یک پست جالب از پرویز پرستویی

در مقابل گستاخی آمریکا، فرودگاه بندرعباس را به نام شهدای مظلوم ایرباس تغییر دهید.
- ۱ نظر
- ۱۹ فروردين ۹۸ ، ۲۰:۵۳

در مقابل گستاخی آمریکا، فرودگاه بندرعباس را به نام شهدای مظلوم ایرباس تغییر دهید.
نوزدهم فروردین هم سالگرد شهادت شهید سیدمحمدباقر صدر است و هم سالمرگ صادق هدایت.
شهید صدر را یکی از کم نظیرترین اندیشمندان جهان اسلام و یک نابغه علمی لقب داده اند. این روحانی شهید در آثار خود به تبیین و ارائه و تدوین نظام سیاسی و اقتصادی و اجتماعی اسلام پرداخته و از این رهگذر، حکومتی مبتنی بر فطرت و توحید که توانایی تأمین سعادت مادی و معنوی بشریت را داشته باشد ترسیم نموده است. این متفکر بزرگ، آبادانی دنیا و آخرت را لازمه کمال طلبی انسان موحّد دانسته و چارچوب های نظری اسلام در بستر سازی مناسب برای دستیابی به حیات پاک، انسانی و متمدنانه را تشریح نموده است. او در مسیر تحقق جامعه سالم و ایمانی توسط بدترین جنایتکاران تاریخ معاصر به شهادت رسید.
صادق هدایت نویسنده بود. او بر اثر خودکشی از دنیا رفت. پیش تر نیز یک بار در شهر پاریس خودکشی ناموفقی داشت که بعد خودش این اقدام خود را غیرعاقلانه و دور از خرد توصیف نمود.
اولین اثر قلمی او تهیه روزنامه دیواری در زمان دبستان بود که نامش را گذاشت "ندای اموات"!
او معتقد بود دین ضد تمدن است و باعث عقب افتادگی و سرخوردگی و ناامیدی! جامعه شده و حرفی برای سعادت دنیوی بشر به همراه ندارد!! حامیان فکری او هنوز هم دین را مخدّر و افیون ملت دانسته و معتقدند انسان متدین یک انسان شکست خورده است!!!

صدور مجوز ساخت در بستر رودخانه ها بازی با جان مردم است و شهرداری ها مقصرند، قبول؛ اما نهادهای نظارتی دقیقاً کجا تشریف داشتند؟!
مگر فرمانداریها و استانداری ها و وزارت کشور موظف به نظارت بر مصوبات شوراهای شهر و روستا و نیز نحوه عملکرد شهرداری ها نیستند؟
همه در مقابل پول های کثیف چشمانشان را بستند و دم بر نیاوردند حالا شده اند دایه دلسوزتر از مادر.
"لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا"1 یکی از سیاسی ترین آیات قرآن مجید است.
خدا هیچ راهی را که منجر به تسلط کفار بر مسلمانان شود به رسمیت نمی شناسد. این آیه تأکیدی است بر ضرورت استقلال جامعه اسلامی در همه وجوه اقتصادی و فرهنگی و نظامی و سیاسی و ... و نفی هر نوع وابستگی به کفار که ممکن است در نهایت منجر به باج خواهی و استیلای جهانخواران و مستکبران بر جوامع اسلامی شود.
همان شعار راهبردی انقلاب که با نفی سلطه شرق و غرب، جمهوری اسلامی را مستقل و خودکفا و آزاد توصیف نموده است.
در چهل ساله نخست عمر پربرکت انقلاب، به رغم همه فراز و نشیب ها از قبیل کودتا، ترور، جدایی طلبی، نفوذ، جنگ، تحریم، فتنه و ... نظام اسلامی توانست اصل نه شرقی و نه غربی را به عنوان خط مشی اصلی خود حفظ نماید. در گام دوم انقلاب اسلامی نیز باید با بهره گیری از تجربه این چهل سال و الهام از استقامت مردم متدین و انقلابی، همه نقاط و روزنه هایی که ممکن است منجر به استقرار تفکر بیگانه و یا وابستگی به کشورهای دیگر شود از رهگذر خودکفایی و خودباوری مسدود نماییم.
دشمن تا کنون در اثبات دشمنی و خیانت خود از هیچ رفتار ناجوانمردانه ای فروگذار نکرده است. این تجربه تلخ اما آموزنده، ضرورت توجه به اقتصاد مقاومتی و درون زا را برای مواجهه با شرایط غیرقابل پیش بینی و دشوارتر گوشزد مینماید. از سوی دیگر لزوم الگودهی به جوامع آزادی خواه عالم، ارائه نظامی مستقل، سرافراز، پیشرفته و متمدن را با همت مرد و زن مسلمان و انقلابی ایران ضروری ساخته است.
استقلال نظام اسلامی، یک توصیه قرآنی و توحیدی است.
1- سوره نساء، آیه 141

4 آوریل 2019 - 15 فروردین 1398
سیل و بارشهای سهمگین همچنان مناطق وسیعی از مرکز غربی آمریکا را زیر آب فرو برده و دهها هزار نفر را آواره و با مصائب سیلزدگی و کاستیهای پس از آن در ایالتهایی چون نبراسکا، داکوتای جنوبی، ویسکانسن و مینهسوتا روبرو کرده است.
سیل علاوه بر زیر آب بردن مناطق مسکونی هزاران هکتار از مزارع کشاورزی را هم نابود کرده و با مسموم کردن آب آشامیدنی و زراعی، هزاران خانواده را با مشکلات اقتصادی بیسابقه روبرو کرده به طوری که مقامها در آمریکا میزان بارندگیها و سیلابها را تاریخی و ویرانگر توصیف کردهاند.
همزمان با فروکش کردن سیل در برخی نقاط و آغاز بازگرداندن آوراگان به خانههای آنها وسعت خسارات بیشتر نمایان شده و تصاویر منتشر شده از خرابیها رسانههای آمریکایی را پر کرده است.
در این میان برخی از انساندوستان هم برای کمک به سیلزدگان پیشقدم شدهاند.
یکی از آنها ادی تریت، ۲۵ ساله است که برای کمک به سیلزدگان ایالت نبراسکا پیشگام شده است.
هنگامی که ادی متوجه شد یکی از فروشگاههای کفش حراجی بزرگ برپا کرده تصمیم گرفته همه کفشها را یکجا بخرد.
او پس از حدود دو ساعت مذاکره با صاحب فروشگاه او را راضی کرد که همه کفش های باقی مانده در حراج را به او یکجا بفروشد آن هم فقط در ازای ۱۰۰ دلار.
خانم تریت سپس ۲۰۴ جفت کفش به ارزش حدود ۶۰۰۰ دلار را به خانوادههای سیل زده تقدیم کرد.
او به شبکه سیبیاس آمریکا گفته: "هر کفشی بهتر از یک کفش خیس و نم کشیده است."
آن طور که گزارش شده از میان این ۲۰۴ جفت کفش، تنها دو جفت کفش مردانه، ۱۶۲ جفت کفشها بچهگانه و مابقی زنانه بوده است.
قرار است یک گروه داوطلب این کفشها را به کشاورزان آسیب دیده نبراسکا برساند.
پت ریکتس، فرماندار نبراسکا گفته جامعه کشاورزان بیشترین آسیب را از سیلهای چند هفته گذشته دیده و "وسعت خسارات فراتر از هر مصیبت دیگری است که ایالت نبراسکا در تاریخ خود شاهد بوده است."
در مناطق سیلزده بسیاری از جادهها غیرقابل عبور شده و یا سیل بخش اصلی آنها را با خود برده است.
داوطلبان در این مناطق هم برای کمک به آسیبدیدگان راههای دیگری را پیش گرفتهاند.
آدام مارشال، سه سالی است که یک خلبان خصوصی شده است و وقتی تلفنهای متعددی مبنی بر درخواست کمک دریافت کرد موتور هواپیمای کوچک و تک ملخی خود را روشن کرد و به کمک مردمی شتافت که در شهر فرمند در نزدیکی محل زندگی او به دام سیل افتاده بودند.
او به شبکه سیانان گفته تا کنون بیش از ۳۰ پرواز برای نجات سیلزدگان انجام داده است.
"تلفنم پشت هم زنگ میخورد به طوری که به همسرم گفتم احتمالا دو سه روزی من رو نخواهی دید."
"من همه اعضای گروه رقص دانگشاه میدلند را به اوماها منتقل کردم چرا که پرواز آنها به علت سیل لغو شده بود. یک زن تنها را هم که به علت سیل از ۵ فرزندش جدا افتاده بود را به آنها رساندم."
گری فورکر که در میانه سیلاب در حال پیشروی گیرافتاده بود باید هر چه زودتر به بیمارستان منتقل میشد چرا که دکترها شک کرده بودند که ریههای او پر از لختههای خون شده است.
اما مشکل این بود که هلیکوپتر امداد تنها برای یک نفر جا داشت و همسر گری نمیتوانست او را همراهی کند.
خانم فورکر به سیانان گفته: "جاده ها همه مسدود شده بودند. من هیچ وقت به عمرم این قدر نترسیده بودم."
آدام مارشال برای کمک به این زن به نزدیکی خانه آنها پرواز کرد و توانست با فاصله یک ساعت او را به همسرش در بیمارستان برساند.
"من واقعا کاری که او (آدام مارشال) و سایر خلبانان در این چند رو انجام دادهاند را ستایش میکنم. این که چه طور پیش قدم کمک به مردم شدند."
آقای مارشال میگوید: "بسیاری از مردم وقتی سوار هواپیما میشوند احساس نجات و رهایی میکنند. در چند روز گذشته یک عالمه بغل کردن و در آغوش گرفتن نصیبم شده."'هر جور که بلدید کمک کنید!'
دریک جیلک اهل داکوتای شمالی است. او وقتی تصاویر مربوط که سیلاب و ویرانیها مربوط به آن را در ایالتها مجاور دید تصمیم گرفت هر طور که از دستش بر میآید کمک کند.
در فیسبوک صفحهای دایر کرد و از کشاورزان و مزرعهداران منطقه خواست برای کمک به مزارع و کشاورزان آسیبدیده مقداری از کاه و یونجه انبارهای خود را اهدا کنند.
بسیاری از مزارع و دامداریها زیر آب فرورفته و حتی با وجود فروکش کردن سیلاب، کشاورزان چیزی برای تعذیه دامهایشان ندارند.
کمپینی که دریک جلیک به راه انداخته بود خیلی زود با استقبال روبرو شه به طوری که او ناچار شد ۹ تریلی آذوقه دام و طیور بار بزند که روی هم هزاران دلار ارزش داشتند.
"گمان میکنم بهترین راه این است که وقتی میخواهید کمک کنید کاری یا روشی را انتخاب کنید که خودتان به آن آشنایی دارید. من از گاو و گوسفند و دامداری سر در میآوردم برای همین هم در این زمینه داوطلب شدم."
این کاروان یونجه و علف که باید حدود ۱۰۰۰ کیلومتر را برای رسیدن به مقصد طی میکرد در پارهای از مسیر با اسکورت خودروهای پلیس هم همراه شد.
گروهبان دان کینسینگر از کلانتری استارک که یکی از اسکورت کنندگان این کاروان کمک بود گفته: "برایم تازگی داشت. ما کاروان خودروهای سوگوار و تابوت و خیلی چیزهای دیگر را اسکورت کرده بودیم اما تا به حال یونجه اسکورت نکرده بودیم."
یک مزرعه چه خاصیتی برای کشاورز دارد؟
هم نیازهای خودش را با بهره گیری از محصول زمین، تأمین میکند و هم بخشی از محصولش را میفروشد تا سرمایه ای شود برای آینده ای که پیش رو دارد.
عده ای گفتند: دین افیون ملتهاست! اگر دیندار باشید نمیتوانید پیشرفت کنید!
عده ای هم گفتند: لازمه آخرت گرایی، ترک دنیا و بی اعتنایی به امور مادی است!
اسلام گفت: دنیا مزرعه آخرت است. از نعمتهای دنیا بهره میگیریم و از لذتهای حلال آن استفاده میکنیم و دل در گرو طاعت خدا داشته و نعمات و فضایل مادی را اسبابی برای آبادانی آخرت خویش میدانیم. دنیا را دوست داریم؛ اما به خاطر دنیا، آخرت خود را نمیفروشیم و میدانیم که پیشرفت و سعادت مادی و دنیوی در راستای شکرگزاری نعمات خالق یکتا بوده و وسیله ای برای خدمت به خلق و جلب رضایت معبود و ذخیره روز حساب است.
جمهوری اسلامی ایران، نه دنیا را نفی نموده و نه آخرت را؛ بلکه آبادانی هر دو را در سایه لطف و رضایت خداوند، طلب میکند. از اینرو، پیروزی انقلاب اسلامی را باید سرآغاز دوره ای دانست که سعادت بشر را ورای مکاتب مادی و طبقه محور و خودکامه، در پرتو فلسفه عالم خلقت تعریف نموده و مدیریت جوامع انسانی را به محوریت دو اصل توحید و معاد فرا میخواند. بر این اساس است که تمدن نوین اسلامی دین و دنیای مردم را مورد اهتمام قرار خواهد داد.
"آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوبها را شکست؛ کهنگی کلیشهها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود."1
1-مقام معظم رهبری، بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی
محسن حقیقی، طلبه ناهی از منکر هرگونه نسبت خانوادگی با فرد ضارب (مامور نیروی انتظامی) را تکذیب کرد.
به گزارش خبرنگار انتظامی خبرگزاری فارس، عصر امروز پایگاه اطلاع رسانی نیروی انتظامی با انتشار خبری، ضرب و شتم یک طلبه توسط مامور ناجا را یک درگیری خانوادگی قلمداد کرد.
نیروی انتظامی در خبر خود آورده است: با بررسی های انجام شده مشخص شد که این درگیری کاملا خانوادگی بوده و فرد ضارب و طلبه ای که مورد ضرب و شتم قرار گرفته پسرعمو و باجناق هستند.
پس از انتشار این خبر، محسن حقیقی، طلبه ناهی از منکر که در این حادثه مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود در گفتگو با خبرگار فارس، هرگونه نسبت خانوادگی با فرد ضارب را تکذیب کرد.
وی افزود: با احترام به عزیزان نیروی انتظامی و قدردانی از زحمات آنها از انتشار این خبر تعجب کردم. تمام تلاش بنده این بوده که اجازه سواستفاده را از فرصت طلبان سلب کنم و در تمام این مدت با مسئولان انتظامی منطقه تعامل خوبی داشته ایم تا ماجرا به شکل خوبی پیگیری شود.


آن موقع هنوز راه کربلا باز نشده بود. مرحوم ابوترابی هنوز زنده بود. با کاروان سید آزادگان، برای دعای عرفه از اسلام آباد غرب پیاده به سمت مرز خسروی حرکت کردیم.
سید سقا هم آمده بود. وسط بیابان از کجا آب گیر می آورد نمی دانم. همیشه کوزه اش پر از آب بود، آب خنک و گوارا.
کاسه آب را که دستت می داد تأکید می کرد: سلام بر حسین یادت نرود. به یاد سقای بی دست کربلا، نمی گذاشت کسی تشنگی دوستانش را شاهد باشد و شرمنده شود.
بعدها در حدیثی خواندم یکی از آرزوهای جبرائیل این است که اگر به شکل انسان درآمد به تشنگان زمین آب رسانی کند. از آن پس بود به هر کس که قصد داشت کار خیر ماندگاری انجام دهد؛ اما چندان تمکن مالی نداشت توصیه می کردم آبسردکنی را خریده و سر معبری وقف مردم کند.
بعدها هرجا تصاویر دسته روی و راهپیمایی بچه های حزب اللهی تهران منتشر می شد، می گشم و عکسی از سید سقا را وسطشان پیدا می کردم. یک عمر جگرهای تشنه را خنک کرد به نیابت از ابالفضل العباس علیه السلام، به عشق باده نوشی از دست ساقی کوثر.
چقدر خوشحال شدم وقتی دیدم موقع تشییع پیکرش، کوچه باز کردند و سینه زدند. یک عمر قلبش با همین حسین حسین گفتن ها تنظیم میشد و می تپید. ما که سرمایه ای در این عالم جز اشک و عشق به اهل بیت نداریم. رحمت حق بر او باد و همنشینی با یاران اباعبدالله روزی جاودانه اش.
مصدق از گل نازک تر به آمریکا نگفت. دنبال تقویت بنیه نظامی کشور نبود. کاری با سیاست های استثماری ابرقدرت ها در خاورمیانه نداشت. آرمانی در حمایت از مستضعفین عالم و دفاع از محرومان و آزادی خواهان مطرح نکرد. شعار مرگ بر اسرائیل نداد. حرفی از انرژی هسته ای و خودکفایی اقتصادی و استقلال صنعتی و علمی و ... نزد. شاه سرسپرده آمریکا را سرنگون نکرد و ...
فقط خواست نفت را ملی کند که زدند و ناکارش کردند! همین آمریکایی که اتفاقاً جناب مصدق روی خوش به آن نشان داده بود، در 28 مرداد 1332 در ایران کودتا کرد و دولت مصدق را زمین زد.
آن وقت عده ای بدون توجه به وقایع تاریخی و ماهیت پلید کاخ سفید و همدستانش گمان می کنند اگر از انرژی هسته ای دست برداریم، شعار مرگ بر اسرائیل سر ندهیم، از کنار مظلومیت کودکان بیگناه غزه و یمن و بحرین و نیجریه و ... به سادگی عبور کنیم، صنایع نظامی را تعطیل کنیم و ... دیگر آمریکا دست از سر ما برداشته و کاری به کارمان نخواهد داشت!
کودتای 28 مرداد ثابت کرد تا زمانی که تسلیم محض ایالات متحده نبوده و استقلال و شرف خود را به مستکبران نفروشیم، دشمنی با ملت ایران ادامه خواهد داشت.
به جای چشم دوختن به دست یاری دشمن حیله گر، روی پای خود بایستیم و باور کنیم با غیرت و همت خویش می توانیم مشکلات را از سر راه برداریم.
"اینکه کسی گمان کند که «مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علّت تحریم هم مقاومت ضدّ استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راهحل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسهزدن بر پنجهی گرگ است» خطایی نابخشودنی است."1
1- مقام معظم رهبری، بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

علی علی زاده دیر متولد شد. تازه توفیق پیدا کرد بیاید به دامان انقلاب و گفتمان اسلام ناب. عرض خیر مقدم؛ اما
قرار نیست از راه نرسیده بشود پیشنماز جماعت حزب الله و لیدر نیروهای انقلاب و بولتن های بصیرت افزایی نهادها را بلغور کند.
دمش گرم که از ماهیت و مبانی انقلاب در مجموع خوب دفاع می کند؛ اما سر ورود به مصادیق باید تأمل بیشتری داشته باشد و پایش را از گلیمش درازتر نکند.
او مدعی برائت از تفکر اکبر هاشمی است؛ اما اکبر هاشمی درونش زبانه می کشد و مثل مدیران دهه هفتادی، انتقاد از رئیس هلال احمر و امام جمعه گرگان و فلان صاحب قدرت و میز را در تنافی با نظام می بیند.
بچه های کف میدانی و خط مقدمی حزب الله سالهاست که در بزم عاشقانه عدالتخواهی خود، چونان که رهبر انقلاب نیز در گفتمان خویش ساختار دیوانسالاری را با نظام امت و امامت جدا دانسته و انتقاد از همه حتی منصوبینش را مجاز و گاه واجب میشمارد، از هر چه روابط عمومی و مخبربازی و عقیدتی سیاسی و هر آن مرکز و مبنایی که جز به توجیه غلط کاری پیرامون خویش نیندیشیده و مشروعیت نقد را بر این فرض می داند که نوک پیکانش به سمت حریف باشد، بیزاری جسته اند.
ما از بعضی کارهای مسئولین انتقاد میکنیم، بی بی سی هم انتقاد میکند.
ما انتقاد میکنیم که برسیم به اسلام، بی بی سی انتقاد می کند که برسیم به انگلیس!
فرق انتقاد ما با نق و نقدهای رسانه های بیگانه و ضدانقلاب در این است که ما معتقدیم هر جا اگر نقص و تعللی وجود دارد به خاطر فاصله گرفتن از ارزشها و عمل نکردن به دستورات اسلام است.
فرق انتقادی که دلسوزان نظام مطرح میکنند با آنچه که ذیل عنوان انتقاد؛ اما با رویکرد سیاه نمایی توسط عناصر خودباخته مطرح میشود در این است که ما منکر دستاوردها و پیشرفت ها نیستیم و یک تار موی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را به حکومتهای وابسته و اشرافی و فاسد نمیدهیم.
ما معتقدیم انقلاب اسلامی سرمنشأ پیدایش فرهنگ عدالتخواهی در جامعه است و در این راستا توانسته در یک دوره چهل ساله، قله هایی از رشد و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی و رفاهی و خدماتی و ... را فتح کند که با هیچیک از دوره های تاریخی این مرز و بوم قابل قیاس نیست و بر این باوریم که استمرار و مجاهدت در این مسیر، طعم برقراری و بسط عدالت در همه نقاط و عرصه ها را بیش از پیش بر کام مردم می نشاند.
آنچه تا کنون به رغم همه دشمنیها و مانع تراشیها در چهارچوب نظام اسلامی رخ داد چند سر و گردن از کارنامه همه سلاطین و حکمرانان این کشور بالاتر است؛ اما هنوز برای آنچه که باید ذیل پرچم مقدس اسلام محقق شود تلاشی همه جانبه نیاز است.
"نارضایتی این حقیر از کارکرد عدالت در کشور به دلیل آنکه این ارزش والا باید گوهر بیهمتا بر تارک نظام جمهوری اسلامی باشد و هنوز نیست، نباید به این معنی گرفته شود که برای استقرار عدالت کار انجام نگرفته است. واقعیّت آن است که دستاوردهای مبارزه با بیعدالتی در این چهار دهه، با هیچ دورهی دیگر گذشته قابل مقایسه نیست"1
1- مقام معظم رهبری، بیانیه گام دوم انقلاب

هر چه ما از اسلام دورتر شدهایم و پیام مبعث را کمتر مورد توجّه قرار دادهایم، زندگی بر ما مسلمانان - در دورههای مختلف - مشکلتر شده است.
پیام مبعث را میشود در قرآن، در بخشهای برجستهای جستجو کرد. من دو قسمت از این پیام عظیم را اشاره میکنم که ببینید چقدر برای ما مسلمانان مهم است و چطور در مقابل ما برنامه و راه قرار میدهد:
یکی این پیام است که در آیاتی از قرآن، به آن اشاره شده است؛ از جمله این آیه که میفرماید: «بسماللَّهالرّحمنالرّحیم. کتابٌ انزلناه الیک لتخرج النّاس من الظلمات الی النور(۱)» پیام خروج از ظلمت و ورود به نور.
نور و ظلمت، چیزی نیست که برای انسان در بخشهای مختلف، قابل اشتباه باشد. اسلام و پیام بعثت، انسانها را از ظلمات جهل، ظلمات عادات زشت، خُلقیّات بد، فتنههای میان افراد بشر، خرافاتی که بر ذهنهای انسانها حاکم میشود، پنجه میاندازد و آنها را از راه مستقیم منحرف میکند، ظلمات ظلم و طغیان - اینها همه ظلمات است - خارج میکند و به نوری که مقابل آن است، هدایت و دلالت میکند.
در آیات متعدّدی از قرآن، این مضمون تکرار شده است؛ یعنی یک تحوّل در زندگی انسان، از لحاظ اجتماعی، از لحاظ هدفگیری و از لحاظ فردی؛ از همه جهت.
یک نقطهی برجسته دیگر، مسأله اخلاقیّات و تزکیه نفوس است که آن هم در آیاتی از قرآن مورد تأکید قرار گرفته است و در حدیث نبوی معروف بین همه فِرَق اسلامی هم هست که «بُعِثتُ لِاُتَممّ مکارم الاخلاق(۲)». ببینید؛ در آن جامعهای که خُلقیّات - اخلاق حسنه و مکارم اخلاقی - رایج باشد، انسانها از اخلاق نیکو - از گذشت، برادری، احسان، عدل، علم و حقطلبی - برخوردار باشند، انصاف بین آنها باشد، صفات رذیله در میان آنها حاکم و رایج نباشد، در چه بهشتی زندگی خواهند کرد!
امروز بشر، از همین چیزها رنج میبرد. امروز گرفتاریهای دنیای بشر، گرفتاریهای ناشی از طغیانهای سیاسی در عالم و طواغیت، به ریشههای اخلاقی برمیگردد. گرفتاریهای تودههای مردم هم غالباً به جهالت آنها برمیگردد. اسلام، اینها را برطرف میکند.
۱) ابراهیم: ۲
۲) مرآة العقول، ج ۷، ص ۳۴۷
1376/09/07 مقام معظم رهبری
بین انقلابی گری و انضباط اجتماعی منافاتی وجود ندارد. نظام اسلامی مبتنی بر انقلابی برخاسته از باورهای دینی مردم است. اگر انقلابی گری را مخل نظام بدانیم در حقیقت حاکمیت را از محتوا و درون مایه خود تهی نموده ایم. از سوی دیگر انقلابی گری منهای قانون نیز نظم حاکم بر جامعه را مختل می سازد.
انقلابی گری وجوه مختلفی دارد و لزوماً به معنای قانون شکنی نیست. انقلاب اسلامی روح نظام جمهوری اسلامی است و انقلابی گری، شرطی بایسته برای پشبرد اهداف آن.
به عبارت دیگر، انقلابی گری به عنوان یک روحیه و فرهنگ، نظام را از حالت رکود و سستی خارج نموده و نشاط مومنانه را در جهت دستیابی به تمدن نوین اسلامی و تحقق آرمانها تضمین می نماید.
در این راستا دو عنصر اساسی را باید وجه شاخص نیروهای انقلاب دانست:
1- دغدغه مندی
2- مسئولیت پذیری
یک نیروی وفادار و دلسوز انقلاب از بی تفاوتی به دور است و درد جامعه و کشور را درد خود می داند. مکمل این دردمندی و دغدغه، احساس مسئولیت و انگیزه برای ورود عملی به میدان بوده و تلاش از هر راه ممکن برای تقابل با کژی ها و رفع مشکلات و تحقق اهداف انقلاب از ویژگیهای آن است. سهم داشتن در انقلاب با سهم خواهی از انقلاب تفاوت دارد. ما همه در انقلاب اسلامی سهیم هستیم و در قبال حفظ و تقویت آن به سهم خود باید علاوه بر دغدغه و دلسوزی، گامی موثر در عرصه های مختلف برداریم. این معناست که رابطه بین انقلابی گری و نظام مندی را ضرورت میبخشد.
"انقلاب اسلامی پس از نظامسازی، به رکود و خموشی دچار نشده و نمیشود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمیبیند، بلکه از نظریّهی نظام انقلابی تا ابد دفاع میکند."1
1- مقام معظم رهبری، بیانیه گام دوم انقلاب
برای از بین بردن یک نظام مبتنی بر انقلاب، ایجاد تغییر در ماهیت و رویکرد آن و دگرگونی در سبک زندگی مردم، موثرتر از جنگ نظامی است.
مبانی اخلاقی در غرب با هنجارهای دینی و ملی ما فاصله دارد. بی حیایی و بی عفتی در زن و مرد یکی از مصادیق اخلاق غربی است.
تفکر لیبرالیسم اقتصادی مبتنی بر شکاف طبقاتی و خرد شدن کمر فقرا در چرخه ای است که جز به تأمین منافع سرمایه سالاران نمی اندیشد. مصرف گرایی یک ارزش شمرده می شود.
دین در اندیشه غرب تا جایی معتبر است که آزادی های فردی به معنای غریزه محوری را نادیده نگیرد.
تفکر غرب سیاست را بر مدار قدرت طلبی و منفعت طلبی استوار دانسته و دستیابی و حفظ آن را به هر قیمتی حتی اگر به ظلم و فساد و خیانت منجر شود مشروع می شمارد.
نفوذ مبانی فکری غرب در جامعه ای که قرار است با محوریت اندیشه اسلام حرکت نموده و آخرت گرایی، انسانیت و شرف و عرتمندی را یک ارزش دانسته و رفع محرومیت و عدالتخواهی را اولویتی غیرقابل اغماض محسوب نموده و با اشرافی گری و تجمل پرستی و فخرفروشی و خودمحوری و قبیله گرایی و پول پرستی به ستیز برخیزد، نتیجه ای جز تغییر ماهیت دینی جامعه و فروپاشی نظام اخلاقی و مکتبی و اجتماعی به همراه نخواهد داشت.
اهمیت تقابل با این نفوذ فرهنگی است که باعث شد رهبر معظم انقلاب جوانان را در گام دوم انقلاب به جهادی بزرگ و حساب شده فرابخواند:
"تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیانهای بیجبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همهجانبه و هوشمندانه میطلبد که باز چشم امید در آن به شما جوانها است."
هجدهم اسفند 1375 مقام معظم رهبری در شهر اهواز به سخنان مهمی درباره گذشته و آینده کشور در عصر انقلاب اسلامی پرداخت. ایشان سه مرحله انقلاب، دفاع مقدس و سازندگی را از مراحل موفق و طی شده کشور قلمداد نمود و درباره مرحله بعدی انقلاب این گونه بیان داشت:
"اما قدم چهارمی که وجود دارد، نوسازی معنوی ایران است؛ یعنی استقرار عدالت اجتماعی به معنای کامل. البته این قدم چهارم هم برداشته شده است؛ منتها باید روز به روز شتاب بیشتری پیدا کند. در یک نظام اجتماعی، عدل از همه چیزها بالاتر و باارزشتر است. عدالت، هدف تشکیل نظامهای الهی وفرستادن پیامبران خداست. عدالت، از بین رفتن تبعیض و فقر و جهل و محرومیت و نادانیهای نفوذ و رسوب کرده در اذهان بخشی از مردم در گوشه و کنار کشور، چیزهایی است که باید انجام گیرد. ما اگر سازندگی را باز هم پیش ببریم، اما در جهت استقرار عدالت و از بین بردن تبعیض و ایجاد برابری حقوق و احیای کرامت زن و مرد مسلمان فعّالیتی نکنیم، موفقیّتی به دست نیاوردهایم. موفقیّت، آن وقتی است که بتوانیم معنویّت و دین و اخلاق و عدالت و معرفت و سواد و تواناییهای گوناگون را در میان جامعه مستقر کنیم."
آن ایام مصادف بود با تب و تاب رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری که در اوایل خرداد 96 رقم خورد و بعد با تغییر شرایط سیاسی کشور و بروز التهابات مختلف، توصیه مهم مقام معظم رهبری پیرامون قدم چهارمی که باید برداشته می شد یعنی نوسازی معنوی و استقرار عدالت اجتماعی در محاق فراموشی فرو رفت.
وظیفه رهبر، راهبری جامعه و ایجاد حرکت در راستای اهداف پیش رو و منع از توقف در رشد کشور و جامعه است به شرطی که دیگران هم به وظیفه خود عمل نموده و راهبردهای ایشان را تبیین نموده و به مرحله عمل برسانند.
الغرض؛ آمدیم و فعل و انفعالات اقتصادی و سیاسی کشور شبیه همان سال های نیمه دوم دهه هفتاد شد. ما وظیفه خودمان را بدانیم و نگذاریم هیچ هجمه و هیاهو و انحراف و فرع و حاشیه ای، راهبرد تعیین شده رهبری در برداشتن گام دوم انقلاب را تحت الشعاع قرار بدهد.
چند سال است که توی گوشمان می خوانند که عن قریب ایران دچار کم آبی می شود و پدرتان در می آید و...
چند سال است در فضای مجازی مطلبی منسوب به فردی بنام پروفسور کردوانی با عناوین دهان پرکنی چون پدر علم کویرشناسی و آب شناسی و خشکی شناسی!! و ... صدها بار دست به دست می چرخد که مثلا بغض کرده و فریاد برآورده ایهالناس چه نشسته اید که یک دوره سی ساله خشکسالی در کشور آغاز شده و جنگ آینده بر سر آب است و کسی به کسی رحم نخواهد کرد و ...
همان موقع البته تک و توک کارشناسانی هم بودند که می گفتند مگر می شود وضعیت آب را تا سی سال بعد پیش بینی کرد؟ و ... اما به هر حال زور رسانه های این طیف گسترده بود.
من اولش گمان کردم این اسم کردوانی از اساس یک اسم من درآوردی از سوی عوامل رسانه ای دولت است که می خواهند در راستای پیشبرد اهداف خاص خود جامعه را از ترس کم آبی به سمت گرانی هزینه مصرف آب و تعطیلی کشاورزی برای وابستگی بیشتر سوق بدهند و بر تعلل دولت در اصلاح شبکه های آبرسانی که حدود چهل درصد هدر رفت آب معلول آن است سرپوش بگذارند و ...
اصل صرفه جویی در مصرف هر چیزی از جمله آب یک وظیفه دینی و انسانی است اما ایجاد التهاب در جامعه و پروپاگاندای تبلیغاتی موضوع متفاوتی است.
تا اینکه همین یکی دو روز پیش وسط اخبار مربوط به سیل و تخریب های ناشی از آن که کل کشور را فراگرفته و گزارش ها از باران های فراتر از حد نرمال در بهار امسال خبر می دهند ناگهان افاضه ای هم از همین جناب پروفسور کردوانی پخش شد که علت سیلاب اخیر در شمال و جنوب و شرق و غرب کشور را بی توجهی به فرآیند آبخیزداری دانست و ...
الان من کمی به این اسم حساسیت پیدا کردم. کسی می خواهد لج مرا در بیاورد کافی است اسم پروفسور کردوانی را بر زبان بیاورد هر چه دید از چشم خودش دیده است!

خطبه فدکیه را پیش از آنکه بخواهیم خطبه فدکیه بنامیم باید خطبه ولاییه بدانیم. متن این خطبه حکایت از تأکید چندباره و مستدل دختر پیامبر(ص) بر غصب حاکمیت و ظلم در حق جانشین حقیقی رسول الله دارد.
سند این ادعا را اما می توان در سخنی ناب از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نیز جست. آنگاه که هارون الرشید مدعی شد که حاضر است فدک را به آن امام بازگرداند، حضرت فرمود: به شرطی که فدک را با همه سرحداتش به ما بازگردانی.
هارون قسم خورد که چنین خواهد کرد. امام سرحدات فدک را چنین برشمرد:
"حد اولش، عدن
حد دومش، سمرقند
حد سومش، آفریقا
و حد چهارم آن نیز مناطق ارمنیه و بحر خزر است."1
هارون این سخن را که شنید رنگ رخسارش پرید و با خشم گفت: با این وصف دیگر چیزی برای ما باقی نمی ماند!
همه سرزمین اسلام، حریم فدک است و غاصبان فدک، غاصبان جغرافیای حکومت اسلام هستند. سرزمین اسلامی نیازمند حاکمیت اسلامی است و این حاکمیت تنها برازنده کسانی است که امین رسول الله و امین دین او بوده و در گفتار و رفتار به سیره رسول اکرم(ص) شبیه تر باشند.
1- سیره پیشوایان، ص462

صبح توی مسیر سفر به ری و دستبوسی سیدالکریم، توقفی در مزار شهدای مدافع حرم بهشت معصومه قم داشتم. حالی بود با مهدی صابری.
بهشت زهرای تهران، از چمران و بهشتی و رجایی تا محمدحسین محمدخانی و هادی ذوالفقاری و ری کنار طیب حاج رضایی، جایتان خالی بود.
یادم آمد طلاییه حالی بود با مهدی صابری و محمدحسین محمدخانی؛ راهیان امسال.
آن جا هوای علی اکبری دست داد به یاد مهدی صابری که هیات علی اکبر یزدان شهر قم عطر وجود او را به خود داشت و به نیابت از محمدحسن محمدخانی که علی اکبری می خواند، خواندم:
انگار بنا نیست سری داشته باشی
سر داشته باشی جگری داشته باشی
انگار بنا نیست که ای پیر محاسن
این آخر عمری پسری داشته باشی
کنار همه بچه های باصفای خمینی دعاگوی دوستان بودم. خدا ما را از قافله شهدا جدا نکند.
معروف است یک روز رسول اکرم(ص) مشغول مرمت قبر مومنی بود. کسی گذر می کرد و وقتی وسواس و دقت رسول الله را موقع کار کردن دید با تعجب پرسید: این همه حوصله و وسواس در مرمت یک قبر چه ضرورتی دارد؟ مدتی نگذشته دوباره گِل های سطح بیرونی آن فرو می ریزد و ...
پیامبر(ص) لبخندی زد و فرمود: رَحِمَ اللهُ امرَءً عَمِلَ عَمَلاً فَاَتقَنَه(۱)
خدا دوست دارد کاری که انجام می شود، کامل و محکم باشد.
رمز استقلال کشور، تقویت اقتصاد داخلی است که آن هم مبتنی است بر رونق تولید و حمایت از کالای داخلی. رونق تولید دو وجه دارد. یک عنصر مربوط می شود به حمایت مردم از کالای تولیدی کشورشان که تحقق این امر منجر به فعالیت بیشتر صنایع کشور و اشتغال زایی و بی نیازی از بیگانه و ... خواهد شد، یک وجه دیگر آن مربوط است به وجدان کاری تولیدکنندگان.
مطابق حدیث فوق، اسلام از تولیدگران خواسته کالای خود را با کیفیت بالا و بدون نقص ارائه بدهند. عقل نیز حکم می کند کالای بی کیفیت در نهایت مجر به بی رغبتی مشتری برای خرید آن خواهد شد.
در این میان علاوه بر فرهنگ سازی برای تولید کننده و مصرف کننده، ضرورت نظارت بیشتر از سوی نهادهای ذی ربط به منظور جلب اعتماد عمومی نسبت به رعایت استانداردهای تولید، بسیار ضروری به نظر می رسد.
۱ . الکافی،ثقة الاسلام کلینی، ج۳، ص۲۶۳.
بنی صدر می گفت: زمین بدهیم، زمان بگیریم! اعتقادی به نیروهای مردمی و سپاه نداشت. دست و بال ارتش را هم در مقابل تجاوز رژیم بعث بسته بود. معتقد بود نمی شود در خوزستان مقاومت کرد. بهانه می آورد امکانات کم است و نیروهای ما آمادگی لازم را ندارند.
بنی صدر که عزل شد، امام(ره) خودش فرماندهی کل قوا را برعهده گرفت. فرمان داد حصر آبادان باید شکسته شود. امام معتقد بود همه آحاد ملت وظیفه دفاع از کشور را برعهده دارند و مقاومت در مقابل دشمن، جهاد و دفاعی مقدس است.
حصر آبادان با پیشتازی نیروهای لشکر 77 ارتش شکسته شد. فتح بستان، فتح المبین، بیت المقدس و ... پشت سر هم رقم خورد و دشمن در بسیاری از مناطق به درون مرزهای خود عقب رانده شد.
نیروهای عمل کننده، همان نیروهای نظامی زمان بین صدر بودند. امکانات، همان امکانات بود. آنچه که در این میان تغییر کرد، نگاه "ما نمی توانیم" بود که تبدیل شد به باور "ما می توانیم".
گام دوم انقلاب نیازمند درس آموزی از این عبرت تاریخی و تقویت این باور سازنده و انقلابی است. محاصره اقتصادی و تحریم علمی و فشارهای سیاسی دشمن ممکن است زیاد باشد؛ اما اگر باورکنیم که با اتکا به خداوند و فرهنگ خودباوری و تکیه بر داشته های درونی خود می توانیم مشکلات را از پیش رو برداشته و در همه زمینه های اقتصادی و علمی و صنعتی و کشاوری و ... به استقلال برسیم، تحریم ها وفشارها تنها فرصتی برای ارائه نبوغ و شکوفایی استعدادهایمان خواهد بود. نگاه مردم مستضعف وآزادی خواه دنیا به ماست و عزت جمهوری اسلامی، الگوی مبارزه و خودباوری آنان خواهد بود.