اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۶ ارديبهشت ۰۳، ۱۸:۳۹ - علیرضا محمدی
    چه جالب

۶۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تهاجم فرهنگی» ثبت شده است

جنگ به توالت ها کشید!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۳:۴۱ ب.ظ

جنجالی که یک توالت عمومی در تهران به پا کرد

 

یکی از ادله ای که فقها با استفاده از کروات مخالفند حرمت تشبّه به کفار است. اسلام با کفر چه در باطن و چه در ظاهر مرز دارد. 

موسیقی مناسب مجالس لهو را یک مسلمان ولو در خلوت خودش نباید گوش بدهد.

و...

جنگ بین ما با دنیای غرب و هر آنچه که فرهنگ دین را متزلزل می سازد یک نبرد تمدنی است. حجاب و عفاف و آزادی روابط و ... بخش هایی از این تقابل بزرگ است. معماری ما نباید به سمت و سوی غرب برود که رفت. سگ بازی، تغییر اسامی مذهبی، مصرف گرایی، خود نمایی به خصوص با ابزار رسانه، شهوت پرستی و خوشگذرانی، دخانیات و مشروبات الکلی، وطن ستیزی، وطن گریزی و ... ابزارها یا نمادهایی در تهاجم فرهنگی غرب نسبت به جامعه دینی است، جامعه ای که ایستادگی اش در جنگ نظامی مرهون فرهنگ دینی و ملی بوده و حالا برای ضربه فنی شدن باید از هویت تاریخی و تمدنی خود عاری گشته و به سمت پوکی و بی غیرتی و بی خیالی سوق داده شود.

خلاصه و گذرا خواستم به بهانه نصب توالتهای فرنگی ایستاده! در بعضی مراکز خرید تهران به جدی بودن تهاجم یا به قول آقا ناتوی فرهنگی غرب اشاره کنم. این سنگ های نوالت با اعتراض و پیگیری بعضی از شهروندان برداشته شد؛ اما کمی جدی تر باید به معضل وادادگی فرهنگی لایه هایی از جامعه و حس تقلید گرایی و خودباختگی آنها در برابر نمادها و مظاهر تمدن حیوانی غرب توجه نشان دهیم.

کمترین مواجهه ما باید اصرار بر تغییر سبک معماری رایج و بازگشت به سرمایه های مهندسی و معماری ایران کهن به منظور تقویت عناصر تمدن ملی و دینی باشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ابتذالی به نام نقاشی با ادرار در تهران!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۵:۴۷ ب.ظ

فروش میلیونی نقاشی با ادرار انسان در تهران! 

 

اقتصاد ایران: گالری در تهران واقع در خیابان مطهری همین قلب پایتخت میزبان یک پرفرمنس عجیب و غریب بود. فروش میلیونی نقاشی با ادرار انسان! با “ادرار خودتان اثر هنری داشته باشید” هنجارشکنی و لگدزدن به فرهنگ و هنر و جذب مخاطب با سخیف‌ترین حالت ممکن هر روز دارد شکل جدیدی به خود می‌گیرد. اینکه با مکاتب مختلف و اسامی‌های ایسم‌دار بخواهیم خود را تبرئه کنیم و اسم این عمل را تابوشکنی بگذاریم حقیقتا به بیراهه خواهیم رفت.

اولین چیزی که در ذوق شما می‌زند بوی تند ادرار در یک محیط هنری است اما شما هر چه بیشتر نزدیک به محل اجرا می‌شوید این بو تندتر و زننده‌تر می‌شود. چهار عدد صابون و آفتابه‌های آویزان به شما می‌گوید رنگ‌ها قرار است چیزی را پنهان کند و یک مانیتور از هنرمند با شما حرف می‌زند و چشم‌هایی که در تمام دیوار به چشم می‌خورند و فضا بیشتر مشمئزکننده‌تر می‌شود.

در فضای اصلی فردی که خود را خالق این محیط می‌داند در حال نقاشی کردن است دستکش به دست و در حال نوشیدن دمنوش یا چیزی شبیه آن اما نقاشی‌ها اگر کمی دقیق‌تر شویم با رنگی تیره کشیده می‌شوند و یک نمونه ادرار که با آن ترکیب می‌شود و به قول خود آقای هنرمند خلق اثر با خط زرد یا همان ادرار. شما می‌توانید اثر هنری خودتان را با ادرار خودتان یا بقیه داشته باشید! این جمله بارها شنیده می‌شود که شبیه یک خیال است از اول ورود که باید خط زرد را دنبال می‌کردید تا خلق اثر و بوی گند، همه و همه به شما یک چیز تفهیم می‌ کند که اینجا خبری از هنر نیست.

ولی انگار کابوس تمامی ندارد و هر لحظه مهیب‌تر می‌شود یک بوم مانند دیوار سرویس‌های عمومی و نوشته‌های مردم که بیشتر شبیه یک لوح منحرف در مقابل شماست. از فحش گرفته تا رکیک بودن الفاظی که انگار نویسنده خود را خالی کرده است.

عجیب‌ترین قسمت ماجرا اینجاست که این اثرهای هنری فروخته هم می‌شوند. از یک میلیون تومان به بالا. شما برای خلق اثر هنری با ادرار خودتان که سرتاسر کثافت و بیهودگی است باید پول پرداخت کنید و بسیار خرسند باشید.

انگار بیرون از گالری دنیا چیز دیگری است فشارهای اقتصادی بر روی زندگی مردم و میلیون تومانی که می‌تواند گره‌ای از زندگی را باز کند و اینجا دارد خرج ادرار می‌شود و به همین سخیف بودن شما انسانیت را قربانی ایسم های غربی می‌بینید و با یک مکتب فرانکفورت دهان شما را مهر می زنند.

توجهیاتی مانند اینکه ما از بیهوده ترین چیز ممکن در جهان هستی اثر هنری خلق کردیم قفل دیگر بر دهان شما می زنند. مگر بر روی گالری‌ها نظارتی نیست که به اسم مخاطب خاص داشتن هر ابتذالی باید هنجار شود؟

اینکه برخی اینگونه پاسخ می‌دهند که این افراد که به دیدن گالری‌های مذکور می‌آیند از دسته آدم‌هایی نیستند که نیاز اقتصادی داشته باشد عمل قبیح این گونه هنرمند نماها را توجیه نمی‌کند و باید به حال هنر این کشور زار زار گریست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عبرت نگرفتید

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳ فروردين ۱۴۰۳، ۰۸:۴۲ ب.ظ

کاریکاتور #طنز_اجتماعی #سیاه #خبر #خبرفوری #آنلاین #خبرنگار #مجازی #سلبریتی  #�...‎ | Instagram

 

نظام از ماجرای مهسا باید عبرت میگرفت دست از سلبریتی پروری و سلبریتی محوری بردارد. اما گویا حضرات عبرت نگرفتند. این جماعت از قِبَل صدا و سیما که به جایی برسند و خرشان از پل بگذرد برای نظام و انقلاب و ارزشها جفتک می اندازند. جماعتی که سطح دغدغه شان فراتر از شکم و زیر شکم نیست. 

هزاران دانشمند و هنرمند و قهرمان واقعی و ایثارگر در این مملکت درخشیده اند در بحبوحه خطر پای ملت خود ایستاده اند. باز هم تریبون به بهانه بیشتر دیده شدن در اختیار جماعت پوکی قرار میگیرد که برای پول و شهرت تن به هر کاری می دهند.

مملکت باز هم از این ناحیه آسیب خواهد دید. سطح نگاه فرهنگی مسئولین به اندازه روزمرگی و گذشت ایام است و نگاه بلند مدت ندارند. از همین فضای مجازی و بازی با سلبریتی ها و آزادی اختلاط و ترویج کنسرت و... بلایی سر مفاهیم آرمانی و تمدن اسلامی و اندیشه صدور انقلاب می آید که از دست دشمن و تهاجم فرهنگی اش ساخته نبوده و نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خواهر برادری مجازی!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۴۰۲، ۰۸:۱۰ ق.ظ

چگونه با نامحرم در محیط اداری رفتار کنیم؟ - تسنیم

 

خدا مرد و زن را طوری آفرید که به هم نیاز داشته و مکمل یکدیگر قرار بگیرند. کجا؟ ذلیل چتری به نام خانواده به عنوان یک اجتماع گرم و کوچک و سالم که پایه گذار تشکیل اجتماع بزرگ و سالم فطری قرار بگیرد.

اصل گرایش زن و مرد به یکدیگر، یک اصل غریزی در راستای اهداف عالی عالم خلقت است که باید در مسیر درستش هدایت و به کار گرفته شود.

می ماند این وسط عده ای که نمیخواهند در چارچوبهای مرسوم فطری و اخلاقی و شرعی محدود بمانند.

عده ای که بی پروا به سمت گناه می روند و ابایی از دهن کجی به خدا ندارند، بحثی نیست.

یک عده هم گرایش به مذهب و دین و خدا و پیغمبر دارند اما دلشان هوایی است و بدشان نمی آید ذیل جانماز آب کشیدن هایشان شیطنت های ریز و درشتی هم داشته باشند. طبعا این افراد برای شیطنت ها و تمایلات نفسانی خود دنبال توجیهی شرعی می گردند. فضای مجازی هم که البته دامنه اختلاط را بسیار افزایش داده است. قبلا طرف پدرش در می آمد شماره یک جنس مخالف را پیدا کند الان که همه راههای ارتباطی مثل آب خوردن در دسترس قرار دارد. 

مراجع ما حکم روابط زن و مرد در فضای مجازی را عین همان حکم در فضای واقعی دانسته اند.

عنوان خواهر برادری مجازی، عنوانی ابداعی برای فرار از احساس گناه و مشروعیت بخشی فرضی و تصنعی به روابط دلبرانه دو جنس مخالف در بین بعضی جوانهای مذهبی است. البته به یک معنا همه انسانها با هم خواهر و برادرند و روابطی که بر اساس هدفی مشترک و متعارف با پرهیز از ابتلا به گناه باشد شرعی است. شهید مطهری یک تقسیم بندی دارد در بحث روابط زن و مرد و نگاه بین آنها با عنوان نگان آلی و نگاه استقلالی. آلی یعنی آلت و ابزار و وسیله و واسطه. مثلاً زن و مرد برای انجام کاری باید به همدیگر نگاه کنند که اصلا موضوع لذت و ... هم در آن راه ندارد. اما نگاه استقلالی یعنی نگاه برای نگاه ولو با قصد لذت نباشد هم محل اشکال است.

بعضی خانمهای مجرد در سنین بالا احساس میکنند به شنیدن صدای یک مرد یا چت با او نیاز داشته و از این طریق به آرامش می رسند. بعضی آقایان هم البته دنبال چنین فرصتهایی هستند و زود دست و دلشان به لرزه می افتاد. اسلام البته مسیر درستش را برای پرهیز از هرج و مرج و رفع نیازهای طبیعی مشخص کرده.

این نوع چتها که بدون هدف خاص صرفا از باب سرگرمی و دل و قلوه دادن و درد دل و جیک تو جیک شدن بین دو نامحرم است به هیچ وجه توجیه شرعی نداشته و مدخل ورود شیطان است. دقت کنیم که بهانه کار انقلابی و جهاد تبیین و بحث سیاسی و مذهبی در فضای مجازی به سرباز شیطان تبدیل نشویم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

راه نابودی جمهوری اسلامی

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۲، ۰۷:۳۳ ق.ظ

چرایی «مصرف گرایی» در جامعه؛تبعات و مضرات آن

 

اگر فرهنگ و خلق و خوی غالب در جامعه، مادی و دنیایی شود:

فرهنگ ایثار و نوع دوستی رنگ می بازد

کسی در انتخابات پیروز می شود که بیشتر وعده شکمی بدهد

کسی دفاع از ارزشها را به صرفه نمی داند

حسّ فقر و نیاز کاذب باعث نارضایتی عمومی، افزایش آمار طلاق و ایجاد عقده های اجتماعی و بروز ناامنی و... می شود.

عرق به میهن کاهش می یابد

تفکر مقاومت تضعیف می شود، جامعه سست در مقابل زیاده خواهی بیگانه عقب می نشیند 

و....

جمهوری اسلامی بر مبنای معنویت و ایمان به غیب شکل گرفت. در دفاع مقدس هم همین نگاه باعث خلق حماسه شد.

راه نابودی جمهوری اسلامی دامن زدن به تفکر مادی و زدودن باورهای معنوی است.

رواج بی حجابی و لذت طلبی و شهوترانی یک جلوه از تهاجم فرهنگی است. تبلیغات سرسام آور بازرگانی و تشویق مردم به رقابت در خرید بیشتر و ترویج فرهنگ مصرف گرایی به پشتوانه رسانه و شبکه بیمار بانکی، بعد دیگری از ضربه فرهنگی دشمن به اساس تفکر جمهوری اسلامی است که به شدت از آن غافلیم. سازمان ها و نهادهای فرهنگی و خدماتی گمان می کنند با درآمد حاصل از تبلیغات بازرگانی می توانند کار فرهنگی کنند غافل از آن که دامن زدن به حس فقر، ریشه فرهنگ و امنیت کشور را می سوزاند.

مسئولان اگر خودشان دنبال مادیات باشند طبعا نفعشان در این است که جامعه هم به سمت دنیاطلبی و لذت جویی سوق پیدا کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

زهر تیغ فتنه

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۹ دی ۱۴۰۲، ۰۷:۰۵ ب.ظ

فتنه 88؛ گناه نابخشودنی| خرداد پر از حادثه؛ دعوت به قانون‌گریزی در لفافه  بیانیه‌های قانونمدارانه | خبرگزاری فارس

 

قبل از سال 88 هم اغتشاش داشتیم بعد از 88 هم.

قبل از هشتاد و هشت اگر اغتشاشی بود حالت منطقه ای و محدود داشت. اسلامشهر و قزوین و مشهد و ... بیشتر مباحث محلی انگیزه شورش قرار می گرفت. سال 78 و کوی دانشگاه هم اگر چه خاستگاه جناحی و سیاسی داشت اما فراتر از محدوده دانشگاه تهران تا میدان انقلاب و فاطمی نرفت.

سال 88 آشوب سراسری صورت گرفت. 120 نقطه تهران محل درگیری شد. شهرستانهای کوچک و بزرگ کشور صحنه رویارویی مردم با مردم قرار گرفت.

بعد از 88 سه اغتشاش کشوری داشتیم. سال 96 و 98 با رویکرد اقتصادی و سال 1401 که با انگیزه بی ناموسی و شهوت طلبی صورت گرفت.

این اغتشاش آخری هم بنا به دلایلی که به نظر من تعمدی بود با تأخیر کنترل شد تا عملا مسائل اصلی و مطالبات واقعی مردم تحریف شده و به سمت موافقت یا مخالفت با حجاب و عفاف پیش برود و حاشیه ای امن برای سیاستهای اقتصادی ایجاد شود.

در شورشهای 1401 شعارهای زشت و هنجار شکنانه ای بر سر زبانها جاری شد و دیگر خبری از الله اکبر و یاحسین های کاریکاتوری فتنه 88 نبود؛ اما حقیقت آن است که فتنه 88 تیر زهرآلودی بود که آثار مخربش حالاحالاها دامنگیر نظام خواهد بود.

برای همین است که ما به رغم سه شورش وسیع بعد از آن هنوز هم روز نه دی را روز بصیرت دانسته و گرامی میداریم. آشوبهای هماهنگ سراسری، بعد از فتنه 88 در کشور پایه گذاری شد. جایگاه رهبری و قانون و شعائر انقلاب، مسجد و بسیج و... در جریان آشوبهای 88 مورد تهاجم جریان فتنه و نفاق قرار گرفت و حریمها شکسته شد. آنهم از سوی چهره هایی مثل موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی و یکی به نعل و یکی به میخ زدنهای قالیباف و لاریجانی و رضایی که تمام وجودشان نمک گیر انقلاب اسلامی است. این خیانت فراموش ناشدنی به درستی "فتنه اشرافیت" نام گرفت و مقام معظم رهبری آن را خط قرمز خود دانست.

مدیریت دیوان سالاری نظام البته چه در جریان فتنه 88 و چه آشوبهای 1401 منفعل عمل کرد و عقب نشست. در انتخابات 92 با حذف رقبای شاخص و تأیید صلاحیت عجیب روحانی عملا راه برای ورود بخشی از بدنه اصلاحات به نهاد اجرایی و دلجویی از آنها هموار شد. بعد از آشوبهای 1401 هم تعطیلی گشت ارشاد و رها سازی وضعیت حجاب و دامن زدن به اختلاط زن و مرد در ورزشگاه و... وجهی از همین عقب نشینی محافظه کارانه به شمار می آید.

الغرض؛ زخم ناجوانمردانه ای که نظام از ناحیه دوستان فرصت طلب خود در سال 88 دید حتی اگر روزی سران فتنه از خیانت خود توبه کنند به این زودی التیام نخواهد یافت و آثار و عوارض تلخ آن بر پیکره انقلاب مشهود خواهد بود. به نظر می رسد هر از گاه باید منتظر شیطنت دشمن در ایجاد خیزش های کور فراگیر و خسارت بار مشابه 88 اما با رویکردهای صد در صد ضد دینی باشیم. فتنه 88 را باید مادر فتنه های بعد از انقلاب دانست.

تصمیم سازان نظام به رغم اطلاع از چنین واقعیتی هنوز حرکت فرهنگی تحول آفرینی برای اصلاح رویه های غلط مسئولان مثل تبعیض و رانت و سرمایه سالاری و ... نیز رفع شبهات و اقناع فکری مردم و تبیین حقایق انقلاب و تقویت بنیه های فکری و اعتقادی اجتماع آغاز نکرده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خانه ای روی آب

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲ دی ۱۴۰۲، ۰۵:۰۲ ب.ظ

سیب کرمو

 

غرق در فضای مجازی بود. عکس های عاشقانه و خانوادگی و مجردی شاخ های اینستا را دنبال میکرد. احساس کرد همه خوب و خوش و سرحالند و همه اموراتشان بر وفق مراد می چرخد و هیچ غم و کم و کاستی در زندگی ندارند. هر روز بیشتر از قبل حسرت میخورد.

با شوهرش که نان بخور و نمیری در می آورد و سن و سال جوانی اش را فارغ از دلخوشی های اغواگر و تفریح و رفیق بازی و... به کسب و کار شرافتمندانه اختصاص داده بود سر ناسازگاری گذاشت و نق پشت سر نق که ببین مردم دنیا دارند خوش میگذرانند ما برای داشتن بیشتر در فشار و مضیقه و کار و زحمتیم و... از آن دخترهایی که فکر میکنند باید یک گوشه بنشینند از زمین و زمان برایشان پول ببارد.

حرف بزرگترها هم تأثیری رویش نداشت که دخترجان، شوهرت دارد کار میکند، دستتان جلوی کسی دراز نیست، آبرو دارید، نان حلال دارید، زندگی معمولی و سالم دارید، این نمایشهای مجازی صرفا ظاهر زندگی عده ای است باطنشان را خدا خبر دارد و.... اثری نداشت که نداشت و دختر جوان پایش را در یک کفش کرد که طلاق میخواهم... طلاق گرفت و دختر خردسالش را به آوارگی کشاند. دیگر از منطق و استدلالش هم حرفی نمیزد به این بهانه که بقیه مرا درک نمیکنند، نمی فهمند، چرا باید با کسی بحث کنم، من خودم عقل کلّم، ختم روزگارم ...

مدتی عاطل و باطل چرخید، خوش پوشید و خوش گشت و .... دید اینطوری که نمیشود، داد پدرجان هم دارد در می آید، رفت سر کار. سر کار هم که به اقتضای جامعه امروز مجازی زده، تا چشمشان به دختر جوان مطلقه افتاد انواع پیشنهادها و طرح و نقشه ها ردیف شد و...

چند روز پیش خبر مرگ این دختر را شنیدم، علت؟ خودکشی! رسیده بود به پوچی و بی هویتی.

حتی مهر فرزند هم نتوانست او را به زندگی بند کند. موریانه فضای مجازی، ذهن او را به یک میوه کرم خورده تبدیل ساخته بود. 

اگر نمیتوانید مستقل بمانید، رنگ پذیر و منفعل و ضعیف و فاقد اراده هستید، وارد فضای مجازی نشوید. همین سلبریتی هایی که خیلی ها غبطه ظاهر زندگی لوکس و خنده های نمایشی شان را میخورند اغلب باطن ناآرام و بهم ریخته و زندگی بی ثبات و پر تشتت دارند، مضطرب و عصبی هستند.

آرامش به زرق و برق و عکس های مجلل و قهقهه مستانه و زندگی لوس و پز دادن و .... نیست. فضای مجازی سر تا پایش فیک است، فریب نخورید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وحدت حوزه و دانشگاه و سلبریتی ها!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱ دی ۱۴۰۲، ۰۸:۲۲ ب.ظ

                              حمله سردار آزمون به برنامه‌های شب یلدا تلویزیون

 

صدا و سیما چه بر سر مردم می آورد؟

حضور امیر محمد، پسر اینستایی "واگعیه یا کیکه" در برنامه سیما باعث واکنش اعتراضی بسیاری از نخبگان حوزوی و دانشگاهی و مذهبی و غیر مذهبی شد. حتی سردار آزمون هم که خودش هم همچین بی حاشیه نبوده به این مدل الگوسازی سیما اعتراض کرده است.

صدا و سیما به بهانه رقابت با ماهواره و فضای مجازی، در موضع انفعال قرار گرفته و با بها دادن به امثال امیرمحمد و صادق بوقی و ... در واقع در حال برجسته سازی رسانه های غیر قابل اعتماد است که عواقب فرهنگی آن دامنگیر جامعه خواهد شد.

تبلیغات گسترده برای مصرف گرایی و مسابقه خرید و دامن زدن به حس نیاز کاذب و گسترش فقر و احساس نداری و کمبود، اگر چه برای صدا و سیما درآمد دارد اما جامعه را به سمت خشونت و ناامنی و عصبانیت و درگیری و نارضایتی و خودکشی پیش خواهد برد.

فکرش را میکردید روزی سیاستهای صدا و سیما به اندازه ای لوث و منفعل و سطحی و نازل بشود که همه اقشار جامعه با هر طرز فکر و گرایشی در انتقاد از رویکردهای مخرب فرهنگی آن متحد شوند؟

از زاویه دیگر البته این اتحاد بین دلسوزان جامعه را باید به فال نیک گرفت. هنوز ارزشهایی در جامعه زنده هست که بشود سر آن وفاق ملی را تجربه کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

امروز هشتم آبان

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۸ آبان ۱۴۰۲، ۰۵:۰۷ ب.ظ

فهمیده ها هنوز هستند.(دانشجوی شهید علیرضا ویزش فر)

 

دارم کتاب سال 2009 سارایوو، خاطرات ژنرال راسم دلیچ را می خوانم. صفحه 167 نوشته:

"رزمندگان ما با تمام توانشان از وجب به وجب خاک پوساوینا دفاع کردند و در حالی که توازن قدرت نظامی بیشتر به نفع دشمن بود، قهرمانی و شجاعت وصف ناپذیر رزمندگان ما، نتایج درخشانی را برای ارتش بوسنی و هرزگوین به ارمغان آورد. شنیده ها حاکی از آن است که یکی از رزمندگان ما مین ضد تانک به خود می بندد و خود را زیر تانک دشمن می اندازد و تانک را منهدم می کند."

خوب، امروز هشتم آبان است و روز شهادت حسین فهمیده و خواندن اتفاقی این صفحه از کتاب را به فال نیک میگیرم. مشابه حسین فهمیده باز هم جوانانی در همین مرز و بوم از بسیج و سپاه و ارتش داشتیم که در میدان مین دراز کشیده و راه عبور رزمندگان را به قیمت جان خود باز کرده اند. در ژاپن، ویتنام و بوسنی ... هم مشابه چنین جوانان رشیدی در دفاع از مرز و بوم جغرافیایی و اعتقادی مشاهده شده اند. چرا این موضوع را عرض میکنم؟ بعضی ها گوشه و کنار نسبت به نحوه شهادت حسین فهمیده تشکیک میکنند. عارضم خدمت این دسته از دوستان که با اندکی تحقیق متوجه خواهند شد که مشابه شهادت حماسی حسین فهمیده در نقاط دیگری از جبهه های دفاع مقدس نیز وجود داشته است. حتی بعد از جنگ نیز ماجراهای مشابهی را در کشور شاهد بوده ایم که یکی اش شهادت محمد گلدوی و علیرضا ویزش فرد در زاهدان است. این دو، عامل انتحاری را در آغوش کشیده و مانع ورودش به مسجد شدند و به بهای جان شیرین خود، جان ده ها نفر از مومنین را نجات دادند.

نکته بعد اما ضرورت زنده نگه داشتن و ترویج و معرفی یاد و نام شهدایی است که در بحبوحه خطر، جان خود را برای نجات دیگران هدیه میکنند. حیف است با گذشت چند دهه از انقلاب اسلامی هنوز بسیاری از این قهرمانان حقیقی کشور به جامعه معرفی نشده اند و در عوض تا دلتان بخواهد قهرمانان پوشالی را به خورد فکر و دل بچه هایمان داده ایم. معرفی شهدا صرفا زدودن غبار فراموشی و تکریم آنها نیست. شهدا به تکریم ما نیازی ندارند. معرفی این الگوها و تقویت روح حماسی ملت در واقع عاملی بازدارنده در مقابل تهدیدات و نقشه های شوم دشمنان بوده و کشور را از خطر بدخواهی اجانب در امان نگاه خواهد داشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرضیه ای بر قتل داریوش مهرجویی

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۳ مهر ۱۴۰۲، ۱۱:۱۵ ق.ظ

سلبریتی ها افراد جوّگیری هستند. تأثیر گذاری آنها از طریق رسانه های غیر رسمی بر افکار عمومی بیشتر از رسانه ها و نهادهای رسمی است.

دو سال اخیر دو گسل امنیتی برای به چالش کشاندن نظام در اولویت سرویسهای تهاجمی دشمن قرار گرفت.

یک- ایجاد جنگ با طالبان از طریق فعال شدن رسانه های اصلاح طلب و سلبریتی ها با ژست دلسوزی و مبارزه با ظلم که به نتیجه دلخواه نرسید.

دو- فتنه مهسا و شعار غیرت و ناموس از طریق افرادی که اساساً با این دو مقوله بیگانه بوده اند. این گسل چندماهی در ایجاد اغتشاش موثر واقع شد.

اما برنامه ریزی گسترده برای احیای آشوبها در سالمرگ مهسا به جایی نرسید که هیچ، زمین بازی عوض شد و اسرائیل به بدترین شکل ممکن دچار آشوب و آتش گردید.

بلافاصله بعد از شکست پروژه آشوب در سالمرگ مهسا، خط درگیری بین ایران و افغانستان از سر گرفته شد. به یکباره اخبار متعدد از حضور غیرقانونی مهاجران افغان در کشور توسط سلبریتی ها، اصلاح طلب ها و رسانه های بیگانه پررنگ گردید. بر اثر این موج سازی، در بعضی شهرها شاهد برخورد زشت تعدادی از هموطنان با مهاجران بودیم.

قتل هولناک داریوش مهرجویی و همسرش را شاید بتوان در همین راستا تحلیل کرد. همسر مهرجویی پیش تر مدعی شد با تماس تلفنی یکی از اتباع بیگانه مورد تهدید قرار گرفته است. قتل این دو چهره هنری میتواند با ورود انبوه پیامها و واکنشهای احساسی و نامعقول سلبریتی ها گسل درگیری ایرانی افغانی را فعال نموده و بالطبع با پاتک رسانه های طیف ارزشی، اخبار غزّه را نیز در افکار عمومی مردم کشور از تب و تاب بیندازد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اندیمشک، سینما ندارد!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۹ مهر ۱۴۰۲، ۰۳:۴۸ ب.ظ

undefined

 

اندیمشک از مهمترین شهرهای استان خوزستان است. قدمت تاریخی دارد، راه ارتباطی استانهای خوزستان و لرستان و ایلام و کرمانشاه است. مسیر ریلی آن مهمترین گلوگاه اتصال راه آهن تهران به جنوب است. انواع معادن نفت و گاز و گچ و ماسه و سنگ آهن و ... را دارا بوده و از نظر درآمدی باید غنی و متمکن باشد. حدود سیصد هزار جمعیت دارد که بخش عمده آن جوانان هستند؛ اما سینما ندارد. تنها تالار سینمایی شهر نیز سالها از فعالیت ایستاده است. نمی شود دم از ضرورت مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن زد آنهم در استانی مرزی که همواره مورد طمع انواع دشمنان خارجی و داخلی بوده و به رغم برخورداری از منابع درآمدی، اما قدمی برای تأمین کمترین بسترهای فرهنگی در این شهر بر نداشت.

شرح استقامت مردم دلیر اندیمشک در زیر حملات شدید هوایی دشمن از حافظه تاریخی این مرز و بوم حذف نخواهد شد. نامگذاری روزچهارم آذر به نام اندیمشک که در سال 65 شاهد طولانی ترین حمله هوایی جهان بعد از جنگ جهانی دوم بود تنها بیانگر گوشه ای از کتاب قطور مقاومت و ایثار مردم این دیار است. آن وقت حتی اگر بخواهید درباره رشادتهای این مردم فیلمی بسازید جوانان همین دیار به دلیل فقدان وجود سینما از تماشای آن محروم خواهند بود.

نمایندگان مجلس هر بار نزدیک انتخابات دوره می افتند و از لزوم توجه و رفع مشکلات و نیازهای مردم و جوانان سخن می گویند. بعد از انتخابات، دوباره در بر همان پاشنه می چرخد. این متن را برسانید به دست وزارت ارشاد، به دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، به کمیسیون فرهنگی مجلس و ... مردم خوزستان دینشان را به اسلام ادا کرده اند؛ این جمله تاریخی امام را سرلوحه خویش قرار دهید. تبعیض در توزیع امکانات و ظرفیتهای عمومی به خصوص در بُعد فرهنگی که مهمترین عرصه هجوم و توطئه دشمن است ظلم به جوانان غیور و وارثان نسل حماسه و ایثار در اندیمشک به شمار می آید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

درباره کنگره

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۵ مهر ۱۴۰۲، ۱۱:۰۱ ق.ظ

کنگره دارالمومنین پنج شنبه گذشته با حضور صادق لاریجانی در بابل برگزار شد. پیشنهاد برگزاری این کنگره را چند سال پیش این حقیر در جلسه جمعی از فعالان فرهنگی شهر با امام جمعه مطرح کردم و فکر میکنم حدود یک ساعتی درباره ضرورت احیای هویت شهری (شهرستان) صحبت نمودم. این پیشنهاد مورد استقبال قرار گرفت. بابل با چالش های متعدد فرهنگی مواجه بوده و هست که غفلت از افتخارات و تاریخچه با ارزش این دیار از مهمترین عوامل ایجاد این چالش ها بوده است. در سالهای اخیر، خط مستمر و حساب شده ای به پشتوانه فکری یک بنیاد به ظاهر علمی اما در واقع سیاسی، همواره درصدد تغییر نگرشهای فرهنگی و تحریف سبک زندگی ملی و اسلامی بوده که موفقیتهایی هم در سایه غفلت مسئولان به چنگ آورده است. به طور نمونه از زمان دوم خرداد به رغم وجود ابنیه مذهبی با قدمت هفت یا هشت قرن مثل امامزاده قاسم و... برج دیدبانی کاخ شاه که مربوط به معماری عصر پهلوی اول است به عنوان نماد شهر مطرح گردید. مفاخر شهر از عالمان دین تا دانشمندان و سیاسیون و هنرمندان و خیّران مثل مرحوم دادگر و مکرمه قنبری و سید حسین فلاح نوشیروانی و... به طور کل به وادی فراموشی سپرده شدند. مبارزه با بهاییت به فرماندهی علامه سعیدالعلماء به حاشیه رانده شد. عنصر توده ای که ثبت تاریخ انقلاب در بابل را به تحریف کشاند مورد تجلیل قرار گرفت و میدانی به نامش شد. هیچ اثر فاخر یا قابل اعتنایی در خصوص تاریخچه پرافتخار این دیار تولید نشد و به دست جوانان شهر نرسید. حتی موزه شهر که باید گنجینه هویت و افتخارات و تاریخچه مردمان این خطه باشد فاقد جامعیت لازم در معرفی سبقه این دیار است. فرهنگ بومی مردم بابل در تقابل مستقیم با سبک پوشش و زندگی به ظاهر مدرن و غربی است که به محاق فراموشی رفت. این شهر فقط در عملیات کربلای 4 در یک شب، 72 شهید تقدیم دین و میهن کرد که نسل جدید از آن بی خبر است. حسّ خودباختگی و خودکمتر بینی در مقابل ساکنان شهرهای بزرگ در رفتار و گفتار بعضی جوانان آزار دهنده است و...

 دکتر سید محمد نوروزیان که از اساتید خوشفکر و اندیشمند و انقلابی شهر است زحمت تهیه و تدوین طرح کنگره را برعهده گرفت که انصافا وقت زیادی گذاشت، جوانب امر را رصد کرد و طرحی جامع را آماده ساخت. دکتر علیرضا سفیدچیان هم در کنار او از تجربیات گرانسنگ خود برای غنای این طرح مایه گذاشت. رفقای دیگر فعال فرهنگی شهر هم پای کار آمده بودند. این طرح اما مدتها در دفتر امام جمعه متوقف ماند و البته هیچگاه مورد حمایت قرار نگرفت و نهایتا توسط کانون قدرت مصادره شد.

هیچ یک از رفقایی که برای تدوین این طرح زحمت کشیده بودند به صورت علنی از این اتفاق که نافی بدیهیات اخلاقی بود انتقاد نکردند. علت این بود که به هر حال اصل بیداری و خروج از انفعال در صاحبان قدرت را هم میتوان به فال نیک گرفت. هر چه باشد هدف ما تقویت عناصر هویتی شهر بود که اصل برگزاری این کنگره فارغ از اینکه توسط چه کسی باشد می توانست در راستای عمل به اهداف این طرح و تحقق بخشی از نیّت خیر آن تلقی شود. عدم حمایت از نیروهای فعال مستقل، امری طبیعی و قابل پیش بینی بود. نکته ای که کمی باعث نگرانی می شد ناتوانی در جریان سازی و تولید محتوا پیرامون این کنگره و نگاه صرفاً شعاری و رفع تکلیفی نسبت به برگزاری آن بود که امید است در صورت استمرار فعالیت کنگره در سالهای بعد مورد توجه قرار بگیرد. یک نکته هم از باب هشدار و رفع خطر مقدّر لازم به یادآوری است که داعیه احیای جامعه ایمانی و از بایسته ترین لوازم تحقق دارالمومنین، لزوم سنخیت گفتار و عمل و تطابق امور با اهداف و آرمانهای دینی است که در این خصوص اهتمام ویژه ای لازم است تا هر نوع آلایندگی مورد نفرت افکار عموم در برگزاری این نوع کنگره ها زدوده شود. وجود ردّپایی از بعضی متهمان یا مجرمان اقتصادی و سیاسی مثل اکبر طبری و حاج کیومرث و بیژن خان و قاسم و سید صادق و سید مجتبی و غفار و ... در تضاد علنی با رویکرد جامعه ایمانی مطلوب خواهد بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کاش این مطلب را نمیخواندم

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۴ مهر ۱۴۰۲، ۰۴:۱۵ ب.ظ

تصاویر/ حضور رئیس مجلس در منزل شهید مدافع امنیت پوریا احمدی

 

این مطلب را اتفاقی در یکی از گروههای مجازی دیدم. کاش آن را نمیخواندم. نمیدانم چه کسی نوشته. امیدوارم دروغ گفته باشد که به نظر اینطور نیست. مشابه آن را قبلا هم شنیده ام. خدا نیامرزد جماعت هیز و هرز منفعل و خودباخته را. خدا نگذرد از مسئولانی که دشمن را در فضای مجازی آزاد گذاشتند. خدا نگذرد از بی غیرتی و توحّش و ناجوانمردی و درندگی. آنچه یکسال اخیر بر سر مومنین و انقلاب گذشت نباید از حافظه ملت پاک شود. نباید عصیان گری داعشی های وطنی و حامیان رسانه ای آنها به سادگی فراموش شود. بخوانید و آتش بگیرید:

 

✍️دیروز رفتیم دیدار یک خانواده شهید و شرحه شرحه برگشتیم. 😔

دیدار خانواده شهیدی که هنوز سال شهیدشون نرسیده بود.
به ما گفتن شهید امنیت هست و ما تصورمون این بود که از نیروهای انتظامی، سپاه، بسیج و یا اطلاعات بودن که شهید شدن. ولی وقتی رسیدیم و روایت خانواده را شنیدیم، کلا هنگ کردیم.

پوریا احمدی که از قضا آدم مذهبی هم بوده، یکی از روزهای اغتشاشات سال 1401  از مغازه ای که با برادر خانمش شریک بوده، به خونه برمی گرده، همسرش هم زنگ می زنه بهش که پیروزی شلوغه و مواظب باش. اون هم می گه باشه و زودتر می آد تا برسه پیش بچه ها تا تنها نباشن، چون همسرش توی بیمارستان کار می کرده و شیفت بوده. 
توی راه می بینه اغتشاش گرها ریختن سر چند تا خانم با حجاب و دارن کتکشون می زنند و چادر و روسری از سرشون می کشند. می ره کمکشون تا از زیر دست اون ها نجاتشون بده. ولی اغتشاش گرها می ریزند سرش و با چوب و قمه و هر چی که می تونند، می زننش.

انقدر می زنند که خون و جونی در بدنش نمی مونه، به یک جوب پناه می بره و یک وری اون تو می مونه، باز هم انقدر می زنند که طرفی که سمت بیرون بوده، کامل کبود و زخمی می شه. وقتی آشوبگرها فکر می کنند این بنده خدا مرده، میرن.

 این شهید که کمی هنوز جون داشته از توی جوب بلند می شه تا بره، همین طور که مشغول رفتن بوده، دوباره یکی می آد و یک چاقو به سمت قلبش می زنه. و بعد هم بقیه می رسند و با چوب و سنگ و هر چی که می رسه بهش می زنند.😭 تا اینکه نیروهای بسیج می رسند و دورش را می گیرند تا بیشتر از این کتک نخوره.

آمبولانس خبر می کنند، ولی اغتشاش گرها آمبولانس را هم به آتیش می کشند.
 بعد از یک ساعت و خورده که کلی خون از این بنده خدا رفته بوده، یک پیکان وانت را پیدا می کنند و یواشکی می گذارنش اون تو و می رسونند بیمارستان. در بدو ورود به بیمارستان، به اتاق عمل می برنش، و چهار عمل روش انجام می دن و ....

همسر شهید می گفت وقتی بالاخره پیداش کردم و رسیدم بیمارستان، پرستار می گفت خانم این تا صبح تمام می کنه، امید نداشته باش. با یه حالت بدی و این هنوز توی ذهنش بود.

 شهید ما دوازده روز بین مرگ و زندگی در تقلا بوده و اجازه آب خوردن هم نداشته. همسرش می گفت، می گفته فقط بهم آب بدید، هر کاری بگید می کنم.
 ولی در نهایت نمی تونند بهش آب بدن و تشنه لب شهید می شه.


 خانواده شهید می گفتن بنرهای تسلیت را نصب کردیم، تا مراسم ختم بگیریم. ولی همه بنرها را کشیدن پایین و پاره کردن. از نیروی انتظامی خواستیم امنیت مراسم ختم را تامین کنند ولی گفتن نیرو نداریم. در نتیجه از ترس مراسم را در شهرستان خودمون گرفتیم.
می گفتن امسال هم که برامون بنر زدن، اومدیم دیدیم بنر را کندن. دل خونی داشتن از شایعات، از دروغ ها، از بی مهری ها. 

یک خانواده ساده که حالا بدون پدر زندگی را توی یک منزل پنجاه متری که نمی دونم اجاره ای بود یا نه، می گذروندن. دختری که توی اوج نوجوانی بی پدر شده بود و حتی تحمل جلسه دیدار ما را نداشت و نیومده بود.
 همسری که با هر صحبتی اشک توی چشماش جمع می شد و یاد همسر مهربونش می افتاد.
دختر کوچیک شیرین زبونی که توی همون جلسه دل همه ما را برد و هر از چندگاهی می گفت، می تونم منم حرف بزنم و عکس پدرش را بغل می کرد تا ازش عکس بگیریم.

آقا بگذارید روضه آخر را بخونم. همسر شهید می گفت، دختر بزرگم می گه مامان یک سری توی دفاع مقدس رفتند و با دشمنان جنگیدند و شهید شدن. یک سری رفتن و مدافع حرم شدن و با داعش جنگیدن و داعش کشتشون. ولی پدر من توی همین شهر کشته شد. همشهری هاش کشتنش. توی چند متری خونمون شهید شد. مردم همین شهر، همین مردمی که صبح تا شب کنار ما راه می رن، کشتنش. دسته جمعی. با بدترین حالت.
تا تونستند بهش چاقو زدن، تا تونستن سنگ زدن، حتی با پا لگد زدن، بعد هم که دارن خانواده شون را آزار می دن. براتون آشنا نیست؟

#کانال_شهیدان_حیدری_فر
#شهید_پوریا_احمدی 
#شهید_غیرت 
#شهید_مظلوم

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یا زنگی زنگ یا رومی روم

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۴ مهر ۱۴۰۲، ۱۰:۳۸ ق.ظ

 

ترکمن ها را دوست دارم. به این شهر سفر داشته ام. هر جا هم مردمانش را دیدم با آنها مأنوس شدم. یک حس قرابت با اهالی این بندر زیبا دارم. شاید بخاطر سکونت بیست ساله بعضی اقوام نزدیک در این شهر، اخبار و مسائل مربوط به این قوم فرهیخته را دنبال میکنم.

امروز تصویری از عروسی سنتی مردم بندرترکمن را دیدم. خوشحال شدم فقط ای کاش آقا داماد دقت میکرد که کراوات جزو رسوم سنتی اهالی ترکمن صحرا نیست. ان شاءالله زندگی شاد و موفقی داشته باشند. خواستم به این بهانه اشاره کنم به بعضی تخلیط های فرهنگی که گاه از سر ناآگاهی صورت می گیرد. مثلاً طرف شعار ملی گرایی میدهد و به خاطر اثبات علقه به ایران، نام مذهبی خود را تغییر میدهد اما حواسش نیست یا نمیداند که همین فرهنگ و تمدن ایرانی همواره مزیّن به حجاب بوده و نمیشود جایی که به نفعمان نیست از زیر تقّید به آداب ملی شانه خالی کنیم و...

یا بعضی ها که دغدغه دین را دارند اما سبک زندگی و رفتارشان غیر دینی است. اگر ادعای راه و مسلکی را داریم سعی کنیم جوانب آن را هم آموخته و به آن ملتزم باشیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سر تندیس حاج قاسم هم معامله میکنیم

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۲ مهر ۱۴۰۲، ۰۸:۳۳ ق.ظ

مشخصات، قیمت و خرید تندیس طرح شهید حاج قاسم سلیمانی کد B100 | دیجی‌کالا

 

غائله مهسا، بازی برد برد بود. طرفداران فحشا به مطالبه اصلی خود یعنی کشف حجاب رسیدند. در پایتخت جمهوری اسلامی حتی در باغ موزه دفاع مقدس و بیخ گوش عزیزان سپاه هم مانور بی حجابی در جریان است.

دولت هم از این بازی ضرر نکرد. مطالبات اصلی مردم از فضای معیشت به مطالبات غیرواقعی و بی خاصیت منحرف شد و فریاد از گرانی و بیکاری و ... جای خودش را به هوس بوسیدن در کوچه و آغوش رایگان داد. دولت از این موقعیت استثنایی کمال بهره را برد و در اقدامی ضربتی، دلار را از بیست و پنج هزار تومان به پنجاه هزار تومان رساند و چاله چوله های اقتصادی اش را پر کرد. مقداری هم از همین درآمد بادآورده در قالب یارانه و سهام عدالت به لایه هایی از جامعه بخشیده شد تا رزومه عدالت و مردم داری اش بدون آمار نماند. پرونده اختلاس های کلانی مثل فولاد مبارکه و ... در محاق فراموشی فرو رفت، طرح های حاشیه سازی مثل صیانت فضای مجازی، افزایش هزینه تلفن ثابت و... در لابلای همین هیاهو به اجرا درآمد، مبارزه با حلقه های رسانه ای و فکری وابسته به اجانب شدت و رسمیت بیشتری گرفت و...

نظام و ضد نظام، سهمشان را از این غائله به دست آوردند. ضررش ماند برای مردم و احکام شرع.

قدرت، شیرین است و تغییر باور "اوجب واجبات بودن حفظ نظام" به "اوجب واجبات بودن حفظ میز"، راه را برای توجیه هر نوع سیاست بازی و عقب نشینی از شعائر هموار ساخته است.

الغرض؛ به همان دلیل و انگیزه ای که خشتک رییس جمهورهای سابق را بخاطر دم زدن از ورود بانوان به ورزشگاه برای تماشای مسابقات فوتبال، روی سرشان می کشیدیم اما در دولت رییسی به این خواسته فدراسیون جهانی تن دادیم (و البته از این دست مثالها فراوان است) بابت تندیس حاج قاسم هم عقب نشینی کرده و تصویر این نماد مقاومت و عزت و بالندگی ملت را از ورزشگاه اصفهان دور خواهیم کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

راز تجاوز پدر به دختر نوجوان

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۴۰۲، ۰۴:۲۹ ب.ظ

به نظر شما مخترع مواد مخدر صنعتی چه کسی است؟ اصلاً این ابداع، یک نوآوری شخصی است یا سالها مطالعه و تحقیقات علمی و هدف گیری فرهنگی و سیاسی پشت آن خوابیده است؟ سردمداران نظام کفر از اشاعه فحشا و افیون چه سودی می برند؟ علاوه بر سودهای کلان مالی، ایجاد غفلت و دامن زدن به پلیدی و بر هم زدن تمدن های انسانی در راستای توسعه تفکر امپریالیسم و غارت ملتها و استثمار بشر و تقویت پایه های نظام سرمایه داری است.

یک نمونه از نتایج اعتیاد به مصرف شیشه:

دیده‌بان: مرداد سال ۱۴۰۰ مردی با مراجعه به پلیس از برادرش شکایت کرد و گفت: برادر ۴۴ ساله‌ام سال‌هاست که در زمینه خرید و فروش مواد مخدر فعالیت می‌کند و چندین بار دستگیر شده و به زندان افتاده است. او یک بار در ۳۰ سالگی ازدواج کرد اما دو سال بعد از همسرش جدا شد و پس از آن هم ۳ بار دیگر ازدواج کرد اما به خاطر کارها و رفتارهایش نتوانست زندگی خوبی داشته باشد و همسرانش همگی طلاق گرفتند و حالا با داشتن ۴ فرزند با یکی از دخترانش به نام سحر زندگی می‌کند.

حکم پدری که به دختر 14ساله‌اش بارها تجاوز کرد

وی در ادامه راز هولناکی را برملا کرد و گفت: موضوعی که باعث شد از او شکایت کنم جنایتی است که در حق دخترش مرتکب شده است. چند روز قبل سحر که ۱۴ ساله است به خانه ما آمد و در حالی که وضعیت جسمی و روحی خوبی نداشت گفت که پدرش از ۴ سال قبل او را مورد آزار و اذیت قرار می‌داده است هرچند بارها به نامادری‌اش گفته بود اما او باور نکرده و حتی دعوایش هم کرده بود. سحر که فکر می‌کرد من هم حرف‌هایش را باور نمی‌کنم برای اثبات ادعایش فیلمی به من نشان داد که از شدت ناراحتی دیوانه شدم. خیلی فکر کردم چه کار باید بکنم تا اینکه تصمیم گرفتم موضوع را به پلیس بگویم.

 

در ادامه دختر نوجوان وقتی در برابر مأموران قرار گرفت، گفت: ۱۰ ساله بودم که مادرم جدا شد و رفت اما من را با خودش نبرد و پیش پدرم ماندم. از همان موقع پدرم من را مورد آزار قرار می‌داد چهار سال از ترسم به کسی حرفی نزدم. یازده ساله بودم که پدرم برای چهارمین بار ازدواج کرد و من اولین بار موضوع را به نامادری‌ام گفتم اما حرف‌هایم را باور نکرد چون فکر می‌کرد من به خاطر رفتارهای بد پدرم دروغ می‌گویم و می‌خواهم با این بهانه پیش مادرم برگردم. بارها خواستم خودکشی کنم اما ترسیدم. بالاخره تصمیم گرفتم موضوع را به عموی بزرگم بگویم و برای اینکه او حرفم را باور کند آخرین بار از پدرم فیلم گرفتم.

بدین ترتیب کارشناسان پزشکی قانونی آزار و اذیت دختر نوجوان را تأیید کردند و مرد شرور با دستور قضایی بازداشت شد. وی پس از دستگیری ابتدا منکر آزار دخترش شد اما وقتی فیلم ضبط شده را دید به ناچار لب به اعتراف گشود.

با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه ششم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد در ابتدای این جلسه که پشت درهای بسته برگزار شد سحر برای پدرش درخواست اشد مجازات کرد.پس از آن متهم با پذیرش اتهامش گفت: من تحت تأثیر مواد مخدر شیشه این کارها را انجام دادم و خیلی پشیمانم.

در پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و با توجه به مدرک‌های موجود در پرونده مرد شرور را به اعدام محکوم کردند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

به بهانه پایین کشیدن دیوارنگاره کلام رهبری

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱ مهر ۱۴۰۲، ۰۵:۲۶ ب.ظ

زور بانک ها به دیوار نگاره چربید!/ قلدری بانک‌ها صدای کاربران را درآورد! -  مشرق نیوز

 

حاکمیت اول، نظام مشروع امت و امامت است، رابطه دلی و آرمانی بین حزب الله با ولی فقیه که خود منتقد اوضاع جاری بوده و بر مبنای اصل مترقی امر به معروف و نهی از منکر در تکاپوی اصلاح امور و اجرای منویات دین هستند. از نگاه نظام اصیل و مشروع دینی منطبق بر فرامین رهبری، ما در عدالت اجتماعی عقبیم، بانکداری ما اسلامی نیست، مبتلا به تبعیض در نظام آموزش هستیم، انتقاد از مسئولان جائز بوده و مهمترین مصداق امر به معروف و نهی از منکر است، قوه قضاییه باید با دانه درشتها برخورد قاطع کند، طرحهای صنعتی باید پیوست محیط زیست داشته باشند، خودرو سازی ما مناسب شأن مردم نیست، جبهه فرهنگی انقلاب باید تقویت شود، سبک زندگی مسئولان و مردم باید دینی و ملی باشد، فضای مجازی نباید در اختیار دشمن قرار بگیرد، رانتخواری، حقوقهای نجومی و شکاف طبقاتی منافی اهداف انقلاب است و...

اما حاکمیت دوم که تنیده در ذیل چتر تبعیت از حاکمیت اول بوده و در بزنگاه اداره امور به زور تزویر، اهداف انقلاب را وارونه جلوه داده و بین نظام اسلامی و انقلاب اسلامی شکاف ایجاد کرده و منفعت طلبی و باندبازی را بر مصالح عموم ترجیح داده و آموزه های نظام سرمایه داری غرب را از باورهای دینی و مطالبات رهبری و ارزشهای جامعه مهمتر میداند موافق شکاف طبقاتی است، جلوی اصلاح نظام بانکی را میگیرد اجازه برخورد با مافیای کنکور را نمی دهد، برخورد با دانه درشتهای مفسد اقتصادی و مقابله با ویژه خواری و آقازاده بازی را از محور برنامه های نظام خارج می سازد و... ذیل نقاب اسلام و انقلاب با پرونده سازی برای منتقدان حزب اللهی و از گردونه خارج کردن دلدادگان حقیقی ولایت فقیه، با دستکش مخملی قانون، راه را برای غربی سازی ایران و تحریف حقایق و خاستگاه انقلاب جهانی مستضعفان و ایجاد ناامیدی در آزادی خواهان عالم هموار می سازد.

اگر دلتان برای جهاد تبیین می تپد، اگر دنبال روایت اول هستید، اگر می خواهید مقابل تهاجم فرهنگی بایستید اگر مخالف انحراف در نظام هستید، اگر دغدغه رهبری را دارید، اگر میخواهید فتنه های مستمر را ریشه ای دفع کنید، اگر دلتان برای خون شهدا می تپید با حکومت دوم مقابله کرده و آنها را رسوا نمایید. راه هم کاملاً مشخص است. فهرستی از مطالبات رهبری تهیه نموده و از کوبیدن چوب اهمال و کم کاری و غفلت و وادادگی بر سر مسئولان خودباخته هراسی نداشته باشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک عده هم اینطورند

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۷ شهریور ۱۴۰۲، ۰۷:۵۵ ب.ظ

photo_2023-09-18_19-36-08_z7h5.jpg

 

الان فضای مجازی را باز کنید همه دارند درباره حضور رونالدو و استقبال عجیب بعضی هموطنان که حتی منجر به شکستن در ورودی هتل محل اقامت النصر شد صحبت می کنند درباره جوانی که از دیدن رونالدو اشک ریخت، پیرزنی که لابه لای جمعیت فشار می آورد راه را باز کند و جلوتر برود، فروش طنازانه دمپایی و کفش و... که موقع استقبال رونالدو زیر پای جماعت بوده، هموطنانی که 43 میلیون تومان هزینه اقامت در هتل را دادند تا شاید جشمشان به جمال رونالدو روشن شود و ...

خیلی ها به تقبیح این اتفاق پرداختند.

بسیاری از دلسوزان جامعه، این رفتار را از سر غفلت و خودباختگی و حماقت تحلیل کرده اند، مخالفان نظام هم که فراخوان هایشان در سالمرگ مهسا به جایی نرسید شروع کردند به توهین با این جماعت.

اما

باید پذیرفت بخشی از جامعه بی توجه به واقعیتها و مسائل جدی روزگار و بی حوصله نسبت به کشمکش های سیاسی و اجتماعی دنبال سرگرمی و دلخوشی های خودشان هستند. نباید این جماعت را تحقیر کرد. گاهی همین دلخوشی ها باعث افزایش میزان امید و نشاط روحی عده ای می شود. 

 متولیان فرهنگی باید عنایت ویژه ای به اصل وجود تفریح و امکانات شادی آفرین در سطح جامعه نشان داده و به گونه ای برنامه ریزی کنند که نیاز به تفریح و شادی و سرگرمی در راستای تقویت باورهای هویتی و تمدن ملی و دینی خرج شده و مورد سوءاستفاده جریان فرهنگ ستیز و برانداز قرار نگیرد. برای اصلاح ضعفهای فرهنگی جامعه نباید عجله کرد؛ اما غافل هم نباید بود. اینها بچه های پاکی هستند که می شود با موج سازی درست و اصلاح نگرش های اجتماعی از آنها در مسیر رشد جامعه استفاده نمود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی سطح مطالبات به زیر شکم میرسد!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۴ شهریور ۱۴۰۲، ۰۵:۲۷ ق.ظ

دیده اید آدمهایی که مدعی شجاعتند معمولا ترسو هستند؟ آنهایی که درباره همه چیز نظر میدهند معمولا کم سوادتر از بقیه اند؟ یا آنهایی که مقدس نما هستند و جانماز آب میکشند در خلوت شیطنت بیشتری دارند؟ آنهایی که مهره مار می فروشند یا برای حل مشکلات مردم پول میگیرند دعا نویسی کنند و با اجنه مرتبط شوند حریف مشکلات خودشان نشده و هشتشان گره نه شان است؟ آنهایی که بیشترین هیاهو برای سواد رسانه را دارند بیشترین دروغ ها را بافته و اهل فیک بازی اند؟ دخترهای ترشیده و مطلقه بیشتر از همه داعیه آموزش و مشاوره همسرداری و تشکیل زندگی موفق را دارند. کشورهایی که بیشترین شعار حقوق بشر را سر می دهند بدترین جنایتها را در حق بشریت مرتکب میشوند و...

شده است حکایت عزیزان ز ز ز که زر مفت می زدند. آن از شوتبالیستی که سر خواهرش هم کلاه گذاشت و او را به زندان انداخت، آن از رسوایی برنامه سازان بی بی سی که پشه ماده را روی هوا باردار می کنند، آزار جنسی سیما خانوم در اینترنشنال، تعرض جوجه مطرب شمالی به دوست دخترش و... بیخود نیست که مردها بیشتر از زنها شعار آزادی در پوشش و اختلاط را سر می دادند. جماعت هرز و هیزی که حتی در تجمعات اعتراضی خود نیز طاقت از کف داده سرشان در خشتک یکدیگر بود و دست از مالیدن هم بر نمی داشتند.

خدا دروغگو را رسوا میسازد.

از حق نگذریم جنبش فواحش با شعارهای کاف دار و طرح مطالباتی در سطح بوسیدن در کوچه و کشف حجاب و آغوش رایگان و سلف مختلط، بالاترین خدمت را به جمهوری اسلامی کرد. قصور مسئولان و عقب افتادگی های فرهنگی را آشکار نمود و با توجه به عفیف بودن تاریخی ملت متمدن ایران که سبقه اش به پیش از ظهور اسلام بر میگردد، بوی گند مطالبات سطحی و اهداف حیوانی اپوزیسیون را برملا ساخت و رویای سرنگونی نظام اسلامی را حالا حالاها به عقب انداخت.

 

photo_2022-10-27_06-47-58_f0e3.jpg

photo_2023-01-24_02-13-12_oqja.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی خودت سرباز دشمنی!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۲ شهریور ۱۴۰۲، ۰۸:۲۷ ب.ظ

سواد رسانه را سید مرتضی آوینی داشت که میگفت مقهور ابزار غرب نباشید. بجنگید اما در دامنه ماهیات و با اولویت تغییر در زمین بازی دشمن.

الان عزیزانی که دکان و دستگاه سواد رسانه باز کرده اند صرفاً یک حرف برای گفتن دارند: لزوماً آنچه را که در رسانه میشنوید و میخوانید و می بینید باور نکنید. حرف درستی است اما سواد که به این نمی گویند.

رسانه ابزار تهاجم فرهنگی است. هدف از تهاجم فرهنگی چیست؟ نادیده گرفتن حدود اخلاق و شرع و تهی شدن از هویت ملی و دینی.

دشمن میخواهد بین ما اختلاف بیندازد. دشمن میخواهد ما از خدا نترسیم و مال شبهه ناک بخوریم. از خدا نترسیم و دروغ بگوییم و تهمت بزنیم. عصبی باشیم. بنیان خانواده مان سست شود. سطحی نگر شویم. دیده شدن را اصل بدانیم. اختلاط و محرم نامحرمی را توجه نکنیم. حوصله مطالعه و تحقیق و تفکر نداشته باشیم. به مجازی اعتیاد پیدا کنیم و... پوک شویم.

اگر دیدیم برای مصاف با دشمن در عرصه رسانه متوسل به تهمت و دروغ و اختلاط و پرخاشگری و خودنمایی و سطحی نگری و فاکتور سازی و زید بازی و ... میشویم بدانیم دشمن به آنچه که هدفش از تهاجم فرهنگی بود، رسیده، خودمان را گول نزنیم که در حال جهاد و تاراندن دشمن هستیم.

"به خدا سوگند! اشتباه می کنید. معاویه از من زیرک تر نیست. او دغل باز و فاسد است. من نمی خواهم دغل بازی بکنم و از جادّه حقیقت منحرف شوم و فسق و جور مرتکب شوم. اگر خدای تبارک و تعالی، دغل بازی را دشمنی نمی پنداشت، در آن وقت می دیدید که زرنگ ترین مردم دنیا، علی(ع) است."

خطبه 191

 

دوری از دنیای حیله گر

  • سیدحمید مشتاقی نیا