اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

۲۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حجاب» ثبت شده است

اسلام را یک زن سر پا نگه داشت

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۴۰۳، ۰۵:۱۳ ب.ظ

پوستر السلام علیک یا زینب کبری سلام الله علیها - موسسه تحقیقات و نشر معارف  اهل‌البیت علیهم‌السلام

 

میلاد حضرت زینب، روز پرستار که هست به احترام زحمات و ایثارگری پرستارانی که خیلی هایشان فرشته های روی زمینند؛ اما پرستار بودن اگر مراقبت از جسم و جان اسیران کربلا و مرهم نهادن بر دل داغدار طفلان وادی عطش تعبیر شود تنها یکی از وجوه شخصیت و نقش تاریخی شیر دختر علی است. امروز را علاوه بر روز پرستار اگر روز زن، روز خبرنگار، روز تبلیغ، جهاد تبیین، درایت و رهبری، عزت و ایستادگی، حجاب و عفت، منطق و معنویت و مقاومت، روز مبارزه و حق طلبی و خستگی ناپذیری ... هم نامگذاری کنند رواست.

هر کس در هر جای عالم با هر دین و مسلکی که از قیام حسین و نهضت عاشورا و حماسه کربلا درسی آموخت و الگویی گرفت و حرکتی ایجاد کرد مرهون قیام زینب سلام الله علیهاست. هاجر و ساره و آسیه و مریم، خدیجه بزرگوار، صدیقه طاهره سلام الله علیها هر یک بانویی تأثیرگذار و تاریخ ساز بوده اند. زینب اما به یکباره خلاصه عظمت همه بانوان بزرگ بهشتی را به نمایش گذاشت. زینب یک تنه بار رسالت همه انبیا را به سر منزل مقصود رساند. پیام کربلا بی زینب مانده و مرده بود. پیامی که عصاره فضائل نبوت و امامت و مکتب وحی بود با صبر و منطق و اخلاص و ایثار و شجاعت زینب در گوش تاریخ طنین انداز شد. پرستار را اگر اینگونه معنا کنیم به جاست که زینب، معارف و احکام و آرمان دین را تیمار نمود و تن مجروح آیین حق را شفا و جانی دوباره بخشید و بیرق شرافت و انسانیت و آزادی و ظلم ستیزی را تا ابد برافراشته نگاه داشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کیک لجن آنها!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۶ آبان ۱۴۰۳، ۰۳:۲۶ ب.ظ

چرا 'کیک محبوب من' فیلم بدی است؟ | پایگاه خبری تحلیلی انصاف نیوز

 

"کیک محبوب من" مبتذل ترین فیلم رسمی بعد از انقلاب است که در سایه خواب آلودگی نهادهای نظارتی تولید گردیده و دست به دست می چرخد. من نسخه کامل و بدون سانسور فیلم را دیدم و اصلا نمیتوانم تصور کنم مگر این فیلم قابل سانسور هم هست؟ اگر قرار است مسئولان فرهنگی و نهادهای نظارتی جمهوری اسلامی که در مقابل منتقدین انقلابی و تهدید میز و منصب خود همواره نا شکیب و ترش رو و سخت گیر بوده اند اینطور در ازای ترویج ولنگاری در قلب ایران اسلامی بی تفاوت باشند اساسا فیلتر شبکه های اجتماعی بیگانه چه معنایی میدهد؟

کیک محبوب من صرفا یک فیلم ضد انقلابی و مخالف نظام نیست. مبنای این فیلم ضدیت با اسلام و ایران عزیز است. ترویج مشروب خواری و آموزش نحوه تولید خانگی آن، تشویق مخاطب به تقابل مستقیم با مأموران انتظامی، برهنگی سر و بدن، نقض حریم جنسیتی، تقبیح نماز و حجاب و مذهب، ترویج اباحه گری و ارتباط جنسی با نامحرم و... یک طرف ماجراست. زیر سوال بردن دفاع مقدس از زیان یک ارتشی بازنشسته لاقید که بعد از یکسال حضور اجباری در جبهه فهمید جنگ یک کار بیهوده است! و روتوش و تدلیس رژیم طاغوت با یادآوری خوشی های حیوانی و جنسی آن دوران، بی اعتنا به وطن فروشی پهلوی در واقع حرکتی رسمی و سیاسی بر ضد کیان اسلام و ایران است.

برای مسئولان کشور باید تأسف خورد اگر هنوز نفهمیده اند هدف از ترویج بی حجابی، اختلاط و روابط جنسی آزاد و عرق خوری و نفی احکام دین و پشت پا زدن به مبانی ارزشی و هویتی ایران و اسلام است. این فیلم یک شمّه از خباثت مخالفین حجاب را برملا می سازد که اساس حرکتشان تخدیر فضای جامعه با حکمرانی شهوات و اصالت بخشیدن به خوی حیوانی برای نفی غیرت و شرافت و هویت گرایی است که در نهایت جز به وطن فروشی ختم نخواهد شد.

