اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۳ آذر ۰۰، ۱۷:۴۶ - حسن مجیدیان
    احسنت

۳۸ مطلب در خرداد ۱۳۹۹ ثبت شده است

خوشحالیم که بر گشتیم!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۹، ۰۱:۱۵ ق.ظ

See the source image

 

اگر جلو نرفتیم عقب هم نرویم! همان جا بایستیم لااقل ‍‍از قافله جا نمانده و راه را گم نکنیم. بالاخره یکی می آید و دستمان را می گیرد و جلو می برد. اما وقتی عقب رفته و مسیری اشتباه را طی کنیم باید تلاش کنیم که تازه برگردیم سر جای اولمان و از نو شروع کنیم.

هیچ کس دوست ندارد طبیعت عالم دست بخورد. هر کس می بیند جنگل و کوه و دشت و رودی را تخریب می کنند دل آزرده می شود. طبیعت زیباست و نظمی که خدا در آن قرار داده دیدنی است. همه زیبایی های خلقت را دوست دارند. فطرت ما هم همین حکم را دارد. بگذاریم صاف و زلال بماند. دست که می خورد و آلوده که می شود زیبایی اش را از دست می دهد.

فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا۱ سرشت همه انسان ها بر نیکی و حق گرایی آفریده شده است. بچه ای که از مادر متولد می شود را همه دوست دارند. می دانند بدی و سیاهی از ساحت او دور است. می گویند حج که بروید یا توبه که می کنید و ... دوباره مثل کسی می شوید که تازه از مادر متولد شده است. ماه رمضان هم همین خصلت را دارد. عید فطر یعنی عود به فطرت. یک ماه روزه می گیریم که دوباره برگردیم سر جای اولمان. راهی که به اشتباه رفته ایم را جبران کنیم. برگردیم سر اول خط.  طبیعت زیبایی که خدا در وجودمان قرار داده را دریابیم. همانی بشویم که خدا خلق کرد. عقب نمانیم و گم نشویم. به کودک هم می گویند جایی رفتی و گم شدی همان جا بایست و تکان نخور. بالاخره یکی می آید و راه را نشانت می دهد.

عید فطر را جشن می گیریم و خدا را شکر می کنیم که به طبیعت خود بازگشته ایم. این بار همین جا که هستیم بایستیم. یکی می آید و دستمان را می گیرد. ما که بی صاحب نیستیم. فقط مواطب باشیم سرمان را به زیر نینداخته و دوباره راهی کج را اختیار نکنیم.

۱- سوره روم آیه۳۰

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عملیاتی که به پایان نرسید!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲ خرداد ۱۳۹۹، ۰۴:۵۹ ب.ظ

 

نام عملیات آزادسازی خرمشهر قهرمان، الی بیت المقدس بود تا همگان بدانند دفاع ما نه در برابر تهاجم حزب مزدور بعث که تقابل با جهانخواران پلید کاخ سفید و کرملین و تل آویو است و آرمانمان نه صرف آزادی خرمشهر که نجات قدس شریف از چنگال غاصبان صهیون خواهد بود. فتح خرمشهر نه فتح خاک که فتح ارزش های انسانی است.

یک روز آزادی خرمشهر را جشن گرفتیم. یک روز آزادسازی جنوب لبنان را. در کربلا نماز خواندیم و امروز در مرز فلسطین اشغالی آماده جهاد بزرگ آخرالزمانی برای نجات قبله اول از یوغ ستم ستمپیشگان هستیم.

خرمشهر، باب ورود بیت المقدس بود.

خرمشهر ای آسمان غبار گرفته تاریخ...

ای بوسه گاه فرشتگان، شرار آتش ایمان... ای خونین شهر!

خمخانه ی خونین تو، مقصود دل عاشقان و مراد حلقوم عطشناک تشنگان باده ی سرخ شهادت است.

ای دست نیایش خاک! ز آستان کبریایی افلاک، جرعه ای از ساغر جنون را تحفه نگاه شفق بین عشاق گردان.

اینک که نغمه نینوایی یاد تو، رخت  دنیایی ما بر چیده و طنین آهنگ رندانه ات، طبع خروش گرمان را برانگیخته، در انتظار طلعت ندای «هل من ناصر» دیگری از افق ولایی حقیم، تا نمایش گر زیباترین رقص مرگ شویم؛  چرا که نوای طرب انگیز نی وجودمان را دم عاشورایی حسین علیه السلام به شور انداخته...

عاشقان وصال و رهپویان طریقت رستگاری، مهیای نبرد با غاصبان حقیقت و اشغالگران حریم شرافت و انسانیت هستند. یک بار دیگر بانگ الله اکبری که آزادی خاک قدسی تو را نوید داد، شیپور استقامت و مجاهدت در راه فتح میراث انبیا را برای مردان جبهه توحید به صدا در آورده است.

خرمشهر فقط خرمشهر ایران نیست، خرمشهرِ جهان آراست و مبدأ رهایی مظلومان سراسر عالم و شکست هیمنه ظالمان.

خرمشهر، جلوه گاه غرش رعدآگین عشق است و مسجد جامع آن، پادگان ملکوتی لشگر توحید.

مسجد جامع، عَلَم مقاومت و پیروزی این شهر است و طراوت و آراستگی آن هنوز از رایحه حضور سردار پایداری، شهید محمد جهان آراست که سرچشمه می گیرد.

خرمشهر، پیشانی وطن است و مسجد جامع، پیشانی بند سرخ آن که نشان مقدس یازهرا سلام الله  با ترکش های اصابت کرده بر پهلوی مسجد سبز شده است.

خرمشهر اگر خرّم است، مرهون صدها قلب بی تپشی است که هم آغوش بستر خاک گشته اند...

بر فراز بام آسمانی خرمشهر که نیزه عشق، با تلاتو هزار رأس منور، سرافراز می شد و قامت افتخار بر می بست، بر انتهای افق کهکشانی نگاه شهر، شفق سرخ گون وصال، نقش معراج خون را تداعی می کرد.

غبار تهاجم، اگر چه فضای شهر را کدر می نمود، ولی دیری نپایید که خورشید حماسه با هر درخششی که بر دار آفرینش می یافت، جامه سپیید رهایی را تا ابد بر پیکر تنومند خرمشهر پوشانید. گنبد بارگاه مسجدالاقصی نیز در انتظار غریو الله اکبر فاتحان خرمشهر است. عملیات الی بیت المقدس هنوز به پایان نرسیده و خرمشهرها در پیش است. کمربندها را باید محکم بست. قافله نینوا هنوز هم در انتظار لبیک اصحاب حسین علیه السلام است. عاشوراییان در قدس نماز می خوانند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شهید بروجردی هم اخراجی بود؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۹، ۱۱:۰۴ ب.ظ

 

شهید بروجردی را در سِمَت فرماندهی قرارگاه حمزه سیّدالشهدا که کاملاً شایستگی بیش‌تر از آن را هم داشت، قرار ندادند. در پوسترهایی که بعد از شهادتش برای او زدند نوشتند «جانشین قرارگاه حمزه سیّدالشهداء علیه‌السّلام» ولی واقعیت این است که در زمان شهادت، او جانشینِ قرارگاه هم نبود. اصلاً هیچ سِمَتی نداشت.

 

وقتی او را دیدم، به او گفتم: «حاجی! برای چی این‌جایی؟»

 

گفت: «می‌خواستی کجا باشم؟ حالا می‌خواهی چه بگویم؟ احساس می‌کنم کار کوچکی از دست من برمی‌آید همان را انجامش می‌دهم. چه اشکالی دارد؟ مگر مشکلی است که عنوان‌های مسئولیتی با دیگران باشد؟»

 

اول خرداد سالگرد شهادت سردار رشید اسلام، مسیح کردستان، محمد بروجردی است. رجانیوز مصاحبه ای با سردار احمدی مقدم از همنفسان شهید بروجردی منتشر کرد که بسیار خواندنی و جالب است. لینک مطلب را به خوانندگان اشک آتش تقدیم می کنم:

 

http://www.rajanews.com/news/336844/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%90-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سنگ صبور

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۹، ۰۴:۲۰ ب.ظ

kye1_photo_۲۰۲۰-۰۳-۱۸_۱۹-۵۷-۵۵.jpg

 

سنگ صبور

بسیار است؛

و حرف هایی

که با سنگ گفته می شود

بسیارتر

روزی می آید

که صبر سنگ

تمام می شود

و جنگ

تمام

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این راه نا تمام!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۹، ۱۲:۴۴ ب.ظ

 

همه امامان ما یا با شمشیر خصم و یا با سمّ و زهر کینه دشمن به شهادت رسیدند. علت بغض دشمن با پیشوایان دین هم به خاطر دعوای علمی و عرفانی نبود! ائمه ما از نظر علم و ادب و عرفان و ... سرآمد جوامع بودند؛ اما آن چه سبب دشمنی حکّام می شد وجه سیاسی شخصیت آن بزرگان بود.

حسین علیه السلام را به خاطر ارث و میراث ذبح ننموده و خاندان اطهرش را بر سر آن به اسارت نبرده اند! حسین برخاسته بود برای امر به معروف و نهی از منکر و احیای سیرت رسول اکرم(ص) که بر مذاق ظالمان خوش نیامد.  

تاب عدالت علی علیه السلام را نداشتند و سنّت او در عمل به اسلام راستین را با منافع خویش در تضاد می دانستند که بر ضدش جنگ ها راه انداخته و عاقبت فرق مبارکش را در سحرگاه مسجد کوفه شکافتند.

همه ائمه ما سیاسی بودند و کسی نمی تواند بگوید که من اهل بیت را دوست دارم؛ اما در سیاست دخالت نمی کنم! نمی شود عاشق علی بود و مرامش را بر نتافت. نمی شود ذکر حیدری گفت و در مقابل ظلم و بی عدالتی ساکت نشست.

امروز اگر علی علیه السلام حضورداشت آیا در مقابل توحش غاصبان قدس و بی پناهی کودکان مظلوم یمن و کشمیر و نیجریه و ... سکوت اختیار می کرد؟ اگر چنین بود که دیگر او را امام عدالتخواهان و رهبر مستضعفان جهان نمی خواندند.

حسین علیه السلام که بیعت مثل خودش را با مثل یزید جایز نمی دانست فراتر از محدوده زمان و مکان، راه ایستادگی در برابر حق کشی ها را ترسیم نمود تا حتی آن هندوی آزادی خواه نیز قیام در برابر ستم را به تبعیت از نهضت امام عاشوراییان تلقی نماید.

"کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً"1 خط و مشی ترسیمی علی علیه السلام برای همه رهروان حقیقی طریق عدالت در طول تاریخ است. هر که علی را قبول دارد و مرامش را می ستاید درد محرومان و مظلومان سراسر عالم را دغدغه خویش می داند.

روز قدس، روز بیعت با مسیر اهل بیت است. فرصتی است برای آن که نشان دهیم راه امامان خویش را مستدام دانسته و پیروی از مکتب علوی را محصور کلام و اشک و دعا و ادعا نمی دانیم.

1- نامه 47 نهج البلاغه

  • سیدحمید مشتاقی نیا