اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۱ دی ۰۰، ۰۸:۰۰ - حسن مجیدیان
    احسنت

وقتی خدا به ما متلک می گوید!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۲، ۰۹:۱۶ ق.ظ
بچه های هیئتی بخوانند:

فرض کنید یک مسابقه دوچرخه سواری برگزار شده که شما باید مثلاً از بابلسر تا ساری را رکاب بزنید.

کمی که از آغاز مسابقه می گذرد شما متوجه می شوید راه را اشتباه رفته اید و از آمل سردرآورده اید. یک بار دیگر مسیر را برمی گردید به بابلسر تا مسابقه را از راه درست آن ادامه دهید. تا پایتان به بابلسر می رسد می بینید ملت دارند برای شما کف و سوت می زنند و تبریک می گویند که تازه برگشته اید به خانه اولتان! اسم این تشویق را چه می گذارید؟ این کار حکایت از نوعی طعنه و کنایه دارد.

ماه رجب مقدمه شعبان رحمت الهی است. این دو ماه مقدمه ای است تا برسیم به شهر ضیافت حضرت حق. همه این سه ماه مقدمه است تا برسیم به شب های مبارک قدر. قدر شب های همنوایی با خدا را که درک کنیم تازه می رسیم به عید سعید فطر؛ عید بازگشت به فطرت های اصیل انسانی. (فطرة الله التی فطر الناس علیها)

زنگارهای دلمان که زدوده شد تازه می رسیم به خانه اولمان، به فطرتی که خدا از ابتدا صاف و زلال آفریده بود. حالا خدا می گوید جشن بگیرید و خودتان را تشویق کنید و به همدیگر تبریک بگوئید!

ببینید کار را به کجا رسانده ایم و چقدر از مسیر درست تربیت الهی فاصله گرفته ایم که خدای ما به همین قدر که سرجای نخستمان بازگردیم خشنود می شود. خدا دوست دارد ما همان طوری باشیم که او سرشتمان را رقم زده است.

عید فطر یعنی بازگشت به فطرت. بر مدار فطرتمان که قرار بگیریم قلبی آرام و دلی آکنده از محبت خالق و مخلوق خواهیم داشت. پایمان در مسیر حق گام خواهد برداشت و دستمان در خدمت خواسته های خدا خواهد بود.

خدا ما را با رنگ و بوی الهی آفریده است. (نفخت فیه من روحی). مدارمان را بر مبنای فطرت حق تنظیم کنیم آن گاه خواهیم دید که عطر و بوی الهی از وجودمان لب ریز خواهد شد و اجزای روح و جسممان در طریقت رحمانی خدا حرکت خواهد کرد.


آب هم که یک جا باشد می گندد. خدا عالم را طوری خلق کرد که همه چیز در حال حرکت باشد. آدم باید در حال تکامل باشد. این همه برنامه معنوی که خدا برایمان چیده است به خاطر این است که یک جا توقف نکنیم و حرکتمان رو به جلو باشد.

خودمان هم انگار تا حدودی دستگیرمان شده که نباید اهل درجا زدن باشیم. همین قدر که سعی می کنیم آداب مسلمانی را به جا بیاوریم یعنی نمی خواهیم سرجای خودمان متوقف بشویم. بچه هیئتی ها یک قدم جلو آمده اند تا بگویند دین ما فردی نیست و با جمع شدن دور هم می خواهیم مظاهر مکتب خود را ترویج کنیم. تا این جایش خیلی خوب و ارزشمند است.

فقط یک ذره حواسمان را جمع کنیم که این یک قدم، قدم آخرمان نباشد. هیئتی شدن اوج خواسته ما نیست. هیئت هم فقط یک وسیله است. باید گام های بعدی را هم برداریم تا دچار توقف نشویم.

خوب که فکر کنیم می توانیم قدم های بعدی را تشخیص دهیم. یک بار خودمان را کامل ورانداز کنیم. اگر دیدیم که هیئت را خانه آخر حرکت خود در مسیر حق دانسته ایم بدانیم که از ادامه مسابقه جا مانده ایم. بدانیم که از برنامه های تربیتی خدا غافل شده ایم.

فراموش نکنیم ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است. اگر اراده کنیم تا آخرین قله های ایمان و رستگاری خواهیم رفت و جلوه ای از کمال بشری را رقم خواهیم زد؛ انشاء الله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">