اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

از این کتاب خوشم نیامد

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۲، ۱۲:۴۵ ب.ظ

کتاب مسافر دمشق روایتی داستانی و متفاوت از مدافعان حرم

 

این یک ماهی بالای ده تا کتاب کمتر یا بیشتر در همین وبلاگ متروک به شما معرفی کردم. همه شان را هم با دقت خواندم. کوتاه و مختصر نقاط ضعف و قوتشان را گفتم و البته اصل را بر دعوت به مطالعه گذاشتم.

الان کتاب مسافر دمشق را به اتمام رساندم. نوشته خانم فاطمه عرب اسدی؛ انتشارات شهید کاظمی.

خوب من اعصابم خورد شد و دوست داشتم این کتاب زودتر به اتمام برسد. با اینکه حتی در زمان مطالعه کتابهای قطور هم این حس را نداشتم. نظر من است دیگر، لزوما نظر درستی ممکن است نباشد. به سلیقه من جور در نیامد. نمی گویم نخوانید. کتاب را به فضای مجازی ترجیح بدهید به خصوص اگر خدای نکرده اهل علافی و پرسه بی هدف در فضای مجازی باشید.

حدس من است شاید درست نباشد خانم نویسنده احتمالا مجرد است رشته روانشناسی درس خوانده و دوست دارد همه بدانند با مفاتیح هم مأنوس است. (البته زمان نگارش اثر)

نویسنده نویسنده قدرتمندی است، اذعان میکنم، دست مریزاد. من حال و حوصله داستان پردازی و از این شاخه به آن شاخه پریدن را ندارم؛ آنهم در حال و هوای زنانه که دور از واقعیتهای ذهنی مردان سیر می کند. نویسنده مدیون انقلاب است که دست و بالش بسته باقی ماند تا آن چه ته دلش بازی میکرد را به اقتضای روزگار در چارچوب شرع وانقلاب بیان کند. یعنی اگر این متن را شما بخواهید فیلمش کنید قطعا مجوز پخش نخواهد گرفت. رویکردی که آقای خلیلی عزیز ناشر محترم و زحمت کش و اصفهانی ما همچین بدش هم نمی آید.

برای اینستاگرام یک شخصیت ترسیم کنید. اصلا برایند حضور مدام در اینستا چیست؟ کتاب، از زاویه شخصیتهای تربیت شده فضای اینستا بن مایه گرفته است. دیده اید بعضی بچه های مذهبی را که دوست دارند در اینستاگرام کار فرهنگی انجام دهند، از دین و نمادهای دینی بگویند اما به فراخور شرایط اینستا به وادی منم منم و تبرّج سوق پیدا می کنند، صفحات آنطرفی ها و فیلم ها و رقص و آوازشان را هم فی سبیل الله رصد میکنند، یار و همدمی از جنس مخالف نیز برای چتهای شبانه انتخاب می کنند (ذیل توجیه رابطه خواهر برادری)، تهش امام و آقایی هم گفته و سلام صلواتی میفرستند و پیش خودشان تأویل می برند که در حال خدمت به جبهه فرهنگی انقلاب شبی را به صبح رسانده اند و ثواب کارشان کمتر از تسبیحات نبوده است. نظر کارشناسی هم میدهند که پهنای باند اینستا نباید مسدود شود ما در حال صدور انقلاب هستیم!

کتابهای ارزشی ما هم دارند مقهور زمانه می شوند. به جای تغییر فضا، درگیر و تسلیم فضا می شوند. میگویند خواننده حظی هم ببرد، خودش را کمی بخاراند، این پهلو و آن پهلو بشود، تخیلش را در زید بازی محیط پیرامونی غور بدهد تهش یاد شهدا را هم زنده نگهدارد و دلمان غنج برود که مشغول جذب حداکثری هستیم. درست مثل دانشگاهها که با اختلاط دختر و پسر و متون غربی داعیه اسلامی شدن دارند یا مثل بانکهایمان که سرمایه دار را سرمایه دارتر و فقیر را فقیرتر میکنند و دم از اقتصاد اسلامی میزنند. یا مثل مجموعه هایی که بیشترین اصرار را بر سواد رسانه دارند و خودشان بیشترین اخبار فیک و چاخان را منتشر میکنند...

برداشت شیطنت آلود بعضی نویسندگان و ناشران است که برای جا افتادن بهتر یک اثر ارزشی چه اشکال دارد فانتزی های زن و شوهری و ... هم وسط ماجرا ذکر شود؟ کار به جایی رسید که گاه اصل محتوا و پیام اثر به انزوا رفته و زیر لحافی ها به اصل تبدیل میشود. به هر حال شهدا دستشویی هم رفته اند نمیدانم برای جذب مشتری باید به این موضوع هم پرداخت یا نه؟ لزوما همه این نقدها معطوف به مسافر دمشق نیست سر صحبت باز شد گفتم؛ اما دقت کنید شما را بخدا که قرار نیست هدف وسیله را توجیه کند.

نظرات  (۱)

از بین تمام کتابهایی که معرفی کردید این یکی را باید ....برم ببینم حتما

لبخند

پاسخ:
😄

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">