اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۷۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صدا و سیما» ثبت شده است

پدیده گزارشگری تکواندو

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۱ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۵۹ ق.ظ

گزارشگری که حرف دل مردم را می‌زند!

 

رسول مهربانی پدیده گزارشگری صدا و سیما در شبکه خبر بود که در جریان مسابقات تکواندوی المپیک پاریس با صدای پر شور و گزارش پرحرارت و داغ و شیرین خود شنوندگان و بینندگان را به وجد می آورد. بیان خاص این گزارشگر جوان خیلی زودتر از آنچه تصور می شد جای خود را در بین مخاطبان پیدا کرد. همانطور که دیدن کشتی با صدای هادی عامل صفای دیگری دارد صدای گرفته و فریادهای شورآفرین رسول مهربانی زین پس موسیقی متن تصاویر مسابقات تکواندو خواهد بود. فریادهای یازهرا و یا علی و یاحسین این پسر جوان و دعوت او به توسل و ذکر نام اهل بیت و دعا به ساحت مادر سادات، پیوند مردم ایران با عمق باورهای معنوی را یادآور می شد که البته به مذاق سایتها و کانالهای زرد خوش نیامد و به تخریب او روی آوردند.

برای این هنرمند جوان و خوش آتیه آرزوی توفیق بیش از پیش دارم در پناه لطف و عنایات مادر سادات، عاقبت بخیر و سربلند باشد ان شاءالله. نام مادر ما را زنده کردی و بالا بردی خدا مادر تو را از بانوان برجسته بهشتی قرار دهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حقیقت محض

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۳ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۰۱ ب.ظ

 

زن‌، قهرمان داستان حقیقت محض، خبرنگار یک روزنامه پر مخاطب است. به اخباری دسترسی پیدا می کند که نشان میدهد ترور رییس جمهور آمریکا توسط یک زن جاسوس سیا که از قضا دخترش با پسر او همکلاس است صورت گرفته. عوامل روزنامه تحریکش میکنند برای شکست رقیب سیاسی انتخابات، خبر را افشا کند. خبر را افشا میکند. سیا از او میخواهد نام کسی که این اطلاعات را در اختیارش قرار داده لو بدهد. زن به تعهدات خبری پایبند است و یاداوری میکند طبق قانون کسی حق چنین درخواستی را از او ندارد. تهدیدها نتیجه نمیدهد. او را به دادگاه و سپس زندان می برند. همسرش به مرور تصمیم بر جدایی می گیرد. مدیران روزنامه پشتش را خالی میکنند و دنبال منافع خودشان می روند. سیا همچنان با نفوذ در دادگستری به آزار جسمی و روحی او در زندان می پردازد. بعد از یکسال و خورده ای بازداشت به پنج سال زندان محکوم می شود. او هیچ گاه نام منبع خبر را فاش نکرد و نگفت دختر خردسال قاتل، اخبار و اسناد را در اختیارش قرار داده است. دو بار این جمله را در فیلم تکرار کرد: مقابل زور نباید تسلیم شد. این فیلم آمریکایی ساخته راد لوری چند بار از شبکه نمایش و افق سیما پخش شده و خواهد شد. دیدن چندباره اش می ارزد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آقای کارگردان چه گفت؟

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۳ مرداد ۱۴۰۳، ۰۵:۴۶ ق.ظ

آیه کارگردان مختارنامه در وصف ترور اسماعیل هنیه

 

کارگردان سریال ماندگار و بصیرت آموز مختارنامه بیانیه ای انقلابی در خصوص شهادت اسماعیل هنیه منتشر کرد. دمت گرم سید بزرگوار!

 

«إنّا مِنَ المُجرِمینَ منتَقِمون

 

بی اعتناییِ گناهکار به تذکّر، بدتر از گناه است و در مورد مجرمان، شدّت عمل لازم است.

شهادت جناب آقای اسماعیل هنیه، مجاهد جبهە مقاومت، موجب تأثر و تأسف گردید. اینجانب، ضمن عرض تسلیت به ملّت‌های آزادە فلسطین و آزردە ایرانِ میهمان نوازمان، از خداوند متعال، علو درجات برای آن شهید بزرگوار و برای جنایتکارانِ میهمان‌کُشِ صهیونیست که بدون توجّه به عواقب سیاسی و قانونی این جنایت خصمانه و ضدّ انسانی، دست به اقدامی از سر استیصال زده‌اند، شدّت عمل در وخیم‌تر شدن روزگارشان را از خداوند منتقم مسألت می‌نمایم.

سیّد داود میرباقری»

  • سیدحمید مشتاقی نیا

من و دبورا

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۱ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۴۷ ب.ظ

صفحه برنامه من و دبورا تلوبیون | مرجع پخش زنده و دانلود فیلم ، سریال و سایر  برنامه های تلویزیون

 

من و دبورا ساخته ای زیبا از مرحوم سید ضیاءالدین درّی است که سال 84 تولید شد اما به دلیل پاره ای اختلافات اداری بین سیما و سینما معطل ماند.

امروز این کار دیدنی از شبکه نمایش پخش شد که موفق به تماشای آن شدم.

دبورا دختری آمریکایی و علاقمند به گزارشگری و تولید خبر است. پدرش را در حادثه یازده سپتامبر از دست داده. دولت آمریکا به تحقیقات مستقل او روی خوش نشان نمی دهد. دبورا به فرانسه می آید. مدارک و اموالش به سرقت می رود. یک استاد دانشگاه ایرانی به نام علی که همسرش را در حادثه تروریستی منافقین از دست داده سر راه او سبز می شود و کمکش می کند و نهایتا با هم ازدواج می کنند.

علی کاملا بر اساس سنتهای شرقی و دینی زندگی می کند و این رویه باعث تقویت حس آرامش در دبورا می شود. علی تلاش دارد در یونسکو سمیناری را با موضوع تروریسم ترتیب داده و با ارائه اسنادی سابقه کهن ایران در فرهنگ و صلح گرایی و نیز خشونت طلبی دشمنانش را یادآور شود. سازمان سیا به دنبال توقف این سمینار است و منشی لبنانی و همسر آمریکایی علی را در این مسیر به خدمت می گیرد. این دو نهایتا عذاب وجدان گرفته و آگاهی یافته و با علی همکاری می کنند. دبورا توسط تروریستهای آمریکایی به قتل می رسد.

تیزبنی ضیاءالدین درّی در نقد فضای رسانه ای حاکم بر جهان البته در قالبی عاطفی به غنای اثر افزوده است. امام خمینی ره در وصیتنامه خود جمله ای دارد که می فرماید امروز دنیا روی تبلیغات می چرخد و ما در تبلیغات عقب هستیم. به نظر، کارگردان تلاش داشت این مهم را در فیلم یادآور شود. فشل بودن دستگاه فرهنگ و ارشاد و رایزنی های فرهنگی خارج از کشور هم از تیغ تیز کنایه فیلم دور نمانده است.

یک قسمت از فیلم، امین زندگانی تکه جالبی به زبان می آورد: به ایران که می روی رییس جمهورش معترض است! دولت معترض است! مجلس معترض است! مردم معترضند. آمریکا از بیرون که می بیند فکر می کند چنین مملکتی با یک تلنگر از هم می پاشد. اما پای کشورشان که وسط می آید یکهو همه ایران با شعار مرگ بر آمریکا به خیابان می ریزند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ریشه این کج روی کجاست؟

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۹ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۳۳ ب.ظ

ماجرای ۲ جنایت هولناک دختر ۱۴ ساله! - مشرق نیوز

 

دختری هجده ساله در تهران نه بار اقدام به قتل مادر و خواهر سیزده ساله اش کرد که آخرین بار مسمومیت آنها نتیجه داد و هر دو جان سپردند.

او قصد داشت پدرش را هم به قتل برساند که دستگیر شد.

چرا این کار را کرد؟

می خواست ثروت خانواده را به چنگ آورده و به خارج از کشور مهاجرت کند.

این سطح از خودباختگی و عقده که منجر به ظهور رذالتهای حیوانی و جنایت در حق نزدیکان و عزیزان می شود از کجا نشأت میگیرد؟

یک دختر جوان چطور میتواند عواطف انسانی و کشش های خونی را نادیده گرفته و صرفا برای رسیدن به هوا و هوسهای ابلهانه اش خانواده خود را قربانی نماید؟

نقش فضای مجازی و ماهواره

نقش سلبریتی ها

تبلیغات رسمی مهاجرت

اشاعه فرهنگ مادی گرایی، مصرف زدگی، اشرافی گری و لذت طلبی

نوع تغذیه از نظر حلال و حرام

تفکر حاکم در خانواده

نقش مدارس و امور تربیتی

و...

ریشه های این فاجعه دردناک باید واکاوی و مورد مداقه قرار گرفته و از سوی سیاستگذاران فرهنگی چاره ای اندیشیده شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دست تو باز است حسین

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۲ تیر ۱۴۰۳، ۰۶:۵۴ ق.ظ

‫اشک‌های مجری با شنیدن داستان تحول مهمان، سرازیر شد + فیلم‬‎

 

اسم احمد صادق نیا را دوست دارم. برایم خاطره انگیز است. نام یک شهید بابلی است. در نوجوانی برای اولین بار که می خواستم درباره شهدا بنویسم از او نوشتم. خواب خوبی هم پشت سرش دیدم که در ذهنم ماند.

با توجه به کسالتی که دارم این شبها را در خانه ماندم و توفیق حضور در مراسمی را نداشتم. میترسم بروم این ویروس لامصب را به دیگران منتقل کنم امام حسین یقه مرا بگیرد خیری که برای ما نداشتی زدی چند نفر از مریدان ما را هم ناکار کردی!

شبها برنامه محفل را می بینم که البته انصافا زیبا و اشک آور است.

پریشب به طور اتفاقی در شبکه نسیم متوجه برنامه ای شدم با نام سرگذشت. البته این برنامه سالهای قبل هم پخش می شد اما چون ساعتش مصادف با ساعتی است که اغلب عزاداران حسینی در تکایا و مساجد هستند نتوانست به اندازه برنامه رمضانی عباس موزون دیده شود.

مهمان برنامه سرگذشت مردی خرم آبادی بود به نام احمد صادقی نیا. تشابه اسمی او با شهید احمد صادق نیا باعث شد برنامه را دنبال کنم. او جوانی عرق خور و لاابالی بود که با دعای مادر و اشاره اباعبدالله متحول شد و به یکی از زلال ترین عاشقان و خادمان مکتب حسین علیه السلام تبدیل گردید.

پیشنهاد میکنم این قسمت از برنامه را در اینترنت جستجو و تماشا کنید یا لااقل پنج دقیقه طلایی آن را در نشانی زیر ببینید:

http://www.yjc.ir/00aovR

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مناظره چهارم

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۴ تیر ۱۴۰۳، ۱۱:۳۰ ب.ظ

زمان مناظره چهارم تغییر کرد /به آخوندی و ساداتی نژاد وقت پاسخگویی داده شد؟  /واکنش صداوسیما به نامه روحانی و احمدی نژاد - خبرآنلاین

 

شخصیتهای سیاسی بابت مراوداتی که دارند و فرصتهایی که در ارتباط با اجتماعات مردمی پیدا میکنند حتی اگر نخواهند نامزد ریاست جمهوری شوند باید روی فن بیان و خطابه کار کنند. غیر از روحانیون البته گاه شخصیتهایی مثل احمدی نژاد و لاریجانی هم در بین مسئولان بوده اند که در ادای کلمات دچار لکنت و سکت و دستپاچگی نمی شدند اما لااقل در این دور از رقابتهای انتخابات این ویژگی مثبت کمتر دیده می شود.

در انتخابات سه سال پیش بحثی از سیاست خارجی به میان نیامده بود که دون شأن مناظراتی در سطح تصدی ریاست جمهوری اسلامی بود. شکر خدا در این دور از انتخابات شاهد اصلاح رویکرد غلط قبلی هستیم.

بعضی افرادی که احمدی نژاد آنها را کنار گذاشت یا درگیر شد بعدها مشخص شد چه ماهیتی دارند. یکی اش ناطق نوری بود، یکی اش خانواده لاریجانی و قطعا یکی هم مصطفی پورمحمدی است؛ اولین وزیری که احمدی نژاد اگر چه با سفارش یکی از مجموعه ها به کابینه راه داد اما از ادامه فعالیت برکنار کرد. حرفهای خاله زنکی، کوچه بازاری و فاقد مطالعه و غیر علمی پورمحمدی به خصوص در مناظره امشب آزاردهنده و خجالت آور بود. زشت است همچین شخصیتی دبیر جامعه روحانیت تهران هم باشد. او  به اندازه پزشکیان نتوانست آیه و حدیث بخواند که لااقل ثوابی ببرد!

سعید جلیلی که در مناظرات قبلی در قالب شخصیتی نزدیک به نجم الدین شریعتی ظاهر شده بود این بار با استحکام و قاطعیت بالایی جلوه نمود. در مجموع از نظر حقیر اشراف و تسلط و علمی که جلیلی نسبت به اساس حکمرانی دینی در عرصه های فرهنگی و سیاسی داشت غرورانگیز و افتخار آفرین است. وجود چنین شخصیتهایی ضامن احیای آرمانها و تحقق مدنیت نوین جهانی در بستر مردمسالاری دینی خواهد بود.

مدتی برایم سوال بود مگر تهیه کننده سیما و سینما بسترساز و تدارکاتچی ساخت اثر هنری نیست؟ به عبارتی وظیفه اصلی تهیه کننده، تأمین و پشتیبانی مالی تولید اثر است. خب چنین مسئولیتی چه نیاز به گذراندن دوره آموزشی و مدرک دانشگاهی و رشته تخصصی دارد؟ پرسیدم و فهمیدم تهیه کننده اتفاقا از این باب که باید تأمین کننده مادی تولید برنامه باشد لازم است از مجموعه فعالیتهای هنری مرتبط با تولید اثر شناخت و سر رشته ای داشته باشد تا سرش کلاه نرود! بداند فیلمبردار یا کارگردان یا بازیگر یا گریمور یا جلوه های ویژه و... چه وظیفه ای دارد و چه می کند. بفهمد کارها درست پیش می رود یا نه؟ بودجه و امکانات و زحمتش هدر نرود. اگر بخواهد چشم بسته امضا بدهد خیلی زود ورشکست و نابود خواهد شد. رئیس جمهور ممکن است در همه زمینه ها تخصص نداشته باشد اما لااقل یک اطلاعات اولیه و کلی و در حد سررشته باید داشته باشد که فریب هر کسی را نخورد. پرشکیان را آدمی سالم و دلسوز می دانم. اما این سطح سادگی و خوش قلبی که در موارد متعدد ثابت شد به صرف اعتماد به دوستان اکتفا می کند می تواند خسارت بار باشد. نمونه اش را در جریان برجام یا سوال از رییس جمهور وقت در حمایت از گشت ارشاد و بعدها مخالفت با آن و ... دیده ایم که در نهایت گفت به دوستان اعتماد کردم! رییس جمهور اگر اینگونه باشد بازیچه و عروسک خیمه شب بازی دیگران خواهد شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

قصور عجیب در مناظره امشب

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱ تیر ۱۴۰۳، ۰۹:۱۷ ب.ظ

تاریخ دقیق ولادت امام هادی در سال 99 چه روزی است ؟

 

در غربت امام هادی علیه السلام همین بس که در شب ولادت ایشان هیچ یک از نامزدهای ریاست جمهوری اسلامی در شروع برنامه مناظره یک جمله تبریک هم نگفت؛

امامی که جامعه کبیره اش مخزن ناتمام معارف شیعه است و شبکه نقابتش سرآغاز ارائه الگوی حاکمیت ولایت فقیه.

کاندیداهای ما روز اصناف و برد تیم ملی والیبال را تبریک گفتند؛ اما حواسشان به گرامیداشت یاد این امام غریب نبود. امام مظلومی که در همین یک دهه گذشته آماج حملات هجو و تخریبی معاندان مکتب وحی بود. صدا و سیما هم البته قصور مسلّم داشت.

میلاد هادی امت حضرت علی النقی علیه السلام بر شما مبارک.

 

یکی از مخاطبان وبلاگ پیام داد که آقای زاکانی تبریک گفت. من متوجه نشدم ولی به اعتبار ایشون این توضیح رو اضافه کردم. دم زاکانی گرم.

در تایم استراحت جلسه مناظره که اواسط برنامه بود مجری شبکه یک سیما عید ولادت امام دهم رو تبریک گفت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شفاف و پاسخ گو

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۹ خرداد ۱۴۰۳، ۱۲:۲۷ ق.ظ

مناظره امشب را دیدم. این جمع را لزوما نماینده جامعه نخبگانی ایران نمی دانم. به نحوه بررسی و تأیید صلاحیتهای شورای نگهبان در انتخابات مجلس و خبرگان و ریاست جمهوری نقد جدی دارم که قبلا بیان کرده ام.

نامزدها بحث تخصصی قابل توجهی نداشتند و تقریبا همه یک حرف را می زدند؛ اما از نظر من سعید جلیلی اشراف و تسلط بیشتری نسبت به امور جاری کشور در عرصه اقتصاد داشت.

خوبی مناظره ها و برنامه های پرسش و پاسخ به خصوص در حضور نخبگان یا دانشجویان و طلاب همین است که روشن می شود چه کسی چه چیزی در چنته دارد. مقام معظم رهبری هم از مسئولان خواسته بودند به میان مردم و جوانان رفته و با آنها دیدار و گفتگو داشته باشند. اغلب مسئولان از این کار سر باز می زنند. عده ای هم صرفا در محیط هایی کنترل شده حضور نمایشی دارند و بعضا به سوالها جواب مشخصی نداده، کلی گویی کرده و زود از جمع خارج می شوند.

از مصطفی پورمحمدی خوشم نمی آید. ایشان دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران است که اساسا به این جریان حسن ظن ندارم. جمعیتی که حسن روحانی و ناطق نوری و هاشمی رفسنجانی از بزرگان آن بوده اند. جماعتی که در ماههای نخست انقلاب مقابل شهید بهشتی ایستاده و ابوالحسن بنی صدر را که یک آقازاده بود مورد حمایت قرار دادند.

نکته دیگر اما درباره رویکرد تبلیغاتی کاندیداهاست. همه کاندیداها متفق القول بودند که در کشور فسادهایی وجود دارد، اختصاصی سازی صورت گرفته، انحصار خودروسازی و اداره غلط نظام بانکی به کشور لطمه زده، تورم پدر مردم را درآورده، از توانایی نخبگان و بضاعت و استعداد کشور استفاده نگردیده، رانتخواری و بی عدالتی هست و... خب یکی نیست بگوید پدر آمرزیده ها! شما همه تان یا نماینده یا رییس مجلس یا وزیر و عضو هیات دولت بوده اید. باید جوابگو باشید در منصبی که قرار داشتید چقدر از اختیارات و ظرفیتهای خود برای اصلاح امور بهره گرفته اید؟ جوری ژست نگیرید که انگار تا به حال مدیریت کشور در اختیار عناصری از کره دیگر بوده و خودتان در وضعیت موجود هیچ نقشی نداشته اید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مسافر ملکوت

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ۰۸:۰۶ ق.ظ

مشخصات ، قیمت و خرید کتاب مسافر ملکوت: نیم‌نگاهی به زندگانی طلبه شهید شیخ محمدزمان  ولی‌پور|فروشگاه کتاب قم

 

بعضی اتفاق ها برای آدم خاطره می شود. مثلا وقتی کتاب طعمه اروند را برای طراحی به دوست خوبم آقا میثم واثقی (که در حال حاضر از اساتید دانشگاه امام حسین است) سپردم در میان تصاویر متفرقه ای که از دفاع مقدس داشت چرخید و عکسی را برای روی جلد آن انتخاب کرد. بعد از چاپ کتاب، حاج آقای شکوهی که خودش اصالتاً مشهدی است تماس گرفت و گفت خانمی به دفتر انتشارات در خیابان صفاییه قم آمده و اصرار دارد اصل تصویر جلد کتاب را دریافت کند. این خانم هم ظاهرا مشهدی بود و می گفت تصویر متعلق به برادر شهیدش است که آن را در آلبوم خاطراتش ندارد.

یا مثلا خانم دکتر بنی هاشمیان که از مریدان شهید شجاعیان است و اتفاقا سر موضوعی هم بینمان بحث تندی شده بود بعد از خواندن کتاب خاطرات این شهید مرا به کناری کشید و مدعی شد پیغامی از طرف شهید برایم دارد. حرفش را گوش دادم و جدی نگرفتم؛ اما بعد عیناً همان مسأله برایم اتفاق افتاد. یا درباره کتاب خاطرات شهید سید روح الله عمادی هم موضوعی هست که بعدا برایتان تعریف میکنم؛ ان شاءالله.

خب، امروز حاج حسن آقای مهدیزاده، پیر دیر عشقبازی با شهدا پیام داد و یادآوری کرد که سالگرد شهادت محمد زمان ولی پور است.

کتاب مسافر ملکوت را از همه کارهایم بیشتر دوست دارم.

سفری با دوستان دانشگاه علوم پزشکی بابل به مشهد رفته بودم. دست یکی از رفقا کتابی از مرحوم نادر ابراهیمی بود. گرفتم و سریع خواندم. سبک نوشتاری اش برایم جالب و شیرین بود. برگشتم قم، دوستان طلبه ای تماس گرفتند که ما خودمان خاطرات طلبه شهید محمدزمان ولی پور را جمع آوری کرده ایم، نوشتنش با شما.

محمدزمان ولی پور شخصیتی عرفانی داشت و از این رو به شیخ ملکوتی هم شهرت یافته بود. خاطرات را خواندم و به ذهنم رسید سبک نادر ابراهیمی را در قالب مینی مال پیاده کنم. کار که تمام شد، دوستان خواندند و نظر دادند و رفتند برای قرارداد با ناشر، یعنی آقای خلیلی موسسه شهید کاظمی که انصافا در عرصه تولید و نشر کتاب دفاع مقدس همتا ندارد.

در این اثنا همسر یکی از دوستان، کار را خواند و به تمسخر گرفت. می دانستم که سر رشته ای در ادبیات ندارد؛ اما خب دل نازک من گرفت و در خودم فرو رفتم.

ساعتی نگذشت که پیامکی طولانی از مرحوم آزاده محمد حسین منصف به دستم رسید. گویا کتاب "این عشق الهی است" خاطرات شهید سید علی اکبر شجاعیان که یک سال و نیم قبل چاپ شده بود را همان روز خوانده بود و تحت تأثیر آن به تشویق و تحسین این حقیر پرداخت. حالم جا آمد!

کتاب مسافر ملکوت خیلی زود منتشر شد و به لطف خدا هر کس که خواند تعریف کرد. حتی جایی بودم خانم نویسنده ای کتاب مرا دست گرفته بود بی انکه بداند نویسنده اش منم توصیه کرد که این گونه کتاب بنویسم! این کار دو بار از تلویزیون و چهار بار از رادیو معرفی شد که مادرم آن را شنید و خوشحال شد.

دو سال وقتی به مشهد مقدس می رفتیم این کتاب در پشت شیشه فروشگاه آستان قدس در داخل حرم مطهر قرار داشت که دیدنش بچه هایم را به ذوق می آورد.

روح محمدزمان ولی پور، سیدعلی اکبر شجاعیان و همه شهدا شاد. هر چه در دنیا و آخرت داریم مرهون لطف و کرامت شهداست. امیدوارم در این عرصه توفیق بیشتری داشته باشم و بخش کوچکی از حق بزرگ شهدا را به سهم و بضاعت خود ادا کنم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی دست نهادهای فرهنگی خالی است

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۵:۴۶ ب.ظ

واقعیت امر این است خیلی از نهادهای فرهنگی پولدار، دستشان از ایده و کار نو خالی است.

کار سلام فرمانده در قحطی فعالیت هنری جمعی و ارزشی، گل کرد و گرفت.

نهادهای فرهنگی احساس کردند به ایده جدیدی دست پیدا کرده اند.

یک عده هم همیشه هستند که رابطه خوبی با مسئولان نهادی پولدار دارند، ضعف آنها را می شناسند و چنین مواقعی سر و کله شان پیدا می شود.

می شوند پیمانکار و قرارداد تپل می بندند. چند بیت شعر سر هم می کنند که مفهوم و پیام خاصی نداشته و صرفا کلماتی که نمایه های مذهبی و انقلابی در آن به چشم می خورد پر رنگ می شود. درست مثل اشعار بسیاری از مداحی های نوین که مفهوم خاصی نداشته و جز اسامی مبارک اهل بیت، کلمات مفید و قابل اعتنایی در اشعارشان دیده نمی شود؛ فارغ از وزن و قافیه که کلا غریب و مهجور واقع شده.

خب، وقتی دست زیاد شود و چند کار مشابه به همین ترتیب بیرون بیاید عزیزانی که دنبال بهتر دیده شدن و جذب بودجه بیشتر هستند چاره ای نمی بینند جز این که در این رقابت مادی و نه چندان فرهنگی، سراغ موسیقی و ریتم تندتر، سلبریتی مذهبی معروفتر، دختران خوشگل تر، حرکات موزون بیشتر، گاه مختلط و ... بروند.

این می شود که صدا و سیما و برنامه های مذهبی شاد پر می شود از کارهای نچسبی که معلوم نیست کدام قشر از مخاطبان را قرار است پوشش بدهند.

این می شود که در قم در اجتماع انبوه دختران چادری، گروهی از تهران دعوت می شود با دخترانی بالغ و فاقد چادر که درباره اهمیت چادر سرود می خوانند!

این چند روز اعتراض و تذکرات خوب و مستدلی از سوی جامعه مذهبی در این خصوص منتشر شد که جای قدردانی دارد.

دست مسئولان و نهادهای نفت خور فرهنگی از ایده و کار خوب، خالی است.

تولید سرود و هنرهای جمعی در بستری ارزشی و حاوی پیام که بر موسیقی چیره باشد کاری خوب و شایسته است؛

اما

عزیزانی که در حال رقابت و الگو برداری از اثر ماندگار سلام فرمانده هستند یادشان نرود این کار بدون انگیزه مادی و بستن قراردادهای نجومی و به صورت خودجوش و غیرسفارشی تولید گردیده و ظرافت های فرهنگی و انقلابی آن از باب یک تکلیف و دغدغه لحاظ گردیده است. خروج از این مدار در دامنه معنوی اندیشه انقلاب اسلامی جایگاهی نداشته و خود به خود طرد می گردد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

هفتاد سر اژدها

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۷:۳۸ ق.ظ

کاریکاتور/سرعت رسیدگی به مفاسد اقتصادی

 

دیشب در بخشی از سریال هفت سر اژدها وقتی سلطان سکه در حال محاکمه بود خطاب به قاضی گفت چرا فقط مرا محاکمه می کنید؟ آنهایی که به من بسط ید دادند بتوانم این همه سکه را خریداری کنم هم مجرم هستند، رییس بانک مرکزی و معاونانش و... پشت من بودند که سلطان سکه شدم....

قاضی هم وعده داد به جرایم آنها رسیدگی خواهد شد.

موضوع بر می گردد به حراج بی ضابطه ارز و سکه در دولت روحانی که باعث شد کفگیر خزانه به ته دیگ خورده و دست نظام در مقابل فشار غرب برای پذیرش برجام های یک و دو و سه خالی شود. آن موقع رهبر انقلاب هم تأکید کرد کسانی که باعث خروج این همه سکه و ارز از منابع کشور شدند گناهکارند.

علیه احمد عراقچی معاون وقت ارزی بانک مرکزی اعلام جرم شد. او به هشت سال زندان محکوم گردید. دو ماه بعد با وثیقه آزاد شد. گفتند پرونده اش باید دوباره بررسی شود. عراقچی مدعی شد صرفا به دستورات سیف و روحانی عمل کرده و خودش هیچ کار بوده است. دیگر به پرونده او رسیدگی نشد.

علیه ولی الله سیف هم اعلام جرم شد اما پرونده او نیز به جایی نرسید. پرونده اتهامات محیرالعقول حسن روحانی که در مواردی عجیب تر از اتهامات ابوالحسن بنی صدر بود هم به جایی نرسید.

پیش تر در سریال گاندو طوری وانمود کرده بودند که با پایان یافتن عمر دولت قرار است به جرایم برادر معاون اول رییس جمهور و یا حتی برادر رییس جمهور رسیدگی شود. مهدی جهانگیری که مدتی در بازداشت بود با روی کار آمدن دولت رئیسی نه تنها محاکمه نشد بلکه به سمت ریاست اتاق بازرگانی ایران و یونان منصوب گردید.

در این دولت البته متهمان دیگری مثل مهدی عبوری(بازداشتی شعبه سیزده دادگاه رسیدگی به جرایم کارکنان دولت) و ... هم پست و مقامی حساس به دست آورده اند و البته مسئولان همچنان مصرّ هستند اگر سوت زنی کنید به شما جایزه می دهیم! فرماندار بسیجی قزوین که بر ضد زمین خواری بعضی قضات اعتراض کرد با دستور یکی از همان قضات محاکمه و روانه زندان شد، مصطفی نیازآذری که متهم دانه درشت و فراری پرونده اکبر طبری بود از کانادا به کشور بازگشت و تصاویری از گردش خود را منتشر نمود. پرونده عجیب و جنجالی اتهامات فولاد مبارکه با مرگ مهسا به فراموشی سپرده شد. کسی با عبدالله عبدی و چگونگی واگذاری پتروشیمی غیرقانونی میانکاله به این متهم اقتصادی کاری نداشت. صلاحیت غلامرضا تاجگردون با آن پرونده سنگین در انتخابات مجلس دوازدهم تأیید شد و راهی کرسی گرم بهارستان گردید. طلبه ای در اهواز و طلبه ای هم در قم و شهرکرد و... به ظن اینکه دست به اعتراض یا افشای اتهامات بعضی ها زده اند باید به زندان بروند.

خلاصه، دعوا بر سر اینکه فساد سیستمی شده یا سیستم فاسد می شود دعوایی بی فایده و سر کاری است. نتیجه هر دو تقریبا یکی است؛ ضرر مردم و بی اعتمادی نسبت به حکام.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مرد بود

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۳:۳۰ ب.ظ

photo_2024-04-22_15-25-44_fpm.jpg

 

آرمان بنفشی جوان کردستانی غیور کشورمان است که در اقدامی مردانه جان خودش را از دست داد.

یک پدر درون چاه گرفتار می شود. سه فرزندش برای نجات او می روند. آن سه هم دچار گاز گرفتگی فضای چاه شده و بی رمق درون آن می افتند. آرمان صدای ناله آنها را می شنود. با نیروهای امدادی تماس می گیرد. تا رسیدن آنها دست به کار می شود و هر چهار نفر را نجات می دهد اما خودش بی حال شده و در چاه می ماند و جانش را از دست می دهد. استاندار کردستان پیامی داد و از او تجلیل کرد.

چقدر خوب بود صدا و سیمای ما که روزانه دهها برنامه خوب و بد را تحویل مخاطبان می دهد هم گزارشی از حماسه این جوان شجاع و ایثارگر تهیه می کرد. چنین قهرمان هایی باید به جامعه معرفی شوند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با عشق

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۱۰:۱۷ ق.ظ

پارتی بازی مجید قناد برای دعوت بچه‌ها - برمودا | پخش زنده شبکه نسیم - ۱  اردیبهشت ماه ۱۴۰۳

 

دیشب مجید قناد، مجری سالهای خاطره انگیز عمر ما، میهمان برمودای کامران نجف زاده بود.

اوایل صحبتش احساس کردم دمغ و ناخوش احوال است، شاید خدای نکرده سکته زده است. کلمات را خوب ادا نمی کند، لبخند ندارد. انگار بی حوصله و کلافه و از اجبار اینجا آمده است...

اواسط برنامه که شاغلام وارد شد مجید قناد که مثل او هفتمین دهه عمرش را سپری می کند، به احترامش از جا برخاست. دو سه دقیقه ایستاد و حرف زد. اینجا بود که گل لبخند روی لبهایش نسست و کمی سرحال تر و روان تر شروع به صحبت کرد. 

اواخر برنامه مجری از مهمانش خواست به سبک قدیم مسابقه ای را بین او و شاغلام برگزار کند. میکروفونی دستش دادند و او را نشاندند وسط. اینجا دیگر مجید قناد، خودش شده بود؛ سر حال و مسلط و شاداب.

ما آدم ها وقتی کاری را که دوست داریم انجام می دهیم، وقتی پای عشق و انگیزه به وسط می آید، وقتی احساس می کنیم آنطور که دلمان خواست اثر گذار هستیم سرزنده و با نشاط و راضی و آرام و خوشحال شده و هویت پیدا می کنیم. همیشه باید تلاش کنیم سر جای خودمان قرار بگیریم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اگر بخواهی خودت باشی

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۴ فروردين ۱۴۰۳، ۰۵:۳۰ ب.ظ

ع . ص» در برابر تهمت التقاط چه پاسخی داد | خبرگزاری فارس

 

"برای پس از مرگم" را سیمای جمهوری اسلامی پخش کرد. موضوعش زندگی شیخ علی صفایی است معروف به عین صاد. در بخش هایی از فیلم گفته میشود وزارت اطلاعات برای او پرونده ساخته، متهم به براندازی شده، حشر و نشر با او مذموم شمرده شده و...

پیش تر در کتابی پیرامون زندگی آزاده قهرمان، ملاصالح قاری نیز که توسط نشر شهید کاظمی به چاپ رسید درباره برخورد بد وزارت اطلاعات با او روایتهای تلخی نقل شد.

البته این اتفاق هم که در جمهوری اسلامی اجازه داده میشود حتی در صدا و سیما عملکرد مهمترین بخش امنیتی کشور زیر سوال رفته و نقد شود قابل تحسین است.

اما کی قرار است این روند اشتباه اصلاح شود؟ هنوز هم گاهی شنیده میشود اگر کسی حتی از قشر دلسوز انقلابی و طلبه و خادم شهدا و...، تفکری متفاوت با جریان غالب و سازگار و مطیع داشته باشد از طرف بعضی مجموعه ها زیر نظر قرار گرفته و معاشرت با او شماتت می گردد و شخصیتش به انزوا کشانده میشود. گاهی در گزینش بعضی ادارات سوال میشود با فلانی ارتباط داری یا نه؟! در حالیکه در همان ادارت بعضی هنجارشکنی ها به راحتی مورد اغماض قرار میگیرد.

این روند جز افزایش روحیه تملق و ریاکاری و بی صداقتی ثمری نداشته و مانع رشد و بلوغ جوامع خواهد بود.

شیخ علی صفایی راهش را ادامه داد. مُرد اما آثارش ماند و جوّ غالب را تغییر داد. امروز اندیشه های او در بین جوانان متدین دست به دست می چرخد و مورد استقبال قرار می گیرد. مرور زمان این خصلت را دارد که خیلی از اوراق را بر می گرداند. کسی به وضع حال، غره یا دلگیر نشود.

این مستند را حتما تماشا کنید.

 

برای پس از مرگم| تماشای آنلاین با بالاترین کیفیت | هاشور

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دل تنگ تنگه

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۰ فروردين ۱۴۰۳، ۰۲:۴۶ ب.ظ

نقد فیلم تنگه ابوقریب ساخته بهرام توکلی - ایده هایی کهنه در لباسی نو |  دیجی‌کالا مگ

 

اوایل دهه هفتاد من بچه اول یا دوم راهنمایی بودم. فیلم عروس چقدر به دلم نشست. بارها رفتم سینما و تماشا کردم. به خصوص که قهرمان داستان هم نامش حمید بود.

خداحافظ رفیق را روضه مصور میدانم. باید خلوتی باشد آدم بنشیند و نگاهش کند، بسوزد و اشک بریزد.

تنگه ابوقریب را دیشب تلویزیون پخش کرد؛ نمیدانم چرا شاید به خاطر نزدیکی شبهای مبارک قدر. این فیلم را چندبار دیده ام خدا می داند. لحظه به لحظه اش را حفظم. باز هم می نشینم و نگاه میکنم. اغلب فیلمهای سینمای ایران را میبینم. همه فیلمهای دفاع مقدسی را دیده ام. اما صحنه های بی بدیل و نزدیک به واقعیت تنگه ابوقریب اثری هنرمندانه و تأثیرگذار را رقم زده که تا کنون فیلمی را همپای آن سراغ ندارم. بارها خودم را در بین خاکریزهای تنگه ابوقریب میان حجم آتش و خون و دود و عطش آن دیده و ماجراهایش را با پوست و گوشت و استخوانم لمس کرده ام. فیلم که تمام میشود میگردم ببینم تکرارش را کی دارد دوباره ببینم. دانلود هم کرده ام و گاهی فرصتی دست دهد چندباره به تماشایش می نشینم و اگر مدتی بگذرد دلم برای دیدنش تنگ می شود. دارم به دیدن تصاویر این فیلم معتاد میشوم. روزی میشود تمام مناطق مرزی خوزستان را پیاده گز کنم؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

طوفان در چشم باد

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۵ فروردين ۱۴۰۳، ۰۲:۱۶ ب.ظ

حبیب ‌الله عبدالرزاق‌اف حسام خان در چشم باد درگذشت

 

سریال در چشم باد، یک جایی حسام که مبارز تاجیکی و تفنگچی کوچک جنگلی است بعد از آزادی از بند می گوید جایی میروم که عدالت در آن حکمفرما باشد. حاج قاسم سریال به او می گوید گشتیم نبود نگرد نیست. حسام میرود. مدتی بعد نامه ای از او به دست دوست صمیمی اش میرزاحسن می رسد که بوی مرگ می دهد. او در واپسین ساعات عمرش دردمندانه نوشته است که از یافتن عدالت مأیوس شده است.

واقعیت آن است که عدالت هیچ وقت به شکل صد در صدی ایجاد نخواهد شد. همانطور که مسلمان صد در صدی نداریم و جز معصوم، همه ما یک جایی پای دین داری مان میلنگد عادل کامل هم نداریم و یک جاهایی به عمد یعنی از سر هوای نفس و وسوسه شیطان یا غیر عمد یعنی سادگی و برداشت غلط و ... از مدار عدالت خارج میشویم.

حتی اگر معصوم هم حاکم باشد مثل زمان علی علیه السلام باز هم شاهد بعضی بی عدالتی ها و بی دینی ها در مراتبی از جامعه خواهیم بود.

این سخن البته به معنای تأیید منطق منفعلانه و مشکوک حجتیه نیست که باید دست روی دست گذاشت تا ستم و فساد همه جا را فرا بگیرد.

قطعا به حکم مسلمانی و فطرت عدالتخواه خود موظف به اجرای عدل و انصاف و تقابل با ظلم و فساد و کمک به مظلوم و ایجاد بستر رشد برای جامعه هستیم؛ اما با درک واقعیتهای انسانی که معجون فطرت و غریزه است؛ سطح انتظار خود را آنقدر بالا نبریم که اگر در راه عدالت کوشیدیم و نتیجه دلخواه را نیافتیم به ورطه ناامیدی و انزوا سقوط کنیم. "ما مأمور به تکلیفیم" را اینجا باید معنا کرد. همین قدر که پیش خدا و وجدان خود شرمنده نباشیم و ننگ سکوت و همراهی ضمنی با فساد و ظلم را تحمل نکنیم ارزش دارد. مطلوب حاصل شد چه بهتر اگر نه اجر مجاهدان سبیل الله دستاورد اندکی نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ایرانی اصیل

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۵ فروردين ۱۴۰۳، ۱۱:۰۸ ق.ظ

گریم شدن مجری توسط منوچهر آذری! - برمودا | نسیم - ۴ فروردین ماه ۱۴۰۳

 

دیشب منوچهر آذری هنرمند پیشکسوت رادیو میهمان برنامه برمودا بود. شاید برای اولین بار از سیمای جمهوری اسلامی اعلام شد که او جزو اقلیتهای دینی و کلیمی است. چقدر به امام رضا علاقه داشت. گفت همان قدر که با استدلال، حضرت موسی را قبول دارم امام رضا را هم قبول دارم به زیارتش میروم و برایش نذری می دهم.

چقدر ایران را دوست داشت و با افتخار از اینکه خودش و فرزندانش که پزشک و دندانپزشک هستند ساکن ایران و وفادار به این آب و خاک اجدادی اند سخن می گفت.

چقدر دوست داشت مردم کشورش را شاد کند.

آدم یهودی باشد اما انصاف داشته باشد. دمش گرم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عبرت نگرفتید

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳ فروردين ۱۴۰۳، ۰۸:۴۲ ب.ظ

کاریکاتور #طنز_اجتماعی #سیاه #خبر #خبرفوری #آنلاین #خبرنگار #مجازی #سلبریتی  #�...‎ | Instagram

 

نظام از ماجرای مهسا باید عبرت میگرفت دست از سلبریتی پروری و سلبریتی محوری بردارد. اما گویا حضرات عبرت نگرفتند. این جماعت از قِبَل صدا و سیما که به جایی برسند و خرشان از پل بگذرد برای نظام و انقلاب و ارزشها جفتک می اندازند. جماعتی که سطح دغدغه شان فراتر از شکم و زیر شکم نیست. 

هزاران دانشمند و هنرمند و قهرمان واقعی و ایثارگر در این مملکت درخشیده اند در بحبوحه خطر پای ملت خود ایستاده اند. باز هم تریبون به بهانه بیشتر دیده شدن در اختیار جماعت پوکی قرار میگیرد که برای پول و شهرت تن به هر کاری می دهند.

مملکت باز هم از این ناحیه آسیب خواهد دید. سطح نگاه فرهنگی مسئولین به اندازه روزمرگی و گذشت ایام است و نگاه بلند مدت ندارند. از همین فضای مجازی و بازی با سلبریتی ها و آزادی اختلاط و ترویج کنسرت و... بلایی سر مفاهیم آرمانی و تمدن اسلامی و اندیشه صدور انقلاب می آید که از دست دشمن و تهاجم فرهنگی اش ساخته نبوده و نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نخلها ایستاده می میرند

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۱:۰۹ ق.ظ

خطای ناشناخته تلوبیون | مرجع پخش زنده و دانلود فیلم ، سریال و سایر برنامه  های تلویزیون

 

سر پایی و گذری داشتم تلویزیون را نگاه میکردم. شبکه مستند برنامه ای پخش کرده بود با نام نخلها ایستاده می میرند. چند لحظه ای بیشتر فرصت تماشا نداشتم. یک وقتی ان شاءالله بنشینم از اینترنت کاملش را با حوصله نگاه کنم.

در این مستند آماری بازگو شد که برایم حیرت آور بود. قبل از آغاز تهاجم عراق به ایران، تعداد نخلهای خرمشهر و آبادان نه میلیون بود. الان اما این تعداد به سه میلیون رسیده است. بیشتر از شش میلیون نخل در جریان جنگ فقط در این دو شهر نابود شد.

تصویری جالب هم از بعضی نخلهای باقی مانده زمان جنگ در اطراف بهمنشیر نشان داده شد. با اینکه تیر و ترکش خورده و قسمتی از بدنه آنها پوک و پوسیده شده بود اما باز هم شاخه هایشان محصول می داد.

نخلها ایستاده می میرند. حتی نخلهای بی سر هم پا بر جا بودند. نخل را انصافا باید نماد مقاومت مردم ایران دانست. هم ایستاده و مقاوم است هم تا آخرین نفس، ثمر می دهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا