اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۰۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فضای مجازی» ثبت شده است

اژه ای بیا خیابون!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۳ تیر ۱۴۰۲، ۰۵:۴۱ ق.ظ

راهپیمایی جمعی از مردم تهران در اعتراض به ولنگاری اجتماعی و سکوت بهت آور مسئولان با شعار اژه ای بیا خیابون!

در لینک زیر تماشا کنید:

https://www.aparat.com/v/vs2ug

 

البته با توجه به نزدیک بودن سالگرد مرحومه مهسا امینی و برگزاری انتخابات مجلس و زهر چشمی که جماعت روسپی در سال گذشته از نظام گرفت بعید به نظر میرسد موضع گیریهای مصلحتی و رفع تکلیفی مسئولان در قبال ناهنجاری های اجتماعی تا سال 1403 سطحی فراتر از گفتار و نوشتار داشته باشد. البته بعدش هم که انتخابات ریاست جمهوری است. آقایان اژه ای و وحیدی و رادان مواضع خوبی درخصوص حجاب داشته اند که مثل مواضع و وعده های اقتصادی مسئولان در رفع گرانی و ساخت مسکن و...، جامه عمل به تن نپوشید. آقای قالیباف هم که ژست روشنفکری گرفته و از مردم درخواست کرده طرح و پیشنهاد خود را در این خصوص به مجلس ارسال کنند. چیزی شبیه نظرخواهی دولت از مردم برای انتصاب مسئولان که نمایشی بیش نبود و یا راه اندازی سامانه سوت زنی برای کشف تخلفات اقتصادی در حالی که تخلفات علنی پتروشیمی میانکاله و فولاد مبارکه و... به رغم ده ها بار افشاگری مستند راه به جایی نبرد. در خصوص کنترل ناهنجاری های اجتماعی نیز اسلام حرف خود را زده و نیازی به شوهای تبلیغاتی نیست.

فضای مجازی و رسانه در این سالها توانسته است ذائقه بسیاری از مردم و محاسبات بسیاری از مسئولان را تغییر دهد. میتوان اذعان داشت تا حدود زیادی در جنگ نرم شکست خورده ایم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آدم را برق بگیرد، جوّ نه!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۳ تیر ۱۴۰۲، ۰۵:۲۴ ق.ظ

نه اینکه با حضور اجتماعی خانمها مخالف باشم اما از طرفی با توجه به ویژگی احساسی در اغلب خانمها که البته جزو ذات آنها و بایسته قوام خانواده است معتقدم بسیاری از خانمها در حضور اجتماعی خود یا باید تجدید نظر کنند و یا لااقل یاد بگیرند که مکث و تامل بیشتری داشته باشند.

کم ندیده ایم خواهران بزرگواری که به راحتی فریب ادعای افراد ظاهرالصلاح را خورده و پول یا حیثیت خود را از دست داده اند. مردها هم گاهی دچار این نوع اشتباهات میشوند اما غلبه احساس در خانمها بیشتر است. جوگیر شدن در خانمها، دل بستن، زودباوری و غبطه خوردن، نمود بیشتری نسبت به آقایان دارد.

ماجرای ازدواج محمدرضا گلزار را که یادتان هست بعضی دخترخانمهای متوهم و خیال پرداز را راهی بیمارستان کرد حالا جدایی بیرو از پرسپولیس نیز چنین بازتابی در بعضی دختران داشته است:

 

بیرانوند بعد از گلزار چند دختر را راهی بیمارستان کرد

بیرانوند بعد از گلزار چند دختر را راهی بیمارستان کرد

بیرانوند بعد از گلزار چند دختر را راهی بیمارستان کرد

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دشنه

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، ۰۴:۳۴ ق.ظ

دیریست که از دشنه و دشنام به دورم - عکس ویسگون

 

"سید ابوذر حسینی ماجرای روز حادثه را این طور روایت می کند: فرد ضارب در گذشته چندبار درباره مسائل اعتقادی سراغم آمده و سوالاتی را مطرح کرده بود. من هم به خاطر وظیفه طلبگی ام علیرغم هشدار اهل مسجد درباره تفکرات انحرافی او به آرامی پاسخش را دادم. مثلا فرد ضارب، نماز خواندن با مهر را شرک می دانست  و حتی یک بار در مسجد گفت مادرم مشرک است چون به زیارت می رود! 
این روحانی مجروح درباره درخواست عجیب پدر ضارب هم می گوید: بعد از این واقعه، پدر این عامل حمله با من تماس گرفت و درخواست کرد که رضایت ندهم تا پسرش در همان زندان بماند و بمیرد! او می گفت پسرم از وقتی وارد دانشگاه شده با یک وهابی آشنا شده و به سمت او گرایش پیدا کرده است. این که یک رسانه نوشته بنده توسط یک جوان مورد حمله قرار گرفته ام درست نیست. او ۵۱ سال دارد و ۹ سال از من بزرگتر است. او چنان به آیات قرآن مسلط بود که برخی از آیات را می توانست از حفظ بخواند و حتی جای برخی آیات را در قرآن پیدا می کرد. تعجب می کنم برخی اصرار می کنند که بگویند این فرد روانی بوده است. در حالی که او بسیار آرام و  اینقدر در موضوعات قرانی توانمند بود."

 

یک اصل امنیتی است که میگوید هر وقت کسی از مسئولان انتقاد و گله ای نماید یا خدای ناکرده به آنها حمله کند قطعا عامل دشمن و مزدور بیگانه، جاسوس و وابسته به اجانب و یک ضدانقلاب تمام عیار و منافق است اما اگر کسی ولو با چاقو به یک روحانی حمله کند قطعا مشکل روانی و بیماری روحی دارد و خدا باید شفایش بدهد!

متلک بالا تقدیم به دوستان امنیتی بود اما این بخش از مصاحبه روحانی مضروب مشهدی مرا یاد دو خاطره انداخت که با ربط یا بی ربط بودنش را می سپارم به نظر محترم مخاطبان عزیز. راستی این را هم عرض کنم گویا روز گذشته نیز یک روحانی پیشنماز یکی از واحدهای شهرداری تهران در حوالی مترو مورد حمله قرار گرفت و مجروح شد. بگذریم

اما این دو خاطره:

1- چند سال پیش جوانی در یکی از شهرها در مسیر خیابان نزدیکم آمد و شروع به صحبت و درد دل کرد. البته ارتباط او بعدها هم با من حفظ ماند. بیست و پنج سالش بود. خوشتیپ بود و از قضا پدرش وضع مالی خوبی داشت. این پسر نیاز به همسر داشت اما خانواده معتقد بود که هنوز زود است که برایش آستین بالا بزند. به برکت شوم فضای مجازی آنقدر تصاویر مستهجن دیده بود که دیگر به خودارضایی اعتیاد پیدا کرد. حالا میگفت وقتی یادی از مسجد و نام اهل بیت در ذهنش مرور میشود ناخواسته شروع میکند به فحش دادن با الفاظ رکیک و توهین به مقدسات و البته کمی بعد به خودش می آید و احساس شرم و گناه پیدا میکند. دنبال راه نجات بود چه کند از دست این القائات شیطانی.

2- در یکی از دانشگاهها مدتی رفت و آمد داشتم. بچه های بسیج دانشجویی با من رفیق شده بودند و سوالات اعتقادی و فقهی شان را می پرسیدند. بعد از مدتی متوجه شدم نوع پرسشهایشان متفاوت شده. مثلا اینکه چرا برای همه ائمه یک یا دو شب عزاداری میکنیم و برای امام حسین ده شب؟ این کار چه ضرورتی دارد؟ چرا کسی از اهل سنت وزیر نیست و...

خوب به اقتضای وظیفه ام جواب لازم را به این عزیزان دادم و شکر خدا قانع شدند. بعد از مدتی اردویی با این دوستان رفتم که متوجه نگاه عجیب چند نفر از دانشجوها شدم. خلاصه ماجرا را بگویم که بالاخره یکی از دانشجویان بسیجی شافعی مذهب برایم توضیح داد که چند دانشجوی حنفی مذهب آموزش دیده مسلط با ورود به دانشگاه و خوابگاه، اقدام به کار حساب شده ای در خصوص ایجاد شبهه نسبت به مسائل اعتقادی و فقهی شیعه نموده و با توجه به فضای خاص سنین جوانی و دانشگاه که معمولا حرف نو و مخالف مورد توجه قرار میگیرد توانسته اند کاری کنند که نماز جماعت معمول خوایگاه خلوت شده در عوض خودشان با قرائت اذان اهل سنت به برپایی نماز جماعت مستقل اقدام میکنند و بعضی از دانشجویان نیز از باب اینکه کار خاص و جدیدی انجام داده باشند به سیاق اهل سنت پشت سر آنها به نماز می ایستند. این افراد که تعدادشان شش نفر بود به عضویت بسیج هم درآمده و در اردوهای مذهبی و انقلابی نیز حضور فعال دارند...

شارژ لپتاب دارد تمام میشود. بالاخره اینکه از ناحیه فرهنگ، بسیار آسیب پذیریم و آنگونه که باید حواسمان به دور و برمان نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ربات می شوید

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۹ خرداد ۱۴۰۲، ۰۸:۵۳ ق.ظ

گوگل به ساخت ربات هوشمند نزدیک‌تر شد

 

یک طلبه پیشنماز مسجدی در خیابان شهید فکوری مشهد بعد از خروج از مسجد مورد حمله فردی رهگذر قرار گرفت و گردن او با تیغ موکت بری مهاجم آسیب دید.

نمونه هایی از این دست حوادث را در سالهای اخیر، کم و بیش در تقاط مختلف کشور میشنویم. فضای مجازی تراوای دشمن کاری کرده است همان مردمی که برای حل مشکلات خانوادگی و مشورت در گره گشایی از معضلات فرهنگی فرزند و عیال و ... به طلاب رجوع میکنند، حتی همان دخترهای مجرد سن بالای علافی که شب تا صبح را در دایرکت طلاب پرسه میزنند، گمان میکنند همه مشکلات شخصی یا اجتماعی شان ناشی از روحانیت است و باید یک گوشه بنشینند تا روحانیت با بیل امکانات و تجهیزات و پول و مدرک و... روی سرشان بریزد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

درباره شورت آقای وزیر!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۲، ۰۷:۴۰ ق.ظ

قطعه فیلمی در فضای مجازی دست به دست می چرخد بریده ای است از مصاحبه جناب آقای مهندس ضرغامی در گفتگو با دو جوان پسر و دختر که در آن مثالی پیرامون نحوه خرید شورت خود به میان می آورد! اینکه قبلا شورتش را از دستفروشها میخرید و حالا نمی تواند این کار را انجام دهد و خانمش برایش انجام میدهد و چون مسئول شده و روی صندلی ریاست مینشیند شورت اندازه او به راحتی پیدا نمیشود و....

فارغ از سایز لگن جناب آقای وزیر، تماشای این کلیپ برای هر بیننده ای با هر گرایش سیاسی مضحک و جلف تعبیر شده و موجب تاسف بوده است.

تاسف از میزان شعور مدیری فرهنگی که با هر مستمسکی دنبال جلب توجه و دیده شدن است در حالیکه سالها سکان امور فرهنگی کشور را در معاونت سینمایی ارشاد و ریاست صدا و سیما و عضویت شورای عالی فضای مجازی و وزارت گردشگری برعهده داشته و دارد. و البته باید تاسف خورد چنین افرادی که بارها اقدام به حرکات و سخنان جلف در تریبونها داشته اند و هیچگاه چه از نظر تئوریک و چه در مقام عمل حرفی در عرصه مدیریت فرهنگی نداشتند چگونه رشد کرده و عنان جامعه ایمانی را به دست گرفته اند؟

مدیران ضعیف و نالایق وقتی جای جوانان فرهیخته و کاربلد را گرفته و خوبان روزگار منزوی میشوند باید برای آینده آن جامعه تاسف خورد و اشک ریخت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ماجرای گیلان از چند زاویه

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۲، ۰۳:۲۶ ق.ظ

یک- امام جمعه یکی از شهرها حدود یک یا دو سال قبل در خطبه های نمازجمعه به منتقدان خود که از قضا بچه های بسیجی آن شهر بودند توهین نمود و آنها را نفهم خواند و هر چه برازنده خودش بود حواله شان کرد. یادم است یکی از مسئولان عالی نظارتی مرتبط با ائمه جمعه که مرا از نزدیک می شناسد در گفتگوی تلفنی، به منظور ماستمالی رفتار اشتباه این فرد گفت: اسم کسی را که نبرد!

حالا اما امام جمعه رشت هم در تذکر به وضعیت بی حجابی نام کسی را نبرد اما آقایان فضائلی و قمی و مروی و حاج علی اکبری رو ترش کرده اند.

یادم است یکبار آقای قمی در سخنانی که در مجلس داشت نسبت به تاثیرپذیری و انفعال بعضی خودی ها در قبال رسانه های غیر خودی زبان به گلایه گشود. حالا خود حضرات که در برابر بسیاری از کاستی ها همواره سکوت داشته اند مقهور رسانه های آن طرفی قرار گرفته و ابزاری برای زدن جبهه خودی شده اند.

دو- شوراهای تأمین شهرها به طور معمول در قانونی نانوشته اما مرسوم و مکرر، به زعم خود برای حفظ حریم دستگاه ولایت اقدام به امضای مصوبه برخورد با منتقدان ائمه جمعه می نمایند. عجیب است اگر یک بسیجی در شهری دور دست نسبت به مراوده امام جمعه ای با باندهای قدرت و ثروت لب به انتقاد بگشاید بلا فاصله مورد بازخواست و پیگرد قرار می گیرد اما اگر خود آقایان بالانشین صلاح بدانند به طور یک پارچه امام جمعه ای را به خاطر نهی از منکر مورد نقد علنی قرار داده و ابدا هم نگران تضعیف دستگاه ولایت نمیشوند.

سه- جناب آقای حاج علی اکبری که بی اعتنا به عملکرد ضعیف برخی از ائمه جمعه، اقدام به عزل حاشیه ساز امام جمعه عدالتخواه لواسان نمود که خاری در چشم مافیای قدرت و ثروت و کوه خواری به شمار می آمد به منظور تئوریزه سازی تصمیم اشتباه خود اساس نهی از منکر مصداقی را زیر سوال برد. حالا اما همین آقایان در حال انتقاد مصداقی از امام جمعه رشت هستند.

وجه اشتراک ماجرای امام جمعه رشت با امام جمعه لواسان این است که منکر اتفاق افتاده در رشت به میزبانی نهادی رسمی و به ظاهر انقلابی یعنی بنیاد شهید انجام گرفت. در لواسان نیز بخشی از کوه خواری ها و زمین خواری ها توسط نورچشمی ها صورت میگرفت. به نظر می رسد عزیزان گاهی مکلف به حفظ وضع موجود و صیانت از میز و آبروی صاحبان قدرت و سازمانهای عریض و طویل مرتبط هستند.

چهار- الداغی، بسیجی و طلبه و مدعی نبود اما در قبال نامردی و ضعیف کشی ایستاد و به شهدای کربلا پیوست. اساسا تعداد شهدای کربلا یا شهدا و یاران خط مقدمی جبهه حق در طول تاریخ چندان زیاد نیست. کم هستند آدم هایی که آزاده باشند و بی تفاوتی را کنار نهاده و در دفاع از حق هزینه بدهند و دنبال شیرین کاری و شهرت و منفعت و لذت نباشند. ترجیح می دهم امثال الداغی بی ادعا را نماینده تفکر و منش ولایت بدانم تا امثال فضائلی و مروی و حاج علی اکبری و قمی را که ندیدیدم در مقابل منکرهای جامعه به خصوص در حوزه مسئولان –از هنجار شکنی مستمر در شبکه نمایش خانگی تا رانت خودرویی نمایندگان و تبعات مخرب فرهنگی ناشی از ویژه خواری و تبعیض و شکاف طبقاتی و بی عدالتی و ...- واکنشی نشان داده باشند. همین آقای قمی یکبار از اهمال و خواب آلودگی دستگاههای فرهنگی در حوزه حجاب و عفاف انتقاد علنی داشته که حالا بعد از مدتها سکوت نگران بیزای از دختران بی حجاب در مراسمی با هزینه بیت المال شده است؟ همین آقا نبود که در ابتدای روی کارآمدنش با جار و جنجال و هزینه و ... مدعی راه اندازی سامانه و مجموعه ای مجازی برای تسهیل در امر ازدواج جوانان گردید و بعد از مدتی کوتاه و شکست این طرح به روی مبارک خودش نیاورد و پاسخگوی هزینه ها نشد؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اینستاگرام، قاتل شیخ شهید

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۲، ۰۳:۳۳ ب.ظ

سلیمانی را اینستاگرام کشت. مباشر جنایت به طور مستمر پیگیر صفحات اغواگر ضدانقلاب در اینستا بود.

آن پسرک فریب خورده مشهدی هم که با قمه جان چند جوان بسیجی را گرفت در نوجوانی مذهبی بود و در اعترافاتش گفت که متاثر از اینستا به مرور تبدیل به انسانی ستیزه جو و ناسازگر و یاغی شده است.

آن طلبه همدانی هم که جلوی حوزه علمیه با گلوله به شهادت رسید کشته دروغ بافی های اینستاگرام است. شرط میبندم همین بابایی که شاهرگ طلبه ای را در قم نشانه رفت دست پرورده القائات توهم زا و دشمن ساز اینستاست.

فضای یله مجازی آوردگاه فرهنگ و باروهای دروغین جبهه دشمن است اما اینستا ویژگی خاص خودش را دارد از همه شبکه ها جذاب تر و با نفوذتر است. محوریت ساختار اینستا مبتنی بر خود ستایی و شهرت طلبی و جلب توجه است.

راه خودستایی و شهرت و منیّت هم در گرو "خالَف، تُعرف" قرار دارد. باید خلاف جریان آب شنا کنی تا دیده شوی ولو مسیرت باطل و پوچ باشد وگرنه در نظام تربیتی منیّت محور اینستا بازنده ای.

اینستا توانست یک تنه، نظام اسلامی را به گوشه رینگ ببرد و تلفات روی دست کشور بگذارد. دیگر نیاز نیست گروهکهای وابسته اقدام به اعزام مزدور و نیروی مسلح کنند. همین جا کنار دم و دستگاه خودتان ذهن یکی را تغییر میدهند و تبدلیش میکنند به سرباز دشمن.

ما به اینستا باختیم.

کشته هایی که دادیم بماند. خیلی ها از نظر اعتقادی به اینجا رسیده اند که:

یک- ما بدبختیم.

دو- مقصر بدبختی ما هم آخوندها هستند.

تبدیل شده اند به یک مشت شهروند بی انگیزه لجوج با حس کاذب شکست و طلبکاری و کینه.

روح و روان مردم ما را اینستا تسخیر کرده و به هر شکلی که دلش بخواهد در می آورد.

دولت میتواند پهنای باند اینستا را مسدود کند تا دسترسی به آن ناممکن یا بسیار مشکل شود اما این کار را نمی کند.

زیرا

فیلترشکن مصرف اینترنت را بالا میبرد و سودآور است.

بعضی عزیزان در همین فضای اینستا مشغول زید بازی تشکیلاتی هستند.

بعضی ها نان و آبشان در گرو وجود اینستاست به بهانه مقابله با شبهات آن و حتی ادعای مزخرف و مضحک صدور انقلاب از طریق اینستا در حالی که داریم یک به یک جوانان و شهروندان خودمان را از نظر فکری و فرهنگی از دست می دهیم.

هر کس که اسب تراوای دشمن را در اندرونی فکر و اندیشه و ذهن مردم راه داد، هر کس با فیلتر اینستا مخالف بود، هر کس مانع از انسداد پهنای باند اینستاست در شهادت عباسعلی سلیمانی ها شریک جرم است.

 

بازی در زمین دشمن به نفع اوست :: هوالحق

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چشم مجازی

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۳ فروردين ۱۴۰۲، ۰۳:۰۳ ب.ظ

یکی آمد و روی چشمانش دست کشید، پلک ها را بست و پارچه ای سفید روی سرش کشید.

اما او تازه بیدار شده بود و فهمید همه این سالها را در فضای مجازی سیر کرده است. حالا می توانست حقیقت را با سرشت روحش لمس کند نه با سرانگشتان دستش.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دل پری داشت

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۱ فروردين ۱۴۰۲، ۰۸:۵۹ ق.ظ

جانباز ۷۰ درصد هرمزگان به یاران شهیدش پیوست - ایرنا

 

دوست جانبازی که انسانی مخلص و همنفس بسیاری از شهدا بوده یکبار بیماری سختی گرفت و عوارض ناشی از مار شیمیایی دوباره او را درگیر ساخت. تماس گرفت و شروع کرد به وصیت. تأکید داشت نگذارم اگر شهید شد مسئولین پای تابوتش حاضر شوند. دل پری داشت از کم کاری های بعضی مسئولان رزومه ساز و بیلان کاری فاقد کارنامه مفید و ادعاهای دهان پرکن و پوچشان.

گفتم: ببین برادر من! خودت داری شهید میشوی می روی آن طرف کیفش را میکنی برای من دعوا درست نکن. من را ننداز به جان این جماعت. لااقل یک جا بنویس که مدرک و سندی داشته باشم و متهم نشوم به اینکه از خودم دراورده ام و دنبال انتقام گیری شخصی و سیاسی هستم و... اصلا مشخص کن منظورت از مسئولان دقیقا چه کسانی است و دامنه این واژه تا کجا را شامل میشود؟ مثلا دهیار روستایتان هم به هر حال مسئول حساب میشود یقه او را هم بگیرم یا نه؟ مجتمع های آپارتمانی هم برای خودشان مسئول دارند با آنها چه کنم؟ گروههای مجازی چطور؟ کلی مدیر و مسئول علاف و بعضا بی خاصیت با همین عنوان برای خودشان داخل گروه های مجازی اُرد میدهند و...

خلاصه این پرت و پلاها بالاخره اثر کرد و خنده ای کوتاه بر لبان دوست ما نشاند و از ادامه وصیت منصرفش ساخت و فضا را به سمت و سویی دیگر کشاند. دوست جانباز پاک و نجیب ما بعد از مدتی به لطف خدا حالش خوب شد؛ اما مسئولان حواسشان را جمع کنند قدم و نفس این پاک ترین و زلال ترین بندگان مخلص و بی ادعا و ایثارگر خدا همواره پشتوانه انقلاب و نظام بوده است. با غفلت ها و کم کاری ها و تبعیض ها و رانت ها و قبیله گرایی ها و منفعت جویی های خود و ضربه ای که از این منظر به اعتبار نظام اسلامی میزنند کاری نکنند بزرگترین و بالاترین سرمایه این مملکت را از دست بدهند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پهنای باند اینستا را ببندید

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۰ فروردين ۱۴۰۲، ۱۱:۲۰ ق.ظ

بعضی از مسئولان، خودشان اهل زیدبازی مجازی هستند و در فضای بی در و پیکر مجازی دنبال طعمه می گردند.

بعضی از مسئولان از قِبل فعالیت در فضای مجازی و شبکه هایی که ذات خودنمایی و جلوه فروشی و سلبریتی سازی دارند (اینستا و...) دنبال شهرت و مطرح ساختن خود هستند بلکه در انتخابات شورا یا مجلس برایشان کارکردی داشته باشد.

بعضی از مسئولان اساسا از رها بودن فضای مجازی نان میخورند. پست و مسئولیتشان به بهانه تقابل با جریان سازی رسانه ای دشمن شکل گرفته و فرضا اگر اینستا و توییتر کلا بسته شوند نان و نام حضرات به خطر می افتد.

اینطور افراد برای آنکه پهنای باندی که از طرف مخابرات ایران در اختیار اسب تراوای دشمن قرار گرفته مسدود نشود بهانه می آورند و به استدلالی ظاهر فریب متوسل میشوند که بعله بالاخره همین اینستاگرام محملی برای ارتباط با جهان و صدور انقلاب و اسلام است و چاره ای جز کنار آمدن با آسیب های آن وجود ندارد و...

کسی هم نیست هزینه فایده کند خدایی اش در این سالها ما توانسته ایم یا اصلا اراده اش را داشته ایم از طریق شبکه های مجازی پیامی به جهان مخابره کنیم و صدایی از غربت اسلام به گوش همگان برسانیم یا نود درصد این فضا بستر فعالیت مخرب معاندان بوده و هزینه هایی گزاف برای انقلاب و نظام به دنبال آورده و بخشی از جامعه ایمانی را هم دچار تزلزل نموده است؟ ارتباط رسانه ای با عالم خوب است که میتوان از طریق مجاری تخصصی پیگیر آن بود و لزومی برای بازی در زمین دشمن و رها سازی فضای مجازی وجود ندارد.

شیوه کج دار و مریز مسئولان در برخورد با فضای مجازی شبیه همان شیوه بیمارگونه و ناقص در مواجهه با مقوله حجاب است. مردم آخرش نفهمیدند اگر حجاب واقعا قانون اسلام و مملکت است چرا برای ترویج آن کار فرهنگی خاصی صورت نمیگیرد و با مروّجان بی حجابی و برهنگی برخورد نمی شود؟ در نهایت هم لاابالی گری در حال تبدیل شدن به امری عادی در سطح جامعه است.

اگر اینستاگرام و توئیتر و... خوب است چرا فیلتر شده و اگر بد و مخرب است چرا با فیلترشکن قابل دسترسی است و پهنای باند اختصاص یافته به آن مسدود نمی شود؟ مردم حق دارند در میزان اعتقاد مسئولان نسبت به آنچه مدعی هستند دچار تردید شوند و در نهایت به این باور برسند که مسئولان از باب ژست و فریب سخنی میگویند و به صرف درآمد زایی برای شرکتهای ذی نفع، قوانینی دست و پا گیر و غیر جدی را به تصویب می رسانند.

دور باطلی است که به دشمن فرصت فضاسازی میدهیم. بعد کلی هزینه میکنیم که گروهها و گردانهای سایبری برای تقابل با آنها شکل بگیرد، هزینه گزافی هم بابت تغییر ذائقه مردم و جوسازی تبلیغی علیه نظام بر گرده مان تحمیل میشود (مثل اغتشاشات شهوانی اخیر) و باید هر روز هم با عناصری خودباخته  و اشاعه دهندگان بی غیرتی و تهمت و سیاه نمایی برخورد قانونی کنیم که در نهایت جز دشمن تراشی و افزایش کینه و فرسایش و خستگی نهادهای نظارتی و قضایی دست آوردی ندارد و جالب آن که پز بدهیم از طریق رسانه در حال صدور پیام انقلاب و اسلام و تکثیر باور حقه شیعه هستیم! با این تصاویر سیاهی که توسط عناصر خودباخته و شبکه های وابسته به دشمن در سطح بین الملل مخابره میشود چقدر آبرو و اعتبار برای نظام حاکمیتی باقی میماند که بخواهیم منطق درست انقلاب اسلامی را بر گوش جان مردم دنیا بنشانیم؟

تجربه این سالها ثابت نموده در فضایی مثل اینستاگرام یارای تقابل با دشمن را نداریم و اگر قرار بر مواجهه تبلیغی و رسانه ای با دشمن است میتوان از ظرفیت سایتها و سایر شبکه های مجازی بهره برد که لااقل امکان نظارت بیشتری دارند.

عده ای ابتدا در همین فضای اینستا اقدام به نشر فیلمها و تصاویر کشف حجاب خود نمودند. نهادهای نظارتی گاهی برخورد کردند و به مرور خسته شده و امور را رها نمودند. جماعت خودباخته مطمئن شدند در فضای واقعی هم اگر این هنجار شکنی را تکرار کنند به نتیجه می رسند که در حال حاضر به نتیجه دلخواه رسیده اند. این مثال فقط نمونه ای از باخت سنگین فرهنگی ما در بستر اینستا بود. مصادیق اعتقادی و سیاسی بیشتری وجود دارد که در این مجال نمی گنجد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

باتلاق آزادی!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۳ اسفند ۱۴۰۱، ۰۵:۵۹ ق.ظ

 

خدای ناکرده اگر این اتفاق در ایران می افتاد هزاران مطلب و تحلیل منتشر میشد که چون آزادی جنسی نداریم و روابط محرم و نامحرمی را رعایت میکنیم کار به اینجا رسیده است و جوانها عقده ای شده اند و امکان اطفای غرایز را ندارند و...  اما حالا که این واقعه در آمریکا رخ داده کسی به روی مبارک خودش نمی آورد.

خدا رحمت کند این دو جوان ایرانی را.

جوانی آمریکایی از طریق فضای مجازی اقدام به مزاحمت و درخواست رابطه با زن جوان و متاهل ایرانی مقیم آمریکا می کند. او مدعی است دل از کف داده و باید به خواسته شومش برسد و... مزاحمتها که زیاد میشود شکایتی از طرف خانواده ایرانی به پلیس آمریکا صورت می گیرد. برخورد محدودی با فرد مزاحم صورت گرفت که کافی نبود.

در نهایت جوان هوسباز آمریکایی برای رسیدن به مقصود راهی منزل زن ایرانی میشود. شوهر با غیرت این خانم که جوان تحصیل کرده ای است برای دفاع از ناموس خود قد علم میکند که توسط مهاجم به قتل میرسد. زن جوان نیز اندکی بعد بخاطر مقاومتی که انجام داد کشته شد و... روحشان شاد.

غلتیدن در جاده شهوات و غرایز هیچ گاه نقطه پایانی ندارد. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سیاه و سفید!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۴ اسفند ۱۴۰۱، ۰۸:۲۰ ق.ظ

عکس/ پاکسازی محل انفجار قطار سمی در اوهایوی آمریکا

 

سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا بعد از خروج و انفجار قطار سمی در ایالت اوهایو در تلاش است که محیط را که آغشته به مواد سمی شده پاکسازی کند. این اتفاق تلخ، آثار سوء طبیعی فراوانی داشت، باران سمی بارید، حیوانات بسیاری تلف شدند، مردم محلی مجبور به ترک خانه هایشان شدند و... اما خبری به این مهمی انعکاس چندانی توسط غولهای حاکم رسانه ای دنیا پیدا نکرد.

خدای نکرده خدای نکرده یک همچین اتفاقی با ابعاد کوچکتر در ایران رخ میداد الان حجم وسیعی از رسانه های خارجی و داخلی چه مرثیه ثرایی هایی داشته چه تحلیلهایی در خصوص ناتوانی حاکمیت در اداره امور و ضرورت پناه بردن به دامان غرب ارائه می دادند؟ چه اعصابی از مردم له می شد و چه بمبارانی از یأس و سیاهی بر ذهن مخاطب فرود می آمد؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ضد انقلاب عزیز! دقت کن

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۱ بهمن ۱۴۰۱، ۰۷:۰۵ ق.ظ

عامل ارتباط با شبکه‌های معاند در بندرعباس دستگیر شد - خبرگزاری مهر | اخبار  ایران و جهان | Mehr News Agency

 

دیروز با فرد مسنی دیدار داشتم. از آشنایان قدیمی است. گفتند دچار افسردگی شدید شده می نشیند ساعتها گریه میکند. میگفت مملکت دیگر نابود شده و از دست رفته است. بنده خدا مدتی است محو تماشای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و صفحات مجازی آن طرفی ها قرار گرفته. معتقد بود هر کس ماهواره نبیند بیسواد است. 

برایش توضیح دادم که ممکن است بعضی اخبار خبرگزاری های داخلی دروغ باشد اما به این معنا نیست که هر چه آنطرفی ها گفتند راست باشد.

ممکن است این طرف دگم اندیشی ها و مفاسدی باشد اما آنطرف هم کعبه آمال نیست و فساد و خطای بسیاری وجود دارد.

منکر بعضی فسادها و اشتباهات نیستیم و به حرکت برای اصلاح ساختارهای غلط باور داریم اما در قالب بیان و گفتگو و مطالبه گری و فرهنگ سازی نه با اوباش گری و اغتشاش که زودگذر است و خسارت و عوارضش بیشتر از نفعی است که ممکن است داشته باشد.

ضعفهای بسیاری داریم اما در خیلی موارد از دیگران سریم و...

حرف و سخن زیادی بین ما رد و بدل شد. احساس کردم کمی آرام گرفت و چیزهایی شنید که تا کنون نشنیده بود.

خدا نیامرزد شبکه های بی انصاف معاند را که برای لطمه زدن به حکومت، روح و جان مردم را نشانه می روند. غربی ها پدران معنوی منافقین هستند. همانطور که منافقین در طول جنگ به جای مصاف رو در رو به ترور مردم بی دفاع و گرا دادن به دشمن برای موشک باران مناطق پر تردد روی می آوردند گروهکهای مزدور ضدانقلاب و وابستگان به اجانب، امروز هم با فشار برای اعمال تحریم بیشتر، تحریک نوجوانهای کم اطلاع برای اغتشاش، تعطیلی مراکز علمی و آموزشی، ناجوانمردی هایی مثل ایجاد مسمومیت برای دختران دبیرستانی، پمپاژ اخبار تحریف شده و یاس آور و ... مردم را هدف تیغ زهرآگین خویش قرار داده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرهاد ظریف، بانوی دو عالم و مسأله کودک همسری

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۵ دی ۱۴۰۱، ۰۲:۳۶ ب.ظ

دستور بازداشت فرهاد ظریف به دلیل انتشار یک استوری صادر شد

 

فرهاد ظریف، متولد مشهد، بازیکن سابق تیم ملی والیبال که از قضا نام همسر سابق و متارکه کرده وی نیز مهسا امینی است! و پیش تر در مصاحبه ای اعلام نموده که از قرص ها و داروهای مرتبط با اعصاب و روان استفاده میکند و احتمالا از همین بابت نیز از ورزش والیبال کنار گذاشته شد، در متنی کوتاه بدین مضمون نوشت که ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها جای تبریک ندارد! بلکه بابت کودک همسری او باید اعتراض کرد و...

واکنش ها به این سخن نسنجیده، شدید بود. خیلی ها به او توهین کرده، سخنش را سبّ اهل بیت خوانده و وی را مصداق بارز مرتد دانسته اند. قوه قضاییه نیز در این باره پرونده ای تشکیل داده است. اینکه ظریف قصد جسارت به ساحت نورانی دخت نبی اکرم (ص) را داشته یا نه تشخیصش بر عهده قاضی است.

اما

از آنجا که اساسا اتفاقات چند ماه اخیر کشور محصول سمپاشی ها و موج آفرینی های منفی و پارازیتی دستگاه تبلیغی دشمن در ذهن جوانان و نوجوانان و ایجاد شبهاتی بعضا پیش پا افتاده اما موثر در تقویت بدبینی نسبت به اسلام و انقلاب بوده به اقتضای دینی که نسبت به اهل بیت داریم بهتر است از کنار جملاتی که این سلبریتی جوان به کار برد به سادگی نگذشته و پاسخی ولو مختصر به آن بدهیم.

بگذارید ماجرا را اینگونه جلو ببریم:

یکی دو سال پیش بود که جوانی هیکلی و ورزشکار که از قضا منتسب به خانواده ای متدین و البته ساده دل بود در استوری اینستای خود به مناسبت سالگرد شهادت حسین فهمیده بدین مضمون نوشت که مگر یک بچه سیزده ساله چه چیز حالی اش می شود که بخواهد برود زیر تانک و ایثار کند و...

همان موقع درباره اش نوشتم که این بنده خدا حق دارد چون حسین فهمیده را با خودش قیاس کرده است!

درست مثل این می ماند که بگوییم بچه ده دوازده ساله چه می فهمد که بخواهد دانشگاه برود و از قضا دانشجوی برتر شناخته شود و... این حرف هم درست است اما در قیاس با امثال خودمان! همین حالا در اینترنت جست و جو کنید با دهها نوجوان نخبه در نقاط مختلف عالم مواجه می شوید که در سنین کودکی و نوجوانی به دانشگاه راه یافته و بالاترین مدارج علمی را طی کرده اند.

ممکن است یکی مثل حسین فهمیده و دیگر فهمیده هایی که در دفاع مقدس کم نبودند و وصایایشان دریایی از معارف زلال آسمانی است بالاترین درک و فهم و شهامت و جوانمردی را در مکتب امیرالمومنین آموخته باشند در حالی که خیلی از آدم های سن و سال دار و بعضا با سواد و ورزشکار و ... درک و معرفت لازم برای دفاع از آب و خاک خود را نداشته و در اوج تهاجم دشمن، قدمی برای مردمشان بر نداشته باشند. فهم و شعور ربطی به سن و سال ندارد؛ کما اینکه بارها گفته اند درک بالاتر از مدرک است و... مثل کودک ده ساله یتیمی که با تعصب و غیرت دنبال کار می رود تا باری از دوش خانواده بردارد و دکتر و مهندس پولداری که سال تا سال سراغی از پدر و مادرش نمی گیرد و مرهمی بر زخم دلتنگی شان نمی نهد.

بعضی مورخان البته درباره سن حضرت زهرا سلام الله مناقشاتی دارند؛ اما بر مبنای همین نقل مشهور، نه سالگی حضرت زهرا را نباید با نه سالگی بسیاری از دختران امروزی قیاس کرد.

این را هم بگویم که با چشم خود در بین اعراب دخترانی ده دوازده ساله را دیده ام که هم از نظر فیزیک و قدرت جسمی و هم از نظر فکر بسیار بالاتر از هم سن و سالهای خود در سایر نقاط هستند. بد نیست در این باره تحقیقی میدانی در استانهای جنوبی خودمان هم داشته باشید. حالا چه برسد به هزار و چهارصد سال پیش جزیره العرب که هنوز سبک زندگی اعم از تغذیه و تکنولوژی و ... جسم و جان ملتها را به ورطه تغییر و هلاکت نکشانده بود.

تکامل شخصیت انسان ها هم به سن و سال نیست. چه بسا خانمهایی که حتی در میانسالی توان جمع و جور کردن یک خانواده را ندارند؛ در حالی که دخترانی در نوجوانی توانسته اند خانواده ای موفق و خوب را مدیریت نمایند. مثالهای این ادعا هم دور و بر خودتان زیاد است.

فاطمه زهرا سلام الله توانست با همان سن کم فرزندانی را تربیت کند که تا ابد مبدأ بزرگترین تحولات عالم قرار بگیرند. کجای عالم را سراغ دارید که نامی از حسین بن علی و زینب سلام الله علیهما نباشد و حرکتی در راستای تأسی از فرزندان علی شکل نگرفته باشد؟

کودک همسری قطعا پدیده ای نامبارک است اما تعریف کودک در قالب سن و سال نیست.

از ماندگارترین مناظرات علمی تاریخ اسلام کلمات پر مغز و عالمانه امام جواد علیه السلام است که در هفت یا هشت سالگی به امامت رسیده است. امام هادی در نه سالگی امام شد و مهدی موعود (عج) در پنج سالگی رهبری امت را به دست گرفت.

به منطق این عزیزان لابد باید به خدا متعرض شد که چرا با برانگیختن امامانی در سنین پایین به پدیده کودکان کار رسمیت داده است! نوح نبی نزدیک به هزار سال عمر کرد و لابد باید یقه خدا را گرفت که چرا طیق قواعد امروز، حق بازنشستگی برای او قائل نبوده است!

مشکل همین یک تکه است که می خواهیم در قیاس با خود و شرایط پیرامون خود به قضاوت درباره تاریخ بپردازیم.

از دریچه اعجاز هم که بنگریم با خدایی طرف هستیم که مریم پاک و مقدس را بدون همسر به مقام مادری رساند و با اشارتی طفل شیرخوار او را به زبان آورد تا گواه بر صدق مادر و یاور مظلومیت و غربت او باشد. خدایی که آتش توفنده نمرود را به گلستان مبدل ساخت و موسی را در کاخ دشمن خود پروراند؛ خورشید و ابر و باران و شب و روز و انسان و زمین و آسمان، مصادیق مشهود اعجاز او هستند که کسی را یارای رقابت با او و اخلال در نظام آفرینشش نبوده و نخواهد بود.

دختر نه ساله اشرف الانبیاء که گوهر خلقتش، از چهله صیام و نزول مائده قدسی طوبای بهشتی بود را که نمی توان از زاویه نگاه ناقص و زمینی خویش به تحلیل در آورد. کوثر نور و رحمت و برکت و حوریه ای بود در کالبد انسان و علم و خردش زبانزد تاریخ عرب و عجم و روح بزرگش بعد از قرن ها همچنان حاکم بلامنازع قلبهای شکسته و آستان کرامتش مأمن و ملجأ درماندگان و نام شیرینش شفای جسم و جان حاجتمندان است.

حرف آخر: و ما ادراک ما لیلة القدر؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این یک خبر و این دو عکس!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۸ دی ۱۴۰۱، ۰۴:۱۰ ب.ظ

عکس/ بدرقه زیبای پیکر یک شهید در روستا سوژه شد

 

این یک خبر را امروز منتشر کردند:

"فاطمه؛ در صدر نامگذاری فرزندان دختر در ۹ ماهه امسال

رئیس سازمان ثبت احوال کشور:
🔹در ۹ ماهه امسال، بیشترین اسم در بین نوزادان پسر، محمد و در بین دختران فاطمه بوده است."

 

عکس بالا مربوط است به تشییع پیکر شهیدی گمنام در یک روستای استان چهارمحال و بختیاری. برای همین یکی دو روز گذشته است. تصویر پایین هم عزاداری مشترک مردم شیعه و سنی ایرانشهر، استان سیستان و بلوچستان، در روز شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیهاست.

این یک خبر و این دو عکس را دشمن هم می بیند. می بیند که سرمایه گذاری های فرهنگی اش برای زدودن محبت اهل بیت و محو نمودن شعائر و معارف دین به نتیجه ای که میخواسته نرسیده است. دشمن کارش دشمنی است. از این پس هجمه بیشتری برای تخریب و تحریف آموزه های دین خواهد داشت. ما هم حواسمان را جمع کنیم تا سرمایه دنیا و آخرتمان که محبت به دین و حرکت در صراط مستقیم مکتب وحی است به یغما نرود.

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این مستند، ناقص و سطحی بود

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۸ دی ۱۴۰۱، ۰۸:۱۰ ق.ظ

مستند «به بهانه آزادی» پخش می‌شود

 

امیدوارم سطح تحلیل مسئولان ارشد نظام در محدوده نگاه سازندگان مستند "به بهانه آزادی" نباشد. این مستند بیشتر چیزی شبیه بولتن تصویری یکی از نهادها و خبرگزاری وابسته بود و نتوانست نگاه عمیق و تحلیلی جامع درباره اغتشاشات اخیر ارائه دهد. درست مثل این می ماند که کتابی را از نیمه باز کرده و بخوانیم و مقدمه و سیر و گره های قصه را قبل از رسیدن به اوج داستان نادیده بگیریم.

اینکه بعضی سلبریتی ها در دامن زدن به آشوبها و تحریک افکار عمومی و انتشار مطالب کذب نقش اساسی داشتند حرف درستی است و باید دید آیا دستگاه قضا شهامت برخورد بی اغماض با آنها را خواهد داشت یا نه اما باید به این پرسش هم پاسخ داده میشد که چه کسانی در این سالها به سلبریتی سازی در کشور دست زده اند و هر روز آنتن صدا و سیما و جشنواره های رنگارنگ نهادها و سازمانها را با بزرگ نمایی از قهرمانان پوشالی پر کرده اند؟ چه کسانی اسب تراوای دشمن را آزادانه به درون خانه های مردم راه دادند؟ چرا سالهای سال است هیچ مسئولی پیگیر وضعیت اسف بار فضای بی در و پیکر مجازی که از فروش کودک تا اسلحه و مشروبات الکلی و روابط نامشروع در آن موج میزند نبوده است؟ چه کسی باید یقه مسئولان را بابت ترک فعل در عرصه فرهنگ بگیرد؟ سالهاست که توجهی به رسوخ معضل بی هویتی در نسل جوان نداریم و مدارس و دانشگاهها را به حال خود رها کرده ایم تا تبدیل به کشتزار تفکر شوم دشمن شود.

چرا عملکرد ضعیف مسئولان دو رو و بی تدبیر دولت قبل و نقش آن در ایجاد کینه و عقده نسبت به نظام بیان نمی شود؟ آن قدری که مستندسازان محترم تلاش کردند عدالتخواهان را در ردیف اغتشاشگران نشان دهند انصاف نداشتند حتی اشاره ای به مطالب روزنامه های هوچی گر اصلاح طلب کنند که چگونه بر تنور آشوبها می دمند و به اوباش هرز و هیز، غذای فکری و خوراک معنوی می رسانند. همین اصرار بر بستن دهان منتقدان دلسوز و پرونده سازی برای عدالتخواهان بود که باعث شد عَلَم مطالبه گری از دایره نظام خارج شده و دست کسانی بیفتد که اساسا عرقی نسبت به دین و میهن ندارند و سطح دغدغه های ملت مظلوم و نجیب را در حد سلف مختلط و آغوش رایگان و رابطه با جنس مخالف تقلیل دهند.

چرا تبعیض ها و بی عدالتی ها و تناقضات رفتاری و گفتاری مسئولان که مسبب گسترش بی اعتمادی مردم به نظام دیوانسالار کشور است مورد توجه قرار نمی گیرد؟ چرا کسی حواسش به مانور قدرت باندها و عناصر دانه درشت فساد در سطح شهرها نیست که با پولهای بادآورده خود به دفاتر بعضی ائمه جمعه و نمایندگان خبرگان نفوذ کرده و به ریش ملت میخندند و آه از نهاد دلسوزان و پابرهنگان نظام بلند میکنند؟ شما شهامت ندارید برخلاف همان بولتن های خودتان یقه زنگنه و جهانگیری را بابت حراج بیت المال بگیرید. حاضرید جواب بدهید چرا عنصر مشکوکی مثل حسن فریدون که از ماجرای مجلس دوم و تشکیل مجمع عقلا که به دستور امام تعطیل شد تا دخالت در ماجرای مک فارلین و دیدار با جاسوس صهیونیست که در کتاب "تماس" حسن عباسی منتشر گردید و مستندات آن باعث تبرئه وی در دادگاه شد به راحتی در ساختار قدرت رشد نموده و با کسب عالی ترین مناصب حکومتی در پی اجرای برنامه های خیانت بار فرهنگی غرب از جمله سند بیست سی و پر و بال دادن به نفوذ مجازی دشمن برآمد؛ در حالی که بهترین فرزندان این مملکت به صرف انتقاد از صاحبان قدرت به راحتی از ساختار سیاسی کشور حذف می گردند.

منحصر دانستن علت آتشی که در ماههای اخیر برافروخته شد به عناصر دست چندمی و دون پایه ای چون علی کریمی و مهناز افشار یادآور تکاپوی رسانه ای برای نسبت دادن رهبری آشوبهای کوی دانشگاه در سال 78 به منگلهای بی ریشه ای معروف به منوچ و ملوس است که در نهایت باعث ایجاد حاشیه امن برای مسببان اصلی حوادث و بستر سازی جهت تداوم آشوبها در فرصتی دیگر جهت باج خواهی سیاسی و جناحی رقبای انتخاباتی خودتان است. رقبایی که البته به رغم همه دعواهای زرگری، رفیق گرمابه و گلستان آخر هفته ها و تعطیلات در ویلاها و خوش نشینی های شبانه و شریک بنگاهها و هلدینگ های غول پیکر تجاری تان هستند.

امیدوار بودیم و البته هنوز هم هستیم غربت بچه های بی ادعای بسیج و انتظامی و واجا و خون شهیدان مظلومی چون آرمان علی وردی و عبدالواحد ریگی و مهدی زاهدلویی و سجاد شهرکی و ... و سیدالشهدای آشوبهای اخیر سید روح الله عجمیان که معارف نهفته در ضمیر پدر و مادرش عصاره فضائل انقلاب خمینی و ماکتی زیبا و مختصر از تمدن الهی اسلام بود تلنگری برای بیداری مسئولان تأثیرگذار کشور در توجه ریشه ای به انحرافات و حل معضلات فرهنگی و آموزشی و اداری و اقتصادی مملکت امام عصر(عج) باشد.

بزرگترین مطالبه گر، منتقد و عدالتخواه این کشور شخص رهبری انقلاب است که شما یقه سفیدهای همیشه در صحنه چپ و راست، متوقف در داعیه ولایت مداری لفظی و بی عمل، شِکوِه و اعتراض ایشان از بی عدالتی در آموزش، شکاف طبقاتی، تجمل گرایی مسئولان و... تا تأکید بر گسترش عدالت اجتماعی، نجات صنعت خودروسازی، حمایت از تولید ملی، توجه به زیرساختهای فرهنگی، ضرورت ارائه الگوهای بومی، برخورد با حقوقهای نجومی، اهمیت امر به معروف و نهی از منکر به خصوص در حوزه مسئولان، تقویت هویت ملی و دینی، اصالت و محوریت خانواده و تربیت فرزند، اصلاح سبک زندگی، مهار بازی دشمن در فضای مجازی و.... را نادیده انگاشته و بار ویرانی و انحراف و اشتباهات نظام دیوان سالار را بر دوش نظام معنوی امت و امامت تحمیل کرده اید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حتی یک لحظه را از دست ندهیم

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۰ آذر ۱۴۰۱، ۰۳:۵۸ ب.ظ

شب محکوم به سپیدی است. روز هم شب می شود و.. این تنوع و تغییر است که گردش ایام را رقم می زند.

زمستان به بهار ختم می شود و بهار به تابستان و...

هیچ حکومتی پایدار نیست. حکومت انبیا و امامان یا حکومت سران شرک و الحاد همه تغییر نمودند. مستحکم ترین بناها و عظیم ترین کاخها و عمارت ها هم فرو می ریزند. هیچ سازه ای ماندگار نیست جز بنای فرهنگ و اندیشه و هنر.

دگرگونی در عناصر بیرونی عالم خلقت نشأات گرفته از حرکت درونی و ذاتی همه پدیده های هستی است و درسی برای آن که از بدی ها و سیاهی ها ناامید نشویم و به پیروزی ها و توفیقات مغرور نگردیم.

آن چه می ماند ارزش هایی است که در نهاد بشریت نفوذ کرده و درونی شوند، خیر باشد یا شرّ که از نگاه ما ضدارزش است و برای معتقدانش شیرین و مراد.

تفکر خیر و حق باقی ماند. هر چه مرقد و بارگاه اباعبدالله را ویران نمودند، نوحه و روضه را منع ساختند به تحقیر و تمسخر وقایع عاشورا پرداختند، پیام عاشورا به همه نسلها رسید و جنبش های بزرگی را در مقابله با ظلم و ستم در سراسر گیتی رقم زد.

تفکر باطل هم ماند و حامیانی برای خود دست و پا کرد. یک زمان عده ای در شهادت طفل شش ماهه اباعبدالله تشکیک می نمودند. مگر می شود انسان ها آنقدر شقی باشند که نوزادی را از مکیدن آب منع کنند که هیچ، حلقوم تشنه اش را با تیر سه شعبه نشانه روند که هیچ، جنازه مطهرش را از خاک بیرون کشیده سر از تنش جدا نموده و بر فراز نیزه به اهتزاز در آورند؟ رذالت و پستی هم حد و مرزی دارد. داعش و پیش تر از آن صربها در توزلا و سربرنیتسا ثابت کردند انسان مدعی تمدن هم میتواند از حیوان درنده ای وحشی تر و خون آشام تر باشد.

به حسن رجایی فر گفتند تو سه بچه قد و نیم قد داری، فرزند کوچکت خردسال است، یکبار که به سوریه رفتی و مجروح شدی، دینت را ادا کردی دوباره برای چه عزم سفر داری؟ گفت: روزی اطراف شهر حلب در خیابانی قدم میزدم. چشمم به سر بریده کودک خردسالی افتاد که روی دیوار گذاشته بودند. وقتی کودکانی اینطور مظلومانه کشته میشوند و خانواده هایشان چنین به داغ می نشینند من چطور میتوانم کنار زن و بچه خود آرام و خوش و شاد در کنج عافیت بنشینم؟

راه و رسم یزیدیان نیز به موازات راه حسینیان تاریخ، استمرار یافت و جای پایی برای خود پیدا کرد.

این ویژگی فرهنگ است که اگر همه ظواهر و ساختارهای تجسمی و خارجی اش را هم از دست بدهد باز ملکه ذهن و وجود عده ای قرار داشته و سینه به سینه به نسلهای بعد منتقل شده و در عرصه روزگار تأثیرگذار خواهد بود.

برای همین است که می گویند اصلاح ساختار اقتصاد و سیاست و دیگر شئون جامعه در وهله نخست نیازمند اصلاح فرهنگ آن جامعه است.

ماهاتیر محمد در خاطراتش می گوید مردم مالزی به بدترین وضع زندگی خو کرده بودند و حقارت را جزو لوازم زندگی خود شمرده و ذره ای به تغییر و پیشرفت اعتقاد نداشتند. او در جایگاه نخست وزیر تلاش کرد استقلال و خودکفایی را در قالب یک ارزش درونی نهادینه سازد تا در نهایت به رغم همه مشکلات و فراز و نشیبها مالزی به کشوری ثروتمند و پیشتار تبدیل شود.

تأکید زعمای انقلاب اسلامی بر تقویت باور "ما می توانیم" نیز از همین مهم سرچشمه میگیرد. از همین باب است که در دوره ای توسط امثال رزم آرا تبلیغ میشد ایرانی لولهنگ هم نمیتواند بسازد اما دیری نپایید که با پیروزی انقلاب اسلامی حتی تهیه فهرستی از ابداعات و اختراعات ثبت شده کشور در قامت چند جلد کتاب قطور رخ می نمایاند.

بنی صدر می گفت ما نمی توانیم با ارتش عراق بجنگیم. توان رزمی دو طرف قابل قیاس نیست. زمین بدهیم زمان بخریم و... خرمشهر و بستان و سوسنگرد و هویزه و مهران و ... پشت سر هم سقوط کرد. بنی صدر در نهایت عزل شد. امام شد فرمانده کل قوا، فرمود حصر آبادان باید شکسته شود. او فرهنگ ما میتوانیم را در روح رزمندگان دمید. نه فرمانده ای جدید نه رزمنده ای تازه نفس نه مهماتی ویژه وارد عرصه رزم شد. فرهنگ و باور رزمندگان که تغییر کرد، همان ارتش منفعل زمان بنی صدر ناگاه غرّش کنان با توسل به یاد ثامن الائمه علیه السلام شکست حصر آبادان را رقم زد. اندک زمانی بعد، بستان و هویزه و سوسنگرد و خرمشهر نیز از چنگ اشغالگران خارج شد که هیچ، فاو و شرق بصره و حلبچه نیز به تسخیر جبهه مقاومت درآمد.

فرهنگ حرف اصلی را در موفقیت یا عدم توفیق انسان و جامعه می زند.

برای شکل گیری و تغییر در فرهنگ راههای مختلفی وجود دارد. تکرار شعارها و تبیین حق و مطالبه و گفتمان، راهی مردمی و خودجوش و آتش به اختیار برای تغییر فرهنگ و اصلاح و تغییر یک جامعه به شمار می آید.

یک زمانی انتقاد از رییس جمهور هم به منزله دشمنی با نبی اکرم (ص) تلقی می شد. نهایت مسیری که برای اطفای حسّ انقلابی نیروهای مومن گشوده شد امر به معروف و نهی از منکر در حیطه مقابله با بدحجابی یا نهایتا مبارزه با گران فروشی در بازار بود.

دولت سازندگی در خلوت خود به اشاعه فرهنگ رفاه طلبی و تجمل پرستی و ریخت و پاش در بیت المال و ایجاد تبعیض و شکاف طبقاتی و رانت و نورچشم پروری و آقازاده بازی و ... مشغول بود.

یک هفته نامه سیاه و سفید بی کیفیت را مهدی نصیری –فارغ از اینکه در حال حاضر آدم خوبی تصور شود یا بد- راه انداخت به نام صبح. رحیم پور ازغدی پدر و پسر، دکتر گلشنی، شهریار زرشناس، پروفسور مولانا و مددی و... را او اول بار به جامعه انقلابی معرفی کرد با بحثهایی که مبانی تئوریک انقلاب اسلامی در عرصه تمدن سازی و تحقق کامل حاکمیت دینی را برای عموم بازگو میکرد. به مرور بچه های انقلابی بیدار شدند و فهمیدند حرفهای زیادی در عرصه های مختلف برای گفتن دارند و رسالتی جهانی بر دوششان نهاده شده که نباید روی زمین بماند و...

این حرفها و دغدغه ها تکرار و تکرار شد. نشریات دیگر، چهره های دیگر به مرور شکل گرفت از شلمچه ده نمکی تا افشاگری های حسن عباسی و نشست های گفتمان محور نخبگان جوان در حوزه و دانشگاه و دوره های دانشجویی موسسه مرحوم مصباح و... این دغدغه ها به مطالبه و مطالبه به فرهنگ بدل شد که ثمره اش به پیروزی احمدی نژاد – فارغ از اینکه در حال حاضر آدم خوبی تصور شود یا بد- انجامید. احمدی نژاد مستقل با طرح شعارهای انقلابی و عدالتخواهانه توانست قدرتمندترین و با نفوذ ترین رقبای خود را در دو مرحله و سه انتخابات کنار بزند. همین شد که در شب پیروزی او رادیو آمریکا اعلام کرد ایران 25 سال به عقب (یعنی سال 57) بازگشت.

ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم را برای همین گفته اند.

در دولتهای احمدی نژاد کار کردنِ بیشتر، معیار سنجش و ترازوی ارزش و توانایی بیشتر مسئولان قرار گرفت و سبقت در خدمت رسانی به یک باور کلیدی تبدیل شد. همین است که هنوز با گذشت یک دهه از اتمام دولت دهم، نقطه ای از کشور نیست که اثری از آبادانی زمان مدیریت هشت ساله دولتهای او را به خود ندیده باشد.

دردولت روحانی اما دوباره فرهنگ تبختر و کبر و عافیت جویی رونق گرفت و دوباره مسئولان طلبکار مردم شدند. دست روی دست گذاشتند و آجر روی آجر نگذاشتند که هیچ به خورد ملت دادند که باید ازخارج مدیر وارد کرد و ایرانی جماعت کاری بالاتر از تهیه آبگوشت بز پاش در توانش نیست و...!!

برای ایجاد هر تحولی باید فرهنگ را تغییر داد. هر کس باید به سهم خودش کاری کند. به قول آقا هرکس بایدهمان نقطه ای که ایستاده را مرکز توجهات دنیا بداند و فکر کند خودش محور امور است .

شماتت مسئولان کم کار و مطالبه از آنان به جای خود، اما خودمان را هم مسئول بدانیم. انسان باید برای تحقق دغدغه هایش تلاش کند.

فکرها و حرفها و قدمهای کوچک هم تاثیر دارد. اثر پروانه ای، نظریه ای برای اثبات همین واقعیت سازنده است. برایتان پیش نیامده چیزی که فکر میکنید یا درباره اش حرف زده اید را مجسّم و  تحقق یافته ببینید؟ همیشگی نیست اما خیلی از وقتها حرفهای ساده و زلال ما هم به واقعیت می پیوندد. یک فکر خوب یا یک حرف خوب را هم حتی دست کم نگیریم چه رسد به اقدام خوب.

پدر شهید زین الدین چند دقیقه وقت گذاشت و به رحیم صفوی که فرمانده وقت سپاه بود پیشنهاد داد همانطور که برای علما کنگره بزرگداشت گرفته شده، دبیرخانه ای تأسیس شده و آثارشان معرفی و منتشر میشود چه خوب است برای شهدا هم چنین شود.

چنین شد. با همین چند کلمه، کنگره های استانی شهدا شکل گرفت و صدها کتاب و فیلم و آثار هنری و فرهنگی به گنجینه تاریخ این مرز و بوم افزوده گردید.

ثمره شبهای خاطره و برگزاری راهیان نور و ثبت آثار شهدای دفاع مقدس را در سوریه شاهد بودیم. بی استثنا همه رزمندگان نسل سومی و چهارمی انقلاب که سنشان به درک حال و هوای سالهای دفاع مقدس قد نمیداد با کتابها و محافل شهدا انس داشتند و بر مدار روحیات و افکار آنها پرورش یافته و در تداوم راهشان حماسه دفاع از حرم را در تاریخ مردانگی و غیرت به یادگار گذاشتند و پرچم آزادگی را در نبل و الزهرا برافراشته نگاه داشتند. محمدحسین محمدخانی خاطرات مرحوم ضابط (علمدار روایتگری شهدا) را که شنید مانند او دو زانو بر مزار شهدا می نشست و بابت فعالیتهایش در بسیج دانشجویی به آنها گزارش کار میداد و راهنمایی میخواست. او به همت و باکری علاقمند بود کتابهای خاطراتشان را میخواند و تلاش داشت به شخصیت آنها نزدیک شود. در بحبوحه عاشورایی مدافعان حرم خوش درخشید. حاج قاسم مدیریت و فرماندهی این جوان دهه شصتی را که دید در وصفش فرمود: همت و باکری دیگری را پیدا نمودم.

یک بازاری مومن بر اساس علائق شخصی خود، تصاویر علمای شهر را در تکیه ای کوچک جمع کرده و بر در و دیوار آن  نصب می نمود و در منظر نگاه رهگذران قرار میداد. جوانی نانوا علاقمند به تاریخ، از شور نگاه به تصاویر نورانی علما به وادی تحقیق و تألیف روی آورد و آثاری در خور در باب حیات چند عالم نگاشت و به پیشگاه تاریخ تقدیم نمود.

نوجوانی از ذوق تماشای سینه زنی پیرمردی میاندار، جذب هیأت شد. اندکی بعد مسجدی شد و اهل نماز جماعت و بسیج و در اثر معاشرت با نوجوانان مسجدی که جذب حوزه شدند، به مدارس علمیه پیوست و به مرور زمان آثاری در حیطه امور فرهنگی و ترویجی از خود برجای گذاشت.

خدا به کارهای کوچک و خیر و خالص، برکت میدهد و به دنباله آن می افزاید. از هیچ کار به ظاهرخردی در راه نشر معارف دین غفلت نورزیم.

خدا زبان را به عنوان سنتی ترین و نافذترین رسانه به طور رایگان در اختیار ما قرار داده است که آن دنیا بابت قصور در حق آن باید جوابگو باشیم. به قول حاج آقای قرائتی آن دنیا یوم الحسره همه لحظاتی است که به راحتی از دست دادیم و قدر نشناختیم.

مرحوم حاج آقای ضابط علمدار روایتگری شهدا بود. گاهی در جمعی می نشست به بهانه ای که مثلا میخواهد از جیبش کاغذ یا شانه ای در بیاورد تصویر یکی از شهدا را هم در می آورد و به بقیه نشان میداد و به همین بهانه، خاطره ای از آن شهید را برای بقیه تعریف میکرد.

در خاطرات اعضای جمعیت موتلفه آمده است در دوران ستمشاهی در تاکسی و اتوبوس و... به بهانه ای سر صحبت را با راننده یا مسافر باز میکردند و حدیثی هم لابه لای صحبتشان میخواندند که از آن فرصت اندک هم برای تبلیغ دین استفاده کرده باشند.

روح مصطفی چمران شاد که علاوه بر دانش و رزمش، نقاش زبردستی هم بود. تابلویی کشید با شمعی کوچک و روشن در دل صفحه ای بزرگ و تاریک و زیرش نوشت که من شاید کوچک باشم و با نور اندکم نتوانم همه این سیاهی ها را از بین ببرم اما به اندازه خودم که میتوانم روشنایی ببخشم و...

در ادبیات روایی ما رسیدگی به یتیمان بسیار مورد توجه قرار گرفته است و بعد بر این نکته تأکید شده که بالاترین ایتام کسانی هستند که امام خود را گم کرده اند و باید دستشان را گرفت. همه نسبت به هم مسئولیم. از این رو گفته اند هر کس یکنفر را از مرگ یا گمراهی و انحراف نجات دهد در وزن نجات و بیداری هم عالم اجر و مزد الهی خواهد داشت.

و یاد شهید بهشتی که گفت در جمهوری اسلامی آنقدر کار هست که برای انجامش نیاز به حکم مسئولیت نیست و تأکید مقام معظم رهبری که در جمهوری اسلامی هر کجا که قرار گرفتید همان نقطه را مهم ترین جایگاه و مرکز توجهات عالم بدانید و...

همه مسئولین قابل نقد هستند. به خصوص مسئولان فرهنگی که بودجه ها و ظرفیت های کلانی را هدر دادند اما یادمان نرود که خودمان هم به عنوان مدعی انقلابی گری و تعلق دینی مسئولیم و میتوانیم مبدأ تحول باشیم. هیچ حرف و کلمه و سخنی در عالم خلقت بی تأثیر نیست، تیری را می ماند که دیر یا زود به هدف می نشیند.

و یادمان نرود که شرط اثر گذاری در دایره زلال معارف حق، اخلاص و بی ریایی و فرار از حبّ نفس بیان شده است. اینکه چرا خیلی از کارهای فرهنگی اثر ندارد و چه باید کنیم تا کردار و گفتارمان انسان ساز باشد کتابی مفصل و فصلی جدا و قطور میطلبد که خلاصه اش میشود نکته دقیق و راهبردی سردار دلها که فرمود باید به این بلوغ برسیم که دیده نشویم. جنس انقلاب اسلامی از ماده نور و پاکی است و آلایندگی ها با طبع آن ناسازگار بوده و از دریای زلال حقیقت بیرون انداخته خواهد شد.

همه این خونها و مصیبتهای اخیر اگر باعث بیداری ما شود و بدانیم هر لحظه از زندگی یعنی یک فرصت برای رشد و تغییر، می ارزد. می ارزد اگر بدانیم همه این هیاهو برای زدودن غبار از وجود جوانان تراز انقلاب اسلامی همچون آرمان علی وردی و سید روح الله عجمیان و مهدی زاهدلویی و... بود. می ارزد که باور کنیم میتوان در دوره ای زندگی کرد که بیرون زدن صفرهای حساب بانکی ارزش باشد، دست درازی به سفره بغل دستی افتخار باشد، ادبیات ملت بشود پیچاندمش و دورش زدم و کمتر کار کردن و بیشتر در آوردن زیرکی تلقی شود و باز هم همه طلبکار باشند وبه تصور اینکه حقشان آنطور که باید ادا نمیشود کم کاری های خود را توجیه کنند و ناگاه مردی در مقابلتان رخ نشان دهد که سی ماه سابقه جبهه دارد، کارگری ساده و فصلی و مستاجر در خانه ای محقر در منطقه ای کم برخودار است و پسر جوان خودساخته اهل روزه و جهاد و معنویت را که در راه خدا تقدیم میکند لبخند میزند، سجده شکر می رود و می گوید دینم را به انقلاب ادا نمودم. آوینی را با خونش شناختند، آثار مطهری با خونش در جان و فکر مردم رسوخ کرد، حیات و نشاط و بالندگی ارزشهای انقلاب در عهد ناجوانمردی و تیز بازی و چپاولگری و سهم خواهی با خون روح الله های مکرری چون عجمیان و دیگر جوانان و نوجوانان شهادت طلب بی ادعا شفاف و نمایان شد.

محمد جهان آرا در چارچوب نگاه اداری امروز، میتوانست دست روی دست بگذارد، معطل کند و به این دلیل موجه که نیازمند پشتیبانی از مرکز است قدم از قدم برندارد، اما اگر جهان آرا چنین می اندیشید خرمشهر همان روز اول، المحمره می شد و آبادان، عبادان و حساب اهواز و اندیمشک هم با کرام الکاتبین بود.

از همین جا که ایستاده ایم شروع کنیم. هر کس میتواند رسانه حق باشد. با زبان و قلم. همین فضای مجازی فرصتی غنیمت است که میتوان به جای انفعال، اثر گذار بود و صدای حق و نور هدایت را به صفحات دل ملت تاباند حتی اگر یک نفر به راه رستگاری برسد؛ چه برسد به این که یقین داریم همین حرفها و گفته ها و تکرار مطالبات، به مرور به دغدغه و فرهنگ عموم تبدیل خواهد شد؛ بأذن الله تعالی.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آن متن مخاطب خاصی نداشت

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آذر ۱۴۰۱، ۰۶:۰۰ ب.ظ

از صبح که مطلبی منتشر کردم با عنوان "قاتل این مرد را شناسایی کنید" چند نفر پیام دادند یا نظر خصوصی گذاشتند که: با من بودی؟!!

میگویند حرف را روی زمین بگذارید صاحبش می آید و بر میدارد!

من چه میدانم چه کس یا کسانی تا پاسی از شب به ولگردی و وقت گذرانی مجازی با جنس مخالف مشغول هستند؟ یک حرف کلی بود که باید گفته می شد و بارها هم باید تکرار شود ارتباط با نامحرم تنها در چارچوبی معیّن و هدفمند قابل تآیید است.

حالا از این که بگذریم اساس ولگردی و شب نوردی در دنیای مجازی، ذهن وروح آدم را بیمار و عصبی می سازد. حالا با این جمله به چند نفر بر بخورد خدا می داند.

واقعا عده ای در فضای مجازی نفس می کشند در فضای مجازی می خورند و می خوابند و انسانهایی سطحی و احساسی و عصبی بار آمده اند. فضای مجازی صرفا یک ابزار است نه اینکه آدم عنان روح و روان خودش را هم به آن بسپارد.

کسانی که در دنیای مجازی بازیچه کلاهبردارها می شوند اغلب آدمهایی ساده وخوش باورند که ذهن و دلشان را به دنیای مجازی سپرده و راه را بر فساد و تباهی هموار می سازند.

خیلی ها در فضای مجازی شخصیت دوم خود را رونمایی می کنند. همان آدم نجیبی که در دنیای بیرون سر به زیر و مبادی آداب است در دنیای مجازی به اعتبار اینکه با کسی چشم در چشم نیست باطن خود را در لفاظی و بدگویی و شرارت و فریب مخاطب عیان می سازد.

فضای مجازی برای ازدواج هم جای مناسب و امنی نیست. چگونه ممکن است فردی از راه دور صرفا بخاطر کلمات و تصاویر بتواند اعتماد و شناخت هم پیدا کرده و رویای خوشبختی داشته باشد و مدعی عشق باشد؟

عده ای هم گمان میکنند چتهای شبانه مجازی بخصوص با جنس مخالف میتواند درمان خلأهای عاطفی و روحی شان باشد که قطعا راه به جایی نبرده و در بلندمدت آسیب بیشتری خواهند دید. کم خوابی این افراد، روانی پریشان و اعصابی به هم ریخته برایشان به ارمغان آورده و اطرافیانشان را از آنها فراری می دهد و به مرور دچار سرخوردگی، افسردگی و سیاه بینی میشوند.

اعتیاد به فضای مجازی را بدتر از اعتیاد به مواد مخدر می دانم چون علائم بیرونی ندارد اما به راحتی میتواند فرد، خانواده و جامعه و نسلی را به تباهی و سقوط بکشاند.

و باز هم تأکید میکنم که منظورم به فرد خاصی نیست؛ حتی شما دوست عزیز.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با مسئولان دروغگو هم برخورد کنید

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آذر ۱۴۰۱، ۱۱:۱۹ ق.ظ

 

جناب قاضی القضات به دادستانها و قضات کشور دستور داد: هر کس را که دروغ میگوید احضار کنید.

حرف درستی است. هر کس و نا کسی با یک صفحه مجازی میتواند به کارخانه پمپاژ دروغ و اخبار جعلی تبدیل شده و با فریب افکار عمومی، هزینه ای گزاف روی دست کشور بگذارد که این دوماهه مصادیقش را به وفور شاهد بودیم.

اما

خوب است مدعیان دروغینی که مردم را با وعده حل صد روزه مشکلات معیشتی، قابل اعتماد بودن و سود دهی بورس، حل شدن همه معضلات حتی آب آشامیدنی با امضای برجام، چرخیدن چرخ کارخانه ها و صنعت هسته ای و دهها شعار رنگارنگ کذب و سر کاری -که موج تنفر و بی اعتمادی نسبت به مسئولان را در جامعه به بار آورد- فریب دادند هم احضار و بازخواست شوند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

محمدزمان شالیکار، سرهنگی که سردار است!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۶ آذر ۱۴۰۱، ۱۱:۳۰ ق.ظ

کشف ۵ تن چوب جنگلی قاچاق در بابل 

 

فیلم سینمایی گشت ارشاد که بعدها پس از ساخت قسمت دوم، به گشت یک معروف شد با کارگردانی سعید سهیلی در سال 1390 تلاش کرد تا به نمایندگی از جامعه شبه روشنفکر خودباخته سر خوش از تغافل و تافته جدابافته از مردم -که بالاترین دغدغه ذهنی شان گعده های مختلط شبانه و دود و دم و عیش و نوش است و مطالبه ای فراتر از حیطه شکم و حومه ندارند- مواجهه با منکر بدحجابی و مفاسد اجتماعی را مورد هجو و تمسخر قرار داده و نخستین گام رسمی را در قالب فیلمی سخیف با بهره گیری از اموال و ابزار بیت المال برای تقابل با آمران به معروف بر دارد.

شیطنت این فیلم در زیر پوسته لودگی و هجو، تخریب وجهه بسیج و ایجاد تمایز و فاصله بین نیروی انتظامی با احکام شرع بود. در چند صحنه فیلم تلاش شد اینگونه وانمود شود که  نیروی انتظامی مسیرش از خط و مشی جامعه دینی جداست و انگیزه ای برای مواجهه با هنجارشکنی ندارد.

خط جدا سازی یا بعبارتی جدا نمایی بین نیروی انتظامی با نهادها و مجموعه های انقلابی و دینی البته بارها در گفتار و نوشتار بعضی دیگر از فعالان رسانه ای وابسته به جریان فکری غیر انقلابی نیز پدیدار گردید. همان خطی که در دهه هشتاد موفق شد بسیج را از عرصه حفظ امنیت عمومی حذف کند در ادامه تلاش کرد تا نیروی انتظامی را از اجرای احکام دین، منصرف و بی انگیزه سازد.

به موازات این خط که رویکردی فرهنگی در راستای احاطه روح بی مبالاتی و هرزگی را دنبال می نمود، نگاه مشکوک دیگری نیز در بعضی سیاسیون برای جدا سازی نیروی انتظامی از جبهه فکری انقلاب اسلامی خودنمایی کرد.

حسن روحانی رییس جمهور وقت در تاریخ پنجم اردیبهشت سال نود و چهار درباره راهبرد اجرایی نیروی انتظامی این عبارت عجیب را بر زبان آورد: "وظیفه پلیس اجرای قانون است، نه اسلام!"

ایجاد تقابل فرضی بین قانون و اسلام، یادآور همان کج سلیقگی بعضی دوستان در ایجاد فرضیه دوگانگی بین عدالت و ولایت است که با نص صریح کلام رهبری در تنافی است: "مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت خواهی است". 5/6/1382

ناگفته پیداست که قوانین جمهوری اسلامی اعم از قانون اساسی یا مصوبات مجلس پیش از ابلاغ به تأیید فقهای عادل و مشرف به احکام شرع می رسد و تنها فرضی که ممکن است تقابل بین اسلام و قانون را محتمل سازد قوانین ابلاغی دستگاههای دولتی است. طبیعی است بر فرض بروز چنین دوگانه ای هم سطح اعتقادی و بینش مذهبی دستگاه انتظامی در نگاه کلان اجازه خروج از چارچوب دین را نخواهد داد. فرماندهان و مأموران متدین انتظامی بهتر از هر کس میدانند که مشروعیت قوانین در نظام اسلامی منوط به تطبیق با شریعت است.

تلاش مذبوحانه برای جدا سازی نیروی انتظامی از پیکره جامعه اسلامی مشابه اراده مشکوکی است که در ابتدای سالهای پیروزی انقلاب برای تعطیلی ارتش ظهور پیدا کرد. آنجا هم البته باز همین جناب روحانی بود که بر خلاف نظر دلسوزان مجربی چون شهید دکتر مصطفی چمران دنبال انحلال ارتش بود. ارتشی که کمی بعد، از شکست حصر آبادان تا مرصاد الهی در مواجهه با جبهه نفاق و الحاد، خوش درخشید و به تعبیر زیبای مقام مظعم رهبری به وصف "ارتش حزب الله" مزیّن شد.

برخلاف آشوبهای دهه هفتاد و هشتاد و نود که به طور معمول به بهانه مشکلات معیشتی و رفاهی و ... شکل میگرفت در دو ماه اخیر، دسترنج جریان نفوذ فرهنگی که اقدامات نرم و مخرّب بر ضد احیای ارزشهای دینی را از ابتدای دهه نود رسماً آغاز کرده بود، ثمر داد و تعدادی از جوانها و نوجوانهای ناآشنا با اهداف و آرمانهای نظام تمدن ساز اسلامی و فریب خورده جریان شبه روشنفکری غربزده عریان پرست و هرزه گرد و سلبریتی های عیّاش و بی درد به برکت اسب تراوای مجازی به میدان تقابل با اصل حاکمیت دینی کشانده شدند. بالاترین ضربه دست پرورده های فضای آلوده مجازی نه فقط بر پیکر دین که به اساس انسانیت و شرافت بود که سطح مطالبات و دغدغه های ملت را به نازل ترین وجه ممکن در تراز کشف حجاب و آغوش رایگان و سلف مختلط تقلیل داده و تحریف نمودند.

نیروی انتظامی اما بی توجه به خدعه جاده صاف کن های اجرای سند 2030 یونسکو در ترویج ابتذال فکری و بی بند و باری مطلوب نگاه غرب، مردانه در مصاف با فریب خوردگان و اشرار ایستاد و با دست خالی از سلاح گرم، در مقابل هجمه دشنه و آتش و گلوله اوباش ایستادگی نمود و به موازات دیگر مجموعه های ارزشی چون سپاه و بسیج عرصه را بر شرارت و ناامنی و هرج و مرج تنگ ساخت و مجالی برای عرض اندام معاندان و سرباز پیاده های فریب خورده شان باقی نگذاشت و ثابت کرد که مانند دلاور مردان ارتش جمهوری اسلامی در دوران دفاع مقدس در حریم اندیشه حزب الله و در ساحت تفکر جهانی انقلاب عاشورایی 57 زمینه ساز ظهور منجی بشریت خواهد بود، ان شاءالله.

نیروی انتظامی مثل هر مجموعه دیگری خالی از ضعف و اشتباه نیست که این قلم نیز هیچگاه از بیان آن ابا نداشته اما نقش حیاتی این نهاد مستحکم در برهه حساس کنونی هرگز از حافظه تاریخی امت آخرالزمانی رسول الله محو نخواهد شد.

قدردانی از زحمات همه مجاهدان بی ادعای نیروی انتظامی و بسیج و سپاه و واجا و خانواده های مقاومشان که روزها و شبهای پر اضطراب و بمباران روانی و تبلیغی بدخواهان را به جان خریده و از طریقت خطیر دفاع از حرم مقدس جمهوری اسلامی پا پس نکشیدند وظیفه ای همگانی و تعلل ناپذیر است.

در این بین به سهم خود از فرمانده غیور انتظامی شهرستان بابل سرهنگ بسیجی محمدزمان شالیکار به پاس رشادت و ایستادگی و شهامت و مدیریت هوشمندانه در کنترل آشوبهای پیچیده اخیر تشکر میکنم. خبرگزاری فارس در 26 مهرماه خبر قرار گرفتن نام فرمانده انتظامی بابل در فهرست تحریمهای اروپا را منتشر نمود. از باب تُعرَفُ الاشیاء بِاضدادها، خشم سردمداران جنایت پیشه ای که دستشان به خون صدها هزار کودک و زن و مرد بیگناه در جای جای پهنه گیتی آلوده است را باید به فال نیک گرفت و نشانه حقانیت راه سبز انقلاب اسلامی رهایی بخش مستضعفان قلمداد نمود.

بی شک نام این سرهنگ غیور و رشید نیروی انتظامی در کنار سرداران نامی مرز و بوم کهن ایران قهرمان تا ابد بر تارک افتخارات دیار علویان خواهد درخشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا