اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۲۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قوه قضاییه» ثبت شده است

همه متهمند الا ما!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ۰۸:۰۷ ب.ظ

روایت نگاری یک رویداد:

هیچ اتهامی متوجه شهردار نیست و همه این حرفهایی که با دستگیری چند نفر روی زبانها افتاده از اساس دروغ است.

اتهامات کوچکی متوجه شهردار است اما سپاه می خواهد از امام جمعه انتقام بگیرد.

چند میلیاردی که در پرونده مطرح است چشمگیر و قابل اعتنا نیست.

شهردار آدم خوبی است دور و بری هایش بد هستند.

اشتباهات حکیم بخاطر سوءمدیریت او بود نه چیز دیگر. سوءمدیریت هم که جرم نیست.

اگر شهردار کاری کرده چرا او را دستگیر نمی کنند؟ پس معلوم می شود بیگناه است.

حکم جلبی برای شهردار صادر نشده اگر مدرکی دارید رو کنید.

شهردار متواری نیست در جایی نامعلوم اقامت دارد.

حکم جلب صادر کردند که شهردار را دستبند بزنند و آبرویش را ببرند.

شهردار کاری نکرده. قاضی با توضیحات وکیل روشن می شود و نهایتا با وثیقه بیرون می آید.

(بعد از یک روز استراحت و سردرگمی:)

چرا برای حکیم احضاریه نفرستادند و حکم جلب زدند؟

چرا بعد از تفهیم اتهام آزادش نکردند؟

ما همه داخل اتاق قاضی بودیم دیدیم هیچ چیزی علیه شهردار نیست.

دادستان استان چرا رفت داخل اتاق قاضی؟ چه کسی این حق را به او داده؟

قصدشان از دستگیری حکیم بی آبرویی امام جمعه است.

میخواهند با حیثیت روحانیت بازی کنند.

با این کار دارند آبروی آیت الله توکل را می برند.

قوه قضاییه، سپاه، بسیج، اطلاعات، سازمان بازرسی، نیروهای انقلابی و ... دست به یکی کرده اند به انقلاب صدمه بزنند.

همه می دانیم حکیم بیگناه است.

قاضی که حرف ما را گوش نمی دهد مستقل نیست و لابد از جایی خط می گیرد.

اسناد و مدارک محرمانه را احتمالا مشاور شهردار به دادگاه داده به زودی حالش را جا می آوریم.

چند روز بازداشت کردید بس است بگذارید بیاید بیرون ببینیم چه خبر بوده.

در کار قوه قضاییه دخالت نمیکنیم اما آنها باید بفهمند حکیم بیگناه است.

ساروی ها می خواهند با دستگیری حکیم جلوی پیشرفت و آبادانی بابل را بگیرند.

قوه قضاییه مشکلی ندارد سپاه بابل مشکل دارد.

اگر شهردار بابل جرمی دارد و حق مردم را خورده فعالین مجازی منتقد هم آدم های خوبی نیستند چرا با آنها برخورد نمی شود؟

باید با هر کس که خبر دستگیری شهردار را زد مثل خود شهردار برخورد کنید.

شما اگر مطالبه گر هستید چرا فقط یقه حکیم را گرفته اید؟

آن خانواده ای که شهرداری نیمه شب مقابل در ورودی منزلشان نیوجرسی گذاشت فامیل پاسدار دارند.

از امام جمعه حمایت میکنیم دامادش چه ربطی به او دارد؟

شما ثابت کنید امام جمعه نقشی در پیشرفت دامادش داشته.

امام جمعه با شهردار شدن دامادش مخالف بوده شورای شهر در مقابلش ایستاد.

حاج آقا در طول این مدت که دامادش شهردار بوده هم حمایت خاصی از او نداشته است.

اگر امام جعه تا به حال واکنشی نسبت به دستگیری و تعلیق غفار آری نداشته به خاطر این است که او متهم بوده و هنوز دادگاه برای اثبات جرمش تشکیل نشده. آبروی متهم را که نباید پشت تریبون برد.

تقدیر حاج آقا از پیمانکار متهم فساد شهرداری که با قرار وثیقه آزاد شده به خاطر خدمات قرآنی اش بوده.

برای شهرداری سرپرست تعیین نکنید شاید حکیم آزاد شد.

چه اشکال دارد یک متهم اقتصادی که با قید وثیقه آزاد شده شهردار بابل باشد؟

معاون سیما منظر شهرداری هم فامیل حاج آقاست. می خواهید سرپرست تعیین کنید اولویت با ایشان است.

دارد یک هفته می شود. شهردار را آزاد نمیکنید دیگر چرا پرونده دور و بری هایش را هم می زنید؟ تا همینجا بس نیست؟

این چه مدل مطالبه گری است هر روز یقه یک مسئول را می گیرید؟

و....

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یانیه مهم انصار حزب الله استان مازندران

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۹، ۱۱:۱۶ ق.ظ

لوگوی انصار حزب الله

 

بسم الله قاصم الجبارین
فان حزب الله هم الغالبون
کدام شهید گلگون کفن انقلاب و دفاع مقدس را سراغ دارید که آرمانی غیر از تحقق منویات مکتب آسمانی وحی و آموزه های عدالت محور دین مبین اسلام را در سر داشته باشد؟ مگر غیر از این است که انقلاب از اساس برای احیای احکام تمدن ساز اسلام شکل گرفت و دفاع از حقوق مستضعفان و مظلومان را سر لوحه شعائر خود دانسته است؟
اینک در آستانه تحقق گام دوم انقلاب شکوهمند اسلامی، قوه قضاییه بر مدار عدالت و مبارزه با ظلم و فساد به مصاف صاحب منصبان و قدرتمندان رانتخوار و مستبدی رفته است که گمان می نمودند در پرتو وابستگی ظاهری به نظام از حاشیه ای امن برخوردار بوده و قادر خواهند بود تا ابد نان در خون شهدا زده و دست به اموال مردم دراز نمایند.
برخورد محکم دستگاه قضا با صاحبان قدرت و ثروت که نمونه ای از آن در پرونده اتباعی طبری و عناصری دیگر مشاهده شد موجی از امیدواری را در دل مستضعفان و محرومان به وجود آورد و دل علاقمندان انقلاب و مریدان شهدا را شاد نمود.
در شهرستانهای بابل و ساری نیز این روزها شاهد ورود جدی دستگاه قضا به پرونده بعضی مسئولان شورا و شهرداری هستیم که تا کنون به بازداشت و تعلیق بعضی از عناصر کلیدی منجر گردیده است. این اتفاق مبارک ثابت کرد نظام اسلامی در برخورد با تخلفات هیچ کس در هر جایگاه و نفوذ و قبیله ای، تعارف نداشته و اجرای عدالت و احیای حقوق تضییع شده جامعه را بر هر مصلحتی ترجیح می دهد. 
انصار حزب الله استان مازندران که از دیرباز در کشف و رسیدگی به بعضی تخلفات و جرایم پنهان عناصر قدرت طلب و ظاهرالصلاح پا به پای ضابطان قضایی و نظارتی نقش خود را ایفا نموده به نمایندگی از مردم شریف و ولی نعمتان حقیقی انقلاب اسلامی، قدردانی و حمایت از مسئولان قضایی استان و شهرستان را وظیفه ذاتی خود دانسته و از آنها می خواهد بی توجه به اعمال نفوذ کانون های قدرت و ثروت، رسیدگی عادلانه و قاطع به پرونده اتهامات را همچنان سرلوحه خویش بدانند و یقین بدارند عنایت شهدای راه دین و انقلاب و عدالت و دعای خیر پابرهنگان و مظلومان همواره بدرقه راهشان خواهد بود.
ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم
انصار حزب الله استان مازندران 1399/12/11

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شبهه ای برای فرار از اتهام!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۹، ۱۱:۰۶ ق.ظ

روش‌شناسی شبهه در قرآن کریم

 

چرا بازداشت موقت؟!

یکی از شبهاتی که بعضی حامیان شهردار و متهمان به فساد اقتصادی به منظور فشار روانی بر عوامل قضایی وارد میکنند این پرسش است که چرا شهردار یا سایر همدستانش راهی بازداشتگاه شده و با وثیقه آزاد نشدند؟
اولا این روال در تمام این سالها جریان داشته و مدعیان ظاهرالصلاح و متشرع هیچگاه به این موضوع اعتراضی نداشتند و حالا که نوبت همپالکی خودشان شده ژست دلسوزی به خود گرفته اند!
نکته جالب دیگر این است اغلب افرادی که در حال شبهه افکنی هستند خودشان به ضرب و زور اموال خویشان دارای مدرک و تحصیلات مرتبط با رشته حقوق در دانشگاههای غیر دولتی هستند. 
این افراد چطور نمیدانند وقتی قاضی تشخیص دهد موارد اتهام بر اساس قراین موجود به شکل جدی متوجه متهم است میتواند دستور بازداشت او را صادر کند؟
یکی از دلایل بازداشت موقت یکماهه حتی بدون صدور احضاریه نیز در قانون اینگونه ذکر شده است:
در مواردی که آزاد بودن متهم موجب از بین رفتن آثار و دلایل جرم  شده یا باعث تبانی با متهمان دیگر و یا شهود یا مطلعین واقع شده و یا سبب شود که شهود از ترس متهم حاضر به شهادت نباشند همچنین وقتی که احتمال فرار یا مخفی شدن متهم باشد و به طریقی نتوان از آن جلوگیری کرد حداقل تا یک ماه زندانی می‌شود و با هیچ سند و ضمانتی نمی شود وی را آزاد کرد و تا چند ماه هم قابل تمدید است.


صداقت درّ گرانی است به هر کس ندهند!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در حاشیه بازداشت شهردار بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ۱۰:۵۴ ب.ظ

 

بازداشت شهردار بابل در بعد از ظهر نهمین روز اسفند 99 بمب خبری این شهرستان بود که حواشی مربوط به آن تا ابد در تاریخ این دیار ثبت خواهد شد. بازتاب این خبر البته در میان غیر بابلی هایی که با مناسبات سیاسی این شهر آشنا هستند نیز دیدنی بود.

در این خصوص یادآوری چند نکته ضروری است:

1-  کسی از زمین خوردن شهردار خوشحال نیست. منتقدان او نیز به حکم اخلاق دینی دعا می کنند مشکل وی حل شده و بتواند به دامن اجتماع باز گردد؛ اما افتخار می کنیم نظام اسلامی به حدی از بلوغ و اعتدال دست یافته که اتهامات مرتبط با هواداران و منتسبان خود را نیز بدون هیچ اغماضی مورد بررسی قرار می دهد. این دستاورد بزرگ در آستانه گام دوم انقلاب اسلامی جای تبریک و خوشحالی دارد.

2- از همان ابتدای طرح بحث انتخاب داماد امام جمعه برای تصدی سکان بلدیه، رسما و مکتوب و در سطح رسانه ها از سوی نیروهای مومن و انقلابی شهر تذکر صریح داده شد که بنا بر قرائنی این تصمیم، مشکوک بوده و نوعی تله سیاسی برای امام جمعه و طیف متعصب وابسته به او محسوب می شود. اما حضرات عالی مقام چنان مشعوف این اتفاق بودند که چشم و گوش خود را بر واقعیت ها بستند و از دلسوزان نیز گله گذاری نمودند.

3- شورای مثلا اسلامی شهر بابل نیز باید پاسخگو باشد که چرا فردی فاقد تخصص را بدون ارائه برنامه، بدون رقیب، بدون حضور در صحن شورا به عنوان شهردار انتخاب کرده و بخش مهمی از اختیارات شورا را نیز به او تنفیذ نمودند؟

4- منتقدین شهردار به حکم مطالبه گری و عدالتخواهی همواره منتقد دستگاه قضا هم بوده اند، اما با توجه به میزان نفوذ شهردار و طیف همراه و جایگاه بستگانش یقین دارند که قوه قضاییه با اشراف به تبعات تشکیل و رسیدگی به این پرونده وارد معرکه شده و با کمترین ضریب خطا به موارد اتهامی او رسیدگی خواهد کرد. شهردار بابل یک شهروند بی کس و کار و ضعیف و محروم از وکیل و وصی و ...نیست که به راحتی حقی از او ضایع شود.

5- دو ماه است که برخورد رسمی و میدانی با مفاسد شورا و شهرداری آغاز شده است. دو تن از اعضای شورا تعلیق شدند؛ اما متأسفانه جریان به ظاهر مذهبی حامی شهردار و پدرخوانده های مادی و معنوی که ید طولایی در افشاگری پیرامون معایب رقبا داشتند این بار زبان به کام گرفته و هجمه تبلیغاتی سنگینی را برای حمایت از بعضی متهمان آغاز نمودند. این جماعت در ابتدا منکر وجود هر نوع اتهام درباره شهردار بودند. بعد از مدتی مدعی شدند طرح اتهامات از سوی سپاه برای تصفیه حساب با امام جمعه! صورت پذیرفته. بعد از آن که متوجه شدند سپاه صرفا ضابط بوده و قضات انقلابی دادگستری استان پیگیر مفاسد شهرداری هستند ادعا کردند بروز خطا امری عادی و صرفا به خاطر سوءمدیریت بوده. این جمع در حالی که صدور حکم جلب و متواری شدن شهردار را انکار می کردند همینک شکوه دارند که چرا خبر صدور جلب و ناپدید شدن شهردار رسانه ای شده است؟!

جای تأسف است معدودی مثلا روحانی یا منتسب به جریان مذهبی و نان خور مکتب اهل بیت که در برابر تمام مصائب و مشکلات مردم و ظلم هایی که به اقشار ضعیف وارد شد سکوت اختیار کرده بودند با دستگیری شهردار و همدستانش ناگهان نطقشان باز شده و سخن از ضرورت انصاف و عدل آنهم با قرائت جانب دارانه خودشان به میان می آورند. به مردمی که این روزها هر چه به دهانشان می آید نثار این دین فروشان می کنند، حق می دهم.

6- به رغم اعمال فشار سنگین چهره های ظاهرالصلاح و مردودین آزمون صداقت و عدالت و انقلابی گری که متأسفانه انقلاب و اسلام را تنها در حد شعار و استفاده ابزاری قبول داشتند، ضابطان سازمان اطلاعات سپاه در کنار دادستان انقلابی و شجاع استان و ریاست و قضات مومن و بی حاشیه، استوار ایستادند و بی اعتنا به تهدیدها و پا در میانی ها و جو سازی ها در راستای دفاع از حقوق مردم سنگ تمام گذاشتند.

7- تکبر و اعتماد به نفس کاذب کانون های قدرت و ثروت و خود نظام پنداری صاحبان زر و زور و تزویر باعث شد حوادث اخیر شهر در سطح یک انقلاب و فجری دوباره نگریسته شود. مردم بر این باورند این دست و پا زدن های طیف حاکم نشانه اعتقاد باطنی آنها به نقه ضعف های پنهان خود و احتمال رصد آن توسط نهادهای نظارتی می باشد. مردم بر این باورند شکسته شدن هیمنه کسانی که حس مالکیت به انقلاب و نظام و جغرافیای حضور خود داشتند گام امیدوار کننده جمهوری اسلامی در بازگشت به دامان صاحبان اصلی و ولی نعمتان انقلاب در بدنه پابرهنگان و محرومان جامعه به شمار می آید.

8- قوه قضاییه در دوره ریاست آیت الله رییسی جهت گیری های مثبتی برای جلب اعتماد عمومی نسبت به سلامت نظام اسلامی داشته است. اما مراقبت از نفوذ و تصدی گری معدود عناصر نامطلوب باید همچنان مورد توجه حفاظت این قوه قرار داشته باشد. لغو تعلیق یکی از کارمندان متهم به فساد به رغم وجود ادله متقن، ظاهرا با سفارش و اعمال نفوذ عناصر نامطلوب صورت پذیرفته که رفع چنین حفره هایی باید بیش از پیش مورد اهتمام قرار بگیرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی دادگستری مازندران به ریش خودش می خندد

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۸ اسفند ۱۳۹۹، ۰۳:۵۱ ب.ظ

قرار است شهردار بابل شنبه نهم اسفند خودش را به دستگاه قضا معرفی کرده و آماده طی مراحل قانونی پرونده دوره مدیریتی اش شود اما

دو ماه است که افکار عمومی از تشکیل چند پرونده قضایی برای شهردار و شهرداری بابل مطلع شده است. دو عضو شورا و چند کارمند شهرداری مدتی را در بازداشت گذرانده و تا تشکیل دادگاه از ادامه همکاری و حضور در نهاد مربوطه تعلیق شده اند.

افکار عمومی با علامت سوال هایی پیرامون نقش شهردار در این پرونده ها مواجه شد.

حامیان شهردار در اقدامی شتابزده با فریب یکی از روحانیون توسط افراد مشکوک دفتر وی، دعوت از پدران شهدای مدافع حرم که از ماجرا بی اطلاع بودند، حضور چند رزمنده بساز و بفروش و بازی پشت صحنه عناصری ذی نفوذ اعم از بستگان و مریدان و شرکا و قلدر مآبی یکی از مسئولان سابق و بدنام اطلاعات سپاه، به حمایت از شهردار جوان و بی تخصص پرداختند تا به زعم خود پرونده او را تحت الشعاع قرار دهند. سیل تهدیدها و تخریب ها و تهمت ها نیز برای مسئولان قضایی، ضابطان و فعالان رسانه ای جبهه انقلاب ارسال گردید.

یکی از مسئولان نفوذی و ناسالم در دستگاه قضا نیز تلاش نمود با استفاده از زور و برخورد چکشی منتقدان شهردار را از صحنه فعالیت حذف کند که به جایی نرسید.

حمایت و تشویق علنی یک پیمانکار خاطی و دارای پرونده فساد مالی توسط چند روحانی نمای واداده و کارچاق کن نیز از صحنه های زشتی بود که در این راستا رقم خورد.

افکار عمومی به این نتیجه رسید که این حجم از دست و پا زدن بی علت نیست و حتما ریگی به کفش حضرات است که از حضور در پیشگاه قانون و دفاع از عملکرد خود بیمناک شده اند.

نیروهای حزب اللهی دستگاه قضا و رسانه در این مدت تهمت ها و فشارهای مختلفی را تحمل کردند در حالی که تنها مطالبه شان عمل به شعائر انقلاب در برخورد بدون تبعیض با تخلفات صاحب منصبان یقه سفید و مافیای قدرت و ثروت بود.

در این میان البته حمایت بسیاری از پابرهنگان و مردم عادی کوچه و بازار و دلگرمی های مشفقانه یکی از علمای بزرگ و دعای خیر دلسوزان انقلاب بدرقه راه و پشتیبان مسئولان انقلابی پرونده بود.

سه شنبه گذشته بالاخره دستگاه قضا حکم بازداشت شهردار بابل را بعد از چند هفته بررسی مستندات و استماع دفاعیات صادر کرد. مجتبی الله قلیپور با اطلاع از این تصمیم قضایی ناگهان به اختفا روی آورد و چند روزی را در مکانی نامعلوم به سر برد. با انتشار این خبر در سطح رسانه ها و تمسخر و رسوایی شدیدی که برای او به وجود آمد تلاش ها برای لغو حکم جلب وی قوت یافت. در نهایت با پا در میانی و ریش گرو گذاشتن یکی از بستگانش که همواره مدعی بود در جهش جایگاه سیاسی او نقشی نداشته متأسفانه یکی از مسئولان ارشد دادگستری استان پذیرفت که بی اعتنا به موج امیدواری مردم به صلابت و عدالت قضایی و بر خلاف جهت گیری های قاطع ریاست قوه، جلب او موقتا اجرا نشده و وی با پای خودش در روز شنبه به دادگستری مراجعه کند. این توافق پشت پرده و نامبارک منجر به حضور شهردار متواری در صحن نمازجمعه شد که از نگاه افکار عمومی نوعی دهن کجی به قانون و ریشخند به عدالت تلقی گردید.

در ساعات اخیر تماس های مکرر و واکنش های مستمر مردم حکایت از سلب اعتماد آنان نسبت به عزم دادگستری استان در مواجهه با تخلفات صاحبان قدرت دارد.

مردم می پرسند آیا این امتیازها و تبعیض ها تنها منحصر به نور چشمی هاست یا شامل مردم عادی هم می شود؟

چرا وقتی می خواستید آزاده ای جانباز را برای دلخوشی صاحبان قدرت بدون آنکه شاکی وی حکمش را به دایره اجرای احکام ببرد، شلاق بزنید با این که می دانستید او سابقه سکته قلبی دارد مهلت معاینه و تجویز پزشکی قانونی را ندادید اما اینجا برای رفع تکدر خاطر از ما بهتران ترحم نشان داده و به آنها فرصت می دهید؟

چرا تا پستوی خانه بچه های انقلابی را به صرف ظنّ دخالت در مدیریت یک کانال فیک افشاگر مفاسد کانون های قدرت شخم زدید و آنجا سخنی از اخلاق و رأفت در میان نبود؟

آیا می توان به مسئولان قضایی که دپوی 1500 خودرو در کارخانه رجه را نادیده می گیرند اما آلونک مردم محروم را در فصل سرما ویران می سازند، از قتل عام مردم در موج اول کرونا و سوءمدیریت متولیان بی تدبیر شهر می گذرند اما با افتخار گزارش می دهند که چهار خودروی حامل سگ را متوقف کرده اند و ... اعتماد کرد که با این حاتم بخشی و رفتار مودت آمیز با نور چشمی ها، فردا روزی پرونده شهردار را به بهانه مصلحت اندیشی های کاذب و دلخوشی فلان آقای ساده لوح، کنار نزده و از مفهوم عدالت، تصویری چروک و هجو آلود ارائه ندهند؟

مسئولان قضایی استان می دانند با این تصمیم های لابی گرانه چه هزینه ای روی دست دستگاه عدلیه گذاشته و چه ضربه ای به اعتماد عمومی نسبت به سلامت نظام اسلامی وارد می آورند؟

خنده دار نیست کارمندی  با وجود مدارک متقن در خصوص دریافت رشوه از کار معلق می شود اما با لطایف الحیل از شعبه ای دیگر مجوز حضور در کار قبلی و رفع تعلیق را دریافت می کند در حالیکه پرونده مفاسدش هننوز در جریان است؟ مردم حق ندارند احساس کنند قوه قضاییه (دادگستری استان) دارد با عدالت شوخی می کند؟ آیا شما می دانید چه خنجری را از پشت به نهادی که امانت خودن شهدا در دستانتان است وارد می آورید؟

مردم بابل البته یقین بدانند فعالان رسانه ای جبهه انقلاب در بابل با پیش بینی بروز چنین مسائلی تدبیر لازم را برای ادامه پیگیری های خود در سطوح دیگر تدارک دیده و این قول را به ولی نعمتان انقلاب می دهند که پنجه عدالت گریبان متخلفان را در هر سطح و جایگاه و با هر لباس و پیشینیه و نسبی که باشند خواهد گرفت و عهدی که با شهدا در دفاع از حریم عدالت بسته اند به زودی ثمر خواهد داد. لا حول و لا قوة الا بالله

  • سیدحمید مشتاقی نیا

روستای تورسو و دین فروشان ترسو!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۹، ۰۷:۴۶ ق.ظ

rjql_b54fb6eb-0a83-47ab-a312-d45787bcc4cf.jpg

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

قرار بود اگر از غصه خلخال کشیدن از پای زن یهودی بمیریم روا باشد اما یادمان رفت که مولا شرطی ضمنی را در ابتدای این عبارت گنجاند که اگر "مسلمان" از شنیدن این خبر...

مسلمان نیست آن مسئول نامردی که اجرای عدالت را تنها در حیطه حیات ضعفا جائز شمرده و زورش را سر پابرهنگان خالی می کند.

مسلمان نیست آن بی غیرت گردن کلفتی که به برکت میزی که پایه هایش بر خون شهدای این مرز و بوم استوار گردیده، روی پر قو میخولبد، حقوق نجومی میگیرد، غذای سیر می خورد، آروغ تفرعن و نخوت بیرون می دهد و از کنار مظلومیت مردم بی کس و کار روستایی محروم به سادگی عبور می کند.

حمله وحشیانه به مردم روستای محروم و تخریب منازلشان در فصل سرما و در آستانه میلاد امام عدالت اقدامی بی خردانه بود که از عناصری پلید و مغرض سر زده است.

مردم روستای تورسو سال هاست که در حریم جنگل کلبه ای برای خود ساخته و از کار و زحمت در همان نقطه دور افتاده و فاقد امکانات، قوتی لایموت را برای خانواده هایشان فراهم می آورند.

مسئولان امر -که ظاهرا حتی برخلاف مصوبه شورای تأمین به پناهگاه این افراد بی بضاعت هجوم آورده اند- با اندکی تدبیر می توانستند سرپناهی را در نقطه ای دیگر برای این مردم پابرهنه و مومن فراهم کنند و بعد دستور تخلیه حریم جنگل را صادر نمایند.

این نوع مدیریت، ناقص و بیمار و به دور از آموزه های اسلام و انقلاب است که برای برخورد با مدیرکی نالایق و فاسد اما شاه داماد مافیای قدرت و ثروت، بخاطر دخالت بیجای چند عمامه به سر ساده لوح یا ذی نفع یا فلان نظامی بازنشسته بساز و بفروش بیش از دو ماه است که این دست و آن دست می کنند اما برای ویران سازی سرپناه محرومین در فصل سرما با لودر به پیش تاخته و با بی شرفی روی نوامیسشان دست بلند می نمایند.

لعنت خدا بر قوم ظالم و مدیران و تصمیم سازانی که با تبعیض و  بی عدالتی، هر بار ضربه ای به حیثیت نظام عدل اسلامی وارد می سازند که از عهده دشمنان نیز ساخته نیست.

خدا نیامرزد مسئولان بی کفایت استان را که می دانند بعضی زیردستانشان در نهادهای مختلف با بی عرضگی و غرض ورزی به ظلم و بی عدالتی و ناجوانمردی روی آورده اند اما به بهانه های مختلف از تغییر و برخورد با آنها سر باز می زنند.

مومنین انقلاب و عدالتخواهان اگر می خواهند راه سوءاستفاده دشمن از افتضاح روستای تورسو بسته شود باید پیش دستی نموده و هر چه زودتر برای حمایت از این مردم بی پناه و پیگیری برخورد با مقصران این بی شرمی به خصوص در دادگستری شهرستان بسیج شوند.

دم امام جمعه با غیرت بندپی شرقی جناب حجت الاسلام پوررمضان گرم که در عصر دین فروشی بعضی روحانیون منفعت طلب یا ساده لوح و بازیچه دفتری های زالو صفت، غیرت به خرج داد و مرد و مردانه پشت سر مردم مظلوم قد علم کرد.

مردم عزیز روستای تورسو که همواره در حمایت از آرمانهای انقلاب و شهدا پای کار بوده اند یقین بدانند بسیجیان و امت حزب الله داد مظلومیتشان را از مدیران نالایق و مشکوک ستانده و تا آخر مدافع آنها خواهند بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سزارین عدالت در اردوگاه اصولگرایی

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۹، ۰۸:۲۴ ب.ظ

ثبت ملی دانش سنجش عیار طلا با سنگ محک یزد

 

ویژگی مشترک اغلب انسان ها تعارض بین شعار و عمل است. وعده صادق و انطباق گفتار با رفتار، خصیصه انسان های شریف و قرین کمال است؛ اما بی تعارف باید اذعان داشت توده های بشری در سطوح مختلف تاریخ، اغلب نمایشگر شعارهای تو خالی و زیر پا گذاشتن داعیه ها در مصاف با منافع فردی و جمعی بوده اند.

دامنه فساد در کشور ما محدود به حزب و جناح خاصی نیست. نه اصلاح طلبان نه اصولگرایان و نه مدعیان عدالت و ... نمی توانند منکر وجود ناخالصی ها و کژی ها و فریب ها در ذیل تابلوی اردوگاه خود باشند. همان طور که مسلمان واقعی به ندرت پیدا می شود اصولگرا و اصلاح طلب و عدالتخواه واقعی نیز به راحتی قابل دسترس نیست. باز هم تأکید می شود این خصیصه منحصر به ملیت و دین و مذهب و فرقه و مکتب و حزب و طایفه خاصی نبوده و باید به عنوان یک ویژگی بشری در ذات خلقت و در چارچوب فلسفه جبر و اختیار نگریسته شود. رسوایی حکومت کمونیسم شوروی در وقوع نظام طبقاتی و تأمین منافع رهبران عیاش حزب به رغم شعار اشتراک گرایی و حمایت از طبقه محروم کارگر و رفع تبعیض و نیز عریانی شعار پوشالی حقوق بشر و آزادی بیان غربی در کشتار وحشیانه انسان های جهان سوم و سرکوب مخالفان فکری و تمدنی، نمونه هایی از عمومیت تفاوت گفتار و کردار در همه جوامع بشری است. بشر مجبور نیست که به دانش و فهم خود عمل کند، انسان مجبور نیست که خوب باشد و همین خصیصه ذاتی است که عیار انسان های متعالی را از ناسره ها مشخص می سازد و حقانیت سنگ محک خالق یکتا در برتری تقوا بر سایر معیارهای بشری را به اثبات می رساند.

رویکرد اخیر قوه عدلیه در رفع انحصار برخورد قضایی با متخلفین وابسته به طیف های خاص، جوهره حقیقی مدعیان اصولگرایی را برملا ساخته است.

از گوشه و کنار کشور خبر می رسد عزم راسخ قضات سالم و انقلابی و پرانگیزه در تعقیب مجرمان پنهان شده در خیمه دیانت و انقلاب به همان میزان که مایه امید مردم کوچه و بازار و ولی نعمتان حقیقی نظام اسلامی قرار گرفته موجی از ناسازگاری و عصیانگری مدعیان خوش خط و خال جناح مدعی مالکیت نظام را نیز به دنبال داشته است.

قوه قضاییه قرار است در دوره جدید مدیریتی خود به پستوهای نامریی مجسمه های تزویر نیز سرک کشیده و حق الناس را از کابین خاندان طلحة الخیرها و سیف الاسلام های کاذب بیرون بکشد که کمترین بهای این جراحی دردناک در حاکمیت جانشین رسول الله نیز جمل و صفین و نهروان و عاشورا بوده است.

اگر پنجه عدالت، نفیر بعضی صحابه رکاب پیامبر خدا را به آسمان فرستاد و مصاف مزوّران منفعت طلب شعار زده روزی خور دین با اسلام ناب محمدی و علوی را رقم زد، رو در رویی خرده بیرق داران دین و نوکیسه های ولایت معاش منافق صفتی که نخ تسبیح اتصالشان به انقلاب و نظام و شهدا چیزی بیشتر از میز و فیش حقوقی نبوده، اتفاقی شگفت نیست.

قرار است در راستای احیای حقوق عامه، یقه مدعیانی گرفته شود که سال های سال با نقاب تظاهر به دین و انقلاب از رهگذر شعار و خطابه و تبلیغ، اسلام را در سطح لقلقه زبان تنزل داده و کلمة الحق عدالت را تنها در قالب ابزاری برای حذف رقیب بلغور کرده اند. چنین است که وقتی حاشیه امن زر اندوزی و طغیانگری خود را بر باد رفته می یابند از شبکه های مافیایی مفسدین و اوباش اقتصادی اهل وجوهات تا عالم خبرگانی و امام روزهای تعطیل و رییس کارچاق کن حوزه و ... به خط می شوند بلکه به زعم خود حیات مفسدین مقدس مآب را چند صباحی تداوم ببخشند.

بدیهی است آنهایی که در پرتو تکیه بر شئون نظام به نام و نانی رسیده و از این محمل به جای خدمت به خلق الله و تقویت دلبستگی مردم به اسلام و انقلاب بعنوان مجالی برای باند بازی و همپیالگی با فرعونک های رانت خوار بهره گرفته اند نه تنها اراده ای برای تقابل با فساد ندارند بلکه با حربه های مختلف به کارشکنی و جو سازی و اخلال در روند رسیدگی به جرایم خاطیان پرداخته و باکی از حمایت علنی از مفسدان انگشت نما حتی در مقابل نگاه متحیر مردم نداشته و ریزه خوری خوان حرامیان را افتخار و وسیله ای برای خدمت به دین بیان می دارند!

باید پذیرفت سخت است برای کسانی که دین و انقلاب و قانون را پوشش تزویر خود ساخته و در لوای شعائر تند و فریبنده به انباشت سرمایه و بسط قدرت مشغول بوده اند خود را ناگهان در پیشگاه عدل، ملزم به پاسخگویی ببینند.

مردم این صحنه های بی بدیل نهضت شکوهمند اسلامی را در گام دوم انقلاب عزیز خود می بینند و تصفیه عناصر آلوده و پیرایش نظام از عفونت ها و زخم های کهنه و چرکین را نشانه حیات و پویایی مسیر حق شهدا و امام شهدا می دانند و البته پرونده سیاه معاویه صفتان کذاب و زالو صفت را از حساب علمای پاک و راستین و روحانیت صادق و انقلابی و شهادت طلب جدا می شمارند.

قوه قضاییه در حال رقم زدن یکی از مهم ترین و به یاد ماندنی ترین برهه های تاریخ ایران و جهان اسلام است. رسوایی مدعیان دروغین ولایت پذیری و قانون مداری و حق طلبی از هر طیف و دسته و با هر سطح از دامنه نفوذ در لایه های قدسی نظام، برگ زرینی از تحقق آرمان نهضتی  برآمده از آموزه های وحی و تجلی الگویی جهانی در حاکمیت مردمسالاری دینی است که برتری مکتب الهی و آسمانی توحید را بر همه مکاتب مادی و زمینی و ساخته ذهن ناقص بشر به اثبات می رساند. فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پیرامون پرونده قضایی شهرداری بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۹، ۰۹:۱۵ ق.ظ

Image result for شهرداری بابل

 

موضوع رسیدگی به پرونده تخلفات شهرداری و شورای مثلا اسلامی شهر بابل مدتی است که بر سر زبان ها افتاده و با توجه به حساسیت های سیاسی این شهر همچنان گزینه نخست مباحث اجتماعی در حلقه های مردمی و گعده های محفلی سیاسیون است. این قلم پیش تر نیز از بعضی زوایا به بررسی موضوع پرداخته و دراین مجال نکات قابل عرض دیگری را به استحضار مردم می رساند:

یک- پرونده ای در خصوص تخلفات شهرداری بابل در دادگستری استان در حال بررسی است که تا کنون منجر به بازداشت و لغو عضویت و فعالیت معدودی از اعضا و کارکنان شورا و شهرداری شده است. جسته و گریخته شنیده می شود پرونده های دیگری نیز در این ارتباط وجود دارد که در مراحل بعد پیگیری خواهد شد. درباره میزان تقصیر و سهم عناصر مرتبط باید تا حصول نتیجه قطعی دادگاه حوصله به خرج داد.

دو- اثبات تخلفات شهرداری بابل در این دوره به معنای پاکدستی و سلامت مدیران قبلی حوزه شهری نیست و اگر چه بعضی شهرداران خاطی بابل در گذشته با استفاده از حفره های قضایی موجود در مدیریت قبلی این نهاد، از پیگرد عملکرد خود در امان ماندند اما مفتوح شدن پرونده آنها نیز دور از انتظار نخواهد بود.

سه- بارها تأکید شده است اثبات تخلفات هیچ فردی به معنای زیر سوال بردن دوستان و بستگان سببی و نسبی او نیست مگر اینکه خودشان اینطور خواسته و به دفاع از متخلفان بپردازند.

چهار- سید مقیم مقیمی، خوب یا بد، به عنوان عضو شورا حق دارد در خصوص عملکرد شهردار به طرح سوال بپردازد و شهرداری هم بدون شامورتی بازی و جنجال رسانه ای باید به شکل مستدل در صحن شورا و در مقابل افکار عمومی پاسخگو باشد. راقم این سطور در دور قبلی انتخابات شورا به آقای مقیمی رأی نداده است و در دور بعد نیز بعید است که ایشان قصد ثبت نام و ورود مجدد به شورا را داشته باشد. بی هیچ حب و بغضی، اصل طرح سوال و جواب مذکور برای ثبت در تاریخ سیاسی شهر بابل ضروری به نظر می رسد.

پنج- مسئولان رسیدگی به پرونده شهرداری در دستگاه قضا، اساساً بابلی نیستند و بی اعتنا به چالش های سیاسی و نفع و ضرر جریان ها و باندهای قدرت تنها بر مبنای وظیفه ذاتی خود و اصل احیای حقوق عامه و صیانت از منافع ملت در حال بررسی ابعاد پرونده های مرتبط با تخلفات شهرداری هستند کما اینکه در ساری نیز شاهد برخورد بی رودربایستی و پیگرد تخلفات همگی عناصر دخیل در مفاسد شورا و شهرداری در هر سطح و جایگاه سیاسی و جناحی بوده ایم. انتساب خودخوانده بعضی جریانها به انقلاب، حاشیه امن تخلفات آنها نخواهد بود.

شش- پرونده شهرداری بابل هم امتحانی بود برای محک همه مدعیان انقلابی گری و عدالت خواهی. آنهایی که بدون توجه به گرایشات سیاسی افراد ار اصل اجرای عدالت استقبال نمودند سربلند بیرون آمدند و کسانی که عدالت را تنها برای همسایه روا دانسته و اطرافیان خود را خط قرمز اجرای عدل تلقی نمودند رو سیاه گردیدند. این خصیصه انقلاب اسلامی به عنوان ترجمان عملی کلام وحی است که ذات نورانی آن، چند رنگی ها را بر ملا ساخته و غیر از "عبادک منهم المخلصین" مجال عبور از غربال آن را ندارند. برای عاقبت به خیری خود دعا و تلاش کنیم.

هفت- دردمندانه باید اذعان داشت هیاهوی سیاسی و جنجال های تبلیغاتی عناصر دخیل در پرونده اخیر مردم را به باوری رسانده که حتی اگر پرونده در همین لحظه نیز متوقف شود بی گناهی مسئولان مرتبط را نخواهند پذیرفت. همه شهرداران بابل به درست یا غلط در اذهان عموم و یا در سطح رسانه های مجازی بارها متهم به تخلفات متعدد شده اند؛ اما این حجم دست و پا زدن ها و اعمال فشار و ... افکار عمومی را به این برداشت رسانده که لابد خرده شیشه ای در کارشان وجود دارد که اینطور به تقلا افتاده اند. یاوران حقیقی انقلاب، اقشار پابرهنه و فاقد سهام سفره نظام هستند که برخورد با تخلفات عناصر دانه درشتی چون اکبر اتباعی، بیژن قاسم زاده، کیومرث نیاز، غفار آری، موسوی، خورشیدی، حسن زاده و ... باعث دلگرمی آنها به استمرار خط شهدا و حیات و پویایی اندیشه انقلاب اسلامی و احقاق حق مستضعفان گردیده است. ولیّ نعمتان راستین انقلاب از برخورد با هر متخلفی با هر نوع وابستگی به هر طیف و شخصیت و جناحی، به آینده نظام اسلامی و تحقق آرمان هایی که قطره قطره خون عزیزانشان را در حفظ و تثبیت آن هدیه داده اند، خوشبین شده و جانانه حمایت می نمایند.

هشت- پس از ورود جدی دستگاه قضا و دستگیری عوامل اصلی دخیل در تخلفات جاری، چنان چه هر شخصیت و طیفی درصدد بهره گیری از نفوذ خود و یا سوءاستفاده از مفاهیم و عناصر ارزشی برای دفاع از متخلفان باشد، سیبل نیروهای انقلابی در فضای رسانه قرار خواهد گرفت. عاقلانه است که با اجتناب از ورود به بازی باندهای قدرت و پرهیز از مکر اطرافیان و دفتری های معامله گر و شیّاد، اجرای قانون به عنوان دستاورد نظام اسلامی را اصلی اساسی و خدشه ناپذیر دانست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

قدرت، مصونیت آور نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۹، ۰۸:۱۹ ب.ظ

دستگیری و تعلیق عضویت دو تن از اعضای شورای شهر بابل و کارکنانی از شهرداری و ادامه احضار و بازجویی از بعضی مطلعین و متهمین، گمانه زنی ها پیرامون احتمال برخورد با افراد دیگری از شورا و چهره هایی از شهرداری را تقویت نموده است.

اصرار بعضی جریانها به بهره گیری تبلیغی از فرصت ها و عناصر معنوی برای توجیه کاستی ها و دست و پا زدن برای ایجاد خط رسانه ای در بزرگنمایی از عملکردها و نیز سکوت عجیب بعضی صاحبان تریبون، سوءظن افکار عمومی نسبت به واهمه مسوولان مربوطه از رسیدگی به اتهاماتشان را دامن زده است.

دستگاه قضایی و دادگستری مازندران در یکسال اخیر ثابت کرده است که در صیانت از حقوق عامه، هیچ نوع ملاحظه سیاسی و خطوط جناحی را معتبر نمی داند.

در صورتی که اتهامی متوجه مسوولان شهرداری یا شورای شهر باشد مثل هر شهروند دیگری باید در پیشگاه قانون به دفاع از خود و توضیح پیرامون ابهامات حوزه مسوولیتی شان بپردازند. آرزوی ما هم تبرئه و رفع اتهام مسوولان است و در صورت اثبات جرم، اشتباه یا مفاسد هیچ مدیری را به پای دوستان و بستگان سببی و نسبی اش نخواهیم نوشت مگر آن که خودشان خلاف این را خواسته و درصدد حمایت از مدیر خاطی برآیند.

دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی در پاسخگو ساختن مسوولان و بازخواست خاطیان ذی نفوذ را ارج نهاده و در گام دوم انقلاب اسلامی، حمایت از دستگاه قصا در راستای تقویت سلامت نظام اداری و دفاع از اموال عمومی و رعایت حق الناس را تکلیف شرعی و انقلابی خویش می دانیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بابل، به رنگ انقلاب 99!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۹، ۰۸:۳۷ ق.ظ

اکبر طبری بازداشت شد + بیوگرافی

 

انقلاب رئیسی، مکمل انقلاب خمینی است. این را لااقل مردم بابل با تمام وجود در ماه های اخیر لمس کرده اند.

چه کسی گمان می کرد روزی برسد فردی در قامت اکبر اتباعی طبری که دو رئیس قوه را بازیچه امیال و نیرنگ خویش ساخته بود چنین به رسوایی و خواری کشانده شده و یوغ عدالت بر گرده اش آویخته شود؟

کیومرث نیاز آذری را مردم مازندران به خوبی می شناسند. کمتر فرد ذی نفوذی در کشور است که به تفرجگاه اختصاصی او قدم نگذاشته و طعم میزبانی او را نچشیده باشد. از مرحوم غریق استخر کوشک و غایب تحلیف 88 تا بسیاری از صاحبان نام و نان، خرد و کلان، نمک گیر الطاف او بودند. کسی باور می کرد روزی برسد کیومرث نیاز که با سران همه جناح ها مراوده داشت در پیشگاه قانون، زانوی مذلت بر زمین نهاده و پاسخگوی اعمال خود باشد؟

بیژن قاسم زاده را داشتند به عنوان نماد جوان گرایی دستگاه قضا و قاطعیت و انقلابی گری قلابی نسل جدید به خورد ملت می دادند که دست او نیز رو شد.

گروه اقتصادی خونه به خونه و حسن زاده ها که از فوتبال تا هیأت داری، چند صباحی بازیگر صحنه اجتماع و سیاست بودند نیز در سیمای جمهوری اسلامی رسوا شدند.

بعضی ها دیگر باورشان شده بود سیستم دیوانسالاری کشور، امثال غفار آری را می پسندد و دیگر امیدی به اصلاح این رویه نیست. اما پاشنه در جور دیگری چرخید و او هم به آخرین روزهای حیات سیاسی خود نزدیک شد. دو سه نفر دیگر از این حلقه نیز  البته مانده اند که به پایان این بیراهه خواهند رسید.

انقلاب اسلامی زنده است و نشان زنده بودن آن، نوسازی سلول های فرسوده و ناکارآمد است.

دستگاه قضا به رغم بعضی ضعف های کوچک (که متأسفانه در شعبه بابل هم مشهود است)، در مسیر اصلاح ساختار اداری و حاکمیتی کشور و بازگشت به ریل آرمان های انقلاب اسلامی قرار گرفته و در مدتی اندک، با هدف قراردادن شاه مهره های یقه سفید، بیش از همه ادوار به مفهوم حقیقی عدالت نزدیک گردیده و نشان داده است که هیچ گونه تبعیض و مصلحت سنجی را در بیرون کشیدن حق مردم از جهاز مرکب صاحبان قدرت چه راست باشند چه چپ، با ریش یا بی ریش، با تاج یا با عمامه در نظر نخواهد گرفت.

مگر انقلاب اسلامی و پیام خون ده ها هزار شهید این مرز و بوم چیزی غیر از ضرورت اجرای عدالت و برخورد بی اغماض با مفاسد ریز و درشت به خصوص در حیطه اصحاب قدرت و ثروت برای ارئه الگوی کامل حکومت مردمسالاری دینی در پهنه گیتی بود؟

تزویر، روی دیگر طاغوت است. طاغوت، یاغی گری عریان و آشکار بوده و تزویر، طغیان خفی در تقابل با حق و تلاش شکست خورده ای برای به بن بست کشاندن اراده الهی در پرچمداری مستضعفان بر اریکه زمین و اطاله تحقق یرثها عبادی الصالحون است.

تزویر همان طاغوت است پوشیده و پنهان که تیغ فتنه آن زهرآلودتر از دشنه کفر و الحاد بوده و از این رو ستیز با عناصر نفوذ را باید دشوارتر و البته موثرتر از نبرد با مظاهر عصیان و لاابالی گری دانست.

امسال رنگ و بوی بهمن بابل باید با همه سال ها تفاوت داشته باشد. پنجاه و هفت دیگری در نود و نه رقم خورد که کام مردم را شیرین ساخت و نور امید را در دل های دردمند یاوران حقیقی و بی دریغ انقلاب نشاند و پابرهنگان و محرومان و تشنگان عدالت و حق طلبی را جان دوباره بخشید. فجر 99 را باید جشنی با شکوه تر گرفت و شعارهای انقلاب را یک بار دیگر بر سر دست ها بالا برد و پویایی نهضت خاموش ناشدنی خمینی کبیر را بر سر اذناب نفاق و تزویر کوبید و شهد عدالت و ظلم ستیزی و فساد گریزی را در جام بلورین عشق و ایمان، گوارای وجود ولی نعمتان انقلاب ساخت.

انقلاب اسلامی زنده است و در گام دوم خود، مکتب سلیمانی ها را نماد طریقت رستگاری خویش می داند. از این منظر، جمهوری اسلامی حرمی است که بیرق خیمه هدایت رسول الله و عَلَم قیام اباعبدالله را برافراشته و بی شک هیچ مصلحت و خیری بالاتر از حرکت در مسیر صیانت از دستاوردهای معنوی و مادی آن حتی به قیمت ریزش منفعت طلبان ظاهر گرا نخواهد بود والله متم نوره ولو کره الکافرون...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

رفتار تحقیرآمیز با طلبه بابلی

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۶ دی ۱۳۹۹، ۰۷:۵۳ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

ریاست محترم قوه قضاییه حضرت آیت الله رییسی با سلام و اهداء تحیات الهی و آرزوی توفیق؛

احتراماً اینجانب صابر رمضانی از طلاب حوزه علمیه بابل و پیشنماز یکی از مساجد قدیمی شهر و فعال مذهبی فرهنگی استان مازندران، اخیراً به واسطه شکایت یکی از متهمان اقتصادی دستگیر و به دادگاه عمومی منتقل شدم که اخبار مربوط به حواشی آن در این چند روزه بر سر زبان ها افتاده است. در این خصوص شرحی مختصر و گویا از واقعه را به استحضار می رسانم:

پس از افشای رانت خواری گروه اقتصادی "خونه به خونه" در پرونده بانک دی توسط قوه قضاییه و اعلام رسمی آن از سیمای جمهوری اسلامی، این حقیر با انتشار استوری در فضای مجازی، به انتقاد از هیأت غریب مدینه وابسته به این مجموعه پرداختم.

اینکه ادبیات به کار رفته در متن حاوی توهین بود یا نه طبعا در دادگاه مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت. هر چند که ناگفته پیداست قصد این قلم، انتقاد نسبت به سوءاستفاده از احساسات مذهبی و نگاه ابزاری به اعتقادات مردمی بوده است.

جمعی از اعضای هیأت غریب مدینه با تحریک مالک گروه اقتصادی مذکور به شکایت از اینجانب اقدام نمودند. در این خصوص احضاریه مکتوب به دست من نرسید.

صبح چهارشنبه 24 دی 99 مأمورینی از کلانتری 15 به در خانه من مراجعه کردند. در حالی که از ماجرای شکایت بی اطلاع بودم و بی آنکه توضیحی درباره موضوع پرونده بدهند اصرار بر جلب حقیر داشتند. توضیح دادم که من طلبه ام و احضار حقیر باید با دستور دادگاه ویژه روحانیت استان صورت بگیرد که مأمور مربوطه اعتنایی به این حرف نداشت. از آنها فرصت خواستم برای حفط آبرو در مقابل همسایگان لااقل لباسم را عوض کنم که متأسفانه اجازه ندادند و با اصرار آنها با همان لباس خانگی و بدون آن که لااقل فرصت اطلاع به خانواده را داشته باشم به کلانتری منتقل شدم.

قبل از ورود به کلانتری با خانواده تماس گرفتم تا لباس مناسبی برایم ارسال کنند. در کلانتری هم توضیح دادم که من طلبه ام و ... اما توجهی صورت نگرفت و متأسفانه همراه یک متهم معتاد با دستبند به دادگستری منتقل شدم. اصرار من برای اجتناب از این کار فایده ای نداشت وهر چه توضیح دادم که مردم شهر مرا به عنوان طلبه و مداح و ... می شناسند و وجود دستبند و همراهی با یک مجرم، بازی با حیثیت من محسوب می شود، افاقه نکرد. تصاویر مربوط به نحوه انتقال حقیر قطعا در دوربین های مدار بسته کلانتری و دادگستری بابل ثبت می باشد.

در دادگاه با تکرار چند باره این موضوع و تماس های پیاپی بعضی دوستان، بازپرس دستور باز کردن دستبند را داد و نهایتا رسیدگی به این پرونده به دادسرای ویژه روحانیت ساری حواله داده شد.

اگر چه اینجانب تمایلی به رسانه ای شدن ماجرا نداشتم اما دوستان هیأتی اقدام به اعتراض به نحوه این برخورد در فضای مجازی نمودند که انتقادهای شدیدی نسبت به برخورد کلانتری به دنبال داشت.

شایان ذکر است بابت شکایت از خود هیچ گونه ناراحتی نداشته و آن را حق شکات می دانم و آماده دفاع از نوشتار خود در محضر قانون می باشم؛ اما نوع برخورد شتابزده و سخت با توجه به جایگاه شاکی باعث بدبینی دوستان نسبت به ضابطین قضایی شده است. جالب آن که نه مأمورین کلانتری و نه بازپرس مربوطه هیچ یک آمریت دستبند زدن و این نوع برخورد را برعهده نگرفته و مسئولیت آن را متوجه دیگری می دانند!

با توجه به التهابات ایجاد شده در فضای ذهنی جامعه و تبعات ناگوار آن برای نیروهای انقلاب استدعا می شود نسبت به پیگیری و رسیدگی به این گزارش اقدام عاجل نمایید. بی تردید به عنوان سرباز فدایی ولایت و انقلاب اسلامی استمرار حواشی این اتفاق در فضای رسانه را به صلاح ندانسته و به نظارت عادلانه نهاد قضا نسبت به رفتار زیر مجموعه، رجاء واثق دارم.

والسلام با تشکر

صابر رمضانی/ دارالمومنین بابل

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خون شما رنگین تر نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۸ دی ۱۳۹۹، ۰۴:۵۲ ب.ظ

بیانیه انصار حزب الله شهرستان بابل در آستانه انتخاب شهردار دارالمؤمنین

 

بیانیه انصار حزب الله شهرستان بابل پیرامون حواشی اخیر شهرداری و شورای شهر
بسم الله الرحمن الرحیم
فان حزب الله هم الغالبون
"از نظر من، هیچ کس مصونیت آهنین ندارد. همه در مقابل قانون و مسوولیتهاى خودشان پاسخگو هستند و باید جواب بدهند" مقام معظم رهبری
یکی از بزرگترین دستاوردهای نظام اسلامی، برخورد با عناصری است که در پوسته وابستگی به نظام، دست به خیانت زده و حقوق عمومی را تضییع می نمایند.
در روزهای اخیر خبر دستگیری چند تن از اعضا و کارکنان شورا و شهرداری بابل، به رغم ایجاد خوشبینی و امیدواری در دل مردم و ولی نعمتان انقلاب اسلامی نسبت به سلامت و عدالت نظام اسلامی، موجی کمرنگ و متزلزل از نگرانی بعضی عناصر ذی نفع و حامیان متهمان را نیز به دنبال داشت. این طیف تلاش نموده اند با سوءاستفاده از اعتقادات مذهبی و انقلابی جامعه، جایگاه خود و اطرافیانشان را مساوی با نظام دانسته و متأسفانه برخورد با مسئولان متهم را حرمت شکنی و مخالف وحدت! تلقی نمایند.
با توجه به واکنش منفی افکار عمومی نسبت به این تبلیغات جهت دار و بیمار، ضرورتی برای پاسخ به جوّسازی جریان مذکور نمی بینیم؛ اما به راستی مسئولانی که مدعی هستند ریگی به کفش ندارند چرا از ایستادن در محضر قانون و پاسخگویی به نهادهای نظارتی طفره می روند؟
از برکات نظام اسلامی برخاسته از آرمانهای شهدا و امام شهداست که مسئول، باید مورد سوال قرار گرفته و نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشد. هر متهمی، لزوماً مجرم نیست و می تواند در دادگاه صالحه از موارد اتهامی خود دفاع نموده و تبرئه شود؛ اما اینکه عده ای اصل احضار و پاسخگویی به نهادهای نظارتی و قضایی را بر نمی تابند به یقین با شعارهای انقلابی شان سازگار نیست.
انصار حزب الله شهرستان بابل در آستانه حماسه بزرگ نه دی و سالگرد شهادت سردار رشید اسلام، حاج قاسم سلیمانی، ضمن دعوت از همه مسئولان، مردم و جریان های سیاسی به بصیرت و نگاه محوری به اساس نظام مقدس جمهوری اسلامی و پرهیز از جناح بازی و منفعت گرایی، حمایت قاطع خود را از دادستان شهرستان بابل و مرکز استان، ریاست دادگستری استان و همه عوامل قضایی و سازمان اطلاعات سپاه که بی توجه به هیاهوی کانون های قدرت و ثروت، بی پروا به بررسی پرونده های موجود مسئولان و مدیران شهری می پردازند، اعلام نموده و موکداً توصیه می نماید مدیران و مسئولان خاطی را از هر مقام و منصبی که غصب کرده اند، خلع ید نمایند.
بی تردید مردم هوشیار و متدین از عدالت و استقلال قضات انقلابی و عزم مستحکم آنان در پالایش سطوح مدیریتی کشور از وجود عناصر نااهل و صیانت از منافع ملت حمایت نموده و باندهای فساد و چپاولگری را رسوا خواهند ساخت.
والسلام علی عبادالله الصالحین
انصار حزب الله شهرستان بابل

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از زنگ حساب نهراسید!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۵ دی ۱۳۹۹، ۰۷:۵۳ ب.ظ

برای یکی از مدیران شهر بابل مثل خیلی دیگر از مدیران ریز و درشت کشور، پرونده ای از اتهامات اقتصادی به جریان افتاده است. او هم مثل بقیه متهمین باید در پیشگاه قانون حاضر شده و از موارد مطروحه دفاع کند. خدا را چه دیدید شاید بیگناه شناخته شد شاید هم مجرم. تا اینجای کار مساله تازه ای اتفاق نیفتاده است؛ اما شامورتی بازی های رسانه ای، مانور کاسه لیسی و جنجال آفرینی گروه های فولکس واگنی ذی نفع برای اخلال در روند رسیدگی قانونی به ماجرا، این شائبه را در اذهان دامن می زند که لابد آقایان ریگی به کفش دارند که از محاسبه بیمناک شده اند. اتفاق عجیب دیگر، بازی گرفتن مفاهیم ارزشی و استفاده ابزاری از عناصر اعتقادی برای کسب وجهه و فشار به دستگاه قضایی است. دستاویز دیگر اما ادعای وهن به پدر خوانده ها بود که آخرش کسی نفهمید کی و کجا اتفاق افتاده است؟! ولی از سوی دیگر باید این پرسش را مطرح کرد اگر به شخصیتی غیر مرتبط با پرونده، توهینی صورت گرفته آیا باید رفت از شخصیت دخیل در پرونده دلجویی و حمایت کرد؟! اساسا چرا افرادی خارج از پرونده، ناخواسته خود را شریک متهمان جلوه داده و سرنوشتشان را به این پرونده گره می زنند؟ این افراد چگونه به این نتیجه رسیده اند که با هیاهو و غوغا سالاری می توانند پرونده را از مسیر قانونی خارج ساخته و از صندلی داغ پاسخگویی رها شوند؟

آیا معدود عزیزانی که اعتبار ارزشی خود را خرج دفاع از افراد متهم می سازند حاضرند در صورت اثبات تخلف آنان از ساحت ملت عذرخواهی کرده و از جایگاهی که با لطف مردم به چنگ آورده اند استعفا دهند؟ دقت کرده اید مردم عادی کوچه و بازار به ما مذهبی ها میخندند که چرا جنبه رسیدگی به پرونده فردی که لااقل در ظاهر منتسب به خودتان است را ندارید؟ به نظر شما این حمایت های سست و نمایشی باعث اعتماد بیشتر مردم به ما و نظام می شود یا اینکه پوزخند آنها را به شعارها و درس اخلاق های ما به دنبال دارد؟ تحلیل این مساله خیلی دشوار است؟

چند روز از دستگیری دو تن از اعضای شورای شهر و حداقل یک کارمند و یک پیمانکار شهرداری بابل می گذرد. خبر آن به طور رسمی اعلام شده است و احتمالا این روند در هفته های آتی ادامه داشته باشد. سکوت عجیب خواص شهر که حتی حاضر به یک تشکر خشک و خالی از دستگاه قضا نبوده و لااقل توصیه ای مرسوم بر ضرورت برخورد با هر فرد خاطی در هر جایگاهی را به زبان یا قلم نمی آورند، باعث تعجب مردم نمی شود؟ حواسمان هست که مردم ما را می بینند و رفتارهای متناقض ما را تحلیل می کنند؟ این که فقط شعار ولایت مداری بدهیم اما در عمل منفعت گرا بوده و دنبال باند بازی باشیم با منظومه فکری رهبری و گفتمان نظام دینی همخوانی دارد؟ چرا در ماجرای رسوایی اخلاقی شورا اینطور بی محابا وارد شده و عالم و آدم را با خبر ساختیم اما حالا که بعضی متخلفین در زمره مرتبطین ما هستند سکوت محض اختیار نموده ایم؟ سیره امیرالمومنین افشای تخلفات مالی کارگزاران بود یا تخلفات اخلاقی؟ ما دقیقا قرار است ستون خیمه کدام نظام حاکمیتی باشیم؟ از جمهوری اسلامی فقط فیش حقوقی اش به ما رسیده و رفتار و کردارمان هنوز میراث طاغوت را در خود دارد؟ مایی که حتی نمی توانیم با هم صنف های خودمان زیر یک سقف جمع شده و جلسه ای مشترک داشته باشیم ناگهان جیغ بنفشمان بلند می شود که زیر سوال رفتن فلان فرد مرتبط با ما باعث وحدت شکنی است؟! حواستان هست مردم دارند به ما می خندند؟

پول که دارید و می توانید وکلای خوبی استخدام کنید. به دادگاه بروید و از خودتان دفاع کنید ما هم دعا می کنیم تبرئه شوید؛ اما این دست و پا زدن ها و جیغ کشیدن ها و ننه من غریبم بازی ها و ندای وااسلاما و ... را امیدوارم مردم فرهیخته ما به حساب دین و مسلک و مرام انقلاب نگذارند. مردم حساب ما را از اسلام و طریقت شهدا جدا بدانند.

به نیابت از دوستان انقلابی و سلحشور حزب الله به عرض مسئولان قضایی رسانده و می رسانم  بنا بر آموزه ها و مبانی اصیل اندیشه انقلاب اسلامی، نظارت بر رفتار مسئولان و پیگیری خطاهای احتمالی آنان را دستاورد محتوم انقلاب دانسته و به حول و قوه الهی تا پایان این ماجرا به هر نقطه ای که ختم شده و پای هر مسئولی در هر رده و عنوانی که به میان آید محکم و قاطع از سیستم قضایی و ضابطین مرتبط حمایت کرده و قلدرمآبی و شارلاتان بازی تاجران سیاسی و سوداگران اقتصادی را در هر لباس و منصبی که باشند دفع خواهیم کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بحران در ساری، ناکام ماند!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۴ دی ۱۳۹۹، ۱۰:۲۱ ق.ظ

محمد کریمی دادستان جدید مرکز استان مازندران را بیشتر بشناسید

 

در واکنش به دستگیری و بازداشت عمادی چاچکامی، که مدیریت جمع آوری زباله شهرستان ساری را برعهده داشت، همسر وی مانع از دفن زباله در زمینی شد که پیشتر در معامله ای عجیب و مشکوک از طرف شهرداری به مالکیت عمادی درآمده و ساعتی بعد از سوی شهردار وقت به منظور دفن زباله اجاره گردید!

همسر عمادی با ادعای مالکیت زمین فوق، ورودی آن را مسدود کرد تا ماشین های حمل زباله نزدیک به یک روز بلاتکلیف مانده و شهر آمده بحرانی جدید شود. پیش بینی بروز این بحران، یکی از مسئولان عالی شهر را از فرط نگرانی راهی بیمارستان نمود! با توجه به حساسیت این موضوع و به منظور پیشگیری از بروز بحران و ایجاد آلودگی در شهر و تهدید وضعیت بهداشت شهروندان، دادستان مرکز استان در اقدامی قاطع با حضور در محل، دستور بازگشایی زمین مذکور را صادر کرد. پرونده مالکیت این زمین که در زمره واگذاری های شبهه ناک شهردار سابق ساری است از سوی مسئولان قضایی در حال بررسی است. فارغ از بحث مالکیت، این زمین به منظور دفن زباله در اجاره شهرداری قرار داشت که انسداد آن خلاف قانون بود. همسر عمادی در اقدام تلافی جویانه دیگری پارکینگ ولایت، بزرگترین پارکینگ شهر ساری را نیز مسدود ساخت که در نهایت منجر به بازداشت وی گردید.

گفتنی است رسیدگی به پرونده تخلفات جمعی از اعضای شورای شهر و شهرداری ساری که تا کنون منجر به بازداشت مسئولان مختلف گردیده موجی از خرسندی و امید نسبت به سلامت نظام اداری و عدالت قضایی را در بین مردم ایجاد کرده است. دادستانی و دادگستری استان در ماجرای این پرونده نشان داد که بی هیچ تعلق سیاسی به جناح ها و جریانات و بی اعتنا به جایگاه و نفوذ متهمان، دفاع از حقوق مردم را در اولویت قرار داده است.

امید است در رسیدگی به اتهامات بعضی از اعضای شورای شهر و شهرداری بابل نیز شاهد برخورد قاطع بی اعتنا به جایگاه افراد و اقوامشان و دسیسه آفرینی های تبلیغاتی عناصر ذی نفع باشیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این موضوع برای ما اولویت ندارد

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۳ دی ۱۳۹۹، ۰۷:۵۴ ق.ظ

از نظر ما ماجرای سرباز بابلی و بازپرس به پایان رسیده است از نظر بعضی ها نه.

این که می گویم ما منظورم طیف بچه های انقلابی است که در خیزشی متحد، خواهان روشنگری پیرامون ماجرای سرباز و بازپرس گردیدند. برای اولین بار بود که این جمع متشکل و منظم از نیروهای انقلاب در موضوعی اجتماعی توانستند دست رسانه های معاند را بسته و مطالبه گری را در چارچوب معارف انقلاب دنبال نمایند. از نظر این جمع صرف عذرخواهی بازپرس از سرباز و قول پیگیری مسئولان ذی ربط، پایان ماجرا تلقی می شود.

این وسط اما بعضی دوستان قضایی احساس ضرر کرده و با ارائه تحلیل های عجیب و غریب همچنان دنبال امتیازگیری از ماجرا هستند. ظاهرا سوءتفاهماتی قدیمی بین بعضی ضابطین و بعضی عوامل قضایی وجود داشته که در ماجرای اخیر سر باز کرده و هنوز ادامه دارد. بعضی عناصر قضایی بر این باورند که منتقدان بازی رقبا را خورده و باعث تضعیف رییسی و نظام قضایی کشور شده اند. این حرف از اساس باطل است زیرا همه این بچه ها بارها در متون و پست های خود از ریاست دستگاه قضا و ریاست دادگستری استان تعریف و تمجید نموده اند. بعضی ضابطین نیز از بد رفتاری های مکرر تعدادی از کارمندان جوان و کم تجربه دستگاه قضا همچنان گلایه می کنند.

از نگاه نیروهای انقلابی، دادگستری و انتظامی و ... همه از برادران دینی و انقلابی به حساب می آیند که باید از رویکردهای مثبتشان دفاع کرد و از خطاهایشان نیز به منظور اصلاح، انتقاد نمود. این امر یک مساله طبیعی در فرآیند تسکیل دولت اسلامی و تحقق تمدن نوین اسلامی به شمار می آید.

هنوز تماس ها در این ارتباط ادامه دارد و حقیر سعی نموده ام ظرفیت دوستان را در این خصوص بالا ببرم. همچنان هم معتقدم کاش درایت لازم در سطح شهرستان برای مدیریت ماجرای وجود داشت تا کار به بحران نکشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مردم در غربت مدینه تزویر

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲ دی ۱۳۹۹، ۰۷:۵۵ ق.ظ

رانت‌خواری پدیده‌ای که آسیب‌های فراوان اجتماعی و اقتصادی برای برخوار و شاهین‌شهر داشته است

 

هفته پیش از شهری به قم می آمدم. راننده که ظاهر مذهبی مرا دیده بود فایل های مداحی اش را ردیف کرد و ... یک ساعتی که گذشت فهمید شمالی هستم. با ذوق و شوق گفت: زیباترین مداحی که تصویری هم هست و در گوشی دارم مربوط به شمال است. بنده خدا همانطور پشت فرمان کلی گشت تا بالاخره فایل مورد نظرش را پیدا کرد. گوشی را کنار من گرفت و منتظر واکنش من شد.

درست حدس زده بودم. مداحی مربوط به شوری زیبا از سینه زنی در هیأتی شمالی بود که از قضا در شهر من قرار داشت. سعی کردم واکنشم برای این جوان دل پاک، باعث خوشحالی اش شود. پیش خودم گفتم اگر بخواهم سر حرف را باز کنم و بگویم این هیأت وابسته به گروهی است که با پول های بادآورده مشکوک مشغول به فعالیت هستند نگاه زلال او به هیأت و عزاداری و مذهبی ها و .... چه آسیبی می بیند؟

شب گذشته اخبار بیست سی در لا به لای گزارش مربوط به بدهکاران بانکی و مفاسد اقتصادی، نام این گروه را هم به عنوان یکی از رانت خوارهای نوکیسه به زبان آورد و ...

شهر ما این روزها بعد از ماجرای سرباز و بازپرس و بعدش دستگیری چند عضو شورا و عناصری از شهرداری حال خوشی ندارد.

اما می خواهم از زاویه ای دیگر به ماجرای این برادران نوکیسه فعال در فوتبال و هیأت اشاره کنم.

این افراد در کشور هیچ عددی نیستند و تنها دایی شان بود که به برکت اتصال به دستگاه هاشمی و روحانی به نان و نوایی رسید. بنابراین شائبه واسطه گری او برای این رانت کلان دور از ذهن نیست اما آیا کسی به این مساله رسیدگی خواهد کرد؟

چرا وقتی چند جوان نوکیسه ناگهان به مال و منالی رسیده و بریز و بپاش راه می اندازند شاخک های نهادهای بازرسی حساس نمی شود؟

چرا عده ای بدون سابقه ای قابل اعتنا تنها به واسطه پولی بادآورده می توانند به  راحتی در امور سیاسی یک شهر هم دخالت کنند؟

پدر آنها که به رحمت خدا رفت چرا بعضی مسئولین مذهبی سیاسی استان با عجله به صف شدند و خودشان را به نماز رساندند اما همان ها را هیچ گاه در تشییع پیکر جانبازان شهید و ... ندیده ایم؟

چرا بعضی ها ذلیلانه نامه سرگشاده می نوشتند و بی اعتنا به جایگاه مذهبی خود به کاسه لیسی آنها می پرداختند؟

چرا این افراد به راحتی با بعضی ائمه جمعه سر و سرّی پیدا کرده و معضلات مربوط به فعالیت های کثیف اقتصادی و پولشویی در قالب فعالیت ورزشی را از تریبون رسمی به گوش مسئولان می رساندند؟

از آقای رییسی و نهادهای امنیتی بابت ورود به این پرونده تشکر می کنم اما واقعا چقدر امثال این افراد در گوشه و کنار کشور منابع عمومی و منافع مردمی را به یغما برده اند؟ چرا سر پل های رانتی آنها معرفی نمی شوند؟ چرا مسئولیت های سیاسی مذهبی به کسانی سپرده می شود که در قبال پول، ضعف دارند و دست و پایشان می لرزد و در مقابل هر تازه به دوران رسیده ای سر تعظیم خم می کنند؟

اساس تحریف در روند انقلاب اسلامی، ظهور مسئولانی است که در پوسته دین و انقلاب به آموزه های طاغوت عمل می کنند. چرا کسی تنگه احد انقلاب را نمی بندد و جلوی زیاده خواهی عناصر به ظاهر خودی اما خودباخته و سست عنصر را که نتیجه تناقضات گفتاری و رفتاری شان بی دینی شماری از نسل جوان است، نمی گیرد؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سرباز بابلی!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۹، ۰۷:۵۴ ق.ظ

 

بخشی از ماجرای سرباز بابلی به سرانجام رسید.

در وهله نخست آنچه مهم است لاپوشانی بازپرس و همکاران اوست. عجیب است این طیف بدون درکی درست از جایگاه حساس و شرعی خود به راحتی دروغ گفته و بخواهند حقیقتی را انکار نمایند. خدا می داند چقدر از حقوق مردم زیر دست و پای چنین افرادی له شد و چه میزان از ارباب رجوع نسبت به سیستم قضایی و چه بسا اصل نظام بدبین شده اند.

نکته بعد اما از آنجا آغاز می شود که پس از بر ملا شدن دروغ بازپرس و دوستانش و اثبات برخورد زننده او با سرباز بابلی که البته همراه با اخراج سرهنگ مسئول انتظامی دادگستری بود که از سربازش حمایت کرد، ذهن مردم نسبت به نحوه واکنش نهادهای نظارتی حساس شده است.

اگر چه سرباز و خانواده اش که از ابتدا خواهان عذرخواهی خصوصی بازپرس خاطی بودند اما با مقاومت او و تکبر مسئول مربوطه مواجه گردیدند و در نهایت با درایت رییس دادگستری استان شاهد عذرخواهی او شدند از حق خود گذشتند اما مردم می خواهند بدانند چقدر از این نوع اتفاقات در گوشه و کنار به وقوع می پیوندد و رسانه ای نمی شود؟ مردم می خواهند بدانند واکنش نظام اسلامی نسبت به بازپرسانی که هتاکی و دروغگویی می کنند چیست؟

چرا دادستان بابل درایت لازم برای مدیریت فضا را نداشت که کار به آبروریزی و رسانه ای شدن ماجرا کشید؟ چندمین بار است که دادستان بابل رفتاری انجام می دهد که خلاف منطق و اصول مدیریتی است؟ چرا عده ای به خود اجازه می دهند به راحتی روی دست نظام هزینه بگذارند و جالب آنکه منتقدان خود را مخالف نظام جلوه بدهند؟

حرف دیگر اینکه به لطف و عنایت خدا، حقانیت سرباز اثبات شد؛ اما باید تأکید کرد اینکه یک سرباز و جمعی بسیجی و مردم حامی او می توانند حق پایمال شده خود را بدون لکنت از صاحبان قدرت بستانند برکت نظامی اسلامی است که محصول خون شهدای مکتب آزادگی و شرافت است. انشاءالله شرمنده خون شهدا نگردیده و راهشان را در هیچ منصب و جایگاهی از یاد نبریم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در حاشیه بازداشت شهردار ساری 3

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ۰۶:۵۸ ب.ظ

p5yz_b904c62b-afd2-4c00-b428-54824761be98.jpg

 

عزیزم! هیچ کس بابت فساد خوشحال نمیشه اما بابت کشف فساد همه خوشحال میشن و به باعث و بانی دفاع از حقوق مردم درود میفرستن.
اگه میشه درباره انتخابات ریاست جمهوری امریکا صحبت کرد حتما میشه درباره وقایع شهرهای خودمون هم حرف زد.
از قوه قضاییه بابت برخورد با متخلفین در هر نقطه ای از کشور تشکر میکنیم.
به شما دوست عزیز هم یاداور میشیم اون بابایی که با دامن زدن به اختلافات پوچ ناسیونالیستی دنبال قهرمان سازی از خودش بود بخاطر پرونده تخلفات مالیش در شرف بازداشت قرار داره.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در حاشیه بازداشت شهردار ساری 2

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ۱۱:۳۷ ق.ظ

دوستی تذکر داد که درباره کارپرداز بازداشت شده شهرداری ساری اشتباه نوشتی. او قصاب بود، رفتگر بود، آبدارچی شهرداری شد، به کارپردازی آمد و مدتی بعد با عنایت حضرات شد مسئول کارپردازی!!

این سیر البته خودش نشانگر نوعی رانت است؛ اما واقعا موضوع اصلی بحث این نیست. موضوع شهامت قوه قضاییه و دادستانی مرکز استان در برخورد با تخلفات مالی و ... شهردار و تعدادی از معاونان و اعضای شورای شهر است. پرونده ای گسترده که دامنگیر مدیریت سابق شهرداری نیز خواهد شد. موضوع اصلی اراده نهاد عدالت در احیای حقوق عامه و تضمین سلامت اداری است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در حاشیه بازداشت شهردار ساری

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ۱۰:۲۷ ق.ظ

بازداشت عباس رجبی، شهردار ساری، انتهای پرونده تخلفات شهرداری نیست. 

پس از برخورد قاطع دادستان جوان مرکز استان با بعضی اعضای شورای شهر ساری، چند روز گذشته معاون کارپردازی شهرداری نیز دستگیر شد. برای خیلی ها شاید جالب باشد که بدانند این فرد مدتی در قصابی مشغول به کار بوده و همکاری او با شهرداری صرفا در قالب جمع آوری زباله در سواحل فرح آباد قرار داشت که ناگهان با عنایت ویژه شهردار، به مسئولیت کارپردازی اداره منصوب شد! امروز اما شهردار و معاون مالی او و یکی دیگر از مسئولان مالی شهرداری ساری نیز دستگیر و برای پاسخگویی به تخلفات خود راهی زندان شدند.

بازداشت عباس رجبی، انتهای پرونده تخلفات شهرداری نیست. او راه مدیران سابق را طی کرد که به این منزل رسید. پنجه قانون به زودی میز بعضی مسئولان گذشته شهرداری را حتی اگر در جایگاهی کشوری قرار داشته باشند خواهد لرزاند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا