اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

قحط الرجال نیست

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۳ دی ۱۴۰۲، ۰۲:۴۲ ب.ظ

photo_2024-01-13_16-05-49_okoe.jpg

 

ولایتی در سن 78 سالگی همچنان به‌عنوان مشاور امور بین‌الملل رهبر انقلاب ، عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس هیئت مؤسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد، استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، عضو شورای سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی، عضو مجمع جهانی اهل بیت و رئیس بیمارستان مسیح دانشوری فعالیت می‌کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

غنچه خورشید

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۳ دی ۱۴۰۲، ۰۷:۲۳ ق.ظ

photo_2024-01-13_08-35-20_4ism.jpg

 

این عکس به دستم رسید. نوشته بود رویش گل از سنگ کنار مزار شهید محسن سجودی. گفتم شاید سرکاری باشد!

شهید محسن سجودی برادر سردار شهید یوسف سجودی است.

خودم هم رفتم و دیدم. از لای سنگ کنار مزار شهید، این گل روییده، آنهم در فصل زمستان.

بابل، گلزار شهدای آرامگاه گله محله.

از زاویه ای دیگر عکسی گرفتم و این بیت شعر را در ذهنم مرور کردم:

هر لاله ای که از جگر سنگ می دمد

آتش به دامن دل فرهاد می زند

 

شعر روی سنگ مزارش هم زیباست. به خصوص آن مصرعی که میگوید: شبیه غنچه خورشید گشتند!

 

photo_2024-01-13_08-35-31_qe2z.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از ما بهتران

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۳ دی ۱۴۰۲، ۰۶:۱۸ ق.ظ

اینکه عده ای به خاطر عضویت یا ارتباط با بعضی نهادهای نظامی و انتظامی و قضایی و... بتوانند جرایم رانندگی شان را باطل کنند عملاً ترویج اباحه گری و قانون ستیزی و از مصدایق قطعی بی عدالتی است. قانون نباید فقط برای ضعفا باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

زنده باد اسرائیل!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۲ دی ۱۴۰۲، ۰۹:۰۶ ب.ظ

سلام علیکم

ببخشید حاج آقا سلمکم الله تعالی فی الدارین

استخاره می خواهم از محضرتان

استفاده از عینک ضد آفتاب خوب است ان شاءالله یا بد ؟

شما که همیشه سیمتان با بالا وصل است پاسخ مرا بدهید

شما همیشه با آن بالا ارتباط داشته اید ( مشروع یا نا مشروعش را نمی دانم)

از ضرباهنگ گیلاسهایتان مشخص بود

راستی شک نکردید انگورش تقلبی باشد ؟

حرف"مفتی " است نه !؟

"از هر " من الشمس است که در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

خوشا به حالتان همیشه از بالا دستور می گیرید

و هر روز "صراط المستقیم" تان مشخص است

تکلیف، تکلیف است یا اخی

شیوخ ما همیشه حماسه می آفریند

در برابر نام غصبی مجوس بر روی خلیج،

برای آزادی جزایر اشغال شده توسط  مشرکین

می گویم"تنب " ها را بی خیال

به "ابوموسی " بچسبید که میراث او را نشخوار کرده اید

"مغضوب علیهم "تان مرا کشته است اید کم الله تعالی

چه صفایی، رو به قبله اول

تا کی برای خادمی حرمین باید اهل "ریاض " بود ؟

اینطوری دیگر قاهره به قهقرا نمی رود

و اردن در "امان " می ماند

اسرائیل هم " بنده خدا " ست

منبر هایتان از طلا باد پاسخ چشم هایم را بدهید

بیخود اشک می ریزد

گویا به نور و گرما حساس است

حتی اگر از یک دانه "مشعل " باشد .

                                            سید حمید مشتاقی نیا 



1387

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اگر الله اکبر گفتنهای ما راست باشد!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۹ دی ۱۴۰۲، ۱۰:۱۰ ق.ظ

تکبیر - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

فرعون اراده کرده بود نوزادان پسر را از بین ببرد، مبادا که حکومتش به خطر بیفتد. مادر موسی از دژخیمان او در هراس بود. خدا به دلش الهام کرد طفل را در بستر رودخانه رها کند و به خدا بسپارد و نگران چیزی نباشد.

امر خدا را اطاعت کرد. دخترش را فرستاد نوزاد را دنبال کند. نوزاد به دست همسر فرعون می افتد. مهرش را به دل می گیرد و قصد می کند او را جای فرزند خود نگهداری کند. زنانی را برای شیر دادن نوزاد فرا می خوانند. خدا اینگونه خواست که شیر هیچ زنی را نگیرد تا اینکه به پیشنهاد خواهر موسی که بطور ناشناس، اوضاع را زیر نظر داشت، مادر واقعی او را فراخواندند بی آنکه بدانند مادر همین طفل است. طفل شیر را مکید و مادر را برای همین منظور در کاخ نگاه داشتند.

اراده فرعون، نابودی موسی بود؛ اراده خدا حفظ و صیانت او. مادر موسی با تمام دلشوره ها و علقه های مادری، به خدا اعتماد کرد، خدا جواب اعتماد و حُسن ظنش را داد و فرزند را به دامان پاک او باز گرداند و کاخ و بارگاه دشمن را مأمن آسایش و تنعّم آنها قرار داد.

موسی بزرگ شد و رسالت خود را آغاز کرد. عده ای به او و خدا ایمان آوردند؛ عده ای نه. بخاطر دفاع از یکی از پیروانش که مظلوم واقع شده بود با دشمنی کافر درگیر شد و او را تنها با یک ضربه از پا در آورد. از بیم انتقام دشمنان، آن سرزمین را ترک نمود. موسی فهمید خدا علاوه بر نعمت دانش و خرد و...، قدرت جسمی بینطیری نیز به او عطا کرده. مست و مغرور نشد. با خدا عهد بست از نعماتی که به او داده تنها در مسیر فرامین خودش بهره بگیرد.

در شهری دیگر، بخاطر کمک به دو دختری که حیا و نجابت داشتند، دریچه جدیدی در زندگی اش ایجاد شد و پیر فرزانه ای(حضرت شعیب) بر سر راهش قرار گرفت و به ساحل آرامش رسید.

بعد از ده سال که باید به قرارش با شعیب برای نگهداری از دامهای او عمل میکرد، دوباره تبلیغ برای رسالتش را آغاز کرد. فرعون زیربار نمی رفت و داعیه خدایی داشت. آب، او و لشکریانش را در خود فرو بلعید در حالیکه کاری از دست کسی ساخته نبود.

قارون نیز از قوم موسی بود. ثروت بسیار باعث غرور او شد. بی اعتنا به مبدأ هستی، این مکنت و مال را ثمره لیاقت خودش می دانست و تکبر می ورزید. او و دار و ندارش نیز مدتی بعد در زمین فرو رفتند.

موسی ماند و چراغ هدایت تاریخ شد. راهی را ترسیم نمود و نشان داد که نتیجه اعتماد به خدا و عدم غفلت از جایگاه خالق یکتا، در نهایت با پیروزی و سربلندی همراه است. خدا به وعده های خود عمل می کند و قدرت و ثروت های مادی هیچگاه باعث نجات اهل طغیان نخواهد شد. عاقبت بخیری در گرو اعتقاد و اعتماد به خداست.

امروز نیز جوامع بشری به رغم تجربه انواع دستاوردهای مدرن و رشد چمشگیر علمی و مادی، خلأ وجود معنویت را به خوبی احساس می کنند. ضعف در باور نسبت به وعده های الهی، دین را لقلقه زبان و محصور در ظواهر قرار داده است. کسی که خدا و کلام او را باور دارد در جزییات امور زندگی فردی واجتماعی خویش نیز جز به سیاق اوامر الهی حرکت نمی کند. گمشده انسان ها آرامش است و این آرامش جز در پرتو رضایت و اعتماد به مبدأ هستی به دست نمی آید. امام خمینی(ره) با تکیه بر قدرت و وعده الهی، بی اتکا به قدرتهای عالم، نهضتی بزرگ برخاسته از عمق باورهای اعتقادی مردم را رهبری نمود و رژیمی دست نشانده ابرقدرتها را از پای درآورد. سالهای دفاع مقدس و مقاومت جانانه مرد و زن این میهن در مقابل دشمنی متجاوز و مجهز به پیشرفته ترین سلاحهای روز دنیا مثال دیگری از سربلندی و توفیق در پرتو اعتماد و اتکال به قدرت بی انتهای الهی است.

اگر "الله اکبر" گفتنهای هر روزه و چندباره ما برای اذان و نماز از سر حقیقت و اعتقاد قلبی باشد، خدا را برتر و بالاتر و قدرتمندتر از همه مخلوقات عالم دانسته و دیگر در مقابل مشکلات ریز و درشت زندگی فردی و اجتماعی، ترس و یأس را به دل راه نخواهیم داد. حیات طیبه موسای نبی و مادر گرامی اش تذکری است برای همه موحدانی که هنوز خدا را در زندگی خود به طور کامل وارد ننموده اند و عبرتی برای حاکمان موحد دنیا که هنوز هم باورشان نشده خدا بزرگتر از ابرقدرتهای پوشالی عالم است. خدای ابراهیم، خدای موسی، خدای محمد(ص)، خدای 22 بهمن، خدای صحرای طبس، خدای فتح المبین و بیت المقدس و والفجر هشت و کربلای پنج، همان خداست اگر ما هم همان بندگان دلداده و صادق و مخلص او باشیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حماسه هشت، یادی از محمدحسین منصف

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۸ دی ۱۴۰۲، ۰۶:۴۸ ق.ظ

photo_2024-01-08_12-49-20_pxcr.jpg

 

مرحوم آزاده محمدحسین منصف که در شب عید غدیر گذشته و در حال خدمت رسانی در موکب امیرالمومنین علیه السلام دچار ایست قلبی شد و به دوستان شهیدش پیوست از چهره های کم نظیر فرهنگی و عدالتخواه کشورمان است. دیروز به شکل اتفاقی مصاحبه ای از ایشان در نشریه سبز سرخ متعلق به کنگره شهدای مازندران دیدم که در سال 87 به چاپ رسیده بود. بهانه این مصاحبه راه اندازی نخستین موسسه خصوصی پژوهشی با محوریت دفاع مقدس در کشور است که توسط ایشان انجام گرفت.

شایان ذکر است حسین آقای منصف حائز نخستین های دیگری هم هست. ایشان نخستین کاروان پیاده زیارت مرقد امام در شمال کشور، نخستین روایتگری در سطح مراکز آموزشی و فرهنگی استان، نخستین سفرهای راهیان نور درون شهری و درون استانی کشور و ... را هم راه اندازی کرد. برگزاری نمایشگاههای خودجوش فرهنگی در جای جای استان با هزینه شخصی نیز از دیگر زحمات این بسیجی خستگی ناپذیر است. او البته در مسیر عدالتخواهی، نخستین و تنها آزاده جانباز و پاسدار تاریخ ایران است که به رغم سابقه ایست قلبی در دادگستری بابل شلاق خورد، چندبار بازداشت شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

این مصاحبه را با هم بخوانیم:

اشاره:
آقای محمد حسین منصف آزاده سرافرازی است که پس از بازگشت به میهن اسلامی ضمن ادامه تحصیلات دانشگاهی خود با ارایه چند طرح پژوهشی در زمینه دفاع مقدس نام خود را در زمره نویسندگان و محققین این عرصه ثبت نمود. ایشان پیش از این معاونت تحقیقات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان مازندران را عهده‌دار بوده و هم‌اکنون با رسیدن به مقطع بازنشستگی، پرجنب و جوش‌تر از گذشته علاوه بر عضویت در شورای سردبیری نشریه سبزسرخ نخستین موسسه خصوصی مطالعات و تحقیقات جنگ را با عنوان حماسه هشت در شهر بابل تاسیس کرده است. راه اندازی این موسسه انگیزه‌ای شد برای گفت و گویی جالب و خواندنی با این آزاده قهرمان. گفتنی است از آقای منصف تاکنون دو کتاب با عناوین ابتکار جنگی و نیز کاربرد حیله در جنگ به همراه ده‌ها مقاله تحقیقی منتشر شده است. شرح زندگی ایشان نیز سوژه کتاب جدیدی است که به زودی از سوی دفتر ادبیات مقاومت به چاپ خواهد رسید.


آقای منصف! حماسه هشت به ادعای شما اولین موسسه خصوصی در زمینه پژوهش مرتبط با دفاع مقدس است. انگیزه شما از راه اندازی این مجموعه چیست؟
ـ به نام خدا. این که ادعا شده اولین موسسه خصوصی این طبق اطلاعی است که 13 ماه قبل وقتی در معاونت تحقیقات بنیاد بودم به دست آوردم. البته موسسات و مراکز دیگری هم در سطح کشور هستند که در این ارتباط فعالیت‌هایی دارند اما آن‌ها اگر هم خصوصی باشند تخصصی نیستند یعنی ممکن است همراه با سایر فعالیت‌های خود اقداماتی هم در راستای فرهنگ دفاع مقدس انجام دهند. 
انگیزه‌تان را بیان نکردید!
ـ ببینید افتخارات را نباید محدود به کارهای دولتی کنیم. در کار دولتی معمولاً انگیزه‌ها شخصی نیست. اداری است. البته افرادی هم هستند که در کار دولتی هم با انگیزه‌هایی بالا و غیر اداری فعالیت می‌کنند. اما خیلی وقت‌ها این گونه نیست من مثالی برای‌تان می‌زنم که شاید حاضر نباشید آن را چاپ کنید. وقتی در معاونت بنیاد بودم یکی از مدیران ارشد صدا وسیمای مازندران از آرشیو ما بازدید کرد و ما را مورد تشویق قرار داد. ما در آرشیو خود 3000 عنوان کتاب در زمینه دفاع مقدس داشتیم همچنین 700 ـ 600 ساعت مصاحبه راویان فتح که در زمان جنگ با برخی از رزمندگان استان انجام گرفته بود. 400 ساعت فیلم از رزمندگان مازندرانی داشتیم. به همراه آن‌ها 600 ـ 500 ساعت فیلم نیز وجود داشت که در زمینه دفاع مقدس بعضاً از برنامه صدا و سیما ضبط و آرشیو شده بود. اما این 600 ـ 500 ساعت را ما از کجا آورده بودیم؟ یک موسسه فرهنگی بود در شهرستان بابل به نام حدیث شهود به مدیریت آقای نیک عهد که در خانه‌ای قدیمی و مخروبه آرشیوی را برای دفاع مقدس راه‌اندازی کرده بودند ما تنها یک سوم داشته‌های آن‌ها را کپی کرده بودیم. حالا آن مدیر محترم وقتی آرشیو ما را دید چنین فرمود که شما گنج عظیمی دارید باید همه نویسندگان، هنرمندان و محققان استان بیایند و از این گنجینه استفاده کنند. همه همکاران از این عبارات ایشان خوشحال شدند. من به مسوول خود که انسان بزرگواری است گفتم شما نباید خوشحال باشید. این تعابیر نشان می‌دهد که آن قدر در کشور کم کار شده است که حالا ما از کارهای خودجوش چند جوان مستقل متحیر می‌شویم. اگر نردبان تحقیقات 10 پله داشته باشد ما روی پله اول ایستاده‌ایم آن هم به صورتی لرزان. جمله‌ای از مقام معظم رهبری به خاطرم آمد که فرمودند: هنوز فهرستی از هزاران حادثه جنگ تهیه نشده است. به نظر من بیش‌تر این ضعف‌ها به خاطر اداری بودن کارهاست. تجربه ثابت کرده کارهای فرهنگی وقتی با انگیزه شخصی انجام می‌گیرد با موفقیت توام می‌شود. اصلاً ارزش کارها به این است که مردمی باشد مثلاً در یک مناسبت همه اداره‌ها پارچه نصب می‌کنند به نظر شما این بیش‌تر ارزش دارد یا آن که مردم در این مناسبت‌ها پرچم نصب کنند؟
می‌خواهید مستقل بمانید؟
ـ ان‌شاالله اگر خدا بخواهد قصد دارم تا آخر مستقل بمانم.
لابد مسوولین شما را دلگرم کرده‌اند؟
ـ من از مسوولین انتظاراتی دارم. آن‌ها هم قول‌هایی داده‌اند که هنوز انتظارات را برآورده نکرده‌ام. من از بنیاد حفظ آثار با پررویی کتاب می‌گیرم آن‌ها هم مجاب می‌شوند. اما متاسفانه کنگره شهدای استان به من می‌گوید که باید کتاب‌های چاپ خودشان را خریداری کنم و از اهدا آن طفره می‌روند. البته آقای اسماعیلی لارج عمل می‌کند از ایشان توانسته‌ام چندین کتاب از جمله همین خاک و خاطره حضرت‌عالی را دریافت کنم. من این جا به خاطر برقراری ارتباط با مراجعه کنندگان به هر کدام یک کتاب هدیه می‌دهم. اگر آن‌ها اهل قلم باشند هر بار به آن‌ها کتاب هدیه می‌دهم. کتاب‌هایی که هرگز به دست آن‌ها نرسیده است به یک نویسنده تاکنون 60 ـ 50 کتاب داده‌ام چون او اهل ذوق و مطالعه است. برخی از نویسندگان به من می‌گویند که برای گرفتن کتاب از برخی متولیان فرهنگ دفاع مقدس باید هفت خوان رستم را طی کنیم. این کارها وظیفه ارگان‌های دولتی است.
از حیطه کاری‌تان بگویید در چه زمینه‌هایی می‌خواهید فعالیت کنید؟
ـ همان طور که در کارت تبلیغی هم نوشته‌ایم پژوهش، تدوین، طراحی و چاپ ویژه‌نامه‌های تخصصی دفاع مقدس، انجام پژوهش‌‌های مقایسه‌ای بین دفاع مقدس و سایر جنگ‌های دفاعی تاریخ معاصر، برگزاری همایش‌های علمی و تحقیقاتی در مورد جنگ ایران و عراق. مشاوره و کمک در امر پایان نامه‌های دانشگاهی در حوزه دفاع مقدس، معرفی سوژه‌های مستند و ویژه دفاع مقدس برای فیلم سازان و برنامه‌سازان رادیو و تلویزیون و انجام فعالیت‌ تحقیقاتی در مورد آن. برگزاری نمایشگاه‌های تخصصی کتاب، فیلم، نرم‌افزار و اقلام فرهنگی، طراحی و اجرای نمایشگاه‌های تجسمی و تحقیقاتی بر اساس اسناد، موضوعات و حوادث واقعی جنگ، انجام نظرسنجی‌های مرتبط با دفاع مقدس و … 
آقای منصف! واقعاً این همه موضوع در اختیار دارید؟!
ـ در این عرصه موضوع‌های متنوعی وجود دارد. درکار تحقیقات باید شناگر ماهری بود. کار من تحقیقات فنی است. این جا به شبهات و سوالات پیرامون جنگ هم جواب می‌دهیم. مثلاً آیا واقعاً ما بودیم که با امواج انسانی می‌جنگیدیم یا دشمن؟ متاسفانه آن روی سکه جنگ خوب نشان داده نشده است. مثلاً جیش الشعبی عراق را با بسیج خودمان مقایسه کنید. جیش الشعبی با روی کار آمدن حزب بعث راه می‌افتد که در آغاز جنگ 10 سال از تشکیل آن می‌گذرد. آن‌ها در اولین روز جنگ نیم میلیون عضو داشتند که همگی وارد خرمشهر می‌شوند. بسیج در 5 آذر فرمان تشکیل می‌یابد تا 31 شهریور تنها حدود 9 ماه از تاسیس آن می‌گذرد بماند که از زمان صدور فرمان تا تشکیل آن و نیز موانع موجود در آن زمان که بسیج با آن مواجه بوده است. در کتاب حزب بعث و جنگ نوشته خالد حسین النقیب سندی از ارتش عراق به چشم می‌خورد که از فرمانده‌هان ارشد تقاضا شده از حضور جیش الشعبی در خطوط مقدم جلوگیری کنند زیرا کارایی لازم را دارا نیستند. ببینید جیش الشعبی در عراق باری بر دوش نظامیان است در حالی که بسیج در ایران باری از دوش نظامیان برمی‌دارد. خیلی جاها اول بسیج پیش قدم می‌شود و بقیه قوا پشتیبانی از آن‌ها را بر عهده می‌‌گیرند. آقای باقرزاده قرار است مصاحبه‌هایی را با کسانی انجام دهند که به نوعی در جنگ به عراق کمک کرده‌اند مثل وزیر خارجه اسبق فرانسه. کار بسیار لازم و جالبی است اما ای کاش این امکانات را کمی اختصاص می‌دادند برای اعزام تیمی به عراق تا با برخی فرمانده‌هان آن‌ها مصاحبه شود عراق که از فرانسه به ما نزدیک‌تر است. 
من در تایید حرف شما می‌گویم این آقای سرتیپ عمید نَذَر یا نذرا که مسوول اسرای ایرانی در عراق بود الان دارد در بغداد زندگی می‌کند. اگر با او مصاحبه شود قطعاً حرف‌های زیادی درباره برنامه‌های حزب بعث برای اسرای ایرانی دارد.
ـ بله همین‌طور است چند وقت پیش یک عکاس معروف عراقی که در بصره زندگی می‌کرد در ازای فروختن عکس‌های خود به ایران خواست تا به زیارت امام رضا (ع) مشرف شود این اقدام هم صورت گرفت او عکس‌هایی داشت از پاسدارانی که توسط بعثی‌ها زنده به گور می‌شدند به هر حال این‌ها اسناد جنگ ماست، می‌شود با آن‌ها قرارداد بست و … 
تا آخر می‌خواهید در همین دفتر کوچک کارهای‌تان را ادامه بدهید؟
ـ من که دوست دارم بتوانم مکانی را بخرم تا در آن‌جا کتابخانه‌ی تخصصی دفاع مقدس را راه اندازی کنم یا مرکز اسناد جنگ آرشیو فیلم و … حتی در زمینه اسارت. ما در بابل 320 آزاده داریم، نامه‌های آن‌ها آرشیو کلاس‌های تاریخ و سیاست است. می‌شود مرکز اسناد جنگل را راه‌اندازی کرد. طبق مصوبه 278 شورای امنیت ملی در سال 79 که به تایید مقام معظم رهبری هم رسیده است 5 شهر استان مازندران که در سال‌های 59 تا 63 درگیری‌های داخلی داشته‌اند جزو مناطق جنگی به حساب می‌آیند. کروکی حمله به خانه‌های تیمی، خاطرات مربوط به آن و بازجویی‌ها مجموعه زیبا و ماندگاری می‌شود. 
در حال حاضر چه می‌کنید؟
ـ بعد از انگیزه و سازماندهی آرشیو در اولویت کار هر موسسه‌ای است آرشیو منبع اطلاعات است و پشتوانه تحقیقات. من از طریق اینترنت هم اطلاعات جالبی را تهیه و دسته بندی کرده‌ام حیف که توان زیادی ندارم. با این حال با همین آرشیو کوچک پیش می‌آید که بعضاً برخی نهادها و ارگان‌ها هم برخی اسناد را از من می‌خواهند. مرکز تخصصی دفاع مقدس باید یک مرکز پاسخگویی باشد.
این‌جا اجاره‌ای است یا متعلق به خودتان؟
ـ اجاره‌ی است. از ماه بهمن تا کنون دارم حدوداً هر ماه 100 هزار تومان در مجموع هزینه می‌کنم. البته کارها هنوز رسماً شروع نشده.
مگر مجوز ندارید؟
ـ راستش هر جا که می‌روم همه ارگان‌ها می‌گویند شما آدم فرهنگی و پرسابقه‌ای هستی کارت را شروع کن کسی نمی‌تواند به تو چیزی بگوید به هر حال گویا کارهای مقدماتی یک سالی طول کشیده است.
بابت خدمت‌تان می‌خواهید از مردم پول هم بگیرید؟
ـ در کارهای تئوریک و مشاوره‌ای که نه اما اگر از ما کارهای عملی بخواهند خوب با آن‌ها قرارداد می‌بندیم.
خیلی‌ها پاساژ 22 بهمن بابل را بلند نیستند.
ـ با شماره 09111150195 یا 2297505 ـ 0111 تماس بگیرند بنده در خدمت‌شان هستم.
بنده موسسات زیادی را در تهران، قم و مازندران سراغ دارم که بعضاً بودجه‌های زیادی را هم برای فعالیت در زمینه دفاع مقدس جذب کرده‌اند مکان‌های بزرگ و امکانات زیادی خریداری کرده‌اند اما به مرور کارآیی‌شان را از دست داده‌اند شما چه می‌‌کنید تا دچار این آسیب نشوید؟
ـ من هدف بزرگی دارم اما هیچ وقت قدم بزرگی برنمی‌دارم. تنها برمبنای داشته‌ها و توان خود حرکت می‌کنم آهسته و پیوسته. ما باید همواره خود را در دامنه کوه تصور کنیم نه در نوک قله. اگر روزی فکر کنیم که به قله و نهایت رسیده‌ایم، متوقف خواهیم شد. ما ادعای بزرگی نداریم اگر به ما کمک کردند چه بهتر، اگر هم نه باز هم قدم به قدم ان‌شاالله جلو خواهیم رفت. 
آقای منصف! مسولین استان که شما را می‌شناسند پس نباید خیلی نگران حمایت و … باشید.
ـ اخیراً نامه‌ای داده‌ام به دست سردار باقرزاده، نوشته‌ام که برای مردمی شدن کارها من پیش‌قدم شده‌ام. وقت و هزینه می‌گذارم اما شعارها هم باید یک روز تحقق پیدا کند. در آن نامه تقاضای سیستم کامل کامپیوتر کرده‌ام؛ همچنین کاغد و قلم هم خواسته‌ام تا بدانند از نظر مالی ضعیفم. برعکس انگیزه یک چیز دیگر هم خواسته‌ام. چند وقت پیش طرح تحقیقاتی داده‌ام درباره دفاع مقدس. کار گروه فرهنگ و هنر بسیج استانداری آن را قبول کرده است. در بسیج هم رفتم و از طرح دفاع کرده‌ام. همه طرح را قبول دارند اما متاسفانه هنوز قراردادی با من منعقد نشده است. 
راستی نگفتید چرا حماسه هشت، تازه هشت آن را هم انگلیسی نوشته‌اید؟
ـ ارشاد از من 5 اسم خواسته است نمی‌دانم با کدام یک موافقت می‌کنند اما حماسه هشت را از اول انتخاب کرده بودم هشت را انگلیسی نوشته‌ام تا بگویم جنگ 8 ساله ما یک جنگ فرامنطقه‌ای بوده و در جغرافیای خاصی محدود نمی‌شود. 
ضمن تشکر از شما اگر هر صحبتی چه با خوانندگان سبزسرخ و چه با مسوولین دارید لطفاً بیان بفرمایید.
ـ خواننده‌های سبزسرخ که همه آدم‌‌های باحالی هستند چرا که در این دنیای رنگارنگ مطبوعات کار مربوط به شهدا را می‌خوانند. حرف من با مسوولین است که دو صد گفته چو نیم کردار نیست. این فرصت آزمون خوبی برای این ادعاست که کار فرهنگی باید به میان مردم برود. من پایگاه بسیجی را سراغ دارم که بی‌هیچ حقوق و مواجبی به اندازه‌ی یک ارگان فرهنگی فعالیت می‌کند. ان‌شاالله امور بیش از پیش مردمی شود. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ابوالمشاغل

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۸ دی ۱۴۰۲، ۰۶:۳۷ ق.ظ

علی آقامحمدی رئیس هیئت مدیره جدید استقلال می‌شود

 

خدمت شما عرض شود که این چند خط را خود بنده خدا برای معرفی خودش در کانالش منتشر کرده:

🔻کانال رسمی  دکتر علی آقا محمدی 🔻
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام
 رئیس ستاد توانمندسازی محلات کشور 
رئیس گروه دفتر اقتصادی مقام معظم رهبری
عضو هیئت مدیره تیم استقلال 

لینک کانال 🔴⬇️⬇️⬇️🔴🔴

 این طور افراد که سرشناس هستند معمولا در بین فامیل و محل و همشهری ها و دوستان و... هم محل رجوع هستند و سرشان حسابی شلوغ است. اگر از بعضی سمت های غیر رسمی ذکر نشده محتمل بگذریم آن سه مسئولیت اقتصادی که بر دوش این بزرگوار است هر یک به تنهایی سهمی وافر در سرنوشت زندگی و معیشت مردم دارد. هر یک از این مسئولیتها نیازمند مطالعه و تحقیق و بحث و بررسی و صرف انرژی است. مدیرانی هم هستند که تعدد مشاغلشان بسیار بیشتر از موارد و فهرست مشغله های این بنده خداست.

حالا اینکه چرا بعضی امور مملکت قفل شده و فاقد حیات و جنبش است و تحول خاصی در زندگی مردم رخ نمی دهد یک عاملش بر می گردد به همین یک دست و چند هندوانه بودن بعضی حضرات که تازه خودشان با افتخار از آن یاد میکنند. یک مسئولیت را بچسبید و با همه توان در پیشبرد و قوّت همان متمرکز شوید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سردار هادیانفر

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۷ دی ۱۴۰۲، ۰۶:۱۵ ب.ظ

این خبر هم لابه لای اخبار کشور گم شد. رییس پلیس راهور کشور دیروز تغییر کرد. حالا عزل شد، بازنشست شد یا یک جابجایی معمول سازمانی بود الله اعلم.

می دانید، راستش بارها دیده ام بچه های عدالتخواه هم وقتی به جایی می رسند حساب کار دستشان می آید که اگر میخواهند این روند رشد اداری را ادامه دهند لازمه اش سکوت و سازگاری با محیط پیرامون و همداستان شدن با سایر مدیران است.

سردار هادیان‌فر: ۳۴۲ میلیون تردد تا به امروز به ثبت رسیده است/ قوانین  ترافیکی بازدارنده نیست

 

سردار سید کمال هادیانفر اما با اینکه شغلی انتظامی دارد و باید فرمانبردار باشد انسانی حرّ و با انصاف و رک و شجاع است و از این بابت حق بزرگی بر گرده جریان عدالتخواهی دارد. او و سازمان تابعه اش بارها به طور مستقیم و صریح و مستند، صنعت خودروسازی کشور را به چالش کشیده و تنها مجموعه ای بودند که مافیای خودروی کشور را وادار به واکنش و پاسخگویی نمودند. می دانید که از مقام معظم رهبری تا رییس جمهورهای مختلف و وزرا و نمایندگان مجلس و ... منتقد صنعت خودرو سازی کشور هستند. این موضوع به عامل مشترک و وحدت بخش بین ملت و دولت تبدیل شده است!! اما هیچ گاه کسی زورش به خودروسازها نرسید و نتوانست آنها را مجاب به پاسخگویی کند.

تعبیر از بعضی محصولات خودرویی به عنوان ارابه مرگ و ارائه آمارهای مختلف از خسارات ناشی از غیراستاندارد بودن لوازم خودروهای چینی به ظاهر تولید ملی و در نهایت ارائه مستنداتی در این خصوص که اگر کل صنعت خودروسازی کشور تعطیل شده و خودروی استاندار وارد شود با صرفه جویی حاصل از کاهش تصادفات و کنترل وضعیت آلودگی هوا و حفظ جان مردمی که بر اثر تصادف یا آلودگی جان می بازند و تعدادشان در سطح کشتار جنگی است میتوان تمام کارگران بیکار شده کارخانه های خودروسازی را حقوق داد و تأمین نمود.

دوره مدیریت شجاعانه سردار هادیانفر و دوستان و یارانش دوره ای طلایی از مدیریت شجاعانه در دفاع از حقوق مردم بود که وظیفه قدردانی از آن را داریم.

برای این سردار عزیز آرزوی توفیق روزافزون دارم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مگر میشود این اندازه پست بود؟

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۷ دی ۱۴۰۲، ۱۲:۱۳ ب.ظ

آدم ببیند به حیوان ظلم میشود هم نمیتواند طاقت بیاورد گوشه ای بایستد و تماشا کند و ساکت بماند. جماعتی که عجمیان و علی وردی را با شکنجه و قتل صبر به شهادت رسانده و بر پیکرشان می تازند و رقص و پایکوبی میکنند یا در قبال کشتار وحشیانه هموطنان بی دفاع و مظلوم خودشان توسط داعش ابراز خوشحالی می کنند مشکلشان اعتقادی و عقلی نیست. انسان به حکم فطرت نمیتواند در مقابل زجر و درد کودکان و زنان و ... بی تفاوت باشد. نمی شود پذیرفت این رویکرد، صرفاً یک نوع نگرش و برداشت ذهنی و درونی است. چه بسیار انسان هایی که مشروب میخورند، دزدی هم میکنند اما وجدانشان اجازه نمیدهد تکه تکه شدن کودکی را ببینند و زبان به تمسخر بگشایند. خیلی از اوباش هم برای خودشان خط قرمزهایی دارند. 

تعارف که نداریم. در حلال زادگی چنین افرادی با این مرتبه از پستی باید شک کرد. قوه قضاییه پیش از صدور هر نوع حکم و اتخاذ موضع و برخوردی در وهله نخست باید دستور اثبات حلال زادگی این افراد از طریق انجام آزمایش دی ان ای در مراکز معتبر پزشکی را صادر نماید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عدو شود سبب خیر اگر...

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۷ دی ۱۴۰۲، ۱۱:۵۲ ق.ظ

فرارو | (تصاویر) گلزار شهدای کرمان پس از خاکسپاری شهدا

 

خون شهید که هدر نمی رود.

غول های رسانه ای دنیا که عظمت راهپیمایی اربعین را سانسور می کردند به طریق اولی تمایلی به پوشش اخبار مربوط به سالگرد حاج قاسم و تجمع شکوهمند مریدان طریق شهادت را ندارند.

حالا اما حادثه کرمان و جنایتی که در حق زن و کودک و پیر و جوان این مرز و بوم صورت گرفت رسانه های دنیا را مجبور کرد اعتراف کنند که حاج قاسم، قهرمان ملی و تاریخی مردم ایران است و یادآور شدند این قهرمان بزرگ که داعش خون آشام او را دشمن خود شمرده و حتی دوست دارانش را به خاک و خون می کشد توسط آمریکایی ترور شده که به ظاهر مدعی مخالفت با داعش و تروریسم است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بی پرده و صریح با مسئولان فریدونکنار

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۷ دی ۱۴۰۲، ۱۱:۰۹ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم
خبر آن قدر تلخ و ناگوار است که هر شنونده با غیرتی را وا میدارد در صحت آن خود را به شک بیندازد
اما
دردمندانه باید خون گریست و اعتراف کرد خبر راست و درست است.
زنی با پوشش نامناسب وارد خیابان و بازار میشود. دو خانم متدین بر اساس وظیفه دینی و انسانی به او تذکر لسانی میدهند اما در ملاءعام توسط فروشنده ای بی غیرت مورد ضرب و شتم قرار می گیرند.
مسئولان فریدونکنار که خودشان را برای برگزاری کنسرت به آب و آتش زده و متحد و هماهنگ و با به خط کردن اصحاب رسانه درصدد توجیه و تبلیغ آن برآمدند حالا اما در قبال حرمت شکنی بانویی مسلمان که حتی اگر زن یهود بود نیز به فرموده مولا علی حق بود از غصه دق کنند مهر سکوت بر لب زده اند.
مدعیان دین داری و ایمان اگر در کوچه های بنی هاشم بودند هم در قبال حرمت شکنی ناموس رسول الله سکوت پیشه کرده و علی علیه السلام را تنها و خانه نشین رها می نمودند؟! امیدوارم که چنین نباشد.
این واقعه تلخ معرکه امتحانی است برای همه کسانی که با داعیه اسلام و انقلاب به قدرت رسیده و خود را وارث و پیرو راه شهیدان بزرگ این شهر همچون حاج حسین بصیر میدانند.
آن بی شرفی که دست روی بانوی محجبه آمر به معروف بلند کرد اگر در محضر افکار عمومی از سوی متولیان قانون به مجازات سنگین و عبرت آموز محکوم نشود نشانه بی غیرتی و خیانت مسئولان شهر محسوب شده و ننگ ابدی بر پیشانی آنان به شمار خواهد آمد.
والسلام
احمد غلامی جانباز و بسیجی فدایی ولایت

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وحدت شیعه لندنی با وهابیت

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۲، ۰۴:۰۸ ب.ظ

حاج قاسم مرد میدان وحدت | soleimani.taqrib.ir

 

داعش طی اطلاعیه ای حماس را تهدید کرده که به گروههای مبارز شیعی نزدیک نشود. داعش مدعی شده هدف جمهوری اسلامی این است که سنی های فلسطین توسط اسرائیل نابود شوند.

خب، شما که به این حرف اعتقاد داری خودت بلند شو برو از فلسطین دفاع کن.

مگر در سوریه و عراق، آن همه مردم اهل سنت هدف تهاجم داعش نبودند که بچه های شیعه رفتند و از آنها دفاع کردند؟ حاج قاسم ما فرمود جان ما فدای اهل سنت.

مگر حزب الله لبنان که در حال نبرد با رژیم غاصب است و این همه شهید میدهد شیعه نیست؟

چرا اسرائیل فرماندهان ایرانی مرتبط با فلسطین را در سوریه و لبنان ترور میکند و کاری با داعش ندارد؟

حرف درباره داعش و وابستگی علنی آن با مواضع رژیم صهیونیستی زیاد است.

نکته اینجاست به موازات آتشی که داعش در خرمن  وحدت بین شیعه و سنی می‌اندازد طیف شیرازی ها هم همواره تأکید داشته اند اسرائیل و آمریکا و انگلیس را باید رها نموده، حتی با آنها متحد شد و با اهل سنت به جنگ پرداخت!

بالاترین حربه دشمن ایجاد حاشیه امن برای خود و به جان هم انداختن مسلمین است. فهم این مسأله دشوار نیست.

اگر وحدت شیعه و سنی خطاست چرا تشیع لندنی با وهابیت برای جنگ بین شیعه و سنی متحد شده اند؟!

 

حال که طرز نماز خواندن شیعه با سنی متفاوت است، آیا خود پیامبر (ص) چگونه نماز  می‌خوانده است؟ – پایگاه مجازی مجموعه امیرالمومنین

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با آب طلا بنویسید

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۲، ۰۷:۲۲ ق.ظ

افشین علاء نویسنده کتاب به یاد کانون

 

شعر افشین علا آنقدر زیباست که حیفم آمد در وبلاگ خودم قرار ندهم. به خصوص آن قسمتش که بعضی نقدها را به رویکردهای فرهنگی نظام بیان میکند. از آن دست سروده ها و آثاری است که در سپهر فرهنگ و هنر ایران و جمهوری اسلامی ماندگار خواهد شد:

غذای نذری و شربت؟ چه گفت مردک پست؟

گدای اجنبی افسار خود چگونه گسست؟

زبان الکن این لات، ازچه لال نشد؟
میان دست‌ پلیدش قلم چرا نشکست؟

دهن‌کجی به شهیدان و ادعای شعور؟
مجیزگویی خصم و به خلق، ضربت شست؟

کسی که نان سگان می‌خورد چه می‌فهمد؟
غذا و شربت نذری نشانه‌ی شرف است

حرام‌خوار چه داند که شد به کام شهید
نه نان و شربت نذری، که می ز جام الست

به خویش غره نگردد! خطاب من نه به اوست
که شأن شاعر دل‌خون کجا و جاهل مست؟

دلم پر است نه از او که نیست جز مگسی
دلم پر است ز مصدرنشین سفله‌پرست

دلم پر است از آنان که اسوه می‌سازند
به دست خویش برای جوان ز مردم پست

ز صاحبان مناصب که از خصومت‌شان
هر آن‌که ناصح و دلسوز بود و نخبه، نرست


هر آن‌که گیشه پسندید، نورچشمی شد
هر آن‌که شوت بلد بود و گل، به صدر نشست

گناه را ز سلبریتیان مبین که نظام
خودش به تازه به دوران رسیدگان دل بست

برای مردم دانا رسانه هست؟ که نیست
سخن‌شناس و هنرور به خانه نیست؟ که هست

ز مدح و نوحه، جوانان چقدر گریه کنند؟
ز نطق‌های شعاری چه آورند به دست؟

خطای شیوه‌ی تبلیغ و حکمرانی ماست
گدای غرب، اگر حرمت شهید شکست...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اگر از فیلتر خدا عبور کردیم

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۵ دی ۱۴۰۲، ۰۳:۴۷ ب.ظ

تصاویر برخی از شهدای حادثۀ تروریستی کرمان - جهان نیوز

 

دیدم بعضی نامزدهای انتخابات مجلس شورای اسلامی که امروز پیامک تایید صلاحیت دریافت کرده اند با ذوق و شوق، قابی از تصویر خود با گل و بوته و چمن را در گروههای مجازی منتشر نموده و از این موفقیت ابراز خوشحالی میکنند.

نوش جان، تبریک.

البته تأیید صلاحیت توسط شورایی که سالهای پیش صلاحیت حسن روحانی و جهانگیری و غرضی و تاجگردون و... را با آن سوابق و پرونده های قطور تأیید کرده بود خیلی هم افتحار ندارد.

افتخار و سعادت از آن بچه های پاک و بی آلایشی است که بی هیچ ادعایی این روزها صلاحیتشان از سوی خدا تأیید شد و از آسمان کرمان تا مجلس ضیافت اباعبدالله پر گشودند. پیامبرمان فرمود شهادت در آخرالزمان، بهترینهای امت مرا گلچین می کند.

هر وقت جزو بهترینهای امت رسول الله شدیم به خود مباهات کنیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

طرف داعش

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۴ دی ۱۴۰۲، ۱۰:۵۶ ق.ظ

زندگی نامه سردار حاج قاسم سلیمانی + عکس، فرزندان و شهادت - ایمنا

 

آمریکا می گوید انفجار کرمان و کشتار وحشیانه زائران مزار حاج قاسم کار ما نبود کار داعش بود.

یعنی قبول دارد که داعش، دشمن و تشنه خون سلیمانی و سلیمانی هاست.

همین آمریکا با افتخار می گوید قاسم سلیمانی را ما کشتیم.

خودش دارد اعتراف میکند طرف کیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در حفظ انقلاب، جدی تر باشید

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۴۰۲، ۰۶:۵۷ ب.ظ

ایران به خودی خودش دشمن زیاد دارد بابت استثمار منابع طبیعی، بابت اختلافات مرزی که دستپخت استعمار بریتانیاست، بابت شیطنت بعضی شیوخ فاسد منطقه؛ قبل از انقلاب هم آمریکا در کشور ما کودتا کرد، درگیری مرزی محدود با کشور عراق داشتیم؛ اما انقلاب اسلامی که آمد و حرف نویی را در جهان مطرح کرد دیگر همه دشمنی های ریز و درشت بر ملا شد، دشمنان ما متحد شدند از آمریکا و شوروی و اعراب و غرب و اسرائیل تا منافقین و تجزیه طلبان کرد و عرب و بلوچ و ترک و ترکمن، سلطنت طلب ها و لیبرالها و داعش و ... را هم اضافه کنید.

جمهوری اسلامی میداند که دشمن زیاد دارد و هر لحظه از هر منظری، نظامی یا تروریستی یا اقتصادی و فرهنگی و... باید منتظر ضربه و حملات کوچک و بزرگ اجانب و ایادی شان باشد.

ایران چاره ای جز قوی شدن ندارد. اقتصاد و فرهنگ و صنعت و توان دفاعی و علمی ما باید به اندازه ای برسد که دیگر هیچ نوع وابستگی به اغیار باقی نماند. لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا.

از جمله مظاهر قدرت در جمهوری اسلامی البته صداقت و یکرنگی مسئولان با مردم است.

هر گزاره ای که میتواند پایه های حکومت دینی را محکم کند باید در اولویت قرار بگیرد.

مردم انقلاب کردند، با ترورها و کودتاها مقابله کردند، جنگ را پیش بردند، با تحریم ها کنار آمدند، فتنه ها را زمین زدند و...

نظام اسلامی تا زمانیکه بتواند در دل مردم پایگاه داشته باشد و اعتماد آنان را به رویکردهای سالم دینی و معنوی و انسانی جلب کند ضربه پذیر نخواهد بود؛ به حول الله تعالی.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

انجوی نژاد هم یقه اژه ای را گرفت

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۴۰۲، ۰۲:۳۱ ب.ظ

یادی از شهدای رهپویان وصال شیراز - مشرق نیوز

 

هیات رهپویان وصال از معروفترین و برترین هیاتهای مذهبی جوانان بسیجی کشور است. وقتی ضدانقلاب میخواست در استان فارس کار تروریستی بکند مهم تر از هر نهاد و سازمانی، روی این هیات تمرکز پیدا کرد زیرا می دید در حال تربیت جوانانی است که پا جای پای شهدا می گذارند و کیست که نداند دشمنان از شهدا می ترسند؟!

انجوی نژاد از روحانیون بسیجی و مخلص و موفق کشور که البته آزاد اندیش و عدالتخواه است هم این روزها در خصوص برخورد زشت و غیرقابل توجیه با فرماندار جوان و انقلابی قزوین زبان به شکوه گشود.

محسنی اژه ای باید پاسخ بدهد چرا در دوره مدیریت خود کاری کرده که دیگر هیچ جوان مومن و متدین و انقلابی در کشور نیست که منتقد تند و تیز نهاد قضا نشده باشد؟

چرا امثال فرماندار حزب اللهی قزوین که خواست جلوی زمین خواری مسئولان قضایی استان بایستد باید به زندان بیفتد و با پا بند آزاد شود اما حسین فریدونها و مهدی جهانگیری ها و مصطفی نیازآذری ها و مهدی عبوری ها باید صاف صاف بچرخند و پست و پول پارو کنند؟

قوه قضاییه ویترین نظام اسلامی است. شما را به خدا آبروی نظام را لااقل جلوی بچه مذهبی ها حفظ کنید و اعتماد دلسوزان انقلاب را از بین نبرید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آذر شوماخر!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۴۰۲، ۰۹:۱۰ ق.ظ

مصطفی محمد میرزایی اولین شهید ایرانی در کشور یمن است که همزمان با شهادت حاج قاسم سلیمانی، توسط آمریکا ترور شد و پیکرش هیچگاه به میهن بازنگشت. مزار یادبودی برای او در حرم سیدالکریم حضرت عبدالعظیم اختصاص پیدا کرده است.

کسی نمی دانست او نیروی برون مرزی سپاه است. چون با وانتش بار همسایه ها را صلواتی جا به جا میکرد یا کار فنی شان را صلواتی انجام میداد خیلی ها او را کارگری ساده می دانستند. گاهی می رفت در اطراف شهر تهران در ساخت خانه برای خانواده های شهید افغانستانی مدافع حرم کمک می کرد.

دید حوادث چهارشنبه سوری باعث مرگ یکی از کودکان محل شده. هر سال با هزینه خودش مینی بوس کرایه می کرد همان روز بچه ها را به اردو می برد تا حسابی کیف کنند و انرژی شان تخلیه شود.

رفت رستوران دید صاحب آن به دو کودک فقیر پاکستانی پرخاش می کند. برای آن دو کودک غذا سفارش داد. گفت هر وقت غذا خواستند بدهید هزینه اش پای من.

مادرش آذر خانم، عشق پیکان بود و به رانندگی علاقه داشت. مصطفی و برادر کوچکترش که او هم مدافع حرم است برای او پیکان خریدند. رانندگی حرفه ای مادر را که دیدند اسمش را به شوخی گذاشتند آذر شوماخر.

یک بار مصطفی تصادف کرد. مادر تا به بیمارستان رسید همان دم در از حال رفت.

می خواست برود مأموریت. مادر با پیکان معروفش او را برد فرودگاه امام و بوسیدش. داشت می رفت دلش طاقت نیاورد. صدایش زد برگردد. گفت بگذار حسابی دورت بگردم. دوباره او را بوسید. زود خم شد کفش پای پسرش را هم بوسید. مصطفی بغض کرد. تو را به خدا بس کن، این چه کاری است دیگر مادر، من باید پای تو را ببوسم. شنید که نه! خاک پای تو سرمه چشمان من است.

مادر یک پارچه دل بود در انس و محبت وعشق به فرزند. با این حال وقتی خبر شهادت جگرگوشه اش را شنید، بی قرار نشد، گریه و زاری نکرد، از حال نرفت، آرام نشست و گفت الحمدلله، مصطفی به آنچه حقش بود رسید. خیالم راحت است آن دنیا پیش حاج قاسم و سایر شهدا، جمعشان جمع است و بهش خوش میگذارد. می دانم آن دنیا میهمان کرامت حضرت زهراست.

 

باربر صلواتی یا امین حاج قاسم سلیمانی +عکس - مشرق نیوز

  • سیدحمید مشتاقی نیا

روز مادر

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ دی ۱۴۰۲، ۰۲:۴۷ ب.ظ

اطلاعات شهدا 

 

دیگر حسن آقا را مفقودالاثر حساب کردیم و برایش تشکیل پرونده دادیم. مفقود بودن یک رزمنده، بدترین وضعیت برای خانواده او است. خانواده هایی که عزیزانشان به شهادت می رسد می دانند تکلیفشان چیست. مدتی عزاداری می­کنند و در نهایت می­پذیرند که باید با این واقعیت تلخ کنار بیایند. خانواده های اسرا هم تکلیفشان مشخص است و چشم انتظار بازگشت عزیزانشان می مانند. خانواده مفقودالاثرها اصلاً نمی دانند تکلیفشان چیست؟ عزاداری کنند یا باید چشم انتظار بمانند؟ این وضعیت نامشخص، بسیار تلخ و دشوار است، به خصوص برای پدر و مادر رزمنده مفقودالاثر. من از آن پس آب شدن شمع وجود پدر و مادرم را با چشم می دیدم. بعدها مادرم نقل می کرد: اشکم برای حسن قطع نمی شد و دائم گریان بودم تا اینکه پس از مدّتی زیاد یکی از همسایه ها به نزدم آمد و گفت دیشب امام زمان (عج) را خواب دیده است. آن حضرت به او گفت به فلانی بگویید که چرا این قدر گریه و زاری می کند. حسن آقا پیش ماست و حالش هم خوب است.

 می گفت: از آن زمان دیگر قلبم آرام گرفت و از گریه هایم کم شد. پدرم گرچه گریه نمی کرد و همیشه می گفت «خدایا راضیم به رضایت» اما عملاً آب شدن او را از همان زمان می دیدیم و سفید شدن موهایش را. آخر تا آن موقع با این که سن و سالی داشت یک موی سفید هم در سرش پیدا نبود.

مادرم بعد از شهادت حسن آقا می گفت: وقتی دو تا دو قلوی پشت سر هم از نسل پیغمبر (حسن آقا و حسین آقا در سال 1348 و من و زهرا درسال 1349) و به فاصله یکسال داشتم، هیچ کسی هم نبود که کمکم کند، غذای چندانی هم برای خوردن نداشتیم، دو تا از بچه ها هم به قدری مریض بودند که دکتر می گفت چرا بیخود برای آن ها پول خرج می کنید، این ها مردنی اند. یک شب که حسابی خسته شده بودم و به عبارتی داشتم کم می آوردم، خواب دیدم سیدی با عمامه سبز به منزل ما آمد و مرا دلداری داد و از بین بچه ها حسن آقا را بغل کرده و مورد نوازش قرار می داد. من آن موقع با خودم گفتم چرا فقط حسن آقا را بغل کرده است؟

خاطره ای از حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی درباره شهادت برادرش سید حسن/ کتاب تو شهید میشوی/ انتشارات مطاف عشق

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دل مادر

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ دی ۱۴۰۲، ۱۰:۱۸ ق.ظ

کلاست را با شکستن دل مادر حفظ می کنی؟ زندگی ات می شکند - شاد زیستی

 

زن میانسال تازه از مشهد برگشته بود.همه خانواده جمع شدند دورش برای زیارت قبول و گرفتن سوغاتی!

برای هر کس چیزی آورده بود. لباسی، خوراکی، عطر و مهر و تسبیح و جانمازی...

مادر پیرش منتظر بود ببیند برای او چه آورده. انتظارش زیاد طول نکشید. پارچه ای سفید برایش آورده بود. گفت: کفن شماست مادرجان، خریدم که دم دست باشد!

پیرزن بغضش را فرو بلعید و چیزی نگفت.

مرگ که پیر و جوان نمی شناسد.

یکماه شده نشده، فرزند خردسال زن، بیماری سختی گرفت و از دنیا رفت. همان پارچه سفید سوغاتی را آوردند او را کفن پیچ کرده و به خاک سپردند.

این داستان واقعی است. آدمش را هم می شناسم. مواظب باشید دل مادرتان را نشکنید.

بزرگان گفته اند می خواهید گره کارتان باز شود از پدر و مادر بخواهید برایتان دعا کنند. کاری کنید که دلشان یا روحشان شاد شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا