اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۷ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

مواظب باشید غذای روحتان سرد نشود!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۰۴ ب.ظ


با آن همه تلاش و خستگی‌هایی که با این راهپیمایی‌های شبانه و برنامه‌های شناسایی داشت، نماز شبش را ترک نمی‌کرد و بعضاً که ما برای نماز صبح بیدار می‌شدیم، می‌دیدیم که در سجده‌ی نماز شب خوابش برده است.

وقتی صدای اذان را می‌شنید، از غذا خوردن دست می‌کشید. می‌گفت: می‌روم نماز، اصرار می کردیم غذات سرد می‌شه، تمومش کن و برو، می‌گفت: غذای روحم سرد می‌شه!

شهید محمود شهبازی، مجموعه خاطرات، ص 20

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فریب نخورید! صدرایی همان اکبرین است!!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۰۲ ب.ظ


یک- مرحوم حجت الاسلام فلسفی در کتاب خاطرات خود اشاره ای به فرآیند عادی سازی استفاده از بلندگو در ایران داشته است! مردم ایران بنا بر نگرشی صحیح، هر آن چه از دنیای غرب وارد کشور می شد را ابتدا با بی اعتمادی می نگریستند و بعد از اثبات سلامت و فایده آن عنصر تمدنی مغرب زمین، به استفاده از آن روی می آوردند. مرحوم فلسفی می گفت مردم نمی پذیرفتند که پای بلندگو به مسجد باز شود. از طرفی کار هر سخنران و خطیبی با بلندگو بسیار راحت تر و تأثیرگذارتر می شود. ایشان برای رفع این مسئله فکری به ذهنش رسید. از مستخدم مسجد ارک خواست بلندگوها را روی دیوار مسجد نصب کرده و با پارچه ای بپوشاند تا دیده نشود. مردم یکی یکی مثل همیشه به مسجد آمدند و گوشه ای نشستند. فلسفی مرحوم هم آمد روی منبر و ناگهان میکروفون را دست گرفت و شروع کرد به سخنرانی. چند لحظه ای طول می کشید تا ملت از حالت هاج و واج بودن و شوک خارج شده و تصمیم به واکنش بگیرند. دو سه دقیقه که گذشت مستخدم طبق هماهنگی قبلی بلندگو را خاموش کرد. فلسفی داشت به صحبت هایش ادامه می داد که مردم متحیّر، ناخودآگاه فریاد زدند: صدا نمی رسد، صدا نمی رسد ... از آن پس مشکل استفاده از بلندگو در مساجد حل شد.

دو- سید عطاءالله مهاجرانی جنجالی ترین معاون هاشمی و پرحاشیه ترین وزیر کابینه خاتمی بود و سرانجام از اردوگاه دشمن سر درآورد. این عطا برادری در قم دارد که روحانی بزرگوار و سیدی اهل فضل و ادیب و انقلابی است. چندباری هم در تلویزیون برنامه داشته بی آن که کسی بخواهد اهمیت بدهد برادر او چه کاره است و چه نسبتی با ضدانقلاب دارد و...

سه – در جریان مناقشه آزاده غیور شهرمان، حسین منصف با دادستانی – که شرح آن در آرشیو وبلاگ موجود است - از قم با یکی از مسئولان قضایی شهر تماس گرفتم و دو طرف ده دقیقه ای را به جرّ و بحث با هم پرداختیم طوری که رنگ و روی اطرافیانم عوض شد. کلی رجز خواندم که اگر پایم به بابل برسد مقابل فلان جا نماز جماعت به پا می کنم و زباله های شهر را به آتش می کشم و ... بنده خدا دیگر مطمئن شد این طرف خط، چه گوآرا نشسته است. صدایش را آورد پایین و طوری که می خواهد مخاطبش را تحت تأثیر قرار دهد گفت: آقای مشتاقی نیا اصلاً شما می دانید منصف کیست؟ می خواهید بگویم او چه جور شخصیتی است؟ من هم صدایم را پایین کشیدم و وانمود کردم قرار است چیز عجیبی بشنوم. طرف با ذوق و هیجان گفت: منصف کسی است که یک برادرش به خاطر چک برگشتی دعوای حقوقی دارد! گفتم عجب! حالا می خواهید من بگویم حسین چه جور آدمی است؟ یک برادر او منافق بوده و اعدام شده و مادرش هم دو سالی را در اوین گذرانده است. می توانید ماجرا را در کتاب شب موصل بخوانید. بنده خدا ماند که چه بگوید. انگار یک نفر باید در زندگی برخی مسئولان پیدا شود و برایشان توضیح دهد که جعفر کذّاب هم امامزاده و هم برادر امام بود؛ اما هیچ احدالناسی حق ندارد صلاحیت و شأن و منزلت معصوم علیه السلام را به خاطر دارا بودن چنین نسبتی با او زیر سؤال ببرد.

چهار – قصد جسارت ندارم ولی به نظر من جلال اکبرین تاوان مازندرانی بودنش را پس می دهد. جلال برخلاف برادر ضدانقلاب و فراری اش بر میثاق معنوی خود با شهدا باقی ماند و صفا و طراوت نوجوانی اش را تا امروز نگاه داشته است. محمد جلال اکبرین اکنون استادی فرهیخته و از پژوهشگران و مبلّغان موفق حوزه علمیه قم محسوب می شود. او علاوه بر تدریس در مرکز تخصصی تبلیغ حوزه علمیه، مدتی نیز کرسی تدریس سیاسی و اعتقادی در مرکز آموزشی علویون سپاه را برعهده داشته است. غنای محتوایی، قدرت بیان و جاذبه رفتاری او باعث شده تا در هر دانشگاه یا منطقه ای که برای تبلیغ پا گذاشته – و اغلب این مناطق هم از نقاط محروم جنوب کشور بوده – در اعماق دل مخاطبانش جایگاهی ویژه و تأثیرگذار پیدا کند. آقا جلال از راویان بسیار موفق موسسه سیره شهدا و مولف چند کتاب و مقاله با موضوع جهاد و شهادت و فلسفه و عرفان نیز هست. او در تمام این سال ها به رغم همه فشارها و تنگ نظری هایی که تحمل کرده ذرّه ای از خط اصیل انقلاب و ولایت فقیه فاصله نگرفته است.

این دوست قدیمی ما در این سال های پر فراز و نشیب، مظلومیت های فراوانی را متحمل شده که چون می دانم از بازگو کردنشان راضی نیست صبر می کنم تا اگر عمری باقی ماند بعد از شهادتش! زبان باز کنم؛ اما آن چه که می توانم به اختصار اشاره کنم مربوط به بد دلی برخی همشهریان عزیز است. با این که جلال این همه سابقه درخشان در پرونده فعالیت های انقلابی و دینی خود دارد شاید برایتان جالب باشد که بدانید یکی از نشریات استان به دلیل اشتراک نام خانوادگی جلال با برادرش – به رغم اعلام برائت از او - حتی حاضر نمی شد مقاله ای که درباره شهدا نوشته است را منتشر کند! یا آن بزرگوار با جایگاه معنوی و سیاسی در شهر، خیل توفیقات تبلیغی جلال را نادیده گرفت و از او خواست برای منبر، نقطه ای غیر از شهر خودش را انتخاب نماید. بگذریم.

آقا جلال مدتی است که نام خانوادگی اش را در ثبت احوال عوض کرده و گذاشته است صدرایی. نمی خواهم بگویم این تغییر نام لزوماً برای فرار از هم نامی با جواد اکبرین است. آقا جلال ادله معنوی و فلسفی دیگری هم برای این کار خود دارد که از سطح ادراک و التفات من فراتر بوده و به گروه خونی ام سازگار نیست؛ ولی به هر حال نمی توان نقش بدبینی برخی از دوستان را در اتخاذ این تصمیم او نادیده گرفت.

این روزها دوستان و رفقایی که در فریدون کنار سکونت داشته و یا بر و بچه هایی که گذرشان به جمع بسیجیان هیئت زینبیون ساری خورده از حضور روحانی جوان و فوق العاده موفقی به نام حجت الاسلام محمدجلال صدرایی نام می برند که جذبه کلامش در منبر شب های پر فیض رمضان، همه را میخکوب کرده و سخنان سازنده اش راه گشای اهل طریقت و تشنگان جام وصال بوده است.

برای این دوست بزرگوار و نازنین آرزوی توفیق بیشتر و سربلندی روزافزون دارم و دعا می کنم با علمداران راستین و بی ادعای دین حق محشور شود؛ انشاءالله.


  • سیدحمید مشتاقی نیا

مقاومت یعنی این!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۳، ۰۲:۵۴ ق.ظ

حمله منافقین به استان کرمانشاهان، غافل‌گیرانه بود. به رغم پذیرش قطعنامه 598 ارتش بعث عراق حملات شدیدی را در جنوب کشور آغاز کرده بود. برای همین بسیاری از نیروهای اسلام از غرب کشور به جبهه جنوب رفته و آن‌جا مشغول دفاع از میهن اسلامی بودند.

منافقین با سلاح‌های مدرن، مشغول پیشروی به سمت شهر کرمانشاه بودند. آنها در آستانه تنگه چهارزبر (مرصاد) قرار داشتند. رضا نادری و سه نفر دیگر از نیروهای اطلاعات ـ عملیات، برای شناسایی دقیق از موقعیت دشمن وارد تنگه شدند. آنها تعدادی گلوله آرپی‌جی و قبضه آن را نیز به همراه داشتند تا در صورت رویارویی با نیروهای دشمن، به مقابله با آنها بپردازند. معطل ساختن دشمن می‌توانست فرصتی را فراهم کند تا سایر نیروها به منطقه برسند.

 اطراف ساختمان راهدارخانه بودند که ستون نظامی منافقین از راه رسید. رضا به همرزمان خود آرایش نظامی داد و قبضه آرپی‌جی را به دست گرفت. او با شلیک دقیق خود چند خودروی نظامی منافقین را در جاده منهدم کرد. جاده اسلام‌آباد به کرمانشاه توسط ماشین‌های آتش گرفته منافقین بسته شد. منافقین با تمام توان به مقابله با آن چهار رزمنده دلاور پرداختند. حجم سنگین آتش دشمن، خاک را زیر و رو می‌کرد. رضا با تدبیری که اندیشیده بود، دشمن را معطل کرد و آن‌قدر از آنها زمان گرفت تا نیروهای تیپ قائم وارد منطقه شوند و پیشروی دشمن را به اتمام برسانند. در این فاصله، رزمندگان اسلام توانسته بودند خاکریزی را نیز بر روی جاده احداث کنند.

رضا نادری ساعاتی بعد به شهادت رسید، اما با حماسه خود، رؤیای اشغال کرمانشاه را برای منافقین باطل ساخت.

شهید رضا نادری باجگیران

تولد: شاهرود، 10/8/1346

شهادت: تنگه چهارزبر، 5/5/1367، عملیات مرصاد

راوی: حسین آقایی، همرزم شهید

به کوشش مهدی قربانی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه ای بر یک شعار انحرافی در روز قدس

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۴۳ ب.ظ

بازیگران مشهور در راهپیمایی روز قدس


ایده فلسطین از بحر تا نهر را ایران اسلامی در مقابل تئوری پردازان دنیای غرب و خودباختگانی طرح کرد که به گمان خود می خواستند ریش سفیدی کنند و با دیوارکشی بین اسرائیل و فلسطین، دو کشور مستقل را در جوار هم به خوبی و خوشی ترسیم کنند. این طوری هم یک اسرائیل قانونی شکل می گرفت و هم بهانه ای برای فلسطینی های اعصاب خورد کن باقی نمی ماند!

اکنون این جا در پایتخت جمهوری اسلامی، جماعت منقل نشان و پیپ کشان وقتی می خواهند محبت حضرات متولی فرهنگ و هنر را جبران کنند و به پاس عرصه ای که برای بازگشایی عقده های فروخورده شان در جشنواره فجر فراهم شده بود حالا بیایند جلوی دوربین و خودی نشان بدهند، شعاری را دست می گیرند که درست در نقطه مقابل استراتژی انقلاب اسلامی قرار داشته و بر مبنای مشی اعتدالی یکی به نعل و یکی به میخ، همکاران بی بی سی را هم راضی نگاه می دارد.

ته آرمان گرایی صنف سینماگران مهناز و شهنازی و روشنفکر نماهای مستر یزیدی و مسیو حسینی این است که مردم فلسطین هم باید سرزمین مستقلی برای خود داشته باشند، همین. گور پدر حق و باطل. دعوا سر تعیین مرز است والّا موجودیت اسرائیل جعلی باشد یا نباشد، بیت المقدس در اشغال و غصب باشد یا نباشد، آرمان اسلام محو رژیم صهیونیستی از کره خاک باشد یا نباشد فرقی نمی کند؛ از نگاه هنر، مرزی بین ارزش و ضد ارزش وجود ندارد، اسرائیل این ور آب، شما فلسطینی هاهم آن طرف؛ والسلام، به پای هم پیر شوید انشاءالله! دو روز دنیا ارزش این دعواها را ندارد.؛ بروید دنبال ویلا و ژیلایتان.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

زندان از نگاه دین

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۳ مرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۳۱ ق.ظ


منع حبس بی دلیل: امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: به صرف اتهام نمی توان کسی را زندانی کرد، مگر متهم به قتل را، چون اتهام قتل امر مهمی است و ممکن است اثبات آن طول بکشد.

 منع از حبس دراز مدت: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر اکرم (ص) متهم به قتل را تا شش روز زندانی می کرد. اگر خویشان مقتول دلیل و ملاکی می آوردند زندانی را نگه می داشت وگرنه وی را آزاد می کرد.

منع حبس پس از شناسایی: امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: حبس پس از شناسایی حق، ظلم است، چون پس از آن، زمان اجرا شدن حق است، نه حبس.

آیت الله جوادی آملی، مفاتیح الحیاة، صفحه 421

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک سلام از راه دور

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۴۲ ق.ظ

محضر حجت الاسلام بابایی، امام جمعه محبوب و موفق لاله آباد پیش از آن که امام جمعه این منطقه بشود، پیش از آن که امام جمعه فیروزکوه بشود، پیش از آن که امام جمعه بندرترکمن بشود ارادتی عمیق و قلبی داشته و دارم.

این روحانی نجف دیده که سالیانی نه چندان دور مسئولیت سازمان تبلیغات اسلامی مازندران و ریاست شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی این استان و نمایندگی شورای نگهبان برای نظارت بر انتخابات استان و امامت مسجد جامع شهرستان بابل و نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه آزاد را نیز دارا بود عالمی فرهیخته و بزرگوار والبته فعال و خستگی ناپذیر است که بعید می دانم روزی کسی بخواهد تاریخ سیاست و فرهنگ این شهر را تدوین کند و بتواند از کنار اسم و رسم شیخ عبدالحسین بابایی به راحتی عبور کند.

از آن جا که ایشان در بین هفت امام جمعه محترم این شهرستان از همه با تجربه تر و ریش سفیدتر است باید حاج آقای بابایی را "شیخ الائمه" بابل لقب داد.

با توجه به ارتباطات گسترده حاج آقا بابایی و سعه صدر و روحیه پدرانه ایشان، دفتر امام جمعه لاله آباد را باید یکی از پر ترددترین مراکز سیاسی و اجتماعی استان دانست. از این منظر می توان به صراحت ادعا کرد که عملکرد فراگیر ایشان در عرصه های سیاسی و اجتماعی شهرستان و استان و حتی کشور باعث شده که یک بابل دیگر در کنار شهر بابل شکل بگیرد.

این روزها شایعاتی جدی در خصوص کاندیداتوری حجت الاسلام بابایی برای انتخابات مجلس خبرگان مطرح شده که ترجیح دادم از نظر ایشان در این خصوص مطلع شوم. البته بخشی از این شایعات واقعی بود. بسیاری از چهره های سرشناس شهر و استان بارها به ایشان مراجعه کرده و پیشنهاد کاندیداتوری در مجلس خبرگان را طرح نموده اند.

حاج آقا اما ضمن ابلاغ سلام به خوانندگان محترم اشک آتش، نامزدی خود برای انتخابات خبرگان را در شرایط فعلی منتفی دانستند.

این حقیر نیز برای آن عالم فرهیخته و وارسته آرزوی سلامت و توفیق و طول عمر دارد.

شب گذشته سری به سایت امام جمعه لاله آباد زده بودم. از لا به لای آلبوم تصاویر سایت، این عکس که مربوط به دیدار استاندار مازندران با ایشان است را برای درج در وبلاگ مناسب دیدم:


  • سیدحمید مشتاقی نیا