اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۶۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علم و ایمان» ثبت شده است

پدرانه

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲ خرداد ۱۴۰۳، ۰۱:۵۵ ب.ظ

photo_2024-05-09_17-56-39_bmxl.jpg

 

دوم خرداد سالروز تولد پسرم سید علی است. دنیا زود می گذرد و بچه ها زود بزرگ می شوند. به احترام حادثه تلخ اخیر برایش جشن نگرفتیم. آرزو می کنم درخت عمرش همیشه پر برکت و تنومند و سبز باشد. شکر خدا تا اینجای کار از من پاک تر و سالم تر و با ایمانی محکم تر بوده است. امیدوارم او و نسل او همچنین برادرش صدرا و نسل او تا ابد در مسیر حق و ایمان و جهاد پایدار بمانند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

امام جمعه تراز انقلاب

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۵:۲۵ ب.ظ

عکسی که آیت الله آل هاشم وصیت کرده بود بعد از شهادت منتشر شود - خبرآنلاین

 

باور کنید یک نفر وقتی در کانال تلگرامی اش که هفتصد هشتصد نفر عضو هم نداشت نوشت چرا نرده های نمازجمعه شهر ما را بر نمی دارند توسط فامیل امام جمعه که مسئولیتی انتظامی داشت احضار شد و از او تعهد کتبی خواستند دیگر درباره نرده های نمازجمعه چیزی ننویسد! حالا آن شهر اصلا بزرگ و در اهمیت کلان شهرها نبود و نمازگزار چندانی نداشت.

باور کنید امام جمعه ای در شهری که شاید هفتاد درصد مردم کشور اسمش را هم نشنیده باشند رفت پشت تریبون مصلا و گفت آنهایی که از من انتقاد می کنند -از قضا منتقدانش بچه های بسیجی و انقلابی بودند- یک مشت آدم نفهم هستند! آنچه خودش لایقش بود را بیان کرد.

امام جمعه هایی هستند که مسئولان قضایی شهر و استانشان را تحت فشار می گذارند که دهان منتقدان را گل بگیرند.

باور کنید بعضی امام جمعه ها شهامت برگزاری نشست علمی و پرسش و پاسخ با جوانان و دانشجویان و اساتید و اهل نظر را ندارند. تعارف که نداریم دستشان خالی است.

بعضی ائمه جمعه به بهانه جذب بودجه برای مخارج دفتر و اجرای برنامه های فرهنگی و خیریه رفته اند زیر بلیت باندهای ثروت و قدرت و نمک گیر مفسدان اقتصادی شده و سر بزنگاه هم حق نمک را ادا می کنند.

سید محمد علی آل هاشم، مصداقی از حدیث ورثةالانبیاء بود، میراث دار و به جا مانده ای از فرهنگ و سیرت بنی هاشم. آیت الله مملکت در کلان شهر تبریز و نماینده ولی فقیه در یکی از بزرگترین و مهمترین استانهای کشور، خاکی و مردمی بود. بسیاری از قید و بندهای من درآوردی را شکست. نه فقط نرده های نماز جمعه که هر نوع مانعی در برقراری رابطه با ملت را از سر راه برداشت؛ در دسترس همه بود، شد طبیب دوّار؛ روحانیت حقیقی بدون مادّی پرستی و اشرافی گری و خودبرتر بینی را به تصویر کشاند. شد علمدار اسلام ناب و پرچمدار انقلاب حقیقی اسلام در شمال غرب ایران.

اهل علم و سواد و اندیشه بود. بی پروا با جوانها و صاحب نظران گعده بحث و مساله شناسی و تبادل نظر داشت. منتقدینش را هم تکریم میکرد. سر سفره های چرب و نرم از ما بهتران نرفت. سوار وسایل نقلیه عمومی می شد. با محاسن سفیدش گاه به سینما می رفت و در نقد فیلمها سخن می گفت.

می گویند دوست خوب کسی است که شما را به یاد خدا بیندازد. می گویند نگاه به چهره عالم عبادت است. می گویند عالم ربانی یعنی آنکه شما را نه به سوی خود که به سوی خدا بخواند. می گویند دعوت به حق نه با زبان که با رفتار و سلوک متقیانه باشد...

سید محمدعلی آل هاشم الگویی از یک امام جمعه تراز انقلاب شناخته می شود که حق سنگر مستحکم عبادی سیاسی مصلا را ادا کرد.

روحش شاد. آرزوی شهادت داشت. در پرتو امضای کریمانه خورشید خراسان به  سید محمدعلی قاضی طباطبایی و سید اسدالله مدنی پیوست و در بزم وصال شهدا از جام طهور ساقی کوثر سیراب گردید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خود فروشی

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۶:۳۷ ب.ظ

تن فروشی دختران آفریقایی با یک دهم قیمت در بلژیک ؛ - جشنواره پوشش اصیل  ایرانی اسلامی گوهرشاد

 

مجموعه مستند "ضد" تولید سوره مهر در یکی از قسمتها به دانشمندانی می پردازد که پول می گیرند تا شهادت دروغ بدهند. یک نمونه اش مربوط به رد ادعای گرم شدن زمین است. یک نمونه اش در مخالفت با سرطان زا بودن سیگار و مصرف توتون است. علتش هم تفکر درآمد زایی نظام سرمایه داری است که نفع بیشتر را به اضمحلال بشریت ترجیح می دهد.

یک اشاره ای هم به ماجرای خانم ریچل کارسون و اتهام دخالت این جانور شناس در مرگ پنجاه میلیون آفریقایی داشت که البته نیازمند بررسی بیشتر است.

اخیرا نیز درباره عوارض سوء واکسن آسترازنکا اطلاعاتی از سوی تولیدکنندگان در رسانه ها منتشر شده که تأسف بار است.

مشابه این مزدوری را در فضای سیاسی یا اقتصادی هم زیاد شاهد هستیم. مثال جهانی اش سفیدسازی استکبار و صهیونیسیم در افکار عمومی است. یا در کشور خودمان فی المثل افشاگری پیرامون اختلاس محیرالعقول فولاد مبارکه نشان داد رسانه های مخالف با تحقیق و تفحص از این کارخانه پول هنگفتی دریافت کرده اند. به راستی چرا انسان حاضر میشود وجدانش را به فروش بگذارد؟

تا این جا را داشته باشید.

اخیرا که موضوع شرب خمر عده ای از پزشکان مطرح شد یک بنده خدایی که انسانی معمولی مثل بسیاری از مردم است پیام داد و نوشت بعید میدانم سیگار و الکل مضرّ باشند چون خیلی از پزشکان دنیا سیگاری و الکلی هستند!

برایش توضیح دادم که علم ضامن عمل نیست و چه بسیار افرادی که خوب حرف میزنند اما خوب عمل نمی کنند و ...

خدایی اش چقدر عقل آدمها به چشمشان است؟ چقدر قضاوتها و تقلیدها بر اساس ظواهر صورت میگیرد. خیلی ها وقتی عکس و فیلم کسی را می بینند که دارد میخندد و خوش می گذراند حسرت میخورند و گمان می کنند او همیشه شاد و خوشگذران است. در حالی که اگر به زندگی خصوصی او سرک بکشند متوجه بسیاری از تناقض ها در این ظاهر فریبی خواهند شد.

اسلام می گوید کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم. مردم را با غیر از زبانتان به سوی خدا دعوت کنید. معروف است شیخ حسین زاهد چشمش کم بینا شده بود. گاهی موقع تردد در بازار دچار مشکل می شد و با مردم برخورد میکرد. از آیت الله خوانساری مرجع عصر خود استفتا کرد آیا بهتر نیست در خانه بنشیند و به خیابان نرود مبادا بر اثر ضعف بینایی به نامحرم برخورد کند؟ آیت الله فرمود رفت و آمد تو در جامعه هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است. نفس مردان حق، یاد حق را زنده نگه میدارد. خلاصه اش اینکه حتی تشییع او باعث تحول در شخصیت عارفی چون حسین تهرانی معروف به شیخ حسین کبیر شد که تا پیش از آن لات و عرق خور بود.

تا اینجا را هم داشته باشید.

اینکه گفته اند عالم دریده (بی عمل و فاقد تعهد) کمر دین را می شکند از همین بابت است. بسیاری از مردم بابت رفتار علما و روحانیت به دین خوشبین یا بدبین می شوند. همه باید مواظب باشیم شرافتمان را به شیطان نفروشیم. خود فروشی لزوماً تن فروشی نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بر سبیل هدایت

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۵:۰۲ ب.ظ

File:امامزاده علی بن جعفر قم 02.jpg - Wikimedia Commons

 

امام صادق علیه السلام امام صادق است. اگر کسی میخواهد در مسیر روشنگری و جهاد تبیین به پیروی از امام صادق شرکت کند باید مثل ایشان صداقت داشته و از غلتیدن در کذب و تهمت و تخریب ولو آن که هدفش الهی باشد بپرهیزد.

فرمود دوست دارم جوانان مذهبم را یا دانشمند ببینم یا در حال کسب دانش. همه ائمه عالم بودند؛ اما امام صادق علیه السلام چون مجال نظام بخشی بر علوم دین و نشر سازمان دهی شده معارف اسلام را یافت رییس مکتب شیعه لقب گرفت.

امسال سالگرد شهادت موسس فقه جعفری مقارن شده است با سالگرد شهادت استاد مرتضی مطهری. انقلاب اسلامی نیز برخاسته از جنبش عالمان و اندیشمندان است.

چند سال پیش آقا خطاب به جوانان فرمود به جای آنکه ساعتهای عمرتان را هر روز صرف خواندن مطالب بعضا بی فایده و فرصت سوز فضای مجازی کنید کمی هم وقت بگذارید آثار شهید مطهری را بخوانید.

کسی می خواهد راه ائمه را ادامه دهد، کسی می خواهد انقلاب را در گامهای بعدی همراهی کند باید اهل مطالعه و تفکر باشد.

خیلی ها اهل اندیشیدن نیستند.

خیلی ها اهل کتاب خوانی نیستند.

بدتر آنکه خیلی از آنهایی که ساعتها در فضای مجازی حضور دارند یک متن ساده و معمولی منتشر شده در همین فضا را هم درست و حسابی و عمیق نخوانده و گاه بر اساس تیتر یا حروف برجسته یا تصاویر آن برداشتی نموده و به اظهار نظر می پردازند.

می توانستند امام را دست بسته به دارالاماره ببرند؛ کسی که در مقابلشان دست به شمشیر نبرد و مقاومتی نکرد، اما خانه اش را به آتش کشیدند تا زن و بچه و اهل و عیال را به واهمه بیاندازند؛ جگر امام را بسوزانند. نبرد نبرد حق و باطل، ستیز شرک و توحید، تقابل پلشتی و رذالت با فطرت و انسانیت و شرافت است. گفت اگر دلم سوخت نه برای زن ها و بچه هایی است که از ترس آتش و حمله مأموران به این طرف و آن طرف پناه می برند، در خانه علی را هم آتش زدند در حالی که دختر رسول پشت آن ایستاده بود؛ اگر دلم سوخت برای زن ها و بچه هایی است که از ترس آتش و حمله دشمن جایی نبود که بتوانند به آن پناه ببرند. باید برای اسیری و آوارگی آماده می شدند. ما تا ابد داغ کربلا و مصیبت کوچه های مدینه بر سینه داریم.

همه ائمه عالم بودند. همه ائمه لزوماً دست به شمشیر نبردند؛ اما همه شان شهید هستند. علم و معرفت و معنویتی ارزشمند و مفید و موثر است که دشمن از آن احساس خطر کند. اگر دنبال دانش و هنر و معرفت و... رفتیم مثل مطهری و مفتح و هاشمی نژاد و دستغیب و شهریاری و کاظمی آشتیانی و آوینی و طالب زاده و... جامعه اسلامی یا محیط پیرامون خود را یک قدم به جلو ببریم. آن که طرف دار شرک و عصیان و پلشتی است باید از ما بیزار باشد. اگر رهرو صراط حقیم از هیچ بلیه ای نهراسیم.

امام صادق علیه السلام یک فرزندی دارد در قم به نام علی بن جعفر. وقتی امام رضا به امامت رسید زنده بود و سن و سالی از ایشان می گذشت. بین مردم جایگاه و منزلتی داشت. دید عده ای در امامت علی بن موسی الرضا تشکیک می کنند. اناالرجل نخواند. دکان و دستگاه باز نکرد. خاضع و خاشع رفت جلوی جمع، دست برادر زاده را که سالها از او کوچکتر بود بوسید و حقانیت امامت ایشان را به همه مریدان اهل بیت و آنهایی که دچار شبهه و تردید بودند اثبات نمود. امروز مزار نورانی او شمع پروانه های دلسوخته وادی عشق و وصال است. شده است محور و نگین حلقه مستان شراب طهور ایمان و شهادت. هر کس به گلزار شهدای قم آمده و به یاران صدیق ولایت سلام می کند عرض ارادتی هم به آن پیر فرزانه یادگار امام صداقت دارد. مسیر شهدا، مسیر ائمه، مسیر هدایت و روشنگری است. اینگونه است که فرموده اند یتیم نوازی کنید و بالاترین مصداق یتیم نوازی، دستگیری و هدایت سرگشتگانی از امت رسول الله است که راه حق را گم کرده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

گنبد، بالاترین آمار ابتلا به سرطان در جهان!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۷:۳۳ ق.ظ

خطر مصرف چای داغ

 

رضا ملک‌زاده، وزیر اسبق بهداشت: یک زمانی یک نقطه از ایران در دنیا بیشترین میزان شیوع سرطان‌ها را داشت، آن نقطه گنبد کاووس بود که سرطان مری در این شهر بیشتر از همه جای دنیا بود.

همیشه علاقه داشتم دلیل این مسئله را متوجه شوم، بنابراین حدود ۲۰ سال در این نقطه از کشور و در ۳۶۴ روستا مطالعه خود روی حدود ۵۰ هزار نفر از افراد سالم شروع کردیم، مثلاً از این تعداد ۵۰۰ نفر از آن‌ها سرطان مری گرفتند و آن‌ها را با افرادی که به سرطان مبتلا نشدند مقایسه کردیم.

به این نتیجه رسیدیم که ابتلا این افراد به سرطان ۷ علت دارد، عدم مصرف سبزیجات، عدم مصرف میوه‌جات کافی، مصرف آب آب‌انبار، زندگی در خانه‌های تنگ و تاریکی که دود آن را گرفته بود، اصطلاحاً به آن آلودگی درون خانه می‌گوییم آن‌ها با چوب و ذغال هم خانه را گرم می‌کردند و هم پخت و پز می‌کردند، بنابراین خانه پر از دود شده بود. مصرف چایی داغ یکی دیگر از دلایل بود، برخی‌ها چایی را در دمای ۶۵ الی ۷۰ درجه مصرف می‌کردند. مصرف تریاک و عدم مسواک زدن دندان‌ها از دیگر دلایل بود.

در ۲۰ سال این ۷ علت را پیدا کردیم و برای این پژوهش جایزه بین‌المللی هم گرفتیم، جالب این‌که تاثیر تریاک و چایی داغ بر ابتلا به سرطان را برای اولین بار در دنیا ثابت کردیم، قبل‌تر گمان می‌کردند سیگار سرطان‌زا است اما ما ثابت کردیم تریاک از سیگار سرطان‌زا تر است.

گزیده ای  از مصاحبه با خبرآنلاین

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نیشتر منتشر شد

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۹ فروردين ۱۴۰۳، ۰۵:۱۳ ب.ظ

کتاب نیشتر - مطاف عشق

 

نیشتر منتشر شد

رهیافت هایی برای تأمل در سبک زندگی فردی و اجتماعی

تهیه کتاب با تخفیف ویژه از انتشارات مطاف عشق:

https://mataf.ir/product/36959/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1/

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مرثیه ای برای فرهنگ

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۹ آذر ۱۴۰۲، ۰۳:۳۸ ب.ظ

گلشنی: وضعیت اخلاقی دانشگاه‌ها خوب نیست

 

دکتر مهدی گلشنی از بزرگترین متفکران و دانشمندان معاصر ماست که همواره دغدغه انقلاب و تمدن اسلامی را داشته است. اخیراً وی در مراسمی که برای تجلیل از مقام علمی او برگزار شد نکات قابل تأملی را بیان کرد که گزیده ای از آن را تقدیمتان میکنم:

در این زمان مسأله فرهنگ حاکم بر محیطمان بسیار مهم است. خدمت وزیر علوم جناب آقای زلفی‌گل گفتم وضعیت اخلاقی در دانشگاه‌ها خوب نیست. ایشان نیز گفتند در جامعه هم خوب نیست. مقوله فرهنگ بعد از انقلاب مورد غفلت واقع شد درحالیکه فرهنگ، نقش اساسی در اقتصاد و سیاسی ایفا می‌کند. مسائل فرهنگی در زمان انتخابات در صحبت هیچکدام از کاندیداها مطرح نشد....

تمدن جدید دنبال قدرت و ثروت است و می‌خواهد نقاط غیر از این دو مقوله را نابود کند و برایش مهم نیست. در محیط امروز باید دید چه چیزی حاکم است باید از دانشجویان پرسید برای چه هدفی درس می‌خوانند در جمعی از اساتید که این موضوع را مطرح کردم اساتید خندیدند و گفتند زمانی که از دانشجویان این امر را می‌پرسیم به دنبال این هستند که در دانشگاهی درس بخوانند که بتوانند در آینده پذیرش از دانشگاه‌های آمریکا و اروپا بگیرند. این نشان می‌دهد وضعیت فکری و فرهنگی خراب است، حتی عده‌ای از دانش آموز در کنکور شرکت نکردند تا از ابتدا مهاجرت کنند....

بزرگداشت علما هم نکته دیگری از خصوصیات تمدن اسلامی است. آنقدر که ورزشکاران مورد تجلیل و تقدیر قرار می‌گیرند علما مورد توجه قرار نمی‌گیرند....

یکی از چیزهایی که غفلت شده آشنایی محیط ما با تمدن اسلامی است. محیط جامعه ما سعدی و ابوریحان را نمی‌شناسد. ما در زمانی که در دبیرستان بودیم مقداری گلستان خوانده بودیم. به نظر من شناخت تمدن اسلامی خیلی مهم است. جرج سارتن یکی از مورخین تاریخ علم است که در کتابی می‌گوید مسلمانان در علم خیلی اثر داشتند. می‌گوید اگر می‌خواهیم دلیل شکوفایی تمدن اسلامی را بدانیم باید قرآن را دارای نقش محوری بدانیم. ولی در داخل و حال حاضر محیط علمی ما اصلاً از قرآن اثری نیست....

تقویت هویت دینی و ملی از دیگر موارد مهم خصوصیت تمدن اسلامی است که بسیار ضعیف است. در آمریکا که دانشجویان ایرانی و چینی را می‌دیدم بسیار متفاوت بودند. جهان بینی اسلامی و تفکر اصیل اسلامی باید شناسانده شود. این چیزها را نمی‌شد با زور تزریق کرد بلکه با فرهنگ خوب منتقل می‌شود. حجاب را در مالزی با فرهنگ خوب جا انداختند. با فرهنگ می‌توان این کارها را انجام داد. باید جاذبه ایجاد کرد. نسل جدیدی که تربیت می‌شوند متوجه تفکر اسلامی نیستند و تنها چیزی که آینده ما را تأمین می‌کند اصلاح فرهنگ است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اخلاق عملی

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۸ آذر ۱۴۰۲، ۰۳:۴۷ ب.ظ

IRNA English

 

یکی از دانشجوها به خاطر تولد فرزندش جعبه ای شیرینی آورد کلاس، از استاد اجازه گرفت و پخش کرد. به من که رسید بر نداشتم. استاد داشت با لبخند نگاه میکرد. دید من بر نمیدارم، حدس زد که روزه ام. گفت مستحب است تعارف را رد نکنی. نزدیک غروب بود. تشکر کردم گفتم تا الان که صبر کردم، روزه قضاست مستحبی نیست... چیزی نگفت. جعبه شیرینی تا ردیف آخر کلاس رفت و برگشت و درس شروع شد.

جدی و مسلط، مثل همیشه، بحث را با حرارت جلو میبرد و در عمق مطلب فرو می رفت که متوجه صدای اذان شد. از جا برخاست و از کلاس رفت بیرون. با تعجب به هم نگاه کردیم. دقایقی بعد برگشت، با لیوان بزرگ چای داغ و شیرینی. آمد و با احترام و لبخند و تواضع گذاشت جلوی من. انگار نه انگار دانشمندی بزرگ و مطرح و اندیشمندی توانا و ماندگار است. فکر نمیکردم وسط گرمای بحث و درس، حواسش به زبان روزه دانشجویش باشد. شرمنده شدم و تشکر کردم. سریع رفت سر جایش و درس را ادامه داد.

خاطره ای از استاد مرحوم عماد افروغ به روایت دکتر میثم واثقی

شادی روح این متفکر بزرگ و نجیب، صلواتی هدیه کنید

  • سیدحمید مشتاقی نیا

علم الائمه

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۲، ۰۶:۳۵ ب.ظ

تصویر دانشمند بزرگ ایرانی بر روی تمبر شرکت دارویی فرانسوی!

 

تصویر یک تمبر متعلق به یک شرکت دارویی فرانسوی در سال ۱۹۲۹ هست که جابربن حیان شیمیدان ایرانی به تصویر کشیده شده است. نکته جالب این است که از امام صادق(ع) به عنوان دانشمندی که استادِ جابر بوده در پایین تصویر یاد کرده است.

این مطلب مرا یاد یکی از نکات نغز جناب آقای قرائتی انداخت. یک بار از علمای اهل سنت پرسید در تاریخ آمده است ائمه فرق اربعه مالکی و شافعی و حنبلی و حنفی همگی از شاگردان مستقیم یا غیر مستقیم امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بوده اند. خب یکی جواب بدهد امام باقر و امام صادق شاگرد چه کسی بوده اند و این همه علم و فضیلت را از کجا آورده اند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آن چه خدا خواست همان میشود

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۴ آبان ۱۴۰۲، ۰۶:۵۳ ب.ظ

علامه طباطبایى - دانشنامه‌ی اسلامی

 

شعری زیبا از علامه طباطبایی که احتمالا نشنیده اید:

 

دوش که غم پرده ما می‌درید
خار غم اندر دل ما می‌خلید

در بَرِ استاد خرد پیشه‌ام
طرح نمودم غم و اندیشه‌ام

کاو به کف آیینه تدبیر داشت
بخت جوان و خرد پیر داشت

پیر خرد پیشه و نورانی‌ام
برد ز دل زنگ پریشانی‌ام

گفت که «در زندگی ‌آزاد باش!
هان! گذران است جهان شاد باش!

رو به خودت نسبت هستی مده!
دل به چنین مستی و پستی مده!

زانچه نداری ز چه افسرده‌ای
و زغم و اندوه دل آزرده‌ای؟!

گر ببرد ور بدهد دست دوست
ور بِبَرد ور بنهد مُلک اوست

ور بِکِشی یا بکُشی دیو غم
کج نشود دست قضا را قلم

آنچه خدا خواست همان می‌شود
وانچه دلت خواست نه آن می‌شود

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اول یقه خودتان را بگیرید

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۴۰۲، ۰۶:۲۲ ب.ظ

یک سوزن به خود، یک جوال‌دوز به دیگران! | سیاست روز

 

یکی از شاکی ترین و پرادعاترین و منتقدترین اقشار جامعه، بخشی از معلمان عزیز هستند. ضمن احترام به معلمین دلسوز و با شخصیت اما اگر سری به نشست ها یا گروههای مجازی این صنف بزنید خیلی زود دچار سرسام می شوید. یکضرب شکایت و گله و آه و ناله و خبرهای منفی که ما چقدر بدبخیتم و همه جا خراب شده و کسی به فکر حل مشکلات نیست و هیچ چی سر جای خودش قرار ندارد و... این طرز فکر چقدر باعث میشود از کیفیت تدریسشان بزنند بماند.

حالا خدا نیاورد کارتان گیر کند پیش همین عزیزان در اداره آموزش و پرورش یا دفاتر مدارس. مثلا نامه ای بخواهید. چشمتان روز بد نبیند، این هست آن نیست، این پاس می دهد به آن، آن به این؛ نمی شود، طول می کشد، امروز برو فردا بیا، بیا این قسمت را خودت انجام بده و... گاهی هم که ویرشان میگیرد پولی طلب کنند در راه خدا و...

خب یکی نیست به این جماعت بگوید آن مدیران و مسئولان و صاحب منصبانی هم که کارشان را درست انجام نمیدهند و از دستشان فغان دارید تربیت شده خودتان پشت همین میز و صندلی ها هستند از آسمان که نیامده اند. شما اینید که آنها هم آن شدند. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دخترم مائده

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۷ تیر ۱۴۰۲، ۰۷:۱۸ ب.ظ

کتاب خاطرات واقعی دخترم مائده - نقد و نظرات درباره کتاب خاطرات واقعی دخترم  مائده - بهخوان

 

همین اول کار قبل از اینکه متن مرا بخوانی بگو الحمدلله. خدا را شکر کن حتی اگر فقیری، بدهکاری، بیماری، مستأجری، شوهر نداری، بدبختی باز هم بگو خدایا شکرت. همین که هستیم، نفس میکشیم، دور همیم، یک روز عادی را میگذرانیم، الحمدلله و البته هیچ نعمتی بالاتر از شکرگذاری نیست.

کتاب "دخترم مائده" خیلی اتفاقی به دستم رسید مثل سایر کتابهایی که اخیرا در وبلاگ معرفی میکنم. بن خرید کتاب از وزارت ارشاد شامل حالم شد و گشتم داخل سایت هر کتابی که ارزان تر بود و چاپ قدیم، خریداری کردم. هر کدام که خواندم نظرم را همین جا با شما دوستان وبلاگی به اشتراک گذاشتم. اما

این کتاب "دخترم مائده" که از قضا نویسنده اش یک دکتر فیزیوتراپ بابلی است بنام عباس غلامی از همه کتابهایی که این ایام خواندم متفاوت تر بود. اشکم را خوش انصاف در آورد آن هم نه یک بار و دو بار ...

ضمن احترام به دوستان همشهری خودم که در عرصه نشر زحمت میکشند اما چندباری حسرت خوردم که کاش این کتاب را یک ناشر حرفه ای تر با قدرت توزیع بالاتر منتشر میکرد. این داستان واقعی کاملا مستعد ساخت یک مستند و یا حتی فیلم سینمایی است به خصوص در شرایطی که شکر خدا همه شاهدان عینی زنده اند و حضور دارند و دسترسی به مدارک قابل بررسی و اثبات مدعا راحت تر است.

مائده دختر سیزده ساله نازنین و آفتاب مهتاب ندیده یک خانواده مرفه شمالی که خوشی زده است زیر دلشان و برای تنوع و رهایی از یکنواختی امکانات مترقی رفاهی، عزم اقامت به کشور دوست و برادر کانادا را دارند به ناگاه دچار نوعی سخت از بیماری سرطان میشود که هفتاد درصد مبتلایان به آن در طول درمان، جان شیرین خود را از دست داده اند.

دکتر عباس غلامی بخش هایی از رنجی که در آن مدت کشید را بر زبان قلم جاری ساخته و توصیف نموده طوری که چهارستون بدن آدم را به لرزه در می آورد. فیزیوتراپ همشهری ما که از قضا روحی لطیف و دلی نازک و عاطفی دارد مدتی البته از روزنه نور هدایت اهل بیت فاصله گرفته بود که به توصیه و تشویق خواهرانش دوباره به دامان معنویت و خلوتگاه آغوش حق بازگشت و مراد خویش را ورای تکاپوی اجتناب ناپذیر علم طب، از ساحت قدسی ملکوتیان طلب نمود تا آنکه دست عنایت خدا را دید و ...

چند سال پیش با دوست پزشک متخصصی در مشهد بحث میکردم. آن موقع که ما طلبه ها دریافتی مان از حوزه حدود هفتصد هزار تومان بود او ماهی پنجاه میلیون تومان به گفته خودش درآمد داشت. انواع امکانات مادی هم در اختیارش بود. میگفت شما چون فقیر هستید خدا را می پرستید. گفتم ما چون غنی هستیم پول را نمی پرستیم. میگفت چون نقص و نیاز را حس میکنید مثلا شفا میخواهید و... خدایی را برای خود ساخته اید. جوابش را دادم و البته این را هم گفتم حتی اگر چنین باشد بگذار همین مردم فقیر و نیازمند و ضعیف تکیه گاهی در عالم معنا داشته باشند، ناامید نمانند و ... پول و علم و قدرت و شهرت، حلّال همه مشکلات نیست.

دکتر عباس غلامی یک جایی از کتاب می گوید که در کنار همه تلاشهای درمانی به دعا هم پناه آورد. یک آدم معمولی به او گفت دعاها مثل تیرهایی هستند که از همه طرف پرتاب میشوند ان شاءالله یکی شان به هدف نشسته و اثر میکند. چقدر با این سخن آرام شد. از همه خواست برای دخترش دعا کنند. دعاها بالاخره اثر کرد. در روایات هم دعا را سلاح مومن دانسته و توصیه شده برای همدیگر دعا کنید که دعای غیر در حق انسان به اجابت نزدیکتر است.

کتاب دخترم مائده را بخوانید و با یادی از امام رضا، حسین بن علی و مولایمان ولی عصر در خلوت خود اشک بریزید. ما همه فقیریم و بدون خدا، هیچ. انسان ضعیف است حتی در مقابل یک پشه و یا یک ویروس بسیار کوچکتر از پشه؛ این از منظر مادی. از نظر معنوی هم که هر آن احتمال غفلت و گناه و سقوط از ما دور نیست. هر لحظه به یاد خدا باشیم دل در گرو کفایت او بسپاریم حتی در حد بستن بند کفش، خدا را در نظر داشته و حمایتش را طلب کنیم.

و البته همچنان معتقدم خدا کسی را اسیر دو جا نکند، دادگاه و بیمارستان؛ من از این دو بیزارم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حوزه انقلابی، پاستوریزه نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۰ تیر ۱۴۰۲، ۰۴:۴۹ ب.ظ

امام خامنه‌ای: حوزه علمیه باید انقلابی بماند

 

چند روز دیگر میخواهند تعدادی از طلاب را به دیدار سالانه با آقا ببرند. همه شان هم خوب و محترم و بزرگوارند اما طبق معمول گزینش ها برای ارائه مباحث منتخب، سمت و سویی را اتخاذ نموده که آزاری برای کانونهای قدرت نداشته باشد. در سالهای اخیر طلاب جوان و اندیشمند با کار و دقت و تحقیق شبانه روزی صاحب مکتب و سخن و نگاه نو پیرامون حل بسیاری از معضلات جامعه هستند که به مذاق برخی از صاحبان قدرت خوش نمی آید.

اسلامی و انسانی سازی علوم، اصلاح سبک معماری، طب سنتی، بانکداری و اقتصاد مردم محور، عدالت آموزشی، هنر و رسانه منطبق با مبانی دین، صنعت و اصلاح ساختار تولید با نفی واسطه گری، ازدواج و خانواده، نظام اداری با رویکرد خدمت محور و نفی فرهنگ ریاست و منفعت طلبی، پیوست فرهنگی در تصمیمات حاکمیتی و ... حرفهای تازه و راهگشایی در چنته جوانان صاحب فضل و انقلابی حوزه قرار دارد که البته منافع کارتل ها و مجامع دلال مسلک و رانت خوار و باندهای چپاولگر خیمه زده بر بازار مسکن و خوردو و دارو و رسانه و کنکور و ... را به خطر می اندازد.

طلاب انقلابی معتقد به نظام اسلامی و منتقد نظام دیوانسالاری در این روزها خواهند کوشید نگاه پاستوریزه و کارمندی به حوزه را که مطلوب صاحبان عافیت طلب قدرت است به چالش بکشانند. شاید شاهد تغییراتی در نشست آتی با آقا باشیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تضادبین سنت و مدرنیته حرف مفت است !

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۴۰۲، ۱۰:۴۵ ق.ظ

مصطفی چمران، چریک فیزیک‌دان | شهرآرانیوز

 

من خودم میدیدم شلیک آر.پى.جى را که نیروهاى ما بلد نبودند، به آنها تعلیم میداد؛ چون آر.پى.جى جزو سلاحهاى سازمانى ما نبود؛ نه داشتیم، نه بلد بودیم. او در لبنان یاد گرفته بود و به همان لهجه‌ى عربى آر.بى.جى هم میگفت؛ ماها میگفتیم آر.پى.جى، او میگفت آر.بى.جى. او از آنجا بلد بود؛ یک مقدار هم از یک راه‌هائى گیر آورده بود؛ تعلیم میداد که اینجورى آر.پى.جى را بایستى شلیک کنید. یعنى در میدان عملیات و در میدان عمل یک مرد عملى به طور کامل. حالا ببینید دانشمند فیزیک پلاسماىِ در درجه‌ى عالى، در کنار شخصیت یک گروهبانِ تعلیم دهنده‌ى عملیات نظامى، آن هم با آن احساسات رقیق، آن هم با آن ایمان قوى و با آن سرسختى، چه ترکیبى میشود. دانشمند بسیجى این است؛ استاد بسیجى یک چنین نمونه‌اى است. این نمونه‌ى کاملش است که ما از نزدیک مشاهده کردیم. در وجود یک چنین آدمى، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خنده‌آور است. این تضادهاى قلابى و تضادهاى دروغین - که به عنوان نظریه مطرح میشود و عده‌اى براى اینکه امتداد عملى آن برایشان مهم است دنبال میکنند - اینها دیگر در وجود یک همچنین آدمى بى‌معنا است. هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل. اینکه گفتند:

با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم‌

مقام معظم رهبری/ دو تیرماه 1389

  • سیدحمید مشتاقی نیا

صفحه پایان کتاب زندگی

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۲ خرداد ۱۴۰۲، ۱۲:۰۴ ب.ظ

کتاب خاطرات کارل بروکلمان [چ1] -فروشگاه اینترنتی کتاب گیسوم

 

خاطرات کارل بروکلمان را خواندم و به اتمام رساندم؛ خودم هم نمیدانم چرا! مطالعه کتب با ربط و بی ربط دارد به یک عادت ولع آمیز در وجود من تبدیل می شود. کارل یک خاورشناس بزرگ غربی اهل کشور آلمان است. پدرش بازرگان بود و مادرش ذوق علم و ادب داشت و کارل را به این سمت و سو، سوق داد. حافظه فوق العاده کارل باعث میشد هر مطلب را یکبار بخواند یا بشنود با تمام جزییات و نشانی و پاورقی در ذهن خود بارگذاری نموده و از استعداد فحص و تفسیر و تدوین علوم نیز بهره مند بود. اشراف او بر زبانهای عبری و عربی با تمام شقوق آن مثل حبشی و ... و نیز زبانهای ترکی و سانسکریت و ... و قدرت تحلیل و اجتهاد در متون شرقی و اسلامی و قواعد زبانهای مرتبط، پدیده ای استثنایی از شخصیت عالمی را رقم زد که آثار گرانسنگ او در حوزه ترجمه و تحلیل و تصحیح و تحقیق، پنجره آشنایی مردم آلمان و ملل غربی با فرهنگ شرقی قرار بگیرد.

حالا جالب است بدانید این بنده خدا با این همه استعداد چشمگیرش یک استثنا در خانواده بود. اقوام درجه یک و دوی او به جایی نرسیدند و نتوانستند در زمینه ای خاص درخشیده و استعدادی از خود بروز دهند. این را گفتم از این باب که گمان نکنیم تقدیر عالم، شرایط یک فرد و قبیله اش را مشترک رقم میزند. چه بسیار آدمهای موفقی که در میان خود افرادی ضعیف و عقب افتاده و تنبل و شکست خورده هم دارند و چه بسیار قبیله و خاندان شوم و بد بیار و ناموفقی که در میانشان فرد و افرادی بلند مرتبه و اوج گرفته و صاحب فضل به درخشش در می آیند. سعی نکنیم به خودمان تلقین کنیم که قرار است ما هم شبیه اطرافیانمان بار بیاییم و به سرنوشت آنها دچار شویم.

این کتاب توسط انتشارات کتابخانه مجلس شورای اسلامی چاپ شده که به نظرم ادای دینی نسبت به تلاش کارل برای ترجمه آثار فاخر اسلامی و شرقی به زبان آلمانی قلمداد می شود.

کارل یک مسیحی معتقد بود و جالب است بدانید مثل اغلب انسانهای موفق و سرآمد، دوره هایی دشوار و ناامید کننده از حیات را نیز تجربه نموده و البته ایستاده و به راه خود ادامه داده است.

یک روز عصر ساعاتی را در بستر به تألیف اثری پیرامون نحو عبری گذراند. لحظات آخر عمر که به بیماری سختی از خانواده عجیب و ناشناخته سرماخوردگی مبتلا بود به همسرش گفت حالش خوب نیست میخوابد و فردا صبح بیدار میشود. خوابید و نیم ساعت بعد بدرود حیات گفت.

یکی از دوستان کارل در مراسم خاکسپاری او سخنرانی کرد و جملاتش را با این عبارت به پایان برد:

"سوی آسمان می رود راه ما

بر زمین جز میهمانی نیستیم

از میان بیابانها خواهیم آمد

آنجا به کنعان

اینک زیارتگاه ما،

آنک فراز، میهن ما"

راستش یاد یکی از گفتارهای آیت الله جوادی افتادم که می فرمود مشکل مبدأ برای بسیاری از مردم دنیا حل شده اما مشکل امروز جوامع بشری بی اعتقادی به معاد است.

کاش فلاسفه دنیا این رسالت ذاتی و بدیهی در تبلیغ آخرت گرایی و ضرورت پاسخگویی نسبت به نحوه گذران عمر و اعمال در عالم دیگر را به گوش جان مردمان سرزمین خویش بنشانند. دنیا بدون اعتقاد به حساب و کتاب آخرت، پوچ و بی مایه و بن بست است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اشهد انّ خمینی، روح الله!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۳ خرداد ۱۴۰۲، ۰۹:۰۹ ب.ظ

امام خمینی - دانشنامه‌ی اسلامی

 

شهید غلامرضا عالی، شب 22 بهمن 57 هم تا مرز شهادت رفته بود. در خیابانهای تهران گلوله ای به سرش خورد و بدنش از کار افتاد. مراقبت از او کار دشواری بود و خودش از این ماجرا رنج می برد. دلش شکست. به امیرالمومنین علی علیه السلام متوسل شد. شمایلی از حضرت را دید که به او فرمود به دیدار خمینی برو. رفت. امام او را حواله داد به جده اش حضرت زهرا و شفا گرفت.

مادر محمدرضا مرادی میگفت خبر شهادت پسرم را که آوردند نوزادی دختر داشتم که ناگاه به شدت بیمار شد و دکترها جوابش کردند. سه روز بعد ما را برای ملاقات با امام بردند. ماجرای نوزادم را برای ایشان تعریف کردم. با آرامش جواب داد ان شاءالله حالش خوب می شود. فردای آن روز خانمی به منزل ما آمد. خودش را معرفی کرد. معلم آموزشگاهی در محله مان بود. می گفت از خدا خواستم توفیق جهاد در راهش را نصیبم کند. شب خواب امام را دیدم که گفت در همسایگی شما نوزادی است که نیاز به مراقبت دارد. زن، کودک را با خودش برد و به او رسیدگی کرد تا حالش خوب شد.

پدر شهید مدافع حرم حسن رجایی فر پیرمرد خوش قلب روستایی است. می گفت افتخار میکنم غیر از این پسر، یک فرزندم را هم سالهای اول انقلاب در راه امام دادم. امام بیماری قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود. از تلویزیون اخبار را دنبال می کردم. مردم جمع شده بودند و دعا می خواندند و اشک می ریختند. از حال و هوای تصاویر احساس کردم کار امام دیگر تمام است. دلم شکست. نیمه های شب وضو گرفتم و دو رکعت نماز خواندم. از خدا خواستم یا جان مرا بگیرد یا جان یکی از فرزندانم را در عوض عمر امام طولانی تر شود. خوابم برد. دیدم گردابی سبز به سمتم آمده و یکی از فرزندانم را با خود برده است. نماز صبح، همسرم را به آرامی صدا زدم. وقتی نشست برایش توضیح دادم امروز یا من می میرم یا یکی از بچه ها؛ اما ناراحت نباش در عوض عمر امام طولانی تر می شود. وسط های روز بود که فرزند خردسالم همین جا وسط اتاق دراز کشید و مرد. شب تلویزیون اعلام کرد حال امام خوب است و به زودی مرخص می شود.

شهید احمد کاکا آن اوایل به منافقین گرایش داشت. با اصرار برادرش، او را به تهران و دیدار امام برد. تمایل نداشت اما بالاخره از سر کنجکاوی رفت داخل حسینیه جماران نشست ببیند این پیرمرد حرف حسابش چیست. می گفت دیدم امام انگار فقط دارد مرا نگاه می کند و جمله ای گفت که چهار ستون بدنم را لرزاند: آیا وقت آن نرسیده است جوانان ما از راه اشتباهی که رفته اند برگردند؟

دوستان شهید محمدزمان ولی پور می گفتند وقتی از دیدار امام بر می گشتیم صحبتها به همراهان امام کشیده شد که آن بالا موقع سخنرانی، اطراف ایشان نشسته بودند. محمدزمان با تعجب میگفت: آن بالا که غیر از امام کسی نبود! هر چه اصرار کردیم و نام افراد را بردیم فایده ای نداشت. محو امام شده بود و کسی را ندید.

حاج حسن مهدیزاده، پیرمردی با صفا و خادم الشهداءست. می گفت روزهای آغاز جنگ، شور اعزام به خط را داشتیم. موقع آموزش، دستم به شدت آسیب دید و باید گچ گرفته می شد. با این وصف جبهه را از دست می دادم. حالم گرفته شد. ناگهان خبر دادند فرصت دیدار با امام فراهم شده است. گفتم این سید خدا اگر نگاهی کند هم دستم خوب می شود و از جبهه نمی مانم. امام موقع سخنرانی انگار فقط دست مرا می دید. طاقت نیاوردم و زیر گریه زدم. بعد از این همه سال هنوز هم اگر دردی سراغ دستم می آید سرش داد می زنم برو! این دست شفا گرفته چشمان امام است.

چند فرمانده و بیسیم چی شهید را سراغ دارید دقایق حساسی که کار بیخ پیدا می کرد و کار تمام بود، آخرین تماسشان با مقر این جمله بود: سلام ما را به امام برسانید و بگویید تا آخر ایستادیم. یکی اش عبدالحمید انشایی، دیده بان ارتش بود. دشمن را که در چند قدمی خود دید، گرای موقعیت خودش را به توپخانه داد و خواست که محکم آنجا را بکوبند. آخرین پیامش این بود: به امام و مادرم بگویید شیاکوه لرزید، اما انشایی نلرزید.

حسین اسدی برادر دو شهید بود. یک بار در ملاقات با امام تصویری از خودش را برد تا امام زیرش را چیزی به یادگار بنویسد. امام نوشت: خداوند این شهید سعید را رحمت فرماید. گفتند لابد امام گمان کرد حسین عکس برادر شهیدش را به ایشان نشان داده. جنگ هم تمام شد برای حسین اتفاقی نیفتاد تا سال 88 همراه با نورعلی شوشتری به سیستان رفته بود که در انفجار تروریستی جامه سرخ به تن پوشید و آسمانی شد.

فرماندهان نظامی آمدند پیش امام مشورت که قرار است عملیات بزرگی در غرب شوش انجام دهیم؛ اما گویا دشمن بو برده و احتمال شکست وجود دارد. به آرامی پاسخ داد: بروید با توکل بر خدا شروع کنید، شما پیروزید. اصرار کردند استخاره بگیرد نپذیرفت و جمله اش را تکرار کرد. با توکل بر خدا آغاز کردند. فتح المبین به یکی از بزرگترین عملیاتهای تاریخ جنگ تبدیل شد.

داشت از پاریس بعد از سالها تبعید و مبارزه به وطن باز می گشت. مهمترین رویداد قرن در شرف وقوع بود. همه رسانه های دنیا پرواز انقلاب را لحظه به لحظه پوشش می دادند. رهبران مبارز غرق در اضطراب بودند. ممکن بود هر حادثه ای برای امام رخ بدهد. شاه و حامیانش از هیچ جنایتی ابا نداشتند. خبرنگار آمد کنار امام و پرسید چه حسی دارید؟ خونسرد و آرام پاسخ داد: هیچ!

سال 42 امثال شیخ محمود حلبی او را مسخره می کردند مگر میشود بر حکومتی با این همه تجهیزات و سلاح و زور و قساوت پیروز شد؟ 21 بهمن 57 آیت الله طالقانی به اصرار اطرافیان با امام تماس گرفت و خواهش کرد دستور شکستن حکومت نظامی را لغو کند. عمال شاه قرار است چنین و چنان کنند. پاسخ امام را که شنید فقط گریه کرد: اگر این دستور از طرف صاحب الامر(عج) باشد چه؟

دشمن از پنج استان مرزی وارد شد و 14 هزار کیلومتر از خاک کشور را به اشغال در آورد. شرایط ابتدایی انقلاب بود و نیروهای مسلح از آمادگی لازم بی بهره بودند. همه مسئولان کشور به تلاطم افتادند جز امام که خونسرد بود و فرمود: دیوانه ای آمده است و سنگی انداخته است!

گفت حصر آبادان باید شکسته شود، شد، آزادی پاوه، مهران، جزایر مجنون.... گفت و شد. صدای شکسته شدن استخوانهای کمونیسم را هم او به گوش رهبران بلوک شرق رساند.

حجت الاسلام رحیمیان می گفت در مسجد سلماسی که امام درس میداد به مرور جمعیت طلاب زیاد شد. هر چه از امام خواستیم روی صندلی برود یا بالای منبر بنشیند عقبی ها هم او را ببینند نمی پذیرفت. نهایتا قبول کرد فقط یک پله از منبر بالا برود. رفت و نشست. همان روز اول نگاهی به جمعیت انداخت و یک جمله گفت: انسان هر چقدر که بالاتر می رود زمین خوردنش سخت تر است. کلام امام مقلّب القلوب بود. نیم ساعت صدای گریه جمع قطع نمی شد.

مثل شاهرخ ضرغام، مثل سیدحمید میرافضلی و... چقدر جوانان این مملکت را سراغ دارید گذشته متفاوتی داشتند و دم مسیحایی امام احیایشان کرد؟ بی دلیل نیست که درباره اش گفته اند: روح خدا بود در کالبد زمان.

پیر خمخانه عشق که انتظار لقاءالله و وعده وصالش در نیمه خرداد را نوید داده بود و آروزی حشر با بسیجیانش را داشت مربی فطرتهای خفته ای بود که آخرالزمان مادی زدگی و لذت جویی و غفلت و هرزگی را از شاهراه یومنون بالغیب، با ملکوت کربلای 61 هجری پیوند داد: "  آنچه برای این‌جانب غرورانگیز و افتخارآفرین است روحیه بزرگ و قلوب سرشار از ایمان و اخلاص و روح شهادت‌طلبی این عزیزان که سربازان حقیقی ولی‌الله‌الاعظم ارواحنا فداه هستند می‌باشد و این است فتح‌الفتوح."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

معنا درمانی و مردمسالاری دینی!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۰ خرداد ۱۴۰۲، ۰۶:۴۸ ب.ظ

کتاب تجدید خاطرات، زندگی نامه خودنوشت ویکتور فرانکل را دقایقی پیش به پایان رساندم. از آن دست کتابهایی بود که با دقت خواندم و به یقین بعضی مطالب آموزنده و بدیع آن به لطف خدا تا مدتها از ذهنم پاک نخواهد شد.

فرانکل صاحب مکتب معنا درمانی در علم روانشناسی است؛ نویسنده اثر مشهور و جهانی "انسان در جستجوی معنا".

او بر این باور است در پس پرده هر اتفاقی ولو بد و ناخوشایند و سخت و تیره، حتما علت و هدفی غایی نهفته است که کشف آن به زندگی معنا بخشیده و ادامه حیات و چیرگی بر ناملایمات را آسان می سازد.

مثلا خودش که در جریان اردوگاه های کار اجباری نازی ها، تالمات جسمی و روحی عمیقی را تحمل کرده، داغ جانکاه همسر، پدر، مادر و برادرش را بر سینه دارد، معتقد است لابد برای همه این مصیبتها هدفی قرار داده شده و انتظاری از او وجود دارد که به سمت آن باید حرکت نموده و مقصود نهان را برآورده سازد. از زبان معلولی که در تنگنا قرار داشته می نویسد: من رنج برده ام اما میدانم بدون رنج، رشدی که کرده ام ناممکن می بود.

او منتقد تفکر سرمایه داری غرب و به خصوص آمریکاست. بر این باور است که توجه بیش از حد به تجملات و ارزش صرف قائل شدن برای داشته های مادی و بی اعتنایی به صاحبان مشاغل خرد و بی ارزش دانستن انسانهای کم برخوردار، مصداق روشن بی هویتی و معنا گریزی از زندگی است که مهمترین ثمره آن انحطاط اخلاقی و فروپاشی نظام خانواده و بی نظمی اجتماعی است.

این از اندیشه فرانکل که در منظومه فکری لذت جو و حقیقت گریز غرب، برجسته شد و خوش درخشید و به یک انقلاب ماهوی انگیزه ساز و معنا بخش بدل گردید؛

اما

خوب است به این نکته توجه شود که فرانکل مانند پدرش یک یهودی معتقد و با ایمان است. پیروان هر دینی ممکن است مومن و یا متظاهر و مدعی و فاقد ایمان باشند. اسلام برای همه ادیان آسمانی احترام قائل است و به اشتراک در کلمه حق توحید، توجه نشان می دهد.

پدر ویکتور فرانکل در اوج ناامیدی یهودیان تبعیدی به اردوگاه کار اجباری نازی ها به آنها دلداری داده و خدا را یادآور شده و توکل به او را آرامش بخش دلهای مضطرب می دانست.

نمی توان تأثیر پذیری فرانکل پایبند به منویات انسانی و الهی آیین یهود و تأسی او به مرام پدر با ایمانش را نادیده گرفت. او در واقع با همین نگرش به نقد فرهنگ سرمایه سالار و مادی زده و منفعت گرا  و لذت جوی غریزه محور غرب روی آورده است.

ابتکار مکتب "معنا درمانی" در واقع یهودی سازی مؤمنانه علم سطحی نگر روانشناسی سکولار است.

آن چه که قرار است تمدن نوین و جهانی اسلام به عنوان نسخه رهایی بخش و تعالی آفرین جوامع بشری معرفی کند ایده مترقی مردمسالاری دینی است. انقلاب اسلامی اصراری بر این ندارد که همه مردم دنیا مسلمان و شیعه شده و حاکمیتی مبتنی بر اصل ولایت فقیه تأسیس نمایند. اما معتقد است گمشده همه ملتها خداست و توجه به معنا و الزامات توحید که خدمت به انسانها فارغ از رنگ و نژاد و مذهب و ملیت و تضمین آزادی سازنده رشد محور سلامت آفرین از ضروریات آن است می تواند در تحقق تمدن الهی مبتنی بر سعادت طلبی و کمال جویی و احترام به حقوق دیگران و دستیابی به عدالت اجتماعی و رفع ظلم و غارتگری و تجاوز، نقش اصلی و کلیدی داشته باشد. اسلامی شدن علوم نیز چیزی جز این نیست که در بطن هر دانشی، یادمان بماند در مقابل خدا و خلق خدا مسئولیم. خلقت جهان بدون هدف و حکمت نیست و انسان موحد با رجوع به فطرت در تلاش است نقش خود را در دایره تدبیر الهی به وجه احسن بازی کند.

 

مشخصات، قیمت و خرید کتاب تجدید خاطرات اثر ویکتور فرانکل نشر آشیان |  دیجی‌کالا

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نمرود هم که باشی...

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۶ خرداد ۱۴۰۲، ۰۵:۳۲ ب.ظ

عکسی از حادثه تلخ برای ایرانی مشهور در آمریکا

 

از شنیدن خبر کسالت فیروز نادری دانشمند ایرانی عضو ناسا که از گردن به پایین فلج شده است ناراحت شدم و برای شفای او دعا میکنم.

در رسانه های مجازی اما به این بهانه، فیلمی از مصاحبه این دانشمند ایرانی مقیم آمریکا دست به دست می چرخد که آرزو کرده است همه آخوندها را از بین ببرد و این طعنه زیر آن نوشته شده که حالا یکی باید بیاید خودش را جمع کند، برخی نوشته اند نتیجه بدخواهی همین است و عده ای هم البته به طنز از اثر داشتن آه و نفرین روحانیت نوشته اند و ضرورت در نیفتادن با طلاب و...

از همه این حرفها و خوبی ها و بدیهای این بنده خدا که بگذریم؛

یا ایها الانسان ما غرّک بربک الکریم؟ به قول آیت الله جوادی همه علوم اسلامی هستند و مگر میشود درباره افعال خدا سخن گفت و تحقیق کرد و تسلیم خدا نشد؟

حواسمان باشد به هر میزان قدرت و مقام و پول و شهرت و زیبایی و علم و... که برسیم در مقابل خدا و عظمت جهان خلقت، چیزی نیستیم. ما انسانها ضعیفیم و هر آن ولو در حد بستن بند کفش، به توسل و اتکال به ذات ربوبی نیازمندیم.

با این بابا کاری ندارم خدا به او هم سلامتی بدهد. اما حوادث عالم باید برای همه انسانها عبرتی باشد که دنیا را ماندگار ندانیم، خوشی ها و ناخوشی های آن پایدار نیست و هیچگاه نباید قواعد انسان زیستن را فدای لذتهای زودگذر دنیا نماییم. هر آن فکر کنیم آخرین مهلت خوب بودن ماست تا از شرارت و بدخواهی و کدورت و کینه و حسد و لجاجت فاصله بگیریم.

خیلی از داشته های مادی یا حتی معنوی ما ممکن است ظرف یک چشم بر هم زدن از دستمان برود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اتفاقا خبر خوبی است!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۲، ۰۱:۱۵ ب.ظ

چه کسانی صندلی های خالی دانشگاه ها را پر می کنند؟ - ایرنا

 

کاهش ۵۰ درصدی انتخاب رشته جهت ورود به دانشگاه/۶۰۰هزار صندلی خالی در دانشگاه‌ها داریم

معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد:
🔹نمونه بارز کاهش تمایل در بین جوانان جهت ادامه تحصیل، کاهش ۵۰ درصدی در انتخاب رشته جهت ورود به دانشگاه ها است. امروز ۶۰۰ هزار صندلی خالی در دانشگاه ها داریم.

🔹در برخی از استان های کشور نرخ بیکاران تحصیلکرده ۳ برابر بیکارانی است که تحصیلات دانشگاهی ندارند.

 

اتفاقا معتقدم این خبر خبر خوبی است. البته در رشته هایی که تخصص و کارآمدی آن مورد نیاز جامعه هست نباید خلأ حضور دانشجو احساس شود اما باور کنید خیلی از دانشجوها دارند وقتشان را تلف می کنند. تفکر غلطی را با تبلیغات راه انداخته اند که همه جوانها باید به دانشگاه بروند. طرف میرود پنج الی هفت سال وقتش را تلف می کند، عمرش را می سوزاند، اعصاب و انرژی و پولش را هدر می دهد و بعد از فارغ التحصیلی احساس می کند پنج الی هفت سال از جامعه عقب مانده است.

این فرهنگ غلط باید اصلاح شود.

نیاز نیست همه جوانها با دانشگاه بروند و سطح توقع شان باعث آزار خودشان و دیگران بشود. همه رشته ها مورد نیاز کشور نیست. تعداد داوطلبان هم در اغلب رشته ها بیش از حد نیاز است. بقیه با همان مدرک دیپلم بروند سر کار و زندگی و تشکیل خانواده و آینده شان را با دستان پر انرژی خودشان بسازند. خوشحال شدم این خبر را خواندم. متولیان فرهنگ و مدعیان تمدن سازی که در خواب نازند. لااقل خود جوانها به این نتیجه رسیده اند نیاز نیست لزوما از طریق دانشگاه دنبال تأمین آینده باشند. مطمئن باشید به نفع جامعه است چه از نظر اقتصادی و چه فرهنگی که همه به دانشگاه نروند و نیروی مازاد به جای وقت کشی در محیطهای دانشگاهی دنبال کسب و کار و سر و سامان دهی به زندگی باشد و عمرش را به بطالت نگذراند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آخرین روزهای عمر استاد

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۲، ۰۸:۱۳ ق.ظ

آیت الله موسوی تهرانی به دیار حق شتافت | خبرگزاری بین المللی شفقنا

 

آیت الله موسوی تهرانی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم به تازگی از دنیا رخت اقامت بر بست.

مدت کوتاهی توفیق شاگردی ایشان در درس فرائد الاصول را داشتم. تا آنجا که می دانم خیلی از اساتید برجسته حوزه روزگاری شاگرد این استاد بزرگوار بوده اند.

راستش را بخواهید برایم عجیب است که چرا آنگونه که باید در مقام این استاد مبرز حوزه ادای دین و احترام صورت نگرفت. بنری در سطح شهر یا حتی حوزه ندیدم مجلس ترحیمی ندیدم اطلاعیه بزرگان را ندیدم. البته رحلت ایشان همزمان با حادثه شوک آور شهادت شیخ عباسعلی سیلمانی در بابلسر بود اما برجستگی آن خبر نباید باعث بی توجهی به رحلت این عالم خودساخته و شریف باشد.

بگذریم.

فیلمی بسیار کوتاه از آخرین روزهای عمر مرحوم موسوی تهرانی در مناجات و هم عهدی با امام زمان(عج) از طریق فضای مجازی دستم رسید که در آپارات بارگذاری کردم. نگاهی کنید و حظی ببرید:

https://www.aparat.com/v/vRXwm

  • سیدحمید مشتاقی نیا