اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

۳۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ارز و سکه» ثبت شده است

سایه عافیت

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱ اسفند ۱۴۰۴، ۰۴:۰۵ ب.ظ

الان را نبینید انبوه سلبریتی شب و روز دارند انواع اخبار دروغ و تهمتها و سیاه نمایی ها و توهین ها را به سر تا پای مملکت می بندند و کسی کار به کارشان ندارد و یقه شان را نمی گیرد. روزی طلبه ای معمم به صرف دست گرفتن یک تراکت طنزآلود در حیاط مدرسه فیضیه که نوشته بود ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت، احضار شد که هیچ، دست و پابند زدند و فرستادنش چند روزی آب خنک بخورد، بفهمد هر حرفی را نباید بزند و زین پس زبان در دهان خویش حبس نماید.

درست مثل اینکه بالا بروید پایین بیایید نه دولت نه مجلس نه قوه قضاییه -که مدعی هستند به خاطر مقابله با فساد، طرح خوب حذف ارز ترجیحی را در بدترین موقعیت ممکن و به بدترین شکل ممکن اجرا نموده و مملکت را در آستانه سقوط و فروپاشی و تجزیه قرار دادند- حاضر نیستند با یک نفر از دم کلفتهایی که ارز ترجیحی ارزان بیت المال را برده و پس نداده اند برخورد کنند یا لااقل اسمش را برملا سازند. حالا شما یکی دو قسط وامت عقب بیفتد ببین چطور پیدایت می کنند تماس و پیامک اخطار و توبیخ به خودت و ضامن بی نوا که اگر کمی دیرتر بجنبی به عنوان مفسد اقتصادی سیبل متحرک تیر عدالت مردان قانون خواهی بود. سایه عافیت می خواهی، کلفت باش!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این حق مسخره!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۰۵ ق.ظ

عبارتی این روزها روی زبان مسئولان افتاده که هی تکرار می شود: "اعتراضات به حق مردم"! مثلا این جمله را زیاد شنیده اید: عده ای اغتشاشگر اعتراض به حق مردم را به حاشیه بردند ... یا مردم حق داشتند اعتراض کنند اما....

خب، می ماند این نکته که اگر اعتراض مردم به حق بود و مسئولان مدعی شنیده شدن صدای آن هستند چرا هیچ تغییر و اصلاحی در مدیریت اقتصادی کشور صورت نمی گیرد؟ شکر که همین چند روز پیش گران شد. بنزین هم که قرار است اوایل سال نو گران شود. چیزی به یارانه جدید افزوده نشد تا لااقل دولت ژست خیرخواهی گرفته و بخشی از حجم گرانی ها را بخواهد جبران کند. هیچ کس بابت شوکی که به جامعه وارد شد عذرخواهی نکرد. هیچ مسئولی بابت کوتاهی در نظارت بر قیمتها و عرضه کالا و... بازخواست نشد. برای فروکش کردن آتش اعتراضات قرار بود چند وزیر استیضاح شوند که آن هم در لابی ها و معاملات پشت پرده منتفی گردید. یک نفر به خاطر قصور در باز پس دادن ارزهای رانتی مواخذه نشد. هیچ باند مفسد و مافیای تبهکاری به خاطر اخلال در بازار و ایجاد گرانی عمدی برای زمینه سازی آشوب که لااقل در بحث نهاده های دامی کاملا مشهود بود پس گردنی نخورد. مدیریت امنیتی جامعه هم ابهاماتی دارد که کسی پاسخگو نیست. یک مسئول در شرکت ایرانسل به خاطر تمرد از دستورات امنیتی برکنار شد که بلافاصله به شغل نان و آب دار دیگری رسید....

مطمئنید که صدای مردم را شنیده اید؟ مطمئنید که اعتراض مردم را به حق می دانید؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خردهای ناتراز

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲ بهمن ۱۴۰۴، ۰۴:۴۷ ب.ظ

نامردی است که طرف موقع انتخابات نگاه میکند شبکه های ماهواره و سایتها و کانالهای بدخواه مملکت چه می گویند همان را انجام میدهد؛ بعد که طرف آمد و گند زد و مملکت را خواباند و کارها روی زمین ماند و گره ها بیشتر شد و فشارها افزون تر، همه چیز را می اندازد گردن نظام و ژست طلبکار می گیرد و مدعی می شود نظام باید عوض شود! 

چشمت کور دقت می کردی برادر به کی رأی می دهی.

مرد باش و اشتباهت را بپذیر. هر کس حق انتقاد داشته باشد آنهایی که به روحانی و پزشکیان رأی داده اند نمی توانند خودشان را مبرا از اوضاع فعلی مملکت بدانند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اعتصاب آبگوشت!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۸ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۰۱ ق.ظ

در مدرسه علمیه ای که درس میخواندیم آشپزی بود که البته شغل اصلی اش این نبود. بازنشسته یکی از ادارات خدماتی بود و از سر نیاز آمد آشپز شد. نمیتوانست خوب غذا را بار بیاورد. کوکو درست میکرد ته میگرفت و سوخته بود. آش و آبگوشت درست میکرد موادش خام بود و ... یکی یکی بچه ها داشتند دچار زخم یا التهاب معده و روده می شدند. چند باری به مسئولان مربوطه تذکر دادیم اما توجهی نشان ندادند. یک روز تصمیم گرفتیم اعتصاب کنیم. آن روز دوشنبه بود و غذا، آبگوشت. موقع غذا نرفتیم و غذا را نگرفتیم. قضیه پیچید و صدا کرد. مسئولین مربوط جلسه گذاشتند. از من  هم خواستند که بروم و حرف بچه ها را بگویم. نهایت آشپز تغییر پیدا کرد و وضع بهتر شد. استاد بزرگوار ما که از موضوع مطلع شد همان پول را به آشپز خدا رحمتی میداد که نیازش برطرف شود اما دیگر نیاید و غذا درست نکند!

آن روز وقتی وعده دادند که به زودی آشپز عوض خواهد شد خوشحال شدیم و دویدیم و از گرسنگی همان آبگوشت را با مواد نیم پخته اش با ولع خوردیم.

داشتند طبقه بالای حوزه را می ساختند از زندان کارگر آوردند که چیزی گیرشان بیاید. عزیزان زندانی هم آدمهای خوبی بودند. از نظر مالی کم آورده بودند. فضای حوزه و کار در میان طلاب برایشان تجربه شیرینی بود. ماه مبارک از راه رسید. زمستان بود. افطار آن بندگان خدا را می آوردند همینجا میخوردند بعد به زندان بر می گشتند. یک شب غذایشان نرسید. با بچه های اتاق توافق کردیم افطارمان را که آبگوشت بود دادیم به آنها. خیلی خوشحال شدند. کمی بعد که افطار را خوردند غذای خودشان رسید که آنهم آبگوشت بود؛ دادند به ما. چشمتان روز بد نبیند. آب بود پر از چربی، انگار روغن موتور ریخته بودند داخلش. گوشت که هیچ، سیب زمینی ها نپخته و حتی پوست نکرده، از اینها که بگذریم فکر کنم آشپزش کچل شد تا غذا آماده شود! آن قدر مو از زیر دندان هایمان بیرون کشیدیم که دیگر حالت تهوع پیدا کردیم.

در اردوهای دانش آموزی و دانشجویی هم گاهی این اتفاق رخ داد. فلافل اردوگاه یخ بود و مثل تیغ می ماند و گلو را خراش می انداخت. عدس پلوی پادگان واقعاً ساچمه پلو بود و نمی شد خورد.

خیلی مواقع هم البته غذا خوب و با کیفیت بود.

یکبار کاروانی شامل ده اتوبوس بچه های دبیرستانی را به اردوی راهیان نور بردم. نه اتوبوس از مدارس دولتی بودند و یک اتوبوس از غیر انتفاعی. آنهایی که از مدرسه دولتی بودند هر غذایی بود می خوردند که البته کیفیت غذاها خوب بود. اما مدرسه غیرانتفاعی! دم به ساعت مادرها زنگ می زدند به پسرشان که چه کار میکنی؟ کجایی؟ و چه میخوری؟ بچه ها هم لوس بازی در می آوردند که غذا مرغ است، کم است، خوب نپخته و... مادرها هم قربان صدقه برای بچه ها و فحش و نفرین برای متولیان اردو و نهایتا کار ختم می شد به دور ریختن غذا و توقف اتوبوس برای خرید غذا با هزینه شخصی دانش آموز.

چند روز پیش عکسی را از دانشگاه نوشیروانی بابل دیدم عده ای دانشجو در اعتراض به کیفیت بد غذا، انبوهی از غذای سلف را دور ریخته بودند. بعد گویا فیلمش هم در آمد و اعتراض وسیعی را از سوی افکار عمومی برانگیخت که لامصبها میدانید قیمت غذا چند است و چند نفر محتاج همین غذا هستند؟ ...

از غذای دانشگاه قم گاهی میخورم که انصافا خوب است. کیفیت غذای دانشگاه نوشیروانی بابل را خبر ندارم. اعتراض هم حق هر کسی است؛ اما ای کاش غذا را دور نمی ریختند. غذا را نمی گرفتند و یک گوشه با ظرف خالی می نشستند و تصویر همان را به ناشنه اعتراض منتشر می کردند. یا غذا را می بردند سر خیابان خیرات می کردند تصویرش را نشر می دادند. این کارشان کمی بچگانه و از سر نپختگی و هیجان بود. کلا اسراف غلط است چه برسد در این موقعیت که قیمت مواد غذایی واقعا بالاست. گاهی به شوخی و جدی گفته می شود از بس هزینه خورد و خوراک بالاست دولت دم به ساعت به زندانی ها مرخصی می دهد بروند خانه هایشان هزینه ها کم بشود!

به همان نسبت که کار این تعداد دانشجو در دور ریختن غذا اشتباه بود، بی توجهی و غفلت مسئولان بعضی پادگانها و اردوگاهها و زندانها و دانشگاهها و حوزه ها در نظارت بر کیفیت پخت و پز هم مصداق اسراف و ریخت و پاش و هدر دادن بیت المال است. خوب است مسئولان این مجموعه ها ملزم باشند از همان غذایی تناول کنند که افراد زیر مجموعه مصرف میکنند بلکه هم نظارت و دغدغه بالا برود هم دانشجو و طلبه و دانش آموز و سرباز و زندانی و... احساس اطمینان و رضایت و اعتماد بیشتری پیدا نمایند.

 

photo_2025-12-08_08-53-10_6eg.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بند آروغ!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۵۳ ق.ظ

مهمترین علت آروغ زدن زیاد و درمان این عارضه

 

این حکایت را که شنیده اید معروف شده است به قانون بند آروغ!

میگویند حاکمی به وزیرش گفت چه نشسته ای که خزانه خالی است و دولت بی پول؛ فکری باید.

طرف یک قانون وضع کرد با سه بند. بند اول: مالیاتها دو برابر میشود. بند دون نصف گاو و گوسفندهای مردم مال دولت. سوم آروغ زدن ممنوع است! یک عده را هم پول داد چو بیندازند که آروغ زدن نیاز اصلی و دغدغه مهمی است که باید در رأس اولویتهای مطالبه گری قرار بگیرد. اعتراضها که بالا گرفت دولت از این بند کوتاه آمد تا به مردم ثابت کند برای نظراتشان ارزش قائل است. ملت هم که عصبانیتشان فروکش کرد و انرژی شان تخلیه گردید خوشحال شدند که دستاوردی را کسب نموده، حرفشان را به کرسی نشانده و پیروز شده اند.

الغرض وقتی می بینید انگیزه ای برای کنترل وضعیت ناهنجاری های اجتماعی در مسئولان وجود ندارد که هیچ، هر از گاه رفع فیلتر فلان سکوی مجازی یا موتور سواری بانوان و... به عنوان مطالبه و دغدغه اصلی اجتماع از سوی رسانه های وابسته مطرح میشود باید یقین بدانید که حالا حالاها موج سرسام آور گرانی ادامه دارد و اوضاع معیشت قرار نیست فعلا سر و سامانی به خود بگیرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دولت بنا دارد داد مردم را در بیاورد؟

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۸ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۴۶ ق.ظ

کاریکاتور/ گرانی لبنیات! - خبرآنلاین

 

دولت موج ناامیدی را بر افکار مردم پمپاژ میکند. نمی شود و نمی توانیم، ترجیع بند پیامهایی است که از سوی رئوس دولت به گوش ملت می رسد. 

قطعی برق در سال گذشته و احتمال تکرار آن از ماههای بعد زنگ هشدار خرد سازی اعصاب مردم را به صدا درآورده است.

در هفته های اخیر بیمه تکمیلی بازنشستگان به طور ناگهانی قطع شد و این قشر را به خصوص اگر درگیر بیمارستان و عمل و بستری باشند با مشکلات غافلگیر کننده و عدیده ای مواجه ساخته است. هیچ کس هم جوابگو نیست.

بازار به حال خودش رها شده و مردم هر روز شاهد افزایش قیمتها هستند. بن معیشتی دولت که قرار بود حامی مردم باشد نیمی از ماههای سال پرداخت نشده است. یارانه ملت به مرور در حال حذف شدن است در حالی که وضع معیشتشان نسبت به گذشته تغییری نداشته و یا بدتر شده است.

وضعیت توزیع گوشت و برنج کاملا مافیایی و مشکوک به نظر می رسد.

ساخت مسکن نیز رها شد و منجر به افزایش قیمت اجاره بها گردید. کمر مستأجرها زیر بار مخارج در حال له شدن است. قیمت بنزین قرار است هر فصل افزایش پیدا کند که خودش موجی از نابسامانی اقتصادی را رقم خواهد زد. عدم اختصاص کارت سوخت به خودروهای صفر، تصمیمی مسخره و غیر منطقی است چرا که اتفاقا مردم باید تشویق شوند تا خودروهای فرسوده و آلاینده را به خودروی صفر تبدیل کنند. کاهش سهمیه جایگاه داران و اختصاص تنها بیست لیتر به خودروها منجر به ازدحام و آزار مردم شده است.

دشمن می دانست با جنگ نمیتواند ایران را از پا در آورد. تصور دشمن این بود که مردم با آغاز جنگ به خیابانها ریخته و نظام را سرنگون خواهند کرد که تیرش به سنگ خورد. دولت با تصمیمات شتابزده و غیر منطقی و اهمال در انجام وظایف خود انگار دنبال تکمیل پازل نقشه های دشمن است. فکری باید کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وفاق بر ضد ملت

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ۰۶:۵۶ ق.ظ

الان هشت ماه از سال 404 گذشت و دولت تنها چهار بار اقدام به شارژ کالابرگ مردم نمود و نصفش را پیچاند. زور دولت به مافیای گمرک و خودرو سازی و هیولای غارتگری بانکها که نمیرسد دستش را در جیب ملت فرو می برد. بازار به حال خودش رها شده و رشد روزافزون قیمتها کمر مستضعفین را خرد نموده است. خاصیت مجلس چیست؟ نمایندگان با توجه به برخورداری از درآمد کلان درکی از نقش کالابرگ در اداره زندگی مستضعفین ندارند و صدایی از آنها برای دفاع از حق مردم و برخورد با قانون شکنی دولت شنیده نمی شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کور و بینا

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۷ آبان ۱۴۰۴، ۰۶:۴۶ ق.ظ

کاریکاتور/ محسن هاشمی: نتوانستیم چون سنگ‌اندازی کردند!

 

دیشب دوستی آمد دم در و گفت علیزاده و یوسفی و چند طلبه و بسیجی دیگر در قم و تهران بابت تجمعی که دو سال پیش در اعتراض به ترک فعل مسئولان نسبت به کنترل وضعیت بی حجابی داشتند روانه دادگاه و زندان شده اند.

جالب است قانون شکنها آزادند اما کسانی که به قانون شکنی اعتراض میکنند در بند میشوند. جالب تر آنکه رییس دستگاه قضا می گوید با ترک فعل ها برخورد خواهیم کرد! خب خودتان مصداق ترک فعل هستید.

یادم نمیرود چند سال پیش بچه هایی در شمال و بعد مستندی در آمد درباره بچه هایی در جنوب که صرفا به ظن همکاری با کانال مجازی منتقد مسئولین محلی چطور مورد بازخواست قرار گرفتند. حریم خصوصی شان خدشه دار شد. خانه هایشان را زیر و رو کردند. لوازم ارتباطی خود و نوامیسشان را بردند برای آنکه بررسی کنند بلکه مچشان گرفته شود. خودم درباره این بچه ها به مسئولی اعتراض کردم توجیه آورد که برای پیشگیری از جرم هم میتوان چنین برخوردی داشت.

حالا هر روز سندی افشا میشود درباره رانتها و وام ها و ارزهای میلیارد دلاری که توسط باندها و مافیای نورچشمی ها برده شد و بازنگشت و نهادهای نظارتی که مدعی بودند مو را از ماست می کشند خود را به خواب زدند که البته احتمال می دهم دستی بر آتش داشته اند.

بیشتر توضیح بدهم سر صبحی حال همه گرفته میشود ولی خدایی اش این جماعت چقدر نامردند. از امکانات و اعتباری که در سایه ایثار و ایستادگی حزب الله به دست آوردند برای زدن تفکر حزب الله بهره گرفتند و در ظاهری پوشالی و موجّه، سرمایه های مردم را بالا کشیدند تا از این طریق هم ضربه ای به پایه های اندیشه اسلام و حاکمیت دین زده باشند.

دست نمایندگانی که از زد و بندها حرف زده و خیانتها را افشا می کنند درد نکند. بلکه نهادهای نظارتی تکانی خورده و نسبت به وظایف اصلی خود کمی حساسیت نشان بدهند. هر چند احتمال میدهم این نمایندگان در دور بعد رد صلاحیت شوند اما حرکت شیرین انقلابی شان در خاطره ها ماندگار خواهد شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در حاشیه گرانی های ناتمام

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۳ آبان ۱۴۰۴، ۰۷:۱۷ ق.ظ

دولت گفت حالا که شما این قدر خرید؛ بخاطر حجاب و چند سانت پوشش مو می ریزید به خیابان و این همه کشتار و فاجعه راه می اندازید عیبی ندارد ما هم کوتاه می آییم خوشحال باشید که پیروز شده اید، عوضش تا میتوانیم همه چیز را گران می کنیم نفس همه جامعه را می بریم شما هنوز خوشحالید که در کشف حجاب پیروز شده اید. حتی شاید فیلتر شکنها را هم برداریم. دیگر حسابی سر کیف می آیید. به جای روسری برایتان تو سری به ارمغان می آوریم. بازار را به حال خودش رها می کنیم، ارزهای صادراتی را به جیب نور چشمی ها روانه می سازیم، بار کسری بودجه دولت روی دوش شما. هر روز گرانی پشت گرانی. تا شما باشید دنبال مطالبه عناصر چهار درصدی شکم سیر جفتک زن ضد انقلاب راه نیفتید و شورش به پا نکنید تا شما باشید که به جای اعتراض به مشکل رانت و بی کاری و فساد بانکی و معضل تبعیض و شکاف طبقاتی و بی عدالتی، بازیچه بالاشهری های بی قید هوسران قرار نگیرید.

این وسط بچه های حزب اللهی نسل عجمیان هم که مرغ عروسی و عزان. هم به بی حجابی و فحشا معترضند هم به رانت و حقوقهای نجومی و فساد اداری و اختلاس و بی کفایتی مسئولان. زیر بار گرانی دارند له میشوند. هر وقت لازم شد ذبحشان می کنیم. زیادی حرف بزنند می فرستیمشان دادگاه. جنگ و خطری هم باشد خودشان احساس تکلیف می کنند و می آیند به میدان.

 

دلسوزان انقلاب! حواستان باشد. نظام دیوانسالار دارد اعتبار نظام امت و امامت را به تاراج می برد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

باز هم کالا برگ پرید

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳ آبان ۱۴۰۴، ۰۷:۰۹ ق.ظ

معرفی فیلم وسترن جدید و قدیمی؛ بهترین‌ های ژانر فیلم کابویی

 

موضوع فقط کالا برگ نیست. این چندمین بار است که دولت از جیب مردم چاله چوله هایش را پر میکند حاضر نیست از حقوقهای نجومی و سفرهای غیرضروری و مأموریتهای دلاری نورچشمی ها بزند. کالا برگ مهرماه پرداخت نشد. چند بار دیگر هم دولت از این کارها کرده بود. نکته این جاست چرا صدایی از نمایندگان مجلس شنیده نمی شود؟ چرا رسانه ها ساکتند و از حقوق مردم دفاع نمیکنند؟ دولت رییسی یا احمدی نژاد یک روز پرداخت یارانه دیر می شد چه الم شنگه ای راه می افتاد؟ چرا مردم باید بازنده وفاق و تقسیم غنائم صاحبان قدرت باشند؟ موضوع فقط کالا برگ نیست. توزیع کالا برگ یک مصوبه قانونی است. دولت نه در بحث حجاب و عفاف نه در بحث استعلام از نهادهای امنیتی برای انتصاب مسئولان نه در به کارگیری مدیران دو تابعیتی در مشاغل حساس نه در موضوع ساخت مسکن و اجرای برنامه هفتم و... تابع قانون نیست. چطور انتظار دارید وقتی مسئولان ما قانون شکن هستند مردم تابع و ملتزم به قانون باشند؟ این کجراهه عاقبتی جز بلبشوی جامعه و اوضاعی بدتر از همگسیختگی اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی خواهد داشت که امروز نمونه هایی از آن را در رها شدگی بازار و گرانی روزانه اجناس و افزایش بی بند و باری های اخلاقی مشاهده می کنید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دولت داریم؟

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۷:۲۳ ق.ظ

منبع نزدیک به دفتر رییس دولت: پزشکیان متزلزل و شکننده به‌نظر می‌رسد اما قصد  استعفا ندارد | ایران اینترنشنال

 

عراق را یادم می آید آن اوایل بعد از سقوط صدام که راهها باز شده بود سال 82 رفته بودم. کشوری به هم ریخته بود و دولت نداشت. مردم خودشان از طریق گروههای محلی و خودجوش به هدایت امور می پرداختند. ایست و بازرسی ها یا به قول خودشان تفتیش، کاملا مردمی بود. تصادفی رخ میداد راننده ها خودشان با هم کنار می آمدند یا نهایتا از طریق ریش سفیدان رهگذر صلح و توافقی صورت می گرفت. قیمتها ثابت بود و بازار مبتلا به جهش و گران فروشی نبود.

سالهای اخیر هم چند باری است که به زیارت عتبات مشرف شده ام. الان هم خیلی عراق دولت درست حسابی و مداخله گر اقتصادی ندارد. فکر نکنم چیزی به آن صورت رسمی و جدی با موضوع گمرک در میان باشد. قیمت ها در عراق یکسان است. مثلا پارسال تابستان که رفتیم، قیمت نوشابه بود نیم دینار که به پول ما می شد بیست هزار تومان. زمستان رفتیم قیمت نوشابه همان نیم دینار بود که حالا به پول ما می شد سی هزار تومان. الان بروید قیمت همان است اما برای ما گران تر می افتد.

خواستم عرض کنم جناب پزشکیان که می گوید فکر کنید اصلا ما نیستیم باید متوجه باشد که نمیشود همچین تصوری را به ذهن راه داد. چون هر روز که به بازار می رویم و می بینیم قیمتها گران تر شده است متوجه می شویم که پس دولت داریم!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کتاب درد

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۹ مهر ۱۴۰۴، ۰۹:۲۶ ق.ظ

کتاب درد [چ1] -فروشگاه اینترنتی کتاب گیسوم

 

من که از خواندن رمان لااقل در عرصه دفاع مقدس خوشم نمی آید و ترجیح میدهم وقتم را به مطالعه خاطرات واقعی اختصاص داده و برای دیگران نقل کنم از کتاب "درد" نوشته صادق کرمیار لذت بردم. هر صفحه اش این قابلیت را داشت که خواننده را تا پایان ماجرا به دنبال خود بکشاند. افتخار می کنم در دوره انقلاب اسلامی و دفاع مقدس میدانی برای ادبیات ما ایجاد شد که منجر به تولید آثاری فاخر و ماندگار گردیده است. رمان بدون بهره گیری از مکانیسم ماچه (ماچ و بوس های اغواگر رمانتیک آثار تجاری ادبیات اروتیک ناشران و نویسندگان بیمار) در فضایی سالم و با ایجاد جذابیت های محتوایی گیرا و اثرگذار، یک ویژگی و خلاقیت کمتر ایجاد شده است که صادق کرمیار در کتاب درد به خوبی از عهده اش برآمده. اگر از کارگیری اسمهای فرماندهان جنگ که شائبه حرکت تبلیغاتی انتخاباتی نویسنده را دامن میزند به عنوان تنها ضعف اثر اغماض کنیم تکه های طعنه آلود و یا حقیقی نگارنده علاوه بر انعکاس واقعیتهای تاریخ و افزایش معلومات خواننده، زمینه پرسش و مطالعه و تحقیق بیشتر را در ذهن مخاطب ایجاد می نماید. اشاره به وضعیت اروند و میمک در قراردادهای مرزی دوره پهلوی، کاخ پدر فرح در کلن آلمان که آسایشگاه جانبازان اعزامی گردید، بحث نفوذ و حفظ اسرار، دخالت آمریکا و شوروی، وضعیت پذیرش قطعنامه و نگاه مسئولان و مردم و رزمندگان، دلاری های سکته زده بعد از پذیرش قطعنامه، ورشگستگی ناشران ادبیات پایداری، عشق و ایمان رزمندگان و خانواده هایشان، نارسایی لجستیک و تسلیحاتی جبهه حتی تقلبی بودن ماسکهای شیمیایی و... از جمله ریز موضوعات و یا تلنگرهای آموزنده و گاه تکان دهنده داستان کتاب درد است و البته هیچ انسان زیرک و فرضیه پردازی هم شاید نتواند به راحتی پایان قصه کتاب را حدس بزند. دست مریزاد به کتاب درد، دست مریزاد به قلم و علم و هوش نویسنده.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

واقعاً مردم برای شما مهمند؟

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۰ خرداد ۱۴۰۴، ۰۸:۳۹ ب.ظ

پزشکیان: برهنگی و هنجارشکنی مورد پذیرش عموم مردم نیست - خبرگزاری آنا

 

پزشکیان کارشناس دین نیست و معلوم نیست چرا در مسائلی که سررشته ندارد نظر میدهد. او به بهانه مخالفت با برهنگی و ولنگاری با الزامی بودن حکم شرعی حجاب اسلامی هم مخالفت کرده است. در حالی که کشف حجاب، یکی از اصلی ترین مقدمات رواج بی بند و باری و ولنگاری است. بعد جالب اینکه مدعی شده ما از علی علیه السلام آموخته ایم رضایت خدا در گرو رضایت مردم است!

الان اصلا نمیخواهم این جمله را از منظر عرف و شرع، سبک سنگین کنم؛ اما خدایی اش این همه ملت فریاد می زنند و از گرانی روزافزون و بی نظمی اقتصادی و افزایش هزینه خدمات عمومی و ... گله می کنند رضایت خدا در گرو رضایت مردم نیست؟! این طور مواقع نعوذ بالله خدا باید نظرش را با دولت منطبق کند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

به روز رسانی

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۴، ۰۶:۰۸ ق.ظ

آموزش بروزرسانی گوشی و نکات مهم به روز رسانی اندروید

 

دیروز یک آقا و خانم تبلت به دست جلوی مرا در پیاده رو گرفتند که دو دقیقه ای وقت بگذار برای انجام نظر سنجی. گفتند از صدا و سیما هستیم. درباره علت گرایش بعضی مردم به ماهواره پرسیدند و میزان تأثیر آن در وضع موجود جامعه و... گفتم تنوع طلبی، کنجکاوی و گاه چشم و هم چشمی دلیل گرایش به سمت شبکه های ماهواره ای است و توضیح دادم که البته امروز با فراگیر شدن شبکه های مجازی که راحت تر و همیشگی در دسترس مردم قرار دارد ماهواره باید در مرتبه دوم تأثیرگذاری فرهنگی و اجتماعی دیده شود. من فیلترشکن ندارم اما همین واتساپ محترم و مرتجع خودمان تمام مطالبات کانالهای ضدانقلاب را بی دردسر مقابل چشمم قرار میدهد و.. می گفتند این جوابهای شما داخل گزینه های ما نیست و نمی دانیم کدامیک از جوابهای موجود را باید تیک بزنیم! گفتم چه گزینه هایی است ببینم به آنچه فکر میکنم نزدیکتر باشد همان را بزنید. گفتند نمی توانیم گزینه ها را لو بدهیم!

چند وقت پیش جوانی هجده ساله برای مصاحبه ورودی به یکی از نهادها رفته بود. درباره تفکرات دکتر سروش از او سوال کرده بودند. بنده خدا اصلا اطلاعی نداشت، اسمش را هم نشنیده بود. گفتم چه مصاحبه گر بی ذوقی! دکتر سروش، تفکرات و حواشی او مال زمان نوجوانی و جوانی ما بود یعنی اواخر دهه شصت و اواسط هفتاد. بعدش دیگر به کنج عزلت رفت، فراموش شد و مسأله روز قشر جوان نبود. درست مثل فتنه مهسا که نسل اغتشاشگران عوض شد و در سال 401 دیگر کسی شعارها و مطالبات اغتشاشگران 88 را تکرار نمی کرد.

عزیزانی که دنبال نظر و افکار سنجی هستند باید کمی به روزتر باشند.

راستی درباره تأثیر ماهواره بر آشوبهای احتمالی هم سوال کردند که گفتم قطعا ماهواره و شبکه های بیگانه طرفدار اغتشاش و شورش هستند ولی آنقدری که مسئولان عزیز ما با عدم نظارت بر بازار و افزایش گرانی و بی برقی و بیکاری و فقدان مسکن و... دارند مردم را به طغیان می کشانند از دست رسانه های دشمن بر نمی آید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ما عابر بانک سیار نیستیم!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۸ فروردين ۱۴۰۴، ۰۸:۰۵ ب.ظ

عابر بانک اسباب بازی - دارای حافظه برای برداشت و یا واریز پول شما | اسباب  بازی Toy Land

 

فروشگاه افق کوروش چون قیمتهایش بالا هست معمولا خرید نمیکنم جز گوشت منجمد یا چرخ کرده ای که نمیدانم با چه چیزی قاطی شده و قیمتش مناسب است. ماه گذشته که کالابرگ اعلام شد رفتم فروشگاه افق و یک بسته گوشت چرخ کرده خریدم. پنج هزار تومن اضافه تر برداشت که نفهمیدم به چه خاطر بود و رویم هم نشد از خانم صندوقدار سوال کنم. امروز که رفتم فروشنده مرد بود. پرسیدم این پنج تومن اضافه برای چیست؟ گفت بابت صدور فاکتور! منظورش از فاکتور رسید معمول خرید بود. گفتم این که ارزشی ندارد همه فروشگاهها می دهند، اصلا فاکتور هم نخواستیم. خندید گفت به ما گفتند پنج تومن بردارید!

حالا حساب کنید در روز از چند نفر پنج هزار تومن پنج هزار تومن اضافه تر بر می دارند.

یاد سفر چند سال پیش با قطار چهار ستاره بن ریل افتادم. در تبلیغ شرکت مربوطه که چند بار به شکلی سرسام آور از تلویزیون کوپه قطار پخش می شد گوینده تکرار می کرد از جمله خدمات شرکت ما این است که اگر موقع سفر در قطار خرید کنید به شما رسید می دهیم!

الان کلیپی دیدم درباره دریافت حق خدمات بانکها بابت جابجایی پول و حتی پرداخت قبوض! یعنی به جای اینکه تشکر کنند که به بانک نمی آیید و ازدحام نمی کنید و وقت و اعصاب کارمندان ما را له نمی کنید و باعث صرفه جویی در هزینه های بانک شده اید طلبکار هم شده و چیزی اضافه تر هم از ملت می خواهند! چرا همه ما را به چشم عابر بانک سیار نگاه می کنند از مدیر مدرسه ای که بچه ها در آن درس می خوانند تا فروشگاهها، بانکها، اتوبانها، وزارتخانه ها، کسبه، راننده ها، مدیریت مجتمع مسکونی و ... هر کس تلاش دارد چیزی اضافه تر از جیب ما بردارد؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

گرانی و انزجار، عامل وحدت!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۰ فروردين ۱۴۰۴، ۱۱:۴۵ ق.ظ

کاریکاتور مفهومی درباره گرانی

 

برای شما هم سوال است که چرا شورای امنیت کشور اجرای قانون عفاف و حجاب را خلاف امنیت عمومی دانسته و مانع آن می گردد اما به هم ریختگی بازار و گرانی افسارگسیخته اجناس و قطع مکرر برق حتی در ماه فروردین که مصرف برق و گاز پایین است را مخالف امنیت کشور ندانسته و سکوت می کند؟

جوابش واضح است. در خصوص حجاب در بین مردم اختلاف نظرهایی وجود دارد. بعضی از مردم ولو اندک مخالف حجاب هستند؛ اما در زمینه گرانی و قطع سرسام آور برق و ... همه مردم متفق القول و یکصدا به تفقد و دعای خیر برای اموات سببی و نسبی مسئولان مشغول بوده و قطعا در این خصوص شاهد ایجاد دوقطبی و بروز اختلافات اجتماعی نخواهیم بود!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

محافظه کاری، قتلگاه انقلاب

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۹ فروردين ۱۴۰۴، ۰۶:۵۷ ق.ظ

کاریکاتور:: امریکایی ها کدخدای دهکده اند | خبرنامه دانشجویان ایران

 

درست نیست به بهانه فرار از تله جنگ، دانشمندان و فرماندهان جبهه مقاومت را یک به یک از دست بدهیم و سکوت کنیم. همان موقع که محسن فخری زاده را بیخ گوش پایتخت در روز روشن ترور کردند و پز دادند باید واکنش جدی نشان میدادیم که به مرور شاهد ترور دردناک دهها تن از مسئولان و فرماندهان جبهه اسلام و نقض مکرر حریم کشورمان نباشیم.

درست نیست به بهانه فرار از تله فتنه، دست از تعقیب باندهای بزرگ فساد بانکی و برخورد با دانه درشتهای متهم اقتصادی و یغماگران بیت المال و مواجهه با هنجارشکنی های اجتماعی و از هم گسیختگی بازار و... برداریم و قدم به قدم از اجرای احکام شرع عقب بنشینیم.

دور از عزت مسلمین است که دشمن را بدون جنگ و مقاومت، دست پر به خانه باز گردانند. دنیا آن قدر هم ارزش ندارد که برای حفظ جایگاه و صندلی خود هر از گاه به اسم مصلحت از یکی از شعائر و اهداف انقلاب و اسلام دست برداریم.

فتنه لزوما به معنای آشوب و اغتشاش نیست، بلکه یکی از مصادیق و وجوه آن است. اساس این تفکر که نظام بماند ولو منهای اسلام از جلوه های حتمی فتنه اعتقادی و سیاسی در ذهن و محاسبات بعضی مسئولان است.

به صحبتها و هشدارهای رهبری در سالهای 74 تا 76 درباره عبرتهای عاشورا و انحراف بعضی خواص رجوع کنید. کاش از ابتدا تلاش می کردیم حقوقهای نجومی و رانت و ویژه خواری و خوی رفاه طلبی و عافیت جویی در مسئولان و آقازاده هایشان رسوخ نکرده و شاهد شکاف طبقاتی بین آنها با مردم نباشیم. دنیا زدگی و مادی گرایی و منفعت طلبی، موریانه بد و مخرّبی برای سست نمودن پایه های حاکمیت دینی است که ضرر و خطرش بیشتر از هر نوع حمله مستقیم دشمنان قسم خورده این آب و خاک است.

 

در جهان نتوان اگر مردانه زیست

همچو مردان جانسپردن زندگیست

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی دست دولت خالی است

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۷ فروردين ۱۴۰۴، ۰۹:۱۳ ق.ظ

مراسم افتتاح هتل پنج ستاره آراز نوشهر و نشست فعالان گردشگری - خزرنما

 

معاون اول رییس جمهور به همراه خانواده! همچنین وزیر گردشگری و تمامی مسئولان استانی جمع شدند رفتند برای افتتاح یک هتل در نوشهر که ساخت آن هم البته با سرمایه گذاری شخصی از ده سال پیش آغاز شد و ربطی به دولت ندارد.

شما در مشهد که قدم بزنید راه به راه در هر کوی و برزنی یک هتل بزرگ و در حال ساخت را می بینید که اغلب هم توسط بخش خصوصی احداث و اقتتاح می شود و این همه برو و بیا و سر و صدا ندارد.

مازندران در فصول گردشگری گاه میزبان مسافرانی است که از نظر تعداد با کل جمعیت استان برابری می کنند. به اقرار همه مسئولان استانی در همه دولتها این استان از نظر زیرساخت های گردشگری مانند جاده، سوخت، آب، فاضلاب، دپوی زباله و ... دچار مشکلات و نواقص جدی است. 

جالب است وزیر امنیتی گردشگری خودش هم اهل مازندران و آشنا با مشکلات گردشگری این استان و البته مدعی حرفه ای گری و تخصص در مدیریت وزارتخانه است اما در این مدت جز تأکید بر آزاد گذاشتن معدود گردشگران هنجارشکن و حضور در افتتاح هتلی که متعلق به بخش خصوصی است عملکرد و برنامه خاصی نداشته است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دولت تعطیل

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۲ فروردين ۱۴۰۴، ۰۴:۰۵ ب.ظ

کابینه پزشکیان در کمتر از ۸ماه، صبر استراتژیک سلاح‌ورزی را شکست/ سلاح‌ورزی:  کشور رسما تعطیل است! | پایگاه اطلاع رسانی رجا

 

به نظرم خوب است مردم به دولت تضمین و تعهد شفاهی و کتبی بدهند که در صورت گرانی بنزین دست به شورش و اعتراضات خیابانی نزده و رفتار هیجانی گذشته را تکرار نخواهند کرد. متأسفانه ترس مسئولان از اغتشاشات عمومی در چندسال اخیر اگرچه باعث شده قیمت بنزین را ثابت نگه دارند اما در عوض دهها برابر سود حاصل از گرانی سوخت را از طریق گران سازی ارز و سکه به دست بیاورند. روند رو به رشد قیمتها به گونه ای است که اگر دولت هم نداشته باشیم تأثیری در بازار نداشته و لااقل در میلیاردها تومان بودجه بیت المال بابت حقوق و عواید و هزینه های جاری دولت صرفه جویی خواهد شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حال دشمن را گرفتیم!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳ فروردين ۱۴۰۴، ۱۰:۴۶ ق.ظ

آنچه که گفتم مربوط به اواخر دهه هفتاد است و فکر نمی کنم چنین عکسی از بیل  کلینتون (رییس جمهور وقت امریکا) اصلا وجود داشت! اون موقع دلار، هنوز هزار  تومان نشده بود و چیزی که من در موردش صحبت کردم، ...

 

این را البته از باب شوخی عرض میکنم مشهور است یک زمانی رئیس جمهور وقت ایالات متحده اسکناس هزار تومانی ما را گذاشت کنار دلار آمریکا که بعله من به زودی کاری میکنم که این دو با هم برابر شوند و اقتصاد ایران فرو بپاشد و جمهوری اسلامی از بین برود و....

برو عامو خدا روزی ات را جای دیگری بدهد!

دلار هزار تومان که هیچ ده هزار تومان را هم رد کرد که هیچ الان دور و بر صد هزار تومان رسیده است ولی آب از آب تکان نخورده و ما هم داریم کار خودمان را میکنیم و برای گرانی جوک می سازیم. دشمن کور خوانده است که بتواند با اهرم دلار پدر ما را در بیاورد. امیدوارم حالا که دشمنان ما اینطور در پیشگاه تاریخ ضایع شدند به خودشان آمده و متنبّه گردند.

اما از جدی و شوخی و طنز و کنایه که بگذریم دشمن اگر چه در عرصه های نظامی و اقتصادی نتوانست انقلاب اسلامی را متوقف کند اما در عرصه فرهنگ به خصوص با تغییر در سبک زندگی و باورها و ذائقه مردم و ایجاد واهمه و نفوذ در فکر و ایمان مسئولان به دستاوردهای خطرناکی رسیده که اگر همین وضعیت ادامه یابد در سایه خودباختگی و ضعف متولیان امر به آنچه میخواهد دست پیدا خواهد کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا