توام با تعقل و تحقیق و متناسب با شخصیت فکری زوج و خانواده هایشان باشد.

چند روز پیش نیز مطلبی درخصوص مصرف مواد مخدر مانند گل و شیشه در بین کودکان دبستانی منتشر شد که لزوم اشراف و نظارت و دلسوزی بیشتر خانواده ها را در عصر حاکمیت فضای مجازی پررنگ جلوه می دهد. علاوه بر دولت، پدر و مادرها هم باید نگران آینده فرهنگی و تربیتی نسل خود باشند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جنگ در دبستان!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۹ آبان ۱۴۰۱، ۰۸:۰۱ ب.ظ

photo_2022-10-31_18-53-34_eclf.jpg

 

وقتی فضای مجازی بیشتر از پدر و مادرها روی تربیت فرزندان نقش داشته باشد اوضاع بهتر از این نمی شود.

زمان ما بچه دبستانی می خواست خطایی کند و مثلا کاری یواشکی انجام دهد که نشان بدهد مردی شده و توان شیطنت بزرگانه دارد زور میزد عکس اوشین را گیرمی آورد؛ آن هم با لباس یقه بسته معروف به کیمونو و اصلاح مردانه موی سر که واقعا بیشتر شبیه به یک پسر جوان بود تا دختری جذاب که هوش از سر پسرها ببرد.

الان بچه ها به برکت فضای مجازی و همت فیلترشکن ها به راحتی به جدیدترین فیلمها و کلیپهای مثبت 18 دسترسی دارند که آسیب های فرهنگی آن را شما بهتر از من می دانید. یک نمونه اش همین وضعیت امروز بعضی دانشگاههاست با تعابیر و الفاظ زشت جنسی و آرمان در هم لولیدن یک مشت جوان تحریک شده شهوتی و بی عار که به اقتضای بستر غلط فرهنگی جامعه، یارای ازدواج هم ندارند.

مواد مخدر هم گویا وارد دبستانها شده آنگونه که در تصویر فوق می بینید مقامی مسئول دارد به این معضل و خطرات ناشی از آن اشاره می کند.

مدرسه قرار است محل درس و تربیت باشد آن هم در جامعه ای که حتی قبل از ورود اسلام، مملو از غیرت و شرافت و انسانیت بود. باید پذیرفت آموزش و پرورش ما در امور تربیتی و فرهنگی قصور فراوانی داتشه است. دردناک است که بعضی مسئولان این وزارتخانه، خودشان اقدام به تأسیس مدارس غیرانتفاعی با رویکرد آموزشی و پرورشی سالم و دینی می نمایند مثل مدارس فرهنگ و... در صورتی که این عزیزان سالها بر مصدر قدرت بودند و وظیفه داشتند اگر هنری برای تاسیس مدرسه تراز و سازنده دارند در همین مدارس دولتی تحت مسئولیت و مدیریت خود اعمال نمایند.

حذف دروس زائد و بی خاصیت، کاهش تعداد دانش آموزان در کلاسها، تربیت محور شدن همه دروس و ایجاد خلاقیت و پرورش نبوغ، پایش معلمان و دبیران و حذف آموزگاران کم کار یا بی اعتقاد، پررنگ سازی فعالیتهای فرهنگی و مذهبی با رویکرد روانشناختی و حساب شده و... از اموری هستند که باید در برنامه های وزارتخانه انسان ساز جمهوری اسلامی بیشتر مورد مداقه قرار بگیرند. بجنبید تا مدارس ما به پایگاه فرهنگی دشمنان دین و میهن تبدیل نشده است.  

photo_2022-10-31_18-53-24_1oyk.jpg

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آرمان علی وردی، علی خلیلی، محسن حججی، امتداد عاشورا

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۸ آبان ۱۴۰۱، ۰۹:۵۸ ب.ظ

عکس/ مربی جوان 21 ساله ای که با شکنجه آشوبگران شهید شد

 

امروز روز تولد حضرت شاه عبدالعظم بود اما دل و دماغ پست گذاشتن و تبریک نداشتم. خدا میداند چقدر دلم با عطر زیارت سیدالکریم در قبله تهران می تپد و هر بار مجالی دست داد خود و خانواده ام را از تبرک هوای قدسی حریم او بهره مند ساخته ام.

عبدالعظیم حسنی بالاتر از هر جهاد رزمی، - که البته دست به سلاح هم بود- در عرصه جهاد فرهنگی و معرفتی پیشتاز بود و بعنوان شاگرد برجسته ائمه عصر خود در حفظ و تقویت دین مردم کوششی بسیار داشت.

امروز آرمان علی وردی را در تهران تشییع کردند. همه برای غربت و مظلومیت این طلبه جوان اشک ریختند. باطن خبیث شکنجه گران او مانند تبار داعشی و سلفی شان بر همگان عیان شد. این طلبه، یک فعال فرهنگی بود که در حیطه تربیت کودک و نوجوان و ترویج احکام و معارف نورانی قرآن و فقه آل محمد (ص) اهتمام می ورزید. کسی می خواهد راه آرمان را ادامه دهد از کار فرهنگی و تربیتی غافل نشود.

استقامت این شهید را در فیلمی که شکنجه گران منتشر کردند دیدید. کتک میخورد اما التماس نمیکرد. یک جورهایی یاد غربت و مظلومیت طلبه شهید امر به معروف، علی خلیلی افتادم. یکماه قبل از شهادتش در حالی که حال بدی داشت و در بیمارستان بستری بود و ایام را به سختی و با درد سپری می کرد از او پرسیدم اگر بعد از این همه مدت و همه دردها و رنج هایی که از اصابت چاقو به گلویش تحمل نموده به همان صحنه و به همان لحظه بر گردد باز هم حاضر است در دفاع از ناموس مردم جلوی اشرار بایستد. با همان صدای نحیفش که به سختی نفس می کشید پاسخ داد اگر باز هم به آن شب برگردم در دفاع از ناموس مسلمین تعلل نمیکنم. از کاری که برای خدا انجام دادم پشیمان نیستم.

حوزه اگر می خواهد انقلابی باشد طلبه هایی مثل علی خلیلی و آرمان علی وردی که حججی های جنگ نرم هستند، تربیت کند تا در مسیر تبیین و صیانت از احکام شرع، لحظه ای دچار تردید و تعلل نشوند.

امروز در تصاویر خبری دیدم پرچم یا لثارات الحسین را بر فراز گنید احمد بن موسی شاهچراغ برافراشته اند. قطعا در خونخواهی از شهدای مظلوم اسلام ، اسرائیل و آل سعود و اذناب داخلی شان رنگ امان و آسایش را نخواهند دید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تشکر از بچه های همدان

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ۰۲:۵۲ ب.ظ

n0ro_a58f1353-4411-4b64-a09e-5c8ee6027abf.jpg

 

دیروز مطلع شدم به مناسبت دهه مبارک فجر از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و ستاد اقامه نماز استان همدان مسابقه ای بر مبنای کتابی از این قلم برگزار شده که لازم دانستم از متولیان امر تشکر کنم.

کتاب قصه عاشقان، بازنویسی خاطراتی از سیره شهدای دفاع مقدس با رویکرد ترویج فریضه نماز است که در سال 96 در قم منتشر گردید.

 

 

به مناسبت فرا رسیدن دهه فجر، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان با همکاری ستاد اقامه نماز و شرکت گاز استان مسابقه کتابخوانی دعوت به نماز در سیره شهیدان را برگزار می‌کند.

به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان، سوالات این مسابقه  بر اساس کتاب قصه عاشقان تالیف سید حمید مشتاقی نیا طراحی شده است.

علاقه مندان می توانند جهت شرکت در مسابقه،تا پایان بهمن ماه فایل کتاب را به صورت pdf از سایت این اداره کل به نشانی 
🌐hamedan.farhang.gov.ir

 دانلود کرده و پاسخ صحیح سوالات را به صورت یک عدد ۱۰ رقمی از چپ به راست به شماره پیامکی ۱۰۰۰۰۳۲۵۲۱۸۷۴ ارسال نمایند.


🎖🎁🏅به ۴۲ نفر است شرکت کنندگان که پاسخ صحیح را ارسال کنند به قید قرعه هدایای ارزنده ای اهدا خواهد شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا