اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گفتمان ولایت» ثبت شده است

جنتلمن های مذاکره

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۹، ۰۹:۱۶ ق.ظ

آن جنتلمن های پشت میز مذاکره همان تروریست های فرودگاه بغداد هستند؛ آنها همان افراد هستند تفاوتی نمی کنند، فقط لباس خود را تغییر می دهند. دست چدنی دارند که پوشش مخملی را بیرون می آورد و خود را نشان می دهد و گرنه باطن همان باطن است و هیچ تفاوتی ندارد؛‌ آنها نمی توانند کسانی باشند که به آنها اطمینان کنیم. رهبر معظم انقلاب

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک منزل تأخیر!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ۰۸:۱۹ ق.ظ

چرا مردم آقامیری را به پناهیان ترجیح می‌دهند؟ / خشونت و شدت طرفدار نخواهد داشت

 

چن تا بچه حزب اللهی فعال رسانه ای سراغ دارید بعد از اعتراض آقا به اجرای سند بیست سی در مدارس یا بی عدالتی آموزشی یا توهین به قرآن و پیامبر موضع گرفته باشن اما حتما همه این عزیزان تو این چن روزه درباره آقا میری یا پناهیان نفیاً و اثباتاً حرفایی زدن. 

لااقل مدعی نباشیم که ما عمار انقلابیم و اهم و مهم ها رو خوب تشخیص میدیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شاید از سر حسد!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۹، ۰۷:۰۷ ب.ظ

حسن رحیم پور ازغدی پشت پرده عدم حضورش در نمازجمعه تهران را افشا کرد/ نمازجمعه جای انشاخوانی نیست+صوت

 

شما و دوستان دور و برتان عادت کرده اید حرفهای شیک و قشنگ بزنید از گل و بلبل سخن بگویید و نغمه همه جا آرومه من چقدر خوشبختم بسرایید. کسی این نظم نا موزون را بر هم زده و گفتمان عدالتخواهی را سر دست بگیرد از نظر شما ساختار شکن است آقای حاج علی اکبری!

ساختار شکن حضور ائمه جمعه ای است که با ظاهر علیه السلام و گفتار نیک و غلط انداز، رفتاری دارند که فرسنگ ها از مفاهیم دین فاصله داشته و مردم را به صداقت مسئولان نظام بدبین می سازد. ساختار شکن بعضی ائمه جمعه مورد تایید شما هستند که تمام همّ و غمّشان باند بازی و قبیله گرایی و اختلاف افکنی بین مردم است و کردارشان همواره ریزش باورهای عموم نسبت به حقانیت انقلاب را در پی داشته است، نه امثال رحیم پور ازغدی که بدخواهان اسلام و انقلاب زندگی اش را زیر و رو کردند و نتوانستند یک نقطه منفی برای تخریب او پیدا کنند. مردم اخم و خروش انقلابی امثال رحیم پور را به لبخندهای سرسام آور و بی دردی بعضی شیوخ ترجیح می دهند. برایتان سوال نیست چرا دشمن همواره از سخنان رحیم پور در خشم بوده و در مقابل شما موضع خاصی ندارد؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بلند پرواز باشیم!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ۱۱:۴۲ ق.ظ

See the source image

 

یکجا نشینی، قانع بودن به وضع موجود، بی حالی و گوشه گیری، فقدان انگیزه برای رشد و پیشرفت، ترس از شروع کار جدید، خجالت از بیان موضع حق و ... نتیجه ای جز عقب ماندگی کشور و توقف در حرکت انقلاب اسلامی ندارد. آب را هم که می دانید اگر یک جا بماند، می گندد.

"محافظه‌کاری و اکتفای به آنچه که داریم و نداشتن همت و بلندپروازی در همه‌ی زمینه‌های فکر و فرهنگ، قتلگاه انقلاب است.۱۳۷۹/۱۲/۲۲"1

می خواهید به جایی برسید، بلندپرواز باشید و از فکرهای بزرگ و همت بلند، نهراسید. دشمن زمانی می تواند انقلاب اسلامی و میهن عزیزمان را به قهقرا بکشاند که مبتلا به خمودگی و بی حالی شده و درست مثل جماعت معتاد یا الکلی، به خورد و خواب و مصرف گرایی عادت نماییم.  

1. مقام معظم رهبری

  • سیدحمید مشتاقی نیا

هم استقلال، هم پیروزی!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۸، ۱۰:۲۸ ق.ظ

 

آزادی را هر کس با هر عقیده و دین و باوری به نوعی تعریف کرده است؛ اما با هر دین و آیین و مذهبی نمی توان یک چارچوب عقلی را در تعریف آن نادیده گرفت: آزادی تا جایی مقبول است که منافی آزادی دیگران نباشد. کسی نمی تواند با سنگ بزند شیشه خانه مردم را بشکند و بگوید آزادی است! لخت و عور بپرد وسط خیابان و بگوید به خودم مربوط است! هر جای دنیا تجاوز به حریم رفتاری و فکری و بصری دیگران را منافی با آزادی و به معنای ولنگاری می شمارند.

شعار استقلال و آزادی جمهوری اسلامی در بُعد فردی به معنای آزادی اندیشه و انتخاب است و یک فرد تا جایی که منافع و آزادی جامعه را نقض نکند حقوق فردی خود را به معنای واقعی در اختیار دارد.

همین شعار در بُعد اجتماعی آن به معنی سلطه ناپذیری و تقابل با زورگویی زیاده خواهان است. ملتی که استیلای حاکمیت های بیگانه را بپذیرد عملا در ذلت و خواری به سر برده و شخصیت خود را لگدمال می بیند. انسان حیوان نیست و بالاترین سرمایه اش فراتر از خورد و خوراک و پوشاک و ... شخصیت و حرمت اوست که خدشه بر آن را تاب نمی آورد.

یکی از بالاترین دستاوردهای انقلاب اسلامی که در تاریخ این سرزمین، کم نظیر بوده است ایستادگی در مقابل زورگویی بیگانگان و مقابله با تعدی دشمنان در همه ابعاد نظامی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است:

" استقلال ملّی به معنی آزادی ملّت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرتهای سلطه‌گر جهان است. و آزادی اجتماعی به‌معنای حقّ تصمیم‌گیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه‌ی افراد جامعه است؛ و این هر دو از جمله‌ی ارزشهای اسلامی‌اند و این هر دو عطیّه‌ی الهی به انسانها‌یند و هیچ کدام تفضّل حکومتها به مردم نیستند. حکومتها موظّف به تأمین این دو اند. منزلت آزادی و استقلال را کسانی بیشتر میدانند که برای آن جنگیده‌اند. ملّت ایران با جهاد چهل‌ساله‌ی خود از جمله‌ی آنها است."1

1- بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک، دو و ...!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۸، ۱۱:۵۲ ق.ظ

 

رشد و حرکت، نشانه حیات و زندگی است. سلول های بدن موجود زنده، اگر از بین برود به واسطه سلول های دیگر دوباره بازسازی و جایگزین می شوند تا منظومه اجزای آن بی نقص و مستدام بماند.

کسی که از جا برخاسته، قدم بر می دارد و راه می رود، موجود زنده ای است که علاوه بر ویژگی هایی چون رشد و حرکت، هدف دارد و با انگیزه و نشاط و پرهیز از خمودگی و عزلت، به راه خود ادامه می دهد.

انقلاب اسلامی، هدف نیست برای همین است که توقف در آن معنا ندارد. ما انقلاب نکردیم برای آن که انقلاب کرده باشیم، انقلاب آمد برای گشودن راهی نو به سمت کمال و تحقق انسان الهی و حیات طیبه بشری در پهنه گیتی.

گام دوم انقلاب به خودی خود ثابت می کند که نشستن برای یک عنصر انقلابی بی معناست و تکلیف، ساقط شدنی نیست. برای دستیابی به تمدن اسلامی و صلح جهانی و حاکمیت عدالت و فطرت، انقلاب اسلامی تازه در آغاز راه خود قرار دارد. جوان انقلابی با نشاط و انگیزه و هدف، آرمان عدل و کمال و انسانیت را استمرار می بخشد. گام دوم انقلاب هم گام آخر نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

زیانی که هم مادی است هم معنوی!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ۰۶:۵۶ ب.ظ

See the source image

 

بعضی ها می گویند چه اشکالی دارد برویم با آمریکا مذاکره کنیم؟ حرف زدن که اشکال ندارد؟ مگر مدعی نیستیم حرف ما منطقی و مستدل است؟ خوب می رویم پای میز مذاکره، حرف های خود را بیان می کنیم و منطق مان را به کرسی می نشانیم!

 

این وسط یک مغالطه ای صورت گرفته است. منطق ما در مواجهه با دشمن، روشن و مستدل است. نکته این جاست که مذاکره، مناظره نیست. ما باید منطق خود را به گوش دشمن برانیم. اصلاً همه مردم دنیا باید بدانند که جمهوری اسلامی چه راهی را در پیش گرفته، حرف تازه اش چیست و چرا جهانخواران با او سر جنگ دارند؟

اما مگر ابلاغ منطق و حقانیت جمهوری اسلامی منوط به حضور در میز مذاکره و اتاق های در بسته است؟ حرف خود را باید از طریق رسانه ها به جهانیان و دوست و دشمن برسانیم. اگر دشمن مدعی آزادی بگذارد، خوب است اندیشمندان اسلامی و انقلابی در حضور اندیشمندان دنیای کفر با استفاده از ظرفیت غول های رسانه ای استکبار به بررسی مبانی انسانیت و شرافت از منظر اسلام و غرب بپردازند تا منطق دین و حقانیت انقلاب اسلامی بر همگان روشن شود. این اتفاق البته در موارد معدودی در گوشه و کنار جهان به وقوع پیوست که با توجه به تبعات مثبت آن در جذب مستضعفان عالم به سوی جمهوری اسلامی، غرب به استمرار و تکرار آن روی خوش نشان نداد.

میز مذاکره اما در حقیقت، میز معامله است. دشمنی در قواره آمریکا که در هیچ جای دنیا حتی به دوستان و سرسپردگان خود هم وفادار نبود و به اقتضای منافع خویش، عناصر همسوی کاخ سفید را نیز ذبح نمود، چگونه می تواند پای میز معامله، منافع کشوری چون جمهوری اسلامی را تأمین نماید؟ حافظه ملت ایران هیچ گاه جریان کودتای 28 مرداد و خیانت ایالات متحده به خوشبینی های دکتر مصدق را از یاد نخواهد برد.

رهبر معظم انقلاب با اشراف بر تاریخ روابط آمریکا با کشورهای دنیا و خوی استثمارگرانه ایالات متحده در مواجهه با ملت های مستضعف و رویکرد آمریکا در چپاول کشورها و خیانت به حکومت های مستقل، تجربه تلخ حاکمان وابسته را چراغ راه آیندگان می داند:

در مورد آمریکا حلّ هیچ مشکلی متصوّر نیست و مذاکره با آن جز زیان مادّی و معنوی محصولی نخواهد داشت.1

 

 

1- بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فقاهت و اخلاق

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۸، ۱۱:۵۵ ق.ظ

دوام اسلام و قوام حوزه های علمیه منوط به تقویت دو مؤلفه علم و تقواست. اسلام مکتب علم است و از دیر باز، کرسی های علمی مکتب اسلام، برتری این را در همه ابعاد نسبت به سایر ادیان به اثبات رسانده است.

از سوی دیگر، وجود علمای مهذّب، جلوه ای از یک الگوی رفتاری مناسب را به عموم طبقات جامعه ارائه داده و جاذبه ای شیرین و معنوی را برای تشنگان معارف حق به وجود آورده است. این دو مؤلفه را باید شاخصه اصلی دین اسلام و علما و مروّجان آیین شریعت دانست. انقلاب اسلامی که خاستگاهی جز دین و آرمان های مقدس اسلام ندارد نیز به این دو عنصر حیاتی نیاز مبرم دارد. نظام اسلامی به اقتضای ماهیت خود باید نظامی مبتنی بر علم و اخلاق باشد و هنجارهای الهی همواره باید به عنوان خطوط قرمز آن محسوب شود.

برای حفظ و تقویت این دو مؤلفه مهم، حوزه های علمیه باید در پی تربیت دانش آموختگانی باشند که در تحصیل علم و تهذیب نفس، ممارستی شگرف داشته تا بتوانند رسالت ذاتی خود در اجرای منویات دین و عمل به احکام الهی را به بهترین صورت ممکن به انجام برسانند.

طلبه تراز انقلاب اسلامی، به هیچ بهانه ای حتی کار برای انقلاب و حضور در صحنه اجتماع نباید از استحکام بنیه های علمی و ریشه های معرفتی خود غفلت بورزد. انقلاب اسلامی برای آن که بتواندد قله های سربلندی و افتخار را در پهنه گیتی در نوردیده و ایده راهگشای مردمسالاری دینی را به عنوان نسخه نجات بخش برای نظام سازی صحیح و ایجاد حاکمیت های مبتنی بر منافع دنیوی و اخروی مردم به سراسر جهان ارائه بدهد نیازمند اسلام شناسان و علمای آگاهی است که احاطه و نگاهی ژرف نسبت به علوم دینی داشته و خود نیز در صحنه عمل، اخلاق و رفتاری مبتنی بر توصیه های تربیتی دین داشته باشند. از این رو فقاهت و اخلاق را باید دو عنصر سرنوشت ساز در تأمین زیرساخت های تمدن جهانی اسلام دانست و نسبت به تقویت آن اهتمامی ویژه نشان داد.

این نکته را هم باید در نظر داشت که امروز به برکت حضور چشمگیر رسانه در زندگی خصوصی مردم و وسعت ارتباطات اجتماعی، هجم گسترده ای از سیاه نمایی ها و تخریب ها بر ضد دین به راه افتاده و منجر به آن شده که سطح توقع از روحانیت بیش از پیش در جامعه ارتقا یابد. امروز روحانیت در زیر ذره بین مردم قرار داشته و رفتار و گفتار این قشر همواره مورد رصد دوست و دشمن قرار دارد. طبیعی است به همان میزان که وجود یک روحانی ناآگاه با رفتاری دور از شأن منادین دین می تواند ضربه ای سخت بر پیکره اعتماد عمومی نسبت به حوزه های علمیه وارد سازد، حضور و درخشش عالمان صاحب فضل و آگاه که سیره اهل بیت علیهم السلام را پیشه خود ساخته اند در تعمیق باورهای جامعه نسبت به حقایق دین تأثیر به سزایی خواهد داشت.

"عزیزان! طلاب جوان! فضلا! توجه کنید که حوزه‌ی علمیه - همان‌طور که امام(ره) مکرر فرمودند - قاعده‌ی نظام جمهوری اسلامی است و همه چیز روی این قاعده بنا شده و دوام خواهد یافت. این قاعده باید محکم باشد. استحکام این قاعده، با تضمین سه عنصر اصلی امکانپذیر است، و هر کدام از آنها نباشد و یا کم باشد، این قاعده متزلزل خواهد شد، و اگر قاعده متزلزل شد، طبیعتاً همه‌ی آنچه که بر او سوار است، تکان خواهد خورد...اولین عنصر، فقه است...عنصر دوم، تهذیب و اخلاق است. روزی به اتفاق جمعی از فضلای بزرگ در خدمت امام(ره) بودیم. در آن محفل، از حوزه‌ی قم صحبت شد. یکی از بزرگان اساتید و علمای اعلام قم که مورد احترام و قبول همه‌ی ما هستند، در آن جلسه به امام عرض کردند که شما نسبت به قم، توجه و عنایت داشته باشید. آن روز امام(ره) فرمودند که این چیزها لازم نیست؛ شما اگر فقط به ابقای دو عنصر در حوزه‌ی قم توجه کنید، همه چیز حل خواهد شد: اول، فقاهت است - که گمان می کنم تعبیر ایشان این بود که مواظب باشید شعله‌ی فقاهت فروننشیند - و دوم، اخلاق و تهذیب است. ما اگر مهذب باشیم، خواهیم توانست هستی خود را در خدمت اسلام و نظام اسلامی قرار دهیم؛ ولی اگر مهذب نباشیم، آنچه که داریم، در خدمت قرار نخواهد گرفت و چه بسا که در جهت عکس هم قرار گیرد".۱۳۶۸/۰۳/۲۲ بیانات در مراسم بیعت طلاب و روحانیون

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نظام اسلامی و پلنگ صورتی!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۸، ۰۷:۵۲ ق.ظ

اینکه بهتان به دیگران را با توجیه ضرورت از میدان به در کردن دشمن! جایز بدانیم،

اینکه ذات دروغ را حرام ندانسته و تنها در مواقعی که پای ضرر و زیان در میان است آن را جایز ندانیم و با اختراع اصطلاح من در آوردی «دروغ سازمانی» و حکم به جواز آن، با خیال راحت به قلب وقایع بپردازیم.

اینکه ورود به حریم خصوصی دیگران را به راحتی و به بهانه پیشگیری از وقوع جرم احتمالی جایز بدانیم،

اینکه دولت و سازمان ها را در نقض یکطرفه قراردادها مجاز بشماریم،

اینکه به بهانه تورم، عدم دریافت سود را به معنای قرض ربوی دانسته! و با این مستمسک، ربای بانکی و غیربانکی را حلال و لازم بدانیم،

اینکه ذات قدرت را به خودی خود معتبر و مقدس شمرده و نه اینکه اصالت آن را منوط به اجرای احکام حق بدانیم،

اینکه حاکمیت را برتر از عدالت بدانیم و ...

نشأت گرفته از ورود مبانی غیردینی در اجتهاد دینی است. نظام اسلامی منهای اسلام، چیزی شبیه به پلنگ صورتی یا همان شیر کاغذی است. لوث نمودن و هجو ارزش ها چیزی جز وارونه نمایی ماهیت احکام الهی نیست که نتیجه آن به اباحه گری و لیبرال مسلکی در پوسته اسلام و انقلابی گری ختم می شود.

همانطور که در هنر و تکنولوژی نباید مقهور فنون و مبانی غرب شد در حاکمیت نیز نباید مبانی اسلام را دستخوش جاذبه های فریبنده دنیایی برآمده از سیاست و اخلاق غرب ساخت.

سکولاریسم فقط به معنای جدا دانستن دین از سیاست نیست؛ افراط در سیاست بازی و به حاشیه بردن آموزه های دین به بهانه حفظ قدرت نیز مصداق برجسته؛ اما خاموش سکولاریسم است. یادمان نرود قرار نیست هدف، وسیله را توجیه کند و مطابق تأکید مقام معطم رهبری، نظام اسلامی آمده است برای اجرای عدالت و فاصله گرفتن از عدل، منافی اراده تشکیل نظام الهی است.

این زمزمه های ریز خردسالان فکری تازه به دوران رسیده نفت خور وابسته به بعضی مجموعه های علمی – سیاسی البته در برابر اندیشه ورزان مستقل و فقیهان دلسوز و متفکر که دیانت را به معنای حقیقی آن عین سیاست دانسته و حرکت جامعه بر محورر خدا را هدف نظام اسلامی می دانند و نه لزوماً اقتدارگرایی و جناح بازی، فعلاً حنای رنگ سازی نیست. برای آینده هم حواسمان باید بیشتر جمع باشد که دنیازدگی تشنگان قدرت، اسلام را با دستاویزهای فقهی، از خدا جدا نسازد. والعاقبة للمتقین.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خدا، دنیا، عاشورا!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۸، ۱۲:۲۳ ب.ظ

 

به نظر من این پیام عاشورا، از درسها و پیامهای دیگر عاشورا برای ما امروز فوری‌تر است. ما باید بفهمیم چه بلایی بر سر آن جامعه آمد که حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، آقازاده‌ی اول دنیای اسلام و پسر خلیفه‌ی مسلمین، پسر علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌الصّلاةوالسّلام، در همان شهری که پدر بزرگوارش بر مسند خلافت می‌نشست، سر بریده‌اش گردانده شد و آب از آب تکان نخورد! از همان شهر آدمهایی به کربلا آمدند، او و اصحاب او را با لب تشنه به شهادت رسانند و حرم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را به اسارت گرفتند!
حرف در این زمینه، زیاد است. من یک آیه از قرآن را در پاسخ به این سؤال مطرح می‌کنم. قرآن جواب ما را داده است. قرآن، آن درد را به مسلمین معرفی می‌کند. آن آیه این است که می‌فرماید: «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصّلاة و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا» (۱)دو عامل، عامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی است: یکی دور شدن از ذکر خدا که مظهر آن نماز است. فراموش کردن خدا و معنویت؛ حساب معنویت را از زندگی جدا کردن و توجه و ذکر و دعا و توسل و طلب از خدای متعال و توکل به خدا و محاسبات خدایی را از زندگی کنار گذاشتن. دوم «و اتبعوا الشهوات»؛ دنبال شهوترانیها رفتن؛ دنبال هوسها رفتن و در یک جمله: دنیاطلبی. به فکر جمع‌آوری ثروت، جمع‌آوری مال و التذاذ به شهوات دنیا افتادن. اینها را اصل دانستن و آرمانها را فراموش کردن. این، درد اساسی و بزرگ است. ما هم ممکن است به این درد دچار شویم. اگر در جامعه اسلامی، آن حالت آرمانخواهی از بین برود یا ضعیف شود؛ هر کس به فکر این باشد که کلاهش را از معرکه در ببرد و از دیگران در دنیا عقب نیفتد؛ این‌که «دیگری جمع کرده است، ما هم برویم جمع کنیم و خلاصه خود و مصالح خود را بر مصالح جامعه ترجیح دهیم»، معلوم است که به این درد دچار خواهیم شد.۱۳۷۱/۰۴/۲۲

بیانات در دیدار فرماندهان گردان‌های عاشورا
عبرتهای عاشورا, جامعه اسلامی
قرآن


۱ ) سوره مبارکه مریم آیه ۵۹
فَخَلَفَ مِن بَعدِهِم خَلفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَواتِ ۖ فَسَوفَ یَلقَونَ غَیًّا
ترجمه:
امّا پس از آنان، فرزندان ناشایسته‌ای روی کار آمدند که نماز را تباه کردند، و از شهوات پیروی نمودند؛ و بزودی (مجازات) گمراهی خود را خواهند دید!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شما مطیع باش نمی خواهد فدایی شوی!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۸، ۰۵:۴۹ ب.ظ

در دیدار اخیر هیات دولت با مقام معظم رهبری، رییس جمهور مثل گذشته باز هم نشان داد که دولت، عرصه سیاست و دیپلماسی را محور فعالیت های خود دانسته و همچنان نگاهش به بیرون است و امیدوار است به گفتگو، البته این بار با کشورهای چهار بعلاوه یک!

در همین دیدار رهبر معظم انقلاب برای چندمین بار در سالهای اخیر تأکید فرمود که اولویت برای دولت باید اقتصاد باشد و فرهنگ.

تمام این سال ها حسن روحانی در امور مختلف نشان داد که نظراتی متغایر با مطالبات مقام معظم رهبری را پیگیری می نماید.

اخیراً یکی از علمای قم فرمود اگر یک نفر در این کشور فدایی مقام معظم رهبری باشد همین جناب حسن روحانی است!

ضمن عذرخواهی از ساحت فداییان حقیقی اسلام و ولایت از جمله شهدای غریب مدافع حرم، هسته ای و ... بابت این نوع تعابیر توسط چهره های سیاسی، بر فرض صحت ادعای گوینده، لازم به تأکید است که مهم تر از فدایی بودن برای رهبری عزیز، اطاعت از رهبری و حرکت بر مدار گفتمان و خط و مشی تعیین شده ایشان و ایستادگی بر سر آرمان های اسلام و انقلاب اسلامی است.

باز هم در این باره خوب است زندگی شهدای گرانقدر مورد بررسی صاحبان تریبون قرار بگیرد تا معنی فدایی بودن را در لحظه به لحظه زندگی این عزیزان درک و لمس نمایند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا