اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۰۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عبرت» ثبت شده است

بهایی زاده مارکسیستی که به شهادت رسید!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۹ فروردين ۱۴۰۴، ۰۵:۱۷ ب.ظ

 

خدا مرا ببخشد بابت این تیتر بی رحمانه ای که انتخاب کرده ام. روح این شهید از من راضی باشد.

داشتم کتاب "محله های زندگی" را میخواندم. از زبان مادر شهیدی که البته نویسنده اثر نام شهیدش را بنا بر مصلحت نیاورد. کنجکاوی ام گل کرد. بر اساس نشانه هایی که در کتاب بود موقعیت و ویژگی های شهید را جستجو کردم و بالاخره نام او را یافتم. مردد بودم اسمش را بیاورم یا نه که دیدم کتاب دیگری هم درباره اش نگاشته شده و این ویژگی ها را برشمرده و دیگر لزومی بر پرده پوشی و اختفای اسم این شهید بزرگوار و نخبه نیست.

شهید مهران بلورچی اهل تهران که دوست داشت دوستانش او را علی یا علیرضا صدا بزنند، دانشجوی نخبه برق صنعتی شریف که در 12 اسفند 65، شلمچه همراه با سایر دوستانش که پیش تر در مدرسه مفید همکلاس بودند شهد شهادت نوشید.

پدربزرگ مادری اش یک بهایی پولدار متعصب بود. مادر بزرگ مادری اش هم ترکیبی از مسلمان و بهایی! از آن دست آدمهایی که دین و عقیده را خیلی جدی نمی دانند. دایی اش بهایی، خاله اش بی اعتقاد...

مادرش در نوجوانی به سیاق پدر، بهایی بود؛ اما به مرور با اسلام آشنا شد و به این دین گروید و البته از ارث محروم شد. پدرش اما اگرچه مسلمان بود اما صرفا در شناسنامه و در رفتار چندان مقیّد به خطوط و حدود نبود و به عیش و نوش بیشتر گرایش داشت که مدتی بعد از مادر جدا شد و عمرش هم به دنیا نماند.

این بچه یتیمی کشید، فقر کشید، طعم آوارگی را چشید، زخم زبان مردم را شنید. اوان نوجوانی بود که یکی از بستگانش او را به جنگل و همراهی با چریکهای خلق کشاند و دین و نمازش را از او دزدید؛ اما هوشیاری مادر باعث شد دوباره در معاشرت با دوستانی مومن و انقلابی، راه درست را با عقل خود تشخیص داده و مسیر حق را برگزیند. بیخود که نگفته اند از دامن زن مرد به معراج رود. دانشجوی نخبه بود. بارها به جبهه رفت و با توجه به هوش و ذکاوتی که داشت در واحد اطلاعات به خدمت گرفته شد و در بیست سالگی اش مجال پرواز از دشت شلمچه تا گستره آسمان کربلا را پیدا نمود.

این تکه عارفانه از وصیتنامه شهید علی بلورچی را به گوش جان بسپارید:

"آنروز که به سمت جبهه حرکت کردم به شوق دیدار و زیارت آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام و فرزند عزیز و گرامیش مهدى موعود(عج)، عزم سفر کردم و میدانم که آقایم اباعبدالله(ع) در لحظه شهادت به بالینم آمده و همه وجودم را شاداب مى‌گرداند. حاضرم صدها جان دهم تا فقط در لحظه شهادت چشمان گنهکارم را به این فرزند زهرا (س) بیافکنم. آخر به نداى حسینم لبیک گفته‌ام و با جان و دل حاضرم در ره او فداکارى کنم. چه زیبا گفته است که :

«دوست دارم کز غم جانسوز عاشورا بمیرم / بنده،آنگه باشم اورا،کزغم مولى بمیرم.»

مگر مى‌شود عزادار حسین (ع) آرام گیرد و طلب ثار اباعبدالله الحسین را نکند. عاشق حسین اینگونه فریاد مى‌زند که:

«آمدم با شهپر جان آمدم آتشم اما چو طوفان آمدم»

عاشق حسین همان عاشق الله است که ناله می‌کند و سر به سجده می‌گذارد و ضجه مى‌زند که:

«الهى عاشقم عاشق‌ترم کن / الهى آتشم، خاکسترم کن»

بسیارى انسانها به عمق این مطالب پى نمى‌برند لیکن این سخنان واقعیاتى است که در شهادت انسانهاى الهى تجلى مى‌نماید.... دوستانى که هر کدام الگوى عملى برایم بودند و حقیقتا که عاملى در جهت رشد من بودند و انشاءالله خداوند همه آنان را جزاى خیر عطا فرماید. برادران عزیزم توجه داشته باشید که عالم محضر خداست و او ناظر بر تمام اعمال آدمى و روزى فرا مى‌رسد که مى‌بایست به سوالات خداوندى پاسخ گوئیم. پس بکوشید اعمالتان را خالص گردانید و اعمالتان را حساب شده انجام دهید. حرف حق را بگوئید هرچند مخالف زیاد داشته باشد و بدانید که حقیقت خیلى زود خود را نشان میدهد."

شادی روح شهید بزرگوار فاتحه ای نثار کنیم.

راستی مادرش که در تنهایی و عزلت، فراز و نشیبهای بسیاری را در زندگی پشت سر گذاشت و با مشکلات عجیبی دست و پنجه نرم کرد جمله ای دارد که برای همه ما راهگشاست: 

"یک چیز را باور دارم؛ زندگی مبارزه است و این که چه کسی را یار خودت انتخاب کنی، به شکست و پیروزی ات کمک می کند. خدا بیشتر از آنچه من به یادش بودم به یادم بود."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دنیا و آخرتتان آباد، ان شاءالله

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱ فروردين ۱۴۰۴، ۰۵:۰۲ ب.ظ

اصول ضروری نگهداری از برکه - باغ یونا - طراحی فضای سبز

 

برکه، حجمی از آب است که می جوشد و خیر و برکت می بخشد. تبریک، به معنای شاد باش آنهم برای بزن و بکوب نیست. تبریک آرزوی خیر و برکت است. زندگی ات مثل چشمه ای زلال بجوشد و موجب رحمت و لطف خدا باشد و به توفیق برسد. شادی هم البته در حقیقت اگر معنا شود نه مجاز، طراوتی درونی است. از این باب محرم هم جای تبریک دارد. چه اینکه امام فرمود محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. شبهای قدر جای تبریک دارد اگر یک قدم ما را به خدا نزدیک کند. نوروز زمانی است که در باطن خود حس فرح داشته و نشاط قلبی خویش را در مسیر قرب الهی بیابیم. 

رمضانتان مبارک، شبهای قدرتان مبارک، عیدتان مبارک. امید آن که در زندگی مادی و معنوی خود برکت عنایت خدا را ببینید و به آنچه او از فلسفه خلقت می خواست نزدیکتر شوید. 

سال شصت خیلی سخت و تلخ بود؛ اما سال شصت و یک با فتح المبین آغاز شد و در حرکت الی بیت المقدس، خرمشهر آزاد گردید. ما که کاره ای نیستیم اگر وصل به جریان توحید باشیم خدا سال 404 را بعد از دشواری ها و تلخی های 403 با به خاک مالیدن بینی ترامپ و نتانیاهو رقم خواهد زد. قدس شریف ان شاءالله سربلند خواهد بود. یمن پیروز می شود. سوریه از چنگال منافقین نجات پیدا خواهد کرد. خدا را در زندگی فردی و اجتماعی و مدیریت و حاکمیت به میدان بیاوریم، پیروزیم. این وعده را خودش داده، خدایی که همیشه صداقت دارد.

امیدوارم در امور اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و تولید و صنعت و معیشت و رفاه و خدمت و آموزش و عدالت و ... برنامه ای برای نزدیک تر شدن بیشتر به اسلام و اهداف دین داشته باشیم. خدا تعهد و ایمان ما و مسئولان ما را بیشتر کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

موعظه حسنه

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱ فروردين ۱۴۰۴، ۰۸:۵۱ ق.ظ

دانلود و خرید کتاب مواعظ (جلد ۱) عبدالکریم حق‌شناس

 

واقعا بهترین هدیه کتاب است. چقدر دعا کردم برای دوستی که این کتاب را به من هدیه داد. آدمها نیاز دارند هر از گاه پندی بشنوند و عبرتی را دریابند. نصیحت به خصوص اگر خاستگاهی دلسوزانه و راهگشا داشته باشد روح و دل انسان را جلا می بخشد. کتاب مواعظ آیت الله حق شناس که گرداوری دروس اخلاق این عالم وارسته بود را عمدا نگه داشتم در ماه مبارک و روزهای منتهی به لیالی نورانی قدر مطالعه کنم. البته نمی دانم صلاحیت و توفیق عمل به آموخته ها را دارم یا خواهم داشت که امیدوارم به دعای دوستان چنین باشد؛ اما حتی صرف مطالعه و انس با این کلمات که به عطر اخلاص و ایمان آغشته بود برایم لذت داشت. خدا آیت الله حق شناس و همه علمای دین و اخلاق را رحمت کند، روحشان شاد. خدا کند اراده عمل و رهروی در مسیر حق و جلب رضای خدا در وجودمان شعله ور باشد. خدا کند در این شبهای قدر یک قدم به آنچه که باید نزدیکتر شویم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ایران از دست شما سوریه می شود

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۵ اسفند ۱۴۰۳، ۰۵:۰۰ ب.ظ

کاریکاتور/ اشرافی گری و فاصله طبقاتی!!!- گرافیک و کاریکاتور کاریکاتور تسنیم  | Tasnim

 

میگویند میترسیم ایران سوریه شود. آدمهای ترسو! چرا از حجم گرانی های کمرشکن نمیترسید که ایران سوریه شود؟ مگر بابت گرانی بنزین اغتشاش نشد؟ این همه آدم کشته نشدند؟ چرا آن موقع از قانون بلاصاحب گران سازی کوتاه نیامدید؟ چرا از رانتخواری ها و اشرافی گری ها و تبعیض و باستی هیلزنشینی ها و تجمل گرایی و اسراف مسئولان و حقوقهای نجومی نمیترسید که ایران سوریه شود؟ ایران زمانی سوریه میشود که قبلش اندلس شده باشد. پوسته ای از شریعت بماند و از بی حجابی و هنجارشکنی و بی عفتی تا بی عدالتی و تبعیض و باندبازی و دیگر خباثتها به امری عادی تبدیل شود. آن وقت است که جامعه به ظاهر اسلامی از درون پوک شده و فرو می پاشد. در مقابل حمله دشمن به راحتی تسلیم شده و شاید هم به استقبالش برود. چرا آنهایی که باید در سوریه مقاومت میکردند اینقدر سریع عقب رفتند؟ به خاطر آن که احساس کردند بازیچه دست مسئولانشان هستند و حفظ میز آنها ارزش جان بازی ندارد.

شما عقبه نیروهای حامی نظام را خرد و خاکشیر می کنید که نظام بماند؟! مطمئنید خودتان در زمین دشمن بازی نمیکنید؟ مطمئنید مخاطب حرف آقا نیستید که فرمود مسئولان تصمیم گیر در امور اقتصادی و ارز و دلار و فرهنگ و حجاب و ... ملاحظه خواست و مواضع آمریکا و صهیونیسم را نداشته باشند؟

جماعت بولتن خوان! أین تذهبون؟! توجیه گران وضع موجود! أین تذهبون؟!

دلتان میخواهد ایران سوریه نشود جلوی مانور فکری و نفوذ جریانهای سکولار در عرصه هنر و اندیشه و قلم این مملکت را بگیرید. جلوی بی عفتی را در رسانه های رسمی بگیرید. آموزش و پرورش را اسلامی کنید. نظام بانکی را اصلاح کنید. به داد مردم مظلوم و بی مسکن و بی کار و مجرد و... برسید. هیچ برنامه و حرکتی برای پیمودن گام دوم انقلاب و نیل به تمدن جهانی اسلام ندارید یکجا نشسته اید هر از گاه یک قدم از فرامین و احکام اسلام کوتاه می آیید که حالا اشکالی ندارد در عوض نظام حفظ بماند؟ پوسته نظام منظورتان است؟ نظام منهای اسلام؟ منهای عدالت؟

به خدا من بچه هایی حزب اللهی سراغ دارم که غیر از انتخابات ریاست جمهوری در سایر انتخاباتها شرکت نمیکنند. خیلی ها خسته شده اند و احساس میکنند نگاه نظام دیوانسالار به آنها نگاهی ابزاری است و نقششان مرغ عروسی و عزاست؛ همان نگرش بعد از قبول قطعنامه از سوی سوداگران سازندگی و البته چپاول و توسعه نمایشی فاقد مبنا که بسیجی خوب، بسیجی مرده است.

آقایان مسئول در نظام که بار چند نسل خود را بسته اید و در شعاع دو کیلومتری اقوامتان یک جوان بیکار پیدا نمی شود، باز هم یادآور میشوم مشارکتهای سیاسی دهه اخیر به زیر پنجاه درصد رسیده. مانده است هسته سخت نظام یعنی بسیجی های فحش خور و کتک خوری که زیر بار گرانی و فشار معیشت تا تهمت و زخم زبان اغیار در حال له شدن هستند. حمله ناجوانمردانه شما به مطالبات مشروع این قشر جز نشانه رفتن پایه های استحکام و مشروعیت نظام و تخلیه عقبه استراتژیک جمهوری اسلامی ثمره ای نخواهد داشت. بچه های حزب اللهی افسرده و خانه نشین شوند نظام شکست خواهد خورد. به خاطر خدا که نه لااقل به خاطر پست و پول و شهرت خودتان هم که شده با حزب اللهی ها طرف نشوید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ما همه پرنده ایم

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۱ اسفند ۱۴۰۳، ۰۹:۲۴ ق.ظ

موسسه اطلاعات مرغداری - 20 عکس زیبا از پرواز پرندگان

 

بعضی هایمان پول را بهانه می آوریم که مال دنیا ما را فریفت و به گناه انداخت. امکانات مادی باعث غفلتمان از راه راست گردید. بعضی هایمان شهرت را بهانه می کنیم، بعضی زیبایی خود را بعضی کثرت عواطف و بعضی هم محیط پیرامون را باعث لغزش خویش شمرده و راه باطلی که در پیش گرفته ایم اینگونه توجیه می نماییم.

خدیجه بنت خویلد همه چیز داشت. پول داشت، شهرت داشت، زن بود و عواطف بسیار داشت، زیبا بود، در یکی از آلوده ترین محیطهای عصر جاهلیت می زیست؛ اما گناهکار نشد که هیچ آن قدر رشد کرد که هم کفو رسول اکرم شد و مادر سیزده معصوم. هم او که دهها کتاب در وصف اخلاق و رفتار و بزرگی اش نوشته اند خودش که معصوم نبود. اتصال به عالم غیب نداشت. بزرگی و رشد و تعالی که به وراثت و یا جبر و تحمیل نیست. هر کس مسیر درست را بشناسد و اراده پیمودن راه حق و سلامت نفس را داشته باشد رسد به جایی که به جز خدا نبیند. عصاره ای از وجود و معارف خدا و سرآمد خلق خواهد شد.

غاده جابر به چمران گفت گمان می کنی اینگونه زندگی کنی میتوانی علی شوی؟ پاسخ همسرش را شنید شاید من نتوانم علی علیه السلام شوم اما راه رسیدن به او که بسته نیست. هر کس میتواند این مسیر را طی کند. بعد از شهادتش بود که غاده در وصفش این گونه گفت: مصطفی نمونه کوچک علی بود.

خدا ما را پرنده آفریده است. اگر بال و پر خویش را نشکنیم لذت پرواز را احساس خواهیم کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فوتبال و آوردگاه زندگی

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۰ اسفند ۱۴۰۳، ۰۳:۰۸ ق.ظ

تصاویر/ شهید «مهدی رضایی مجد» (۱)

 

جواد خیابانی دوست داشتنی در اواسط نیمه اول بازی استقلال و پرسپولیس گلایه کرد که مسابقات حساس مثل دربی صرفا در کشورهای اروپایی جذاب است و در ایران کسالت بار بوده و از جذابیت لازم برخوردار نیست.

نیمه دو سراسر شور و هیجان بود. جواد خیابانی که به وجد آمده بود چندبار اذعان کرد چنین بازی پرنشاط و جذابی را در چهار پنج دهه اخیر ندیده است! اواخر مسابقه هم البته نکته خوبی گفت: یک حادثه و اتفاق کوچک میتوانست نتیجه را به گونه ای دیگر رقم بزند. فوتبال مثل زندگی است و هر آن باید انتظار هر واقعه ای را داشت....

من حرفش را تکمیل می کنم: زندگی و سرنوشت قابل پیش بینی نیست.

راستی اوایل نیمه اول بازی، جواد خیابانی یاد شهید رضایی مجد کاپیتان تیم ملی جوانان را در آستانه سالروز شهادت او (دهم اسفند 65/ شلمچه) زنده کرد و گفت او موقع شهادت، پیراهن تیم ملی را زیر لباس رزم بر تن داشت. زنده نگه داشتن یاد شهدا با رویکرد بیان خاطره ولو کوتاه مشابه روایتی که خیابانی داشت، تأثیرگذار و ارزشمند است.

در این مستطیل سبز، چه انسانها که به خدا رسیدند و چه بسیار که در ورطه تباهی غلتیدند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این فاصله دوست نداشتنی!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۸ اسفند ۱۴۰۳، ۰۹:۴۲ ق.ظ

تصاویر) نکوداشت محسن رفیق‌دوست

 

ذهن آدم است دیگر گاهی قلقلک می آید. رسانه ها می گویند یک میلیون و چهارصد هزار نفر در تشییع پیکر مطهر سیدالشهدای مقاومت شرکت داشته اند. دمشان گرم. حضور در تشییع هر چقدر باشکوه تر، چشم دشمن کورتر. اما با خودم می گویم اگر این تعداد نفری یک گلوله به سمت دشمن شلیک می کردند، چه اتفاقی رخ می داد؟ اگر نفری یک خشاب خالی می کردند یا یک آرپی جی می انداختند... مگر طول و عرض اسرائیل چند کیلومتر است؟ البته اینها صرفاً بازی ذهن است. چرا ظرفیت عظیم جهان اسلام بر ضد موجودیت رژیم اشغالگر، بسیج و عملیاتی نمی شود؟

بعضی رسانه های سوپرانقلابی! دارند گزیده سخنان سیدحسن نصرالله را دست به دست می کنند. سید این ماههای آخر از دست ما گله داشت. یعنی ما حتی فرزندان و حامیان خودمان را هم از خودمان آزرده ایم؟

بعضی هم از قول دوستان حزب الله لبنان می نویسند چرا موشکهایتان در زیر زمین است؟ چرا در مساله حجاب اینطور وا داده اید؟

دیشب یکی از سایتهای خبری گزارشی از برنامه بزرگداشت محسن رفیق دوست منتشر کرد. چقدر مسئولان و سرداران گرانقدر در این مراسم حضور داشتند. ناطق نوری هم بود، علی شمخانی هم بود، علی لاریجانی هم بود. در اینترنت جستجو کردم کاریکاتور گل آقا درباره رفیق دوست، چیزی پیدا نکردم. یک بار صحنه دادگاه را کشیده بود و نوشت: رفیق، دوسِت داریم! یاد مرتضی رفیق دوست و اعدام فاضل خداداد می افتم. راستی مردم درباره شمخانی و فرزند و دامادش چه می گویند؟ درباره ناطق نوری؟ درباره لاریجانی ها... در مازندران پنج نفر کاندیدای مجلس خبرگان بودند، چهارنفرشان باید رأی می آوردند و به مجلس می رفتند. فقط یکنفر باز می ماند. آن کس هم که باز ماند، آیت الله صادق لاریجانی بود. انتخابات پر رونقی هم نبود. اغلب از طیف ارزشی جامعه شرکت کرده بودند ولی انتخابشان پیام خاصی داشت.

اصلاً همین همایش نکوداشت محسن رفیق دوست چرا حتی بین نیروهای ارزشی و انقلابی هم بازتاب رسانه ای نداشته است؟ چرا کسی برای این نوع کارها، برای این نوع افراد، تره خرد نمی کند؟ انتخابات اخیر ریاست جمهوری چقدر توانست نیروهای بالادستی نظام را در فکر فرو ببرد؟ چرا قاطبه جوانان حزب الله راهشان را از انقلابی های قدیمی بالانشین جدا کرده اند؟ این شکاف را چطور باید پر کرد؟ چرا آقایان نمی خواهند فکر کنند؟ چرا نمی آیند حرف بچه های حزب اللهی را خارج از چارچوب تعاملات سازمانی بشنوند و البته پاسخگو باشند؟ و همچنان مدعی انحصار اقلیتی در تصدیق واژه "انقلابی" و مصادره آن بوده و اکثریت ارزشی منتقد خویش را سوپر انقلابی و خوارج می نامند! شما که غیرانقلابی ها را نتوانستید جذب کنید دیگر چرا انقلابی ها را از خودتان فراری می دهید؟ دقیقاً بهره هوشی شما چقدر است؟

یک صحبتی را آقا دو بار در سالهای 75 و 76 تکرار کرد و بسط داد با موضوع عوام و خواص و عبرتهای عاشورا. نمیدانم نسل جدید آن را خوانده اند یا نه؟ نمیدانم نسل قدیم آن را از یاد برده اند یا نه؟ ولی دنیا خیلی حیله گر است. همه ما در چرخه امتحان قرار خواهیم گرفت. سابقه انقلابی، رزومه های پرطمطراق، میزهای چهارگوش پر زرق و برق، فیشهای حقوقی تپل مپل، درجه و جایگاه و... ملاک نیست. هر روز در دو راهی خیر و شرّ، در دو راهی حق و باطل در دو راهی خود یا خدا قرار خواهیم گرفت. هر آن باید خودمان را محک بزنیم آیا آماده پیوستن به قافله عاشورا هستیم یا نه؟ اگر دست و دلمان لرزید و در مقابل نص فرمان امام، اجتهاد کردیم و بهانه آوردیم؛ یزیدی نباشیم لااقل در شمار خیل تماشاگران بی تفاوت واقعه عاشوراییم که صدالبته نقش و تأثیرشان کمتر از یزیدیان نبوده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

استقلال – الریان، سه نکته

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱ اسفند ۱۴۰۳، ۰۷:۴۷ ق.ظ

سه دو یک، کوشکی و گل! | ورزش سه

 

کوشکی بازیکن فیکس نبود. شاید اصلاً قرار نبود وارد بازی شود. از دقیقه سی و چهار با آسیب دیدگی مسعود جمعه، مربی تن به تعویض اجباری داد و علیرضا کوشکی را وارد میدان کرد. کوشکی در نیمه اول بیشتر از بازیکنی که به جایش وارد زمین شده بود صاحب توپ شد اما اغلب با کندی و معطلی یا کم تجربگی، فرصتها را از بین می برد، جوری که آدم حق می داد مربی او را بازیکن رزرو و روی نیمکت نگه دارد.

نیمه دوم اما کوشکی ریز نقش، قدر فرصتهایی که به دست آورد را بیشتر دانست. جوری درخشید که به نوعی محور زمین قرار گرفت و اغلب توپها ختم به او می شد. گل اول را که محمدرضا آزادی به ثمر رساند با پاس و موقعیت سازی خوب کوشکی شکل گرفت. گل دوم را که خودش زد تاکتیکی و زیبا آنهم در بین چهار مدافع قطری، گل تاریخی به حساب می آمد. تا پایان بازی هم نام کوشکی از زبان گزارشگر نمی افتاد. اگر بازی خیره کننده و کم نظیر سیدحسین حسینی در دروازه تیم استقلال را کنار بگذاریم، کوشکی جوان و خوش آتیه را باید بهترین بازیکن میدان دانست.

یک- گاهی شرایطی که از سر جبر و بر خلاف تدبیر و برنامه بر ما تحمیل می شود بیشتر به نفع ماست.

دو- آدم هایی که روی شان حساب نمی کنیم یا لااقل آدم های اصلی بازی زندگی ما نیستند گاه می توانند در روند زندگی ما سرنوشت ساز باشند.

سه- آدم ها گاهی خراب می کنند و خوب نمی درخشند، اما نباید زود ناامید شد و باز هم باید به آنها فرصت داد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پای دل

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ۰۹:۳۱ ق.ظ

پوستر/کاش پای دل ما هم به نوایی برسد

 

در خانه پدرش زندگی می کند، مغازه اش اجاره ای است. درآمدش همین حقوق روزانه حاصل از کار پیرایشگری است. ماشینی قدیمی دارد که خرج می تراشد. فراخوان کمک به جنگ زدگان فلسطین و لبنان که داده شد، همسرش گردنبد و دخترش گوشواره طلا را بردند و هدیه دادند.

دلش هوای کربلا داشت. سفری ارزان قیمت برایش فراهم شد؛ اما باز هم پولش برای زیارت خانوادگی کافی نبود. گفت: آخر شب، مشتری داشتم و بعدش باید می رفتم خانه. طرف تازه از کربلا آمده بود. گفتم: من هم ان شاءالله به زودی می روم. حرف دیگری نزدم. گفت: چه خوب!

موقع رفتن، هزینه سلمانی را با کارتخوان کشید. بعد یک اسکناس هم گذاشت توی جیبم گفت: خرج سفر. سوار ماشین که شدم از سر کنجکاوی، پولی که داده بود را از جیبم در آوردم و نگاه کردم. یک اسکناس صد دلاری بود؛ درست به همان میزان که کم داشتم.

یادش آوردم یک بار جمله ای را به من گفته بود: اهل بیت هیچ وقت زیر دِین کسی باقی نمی مانند. مطمئنم همه پولهایی که برای خدا داد جبران می شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شهیدان را شهیدان می شناسند

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۶ بهمن ۱۴۰۳، ۱۱:۲۱ ق.ظ

مهریه منحصر به فرد همسر شهید باکری چه بود؟/ شهید مهدی باکری نماد غیرت  آذربایجان - تبریز یازار

 

مهدی باکری را که می شناسید، حتما خاطراتش را هم خوانده اید. اخلاص و معنویت وتواضع و گذشت این بشر کم نظیر است. چقدر به خاطر خدا کار کرد، زحمت کشید و سختی دید. چقدر به خاطر خدا از حق و امتیاز خود گذشت، چقدر به خاطر خدا طعم تلخی و زخم طعنه چشید. در راه خدا همه زندگی اش را هم داد اما در وصیتنامه اش نوشت: "ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم. میترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم. یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالی که از من راضی نباشی. ای وای که سیه روی خواهم بود."

بعدش یک عبارت عجیبی درباره خدا دارد: "خون باید می شد و در رگهایم جریان می یافت و سلول هایم یا رب یا رب می گفت."

روحانی شهید شیخ فضل الله محلاتی درباره این کلمات مهدی باکری عبارتی دارد که خواندنی و تکان دهنده است: "این جمله خیلی خیلی معرفت می خواهد. این ثارالله که به امام حسین علیه السلام تعبیر می کنند، یعنی خون حسین رنگ توحید گرفته است. بنابراین بازو می شود یدالله، چشم انسان می شود عین الله. با چشم خدا جز خدا در جهان نمی بیند..."

برگرفته از "داستان یک مرد" ویژه نامه بزرگداشت سالگرد شهادت فرمانده لشکر 31 عاشورا/ اسفندماه 83

  • سیدحمید مشتاقی نیا

هم نکته دارد هم عبرت

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۳ بهمن ۱۴۰۳، ۰۹:۵۰ ق.ظ

خسرو معتضد: وقتی دیدم رسانه های خارجی خبر بیرون آمدن من از صداوسیما را با  آب و تاب منتشر کردند به من برخورد و به سنگرم برگشتم

 

چگونه اسلام، وارد ایران شد؟
 خسرو معتضد، کارشناس تاریخ سیما

 

این تصور نادرست وجود دارد که عرب‌ها با ایران جنگیده و پیروز شدند و اسلام را به زور شمشیر به مردم ایران تحمیل کردند. پیکولاسکایا، محقق روسی می‌گوید که اعراب در خور هماوردی با ایران نبودند و در چند بار حمله‌ آن‌ها به ایران، به شدت سرکوب و تنبیه شدند.

پس از اسلام، اعراب ایمان و انگیزه‌ای تازه یافتند، و گرد پیامبر خود، منسجم شدند. بارها رومی‌ها به ایران حمله کردند، اما با صحراهای سوخته‌ ایران مواجه شده و شکست می‌خوردند. اما در حمله‌ اعراب مسلمان، وضعیت درونی ایران بسیار متشنج و ناپایدار بود.

 همین موجب شد مردم خسته و ناامید از حکومت ساسانیان، در مقابل حمله‌ اعراب، هیچ دفاعی انجام ندهند. در ایران ساسانی، چند طبقه‌ وجود داشت، که دو طبقه‌ زیرین پیشه‌وران و کشاورزان بودند، و بار تمام مالیات و جنگ بر دوش آنان بود.

شکاف عمیق طبقاتی و فقر عامه‌ی مردم در مقابل طبقات برخوردار، بسیار سهمگین بود. همچنین هیچ کس از طبقات زیرین، حق برخورداری از امکانات اشراف و یا جابه‌جایی طبقاتی را نداشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

زالوها به بهشت نمی روند!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۹ دی ۱۴۰۳، ۰۹:۳۳ ق.ظ

زالو درمانی چیست؟ - حکیم شو

 

بعضی آدمها واقعا عین زالو می مانند. نشسته اند یک گوشه ورانداز می کنند ببینند کی، کِی و کجا و چه قدر به کارشان می آید برنامه ریزی می کنند نفع بیشتری از او ببرند. هیچ وقت هم سیر نمی شوند. باز هم طلبکارند و انتظار دارند از دیگران سود بیشتری عاید خود کنند. درصدد تشکر یا جبران هم نیستند. فکر می کنند دیگران وظیفه دارند لطف کنند و خودشان وظیفه دارند طلبکار و گداصفت باقی بمانند.

اینگونه آدمها چند ضرر به جامعه می رسانند. آدمهای خوب را گاه از عمل خوبشان پشیمان ساخته و راه خیر را می بندند. دوستانشان را از دست داده و مسیر زندگی خودشان را تغییر می دهند. خدا را رنجانده و دیگر به حال خود رها می شوند.

جالب است اینطور آدمها وقتی در موقعیت بن بست و شکست قرار می گیرند هم به جای فکر و نقد رفتار خود، دیگران را باعث و بانی دانسته و جامعه را شماتت می نمایند!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ای ز شرار ستم شعله به عالم زده

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۶ دی ۱۴۰۳، ۰۵:۳۳ ق.ظ

افزایش شمار قربانیان آتش سوزی لس آنجلس/ بایدن: شاهد «صحنه جنگی» هستیم/ ۲۱۰  هزار ایرانی درگیر آتش هستند/ پرهزینه‌ترین فاجعه تاریخ آمریکا - تابناک |  TABNAK

 

این مرگ بر گفتن ها اثر دارد. سالها پیش این موضوع را از نظر علمی هم ثابت کرده اند. دعا یا نفرینی که از ته دل باشد اجابت می شود. مرگ بر آمریکا. روحت شاد آیت الله مشکینی؛ برای ما ثواب مرگ بر آمریکا گفتن کمتر از ذکر صلوات نیست. آمریکا خودش یک سرزمین اشغالی است. این سرزمین غصبی نفرین شده را رها کرده و به موطن خود بازگردید. ما تا ابد ادامه خواهیم داد: مرگ بر آمریکا. روحت شاد حمید سبزواری؛ روحت شاد اسفندیار قره باغی؛ در گوش تاریخ جاودانه خواهد ماند:

ای ز شرار ستم؛ شعله به عالم زده!
امن و امان جهان یک سره بر هم زده!
بر سر هر خرمنی؛ در دل هر گلشنی
آتش بیداد تو صاعقه ی غم زده…
ثروت انبوه تو خون دلِ توده‌ هاست
کین تو بر سینه‌ ها دشنه ی ماتم زده…
دزد جهانخواره‌ ای دیو ستم‌ پاره ای
عقرب جراره‌ای رو به مکاره‌ ای…
جور و جفا در تو هست؛ مهر و وفا در تو نیست
زهر بلا در تو هست؛ شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان، چون تو ستم‌ کاره نیست…

عامل هر فتنه‌ ای…!
صلح و صفا در تو نیست…
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو
خون جوانان ما میچکد از چنگ تو
در همه گیتی به پاست نائره ی جنگ تو
گوش جهان خسته از طبل بد آهنگ تو!
مظهر شیطان تویی… دشمن انسان تویی…
ای همه اهریمنی؛ سر حد فرهنگ تو
رسم تو عصیانگری کار تو ویرانگری!
تیره شده عالم؛ از حیله و نیرنگ تو…
دشمن هر ملتی موجب هر ذلتی
سایه ی هر وحشتی فتنه هر امتی
جور و جفا در تو هست؛ مهر و وفا در تو نیست
زهر بلا در تو هست؛ شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان، چون تو ستم‌ کاره نیست

  • سیدحمید مشتاقی نیا

طبس افسانه نیست

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۳ دی ۱۴۰۳، ۰۷:۳۰ ق.ظ

شن‌ها، مأمور خدا بودند

 

آنها که می گفتند واقعه طبس افسانه و ساخته و پرداخته ذهن متوهم، معنویت گرا و ماورایی حاکمان دینی است حالا به واقعه کالیفرنیا نگاه کنند. می گفتند سقوط بالگردهای آمریکا در طبس کار طوفان شن نبود. شوروی حمله کرد و آنها را از کار انداخت. ادعایی که هیچگاه مدرکی برای آن رو نشد و حتی ایالات متحده نیز چنین حرفی نزد.

حالا اما خلبان آمریکایی بر فراز کالیفرنیا می گوید از آسمان آتش می بارد!

قبله آمال فریب خوردگان نمیتواند با بحران رو به رو شود. پیشرفته ترین کشور دنیا نمیتواند آتشی را مهار سازد. گاهی لازم است یادمان بیاید یک پشه هم میتواند بینی ابرقدرتی چون نمرود را به خاک بمالد.  آنچه انقلاب پابرهنگان را بر ژاندارم منطقه پیروز ساخت معنویت بود. آنچه ارتش جهانی رژیم بعث را بر زمین میزد توکل بر خدا بود. سنتهای عالم خلقت اینگونه اند. آه و نفرین مردم ما با صدام و عراق چه کرد؟ عاقبت حسین علیه السلام و یزید چه شد؟ عبرت بگیریم و یادمان نرود منهای خدا هیچیم و با خدا همه چیز. پابرهنگان یمن هم میتوانند آمریکا و متحدانش را زمینگیر سازند بإذن الله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد...

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۰ دی ۱۴۰۳، ۰۹:۰۰ ق.ظ

پوستر نصر من الله و فتح قریب

 

برداشت رژیم این بود مدتی مردم را به آزادی ظاهری دلخوش کند بعد ریشه انقلاب را بخشکاند. جمشید آموزگار را روی کار آورد که شعار آزادی سر داد از آن طرف سید مصطفی خمینی را که امید آینده اسلام بود در نجف به شهادت رساند. به زعم آنها امام پیرمرد بود از این داغ حتماً کمرش شکسته می شد. جانشین آینده او هم که دیگر در میان نخواهد بود. 

در جای جای ایران مراسم ترحیم برای سید مصطفی گرفته شد. همه جا اسم امام و فرزندنش بیش از پیش سر زبانها افتاد. رژیم تاب این همه توجه به رهبر مخالفینش را نداشت. با توهین وی در روزنامه رسمی و دولتی تلاش کرد ابهت او را در هم بشکند و وی را خرد و حقیر سازد. مردم قم در نوزده دی قیام کردند و شهید دادند و پشت سرشان چهله هایی در تبریز و کرمان و گرگان و ... برگزار شد که روند پیروزی انقلاب را سرعت بخشید و کار رژیم را تمام ساخت. قیام مردم محاسبات رژیم را بر باد داد.

عملیات کربلای چهار شکست خورد. دشمن از زیر و بم کار اطلاع داشت و ظرف چند ساعت عملیاتی که قرار بود والفجر ده لقب بگیرد به کربلای چهار تغییر نام داد. این پیروزی برای دشمن شیرین بود و برای ما بسیار تلخ. ظاهر امر این طور است وقتی عملیاتی به شکست می انجامد مدتی دست برتر با لشکر پیروز خواهد بود. نیروهایی که شکست خورده اند بی انگیزه می شوند، به مرخصی می روند و... اما سپاه اسلام در تصمیمی مهم و سرنوشت ساز محاسبه دشمن را بر هم زد. بلافاصله دو هفته بعد از ماجرای ام الرصاص، باز هم در نوزدهم دی، لشکرهای آماده سپاه با حفظ روحیه در منطقه عمومی شلمچه وارد میدان شدند. کربلای پنج بزرگترین عملیات انهدامی رزمندگان اسلام بود که درسی عبرت آموز به دشمن داد که پس از آن دیگر به تکاپوی صلح و آتش بس افتاد و فهمید یارای نبرد با نیروهای پرانگیزه ایران را ندارد.

ما در نوزده دی دوبار بساط محاسبات دشمن را بر هم زدیم. هم انقلاب ما مدیون 19 دی 56 است هم دفاع مقدس مرهون 19 دی 65. اگر از تاریخ عبرت بگیریم و همواره با توکل بر خدا واکنشی دور از انتظار دشمن را نشان بدهیم پیروز میدان خواهیم بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دکتر محمدرضا منصوری

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۸ آذر ۱۴۰۳، ۰۳:۱۳ ب.ظ

دانلود و خرید کتاب خاطرات دکتر محمدرضا منصوری مهدی قیصری

 

کتاب "خاطرات دکتر محمدرضا منصوری" را خواندم و لذت بردم. دیدن دنیا از دریچه نگاه کسی که در جوانی به حبس ابد محکوم شد و دیگر امکان آزادی و ورود به اجتماع را نداشت اما همچنان به ممیزی های دینی معتقد و ملتزم ماند، راهش را از گروهکهای مارکسیستی و التقاطی جدا کرد، بر سر آرمانهایش ایستاد و سرانجام نه تنها از زندان آزاد شد که درس نیمه کاره اش را هم ادامه داد، مقام و منصبی دست یافت، سفر خانه خدا رفت و... تماشایی است. خاطرات دیگران، سرمشق و الهام بخش زندگی ما خواهد بود. سه برادر با هم در زندان بودند؛ جواد و مرحوم احمد و همین جوان دانشجوی پزشکی یعنی محمدرضا. چقدر خوب بود دوربین خبرنگاری به سراغ پدر و مادر این سه میرفت و پدر و مادرهایی که با صبر و دیانت و خرد، جوانانی مومن و حماسی و تاریخ ساز را تربیت کرده اند. چقدر خوب است آنهایی که موزه عبرت را در تهران ندیده اند حتماً به دیدن آن بروند و با بخشی از جنایات رژیم طاغوت آشنا شوند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از سوریه عبرت بگیریم

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ۰۶:۲۴ ق.ظ

اگر دولت سوریه به جنگ با اسرائیل می رفت، حتی اگر حکومتش نابود می شد قهرمان و تاریخ ساز بود و شرافت داشت به وضعی که اکنون گرفتار آن شده است.

فرار از میدان اصلی و غفلت از دشمن درجه یک، باعث شکست از دشمن درجه دو و گرفتاری در میدان فرعی خواهد شد.

عبرت بگیریم. از خدا بخواهیم و مراقب باشیم به چنین وضعی دچار نشویم. دنیا آنقدری نمی ارزد که آخرش با ذلت و شکست و حقارت تمام شود. از مردانه زیستن و مردانه مردن نهراسیم. همان که آقا فرمود عقب نشینی غیرتاکتیکی عقوبت الهی به دنبال دارد.

خواص ممالک اسلامی نباید دنیا طلب باشند. بحث دهه هفتادی آقا با موضوع عوام و خواص را هر از گاه مرور کنیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خالو قربان ها

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۴ آذر ۱۴۰۳، ۱۰:۰۰ ق.ظ

همه چیز درباره ریشه ضرب المثل دوستی خاله خرسه

 

دوستی دیشب تماس گرفت. از میزان ارادت من به میرزا اطلاع داشت و این که هر سال در روز شهادتش انواع مطالب و کلیپها را با محوریت شخصیت میرزا کوچک خان به نشانی مجازی دوستان سر ریز میکنم. گله داشت از اینکه چرا میرزا به آدم مشکوک و بدسابقه ای چون خالو قربان با آن عملکردی که در کرمانشاه و وابستگی به اجانب داشت اعتماد کرد؟ آخرش همین خالو قربان به او لطمه زد و نیز یکی از کسمایی ها که نگران اموالش بود و نیز آن آلمانی تبعه روسی که مشکوک بود و در مقام مشورت به حریم فکری میرزا نزدیک شد. گفت بنویس ما از وفاق لطمه میخوریم. البته وفاق بد نیست اما باید معیاری داشته باشد...

حرفش مرا به فکر فرو برد. راستش را بخواهید این طرفی ها هم باید مواظب شعار جذب حداکثری باشند. جذب حداکثری منجر به نفوذ جریان نفاق نشود. کلا باید حواسمان باشد ضمن اینکه بدبینی و دفع نداشته باشیم نسبت به عناصر مشکوک احتیاط به خرج داده و لااقل آنها را پیشنماز خود قرار ندهیم! جایگاه طرف مشخص باشد و از حدی فراتر نرود. دوست من نسبت به اعتماد نسبت به مصدق هم حرفهایی داشت. نقشی که او در سرکوب دلیران تنگستان داشت نگران کننده است...

بگذارید جوری دیگری به این بحث بپردازم. یادم است یکبار از استاد بزرگوارمان آیت الله محمدی که در صحبتهایش چه عمومی و چه خصوصی و مستقیم هشدار میداد مراقب حرمت علما باشیم پرسیدم حفظ حرمت علما واجب، توهین ممنوع، اما سوال چطور؟ گاهی در مطالعات تاریخی با ابهامات و نقدهایی مواجه میشویم که نمیتوان ساده از کنار آن گذشت. مثالش را هم خوب یادم هست درباره آیت الله بروجردی زدم و نیز حاج علی اصغر کرباسچیان. استاد ما البته از هر دو شخصیت تعریفهایی کرد و ضمن توصیه به رعایت تقوا و مطالعه و تحقیق بیشتر، اصل نقد و سوال در روند مسائل تاریخ را جائز شمرد.

بعدها بیشتر مطالعه کردم. یک حرفی هست که به آن رسیدم. آیت الله بروجردی خیلی به اسلام خدمت کرد. خدماتش کم نظیر است. حالا در مساله شهید نواب البته نقدهایی وجود دارد. مرحوم آیت الله کاشانی خیلی به ایران و اسلام خدمت کرد. به قول امام باید کار شاه را یکسره میکرد که نکرد. شاید از همین بابت امام به شخصیت شهید مدرس که مستقیم با رضاشاه درگیر میشد علاقه و ارادت بیشتری نشان داده است. شیخ علی اصغر کرباسچیان خیلی مخلص و زحمت کش بود و دغدغه دین و تربیت را داشت ولی اهل مبارزه نبود. مرحوم آخوند خراسانی شخصیت کم نظیری است. به ایشان در عملکرد و روابطش نسبت به شیخ فضل الله نقدهایی هست. یکبار زندگی او را خواندم. آنقدر به دین خدمت کرده که قابل وصف نیست. خیلی از علما آنگونه که باید پشت سر امام نایستادند و اغلب توصیه میکردند که امام اینقدر نگوید شاه باید برود!

حقیقت ماجرا این است هیچ آدمی مصون از خطا نیست. نباید نسبت به هیچکس تعصب بی جا داشت. آن چه معیار قضاوت درباره زندگی و عملکرد اشخاص است غلبه رفتار و منش و گرایش اوست. اینکه کفه ترازوی خوبی هایش آنقدر بزرگ و سنگین باشد که ضعفهایش را کم مقدار نشان دهد. همین خیلی با ارزش است. خیلی از شهدا هم اشتباهاتی داشتند. خدا به غلبه رفتار و باطنشان رجوع کرد و آنها را گلچین نمود.

نقد جائز است لااقل از باب کسب تجربه و عبرت و البته به سفارس استاد بزرگوارمان باید توأم با تقوا باشد. بزرگان هم بیشتر باید مراقب دفتر و دور و بری هایشان باشند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شاید خدا به میدان بیاید

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۳، ۰۶:۱۱ ق.ظ

تمرین خوشبینی: 20 راه برای خوشبین بودن و انرژی مثبت داشتن - مجله کسب و کار  بازده

 

سید جمال یک جمله ای دارد با کنایه می گوید در غرب اسلام را دیدم مسلمان را نه و در کشورهای اسلامی مسلمان دیدم و اسلام را نه. آنقدری که دشمن پیام آقا را گرفت که باید محاسبات طرف مقابل را به هم زد خودی ها نگرفتند.

اما

به خدا باید خوشبین بود. شاید تقدیر اینگونه رقم بخورد تجمع بسیجیان جهان اسلام از ایران و لبنان و عراق و افغانستان و پاکستان و... در سوریه علاوه بر شکست مسلحین مزدور ترکیه و صهیون منجر به گشایش جبهه نبرد زمینی بر ضد اسرائیل غاصب شود. سال 1403 زیاد اخبار تلخ شنیدیم؛ اما یقین داریم آه مظلوم هدر نمی رود. فجایعی که در غزه و لبنان رقم خورد را خدا بی پاسخ نمی گذارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

قصاص قبل از جنایت

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۰ آذر ۱۴۰۳، ۰۸:۱۹ ق.ظ

بدبینی و پیامدهای آن

 

زندگینامه شهید صدر را میخواندم کودک که بود زیاد سوال می پرسید. معلم عقایدش به برادر بزرگتر او گفت این پسر آخرش ملحد میشود! صدر البته یکی از نوابغ روزگار است که آثار فلسفی و اقتصادی و ... او محل بحث و تعلیم و تدریس محافل حوزوی و دانشگاهی است. جریان سیاسی تربیت شده وی نیز امروز در مدیریت کشور عراق زمینه ساز کمک به جبهه مقاومت و نبرد با صهیونیسم است. 

اوایل طلبگی لااقل درباره سه نفر شاهد ماجرایی مشابه بود. درباره هر یک از آنها گفته می شد به درد حوزه نمی خورند، به جایی نخواهند رسید، باید بروند چوپانی و... نمیدانم شاید روزی اسم بردم و نوشتم هر یک از این افراد مجموعه ای را امروز رهبری نموده و شعاعی از جامعه را تحت تأثیر فعالیت فرهنگی و معنوی خود قرار داده اند.

درباره آینده افراد مبتنی بر حدس و طالع بینی و تحلیل، قضاوت نکنیم. چه بسیار آدم های خوبی که بعدها به جرگه بدهای روزگار پیوستند و چه بسیار آدمهای بدی که متحول شده و در شمار خوبان روزگار درآمدند. چه بسیار انسانهای موفقی که در آینده شکست خورده و به جایی نرسیدند و چه فراوانند کسانی که ضعیف و شکست خورده و عقب افتاده بودند و با جهشی به سمت توفیق و سربلندی حرکت نمودند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا