اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۲۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۳ ثبت شده است

نامه سرگشاده به مسئول بسیج جامعه پزشکی بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۷ شهریور ۱۳۹۳، ۰۶:۳۷ ب.ظ


جمعی از طلاب و مبلّغین شهرستان بابل که در ماه مبارک رمضان در سفرهای تبلیغی و جهادی به مناطق محروم و دورافتاده این شهرستان اعزام شده بودند نامه سرگشاده ای را خطاب به دکتر اسدی، مسئول بسیج جامعه پزشکی شهرستان بابل نوشته اند که متن آن در اختیار وبلاگ اشک آتش قرار گرفت:

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر بسیجی و رزمنده جبهه جنگ نرم، جناب دکتر مسعود اسدی باسلام

یکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی که باعث اتحاد و حمایت همه آحاد مردم در سراسر کشور گردید برقراری عدالت در تمام سطوح اجتماعی و رسیدگی به وضع رفاهی، خدماتی و درمانی همه مردم به خصوص در مناطق دور دست و محروم بوده است.

در این مسیر مقدس و در طول عمر پربرکت انقلاب شکوهمند اسلامی، اقدامات مؤثر و شایانی صورت گرفته که برای ناظران منصف، قابل تحسین و تقدیر می باشد. جامعه پزشکی کشور نیز همپای همه اقشار در تمام فراز و نشیب های انقلاب از دفاع مقدس گرفته تا حضور در مناطق محروم و خدمت به مستضعفان و پابرهنگان، نقشی پررنگ در این جهاد بزرگ دارا بوده است.

شخص وزیر محترم بهداشت، جناب دکتر قاضی زاده هاشمی که از همرزمان شهید سید حسین علم الهدی بوده یکی از مصادیق جهادگران بی ادعای جامعه پزشکی در عرصه خدمت رسانی به مستضعفین نیز محسوب می شود.

شما خود بهتر می دانید که توجه به قشر ضعیف جامعه هنوز به نقطه مطلوب نرسیده و هر چه در این راه تلاش بیشتری صورت بگیرد علاوه بر اجر اخروی، دلبستگی مضاعف پابرهنگان و مدافعان راستین انقلاب را نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی به همراه خواهد داشت.

استان مازندران نیز مانند همه مناطق کشور دارای روستاها و نقاط محروم بسیاری است. تا کنون هر مسئول عالی رتبه ای که به این استان لاله خیز سفر کرده به نوعی به این مسأله اذعان داشته که فقر و محرومیت این استان در سایه سرسبزی و طراوت این دیار از نگاه ها مخفی مانده است. مرحوم نیما یوشیج نیز در کتاب سفرنامه بارفروش مضمونی مشابه را به کار برده که به رغم همه نعمات و برکاتی که در شهرستان بابل وجود دارد فقر و تنگدستی را می توان زیر لگن های سبزی فروشان بازارچه های شهر جستجو کرد.

دوستان طلبه شما و مبلّغان رسالت حق در ایام پر فیض ماه مبارک رمضان، سفرهایی تبلیغی به نقاط دور دست و روستاهای محروم این شهرستان داشتند که یکی از نیازهای ضروری مردم متدین این مناطق را سرکشی تیم های تخصصی پزشکی و معاینه رایگان اهالی دانسته اند.

اقدام برای چنین خدمت بزرگی نه در توان و انگیزه نهادهای دولتی و نگرش های سازمانی که تنها به عزمی جهادی و بسیجی نیاز دارد. توفیق حضرتعالی به عنوان مسئول بسیج جامعه پزشکی بابل در اجرای برنامه بسیار مفیدی که در سی شب ماه مبارک رمضان گذشته با معاینه رایگان مردم در سی محله و مسجد این شهرستان انجام دادید بی تردید حرکتی ارزشمند و مأجور خواهد بود که در پرونده روشن اعمالتان، هر شب ماه ضیافت الله را شب قدر شما و همکاران بسیجی تان ثبت خواهد کرد.

ضمن قدرشناسی از زحمات مخلصانه و مجاهدانه شما و همکاران بزرگوار و بی ادعایتان از حضرتعالی که سابقه ای درخشان در محافل بسیجی و انقلابی داشته و چه در زمان مسئولیت بسیج دانشجویی علوم پزشکی و چه در این سالهای ریاست هسته گزینش این دانشگاه، همواره مدافع مستحکم حریم ارزش ها و خار چشم فتنه گران و نامحرمان انقلاب بوده اید انتظار می رود در مناسبت های دیگری مانند هفته دفاع مقدس، بسیج و ... نیز نسبت به استمرار فعالیت های جهادگرانه و توسعه آن به همه نقاط محروم شهرستان اهتمام ویژه ای نشان دهید. انشاءالله مزد خدمت بی شائبه نسبت به بندگان خدا، همنشینی بر خوان کرم آل الله و همجواری و همنفسی با شهدای مکتب عشق و ایمان و جهاد خواهد بود. والسلام علی عبادالله الصالحین

جمعی از طلاب و مبلّغان حوزه های علمیه

6/6/ 1393

رونوشت به:

وزیر محترم بهداشت و درمان

فرمانده محترم سپاه کربلا

ریاست دانشگاه های علوم پزشکی بابل و استان

پایگاه های مقاومت بسیج شهرستان بابل

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تو را به زلالی آب می دانم

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۷ شهریور ۱۳۹۳، ۰۳:۵۰ ق.ظ

4794_441.jpg


حجت الاسلام محمد ادبی (ادیب زاده) روحانی جوان با ظاهری ساده و چهره ای آرام است که امکان ندارد بتوان پشت لبخندهای معصومانه و نگاه نجیبانه اش، فکر و توطئه و خواست سویی را تصور کرد.

سر تا پای محمد ادبی همین است که می بینید (روحانی اولی).  لباسی ساده می پوشد؛ خواه در جمع وکیل و وزیر باشد یا در میان مردم کوچه و بازار. صبور است و پای صحبت هر صاحب زبانی وقت می گذارد و گوش می سپارد.

او اهل یکی از روستاهای محروم در منطقه بندپی بابل است که گوشت و پوست و استخوانش با اهالی زجرکشیده و سختی دیده اما مؤمن و دین باور آن خطه انس گرفته است.

محمد ادبی یا همان ادیب زاده، وقتی جای پایی در شهر پیدا کرد و تریبونی در اختیارش قرار گرفت به رسم وفاداری و معرفت، گره های زندگی مردم منطقه اش را نشانه رفت و به سهم خود گام هایی برایشان برداشت.

هر وکیل و مسئولی را که توانست به آن نقطه برد. وقتی دید وعده و وعیدها اغلب تو خالی است و تنها جنبه تشریفاتی و تبلیغاتی دارد  بی آنکه ناامید شود مسافر پایتخت شد و آنقدر پله های وزارت راه را بالا و پایین رفت که آخرش معاون وقت وزیر گفت من از سماجت و پیگیری تو طلبه یک لا قبای ساده پوش و معصوم که با هزینه خودت برای حل مشکل مردم محله به تهران می آیی خجالت زده شده ام. نامه ای برای اداره راه استان نوشت و اعتباری را برای زیرسازی سه کیلومتر جاده ناهمواره روستای او اختصاص داد.

روحانی جوان روستایی قصه ما با دل پاک و صفای باطنی که داشت شاید گمان کرد اگر این نامه را به استان ببرد حتماً مسئولین مربوطه به خاطر تخصیص بی دردسر این مقدار اعتبار دولتی خوشحال خواهند شد.

چند بار به اداره راه استان رفت و مسئولین وقت از پذیرش او سر باز زدند. نهایتاً آن جماعت نیز تسلیم سماجتش شدند؛ اما تا توانستند نیش زبانش زدند که تو مگر می خواهی کاندیدای مجلس بشوی که راه افتاده ای و نامه دست گرفته ای و برای ما کار درست می کنی؟!!

شیخ این حرف ها راشنید و فقط لبخند زد. ته دلش خوشحال بود که گامی برای خلق خدا برداشته و آن که باید از او راضی باشد انشاءالله راضی است. جاده محل که سر و سامان گرفت افتاد دنبال لوله کشی آب بهداشتی برای روستا.

بعضی خیرین شهر به او چک هایی دادند که محل نداشت! شیخ باز هم ناامید نشد و رفت سراغ گروه های جهادی بسیج دانشجویی و پای آنها را به روستایش بازکرد و مشکل آب را هم به سامان رساند. تلاش های مجدانه او اعتقاد مردم به روحانیت و نظام را دو چندان کرد و بر ارادتشان نسبت به پرچمدارن دین افزود. خواننده های قدیمی اشک آتش یادشان هست که آن موقع پیام تبریکی برای این روحانی جوان و جهادگر در این وبلاگ منتشر گردید.

چند روز پیش متوجه شدم شیخ خستگی ناپذیر ما از موضوعی رنج می برد و دلشکسته است. ماجرا از این قرار بود که مسئول بسیج یکی از محله های اطراف، وسط جمع مدعی شده که شیخ اعتبارات عمرانی محله های آنها را برای روستای خود اختصاص داده و حقشان را ضایع کرده است!

این موضوع از جهتی خنده دار است که مگر او مقام دولتی است که بتواند در تخصیص اعتبارات دخل و تصرف کند؟ آن موقع که او به رغم دست و پا زدن با مشکلات مالی، با هزینه شخصی به تهران و ساری و ... می رفت و کارهای محله شان را پیگیری می کرد این آقایان نه یاری و همراهی اش می کردند و نه قوت قلب او می شدند و حالا شاید از سر جهل یا حسادت در موضع طلبکار قرار گرفته اند!

این تهمت اما از جهت دیگر ناراحت کننده است که یک روحانی بی ادعای پرتلاش و دلسوز حالا از نگاه عده ای به دشمن مردم تبدیل شده و البته کیست که نداند نفرت از یک روحانی هر چند به حق باشد از منظر خیل عظیمی از جامعه به تمامی این صنف تعمیم داده می شود.

شیخ دلشکسته به بازرسی سپاه بابل رفت تا لااقل تذکری به آن برادر بسیجی بی اطلاع بدهند و اندکی نصیحتش کنند که مراقب آخرتش باشد ...

همه می دانیم این نوع داستان ها کم اتفاق نیفتاده که یک خادم را با خائن اشتباه بگیرند.

دوست عزیز ما بی تردید می داند اجر و منزلت اخروی خدمت، به گمنامی است و خدا می داند طعم غربت و مظلومیت چه زینتی برای صدق و خلوص مؤمن محسوب خواهد شد. من به نوبه خود به توفیقات بی شمار این روحانی بی ادعا غبطه می خورم و آرزو می کنم کاش ذره ای از تقوا و معرفت این سرباز راستین حضرت حجت در وجود من هم پدیدار شود.

و حرف آخر اینکه: هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پیرامون ضرب و شتم یک طلبه ناهی از منکر در قم

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۳، ۰۷:۱۰ ب.ظ

http://pixblog.ir/upload/photo/user_category/1408975659_IMG-20140126-WA0002.jpg

http://www.tabeshekosar.ir/images/docs/000013/013094/images/000122.jpg


مگر می شود کسی در استان مازندران با مقوله شهید و شهادت و جهاد و ایثار سر و کار داشته باشد و خانواده سه شهید محمدزاده را نشناسد؟!

ابوالحسن محمدزاده، از نسل همین خانوداه و هم نام عموی شهید خویش، طلبه حوزه علمیه قم و یک فعال فرهنگی در عرصه های مختلف جهاد و مقاومت به خصوص در جبهه فضای مجازی است که خبر ضرب و شتم او توسط مزاحمان نوامیس در قم، این روزها به مطلبی مهم در همه رسانه های مجازی و نشریات تبدیل شده است.

از ابوالحسن جوان و خوش ذوق و هم نام و همراه شهدا انتظاری جز این نبوده و نیست که در مسیر احیای فرامین الهی، مهر سعادت جانبازی در راه امر به معروف و نهی از منکر را نیز به پرونده نورانی افتخارات خاندان محمدزاده بیفزاید.

به برادر عزیزم حاج علی اکبر محمدزاده که وبلاگ ایشان با عنوان کربلایی 110 پرکارترین وبلاگ در عرصه ایثار و شهادت است، بابت تربیت چنین فرزندی با غیرت و جوانمرد و مؤمن تبریک می گویم.

آقا ابوالحسن عزیز ما به یقین می داند که در راه دفاع از حریم ارزش های دین، رنج غربت و طعم مظلومیت، احلی من العسل خواهد بود.

مسئولان انتظامی و قضایی استان قم هم به خوبی واقف هستند که آقا ابوالحسن در پیگیری این پرونده تنها نخواهد بود.

از معاونت امور طلاب حوزه علمیه قم، برادر عزیز و بسیجی ام حجت الاسلام رضوانی نسب انتظار می رود از ارج نهادن و تجلیل از ایثار و شهامت چنین طلاب غیرتمندی که انشاءالله از پرچمداران راستین اسلام ناب در پهنه گیتی خواهند بود، دریغ نورزد؛ انشاءالله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

گفتاری منتشر نشده از آیت الله جوادی درباره سقوط هواپیما!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۳، ۱۱:۱۱ ق.ظ


آیت الله جوادی آملی استاد برجسته حوزه در جمع طلاب حوزه علمیه دماوند، علت وقوع حوادثی مانند سقوط هواپیما را جهل و بی عرضگی دانست.

یکی از طلاب حاضر در جمع با توجه به حذف این بخش از گفتار ایشان از سایت معظم له، متن کامل درس اخلاق آیت الله جوادی را در اختیار" اشک آتش" قرار داد. ایشان در قسمتی از سخنان خود فرمود:

...ائمه فرمودند اوّلین روز جهل کسی این است که بگوید من فارغ‌التحصیلم «مَن قال» کسی که بگوید «فقد اُصیب مقاتله» آن جایی که اگر تیر بخورد بمیرد تیر خورد به فعل ماضی تعبیر کرد آدم دهن باز می‌کند می‌گوید من فارغ‌التحصیلم؟! تا نفس می‌کشی درس بخوان یا درس بگو یا کتاب بنویس یا کتاب بخوان در کنار اجرا. اختصاصی به حوزه و دانشگاه ندارد خدا هم خدای همه است ما فقط باید بنشینیم غصّه بخوریم که فلان جا حادثه‌ای پیش آمده سی نفر شهید شدند کُشته شدند خب این قطعات صادر کردن یک عُرضه می‌خواهد ما تا چه وقت بنشینیم بگوییم تحریم هستیم؟! این خیلی سواد نمی‌خواهد مگر آن طرف آب قبلاً ریشهٴ علمی داشتند آن وقتی که ایران بود و فضایل علمی بود و تمدّن ایرانی بود که آن‌جا بیابان بود ما منتظر تحریمیم یعنی چه؟ یعنی بی‌عُرضگی علم را چه کسی باید عطا کند فرمود علم به دست من است کلید به دست من است «بیده مقالید السماوات و الأرض» ما چه وقت رفتیم مطالعه کردیم دقت کردیم به جایی نرسیدیم؟! هم شیخ انصاری شدن آسان است, هم مبتکر و فناوری آسان است این عزیزان همین شهید شهریاری(رضوان الله علیه) این سال‌ها مرتب می‌آمد یک مسئله‌ای داشت فوراً از دانشگاه می‌آمد دماوند مسئله‌اش را سؤال می‌کرد می‌رفت ما که نمی‌دانستیم ایشان در هسته‌ای این‌قدر فعال است اصرار هم داشت که در همین حسینیه بیاید نماز عید فطرش را بخواند هر مسئله‌ای داشت مرتب از تهران می‌آمد این‌جا مسئله‌اش را سؤال می‌کرد می‌رفت, پس می‌شود آدم این‌طور باشد هم خوی، خوی شهادت باشد هم آدم باسواد باشد الآن راه باز است.

ما فقط باید بنشینیم غصه بخوریم چون قطعات نداریم ساختن هواپیما اینکه دیگر ملکوت نیست ساختن هواپیمای مدرن, کار افراد باسواد متوسط است فرمود یک مقدار شما جلوتر بروید ما یادتان می‌دهیم ﴿عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ فرمود من معلّمم شما که از ما نخواستید یا به فکر اختلاس بودید یا به فکر راه بستن...

خب حالا آنهایی که این هواپیما را ساختند ما را تحریم کردند ما منتظر باشیم که چه وقت این تحریم باز می‌شود این عجز نیست؟! این جهل نیست؟!

متن کامل سخنرانی آیت الله جوادی آملی را در ادامه مطلب بخوانید:

                                          

 

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ممنوعیت سخنرانی یک نماینده مجلس در دانشگاه پزشکی بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۳، ۰۸:۳۶ ق.ظ


وزیر معزول علوم و فن آوری، یکی از دستاوردهای دوران وزارت خود را ایجاد نشاط سیاسی در دانشگاه ها می دانست. علی مطهری نیز استیضاح کنندگان وزیر علوم را مخالف آزادی سیاسی در فضای دانشگاه نامید.

این ادعاها در حالی است که طبق شواهد، آزادی ایجاد شده در دانشگاه ها را باید یکسویه و در راستای تبدیل محیط علمی به باشگاه احزاب خاص تلقی نمود. اخبار مربوط به ممنوعیت سخنرانی بعضی چهره های منتقد دولت در تعدادی از دانشگاه های کشور هر از گاه در رسانه های مختلف منتشر می شود.

اخیراً شنیده شده است ریاست دانشگاه علوم پزشکی بابل چندی پیش با درخواست جمعی از دانشجویان مبنی بر دعوت از حجت الاسلام حمید رسایی نماینده مردم تهران در مجلس برای سخنرانی در این دانشگاه و برگزاری جلسه پرسش و پاسخ مخالفت کرده است. این نوع مخالفت ها در حالی صورت می گیرد که بسیاری از چهره های افراطی حامی فتنه در دانشگاه های مختلف کشور به راحتی تردد می کنند. به نظر می رسد با تغییر ایجاد شده توسط مجلس در مدیریت کلان مراکز دانشگاهی، لازم است تغییر مشی در مدیریت دانشگاه ها را نیز شاهد باشیم.

عزل مدیران ارزشی از مسئولیت های دانشگاهی، یکی دیگر از اقداماتی است که ادعای آزاداندیشی و بی طرفی سیاسی مسئولان وزارت علوم را غیر قابل باور جلوه داده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا