اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

۱۴۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «داستان فتنه» ثبت شده است

واماندگان

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۴۱ ق.ظ

هفت نکته مهم درباره بازداشت عناصر تندروی اصلاحات همراهی صریح با دشمن | جهان  نیوز

 

این بندگان خدای مدعی اصلاح طلب بعد از قضایای 88 دیگر از دور خارج شدند البته اصولگراها هم.

یک توافق نانوشته ای بین مردم هست چه حامی نظام چه آنها که زاویه دارند همه متحد و یک صدا از عناصر دخیل در قدرت فاصله میگیرند. چه خاتمی که رای آورد چه احمدی نژاد حتی روحانی با آن ژست اپوزیسیونی و چه حامیان جلیلی و پزشکیان اغلب با هر گرایشی بر این معیار صحه می گذاردند که طرف دخیل در باندهای قدرت و حاکمیت نباشد. برای همین امثال قالیباف بیش از بیست سال است که اقبالی برای ورود به پاستور نداشته و ندارند مگر آنکه صحنه گونه ای دیگر رقم زده شود.

بگذریم

الان موضوع چیز دیگری است. حرف دیگری دارم.

عرض کردم که لایه های مدیریتی جریان اصلاحات بعد از قضایای هشتاد و هشت از دور خارج شدند. همان موقع هم البته اتفاقاتی افتاد که نشان داد امور در دست آنها نیست اما در نیمچه اغتشاشات 96 و 98 و بعدتر در آشوبهای چندماهه 1401 معلوم شد کسی شعار و دغدغه جریان اصلاحات را ندارد. فی المثل حتی یکنفر مطالبه ای برای آزادی سران فتنه از حصر سر نداد. این جماعت خشتک پاره ته برهنه اصلا یادشان نبود میر حسین و کروبی ای هم وجود دارند، آخر مطالبه شان رقص و آواز و بوسیدن در کوچه و آغوش رایگان و سلف مختلط بود و بس. آشوبها که تمام شد البته زعمای به اصطلاح اصلاح طلب سعی در سهم خواهی و سواری بر امواج داشتند که چندان کارگر واقع نشد.

الان را ببینید. چند روز است چند نفر از چهره های شاخص و کلیدی این جریان مثل منصوری و اصغرزاده و... دستگیر و روانه زندان شده اند. صدایی از کسی شنیده اید؟ نه بیگانه معترض شد نه خودی. رفقای خودشان که در بدنه دولت و یا حاکمیت هستند هم به روی مبارک خود نیاوردند چه برسد به اینکه کسی بخواهد بریزد وسط خیابان و دم برآورد و نفس کش بطلبد که الا و بلا باید این چند نفر را که از سال 78 تا 88 روی سرشان قسم خورده می شد آزاد کنید و گرنه بد می بینید.

خیلی بد است اینطور مرگ سیاسی یک جریان رقم بخورد و از صحنه اجتماع حذف گردیده و نادیده انگاشته شود که البته خود کرده را تدبیر نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بر زمینت می زند...

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۱۸ ب.ظ

پزشکیان ضرر نکرد. کسی در خیابان فریاد نزد مرگ بر پزشکیان، دولت بی کفایت استعفا استعفا.... فحشها را آقا خورد و انقلاب و شهدا و اسلام و قرآن و مسجد و حزب الله. می گویم پزشکیان ضرر نکرد منظورم اصلاح طلبان است این بنده خدا که بازیچه ای بیش نیست. خیرخواه است اما توی باغ نیست. و قالیبافی که به زعم خود با زیگزاگ رفتن از فتنه 88 تا آشوبهای دی ماه دارد ذکاوت به خرج می دهد اما همیشه دستش رو میشود، نه اصلاح طلبها بعد از وفاق و سواری گرفتن به او رأی می دهند نه بدنه امت حزب الله که باهوش است و از بی صداقتی؛ بیزار. بیست سال است که کاندیدای ناکام ریاست جمهوری است و در حسرت صندلی نرم پاستور تا ابد.

کسی به پزشکیان فحش نداد. گند را او زد، زندگی مردم را فلج کرد، در اوج بحران اقتصاد و رها شدگی معیشت و افسارگسیختگی قیمتها قانونی خوب را بد و بدموقع اجرا کرد. او و قالیباف خیرخواه اما نادان دوست ساده نظام، مملکت را با تصمیمی غلط تا لبه پرتگاه سقوط و نیز آغاز جنگی بزرگ سوق دادند.

پزشکیان –بخوانید اصلاح طلبان- پیروز این ماجرا بودند. کسی یقه شان را نگرفت. نه به مردم حساب پس دادند نه به حاکمیت. مجوز موتورسواری زنان را هم در بوق و کرنا کردند که یعنی اصلا مساله اعتراض چیزی دیگری بود و ربطی به ما نداشت و ما با نظام نیستیم و... انتخابات بعدی هم به طیف ما رأی بدهید.

به خاطر تصمیم نا به جای آنها مملکت به هم ریخت و عده ای کشته شدند بعد خودشان طرف معترضین و اغتشاشگران را گرفتند. در فهرست جان باختگان، شهید و جلاد را کنار هم نشاندند. برای دلجویی از خانواده های شهدای امنیت کمترین قدمی برنداشتند. این همه بچه های بسیج و انتظامی، مظلوم و تنها قطعه قطعه شدند عین خیالشان نبود. رفتند به ملاقات زندانی های اغتشاشگر از دلشان در بیاورند. گفتند کار به کار سلبریتی ها نداشته باشید. راست می گویند. سلبریتی ها هم کار به کار آنها نداشتند؛ مأموریت آنها چیز دیگری است. هزینه را دارد نظام میدهد. جان بسیجی و مامور انتظامی انگار مفت است. دولت هم میتواند با خیال راحت به گران سازی هایش ادامه بدهد و کمر مردم را بشکند. دوباره اعتراض کنند باز هم نظام است که فحش می خورد. باز هم بچه های حزب الله ارباً اربا می شوند. آقازاده های مسئولین که جایشان گرم و نرم است. آب توی دلشان تکان نمی خورد. مسئولین اگر مدعی مبارزه با فساد هستند لااقل یقه یک نفر از کسانی که ارز دولتی را برده و پس نداده اند، گرفته و محاکمه اش کنند.

پشت پرده، ورای فهم پزشکیان و قالیباف، جریانی از ابتدای انقلاب تلاش داشته و دارد کار به اینجا برسد اگر جلوی آمریکا سر خم نکنید باید زیر بار مشکلات اقتصاد له بشوید. آب خوردنتان هم دست آمریکا و نیازمند چشم عنایت اوست. درست در نقطه مقابل دیدگاه رهبری که طرفدار اقتصاد مقاومتی و عدالت و مبارزه با ویژه خواری و استقلال سیاسی و فرهنگی است. جریان دیگر که حسابی هم نفوذ و قدرت دارد تلاش می کند نگاهها را به جای خدا به سمت کدخدا بکشاند.

آنچه در دی ماه اتفاق افتاد به فرموده رهبری کودتا بود. کار دشمن، دشمنی است. ضلع مکمل کودتای دشمن اما کسانی هستند که با فراهم نمودن زمینه آشوب، مملکت را تا لبه پرتگاه هول دادند. همانها که پس از پیروزی پزشکیان در انتخابات از او به عنوان گورباچف ایران یاد نمودند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ایران حسین علیه السلام

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۴۳ ق.ظ

photo_2026-01-30_06-24-11_gbas.jpg

 

کل محور مقاومت اعلام کرد که در صورت حمله آمریکا به ایران با تمام توان در کنار ملت ایران خواهد ایستاد. این وسط اما مردم عراق تصاویری زیبا خلق نمودند. علاوه بر گروههای جهادی این کشور، مردم نیز به صفوف اعلام آمادگی برای نبرد با آمریکا و ثبت نام برای انجام عملیات استشهادی پیوسته و همبستگی تاریخی خود با ملت ایران را به تصویر کشاندند.

حالا بهتر میشود فهمید چرا وقتی ایام اربعین می رسد کل بدنه ضدانقلاب کهیر زده و با انواع دروغ و دغل و شایعه و ... شروع به لجن پراکنی علیه این حرکت تمدنی بزرگ می نمایند.

یک جمله کوتاهی هم در فضای مجازی خواندم که به دلم نشست: آنهایی که می گفتند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران از آمریکا می خواهند به ایران حمله کند، بعد همان غزه و لبنان و یمن و عراق و... اعلام کرده اند که در صورت حمله دشمن از کشور ایران دفاع خواهند کرد!

یادم است موقعی که عبارت "حب الحسین یجمعنا" فراگیر شد جماعت خودباخته در مقابلش "ایران دوستی" را علم نموده و محور اتحاد قلمداد می نمودند. الان حسینی های عالم در صف حمایت از ایرانند و بعضی مدعیان ملی گرایی و وطن پرستی در صف قاتلان ملت و جدایی طلبان این سرزمین مقدس قرار گرفته اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حسین بابری

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۱۸ ب.ظ

شهادت حسین با لب تشنه برای دخترانش درس ایستادگی است

 

این متن را در فضای مجازی خواندم و پسندیدم:

آقا معلم! شما هم نوستالژی‌باز بودی؟ مثلا اینکه مزارم در یک باغ بزرگ باشد. یا دست در دست فلانی بمیرم. زیر یک درخت باشم. از این چیزها داشتی؟ شاید هم می‌خواستی با یک زخم در پهلو ایستاده بروی؟ آقا معلم درد ساده‌ی پهلو آدم را بیچاره می‌کند. چه برسد به چنان زخم عمیقی!

می‌دانی من لحظه‌ی احتضار هیچ‌کسی را ندیدم. شما اولین نفری. من باورم نمی‌شود که این آدم با باندی دور شکمش چند دقیقه‌ی بعد می‌میرد. شما بلند می‌شوی. راه می‌روی. لبخند می‌زنی. فقط چهره‌ات زرد و رنگ‌پریده است. آقا معلم! شما به من نشان می‌دهی که امثال شما نمی‌میرند. پایان قصه‌ات برایم سیاه نیست. یعنی اولین‌بار هم که فیلم را دیدم و خواندم که شما در راه بیمارستان شهید شدی، دلم نسوخت. همچنان ایستاده و محکم توی ذهنم بودی. آن لبخندت آدم را دیوانه می‌کند. انگار نیشخند زده‌ای به امثال من که سفت این دنیا را چسبیدیم. هروقت لبخندت را می‌بینم از خودم بدم می‌آید.

آقا معلم! در این عصر و زمانه‌ای که بعضی‌ها میلیاردها پول می‌دهند که یک مراسم لاکچری بگیرند. لباس‌های زیبا بپوشند. تیم فیلمبرداری درجه یک بیاورند تا نشان دهند چقدر خوب و قشنگند، چطور توانستی قهرمان شوی؟ با بدنی باندپیچی شده. یک گوشی با کادر ناصاف و یک لبخند!

آقا معلم چند روز است از ذهنم بیرون نمی‌روی. دقیقه به دقیقه فیلم شهادتت به آدم درس می‌دهد. من هنوز نگاه شهید حججی را هم یادم نمی‌رود. جوان ترکه‌ای با ریش‌های کم‌پشت. با لب‌های ترک‌خورده و نگاهی که شبیه شیشه‌ای بی‌خط و خش بود. شما این نگاه را بهتر از من می‌شناسی نه؟

راستش من از لحظه‌ی جان دادنم می‌ترسم. همیشه به خدا می‌گفتم یک‌جوری تمامش کند که شرمنده‌اش نشوم. تحمل دردِ لحظه‌ی احتضار را ندارم. اما حالا یک دعا به دعاهایم اضافه کردی!

" خدایا مرا مثل شهید حسین بابری بالبخند و ایستاده ببر.... در حالی که روی درد را کم کرده‌ام! "

حفره

#شهید_حسین_بابری

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این دروغ ناتمام

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۳:۰۰ ب.ظ

هنوز هم منافقین می نشینند این طرف آن طرف در صفحات ملت پیام میگذارند که بعله خبر ندارید دارند بابت پس دادن جنازه ها از ملت چقدر پول میگیرند!

چندین بار هم این شایعه تکذیب شده ولی خب منافق، منافق است و کارش را ادامه میدهد.

مدعی هستند بین هشتاد میلیون تا یک میلیارد تومان بابت هر جنازه از خانواده ها پول گرفته اند!

این پول را که نمی شود دستی جا بجا کرد. قطعا فیش واریزی یا رسید کارتخوان باید وجود داشته باشد. مدعی هستند دهها هزار نفر کشته شده اند! چرا حتی یک سند هم از بین این همه متوفی منتشر نشده تا ثابت کنند چه مبلغی پرداخته اند؟ بالاخره فک و فامیلهای اینها چرا صدایشان در نیامده است؟

البته شخصا معتقدم از آن ششصد هفتصد نفری که جزو تروریستها بودند و در جریان حمله به اماکن عمومی و یا اموال شخصی مردم کشته شدند حتما باید وجهی بابت جبران خسارات بگیرند که متأسفانه نمی گیرند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک سوزن برای دولت

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۳۰ ب.ظ

یه بار دیگه قیمت ارز و طلا داره میکشه میره بالا

قیمت خودرو و گوشت و ... هم هی داره افزایش پیدا میکنه

خوب نیست که دولت دست رو دست بذاره و تماشاچی باشه

الان وقتشه که بزنه ارز ترجیحی چن کالای دیگه رو هم بترکونه بفرسته هوا

حیفه که کشور روزهای آرومی رو پشت سر بگذارهwink

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چقدر خوب، چقدر دیر!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۳۹ ق.ظ

سینمایی «بازی خونی» به تلویزیون رسید؛ گروه افراطی علیه امنیت کشور -  خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

 

فیلم "بازی خونی" را دیدم و لذت بردم، آن قدر که اگر دوباره هم فرصتی باشد آن را خواهم دید. دست سازنده و سفارش دهنده اش درد نکند؛ ولی خب کاش یکی دو دهه زودتر به این سوژه ها می پرداختیم. بارها با افرادی که موضعی علیه نظام دارند صحبت و بحث داشته ام. یک سری که مغرضند هیچ ولی اکثریتی هستند که آدمهای خوب و بی اطلاعی هستند. بندگان خدا مطالعه و تحقیق ندارند و البته چند سالی است که به برکت ماهواره و اینستا رابطه شان با محصولات فرهنگی انقلاب و اسلام قطع شده است. ما هم مقصریم که دوازده سال فرصت تربیت و آگاهی بخشی نوجوانان در مدارس را هدر می دهیم. چند سال پیش در جمعی از بچه های دبیرستانی پیرامون دفاع مقدس صحبت داشتم. همچین روزهایی بود و به مناسبت، موضوع را ربط دادم به واقعه ششم بهمن آمل. بچه ها با ذوق و دقت گوش می دادند. صحبتهای من که تمام شد مدیر مدرسه برخاست و با هیجان گفت من هم آن شب در آمل بودم و شروع کرد به تعریف از دیده های خود. بعد که آمد کنار من نشست گفت تا الان فکر نمی کردم گفتن این خاطرات برای بچه ها جذاب باشد!

خیلی از واقعیتهای تاریخ معاصر را برای نسل جوان نگفته ایم و فرصتهایی طلایی را از دست داده ایم که حالا با شبهه پراکنی و تولیدات مسموم رسانه های بیگانه به راحتی جای جلاد و شهید عوض می شود. همان تعبیری که آقا داشت حضرت علی در جنگ نظامی شکست نخورد اما در جنگ نرم...

فیلم بازی خونی پیرامون واقعه جنگل آمل و تسخیر یک روزه شهری که بعدها هزار سنگر لقب گرفت خوب و جذاب از کار در آمد. اگر چه گاهی لهجه مازنی و گیلک قاطی می شد.

بسیاری از اعضای اتحادیه خلق کمونیستها جوانهای سرمایه داری بودند که در آمریکا و انگلیس درس خواندند. مدعی بودند که میخواهیم مردم مستضعف را نجات بدهیم. آنهایی که در مقابلشان ایستادند و شهر را نجات داده و چهل شهید تقدیم نمودند کارگر و کشاورز و راننده و کارمند ساده و بچه محصل بودند. این را کی پی بردند؟ روز محاکمه گفتند وقتی کفشهای پاره و کهنه مردمی که برای دیدن محاکمه ما آمده اند دیدیم تازه فهمیدیم مقابل چه کسانی ایستاده ایم.

مسئولان انقلاب یادشان نرود چه کسانی بار فشار اهتزاز این پرچم را به دوش کشیده اند.

وانت نیسان از جمله خودروهای عملیاتی و البته ابداعی مدافعان خودجوش شهر برای مبارزه با مهاجمین بود. پشت نیسان را کیسه شن می چیدند، یک نفر آن پشت سنگر می گرفت و در حالی که نیسان دنده عقب به طرف کمونیستها می رفت به طرفشان آتش می گشود!

شهید سیده طاهره هاشمی نوجوان بود و هنرمند. در خیابان تیر خورد. آخرین لحظات قبل از شهادت، حواسش به چادرش بود که از سرش نیفتد.

شهید جعفر هندویی پاسدار بود. او را در وسط شهر دستگیر کردند و خواستند که به امام توهین کند. دید مردم دارند نگاه می کنند و روحیه شان را می بازند. بلند فریاد زد الله اکبر، خمینی رهبر، مرگ بر آمریکا... و شهید شد.

یاد همه حماسه سازان انقلاب اسلامی گرامی. حادثه آمل و درسی که مردم این شهر به دشمن دادند آنقدر مهم بود که امام در وصیتنامه اش نیز به آن اشاره نمود و به رخ بدخواهان کشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دیداری که در آن از خجالت آب شدم!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۱۷ ق.ظ

photo_2026-01-26_06-09-32_d55h.jpg

 

این یادداشت را چند روز پیش نماینده قم منتشر نمود:

امروز توفیق داشتم تا به دیدار دو خانواده شهیدی که در اغتششات اخیر در قم به شهادت رسیده بودند بروم. مادر دومین شهید (شهید عباس اسدی از پرسنل خدوم نیروی انتظامی) حکایت عجیبی از فرزند شهیدش برایم تعریف کرد. گفت فرزندش چند هفته قبل از شهادتش خواب عجیبی دیده و به مادرش گفته که خواب دیده‌ام در یکی از روستاهای اطراف قم هستم و از کوه نزدیک روستا، سه بانو در حال حرکت به سمت روستا هستند و در همین حال، اعلام کردند که مادر شهید می‌آید!

وقتی که این سه بانو نزدیک شدند دیدم یکی از آن سه بانو شمایید و متوجه شدم که آن مادر شهید، خود شمایید! در همان حال، به سنگ قبری که در آن روستا بود نگاه کردم و دیدم نام خودم روی آن حک شده و نوشته شده شهید عباس اسدی!  گفت که دیدم روی سنگ قبر هم تاریخ شهادت را ۱۹ رجب حک کرده بودند؛ و عجیب آنکه این شهید دقیقا در شب نوزدهم رجب با ضربات متعدد چاقوی اوباش (۵۸ ضربه چاقو!) و با زبان روزه به شهادت رسید! و سپس بر اساس همین رویای صادقه‌، ایشان را در همان روستا به خاک سپردند.

 

همسر شهید از قول همکاران شهید برایم نقل کرد که آن شب زمان افطار، شهید نمازش را خوانده و سپس همکارانش به او می‌گویند که روزه‌اش را افطار کند اما او افطار نمی‌کند و پاسخ می‌دهد که شاید امشب قسمتش شهادت باشد و با زبان روزه، برای تببین و صحبت با نوجوانان و جوانان غافلی که برای اغتشاش تجمع کرده بودند عازم خیابان می‌شود و ساعتی بعد در حین تببین و صحبت با آنها، با ضربات متعدد چاقو به شهادت می‌رسد.

آنچه برایم بسیار تلخ بود این بود که از این شهید عزیز، چهار فرزند کودک و نوجوان به یادگار مانده و فرزند پنجمشان هم در راه است که همگی بدون هیچ توقعی در یک منزل کوچک هفتاد و چند متری در یکی از محلات ضعیف قم زندگی می‌کنند.

در دیدار با این خانواده درباره این شهید و مجاهدتهای دائمی او و اینکه دائما خود را بدهکار به نظام و انقلاب می‌دانسته توصیفاتی شنیدم که حقیقتا از خجالت آب شدم. خصوصا که خواهر شهید بیان کرد که شهید در ایام انتخابات مجلس، مکررا خانواده و دوستان و نزدیکانش را ترغیب می‌کرده که به حقیر رای دهند و حالا ره‌آورد این دیدار، برایم خجالتی سرشار است از این خانواده‌هایی که در منازل کوچک و محقّرشان، بی هیچ توقعی تا پای جان پای کار انقلاب ایستاده‌اند و اینکه بار سنگین امانت رای چنین شهدایی که مظلومانه جان دادند را چطور می‌توان به سرمنزل مقصود رساند؛ "ربّ اِنّی مغلوب فانتَصِر و انتَ خیرُ النّاصِرین".

 

️ دکتر منان رئیسی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی شهدا هوایت را دارند

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۶ بهمن ۱۴۰۴، ۰۲:۳۵ ب.ظ

photo_2026-01-25_14-25-56_2bt0.jpg

 

مهدی ظریف از بچه بسیجی های با صفای مشهد که همرزم شهید رضا سنجرانی و جانباز مدافع حرم بود در جریان اغتشاشات اخیر نیز به شدت مجروح شد و این روزها همزمان با زادروز حضرت اباالفضل العباس و علی بن الحسین علیهم السلام مسافر کربلا گردید. برادر شهید سنجرانی واگویه ای کوتاه برای او نوشت که زیبا و خواندنی است:

چند روزی بود که از شهادت آقا رضا خبردار شده بودیم. هنوز پیکرش نیامده بود. هم رزمش مهدی ظریف که او هم مجروح شده بود توی بیمارستان بود و بخاطر کثرت مهمانان در منزل پدری، نشد به دیدنش برویم. شب خواب آقارضا را دیدم بدون مقدمه گفت برید دیدن مهدی ظریف حالش خوب نیست. به اتفاق برادر دیگرم علی آقا به دیدنش رفتیم. کلی گریه کرد و گریه کردیم.

دوباره چند شب بعد شهید را خواب دیدم. گفت به دیدن مهدی برید. گفتم رفتیم گفت دوباره برید حالش خوب نیست.

وقتی به دیدنش رفتیم گفت رضا تنهاخوری کرد و رفت. گفتم با انصاف! دوبار اومده توی خوابم و همش نگران تو بوده. حتما حواسش بهت هست.

مهدی جان! دیدی حواسش بهت بود!

خب راست میگن که رفیق شهید، شهیدت می کنه.

خوش بحالت رفیق

عاقبت بخیر شدی و به رفقای شهیدت ملحق شدی.

تو جانباز بودی و در ایام ولادت قمر بنی هاشم، جانباز کربلا پر کشیدی.

سلام منم به رفقای شهیدمان خصوصا رضای عزیز برسان و بگو هوای ما رو هم داشته باش.

مهدی سنجرانی۱۴۰۴/۱۱/۵

شادی روحش صلوات

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پس گفتید که اکثریتید؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۳۸ ب.ظ

این روزها برای چندمین بار است دیدم بعضی عناصر سلطنت طلب در مصاحبه با شبکه های معاند از آمریکا درخواست حمله به ایران برای براندازی نظام را دارند. بعد در پاسخ به این سوال که در جنگ و حمله نظامی عده ای از مردم و هموطنان کشته می شوند با خونسردی گفته اند، در انقلاب خمینی هم عده ای کشته شدند!

با سطح بی غیرتی و وطن فروشی این افراد کاری ندارم.

الان اینها با این استدلال و استدعا به دو واقعیت تاریخی اذعان کرده اند:

یک، اینکه رژیم شاه به روی مخالفینش آتش می گشود و عده ای را کشته است.

دو اینکه انقلاب خمینی یک انقلاب کاملا مستقل و مردمی بود زیرا هیچ دولت خارجی در آن دخالت نداشت بماند که ابرقدرتها پشت سر رژیم شاه بودند. حالا جالب است این جماعت در حالی مدعی اند در اکثریتند و مردم این نظام را نمی خواهند که به دلیل فقدان بدنه اجتماعی دست به دامان آمریکا و اسرائیل شده و درخواست حمله نظامی برای از بین بردن نظام را دارند!

 

عکس لبخند خمینی - عکس نودی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این حق مسخره!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۰۵ ق.ظ

عبارتی این روزها روی زبان مسئولان افتاده که هی تکرار می شود: "اعتراضات به حق مردم"! مثلا این جمله را زیاد شنیده اید: عده ای اغتشاشگر اعتراض به حق مردم را به حاشیه بردند ... یا مردم حق داشتند اعتراض کنند اما....

خب، می ماند این نکته که اگر اعتراض مردم به حق بود و مسئولان مدعی شنیده شدن صدای آن هستند چرا هیچ تغییر و اصلاحی در مدیریت اقتصادی کشور صورت نمی گیرد؟ شکر که همین چند روز پیش گران شد. بنزین هم که قرار است اوایل سال نو گران شود. چیزی به یارانه جدید افزوده نشد تا لااقل دولت ژست خیرخواهی گرفته و بخشی از حجم گرانی ها را بخواهد جبران کند. هیچ کس بابت شوکی که به جامعه وارد شد عذرخواهی نکرد. هیچ مسئولی بابت کوتاهی در نظارت بر قیمتها و عرضه کالا و... بازخواست نشد. برای فروکش کردن آتش اعتراضات قرار بود چند وزیر استیضاح شوند که آن هم در لابی ها و معاملات پشت پرده منتفی گردید. یک نفر به خاطر قصور در باز پس دادن ارزهای رانتی مواخذه نشد. هیچ باند مفسد و مافیای تبهکاری به خاطر اخلال در بازار و ایجاد گرانی عمدی برای زمینه سازی آشوب که لااقل در بحث نهاده های دامی کاملا مشهود بود پس گردنی نخورد. مدیریت امنیتی جامعه هم ابهاماتی دارد که کسی پاسخگو نیست. یک مسئول در شرکت ایرانسل به خاطر تمرد از دستورات امنیتی برکنار شد که بلافاصله به شغل نان و آب دار دیگری رسید....

مطمئنید که صدای مردم را شنیده اید؟ مطمئنید که اعتراض مردم را به حق می دانید؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بلند بگو آمین!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۰ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۲۴ ب.ظ

حجت الاسلام مروی نماینده رهبری است و تولیت آستان قدس رضوی در حرم در جمع مردمی که به حمایت از نظام برخاسته بودند سخنرانی کرد و از قوه قضاییه خواست به موازات اعدام اغتشاگران به اعدام اختلاسگران نیز بپردازد.

امام جمعه تبریز در خطبه های نماز جمعه تأکید کرد مبلغ یارانه جدید کمتر از اندازه گرانی های ناشی از حذف ارز ترجیحی است و اگر دولت درصدد جبران ما بالتفاوت قیمتهاست باید میزان یارانه را افزایش دهد.

حسین شریعتمداری میهمان سیمای جمهوری اسلامی بود در پخش مستقیم تأکید کرد بعضی مدیریتهای غلط هم در شعله ور شدن آشوبها نقش داشت. مجری حرفش را قطع کرد و دو بار تذکر داد که الان وقت بیان این حرفها نیست. اما کمی بعد خود مجری هم شروع به انتقاد از نحوه دهک بندی و نحوه مدیریت بازار و ... کرد و نتوانست جلوی حرف دلش را بگیرد.

آقا گفت به رییس جمهور توهین نشود. نفرمود مجلس تعطیل شود. رییس مجلس که خودش با معامله ای که تحت پوشش وفاق با دولت داشت و سهمش را از کابینه گرفت از مسببان وضع موجود است استیضاح وزرا را از دستور کار خارج نمود! می گویند رفیق خوب کسی است که عیب های تو را به تو بگوید. بالاترین ترجمان حمایت از دولت این است که به عزل مدیران نالایق کمک شود.

مردم منتظرند قوه قضاییه با دانه درشتهای مفسد اقتصادی برخورد کند. زشت است هی گفته شود هر کس ارز دولتی را برای واردات کالا گرفت، برد و دیگر پس نداد! یعنی این حکومت و این دولت چهارتا آدم مورد اعتماد سراغ نداشت؟ مملکت قوه قضاییه ندارد بزند پس گردن آنهایی که ارز مملکت را گرفته و پس نمی دهند؟ این بهانه ها علیه خود مسئولان به کار می رود و اصلا راه فرار مناسبی برای توجیه کاستی ها نیست.

اوایل دهه هفتاد یعنی زمان هاشمی در مشهد و اسلامشهر و قزوین و... شاهد شورشهایی در اعتراض به سیاستهای انقباضی دولت و تفکیک استانها و... بودیم. در سال 78 واقعه کوی دانشگاه را داشتیم و اعتراض به بستن بعضی جراید. در سال 88 اعتراض به نتیجه انتخابات، در سال 86 اعتراض به وضع اقتصادی و حقوقهای معوق و سوءاستفاده بانکها، سال 98 اعتراض به شوک قیمت بنزین، سال 401 اعتراض به گشت ارشاد، سال 404 اعتراض به افزایش بی رویه قیمت دلار و شوک قیمتها و تاریخ شاهد است جز در سال 401 که موضوع سر یک حکم شرعی بود هیچ اعتراضی شنیده نشد و از هیچ یک از برنامه های دولت عقب نشینی صورت نگرفت. البته فتنه 88 زیاده خواهی استکبار داخلی بود و نظام نباید هم کوتاه می آمد اما چرا در اعترضات معیشتی کمترین عقب نشینی برای اصلاح امور و رفع کاستی ها صورت نمی پذیرد؟

لااقل برای دلخوشی و آرامش موقت مردم که به والله نسبت به اسلام و مسجد و قرآن حساسیت دارند و کشورشان و انقلاب اسلامی را دوست دارند اما زیر بار گرانی دارند له می شوند به پرونده چند متهم دانه درشت اقتصادی مثل زنگنه و مهدی جهانگیری و حسین فریدون و علی انصاری و مدلل و پسر شمخانی و ... ورود کرده و برخورد قاطع داشته باشید. با بانکهای متخلفی که خلق پول و ایجاد تورم می کنند برخورد کنید. نمی شود وقتی دو سه قسط مردم عقب بیفتد آبرو و حیثیتشان پیش ضامن و ... برود اما حتی اسم کسانی که میلیونها دلار ارز مملکت را گرفته و پس نیاورده اند اعلام نمی شود، چه برسد یک روز بازداشت شوند.

بهترین بچه های ما در 401 و این روزها شهید شده اند. دوباره قرار است اوضاع به حالت قبل برگردد چه در حاکمیت فضای مجازی و چه در مدیریت فضای واقعی. به خدا همین بچه های انتظامی و بسیجی که شهید شدند از نظر درآمدی جزو پایین ترین رتبه های اقتصادی کشور بودند اما دلشان برای اسلام و انقلاب می تپید آن وقت مسئولان با حقوقها و مزایای نجومی، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و تصمیمات غلط و ناگهانی شان میلیاردها دلار به کشور خسارت زده و جوانان ما را پرپر ساخته است بدون کمترین تغییر در سیاستهای اقتصادی و فرهنگی و قضایی و مدیریتی و ... می خواهند دوباره همین اوضاع را ادامه دهند، تا اغتشاشی دیگر و پرپر شدن عده ای دیگر. خیالشان راحت بالاخره عده ای مزدور و نفهم و لاابالی پیدا می شوند که وسط اعتراضها به مقدسات توهین کنند و خون مردم به جوش بیاید، عده ای کشته شوند و میز آقایان سر جای خود می ماند و اوضاع دوباره به کام شان خواهد بود.

خدا این مملکت و انقلاب مظلوم و خون شهدا را از شرّ آن دست از مسئولانی که خودباخته و جدابافته و مردم نشناسند محفوظ نگاه دارد. خدا سایه رهبر عزیزمان را بر سر این امت نگه دارد. خدا نوجوانهایی که غافل و بازی خورده هستند را هدایت نماید. به مسئولان که امیدی نیست خدا خودش برای چند روز هم که شده جلوی گرانی را بگیرد. بگو الهی آمین!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

توالی این سه روز

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۷ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۲۳ ق.ظ

                              بازتاب تجمع بزرگ مردم ایران در سراسر کشور

 

یکبار دیگر در سالروز شهادت امام هفتم ثابت شد این مملکت متعلق به موسی بن جعفر و فرزندان گرانقدر اوست و خدعه دشمنانش نقش بر آب خواهد شد.

یکبار دیگر در سالروز فرار شاه خائن، فرزند خائن او نیز که مثل پدر از حمایت قدرتهای خارجی برخوردار بود رسوا شد و از مردم ایران شکست خورد.

یکبار دیگر در سالروز مبعث نبی اکرم ثابت شد هر که طریقت نور و هدایت را انتخاب نموده و بر مدار حق و صراط الهی قدم بردارد نصرت الهی را هم شاهد خواهد بود. این پیام بعثت و برانگیختگی برای اقامه حقیقت و عدل است.

از خدا بخواهیم و اراده کنیم از مسیر اسلام خارج نگردیم که چنین وعده داد:

و اَنّا مِنّا المسلمون و مِنّا القسطون فمن اَسلَم فاولئک تَحرّوا رَشَدا و اما القسطون فکانوا لجهنم حَطَبا.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این بار عبرت بگیرید لطفا

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۴ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۴۳ ق.ظ

آقای ولایتی، آقای پزشکیان که نامه نوشتید، برادری که در بیت، نامه را فرستادی روی پرونده، قاضی محترمی که با دیدن دو تا نام مشهور از حکمت عقب نشینی کردی... دیدید عدم قاطعیت در برخورد با قاتلان شهید عجمیان و شهید علی وردی باعث تکرار دهها برابری چنین جنایتی شد؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حروم زاده ها

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۳ دی ۱۴۰۴، ۰۵:۲۶ ب.ظ

آن پلیس، آن بسیجی در تهران یا مشهد یا قم یا شهریار یا اصفهان با دست خالی رفته بود جلو با آنها صحبت کند، حرفش را بگوید حرفشان را بشنود، جوابی نداشتند، دوره اش کردند با هر چه دستشان بود او را زدند، نشستند روی سینه اش، سرش را از بدن جدا کردند و با هلهله فریاد زدند مرگ بر دیکتاتور!

جلوی آمبولانس را گرفتند. اول خواستند آتش بزنند. دیدند داخلش پیکر چند مجروح افتاده است. به سرشان تیر خلاص زدند و گفتند مرگ بر دیکتاتور.

سه دختر جوان داخل فروشگاه زنجیره ای، جماعت وحشی را دیدند ترسیدند و درها را بستند. حرومزاده ها شیشه را شکستند، بنزین ریختند و دخترها را به آتش کشیدند...

ضریح سبزه قبا را از جا کندند. فرشها و کتابها را آتش زدند و فریاد سر دادند زنده باد آزادی! دهها مغازه و خانه و دکه و موتور و ماشینهای کنار خیابان را آتش کشیده یا منهدم نمودند و دم از حقوق مردم زدند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آن که عَلَم در دست دارد

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۳ دی ۱۴۰۴، ۰۴:۱۹ ب.ظ

 

عالمان، وارثان پیامبرانند. این، سخن پیامبر است. عالمان، وارثان پیامبرانند یعنی چه؟ یعنی دارای آن کلّیّت عملی و ذهنی اند که پیامبران بودند و در همان راه می کوشند و می خروشند که راه رهایی توده است.... و دیگر به هیچ لفظی و عنوانی نباید گول خورد که دانستن یک مشت اصطلاح، کسی را در رده پیامبران قرار نمی دهد. آنچه این ویژگی را ثابت می کند، داشتن فضایل پیامبران است؛ یعنی عمل، اقدام، روشنفکری، فداکاری، عصیان، توده گرایی، حق زنده کنی، آشتی ناپذیری، زمانه شناسی، مردمخواهی، مظلوم یابی و ظالم کوبی.

حماسه غدیر، علامه حکیمی، ص144

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ایستاده ایم

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۲ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۱۹ ب.ظ

ایستاده_ایم_012o.png

 

این فیلم ده دقیقه ای با عنوان "ایستاده ایم" کاری است که آقا صدرای من با کمک برادرش به عنوان تکلیف کلاس آماده کرده بود و چند هفته پیش به معلم مدرسه اش تحویل داد. با توجه به تحولات اخیر بی مناسبت نیست یکبار این ده دقیقه ترکیبی از چند فیلم را ببینید و البته پایان امیدوار کننده اش را:

https://www.aparat.com/v/ikp812t?refererRef=channel_page

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خیر نبینند

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۲ دی ۱۴۰۴، ۰۱:۱۸ ب.ظ

تک تک آشوبگرانی که اسلحه به دست گرفتند باید به اشد مجازات برسند. تک تک سلبریتی هایی که بنزین روی آتش ناامنی ها ریختند باید ممنوع الکار و جریمه سنگین مالی شوند. هیچ اغتشاشگری نباید مورد ترحم قرار بگیرد؛

اما

شورای نگهبان، پزشکیان، قالیباف و آن شانزده میلیون نفر هم باید در محضر مردم و تاریخ ایران عزیز اظهار شرمندگی و عذرخواهی نمایند. توضیح:

https://ashkeatash.blog.ir/post/%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرزند شهید شوشتری هم شهید شد

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۲ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۰۱ ق.ظ

فرزند یکی از سرداران سپاه ترور شد

 

سردار نورعلی شوشتری جانشین نیروی زمینی سپاه بود و فرمانده قرارگاه قدس که توسط عناصر تجزیه طلب تکفیری مورد حمایت اسرائیل در سال 88 به همراه جمعی از بزرگان بلوچ و برادران اهل سنت به شهادت رسید.

فرزندش فرج الله میتوانست با نام و عنوان پدر برای خودش جایگاهی اجتماعی فراهم کند. مدیر و مسئولی شود و میز و دفتر و دستک و برو بیایی تدارک ببیند و مثل بعضی آقازاده ها و شاه دامادهای تازه به دوران رسیده، نفت خوری کند و زندگی اش را به پلکان رانت و ویژه خواری بسپارد.

خون غیرت و همت پدر در رگهایش جریان داشت. گوشه نشین و مفت خور و عافیت طلب نبود. تمام این سالها پا در عرصه فرهنگ و جهاد گذاشت و فعالیتها و خدمات اجتماعی فراوانی را در مشهد و مناطق محروم پایه گذاری نمود.

در آشوب اخیر هم به میدان آمد تا نگذارد انقلاب اسلامی مظلوم بماند. تلاش کرد با درایت و خرد و منطق به تبیین حقایق پرداخته و صف معترض و آشوبگر را جدا سازد. چند شب پیش او نیز در میانه میدان و کف خیابان مزد مجاهدت هایش را گرفت و پیکر مبارکش به تیغ ستم اوباش در احمدآباد مشهد غرق به خون شد و ندای صداقت و بصیرت و بیدارگری پدر را با بدنی آغشته به زخم جور نامردمان زمانه لبیک گفت و عمارگونه خط سرخ ولایت را جاودانه نمود. 

شهد شیرین شهادت گوارای او. همنشینی با شهدای کربلا مبارکش باد ان شاءالله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بد مستی

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۲ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۴۵ ق.ظ

شهدای جنگ خیابانی اخیر اعم از بچه های بسیج و انتظامی و کودک و زن و مرد بیگناه که روی سر ما جا دارند. برای کشته شدگان اغتشاشگر هم متأسفم و امیدوارم دیگر شاهد چنین رخدادهای تلخ و دشمن شادکنی نباشیم. این موضوعی را که میخواهم عرض کنم لزوما عمومیت ندارد و صرفا پیرامون یکی از عناصر اغتشاشگر بازی خورده اسرائیل و آمریکاست.

ظهر جمعه یکی از دوستان تماس گرفت و خبر مرگ پسر عمویش را در درگیری های مسلحانه شب قبل بیان نمود و توضیحاتی داد. می گفت عموی من از ابتدای انقلاب گرایش های خاص سیاسی داشت. فرزندانش را هم همینطور بار آورد. از نظر اقتصادی در سطح بسیار پایینی بودند. به مرور یکی از فرزندانش به استخدام بانک درآمد. البته در گزینش رد شد اما با سفارش و پارتی بازی یکی از اهالی روستا بالاخره استخدام گردید. او از طریق ارتباطاتی که در بانک داشت کلی وام سنگین با اقساط بلند مدت برای برادرانش جور کرد. همین بابایی که در اغتشاش کسته شد و خودش نقش لیدری داشت به واسطه وامهایی که برادرش ردیف کرده بود صاحب سه مغازه شد. اما هر چه وضعش بهتر شد طلبکارتر و پرتوقع تر شد. دهانش هم چفت و بست نداشت و این اواخر کارش از فحاشی به انقلاب و نظام گذشته و به اهل بیت هم در جمع توهین می نمود....

به او گفتم بنا به تجربه، اغلب کسانی که بیشتر خورده اند بیشتر جفتک می اندازند. این وسط مردم فقیر دارند زیر بار فشار معیشت له می شوند. کسی صدایشان را نمی شنود. اوباش اغتشاشگر مکمل ظلم به مستضعفان هستند و باعث میشوند صدای اعتراض به حق آنها وسط شلوغی ها و خون ریزی ها و دود آتشی که به جان مساجد و اماکن عمومی افتاد گم شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا