اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

۶۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «الحمدلله» ثبت شده است

کارت بانکی داخل حوض!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۸ دی ۱۴۰۳، ۰۱:۱۷ ب.ظ

photo_2025-01-16_18-37-33_pnu6.jpg

 

باغ فین نقطه ای زیبا در کاشان است که مورد توجه شاهان صفوی و قاجار قرار داشته است. حمام فقط بخش کوچکی از این باغ است که به خاطر قتل امیرکبیر شهرت پیدا کرده است. عمارتهایی از دوره صفوی و قاجار (فتحعلی شاه) در این استراحتگاه زیبای باستانی بر پا شده است.

آب چشمه ای از فاصله دوکیلومتری توسط قنات به این حوض باغ فین هدایت می شده که در قدیم سرعت بالایی داشت و جوشش آن باعث می شد هر سکه ای در این حوض می انداختند به زیر آب نمی رفت. به مرور این اعتقاد شکل گرفت که انداختن سکه در این حوض باعث خوش شانسی می شود. بعد از سالها هنوز هم اگر چه سرعت آب قنات به خاطر برداشتهایی که صورت میگیرد کاهش پیدا کرده و دیگر هر شیئی که در حوض انداخته می شود به راحتی ته نشین می گردد اما اعتقاد به خوش شانسی باعث شده بعضی بازدید کنندگان از باغ فین سکه و اسکناس و حتی کارت بانکی! (احتمالا باطل شده) خود را در آن بیندازند. 

ماهی های قرمز را مردم در این حوض انداخته اند اما ماهی های سیاه که معروف به ماهی های قناتی هستند و من پیش تر در قنات روستای قبادبزن قم هم دیده بودم از چشمه و راه قنات به این حوض انتقال پیدا کرده اند. عده ای معتقدند اگر کسی یرقان داشته باشد این ماهی سیاه کوچک را ببلعد خوب و سالم خواهد شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

باران

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۴ دی ۱۴۰۳، ۱۰:۱۸ ق.ظ

سمنان| بارش باران در استان سمنان تا 72 ساعت آینده ادامه دارد - تسنیم

 

در را باز کرده ام تا باران را ببینم و صدای آن را بشنوم حالا که خدا درهای رحمتش را به روی ما گشوده و نگاه پرمهرش را به ما دوخته.

باران دانه های تسبیح آسمان است که بر زمین فرو می ریزد؛ آنگونه که قطرات تسبیح یاد خدا از زمین به آسمان می بارد.

باران غبار آسمان را می شوید، سیاهی زمین را می زداید، چونان اشکهایی که چشم را شست و شو می دهد.

برای همین است که می گویند وقت باران، فرصت دعاست؛ مثل آن که دلش می شکند و حجاب قلبش فرو ریخته و ... حاجتش رواست.

تو مقدّسی ای باران، شمّه ای از تنزّه ذات اقدس حق. خدا پاک است و پاکیزه می سازد؛ باران هم. اگر چرک و کثافت را با مقداری باران مخلوط کنیم پسندیده نخواهد شد. خدای دلهای مشرک و منافق هم دوست داشتنی نیست. خدا که هست غیر او معنایی ندارد. باران که هست کدورت جایی ندارد.

عشق، مُعرَّب اشک است. هر جا عشق هست اشک هم هست، هر جا اشک هست نشان عشق پیداست. ذات هر دو یکی است. آسمان روی دیگر سکه خلقت است. این روی سکه، زمین است. زمینی ها همه آسمانی اند حتی اگر غافل باشند. باران، زنگ بیداری و یادآوری است. ریسمان اتصال با منشأ هستی است. یعنی تا قیامت نشده به یاد بیاور کی و کِی و کجایی، قرار بود کجا باشی، قرار است کجا بروی؟ دل پر تپش هستی می گرید در فراق دوستان جدا افتاده و جا مانده اش، چنان که می گریند آسمانیان زمین در غم دوری از منزل سماواتی خویش. باران و دعا، نخ های ارتباطی میان عوالم ماده و ملکوتند. آسمان و زمین آخرش به هم رسیده و یکی می شوند. وعده الهی بر حق است. قیامت برای دلدادگان کوی وصال که خوفناک نیست. آن که حقیقت را می جوید منتظر قیامت است. منتظر روزی است که همه چیز سر جای اولش قرار بگیرد. همه به اصل خویش بازگشته و روح واحد شوند. آن که رنگ خدا بود و خدایی زیست، به خدا برسد و خدا شود. خدا مرکّب نیست؛ اما ما و همه خلقت، ذرّات وجود او هستیم به تشبیه. باران فرصت نگریستن به آخرت است، ترانه بازگشت به حقیقت. باران را ببین و صدایش را بشنو و خدا را شکر کن که این اذان رسای طبیعت، نماز توحید و معاد را دوباره در گوشَت زمزمه می کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شاید خدا به میدان بیاید

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۰۶:۱۱ ق.ظ

تمرین خوشبینی: 20 راه برای خوشبین بودن و انرژی مثبت داشتن - مجله کسب و کار  بازده

 

سید جمال یک جمله ای دارد با کنایه می گوید در غرب اسلام را دیدم مسلمان را نه و در کشورهای اسلامی مسلمان دیدم و اسلام را نه. آنقدری که دشمن پیام آقا را گرفت که باید محاسبات طرف مقابل را به هم زد خودی ها نگرفتند.

اما

به خدا باید خوشبین بود. شاید تقدیر اینگونه رقم بخورد تجمع بسیجیان جهان اسلام از ایران و لبنان و عراق و افغانستان و پاکستان و... در سوریه علاوه بر شکست مسلحین مزدور ترکیه و صهیون منجر به گشایش جبهه نبرد زمینی بر ضد اسرائیل غاصب شود. سال 1403 زیاد اخبار تلخ شنیدیم؛ اما یقین داریم آه مظلوم هدر نمی رود. فجایعی که در غزه و لبنان رقم خورد را خدا بی پاسخ نمی گذارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سلام، باران!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ۰۷:۰۸ ب.ظ

سرما و باران در راه تهران - ایسنا

 

گفته اند شادی های خود را با دیگران قسمت کنید. حالا که دستهای سخاوت آسمان به روی ما گشوده شده و قطرات رحمت حق به روی مان باریدن گرفته، به یاد دوستان خود باشیم. برای همه مردم دعا کنیم. وقت اجابت است و فرصت قرب و شوق و عشق بازی با خداست. خدا دل ما را شاد کرد، بندگانش ان شاءالله دلش را شاد کنند. خیر ببینی ای خدا! 

کسی شرمنده مردم نشود، کسی مقروض و بدهکار نماند، بیمارها شفا بگیرند، دلهای شکسته تسکین بیابند، مجردها و عزب قلی های وحشی، اهلی شوند، حاجتهای مشروع، روا شود. مردم فلسطین و لبنان را خدا از شرّ دشمنان نجات دهد. خدا ظهور صاحب ما را برساند. الحمدلله بابت باران، بابت لطف حضرت حق، بابت آرامش این موسیقی طرب انگیز عالم خلقت. الحمدلله که خدا هنوز ما را می بیند، بدان امید که ما هم او را ببینیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ایکس ری در جمکران

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۲ آبان ۱۴۰۳، ۰۶:۱۰ ب.ظ

photo_2024-11-02_17-56-04_j7kj.jpg

 

امروز عصر توفیقی شد رفتم مسجد جمکران. در شبستان اصلی را بسته بودند، نمیدانم چرا. ما که رسیدیم همان لحظه درها را باز کردند. رفتم جلو تا یک قدمی محراب. در خودم ندیدم که داخل محراب بایستم و نماز بخوانم. همان جا یعنی یک قدمی محراب، اتراق کرده و قامت بستم. بعد از نماز، صدای زنگ تلفن همراه نفر پشتی حواسم را به خود جلب کرد. یکی زنگ زد با این بنده خدا کار داشت. با ذوق عجیبی گفت که به جمکران آمده و مشغول نماز و دعا هست. آن بنده خدای پشت خط هم گویا هی التماس دعا می گفت و او هم پشت هم، چشم چشم. ما که در قم هستیم کمتر قدر این اماکن مقدس را می دانیم. همین بهانه شد که به ذهنم فشار آورده و برای یکایک دوستانی که اسمشان را به یاد آوردم دعا نمودم.

موقع ورود به مسجد مقدس، متوجه نصب دستگاه ایکس ری شدم که جایگزین روش دستی سنتی برای بازرسی زائرین شده بود. با خوشحالی از عزیزانی که آنجا بودند تشکر کردم. کار خوبی است. پیش تر آستان حضرت عبدالعظیم حسنی و حرم امام رحمت الله هم همین کار را کرده بودند. این روش به حفظ کرامت انسانها نزدیک تر است تا این که مثل بازرسی آستان قدس، فیها خالدون ملت را با دست کنکاش کنند. تولیت حرم حضرت معصومه هم امیدوارم یاد بگیرد. خواستم عکس بگیرم و برای تشکر در وبلاگ بگذارم که بندگان خدا مخالفت کردند و با اشاره به دوربین مدار بسته گفتند که شاید نتوانیم پاسخگو باشیم. به هر حال دست تولیت مسجد مقدس جمکران که به کرامت انسانی و شأن و شخصیت زوّار اهمیت داد درد نکند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ما وارث خون سربداران هستیم

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۷ آبان ۱۴۰۳، ۰۷:۰۴ ب.ظ

زندگی اهل‌بیت(ع) گنجینه‌ای برای همه هنرمندان است - آرمان هیأت

 

دیدید آن زن کوخ نشین در جنوب تهران را که با ارزشترین دارایی اش حلقه ای طلا بود همان را هم هدیه داد برای مبارزه با اسرائیل؟ استاد دانشگاه تبریز که جانباز بود خانه اش را تقدیم کرد گفت همان احساس خوشی را دارم که موقع قطع شدن پایم در جبهه و تقدیمش به حضرت دوست داشتم. کاسب بسیجی بابلی که پیکان وانتش را هدیه داد گفت حالا که نمیتوانم جانم را تقدیم کنم همین باشد پیشکش آستان حق. مادر شهید گفت پسرم فدای رهبر، مرگ بر اسرئیل. پدر شهید در رامهرمز رفت پشت تریبون گفت رهبرم ما ایستاده ایم تا تو جهان اسلام را رهبری کنی. در مبارزه با اسرائیل کوتاه نخواهیم آمد.

اینها را در تاریخ ثبت کنید. همینها انقلاب کردند، جنگ را هم همین قشر جلو بردند. فتنه ها را همین ها کور کردند. خانه و زندگی سید روح الله عجمیان را ببینید. جمهوری اسلامی قدر این نیروها را بداند. بداند اعتقاد پاک این بچه هاست که پشتوانه گام اول و دوم انقلاب بوده و هست. مسئولین ما از اعتقاد و سلوک مومنانه فاصله نگیرند. کسی سر آرمانها معامله نکند. ما به حول و قوه الهی اسرائیل غاصب را شکست میدهیم. به اذن خدا و با تکیه بر قدرت او درنده ترین و خون آشام ترین حیوانهای انسان نما را سر جای شان خواهیم نشاند. ثامن الائمه و طریق القدس تا والفجر هشت و بوسنی و نخجوان و دمشق و... را با همین تفکر و منش، پیش بردیم. در حیاتی ترین نقطه تاریخ قرار داریم. به فضل خدا برای نبرد بزرگ آماده میشویم. همه شهدا آرزوی دیدن این روزها را داشتند. انسان با شرافت و عزت و غیرت است که انسان شناخته میشود. عاشورا هم دوباره تکرار شود می ارزد بساط یزیدیان در هم بپیچید. یک عمر خواندیم سلم لمن سالمکم حرب لمن حاربکم. اشک ریختیم یا لیتنا کنا معکم... الان وقتش رسیده. کربلا ما را فرا میخواند. این تیغ تیز و این قفای گردن من؛ جانا ز سرخی کن کفن پیراهن من. بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی ملة رسول الله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

به سلامتی

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۴۰۳، ۰۸:۲۴ ق.ظ

سلامتى بهترین نعمت است. | شبکه سلامت

 

برق های مسجد خاموش بود. مداح داشت روضه شب شهادت حضرت معصومه را میخواند. در این فکر بودم یکی از بالاترین نعمتهایی که خدا به من داده همجواری با حرم کریمه اهل بیت است. از این بابت باید همیشه شکرگذار باشم. یک زیارت که می روم انگار چند سال جوان تر می شوم. سر حال می آیم و دلم سبک می شود.

وسطهای سینه زنی، پیرمردی از جلوی شبستان به سمت در خروجی مسجد حرکت کرد. قدش خمیده بود و پیراهن مشکی به تن داشت اما سفیدی موهای بلند سرش توی چشم می آمد. چند قدم آمد یکهو نشست. خلاف جهت بقیه هم نشست. معلوم بود مجبور شده است بنشیند. راه رفتن برایش دشوار است. بلند شد چند قدم دیگر رفت و باز نشست. از صف جدا شدم و رفتم طرفش. سرم را خم کردم و زیر گوشش البته با صدایی که بتواند از میان همهمه جمعیت و جیغ بلندگو بشنود پرسیدم: کمک میخوای حاج آقا؟ دستت رو بگیرم؟ رو کول من میای؟ خندید. گفت: نه چیزی نیست میرم خودم، گاهی پام میگیره خوب میشه... بلند شد و خمیده و آرام رفت.

پیش خودم گفتم یکی از بالاترین نعمتهای خدا سلامتی است. چه کسی قدرش را می داند جز انسان ضعیف و بیمار؟ آدم سالم باشد بتواند از نعمت زیارت و عبادت بیشتر لذت ببرد. باید خدا را همیشه بابت این لطف بزرگ و نادیده شاکر بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جنون و شجاعت

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۳ مهر ۱۴۰۳، ۱۱:۴۳ ق.ظ

بازدید حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب از غرفه پژوهشگاه فرهنگ و  اندیشه اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

 

اسرائیل با انجام چند عملیات وحشیانه در غزه و بیروت و سوریه و یمن و تهران حکم همان لات مجنونی را دارد که مست میکرد می آمد در مدرسه فیضیه کنار حوض می ایستاد رجز میخواند و بد دهنی میکرد. امام جوان رفت رو به رویش ایستاد سیلی محکمی زد که به زمین افتاد و راهش را کشید و رفت.

حضور میدانی آقا در نمازجمعه امروز به رغم هزاران تهدید رسانه ای و تبلیغاتی دشمن و نیز سفر وزیر امور خارجه به لبنان به رغم منع اسرائیل از فرود پروازهای ایران، مکمل شجاعت تاریخی حمله موشکی مان به تل آویو به شمار می آید. بعدها به خود می بالیم که روز سیزده مهر 1403 و ایام مرتبط با آن را درک کرده ایم؛ الحمدلله رب العالمین. 

اسرائیل باز هم سیلی خواهد خورد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عزم پیروزی

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱ مهر ۱۴۰۳، ۰۹:۱۸ ق.ظ

علت طرح شعارهایی مانند «جنگ جنگ تا پیروزی» در ایام دفاع مقدس چه بود؟ -  خبرآنلاین

 

ابتدای جنگ، ایران چه داشت؟ هیچ! نیروهای مسلح ما به دلیل شرایط خاصی که انقلاب نوپای اسلامی داشت از آمادگی کافی برای دفاع از کشور برخوردار نبودند. مهمات و اسلحه هم به دلیل تحریم جهانی و خیانت عناصر طاغوت ناچیز بود. نفوذ و ترور و جدایی طلبی و ... هم باعث ایجاد ضعف در حاکمیت شده بود. کشور متخاصم از همه نوع امکانات نظامی روز دنیا برخوردار بود. حمایت مستقیم بلوک غرب و شرق و اعراب را پشت سر داشت.

به مرور ایران توانست شهرهای خود را باز پس بگیرد. حالا اما اوضاع اینطور است که ایران متهم می شود به فروش سلاح و مهمات و موشک به روسیه که یکی از قدرتهای نظامی دنیاست! از افغانستان تا نخجوان و سودان و نیجر و یمن و فلسطین و لبنان و عراق و سوریه و... دنبال ردپای ایران می گردند. علاوه بر عرصه های نظامی و استراتژیک در حوزه های مرتبط با صنایع دارویی و نفت و انرژی و... نیز ایران در شرایط مطلوب و جایگاه ممتاز بین المللی قرار دارد.

عرضم این است. فلسطین روزی با سنگ به مصاف غاصبان می رفت الان موشک و خمپاره نثار دشمن می کند. محور مقاومت ممکن است از نظر نرم افزارهای جنگی و نبرد سایبری و الکترونیک فعلا به نسبت دشمن که حمایت ابرقدرتها را دارد ضعفی داشته باشد اما دیر نخواهد بود آن روز که دست برتر جبهه مقاومت در عرصه جنگ الکترونیک و هوش مصنوعی و تجهیزات رایانه ای نیز جهان را به حیرت وا دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ما مسلح به الله اکبریم

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۸ شهریور ۱۴۰۳، ۰۷:۳۸ ق.ظ

قدرت معنوی با الهام از اندیشه رهبری و انقلاب جایگزین قدرت مادی در منطقه شده  است - شبستان

 

اگر به نگاه مادی باشد حق با صدام بود که گفت سه روزه خوزستان و یکهفته ای تهران را فتح می کند. به دو دوتا چارتای زمینی ما باشد ایران بعد از انقلاب، با فروپاشی ارتش و بی تجربگی سپاه و درگیریهای داخلی و شورش ها و آشوبهای جدایی طلبانه و انواع نفوذ و جاسوسی و ترور و خیانت اصلا یارای مقابله با ارتش آماده رژیم بعث را نداشت. برهه ای که از سیم خاردار و پوتین و فانسقه چه برسد به سلاح و تجهیزات در مضیقه و تحریم بودیم ارتش صدام از حمایت کامل آمریکا و شوروی و فرانسه و انگلیس و شیوخ عرب منطقه برخوردار بود. به دودوتا چارتای مادی باشد می شود حرف بنی صدر که زمین بدهیم و زمان بگیریم. برویم عقب، فرار کنیم و... همان کاری که کشورهای عرب در جنگ چند روزه مقابل اسرائیل انجام دادند و ننگ شکست را پذیرفتند. اما حزب الله که فقط یک گروه است و نه یک دولت در حرب تموز آبروی مسلمین را خرید.

اسرائیل با حمایت ابرقدرتها و در پرتو وادادگی کشورهای توسری خور منطقه از نظر تسلیحاتی و جاسوسی دست برتر و قدرت بیشتری در اختیار دارد؛ اما آنچه که مردم ایران را در ثامن الائمه و طریق القدس و فتح المبین و الی بیت المقدس و والفجر هشت و کربلای پنج سرافراز نگاه داشت نه برتری مادی که قدرت ایمان و غیرت و توکل بود. غزه اگر زیر دهها تُن بمب و موشک دشمن ایستاده به برکت معنویت و خودباوری و غیرت و ایمان و روح حماسی است. لبنان و یمن هم اگر سری میان سرها دارند به یُمن وجود همین نعمت است. اهل کبر و غره شدن نیستیم. به تسلیحات و فتوحات خود نمی بالیم، از شکست ها هم مایوس نمی شویم. الدهر یومان، یوم لک و یوم علیک.

با خدا که باشیم همیشه پیروزیم. نابودی اسرائیل از آنچه تصور میکنید به شما نزدیک تر است. به حول و قوه الهی قدرت معنویت بر هیمنه پوشالی ابزارهای مادی چربیده و بساط جور و قتل و جنایت و خباثت را در هم خواهد پیچید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چقدر تو زیبایی پسر!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۰۳ ق.ظ

ای دل مباش یکدم خالی ز عشق و مستی

 

از حدود چهل هزار اسیر آزاد شده ایرانی در عراق بیش از نیمی از آنها مفقودالاثر بودند. یعنی نامشان در صلیب سرخ ثبت نشد و خانواده هایشان از زنده بودن آنها خبر قطعی نداشتند. طبعا این اسرا بیشتر در معرض خطر قرار دارند و هر آن دشمنی به خباثت حزب بعث میتواند به راحتی هر بلایی را سرشان در بیارود که سر بعضی ها در آورد. اسرای مفقودالاثر بیشترین تنگناها و فشارهای روحی و جسمی را تحمل کردند اما حتی اسرایی که نامشان در صلیب سرخ ثبت شده و گاهی و با خانواده هایشان نامه نگاری داشتند از سرنوشت خود بی اطلاع بودند. اینکه آیا روزی می رسد که بالاخره آزاد شده و به میهن خویش بازگردند یا نه؟ بارها هم عراقی ها وعده پوچ آزادی و تبادل می دادند تا اینگونه فشار بیشتری را بر اعصاب و روان اسرا تحمیل نمایند.

بسیاری از این اسرا به خصوص در اردوگاههای ده تا بیست و نیز ملحقات اردوگاههای تکریت و زندانهای الرشید و استخبارات، گاه آرزوی نوشیدن آب خنک، استفاده کامل از آفتاب و دیدن آن طرف دیوار را داشتند. یک فضای سبز معمولی برایشان حسرت بود، حمام و سرویس بهداشتی راحت، غذایی که یکبار سیرشان کند، بهداشت و لباس کافی و... یکبار فرمانده یکی از اردوگاهها فرزند خردسالش را با خودش به داخل آورد. اسرا جمع شدند و از اینکه بعد از سالها چشمشان به یک کودک افتاد ذوق زده و خوشحال شدند...

حالا شما می رفتی وسط این اسرا بهشان می گفتی روزی همه تان آزاد می شوید که هیچ، راه کربلا باز می شود که هیچ، صدام سقوط می کند که هیچ، حدود سه دهه بعد اوضاع به گونه ای می شود که می توانید با زن و بچه هایتان بیایید عراق در آرامش و امنیت کامل پیاده روی کنید، عراقی ها از شما پذیرایی کنند. می توانید حتی به بغداد رفته و در خیابانهای آن قدم بزنید و بستنی بخورید و... شاید خیلی هایشان پوزخندی از سر تمسخر و ناامیدی تحویلتان می دادند و شما را افسانه سرایی ماهر خطاب می کردند. مگر این تخیلات در باور کسی می گنجید؟ الله اعلم.

چه کسی می داند آینده چه می شود؟

1- برای همه فروض پیش رو و حوادث پر فراز و نشیب و محتمل آینده باید آماده بود و برنامه داشت.

2- رویاپردازی هم شیرین است. اگرچه نباید به آن دل بست.

3- به خدا باید اعتماد داشت. خدا خدای معجزه هاست.

4- چقدر امید زیباست.

راستی زائران کربلا، یادتان باشد همه شهدا آرزوی زیارت اباعبدالله را داشتند. محمدرضا کتابی در وصیتنامه اش نوشت دوست دارم کربلا که آزاد شد کنار بارگاه آقا چایخانه بزنم و از زائرانش پذیرایی کنم. محمد مصطفی پور روی سینه اش نوشت آنقدر غمت به جان پذیریم حسین تا قبر تو را بغل بگیریم حسین، تیر درست روی همین نقطه فرود آمد. سید حسن علی امامی در آبهای اروند دوربین انداخت و گفت کربلا را می بینم. علی اصغر خنکدار ایستاد و گفت مگر نمی بینید امام حسین آمده است. سید محمد میرزازاده هم لحظات آخر دستش را روی سینه گذاشت گفت آقا تشریف آورده سلام داد و رفت... نامردی نکنید. می روید کربلا یاد این بچه ها باشید. عشاق حقیقی اباعبدالله را فراموش نکنید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ان شاءالله خیر است

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۹ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۲۶ ق.ظ

نوجوانی اش را با عشق کشتی به جوانی گره زد. دلش می خواست تا آخر عمرش کشتی گیر بماند؛ اما نشد! خیلی مواقع اوضاع به کام آدم جلو نمی رود. هم در کشتی فرنگی کار می کرد هم آزاد. یک روز وسط تمرین، دستش شکست. بدجوری هم شکست و دیگر دست سابق نشد. باید برای همیشه کشتی را رها می کرد. پزشکها گفتند دیگر به درد میدان ورزش نمی خورد. دلش شکست. بخت بد خودش را زیر سوال برد. مدتی حالش گرفته بود و تمرینها و مسابقت کشتی را با حسرت نگاه می کرد. شاید اولش گمان کرد درهای زندگی دیگر به رویش بسته شده، کم شانس است و دیگر بختی برای پیشرفت و درخشش ندارد. تا اینکه احساس کرد می تواند مسابقات کشتی را گزارش کند. از مسابقات معمولی شروع کرد. مخاطبانش او را تشویق کردند و گزارش گری اش را پسندیدند. این راه را ادامه داد. الان به جایی رسیده که همه فارسی زبانان عالم، تماشای کشتی را با صدا و گزارش او می پسندند. هادی عامل به بالاترین نقطه در فعالیت تخصصی خودش رسید. همان اتفاق تلخ اوان جوانی که شاید به حساب بخت بد خودش گذاشت مقدمه درخشش بزرگ و ماندگاری نامش در تاریخ ورزش، هنر و رسانه این سرزمین شد. خیلی از اتفاقات تلخ زندگی ما فقط ظاهر بدی دارند؛ در حقیقت مقدمه و زمینه پیشرفت و خیری بزرگ به شمار می آیند. به خدا اعتماد کنیم. عادت کنیم هر چه پیش آمد بگوییم ان شاءالله خیر است.

 

هادی عامل: بیشتر از کُشتی به مردم فکر می‌کنم

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فعل خواستن

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۹ مرداد ۱۴۰۳، ۰۵:۴۷ ق.ظ

المپیک ۲۰۲۴ پاریس - مدال طلا محمدهادی ساروی , کشتی فرنگی

 

تیم ملی کشتی فرنگی جمهوری اسلامی ایران در مسابقات جهانی المپیک درخشید. پنج نفر از شش نفر اعضای این تیم اهل خوزستان و یک نفر اهل مازندران بود، بچه های ایذه و بهبهان و دزفول و گتوند و اندیمشک و آمل. این ویژگی فقط مختص ورزش کشتی نیست. در بسیاری از رشته های ورزشی و هنری و علمی مختلف شاهد درخشش جهانی کسانی بودیم که از شهرهای محروم و دور دست برخاسته بودند. برای کسب موفقیت لزوما نباید ساکن پایتخت و کلان شهرها بود. امید و تلاش فراتر از همه قواعد و ملزومات مادی می تواند در زندگی موثر باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

لبخند تو زیباست

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۸ تیر ۱۴۰۳، ۰۸:۳۱ ق.ظ

 

گور پدر سیاست! سیاست که البته بد نست. آدمها همه سیاسی هستند. حتی آنهایی که میگویند سیاسی نیستیم با همین حرفشان دارند در عالم سیاست به سهم خود تأثیر می گذارند. 

گور پدر بازی های سیاسی. لجنزار متعفن نزاع های بی در و پیکر و بی پایان جناحی و انبوه ناتمام فحش و تهمت و تخریب و دروغ و سیاه نمایی که در جای جای فضای مجازی جان و دلت را کدر می سازد به یک لبخند سر صبح آقا زدوده شده و خنکای نسیم آرامش و امید را در وجودت می دواند.

آقا امروز لبخند زیبایی به لب داشت و حسابی سر حال بود. اولین جملاتش هم این بود که روز انتخابات، به خصوص انتخابات ریاست جمهوری روز نشاط و شادی است.

گور پدر جنجال ها و کثافت کاری های سیاسی دنیای مجازی. مومن همیشه باید شاد و متبسم و امیدوار باشد. ما به تکلیف خود عمل می کنیم و کسب رضایت خدا برایمان کافی است. دلمان خوش است آن که باید ببیند می بیند و آن که به او توکل کرده ایم دلسوزتر و تواناتر از ما در اداره امور است. مملکت شیعه و سرزمین منتظران واقعی فرج ان شاءالله سرافراز باقی مانده و بیرق صلح جهانی و نابودی مستکبران را برافراشته نگاه خواهد داشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خیلی مردی پسر!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۶ تیر ۱۴۰۳، ۱۲:۱۱ ب.ظ

از ماجرای بستن عمامه تا پیامکی که به دادم رسید - خبرگزاری حوزه 

 

خودشان آمدند سراغش. گفتند گم شده ما تویی. باید بشوی مشاور و راهنمای زندگی خانوادگی ما. از فضل و اخلاق و علم و کرامتت خوشمان آمده. بارها زن و شوهر با هم یا جدا جدا آمدند و رفتند و تماس گرفتند و نامه نوشتند و پیام دادند و حرفها و رازهایشان را با او در میان گذاشتند و نظر خواستند و راهنمایی گرفتند. تا این که فهمید ادامه زندگی این دو دیگر به صلاحشان نیست. از زن خواست جدا شود. مرد بوهایی برده بود. آمد سوال کرد، نم پس نداد. رفت دادگاه شکایت کرد که این بابا اصلا مجوز مشاوره ندارد، دارد زندگی ما را متلاشی می کند. زن هم خواست ضایع نشود همراهی اش کرد. دادگاه در شهر و استان دیگری بود. چند بار رفت و آمد. با اینکه از نظر مالی مضیقه داشت و جسمش خسته بود باز هم زبان باز نکرد. جلوی قاضی سرش داد کشیدند، توهین کردند، تهمت زدند، تهدید کردند، دستش پر بود. چیزی نگفت. سر بسته توضیحاتی داد اما اصل ماجرا را نگفت و آبرو داری کرد. کافی بود یکی از آن پیام ها و نامه ها را رو کند. اسم همه افراد را هم می دانست. مرد یا خودش را می کشت یا زنش را. رازداری کرد و حرفی از اعتیاد مستمر و اصلاح ناشدنی زن به خیانت برملا نساخت.

یک روز مانده به غدیر خبر آورد که تبرئه شده است. به شرفش درود فرستادم. گفتم سرباز حقیقی امام زمانی و همقطار شهیدان. لبخند زد و صورتش سرخ شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حمید نوری، عرفه و عاشورای قربان!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۷ خرداد ۱۴۰۳، ۰۸:۴۰ ق.ظ

مقاله ای در مورد منطق الطیر عطار نیشابوری | مرکز پژوهشی موسسه آوای توحید

 

حمید نوری در مصاحبه اش گفت دیروز در هواخوری زندان سوئد بودم امروز در تهران و ان شاءالله عید قربان را کنار خانواده ام هستم، در حالی که منافقین می گفتند حتی خدا هم نمی تواند تو را آزاد کند. این کار خداست...

در این ماجرا و ماجراهای مشابه برای ما عبرت و درسی وجود دارد. همه در مقابل خدا هیچیم. اناالرجل و منیت و تکبر در مقابل خدا مسخره و پوچ است. معروف است سازنده کشتی تایتانیک گفت این کشتی را خدا هم نمی تواند در آب غرق کند. در همان سفر اول غرق شد! یا ماجرای نمرود و مرگ دردناک به واسطه یک پشه ... در مقابل خدا غرّه نشویم. ضعف خودمان را بشناسیم و در همه امور به او متصل شویم.

خدا خدای ناممکن هاست. آنقدر اعجاز از خودش نشان داده که ناامیدی از او برای اهل خرد ناممکن است. آنکه خدا را دارد غنی است و بی خدا هر که هست و هر چه که دارد فقیر و محتاج و ذلیل خواهد بود.

امروز روز عرفه است. عرفه یعنی شناخت. فردا عید قربان است، عید قرب و نزدیکی و بندگی خدا. شناخت مقدمه انس و قرب الهی است. کسی می تواند نفس و هر آنچه که بدان تعلق دارد را در پیشگاه الهی ذبح کند که خدا را بشناسد و بداند بدون او هیچ است و با او همه چیز. صبغةالله و من احسن من الله صبغه. هر که به رنگ خدا در امد خدایی شد. آب حیات و رمز جاودانگی ما در اتصال به معبود است. دادن سر نه عجب داشتن سر عجب است. حسین علیه السلام نمونه جهانی و تمدن ساز جاودانگی در محضر خداست. هند و غزه و سومالی و یمن و نیکاراگوئه و بوسنی و... هر جا مقاومتی جانانه و تاریخ ساز در برابر ظلم صورت گرفت نام و یادی از اباعبدالله نیز در میان بود. حسین ماند و هر انکه به شهدای کربلای ناتمام تاریخ پیوست به حکم قاطع "التی حلّت بفنائک"، جاودانه گردید.

به قول عطار:

جان چه خواهی کرد، بر جانان فشان     در ره جانان چو مردان جان فشان

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خدای هنرمند ما

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۹ خرداد ۱۴۰۳، ۰۹:۱۴ ق.ظ

هر چه خدا خلق کرد زیباست باید با چشم عبرت و لذت به مخلوقات عالم نگریست. انسان زیباست، حیوان زیباست، بیابان زیباست، کویر و کوه و دشت و رود و جنگل و دریا و ...

مازندران هم یکی از زیباترین جلوه های خلقت دست هنرمند الهی است. الحمدلله رب العالمین.

گاهی بعضی کم سپاسی های ما در قبال این موهبت خدایی رنج آور است. مثل همین دپوی زباله در دل طبیعت یا حتی در محدوده مسکونی شهرها، مثل آنچه در انتهای بازار امام حسین بابل و یا در ورودی شهر قائمشهر جنب پل رودخانه تلار آنهم در نزدیکی بیمارستان قائم با بویی مشمئز کننده به چشم می آید.

 

photo_2024-06-08_08-51-20_pig0.jpg

photo_2024-06-08_08-52-05_x7v6.jpg

photo_2024-06-08_08-51-55_k93c.jpg

photo_2024-06-08_08-51-50_tw9k.jpg

photo_2024-06-08_08-51-40_en3o.jpg

photo_2024-06-08_08-51-34_d2x3.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

به حرمت باران

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۷:۲۳ ق.ظ

ورود سامانه بارشی جدیدی به کشور از امروز

 

پیشنهاد یکی از دوستان بود این موضوع را اشاره کنم اما ذهن خودم هم گاهی درگیر این ماجرا می شد.

آنچه خودم در ایام کودکی دیده ام و نیز درباره ادوار مختلف شنیده و یا خوانده ام سابق بر این وضع کشاورزها واقعا از نظر اقتصادی مناسب نبود. می گویم مناسب نبود یعنی به معنای واقعی کلمه هشتشان گرو نهشان بود. در مخارج اولیه زندگی مانده بودند. طرف کشاورز بود باغ مرکبات هم برای خودش داشت گاو و گوسفند و مرغ و خروس هم داشت خیلی زحمت می کشید نان زن و بچه اش را می داد. هم قبل از انقلاب و هم در اوایل انقلاب اوضاع این طور بود. آرزوی کشاورز این بود هر چند سال یکبار بتواند بلیت اتوبوس تهیه کرده و سفری با خانواده به مشهد داشته باشد.

الان الحمدلله اوضاع خیلی فرق کرده. کشاورزی و دامداری و باغداری همچنان شغل پرزحمتی است اما شکر خدا درآمد خوبی هم دارد. خیلی از کشاورزها خانه و ماشین و امکانات خوبی دارند. انواع سفرهای زیارتی و سیاحتی را گاه با هواپیما می روند. نوش جانشان. یک الحمدلله هم بگویند. باران می بارد بگویند الحمدلله. دستشان به دهانشان می رسد هوای بچه ها و نوه هایشان را دارند بگویند الحمدلله. خیلی از کشاورزها اهل ایمان و خداشناس هستند؛ دمشان گرم. عده ای اما یک نفس گله و ناشکری دارند که این خوب نیست. اصلا نمی خواهم موضوع را سیاسی کنم. به هر حال دولتها در قبال هر صنفی وظایفی دارند که باید انجام بدهند. کشاورز هم مثل هر قشری حق دارد حقوق صنفی خود را پیگیری کند. بحث من این نیست. بحث آن بزرگواری هم که گفت این مطلب را بنویس این نبود.

حرف این است: یک نفر با شما سلام و علیک می کند و طبق عادت می پرسد چه خبر؟ اوضاع چطور است؟ بگو شکر، الحمدلله، همین. همه اش گله و اعتراض و غر و ناشکری نباشد. خدا بنده با ادب را دوست دارد، خوشحال می شود و به زندگی ات برکت بیشتر می دهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

امشب شهدا لبخند میزنند

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۶ فروردين ۱۴۰۳، ۱۲:۰۵ ق.ظ

کدام شهید را می شناسید که آرزوی نبرد مستقیم با رژیم غاصب را نداشته است؟ امشب خون شهدا به ثمر می نشیند. حتی اگر در این راه کشته شویم سربلندیم که به اصلی ترین تکلیف خود عمل کرده ایم. کودکان مظلوم فلسطین امشب شاد میشوند.

امشب جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی شده است. گام دوم انقلاب دارد به ثمر می نشیند. داریم دوباره کربلایی می شویم.

دور است ز ما تن به مذلت دادن

ما وارث خون سربداران هستیم

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نیشتر منتشر شد

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۹ فروردين ۱۴۰۳، ۰۵:۱۳ ب.ظ

کتاب نیشتر - مطاف عشق

 

نیشتر منتشر شد

رهیافت هایی برای تأمل در سبک زندگی فردی و اجتماعی

تهیه کتاب با تخفیف ویژه از انتشارات مطاف عشق:

https://mataf.ir/product/36959/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1/

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا