اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

میخواهید خفه نشوید، درها را باز کنید!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ۰۵:۳۶ ب.ظ

کرسی آزاداندیشی

 

تازه رسیدید به حرف آقا بعد از این همه مدت که گذشت و سالها و عمرهایی که تلف شد و هزینه هایی که ماند روی دست نظام؟  باید گوشتان کشیده میشد کمی افق دیدتان را بالا ببرید؟ الان می خواهید خانه گفتگوی ملی و محفل نقد آزاد و ... راه بیندازید تازه مدعی هم هستید که به چه راهکار نویی دست پیدا کرده اید؟! چند بار آقا روی برگزاری کرسی های آزاد اندیشی تأکید کرد؟ چند سال از آن دوراندیشی عالمانه گذشت؟ برای آنکه حرف رهبری روی زمین نماند چند جلسه ای این طرف و آن طرف، حوزه یا دانشگاه راه انداختید به اسم کرسی آزاداندیشی که گرمایی نداشت و یخ زده بود، اصلا درد و حرف مردم در اولویت آن نبود که هیچ، اندیشه و سخن تازه و خاصی که خدای نکرده ته دل حضرات سایه نشین را بلرزاند هم بیان نشد. عده ای آمدند اتو کشیده و مرتب و از پیش طراحی شده، دور هم ساعتی را گذراندند و چند ایده و نظر غیر مرتبط با دغدغه ملت را طرح کردند و عکس و گزارشی و ... همان هم البته بعد زمانی کوتاه رفت روی هوا و تعطیل شد.

درست مثل جلسات پرسش و پاسخ مسئولان با دانشجویان و طلاب که بارها مورد تأکید رهبری قرار گرفت و چند جلسه ای فرمالیته و نمایشی برگزار گردید و رفت پی کارش. درست مثل مقابله با شبیخون و ناتوی فرهنگی دشمن که نان و آبی برای همپالکی هایتان داشت و چند ساختمان جدید به ساختمانهای بی خاصیت دیگر فرهنگی اضافه کردید. مثل محتوا سازی در فضای مجازی که بودجه هایش صرف رقابتهای انتخاباتی گردید و مبانی دین و انقلاب به فراموشی سپرده شد و غریب ماند. مثل مخالفت آقا با ساخت برنامه های بیهوده سلبریتی محور و تاکید بر ضرورت معرفی نخبگان علمی و فرهنگی بعنوان الگوی نسل جوان. مثل گله رهبری از تبعیض در نظام آموزش که اصلا به روی مبارکتان نیاوردید. مثل انتقاد رهبری از وضعیت اسف بار خودروسازی که عین خیالتان نیست. مثل تاکید آقا بر اولویت امر به معروف و نهی از منکر در حوزه مسئولان که هیچگاه به مذاقتان خوش نیامد و دمار از روزگار منتقدان درآوردید. مثل تحقق حوزه انقلابی که به حوزه جناحی و آسه برو آسه بیا تقلیل دادید و بسیاری دیگر از حرفهای بر زمین مانده آقا که به کتاب تاریخ سپردید.  همین شمایی که هر منتقدی را برای از میدان به در کردن به ضدیت با ولایت فقیه متهم میکنید موقع عمل خودتان که می رسد پای صداقتتان می لنگد.

تازه به اینجا رسیده اید مردم حرف دارند برای گفتن و حق دارند برای گفتن، ابهام و سوال و شبهه دارند و یکی باید بیاید بنشیند و با آنها گفتگو کند؟ صبح شما بخیر!

شما تاب تحمل همین بچه های عدالتخواه را هم نداشتید. رائفی پور را بعد از شش سال حالا که قافیه شعر قدرت و مکنتتان به تنگ آمده به سیما راه دادید. کوران فتنه 88 سعید قاسمی را یواشکی به جهان آرا آوردند و توبیخ هم شدند بابت این خیره سری. همین وحید جلیلی که حالا سیمش به سیما و صدا وصل شده در دوره جناب آقای ضرغامی که این روزها با لبخند مصنوعی اش ژست نچسب و نخ نمای روشنفکری میگیرد ممنوع التصویر بود.

الان هم البته دیر نیست. چند حرکتی در بعضی شبکه ها آغاز شده که باید به فال نیک گرفت اگر مستمر بماند و خرتان که به برکت خون بچه های مظلوم بسیج و انتظامی از پل گذشت متوقفش نکنید. چه اشکال دارد به سیاق برنامه های سالهای نخست انقلاب مناظره ها و گفتگوهایی صریح و انتقادی درباره اصول اعتقادی و مبانی انقلاب و... در صدا و سیما شکل بگیرد و حرف موافق و مخالف بیان شود؟ عادت کرده اید منبرهای یکطرفه تلویزیونی را بدهید دست چند نفر معدود متصل به گعده های از مابهتران خلوت نشین و اهل بخیه که جز بازی با کلمات و نگاه ذوقی به احکام اسلام، حرف خاص و کاربردی برای تبیین حقیقت دین و عدالت ندارند. درهای صدا و سیما را به روی اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی باز کنید تا ببینید که می شود رسانه برتر و بی رقیب بود و مرجع و ملجأ افکار عمومی قرار گرفت. برای خطبه های ملال آور و گاه بی خاصیت نمازجمعه هم البته فکری اساسی کنید.

چه اشکال دارد شبکه ای در تلویزیون بنام مردم اختصاص پیدا کند و همین حرفهای کوچه و بازاری که گاه به شبهه ای خنیاگر و نفس گیر و فرصت سوز تبدیل میشود با صدای بلند طرح گردیده و پاسخ درخور و عالمانه دریافت کند؟ مسئولان بالا شهری با حرفها و مشکلات مردم بیشتر آشنا شوند و دغدغه هایشان را دریابند. چه بسا از دل همین حرفها و نقدها ایده هایی نو برای تحقق فردایی بهتر و سازنده استخراج شود. رقابت با فضای مجازی کار دشواری نیست اگر شهامت داشته باشید و از برهم زدن رکود فسادآور این باتلاق متعفن رسانه ای نهراسید.

یادمان نرود انقلاب اسلامی از اساس یک انقلاب فرهنگی است. مبدع جنگ نرم در حقیقت، خمینی کبیر است که با سلاح اندیشه و بیان و قلم و منبر و کتاب و نوار و ... بنیان 2500 ساله طاغوت را زیر و رو کرد و بیداری مستضعفان جهان را رقم زد.

شرط بقای انقلاب و نظام دینی، شرط حدوث آن است. اگر از خودتان مطمئن نیستید و یا گفتمان عدالت و تضارب آرا را در تضاد با منافع خود می دانید که حرف دیگری است؛ اما از جانب نخبگان دینی و انقلابی مطمئن باشید اگر تریبونی داشته باشند، حقیقت دین و حاکمیت مکتب وحی را که منطبق بر فطرتهای پاک بشریت است به سمت و سوی تمدن سازی و اهتزاز بیرق جهانی حکومت مستضعفان سوق خواهند داد؛ به حول و قوه الهی.

نظرات  (۱)

با سلام

بنده به سهم خود خجالت میکشم که حرف رهبر انقلاب درخصوص استقرار کرسیهای آزاداندیشی و ایضاً طرح تحول نظام آموزش و پرورش سالها و در ادوار مختلف روی زمین ماند.

باید از بعضی ها پرسید که چرا از گفت و شنود می هراسند؟ مگر سیره معصومین ما چنین نبوده؟ 

رسانه ملی و نظام آموزشی و فرهنگی ما نیازمند تحولی راستین است. رسانه ملی، آموزش و پرورش و دانشگاه نقشه راه لازم دارند. باید بدانند که از کجا میخواهند به کجا حرکت کنند و برای رسیدن به مقصد چه مسیری را چگونه و با چه ابزارهایی باید بپیمایند. 

برای مثال، برنامه های پراکنده و متشتت و حتی گاهی متناقض را که در رسانه ملی می بینم واقعا برایم سوال پیش می آید که آیا برخی آقایان میدانند که چه میخواهند و کجا میروند؟ 

 

خدایا سایه رهبر و پدر و ولی ما را بر سرمان مستدام بدار

 

 

 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">