اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۹۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معرفی کتاب» ثبت شده است

پدر خوانده

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۲ مهر ۱۴۰۳، ۰۶:۵۳ ق.ظ

کتاب پدرخوانده اثر ماریو پوزو | ایران کتاب

 

"پدر خوانده" نوشته ماریو پوزو را فکر نمیکنم کسی در دنیا باشد که به خواندن رمان علاقمند باشد و نخوانده باشد. دهها فیلم سینمایی با اقتباس از روح حاکم بر این اثر در دنیا تولید شده است.

ماجرا یک حقیقت محض است که در همه جوامع بشری به چشم می خورد. همیشه عده ای هستند که با پول و قدرت نفوذ درصدد پیشبرد اهدافشان بر می آیند و به راحتی جای حق و ناحق را عوض میکنند. این حقیقت هم در اجتماعات کوچک و بزرگ دنیا وجود دارد هم در نظام حاکم بر عرصه بین الملل.

مافیا در لغت به معنای جان پناه است. فلسفه تشکیل آن خلأ قانون یا عدم اقناع و رضایت از کارکرد قانون بوده است. عده ای برای دفاع از حقوق و امنیت خود به گروههای مزدور یا داوطلب پول می دادند. به مرور این گروهها تأمین منافع باندهای فساد و قاچاق را هم برعهده می گیرند و به حافظ منافع اغنیا و چپاولگران تبدیل شده و پس از مدتی خودشان به معاملات و معادلات تباهکارانه ورود پیدا میکنند. همیشه عده ای از مردان قانون هستند که دربرابر رشوه سست بوده و راه را برای تبرئه باندهای مافیایی هموار می سازند.

مترجم اثر به یقین کار دشواری داشته و با دقت و وسواس خاصی به معادل یابی کلمات پرداخته که جای تحسین دارد. خانم منیژه اذکایی اما در مقدمه اثر تلاش دارد دو برداشت شخصی را به خواننده القا و تحمیل نماید.

یک اینکه میگوید هیچکس از خواندن اثر نسبت به شخصیت جنایتکار و تبهکار پدرخوانده احساس نفرت پیدا نمی کند و حتی او را دوست می دارد! به نظرم مترجم یا میخواهد زحمت خودش را بستاید که البته لزومی به این بیان تبلیغی نداشته و خواننده با انصاف متوجه آن میشود یا تعبیر و برداشت شخصی خود را به همه تعمیم می دهد.

مترجم تعبیر دیگری دارد در توصیف اثر: "نمایاندن عمق دوگانه قدرت-مذهب" پدرخوانده و بعضی عناصر باند تبهکار وی کاتولیک هستند و بعضی آداب مسیحیت را مهم می دانند. آیا منظور مترجم این است که تقیدات مذهبی باعث تبهکاری این افراد شده؟ جای جای کتاب مشحون از شرح وسوسه انگیز روابط غیراخلاقی اعضای باند است. چرا مترجم به این نتیجه نرسید که ابتلای به فساد جنسی زمینه ساز مفاسد اقتصادی و سیاسی است؟ ممکن است خیلی ها مسیحی یا مسلمان و... باشند و از مذهب در مسیر توجیه تخلفات خود استفاده کنند و خیلی ها هم این کار را نمی کنند. می شود عملکرد غلط دسته نخست را به حساب دوگانگی بین دین و قدرت گذاشت؟ قدرت لزوما مساوی با فساد نیست و قدرت فاسد اساسا مشروعیت ندارد.

یک عبارت جالب را هم نویسنده یا مترجم اثر در ابتدای کتاب از قول بالزاک بیان میکند که خوب است به عنوان ضرب المثل و سرمشق مورد توجه نهادهای اطلاعاتی و پلیس اقتصادی همه کشورها قرار بگیرد: "در پس هر ثروت بزرگ، جنایتی نهفته است."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اسماعیل

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ۱۲:۵۲ ب.ظ

کتاب اسماعیل - (رمان) نشر سوره مهر - پاتوق کتاب

 

"مهین خانم گفت: وا، یعنی چه، شاه به اون خوشگلی، نباشه؟! به جاش آخوندا باشن، مگه میشه؟!

قاه قاه خندید و محکم زد روی زانویش. مادر گفت: زبونت رو گاز بگیر مهین. چی می گی؟ بیچاره آخوندا!

  • راست می گم دیگه، هر جا ببیننمون، همون جا حلالمون می کنن!

آن قدر خندید که چشمهایش خیس شد و زیر لب گفت: استغفرالله، چقدر پشت سرشون بد گفتم. حالا ببینم راست راستی تو میخوای دست رو دست بذاری تا انقلاب بشه بعد زن بگیری؟ اومد و نشد. اون وقت میخوای چکار کنی؟ بی سر و همسر بمونی؟

  • نه میشه ان‌شاءلله
  • از کجا معلومه؟
  • وعده خداست رد خور نداره..."

رمان "اسماعیل" اهدایی خانم حیدری است که هم خودم خواندم و هم همسرم؛ نوشته مرحوم امیرحسین فردی.

سالها پیش خاطرات یکی از کارشناسان فیلمنامه در سینمای هالیوود را می خواندم. می گفت هر فیلمنامه ای میرسد فقط سی صفحه اولش را میخوانم. اگر کشش نداشت پرتش میکنم کنار میروم سراغ فیلمنامه بعدی اگر کشش داشت و جذاب بود تا آخرش می روم و درباره ساخته شدنش تصمیم میگیرم.

کتاب اسماعیل از همان ابتدایش کشش لازم را برای همراه سازی مخاطب در اختیار داشت.

یکبار یکی از سایتهای اصولگرا یادداشتی درباره امیرحسین فردی نوشته بود و او را در حد یک ضدانقلاب منافق و همسو با غرب پایین آورد. تعجب کردم. او همان وقت داشت در حوزه هنری استان تهران کلاسهای نویسندگی را اداره میکرد. مدتی بعد امیرحسین فردی به رحمت خدا رفت. بزرگان نظام در سوگ او پیام تسلیت دادند. دقیقا همان سایت را دیدم که چقدر در مدح و نکوداشت آثار مرحوم قلم فرسایی کرد! دنیاست دیگر نباید به خیلی دیده‌ها و شنیده‌ها اعتماد کرد.

رمان "اسماعیل" یک اثر فاخر انقلابی است که در عین برخورداری از کشش و قوت متن در جذب مخاطب، با پرهیز از شعارزدگی و سطحی نگری به طور گذرا و گاه غافلگیر کننده به تبیین مبانی انقلاب اسلامی پرداخته و بعضی وقایع تاریخ معاصر را جهت تحریک مخاطب به تحقیق بیشتر مورد اشاره قرار میدهد. توجه دقیق او به حاشیه ها و جزییات در توصیف انسانها و محیط و موقعیت‌ها مسحور کننده است و خواننده را به وجد می آورد. البته از من بپرسید همچنان رضا امیرخانی را نفر اول رمان نویسی جبهه انقلاب میدانم ولی انصافا از کارهای ارزشمند مرحوم فردی هم نمی توان به سادگی گذشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خاطرات شیخ

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۳ شهریور ۱۴۰۳، ۰۵:۵۸ ق.ظ

انتشارات سوره مهر - خاطرات شیخ مصطفی رهنما

 

کتاب خاطرات مرحوم شیخ مصطفی رهنما را خواندم. ایشان از روحانیون اهل قلم و روزنامه نگاران مبارز به شمار می آید. به تاریخ شفاهی انقلاب علاقمندم و کتابهای مربوطه را پیگیری میکنم. این کتاب، خاطرات بکر و جالبی داشت اما از نظر نگارش، نامنظم و آشفته بود. به نظر می رسد برای ضبط و ثبت خاطرات این چهره مبارز کمی دیر اقدام شد و رشته زمان و مکان برای بیان خاطرات از دست راوی خارج گردید. بعضی مطالب واقعا نیاز به توضیح و تبیین بیشتر داشت که نمی خواهم گردن مصاحبه کننده بیندازم. ماجرای انداختن خرس به جان زندانیان دختر را ظاهرا خیلی ها رد کرده اند. درباره شخصیت مرحوم فلسفی هم به نظرم اجحاف شد. نقش او در انقلاب، هم از لابلای خاطرات مکتوب فلسفی و هم دیدگاه امام و سایر بزرگان پیداست. البته قطعا روحیات افراد در مبارزه شبیه هم نیست و هر کس دارای ضعف و قوتهایی است. کما اینکه راوی هم در همین خصوص به مشی مدبرانه شهید مطهری در زندان اشاره می کند. خوب است درباره افرادی که در قید حیات نبوده و توان دفاع از خود را ندارند کمی محتاطانه تر نقد صورت بگیرد.

شخصیت حجت الاسلام رهنما شخصیتی محکم و انعظاف ناپذیر است که امان مأموران شاه را بریده و ابهت پوشالی و غرور کاذبشان را متلاشی می ساخت. یاد یکی از رفقای طلبه عدالتخواه افتادم که سرسختی هایش مشابه این بزرگوار بود.

خواندن این کتاب را صرفا به کسانی توصیه میکنم که پیگیر سایر کتب تاریخی مرتبط با انقلاب اسلامی هم هستند.

راستی حساسیت رژیم منحوس پهلوی بر روی رژیم غاصب صهیونیسم و سرسپردگی نسبت به استکبار از واقعیات تلخ و دردناک خاطرات این کتاب به شمار می آید. آن موقع جهان عرب چقدر در مقابل اسرائیل ایستادگی داشت ولو در ظاهر و سیاسی و ایران شاه چقدر منفعل و خجالت آور رفتار می کرد. الان البته این ایران است که محکم و قاطع مقابل صهیونیسم ایستاده و سران عرب هستند که عقب نشینی و نکبت را به جان خریده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حرفی برای گفتن

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ۰۸:۵۴ ق.ظ

 

حدود بیست سال پیش کتاب ده گفتار شهید مطهری را خواندم و از آن بهره بردم. اخیرا دوستی این کتاب را به من هدیه داد. دوباره هوس کردم آن را بخوانم و خدا میداند چقدر لذت بردم. نسبت به همه آثار شهید همین نگاه را دارم. چقدر تفاوت است بین یک شخصیت متفکر با افرادی که صرفا نویسنده و محقق و مجتهد و مولفند. آثار شیخ مرتضی متعلق به دهه های چهل و پنجاه است اما هنوز برای مسائل روز پاسخگو و کارآمد هستند. مطهری هم مجتهد بود؛ اما یک قدم بالاتر از اجتهاد، متفکر بود برای همین نیازهای زمانه را شناخت و برای رفع آن تلاش کرد. از دیگر نکات جالب توجه آثار مطهری اشراف او به ادبیات فارسی و استفاده به جا از اشعار و مثل هاست. گاه در جایگاه یک منبری و واعظ، مکشوفه ای علمی و فکری را با بهره گیری از ظرایف ادبی برای مخاطب جا می اندازد. خدا مانند او را بیشتر کند. فرصتی دست بدهد یکبار دیگر همه آثار او را مرور خواهم کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

به سمت قله

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۲ مرداد ۱۴۰۳، ۱۰:۴۴ ق.ظ

 

آقای سید موسی صدر (سلّمه الله) در سخنرانی ای که در همین مجمع کردند و یادی از فعالیت های علامه شرف‌الدین نمودند گفتند مرحوم شرف‌الدین با آن همه کتاب‌های عالی و ذی‌قیمتی که برای معرفی شیعه و اهل بیت نوشت، وقتی که وضع شیعه را در لبنان مشاهده کرد و دید فقیر ترین مردم و جاهلترین مردم و زیر دست ترین مردم همان شیعه‌های لبنان هستند و در میان آنها یک استاد یا یک طبیب یا یک مهندس پیدا نمی شود و یا کمتر پیدا می شود و در عوض هر چه حمّال و حمّامی و کیسه کش وکنّاس بود شیعه بود، با خود فکر کرد که با این وضع موجود کتاب های من چه اثری می تواند داشته باشد، مردم خواهند گفت که تشیع اگر مکتب و روش خوب و نجات دهنده‌ای بود باید شیعیان وضع بهتری داشته باشند. این بود که در فکر فعالیت‌های عملی افتاد و به تاسیس مدارس و آموزشگاه‌ها و انجمنهای خیریه افتاد تا بالاخره حرکتی و نهضتی مقدس به وجود آورد و جامعه شیعه را در لبنان بالا آورد.
مسلمانان به طور کلی نسبت به سایر مردم جهان اکنون حالت همان شیعیان لبنان را نسبت به سایر مردم لبنان در آغاز کار علامه شرف‌الدین دارند. ما هر اندازه راجع به اسلام، طرفداری اسلام از علم و تشویق اسلام به علم بحث کنیم، در مقابل وضع مجسّم حاضر ملل اسلامی اثری ندارد، حداکثر این است که برای طرف یک معما پیدا شود که اگر این حرف ها راست است پس چرا مسلمانان به این روز گرفتارند؟

شهید مطهری/ سخنرانی در سال 1340/ کتاب ده گفتار

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خدا و تاریخ

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ۰۳:۲۹ ب.ظ

خاطرات آیت الله سید محمد خامنه ای - جلد اول | پاتوق کتاب فردا

 

آیت الله سید محمد خامنه ای برادر بزرگتر رهبر است. سه برادرش که همگی از او کوچکتر هستند سابقه زندان رژیم طاغوت دارند جز خودش. او البته بعنوان پسر بزرگ آ سید جواد، غمخوار و یار پدر و مادر و پیگیر امور برادرانش بود. 

کتاب قطور خاطرات سید محمد خامنه ای را خواندم. اهل علم و فرهیخته و خوش ذوق است. گویا اولین وکیل روحانی کشور و جزو نخستین دانشجویان معمم دانشگاه زمان طاغوت به شمار می آید. او ذهن نکته سنجی دارد. وقایعی از دوران شاه را بیان می کند که کمتر کسی به آن توجه نشان داده است. شخصیتش زلال است و حرفهایش را صادقانه بیان می کند. چه آنجا که مبانی انقلاب و مبارزه با طاغوت را به شکل مستدل و مستند بیان می کند تا مخاطب را قانع سازد و چه آنجا که بی طرفانه گاه از بعضی رفتارهای دادگستری زمان شاه تمجید نموده و ریزنقدهایی به دفتر حضرت امام هم وارد می داند. از نگاه و تحلیلش اینگونه بر می آید که شخصیت حساس و زودرنجی دارد و برای همین هیچگاه تبدیل به یک سیاستمدار مطرح و گردن کلفت و پرهیاهو نشد. 

یک نکته را با ربط یا بی ربط میخواهم خدمتتان عارض شوم. سالها پیش یعنی موقعی که دبیرستانی بودم در نشریه ای (بنظرم هفته نامه صبح) جمله ای از حضرت امام خواندم که فرمود ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ! آن موقع خیلی این سخن ذهنم را به خود مشغول کرد.

این نقد به بعضی مسئولین وارد است که در انجام وظایف خود گاه نگاه میکنند که ممکن است بعدها درباره آنها چه بگویند. بعضی ها دوست دارند همیشه قهرمان و خوشایند مردم باقی بمانند. این نگرش منفعت طلبانه منجر به عقب نشینی از ادای تکالیفی می شود که به عنوان امانت به آنها محول گردیده و در ازای انجام آن پول و پستی اشغال شده است. آنچه که مبنای نگرش شهدا و امام و مکتب اهل بیت بوده عمل به تکلیف و جلب رضایت خدا ولو در گمنامی و غربت و عزلت است. یزید خواست نام و یاد حسین را برای همیشه محو سازد. زینب سلام الله قسم خورد که چنین نخواهد شد و نشد. آن که برای خدا قدم بردارد خدا عزتش را ضمانت می کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بالاتر از سپیدی

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ۰۹:۵۸ ق.ظ

دانلود کتاب‌های یغما کیهان

 

به نظرم زمان خوبی را برای خواندن کتاب خاطره های سپید اثر یغما کیهان انتخاب نکردم. حال و هوای روزهای منتهی به عاشورا ذهن آدم را به اندازه کافی درگیر خود می سازد. شاید فرصتی دیگر دوباره کتاب را خواندم.

یک جورهایی ریتم اثر مرا یاد فیلم سینمایی یه حبه قند میرکریمی انداخت. تصویری از زندگی معمولی و روان خانواده ها با عنایت به ظرافتهایی که ساده از کنارش می گذریم.

توجه نویسنده به بعضی ریز موضوعات اجتماعی و تأکید بر پرداخت کوتاه به آن در لابلای داستان نشان دهنده دغدغه مندی نگارنده اثر است. زبان ملیح هم گاهی به جا باعث حفظ طراوت اثر در ذهن میخاطب گردیده است.

بعضی آثار داستانی به طور مستقیم به مسائل انقلاب و دفاع مقدس می پردازد که طبعا مخاطبان خاص خود را دارند اما این هنر را بالاتر و اثرگذارتر میدانم که مثل یغما کیهان در داستان و اثری مستقل ناگهان به حقایقی از آنچه در تاریخ بر این ملت گذشت اشاره شود. این تاکتیک اتفاقا در نفوذ وقایع و پیامهای تاریخی به لایه های عمیق ذهن خواننده موثرتر است.

یک نکته نسبتا بی ربط هم اینکه اگر دقت کرده باشید در اغلب اقوام و طوایف به طور معمول به همان اندازه که پسر مجرد هست دختر مجرد هم هست. نه به آن افراط قدیم که می گفتند عقد فامیل در آسمانها بسته شده و ازدواج با خویشان تحمیلی بود نه به این روشنفکری تفریطی امروز که ازدواج فامیلی در شعاع دو کیلومتری نسب و عشیره را قبیح و مطرود می شمارند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی سید حسن نصرالله در ایران بازداشت شد!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ۰۹:۴۴ ق.ظ

پیام تبریک سید حسن نصرالله به پزشکیان

 

انتشارات یازهرا به قلم محمدعلی صمدی مجموعه کتابچه های کوچکی را برای معرفی شهدا و دفاع مقدس منتشر نموده که هم ارزان و هم زود قابل خواندن است.

یکی از این کتابچه ها اسمش هست سید حسن که به معرفی شخصیت سید حسن نصرالله دبیرکل غیور حزب الله لبنان می پردازد.

در صفحه 14 کتاب ماجرای دستگیری سید حسن در فرودگاه مهرآباد توضیح داده شده است:

من در هیچ جا بازداشت نشده ام، به جز یک جا؛ ایران! آن هم بعد از پیروزی انقلاب و در جمهوری اسلامی!

در سال 1361 تصمیم گرفتم به قم بروم. بدون خانواده و تنهایی راه افتادم. در هواپیما چند نفر لبنانی بودیم که یکی شان ریشش را تراشیده بود و دختر غیر محجبه ای همراهش بود. وارد فرودگاه مهرآباد شدیم، کسانی که بی حجاب بودند یا ریششان را تراشیده بودند، به سادگی رد شدند، اما مرا با لباس روحانی و چند نفر دیگر که ریش داشتند، کناری نگه داشتند و اجازه رفتن ندادند.

نیمه شب ماشینی آمد و ما را به بازداشتگاه برد. ما را داخل اتاقی کوچک و در یک ساختمان حبس کردند. دو روز آنجا بازداشت بودم. شخصی آمد و چند ساعت از من بازجوی کرد و درباره لبنان نیز بازجویی نمود. بعد از گذشت دو روز از بازداشتم که زیر نظر اطلاعات نخست وزیری ایران بود بازجو به سادگی از من عذرخواهی کرد و آزاد شدم! آن دو روز خیلی سخت گذشت و برای من خیلی دردناک بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

استبداد دموکراتیک!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۳ تیر ۱۴۰۳، ۱۰:۰۶ ق.ظ

خرید و قیمت خاطرات حیدرخان عمو اوغلی | ترب

 

از تاریخ پژوهان باید قدر دانی کرد با هر گرایش و مسلک و مرامی که باشند زحماتشان برای ارائه تحقیق و به دست آوردن اسناد تاریخی که اغلب با هزینه شخصی و فشار بر اقتصاد خانواده صورت می گیرد قابل ستایش است. از این بابت از آقای ناصرالدین حسن زاده که کتاب "خاطرات حیدرخان عمو اوغلی" را به زیور طبع آراست باید تشکر کرد. در شهر ما هم آقا حامد ابراهیم زاده بازگیر را داریم که جوانی متدین است و به کار نانوایی اشتغال دارد. او نیز با زحمت فراوان به گردآوری اسناد تاریخی مرتبط با شهر بارفروش (بابل) پرداخته و آثار خوب و ماندگاری را در این خصوص منتشر نموده است. دست همه این عزیزان درد نکند.

جناب حیدرخان عمو اغلی برای تحقق مشروطه تلاش کرد و جنگید؛ اما مبتنی بر خاطرات خودنوشت او می خواهم نکته ای را خدمتتان عرض کنم.

او ستارخان و باقرخان را در خاطرات خود متهم به راحت طلبی و کم کاری می نماید و اقدامات خودش را بزرگ می شمارد.

او شیخ فضل الله شهید را متهم می کند از اتابک پول گرفته تا در حمایت از محمدعلی شاه در حرم عبدالعظیم حسنی علیه السلام متحصن شود.

او در خاطراتش بارها از اقدامات و دستوراتی از جانب خود خبر داده که منجر به قتل و ترور و آسیب جانی و مالی حامیان شاه وقت و اطرافیانشان گردیده است. این افراد گاه هیچ نقش مسلحانه و مبارزاتی و سیاسی در مقابل مشروطه خواهان نداشته اند. بماند هر مخالف سیاسی که لزوما مجازاتش مرگ نیست.

او البته در ابتدای کتاب اقرار دارد که وقتی بعد از اقدامی تروریستی در تهران تحت تعقیب قرار گرفته با کمک دوستان تشکیلاتی خود در روسیه توانسته از ایران بگریزد. او در مقطعی از حمایت سازمانی و لجستیک دولت روس برخوردار بود. البته بعدها این رویکرد را تغییر داد و فهمید که قدرتهایی مثل روس و عثمانی اگر منافعشان اقتضا کند به او پشت پا خواهند زد.

به شیخ فضل الله نوری قبل از اعدام توصیه کردند زیر پرچم روس یا انگلیس برود تا از محاکمه نجات یابد. زیر بار نرفت و نپذیرفت که بخاطر دفاع از حق و احکام شریعت به زیر بیرق کفر پناهنده گردد.

شیخ فضل الله مخالف مشروطه و حامی سلطنت نبود؛ اما می گفت هر نوع دگردیسی سیاسی باید منطبق با شرع صورت بگیرد. دموکراسی هم گاه جلوه ای از دیکتاتوری جمعی و روی دیگر سکه استبداد است.

فرق مشروطه مشروعه با مشروطه غیر مشروعه و غربزده را جناب حیدرخان عمو اوغلی بی آنکه چنین قصدی داشته باشد بر ملا ساخته است.

مشروطه اگر منطبق با شرع باشد وابستگی مصلحتی به بیگانه معنا نداشته و منکر شناخته می شود. مشروطه اگر مشروعه باشد کسی حق ندارد به تشخیص و ذوق و احساس خود به تخریب اموال دیگران و ترور و ویرانی و تضییع حقوق مخالفانش اقدام نماید.

امام خمینی رحمت الله نیز بر مبنای همین باور اجازه نمی داد در مسیر تحقق انقلاب اسلامی جنگ مسلحانه شکل گرفته و یا اموال حامیان شاه مورد تعرض قرار بگیرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خاطره ای از باختر

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۰ تیر ۱۴۰۳، ۱۱:۳۶ ق.ظ

خاطره ای از باختر» مصطفی مرتضی القزوینی، ترجمه حمیدرضا آژیر - مرکز مطالعات  سفرنامه

 

کتاب خاطره ای از باختر به قلم مصطفی مرتضی القزوینی، روحانی مبلّغ دینی اهل کربلا با ترجمه حمیدرضا آژیر را خواندم. نام اصلی کتاب گویا من "کربلاء الی کالیفورنیا" ست.

این اثر بیشتر از آن که تجربیات و خاطرات شخصی یک مبلغ دینی در انگلستان و آمریکا باشد تحلیل شرایط موجود فرهنگی غرب است که البته بسیار آموزنده و گاه دارای نکاتی بدیع می باشد. شاید اسم کتاب را آداب المهاجرین می گذاشتند مناسب تر بود. خانواده های مسلمان که قصد اقامت در غرب را دارند با خواندن این کتاب مهارت بیشتری در نحوه مواجهه با تعارضات رفتاری فرزندانشان پیدا خواهند کرد. البته از آنجا که به برکت ماهواره و فضای مجازی و خودباختگی بعضی مسئولان شاهد رواج و عادی سازی فرهنگ غرب در جامعه ایرانی هستیم مطالعه اثر فوق برای خانواده های هموطن ساکن در کشور نیز مفید و آموزنده است. اطلاعات رنج آوری از سقوط ارزشهای اخلاقی و مدنی و آموزشی دنیای مصرف زده تحت سیطره نظام سرمایه داری ضمن آسیب شناسی جامعه چند پاره آمریکا در این کتاب بیان شده که نگرانی از اشاعه آن به جوامع شرقی و اسلامی بسیار تکان دهنده است.

در دنیایی که از در و دیوارش مادی گرایی و لذت جویی و خودخواهی و منفعت پرستی و شهوت طلبی بر دل و جان و فکر و باور جوانان می بارد دلسوزان دین و معتقدان به توحید، وظیفه سنگین تری در احیای اندیشه کمال گرایی و فرهنگ ایثار و باور به آخرت و عدل الهی بر عهده دارند. خدا کمکمان کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

واقعیت و بلوغ

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱ تیر ۱۴۰۳، ۱۱:۰۷ ق.ظ

دانلود و خرید کتاب خاطرات آیت‌ الله خاتم یزدی عباس خاتم یزدی

 

خاطرات مرحوم آیت الله سید عباس خاتم یزدی را خواندم. مطالعه چنین آثاری را به همه به خصوص جوانهای انقلابی توصیه میکنم. یکی از این بابت که خواندن و غور در احوال و خاطرات دیگران کسب تجربیاتی گرانبها را به دنبال دارد. آشنایی با تاریخ هم شیرین و لازمه تقویت علمی و فکری در مواجهه با شبهات زمانه است؛ اما عامل دیگری که باعث می شود همین کتاب و آثاری مثل آن را مهم بدانم ضرورت شناخت تعاملات و معادلات درونی حوزه برای جوانانی است که می خواهند یک عمر در مسیر اعتلای اسلام و انقلاب حضور فعال داشته باشند.

نگاه صفر و صدی به حوزه ها اشتباه است. نه باید حوزه ها و مجموعه های دینی را منزه از خطا دانست و نه باید در نقد و تضارب آراء به گونه ای افراط کرد که شائبه جدایی از روحانیت را دامن زد.

بیوت و دفاتر علما مثل هر مجموعه و تشکل دیگری دارای نقاط برجسته و یا ضعفهایی است که آشنایی با آن در قوّت محاسبه ذهن و تحلیل شرایط و اتخاذ موضع جامع تر مدد می رساند. همه علما و مراجع قابل احترام و دوست داشتنی هستند و ما حق نداریم کمترین تعرض و بی احترامی نسبت به آنها داشته باشیم؛ اما از توجه به بعضی حوادث تاریخی هم نمی توان غافل ماند. سکوت نا به جا و یا اتخاذ موضع غلط بعضی بزرگان که گاه در ظلّ القای اطرافیان ناباب و بازی خورده به وقوع می پیوندد حرکتی بزرگ و تاریخ ساز را به کنج عزلت و شکست سوق داده و ناخواسته و بدون علم و عمد سبب استیلای نظام طاغوت و تقویت حاکمیت شرک بر مناسبات اجتماع مومنین خواهد شد.

روی بعضی ها در حوزه اصلا نباید حساب باز کرد. بعضی ها را باید هول داد تا برای اسلام قدمی بردارند. دست آنهایی که سرباز عالم و عامل دین هستند را باید بوسید.

خمینی الحق و الانصاف دردانه بود. تا میتوانید از خاطرات امام و ابعاد شخصیتی این ابر مرد بخونید و حظ ببرید.

یک نکته را هم دوستان ناشر توجه داشته باشند حتما بعد از ویرایش و اعمال نظرات کارشناس ها یکبار دیگر کتاب را قبل از چاپ بخوانند. بی ارتباطی بعضی متون و قطع و ناتمامی جملات و عبارات نشانه بی حوصلگی و کم دقتی نمونه خوان و یا ناشر محترم در تکمیل اصلاحات مورد نظر است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سیدِ بغداد

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۹ خرداد ۱۴۰۳، ۱۰:۲۸ ق.ظ

دانلود و خرید کتاب سید بغداد محمد طعان ترجمه محمد رضا شیخی محمدی

 

کتاب سید بغداد را خواندم و لذت بردم اما؛ ضعفی نگران کننده هم داشت که نمی شود کتمان کرد.

تبدیل اندیشه های دینی به اثر هنری از ایده تعزیه خوانی آغاز شد که تا کنون ادامه یافته.

کتاب دکتر و پیر اثر شهید هاشمی نژاد یک گام تاریخی در راستای تبدیل مباحث عمقی ایدئولوژیک به محصول نسبتا هنری جذاب بود. کتابی با موضوع حجاب را در همین وبلاگ معرفی کردم که استدلالهای موافقین و مخالفین آن را در قالب داستان بلند طراحی کرده بود که در نوع خود جالب بود. این کتاب، دختران آفتاب نام داشت که به پیشنهاد یکی از دوستان خواندم و انصافا لذت بردم، هر چند کمی طولانی و گاه ملال آور بود.

کتاب سید بغداد اثر یک پزشک لبنانی ساکن فرانسه به نام دکتر محمد طعان است که پیش تر سناریست بوده و بعدها به عرصه نگارش رمان رو آورده است. این کتاب به زبان فرانسه نوشته و سپش به فارسی برگردانده شده است. یک جورهایی خلق داستان شباهت داشت به سریال شب دهم جناب حسن فتحی که نمیدانم دکتر طعان آن را دیده و ایده اش را از آن برداشت کرده یا نه.

کتاب سید بغداد، تلاش مخلصانه یک پزشک لبنانی برای ادای دین به مکتب شیعه و بیان توحش صدام و حزب بعث و ناجوانمردی و ادعاهای پوچ آمریکاست که از این منظر بسیار با ارزش است. خیلی از اهالی هنر انگار کورند و فراتر از رویاها و خلسه جنسی دغدغه ای نداشته و واقعیتهای اطراف را نمی بینند. محمد طعان تلاش کرد آموزه هایی از مکتب شیعه را در جوامع غربی معرفی کند. به هر حال هر اثری که در فرانسه منتشر یا ارائه شود به طور معمول در دنیای غرب دیده خواهد شد. از این بابت باز هم از این نویسنده توانا باید تشکر کرد؛ اما

برادر بزرگوار ما جایی از کتاب، خرافه ای را هم جزو مذهب جا زده که درست نیست. علمای شیعه معتقد به شناخت میزان نفوذ شیطان در وجود انسان از طریق ریختن سرب مذاب در آب سرد و قضاوت پیرامون شکل حاصل شده نیستند. نویسنده ارجمند اطلاعات خوبی پیرامون تاریخ سیاسی عراق، وضعیت جغرافیایی و تفاوت نگاه قبایل  مختلف عرب و کرد و ... داشت. دو جای داستان هم تأکید کرد صدام آغازگر جنگ بر ضد ایران بوده است. ای کاش زحمت می کشید پیرامون مبانی شیعه در عصر غیبت هم تحقیقی صورت می داد. متأسفانه دو بار در کتاب تأکید می کند وظیفه شیعه در عصر غیبت صرفا عزاداری و گریه و انابه و استغفار است و باید دست روی دست بگذارد، بنشیند تا گناه در عالم فراگیر شده و روزی امام عصر ظهور نماید!

واقعاً این همه احکام دین پیرامون امر به معروف و نهی از منکر، ظلم ستیزی، ضرورت یاری رساندن به مظلوم، حمایت از مستضعفین، اهتزاز شعائر الهی، احکام قضا و دیات و ارث، جهاد و نفی سبیل و... ارزش مطالعه و تدقیق نداشت و نویسنده را با ابعاد اجتماعی دین آشنا نمی ساخت؟ اسلام آیین فردی و مناسکی و اخته شده نیست و برای اداره زندگی بشر از گهواره تا گور برنامه دارد. اسلام اجازه سکوت در قبال ظلم و اعانه بر اثم را نمی دهد. منتظر واقعی حضرت برای یاری رساندن دین و اجرای احکام الهی تلاش می کند و می داند که حضرت در زمان ظهور نیازمند پایگاه اجتماعی و یاورانی آماده و پا به رکاب است. انتظار حقیقی عین شهادت طلبی است. هر که خواهان ظهور حضرت حجت و اشاعه فرهنگ ولایت و امامت است ندای هل من ناصر سالار شهیدان را در هر نقطه ای از تاریخ که ایستاده باشد لبیک می گوید و زمینه ظهور را با ترویج فرهنگ مقاومت و حق باوری و ظلم ستیزی مهیا می سازد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

به بهانه خاطرات ناب

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۱۷ ب.ظ

کتابیوم - کتاب خاطرات ناب چاپ 1

 

کتاب خاطرت ناب کاری از آقای محمد محمدی منتشر شده از سازمان حفط آثار قم را خواندم. دستش درد نکند.

چند نکته عرض کنم:

یک. طرفدار کارهای کوچک و کم حجم هستم به خصوص در اتوبوسهای راهیان نور برای زائرانی که به اقتضای جو، هوس خواندن کتابی پیرامون خاطرات شهدا را دارند این نوع کارها مناسب تر است.

دو. با توجه به محدودیت امکانات نشر اولویت باید با چاپ آثار و خاطراتی باشد که تا کنون ثبت و منتشر نشده اند. اگر هم قرار است کتابهایی به صورت گرته برداری و تألیف منتشر شود بهتر است سمت و سو و مبنای گردآوری و چینش خاطرات مشخص بوده و نیز اثرگذاری و نتیجه بخش بودن محتوای آن بیشتر مورد دقت قرار بگیرد.

سه. به دوستان یکی از موسسات انتشاراتی که سبک گرداوری و تالیف داشتند همواره تأکید می کردم سعی تان این باشد کتابی منتشر کنید دیگران به عنوان ماخذ و منبع به آن رجوع کنند نه اینکه همه اش خودتان به کارهای دیگران به عنوان منبع استناد کنید. به عنوان یک نیمچه نویسنده عرصه پایداری گاهی از اینکه می بینیم در فضای مجازی یا بعضی نشریات خاطراتی از قلم این حقیر بازنشر گردیده یا در کتابی مثل همین خاطرات ناب که از کتاب دل و دریای من (انتشار یافته در مازندران) هم مطالبی بیان گردیده خوشحال شده و سر شوق می آیم. از این بابت از مولف اثر هم سپاسگزارم. متاسفانه بارها نیز دیده ام بعضی افراد خاطرات شهدا یا حتی مطالب متفرقه ای که در وبلاگ منتشر کرده ام را به نام خود یا بدون ذکر منبع منتشر میکنند که از دستشان دلگیر شده ام.

چهار. یکی از مشکلات مرتبط با حوزه نشر آثار دفاع مقدش ضعف در گستره توزیع و محدودیتهای ناموجه جغرافیایی است. گاهی یک کتاب خوب و پربار به همین دلیل در همان استانی که چاپ شد دفن می شود و به نقاط دیگر نرسیده و در اختیار سایر پژوهشگران این حوزه قرار نمی گیرد. تجربه کرده ام گاه کتابی را به کتابخانه ای در شهری دور دست فرستاده و بعدها دیده ام که کسی در جایی از مطلب آن استفاده کرده که بسیار برایم موجب شعف بود. خوب است خیرین عرصه فرهنگ تلاش کنند کتابهایی که تیراژ پایین و یا ناشر محلی دارند را به کتابخانه های مختلف کشور ارسال و اهدا نمایند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این همه فراز و نشیب

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، ۱۲:۰۴ ب.ظ

انتشارات سوره مهر - خاطرات سیدمرتضی نبوی

 

کتاب خاطرات مهندس سید مرتضی نبوی را خواندم. اگر چه از روزنامه رسالت و اساسا طیف منسوب به راست یا چپ خوشم نمی آید، باید بگویم ویژگی اصلی این کتاب روایت صادقانه است. حکم صدق آن را از این باب تأیید میکنم که راوی به جای قهرمان پردازی از خود اگر اشتباه و ایرادی مرتکب شده بود را هم بیان می کرد.

درباره وضعیت زندانها و شکنجه های مأموران امنیتی طاغوت نیز مطالب نسبتا جامعی بیان شد. هر حکومتی که برای مجازات و یا گرفتن اعتراف از متهمان و منتقدان و مخالفان به سمت شکنجه و کتک برود باید بداند که آه مظلوم اثر کرده و بساطش دیر یا زود جمع خواهد شد.

فوت همسر ایشان بانوی صبور و مبارز و قانع مرحومه عصمت السادات نصری تأثر برانگیز بود. اقدام بزرگوارانه همسر دوم ایشان بانو مریم غروی در پذیرش سه کودک به جا مانده از آن مرحومه و دلسوزی مادرانه برای آنها هم از نکات آموزنده ای است که کمتر در جامعه به چشم می آید.

درباره شهید دکتر سید محمدباقر لواسانی هم حرفهای خوبی در این کتاب زده شد. حسرت خوردم تا کنون اثری در معرفی این شهید و انعکاس افکار و آرایش ندیده ام. در اینترنت هم چیزی پیدا نکردم. اگر دوستان در این رابطه کتاب و مقاله ای سراغ دارند خبر بدهند ممنون می شوم. انقلاب اسلامی شخصیتهای بزرگی را تحویل تاریخ ایران و جهان داد که تعدد آنها باعث شد بسیاری کمتر مورد توجه و شناخت جامعه قرار بگیرند.

این کتاب توسط حوزه هنری سازمان تبلیغات منتشر شد. کسی که اندک اطلاعی از مسائل تاریخی داشته باشد متوجه امانت داری و زحمت تدوین گران در بیان مستندات و عدم جهت گیری های خطی خواهد شد. مشکلی که متأسفانه در بعضی آثار مرکز اسناد انقلاب به چشم میخورد و اعتبار آن را به مرور دچار خدشه می سازد. چون پیش تر با ذکر مثال به این موضوع پرداخته ام از بیان توضیح بیشتر اجتناب میکنم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نقاش خاطره ها

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۲ خرداد ۱۴۰۳، ۰۴:۱۸ ب.ظ

کتابیوم - کتاب نقاش خاطره ها چاپ 1

 

کتاب "نقاش خاطره ها" را یک بار خواندم و دو بار لذت بردم! چرا دو بار؟

یک دلیلش به خاطر نثر روان و شیوای کتاب و کشش و جاذبه ای است که در داستان وجود داشت؛

یک علتش هم بر می گردد به نویسنده کتاب یعنی سرکار خانم سارا مصطفی نژاد از دختر خانم های دهه هشتادی که گویا این قصه را در سن چهارده سالگی نوشته و بی شک جای تحسین و تقدیر فراوان دارد.

موضوع کتاب درباره خرمشهر از اشغال تا آزادی است. دفاع مقدس و فراز و فرودها و آدم های آن حق بزرگی بر گرده تاریخ و ادبیات ایران عزیز دارند. امیدوارم همه هنرمندان در سطحی شایسته به ادای دین نسبت به این بخش نورانی و پرافتخار تاریخ کشورمان همت بگمارند.

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سید محمود

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۲ خرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۰۵ ق.ظ

قیمت و خرید آنلاین کتاب سید محمود طالقانی (نگاهی به زندگی و زمانه مرحوم  آیت‌الله طالقانی) اثر مینا چوپانی |‌ بوکسل

 

از ویژگی های منحصر به فرد انقلاب ظهور و تجلی شخصیتهای خودساخته و بزرگی است که البته با توجه به تکثر اتفاقات و شتاب حوادث پس از پیروزی انقلاب کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. از جمله کارهایی که میتواند به آشنایی نسل جوان با حقایق انقلاب اسلامی کمک کند تولید آثاری است که ادبیات زیبا و جوان پسند داشته باشد. کتاب سید محمود طالقانی به قلم شیوای خانم مینا چوپانی دارای این خصیصه زیباست. خاطراتی از زندگی پربرکت مرحوم طالقانی با ادبیاتی دلنشین و جذاب در این کتاب به رشته تحریر در آمده است.

سید محمود علایی طالقانی عالم فرهیخته و با سوادی بود که پیش از ظهور قیام خمینی پا در عرصه مبارزه با طاغوت گذاشت و بارها طعم زندان و بازداشت و تبعید را چشید. با این حال در مقابل امام کرنش نشان داد و تابع نظرات ایشان گردید و اناالرجل نداشت. رویکرد روشنفکری سید محمود با توجه به فضای تهران باعث گردهمایی عناصر مختلف با تفکرات متفاوت ذیل بیرق مبارزاتی او گردید. از همین رو بسیاری از گروهها همواره سعی در مصادره شخصیت ایشان داشته اند. از جمله می توان به نهضت آزادی و مجاهدین خلق (منافقین) اشاره کرد. در حالی که مرحوم طالقانی نسبت به التقاط کمونیستی و نگهداری سلاح توسط منافقین معترض بود. در موضوع حجاب و نیز دیگر قوانین اجتماعی وی حساسیتهای دینی را تأیید و حمایت می نمود.

با این حال انتظار می رود امثال نهضت آزادی و ملی گراها و منافقین اگر سید محمود طالقانی را از خود می دانند به یاد بیاورند که وی از سال 40 مبارزه با صهیونیسم را به طور جدی آغاز نمود و تا آخر حیات شریفش بر ادامه آن مصرّ بود و طبعا با توجه به معیارهایی که در ظلم ستیزی داشت به یقین در صورت بقای عمر همچنان در این مسیر نورانی گام بر می داشت و هیچگاه همپیاله آمریکا و انگلیس و اسرائیل و دیگر دشمنان دین و میهن نمی گردید. به فرموده امام، او برای اسلام به منزله حضرت ابوذر بود. روحش شاد ان شاءالله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چه کتابی

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۵ خرداد ۱۴۰۳، ۰۴:۳۶ ب.ظ

کتاب خاطرات حسنعلی خان مستوفی اثر ابوالفضل زرویی نصرآباد | ایران کتاب

 

هر کتابی یک خصلتی دارد. گاه از ذهن آدم پاک می شود. گاه به خاطره ای زیبا و آموزنده تبدیل می شود. بعضی کتابها هم البته اعصاب خرد کن و فرصت سوز هستند.

کتاب "خاطرات حسنعلی خان مستوفی" از آن دست کتابهایی است که انسان از خواندنش لذت می برد و کیف می کند. به خاطره ای خوش تبدیل می شود. هر بار در میان خیل کتابهای چیده شده در قفسه چشم انسان را به خود فراخوانده و بر لبش گل لبخند می نشاند و تحریص می کند به دوباره خواندنش.

مرحوم ابوالفضل زرویی نصرآباد به یقین یکی از چهره های ماندگار ادبیات فارسی و طنز فاخر ایران خواهد ماند. روحش شاد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از نی ریز تا ونیز

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۹ خرداد ۱۴۰۳، ۰۵:۰۸ ب.ظ

کتاب خاطرات سفر آقای احمد ارشاد نی ریزی را خواندم و لذت بردم. به خواندن زندگینامه ها، خاطرات و سفرنامه ها علاقمندم و همپای نگارنده در صفحات کتاب زندگی اش سیر می کنم و از تجربیاتش توشه ای بر می دارم.

آقای احمد ارشاد یک ایرانی هنر دوست اهل استان فارس است که در حین گشت و گذار و سفر به آلمان و ایتالیا و سوئیس و فرانسه از توجه به فرهنگ دوستان وطنی مقیم خارج نیز غافل نیست. سفرنامه این معلم جنوبی اگر چه کوتاه بود اما به نکته ها با دقت، توجه و اشاره می کرد.

نگارنده شکر خدا از آن دست افراد خودباخته یا خود تحقیر نبود که به محض نشستن پرنده ذهن و بیتوته بر بام غرب و ورود به مکانی جدید دلشان غنج رفته و چشم و گوش بسته و شیدا به تحسین و به به و چه چه صرف بپردازند. جایی برجستگی و هنر و ارزش و ادب و سنت و زیبایی می دید با صداقت بیان می کرد. جایی نقد و بی اخلاقی و قانون شکنی می دید هم ابایی از اظهار نداشت؛ مثل مشمئز کننده بودن انبوه فضولات رها شده سگها، وجود جیب بر، وجود صف، گرانی، متکدیان ژولیده و ... در بعضی شهرهای بزرگ اروپایی. او به توحش سلاطین روم باستان در طعمه قرار دادن بردگان مقابل حیوانات درنده برای تفریح نیز اعتراض دارد و ضرورت استفاده از آداب و پوشش مخصوص در اماکن مقدس غربی را گوشزد می نماید.

این تا اینجای کار؛ که عرض کردم از خواندن کتاب لذت بردم.

یک نکته ای می خواهم صرفا بهانه نموده و متذکر شوم و قطعا منظورم به نگارنده اثر نیست که خودش استادی خوش سفر و هنرمند و دلسوز و وطن پرست است.

بارها در شهرهای مختلف افرادی را دیده ام که حتی از اماکن تاریخی و فرهنگی شهر خود بی اطلاعند چه برسد به آن که انگیزه و عزمی برای سفر به سایر نقاط زیبای کشور را داشته باشند.

مثلاً بعضی اهالی جلفا به کلیساهای تاریخی و با شکوه اطراف، آبشار بی نظیر آسیاب خرابه و نیز مزار شهدای غیور مرزبان جنگ جهانی دوم اصلاً سر نزده اند. خیلی از همشهریان خودم در بابل تا کنون از موزه این شهر و یا خانه و آثار هنری بانو مکرمه قنبری و یا هفت آبشار تیرکن و درازکش و ... بازدید نکرده اند. خیلی از مازندرانی ها طبیعت مسحور کننده کلاردشت و کیاسر و ... را ندیده اند. خیلی از تهرانی ها از موزه های متنوع پایتخت بی اطلاعند، حتی گذری هم به توچال و ... نداشتند. خیلی ها در قم به بارگاه موسی مبرقع و خانه ملاصدرا و دریاچه نمک و در باغ و باغ پرندگان و... نرفته اند. مردم استانهای مرکزی و اصفهان و قم و اطراف اغلب اصلا خبری از غار نخجیر در دلیجان که یکی از شکوهمندترین آثار باستانی طبیعی دنیاست ندارند. خیلی از مردم خوزستان چغازنبیل و تپه ها و قلعه های باستانی شوش و مناطق تاریخی رامهرمز و ... را ندیده اند و...

خب این خوب نیست. ایران مهد تمدن و تاریخ و فرهنگ و هنر جهان است و البته طبیعت بعضی نقاط آن در دنیا نمونه ندارد که نرفتن و ندیدن و بی محلی ما قطعا کم لطفی به فرهنگ این مرز و بوم و زمینه ساز استیلای فرهنگ بیگانه است.

بگذریم.

پاورقی صفحه 113 کتاب فوق الذکر مطلب کوتاهی درباره مرحوم ایرج زهری از فرهنگ دوستان و پژوهشگران عرصه هنر خواندم که دلم می خواهد جهت استفاده علاقمندان در فضای مجازی هم منتشر شده و قابل دسترس باشد:

"ایرج زهری یک ماه پس از سفر ما، ارتباطش قطع شد. با خواهرش در تهران تماس گرفتم. گفت: ایرج به سرطان خون مبتلا شده و تحت درمان است. نوروز 91 به ایران آمد و با من تماس گرفت و گفت: پس از یک آزمایش خون به شیراز می آیم. اما متأسفانه نتوانست به شیراز بیاید و بلافاصله به آلمان برگشت و در بیمارستان اِسِن بستری شد.

شامگاه چهارشنبه 22 اردیبهشت در حالی که روی تخت دراز کشیده بود و با هدفون آهنگ ارموتسارت را گوش می کرد به همسرش باربارا گفت: صحنه آخر تئاتر تمام شد، پرده را بکش.

روی تخت دراز کشید، چشم باز کرد و با لبخند همیشگی گفت: خدا من را بخشید، می روم پیش خدا.

و آخرین نفس را کشید. به همین سادگی! روحش شاد و نام و یادش پایدار."

 

مشخصات، قیمت و خرید کتاب خاطرات سفر اثر احمد ارشاد | نهنگ

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خاطره یی فراموش شده از فردا

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۸:۰۷ ق.ظ

قصه گو که نباید مشق بنویسد. قصه گو که نباید خودش را تخلیه کند، یعنی صرفا خودش را تخلیه کند و نقطه ای بالاتر و هدفی والاتر را نبیند. قصه گو نباید عقده ای باشد، غمگین و افسرده و ناامید باشد، اصلا باشد به خودش مربوط است، مردم چه گناهی کرده اند؟ مردم به اندازه کافی دلیل برای ناراحتی و غصه و سرخوردگی دارند، کسی نیاز نیست در این باره باری بر دوششان بیافکند همه از این لحاظ لااقل غنی و خودکفا هستند، شما اگر می توانی کسی را شاد کنی، غمی را بزدایی، امیدی ایجاد کنی، حرکتی را رقم بزنی، مبدا و منشا خیر باشی بسم الله؛ اگر نه و می خواهی صرفا درون گندیده خودت را خالی کنی بفرما جای دیگر، نریز روی سر مردم لطفا. خودت به اینجا رسیدی که زیستن بی فایده است و همه چی عالم تکراری است و روی دور باطل قرار دارد، برای خودت نگه دار و ژست فیلسوف نیا برای ما.

یا

فکر کرده ای قصه نویسی یعنی پر گویی و پر نویسی و قلم فرسایی برای تضییع وقت ملت، اشتباه کرده ای، مردم را سر کار بگذاری پس نویسنده قوی تری هستی، اشتباه است. نمی توانی حرفی، نکته ای به کسی بیاموزی، نقطه ای را اصلاح کنی، رشدی را دامن بزنی، بتمرگ سر جایت. مانور قلم مساوی با نویسندگی نیست. صرفا میخواهی خودی نشان بدهی یعنی کمبود داری و درونت احساس نقصی شدید می کنی. دیده اید بعضی آدمها فقط دوست دارند یکضرب حرف بزنند اصلا برایشان مهم نیست چه می گویند. شهوت کلام دارند. بعضی نویسنده ها هم همین هستند. می خواهند بگویند قدرت جولان ذهنی داریم. از دیگران بالاتریم.

من شخصا علاقه ندارم با خواندن کتاب وقتم گرفته شده و مغبون گردیده و احساس کنم سر کار رفته ام مگر آنکه چیزی بیاموزم، حرفی نو بشنوم و نگاهی تازه و برداشتی جدید به دست آورم.

هنر به فساد نزدیک است، چون پایه هر دو بر احساس بنا شده است. عقل و وجدان است که اگر به مدد احساس بیاید ذهن را از تباهی و شکست و عقده و بن بست نجات می دهد.

"مشکل اصلی در ذات کار ماست. مامور عملیاتی تربیت می کنیم. اگر این مامور خنگ باشد می شود یک آدم کش دولت که از تجزیه تحلیل ساده ترین اتفاق ها عاجز است و فقط بلد است به دستورهایی که به اش می دهند عمل کند. اگر باهوش باشد یاد می گیرد از قدرتی که در اختیار دارد برای دور زدن سازمان و دولت استفاده کند خودش رأسا تصمیم بگیرد و همه را در مقابل عمل انجام شده قرار بدهد. بدبختی بزرگ تر هم وقتی است که این مامور باهوش ارتقا می یابد و مسئولیت یک منطقه تمام بر عهده اش گذاشته می شود. اتفاقی که تقریبا همیشه می افتد."

کتاب "خاطره یی فراموش شده از فردا" را خواندم اثری از مرحوم مدیا کاشیگر. قلمش شریف و منزه از شهوت است. داستان "خونهای رقیق تر از آب" یکی از قصه های این کتاب بود که نشان داد حرفی برای گفتن دارد. متن داخل گیومه بالا تکه ای از همان است. در "ماوقع" هم ثابت کرد که میتواند در مقام یک صاحب اندیشه و نظریه پرداز ابراز وجود کند. اهل مطالعه و سرشار از اطلاعات به روز است. با بقیه قصه هایش خیلی حال نکردم. روحش شاد. خالقیت این خصلت با شکوه را دارد آدمها با آثاری که خلق کرده و به جا میگذارند مادی باشد یا معنوی، زنده می مانند.

 

دانلود و خرید کتاب خاطره یی فراموش شده از فردا اثر مدیا کاشیگر - فیدیبو

  • سیدحمید مشتاقی نیا

همراهی تا آسمان

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۷:۰۷ ق.ظ

مشاهده و خریداینترنتی کتاب همراهی تا آسمان خاطرات شهیدشهروز مظفری نیا

 

کتاب همراهی تا آسمان را خواندم. من طرفدار این مدل کتابها هستم موجز و مختصر و رسا. البته ناشرها باید دید باز داشته و با توجه به تنوع مخاطب به تنوع آثار از لحاظ قلم و حجم و ... نیز توجه نشان بدهند.

خاطرات شهید شهروز مظفری نیا سرتیم حفاظت سردار سلیمانی اگر چه باز هم جای کار دارد اما نمایی زیبا از حیات معنوی پاسداری جوان و خودساخته را ترسیم می کند.

کمی هم دلم گرفت. یاد خاطرات شهید سید روح الله عمادی افتادم که یک و سال نیم است به دلایلی هنوز منتشر نشده. به ناشرش پیام دادم حیف نیست این کار روی زمین مانده؟ گفت به زودی ان شاءالله. شما هم دعا کنید لطفا.

  • سیدحمید مشتاقی نیا