اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۹ دی ۰۱، ۲۰:۴۶ - م ج الف
    متشکر

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صدا و سیما» ثبت شده است

"بچه زرنگ" را ببینید!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۳ دی ۱۴۰۱، ۱۰:۰۱ ق.ظ

بچه زرنگ | شبکه 2

 

مجموعه تلویزیونی و داستانی "بچه زرنگ" که این شبها ساعت بیست و یک و پانزده دقیقه از شبکه دوم سیما پخش می شود از آن دست آثاری است که بر مبنای باور درون و دمیدن روح و با دست دل ساخته شده است، چیزی در مایه های خداحافظ رفیق، او، تویی که نمی شناختمت، مهاجر، دیده بان و...

مهمترین خاصیت تماشای این اثر، بازیابی گمشده های درونی خودمان است و فرصتی برای تأمل درباره مقصدی که داشتیم و راهی که می رویم.

یادمان بیاید که دلخوشی ها و سرمایه هایی چون حضرت رقیه، امام رضا، حضرت زینب، فرهنگ شهادت و... را داریم. ما خدا داریم. اهل بیت را داریم. شهدا را داریم.

داشته هایمان آنقدر زیاد و وسیع هست که بهانه ای برای ناامیدی و حس شکست و سرخوردگی و انزوا و تلقین باخت و ... باقی نماند. ما قلب داریم، بارگاه حریم کبریایی عشق و وصال را درون خود جای داده ایم و خمخانه محبت دوست را بر سجاده دلدادگی طواف میکنیم. یادمان نرود جا مانده قافله نورانی کرب و بلاییم و ...

باید گذشتن از دنیا به آسانی، باید مهیا شد از بهر قربانی.

دم سازندگان سریال دلی "بچه زرنگ" گرم. مشهدی های باصفا که یاد شهیدان بختی و عطایی و ... دیگر مدافعان گلگون کفن حرم آل الله را صیقل روح خسته و جان غبار گرفته مان قرار دادند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این مستند، ناقص و سطحی بود

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۸ دی ۱۴۰۱، ۰۸:۱۰ ق.ظ

مستند «به بهانه آزادی» پخش می‌شود

 

امیدوارم سطح تحلیل مسئولان ارشد نظام در محدوده نگاه سازندگان مستند "به بهانه آزادی" نباشد. این مستند بیشتر چیزی شبیه بولتن تصویری یکی از نهادها و خبرگزاری وابسته بود و نتوانست نگاه عمیق و تحلیلی جامع درباره اغتشاشات اخیر ارائه دهد. درست مثل این می ماند که کتابی را از نیمه باز کرده و بخوانیم و مقدمه و سیر و گره های قصه را قبل از رسیدن به اوج داستان نادیده بگیریم.

اینکه بعضی سلبریتی ها در دامن زدن به آشوبها و تحریک افکار عمومی و انتشار مطالب کذب نقش اساسی داشتند حرف درستی است و باید دید آیا دستگاه قضا شهامت برخورد بی اغماض با آنها را خواهد داشت یا نه اما باید به این پرسش هم پاسخ داده میشد که چه کسانی در این سالها به سلبریتی سازی در کشور دست زده اند و هر روز آنتن صدا و سیما و جشنواره های رنگارنگ نهادها و سازمانها را با بزرگ نمایی از قهرمانان پوشالی پر کرده اند؟ چه کسانی اسب تراوای دشمن را آزادانه به درون خانه های مردم راه دادند؟ چرا سالهای سال است هیچ مسئولی پیگیر وضعیت اسف بار فضای بی در و پیکر مجازی که از فروش کودک تا اسلحه و مشروبات الکلی و روابط نامشروع در آن موج میزند نبوده است؟ چه کسی باید یقه مسئولان را بابت ترک فعل در عرصه فرهنگ بگیرد؟ سالهاست که توجهی به رسوخ معضل بی هویتی در نسل جوان نداریم و مدارس و دانشگاهها را به حال خود رها کرده ایم تا تبدیل به کشتزار تفکر شوم دشمن شود.

چرا عملکرد ضعیف مسئولان دو رو و بی تدبیر دولت قبل و نقش آن در ایجاد کینه و عقده نسبت به نظام بیان نمی شود؟ آن قدری که مستندسازان محترم تلاش کردند عدالتخواهان را در ردیف اغتشاشگران نشان دهند انصاف نداشتند حتی اشاره ای به مطالب روزنامه های هوچی گر اصلاح طلب کنند که چگونه بر تنور آشوبها می دمند و به اوباش هرز و هیز، غذای فکری و خوراک معنوی می رسانند. همین اصرار بر بستن دهان منتقدان دلسوز و پرونده سازی برای عدالتخواهان بود که باعث شد عَلَم مطالبه گری از دایره نظام خارج شده و دست کسانی بیفتد که اساسا عرقی نسبت به دین و میهن ندارند و سطح دغدغه های ملت مظلوم و نجیب را در حد سلف مختلط و آغوش رایگان و رابطه با جنس مخالف تقلیل دهند.

چرا تبعیض ها و بی عدالتی ها و تناقضات رفتاری و گفتاری مسئولان که مسبب گسترش بی اعتمادی مردم به نظام دیوانسالار کشور است مورد توجه قرار نمی گیرد؟ چرا کسی حواسش به مانور قدرت باندها و عناصر دانه درشت فساد در سطح شهرها نیست که با پولهای بادآورده خود به دفاتر بعضی ائمه جمعه و نمایندگان خبرگان نفوذ کرده و به ریش ملت میخندند و آه از نهاد دلسوزان و پابرهنگان نظام بلند میکنند؟ شما شهامت ندارید برخلاف همان بولتن های خودتان یقه زنگنه و جهانگیری را بابت حراج بیت المال بگیرید. حاضرید جواب بدهید چرا عنصر مشکوکی مثل حسن فریدون که از ماجرای مجلس دوم و تشکیل مجمع عقلا که به دستور امام تعطیل شد تا دخالت در ماجرای مک فارلین و دیدار با جاسوس صهیونیست که در کتاب "تماس" حسن عباسی منتشر گردید و مستندات آن باعث تبرئه وی در دادگاه شد به راحتی در ساختار قدرت رشد نموده و با کسب عالی ترین مناصب حکومتی در پی اجرای برنامه های خیانت بار فرهنگی غرب از جمله سند بیست سی و پر و بال دادن به نفوذ مجازی دشمن برآمد؛ در حالی که بهترین فرزندان این مملکت به صرف انتقاد از صاحبان قدرت به راحتی از ساختار سیاسی کشور حذف می گردند.

منحصر دانستن علت آتشی که در ماههای اخیر برافروخته شد به عناصر دست چندمی و دون پایه ای چون علی کریمی و مهناز افشار یادآور تکاپوی رسانه ای برای نسبت دادن رهبری آشوبهای کوی دانشگاه در سال 78 به منگلهای بی ریشه ای معروف به منوچ و ملوس است که در نهایت باعث ایجاد حاشیه امن برای مسببان اصلی حوادث و بستر سازی جهت تداوم آشوبها در فرصتی دیگر جهت باج خواهی سیاسی و جناحی رقبای انتخاباتی خودتان است. رقبایی که البته به رغم همه دعواهای زرگری، رفیق گرمابه و گلستان آخر هفته ها و تعطیلات در ویلاها و خوش نشینی های شبانه و شریک بنگاهها و هلدینگ های غول پیکر تجاری تان هستند.

امیدوار بودیم و البته هنوز هم هستیم غربت بچه های بی ادعای بسیج و انتظامی و واجا و خون شهیدان مظلومی چون آرمان علی وردی و عبدالواحد ریگی و مهدی زاهدلویی و سجاد شهرکی و ... و سیدالشهدای آشوبهای اخیر سید روح الله عجمیان که معارف نهفته در ضمیر پدر و مادرش عصاره فضائل انقلاب خمینی و ماکتی زیبا و مختصر از تمدن الهی اسلام بود تلنگری برای بیداری مسئولان تأثیرگذار کشور در توجه ریشه ای به انحرافات و حل معضلات فرهنگی و آموزشی و اداری و اقتصادی مملکت امام عصر(عج) باشد.

بزرگترین مطالبه گر، منتقد و عدالتخواه این کشور شخص رهبری انقلاب است که شما یقه سفیدهای همیشه در صحنه چپ و راست، متوقف در داعیه ولایت مداری لفظی و بی عمل، شِکوِه و اعتراض ایشان از بی عدالتی در آموزش، شکاف طبقاتی، تجمل گرایی مسئولان و... تا تأکید بر گسترش عدالت اجتماعی، نجات صنعت خودروسازی، حمایت از تولید ملی، توجه به زیرساختهای فرهنگی، ضرورت ارائه الگوهای بومی، برخورد با حقوقهای نجومی، اهمیت امر به معروف و نهی از منکر به خصوص در حوزه مسئولان، تقویت هویت ملی و دینی، اصالت و محوریت خانواده و تربیت فرزند، اصلاح سبک زندگی، مهار بازی دشمن در فضای مجازی و.... را نادیده انگاشته و بار ویرانی و انحراف و اشتباهات نظام دیوان سالار را بر دوش نظام معنوی امت و امامت تحمیل کرده اید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چشم طمع سیما به آپارات

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳ آذر ۱۴۰۱، ۰۷:۲۹ ق.ظ

دانلود آپارات 1401 اندروید – تماشای کلیپ و فیلم با ترافیک نیم بها

 

صدا و سیما از آپارات به دادگاه شکایت برده که چرا حق پخش را رعایت نمیکند. آپارات هم یاداور شده که این پلتفرم یک برنامه کاربر محور است و کاربران بر اساس تشخیص و علائق خود کلیپهایی منتخب را به نمایش میگذارند که قطعا بخشی از آنها بریده ای از برنامه های صدا و سیماست.

برای آقای جبلی خیلی احترام قائلم اما ایشان و سازمان مربوطه باید متوجه باشند در شرایطی که در حال تشویق مردم به استفاده از برنامه های داخلی به جای پناه بردن به شبکه های اجتماعی غیر بومی هستیم مانع تراشی برای آنها خلاف جهتی است که به صلاح جامعه باشد. حالا اساسا آپارات چقدر بازدید کننده دارد که سیما از آن حق پخش میخواهد و اینکه اساسا مگر خود صدا و سیما حق پخش مسابقات ورزشی و تولیدات خبری غیر رسمی و ... را پرداخت میکند که ژست طلبکار به خود میگیرد؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ابتکار جالب شبکه سلامت

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۷ آبان ۱۴۰۱، ۱۲:۳۶ ب.ظ

International Symbol for Deafness.jpg

 

شبکه سلامت که صبحهای جمعه فیلمهای سینمایی مرتبط با امور بهداشت و درمان را پخش میکند برای آنکه افراد ناشنوا هم از تماشای این فیلمها لذت ببرند بطور معمول فردی را در پایین تصویر نشان میداد که کلمات را با کمک دست و لب خوانی (زبان اشاره) برای این دست از مخاطبان قابل فهم سازد.

مشکل آن جا بود که گاهی در یک صحنه فیلم سینمایی چند نفر با هم مشغول گفتگو و صحبت میشدند. این موقع سه یا چهارنفر در زمینه صفحه تلویزیون به نمایش کلمات و سخنان شخصیتهای فیلم می پرداختند که عملا بخشی از صفحه را اشغال نموده و تمرکز بیینده را بر هم میزدند.

امروز دیدم شبکه سلامت ابتکار جدیدی به خرج داد.

دیگر موقع نمایش فیلم سینمایی اثری از کسانی که با حرکات دست و دهان درصدد فهماندن داستان فیلم به مخاطبان ناشنوا بودند به چشم نمی خورد.

تقریبا اغلب قریب به اتفاق ناشنوایان با سواد هستند. زیرنویس متن گفتگوی شخصیتهای فیلم، کار ساده و جالبی است که خواندن آن برای همه مقدور بوده و نیازی به قدرت شنوایی ندارد. امروز شبکه سلامت به جای زبان اشاره از زیر نویس برای انتقال مفاهیم و دیالوگ فیلم استفاده کرد.

الان شاید مدیران سیما به خودشان بگویند چرا زودتر به فکرمان نرسید که به جای استفاده از زبان اشاره که تصویر آن موقع نمایش فیلم آزاردهنده بود از زیرنویس استفاده کنیم؟ اقدامی ساده و کم دردسر که حوصله مخاطب را هم سر نمی برد.

 اما

 باید یادآور شد که این ویژگی عقل و خرد انسان است که با مرور زمان و با کسب تجربه رشد کرده و پخته میشود و نواقص را برطرف میسازد.

هیچ کس نمیتواند مدعی شود که عقلش کامل است. برای همه این اتفاق در طول زندگی رخ میدهد که سرشان کلاه می رود یا بخاطر تصمیمی اشتباه، حسرت گذشته را میخورند و بابت کاری که اگر زودتر به فکرشان میرسید و انجامش میدادند خوشبخت تر بودند خودشان را شماتت میکنند.

عقل همه انسانها ناقص است و نیاز به مشورت و راهنما و تجربه و اندیشه و دقت بیشتر دارند. دقیقا از این باب است که خدا پیامبرانی را برانگیخته تا در انتخاب و تشخیص راه درست به مردم کمک کنند و دین را کتابچه راهنمای زندگی سالم و موفق بشریت قرار داده است.

علم بشر هم ناقص و ناکافی است. خیلی حوادث است که بعدها متوجه میشویم به نفع یا ضررمان بوده است در حالیکه پیش تر نگاه دیگری به آن داشتیم. از همین جهت باید به علم و حکمت خدا اعتماد کرد و تقدیر او را بهترین دانست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

"بی همگان" به سر نشود!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۷ آبان ۱۴۰۱، ۰۸:۳۶ ب.ظ

دانلود سریال بی همگان

 

پیام وارده:

"این‌سریال‌بی همگان‌شبکه‌۳

بعد سالها ‌داره‌ روش‌ زندگیهای

دورهمی‌...نشون‌میده

خانواده...احترام...کنارهم‌بودن

ازدواج‌ بازنی ‌که ‌‌سابقه ازدواج داشته و‌ دوتا

بچه‌‌داره...زندگیشون‌‌تو‌یه‌خونه

با پدرومادر‌شوهر...

موردهای‌خوبی‌داره...

وبلاگ‌بزنید‌درموردش"

پیامک دوستی بزرگوار بود. بابت مشغله های این ایام فرصت تماشای سریال بی همگان را از شبکه سه نداشتم اما تعریفش را بارها شنیده ام.

خاطرتان هست شبکه های ماهواره ای چند سال قبل به طور همزمان و هماهنگ و فشرده اقدام به ساخت و نمایش سریالهای به ظاهر خانوادگی اما با خط مشترک بی اعتمادی و روابط مثلثی و خیانت پرداختند؟ هدف اصلی این سریالها و البته مجموعه کانالها و شبکه های پورن و هنجار شکن یک نقطه مشترک بود: ایجاد تزلزل و از بین بردن بنیان خانواده.

جامعه ای که مبتنی بر خانواده شکل نگرفته باشد، عصیان زده و بی قید و فاقد هویت و مبتلا به از هم گسیختگی است.

آنهم جامعه ای که قرار است بر مبنای خط و مشی اسلام به سمت تمدن سازی حرکت کند به یقین مستلزم تقویت نهاد خانواده و گسترش مودت و توسعه محبت بین خویشان است. خانواده را که از بین ببرند، انقلاب اسلامی و مکتب تشیع را هم از بین برده اند.

ثمره تقلای فرهنگی غرب در راستای شهوت گستری و رواج بی اخلاقی و بی عفتی را این دوماهه در سطح بعضی خیابانها و محیطهای به اصطلاح دانشگاهی به وضوح لمس کرده اید. دختر نجیب ایرانی را که حتی پیش از ظهور اسلام افتخارش حیا و پاکدامنی بود (منیژه منم دخت افراسیاب، برهنه ندیده رخم آفتاب) برسانند به اینجا که بالاترین آرمانش آغوش پسران هیز باشد و نشان دادن سینه و بوسیده شدن و همکلامی با پسران در سر دادن شعارهایی با الفاظ چاله میدانی و بی ناموسی و رکیک.

در مقابل این حرکت مدون غرب، وظیفه نهادهای فرهنگی ما تقویت اساس خانواده، ترویج اصل ازدواج، اصلاح سبک زندگی منفعل و متأثر از غرب و احیای سنتهای ارزشمند ملی و دینی است.

آنطور که شنیده ام سریال بی همگان توانسته در این مسیر قدمی مهم و تاثیرگذار بردارد که قابل تقدیر است و استمرار آن توسط همه تولیدکنندگان محصولات هنری و فرهنگی و فکری جبهه انقلاب اسلامی ضروری به نظر می رسد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پاسخگویی پیشکش، لااقل طلبکار نباشید!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۱ مهر ۱۴۰۱، ۰۷:۳۳ ق.ظ

عزت‌الله ضرغامی: عادل فردوسی‌پور یک شیطنت‌هایی دارد اما با او مشکلی نداشتم

 

اظهارنظرهای شاذ ضرغامی درباره حجاب و امر به معروف و اغتشاشات و.. اولین بار نیست که از او سر میزند. فارغ از درستی و غلطی این اظهارنظرها باید توجه داشت که اصرار بر شنای خلاف جهت آب از سوی مسئولی در جمهوری اسلامی که حوزه کاری مشخصی دارد که البته هیچ ارتباطی هم بین آن مسئولیت با اظهارنظرها و موضع گیریهای سیاسی اش موجود نیست، قابل تأمل است.

به نظر می رسد سید عزت الله ضرغامی که مدعی تصدی پست ریاست جمهوری بود و به مانند محسن رضایی و زاکانی و قاضی زاده هاشمی و ... نه لزوما از باب لیاقت که به تدبیر سهم خواهی فحول جبهه اصولگرا و حق الانصراف از رقابت به کابینه رییسی تحمیل شد، از موقعیت فعلی خود راضی نیست.

او در این مدت به خوبی دریافته است که وزارت گردشگری اساسا یک شغل سرکاری است و به خصوص با توجه به محدودیت منابع مالی دولت، قدرت مانور برای ایجاد تحول ولو به صورت نمایشی و ایفای نقش یک منجی را ندارد.

او که خود با توجه به فقدان عقبه تئوریک فرهنگی، توسعه صدا و سیما را صرفا در ابعاد کمّی می دید و راهبردی برای غنای محتوایی و تبدیل این سازمان به جایگاه اصلی آن در فرآیند تمدن سازی به عنوان یک دانشگاه اسلامی نداشت، چاره کار را در سلبریتی بازی و وقت کشی برای پر کردن آنتن سیما دید که تأثیری مخرب در تغییر سبک زندگی جامعه دینی و تقویت الگوهای بیگانه با مبانی اخلاقی داشت.

او به جای اثرگذاری بر سلبریتی ها خود به تأثّر از آنان، چاره اشتهار را در زدن ساز مخالف و خودنمایی بیشتر دید. صبحانه های معروف او با بعضی چهره های حاشیه ساز سیاسی بعد از دوره ریاست صدا و سیما که حرکتی در تقابل با حسّ درونی مرگ سیاسی اش بود نمونه ای از همین عشق به بودن و دیده شدن در فضای رسانه ای است.

بعضی مدیران فرهنگی کشور اعم از چپ یا راست، مثل زم، بنیانیان، لاریجانی و... فارغ از گرایشات درست و غلطشان، سواد و فهمی در قبال مسائل جاری فرهنگ عمومی داشتند که در حرفها و سخنرانی ها و مقالاتشان قابل رویت است. عجیب اینجاست ضرغامی که از لابلای همه سخنان و مصاحبه هایش یک حرف عمیق مطالعاتی که حکایت از شناخت نسبت به تئوری های فرهنگی و اجتماعی و برنامه برای تحول یا تغییر داشته باشد به چشم نمی آید، سالهای سال تصدی مسئولیت های مهم فرهنگی جامعه از معاونت سینمایی ارشاد تا ریاست صدا و سیما و عضویت شورای عالی فضای مجازی و شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت گردشگری را برعهده داشته و دارد و جالب آن که به جای پاسخگویی درباره پیشینه عملکرد خود که سهمی مهم در بسترسازی ناملایمات فرهنگی امروز داشته، با ژستی طلبکار در جایگاه منتقد و پرسشگر می نشیند! یکی از مصادیق بی عدالتی در جمهوری اسلامی همین رشد بی دلیل بعضی چهره های فاقد صلایت صرفا از باب رانت و اتصال به کانونهای قدرت است که جای نخبگان حقیقی را در عرصه های مختلف اشغال کرده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

میخواهید خفه نشوید، درها را باز کنید!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ۰۵:۳۶ ب.ظ

کرسی آزاداندیشی

 

تازه رسیدید به حرف آقا بعد از این همه مدت که گذشت و سالها و عمرهایی که تلف شد و هزینه هایی که ماند روی دست نظام؟  باید گوشتان کشیده میشد کمی افق دیدتان را بالا ببرید؟ الان می خواهید خانه گفتگوی ملی و محفل نقد آزاد و ... راه بیندازید تازه مدعی هم هستید که به چه راهکار نویی دست پیدا کرده اید؟! چند بار آقا روی برگزاری کرسی های آزاد اندیشی تأکید کرد؟ چند سال از آن دوراندیشی عالمانه گذشت؟ برای آنکه حرف رهبری روی زمین نماند چند جلسه ای این طرف و آن طرف، حوزه یا دانشگاه راه انداختید به اسم کرسی آزاداندیشی که گرمایی نداشت و یخ زده بود، اصلا درد و حرف مردم در اولویت آن نبود که هیچ، اندیشه و سخن تازه و خاصی که خدای نکرده ته دل حضرات سایه نشین را بلرزاند هم بیان نشد. عده ای آمدند اتو کشیده و مرتب و از پیش طراحی شده، دور هم ساعتی را گذراندند و چند ایده و نظر غیر مرتبط با دغدغه ملت را طرح کردند و عکس و گزارشی و ... همان هم البته بعد زمانی کوتاه رفت روی هوا و تعطیل شد.

درست مثل جلسات پرسش و پاسخ مسئولان با دانشجویان و طلاب که بارها مورد تأکید رهبری قرار گرفت و چند جلسه ای فرمالیته و نمایشی برگزار گردید و رفت پی کارش. درست مثل مقابله با شبیخون و ناتوی فرهنگی دشمن که نان و آبی برای همپالکی هایتان داشت و چند ساختمان جدید به ساختمانهای بی خاصیت دیگر فرهنگی اضافه کردید. مثل محتوا سازی در فضای مجازی که بودجه هایش صرف رقابتهای انتخاباتی گردید و مبانی دین و انقلاب به فراموشی سپرده شد و غریب ماند. مثل مخالفت آقا با ساخت برنامه های بیهوده سلبریتی محور و تاکید بر ضرورت معرفی نخبگان علمی و فرهنگی بعنوان الگوی نسل جوان. مثل گله رهبری از تبعیض در نظام آموزش که اصلا به روی مبارکتان نیاوردید. مثل انتقاد رهبری از وضعیت اسف بار خودروسازی که عین خیالتان نیست. مثل تاکید آقا بر اولویت امر به معروف و نهی از منکر در حوزه مسئولان که هیچگاه به مذاقتان خوش نیامد و دمار از روزگار منتقدان درآوردید. مثل تحقق حوزه انقلابی که به حوزه جناحی و آسه برو آسه بیا تقلیل دادید و بسیاری دیگر از حرفهای بر زمین مانده آقا که به کتاب تاریخ سپردید.  همین شمایی که هر منتقدی را برای از میدان به در کردن به ضدیت با ولایت فقیه متهم میکنید موقع عمل خودتان که می رسد پای صداقتتان می لنگد.

تازه به اینجا رسیده اید مردم حرف دارند برای گفتن و حق دارند برای گفتن، ابهام و سوال و شبهه دارند و یکی باید بیاید بنشیند و با آنها گفتگو کند؟ صبح شما بخیر!

شما تاب تحمل همین بچه های عدالتخواه را هم نداشتید. رائفی پور را بعد از شش سال حالا که قافیه شعر قدرت و مکنتتان به تنگ آمده به سیما راه دادید. کوران فتنه 88 سعید قاسمی را یواشکی به جهان آرا آوردند و توبیخ هم شدند بابت این خیره سری. همین وحید جلیلی که حالا سیمش به سیما و صدا وصل شده در دوره جناب آقای ضرغامی که این روزها با لبخند مصنوعی اش ژست نچسب و نخ نمای روشنفکری میگیرد ممنوع التصویر بود.

الان هم البته دیر نیست. چند حرکتی در بعضی شبکه ها آغاز شده که باید به فال نیک گرفت اگر مستمر بماند و خرتان که به برکت خون بچه های مظلوم بسیج و انتظامی از پل گذشت متوقفش نکنید. چه اشکال دارد به سیاق برنامه های سالهای نخست انقلاب مناظره ها و گفتگوهایی صریح و انتقادی درباره اصول اعتقادی و مبانی انقلاب و... در صدا و سیما شکل بگیرد و حرف موافق و مخالف بیان شود؟ عادت کرده اید منبرهای یکطرفه تلویزیونی را بدهید دست چند نفر معدود متصل به گعده های از مابهتران خلوت نشین و اهل بخیه که جز بازی با کلمات و نگاه ذوقی به احکام اسلام، حرف خاص و کاربردی برای تبیین حقیقت دین و عدالت ندارند. درهای صدا و سیما را به روی اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی باز کنید تا ببینید که می شود رسانه برتر و بی رقیب بود و مرجع و ملجأ افکار عمومی قرار گرفت. برای خطبه های ملال آور و گاه بی خاصیت نمازجمعه هم البته فکری اساسی کنید.

چه اشکال دارد شبکه ای در تلویزیون بنام مردم اختصاص پیدا کند و همین حرفهای کوچه و بازاری که گاه به شبهه ای خنیاگر و نفس گیر و فرصت سوز تبدیل میشود با صدای بلند طرح گردیده و پاسخ درخور و عالمانه دریافت کند؟ مسئولان بالا شهری با حرفها و مشکلات مردم بیشتر آشنا شوند و دغدغه هایشان را دریابند. چه بسا از دل همین حرفها و نقدها ایده هایی نو برای تحقق فردایی بهتر و سازنده استخراج شود. رقابت با فضای مجازی کار دشواری نیست اگر شهامت داشته باشید و از برهم زدن رکود فسادآور این باتلاق متعفن رسانه ای نهراسید.

یادمان نرود انقلاب اسلامی از اساس یک انقلاب فرهنگی است. مبدع جنگ نرم در حقیقت، خمینی کبیر است که با سلاح اندیشه و بیان و قلم و منبر و کتاب و نوار و ... بنیان 2500 ساله طاغوت را زیر و رو کرد و بیداری مستضعفان جهان را رقم زد.

شرط بقای انقلاب و نظام دینی، شرط حدوث آن است. اگر از خودتان مطمئن نیستید و یا گفتمان عدالت و تضارب آرا را در تضاد با منافع خود می دانید که حرف دیگری است؛ اما از جانب نخبگان دینی و انقلابی مطمئن باشید اگر تریبونی داشته باشند، حقیقت دین و حاکمیت مکتب وحی را که منطبق بر فطرتهای پاک بشریت است به سمت و سوی تمدن سازی و اهتزاز بیرق جهانی حکومت مستضعفان سوق خواهند داد؛ به حول و قوه الهی.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

صدا و سیما از سلبریتی ها میترسد؟

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۳ مهر ۱۴۰۱، ۰۴:۴۳ ب.ظ

                                                   توهین حسن عباسی به فرزندان خارج‌نشین مسئولان

 

در اجتماع باشکوه مردم بابل بر ضد عناصر اغتشاش گر که صبح امروز در آستانه امامزاده قاسم علیه السلام برگزار شد، دکتر حسن عباسی در سخنانی پر شور به تبیین پدیده سلبریتی و نقش آن در اغوای جامعه در راستای وادادگی و سطحی نگری پراخت و ماهیت بعضی سلبریتی های دلداده بیگانه و بازی خورده بدخواهان نظام و ایران عزیز را افشا نمود.

در این بین سیمای مرکز استان، با قطع صدای مراسم تنها به پخش جلوه هایی از حضور گسترده مردم انقلابی دارالمومنین به همراه موسیقی حماسی اکتفا نمود که پس از پیگیری و اعتراض بعضی دلسوزان، در نهایت گزیده ای محدود از سخنان دکتر عباسی در مراسم امروز را پوشش داد.

جالب آنکه شنیده ها حاکی است مسئولان سازمان صدا و سیمای کشور به سیمای استان فشار آوردند تا از پخش همین میزان مختصر از سخنرانی استاد عباسی نیز اجتناب شود!

جای تعجب است در حالی که معدودی سلبریتی جوّگیر و هیجان زده متأثر از رسانه های بیگانه که با پول ملت و توسط همین صدا و سیما پر و بال گرفتند و اسم و رسمی به هم زدند آزادانه به تخریب فرهنگ ملی و اسلامی پرداخته و در بزنگاه های حساس تبدیل به بلندگوی دشمن گردیده و در قامت ستون پنجم، در مسیر وطن فروشی و خیانت حرکت می کنند، چرا مخالفت با خیانت آنان و تلنگر برای بیداری ملت در شناخت بیشتر از ماهیت بعضی عناصر واداده یا وابسته مورد سانسور قرار گرفته و مجال انعکاس از صدا و سیمایی که باید ممحض در آرمانهای انقلاب و زمینه ساز شکل گیری تمدن اسلامی باشد، پیدا نمی کند؟!

بگذارید یک بار برای همیشه هیمنه پوشالی قهرمانان کاغذی و اسطوره های نمایشی و مردان پلاستیکی در هم شکسته و سیاه کاری عروسک های خیمه شب بازی دشمن در پرتو حقیقت آگاهی و شفافیت، محو و نابود گردد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خروج و نون خ

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۲ فروردين ۱۴۰۰، ۰۹:۱۵ ق.ظ

ماجراهای تازه در سریال نون-خ 3

 

در سریال نون خ، عاقد که نماد طیف خاصی از جامعه است هم کاسب است هم راننده مینی بوس هم آدم به خط می کند، با خلافکارها همدست شده و برای غارت اموال متعلق به مردم حتی در تأمین خوراک تبلیغاتی به منظور هجمه و تخریب نسبت به حامیان قانون، نقش آفرینی می کند.

علی اخوان در نقش آقا سلطانی! سرپرست توریست ها و یک کلاهبردار رسمی و اهل دروغ و کلک و غیر قابل اعتماد است که از قضا گویش او به جای کردی با لهجه قمی است.

در فیلم سینمایی خروج که در همین نوروز چند بار از شبکه های مختلف پخش شد نام قم به میان آمده و جایگاه این شهر فرصتی برای اغوای معترضین و مصادره عدالت به نفع حاکمان و صاحبان زر و زور تلقی می شود. هر چند حاتمی کیا در جایی به شکل خصوصی عنوان داشته که گنجاندن نام قم و خروج از این شهر ادای دین و تأسی به ماجرای پیاه روی عدالت خواهانه طلبه سیرجانی بوده است اما برداشت مخاطب از نقش قم در رابطه با حق و باطل در این فیلم چیز دیگری خواهد بود.

شخصا از این نگاه حمایت می کنم و واقعیت امر را همین می دانم که عده ای از جایگاه مذهب برای توجیه خطای عناصر ظاهرالصلاح استفاده می کنند البته نباید وجود این واقعیت را به همه طلاب و متدینین تعمیم داد.

تأکید می کنم هم از دیدن فیلم خروج لذت بردم و هم تماشای سریال زیبای نون خ و به کارگردانان این دو اثر فاخر دست مریزاد می گویم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نتیجه دستور رییس چه شد؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۹، ۰۷:۲۹ ب.ظ

See the source image

 

بعد از اوج گیری انتقادها نسبت به کپی برداری مشکوک آخرین سکانس سریال پایتخت از یک فیلمفارسی مفتضح، رییس صدا و سیما در نامه ای سرگشاده از معاون خود خواست تا بررسی کند که این اقدام ناشی از غفلت و وادادگی بوده و یا متأثر از پروسه نفوذ فرهنگی.

انتشار این نامه توانست آن دست از منتقدینی که نهادهای مرتبط با بیت را دوستانه تر مورد نوازش قرار می دهند به وجد آورده و لبخند رضایت را بر لبانشان بنشاند.

با گذشت ایام، همچنان منتظر اعلام نتیجه بررسی دستور رییس سازمان از سوی معاونت سیما هستیم. همانطور که دستور یک رییس به معاون خود از طریق مجاری رسمی و رسانه ای صادر شد پاسخ آن نیز باید با همین روش منتشر شده و در اختیار افکار عمومی قرار بگیرد. در غیر اینصورت نامه علنی آقای رییس را صرفا باید به حساب یک شوی سیاسی برای فرونشاندن آتش منتقدان دانست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حواشی ناتمام سریال پایتخت

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۹، ۱۰:۳۷ ق.ظ

See the source image

 

این نامه را دیشب در یکی از گروه های مجازی خواندم. ظاهرا از طرف بعضی کارکنان صدا و سیما خطاب به آقای رییس نوشته شده و مطالب قابل توجهی را در خود جای داده است. فارغ از هر گونه اظهار نظر پیرامون محتوای این نامه بازنشر آن را جهت قضاوت عموم و ثبت در تاریخ لازم دانستم:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر عزیز و گرامی جناب آقای دکتر علی عسکری

با سلام و تبریک اعیاد شعبانیه و آرزوی صحت و سلامتی برای جنابعالی

1- آقای سیروس مقدم و همسر محترم ایشان خانم غفوری و شریک محترمشان آقای تنابنده آدم های جدید و تازه واردی نیستند که مسوولین سازمان نسبت به آنها شناخت نداشته باشند.

خصوصا در این سال ها موضع گیری ها و عملکرد آقای تنابنده که آقای مقدم را اداره می کند معلوم و مشخص است.

در مورد پایتخت نباید بگوییم کاری از سیروس مقدم ، باید بگوییم کاری از یک گروه اقتصادی  ، سیاسی و هنری متشکل از آقایان تنابنده ، مقدم و خانم غفوری و دوستان. سازمان با این گروه طرف است.

2- رفتارهای خودخواهانه و سود جویانه ی این گروه اقتصادی باعث شد بین آنها و بخش های نمایشی سازمان آنقدر فاصله بیفتد که منجر به تعطیلی پایتخت شود.

تا اینکه در سال 96 موسسه محترم اوج با ذوق زدگی فراوان ساخت پایتخت 5 را بدون هماهنگی و مشورت با تلویزیون به این گروه سپرد. و این گروه از بی تجربگی بچه های اوج سوء استفاده کرد و با دستمزد دو نیم برابر نرخ واقعی و تبلیغ هنرمندانه و گسترده از توریسم ترکیه ، کلاه گشادی سر بچه زرنگ موج سوار اوج نشین گذاشتند و مدیر وقت شبکه یک سیما نیز متاسفانه تبلیغات کشور ترکیه را پخش کرد و برای اینکه جلوی اعتراض ها را بگیرند و تبلیغات عجیب و غریب غیر قانونی کمتر جلب توجه کند ، با نمایش جنگ با داعش کار را پایان دادند.

3- آقای زین العابدین مدیر محترم شبکه یک سیما که عملکرد ایشان در شبکه های سه و پنج قابل بررسی و مشاهده است و از رانت ری شهری بودن نیز برخوردار هستند، در جشنواره ای سینمایی از آقای مقدم خاضعانه خواهش می کنند که برای ساخت پایتخت 6  اقدام کند و ایشان قبول می کنند.

آیا ایشان خودجوش این اقدام را می کنند ؟ یا از طرف همشهری خود ، رئیس سازمان این ماموریت را داشته اند؟ ما اطلاعی نداریم.

اما می دانیم که بخش های نمایشی سیما و معاونت سیما از این اقدام اطلاعی نداشته اند، در نتیجه  مسولیت ساخت پایتخت 6 بر عهده مدیر شبکه یک قرار می گیرد و سیما فیلم و حتی گروه فیلم و سریال یک هیچ گونه نقشی نداشته و ندارند.

4- همه می دانند یکی از  اختلافات مهم تلویزیون با این گروه خودخواه اقتصادی، درخواست نامعقول دستمزدهای نجومی و غیر متعارف بوده است. حالا این گروه قرار است برای شخص آقای زین العابدین کار کنند.

الف) نویسنده کیست ؟

نداریم  شاید آرش عباسی ! (هجو نویس ضد انقلاب) و آقای تنابنده خودشان هستند نظارت می کنند.

ب) متن را چه زمانی تحویل می دهید؟

متن را تحویل بدیم ! ما در این سال ها برای کسی متن نفرستاده ایم

ج) ناظر کیفی ؟

ما خودمان ناظر هستیم و از ما بهتر پیدا نمی کنید.

د) برآورد هزینه چقدر است؟

دو تا سه برابر پروژه قبلی (یعنی 4 برابر نرخ واقعی)

آقای زین العابدین متاسفانه این شرایط را می پذیرند چرا ؟ چون ایشان پس از 8 ، 9 سال مدیریت ضعیف و ژست های توخالی چه چیزی در کارنامه دارند ؟ کدام برنامه شاخص؟

به هر حال این پایتخت بدون نظارت با هزینه سرسام آور و غیر معقول تحت ریاست مستقیم شبکه یک ساخته می شود و طبق سنوات گذشته، مدیران شبکه برای بازدید از روند تولید سریال به زیراب مازندران می روند. اما همراهان ویژه ای هم دارند. آقای شهریاری معاون محترم مالی و اداری که قرار است هزینه تولید را پرداخت کنند و مدیر کل محترم روابط عمومی سازمان آقای رنجبران که دوست قدیمی آقای زین العابدین می باشند.

تنها نظارت سازمان در تولید این سریال همین مهمانی بود،که به خوردن و آشامیدن و فیلم برداری و گرفتن عکس های یادگاری ختم گردید و این مهمانی با شکوه از برنامه شما و سیما پخش گردید.

حالا زمان پخش فرا رسیده و قرار است آقای الماسی مدیر محترم فیلم و سریال شبکه یک، بازبینی کنند.آقای الماسی که فردی مومن و متعهد است ، وقت زیادی می گذارند و اشکالات زیادی هم می گیرند که گروه سازنده طبق معمول زیر بار اصلاحات نمی روند و مدیر محترم شبکه ناچارا آقای مهدی فرجی را که خودشان تهیه کننده سریال دیگری به نام نون خ هستند - و به خاطر نشان دادن چهره منفی از روحانیت در سریال نون خ که باعث شد تلویزیون دیگر اجازه ندهد شخصیت روحانی در کارهای طنز حضور داشته باشد - ایشان را به عنوان داور و حکم بین شبکه و سازندگان پایتخت می پذیرند.

با این وجود آقای الماسی و پخش شبکه یک همه وادادگی ها و تساهل آقای فرجی را قبول نمی کنند و بسیاری از صحنه های زشت و مخرب را حذف می کنند.

آقای تنابنده و دوستانشان در شبکه های اجتماعی با فشار ها و شانتاژهای خود به این رویه اعتراض کردند که باعث شد متاسفانه بسیاری از صحنه های بد و تخریب کننده ی نهاد خانواده و فرهنگ عمومی از جمله سکانس آخر از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.

ریاست محترم سازمان در نتیجه ی فشار افکار عمومی و منتقدان ،با تاخیر دستور دادند که بررسی شود "که آیا پخش

این صحنه ها ، اشتباه، بی توجهی ، عملیات مرموز و فتنه انگیز ستون پنجم دشمن بوده است یا خیر؟"

جناب آقای دکتر عبدالعلی علی عسکری ریاست محترم سازمان

لطفا توجه فرمایید در نام و فامیل شما دو بار نام مولای ما حضرت علی علیه السلام به کاررفته است پس علی وار باشید و در قضاوت و اقدام عدالت را رعایت کنید.

لطفا بفرمایید در ماجرای مرکز کیش و شبکه پنج چرا یک شبه آن مدیران مومن و متعهد را عزل کردید و آبروی آنها را بردید و حالا که نوبت به دوست قدیمی و همشهری شما رسید، دستور تحقیق و و بررسی دادید !

شما دقیقا در جریان بودید که سریال را دوست قدیمی و همشهری شما مدیر شبکه یک راسا و شخصا ساخته است.

الف)  چرا ایشان از شورای کذایی فیلم نامه که رئیس آن هم از دوستان و همشهریان شما آقای حسن اسلامی مهر هستند و همه اعضای آن را خودتان انتخاب کردید مجوز ساخت نگرفته اند؟

لطفا بفرمایید این شورا کارش چیست؟ و تا حالا چه کرده است و چرا تهیه کنندگان، این شورا را قبول ندارند؟

ب)  چرا مدیر شما که به خاطر رفاقت با جنابعالی از حاشیه امنیتی بالا برخوردار است و از مدیران تحمیلی بر سیما می باشند، در مواجه با آقای تنابنده و همکاران ایشان اینقدر ضعیف ، ذلیل و خودباخته عمل کردند و اینقدر به آنها باج و پول داده است.

ج) همه از سوابق آقای تنابنده اطلاع دارند و همه می دانند که همه کاره ی آقای سیروس مقدم فردی است به نام تنابنده و همه می دانند که ایشان فردی غربزده ،منحرف ، بی معرفت و پول پرست است.

حتی در برنامه مزخرف شب های ماست مالی ! که دوشنبه شب از شبکه پخش گردید آقای مقدم اعتراف کردند همه کاره ما در این سریال آقای تنابنده بوده و هستند.

 اگر مدیر شما اطلاع نداشته اند، موجب تاسف است و اگر دانسته عمل کرده اند، موجب غم و اندوه و تاثر است ، تاثر برای تلویزیون و برای سازمانی که رییس آن شما هستید.

جناب آقای علی عسکری آیا قبول داریدکه در این سال ها اکثر نهاد های کشور پیشرفت و تعالی داشته اند، اما سازمان ما هر روز ضعیف تر،از هم گسیخته تر و بیچاره تر شده است.

آیا قبول دارید که در همه بخش ها ضعیف عمل کرده اید؟

در همین تلویزیون که ما در آن کار می کنیم، چقدر دخالت های بیجا و نسنجیده و شتابزده داشته اید؟

چقدر مدیر بی تجربه و نا مربوط تحمیل کردید و چقدر بین شبکه ها تبعیض قائل شدید؟

چقدر به نوچه هایتان حال دادید و چقدر رهنمودهای مسخره در جلسات مدیران سیما ارایه فرمودید.

اگرخجالت آور نیست صورت جلسات یکشنبه ها با مدیران سیما و سه شنبه ها با معاونین سازمان را منتشر کنید.

مثلا برای بهبود اوضاع نمایش ، جنابعالی بدون هماهنگی با سیما شخصا ، مدیرکل فیلمنامه منصوب کردید. ایشان نیز قبل از استقرار 300 میلیون تومان برای دکوراسیون محل کار جدید هزینه کرد و در پایان کار گفت من به این ساختمان (گلستان) نمی روم و شما برای ایشان روبروی جام جم مکانی جدید با هزینه ی بالا اجاره کردید و ...

حالا بگویید چی شد؟ کدام فیلمنامه را تولید کردند و آن آقا کجاست؟

شورای عالی نظارت بر فیلمنامه تشکیل دادید. بفرمایید با آن آدم ها تا حالا یک فیلمنامه تصویب شده است؟ آیا خودشان همدیگر را قبول دارند؟ آیا سیما فیلم ، مدیران شبکه ها و مدیران فیلم و سریال این شورا را قبول دارند؟

هر روز اختیارات را از سیما گرفتید و به مالی و اداری و مشخصا پهلوان پنبه ی عزیزتان مدیر کل بازرگانی دادید.

حجم آگهی ها را دو تا سه برابر کردید که یک مخاطب معمولی از تماشای این همه آگهی بازرگانی هم متنفر می شود هم وحشت می کند.آگهی هایی که نه تنها کمکی به رونق اقتصادی نمی کند، بلکه موجب ترویج فرهنگ مصرف گرایی هم می شود مانند تبلیغ روغن، رب گوجه فرنگی، بیسکویت ،آب میوه و مواد خوراکی غیر ضروری و ... آیا درآمد سازمان هم دو تا سه برابر شده است؟

در دوره شما هزینه تولید برنامه ها و دستمزدهای چهره ها یا سلبریتی ها (به قول شما مطرب ها) و تهیه کننده های آنها چند برابر شده است، اگر نمی دانید از مالی شبکه ها خصوصا یک، سه و نسیم سوال بفرمایید.

چرا دستمزد آقایان رشید پور، علیخانی ، مدیری، غفوریان ، رامبد جوان و حتی آقایان میثاقی و فراستی 5 تا 10 برابر افزایش یافته است؟

نوروز امسال که فرصت بی نظیری برای آشتی با تلویزیون بود با برنامه های بی کیفیت و پر هزینه سال تحویل و سریال های بی محتوا و مسابقات ضعیف هدر رفت.

آیا می دانید که تهیه کننده چندین برنامه سال تحویل شبکه ها فردی به نام خانم شفیعی از اداره کل بازرگانی بودند ، چرا ؟ آیا براستی این مدیر تبلیغات چی صلاحیت  این کار را داشتند؟ چقدر دخالت بی رویه در امور برنامه سازی؟

چرا اینقدر سیما را ضعیف و مالی اداری ها را بزرگ کردید؟

همین سریال پایتخت اولش چی بود در دوره شما چی شد چرا ؟

لطفا میهمانان دورهمی را در ایام نوروز مرور کنید.

آیا اطلاع دارید چند خواننده نا مربوط ،چند هنرپیشه تکراری میهمان این برنامه گران قیمت که پول آن را بازرگانی می دهد بوده اند؟ و آیا تهیه کننده این برنامه را می شناسید؟ و بفرمایید که این برنامه کدامیک از اهداف سازمان و انقلاب اسلامی را پیگیری می کند.

آقای علی عسکری از زمانی که تصمیم گیری برای اداره سازمان از جام جم به خارج از جام جم ، اول خیابان کاج آبادی انتقال پیدا کرد و فرزند برومند شما و دوستانشان مقدرات این سازمان را به دست گرفتند هر روز اوضاع سازمان بدتر شده است به طوریکه در سراشیبی کامل قرار گرفته است، تند تر از سراشیبی جام جم . قبول کنید که شما مرد این سازمان نیستید و هرگز نخواهید بود.

آخرین توصیه ما  ...  قرار است نون خ 2 پخش گردد.

آقای آقاخانی کارگردان محترم، یک تنابنده ضعیف شده است، نشان دادن قوم محترم کرد، همه اش رقص و آواز، اختلاط زن و مرد و دعوی و پرخاشگری و دروغ گویی نیست. حواستان باشد پخش این سریال، سازمان و جنابعالی را بیش از این زیر سوال نبرد و شبکه یک نیز فریب تهیه کننده سریال را نخورد. هر چند شاید یک مسول محلی یا استاندار یکی از استان ها از شما و سازمان تعریف و تمجید کند. در مجموع مواظب تعریف و تمجید ها و رفتار متملق ها و چاپلوسان باشید.

در پایان به اطلاع می رسانیم که درباره فساد در بخش های گوناگون و ناکارآمدی مدیران سازمان حرف ها و سخن های زیادی داریم که در نامه ای خصوصی به اطلاع شما می رسانیم امیدواریم موثر واقع گردد.

 

جمعی از همکاران دلسوز شما در سازمان

  • سیدحمید مشتاقی نیا