اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۳ آذر ۰۰، ۱۷:۴۶ - حسن مجیدیان
    احسنت

۴۰ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

فعلا سکوت

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۴۳ ب.ظ

بقایی و مشایی را نمی شناسم، پس از آنها دفاع نمی کنم.

قوه قضاییه را می شناسم، پس از آن دفاع نمی کنم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حب حضرت زینب یعنی نفی سلطه پذیری

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

دوستی متنی نوشت و گله کرد که چرا همزمان با روز وفات حضرت زینب سلام الله علیها داره توی شهر جشن برگزار میشه؟

در جوابش نوشتم:

نقش حضرت زینب تو ماجرای کربلا که منجر به احیای اسلام و استمرار روح ظلم ستیزی تا ابد شد فقط یک طرف ماجراست. امروز این خانم محور مقاومت و نماد حق طلبی جبهه عدل و ازادگی در مصاف با جبهه جهانی کفر و الحاد و استکباره

بی تعارف باید گفت کسانیکه امروز دنبال بی اعتنایی به منزلت حضرت زینب هستن در واقع استراتژی جهانی نظام اسلامی رو بر نمی تابن

ارج نهادن به مقام حضرت زینب صرفا عزاداری معمولی از باب محبت به اهل بیت نیست. امروز این خانم عیار صداقت مدعیان ایمان و دین رو اشکار میکنه. نمیشه حب حضرت زینب رو داشت و به امریکا و انگلیس و وهابیت کاری نداشت. واداده های سیاسی و فرهنگی شهر و کشور خوب میدونن که برجسته سازی نام حضرت زینب مستلزم نفی باورهای غربگرایانه خودشونه

  • سیدحمید مشتاقی نیا

لازم بود همه بدانند پایتخت به اوج رسید؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۳۴ ب.ظ

در همه جای دنیا رسم است که نهادهای حکومتی در امور مختلف به خصوص در مسائل مربوط به حیطه فرهنگ و هنر دخالت کرده و تلاش می کنند سمت و سوی آرمانی مدنظر خود را با زبان هنر به جامعه تزریق نمایند. تکرار این اتفاق در ایران، رویداد جدیدی نیست.

هزاران ساعت فیلم و سریال و کارتن و بازی رایانه ای و ... به سفارش سرویس های جاسوسی و نهادهای امپریالیستی برای تثبیت و ترویج تفکر زیاده خواهی مستکبران و ایجاد ضعف و گسست در باورهای مذهبی و ملی مردم نقاط مختلف جهان تهیه و در سطح وسیعی پخش می شود. جشنواره های سینمایی دنیا هم به طور کل سیاسی و ابزاری برای گسترش استعمار فکری و فرهنگی چپاولگران عالم است، شکی نیست؛ اما

بعید است با ذره بین هم بتوانید ردی از سفارش دهندگان و بانیان و حامیان مالی پنهان این قبیل محصولات به ظاهر فرهنگی و هنری پیدا کنید. قرار نیست کسی شیپور دست بگیرد و هیاهو راه بیندازد که همه بدانند فلان اثر هنری بر اساس نقشه و جهتی که در پس پرده، طراحی شده تولید و عرضه گردیده است.

همان طور که هنر، حرفش را غیر مستقیم می زند، عوامل و عناصر شکل گیری آثار هنری هم نباید مستقیم و با تابلو وارد میدان شوند. این نکته را همه نهادهای حکومتی سفارش دهنده آثار فرهنگی در سطح عالم به خوبی واقف هستند به غیر از برادران عزیز ما که گویا بر اساس یک فرهنگ غلط ریاکارانه عادت کرده اند آب هم که می خورند برای جلب رضایت مافوق، گزارش و بیلان کاری تهیه کرده و در بوق و کرنا بدمند.

اساسی ترین اشکال کار سری پنجم سریال پایتخت همین است؛ درشت نویسی نقش سازمان هنری اوج در تهیه اثر.

این گونه است که اگر یک کار فرهنگی، خوش بدرخشد، می گویند: حکومتی بود.

اگر هم جایی لنگ بزند و سوتی بدهد، می گویند: شما دیگر چرا؟ شما هم بعله؟وای به روزی که بگندد نمک و از این جور حرف ها!

یک ذره تو دار باشیم کار سختی نیست. کارمان را خدا ببیند کافی است. واقعاً چه لزومی داشت نام موسسه اوج را در ابتدای سریال به رخ آدم و عالم بکشانیم و حساسیت ها را تحریک کنیم؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه نگاری جنجال های کنسرتی اخیر در بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۲۲ ب.ظ

آیت الله توکل، استاد خارج فقه و اخلاق حوزه علمیه قم و نماینده مردم شریف استان مازندران در مجلس خبرگان رهبری سخنران مراسم امسال سالگرد ارتحال مرحوم آیت الله شیخ هادی روحانی در نخستین روز فروردین سال 97 بود. ایشان در بخشی از سخنان خود به مخالفت با برگزاری کنسرت در بابل تأکید کرد که این مسئله با جنجال هایی در سطح رسانه های داخلی و خارجی مواجه گردید. در این خصوص ذکر چند نکته را لازم می دانم:

یک. متن سخنرانی آیت الله توکل در یکی از سایت های استانی منعکس گردید که بازتاب خاصی در رسانه ها نداشت. با اصرار و تلاش آقازاده یکی از چهره های عافیت طلب که دستی بر فعالیت های رسانه ای ابوی نیز دارد، بخشی از سخنان آیت الله توکل در مخالفت با برگزاری کنسرت برای ادمین های کانال های تلگرامی ارسال شد و در نهایت با ورود رسانه های معاند مانند آمدنیوز و ... به یک جنجال خبری تبدیل گردید.

دو. در بابل بارها به صورت بی سر و صدا شاهد برگزاری کنسرت بوده ایم. چندی پیش نیز یکی از اعضای شورای به اصطلاح اسلامی شهر تصویری از شرکت خود و همکار حلقه به گوشش در یکی از کنسرت های محلی را منتشر نمود؛ اما آن چه که این طیف به دنبال آن است مسئله ای فراتر از برگزاری یک کنسرت معمول هنری است. این جریان برای رسیدن به اهداف مورد نظر چاره ای جز تهی سازی شهر از هویت مذهبی و فرهنگی خود ندارد. جایگزینی نام زیبا اما بی محتوای "بهارنارنج" به جای عبارت تاریخی و مفهومی "دارالمومنین" و تحمیل میلیاردها تومان هزینه بر گرده بیت المال برای جااندازی آن در سال های اخیر، یکی از حرکت های مرموز آنان در راستای هویت زدایی از این شهر محسوب می شود. به همین دلیل است که به جای برجسته سازی بناهای مذهبی و تاریخی شهرستان بابل (مانند بقعه امامزاده قاسم) با قدمتی بیش از شش - هفت قرن، برج دیدبانی از آثار معماری پهلوی اول به عنوان نماد تاریخی این شهر معرفی می شود!

سه. همه علمای شهر از دیرباز با برگزاری کنسرت در بابل مخالف بوده اند. این مسئله اتفاق جدیدی در این شهر محسوب نمی شود. در ایام نوروز سال گذشته به ابتکار معاونت فرهنگی - قبرستانی شهردار معزول بابل (که از قضا ایشان نیز از بستگان یکی از بزرگان بود) ویژه برنامه ای همراه با اجرای موسیقی در بوستانی واقع در جوار امامزاده زین العابدین و در همسایگی حوزه علمیه برگزار گردید که با برخورد انقلابی فقیه عالیقدر و مجتهد طراز اول عالم اسلام حضرت آیت الله محمدی، تولیت مدرسه علمیه روحیه بابل، لغو گردید.

چهار. یک بابایی نامه ای منتشر کرد و در پاسخ به آیت الله توکل نوشت: "از نظر ما هم برگزاری کنسرت، مطالبه اصلی و اولویت نخست مردم و جامعه نیست؛ اما ..." باید به این بنده خدا گفت شما اگر صداقت داری و واقعاً مسائل معیشتی مردم را مسئله اصلی جامعه می دانی آیا تا به حال مشابه این نامه، یک متن چند کلمه ای هم در دفاع و حمایت از کارگران بیکار شده و فقر رو به افزایش جامعه و ورشکستگی موسسات مالی که اتفاقاً بخشی از مردم همین شهر هم جزو زیان دیدگان آن هستند و ... نوشته و منتشر کرده ای؟ از نگاه سیاسی کارانی مثل او، هدف، حفظ موقعیت متزلزل دولتی است که با ستادی های خود معامله نان و آب داری داشته است. مطالبه دغدغه های ملت از سوی این جماعت، ادعایی بیش نیست.

پنج. یک موضوع را بعضی ها این وسط، خلط کرده اند. مخالفت با کنسرت به معنای مخالفت با موسیقی نیست. تجربه رخدادهای متعدد ثابت کرده است که به طور معمول فضای هیجانی ایجاد شده در محیط برگزاری کنسرت منجر به بروز رفتارهای هنجارشکن و منافی احکام شرع می گردد که از این نظر تکلیف فقها و همه مومنین است نسبت به ادای وظیفه دینی نهی از منکر و پیش گیری از ترویج مفسده اقدام نمایند.

شش. نماینده بابلی دولت در مجلس هم مصاحبه ای کرد و گفت: در باب اجرای کنسرت، قانون فصل الخطاب است. حرف ایشان صد در صد درست است. همه آثار و محصولات و برنامه های فرهنگی به خودی خود اجازه عرضه نداشته و نیازمند اخذ مجوز از مسئولان ذی ربط هستند. مسئولان ذی ربط بنا بر تشخیص خود برای ارائه یک اثر، چه مجوز صادر کنند و چه نکنند، مطابق قانون رفتار کرده اند. بنا براین وقتی اداره ارشاد و یا شورای تأمین شهر به این نتیجه می رسند که یک برنامه به ظاهر فرهنگی، مفسده انگیز بوده و برگزاری آن با توجه به مخالفت علما و جامعه دینی به صلاح نیست، تصمیم شان منطبق بر اختیارات قانونی شان است و امثال این نماینده محترم، دوست داشتنی و خنثی باید به آن احترام بگذارند.

هفت. جدی تر از مفاسدی که ممکن است برگزاری کنسرت موسیقی به دنبال داشته باشد، مفاسد پیدا و پنهانی است که در بعضی کلاس ها و آموزشگاه های فاقد مجوز موسیقی در حال گسترش است و باید فکری به حال آن کرد. نکته دیگر آن که کار مبنایی را در واقع کلاس های موسیقی انجام می دهند نه کنسرت ها. درست مثل این که شما در یک شهر سخنرانی مذهبی نداشته باشید؛ اما چند حوزه علمیه راه بیندازید و نیرو تربیت کنید.

هشت. خوب است بزرگان شهر در هنگام دیده بوسی و دیدارهای نوروزی و عکس یادگاری با بانیان و حامیان اصلی برگزاری کنسرت هم تذکرات لازم را بیان بفرمایند.

نه. این نقد را وارد نمی دانم که بابلی های مقیم در غیر بابل حق اظهارنظر درباره مسائل شهر خود را ندارند. حرف حق، مرز و جغرافیا نمی شناسد؛ کما این که ما درباره آمریکا و اروپا و اعراب و ... هم اظهارنظر می کنیم و آنها نیز؛ اما این انتقاد را درست می دانم که چرا تا مشکلی پیش می آید بعضی عزیزان حاضر در شهر از سر مصلحت اندیشی یا سکوت کرده و یا جز صحبت درگوشی واکنشی نداشته و زود دست به دامان طلاب غیر مقیم می شوند که چه نشسته اید شهر دارد از دست می رود! در بین هزاران سخن حق طلبانه ای که داشته اید کافی است یک کلمه به مذاق خان دایی حضرات خوش نیاید آن وقت است که سیل تهمت و توهین شان روانه خواهد شد. بنده خدایی در قم که بود از راه پاسخگویی به شبهات و دفاع از حدود دین ارتزاق می کرد، به بابل که آمد و میز گرفت، دو سال است که هیچ شبهه و ابهام و ضرورتی را ندیده و پا به میدان نگذاشت مگر در دفاع از میهمانان سفره صفوی که در شب 22 بهمن به جای آن که قدم رنجه کرده و چند متر آن طرف تر با مردم هم نوا شوند سرجای خود الله اکبر گفته و فیلمش را هم منتشر کردند تا سوژه تمسخر رسانه های انقلابی و ضدانقلابی شوند. دقت که می کنید باز هم پای حریم یکی از بستگان وسط بوده است. متأسفانه در مواقع لزوم، خبری از حضور داعیه داران تقوا و بصیرت نیست.

ده. یک بابایی شاید گمان می کند که ضعف شخصیتی و فقر فکری خود را می تواند پشت سر دیگران مخفی نگاه داشته تا همواره بتواند با حرکتی زیگزاگ و عافیت طلبانه، یکی به نعل بکوبد و یکی به میخ، هم خدا را داشته باشد و هم خرما را، به آن طرفی ها بگوید من با شما هستم، به این طرفی ها هم همچنین و در نهایت اگر اتفاقی برخلاف میل هر طرف واقع شد با قیافه ای مظلوم و حق به جانب بگوید: دست من نبود. سکوت و حرکت مارپیچ در جریان تغییر نام میدان انتفاضه، سرکار گذاشتن جریان فرهنگی انقلاب در برگزاری کنگره دارالمومنین و احیای هویت شهری، بی اعتنایی نسبت به اقدامات مشکوک به ظاهر فرهنگی طیف خودباخته و ... خواه ناخواه ثمره ای جز تقویت جبهه مرموز غرب گرا و جریان فکری ظاهرالصلاح حامی اسلام منفعل و بی خاصیت، نخواهد داشت.

(متن بالا صرفاً برای مطالعه خوانندگان معدود وبلاگ بوده و با انتشار آن در شبکه های اجتماعی و پیام رسان موافق نیستم.)

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عدل علی و حکم خدا

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۴۶ ب.ظ

دوربین گرفته جلوی خودشو همسرش، شیک و اتو کشیده میگه ما با حجاب اجباری مخالفیم؟ چرا؟ خوب واسه این که تو حکومت علی هیچ چیزی اجباری نبوده و حضرت هیچ قانونی رو با زور اجرا نمی کرده!!

یعنی رندومی هم یه کتاب تاریخیو باز می کرد می فهمید حضرت در تنبیه قانون شکنان چه قاطعیتی به خرج می داد؛ از رسوا سازی مدیران نالایق تا قطع دست دزدان و برخورد با اغتشاش گران و ...

منطق علی به جای خود، شمشیر و صلابت مولا هم به جای خود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فوتبال و نقض حاکمیت ملی

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۳۷ ب.ظ

بالاترین ویژگی انقلاب اسلامی این بود که خواست دست اربابان چشم آبی را از تسلط بر امور جاری کشور قطع کند.

چند سال پیش به خاطر اطاعت امر از سرمربی اروپایی نجومی بگیر فوتبال، یک بازیکن سرباز فراری را از همه قوانین کشور استثنا کرده و به بازی تیم ملی راه دادند.

حالا هم به دستور او، بازیکن هنجارشکنی که مقابل تیمی از رژیم غاصب قدس به میدان رفت و با پررویی تمام اسم این حرکت خائنانه اش را حرفه ای گری در فوتبال دانست به تیم ملی دعوت شد و مقابل تیم الجزایر به میدان رفت.

لابد مدیران کشور انتظار دارند جوانان ما عدالت در اجرای قانون را ابداً یک شوخی ندانند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تعیین چارچوب ارتباطی حوزه و حاکمیت

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۲۴ ب.ظ

موافقان و مخالفان ارتباط حوزه علمیه با حاکمیت، گاه در بیان دیدگاه خود دچار افراط و تفریط می شوند. از سویی این نگرانی همواره به عنوان یک آسیب وجود داشته است که وابستگی حوزه به دولت می تواند نتایج سویی چون ورود تأسف بار به ورطه توجیه گری و ایجاد فاصله بین مردم و حوزه های علمیه به دنبال داشته باشد. دولت ها و حکومت ها به فراخور حاکمان و متولیان امر، ممکن است دارای لغزش هایی باشند که وابستگی حوزه مانع از بیان و اصلاح آن کژی ها باشد. حوزه ای که نیازهای مادی و مدیریتی خود را از راه وابستگی به دولت تأمین کند برای امرار معاش دانش آموختگان خود، چاره ای جز همراهی با حاکمیت ها در همه سیاست ها اعم از خوب و بد ندارد. طبیعی است این فرآیند، حاصلی جز بدبینی و فاصله ملت ها نسبت به جوامع علوم دینی نخواهد داشت. سرنوشت حوزه علمیه را نباید با سرنوشت دولت ها گره زد.

از سوی دیگر، فاصله حوزه ها با دولت ها در زمان روی کار آمدن حاکمیت های دینی، نظام های سیاسی را از دستیابی به اهداف مورد نظر دین باز خواهد داشت. حکومت های دینی برای اجرای دقیق فرامین دین و حرکت به سمت آرمان های الهی و تشخیص مصالح جامعه بر اساس آموزه های دین باید بتوانند بر پایگاه های علمی مرتبط به دین تکیه نموده و با بهره گیری از نظرات کارشناسان خبره در مسائل دین، گره های حاکمیتی را به نحو احسن باز نمایند. با این وصف، کناره گیری حوزه های علمیه از ارتباط و دخالت در مدیریت نظام اسلامی، منجر به ایجاد فاصله در رویکردهای دولتی نسبت به مطالبات شرع خواهد گردید.

ایجاد توازن بین این دو نگرش، نیازمند ارائه نگاهی جدید نسبت به نقش و جایگاه حوزه های علوم دینی در ارتباط با دولت هاست. این نگاه باید بتواند راهی را ترسیم نماید که از آسیب های احتمالی وابستگی حوزه به دولت اجتناب ورزیده و در عین حال مانع از ایجاد فاصله و یا تقابل بین مجامع علوم اسلامی با دولت برخاسته از شعائر دین بشود.

از منظر مقام معظم رهبری، حوزه علمیه مستقل؛ اما همکار با دولت می تواند جامع تحلیل ها و نگرش های موجود درباره ارتباط حوزه و دولت باشد. در این نگاه، حوزه علمیه ضمن حفظ استقلال خود در همه امور حوزوی، دولت را در انطباق رویکردها و عملکردهای خود با مبانی دین یاری می رساند. تنها با این راهکار است که می توان علاوه بر صیانت از موجودیت و اساس حوزه های علمیه، تحقق دولت دینی را در افق چشم انداز تمدن اسلامی انتظار کشید:

"در گذشته، حوزه‌های علمیّه در قبال حکومت ها، در محیط های شیعی و غیرشیعی، سه نوع عملکرد داشتند: یکی این‌که وابسته به دستگاه های قدرت بودند و روحانیتْ دولتی بود. در محیط های مسیحی هم این‌گونه بوده و هست. حتّی در محیط های غیرشیعی هم، روحانیت، بخشی از دستگاه های دولتی است. این، از نظر ما مردود است و قبول نداریم و آن را برای روحانیتْ مضرّ می‌دانیم. دستگاههای دولتی، نوسان و تلاطم دارند و آینده‌شان به طور دقیق قابل پیش بینی نیست. روحانیت باید همیشه امکان حضور قدرتمندانه‌ی نصیحت‌آمیز یا دخالت‌آمیز را برای خودش حفظ کند، والّا نمی‌تواند کاری انجام دهد. این خصلت هم، با این‌که بخشی از دولت یا حکومت باشد، نمی‌سازد. حوزه باید مستقل باشد و این، یک فرض است.
فرض دوم این است که حوزه، ضدّ و نقطه‌ی مقابل حکومت باشد. مانند حوزه‌های علمیه‌ی ما در پیش از انقلاب و در برخی از گذشته‌های دور که روحانیت شیعه، در مقابل دستگاه حاکمه قرار داشت. علّت آن، این بود که آن دستگاه ها، دستگاه های ظلم و کفر و فساد بودند و روحانیت با آنها مخالف بود. این فرض هم بدیهی است که امروز مصداق ندارد. حوزه‌ی علمیّه‌ی اسلام، امروز نمی‌تواند با حکومتی که پرچم اسلام را برافراشته و اسلام را عزیز کرده و شریعت را از انزوا خارج کرده و از لحاظ اعتبار و آبرو در سطح بلندترین قلّه‌ی جهانی قرار داده است، مخالفت کند. بنابراین، فرض دوم هم مردود است. امروز این حکومتی که وجود دارد، در مبنا و اصل، زاییده‌ی خودِ حوزه‌ی علمیّه است. چطور ممکن است که حوزه با آن مخالفت کند؟! البته من حوزه را عرض می‌کنم. آدمهای مریض و خبیث بالذّات یا بالعَرَض را کار ندارم. آدم های مریض و ناراحت، با هر دستگاه سیاسی‌ای مخالف نیستند. با حکومتی که مدبّرش ساواک بود، روابط بسیار خوبی هم داشتند.امروز هم که با دستگاه روحانیت مخالفند، از سرِ مبارزه‌جویی نیست و شجاعت مبارزه را هم ندارند. اگر تشری به آنها زده شود، از آنچه که کرده‌اند، هفت بار استغفار خواهند کرد! دشمنی آنان از سر دنائت و خباثت است. چون می‌بینند که حکومت اسلامی نجیبانه برخورد می‌کند، نانجیبانه در مقابلش می‌ایستند... مثلاً می‌توان مرحوم میرزای قمی رضوان اللَّه علیه را مثال زد که نسبت به فتحعلی‌شاه با سرسختی برخورد می‌کرد و هیچ باجی به او نمی‌داد. با این‌که فتحعلی‌شاه خیلی به میرزا هم اظهار ارادت می‌کرد؛ اما میرزا به او چندان اعتنایی نداشت. درعین‌حال، نام رساله‌ی جهاد خودش را «عبّاس‌میرزا» گذاشت؛زیرا او یکی از سرداران آن زمان بود و به‌هرحال، دولت ایران مدّت زمانی را با دولت متجاوز روس تزاری جنگیده بود و ایشان احساس تکلیف می‌کرد که باید از ایرانیان حمایت کند. از خود شاه که آدم فاسدی بود، نمی‌خواست به صراحت حمایت کند؛ بلکه از عبّاس میرزا که در میدان جنگ، جنگیده بود، این‌طور تجلیل می‌کرد
به‌هرحال، دوره‌ی بی‌اعتنایی نسبت به حکومت را باید با اغراض سیاسی صحیح و کارهای بجا پشت سر می‌گذاشت
این روش هم، امروز قابل قبول نیست. امروز اگر روحانیت در قبال حکومت، بی‌اعتنا و بی‌مبالات باشد، هم خودش ضایع خواهد شد و هم حکومت اسلامی تضعیف می‌شود. حکومت اسلامی، حکومت قرآن و حکومت فقه و فقیه و حکومت علم و عدل است. حکومت برای گسترش آرمانهای اسلامی است. تشکیل حکومت اسلامی، آرزوی همه‌ی اولیاءاللَّه در طول تاریخ بوده است. هر فرد مؤمنی وظیفه دارد از آن دستگاه سیاسی که اسلام را ترویج و احکام آن را پیاده می‌کند، حمایت کند. مگر عالِم دین می‌تواند نسبت به حکومت اسلامی بی‌اعتنا بماند؟! افراد کافر به اسلام، در مقابل حکومت طاغوتی بی‌اعتنا می‌مانند. «طاغوت» یعنی کسی که در مقابل خدا، دستگاهی برپا می‌کند: انداداللَّه، شرکاءاللَّه. کسانی که خود را بنده‌ی مطیع خدا می‌دانند، برای تحقّق اهداف خدایی تلاش می‌کنند و صبح و شام در مقابل پروردگار پیشانی خضوع به خاک می‌سایند که به آنها توفیق دهد خدمتگزار دین او باشند. اگر اینها در کشور، زمام قدرت را به دست گیرند، همه وظیفه دارند که مانند یک عبادت، از آنان حمایت کنند
در گوشه و کنار، شاید افرادی هستند که خیال می‌کنند این نشانه‌ی زهد و علم آنان است که از کار کنار بکشند و کاری با حکومت نداشته باشند. مگر چنین چیزی امکان دارد؟! البته چون می‌خواهیم نسبت به مسائل، حُسن ظن داشته باشیم، می‌گوییم: «این، نشانه‌ی بی‌خبری و غفلت آنان است.» والّا اگر غفلت و بی‌خبری نباشد، نشانه‌ی چیزهای خیلی بدی خواهد بود. پس، این فرض هم مردود است
امروز، فرض چهارمی هم وجود دارد و آن عبارت است از حوزه‌ی علمیّه‌ی مستقلِ‌ّ از حکومت که همکار حکومت است. کار خود را در مجموعه‌ی عظیمی که امروز بر دوش همه است، انجام می‌دهد. وابسته به دولت نیست؛ اما به دولتْ کمک و از آن پشتیبانی می‌کند. به آن خدمت می‌دهد، آن را نصیحت و راهنمایی می‌کند و مقرّرات اسلامی را به آن می‌شناساند. امروز دستگاه قضایی در زمینه فقهی، نیازمند حوزه‌های علمیّه است و دستگاه های اجرایی و قانونگذاری، بیشتر احتیاج دارند. دانشگاه ها، نیروی نظامی، کارخانه‌ها و تمام اقشار ملت، نیازمند حوزه‌های علمیّه‌اند. همچنین، این نظام، در رأس خود کسی را می‌خواهد که پرورده این حوزه‌ها باشد. این همکاری و همگامی، باید به شکل صحیحِ آن باشد ".۱۳۷۴/۰۹/۱۶مقام معظم رهبری بیانات در دیدار جمعی از روحانیون
  • سیدحمید مشتاقی نیا

چون به خلوت می روند!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۱۱ ق.ظ

از جالب ترین اتفاقات سال نود و شش، دستگیری صاحب امتیاز روزنامه قانون به اتهام ارتکاب جرایم اقتصادی بود.

یعنی کسی که از بقیه روزنامه نگارها و مطبوعاتچی ها بیشتر دم از قانون می زد و تابلو دار آن بود، خودش از بقیه متخلف تر بود.

گول ادعا را نباید خورد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی چشم عرب ستیزان کور بود!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۳۷ ب.ظ

6j1c_photo_2018-01-21_03-23-01.jpg


وقتی آل سعود خبیث، شبخ نمر باقرالنمر رابه شهادت رساند مردم و حکومت ایران به این موضوع واکنش نشان داده و از قتل این عالم انقلابی و شیعه اظهار تأسف کردند.

طبق معمول داد و فغان جماعت روشنفکرنما و مدعی ملی گرایی و و طن پرستی و شاه دوستی به هوا برخاست که این موضوع چه ربطی به ما دارد و اصلاً چرا باید شأن ایرانی و نژاد آریایی  را در برابر عرب، تنزل بدهیم؟!

عکس بالا از روزناهه اطلاعات مورخ ششم فروردین 1354 و مربوط به ترور ملک فیصل، پادشاه عربستان سعودی است. گوشه سمت چپ روزنامه پیام تسلیت شاهنشاه ایران و اعلام هفت روز عزاداری در کشور را مشاهده می کنید.

حالا واقعاً ما که بنا بر وظیفه انسانی خود از مظلوم دفاع کردیم، نژاد ایرانی را تنزّل دادیم یا معبود همین مدعیان دروغین وطن پرستی که در سوگ پادشاه ظالم عربستان هفت روز عزای عمومی اعلام کرد؟!

آن موقع این جماعت شاه دوست و عرب ستیز کجا بودند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دست خود ماست که روزمان را «نوروز» کنیم

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۴۰ ق.ظ


رهبر معظم انقلاب: نوروز، یعنی روزی که شما با عمل خودتان، با حادثه‌یی که اتفاق می افتد، آن را نو می کنید.

روز بیست‌ودوم بهمن که ملت ایران، حادثه‌ی عظیمی را به کمک خدا تحقق بخشید، روز نویی (نوروز) است.

آن روزی که امام امت، قاطعاً به دهانِ مستکبرِ قلدرِ گردن‌کلفت دنیا - یعنی آمریکا - مشت کوبید، آن روز، روز نو و راه نویی (نوروز) بود؛ حادثه‌ی نویی بود که اتفاق می افتاد و افتاد.

ما باید نوروز را، نو روز کنیم.

نوروز به حسب طبیعت، نوروز است؛ جنبه‌ی انسانی قضیه هم به دست ماست که آن را نوروز کنیم. ۶۹/۱/۱‌

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پایتخت و سیاست!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۳۵ ق.ظ

یک ضرب دارند اعتراض می کنند که چرا سریال طنز پایتخت را سیاسی کردید و شعار مرگ بر آمریکا سر دادید؟

مطمئنم یادشان نرفته در سری های قبلی این مجموعه، به سفارش دولت، دریافت یارانه مورد تمسخر و تحقیر قرار گرفت، پای خانم ابتکار به قسمتی از سریال باز شد و تصویرش به نمایش در آمد، در قسمتی دیگر ادعا شد که با روی کار آمدن این دولت دوره ساخت و ساز غیرقانونی در جنگل ها به پایان رسیده و .... پیام ها  و سیگنال های این مجموعه تلویزیونی بارها در خدمت اهداف سیاسیون قرار گرفت؛ منتها چون همراستای با رویکرد خودباختگان سیاسی و روشنفکرنماها بود کسی فریاد اعتراضش بلند نشد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا