اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حضرت خدیجه» ثبت شده است

خدیجه خانم!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۱۰:۰۳ ب.ظ

زن باشی، پول داشته باشی، مال و منال دنیا زیر دست و پایت ریخته باشد، جوانی ات را در دوره جاهلیت عرب که عیش و نوش بی انتها و اختلاط بی حد، خوراکشان است، گذرانده باشی؛ اما به گناه آلوده نشوی، خدایی اش برای خودت فرشته ای هستی خدیجه! معصوم نیستی اما مادر دوازده معصوم می شوی، حق دارد خدا که تو را بر می گزیند برای همراهی فرستاده اش. سنگ صبور دل دردمند محمد خودش باید دلی به وسعت اقیانوس داشته باشد.

زن باشی، پول داشته باشی، مشهور باشی، شوهرت فقیر باشد، از تو کوچک تر باشد، موقعیت اجتماعی ات در خطر بیفتد، به خاطر ازدواج با یک جوان فقیر مغضوب اربابان عرب، منزوی بشوی، سرکوفت بشنوی، سرمایه ات را برای شوهرت و راه او که راه خداست خرج کنی، سال های سال سختی و گرفتاری و محاصره و گرسنگی و طعن و رنج را تحمل کنی، منّت نگذاری که هیچ، این دم آخری از رسول خدا بخواهی که تو را به خاطر آن که شاید و شاید که در حقش کوتاهی کرده باشی، ببخشاید و بعد رویت نشود حتی پیراهن مبارکش را که هنگام وحی به تن داشت در ازای همه خوبی ها و صبوری هایت برای کفن خود طلب کنی و دخترت را واسطه قرار دهی، این حیا و عشق و معرفت، مقام اولیاءاللهی یک زن کامل است که جبراییل را برای رساندن سلام خدا نازل می دارد و خلعت آخرتت را از بهشت می آورد و پیامبر را سال های سال در داغ فراقت غمگین می دارد و یادت، حلقه اشک را بر چشمان مبارک فرستاده خدا می نشاند. هر کس که نمی تواند مادر فاطمه باشد و مادربزرگ سیدان شباب اهل جنت. قرار است جبل الصبر، از نسل تو باشد. ام المومنین حقیقی تو هستی که بر گرده همه مومنان درگاه حق، تا ابد حق مادری داری.

خانم که باشی، خدیجه می شوی، بانویی که در حدیث نبوی، بخشی از دین به یاری تو قوام یافت.

خدیجه نه معصوم است نه معصوم زاده؛ اما تبلور اختیار بشر در گردباد شدائد و اباطیل و غرایز و وسوسه ها و جبر ناملایم محیط است که برتری فطرت را برای ثبوت انسانیت در همه احوال به اثبات می رساند. راه خدیجه راه عبور از سیاهی ها به سمت نور و کمال است بی آن که غباری از غلظت تباهی ها بر دامنت بنشیند. می خواهی انسان بشوی خدیجه باش، مرد یا زن فرقی نمی کند خدیجه الگوی نجات بشریت از چنگال وسوسه های مادی و غفلت های دنیایی است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نجیبانه!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۰۷:۱۲ ب.ظ

رابطه پیامبر و همسرش خدیجه، رابطه ای عاشقانه بود. رسول خدا برای همسرش احترام بسیاری قائل بود و در جمع، تکریمش می نمود. تا مدت ها بعد از وفات او به یادش که می افتاد، اشک در چشمان مبارکش حلقه می زد و از او به نیکی یاد می کرد و اگر گوسفندی قربانی می نمود، هدیه ای از گوشت آن برای دوستان خدیجه نیز می فرستاد و ...

خدیجه خودش را کنیز رسول الله می نامید، سختی های زندگی با او را به رغم همه طعنه ها، تنگناها و مرارت هایی که قریش تحمیل کرده بود، به جان خرید، از کوه ها و صخره ها به تنهایی بالا می رفت و برای رسول الله که در غار بیتوته داشت، غذا می برد و ...

یک زن متمکن و مرفّه بود که همه خوشی های مادی عالم را در اختیار داشت و همه آنها را در راه اسلام کنار گذاشت، هزار شبانه روز در محاصره طاقت فرسای شعب ابی طالب و عسرت در تأمین حداقل های معاش، نشست و دم بر نیاورد و منّتی بر رسول الله نگذاشت و اعتراضی نکرد که هیچ؛ در لحظات آخر عمر که می خواست وصیت کند، رویش نشد مستقیم به رسول الله بگوید پیراهنی که زمان وحی به تن داشت را کفن او قرار دهد، از پیامبر خواست لحظاتی او را تنها بگذارد و بعد دخترش فاطمه را واسطه این درخواست قرار داد و ...

در نهایت به رسول الله گفت: من در حق تو کوتاهی کردم، مرا حلال کن.1

بزرگی خوب است؛ اما بزرگوار بودن از آن خوب تر.

 

1- جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به آثار:

الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، جعفر مرتضی العاملی، ناشر سحرگاهان

ویژگی های شخصیتی حضرت خدیجه، مهدی وزنه، ناشر مولف

مقام حضرت خدیجه در پیشگاه خدا و رسول اکرم(ص)، سید جواد حسینی

حضرت خدیجه مادر ام ابیها، جمعی از نویسندگان، ناشر التوحید

و نیز پایگاه تخصصی: http://www.khadijeh.com/


  • سیدحمید مشتاقی نیا

هیچ عذری پذیرفته نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۱۱:۳۶ ق.ظ

بعضی ها مال و ثروت و رفاه را دلیل گرایش خود به گناه و طغیانگری می دانند.

بعضی ها محیط ناسالم پیرامون خود و شرایط بد محل زندگی شان را دلیل گرفتاری در منجلاب تباهی و عصیان می پندارند.

خدیجه سلام الله علیها، یک زن بود با تمام ویژگی های احساسی و عواطف درونی که در یک زن سراغ دارید. از ثروت دنیا چیزی کم نداشت. در محیط ناسالم عرب جاهلی و در دوره ای زندگی می کرد که فساد و عیاشی و گناه و پلیدی همه جا رواج داشت.

خدیجه اما پاک و سالم ماند و به مقامی رسید که جبرییل به پیامبر گفت: خدا می فرماید سلام مرا به خدیجه برسان.1

شد جزو چهار بانوی برتر بهشت2 و به جایی رسید که رسول الله فرمود: خدا به وجود تو هر روز چندین بار به ملائکه اش مباهات می کند.3

معصوم نبود؛ اما مادر دوازده معصوم شد.

راه کمال بسته نیست و اراده، برتر از همه جاذبه ها و کشش های فریبنده عالم مادی است. پول و شهرت و شهوت و پست و مقام و مکنت، اگر انسان، انسان باشد، وسیله رشد و سعادت اوست و اگر نه، بهانه ای است برای سقوطش به حضیض حیوانیت.

1- تفسیر العیّاشی، ج 2، ص 279 

2- بحار الأنوار، العلامة المجلسی، ج 43 ، ص 51

3- کشف الغمه، ج 2، ص78

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مادر عزم سفر دارد

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۷، ۰۶:۵۱ ب.ظ

 

آخرین لحظات عمر خدیجه کبرا، بانوی بزرگ اسلام وصیتش را با رسول خدا در میان می گذارد.

 

 

خدیجه با همه بزرگی و ایثارش از پیامبر می خواهد اگر در حق او کوتاهی کرده، حلالش کند.

 

 

خدیجه با آن مقام والای معنوی، از رسول خدا می خواهد او را با پیراهنی که هنگام نزول وحی بر تن داشته، بپوشاند و کفن نماید.

 

 

یک خواسته دیگری هم دارد. خدیجه به رسول خدا سفارش می کند مبادا بعد از من هیچ یک از زنان عرب با زهرای من بد خلقی نماید، مبادا به صورت دردانه من سیلی بزند، مبادا ... 1

 

 

خدیجه نبود، رسول خدا هم نبود، زن عرب که نه، اما مرد عرب، با دست جفا، صورت مادر سادات، بوسه گاه رسول الله ...

 

 

تاریخ شهادت علی، بیست و یکم رمضان نیست. او آن گاه که در سایه سکوت شب، بدن همسرش را غسل می داد، همان ساعت که به کودکان داغدارش سپرد آهسته اشک بریزند و ناگهان صدای هق هق گریه خودش به هوا برخاست، آن لحظه که دست علی به بازوی زهرا رسید... تاریخ شهادت علی را شام شهادت فاطمه بنویسید.

 

 

مادری که داغ بی مادری کشیده، حال و روز کودکانش را در آخرین لحظات حیات درک می کند. مادر نشست. لباس های کودکانش را مرتب نمود و سر و روی شان را شانه زد ...

 

 

دعای ائمه مستجاب بوده و هست جز در یک جا. حسن و حسین، سیدان شباب اهل جنت، دو کودک دل شکسته اند که کنار قبر رسول الله دست به آسمان برده و برای شفای مادرشان دعا می خوانند؛ اما ام الائمه، حجت الله علی الحجج، دعای دیگری دارد که بی تردید اولویت با استجابت آن خواهد بود. امشب زهرا شفا می گیرد. او در غم پدر فقط یک بار لبخند زد؛ آنهم زمانی که رسول الله وعده داد تو نخستین کسی هستی که به من ملحق خواهی شد. مادر، عزم سفر دارد.

 

 

1-شجرةطوبی ج2 ص 233

  • سیدحمید مشتاقی نیا