اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

پای ارزش ها را به این بازی بچه گانه نکشانید!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۵۷ ق.ظ


مدیر کل محترم صدا و سیمای استان مازندران بخواند:

بابل یک شهر مذهبی مثل همه شهرهای ایران عزیز با مردمانی خون گرم است. این شهر ده ها شهید را تقدیم کرده، چهره ها و مفاخر بسیاری را پرورش داده و .... منافق و اعدامی و شرور هم داشته است!

ساری یک شهر مذهبی مثل همه شهرهای ایران عزیز با مردمانی خون گرم است. این شهر ده ها شهید را تقدیم کرده، چهره ها و مفاخر بسیاری را پرورش داده و .... منافق و اعدامی و شرور هم داشته است!

رقابت برای اثبات برتری این شهر یا آن یکی، بازی کودکانه ای است که در شأن هیچ انسان فرهیخته و اهل فهمی نبوده و پرداختن به آن نشأت گرفته از کوته فکری و لجاجت های افسارگسیخته و بی ثمر است.

الغرض؛

کاروان پیاده عاشقان روح الله و بسیجیان مخلص شهرستان بابل که سالهای سال راهی به طول سیصد کیلومتر را با پای پیاده برای تجدید میثاق با امام راحل و رهبری بزرگوار و آرمان های شهدا طی کرده و به نمایندگی از بسیجیان استان به خیل عزاداران خمینی کبیر می پیوندد امسال قربانی بازی کودکانه بابل و ساری قرار گرفت.

اگر چه یکایک بسیجیان بی ادعای طریقت دلدادگی، دشواری سفر را جز به امید لبخند رضایت دوست طی نکرده اند اما مسئولان استانی نیز نباید از رسالت خود درباره این رخداد فرهنگی غفلت می ورزیدند.

با کمال تأسف مدیر کل سیمای مازندران نه تنها حاضر به سخنرانی در جمع راهپیمایان بابلی مرقد امام نگردید بلکه رسانه تحت امر او از پوشش تبلیغی این حرکت بزرگ نیز اجتناب ورزید.

دعوای جناب مدیر کل با برخی مسئولان شهری بابل و تنفر احتمالی ایشان از این شهرستان هر دلیلی که داشته باشد نباید منجر به ذبح حرکت ها و اقدامات فرهنگی جبهه انقلاب در این شهر شود. آیا تعظیم شعائر اسلامی به اندازه پخش برنامه ها و گزارشات مربوط به حال و هوای با نشاط! سواحل خزر و بزن و بکوب های هر روزه رسانه استانی، ارزش توجه و بازتاب عمومی نداشت؟

آن دسته از مسئولانی که یک شبه پله ترقی را طی کرده و از کارمندی معمولی، ناگهان به مدیری صاحب نام ونان تبدیل شدند آیا نمی دانستند که ترویج معروف باعث اشاعه آن و تقویت قلوب اهل ایمان گردیده و کمترین ثمره اش تشویق دیگران به حفظ شعائر و فرهنگ اسلام و انقلاب خواهد بود؟

ظاهراً تب توهّم " نظارت ناپذیری " صدا و سیما به شعبه آن در استان مازندران نیز سرایت کرده است!

نمایندگان محترم بابل و استان در مجلس شورای اسلامی و دیگر نخبگان این شهرستان و استان مازندران باید تلاش نمایند با پیگیری این قصور نابخشودنی از طریق مسئولان کشوری، از آسیب های احتمالی هم راستا با دامن زدن اختلافات بین دو شهر مذهبی و تاریخی بابل و ساری که اینک به طور علنی از سوی برخی مسئولان نیز دنبال می شود پیشگیری نمایند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با صیغه خواهر برادری آشنا شوید!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۴۰ ق.ظ


مسعود کیمیایی کارگردان سرشناس سینمای ایران در گفتگوی اخیر خود با روزنامه شرق خاطراتی را تعریف کرد که اغلب از نظر تاریخی مورد تکذیب قرار گرفت. ادعاهای جنجالی کیمیایی واکنش هایی را در پی داشت. از جمله واکنش ها مربوط به حمید فرخ نژاد بود که آرزو کرد به سن پیری نرسد!!

یکی از ادعاهای کیمیایی مربوط می شد به جریان کفن و دفن فروغ فرخزاد. کیمیایی مدعی شد به دلیل نبود غسال زن، او با خواندن صیغه خواهر برادری به غسل آن مرحومه پرداخت! این ادعا از سوی بازماندگان فروغ به شدت تکذیب شد. آنها حتی با استناد به عکس های مربوط به مراسم کفن و دفن فروغ، اصل حضور کیمیایی در آن مراسم را مورد تردید قرار دادند.
این وسط می ماند قضیه صیغه خواهر برادری که کسی به آن نپرداخت.

راقم این سطور در حین تذکر و یا برخورد ناهیان از منکر با برخی هنجارشکنان اجتماعی نیز شاهد طرح ادعای محرمیت با صیغه خواهر برادری از سوی تعدادی از متهمان بوده است و ظاهراً طرح چندباره چنین ادعایی در سطح جامعه، از وجود نوعی تحریف یا سوءتفاهم در فهم احکام دین حکایت دارد.

گذشته از این که خواندن هر نوع عقد و قراردادی اعم از نکاح یا بیع و... با جسد میّت، از اعتبار ساقط است اصل وجود حکم صیغه خواهر برادری نیز کذب و از اساس باطل بوده و هیچ گاه در هیچ منبع فقهی یا روایی بیان نشده است.

اینکه چنین فهم غلطی از کجا نشأت گرفته نیاز به بررسی دارد.

یک احتمال این است که عده ای گمان کرده اند همان طور که بین دو مسلمان به منظور ایجاد الفت در جامعه اسلامی و بنا بر استحباب، عقد اخوت و برادری جاری شده و قلب های آنان از نظر معنوی به یکدیگر نزدیک می شود، پس لابد بین یک زن و مرد مسلمان هم می شود صیغه خواهر برادری خواند و آنان را به محرمیت هم در آورد!

یک احتمال دیگر هم وجود دارد. برخی خانواده های مسلمان برای راحتی در نشست و برخواست و رفت و آمدهای قوم و خویشی گاه با خواندن صیغه عقد موقّت، محرمیتی را بین خود ایجاد می کنند. به طور مثال، دختر خردسالی را با اجازه ولیّ او، به عقد موقّت مردی در می آورند. این مرد حتی پس از پایان زمان تعیین شده در عقد، با مادر آن دختر محرمیت ابدی خواهد داشت. این مسئله نیز از جنس صیغه خواهر برادری نیست و نکاح مشروع به حساب می آید.

هر دو فرضی که بیان شد از دستورات اسلامی است و البته هیچ ربطی به صیغه خواهربرادری که فهم تحریف شده ای از محتوای شریعت است، ندارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برای آنان که محو خمینی بودند

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۲۳ ب.ظ


24.jpg

او از حرف های دوستانش تعجب کرده بود، دوستانش از حرف های او.

یکی به شوخی گفت: مرد مؤمن! عرفا چشم بصیرتشان باز می شود و نادیدنی ها را می بینند، تو چرا دیدنی ها را ندیدی؟!

شیخ روی حرف خودش تأکید داشت. شوخی نمی کرد. راست می گفت: غیر از امام کسی را آن بالا ندید.

دوستانش حرص می خوردند و اصرار می کردند که آن چند دقیقه دیدار عمومی با امام، تعدادی از همراهان هم دور و بر امام ایستاده بودند. ولی شیخ محمدزمان می گفت: روی جایگاه حسینیه جماران، هیچ کس را غیر از امام ندیدم.

خاطره ای از طلبه شهید محمد زمان ولی پور

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دانشگاه صنعتی بابل خبرساز شد!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۵۴ ب.ظ
به گزارش پایگاه 598 به نقل ازخبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از ساری، در روزهایی که یک عده می خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و عده ای دیگر به این کار اعتراض می کنند، مسئولان مربوط با غفلت تمام جاده صاف کن مسیر جهنم شدند البته بازهم مثل همیشه عده ای جلوی مسیر جهنم ایستادند و تلاش کردند تا به زور این عده را به بهشت بفرستند.
 
ماجرا از این قرار است که جمعه گذشته در پی تبلیغات تعدادی از دانشجویان فرصت طلب دانشگاه صنعتی بابل که بسیاری از آنها از اعضای انجمن منحله و غیرقانونی اسلامی دانشگاه می باشند، بیش از 100 نفر از دانشجویان دانشگاه برای ثبت نام در اردویی که به ظاهر مجوز دانشگاه داشت، ثبت نام کردند.
 
اما پس از سوار شدن به اتوبوس ها بسیاری از دانشجویانی که اخلاق و احکام شرعی را در روابط با جنس مخالف رعایت می کنند، با صحنه های بی حجابی و روابط غیراخلاقی و خارج عرف دختران و پسران حاضر در اتوبوس مواجه شده بودند، اما دیگر چاره ای جز همراه شدن با جمعیت نداشتند.
 
البته این کاروان غیر قانونی نتوانست به مقصد برسد و در میانه راه به دلیل وضعیت اسفناک پوشش افراد در آن جلوی آنها گرفته شد و اینجا بود که مشخص گردید، مجوز دانشگاه نیز جعلی بوده و عده‌ای دانشجویان فرصت طلب و سودجو از طریق آن نسبت به فریب دانشجویان اقدام کردند.
 
البته این اولین باری نیست که اعضای منحله انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی بابل که این روزها به دنبال اخذ مجوز برای تشکل خود جهت پیاده کردن اهداف حزبی و گروهی در دانشگاه هستند، اقدام به برپایی اردوهای مختلط می کنند. آنها در دفعات بسیار این اردوها را برگزار کردند که حتی در برخی از آنها مشروبات الکی و روابط غیراخلاقی نیز وجود داشته است که برخی از عکس های قابل انتشار در اردوهای قبل در ادامه آمده است.
 
 
 
 
 
 
 
یکی از دانشجویان حاضر در اردو در گفت و گو با خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» گفت: چند نفر از دانشجویان دانشگاه که در زمینه برگزاری اردوها فعال هستند، با بیان اینکه این اردو دارای مجوز دانشگاه می باشد، ما را فریب داده و برای ثبت نام در اردو ترغیب کردند.
 
 
این دانشجو ادامه داد: اما در روز حرکت وقتی نزدیک اتوبوس رسیدیم با قیافه های عجیب و غریبی مواجه شدیم و پس از سوار شدن در اتوبوس متوجه شدیم که گروهی از افراد که پایبندی به اصول اخلاقی و شرعی ندارند از همسفران ما می باشند.
 
 
وی افزود: من در کل مسیر در این فکر بودم که چگونه مسئولان دانشگاه مجوز برگزاری چنین اردویی را صادر کردند، تا اینکه اتوبوس ما به دلیل همان وضعیت بد و نامطلوب متوقف شد و آنجا بود که متوجه شدم، این مجوز جعلی بوده و ما فریب برخی از دانشجویان بی انظباط دانشگاه را خوردیم.
 
 
این دانشجوی دانشگاه با اشاره به اینکه آن روز آبروی من جلوی خانواده ام رفت، تصریح کرد: از مسئولان امر خصوصا مسئولان دانشگاه صنعتی بابل می خواهم تا با نظارت بیشتر نسبت به برگزاری اینگونه اردوهایی که باعث رفتن آبروی دانشجویان آنهم به اسم دانشگاه می شود، اقدامات لازم را انجام دهند و با دانشجویان فرصت طلبی که در دانشگاه هستند، برخورد کنند.
 
 
این نوع نا هنجاری ها در حالی رخ می دهد که غفلت سنگین متولیان امر در برابر رشد روزافزون بی حجابی، بی عفتی و گسترش وحشتناک مفاسد اخلاقی و البته همراهی و تسهیل در مسیر گسترش آن در بسیاری از مواقع (مانند آنچه در تصایر مشاهده می کنید!) دست دشمنان را برای طراحی و به اجرا گذاری جنگ نرم و تهاجم فرهنگی میان تک به تک حوانان و مردم کاملا باز گذاشته است.
 
تهاجمی که به تعبیر مولای متقیان هر ملتی را ذلیل خواهد کرد و تهاجمی که سرباز مهاجم و قربانیان و امکانات و تلفات آن همه و همه، درونی و خودی اند ! در این جنگ نرم سهم شما از مقابله با این تهاجم گسترده چیست؟ و چرا امر به معروف و نهی از منکر در جامعه امروزی ما بصورت قوی از سوی اقشار مختلف جدی گرفته نمی شود و غفلت می کنیم که به راحتی جوانان این مرز و بوم به تباهی کشیده شوند...؟
  • سیدحمید مشتاقی نیا

به این احادیث تابستانی عمل کنید!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۳، ۰۴:۴۴ ب.ظ


امام صادق علیه السلام می فرماید: برترین صدقه، خنک کردن جگر تشنه است و کسی که به جگر تشنه چارپا یا غیر آن آب رساند در روزی که سایه ای جز سایه عنایت خدا نیست در سایه عنایت خدا به سر خواهد برد. اصول کافی جلد4 ص 57

از امیرمؤمنان علیه السلام روایت شده است که در قیامت، نخستین چیزی که پاداش آن داده می شود صدقه آب است. همان منبع

شخصی از پیامبر (ص) پرسید: با چه کاری می توانم به بهشت درآیم؟ آن حضرت فرمود: مَشکی نو بخر و با آن آبرسانی کن تا کهنه و مندرس گردد. هنوز آن مشک از بین نرفته، تو با این کار به عمل بهشتی دست یافته ای. وسائل الشیعه ج9 ص474

جبرئیل فرمود: ای محمد! اگر عبادت ما بر زمین بود، سه کار می کردیم: به مسلمانان آب می رساندیم، به عیالمندان رسیدگی می کردیم و گناهان را می پوشاندیم. تنبیه الخواطر جلد1 ص 39

امام صادق علیه السلام فرمود: یکی از حقوق مؤمن بر مؤمن این است که نباید او سیراب و برادر مؤمنش تشنه باشد که اگر چنین کند از ولایت الهی خارج می شود و اگر حق او را ادا کرد ولایت او را به ولایت خود و ولایت خود را به ولایت الهی پیوند داده است. کتاب الخصال، ص 350

برگرفته از کتاب نفیس مفاتیح الحیاة اثر ماندگار آیت الله جوادی آملی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اقدام انقلابی یک روحانی بابلی در مواجهه با حامیان نفاق

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۴۲ ب.ظ


درگذشت پدر یکی از منافقین اعدامی در روستای معلم کلای بابل که تعدادی از فرزندان دیگر وی نیز سابقه فعالیت در گروهک ها را داشته اند بهانه ای شد برای تجمع برخی خانواده های اعدامی بابل و شهرهای اطراف که اوج این اجتماع در مراسم هفت آن مرحوم صورت گرفت.

متأسفانه در این تجمع، روحانی ساده لوحی به نام شیخ اسماعیل ن به تعریف و تمجید از فرزند اعدامی این مرحوم پرداخت که با واکنش یکی از روحانیون انقلابی محل مواجه گردید.

حجت الاسلام رضازاده بعد از اتمام سخنرانی روحانی نمای مذکور تریبون را در اختیار گرفته و با تمسک به آیات شریف قرآن و داستان حضرت نوح سلام الله علیه، حساب فرزند آن مرحوم را از پدر جدا دانست. این روحانی بسیجی با ادبیاتی منطقی و با نام بردن از شهدای سرافراز روستا توضیح داد که  منبر رسول الله جای تجلیل از جوانان افتخار آفرین این آب و خاک و لاله های به خون غلتیده اسلام است نه آنانی که از سر جهل یا غرض به دامان خائنین ملت پیوستند.

به دنبال واکنش خردمندانه و پرصلابت این روحانی با غیرت، خانواده های اعدامیان حاضر در مجلس بلافاصله از محل خارج شدند.

در پی این رخداد، مردم شهیدپرور این روستا با حضور حجت الاسلام رضازاده و حجت الاسلام پوراکبر مدیر حوزه های علمیه شهرستان بابل با تجمع در مسجد به تجدید عهد با آرمان های امام راحل و رهبری معظم انقلاب پرداختند. حجت الاسلام رضازاده هدف از این اقدام دشمن شکن خود را از بین بردن ابهت پوشالی حامیان گروهک هایی دانست که با احساس امنیت در ماه های اخیر دوباره از لانه های عنکبوتی خود سر برآورده و گمان کرده اند اوضاع به کامشان شده است.

با اخطار جامعه روحانیت و امت حزب الله بابل به روحانی واداده ای که به تجلیل از منافق اعدامی پرداخت تا امشب فرصت داده شد که خطای خود را جبران کند.

امت حزب الله بابل همچنین آمادگی خود را برای تنبیه سر پل های فتنه و نفاق در منطقه اعلام نمودند. در این خصوص، اخبار تکمیلی متعاقباً اعلام خواهد شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تبریک و تسلیت

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۹ خرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۰۴ ق.ظ

برادران بزرگوارم جناب شیخ رحمت الله حاجی زاده امام جمعه محترم قلعه قاضی و حجت الاسلام محمد علی حاجی زاده امام جمعه محترم بندپی غربی

شهادت اخوی گرامیتان سرباز سرافراز جبهه اسلام، بسیجی مکتب عاشورا حمزه حاجی زاده را که در نبرد با اشرار به قافله کربلائیان تاریخ پیوست تبریک و تسلیت می گویم. شهادت این جوان شیدایی اهل بیت علیهم السلام و حنظله نسل سوم انقلاب، یک بار دیگر آسمان غبار گرفته شهر پریشانی را با رحمت عشق و دلدادگی جلا بخشید و طعم شیرین وصال را بر ذائقه بیمار اهل غفلت فرونشاند. این عروج ملکوتی بر تارک افتخارات خاندان انقلابی تان خواهد درخشید و ارمغان عزت و شرافت را ره توشه آخرتتان خواهد ساخت. انّا انشاءالله بهم لاحقون



_MG_1537


  • سیدحمید مشتاقی نیا

کتاب را باید خورد!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۹ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۴۹ ق.ظ

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شهیدی که در ستاد امر به معروف بابل بازداشت شد!!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۲۸ ق.ظ


شاید بهتر بود عنوان مطلب را این گونه می نوشتم: عاقبت دو دوست.

عکس شهید را که دیدید شما هم تعجب کردید، اینطور نیست؟ لابد برای شما هم این سوال پیش آمده که حجت الاسلام شهید محمدحسن ابراهیمی که در راه تبلیغ دین در کشور گویان به شهادت رسید اهل جنوب کشور است و اصلاً با شهر بابل چه کار داشته که کارش به بازداشت، آنهم در ستاد امر به معروف و نهی از منکر بکشد؟!!

قضیه از این قرار است که محمد حسن ابراهیمی در زمان تحصیل در حوزه علمیه قم با یکی از روحانیون بابلی دوست می شود. آشنایی و صمیمیت بین این دو منجر به آن می شود که شهید ابراهیمی با یکی از اقوام نزدیک این روحانی بابلی وصلت کند. هنوز این زوج در عقد یک دیگر بودند که بین شهید ابراهیمی و دوست بابلی اش اختلافی در می گیرد. ظاهراً دوست بابلی شهید ناراحتی خود از ایشان را به مسئله ازدواج وی سرایت داده و تصویری از وی نزد خانواده عروس ارائه می دهد که منجر به جدایی آن دو می گردد.

شهید ابراهیمی که هنوز از حل مسالمت آمیز اختلاف ناامید نبود و دوست نداشت این دعوای شخصی وضعیت زندگی او را تحت الشعاع قرار دهد برای رفع کدورت به بابل سفر می کند.

دوست بابلی وی که فضا را به نفع خود نمی بیند برای آزار او یک راه به ذهنش خطور می کند. روحانی بابلی که آن زمان مقدار اعتباری در شهر داشت به ستاد امر به معروف گزارش می دهد که طلبه جوانی با فلان مشخصات به بابل آمده و قصد توزیع فیلم مبتذل دارد! ستاد هم بنا بر رسالت ذاتی خود نامبرده را فرا می خواند. از قضا یک حلقه فیلم ویدیویی هم همراه شهید بود که مربوط می شد به مراسم عقدش و مورد قابل پیگردی به حساب نمی آمد.

مسئول این پرونده در ستاد نمی دانست باید چه بکند. از طرفی با گزارشی مواجه بود که منبع آن در آن وقت چهره ای مقبول و معتبر بود و از طرف دیگر طلبه جوان و غریبی را می دید که هیچ مدرکی برای تعقیب او وجود نداشت.

شهید ابراهیمی در شهر بابل یک دوست طلبه دیگر هم داشت که پیغام داد تا به ستاد بیاید. با ورود این طلبه و توضیح ماجرا محمدحسن ابراهیمی مورد دلجویی قرار گرفت و آزاد شد.

ابراهیمی با دلی شکسته به قم بازگشت. او بعد از طلاق، ازدواج موفق دیگری انجام داد و سپس تصمیم گرفت برای دفاع از حریم شیعه و نشر معارف اهل بیت به کشور گویان در قاره آمریکا مهاجرت کند. گویان نقطه ای دور افتاده بود که جمهوری اسلامی حتی سفارتخانه هم در آنجا نداشت. فعالیت های محمدحسن ابراهیمی در ترویج فرهنگ شیعه باعث جذب بسیاری از مردم این کشور کوچک گردید. مذهب رسمی کشور گویان آیین هندو است. هندو ها هم به خاطر مرام او ارادتی ویژه به وی پیدا نمودند. محبوبیت و توفیقات این روحانی جوان شیعه به مذاق وهابیت خوش نیامد. محمد حسن ابراهیمی سرانجام در سال 1382 در شبی که نخستین فرزندش پا به این دنیا گذاشت توسط عوامل وابسته به استخبارات سعودی ربوده شد و پس از شکنجه به درجه رفیع شهادت رسید و نامش بر تارک افتخارات شیعه ماندگار شد.

دوست بابلی وی اما مدتی بعد به خاطر برخی رفتارهایش از اعتبار عمومی ساقط شد. او به یکی از علمای شهر توهین نمود و نزد بسیاری از متدینین به چهره ای منفور بدل شد. آن عالم او را به حضرت زهرا سلام الله علیها واگذار کرد. دعواهای بی اساس وی با امام جمعه و برخی روحانیون و جوانان حزب الله هر روز بیش از پیش باعث انزوای او گردید. اینک عده ای حتی از ذکر نام و یاد او هم ابا دارند و...

الان هم فکر می کنم بهتر بود عنوان این مطلب را می گذاشتم: عاقبت دو دوست. باور کنیم که سرنوشت خودمان را خودمان رقم می زنیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سرگروه تکفیری‌ها در گیلان دستگیر شد

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۰۴ ق.ظ

به گزارش شلمچه نیوز،این مسئول ظهر امروز در جلسه کمیته مراسم و تبلیغات ستاد بزرگداشت بیست‌وپنجمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) اظهار کرد: نظام جمهوری اسلامی ایران اکنون یکی از بهترین دوران امنیت را سپری می‌کند.

وی با تاکید براینکه امنیت کنونی، نیروها را از انجام ماموریت‌ها غافل نمی‌کند، افزود: دشمن علیه نظام اسلامی در حال طراحی نقشه‌های خود است.

نماینده اداره اطلاعات گیلان خنثی شدن توطئه‌های دشمنان را با همت تمام متولیان به‌ویژه نهادهای انتظامی و امنیتی خواند و بیان کرد: موضوع‌های امنیتی در گیلان تحت کنترل است.

این مسئول از دستگیری سرگروه تکفیری‌ها در گیلان خبر داد و تصریح کرد: نگرانی‌ها و دغدغه‌های گروه مذکور در استان برطرف شده است.
  • سیدحمید مشتاقی نیا

آیا قوه قضائیه در برخورد با مفاسد اقتصادی موفق خواهد بود؟

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۱۳ ب.ظ


اعدام مه آفرید در روزهای اخیر مباحث فراوانی را پیرامون رویکرد قوه قضائیه در برخورد با مفاسد اقتصادی برانگیخته است.

به نظر می رسد قوه قضائیه بر آن است تا با اعدام یک چهره مجرم در امنیت اقتصادی کشور نشان دهد که قصد دارد بدون تعارف و رو در بایستی به برخورد با مفسدان اقتصادی بپردازد. در روزهای اخیر بسیاری از چهره های سیاسی در مصاحبه های مطبوعاتی خود اظهار امیدواری کرده اند که اعدام مه آفرید باعث افزایش هزینه اختلاس و فساد اقتصادی خواهد شد. اما آیا به راستی این اقدام دستگاه قضایی منجر به ایجاد ترس و واهمه در باندهای تبهکار و اژدهای هفت سر مفاسد اقتصادی خواهد گردید؟

پاسخ را خیلی خلاصه و کوتاه بیان می کنم: خیر!! مثال نقض این ادعا هم اعدام فاضل خداداد در دهه هفتاد است. البته به جوان ترها توصیه می کنم که حتماً متن وقایع منجر به محاکمه و اعدام خداداد را از دل نشریات آن زمان بیرون کشیده و مطالعه کنند، ولی به هر حال روی سخن این است که برخورد گزینشی با متهمان اقتصادی هرگز نتیجه دلخواه دستگاه قضایی را به دنبال نخواهد داشت. اعدام فاضل خداداد به تنهایی اگر تأثیری داشت کار به شکل گیری پیچیده تر باندهای جدید فساد اقتصادی نمی کشید. در همان ماجرای معروف به اختلاس 123 میلیاردی، متهم ردیف دوم که وابسته به یکی از چهره های ذی نفوذ بود به حبس ابد محکوم گردید و اندکی بعد به عنوان مسئول خرید زندان در محافل عمومی رؤیت شد! در این زمینه برای هزارمین بار توصیه می شود که روابط عمومی قوه قضائیه اعتماد عمومی نسبت به دستگاه قضا را از نگاه مردم مورد بررسی قرار دهد.

وقتی یک مقام مسئول مدعی می شود در این کشور ده بابک زنجانی دیگر وجود دارد، مردم چه قضاوتی در باره رفتار مسئولان نظارتی خواهند داشت؟ مدتی است که اتهامی به میزان 650 میلیون یورو معادل همان سه هزار میلیارد کذایی نسبت به یکی از وابستگان دولت در سطح رسانه ها مطرح می شود در حالی که هنوز دستگاه قضا ورودی به این مسئله پیدا نکرده است.

مهدی هاشمی به عوان یکی از متهمان دانه درشت مفاسد اقتصادی سالهاست که بدون تعقیب قانونی در مجامع عمومی حاضر شده و هر روز دیوار بی اعتمادی جامعه نسبت به دستگاه قضا را مستحکم تر می سازد. پرونده کرسنت همچنان بلاتکلیف رها شده است. سازمان بازرسی کل کشور برنامه ای برای پیگیری جریان های پشت پرده و ذی نفع در واردات غیرضروری بنزین ندارد. خبری از پرونده دانشگاه آزاد و سوءاستفاده های این دستگاه از منابع بیت المال در دست نیست.

سخنگوی قوه قضائیه بارها تأکید کرده که بانک ها در پیگیری مطالبات کلان خود تعلل می ورزند.

با این وصف تا زمانی که مردم شاهد برخورد بدون اغماض با مفسدان و متهمان وابسته به کانون های قدرت نباشند به راحتی نمی توانند نسبت به عزم دستگاه قضا حسن ظن پیدا نمایند. از سوی دیگر مفسدان اقتصادی از وقایع طرح شده این تجربه را کسب خواهند کرد که در صورت وابستگی بیشتر به جریان های خاص می توانند امنیت در استمرار تبهکاریشان را تضمین نمایند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

هزار وعده خوبان!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۵۶ ب.ظ


بهمن 92 :    مدیر اجرایی طرح سبد کالا در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس درخصوص زمان توزیع سبد دوم کالایی گفت:‌ زمان توزیع سبد دوم نیمه اول اسفندماه است.

فروردین 93 :  محمد جلیلیان با بیان اینکه طبق اعلام دولت، امسال اقلام اساسی سبد کالا در 6 نوبت عرضه می شود، اظهار کرد : مرحله اول توزیع سبد کالای سال جاری بر اساس اعلام دولت از 20 اردیبهشت آغاز می شود!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خرمشهر هرگز سقوط نکرد!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۵۵ ب.ظ


مقدمه: در بررسی تاریخ جنگ هشت ساله ای که رژیم بعث عراق با پشتیبانی مستقیم 36 کشور1 بر ضد نظام نوپای اسلامی ایران آغاز کرد، نبردهای خرمشهر از جایگاه مهمی برخوردار است. عراق با محاسبات مادی خود مدعی بود که ایران تاب تحمل حملات ارتش آماده رژیم بعث را نداشته و در مدت زمانی اندک، به آن چه عراق می خواهد تن خواهد داد. خرمشهر، اما به باتلاقی برای ماشین جنگی متجاوزین تبدیل شد. مقاومت مثال زدنی مردم و مدافعان خرمشهر به جهانیان نشان داد که ورای محاسبات مادی آنان، عناصر دیگری نیز در ساحت اعتقادات و باورهای مردمی وجود دارد که می تواند مناسبات بین المللی را به گونه ای دیگر رقم بزند. مقاومت جانانه در خرمشهر برای تفهیم اشتباهات استراتژیک دشمنان ایران اسلامی که سودای فتح چند روزه خوزستان و شکست نظام جمهوری اسلامی را در سر می پروراندند، نقشی بسزا دارا بود.

عناصر مقاومت:

پیش از شناخت عناصر مؤثر در ناکامی های دشمن، با نیم نگاهی به شرایط حاکم بر فضای آن روز ایران، می توان بزرگی حماسه مدافعان خرمشهر را بهتر نشان داد. نباید از یاد برد که ایران اسلامی در آن روزها که هنوز اوایل دوران تثبیت خود را می گذراند، با توطئه های عجیب و پیچیده ای از سوی اذناب وابسته به شرق و غرب مواجه بود. اختلاف و کارشکنی برخی مسئولین دولت موقّت، کودتای نوژه و قطب زاده و ....، ترورهای هر روزه و بمب گذاری های مکرر منافقین، فتنه های قومی و جدایی طلبانه در برخی مناطق کشور مانند خوزستان، کردستان، آذربایجان، بلوچستان و ترکمن صحرا، مشکلات داخلی ارتش جمهوری اسلامی با توجه به پاکسازی برخی عناصر وابسته و مباحث مشکوک پیرامون انحلال ارتش2، تحریم های سیاسی و اقتصادی، عدم آمادگی لازم و فقدان آموزش های مورد نیاز نیروهای دیگر یگان های تازه تأسیس مسلح مانند سپاه و کمیته و از همه مهم تر عدم اعتقاد فرمانده وقت کل قوا به دفاع از خرمشهر که باعث قطع ارسال کمک به مدافعان این نقطه گردید و .... از جمله موانعی بود که محاسبات مادی دشمن را به واقعیت نزدیک می ساخت.

" هنگام هجوم عراق، آرایش نظامی قوی در مرزها وجود نداشت. تنها نیروی حاضر در منطقه، لشکر 92 زرهی اهواز بود که رزمندگان آن با تمام مشکلات مجبور بودند از دهلران تا آبادان گسترش یافته و در مقابل شش لشکر بسیار مجهز عراقی مقاومت کنند. با پیشروی عراق به طرف اهواز، انبار مهمات لشکر 92 به طرز مرموزی منفجر شد." 3

بر اساس آن چه بیان شد، نتیجه بدیهی ضعف در قوای دفاعی و جنجال های سیاسی گروه های داخلی، می توانست شکست و عقب نشینی فوری از مواضع دفاعی باشد. برخلاف آن چه پیش بینی می شد حماسه دفاع از خرمشهر و مقاومت تاریخی و سرنوشت ساز مدافعان این شهر، مجموعه اهداف آشکار و پشت پرده تهاجم به مرزهای ایران را دچار چالش جدی نمود. برای شناخت مهم ترین مؤلفه های شکل گیری باور مقاومت در خرمشهر باید دو عنصر اساسی را بیشتر مدّ نظر قرار داد:

الف- خودباوری

بی تردید آن چه باعث شکست ارتش های جهان در جنگ های طول تاریخ بوده، خودباختگی و ترس از دشمن به خصوص در ذهن فرماندهان و رهبران بوده است. برخلاف سلاطین دنیازده و خودباخته، حضرت امام خمینی (ره) به عنوان رهبری بزرگ و بی نظیر که تمام کلمات فرامین و توصیه هایش در عمق باور مردم جای می گرفت، بی اعتنا به داشته های مادی جهانخواران و به رغم نابرابری مشهود توان رزمی طرفین نبرد، ابهت دشمن را در پرتو توکّل به پروردگار متعال ناچیز برشمرد. "من از ملت بزرگ ایران خواهانم که در هر مسئله ای که پیش می آید قوی باشند، قدرتمند باشند، متکی به خدای تبارک و تعالی باشند و از هیچ چیز باک نداشته باشند. ما از آن قدرت های بزرگ نترسیدیم. این (صدام) که قدرتی ندارد، عراق که چیزی نیست."4

توسعه این اعتقاد قلبی و اطمینان به نصرت الهی در باور عموم، روح مقاومت و پایداری در قبال دشمن را در دل و جان مردم این سرزمین دمید و رگ غیرت آنان را برای دفاع از حریم کشورشان به جوش آورد. نشریه گاردین از قول یک دهقان پیر نوشت "ما با چنگ و ناخن به این زمین خواهیم چسبید. اگر آنها (ارتش عراق) همه چیز را نابود کنند، ما در چادرها خواهیم خوابید. بعد باز خواهیم گشت و همه چیز را چون ویتنام خواهیم ساخت. سپس می گوید: این مقایسه اتفاقی نیست و همه مردم در اینجا می گویند که امپریالیسم آمریکا پشت صدام حسین است."5

خبرنگار دیگری نیز گزارش داد "در خرمشهر و آبادان کودکان بسیاری اغلب در کنار پدرانشان در جنگ شرکت داشته اند و یکی از آنها که 14 ساله بود با افتخار برای خبرنگاران غربی تعریف کرد که چگونه با دو کوکتل مولوتف تانک عراقی را منهدم کرده است."6

حضرت امام (ره) با مشاهده ایستادگی تاریخی مردم در مقابل متجاوزان در توصیف جهاد مؤمنانه آنان می فرمایند " آن چه برای اینجانب غرورانگیز و افتخارآفرین است، روحیه بزرگ و قلوب سرشار از ایمان و اخلاص و روح شهادت طلبی این عزیزان، که سربازان حقیقی ولی الله الاعظم ارواحنافداء هستند، می باشد. این است فتح الفتوح."7

ب- اتحاد

یکی دیگر از مسائلی که در پرتو اعتقاد به اصل ولایت فقیه رقم خورد و ناکامی دشمن در دستیابی به اهدافش را به دنبال داشت، اتحاد گروه های مردمی بود. "آنچه را که رهبران عراق از نظر دور نگاه داشتند، ظرفیت و آمادگی مردم ایران و جمع آمدنشان به دور مظاهر انقلابشان، یعنی امام بود که هنوز در شور و هیجان یک رستاخیز مذهبی و سیاسی هستند."8 یک تحلیل گر غربی نیز با رصد فضای حاکم بر دفاع مقدس، وحدت ملت ایران را اینگونه ارزیابی کرد "یک نیروی عجیب و غریب نظامی از سربازان حرفه ای، روحانیون، شبه نظامیان محلی و بچه های مدرسه ای نوجوان سیزده ساله را با یک التهاب اسلامی شدید به یکدیگر متصل کرده است ..."9

تابلوی معروف "خرمشهر، جمعیت 36 میلیون"! شاهکارهنرمند شهید بهروز مرادی را نباید تنها یک ابتکار تبلیغاتی دانست. در واقع نیز چنین بود که دولت مزدور عراق نه فقط جغرافیای خرمشهر که کلیّت حریم ایران سرافراز را نشانه رفته و بر اساس ادعای اولیه خود به چیزی کمتر از شکست کامل حاکمیت ایران که شرط آن پیشروی ارتش بعث در عمق مناطق مرکزی این سرزمین بود، قناعت نمی کرد. نخست وزیر وقت عراق تأکید داشت "این جنگ به خاطر قرارداد 1975 و یا چند صد کیلومتر و نصف اروند نیست. این جنگ به خاطر سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است."10

اگر چه دفاع در خرمشهر سی و پنج روز به طول انجامید و دشمن توانست برای مدتی این شهر را به اشغال خود درآورد؛ ولی همان طور که گفته شد با توجه به شواهد موجود، دشمن هیچ تصوّری از مقاومت مردمی در این شهر نداشته و از این رو خیال پردازانه درصدد تصرف کل استان خوزستان و سپس شکست نظام اسلامی ایران بود. دفاع در خرمشهر تمام رؤیاهای کور دشمن را باطل ساخت و از سوی دیگر به رزمندگان جبهه حق این نکته را اثبات کرد که به رغم همه کاستی های مادی می توان دشمنی قدرتمند و ارتشی مجهز و برخوردار از پشتیبانی های جهانی را زمینگیر نمود و با همّتی بلند به شکست واداشت. از این منظر، آزادسازی خرمشهر قهرمان را نیز باید مرهون فرهنگی دانست که بر مبنای مقاومت سی و پنج روزه در خرمشهر فراگیر شد و حریم باورهای رزمندگان جبهه ایمان را درنوردید و موازنه قدرت در خطوط مقدم نبرد به گونه ای رقم زد که پس از مدتی نه تنها خرمشهر و دیگر مناطق اشغال شده به دامان میهن بازگشت، بلکه این بار این دولت عراق بود که باید حلبچه و بندر استراتژیک فاو – به عنوان تنها راه ارتباطی این کشور با آبهای آزاد – را در زیر پای رزمندگان تربیت شده در مکتب ایمان و حماسه می دید. "در اردوگاه های اسرای ایرانی افرادی را دیدیم که قاطعانه برای فدا کردن جان خود در راه اعتقاداتشان آمادگی داشتند. آن منظره منادی جنگ جهانی چهارم بود که ما فقط درک نامشخصیی از آن در ذهن داریم. اعتقادات مذهبی این افراد برای سوق دادن آنان به سوی انجام کارهایی که به طرز غیرقابل باوری سخت بود، نقش بسزایی داشت."11

1-      لایه های پنهان جنگ، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس

2-      منصوری لاریجانی، تاریخ دفاع مقدس، ص 60

3-      حسن رحیمی، از سقوط گنجه تا فتح خرمشهر، ص150

4-      صحیفه نور، جلد13، ص 232

5-      نشریه گاردین، 22/7/1359

6-      همان، 24/7/1359

7-      صحیفه نور، جلد13، ص 289

8-      تایمز مالی، 9/2/1981

9-      نیویورک تایمز، 18/1/1361

10-  طه یاسین رمضان نخست وزیر عراق، لایه های پنهان جنگ، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس

11-  کنت دمارانش (رئیس سابق سازمان جاسوسی فرانسه)، جنگ جهانی چهارم، دیپلماسی و جاسوسی در عصر خشونت، انتشارات اطلاعات

  • سیدحمید مشتاقی نیا

من یک دوم خردادی هستم!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲ خرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۳۸ ق.ظ

اصلاح طلبها وقتی که در انتخابات دوم خرداد 76 رأی آوردند، اعلام کردند ما "دوم خردادی" هستیم و گفتمان دوم خردادی داریم و عده ای پیام دوم خرداد را درک نکرده اند و .... و به نوعی دنبال القای این مطلب بودند که مردم با رأی به خاتمی از این پس دنبال مرام و مسلک جدیدی برای نظام اسلامی هستند. هر چند رأی مردم در آن زمان نیز خاستگاه معیشتی داشت و اغلب از سر انزجار از برنامه های شکننده مردان اقتصادی تیم هاشمی بود ولی متأسفانه ضعف تحلیل در برخی نیروهای ارزشی باعث عصبانیت آنها از تکرار واژه دوم خرداد می گردید.

حضرات دوم خردادی هم از عصبانیت بعضی ارزشی ها خوششان می آمد و دنبال این بودند تا با برگزاری جشن هایی سراسری در جای جای کشور، سالگرد پیروزی خود در دوم خرداد را به یک حرکت عمومی و نوعی ابزار فشار در مقابل حاکمیت تبدیل کنند.

آقا زیرکی کرد و همان سال نخست، در آستانه دوم خرداد اعلام کرد این روز یعنی دوم خرداد روز عید است؛ چون مردم ایران با حضوری مثال زدنی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده و با این مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی خود مقبولیت نظام را به رخ دشمنان کشاندند.

تعبیر از دوم خرداد به عنوان یک عید ملی، آب سردی بود که خواب های اهل دسیسه را باطل ساخت و باعث خلع سلاح فرصت طلبان گردید. دوم خرداد و حاکمیت هشت ساله اصلاح طلبان هم آمد و رفت و این عبرت برای ما به یادگار ماند تا به جای غصه خوردن و انفعال و انزوا در مقابل جریان های قدرت طلب و زیاده خواه و منفعت جو، همواره با حضور در میدان به دنبال تدبیر در مواجهه با آنان باشیم.

راستی این مطلب اصلاً قرار نبود سیاسی شود. من می خواستم بگویم الان خود دوم خردادی ها هم روز بزرگشان را از یاد برده و جشن نمی گیرند اما برای من لااقل این روز به عنوان یک عید تاریخی باقی مانده است. چون پسر عزیزم آ سید علی گل دقیقاً در چنین روزی آن هم در آخرین سال مدیریت اصلاح طلبان به دنیا آمد و شد مثال تصدیق عبارت: ... چو بیرون رود فرشته در آید!

می خواستم پایان نه سالگی او را تبریک بگویم که ناخواسته این خطوط را هم سیاسی کردم. البته بین واژگانی چون "خط" و "سیاست" در ادبیات معاصر ما ارتباطی تنگاتگ وجود دارد! حالا که یادی از دوم خرداد به میان آمد یادتان هست حتی سال نخست مدیریت اصلاح طلب ها با تمام هیاهویی که داشتند اینقدری شاهد بروز چالش های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی نبودیم که حالا پیش از یکسالگی حضرات مدعی اعتدال و راستگویی! شاهد آن هستیم؟

روزهای نخست روی کار آمدن دولت یازدهم و با تحلیل زیگزاگ رفتن ها و مرموزبازی های برخی از وابستگان دولت در جمعی از دوستان این گونه گفتم که دولت جدید کاری خواهد کرد که مردم نه تنها قدر احمدی نژاد را بدانند که حتی بر پدر خاتمی هم رحمت بفرستند... معتقدم چنین روزی دور نیست. بگذریم.

عکس زیر البته متعلق به سفر چند سال پیش به عمره است. چند عکس قدیم و جدید دیگر هم از سید علی به مناسبت تولدش در ادامه مطلب گذاشته ام که اگر حال داشتید نگاه کنید.


  • سیدحمید مشتاقی نیا

مگس و مسّ میِّت!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۱:۵۸ ب.ظ


بذله گویی و شوخی های شهید علی رضا کوهستانی هیچ وقت از ذهنم پاک نمی شود.

یک روز ما در فاو نشسته بودیم. در همان اورژانس خط اول، با علی رضا چای می خوردیم. یک لحظه، هر دو متوجه شدیم که یک مگس روی لبه لیوان چای علی رضا نشست. همین طور خیره به مگس بودیم. مگس روی لیوان راه رفت و راه رفت تا یک دفعه مثل اینکه سُر خورده باشد، افتاد توی لیوان چای علی رضا. علی رضا هم برگشت و گفت:

-          اِ اِ اِ

-          چی شد؟

-          ببین، نگاه کن، میره روی جنازه عراقی ها میشینه و غسلشو میاد توی چایی ما میکنه!

در فاو گربه زیاد بود. یک روز یکی از گربه ها به پای خاکریز آمده بود. ما به خاطر این که آن گربه ترکش نخورد و بلایی سرش نیاید، می گفتیم:

-          پیشته، پیشته.

در همین لحظه، علی رضا هم آمد. تا دید دارم گربه را پیشت می کنم و گربه هم به حرف من توجهی ندارد، گفت:

-          رضا جان! مثل این که فراموش کردی توی عراق هستیم. این گربه هم عراقیه. ببین، تکون نمی خوره. حرفتو نمی فهمه. تو باید بهش بگی: اَلپیشت، اَلپیشت ...!!

راوی: حاج رضا دادپور، بلیت بهشت، به قلم حسنین شیردل ص111

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مدینه فاضله دولتمردان خاص!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۱:۱۱ ب.ظ


بر اساس یک باور تجربی، درست یا غلط معتقدم طلبه هایی که وارد سازمان های اداری شده و در نهادها مشغول به کار می شوند، به طور معمول از زیّ طلبگی ومرام حوزوی خود فاصله می گیرند. به عبارت صریح تر این طیف از روحانیون از نظر معنوی دچار عقبگرد می شوند. حالا دلیلش هر چه می خواهد باشد؛ دور شدن از فضای معنوی و علمی حوزه، ذوب شدن در سیستمی که فیش حقوقی، میز و رضایت مافوق در آن حرف اول را می زند یا ...

اگر بتوانم یک نفر را نام ببرم که تجزیه و تحلیل شخصیتش! به من ثابت کرد که این باور ممکن است گاهی صحیح نباشد باید از سید حامد صالحیان نام ببرم.

حجت الاسلام سید حامد صالحیان مدتی مسئولیتی را در پایگاه های مختلف نیروی هوایی ارتش برعهده داشت. اکنون که از این کار دست کشیده و به امور ذاتی روحانیت می پردازد، وقتی رفتار و گفتارش را ورانداز می کنم با تمام وجود احساس می کنم نسبت به گذشته از نظر معنوی، اجتماعی و مدیریتی چند قدمی بالاتر رفته و اکنون به یک روحانی کارآمد، مردمی، مجرّب و با درایت که قابلیت محور قرار گرفتن را داراست، تبدیل شده است.

آسید حامد الان امامت جماعت یکی از مساجد مرکزی شهر در محله پیرعلم بابل را برعهده دارد. آن چه که خود دیدم و بارها از دوستان مختلف با سطوح فکری و اعتقادی متفاوت شنیدم حکایت از توفیق مثال زدنی این استاد جوان حوزه و داشنگاه دارد. به نظرم اگر تاریخ به گونه ای دیگر رقم می خورد و این اتفاق یعنی حضور حجت الاسلام صالحیان در مسجد پیرعلم در دهه های گذشته رخ می داد محله مذهبی پیرعلم نقشی بسیار مؤثرتر در تاریخ سیاسی و انقلابی این شهرستان ایفا می کرد؛ البته اگر منافقین ساکن در یکی از محله های همجوار اجازه ادامه حیات را به ایشان می دادند!

یکشنبه شب گذشته حجت الاسلام صالحیان سخنران جلسه بصیرت در مسجد ولایت بابل با موضوع مدینه فاضله دولتمردان خاص! بود.

شنیده ام سخنان صریح و مستدل این روحانی فرهیخته با استقبال مخاطبان مواجه گردیده و برخی غایبان جلسه را در حسرت شنیدن سخنانش به دنبال فایل صوتی جلسه، روانه ساخته است.

ضمن آرزوی توفیق بیشتر برای این برادر دوست داشتنی، به حلقه های مذهبی و انقلابی شهرستان پیشنهاد می کنم قدر فرصت ها را دانسته و از حضور این روحانی آگاه و شجاع نهایت بهره را ببرند. به نظر لازم است عزیزان بزرگوار در جامعه روحانیت بابل نیز شرایط هموارتری را برای معرفی و استفاده از نخبگان جوان حوزه علمیه در سطح شهرستان فراهم سازند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نیم نگاهی به کارنامه ده ماهه دولت یازدهم

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۹:۰۹ ب.ظ


بسم الله الرحمن الرحیم

دولت یازدهم اگر چه با طرح شعارهای معیشتی توانست با حداقل برتری آراء در انتخابات سال گذشته بر سر کار بیاید ولی به هر روی به عنوان دولت مشروع جمهوری اسلامی نیازمند حمایت آحاد ملت است. یکی از مهم ترین ارکان حمایت مردم از مسئولان، امر به معروف و نهی از منکر و بیان نقدهای سازنده به منظور رفع نواقص موجود و حرکت شایسته در مسیر اعتلای نظام مقدس اسلامی است.

دولت یازدهم به رغم تأکید بر رفع زودهنگام مشکلات اقتصادی، به دلیل عدم برخورداری از طرحی جامع، نتوانست رضایت عموم را نسبت به عملکرد مردان اقتصادی خود جلب نماید. گره زدن مشکلات مردم با مسأله مذاکرات هسته ای، توقف طرح های بزرگ عمرانی به منظور کنترل نقدینگی که البته در عمل نتیجه ای جز رکود اقتصادی و افزایش آمار بیکاری نداشت، اصرار بر افزایش قیمت خدمات عمومی به خصوص در زمینه حامل های انرژی آنهم بدون افزایش سهم دریافتی مردم از یارانه ها و... در مجموع نشان از عدم وجود نگرش علمی در حل معضلات اقتصادی دارد.

جنگ روانی دولت با مردم برای انصراف از یارانه ها که البته با پاسخ سرد جامعه مواجه شد، برگی دیگر از میزان رضایت و اعتماد عمومی نسبت به برنامه ریزهای کلان اقتصادی دولت را نمایان ساخت. در حالی که دولت هر از گاه خبری از ترک خوردن دیوار تحریم ها و وصول بدهی های نفتی ایران از کشورهای مختلف را منتشر کرده و از سوی دیگر بدون اجرای حتی یک طرح بزرگ صنعتی یا عمرانی، با افزایش حامل های انرژی و آزادسازی قیمت ها از درآمد بسیار بالاتری نسبت به گذشته برخوردار شده است؛ اما مردم همچنان شاهد گله و شکوه های بی پایان برخی مسئولان ارشد اجرایی مبنی بر کسری بودجه آنهم در نخستین ماه های سال جدید هستند. انتشار اخبار متعدد از ریخت و پاش های غیرضروری دولت در ساخت استخر و جکوزی در نهاد ریاست جمهوری، برگزاری جشن های بی فایده و نامتعارف توسط منسوبان مقامات اجرایی، واردات بی رویه اقلام غیر ضروری و... بی اعتمادی نسبت به شعارهای اقتصادی دولت را به آن جا رساند که استان سمنان به عنوان زادگاه ریاست محترم جمهور، رتبه نخست ثبت نام دریافت یارانه ها را به رغم خواهش از مردم و هواداران دولت برای انصراف از ثبت نام و گاه تحقیرهای مکرر تبلیغاتی توسط دولت، به خود اختصاص داد.

در مقوله فرهنگ نیز شاهد بی برنامگی دولت و نوعی رهاسازی فضای فرهنگی جامعه هستیم. طرح مسائل کم اهمیتی مانند آزادی تک خوانی زن، رفع فیلتر برخی شبکه های مجازی، عدم نظارت بر محتوای کتب، عدم برخورد با نشریات هتاک نسبت به مقدسات، اشتباه دانستن تقسیم بندی بین هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی، مخالفت با ارشاد هنرمندان، اهمیت دادن به نمادهای حاکمیت طاغوت مانند شیر و خورشید و.... که البته بیشتر جنبه تبلیغاتی و انتخاباتی دارد، نشان از بی توجهی دولت به دغدغه های علما و جامعه دینی داشته و فرآیند تعالی معنوی جامعه که از وظایف خطیر دولت اسلامی است را با تردید مواجه ساخته است. جالب آن که دولت در حالی دم از ضرورت احترام به قانون و حقوق اساسی می زند که متولیان آن برخلاف قانون در فضاهای مسدود شده مجازی مانند فیس بوک و توئیتر، خود را سرگرم ساخته اند. متأسفانه دولت محترم بر خلاف ادعاهای مکرر خود در لزوم حفظ حق آزادی بیان و دفاع از منتقد با حمله شدید به منتقدان خود و بی سواد یا مزدور دانستن آنان منزوی ساختن منتقدان را سرلوحه خویش قرار داده است. توقیف برخی نشریات انقلابی مانند یالثارات و نه دی، طرح شکایات متعدد از منتقدان در زمینه های هسته ای و مفاسد کلان چون قرارداد ننگین کرسنت در محاکم قضایی، برخورد با روحانیون عدالتخواه در قم، لغو سخنرانی بسیاری از شخصیت های ارزشی در مجامع عمومی به خصوص دانشگاه ها و.... سندی دیگر بر بی صداقتی مدعیان راستگویی در پایبندی به قانون و آزادی بیان محسوب می شود. دولت محترم در حالی دم از برخورد با مفاسد اقتصادی و به اصطلاح کاسبان تحریم می زند که در مقابل رانت 650 میلیون یورویی اخیر در یکی از وزارتخانه های دولتی که معادل فساد 3هزار میلیاردی است سکوت اختیار کرده است.

به رغم برخورداری دولت از تصدی ده ها شخصیت پرسابقه و فعال امنیتی در کابینه و بدنه اجرایی، توفیقات دولت در این حوزه نیز با تردیدهایی جدی مواجه است. آن چه در سیستان گذشت با هر انگیزه ای که صورت گرفت بر خلاف شعار تدبیر بود. تبلیغات گسترده و انفعالی در قبال زیاده خواهی یک گروهک منحوس و وابسته، باعث ایراد صدمه به حیثیت سیاسی و اقتدار امنیتی جمهوری اسلامی در سطح بین المللی گردیده و در نهایت نتیجه ای جز افزایش شدید ناامنی توسط عوامل جریان خبیث تکفیری در مناطق مرزی جنوب شرقی کشور را به دنبال نداشته است. بها دادن و برجسته سازی عوامل اصلی و افراطیون فتنه توسط مدعیان اعتدال و استفاده از آنان در مشاغل دولتی به خصوص در مقاطع دانشگاهی، دیر یا زود مانند زخمی کهنه سر باز کرده و دولت را با چالشی بزرگ در حیطه امور امنیتی مواجه خواهد ساخت.

سیاست خارجه شاید تمام تکیه گاه و امید دولت برای جلب اعتماد بیگانگان و رفع نیازهای معیشتی جامعه و در نتیجه تعمیق پایگاه مردمی دولت محسوب می شد که به رغم مذاکره با کدخدا! و اعتمادسازی های منفعلانه در مقوله هسته ای، ثمره ای جز تحقیر مکرر مردم ایران توسط آمریکا و دیگر کشورهای به اصطلاح قدرتمند جهان نداشت. دلسوزان نظام بارها از دولتمردان این پرسش بی جواب را طرح کرده اند که آیا آن چه در مقابل حاتم بخشی خود در قبال غرب به دست آورده ایم از سر انصاف و عدالت و توازن و حفظ منافع و غرور ملی بوده است؟

از آن جا که تحلیل فوق از باب خیرخواهی و نصیحت و مدد به خدمتگذاران حکومت اسلامی منتشر شده، به منظور رفع معایب موجود و اعتلای نام و جایگاه نظام اسلامی، نظر تصمیم گیران کلان در دولت محترم را به توصیه های مؤکد مقام معظم رهبری در هفته های اخیر جلب می کنیم. رهبر فرزانه انقلاب در دیدارهای متعدد با فعالان فرهنگی و نیز کارکنان آموزش و پرورش بر لزوم به کارگیری جوانان مؤمن و انقلابی و تقویت جناج مؤمن تأکید فرمودند. رهبر اندیشمند انقلاب در گفتارهای متعدد دیگر نیز تکیه بر توانایی های داخلی و بهره مندی از داشته های ملی را تنها راه حل خروج از بحران اقتصادی و نیز به زانو درآوردن سردمداران استکبار بر شمرده اند. تبیین این خط و مشی نشان می دهد که دولت باید حرکت خود را در چارچوب مقتضیات انقلاب و ایران تنظیم نماید.

بدیهی است که التزام همه مسئولان دستگاه ها و قوای مختلف به این دو توصیه خردمندانه، بهترین راه برای فائق آمدن بر مشکلات موجود در عرصه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است و بی توجهی به این دو راهبرد مهم که مستلزم سپردن امور به دست نااهلان و نامحرمان اسلام و انقلاب و نیروهای فاقد تعهد بوده و از سوی دیگر با سست شدن پایه های علم و تولید و اقتصاد ملی، باعث گسترش طمع ورزی و زیاده طلبی های سلطه گران جهانی است؛ خساراتی جبران ناشدنی را بر پیکره مستحکم ایران اسلامی وارد ساخته و متولیان اجرایی کشور را در نگاه عموم، شکست خورده و منفور خواهد ساخت.

امید است مسئولان خدوم دولت جمهوری اسلامی با بازنگری در راه و روش های طی شده، درصدد حرکت صحیح و قدرتمندانه بر مدار اسلام و انقلاب اسلامی بوده و از غلتیدن در بی راهه های فریبنده و سراب های پوشالی برحذر باشند.

والسلام علی عبادالله الصالحین

انصار حزب الله شهرستان بابل

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اخطار رسمی استشهادیون بابل به اراذل و اوباش

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۱:۳۲ ب.ظ


بسم االه القاصم الجبارین

وقاتلوهم حتی لاتکون فتنة

چندی پیش، یکی از سرکرده های اوباش بابل که عمرش را در راه رذالت و مزاحمت و سلب آسایش عموم هدر داده بود در جریان تعقیب و گریز مأموران امنیتی و انتظامی، پس از زخمی ساختن یکی از مأموران به ضرب گلوله مجروح شد و اندکی بعد در بیمارستان به درک واصل گردید.

هر از گاه از گوشه و کنار شهر و استان مان خبرهایی حاکی از جولان سیاهی لشکر اوباش به گوش می رسد که میزان و حجم اندک آن نیز زیبنده اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست. در این راستا ضمن تشکر از نهادهای امنیتی و انتظامی به خاطر برخورد با عناصر پست و اوباش بی قید و بند، از کلیه مسئولان دستگاه های قضایی و انتظامی در شهرستان بابل و استان مازندران انتظار می رود نهایت قاطعیت را در محو تمامی مصادیق پنهان و آشکار بی بند و باری و هنجار شکنی به کار بگیرند.

متأسفانه در جریان برگزاری مجالس ترحیم این عنصر کریه و رذل معروف به فرانکی! شاهد نصب بنرهایی در سطح برخی از معابر شهرستان بابل بودیم که مضمون آن چیزی جز تجدید عهد با خون کثیف این عنصر لاابالی و تأکید بر تداوم راه او!! نبود.

مانور آشکار باندهای پلید سارق و زور گیر و قاچاقچی و متجاوز و... به منظور مظلوم نمایی از یک چهره کثیف و پست، یکبار دیگر یادآور جسارت محدود عناصر ضدانقلاب در نخستین ماه های استقرار جمهوری اسلامی در برخی محله های شهر گردید؛ جسارتی که البته در همان زمان با رشادت جوانان پاکباخته طریقت عشق و ایمان، چون شهیدان خاکسار، روشن ضمیر، فردوس مکان و .... برای همیشه از صفحات تاریخ این شهرستان لاله خیز محو گردید.

با تأکید بر لزوم واکنش قاطع و شکننده مسئولان دستگاه های قضایی و امنیتی به رفتارهای باج خواهانه و تبلیغات پوشالی اراذل و اوباش، بدینوسیله قرارگاه استشهادیون انصار حزب الله شهرستان بابل بر اساس احیای بند میم وصیتنامه حضرت امام (ره) ضمن شناسایی سرکرده های باندهای سیاه فساد و نوچه های حیوان صفت آنان اعلام می دارد در فرصتی مناسب با تمسک به روح شهدای غیور این شهرستان با اقدامی ضربتی، بساط رذالت و تباهی آنان را برای همیشه جمع کرده و ریشه اوباش گری های سازمان یافته را در گوشه و کنار شهرستان دارالمؤمنین خواهد خشکاند.

والسلام علی عبادالله الصالحین

قرارگاه استشهادیون انصار حزب الله شهرستان بابل

  • سیدحمید مشتاقی نیا

"نماز"های ما هم دارند "فرنگی" می شوند!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۱:۳۵ ب.ظ


اصلاً از این ترکیب احساس خوبی ندارم: " نماز فرنگی "! ولی مجبورم برای ایجاد حساسیت نسبت به آن چه می خواهم بر قلم جاری کنم از این عبارت خودساخته استفاده کنم.

تؤالتمان فرنگی شد، هویجمان فرنگی، شهرمان فرنگی، کلاه فرنگی، گوجه فرنگی، کشتی فرنگی، حالا هم نماز فرنگی!

شاید این حال به شما هم دست داده باشد؛ وارد برخی مساجد که می شوید احساس می کنید جلسه برگزاری امتحان نهایی است! ردیف پشت سر هم، پیرمردها روی صندلی نشسته اند و دارند نماز می خوانند.

طرف چهارصد متر تا مسجد را پیاده آمده، حالا برای خواندن نماز می رود روی صندلی می نشیند.

یکی می گوید کمرم درد می کند و نمی توانم خم بشوم، خوب مؤمن خدا مثل همه بنشین و از پایه مهر استفاده کن. طبق قاعده میسور، هر چقدر از نماز که می تواند با حفظ شمایل آن اقامه شود باید به اجرا دربیاید. یعنی اگر مثلاً کسی نمی تواند خم بشود ولی می تواند قیام کند، دست کم باید قیام را انجام بدهد. بنابراین نشستن روی صندلی امتحان! مال مواقعی خاص و بسیار ضروری است.

رسول خدا (ص) فرمود: لایُترک المیسور بالمسعور

و نیز: اذا امرتکم بشی‌ءٍ فأتوامنه ما استطعتم

و علی علیه السلام تأکید فرمود: مالا یُدرَک کلُّه، لاُیترک کلُّه

من خواهش می کنم هر کس به هر طریقی می تواند جلوی این بدعت را بگیرد. باز هم تأکید می کنم طبق قاعده مذکور، تا آن جا که در توان است باید اجزای نماز را به طور صحیح و کامل به جا آورد و نمی توان به خاطر وجود عذری در یک جزء، اجزایی دیگر را نیز ترک نمود. خواهش می کنم کهنسالان عزیز یکبار وضعیت خود را با فتوای مرجعشان مطابقت بدهند.

از پیشنمازهای عزیز هم خواهش می کنم از بیان حقایق احکام ابایی نداشته و نگذارند احکام الهی دستخوش ذائقه ها و اعمال نظرهای شخصی بشود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بدون شرح!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۲:۰۰ ب.ظ


... در ایامی که ما در قم بودیم، اوایلی بود که "رسالة الاسلام" که رساله ای است که دارالتقریب منتشر می کند، منتشر می شد.

 در آن جا یکی از علمای اهل تسنن در مقاله ای این حدیث را به این شکل نقل کرده بود که پیغمبر فرمود: انّی تارکٌ فیکم الثقلین کتاب الله  و سنّتی.

مرحوم آیت الله بروجردی که مردی بود واقعاً و به تمام معنا عالم و روحانی و در اینگونه مسائل بسیار عاقلانه فکر می کرد، طلبه فاضلی به نام آقا شیخ قوام وشنوه ای را که خیلی اهل کتاب و تتبّع بود و نسبتاً مرد خوبی هم هست، راهنمایی کردند که این حدیث را از کتب اهل تسنن استخراج کنند که شاید در بیش از دویست کتاب از کتب معتبر و مورد اعتماد اهل تسنن نوشته اند که پیغمبر فرمود: انّی تارکٌ فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی.

و این حدیث در مقامات متعدد بوده چون پیغمبر (ص) این مطلب را در جاهای  مختلف به همین شکل فرموده است. ...

به هر حال آن شخص رساله ای در این زمینه تهیه کرد و آن را فرستادند به دارالتقریب مصر. دارالتقریب هم بی انصافی نکرد و همان کتاب را چاپ و پخش کرد. چون مستند بود و نمی توانستند آن را رد کنند و بگویند چنین چیزی نیست، قابل رد کردن نبود.

حالا اگر مرحوم آیت الله بروجردی می خواست مثل دیگران عمل کند، جار و جنجال و هیاهو راه می انداخت که اینها چه می گویند؟! می خواهند حقوق اهل بیت را از بین ببرند، اینها سوءنیت دارند و ....

شهید مرتضی مطهری، امامت و رهبری، ص 74 و 75

  • سیدحمید مشتاقی نیا