زندگینامه سردار شهید طوسی
بسمه تعالی
خلاصهای از زندگینامه سردار شهید محمدحسن قاسمی طوسی
محمدحسن قاسمی طوسی، فرزند محمدعلی، در بهار سال 1337 از مادری به نام بتول بامتی، در روستای طوسکلا از توابع شهرستان نکا به دنیا آمد. اولین فرزند خانواده بود و خداوند هفت فرزند دیگر که همگی پسر بودند به محمدعلی داد. پدر محمدحسن، مردی کشاورز بود. محمدحسن در مهر ماه 1344، در دبستان روستای طوسکلا ثبتنام کرد و در تابستان 1350، کلاس ششم را به پایان رساند. در چهارده سالگی ترک تحصیل کرد و چند سالی در امور کشاورزی کمککار پدر شد. در مهر سال 1354 تصمیم گرفت بار دیگر به مدرسه برود، ولی با وضعیتی که داشت، تحصیل را در مدرسه شبانه ادامه داد و با ثبتنام در مدرسۀ دورۀ عمومی آموزش بزرگسالان فردوسی نکا، از سال 1354 تا 1357، دورۀ راهنمایی را گذراند. در همین میان در تابستان 1355 به پیشنهاد پدر و مادر، با دختر عمۀ خود، حلیمه عربزاده، ازدواج کرد و در دیماه 1356 مراسم عروسی این زوج برگزار شد.
محمدحسن مدتی از رفتن به سربازی گریزان بود. سرانجام با تشدید سختگیری، در حالی که تنها یک ماه از مراسم عروسی میگذشت، محمدحسن خود را به نظام وظیفۀ بهشهر معرفی کرد. از آنجا نیز به بیرجند اعزام شد. این اعزام، پانزده روز بیشتر طول نکشید و از ادامۀ سربازی معاف شد.
دوران جوانی محمدحسن طوسی با اوج قدرت رژیم پهلوی مصادف شده بود. طوسی نوزده سال داشت که با مباحث انقلاب آشنا شد و همکاریهای پنهانی خود را با فعالان انقلابی شهر، شروع کرد.
با شروع علنی فعالیتهای انقلاب و برگزاری تظاهرات در سطح شهر و روستا، حجم درگیری طوسی نیز گسترش یافت. به این دلیل بار دیگر ترک تحصیل کرد و ساماندهی فعالیتهای انقلابی مردم طوسکلا و روستاهای همجوار را بر عهده گرفت. طوسی در تظاهرات و درگیریهای انقلاب در ماههای پایانی رژیم گذشته حضور داشت. در همین اوضاع، فرزندش سمیه در دیماه 1357 به دنیا آمد. طوسی چند روز مانده به بازگشت امام خمینی به وطن برای استقبال ایشان به تهران رفت و در مهیّاسازی شرایط سهیم شد.
طوسی از فردای پیروزی انقلاب، همراه با فعالان انقلابی در سطح شهر نکا، به نظم و نسق وضعیت بحرانی کمک کرد. با همکاری دوستان انقلابیاش در راهاندازی و انجام اقدامات اولیۀ کمیتۀ انقلاب اسلامی نکا مشارکت داشت. کمتر از پنجاه روز از پیروزی انقلاب میگذشت که بحران گنبد، در فروردین 1358 مشغله انقلابیون شد. طوسی جزو اولین کسانی بود که برای مقابله با شورش ضد انقلاب در گنبد اعزام شد. حضور طوسی در کمیتۀ انقلاب اسلامی نکا تا اوایل شهریور 1358 ادامه داشت.
شش ماه از پیروزی انقلاب میگذشت که طوسی با معرفی خود به سپاه مرکز استان از هشتم شهریور 1358، رسماً لباس پاسداری پوشید و به عنوان نیروی عادی، در معاونت عملیات سپاه ساری به کار گرفته شد. همزمان تحصیل خود را نیز با ثبتنام در دورۀ شبانۀ دبیرستان هفدۀ شهریور ساری پی گرفت.
دو روز مانده به عید سال 1359، به کردستان اعزام شد. این مأموریت، 35 روز طول کشید و در پایگاه سپاه بانه در قالب گردان رزمی، مشغول فعالیت شد. بعد از بازگشت به ساری در 3/ 2/ 1359 به عنوان نیروی عملیاتی دوباره در معاونت عملیات سپاه ساری به کار گرفته شد. همزمان فعالیت گروههای ضد انقلاب در سطح استان افزایش یافته بود. انتخاب بنیصدر و حمایت آشکار وی از این گروهها، مزید بر علت شد؛
در این شرایط، در آخرین روز تابستان 1359، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آغاز شد. در سومین روز تهاجم عراق به ایران، طوسی به همراه برخی از همکارانش در معاونت عملیات سپاه ساری، عازم مناطق نبرد شد. محل استقرار شهید طوسی و همراهانش پادگان ابوذر در سرپُلذهاب بود و مأموریت حفاظت از خط بازیدراز و گیلانغرب به آنها سپرده شده بود. طوسی در اینجا مسئولیت جابهجایی نیروهای عملیاتی و امکانات پشتیبانی را از پادگان ابوذر تا خطوط مختلف نبرد بر عهده داشت؛
در حین خدمت در منطقه، مسئولیت فرماندهی عملیات سپاه ساری به طوسی پیشنهاد شد. به این ترتیب بعد از گذشت نزدیک به چهار ماه حضور در مناطق جنگی به استان بازگشت. بلافاصله از 27/ 10/ 1359 با مسئولیت فرماندهی عملیات سپاه ساری به خدمت مشغول شد. آغاز این دورۀ مسئولیت طوسی با اوجگیری فعالیتهای گروههای بحرانساز در سطح کشور و استان همزمان بود. پیش از مسئولیت طوسی در سطح فرماندهی عملیات سپاه ساری، تشکیلاتی در درون این معاونت، شبیه «گروه ضربت»، برای مقابله با بحرانها و ناامنیهای محیطی وجود داشت. این تشکیلات در دورۀ مسئولیت وی منسجم شد و با انتخاب نام «گروه شهید» برای آن، به عنوان محور فعالیتهای انقلابی سپاه ساری علیه ضد انقلاب مطرح شد. این گروه حدود سی نفر عضو داشت که بسیاری از آنها در درگیری با ضد انقلاب در سطح استان و یا دفاع مقدس به شهادت رسیدند. کار اصلی گروه شهید، تأمین امنیت و بهویژه برخورد با منافقین و تیمهای عملیاتی آنها بود.
همزمان با عزل بنیصدر از ریاست جمهوری و شروع جنگ مسلحانۀ گروهها، ضد انقلاب فعالسازی جبههای گسترده در استانهای شمالی کشور ـ مازندران و گیلان ـ را در دستور کار خود قرار داد. مازندران در متن این جبهه و تحرکات گروههای محارب قرار داشت. از ابتدای تابستان 1360 تا اواخر 1362، بخش قابل توجهی از توانمندی استان مصروف مقابله با تحرکات این گروهها شد. نقش شهید طوسی در مقابله با بحران محاربان در جنگلهای شمال، تعیینکننده و محوری است.
با بحرانیشدن فضای کشور و ناامنشدن محیط شهرها برای محاربان و استفادۀ این گروهها از جنگل به عنوان پناهگاه، فعالیتهای گروه شهید به سرپرستی شهید طوسی، به عمق جنگل گسترش یافت. در همین اثنا بود که طوسی در صحنۀ آموزش، با انفجار مواد منفجره، از ناحیه چشم دچار آسیبدیدگی شد.
از دهم بهمن 1360، طوسی با حفظ سِمَت به عنوان فرمانده ستاد عملیاتی ناحیه 2 وابسته به قرارگاه عملیاتی حضرت ابوالفضل(ع) که مسئولیت مقابله با معاندین را در سطح جنگل های شمال بر عهده داشت انتخاب شد. محل استقرار این ستاد در «قائمشهر» و «سوادکوه» بود. از این زمان، طرحریزی و اقدام برای پاکسازی مناطق مرکزی جنگلهای استان با هماهنگی فرماندهی قرارگاه، بر عهدۀ شهید طوسی قرارگرفت.
با ایجاد آرامش در مناطق جنگلی، آخرین مسئولیت طوسی در سپاه استان در 27 آبان 1362 رقم خورد و به عنوان جانشین عملیات فرماندهی سپاه منطقۀ 3 گیلان و مازندران مستقر در چالوس انتخاب شد. طوسی در این مدت (تا بهمنماه)، مأموریت پشتیبانی عملیاتی و نیرویی مازندران در خطوط جبهه را بر عهده داشت. چگونگی اعزامها و نیروهای مورد نیاز یگانهای مستقر در جبهه با هدایت مستقیم طوسی انجام میپذیرفت. در بسیاری از اعزامها، به همراه نیروها به منطقه میرفت و از نزدیک، پشتیبانی تدارکاتی و نیرویی یگانها بهویژه لشکر 25 کربلا را ارزیابی میکرد. لازم به یادآوری است تا قبل از این زمان نیز، در بزنگاه عملیاتها، طوسی در جبهه حضور داشت؛ چنانکه اشاره شد در آغاز سال 1359 به کردستان اعزام شده بود و سه روز بعد از وقوع جنگ نیز عازم مناطق جنگی شد. برای سومین بار، در آخرین روز اسفند سال 1360، دو روز مانده به شروع عملیات فتحالمبین، خود را به منطقۀ عملیاتی رساند و تا یک ماه بعد از عملیات بیتالمقدس، به عنوان مسئول گروهان رزمی در جبهه حضور داشت. در پایان این دوره، با بدنی مجروح ناشی از موج انفجار در 30 خرداد 1361 به مازندران بازگشت. برای مرحله چهارم در 27/ 7/ 1362 برای شرکت در عملیات والفجر 4 عازم مریوان شد.
سرانجام طوسی با احساس اطمینان از پایانیافتن بحران جنگل و بازگشت امنیت کامل به استان، از ابتدای بهمن 1362 برای همیشه عازم جبهه شد. در ابتدای ورود، مسئولیت آمادهسازی و استقرار نیروهای اعزامی استان به منطقه عمومی دهلران را جهت شرکت در عملیات والفجر 6 بر عهده داشت. این عملیات در روزهای آغازین اسفند ماه و در جبهه چیلات و نیزار انجام شد و لشکر 25 کربلا تنها لشکر شرکتکننده در آن بود.
چند ماه بعد از آنکه حضور طوسی در لشکر 25 کربلا قطعی شد، پیشنهادهایی به ایشان شد که سرانجام مسئولیت اطلاعات و شناسایی لشکر را پذیرفت. این مسئولیت از تابستان 1363 تا لحظۀ شهادت بر عهدۀ وی قرار داشت. در طول این سالها شهید طوسی و همکارانش در واحد اطلاعات لشکر، در خطوط مختلف نبرد حضور داشتند. میدانهای سختی نظیر عملیاتهای بدر، قدس 1 و 2، والفجر8، کربلای 4 و کربلای5 در کارنامه عملکردی شهید وجود دارد. اوج فعالیتهای اطلاعاتی و شناسایی لشکر ویژۀ 25 کربلا، در عملیات والفجر 8 بود که طوسی از ابتدای شهریور 1364 تا شروع عملیات در 20 بهمن 1364 و در حین آن، در تلاش بود تا بهترین سرنوشت را برای این عملیات متحیّرانه رقم بزند. شناسایی دشمن و موقعیت آن، شناسایی مختصات رودخانۀ اروند و آمادهسازی و آموزش نیروها برای عبور از این رودخانۀ وحشی، فعالیتهایی بود که با تلاش طوسی و نیروهایش انجام پذیرفت. تصمیمات راهبردی فرماندهی جنگ در این عملیات تا حدود زیادی بر مبنای شناسایی انجام شدۀ لشکر ویژۀ 25 کربلا و آمادگیهای نیرویی این لشکر اخذ میشد، که در کانون این معادلات، طوسی قرار داشت.
واحد اطلاعات لشکر چند ماه بعد، در خرداد و تیر 1365، در پی اشغال مهران از سوی ارتش عراق و سپس اجرای عملیات کربلای1 بار دیگر مورد آزمون قرارگرفت و طوسی به همراه سایر لشکریان اسلام، فتح مهران را در نیمۀ تیرماه این سال جشن گرفتند. چند ماه بعد از فتح مهران، مقدمات شناسایی منطقۀ عملیاتی کربلای 4 در خورالخصیب و امالرصاص شکل گرفت که تقریباً ویژگیهای مشابهی با منطقۀ فاو داشت.
به فاصلۀ حدود 15 روز بعد از کربلای4، عملیات سنگین کربلای5، در 19 دی ماه 1365 طراحی و اجرا شد. در این عملیات طوسی را میتوان در نقشهای بسیاری دید. چنانکه در طول این عملیات، نقش قائممقام فرماندهی لشکر را بر عهده داشت.
سرلشکر محسن رضایی در توضیح چگونگی انتخاب شهید طوسی به عنوان قائممقام لشکر و اشراف ایشان بر امور میگوید:
«شهید طوسی وقتی خودش را در اطلاعات لشکر نشان داد، این برداشت حاصل شد که چون بیش از اطلاعات میتواند کار کند به همین دلیل به عنوان قائممقامی لشکر انتخاب شد. در حقیقت بار اصلی اداره لشکر بر دوش ایشان بود.»
عملیات کربلای 5 در 12 اسفند 1365 به مرحله تثبیت رسید. طوسی نیز برای چهارمین بار در اثر اصابت ترکش در این عملیات مجروح شد. تا این زمان، حدود سی ماه از شروع زندگی پرمشقّت خانوادۀ شهید طوسی در پایگاه شهید بهشتی در اهواز میگذشت.
در میانه فروردین 1366، عملیات کربلای 8، در موقعیت عملیاتی کربلای 5 و جهت تکمیل آن عملیات، طراحی و اجرا شد. طوسی، در این عملیات در 18/1/1366 به شهادت رسید. پیکرش در خاکهای شلمچه باقی ماند. سرانجام در آبان 1374، پیکر این فرمانده مازندرانی، با تلاش گروه تفحّص شهدا کشف شد و با انجام تشییع در مرکز استان و شهر نکا، در زادگاه خویش روستای طوسکلا آرام گرفت؛ یادآوری میشود دو برادر دیگر شهید طوسی به نامهای محمدابراهیم و محمدحسین نیز به ترتیب در اسفند 1362 و مهر 1374 به شهادت رسیدهاند.
- ۰ نظر
- ۲۴ شهریور ۹۹ ، ۱۷:۵۶