اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۱ دی ۰۰، ۰۸:۰۰ - حسن مجیدیان
    احسنت

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دادگاه ویژه روحانیت» ثبت شده است

درباره حجت الاسلام عبدالعلی زاده، زندانی عدالتخواه!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲ آذر ۱۴۰۰، ۰۴:۵۰ ب.ظ

64fc6ba2-5855-45fe-b6c3-3b1e686aec4b_ehsw.jpg

 

آن گونه که به من گفته اند حجت الاسلام عبدالعلی زاده مقیم شهر تهران است که برای کارهای جهادی و تبلیغی به فرخ شهر در استان چهارمحال می رود. آن جا متوجه می شود شهردار دارای مشکلاتی است و شروع میکند به انتقاد و انتشار مطالبی در نقد کارهای او. گویا پرونده ای هم در این باره برای شهردار تشکیل می شود. بعضی ها هم به این طلبه جوان می گویند صبر کن دولت روحانی که برود به پرونده اتهامات او رسیدگی خواهد شد.

عبدالعلی زاده صبر نمی کند و به انتقادهایش ادامه می دهد. پرونده ای برای او با شکایت شهردار تشکیل می شود. در دادگاه ویژه روحانیت تهران به اتهام نشر اکاذیب محکوم به تحمل یکسال و اندی حبس می شود. آن طور که شنیده ام به زندان اصفهان منتقل می شود. از او می خواهند از شاکی طلب بخشش و رضایت کند اما مصمم باقی می ماند که الا و لابد باید به موارد افشا شده پیرامون عملکرد شهردار فرخ شهر رسیدگی شود. می رود به زندان.

خبر حالا درز پیدا کرده و رسانه ای شده است. عده ای از طلاب عدالتخواه از قم و نقاط دیگر به میدان آمده اند و در فضای مجازی به انتقاد از نماینده ولی فقیه در استان چهارمحال و ستاد احیای امر به معروف این استان پرداخته اند که چرا پشت این طلبه بسیجی در نیامده اند؟ آنها جواب قانع کننده ای نداشته اند و گویا مبنایشان همان تلقی غلط و کهنه رایج در شهرستان هاست که نظام یعنی میز مسئولان!

موج دیگری از انتقادها متوجه دادگاه ویژه روحانیت شده، دادگاهی که هنوز دادستان آن شخص آقای رییسی رییس جمهور کشورمان است. منتقدان می پرسند چرا دادگاه در تقابل با نیروهای انقلاب چنین سختگیرانه حکم صادر می کند؟

من اخیرا برای بار چندم راهی دادگاه ویژه شده ام. به نسبت گذشته منطقی تر رفتار میکنند اما هنوز در مواردی مرتکب رفتارهای خلاف قانون می شوند. طعم تلخ تأثیرپذیری از سفارش صاحبان قدرت هم هنوز حلقوم مشتریان عدالتخواه این دادگاه را می آزارد.

حالا می گویند برخلاف وعده نخستین مسئولان، شهردار فرخ شهر نه تنها عزل و برکنار نشده بلکه در شورای جدید هم بعنوان شهردار انتخاب شد و در دولت جدید هم صلاحیتش تایید گردیده است.

این یعنی طلبه عدالتخواه قصه ما سراغ بد کسی رفته است. طرف سیمش به همه جناح ها وصل است.

می ماند این سوال برای تاریخ که چرا پیش از آن که به اتهامات طرح شده پیرامون این مسئول خرد رسیدگی شده و حکم برائت یا محکومیتش صادر شود ابتدا فرد منتقد را به مجازات رسانده اند؟

طلبه های عدالتخواه قرار است به طور جدی پیگیر وضعیت عبدالعلی زاده باشند و تا آزادی او آرام نگیرند. به نظر این بار هم دادگاه ویژه هزینه ناخوشایندی روی دست نظام باقی گذاشته است.

غیر از استورهای ناپایدار، این نخستین متنی است که درباره بازداشت حجت الاسلام عبدالعلی زاده منتشر شده و تحویل موتورهای جستجوگر مجازی می شود. بی شک نقص های احتمالی در متون بعدی از سوی این قلم یا سایر فعالان اصلاح و تکمیل خواهد شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نامه سرگشاده به ریاست دادسرای ویژه روحانیت مازندران

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۳ مرداد ۱۴۰۰، ۰۵:۵۵ ب.ظ

ریاست دادسرای ویژه روحانیت مازندارن!

سلام برادر

مشتاقی نیا هستم، از طلاب بابلی حوزه علمیه قم.

خوب است بدانید تا به حال بارها پایم به دادگاه ویژه روحانیت قم باز گردیده؛ اما حتی یکبار هم برایم احضاریه مکتوب صادر نشده است. می دانی چرا؟ برای اینکه همیشه آماده دفاع از نوشته و گفته هایم بوده ام و با کوچکترین تماسی خودم را به محکمه رسانده ام.

این را گفتم که طرف مقابلت را بشناسی و بدانی ترسی از دادگاه ندارم.

اما

به دادگاه ویژه مازندارن نمی آیم. با این که می دانم شکایت اخیری که علیه من مطرح شده فاقد وجاهت قانونی است و من اصلا کانالی در شبکه های مجازی ندارم که در آن له یا علیه کسی مطلبی زده باشم و عمق کینه فلان مسئول نا موفق قضایی نسبت به نقدهای خود را میدانم حاضرنیستم به هیچ قیمیت با احضاریه شفاهی یا مکتوب عوامل شما پا به دادسرای ساری بگذارم.

چرا؟

برای این که نمی خواهم سهمی در اشتباه شما و رویکرد غلط و غیر قانونی و مشکوک زیر مجموعه شما داشته باشم.

شما یادتان نمی آید سال ها پیش پرونده ای سفارشی علیه من شکل گرفت در همین دادسرای ساری. قاضی چه حرف های مشمئز کننده ای زد بماند. ماده 54 قانون آیین دادرسی کیفری را به او تذکر دادم و درخواست کردم پرونده من بر اساس این قانون به دادسرای ویژه قم منتقل شود. آن جا جمله ای گفت که فهمیدم حریف من و صد البته حریف تفکر انقلابی حوزه چه جریانی است. گفت: ما مجبور نیستیم به قانون عمل کنیم!

گفتم من از اینجا بیرون می روم و آبرو برای شما نمی گذارم.

با پیگیری حاج حمید رسایی نامه سرگشاده من به آقای رییسی رسید. ایشان دستور بررسی داد. نتیجه این شد که دادگاه ویژه هم باید به قانون عمل کند و پرونده به قم منتقل گردید.

امروز همکاران شما تماس داشتند و توضیحاتی درباره شکایتی جدید ارائه دادند و خواستند به ساری بیایم که ماده 54 را یاداوری نموده و زیر بار نرفتم.

الان هم برادرانه و خاضعانه به جنابعالی توصیه می کنم قانون را محور فعالیت های خود بدانید.

نگذارید قبح قانون گریزی و هرج و مرج توسط کسانی شکسته شود که پول میگیرند تا از حریم قانون در جمهوری اسلامی مواظبت نمایند.

من طلبه ای کوچک با بیش از دو دهه حضور در حوزه و بیش از بیست جلد اثر مکتوب و با شهریه یک و میلیون چهار صدهزار تومانی حلال حوزه، نیک می فهمم که اگر گفته اند کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم، عکس آن را نیز صادق دانسته اند و رفتار و گفتار ما می تواند در هتک حیثیت و ضربه به اعتبار دین و نظام و انقلاب تأثیر داشته باشد.

قطعا شما هم که از فضلای حوزه هستید و چیزی حدود ده برابر من حقوق و مزایا دارید بهتر می دانید این پست امانت است، آن دنیایی وجود دارد که نمی توان با توصیه و چشمک و ... کارها را پیش برد و همواره باید زینت اهل بیت و شهدا بود.

من در معرکه قانون شکنی مجموعه شما سهمی نخواهم داشت و به دادگاه ساری نمی آیم. شما زور دارید و می توانید مرا غیابی محاکمه نموده و لبخند رضایت را بر لبان عزیزان بنشانید. من هم همین قدر بلد هستم که با قلم و زبان تا عمر دارم برای نسل های بعد به یادگار بگذارم این رنجنامه را که نیروهای خط مقدمی و کف میدانی انقلاب از چه ناحیه ای خنجر خوردند؛ چگونه با آبرو و اعتبار نظام اسلامی بازی شد و چطور عدالت و قانون معنای خود را از دست داد و ملعبه و مضحکه این و آن قرار گرفت.

دادگاه ویژه روحانیت یادگار ولایت فقیه و ضرورتی انکار ناپذیر برای حفظ مهم ترین رکن حیات انقلاب اسلامی از مفاسد را دارد و طبعا خروج از این مدار و حضور در معادلات سیاسی باندهای قدرت و دغدغه صیانت از میز صاحبان مکنت، انحراف و آفتی خطرناک محسوب شده که هم باور به عدالت نظام اسلامی را خدشه دار می سازد و هم تحقق حوزه انقلابی را به طنزی غیر فاخر مبدل می نماید. اما .... لکم دینکم و لی دین.

در پایان فارغ از هر نقد و نظری برای شما هم آرزوی توفیق داشته و امیدوارم همواره در کنار دیگر همکارانتان از جمله آقایان ملاکریمی و مسلمی و ... سربلند باشید.

از دوستان فعال خود در عرصه قضا نیز درخواست دارم این نامه را به یادگار برای مجموعه همکاران خود در سراسر کشور ارسال نمایند

  • سیدحمید مشتاقی نیا

روضه حوزه!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۷:۰۷ ق.ظ

مگر در تمام این بیست و خورده ای سالی که در حوزه هستم طلاب و روحانیون و علمای پاک و متقی و ربانی کم دیده ام؟ مگر می شود منکر وجود ده ها سرباز خدوم و پیامبر گون امام عصر در جای جای این کشور شد؟

اما

دل آدم خون می شود از دست آن قشر روحانی نماهایی که عقبه فکری شان به منافع دنیایی باز می گردد و کعبه آمالشان آلاف و علوف این جهانی است.

دم در مدرسه روحیه، پیرمرد کفاشی بود که همه ابزار کارش درون جعبه ای چوبی جای می گرفت. کفش واکس می زد و با دست پارگی های کفش مردم را پینه می زد.

ساق دستانش لاغر و نحیف بود. آن قدر واکس و روغن و ... به خورد دستش رفته بود که معلوم نبود اصلا آب وضو به پوست آن سرایت می کند یا نه. حکمش را پرسده بود گفتند چون دیگر پوست دستت پاک شدنی نیست وضویت اشکالی ندارد.

این پیرمرد با همین سر و وضع و کسب و کار اندک، خمس درآمدش را هر سال می آورد تقدیم حوزه می کرد.

سربازی امام زمان و تلبس به عبا و عمامه پیغمبری روحیه پیغمبری می خواهد که کمترین شرط آن شرم از خداست. آن که از این عنوان و لباس سوءاستفاده می کند رویش می شود در چهره امثال این پیرمرد نحیف کفاش نظر بیندازد؟

صوفی ها هم حتی هر سالکی را مستحق پوشیدن خرقه تصوف نمی دانند و خرقه را اساسا به کسی می پوشانند که مرحله ای از طریقت دلدادگی را طی کرده باشد.

دل آدم درد می آید از دست روحانی نماهای جاه طلب و دنیا دوست. طلبه ای مدعی که سر بر حریم نوامیس مردم فرو برده است. آن شکم گنده ای که هر جا مفسدی اقتصادی بود دستی کنارش بر آتش داشت. آن نمک گیر سفره اغنیا. آن بازیچه اطرافیان دلال مسلک. آن نامردی که پول می گیرد تا سکوت کند و حرفی از ستم باندهی تبهکار و مفسد به زبان نیاورد. آن نابخردی که عمل به دین را برای همسایه دانسته و در خلوت به کار دیگرمی پردازد. آن فامیل باز و قبیله گرای طاغوتی که معتقد است به خاطر حفظ شئون من در آوردی و تقدس آبکی اش نباید با فساد اطرافیان او برخورد کرد و ....

برخی از این قماش از نظر سیاسی نیز فاسد و فاسق هستند که معمولا سیبل نهادهای نظارتی قرار می گیرند بعضی نیز سوراخ دعا را پیدا کرده و با نشخوار شعائر ارزشی از گزند ناظران به سلامت مانده و در نقاب عدالت طلبی و ولایت خواهی و اصول گرایی در چراگاه مال اندوزی و شکم بارگی و زیرشکم پرستی سیر می نمایند.

این قماش از آویخته های قطار دین، آبرو و حیثیت مسافران حقیقی مقصد هدایت را نیز به فنا می دهند. هر شهر یک روحانی ربانی طبیب دوّار داشته باشد کافی است و بهتر است از وجود چند مدعی تو خالی و هوس آلود و جیب بری که اعتقاد مردم به آخرت را به نیابت از جناب ابلیس به لجن می کشانند.

نمی دانم چقدر از عمرم باقی است؛ اما به جبران نان و نمکی که از سفره امام عصر نصیبم شده به سهم و بضاعت خویش برای پاکسازی حریم روحانیت حقیقی و رسوایی مدعیان دروغین و سوداگران دین تلاش خواهم نمود به مدد حضرت الله باشد که بخش کوچکی از حق بزرگ آل الله را با هزینه های سخت و ناگواری که در این راه می پردازم، پاس داشته باشم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دادگاه ویژه روحانیت به هوش باشد

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۹، ۰۶:۳۸ ق.ظ

دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت و صلاحیت آن

 

وقتی فتنه، مقدس می شود!

دادگاه ویژه روحانیت به هوش باشد

انقلاب اسلامی در طول عمر پربرکت خود بارها از پیچ و خم هایی دشوار عبور کرده که هر یک از آنها سنگ محک و غربالی برای شناخت سره از ناسره و سرفصل نوین ریزش ها و رویش ها بوده است.

تاریخ پرفراز ونشیب انقلاب اسلامی فراز و نشیب هایی را پشت سر گذشته وعبرت هایی را رقم زده که که برای همه نسل ها و همه انقلابیون مکاتب مختلف عالم درس آموز است.

یکی از حوادث تلخ و شیرین انقلاب، نحوه مواجهه بعضی حامیان سرشناس نظام با پرونده تخلفات بستگان و وابستگانش بوده است. شیرینی انصاف و بزرگ منشی و صداقت مفاخر ارزنده انقلاب همچون حضرات آیات حق، گیلانی ها، خزعلی ها، جنتی ها و ... در تحمل احکام قانون و شرع و مجازات فرزندانشان در کنار تلخی ناشی از بی ظرفیتی و کج اندیشی برخی چهره های مطرح دیگر نسبت به محاکمه نزدیکانشان که در فقره ای منجر به عزل قائم مقام رهبری به خاطر تعصب کور کورانه و ساده لوحی در شناخت داماد و برادر دامادش گردید، حرف ها و آموزه هایی ماندگار را در تاریخ ثبت نموده است.

پرونده تخلفات و اتهامات شورا و شهرداری بابل مدتی است که روی میز نهادهای قضایی و نظارتی قرار گرفته و بعد از دستگیری و تعلیق پست بعضی عناصر دخیل، در حال حاضر به بازداشت موقت شهردار منجر گردیده است.

عده ای از عناصر ذی نفوذ که پیش از این ید طولایی در افشاگری اتهامات رقبای خود داشتند در خفا با قلدرمآبی اقدام به کارشکنی و فشار برای توقف پرونده نموده و در انظار عموم نیز با تهییج جمعی معدود تلاش دارند تا به زعم خود فضای روانی جامعه را برای رسیدگی عادلانه به اتهامات رفقای خود ناامن سازند.

این هم قصه دیگری از مظلومیت نظام اسلامی است معدود مدعیانی که عدالت علی را تنها برای بالای منبر می پسندیدند در عرصه عمل و زنگ امتحان، مردود می گردند.

جالب و مضحک است بعضی محافل حوزوی – مذهبی که از اساس به صورت گعده فامیلی اداره می شوند بی توجه به نگاه متعجب و پوزخند مردم با دستگیری یکی از اقوام خود به ننه من غریبم بازی روی آورده و همه شعارها و داعیه هایی که تاکنون درباره دیانت و انقلاب و عدالت و ... مطرح ساخته و وجهه ای برای خود فراهم کرده بودند را به ناگاه نقش بر زمین نمودند!

دادگاه ویژه روحانیت استان مازندران به هوش باشد بعضی عناصر ظاهرالصلاح از روی غرض و تأمین منافع قبیله هزار فامیل و یا از سر ساده لوحی، منظری کریه از روحانیت را در افکار عمومی به نمایش نگذاشته و بیش از این مردم را نسبت به نظام اسلامی بدبین ننمایند. پر واضح است عده ای تلاش دارند به بهانه قداست سازی از یاران خود و ایجاد مصونیت قضایی برای متهمین، نسبت به عدالت و سلامت نهادهای قضایی و امنیتی تشکیک وارد کنند. قطعا تحرکات مشکوک بعضی عناصر وابسته به جریان خاص، مصداق رفتار بر خلاف شئون روحانیت اصیل و انقلابی است که مستندات فعالیت رسانه ای آنها به مسئولان ذی ربط ارسال خواهد شد.

به شهروندانی که از سر تمسخر و تعجب از رفتارهای دوگانه این طیف خوش ادعا و خوش اشتها تماس گرفته و از رسوایی این جماعت و بی آبرویی شان شکوه می کنند همواره تأکید نموده ام یک لحظه خودشان را جای قضات انقلابی پرونده اخیر گذاشته و صبر و غیرت آنها در مقابل آتش تهیه سنگین اربابان قدرت را ستایش نمایند.

مردم اعتبار نظام اسلامی را برگرفته از خون شهدا و مجاهدت ایثارگران و حضور روحانیت بی آلایش و انقلابی دانسته و رفتاهای مزوّرانه جماعتی منفعت طلب و قانون گریز را به پای انقلاب و نهضت اسلام نگذارند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

طلبه سیرجانی را که یادتان هست؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۹، ۰۸:۴۵ ق.ظ

2f0m_79289c0d-a670-437a-af7c-96d81e589ce7.jpg

 

دیشب میزبان حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی یا همان طلبه عدالتخواه سیرجانی بودم. به شوخی به او می گویم: جهانشاه اول، سر سلسله طلاب عدالتخواه! همچنان سرحال و پرنشاط، برنامه هایی برای ادامه فعالیت های خود دارد. چند سالی را در مباحث فرهنگی و حوزه جهان اسلام وقت گذاشت. به امید خدا در موضوعات مرتبط با فرهنگ کتابخوانی، بستر سازی ظهور، آزادی قدس و عدالتخواهی دغدغه هایی دارد که انشاءالله کارهایی نو و اثربخش را با برنامه هایی که تدارک دیده رقم خواهد زد.

بی اغراق باید گفت بسیاری از فعالان جوان و ارزشی عرصه عدالتخواهی مرهون مرارت هایی هستند که طلبه سیرجانی در سالهایی نه چندان دور به جرم برداشتن علم عدالتخواهی و مبارزه با فساد تحمل کرد. بارها بدون هیچ محاکمه ای ماهها در زندان به سر برد و فعالیت های تخریبی و تبلیغی فراوانی بر ضدش شکل گرفت اما از پا ننشست و به همه جوانها آموخت که کژفهمی و نابخردی عده ای از مسئولان عافیت طلب دستگاه های اطلاعاتی و قضایی را به پای نظام و رهبری ننویسند و به رغم همه جفاها و ناجوانمردی ها از مسیر حق به بیراهه نروند.

امروز اگر خیلی از عدالتخواهان می توانند در سایه امنیت و بدون مزاحمت های جدی نهادهای مدافع مسئولان به فعالیت های رسانه ای خود بپردازند در پرتو هزینه هایی بود که طلبه عدالتخواه سیرجانی از جان و دل پرداخت و ظرفیت مسئولان، انقلابی ها و جامعه را برای پذیرش انتقادهای سازنده نیروهای خودی بالا برد.

 انتشار خاطرات او از زندان و دادگاه و ... می تواند برای همه جوانان بسیجی آموزنده و راهگشا باشد و البته تجربه ای گرانسنگ برای تاریخ. در جلسه پنج ساعته ما درباره دعواهای اخیر جریان های ارزشی و عدالتخواه هم صحبتی به میان آمد. نظر کلی ایشان بر حفظ همه نیروهای فعال به رغم اختلاف نظرهاست و اینکه مواظب باشیم دشمن شاد نشویم. نقدهای درون گفتمانی خانواده انقلاب البته لازم و سازنده است که باید با رعایت اخلاق دینی صورت بگیرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

روزگاری که لاریجانی ها خط قرمز بودند

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ۰۶:۴۱ ب.ظ

See the source image

 

این روزها را نگاه نکنید همه شجاعانه در حال کوبیدن برادران لاریجانی و درخواست برای محاکمه آنها هستند.

روزهایی نه چندان دور اوضاع به گونه ای دیگر بود.

چندبار برایم پیش آمد در جمعی حضوری و یا مجازی وقتی می گفتم احمدی نژاد را با تمام انتقادها و ضعف هایی که دارد در مجموع بهتر از لاریجانی ها می دانم انگ ضدولایت و بی بصیرت و ... نثارم می شد که برادران لاریجانی از آسمان به زمین افتاده اند و...

بگذارید برویم عقب تر.

به نظرم اواخر سال88 بود. یک روز صبح از کلاس درس بیرون آمده بودم که از شماره ای ناشناخته با من تماس گرفته شد:

  • آقای مشتاقی نیا؟
  • جانم امرتون؟
  • کجا تشریف داری؟
  • قم هستم اطراف صفاییه
  • مثل اینکه دنبال دردسر میگردی؟!
  • جان؟! چی شده مگه؟!
  • تشریف بیار دادگاه ویژه شعبه ... معلوم میشه.

رفتم دادگاه ویژه اما بگذارید قبلش یک توضیحی بدهم.

آن ایام بیشترین مشغله قلمی من درگیری با فتنه گران بود. از طرفی هم بابت ارتباط با طلاب عدالتخواه و حمایت از بچه های مظلوم حوزه، سابقه احضار به دادگاه را داشتم. آن سال ها دادگاه ویژه برخوردهای غیر معقول بسیاری از خودش بروز می داد که البته بعدها با تصفیه بعضی عناصر نابخرد، تا حدود زیادی رویه اش اصلاح شد. طبیعی بود وقتی طلبه ای آن هم از نوع بسیجی به دادگاه احضار می شد حق داشت که دچار دلهره شده و خودش را در مواجهه با سرنوشتی نامعلوم ببیند. فکر کنم همان ایام بود که وبلاگ من هم با همت عزیزان دادگاه ویژه فیلتر شده بود.

حالا من در وسط خیابان بودم و در مسیر دادگاه، در حالی که نمی دانستم به خاطر چه چیزی احضار شده ام و قرار است چه اتفاقی برایم بیفتد.

البته قاضی بزرگواری که با من تماس گرفته بود را از قبل می شناختم. او در مجموع به نسبت سایر همکارانش آدمی منطقی تر بود و به حساب و کتاب آخرت باور داشت. همیشه برایم سوال بود که فردی با این شخصیت فکری در دادگاه ویژه چه کار می کند؟!

با این حال از باب احتیاط با بعضی از دوستان تماس گرفته و موضوع را اطلاع دادم و گفتم اگر تا ساعت دو یعنی پایان وقت اداری بیرون نیامدم کاری که باید را انجام دهید و ...

ورودی دادگاه را با تحویل مدارک و موبایل و ثبت امضا طی کردم و وارد شعبه مربوطه شدم.

سرتان را درد نیاورم.

می دانید که آن سال ها وبلاگ خوانی رواج داشت. وبلاگ من هم بازدید خوبی داشت و از این رو هر از گاه با ارسال مطلبی از وبلاگ های خوب و انقلابی اما تازه کار سعی به معرفی آنها می نمودم.

دوست خوبم حسین حسین زاده نوری که الان مسئول سازمان سراج مازندران است یکی از همین وبلاگ نویس های خوش قلم و خوش ذوق بود که برای معرفی او یکی از مطالبش را در صفحه خودم بارگذاری کرده بودم. او در آخرن مطلب خود درخواست رسیدگی به اتهامات برادران لاریجانی (فاضل و جواد) را طرح کرده بود.

دادگاه هم سر همین موضوع مرا احضار کرده بود که اخطار بدهد و تعهد بگیرد که کار به کار برادران لاریجانی نداشته باشم!

حالا همان ایام خیلی ها از جمله بعضی روحانیون صاحب رسانه و منبر دم به دم به احمدی نژاد رییس جمهور وقت، اهانت می کردند اما حضرات ویژه ای خودشان را وکیل وصی برادران لاریجانی می دانستند.

امروز را نبینید هر کس از راه رسیده و نرسیده دوتا فحش و بد و بیراه نثار لاریجانی کرده و درخواست عزل و محاکمه رییس مجمع تشخیص مصلحت را مطرح می کند. روزگاری طرح بحث پیرامون موارد اتهامی و نه جرایم فاضل لاریجانی هم خطایی مهم و گناهی بزرگ محسوب می شد.

راستی به خاطر تعصبات کور خود تا به حال چند نفر را از انقلاب و اسلام بیزار کرده ایم؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حرکتی منسجم در تقابل با روحانیت انقلابی

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۸، ۱۱:۲۵ ق.ظ

See the source image

 

روحانیت شاید تنها صنفی باشد که لباس رسمی دارد اما دژبان ندارد. گاه از گوشه و کنار شنیده می شود که فردی به صرف تشابه ظاهری با اقشار مذهبی و اندکی استعداد در استفاده از اصطلاحات مرسوم و محاوره ای صنف طلاب به سلک آنان درآمده و برو و بیایی برای خود راه می اندازد. یک بار در همین وبلاگ به افشای چهره فردی پرداختم که بدون هیچ سابقه حوزوی با لباس روحانیت، پشت میز یکی از مناصب کلان فرهنگی تکیه زده بود و متأسفانه برادر خانم فردی بود که وظیفه نظارتی و قضایی در این خصوص را نیز برعهده داشت. 

از این اخبار جسته و گریخته که بگذریم متاسفانه در قم شواهدی مبنی بر حرکت سازماندهی شده طیف موسوم به تشیع انگلیسی برای نفوذ در بدنه طلاب و تخریب وجهه این قشر از طریق روحانی نمایی بعضی افراد غیرحوزوی هستیم. تشیع انگلیسی که اسلام را در مناسبت های عزاداری خلاصه دانسته، اهل سنت را به دشمنی فرا می خواند و مسلمان را در قالبی خنثی و اخته شده تعریف می نماید با این روش علاوه بر حجیم سازی بدنه حامیان خود در حال ترویج افکار دینی با رویکرد فردی و بی خاصیت بوده که در نهایت منجر به تشکیک در اصالت وجود و وجوب حاکمیت دینی و استبداد ستیزی خواهد گردید.

جوانی را می شناسم که تایپیست دفتر شیرازی بود و نه تنها سابقه ای در تحصیل علوم دین نداشت بلکه از نظر فکر و عمل و سلوک شخصی نیز با زی طلبگی و اهداف حوزوی و اسلامی فرسنگ ها فاصله داشته و دغدغه معمولش چیزی جز کسب درآمد نبوده است. مشاهده این شخصیت لوده در شمایل یک سید روحانی خوش تیپ برای همه دوستان مشترک اعجاب انگیز و دستمایه استهزاء و تاسف بود.

امیدوارم مسئولان نهادهای نظارتی و اطلاعاتی و قضایی به همان نسبت حساسیتی که روی طلاب انقلابی دارند در رفتار مشکوک این طیف برانداز نیز وسواس و دقت نشان دهند.

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شهدا اهل رانت نبودند!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ۰۹:۴۵ ق.ظ

چند سال پیش بابت پیگیری کار چند تن از طلاب عدالتخواه به دادگاه ویژه روحانیت تهران در محله زعفرانیه رفتم.

قاضی محترمی که طرف صحبتم بود پیرمردی روحانی بود بنام نصرت آبادی (اگر اشتباه نکنم) که هم از نظر علوم حوزوی انسان با سواد و مسلطی بود و هم این که بر اعصابش تسلط داشت!

او وقتی فهمید دستی بر نگارش آثار دفاع مقدس دارم هر وقت بیکار می شد از همان طبقه بالا داد می زد: مشتاقیییی!

من هم سریع خودم را می رساندم کنارش، چای می گذاشت جلوی من و از خاطرات جبهه اش تعریف می کرد. یک بار پیرمردی لباس شخصی وارد اتاق شد. قاضی معرفی اش کرد. بازنشسته ارتش و راننده شهید صیاد شیرازی بود که حالا در زندان اوین مشغول به کار شده بود.

کمی صحبت کرد و گفت یک خاطره ای از صیاد دارم حتما جایی بنویس و تعریف کن.

می گفت: اعلام کرده بودند به ارتشی ها بیست هزار تومان وام می دهند. شرایط جنگ بود و منابع بانکی هم محدودیت داشت. صیاد به این وام نیاز داشت. رفت ثبت نام کرد و اسمش را قرار داد توی نوبت. هر چه گفتیم و گفتند که شما فرمانده نیروی زمینی ارتش هستید و نیاز نیست مثل یک گروهبان بروید در نوبت وام ماه ها معطل بایستید. اراده کنید وام را تقدیمتان می کنند و ... فایده ای نداشت.

زیر بار این حرف ها نرفت. صبر کرد و مراقب بود که یک وقت نوبتش را جلو نیندازند. چند ماه طول کشید تا بالاخره آن بیست هزار تومان را دریافت کرد.

البته صیاد یک استثنا در ارتش نبود. خاطرات شهدایی چون عباس بابایی، اردستانی، آبشناسان، منفرد نیاکی، اقارب پرست، یاسینی و ... مملو از نشانه هایی است که روح بزرگ این غیورمردان ارتش حزب الله را به نمایش می گذارد.

این روزها در فضای مجازی اخباری درباره وام نجومی فرزند یکی از امرای بازنشسته ارتش منتشر می شود که باعث زیر سوال رفتن جایگاه فرماندهان این نیروی توانمند نظام شده است. با راست و دروغ این اخبار کاری ندارم. خواستم به این بهانه یادی از مردان بزرگ تاریخ کشورمان داشته باشم.

راستی صیاد فرزندان خوبی هم تربیت کرد. از پایگاه های نمونه بسیج کشور تا جبهه دفاع از حریم آل الله می توانید رد پای فرزندان با غیرت این شهید عارف را پیدا نمایید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حالا چرا زندان؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۸، ۱۱:۵۴ ق.ظ

See the source image

 

حجت الاسلام مسعود شفیعی کیا از روحانیون جوان انقلابی و رزمنده دفاع مقدس در حوزه علمیه قم است. او که ید طولایی در نویسندگی به خصوص در فضای مجازی دارد اخیرا در دادگاه ویژه روحانیت به زندان محکوم شده است.

من هم بعضی از یادداشت های ایشان را تند و غیر قابل توجیه می دانم.

اما

جای نیروی انقلابی در زندان نیست، دکتر عباسی باشد یا سعید قاسمی یا مسعود شفیعی کیا و .... در دایره گفتمان انقلاب لااقل تحمل دیدگاه مخالف را داشته باشیم. به نظرم خوب است نهادهای قضایی در مواجهه با کسانی که نهایت جرمشان در محدوده فکر و قلم و اندیشه است در صورت محکومیت از مجازات های جایگزین استفاده کنند. شاید برای دوستان قاضی ما دیگر زندان و بازداشت و مأمور و بگیر و ببند به یک امر عادی و طبیعی تبدیل شده باشد اما برای مردم به خصوص قشر صاحب فضل و هنر، برخوردی شکننده محسوب شده و تبعات آن دامنگیر نظام خواهد شد. در این جور مسائل اگر قدرت تحمل منتقد را نداریم لااقل با تدبیر برخورد کنیم.

از دوستان اطلاعات سپاه قم هم انتظاری بیش از این داشتم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

طلبه عدالتخواه کلیبری به دادگاه احضار شد!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ۰۹:۱۹ ق.ظ


حجت الاسلام موسی علیزاده معروف به طلبه عدالتخواه کلیبری با شکایت ارسلان فتحی پور رییس اسبق کمیسیون اقتصادی مجلس به دادگاه ویژه روحانیت تهران فراخوانده شد.

پیش از این شیخ موسی علیزاده با ارائه مستندانی به شورای نگهبان درباره جعل مدارک علمی فتحی پور و بعضی سوابق اقتصادی وی زمینه رد صلاحیت این نماینده پرنفوذ و لابی گر را در انتخابات سال 94 فراهم آورده بود.

اخیراً اکانت هایی ناشناس با جعل نام طلبه عدالتخواه کلیبری اقدام به نشر اسناد تخلفات فتحی پور در فضای مجازی نمودند که منجر به ایجاد بهانه برای شکایت از این روحانی انقلابی گردید.

شیخ موسی علیزاده پانزدهم تیرماه با حضور در دادگاه ضمن ارائه مجدد مستندات خود پیرامون تخلفات نماینده حامی لاریجانی، از اکانت های فیک افشاگر نیز شکایت می نماید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

من یا جنگ، مسأله این است!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۷، ۱۰:۲۹ ق.ظ

رییس جمهور فرانسه گفت!

رییس جمهور فرانسه!

می دانید که چه آدم بزرگی است!

می دانید که روده چپ توی شکمش پیدا نمی شود!

از قدیم گفته اند آچار فرانسه همه پیچ و مهره ها را باز می کند!

می دانید که چقدر خیرخواه ماست!

خودش به من گفت!

اول در گوش من گفت بعد طاقت نیاورد در گوش همه هم گفت!

چی گفت؟

پنج کشور قسم خورده بودند به ایران حمله کنند؛ درست سال 91. سی و چهار سال نظام را تحمل کردند و مستقیم وارد جنگ نشدند اما سال 91 دیگر خونشان به جوش آمد. بعد به خاطر من بود که پشیمان شدند. این را هم خودشان گفتند. منبع از این معتبرتر؟ البته من سال 92 روی کار آمدم ولی خب چه فرقی می کند.  

رییس جمهور فرانسه گفت. کم آدمی است؟ تا الان از اروپایی ها دروغ شنیده اید؟ خودش به من گفت وقتی دیدیم تو روی کار آمدی از جنگ با ایران منصرف شدیم. مدیونید اگر متلک بیندازید که جنگ هم نمی توانست اینقدر گرانی به بار بیاورد.

با آمدن من بود که اروپایی ها به هر چه می خواستند رسیدند و دیگر دلیلی برای جنگ نداشتند. الان هم که می بینید حرفشان حرف است و اصلاً دنبال بهانه جدیدی برای تحریم و فشار روی ما نیستند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا