اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شبهه» ثبت شده است

آه از دست مهدی نصیری!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۲ مرداد ۱۴۰۱، ۰۲:۱۰ ب.ظ

مهدی نصیری: تغییر کرده ام

 

هنوز هم فکر نکنم نویسنده ای پیدا شود که رکورد احضاریه های قضایی اش به پای مهدی نصیری برسد؛ آن زمان که کیهان را می چرخاند. طلبه ای جوان بود و جسور. البته دامغانی های مقیم بیت هوایش را داشتند.

اواسط دهه هفتاد اما نشریه صبح، آب خنکی بود انگار روی عطش بچه های حزب الله که دلشان سوخته بود از دست تکنوکرات های ریشوی یقه سفید و علیه السلام کارگزارانی نظام اسلامی. آن موقع از فائزه هاشمی هم که ایراد میگرفتی عده ای از همین مسجدی های پاسدار و اطلاعاتی یا پادوی امام جمعه، جلویت در می آمدند که مگر مملکت صاحاب ندارد؟ آنقدر آن بالا هستند آدمهای دلسوزتر از ما که لازم باشد خودشان امور را اصلاح میکنند! انتقاد از هاشمی رفسنجانی که دشمنی با پیغمبر(ص) تلقی میشد. فضای الان را با آن موقع قیاس نکنید. خانه پرش این است به شما بگویند بی بصیرت انحرافی غیر انقلابی وحدت شکن! آنموقع اینقدر اوضاع شیک و مامانی نبود.

مهدی نصیری اما جسور بود و حرف دل بچه های بسیج و حزب الله را بی واهمه فریاد میزد. صبح نصیری با پیام دانشجوی طبرزدی و بعدها شلمچه ده نمکی هم قابل قیاس نیست. نصیری دغدغه فراموشی مبانی اسلام و انقلاب را داشت تلاشش بر این بود که فراتر از جاذبه های ژورنالیسم، اندیشه اصیل انقلاب را که زیر شنی تانکهای بی رحم توسعه و مدرنیسم در حال له شدن بودن احیا نماید. حسن رحیم پور ازغدی را اصلا اول بار او رسانه ای کرد. در صفحه ای سیاه و سفید و محاسن پر پشت و سیاه رحیم پور، از تصویر چهره اش فقط دوتا چشم و ابرو در ذهنمان نقش می بست و حرفهایی زیبا برآمده از نهج البلاغه علی علیه السلام. حیدر رحیم پور را هم، حمید مولانا، شهریار زرشناس و دکتر گلشنی و خیلی دیگر از صاحبان فکر و اندیشه در بستر هفته نامه و بعدها ماهنامه صبح به نسل جوان معرفی شدند.

برای ما بچه بسیجیهای دبیرستانی دردمند که اصلا مهدی نصیری در حد یک قهرمان و الگو مطرح بود. بعدها که فضای مجازی بوجود آمد در وبلاگ حمید رسایی تصویر مشترکش با نصیری را دیدم که او نیز از وی بعنوان قهرمان و خط شکن انقلابی سالهای پایانی دهه هفتاد نام برد. از ده نمکی هم شنیدم که چقدر برای قلم فاخر و شجاع نصیری احترام قائل بود. میشود گفت بسیاری از فعالین رسانه ای دهه هشتاد انقلاب متأثر از سیاق مبارزاتی مهدی نصیری بودند.

چپ ها نصیری را راست میدانستند که بیراه نبود. تعلق خاطرش در 76 نسبت به ناطق عیان شد؛ اما بجاست ادعا کنم دیدگاهش لااقل در سیاست خارجی، نزدیک به چپ سنتی و انقلابی مرحوم محتشمی بود و حامی سرسخت تفکر صدور انقلاب.

رشته های فکری عبدالکریم سروش را اصلا همین مهدی نصیری با مطالب پی در پی و انتشار یک ویژه نامه تخصصی پنبه کرد و رفت.

بساط غرضی و زنگنه را او فرستاد هوا. سر جریان غرضی محاکمه شد و از اتهام نشر اکاذیب تبرئه گردید. تنها بخاطر انتشار کاریکاتوری از همشهری خوب ما، مازیار بیژنی به جرم توهین محکوم شد. زنگنه وزیر نیرو بود. اصلا شکایتی نکرد. وزیر نفت شد. باز هم نصیری اسنادی رو کرد. زنگنه هم به روی مبارک نیاورد. نصیری یکبار با عصبانیت نوشت وقتی من از اتهام نشر اکاذیب علیه غرضی مبرا شناخته میشوم یعنی آنچه از تخلفاتش افشا کرده ام راست بوده پس چرا کسی یقه وزیر را نمی گیرد؟ چرا اینهمه افشاگری مستند که درباره زنگنه در وزارت نیروی هاشمی و نفت خاتمی انجام دادم رسیدگی نشد؛ لااقل یکنفر یقه خود مرا بگیرد شاید دروغ گفته باشم...!

بماند که شورای بیدار نگهبان امثال غرضی و روحانی را برای تصدی ریاست جمهوری، حائز صلاحیت هم تشخیص داد.

بعد از این ماجراها احساس کردم انگیزه نصیری برای فعالیت مطبوعاتی کم شده. این عرصه را بوسید و رفت. مدتی با حمایت دامغانی های مقیم بیت برای ائمه جمعه کشور بولتن تحلیل سیاسی مینوشت. مدتی هم در یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس (اگر اشتباه نکنم امارات) دفتری به او دادند تا اموری مربوط به جنبش های اسلامی را پیگیر باشد. مدتی هم او را در قم و اطراف حرم میدیدم که در دروس خارج فقه شرکت میکند. بی آنکه بشناسد سلام و علیک گرمی داشتیم.

همان اواخر دهه هفتاد متن جلسه پرسش و پاسخ او با دانشجویان را می خواندم که نکته ای نظرم را به خود جلب کرد. نصیری اصرار داشت ثابت کند هر آنچه که محصول و دستاورد تمدن غرب محسوب میشود منافی فرهنگ و سبک حیات دینی است و باید طرد شود. یکی پرسید خودت چرا نشریه منتشر میکنی؟ استفاده از دستگاه چاپ، روی آوردن به محصول و قرار گرفتن ذیل آوردگاه تمدنی غرب نیست؟

جواب نصیری تامل برانگیز بود: ما چاره ای جز این نداریم! واقعیت جهان ما را به اینجا رسانده که برای مبارزه با تمدن غرب از محصولات صنعتی غرب استفاده کنیم!!

مرد حساب! وقتی میدانی در خیلی از موارد نمیشود بدون محصولات و آثار صنعت و علم و هنر و تمدن غرب زندگی کرد- کما اینکه غرب هم در خیلی از زمینه ها مرهون تمدن و دانش اسلام و شرق است- چه اصراری داری که منع و طرد را تنها راه حل نجات معرفی کنی؟

پاسخ نصیری را قیاس کردم با دیدگاه سید مرتضی آوینی. آوینی هم به شکل کلی با مدرنیسم مخالف بود و فرآورده های فکری و عملی جهان غرب را ناسازگار با جوامع و نگاه شرقی و اسلامی می دانست؛ اما به جای توصیه به طرد ابداعات غرب، تغییر ماهیت و انطباق آن با فرهنگ خودی را بهترین راهکار میدانست. مثالی هم درباره تفاوت تئاتر و تعزیه داشت.

شما باشید و عقل خودتان، حرف آوینی عمق و حقیقت بالاتری دارد یا نگاه بی حاصل و ناممکن مهدی نصیری؟ شما بروید پیش پزشک، بهترین داروی دنیا را برای شما تجویز کند؛ اما وقتی می دانید این دارو هیچ جا پیدا نمیشود آن پزشک را می ستایید یا در هوش و ذکاوتش دچار تردید میشوید؟

از این نقطه به بعد در بضاعت فکری نصیری دچار شبهه شدم. دقت کنید شناخت مبانی و علاقه به اندیشه، لزوما نشانه اندیشمند بودن فرد نیست. این نقص بزرگی است که بعدها نیز در بسیاری از اظهارنظرهای نصیری و برداشتهای مغالطه آلود از معانی بعضی آیات و روایات –چه زمانیکه اینطرفی بود چه وقتی که رفت آنطرف- نیز شاهد بودم. حالا فرض کنید یکی توان و نبوغ لازم را برای تحلیل داده ها نداشته باشد که هیچ، با ذوق ژورنالیستی بخواهد برداشت های سطحی خود را هم تکثیر نماید.

کلام طولانی شد.

مدتی است که صحبتها و مطالب مهدی نصیری، سوژه غیر خودی ها شده و دل بچه های انقلابی را به درد می آورد. کلیت حرفهایش را من هم قبول دارم که نظام نتوانسته مطابق با شعارهایش پیش رفته و فاصله شگرفی با اسلام حقیقی دارد؛ اما خرد حکم میکند همین جمهوری نصفه و نیمه اسلامی را سر دست بگیریم و قدر بدانیم. نه اینکه بچگی کنیم و چون به خیلی از اهداف نرسیدیم همین میزان راه طی شده را هم برگردیم و عقب نشینی کنیم.

یکبار بی پروا نوشتم از نظر من این حکومت شبه جمهوری و شبه اسلامی است و اصلا جمهوری اسلامی محقق نشده؛ اما عقل و انصاف حکم میکند یک تار موی همین حکومت شبه جمهوری شبه اسلامی را به سر تا پای همه مکاتب مادی و من در آوردی عالم نفروشیم. اگر دیوارهای خانه ای را بالا بردیم و هنوز نتوانستیم در و پنجره اش را کامل کنیم راهش این است که همین مقدار ساخته شده را هم بر سر خود ویران کنیم؟

حتی اگر یقین داشته باشیم در عصر غیبت به حکومت صد در صد اسلامی نخواهیم رسید حکومت چهل درصد اسلامی هم بهتر از زیستن زیر یوغ کفر و فساد و الحاد و تباهی است.

اگر نمیتوانیم مجتهد خوبی باشیم لااقل مقلد خوبی باشیم و البته دین و نظام را ذیل رفتار و شخصیت افراد تعریف نکنیم. نظام اسلامی در برقراری عدالت اجتماعی، عدالت آموزشی و اقتصادی و اموری چون ساختار قضایی، نظام وظیفه عمومی و... با آموزه ها و احکام دین فاصله دارد که به لطف خدا و گفتمان سازی از مفاهیم دینی و مطالبه گری میتوان قدم به قدم راههای ناپیموده را درنوردید و صد البته که دستاوردهای مادی و معنوی فعلی را هم نمیتوان نادیده گرفت.

دیروز شبهه ای دیدم از نصیری درباره نظام اسلامی و جنگ روسیه و اوکراین و پاسخ حجت الاسلام حمید رسایی به او که دست به دست می چرخید. بهانه ای شد این چند خط را بر زبان قلم جاری کنم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

روضه ی نماز!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۹ شهریور ۱۴۰۰، ۰۸:۲۹ ق.ظ

نماز ظهر عاشورا چگونه خوانده می‌شود؟

 

چند روز پیش دوستی اعتراض کرد که چرا مداح فلان مراسم، به رغم شنیدن صدای اذان حاضر به اتمام برنامه اش نشد؟

دوست طلبه ای رفت توجیه کند گفت امامت از اصول دین است و نماز از فروعات! یعنی اهمیت روضه بالاتر از اقامه نماز است!

یا پیغمبر!

متوجه شدید؟ یک طلبه به جای دفاع از ساحت احکام و رفع شبهات، خودش اقدام به تولید شبهه کرد!

انگار اعتقاد به امامت یعنی روضه خوانی. البته حتی اگر اعتقاد به امامت را مساوی و منحصر در روضه خوانی بدانیم باز هم این امکان وجود دارد که زمان و کمیت روضه به گونه ای تنظیم و کنترل شود که با وقت اذان تداخل نداشته باشد.

اما نکته این جاست همان اعتقاد به امامت و ضرورت پیروی از سیره امامان است که به ما می آموزد نماز را باید جدی گرفت و در اول وقت خواند. درباره اهتمام ائمه به نماز اول وقت چقدر حدیث و روایت بیاورم؟

اگر امامت را جزو اصول دین می دانیم باید گفتار و رفتار ائمه را ملاک گفتار و رفتار خود قرار دهیم

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بابک خودمان را عشق است!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۳ شهریور ۱۴۰۰، ۰۸:۰۸ ق.ظ

بابک خودمان را عشق است!!

متن شبهه:

ایرانیان تنها مردمی در جهان هستند که گور دشمنان خود و متجاوزان به ناموس وطنشان را طلا کاری کرده و از مرده ی آنها طلب درمان میکنند.

بدبخت ملتی که تاریخ خود را نداند

بابک خرمدین؛ نسبت با ایرانیان:

 هم میهن

مهر و محبت او به ایران و ایرانی:

به خاطر نجات ایران و ایرانی از چنگال تازیان، با آنها جنگید و در راه آزادی ایران به دست تازیان بیرحمانه کشته شد.

چرا ایرانیان او را از یاد بردند؟

چون آخوند اینگونه میخواست!

 

حسین بن علی از عربستان

نسبت او با ایرانیان:

 هیچ

مهر و محبت او به ایران و ایرانی:

 هیچ

خدمات او به سرزمین ایران:

 هیچ

در زمان تسخیر ایران توسط اعراب او کجا بود؟

در سپاه اعراب

چرا اکثر مردم ایران او را دوست دارند؟

چون هرچه آخوند درباره او گفته این مردم باور کردند.

احمد کسروی

 

 

 پاسخ: نه بابک خرمدین یک قهرمان ملی و علاقمند به ایرانیان بود، نه امام حسن و امام حسین علیهما السلام در جنگ با پادشاهی ایران حضور داشتند، نه ایرانیان با زور به اسلام گرایش پیدا کردند و نه احمد کسروی، تاریخ شناس و دین شناس بود. نگاهی به توضیحات زیر، بی پایه بودن این شبهه را بیشتر آشکار می کند:

1- دین و بزرگان آن متعلق به قوم خاصی نیستند، چنانکه خدای آنها هم فقط مخصوص اعراب نیست! آنها فرستادگان الهی برای هدایت بشرند که درباره پیامبر اسلام و جانشینان ایشان حکمت خداوند ایجاب کرده تا در منطقه عربستان مبعوث شوند! هر پیامبری لاجرم در نقطه ای مبعوث شد و هر کجای دیگر هم مبعوث می شد با این منطق اقوام و ملل دیگر می توانستند منکر پیامبری ایشان شوند مثلا اگر در ایران مبعوث می شد ترک ها و اعراب میتوانستند بگویند چون از ما نیست پس حرفش را نمی پذیریم، پیامبر برای اخلاق و بیانات و بزرگواریش مورد تکریم بوده چه قبل بعثت که به نام امین مشهور بود که همان زمینه اعتماد به ایشان برای پیامبری را فراهم کرد . چه بعد نبوت که کلامشان و ... مردم را به سمت ایشان متمایل کرد نه زبان و نژادش، ما به پیامبر ایمان آوردیم نه نژادش اگر همین پیامبر از هر کجای دنیا مبعوث میشد به او ایمان می آوردیم چه افریقا و چه چین و هند و اروپا و ایران.

بسیاری از اعراب با اینکه پیامبر، عرب بود به او ایمان نیاوردند حتی عموی پیامبر ابولهب ایمان نیاورد، پیامبر با این افراد مبارزه می کرد. امیرالمومنین ملقب شد به قتال العرب از بس در جنگ های مختلف از کفار حربی عرب کشت.

در قرآن دین پیامبر را یک دین جهانی توصیف می کند:

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ

اوست خدایی که رسول خود را به هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند مشرکان ناراضی و مخالف باشند.[1]

تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا

بزرگوار است پاک خداوندی که فرقان را بر بنده خاص خود نازل فرمود تا (به اندرزهای وی) اهل عالم را متذکر و خدا ترس گرداند.[2]

 

 

 

 

در مورد شخصیت های بزرگ به نژاد و تبارشان دقت نمی کنند بلکه به تفکرات و رفتار و ... دقت میکنند. افرادی مثل گاندی، نلسون ماندلا، ابن سینا، مولانا و... آیا می شود گفت چون گاندی ایرانی نبود پس نمیتواند الگو باشد؟

که البته همین شخصیت های بزرگ معترف به بزرگی اهل بیت بوده اند. مثلا گاندی می‌گوید: من زندگى امام حسین علیه السلام، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‏ و توجه کافى به صفحات کربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستى از سرمشق امام حسین پیروى کند.

عاشورا و کربلا را از جهات مختلفی میتوان دید و الگو و سرمشق خود دانست عاقلانه عاشقانه عارفانه سیاسی معنوی و...

 

2-  زرتشت، اوستا و متون باستانی ایران که مورد قبول و افتخار نویسنده هستند، خبر مبعوث شدن پیامبر آخرالزمان حضرت محمد(ص) را داده اند! حتی در موردمنجی آخر الزمان (امام زمان ) هم با نام سوشیانس خبر داده است

 

3- نه فقط در اسلام و ادیان که در کشورهایی که دین هیچ جایگاهی ندارد در مقابل جرم و تخلف از قانون و یا توهین به مقامات و ... مجازات هایی در نظر گرفته شده حتی در کشورهای مدعی آزادی بیان و... نمی توان هر حرفی زد در فرانسه توهین به پیامبر اسلام می شود آزادی بیان اما انکار هلوکاست می شود تخلف می شود و دارای مجازات، در آمریکا صندلی های اعدام و...وجود دارد، تاریخ غرب وحشی پر است از شکنجه ها و قتل و کشتار و نژادپرستی و .... هنوز هم در بسیاری از این کشور ها این قوانین و.. وجود دارد  

 

4- تاریخ به طور کلی دو نگاه متناقض به بابک خرمدین دارد که نگاه اول او را شورشگری علیه اسلام دانسته، اما نگاه دوم او را یک مسلمان شیعه می داند که علیه بنی‌عباس قیام کرد و هرگز در مقابل اهل بیت(ع) قرار نداشت! عده ای او را تا حد پیامبری و قهرمان ملی معرفی کردند بدون توجه به اقدامات خشونت آمیزش و عده ای او را یک فرد سفاک و خون ریز دانستند، به علت اختلافاتی که در منابع وجود دارد نمیتوان قطعی در مواردی از این دست صحبت کرد اما در مجموع بابک آن چهره ی آرمانی را در تاریخ نداشته است  

بنا بر دیدگاه مشهورتر بابک خرمدین نه اینکه قهرمان ایران نبود و دغدغه وطن پرستی نداشت که او هزاران ایرانی مسلمان و زرتشتی را به جرم مزدکی نبودن سر برید و قصد داشت یک فرقه خرافی را به جای اسلام در ایران، غالب کند که گروهی گفتند توسط ایرانیانی به فرماندهی افشین کشته شد. ایرانیان با وجود نفرت از خلفای عباسی اما ترجیح دادند بابک را زودتر از خلفای عباسی بکشند. در این راه بسیاری از ایرانیان غیر مسلمان هم از کشتن بابک حمایت کردند . تفکر اسلامی منکر پیامبران حق پیشین نیست بلکه نسخه ارتقا یافته همه ادیان است دین در طول تاریخ سیری صعودی داشته که اسلام خاتمه تمام ادیان الهی گذشته است یک مسلمان باید مومن و معتقد به همه انبیا پیشین باشد از آدم تا خاتم اگر زرتشت و یا حتی مزدک و.. ثابت شد که پیامبر هستند یک مسلمان معتقد به پیامبریشان است حال هر پیامبری از هر نقطه این جهان که مبعوث شده باشد زرد و سفید و سیاه و عرب و فارس و ترک و لاتین ندارد

 

5- به گواهی تاریخ مردم ایران در برابر مسلمانان مقاومت نکردند و علت اصلی شکست سپاه ایران، همین نارضایتی مردم از حکومت بود. آنان نخواستند بجنگند و حتی گاهی با مسلمانان همکاری می کردند. و این ریشه در محتوای اسلام مبنی بر فرهنگ انسان دوستانه، ضد تبعیض ، عدالت محور و سازگار با فطرت انسان و مشاهده ساده زیستی اصحاب پیامبر(ص) خصوصا امام علی (ع) و عاملان آنها در ایران و قیاس با حکومت اشرافی و جامعه طبقاتی ساسانی و عشق و علاقه مردم به اهل بیت(ع) و... داشته که ایرانیان پذیرای اسلام شدند (مثل رابطه و توجه پیامبر و حضرت امیر با سلمان فارسی که او را سلمان محمدی و از اهل بیت دانستند مقامی که بسیاری از یاران عرب به آن نرسیدند و سلمان هم به عنوان یک انسان حق جو و حق طلب روشن ضمیر و پاک طینت بدون در نظر گرفتن نژاد و... با شنیدن کلام پیامبر و منش و رفتارش شیفته و مرید ایشان و اهل بیت شان شد) حضرت امیر بارها از ایرانیان در مقابل اعراب دفاع کردند. شاگردان و یاران ایرانی در دوره همه ائمه حضور داشتند حتی در حادثه کربلا هم ایرانیان بودند و یکی از مهم ترین کشور ها و مردم در زمینه سازی و عصر ظهور بقیة الله (عج) ایران و ایرانیان می باشند.

6- پذیرش اسلام اجباری نبود و تا 3 قرن پس از فتح ایران، آتشکده ها در سراسر ایران برپا بود. پیروان زرتشت به تدریج و با اختیار خود به اسلام گرویدند و برخی نیز تا الان در بعضی نقاط ایران مانند یزد و.. بر آیین خود هستند. اگر پذیرش فرهنگ و دین به زور شمشیر باشد، شمشیر مغولان و اسکندر از اعراب تیزتر و برنده تر بود! در حالی که مردم ایران مغول ها را رام کرده و حتی مسلمان و شیعه کردند این توهین به ملت ایران است که با زور از باورهایش دست بکشد. حال چه زور شمشیر و چه زور آخوند. اگر حرف آخوندی را هم می پذیرند چون متناسب با اعتقادات و فطرتشان سخن می گویند می پذیرند والا شخص احمد کسروی هم آخوند بود امثال او هم کم نبودند اما مردم ایران حرف های مختلف را شنیدند و آنچه حق بود پذیرفتند 

7- درخصوص احمدکسروی، او به زور خانواده اش که آن ها هم شخصیت مشکوکی داشتند(وابسته به شیخیه و بهاییت و..) طلبه شد و بعدها لباس روحانیت را از تن در آورد و در عدلیه مشغول به کار شد وی شخصیتی مادی گرا بود وفقط اعتقاد به این دنیای مادی داشت و به دلیل عقاید پوچ گرایی وجود دنیای بعد از مرگ را انکار میکرد و بارها درمقالات خود که درروزنامه های آن دوره چاپ میشد به خدا و قرآن و... توهین میکرد. به دلیل مخالفت علما با افکار وی، ایشان درنوشته های خود سعی میکرد بیشتر روحانیت را تخریب کند. او همه چیز را محدود به ماده دید در حالی که زندگی مادیگرایان عالم نشان می دهد غیر از این دنیا و مسائل پیشرفت های تکنولوژی و... انسان نیاز به حقیقتی بالاتر از ماده دارد تا بتواند با آرامش و سالم زندگی کند به عنوان مثال نرخ خودکشی در بین کشورهایی مانند ژاپن، روسیه، کره جنوبی، فنلاند، بلژیک، لهستان، فرانسه، آمریکا، سوئد و ... نسبت به دیگر کشورهایی مانند پاکستان، افغانستان، عراق، تونس و ونزوئلا بسیار بالاتر است. پوچ گرایی خودکشی افسردگی و... در کشورهای پیشرفته آمار هایی بالایی دارد. بسیاری از مردم در زمان شدت و سختی زمانی که تکنولوژی عاجز از درمان و.. میشود تنها نقطه امیدشان وجود های ماورایی هستند که فطرت انسان با آن آشنا ست. اصل وجود این مسائل غیر مادی از نظر علم ثابت شده ست بسیاری از دانشمندان بزرگ تاریخ همچون ابن سینا، نیوتن و.. معتقد به وجود خدا و .. بودند. همین افراد به ظاهر وطن پرست معتقدند که کوروش یکتا پرست بود زرتشت پیامبر خدا بود، اما وطن پرست های واقعی همچون همت و خرازی و ... بودند که معتقد به خدا و امام حسین و.. یک وجب از خاک ایران به همتشان کم نشد.

کسروی دارای تناقضات بسیاری بود از طرفی مدعی روشنفکری بود اما از طرفی غرق در تعصبات ملی و ناسیونالیستی بود و احترامی به سایر ملل و اقوام نمیگذاشت. او از سادات بود؛ پس بنا بر نظر خودش از اعراب محسوب میشد. او حتی فارس زبان نبود بلکه آذری بود اما دم از نژاد آریایی و.. می زد. او مدتی با غرب گرایی مبارزه می کرد اما بعد خود جز سردمداران غربگرایی شد در مقاله ای در رسای زن سخن گفت مدتی بعد در مقاله ای به مزمت زن پرداخت گفته اند او دختری را میخواست اول مدح و ثنای مقام زن کرد و بعد اینکه آن دختر با او ازدواج نکرد زن را تقبیح نمود بارها با اهل بیت دشمنی ورزید و برعلیه آنها سخنرانی کرد. ما در ایران نژاد های مختلفی داریم از جمله ترک طبری دیلمی عرب و... در طول تاریخ و با اختلاط اقوام دیگر نژاد و ... بی معناست و کسی نمی تواند مدعی نژاد خاصی باشد، امروز فکر و اندیشه ست که به انسان جایگاه می دهد نکته دیگرآنکه در طول تاریخ ایران مرزهای مختلفی داشته از مدیترانه تا هند اما ایران واقعی کجاست؟ آیاانسانیت مرز خاصی دارد؟ از آتن تا سوریه و عراق و لبنان و ترکیه و حتی یمن و افغانستان و آذربایجان و... زمانی جز خاک ایران بود اما به دلایل مختلف از ایران جدا شدند. اگر روزی آذربایجان مازنداران سیستان و ... جدا شوند مردمش دیگر ایرانی نیستند؟ مرزها اعتباریست به اعتبار حکومت ها و جنگ ها و ... در طول تاریخ تغییر می کند اما انسانیت وحدانیت و... ثابت است 

امام خمینی در مورد کسروی می گوید:

کسروی کتاب سوزی کرد مفاتیح و ... را سوزاند او نویسنده زبر دستی بود که در آخر عمر دیوانه شد بسیاری از شرقی ها اینگونه اند. تا چهار کلمه یاد میگیرند ادعایشان خیلی بالا می رود. کسروی ادعای پیغمبری کرد نمی توانست به آن بالا برسد آنجا را پایین آورد.

شهید نواب بعد از اینکه متوجه تفکرات التقاطی او شد بارها با او مناظره کرد و ادعاهای پوچش را رد کرد. حتی آیات جعلی که از قرآن میخواند را آشکار نمود. مثلا در یکی از این مناظرات شهید نواب استدلال‌هایی را بیان و پیشنهاداتی را مطرح کرد. کسروی به نواب می‌گوید: «مگر شما قرآن نخوانده‌اید که فرموده است «لاتکرموا امواتکم»، نواب با شنیدن این کلام می‌گوید این آیه در قرآن کریم نیست. کسروی که حیله خود را کارساز ندید، می‌گوید:« شوخی کردم»! کسروی استدلال‌ها و پیشنهادات نواب را نپذیرفت.

 

8- ایجاد بقعه و گنبد و... فقط مختص به ائمه و امامزادگان نبوده و نیست. بسیاری از بزرگان و دانشمندان و... دارای آرامگاه و.. می باشند از جمله ابن سینا و شهریار و کوروش و... بسیار افرادی هم برای خود بقعه و .. ساختند و در طی تاریخ سعی کردند تا بقاع ائمه را تخریب کنند مانند امام حسین که چندین بار مزار ایشان شخم زده شد و آب بستن و... اما آن چه ماند اهل بیت بودند و آن چه که اثری از آن ها نماند دشمنان اهل بیت. هویت افراد به ساختمان و بناو.. نیست بلکه هویت آن بنا به شخص در آن است بسیاری از تحولات مهم جهان از نقطه ای کوچک شروع شد حتی این جسم نیست که انسان برای آن هویت پیدا کند شخصیتی معلول می تواند نامی ماندگار باشد و انسانی سالم اثری از خود نگذارد. احترام به بقاع اهل بیت و.. بخاطر هویت و شخصیت خود آن هاست نه طلا و سنگ آنجا ، سالها قبل ادامس جویده شده فرگوسن را در موزه نگه  داشتند و وسایل شخصی بسیاری از شخصیت های تاریخ را نگه داری میکند گاهی در حراج با قیمتی گزاف می فروشند. نه آن که آن لباس یا ... افراد با دیگر لباس های و.. فرق کند کسی که این لباس را به تن داشته مهم است ، اهمیت و بزرگی اشخاص هم طبق کارهایی که کردند مشخص می شود که اهل بیت مصداق تام انسانیت و آزادگی و... هستند. از این جهت است که مقبره شان حتی خاکشان مورد توجه آنانی ست که جایگاهشان را شناختند خاک قبور ائمه بقیع همان قدر برایشان مهم است که طلای گنبد امام رضا مهم است چون این امام است که به آن خاک و طلا اهمیت داده والا چه بسیار خاک و طلا در عالم .

9- بنا بر نقل مشهور در تاریخ امام حسین با شهربانو دختر یزدگرد سوم ازدواج کردند و امام سجاد فرزند این بانوی ایرانی می باشند پس به بنا بر این قول امام حسین داماد ایران و امام سجاد از طرف مادر فرزند ایران محسوب می شوند ، بسیاری از خون خواهان امام حسین ایرانیان بوده اند. اما اگر این هم نبود و اگر امام نسبتی با ایرانیان هم نداشت بازهم یک انسان حق جو با جستجوی بی غرض سوء در تاریخ زندگی اهل بیت از جمله امام حسین شیفته این دُر و گوهرهای هستی و نماد های کمال انسانیت میشد

در هیچ یک از منابع معتبر، حضور امام حسن و امام حسین علیهما السلام در جنگ اعراب تایید نشده فقط در برخی کتب مثل تاریخ طبری آن هم به شکل احتمال و نقل قول از منبع نا مشخص این موضوع را مطرح کرده که در انتها هم با گفتن جمله خدا عالم است این احتمال را نمی پذیرد.

امامین حسنین در زمان خلافت حضرت امیر که حدود 35 تا 40 سال داشتند از حضور در جنگ ها منع میشدند و حضرت امیر می فرمودند این دو یادگاران رسول الله هستن و ادامه دهندگان نسل ایشان هستند چگونه می شود که امام در زمان عمر خلیفه دوم به امامین حسنین اجازه میدان دهند در حالی که بین 13 تا 19 سال از عمر شریفشان میگذشت.

 


[1] . سوره توبه، آیه 33

[2] . سوره فرقان، آیه 1

  • سیدحمید مشتاقی نیا

قصاص، نماد خشونت!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۳ شهریور ۱۴۰۰، ۰۷:۵۲ ق.ظ

اجرای قصاص نفس

 

تأکید اسلام بر قصاص، نشانه خشونت طلب بودن این دین است!

پاسخ: اسلام بخشش و گذشت را بالاتر و بهتر از قصاص می داند

اما

فرد یا افرادی که بر اثر جنایت دیگران صدمه دیده اند معمولا برای خنک شدن دلشان و یا جبران غرور خدشه دار شده شان و ... به دنبال انتقام جویی بر می آیند. تاریخ سرشار از جنگ ها و خونریزی ها و کشتارهایی است که ابتدا از یک درگیری کوچک و شخصی آغاز شد ولی خانواده ها و قبایل مختلف را در مقابل هم قرار داد و جنایاتی بی شمار را پی در پی به بار آورد.

از این رو باید فرق انتقام و قصاص را در اسلام شناخت تا این شبهه برطرف شود.

اسلام می گوید اگر می توانی بزرگواری کن و از قصاص درگذر؛ اما اگر می خواهی انتقام بگیری باید در چارچوب یک ضابطه و قانون منطقی و عادلانه اقدام نمایی. انتقام کور و ظالمانه به هیچ وجه مورد تأیید نبوده و حیات بشریت را به خطر می اندازد.

در قصاص، تنها فردی که مرتکب جنایت شده تنبیه می شود؛ آنهم به اندازه ضرری که وارد کرده، مثلا اگر یک چشم را کور کرده، فرد آسیب دیده حق دارد فقط یک چشم او را کور نماید. اگر کسی را کشته، فقط شخص قاتل مجازات می شود؛ اما در انتقام همواره شاهد بوده و هستیم که علاوه بر فرد خاطی، اقوام و نزدیکانش نیز مورد هجمه و آسیب قرار گرفته و گاه به خاطر جنایت مثلاً در قطع یک عضو، جان فرد خاطی و اطرافیانش ستانده شده است.

با این حساب قصاص را باید قانونی عقلایی برای حفظ ثبات و امنیت در جامعه دانست که مانع از خوی انتقام جویی و کنترل غضب و تأمین ضابطه مند و عادلانه زیان افراد می شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آیا برگزاری راهپیمایی خودرویی، قانون شکنی است؟

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۶:۳۷ ب.ظ

راهپیمایی خودرویی 22 بهمن در مسیر هفت‌باغ برگزار می‌شود

 

جماعتی که از فشار ایمیلی ظریف به جان کری حماسه می ساختند راهپیمایی روز قدس را هم محدود به استیکرهای فضای مجازی می دانند.

گذشته از توصیه حضرت امام و آقا در صدور حکم آتش به اختیار در مواردی که مسئولان نمی توانند به وظیفه خود درست عمل کنند؛

گذشته از تناقضات رفتاری دولت در ماجرای کرونا و سفرهای نوروزی که تلفات سنگینی را بر گرده ملت تحمیل کرد؛

گذشته از تناقضات بعضی روحانیون که برخلاف توصیه ستاد مذکور در شهرهای قرمز اقدام به بازگشایی مساجد کردند البته با رعایت فاصله و مراقبت های لازم،

گذشته از سفرهایی که هنوز در جریان است، بانک های شلوغ و صف مرغ و ازدحام مترو و اتوبوس های شهری،

باید در نظر داشت که ستاد کرونا فقط در حیطه وظایف و اختیارات خود حق دارد به وضع قانون اقدام نماید.

قاعده کلی این است که باید به قانون عمل کرد و نفع جامعه در گرو قانون گرایی است و مقام معظم رهبری هم در همه امور قانونی دستور به تمکین از نهادهای مربوطه داده اند از جمله ستاد کرونا.

اما همان طور که گفته شد قواعد عقل و شرع هم در این میان حاکم است و بر خلاف اخباری گری مرسوم در بعضی دوره های باستان، خرد و شرع، دو بستر لازم برای انعقاد یک قانون در جامعه دینی محسوب می شوند.

حرف مأمور نیروی انتظامی را باید گوش داد؛ اما اگر مامور مذکور به یکی بگوید که باید از همسرت جدا شوی مخالفت با او به مثابه قانون شکنی است؟ تکلیفی که معلم به دانش آموز می دهد باید انجام شود اما آیا معلم می تواند درباره نوع غذای دانش آموز هم دستوری صادر کند؟ پزشک اگر بگوید روزه نگیر حرفش بر حکم شرع هم غلبه دارد و باید تمکین کرد اما آیا پزشک مثلا درباره متراژ منزل شما هم میتواند حکم بدهد؟

عقل می گوید مشروعیت یک قانون مستلزم شرایطی است و نمی توان بی چون و چرا و بدون تفکر به هر سخنی جامه عمل پوشاند. کما اینکه قوانین مجلس نیز به خودی خود اعتباری ندارد مگر آنکه به تایید شش فقیه و شش حقوقدان برسد.

ستاد ملی مقابله با کرونا می گوید تجمع و راهپیمایی باعث تشدید اشاعه ویروس می شود. اغلب کارشناسان هم این حرف را قبول دارند. بنابراین عقل حکم می کند سلامت جامعه را به خطر نینداخته و از برگزاری تظاهرات حتی در روز قدس که روز اسلام لقب گرفته، پرهیز نماییم.

اما وقتی همه کارشناسان امور بهداشت و درمان معتقدند راهپیمایی خودرویی نسبتی با تشدید کرونا ندارد و شواهد امر هم نشان می دهد مخالفت این ستاد با برگزاری راهپیمایی خودرویی با توجه به مذاکرات وین و باج دهی سیاسی و انتخاباتی دولت رویکرد تخصصی ندارد واضح است که ستاد مذکور در حال دخالت در اموری است که اصلا در حیطه اختیار و صلاحیت او نیست.

بنابراین باید این طور گفت که دستور منع برگزاری راهپیمایی خودرویی ابداً منشأ عقلی و شرعی ندارد که بتوان آن را قانون تلقی کرد. مخالفت با قانونی که اساسا منعقد نشده، قانون شکنی نیست.

به لطف خدا اغلب نیروهای انقلابی در نقاط مختلف کشور با درک درست از ماهیت این نقشه، قصد دارند به طور خودجوش در روز جمعه به برگزاری راهپیمایی خودرویی برای حمایت از قدس شریف اقدام نمایند

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شبهه ای برای فرار از اتهام!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۹، ۱۱:۰۶ ق.ظ

روش‌شناسی شبهه در قرآن کریم

 

چرا بازداشت موقت؟!

یکی از شبهاتی که بعضی حامیان شهردار و متهمان به فساد اقتصادی به منظور فشار روانی بر عوامل قضایی وارد میکنند این پرسش است که چرا شهردار یا سایر همدستانش راهی بازداشتگاه شده و با وثیقه آزاد نشدند؟
اولا این روال در تمام این سالها جریان داشته و مدعیان ظاهرالصلاح و متشرع هیچگاه به این موضوع اعتراضی نداشتند و حالا که نوبت همپالکی خودشان شده ژست دلسوزی به خود گرفته اند!
نکته جالب دیگر این است اغلب افرادی که در حال شبهه افکنی هستند خودشان به ضرب و زور اموال خویشان دارای مدرک و تحصیلات مرتبط با رشته حقوق در دانشگاههای غیر دولتی هستند. 
این افراد چطور نمیدانند وقتی قاضی تشخیص دهد موارد اتهام بر اساس قراین موجود به شکل جدی متوجه متهم است میتواند دستور بازداشت او را صادر کند؟
یکی از دلایل بازداشت موقت یکماهه حتی بدون صدور احضاریه نیز در قانون اینگونه ذکر شده است:
در مواردی که آزاد بودن متهم موجب از بین رفتن آثار و دلایل جرم  شده یا باعث تبانی با متهمان دیگر و یا شهود یا مطلعین واقع شده و یا سبب شود که شهود از ترس متهم حاضر به شهادت نباشند همچنین وقتی که احتمال فرار یا مخفی شدن متهم باشد و به طریقی نتوان از آن جلوگیری کرد حداقل تا یک ماه زندانی می‌شود و با هیچ سند و ضمانتی نمی شود وی را آزاد کرد و تا چند ماه هم قابل تمدید است.


صداقت درّ گرانی است به هر کس ندهند!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اقتصاد اسلامی نداریم؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ مهر ۱۳۹۹، ۰۵:۲۰ ب.ظ

 

اخیرا یکی از اساتید حوزه مدعی شده که چیزی به نام اقتصاد اسلامی نداریم و نباید گمان کنیم پیامبر جای کارل مارکس و فریدمن نشسته است!

در پاسخی کوتاه باید گفت:

اگر هدف اقتصاد را پول دار شدن فرد و نحوه تکثّر مادی در حوزه امور شخصی بدانیم اسلام چندان علاقه ای به این موضوع ندارد؛ اما پول و مادیات را لازم دانسته و نکاتی را برای سلامت اقتصاد و پیراستگی از منفعت طلبی شخصی با نگاه به اجتماع منهای فقر و توجه به رفاه عمومی ذکر میکند که قطعا خوشایند تفکر ماتریالیستی شرق و غرب نیست از این رو اسم این فرآیند را اقتصاد نمی گذارند.
مشکل بعضی بزرگواران حوزه این است که میخواهند دستورالعمل های دینی را در چارچوب مفاهیم غرب بگنجانند که دچار تعارض گردیده و به فکر صیانت از ساحت دین و تفکیک آن از اقتصاد و سیاست می افتند اما اگر بی اعتنا به تعاریف نظام مادی غرب به دنبال استخراج احکام و معارف دین باشند متوجه ابعاد سیاسی و اقتصادی دین برای اداره جامعه مطلوب الهی شده و جامعیت اسلام را ناخواسته زیر سوال نمیبرند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کوتاه، با فلسفه حکم مرتد

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۶ مهر ۱۳۹۹، ۰۹:۱۰ ب.ظ

خروج از دین اسلام یا ارتداد چه عواقبی دارد؟

 

چرا مرتد باید اعدام شود؟ این حکم برخلاف آزادی عقیده نیست؟

بعضی احکام اسلام جنبه بازدارندگی دارند و اجرای آن منوط به شرایط جامعه می باشد. مثلا حکم سنگینی که برای مجازات زنا بیان شده با توجه به دشواری اثبات آن، بیشتر برای ایجاد ترس از ارتکاب به این گناه بزرگ بیان شده است.

 در بحث ارتداد نیز از مجموع ادله اینگونه برداشت می شود که هدف از بیان احکام سنگین برای مجازات فرد مرتد، پیشگیری از هرج و مرج در دین و خروج عده ای افراد ضعیف النفس از ذیل پرچم اسلام می باشد.

در تاریخ بارها شاهد ارتداد بعضی مسلمانان بوده ایم. عده ای از این افراد بعد از مواجهه علمی و رفع شبهات به دین اسلام بازگشته و عده ای به هر دلیل نخواسته اند به عقیده نخست خود بازگردند. اگر چه این دست از افراد کافر شمرده شدند ولی حکمی برای اعدامشان صادر نشد.

اما

تصور کنید عده ای برای تخریب وجهه دین، به سمت اسلام گرایش ظاهری پیدا نموده و بعد از مدتی یک به یک با خروج از دین اقدام به سیاه نمایی و موج سازی برای تخریب وجهه اسلام بنمایند، یا عده ای فریب مال دنیا را خورده و با دریافت مبالغی از سوی مشرکان از دین اسلام خارج شوند، یا کسی با ایجاد تبلیغات منفی و فضا سازی مخرّب درصدد ضربه به حیثیت دین و هجو ارزش های اسلامی بوده و از طریق اهرم های روانی و هیاهوی رسانه ای به دنبال فتنه انگیزی در بدنه مسلمین و بی ثباتی اعتقادی در جامعه اسلامی برآید و ... در چنین مواقعی اسلام دست فقها و حاکمان دینی را برای برخورد قاطع با این شیطنت های سازمان دهی شده و هدفمند باز گذاشته است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نظر مردم یا رهبری؟ مسأله این است!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۵ مهر ۱۳۹۹، ۰۵:۱۰ ب.ظ

ترقی: مردم باید از حق رای خود استفاده کنند

 

بعضی ها می گویند: اینکه نمی شود مردم یک نظر داشته باشند؛ اما چون رهبری نطر دیگری دارد پس حرف مردم شنیده نشده و دیدگاه همان یک نفر به کرسی عمل بنشیند. این عین دیکتاتوری است؟!

چند پاسخ کوتاه:

1- چه کسی آمار گرفته که ثابت کند همه مردم یا اکثریت در هر مسأله ای چه دیدگاهی دارند و نظر رهبری در سوی دیگری قرار دارد؟

2- اکثر افرادی که این ادعا را مطرح می کنند منظورشان امتیازگیری در مباحث مورد علاقه خود مثل ترویج بدحجابی، رابطه با آمریکا و ... است. فارغ از اینکه بسیاری از مردم مخالف همین نوع آراء هستند اما حضرات مدعی در قبال خواست بسیاری از مردم برای استیضاح و برکناری دولت فعلی و اصرار رهبری بر ادامه کار دولت تا آخرین روز و ساعات قانونی، سکوت اختیار نموده و از این مطالبه عمومی چشم پوشی می کنند. با سابقه ای که این افراد دارند معلوم نیست بر فرض رأی گیری و کسب دیدگاه مردم در صورت عدم دستیابی به مقصود، زیر میز نزده و مثل گذشته مدعی تقلب در انتخابات نشوند!

3- در همه جای دنیا جز در زمان انتخابات، بقیه تصمیمات حاکمیتی مثلا درباره میزان اخذ مالیات، رفع چالش های اجتماعی، جنگ و ... در حوزه اختیارات مسئولین ذی ربط است و گاه به رغم اعتراضات گسترده خیابانی مثل آنچه در آمریکا و فرانسه و ... شاهد بوده و هستیم تصمیم مسئولان و مصوبات آنان قانونی و ارجح شمرده شده و به اجرا در می آید.

اگر بخواهیم دقیق تر صحبت کنیم باید بگوییم همه حاکمان دنیا که مستقیم یا غیر مستقیم توسط مردم انتخاب می شوند، دارای حق ولایت بوده و بر مبنای تشخیص کارشناسان مرتبط عمل می نمایند. همه حاکمان دنیا به واسطه اهرم های قانونی بر مردم خود ولایت دارند و در امور مالی مثل مالیات و امور جانی مثل جنگ و سربازی دخل و تصرف می نمایند.

دموکراسی جز در محدوده انتخابات و رأی به نامزدهای سیاسی، در سایر شئون حاکمیتی به خصوص در مباحث کارشناسی قابل تحقق نیست. هیچ جا حرف مردم را به نظر پزشک، قاضی، اقتصاد دان و ... ترجیح نمی دهند و اساساً قابل ترجیح هم نیست. مسئولان ارشد همه کشورهای دنیا بعد از انتخاب مستقیم یا غیر مستقیم از سوی مردم، اعمال دیدگاه های مورد تأیید خود را در راستای عمل به دموکراسی قلمداد می نمایند. از نظر عقلی و واقعیات اجتماعی و سیاسی هم این امکان وجود ندارد که سر هر مسأله ای به رأی عموم مراجعه شود.

در جمهوری اسلامی نیز مثل همه حکومت های دنیا بعضی تصمیمات مسئولان، موافقان و مخالفانی را در بدنه جامعه داراست که لااقل به حکم همان دموکراسی مرسوم در غرب نیز اختیار وضع قوانین و تعیین تکلیف امور و جمع بندی دیدگاه های مختلف مردم و مشاوران و ... برعهده مسئولان و حکام قرار دارد.

حال باید دید چرا کسانی که وانمود می کنند حکومت جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه در تناقض با خواسته مردم و مصداق دیکتاتوری است در قبال همین رویه مرسوم در غرب سکوت اختیار می نمایند؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کرونا و بساط دین!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۹، ۰۷:۰۶ ب.ظ

 

یک عده شبهه انداختند وسط که مگر نمی گفتید امام رضا شفا می دهد، به قم پناه ببرید، از اهل بیت کمک بخواهید؟ چه شد پس؟ چرا کرونا که آمد ماست هایتان را کیسه کردید، دنبال دوا و دکتر می گردید، به زیارت می روید ماسک می زنید و از باورهایتان کمک نمی گیرید؟

یک عده هم خیر سرشان رفتند جواب بدهند خودشان شبهه جدید تولید کردند! از هول حلیم افتادند توی دیگ و گفتند: ای بابا! دلتان خوش است؛ امام رضا خودش هم مسموم شد و به شهادت رسید و ...یک جوری که انگار نعوذ بالله اهل بیت علیهم السلام برای نجات خودشان هم نتوانستند کاری انجام دهند چه برسد به این که بخواهند برای مردم قدمی بردارند؟!!!

به این می گویند شبهه در شبهه! این گونه شد که کار بیشتر گره خورد و خلق الله ماندند معطل که بالاخره تکلیف چیست و نکند این سال ها که پای منبر نشستیم سر کار بوده ایم و پشت و پناهی نداریم و ...؟

عزیز دل برادر! عارضم خدمت شما که اهل بیت و به خصوص همین امام رضای نازنین خودمان پناهگاه و دارالشفای دردهای مردم در طول همه زمان ها بوده و هستند، شکی نیست. چه بسیار افرادی اعم از شیعه و سنی و مسلمان و غیر مسلمان از مشاهد شریف ائمه حاجت و شفا گرفته اند که اصلاً قابل کتمان نیست. اما توسل به اهل بیت مثل هر دعا و حاجتی ممکن است گاه به طور مستقیم و محسوس برآورده شده و گاه بنا بر مصالحی به گونه ای دیگر روا شود. اهل بیت در زمان حیات مادی خود و یا پس از آن معجزات و کرامات بسیاری بر جای گذاشته اند؛ اما بنا بر علم باطن و الهی خود نیک می دانند چه هنگام باید از قدرت و کرامت خویش بهره گرفته و چه هنگام بنا بر مصالح مقدّر الهی نباید از قدرت معنوی شان استفاده کنند. از این رواست که بعضی حاجات ما به حَسَب ظاهر روا نشده و یا این که مثلا موت (شهادت) حتمی و مقرّر آل الله هم بر اثر سمّ کین و شمشیر خصم محقق می گردد. بالاخره اهل بیت قرار است روزی از دنیا بروند یا نه؟!

این از شبهه دوم اما جواب شبهه اول:

همان دینی که به ما یاد داده در مواجهه با مشکلات و گره های زندگی به دامان اهل بیت پناه برده و از خدا و برگزیدگانش مدد بجوییم این را هم آموخت که رجوع به عقل و دقت در محافظت از جان و تلاش برای کسب روزی و رشد و پیشرفت، امری ضروری و تکلیفی شرعی است. همان طور که پیامبر بیرون (نبی) به کمک پیامبر درون (عقل) شتافته تا انسان ها را به مرحله شکوفایی معنوی و کمال برساند، توسل و توکل نیز در کنار همّت و مجاهدت و عمل به توصیه های عقلانی، عنصر برکت و موفقیت در امور مادی زندگی شمرده می شود. یعنی همان ضرب المثل معروف فارسی که از تو حرکت و از خدا برکت.

حیات بشر در گرو بهره گیری از عناصر مادی و معنوی است. حفظ جان و سلامتی واجب است. خدا و اهل بیت رسول الله نیز به اقتضای کرامت و بزرگواری شان حاجت مؤمنان تلاش گر و عاقل و عامل را بی جواب نمی گذارند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

گاهی سکوت

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۷ تیر ۱۳۹۹، ۰۶:۰۹ ب.ظ

See the source image

 

موقع نماز کنار هم نشسته بودیم البته با رعایت فاصله اجتماعی! آخر نماز به بهانه ای سر صحبت را باز کرد و گفت: چون خلفای غاصب فدک را لعن نمی کنیم کشورمان به کرونا مبتلا شده است.

یاد حرف عبدالحمید افتادم همان اوایل شیوع ویروس که گفت: چون بعضی شیعیان به خلفا توهین می کنند بلای کرونا بر سرشان نازل شده است.

یک بابایی عرصه را خالی دیده بود، تریبون دستش گرفت و گفت: چون قاسم سلیمانی را شهید کردند و این سردار بزرگ، شهید راه امنیت بود امروز دنیا به عذاب الهی دچار شده، کرونا آمد و امنیت از همگان سلب گردیده است.

کرونا در ایران و آمریکا و عربستان سعودی و عراق و آفریقا و اروپا و ... تلفات می گیرد. شیعه و سنی و مسلمان و کافر هم نمی شناسد. ما پشت پرده حوادث و اتفاقات عالم را نمی دانیم. نمی دانیم چه بخش از حوادث از باب امتحان است یا عذاب الهی یا قصور بشر و ... و فلسفه هر کدام چیست و لزومی هم ندارد در همه موارد اظهار نظر کنیم.

راستی این نفر آخری که پشت تریبون به افاضه پرداخته بود می گفت امام زمان می آید که انتقام شهدای کربلا را بگیرد پس تلقی بهار از ظهور، اراجیفی بیش نیست! این بنده خدا یک دقیقه وقت می گذاشت و در اینترنت هم جستجو می کرد می توانست معنای ربیع الانام را پیدا کند. البته امام زمان با کفار می جنگد اما ظهورش طلیعه آبادنی دنیا و تحقق جامعه فاضله و  رشد فکری بشر و تمدن حقیقی است.

بهتر نیست دوستانی که از جامعیت فکری و علمی برخوردار نیستند قبل از هر اظهار نظری به جوانب سخن خود توجه کرده و لااقل با فردی خبره به مشورت و بحث بپردازند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا