اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

همایش ملی فقه هسته ای با سخنرانی حجت الاسلام ایزدهی

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۲، ۱۱:۱۰ ق.ظ


به گزارش خبرگزاری رسا، نخستین پیش نشست تخصصی همایش ملی فقه هسته ای با موضوع ممنوعیت استفاده از سلاح کشتار جمعی (نقد و بررسی ادله) با همکاری علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و سازمان انرژی اتمی، 10 بهمن ماه در قم برگزار می شود.

 در این نشست تخصصی که در سالن جلسات انجمن های علمی حوزه برگزار می شود، حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی، مدیر گروه سیاست پژوهشگاه به ایراد سخنرانی خواهد پرداخت، همچنین محمود حکمت نیا و ناصر قربان نیا به عنوان ناقد در این جلسه حضور دارند.

 

این همایش، بررسی فتوای مقام معظم رهبری پیرامون حرمت انباشت و استفاده از سلاح های کشتار جمعی را در دستور کار خود خواهد داشت.

 

نخستین پیش نشست تخصصی همایش ملی فقه هسته ای، صبح پنج شنبه 10 بهمن ماه از ساعت 10 تا 12در سالن جلسات انجمن های علمی حوزه به نشانی قم، بلوار جمهوری اسلامی، کوچه دوم، فرعی اول سمت چپ برگزار می شود.

 

گفتنی است، همایش ملی فقه هسته ای از سوی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با همکاری سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران و چندین موسسه تحقیقاتی کشور، سی ام بهمن ماه در دو شهر قم و تهران برگزار خواهد شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تنت به نازطبیبان نیازمند مباد

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۲، ۱۱:۰۹ ق.ظ


حجت الاسلام والمسلمین محمدمهدی ماندگار، شش سال سابقه حضور در جبهه را دارد که در این مدت بارها از طعم تیر و ترکش دشمن بی نصیب نمانده است. مار شیمیایی نیز زهر خود را به جان او ریخته و هر از گاهی، حال و هوای همنشینی با عبادالصالحین را در وجودش زنده می کند.

این روزها این راوی بزرگ عرصه ایثار و شهادت از ناحیه ریه دچار مشکلاتی شده و در حال استراحت است. البته ظاهراً هنوز نظر قطعی پزشکان در خصوص بیماری ایشان اعلام نشده است. اواخر اسفند سال گذشته نیز حجت الاسلام ماندگار از ناحیه قلب دچار مشکلاتی شد که منجر به بستری ایشان گردید.

برای این استاد فرهیخته حوزه و مبلّغ توانمند فرهنگ دلدادگی، آرزوی سلامت و بهبودی دارم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برای این طلبه ناهی از منکر دعا کنید

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۲، ۰۸:۰۲ ب.ظ


جمعه گذشته به همراه حجج اسلام جهانشاهی، علی زاده و آقامحسن شیرازی به عیادت علی خلیلی رفتم.

علی خلیلی همان طلبه ناهی از منکر تهرانی است که دوسال پیش در شب نیمه شعبان، با دیدن مزاحمت تعدادی از اوباش برای نوامیس مردم، سعی کرد مانع از اقدام متعرضانه آنها بشود که یکی از اراذل چاقویی را به گردن او زد و ...

علی خلیلی مدتی طولانی در بیمارستان بستری بود. از آن جا که آن شب خون زیادی از او رفته بود بسیاری از بیمارستان های تهران پذیرش او خودداری کردند و این جنایت اصحاب طبابت، باعث وخیم تر شدن حال این طلبه جوان گردید.

او بعد از گذشت چند ماه توانست مدتی سرپا بشود، اما این مسئله با توجه به مشکلات جسمی ناشی از آن ضربه ناجوانمردانه، چندان دوام نیاورد.

اینک بعد از دوسال، بدن او از چند ناحیه دچار عفونت شدید شده تا جایی که قادر به تکلّم، خوردن غذا و .... نیست و با بدنی نحیف روی تختی در طبقه ششم بیمارستان خصوصی عرفان بستری شده و به دعای خیر مردم نیاز دارد.

جالب است بدانید همان ایام که علی خلیلی با چاقو مضروب شد، رئیس محترم قوه قضائیه در نطقی فصیح ادعا کرده بود ایجاد ناامنی در جامعه ولو با سلاح سرد در حکم محاربه بوده و سزای آن اعدام است. ضارب علی خلیلی، در سایه سکوت مدعی العموم، به غیر از دیه، تنها به دو سال حبس محکوم شد و مدتی است که از آن پرونده خلاص شده است. نکته قابل توجه اینجاست که فرد ضارب پس از آزادی به دلیل چاقو کشی مجدد و مجروح ساختن یکی دیگر از شهروندان، همینک در زندان به سر می برد!

جالب است بدانید با توجه به عدم پذیرش این طلبه مظلوم در بیمارستان های دولتی و تحمیل هزینه های گزاف مربوط به جراحی های مکرر، پدر وی مجبور به فروش خانه مسکونی خود گردید.

جالب است بدانید به رغم اذعان مسئولانی چون ریاست ستاد امر به معروف و نهی از منکر به جانبازی این بسیجی با غیرت، هنوز پرونده وی برای ثبت در بنیاد شهید و امور ایثارگران در پیچ و خم های ناتمام اداری به سر برده و به نتیجه نرسیده است.

جالب است بدانید در حال حاضر هیچ یک از مسئولان حوزه علیمه و یا نیروی مقاومت بسیج سراغی از این طلبه جانباز نمی گیرند.

شکر خدا روحیه علی خلیلی بسیار عالی است و با تمام این رنج ها و مشقّت ها که دو سالی است بخت جوانی اش را به تخت بیمارستان گره زده است اقدام خود در نجات دختران از دست اوباش را یک تکلیف دانسته و جز رضایت خدا دنبال دستاورد دیگری نیست.

مسئولان امر باید حواسشان جمع باشد که عدم حمایت قاطع از معدود بسیجیان ناهی از منکر، باعث تضعیف انگیزه مؤمنین برای مقابله با فحشا گردیده و ثمره ای جز جولان بیشتر مجرمین و مزاحمین نوامیس نخواهد داشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دانش آموز مدرسه نمونه دولتی بابل، قربانی جدید جاده ی نا ایمن!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۲، ۱۰:۳۴ ق.ظ


طلبه در وبلاگ حاج علی اکبر ناصری نوشت:

یکی از وظایف اصلی مسئولین ، حفظ سلامت و امنیت آحاد مردم جامعه بویژه نخبگانی است که با سرمایه های نظام ، رشد علمی کرده اند و حالا باید در انتظار ثمردهی آنان بود. با این وجود گاهی سهل انگاری ها و مماشات آقایان مسئول باعث می شود این سرمایه ها به راحتی از دست رفته و ضرر جبران ناپذیری را نه فقط به بازماندگان و دوستان ، که به کل جامعه وارد کنند. و بعد از این قضایا ، برخی از همین مسئولین کم کار و مقصر هم طی پیام هایی جداگانه خود را همدرد دیگران معرفی می کنند!

شاید فرار مغز ها به خارج از کشور به این اندازه دردناک نباشد که مغزها را به همین راحتی روانه ی قبرستان  می کنیم.

یکی از جاده های اصلی و پر تردد بابل ، جاده ای است که میدان شهید بزاز این شهر را به شهرستان سیمرغ (کیاکلا) متصل می کند. وجود چندین روستا و شهرک صنعتی و حوزه علمیه و مدرسه نمونه دولتی و شهرک مسکونی مهردشت  و ... سبب افزایش میزان تردد در این مسیر می شود. این در حالی است که این جاده فقط یک لاین رفت و یک لاین برگشت –بدون گاردریل- دارد و چندین سال است که بخش های زیادی از این جاده ، شانه ندارد! خصوصا در حد فاصل شهرک صنعتی منصور کنده تا شهرک مسکونی مهردشت روستای سلطان محمد طاهر که سالیان مدیدی است که برای تعریض شدن ، شانه های جاده را گرفته اند اما نه جاده تعریض شد و نه شانه ی جاده به حالت مناسب برگشت و همین اختلاف سطح جاده و شانه ی آن و شکستگی های عدیده در آسفالت جاده و وجود پیچ ها و تقاطع های خطرناک ، سبب خطرات بسیار می شود.

البته قابل توجه آنکه حتی یکبار هم مامورین گشت راهنمایی و رانندگی برای کنترل سرعت وسایل نقلیه ، در آن دیده نشده اند.

حاصل کم کاری در تعریض و امنیت بخشی به این جاده و رها کردن آن بدون ایجاد شانه مناسب و کم کاری آقایان در جذب و اختصاص بودجه های لازم برای این کار  و عدم حضور موثر مامورین راهنمایی و رانندگی در مناطق حادثه خیز آن ، سبب آن شده که هر از چندگاهی ، تصادفات تلخ و ناگوار در این محور روی دهدکه آخرین آن همین چند ساعت گذشته ،شنبه 5 بهمن 1392، رخ داد و طی آن دانش آموزی عزیز به نام "رضا علی زاده جلودار" از مدرسه نمونه دولتی بابل ، جان باخت و راننده هم در کما به سر می برد و 3 دانش آموز دیگر مجروحند. البته تقریبا یک سال قبل -در دی ماه 1391- هم فرد دیگری به نام مجید اسماعیلی طلبه پایه 9 و 10 حوزه علمیه فیضیه مازندران که از اصفهان برای تحصیل علم به بابل آمده بود و آخرین سال حضورش را در این شهر می گذراند ؛ در اثر سانحه ای مشابه ، در این محور جانش را از دست داده بود.

معلوم نیست که این جاده ی ناایمن با تعلل های پیاپی مسئولین و حتی عدم اطلاع رسانی مناسب رسانه ها تا چه زمانی به قربانی کردن سرمایه های این کشور خواهد پرداخت؟ تا چه زمانی روستائیان منطقه باید دلشان شور این را بزند که مبادا امروز برای اعضای خانواده شان حادثه ای رخ دهد؟ تا چه زمانی کارگران شرکت ها و کارخانجات مسیر ،  باید دلهره از عدم برگشت نان آور خانواده شان  داشته باشند؟   تا چه زمانی والدین دانش آموزان و طلاب ، باید نگران این باشند که فرزندشان سالم به محل تحصیلش رسیده یا خیر؟

 

واقعا تا چه زمانی؟!

http://hajinaseri.blogfa.com/post-480.aspx

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ماشین جنگی ابداعی مردم آمل!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۲، ۱۰:۵۲ ب.ظ


در روز ششم بهمن و حماسه بزرگ مردم آمل، آشنایی با یک ابتکار جالب مردم قهرمان این دیار در عرصه دفاع شهری، خالی از لطف نیست:

 مدافعان شهر که تجربه ای در نبرد خیابانی نداشتند در مقابله با نیروهای آماده و آموزش دیده که خیابان هایی از شهر را به اشغال خود در آورده بودند جلوه هایی زیبا از رشادت و پایمردی را خلق نمودند. در این بین یکی از ابتکارات رزمندگان مدافع شهر، در نوع خود جالب و غافلگیر کننده بود.

" یکی از ابتکارات جالب نیروهای بسیجی در نبرد با دشمن این بود که پشت یک وانت نیسان سنگر درست کرده بودند و وانت با دنده عقب به سمت دشمن حرکت می کرد؛ نیروهای بسیجی پشت سنگرهای ساخته شده در وانت به سمت دشمن تیراندازی می کردند و راننده هم از تیراندازی دشمن در امان بود ."1

اشغالگران که در برابر این ابتکار نیروهای مردمی مستأصل شده بودند خیابان به خیابان و کوچه به کوچه مجبور به عقب نشینی و فرار از منطقه درگیری می شدند .

1-      علی کردی . اسناد اتحادیه کمونیست های ایران در واقعه آمل . ص68

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرمانده انتظامی بابل در جمع انصار حزب الله

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۲، ۱۱:۴۳ ق.ظ

40 کیلوگرم تریاک با طعم گوجه فرنگی در بابل کشف شد


یک شنبه، ششم بهمن، سرهنگ فقیه، فرمانده انتظامی شهرستان بابل بعد از نماز مغرب و عشا میهمان جلسه عمومی انصار حزب الله این شهرستان در مسجد ولایت خواهد بود. از آن جا که به دلیل بعد مسافت، توفیق حضور در این نشست را ندارم چند نکته را محضر این بزرگوار به عرض می رسانم:

1- ممکن است باطن، از ظاهر اهمیت بیشتری داشته باشد، ولی این مسئله به معنای کم اهمیتی ظواهر و بی توجهی به آن نیست. به همین دلیل است که به طور مثال اسلام خوردن و آشامیدن افرادی که عذر شرعی برای روزه گرفتن دارند را نیز در ملأ عام منع می کند تا اسلامی بودن ظاهر شهرها حفظ شود. ظاهر شهر اهمیت دارد؛ زیرا هر چه نمای دینی و شعائر اسلامی بیشتر در چشم مردم باشد باعث قوّت قلب مؤمنین می شود و هر چه ظواهر شهر به حال و هوای غیر دینی نزدیک بشود شهامت گناه در جامعه نیز تقویت خواهد شد. بنا بر این مقابله با مظاهر گناه، جرم و بی عفتی، تکلیفی انکار ناپذیر است که نیروی انتظامی به طور خاص و متمرکز، تولیت اجرای آن را بر عهده دارد. از جمله مظاهر گناه در سطح شهر، کشف حجاب برخی بانوان به خصوص در داخل اتومبیل هاست که مدتی است در بابل نیز مکرر به چشم می خورد. پخش موسیقی های غیرمجاز آنهم با صدای بلند از سیستم صوتی خودروهای عبوری نیز از مصادیق ایجاد مزاحمت و اشاعه فرهنگ بی مبالاتی است که ظاهر اسلامی شهر را مخدوش می سازد. به نظر نمی رسد زدودن مظاهر گناه در شهری مانند بابل که مساحت خیابان های آن چندان وسیع نیست، کار پیچیده و دشواری باشد. با نزدیک شدن فصل بهار و تابستان باید تدبیری نیز برای مقابله با رژه خیابانی لشکر ساپورت پوش ها اندیشید.

2- تقابل با جرایم سازماندهی شده و پیچیده، نیازمند کار دقیق اطلاعاتی است که با توجه به محدودیت های مادی و انسانی موجود در قوای انتظامی، ممکن است به راحتی مقدور نباشد. با توجه به پراکندگی محلات شهر و روستاهای بابل، بهره گیری از نیروهای بومی بسیچ که ساکن در محلات هستند، کشف مراکز فساد و جرم را آسان تر خواهد ساخت. تحقق این امر مستلزم تقویت پیوند مراکز انتظامی و انس بین پلیس با نیروهای بسیج است. به نظر می رسد حضور مسئولان نیروی انتظامی یا نمایندگان آنان در پایگاه های بسیج و برقراری ارتباط دوستانه و برادرانه با نیروهای مخلص و بی ادعای بسیجی، بساط بسیاری از باندها و محافل جرم و گناه در گوشه و کنار شهر و روستا را در هم خواهد پیچید و بر میزان توفیقات نیروی انتظامی خواهد افزود.

3- هر سال چهارشنبه سوری، در چند محله خاص این شهر، شاهد وقوع برخی اتفاقات ناگوار و هنجارشکنی معدودی از اوباش هستیم. نمی دانم مسئولیت تبیین خرافات و آثار اجتماعی و فردی ناشی از شیطنت های چهارشنبه آخر سال بر عهده کدام نهاد فرهنگی شهر است و اصلاً آیا مسئولی به خودش زحمت می دهد تا آماری از تبعات تأسف بار بازی با آتش و باروت و ... در سال های گذشته را به جوانان و نوجوانان و خانواده هایشان یادآور شود یا نه. ولی به هر حال وظیفه خطیر نیروی انتظامی در این خصوص به قوّت خود باقی است. جا دارد نیروی انتظامی با طراحی برنامه ای دقیق و غافل گیر کننده، مانع از عادی شدن هنجارشکنی های هر ساله در آن روز بشود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سخن ما و منطق رقبا!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۴ بهمن ۱۳۹۲، ۱۱:۴۸ ب.ظ


من اصلاً به این حرف معتقد نیستم که اگر مثلاً خاتمی رأی آورد، یعنی مردم به سمت گفتمان اصلاح طلبی سوق پیدا کرده اند؛ یا اگر احمدی نژاد در انتخابات پیروز شد یعنی مردم از این به بعد قرار است دلداده اصولگرایان باشند، یا این که فرض کنیم رأی آوردن روحانی به معنای انتخاب گفتمان اعتدال است. من این حرف را قبول ندارم. آن قدری که با مردم حشر و نشر داشته و لایه های مختلف اجتماع را می شناسم به این باور رسیده ام که علت اقبال یک کاندیدا در منظر عموم مرتبط است با حسّی که به مردم می گوید این فرد می تواند گره ای از کار شما باز کرده و در اوضاع زندگی تان تغییری ایجاد کند.

البته نمی توان تعصب عده ای بر روی نامزد جناح متبوعشان – فارغ از وجود یا عدم وجود توانمندی و صلاحیت وی  – را کتمان کرد؛ ولی به نظرم اغلب مردم بی اعتنا به دسته بندی های سیاسی و خط و خطوط جناحی دنبال کسی می گردند که نسبت به بقیه رقبایش وعده یا برنامه مطلوبتری برای ارتقاء سطح معیشت عمومی داشته باشد.

پیروزی نصف و نیمه جناب روحانی عده ای از ورشکسته های سیاسی را به ورطه غرور کشانده و منجر به انتشار نگرش های یکسویه و متکبرانه ای گردیده است مانند: - خیزش! جامعه به سمت و سوی اعتدال، – عدم درک پیام انتخابات 24 خرداد از سوی منتقدان، -  دیکتاتور و قانون شکن دانستن کسانی که به روحانی رأی نداده اند، - مجلس بعد از 24 خرداد  باید با مجلس قبل از 24 خرداد تفاوت کند و...

در پاسخ به این جماعت، رأی پنجاه ممیز هفت دهم درصدی روحانی یادآوری شد؛ اما به روی مبارکشان نیاوردند. به انتخابات شورای شهر که در همان روز برگزار شد و در اغلب نقاط منجر به پیروزی طیف اصولگرا گردید استناد شد، باز هم نپذیرفتند. انتخاب سردار قالیباف به عنوان شهردار تهران هم آنها را متقاعد نکرد.

منادیان پیروزی بزرگ، معتقد هستند مدرکی دال بر پیروزی اکثریت اصولگرا در شوراهای کشور وجود ندارد. انتخاب قالیباف را هم در ازای انتخاب مسجد جامعی به ریاست شورای شهر تهران، غیر قابل استناد می دانند. اینک اما انتخاب مهندس مهدی چمران به عنوان ریاست شورای عالی استان ها که با اکثریت آرای منتخبان مردم سراسر کشور در شوراها صورت پذیرفت حضرات مدعی را در لاک سکوت فرو برده است. آنها خود را در برابر این تناقض می بینند که چگونه مردم در یک روز هم به اعتدال به عنوان نقاب اصلاحات رأی داده اند و هم جریان اصولگرایی را برای مدیریت های شهری برگزیده اند؟!

من ابداً به تعمیم این نوع مرزبندی های سیاسی در سطح جامعه معتقد نیستم و فقط خواستم با ادبیات و منطق مورد قبول مدعیان خیزش بزرگ! صحبت کرده باشم.

فراموش نکنیم که بر اساس آموزه های دینی، اثبات حق و باطل ، ربطی به قلّت و کثرت افراد و گروه ها ندارد. برای همین است که هیچ کشور مدعی دموکراسی در جهان حاضر نیست رأی قاضی یک دادگاه را بر اساس نظر عموم مورد دخل و تصرف قرار دهد. مسئولان جمهوری اسلامی فارغ از هر نوع علقه فکری و سیاسی، حق و باطل را باید با معیارهایی چون وحی و خرد شناخته و در التزام به مبانی حقیقت، تعارف و کرنشی نشان ندهند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در حاشیه آزادی مصطفی ارفعی

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۲، ۱۰:۴۴ ب.ظ


مصطفی ارفعی، نویسنده عدالتخواه جوانی اهل زنجان است که بعد از انتشار نقدها و افشاگری هایی در خصوص باندهای قدرت، با شکایت ساختگی و اعمال نفوذ برخی از مقامات محلی محکوم به زندان گردید. با ورود روحانی عدالتخواه سیرجانی و همراهی عده ای دیگر از عدالتخواهان کشور مانند حجت الاسلام بجانی ( انصار حزب الله تبریز)، حجت الاسلام موسی علی زاده (عدالتخواه کلیبری) و ... به زنجان و پیگیری مستقیم پرونده این نویسنده عدالتخواه و اطلاع رسانی به مردم و مسئولان عالی رتبه کشوری، مصطفی ارفعی که با حکم قطعی دادگاه در زندان به سر می برد آزاد گردید. در این خصوص تذکر سه نکته را لازم می دانم:

1- استقامت، امید و استحکام اعتقادی و شخصیتی روحانیون عدالتخواه، ثمره شیرینی را به دنیال داشت که نقطه عطفی در تاریخ مجاهدت های عدالتخواهانه حوزه علمیه محسوب می شود. مردم از روحانیت انتظار دارند که علاوه بر دفاع از ارکان نظام مقدس اسلامی، نسبت به خطاهای جسته و گریخته برخی کارمندان حکومتی که ممکن است منجر به تغییر باور عموم درباره اصل نظام دینی بشود سکوت نکنند. روحانیت، ابزار باندها و جناح های قدرت طلب نیست و بر اساس آموزه های مکتب وحی باید در خدمت به مبانی دین و اخلاق اجتماعی کوشا باشد.

2- انعطاف منطقی مسئولان قضایی و امنیتی به خصوص در سطح ملی در جریان آزادی این نویسنده را به حساب  ضعف و رعب آنان از ظهور حرکت های معترضانه طلاب نمی گذاریم. راقم این سطور معتقد است کنار گذاشتن برخی واسطه های دولتی  - که به منظور تعجیل در اتمام بررسی های حوزه کاری خود، گاه مرتکب ایراد تهمت و پرونده سازی برای عدالتخواهان فدایی ولایت می شوند - و برقراری ارتباط مستقیم و محترمانه با نیروهای عملیاتی و خط مقدمی اسلام و انقلاب، نه تنها باعث رفع بسیاری از سوءتفاهمات خواهد شد، بلکه نتایج شیرینی چون احقاق حق مظلوم را به دنبال خواهد داشت.

3- این احتمال که در گوشه و کنار کشور، باز هم کسانی باشند که در احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر به دلایل مختلفی همچون نفوذ کانون های قدرت و ثروت یا عدم آشنایی با زیر و بم های حقوقی و... در مظلومیت به سر برده و نتوانند حقشان را در دادگاه باز ستانند اصلاً دور از ذهن نیست. به مسئولان عالی قضایی پیشنهاد می کنم با اعتماد به نیروهای عدالتخواه و پیشمرگان بی ادعای جبهه حق، ستادی را به طور اختصاصی و متمرکز برای بررسی مجدد گزارش ها و پرونده هایی مانند آن چه که در موضوع مصطفی ارفعی مشهود بود راه اندازی کنند. روحانیون، دانشجویان و بسیجیان عدالتخواه بدون هیچ چشمداشتی، آمادگی نظارت غیررسمی بر روند رسیدگی به پرونده های مرتبط با آمران به معروف و ناهیان از منکر را دارا هستند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

همیشه منتظر حمله دشمن نباشیم!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۲، ۱۱:۳۶ ق.ظ


کمتر از دو سال پیش، خواننده هتاک و مفسدی به نام ش ن، ( حرمت قلم را بالاتر از از آن می دانم که به نامش آلوده کنم) قطعات سخیفی را در وهن به شخصیت نورانی امام دهم حضرت علی النقی علیه السلام تولید کرد. هم زمان اقدام سازمان دهی شده ای در چند سایت و وبلاگ برون مرزی به منظور هتک حرمت این امام همام آغاز شد.

آن موقع همه صاحب نظرن، متّفق بودند که انتهای این حرکت، به وهن عاشورا و مکتب آزادگی امام عشق علیه السلام منتهی خواهد شد؛ چرا که دشمنان به خوبی می دانند که نهضت جهان شمول عاشورا منشأ بیداری ملت های ستمدیده عالم است.

 سؤالی که ذهن برخی از فعالان فکری و فرهنگی جامعه را به خود معطوف ساخت درباره چرایی انتخاب امام هادی علیه السلام برای آغاز سلسله هتاکی ها نسبت به حریم خاندان عصمت بوده است. تأملی اندک در ویژگی های امام دهم به یادمان آورد که زیارت جامعه کبیره، مخزن غنی معارف اهل بیت علیهم السلام، کلامی جاودان از آن امام بزرگ است که از نظر سندی نیز محکم و متقن محسوب می شود. کنکاش بیشتر، یادمان آورد " شبکه نقابت "، ابتکار بزرگ امام هادی علیه السلام برای زمینه چینی دوران غیبت و مستندترین دلیل تاریخی برای اثبات مقوله " ولایت فقیه " است که کمتر به آن توجه کرده ایم.

از باب مَثَل معروف " عدو شود سبب خیر " توهین پلید به ساحت مقدس آن امام بزرگ، تلنگری شد تا دانسته های خود پیرامون حیات طیبه ایشان را توسعه دهیم.

بزرگی به ظرافت و ملاحت می گفت: قبل از انقلاب، مردم با امام علی، امام حسین و امام رضا علیهم السلام آشنایی داشتند. بعد از انقلاب انس با حضرت زهرا سلام الله علیها و امام زمان (عج) در جامعه رواج پیدا کرد. بقیه ائمه علیهم السلام چه وقتی قرار است به مردم ما شناسانده شوند، خدا می داند!

بی تعارف باید گفت بعد از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی، یک جوان شیعه باید از کم اطلاعی خود درباره پیشوایان دینی اش خجالت بکشد و احساس ننگ کند.

سینما و تلویزیون، بهترین ابزار برای شناساندن مفاهیم دینی و رفع غربت بزرگان مذهب است. به طور نمونه به برکت مجموعه مختارنامه، اکثر مردم می دانند سلیمان بن صرد برخواسته از چه نوع تفکری است و زبیری ها مروّج چه قرائتی از اسلام هستند. ولی نباید از یاد برد تهیه مجموع های تصویری به طور معمول با موانعی چون کمبود بودجه، ضعف هنرمندان دینی و ... مواجه است. سینما و تلویزیون یک رسانه عام است و تأثیرگذاری در آن شاید به راحتی ممکن نباشد؛ اما ساده ترین نسخه برای شناساندن زندگی، افکار، مبارزات و شخصیت امامان شیعه – لااقل - به طیفی خاص از جامعه یعنی اهل مسجد و هیئت، اهتمام صاحبان منبر به رفع مظلومیت و غربت خاندان عترت است. هر یک از ده شب نخست ماه محرّم، با ابتکار مؤمنین، به نام یکی از شخصیت های برجسته نهضت عاشورا اختصاص پیدا کرده که ثمره ارزشمند آن افزایش شناخت جامعه نسبت به آن بزرگان است. جالب است که چنین ابتکاری در خصوص ائمه علیهم السلام نیز به کار گرفته شده است. در مفاتیح الجنان هر روز هفته به نام تعدادی از معصومین علیهم السلام نامگذاری شده است. صاحبان منبر و محراب، با یک برنامه ریزی منظّم می توانند لااقل یک روز در هر هفته، یا یک مجلس در ماه را به تحلیل و تبیین تاریخ زندگی امامان شیعه اختصاص دهند.

غربت ائمه را باید زدود و قشر مذهبی باید در این عرصه پیشگام باشد. مطمئن باشید آگاهی از داستان های عبرت آموز زندگی آن بزرگان علاوه بر شیرینی ها و جاذبه های شنیدنی و خواندنی، تجربه ها و عبرت هایی را پیش روی امت قرن پانزدهم اسلام قرار می دهد که محسوس ترین نتیجه آن، اعتلای نگرش و جامعیت فکری جبهه توحید خواهد بود؛ انشاءالله. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تشکر ویژه از امام جمعه بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۲، ۱۰:۲۷ ب.ظ


دکتر عروجی خبر ناگوار ابتلای یکی از دوستان به بیماری سرطان را برایم پیامک کرد. علی آقا از دوستان قدیمی است که در این آشنایی هفده هجده ساله، او را هموراه در مسیر ترویج یاد و نام شهدا دیده ام.

شکر خدا عمل جراحی او با موفقیت همراه بود و این روزها در حال انجام مراحل شیمی درمانی است. به او گفتم: از بس کتابهای "اینک شوکران" را خواندی به این روز افتادی! شما هم برای شفای این دوست بزرگوار ما دعا کنید.

خبر دریافتی از هادی عروجی را برای چند نفر از دوستان و مسئولانی که علی آقا را از نزدیک می شناختند ارسال کردم. از جمله نخستین کسانی که با بنده تماس گرفت و کم و کیف خبر را پیگیر شد حجت الاسلام روحانی امام جمعه بزرگوار شهرستان بابل بود.

یکی از صفات برجسته امام جمعه شهرستان ما ارتباط مستمر با نیروهای بسیجی و ارادتمندان طریقت دلدادگی بوده که این بار نیز جلوه ای دیگر از آن به اثبات رسید. حجت الاسلام روحانی بلافاصله بعد از این صحبت تلفنی، تماسی نیز با علی آقای ... گرفت و جویای حال وی شد.

به سهم خود از حسن توجه امام جمعه مردمی و بی ادعای شهرستان بابل تشکر کرده و برای ایشان آرزوی توفیق دارم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حرفهای عجیب یک نماینده!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۲، ۰۱:۰۷ ب.ظ

سایت حکمت سرا دیروز فایل صوتی و متن سخنرانی کریمی قدوسی نماینده مشهد را منتشر کرد که حاوی مطالب عجیبی است

به نظر می رسد که در این 100 روز و با پنهان کاری،استقلال و شرف این ملت فروخته شده است

بهتر است خودتان با خواندن این متن قضاوت نمایید که چه اتفاقی در عرصه دیپلماسی افتاده است

خواندن این متن را از دست ندهید


فایل صوتی :


رئوس و مطالب مهم مطرح شده توسط نماینده مردم مشهد که فایل صوتی آنرا از لینک زیر می توانید، دریافت کنید، عبارت است از:

چرا تعهدات اشتباه دادید که فردا هزاران مانع بگذارند که نتوانید به موقعیت فعلی در بحث هسته ای برگردیم؟!

چرا باید برای پیشبرد فناوری هسته ای مان، اجازه بگیریم؟

رآکتور آب سنگین اراک تنها 5 درصد از تکمیل شدن آن باقی مانده و ما آنرا بواسطه این توافقنامه تعطیل کردیم. چرا؟!

خودم (کریمی) از آقای عراقچی در کمیسیون امنیت ملی سوال کردم و آقای عراقچی گفت روغن ریخته ای بود که ما نذر امام زاده کردیم و این در حالی هست که با دانشمندان و متخصصین جلسه داشتیم و گفتن سانتریفیوژهای نسلهای بعدی را آماده کرده ایم!

بازرسان آژانس جاسوسان حرفه ای هستند.

  آقای ظریف در جمع جامعه مدرسین قم و نیز در نزد آیت الله علم الهدی گفته که این توافق نامه را ما ننوشتیم و آمریکایی ها نوشتن و این موافقت نامه نتیجه جاسوسیهای قبلی آژانس انرزی اتمی هست.

دشمنان بعد شش ماه، به این رقیق کردن اورانیوم 20 درصد اکتفا نخواهند کرد و گامهای بعدیشان برای تضعیف قدرت و حاکمیت نظام را برخواهند داشت!

تا دیروز چین و روسیه حسابشان جدا بود ولی در این موافقت نامه، امضا اینها را هم گذاشتیم و این در حالی است که امریکا نتوانسته بود علیه برنامه هسته ای ایران اجماع ایجاد کند ولی با این توافقنامه اجماع بوجود آمد و آمریکا قبل این موافقت نامه نتوانسته بود اجماع بوجود بیاورد و از بعد این توافقنامه، آمریکایی ها هر کاری می توانند انجام دهند؛ از تهدید نظامی تا غیر آنرا طبق این توافقنامه علیه ما صورت دهند.

 قطعنامه 1920 شورای امنیت سازمان ملل می گوید که ما ایران را تحریم می کنیم به 4 علت :

1- برنامه هسته ای

2-  پیشرفتهای موشکی

( فردا روز با همین استدلال که میگن شما به اورانیوم غنی شده 20 درصد نیاز ندارید، فردا روز خواهند گفت که شما نیاز به موشک ندارید!)

3- حمایت از حزب الله لبنان و حماس

4- مباحث مربوط به حقوق بشر

این دولت راستگویان بیاید و بگوید که مقاومت ملت را چگونه با این توافقنامه به باد داده اند و چقدر تهدید پس از توافقنامه علیه ما توسط استکبار صورت گرفته!

 100 روزه استقلال 35 ساله کشور را زیر سوال بردید و بعد در جلسه خصوصی میگن اگر توافقنامه هسته ای را اجرا نکنیم، انقلاب اسلامی از دست خواهد رفت و ما نیازی به این سانتریفیوژها نداریم !

 - آقای صالحی در کمیسیون امنیت ملی گفت ما عملا با این توافقنامه، فوق پروتکل الحاقی را که قبلا مجلس هفتم از پیوستن به آن ما را منع کرده بود، پذیرفته ایم و در این پروتوکل الحاقی که توافقنامه ای است در آژانس هسته ای، وسعت بازرسی هایش خیلی زیاد هست و با این توافقنامه ما اینرا پذیرفته ایم.

اینها بحثهای خلاف قانونی است که شکل گرفته است.

- پس از انجام این توافقنامه، جلسه ای با حضور سران قوا و تیم مذاکره کننده نزد رهبر معظم انقلاب تشکیل شد. رهبری در آن جلسه می گویند من فقیه هستم و 3 بار این متن را خوانده ام و از این متن تثبیت حق غنی سازی هسته ای ملت ایران بدست نمی آید و این توافقنامه ابهامات زیادی دارد و علت این مساله این هست که تیم مذاکره کننده بر حفظ حقوق هسته ای پافشاری نکرده است. با نگرانی باید این مسیر را طی کرد و تیم مذاکره باید تقویت شود. پس از این جلسه ، پرونده از تیم مذاکره در وزارت خارجه گرفته شده و به شورای عالی امنیت ملی برگردانده شد.

 آقایان ولایتی و شمخانی و آقای حسینی در شورای عالی امنیت ملی و آقای صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی و آقای باقری معاون آقای جلیلی، نامه های مفصلی در نقد این موافقت نامه خدمت رهبری نوشته اند و گفته اند که استقلال کشور در معرض خطر قرار گرفته است.

 رهبری در آن جلسه می گویند، یکی از مشکلات این موافقتنامه این هست که شما هر گامی را منوط کرده اید به توافق آمریکا و امریکا با برنامه حساب شده وارد این بحث شده است.

 رهبری خط قرمزها را برای تیم مذاکره اعلام کرده بودند قبل از مذاکرات و رهبری گفتند که به آمریکایی ها نمی شود اعتماد کرد.

اگر رهبری مانع مذاکرات می شدند، متهم شماره یک را رهبری معرفی می کردند!

  متاسفانه به دستور آقای روحانی محور مذاکرات از شورای عالی امنیت ملی خارج شد و کار به دست وزیر خارجه داده شد.

 کاش آقای رئیس جمهور پس رای آوردن، همه وزارتخانه ها را بسیج می کرد تا برای رفع مشکلات اقتصادی و بیکاری و غیره، لایحه های حساب شده ای در فضای کسب و کار و اقتصاد مقاومتی به مجلس می دادند و از مجلس می خواست که زود این لوایح را به قانون تبدیل کن و از ملت نیز کمک می خواست و بعد می رفتن پشت میز مذاکره می نشستن و آیا اینگونه دستشان بازتر و پشتشان محکمتر نبود ؟!

نه تنها این کارها را نکردند بلکه گفتند خزانه خالی است!

- چرا باید وزیر روی ویلچر بشیند و بعد بره پای میز مذاکره ؟ چون آمریکایی ها گفته بودن با تحریم ها شما را فلج کردیم؟!

 این درست است که وزیر خارجه بیاید در دانشگاه بگوید که آمریکایی ها با یک بمب سیستم دفاعی ایران را بهم می ریزند؟!

 - قبل از رفتن تیم مذاکره به ژنو، طرحی را آماده کردیم که این شرایط امروز حاصل نشود و بیش از 110 نفر آنرا امضا کردن و تمام این چیزهایی که می خواستن تعهد بدهند، گفته بودیم که مصادیق حقوق هسته ای است و نوشتیم که در این مصادیق حق ندارند تیم مذاکره تعهدی بدهد ولی آقای لاریجانی گفت دست نگه دار و نگه دار پس از بازگشت تیم مذاکره کننده!

 یک تعداد کار و طرح آماده کردیم برای شرایط جلوتر و رفع عواقب این توافقنامه.

 - آقای صالحی در کمیسیون امنیت ملی گفت کارشناسان فنی را هم آقای ظریف در مذاکرات ژنو راه ندادند.

  آقای مصلحی وزیر سابق اطلاعات در خصوص مهدی هاشمی گفت 14 مورد جرم سنگین دارد و وقتی بازگشت موارد اتهامیش را جلویش گذاشتیم و بازجویی نکردیم و خودش اتهاماتش را پذیرفته است و امضا کرده است.

 وزیر دادگستری جناب پورمحمدی گفت آقای اژه ای هم پذیرفته که در بحث مهدی هاشمی کوتاهی شده است.

 وزیر دادگستری گفت که علت طولانی شدن این پرونده، ترجمه اسنادی است که از هلند و دانمارک نسبت به مهدی هاشمی بدست امده و بیش از هزاران سند می باشد.

 یک طرف کرسنت هم مهدی هاشمی هست.

 ما در خصوص کرسنت در دولت قبل ادعای فساد کردیم ولی دولت جدید این بحث فساد را برداشت و پیگیری نکرد. جلساتی مفصل در کمیسیون قضایی گذاشتیم و جمع بندی ما این هست که اگر ظرف کمتر از دو هفته دولت رسما به دیوان لاهه اعلام نکند که ما مدعی فساد هستیم، حکم لاهه بنفع امارات خواهد بود و جریمه دادگاه لاهه 40 میلیارد دلار هست و این خسارتی برای کشور خواهد بود و شورای عالی امنیت ملی فعالیتش را شروع کرده است و همچنان نگران هستیم و مجلس دنبال می کند و دولت هم اراده پیگیری کردن دارد.

 اگر حکم لاهه علیه ما صادر شود، همه ذخایر ارزیمان را باید بدهیم.

 اکثر کسانیکه در استانداری ها قرار گرفتن غالبا دنبال بحثهای اقتصادی بودن و الان ثروت آقای نعمت زاده 1000 میلیارد تومان بوده و 4 شرکت در خارج کشور دارد!

 همین امشب گفتن که از اداره کار استان خراسان رضوی تماس گرفتن و گفتن کلی نیروی فتنه ای را جمع کردن و هرچی از دهانشان در آمده علیه ارزشی ها و دفتر رهبری و امام جمعه و نماینده ولی فقیه گفته اند.

 الان در آموزش و پرورش استان نیز دارن همین مسائل را دنبال می کنند. داران افراد افراطی را از سراسر استان جمع می کنند و بدنبال بحران مصنوعی در کشور هستند و دنبال هستن که فشار را بر مردم افزایش دهند  تا بعد بروند سراغ رهبری و بگن باید برنامه هسته ای و موشکی تعطیل شود.

  در استان خراسان رضوی پایگاه دفاع از ولایت خیلی قوی است و وحدت خوبی وجود دارد و باید از این انتخابات درس بگیریم که همبستگیمان را بیشتر کنیم و وحدتمان را بیشتر کنیم ولو با اغماض.

 برای ما دعا کنید و ماخیلی در معرض خطر هستیم و از ما خیلی بترسید چرا که اگر ما مقامات رها بشویم و از راه خارج بشویم، تنها عاملی که می تواند انقلاب را زمین بزند، همین مساله خواهد بود.

 برای ما دعا کنید و از ما مسئولین مراقبت کنید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سخنرانی آتشین در انصار حزب الله تبریز

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۲، ۱۱:۰۳ ق.ظ


... باید در لایه های مختلف جامعه عدالت حاکم شود، در این مرحله ما ضعف داریم.

 

علتش هم این است که در یاری ولایت کم گذاشتیم،  ما منویات ولی امرمان را خوب محقق نکردیم. لذا به همان اندازه که ما از تحقق منویات ولایت، عقب ماندیم به همان اندازه از عدالت دور شدیم، هرچه بتوانیم در جامعه و در کل عالم، حرف ولی خدا را حاکم کنیم، به عدالت نزدیکتر شده ایم. اصلا عدالت یکی از شئون ولایت است وهیچ جای دیگری هم عدالت به دست نمی آید.

 

هرکسی که می خواهد از کانال غیر ولایت عدالت خواهی کند یا نمی فهمد و یا دارد خودش را به نفهمی می زند و جامعه را به انحراف می کشاند والا عدالت غیر از کانال ولایت اصلا معنا ندارد و ممکن نیست و عین بی عدالتی است....

(ادامه مطلب را بخوانید)
  • سیدحمید مشتاقی نیا

مخصوص دانش آموزان مازندران!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۲، ۱۰:۵۱ ب.ظ


مسابقه بزرگ  پیامکی

ویژه دانش آموزان استان مازندران

زیر نظر گروه تبلیغی حامیان ولایت مازندران(بابل) 

موضوعات مسابقه:

1-چرا باید حجاب داشته باشیم(چرا حجاب آری

2-چرا باید نماز بخوانیم(چرا نماز آری


شماره پیامک : 30002551772938

تذکرات:

1-فقط  دانش آموزان مجاز به شرکت در مسابقه می باشند.

2- فقط از طریق موبایل خود یا یکی از والدین در این مسابقه شرکت کنید.
3-نام مدرسه و شهر بصورت دقیق در پیامک قید شود.
4- پاسخ شما حداکثر  100 حرف یا در سه سطر باشد.
5- هر نفر می تواند در هر دو موضوع بصورت جداگانه شرکت کند.
6-آخرین مهلت شرکت در مسابقه پایان سال 1392(فاطمیه اول) است
7- حداقل به 14 نفر( ایام ولادت حضرت زهراء) جوائز نفیسی اهداء میشود
8- فقط به سامانه( 30002551772938) پیامک کنید و نظرات خویش را به شماره مدیریت گروه (09122522938) ارسال کنید.
9- در صورتی که در مدرسه ای بیش از 100نفر شرکت کنند یک قرعه کشی جداگانه ای در همان مدرسه برگزار می شود. 

10-  پاسخها باید بر محور دلایل، آثارو فوائد یکی از موضوعات فوق از نگاه قرآن یا احادیث یا بزرگان دین یا پزشکان یا تحقیقات علمی باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ارادت به نسل اولی ها

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۲، ۰۹:۱۲ ب.ظ


مدت هاست به این باور رسیده ام که بین نسل های اول و سوم انقلاب از نظر فکری و آرمانی، قرابت شدیدی وجود دارد.

یکی از این شخصیت های نسل اولی که ارادت ویژه ای نسبت به ایشان دارم، استاد بزرگوارم حجت الاسلام یزدانی از مبارزان خط مقدمی شهرستان بابل در زمان طاغوت است که در نزدیک به دو دهه آشنایی ما، به رغم وجود پاره ای از تفاوت سلایق، الفتی عمیق بین ما برقرار شده است.

یک بار در موزه عبرت های تهران با پیرمرد دلاوری به نام حاج آقا شیخی آشنا و همصحبت شدم. او از زندانی های همان مکانی بود که اینک تبدیل به موزه شده است. ساعتی که کنار هم نشستیم و از هر دری سخن گفتیم، احساس کردم دغدغه های این دو نسل چقدر به هم نزدیک است.

حاج آقا عربستانی رئیس اتحادیه چاپ و نشر قم که از مبارزان همنفس آیت الله مشکینی بود، کتاب انقلاب سوم مرا خواند و به هر دری زد تا مرا پیدا کرد و برای ادامه این مسیر، مورد تفقد و تشویقم قرار داد ....

به نظرم نسل دومی ها خوب نتوانستند نقش خود را در ایجاد پیوند فکری بین نسل های قبل و بعدشان ایفا کنند.

حاج قدرت رضانیاء از پدران شهدای شهرستان بابل و جزو نسل اولی های مبارز این شهرستان است که بچه های نسل سومی و عدالت خواه شهر ما الفتی عمیق با ایشان برقرار کرده اند. این پیرمرد شجاع، بسیار صریح اللهجه است و در مواجهه با مسئولان شهری و استانی از ادای فریضه امر به معروف و نهی از منکر ابایی ندارد. این ویژگی برجسته ایشان باعث علقه بیشتر جوانان انقلابی شهر نسبت به این شیر بیشه عدالت گردیده است.

برای من هم جالب است که ایشان با این سن و سال، حوصله می کند و مباحث روز کشور را به دقت پیگیری می کند. اظهار لطف و انتقادات و نظرات این بزرگوار در خصوص مطالب اشک آتش به گوش من رسید و باعث خوشحالی ام شد. ضمن تشکر از حسن عنایت حاج قدرت عزیز، انشاءالله با بهره گیری از تجربیات و توصیه های سازنده ایشان در غنا و جامعیت مطالب وبلاگ، بیش از پیش خواهم کوشید.

البته یک نکته را نباید از یاد برد. نمونه کامل یک نسل اولی دوست داشتنی، که نسل های سوم وچهارم انقلاب، ذره ذره افکار و آرمان های او را با جان و دل پذیرا بوده و زندگی خویش را فدای یک لحظه از عمر ایشان می کنند کسی نیست جز مقام معظم رهبری که افق اندیشه تابناک اسلام ناب را در زاویه نگاه نسل جدید نیروهای آرمان گرا و عدالت طلب جبهه توحید، ترسیم نموده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بمبی برای روحیه!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۲، ۰۱:۲۸ ب.ظ


خنده و شادی و طراوت از ضروریات فضای جبهه بود. این شادی و خنده باعث دلگرمی بچه های رزمنده و انس و الفت بین آنها می شد. جبهه نشان داد که می شود شاد بود و خندید؛ اما گناه نکرد. رفقا بدون آن که کسی را مسخره کنند یا زبانشان به غیبت و تهمت باز شود هنر لطیف طنز و ملاحت را در زندگی معنوی خود وارد کرده بودند.

مهدی مقدادیان هم سن و سال من بود، یعنی یک جوان هجده نوزده ساله. هیکل درشت و محاسن بلندی داشت. او گاهی وقت ها با ظاهری جدی، رفتاری طنزگونه انجام می داد و باعث خنده دیگران می شد. چندبار مجروح شده بود. یکی دوبار هم او را شهید حساب کرده بودند و بعد فهمیدند که زنده است. من به او می گفتم: تو مرجوعی بهشت هستی! از بس که تخسی!

یک بار سنگر ما در الله اکبر، با اصابت خمپاره خراب شد. مجبور شدیم دوباره دست به کار شویم و سنگر بسازیم. در آن گرمای طاقت فرسای جنوب، بیل زدن و الوار چیدن و کیسه شن را حمل کردن، کار سختی بود. مهدی از درد به خود می پیچید. اولش شک کردیم که شاید باز هم دارد فیلم بازی می کند؛ اما اشک هایش را که دیدیم باور کردیم داد و هوارش بیخودی نیست. مهدی آدمی نبود که از زیر کار در برود. البته از سفره انداختن و جمع کردن آن خوشش نمی آمد. قاشقی توی جیبش داشت که لبش برگشته بود. تند می آمد با قاشق مخصوصش غذا می خورد و می رفت. می گفت: حال ندارم کمک کنم. حاضرم کتک بخورم ولی کار نکنم! با این حال خیلی وقت ها هم در کارها به دیگران کمک می کرد.

آن روز دستش را روی شکمش گرفته بود و ناله می کرد. هر کس سعی می کرد جوری او را آرام کند. طوری اشک می ریخت که طاقتمان طاق شد. دلمان برایش می سوخت. من معروف بودم به چای نبات! همیشه در کوله ام مقداری نبات پیدا می شد. بچه ها گاهی قربان صدقه ام می رفتند تا کمی از نبات را بدهم با چای بخورند. سریع مقداری نبات را در چای حل کردم و دادم دست مهدی تا شاید دل دردش تسکین پیدا کند. با چند تکه چوب و پارچه، سایه بانی درست کردیم. او را بردیم زیر سایه و خودمان مشغول ساخت سنگر شدیم. توی دل دعا می کردیم خدا مهدی را شفا دهد تا نکند به خاطر بیماری اش به عقب منتقل شود. درست است که بچه تخسی بود ولی دلمان نمی آمد صفای حضورش را از دست بدهیم. بالاخره کار سنگر تمام شد. بدجوری خسته شده بودیم. نشستیم روی زمین تا خستگی را از تنمان بیرون کنیم. ناگهان منظره ای را مقابل چشممان دیدیم که بهتمان گرفت. مهدی طوری روبرویمان ایستاد که انگار هیچ درد و مرضی ندارد. توی چشمانمان خیره شد و خنده ای فاتحانه سرداد. گفت: حال نداشتم توی این گرما دست به بیل و کلنگ بزنم. حلال کنید. یاعلی...!

خواست برود که یک دفعه از جا جستیم. فراموشمان شد چقدر خسته ایم. حرص و غضب در وجودمان موج می زد. افتادیم دنبالش. جشن پتویی برایش گرفتیم که دیگر هوس نکند سر به سرما بگذارد.

بعد از عملیات کربلای چهار، بچه های رزمنده ناراحت بودند و غصه می خوردند. اهداف عملیات، تأمین نشده بود و خیلی از رفقا به شهادت رسیده بودند. مهدی دنبال بهانه ای بود تا روحیه رزمنده ها را احیا کند. یک روز رفت که وضو بگیرد. دید عبا و عمامه ای روی منبع آب افتاده است. یکی از روحانیون برای تجدید وضو رفته بود. مهدی با خنده به بچه هایی که آن جا بودند گفت: ببینید! حاج آقا رو گرفتن، گوشتاشو خوردن، پوستشو انداختن اینجا!

بعد فکری به ذهنش رسید. سریع عبا و عمامه را پوشید و به نمازخانه رفت. محاسن بلندی داشت و لباس روحانیت به او می آمد! بچه های گردان های دیگر هم بودند. کسی او را نشناخت. خیلی سریع به محراب رفت و نماز را بست. خودش می گفت نیّت نماز نکرد که دچار گناه نشود. مکبّر قدقامت الصلاه را گفت و میکروفون را مقابل دهان حاج آقا برد تا صدایش به گوش همه برسد. مهدی حمد و سوره را خواند و به رکوع رفت. لحظه ای مکث کرد. از کنار عبا جمعیت را ورانداز کرد و ناگهان گفت: اُو....وَه! چه جمعیتی!! صدایش از بلندگو پخش شد. همه از این حرکت او غافلگیر شدند. کمر را راست کردیم و دیدیم حاج آقا عبا و عمامه را انداخته و در حال فرار است! بچه های گردان ما مهدی را شناختند و دنبالش کردند. بقیه هم همراهمان شدند....

مهدی مقدادیان، سه روز بعد به جمع شهدا پیوست.

حجت الاسلام ماندگار

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فریادی که خاموش نخواهد شد

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۷ دی ۱۳۹۲، ۰۵:۲۸ ب.ظ


به مناسبت سالگرد شهدای فدائیان اسلام، حجت الاسلام شیخ جعفر شجونی، از همرزمان سید مجتبی نواب صفوی و عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران سخنران این هفته جلسه عمومی انصار حزب الله بابل خواهد بود.

یکشنبه بیست و نه دی بعد از نماز مغرب و عشا، بابل، چهارسوق، مسجد ولایت، حرف های شنیدنی این سخنران صریح اللهجه را از دست ندهید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

لک لبیک حسین!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۲، ۰۸:۴۴ ب.ظ


چند سال پیش با یکی از رفقا که دنبال منزلی اجاره ای در قم می گشت، خانه ای را بازدید کردیم. مستأجر ساکن آن خانه، جوانی افغانی بود. رفیقم داشت خانه را ورانداز می کرد و من، در و دیوار را که تابلوهایی از امام و رهبری روی آنها نصب شده بود. در این میان چشمم به قاب عکس محمدابراهیم همّت افتاد. بدم نیامد سر به سر آن برادر افغانی بگذارم. اشاره کردم به عکس همت و گفتم: والله بالله این شهید بچه شهرضای اصفهان است...!

طرف باهوش بود و طعنه مرا فهمید. گفت: سید جمال اهل افغانستان است نه اسدآباد همدان. بحثمان بالا گرفت و ....

یک بار دیگر آن چه که دیدم را با هم مرور کنیم:

یک جوان افغانی، علاوه بر تصویر امام و رهبری، قاب عکسی از ابراهیم همت را در اتاقش نصب کرده است. برادر من! شما که غریبه نیستید؛ در خانه خیلی از مدعیان و روزی خورهای فرهنگ شهید و شهادت هم نمی توان قاب عکس شهدا را دید.

بعدها بسیجی های افغانی دیگری را شناختم که از ما بسیجی تر بودند و عشقشان به مائده شهادت، از مابیشتر.

دیروز جایتان خالی، تشییع سید شیرآقا و سید محمد حسینی، دو دلاور بسیجی افغان بود که در دفاع از حریم حرم زینب کبرا سلام الله علیها شهد شهادت نوشیدند.

لابد می دانید بسیجی های افغانی یک تیپ را برای حفاظت از حرم بانوی صبر، تشکیل داده اند به اسم تیپ فاطمیون. لابد می دانید در بهشت معصومه قم، قطعه ای را اختصاص داده اند برای شهدای مدافع حرم. یکی دو ماه اخیر، هفت هشت شهید افغانی مدافع حرم را در غربت قم و خاموشی قوم، تشییع کردند و در آن قطعه زینبی به خاک سپردند. از جمله شهیدان موسوی ابراهیم رضایی نجیب الله میرزایی و...

ما این شهدا را نه می شناسیم و نه چیزی از آنها می دانیم، شما عکسی هم از آنها نمی توانید به راحتی پیدا کنید. اما این را می دانیم به همان اندازه که ما حرف می زنیم و ادعا می کنیم، عده ای در غربت و بی ادعا، مظلومانه عمل می کنند.

دیروز مادر یکی از این شهدا، پشت سر تابوتها، نرم و آهسته گریه می کرد تا شاید به قول هادی خادم، دل آل سعود از صدای ناله او شاد نشود. مادر شهید راه می رفت و روی سر مردم شکلات می ریخت. نغمه او جمعیت را بی تاب می کرد آن جا که می گفت: مسافرم خوش آمدی، مادرت را حلال کن ...

راستی اگر حضور هادی خادم می تواند اینقدر جوان های هیئتی افغان را به وجد آورد تا جایی که مصرّانه از او بخواهند ولو در حد یک بیت برایشان نوحه بخواند، حضور شخصیت های برجسته حوزه علمیه چقدر می توانست باعث ایجاد شور در این جوان های خط مقدمی اسلام بشود؟ جوان هایی که بی اغراق، عَلَم اسلام را امروز به دوش گرفته اند و اکنون ما، مدعیان عرصه جهاد و شهادت باید پشت سر آنها راه رفته و رشک نگاهمان را به اشک دیدگان مادرانشان پیوند بزنیم و باز هم مرثیه جاماندگی را بسرائیم.

حضور جوان های افغانی اهل سنت هم از پدیده های جالب تشییع شهدای مدافع حرم بود که راز اعتقادشان هنگام صلاة موت، بر جمع عیان گردید. این اتفاق مقارن با هفته وحدت بین شیعه و سنی – به کوری چشم مزدوران تفرقه افکن – طالع نیک همدلی امت واحده اسلام ناب است به اذن الله تعالی.

همه راه، صحبت از دو شهید بود که ناگاه داخل حرم بانوی آفتاب، در مقابل بهت دیدگان ما، تابوت شهید دیگری نیز به جمع اضافه شد! انتهای پرس و جوی نفس گیر ما به این جا ختم شد که نام شهید، حسین نجفی است و مدافع حرم، ایرانی بود یا افغانی خدا می دانست! انگار نسل شهدای قرن 21 با غربت و گمنامی عجین شده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حکم جالب دادگاه برای ضاربان یک روحانی

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۲، ۰۸:۲۹ ب.ظ


چندی پیش در همین وبلاگ خبری را خواندید درباره ضرب و هتک حرمت یک روحانی ناهی از منکر در روستای علمدار شهرستان بابل. قضیه از این قرار بود که یکی از اهالی روستا، مراسم عروسی خود را در زمین کنار مسجد محل برگزار کرده و با استفاده از باندهای قوی صوتی اقدام به پخش موسیقی نمود. حجت الاسلام محمود کیا از روحانیون اهل این روستا که البته مقیم حوزه علمیه قم است آن روز در منزل پدری خود بود و به رغم شنیدن صدای بلند موسیقی، تا غروب صبر کرد و تذکری به بانیان مجلس نداد. هنگام اذان مغرب وی وقتی وارد مسجد گردید متوجه شد صدای موسیقی مراسم مذکور آن قدر بلند است که نمی گذارد صدای پیشنماز به مأمومین برسد. ایشان جهت ادای تذکر به صاحب مراسم به در خانه او رفت که ناگهان چند نفر از میهمانان که به خاطر صرف مشروبات الکلی از تعادل روحی مناسبی برخوردار نبودند به سمت این روحانی بسیجی حمله ور شده و با انداختن عمامه ایشان و کوبیدن بطری آب معدنی به سر و صورت وی اقدام به هتک حرمت ایشان نمودند.

با شکایت این روحانی ناهی از منکر، ضاربان وی دستگیر و محاکمه شدند. چند روز پیش حکم دادگاه او صادر شد. قاضی پرونده که مجازات هایی مانند شلاق و زندان را برای متهمان پرونده در نظر گرفته بود پیشنهاد جالب این روحانی بسیجی را پذیرفت و به جای زندان و شلاق، متهمان را موظف کرد نزد یکی از علمای شهر رفته و قرائت صحیح قرآن را بیاموزند.

محمود کیا در خصوص این پیشنهاد فرهنگی خود برای خوانندگان اشک آتش2 اینگونه توضیح داد:

" امر به معروف و نهی از منکر یک اقدام فرهنگی است. آن روز هم من با همین نیّت پا به عرصه گذاشتم. ضمن تشکر از قاضی پرونده معتقدم زندان فضای مناسبی برای رشد و تربیت مجرمین نیست. ترجیح دادم با تعلیق حکم مورد نظر، گذشت اهل دین را به جامعه نشان داده و گامی در جهت اصلاح متهمان پرونده بردارم ...."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک درخواست از محضر حجت الاسلام رسایی

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۲، ۰۹:۱۳ ب.ظ


برادر بزرگوار، جناب حجت الاسلام حمید رسایی سلام علیکم

محکومیت حضرتعالی به زندان و شلاق به خاطر نگارش مقاله ای در انتقاد از علی لاریجانی را تبریک عرض می کنم. درخواست حقیر از شما این است که بزرگواری نموده با چشم پوشی از حق خود، به رأی صادره اعتراض نکرده و طعم تلخ شلاق را احلی من العسل بدانید.

شما که خود عمری را در راه احیای گفتمان عدالتخواهی سپری کرده اید بهتر می دانید که اجرای حکم شلاق به خاطر انتقاد از رئیس یک قوه، در زمانه ای که زیر سؤال بردن نص کلام وحی در روزی نامه ها آزادی بیان نامیده می شود، چه اثر شگرفی را می تواند برای استمرار و تقویت جنبش های عدالتخواهانه به دنبال داشته باشد.

لازم است تاریخ بداند چه بر سر علمداران اسلام ناب آمده است. بگذارید تاریخ خود قضاوت کند چرا در حالی که معدود روحانیونی که در فتنه شوم 88 حضور میدانی و فیزیکی داشتند – مانند ایازی و سلیمانی و ادیب – آزادانه به فعالیت های سیاسی خود ادامه می دهند، علی اکبر محتشمی پور که با راه اندازی کمیته جعلی صیانت از آراء، جرقه اتهام به نظام مظلوم اسلامی ایران را زد از گل نازک تر نشینده است، شبه روحانی عصبی تهران یعنی هادی غفاری به خاطر توهین به آقا بازخواست نشده است، اما حمید رسایی به دلیل انتقاد از علی لاریجانی شلاق می خورد؟!

همین که در تاریخ بنویسند علی لاریجانی نامه ای سرگشاده نوشت و از قوه قضائیه خواست تا فاطمه هاشمی را به خاطر توهین به او محاکمه نکرده و مورد بخشش قرار دهد اما در جریان پرونده شما سکوت کرده است، برای آنچه که می خواهیم کفایت می کند. همین که در تاریخ نوشتند کسی که به فائزه هاشمی توهین کرد به نُه ماه زندان و شلاق محکوم شد ولی فائزه به خاطر وهن به نظام فقط شش ماه زندانی گردید، پیام ما را به تاریخ می رساند.

وقتی پس از یکشنبه سیاه مجلس، روزنامه کیهان این پرسش بی پاسخ را طرح کرد که چرا سعید مرتضوی بلافاصله بعد از آن ماجرا یک روز بازداشت شد ولی فاضل لاریجانی حتی احضاریه هم دریافت نکرد، جای خوشحالی دارد!

وقتی تاریخ ببیند مردمی ترین و پرکارترین رئیس جمهور ایران به اتهام افزایش تصادفات جاده ای! و عدم تبدیل شهری به شهرستان محاکمه می شود اما قانون شکنی های دو رئیس جمهور پیش از او نادیده انگاشته می شود تا جایی که وابستگان خاندان هاشمی و خاتمی – مانند عفت مرعشی که مردم را به شورش دعوت کرد و محمدرضا خاتمی که نقش کلیدی در فتنه داشت - نیز از تعقیب قانونی معاف می شوند، می فهمد چه بر سر انقلاب آمده است.

جناب رسایی! شما شلاقتان را نوش جان کنید و بدانید همان طورکه در ابتدای انقلاب، گردن کشان و محتکران و... را مقابل مصلاهای نمازجمعه شلاق می زدند دور نیست روزی که شما و امثال شما را برای تنبّه سایر عدالتخواهان غیر معتدل در ملأعام، مثلاً مقابل پارک لاله! شلاق بزنند. شما که تاریخ خوانده اید بهتر می دانید مگر کسی گمان می کرد اندکی پس از مانور قدرت مرجعیت در جریان تحریم تنباکو، روزی برسد که یک مجتهد بزرگ عالم شیعه را در ملأعام اعدام کنند و نه تنها مردم عادی بلکه بعضی طلبه ها هم اعدام شیخ را به هم تبریک بگویند؟!

شلاق خوردن شما همان نفع را برای جریان عدالتخواه به همراه خواهد داشت که شهادت شیخ فضل الله برای اعتلای اسلام و پیروزی انقلاب اسلامی به دنبال داشته است. بگذارید اگر قرار شد سالها بعد، عده ای در نقطه ای از دنیا جریانی عدالت طلب را به راه بیندازند از پیش، چاره ای برای آسیب های احتمالی حرکت خود اندیشه کنند.

شما روحانی عدالتخواه شمالی، وارث شیخ فضل الله نوری و میرزا یونس جنگلی، به نسل های آینده تاریخ ثابت کنید که چوبه دار خویش را به دوش کشیدید و ذکر نورانی " فیا سیوف خذینی " را سر دادید تا عَلَم اسلام خمینی بر زمین نمانَد.

انّا انشاءالله بکم لاحقون

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نسخه ای که امام (ره) برای عربستان پیچید!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۲، ۰۶:۲۱ ب.ظ


این روزها هیچ روزنامه و سایتی در جهان نیست که مطلبی درباره عربستان ننوشته باشد. وزارت امنیت عربستان تبدیل به یک شبکه گسترده تروریسم دولتی و بین اللمللی گردیده که خشم بسیاری از مردم منطقه را برانگیخته است.

پوتین، عربستان را به واکنش رو در رو در قبال دخالت های این دولت در امور داخلی روسیه و حمایت مادی و معنوی آن از جدایی طلبان چچن تهدید کرده است. حوثی های یمن نیز کشور عربستان را به حمله نظامی تهدید کرده اند. در بحرین و سوریه هم صحبت از دخالت مستقیم تروریست های عربستان برای قلع و قمع شیعیان است. در ایران نیز پس از فتنه کور 88 و پیدا بودن دست کثیف دولت وهابی عربستان در حمایت از فتنه گران، لزوم پاسخگویی به این جوجه دولت زیاده خواه قوّت گرفت. این روزها با انفجاری که در مقابل سفارت ایران در بیروت رخ داد و عریان بودن نقش الماجد، نیروی برجسته شبکه اطلاعاتی تحت امر بن سلطان، ضرورت پاسخ دندان شکن و درس آموز جمهوری السامی به آل سعود خبیث از همیشه واضح تر شده است؛ هر چند بزرگان پشت پرده دولت یازدهم و برادرخوانده های شیوخ ریاض هم این روزها دم از تقویت مراوده با این همسایه شیطان صفت می زنند.

حضرت امام خمینی (ره) که از بدو مبارزات ضد ستمشاهی خود، اعتراض های جسته و گریخته ای نسبت به رویکرد خائنانه شیوخ عرب در سازش با اسرائیل و عدم الزام به آموزه های رسول خدا (ص) داشت، پس از واقعه ننگین حج سال 66 و به خاک و خون کشیده شدن مسلمانان بی دفاع در حرم امن الهی که با هدف جلب رضایت آمریکای جنایتکار صورت گرفته بود، بارها در پیام های خود سعی در یادآوری خباثت آل سعود داشت:

مگر مسلمانان جهان فاجعۀ قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه‏های مسلمین را در طول حیات ننگین آل سعود و نیز جنایت قتل‏عام زائران خانۀ خدا را فراموش می‏کنند؟ 1

اما جالب است به یاد بیاوریم این پیر فرزانه و پرچمدار حقیقی اسلام ناب، به این میزان از یادآوری جنایات آل سعود اکتفا نکرده و وعده تنبیه این دولت خون آشام را سر داد. وعده ای که این روزها بهترین موعد برای تحقق آن است:

ان‏شاءاللّه‏ ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد، و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد.2

1 و 2 - 29/4/1367

  • سیدحمید مشتاقی نیا