به قول شهید آوینی اگر شعار هنر برای هنر را بپذیریم نیز باز حق تحریف هنر در توجیه رذایل شهوانی را نداریم چه اینکه هنر یعنی زیبایی و شرارت و شهوت پرستی و لاقیدی به یقین در زمره زیبایی ها نیست. من روی سخنم با لایه های بی غیرت و دین ستیز مدعی هنر نیست که حساب این جماعت هیز و هرز بر همگان روشن است؛ تغافل مسئولان نان خور جمهوری اسلامی در رها نمودن مبلغان سکس و شراب و بی عفتی است که دل انسان را به درد وا می دارد. اگر با عوامل سازنده این فیلم برخورد نشود هر روز شاهد تولید آثار موهن و تخریبگر فرهنگی خواهیم بود که ذهن بخش قابل توجهی از مردم را با فساد مأنوس ساخته و باورهای دینی و ملی را یک به یک نابود می سازند. معتقدم هر مسئول دستگاه فرهنگی یا نظارتی که این فیلم را دید و از کنار آن ساده گذشت و تصمیمی برای بستن راه چنین دست درازی هایی نسبت به موازین شرع و انقلاب نگرفت و از ذبح شدن فکر و ذهن جوانان در مسلخ لیبرالیسم فرهنگی تکان نخورد شرف نداشته و خائن به خون شهداست. این انقلاب و حاکمیت دینی با اهدای خون حدود چهارصد هزار شهید مظلوم، مفت به چنگ نیامده که میل چند بچه ساواکی ظاهرا هنرمند و شهوت زده و طاغوت پرست در سایه سکوت سهامداران سفره نظام به ستیز با آن برود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ارزش ها را با شهدا دفن کرده اند!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۴ آبان ۱۴۰۳، ۰۵:۰۲ ب.ظ

دوستانی تماس گرفتند که دارند شهید گمنامی را در حیاط اداره شان دفن می کنند. با این موضوع مخالف بوده و به دلایلی آن را مغایر با شأن شهید دانسته و بر این باور بودند که جناب رییس دنبال رزومه سازی و خودنمایی است و...

از من خواستند متنی بنویسم به اعتراض که نپذیرفتم.

مهمتر از این که شهدا را کجا دفن می کنند و چه هدف و نیّتی از این کار دارند ارزش ها و آرمان های شهداست که معلوم نیست چرا دارند دفنش میکنند؟! بانکداری ما بر خلاف خواست شهدا در مسیر خدمت به محرومان نیست. قوه قضاییه ما عدالت را گزینشی اجرا می کند. وضعیت حجاب و عفاف در جامعه به حال خود رها شده، ائمه جمعه بعضا دنبال سهم خواهی از قدرتند، سبک زندگی مسئولان ما، تبعیض، شکاف طبقاتی و... خیلی از آرمانهای شهدا فاصله گرفته ایم. شهید یوسف زاده اهل رامسر بود می گفت مهم نیست مرا کجا دفن می کنند و دور مزارم جمع می شوند یا نه. دلم میخواهد مردم دور افکار و اندیشه های شهدا جمع شوند و درباره راه و هدف آنها تأمل کنند.

خیلی از مسیر شهدا فاصله گرفته ایم. الان تنها دلخوشی ما در صحت و درستی مسیری که نظام می پیماید نبرد چشم در چشم با صهیونیسم و آمریکاست. وگرنه از نظر فرهنگ و اقتصاد و بازار و بانک و صنعت و عدالت و مدیریت و ... جامعه تقریبا در حال تهی شدن از ارزش هاست که مسئولان هم چندان از این تغییر مسیر ناخشنود نیستند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

به خاطر حجاب

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۱ آبان ۱۴۰۳، ۰۸:۱۸ ق.ظ

پیش فرض

 

زینب کمایی در جریان شکل‌گیری راهپیمایی درخصوص اعتراض به بدحجابی و بی‌حجابی در آخرین نفس‌های سال ۱۳۶۰ و نزدیک به سال نو، بعنوان یکی از پیشقراولان راهپیمایی حضور داشت و شناسایی شد. چند روز بعد از این جریان، در اولین شب فروردین سال ۱۳۶۱ در مسیر بازگشت از مسجد به خانه، توسط منافقین ربوده شد. او را با پیچاندن و گره زدن چادر دور گردنش به شهادت رساندند. پیکر شهیده کمایی ۳ روز بعد در نزدیکی منزل او کشف و همزمان با تشیع پیکر ۳۶۰ شهید عملیات فتح‌المبین در اصفهان تشیع و به خاک سپرده شد.

موضوع آرمان علی وردی و سید روح الله عجمیان و علی خلیلی و... تازگی ندارد. فواحش و اوباش برای مطامع شیطانی و امیال جنسی شان از هیچ جنایتی فروگذار نمیکنند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دسته دختران

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۰ آبان ۱۴۰۳، ۰۹:۳۷ ق.ظ

دسته دختران»؛ روایت مدرن، رئالیستی و زنانه از فتح خرمشهر - بلاگ نماوا

 

هنوز برای من قابل تصور نیست چطور یک عده ای البته اندک در زمان جنگ، یعنی روزهای ابتدایی که نبرد شهری و کوچه به کوچه در شهرهای مرزی در جریان بود و مردم خانه هایشان را رها کرده و آواره شده بودند، زیر آتش دشمن بلند میشدند می رفتند به جبهه و دست به دزدی از خانه ها و حتی البسه شهدا می زدند! مرحوم خلخالی رفته بود خرمشهر دید دزدی را آوردند که جیب شهدا را خالی میکرد دستور اعدامش را داد. (کتاب خاطرات مرحوم خلخالی). راستش چند سال قبل درباره جوانی معتاد و دزد که البته در ایام کرونا فوت کرد شنیدم یکی دوبار سفر پیاده اربعین رفت و کارش این بود جیب زائران را خالی کند!

بعضی فیلمسازهای ما همین طور رفتار میکنند. وسط بحبوحه تهاجم فرهنگی دشمن در شرایطی که آتش شبهات و تردیدها و وسوسه ها بر سر ملت ریخته به بهانه ساخت کار به ظاهر مذهبی و انقلابی به تمسخر ارزشها و تقویت شبهات می پردازند.

من دیروز فیلم دسته دختران را دیدم. خانم قیدی البته کارگردانی محترم و دلسوز است که فیلم ویلایی هایش را خیلی دوست دارم؛ دسته دخترانش را نه. واقعا دغدغه ما در تولید فیلمی با موضوع نقش زنان در دفاع مقدس باید عادی سازی بدحجابی و اختلاط و تماس و لمس نامحرم و ردّ نجاست سگ و ... باشد؟ سه بار دستشویی رفتن سیمین تقلید از کارهای جشنواره پسند توالت محور سعید روستایی در ابد و یک روز و متری شش و نیم نیست؟ مثلا کارگردان شهامت هنجارشکنی و عبور از تابوها را دارد؟

خانم قیدی باید دقت کند در کار فرهنگی و پرداخت به سوژه های دفاع مقدس شبیه جیب برهای زمان جنگ اقدام نکند.

من کتابهای جنگ را زیاده خوانده ام و میدانم هر جور آدمی چه بسا در جنگ و دفاع از کشور نقش داشته. دختری مشهور به سیمین هم در خرمشهر بود که امدادگری میکرد و زیاد حجاب مناسبی نداشت که با ترکش خمپاره به شهادت رسید؛ البته اهل کشف حجاب و تمسخر متدینین و اختلاط و سگ بازی نبود. فضای غالب جنگ اما با معنویت و فتح ارزشهای الهی به پیش رفت که گویا به مذاق بعضی فیلمسازها خوشایند نیست. خدا و دین و اهل بیت و ... کجای بعضی آثار دیده می شوند؟ چرا عزیزان روشنفکر نما حتی از کاربرد واژه شهید در آثارشان پرهیز میکنند و از تعابیری چون مرگ و مردن برای کشته های مظلوم دفاع مقدس بهره میگیرند؟ مگر مدعی پرداختن به واقعیتهای تاریخ جنگ نیستید؟ چرا این واقعیتها را نمی بینید یا از دیدنشان فرار میکنید؟ اگر دنبال جلب رضایت امثال پگاه آهنگرانی هستید که حسین فهمیده ها را زیر سوال میبرند طبعاً مخاطب مردمی خود را از دست میدهید و چنین میشود که دسته دختران به رغم حضور کارگردانی با سابقه درخشان تولید فاخر ویلایی ها به اندازه یک فیلم سطحی و  درجه چندم تلویزیونی هم دیده نمی شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ابتذال در سعدآباد

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۸ مهر ۱۴۰۳، ۱۰:۱۶ ق.ظ

منظورم از سعدآباد مجموعه کاخ موزه های سعدآباد است و منظورم از ابتذال لزوما کشف حجاب نیست که دیگر در بسیاری از تفرجگاهها و خیابانهای کشور به امری عادی تبدیل شده و اساسا کار از برداشتن روسری گذشته و به نمایاندن سر سینه و پیراهنهای آستین کوتاه کشیده شده است. شاه یک مجسمه ای را در وسط حیاط سعدآباد نصب کرده که همچنان باقی است و با عرض پوزش تصویر آن را در پایین مطلب آورده ام. گویا به مرور بعضی ها دارند کشف حجاب را به این وضعیت می رسانند.

جالب است در جای جای مجموعه سعدآباد انبوهی از عوامل حراستی و ارتشی و گاه انتظامی هم به چشم می خورند. تذکر هم می دهند که عکس برداری از این نقطه ممنوع است، حق نداری از لباس خونی شهید چمران در موزه ارتش عکس بگیری، یا راه خروج از این طرف است مبادا دوباره برگردی و ظروف سلطنتی را از نو نگاه کنی... صرفاً با کشف حجاب کاری ندارند. مهسا امینی بر نظام پیروز شد قابل انکار نیست کما اینکه دختر آبی هم با مرگ خود زمینه ورود زنان برای تماشای مسابقات مردانه فوتبال را فراهم کرد. بگذریم.

مقصودم از ابتذال چیز دیگری است.

اگر حاکمی در جمهوری اسلامی برود دفتر و دستکش را در دل طبیعت بنا کند، که نباید بکند، چه فریادها و فغانها و وامصیبتهایی به آسمان خواهد رفت که چه نشسته اید آخوندها دارند کشور را نبود میکنند و...

مجموعه کاخهای سعدآباد، دهها هکتار منطقه جنگلی شمال شهر تهران است که به زوال رفت و استراحتگاه اختصاصی درباریان گردید. کسی اعتراضی کرد؟ کسی اعتراضی می کند؟ دهها نفر هر روز به تماشای موزه های این کاخ جنگلی بزرگ می آیند. خیلی هایشان اساسا با نظام سر خوش نیستند. غرولندهایشان مشخص است. بعضی ها را دیدم که می گویند: به به! چه سرمایه ای! چقدر زیبا، چه ابهتی، چه قدرتی! اینها چه کردند در این مملکت، خدا شاه را رحمت کند...

ابتذال غیر از این است که جمهوری اسلامی، کاخهای گران قیمت شاه را برای عبرت مردم به موزه تبدیل کرده و خیلی ها عبرت نمی گیرند که هیچ به تحسین کژی ها می پردازند؟

من البته چند سال پیش امام جمعه ای را در شهری کوچک دیدم که بازنشسته عقیدتی ارتش بود. می گفت هر چقدر مسئولین یک شهر ماشینهای گران قیمت تری را سوار شوند نشانه پیشرفت و موفقیت آن شهر است. گفتم برادر! خوشبختی و پیشرفت یک شهر به زیرساختها و سطح رفاه و خدمات عمومی بستگی دارد. ولگردی و خوش خوشان با اموال مردم که هنر نیست. آن امام جمعه البته مدتی بعد به دلایلی دیگر کنار گذاشته شد.

خب، یک بخش این موضوع بر میگردد به پایه های فکری جامعه که اصلاح آن وظیفه نهادهای فرهنگی و آموزشی است.

اما خدایی اش چه اشکال دارد مدیریت کاخ سعدآباد با عواید میلیاردی حاصل از فروش بلیتهای گران قیمت کاخ، محض رضای خدا یک تابلویی هم جایی از حیاط عریض و طویل آن مقابل چشم ملت قرار بدهد که در همین دویست سال اخیر چند میلیون کیلومتر مربع از خاک مقدس کشور ما بر باد رفت تا صرفا یک نمونه از قدرت و درایت شاهان دو سده اخیر بازگو شود؟ حالا ظلم و حق کشی و جنایت و خوشگذرانی و وابستگی و تو سری خوری از اجانب و... شان بماند.

این اردوهای روایت پیشرفت را باید در همچین جاهایی هم به دیده مردم کشاند. میز پرس و پاسخ و گفت و گو و کرسی فکر و اندیشه و فرهنگ راه انداخت. ما ابزار تبلیغ، کم داریم و از نفوذ رسانه ای خوبی برخوردار نیستیم. چنین فرصتهایی را لااقل قدر بدانیم.

 

photo_2024-10-18_20-08-58_u3x5.jpg

photo_2024-10-18_20-10-24_9unl.jpg

photo_2024-10-18_20-10-13_xwwc.jpg

photo_2024-10-19_09-58-04_gqzn.jpg

photo_2024-10-18_20-08-05_9y27.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شوت بال فرهنگی!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۵ شهریور ۱۴۰۳، ۰۷:۰۹ ق.ظ

photo_2023-10-13_09-12-08_l1q9.jpg

 

حاج آقای خسروپناه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با کنایه به طرح نور پیرامون حجاب و عفاف که توسط نیروی انتظامی اجرا می شود گفت آنچه مساله حجاب را حل می کند ون نیست حکمت است. حضار هم برای او کف مرتبی زدند.

حرف ایشان درست است. فراگیر شدن هر قانون و تصمیمی نیازمند فرهنگ سازی و تربیت است اما متولی آن کیست؟

در همه جای دنیا عده ای هستند که زیربار قانون نمی روند. همه دزدها می دانند دزدی بد است حاضر نیستند کسی اموال آنها را به سرقت ببرد اما باز هم خودشان مرتکب سرقت می شوند. متخلفین رانندگی هم می دانند که نباید تخلف کنند و ... چنین مواقعی نیازمند حضور عوامل اجرای قانون برای بسط انضباط اجتماعی هستیم.

دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی باید اتاق فکر نظام برای علاج معضلات فرهنگی باشد. این دبیرخانه تا به حال چه طرح و برنامه ای برای حل چالش های فرهنگی جامعه اعم از حجاب و عفاف و ازدواج و خانواده و سبک زندگی و عدالت و ... داشته است؟

دبیرخانه قبلی شورا در پایان کار خود با صدور بیانیه ای اعلام کرد باید پوشش های مختلف بومی و محلی را به رسمیت شناخت. این را گفت و رفت. دبیرخانه فعلی در همین حد بیانیه هم حرف و نکته ای نداشته و بالاترین هنرش نامگذاری ایام در تقویم بوده و عکس یادگاری با مربی مرد تیم ملی هاکی زنان! حیف ظرفیتهایی که هدر میرود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شرافت

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۸ شهریور ۱۴۰۳، ۱۱:۰۱ ق.ظ

در موزه کلیسای وانک نمونه هایی از پوشش ارامنه ایران در دو سه قرن گذشته به نمایش گذاشته شده که حتی لباس عروس هم پوشیده است. حجاب در همه ادیان الهی امری مطلوب، لازم و مورد تأکید به شمار می آید. نقاشی های مرتبط با قرون گذشته مسیحیان اروپا نیز زنان را در پوشش کامل بدن نشان می دهد.

 

photo_2024-09-07_22-54-21_3ro9.jpg

photo_2024-09-07_22-54-14_3crz.jpg

photo_2024-09-07_22-54-07_btsd.jpg

photo_2024-09-07_22-54-00_x5l.jpg

photo_2024-09-07_22-53-52_qql.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سفرنامه کربلا (قسمت پنجم)

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۵ شهریور ۱۴۰۳، ۱۲:۰۰ ب.ظ

photo_2024-09-03_22-02-27_36zv.jpg

 

هتل الانباری کربلا کثیف و گران بود، ولی شای صلواتی می داد تهویه و کولر و یخچال و حمام خوبی داشت. هتل الرغید نجف شیک و تمیز بود و وای فای رایگان داشت و ارزان تر از الانباری، ولی توالتش تهویه نداشت، درش بسته نمی شد! چای نمیداد و ... هتل جوادین نجف از هر دوی آنها ارزان تر بود اما کمی کثیف به نظر می رسید و... هیچ کدام جاکفشی نداشتند. سال 82 در سفر عتبات مشکل جاکفشی داشتیم. کفشداری های حرم بابت نگهداری کفشها اجرت و هدیه می خواستند. بعضی هایشان اگر کفش را تحویل نمی دادی و گوشه ای می گذاشتی با طی (تی) آن را هل داده و داخل آب و گل می انداختند. الان کفشداری ها واقعا سر و سامان گرفته اند. با احترام و تواضع کفشها را تحویل میگیرند. البته مساله بهداشت و نظافت هنوز به نقطه مطلوب نرسیده. مثلا کفش را که به کفشداری بدهی تا داخل حرم بروی باید با جوراب یا پای برهنه دوباره از همانجایی که با کفش آمده ای عبور کنی!

حرم حضرت علی می گذاشتند کفش را داخل کیسه پلاستیکی قرار داده و با خود به داخل حرم ببری. این کار خیلی خوب و کمک حال برای زوار است. اما سایر حرمها بردن کفش به داخل را خلاف ادب می دانستند. مشهد خودمان هم اینطور است و اغلب خدام بر خلاف قم اجازه ورود با کیسه کفش به داخل حرم را نمی دهند.

چه در سال 82 و چه الان که بیست و یکسال میگذرد آنچه که بیشتر جلب توجه میکند احترام بیشتری است که عراقی ها برای ایرانی ها به نسبت سایر زوار خارجی قائل هستند. با اینکه ما سالها با هم در جنگ بوده ایم اما احترامشان برای ما بیشتر از زائران سایر کشورهاست. در گیتهای بازرسی هم ما را خیلی راحت تر و با اغماض می گشتند.

برای ورود به حرمها چند بار مورد تفتیتش قرار می گرفتیم؛ اما سخت گیری زیادی نبود و می شد با چمدان و ساک هم از دستگاه ایکس ری عبور کرد و وارد حرم شد. دستگاه ایکس ری صرفا برای وسایل بود به جز در کاظمین که زوار هم از این دستگاه عبور می کردند مثل شهر ری خودمان حرم حضرت عبدالعظیم حسنی. تفتیش بدنی در عراق با احترام صورت می گرفت نه مثل بعضی عزیزان خادم امام رضا که موقع تفتیتش، حیثیت و شرافت زائر را مخدوش ساخته و فیها خالدونش را با انگشت کنکاش می کنند. امیدوارم همه حرمها برای تفتیش از دستگاه ایکس ری استفاده نموده و حریم زائران را نگه دارند.

یک خاطره طنز از تفتیش در سفر قبلی دارم. سال 82 عراق دولت نداشت و گروههای مردمی از شهرها نگهداری می کردند. در مسیر بصره به یک ایستگاه تفتیش رسیدیم. من آن موقع جوان ترین عضو کاروان زائرین بودم. فردی که چمدانها و ساکها را تفتیش می کرد پشت سر هم غر می زد: ایرانی حشیش! توی دلم گفتم مردک، کسی بخواهد چیزی قاچاق کند که روی ساکش نمی گذارد تو با یک باز و بسته کردن زیپ آن پیدایش کنی. چشمشان که به من افتاد پیاده ام کردند و بردند داخل اتاقک نگهبانی. یک عراقی لباس شخصی که چهره ای آرام و خوش محاسن داشت به من گفت: ایرانی قاچاق! ماسمک؟ الی سجن... گفتم والله پاسپورت موجود فی السیاره. زیر بار نمی رفت. دیدم هیچ کس از همراهان اصفهانی هم جلو نمی آیند که بپرسند چه شده. با ترس و لرز دستم را به جیب برده و یک اسکناس هزار تومانی درآوردم و گفتم هدیه. رنگ و رویش برگشت. چهره اش سرخ شد. گفتم الان است که بگوید این کار حرام است رشوه است خجالت بکش! با تحکم گفت: دو تومان! دو تومان! با ژستی مظلومانه گفتم ندارم! به فارسی گفت: داری داری! هزار تومان دیگر در آوردم تحویلش داد. زیر لب گفتم کوفتت شود و رفتم بیرون. جالب است همراهان اصفهانی موضوع را که فهمیدند ژست گرفتند که می گفتی می آمدیم جلو!

در بازرسی سامرا خیلی دلم گرفت. سامرا واقعا غریب بود. ماموران تفتیش در سامرا خیلی جدی و بسیار آماده بودند. انگار هر آن بوی خطر را احساس می کردند. از سامرا به سمت بغداد به ما گیر دادند که پاسپورت نشان بدهید. گفتم دست هتل است. می گفتند تصویرش را از داخل گوشی نشان بدهید. نداشتم. کمی معطلمان کردند. کارت طلبگی را نشان دادم. مال دفتر آیت الله سیستانی بود. کمی با راننده هم حرف زدند و گذاشتند برویم.

زباله های بسیاری در اطراف خانه ها و معابر ریخته شده بود. با اینکه نیروهای خدماتی تلاش می کردند ولی باز هم بی مبالاتی زوار باعث آلودگی محیط می شد. دعا کردم روزی برسد کسی زباله روی زمین نریزد، کسی بین نژاد و موطن انسانها تفاوت نگذارد. ما همه با هم یکسان و برابریم مگر در تقوا که تشخیصش با خود خداست. این زباله ریختن مخصوص کشور عراق نیست. گردشگران پاریس هم از این موضوع در خاطرات سفر خود گله داشته اند. ایران خودمان به خصوص در دل کوهها و جنگلها افرادی که داعیه فرهیختگی دارند با اینکه میتوانند زباله هایشان را با ماشین به شهر برده و در سطل مخصوص بگذارند همانجا در طبیعت رها می کنند و بعد صبح تا شب در فضای مجازی آروغ روشنفکری در می دهند.

کربلا و نجف به نسبت بیست و یکسال پیش خیلی بزرگتر و پیشرفته تر شده است. آن موقع یکی به نام ابواحمد که عمده فروش سیگار بود به من می گفت ایران، اتوبان! الان هم پیرمردی مسافر به من گفت ایران، اروپا! ولی به هر حال کربلا و نجف در این سالها رشد کرده و دارای اتوبان و معابر و ساختمان های زیبا شده اند. مظاهر بدحجابی هم به مرور در شهرهای مذهبی عراق در حال رویت است. بلایی که در کشور ما بر سر محیطهای مذهبی آمد آنجا هم در حال ظهور است. یادم است عراقی ها از موتور براوو که آن موقع خیلی در ایران باب بود استفاده نمی کردند. می گفتند این مدل نشستن دو نفر پشت و چسبیده به هم درست نیست. الان کمی راحت تر پشت موتور می نشینند!

راستی در کربلا موتورهای سرپوشیده سه چرخ ویژه حمل مسافر به تقلید از شهرهای هندوستان رواج پیدا کرده که هزینه سفرهای کوتاه مدت را کاهش می دهد.

وجود خودروهای ایرانی مثل سمند و پژو و پراید غرور آفرین است. موقع بازگشت به ایران صف بسیار طولانی کامیونها و تریلی هایی که از ایران به عراق جنس می بردند توی چشم می آمد. دشمن یک چیزی می داند که دلش می خواهد همیشه بین عرب و عجم ستیز باشد. به یک عراقی ماشینهای ایرانی را نشان دادم و پرسیدم: اینها ساخت ایران است؟ با تأسف گفت عراق خودروسازی ندارد. بعد بحث انتقام ایران را وسط کشید و خوشحال بود که قرار است ایران اسرائیل را هدف قرار دهد.

نصب تصاویر شهدای عراقی نبرد با داعش در همه معابر واقعا زیبا و نشاط آفرین بود. روحشان شاد. تصاویر حاج قاسم در خیابانهای اصلی کربلا و نجف و سامرا و حتی بغداد غرورآفرین بود. کشورهای اسلامی اگر با هم برادر و متحد باشند دیگر اجیر و وابسته و محتاج و ذلیل ابرقدرتها نخواهند بود.

یکی از سرگرمی های من بازی با کلمات و تصاویر است. یعنی در هر کلمه ای با موشکافی دقت می کنم که چه شباهتی به سایر اسامی و کلمات دارد. درباره چهره افراد هم اینگونه ام. دقت می کنم که این بابا شبیه چه افرادی می تواند باشد. همین مساله باعث شد در همه شهرهای زیارتی افرادی را ببینم که مرا یاد دوستان و بستگانم به خصوص عزیزان از دست رفته، بیندازند.

به یاد همه دوستان و آشنایان به خصوص مرحومین و شهدا سلامی به محضر ائمه اطهار نثار کردم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

روسری باز و بستنی!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۵ شهریور ۱۴۰۳، ۰۷:۲۳ ق.ظ

طرز تهیه بستنی کیم خانگی ساده و خوشمزه با نشاسته ذرت بدون ثعلب به روش  کارخانه ای

 

دیروز رفته بودم پیاده روی اربعین در بلوار پیامبر اعظم یا همان مسیر حرم تا حرم. البته امسال برخلاف دفعات قبل که از حرم حضرت معصومه به سمت جمکران می رفتم از جمکران به سمت حرم حرکت کردم یعنی دقیقا بر خلاف مسیری که عموم مردم طی می کنند. با این وصف این بار از روبرو به چهره مردم خیره می شدم. در هوای گرم و کویری قم قیافه های خسته زوار انصافا دیدنی بود. امام حسین هوایشان را داشته باشد. دمشان گرم. بعضی هایشان بابت کهولت سن یا نقص عضو و بیماری انصافا با زحمت این راه را طی می کردند.

خب در این بین چهره هایی دیدم که دفعات قبل نمی دیدم. تک و توک آقایونی با شمایل عجیب مثل موهای گیس کرده و نیز معدود خانمهایی که حجابشان کامل نبود، گره روسری شان باز بود و گاه زیادی شل به نظر می رسید. البته این وضع حجاب صرفا به نسبت شرایط قم عجیب و نامطلوب است. در شهرهای دیگر وضعیتی بسیار بدتر را دیده ام.

در فکر بودم این قضیه را چطور تحلیل کنم؟

-اینها سالهای قبل هم بودند من نمی دیدم و این بار چون مسیر را برعکس آمدم چشمم به جمالشان روشن شد؟

-ماشالله قدرت جاذبه ما بالا رفته و توانسته ایم پای این طیف را هم به این برنامه ها بکشانیم. بالاخره پیاده روی اربعین همیشه مورد هجمه بوقهای تبلیغی استکبار بوده.

-اینها بچه های خودمان هستند که ذره ذره دارند عقب نشینی اعتقادی میکنند؟ یعنی قبلا محجبه بودند در راهپیماییهای اربعین و نیمه شعبان شرکت می کردند حالا از حجاب عقب نشینی کرده اند و با ظاهر جدید به همان مراسم آمده اند؟

-اساسا آمده اند برای عادی سازی گناه و شکستن هنجارها و قصد خیر ندارند؟ 

-تذکر بدهیم؟ ندهیم؟ بنرهایی درباره تقیّد حضرت زینب و دختران اسیر کاروان اباعبدالله نسبت به مقوله حجاب را باید در طول مسیر نصب کنیم؟ چه کنیم؟ قطعا بعضی از اینها ارادت قلبی به ساحت اهل بیت دارند و شاید تکانی بخورند... بعضی خانمها چادری و حجابشان کامل بود، پای برهنه طی طریق می کردند آنهم بدون جوراب!

یک خانمی با وضعیت نه چندان مناسب از ماشین پیاده شد. کیسه بزرگ پر از بستنی دستش بود که آورد برای زوار. از قضا این دفعه را برخلاف معمول شانس آوردم و بالاخره یکی توزیع خیراتش را درست از کنار من آغاز کرد. راحت دستم را دراز کردم و یک دانه برداشتم. ملت هجوم آوردند. زود فاصله گرفتم به گوشه ای دنج رفتم بستنی کیم را باز کردم و سنگین و رنگین و محترمانه شروع کردم به گاز زدن آن. دوست نداشتم دیگرانی که سهمی از توزیع ناگهانی بستنی نداشتند نگاهشان به من بیفتد. در آن هوای گرم دم ظهر انصافا خوردن بستنی خنک می چسبید دل را جلا می داد و آدم را حسابی سر حال می آورد. کلا رشته افکارم پاره شد و یادم رفت که داشتم درباره چی فکر می کردم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مهسا نظام را شکست داد

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۴ مرداد ۱۴۰۳، ۰۸:۱۸ ب.ظ

در نزدیک به این دو سال اخیر بارها به نقاط مختلف کشور سفر داشته ام. با شنیده ها کاری ندارم دیده ها را عرض میکنم. به خصوص صحنه هایی که در تهران و اصفهان و شمال شاهد بوده ام. به تفرجگاههای مختلف محدوده داخلی شهرها سر زده ام. آنچه بی تعارف باید از وضعیت حجاب و عفاف اذعان داشت این است که نظام از مهسا امینی شکست خورد. جنجال مرتبط با مرگ این دختر جوان توانست جمهوری اسلامی را به انفعال وا دارد.

تجربه کار اجرایی و عملیاتی در موضوع نهی از منکر دارم و میدانم که با اندک اراده ای میتوان لااقل در شهرستانها این معضل را به کنترل در آورد اما هیچ اراده ای در مسئولان دیده نمیشود.

در ماجرای فتنه ۱۴۰۱ خیلی از بچه های بسسجی شهید و مجروح شدند و حرمت خانمهای مذهبی بسیاری شکسته شد.

آنطرفی ها هم زیاد کشته و مجروح داده و آینده شان تباه شد.

اگر قرار بود به این راحتی در مقابل گناه سیاسی و شرعی کشف حجاب عقب نشینی کنیم چه نیازی بود اینهمه جوان به خاک و خون بغلتند؟ جواب علی وردی ها زاهدلویی ها عجمیان ها و... را کدام صاحب مسندی خواهد داد؟

اوباش و فواحش در فتنه مهسا دنبال عادی سازی کشف حجاب بودند که موفق شدند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این هم یک مدل

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۵ مرداد ۱۴۰۳، ۰۵:۵۲ ق.ظ

photo_2024-07-25_05-39-17_zbct.jpg

 

چندی پیش خانوادگی رفته بودیم مزار شهدای گمنام در بالای تپه ای در شهرستان کهک. آن بالا کنار قبر شهدا کسی نبود جز همین دو دختر جوان که روسری از سر برداشته، به صوت مداحی تلفن همراه گوش سپرده و در عالم خود به سر می بردند. مانده بودم تذکر بدهم یا نه که خودشان با دیدن ما چادر! سر کرده و از آنجا رفتند. این هم از عجایب عالم بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پادکستر مشهور ایرانی همسرش را کشت و تکه‌تکه کرد!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۴۰۳، ۰۵:۵۶ ب.ظ

ماجرای هولناک جسد همسر دانشجوی شریف، پیچیده‌تر شد

 

مهدی پورباقی هنرمند بود، تحصیل کرده و نخبه دانشگاهی بود، روشنفکر بود، فعال مجازی بود، طرفدار کشف حجاب و آزادی و مدافع حقوق زنان بود، مقیم کانادا بود... همسرش را کشت، قطعه قطعه کرد، درون چمدان گذاشت. اندکی بعد خودش را هم کشت.

امکان ندارد صدایی از جزیان خودباخته فرهنگی و غربزده بشنوید و تحلیلی پیرامون نقش باورهای اعتقادی در خشونت و... مگر وقتی شهردار پیشین تهران زنش را در حمام به قتل رساند صدایی از این جماعت شنیده شد؟ هزاران تعدی و خشونتی که علیه زنان در غرب به ظاهر متمدن رخ میدهد هم از نگاه آنها مغفول می ماند. 

دوست معلمی داریم به شاگردان جو زده اش گفت خیلی طرفدار زن زندگی آزادی هستید مادرتان گفت نان بخر پشت گوش نیندازید! زن بردید سر همسرتان داد نزنید. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حالا حالاها مانده است

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۹ تیر ۱۴۰۳، ۰۹:۴۷ ق.ظ

بالاترین سطح اشعه فرابنفش در مشهد ثبت شد - ایرنا

 

آن موقع که اسلام گفت مسواک زدن دندانها در حد وجوب، ضرورت دارد خیلی ها درک درستی از بهداشت دهان و دندان نداشتند. پیامبر گاهی لباسهایش را درون آب جوش می انداخت و ضدعفونی میکرد. ضرر مسکرات و گوشت خوک را الان عده ای پی برده اند. اسلام گفت شیر مادر تا دو سال برای کودک لازم است، آقایان می گفتند تا شش ماه کافی است بعدها پی بردند حق با اسلام است. فلسفه بسیاری از احکام اسلام به مرور زمان روشن شد فلسفه بسیاری هم هنوز کشف نشده است. خبر زیر را دو روز پیش در رسانه ها خواندم:

رییس پژوهشگاه هواشناسی و علوم جوّ: "بیشترین اشعه فرابنفش از ساعت ۹ تا ١۶ در سطح زمین دریافت می‌شود، تابش این اشعه در مناطق مرتفع بیشتر از سایر نقاط است.

طی این مدت از کرم‌های ضد آفتاب، لباس‌های پوشیده‌تر مانند لباس آستین بلند، کلاه و ... استفاده شود. این راهکارها برای حفاظت در مقابل اشعه فرابنفش ثابت و ارزان قیمت است."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حسین جامع

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ تیر ۱۴۰۳، ۰۴:۴۳ ب.ظ

photo_2024-07-13_16-31-24_3t8j.jpg

 

برنامه ریزی منافقان و نقشه های شیطانی دشمن برای مبارزه با مناسک دینی سر جای خود. یک نکته ای گاهی باعث نگرانی می شود که جای توضیح دارد.

بعضی مداحها و منبری ها شاید از سر خیز شاید برای آنکه بازارشان شلوغ شود هی این جمله را تکرار می کنند که امام حسین امام همه است و همه را با هر وضع و حالی که باشند خریدار است. 

این مساله از یک جهت درست و از یک جهت باعث سوءبرداشت است. امام امام هدایت است برای همه انسانها. حرّ را هم که راه و آب را به روی طفلان اباعبدالله بست به خیمه راه داد اما حرّی که توبه کرده بود. رسول ترک و شیخ حسین کبیر و ... هم در محفل اباعبدالله صاحب نفس شدند اما بعد از تغییر مسیر و اصلاح. 

هر کس می تواند به حسین ارادت داشته باشد اما دقت کنیم که وسعت کشتی محبت حسین به معنای تأیید عمل مدعیان نیست. راه اهل بیت از مسیر گناه و ظلم و بی حیایی نمی گذرد. حسین چراغ هدایت است برای آن کس که دنبال هدایت باشد. اسلام دین تکثرگرایی نیست. کسی که اصرار دارد راه اشتباه و رفتار گناه خود را به صورت علنی و با پرده دری ادامه دهد در عین حال زیر پرچم اباعبدالله هم باشد باید بداند همان اباعبدالله شهید راه هدایت و مبارزه با منکر بود. طبعاً عاشقان حسین هم حق دارند این فرد را مخاطب فریضه امر به معروف و نهی از منکر خود قرار دهند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از وادی مردستان

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۴ تیر ۱۴۰۳، ۱۰:۲۹ ق.ظ

photo_2024-06-23_09-44-57_qev.jpg

 

هر سال چند روز مانده به عید غدیر سر ما حسابی شلوغ است. زیاد مهمان می آید و می رود و از قبل باید آماده آماده باشیم. پارسال عید غدیر روز جمعه بود. یک روز قبلش یعنی پنج شبنه حتی یک لحظه بیکار نبودم. کارهای مربوط به میزبانی مهمانان غدیر یکطرف، از طرف دیگر چون پسرم قرار بود به اردویی یکهفته ای برود که در زندگی اش تأثیر گذار بود کمی بیشتر دچار اضطراب بودم. 

عصر پنج شنبه دوستی تماس گرفت و گفت دختر خانم جوانی از بستگانش که جزو سادات هم هست و خیلی مذهبی است بخاطر کشف حجاب! بازداشت شده است. از من خواست کاری کنم. می دانستم کسی را بخاطر کشف حجاب زندانی نمی کنند و حتماً ماجرا جور دیگری اتفاق افتاده است.

با رفقای سپاه تماس گرفتم. گفتند این خانم کشف حجاب کرد و وقتی یک بسیجی به او تذکر داد شروع به پرخاش و درگیری نمود. حتی وقتی او را پیش قاضی بردند به قاضی هم فحش داد که نهایتا بازداشت شد. دیدم شکر خدا قاضی پرونده آشناست.

از دوستان بسیج خواستم که به میمنت ایام غدیر از این دختر سیده راضی بوده و شکایت خصوصی شان را پس بگیرند. بزرگواری کردند و پذیرفتند. به قاضی پرونده زنگ زدم و گفتم که رضایت شاکی را جلب کرده ام می ماند جنبه عمومی جرم که اگر عذرخواهی صورت گرفت به گل روی مولا علی آزادش کنند. قاضی که خودش از سادات بزرگوار بود پذیرفت. عصر پنج شنبه نزدیک اذان مغرب که همه جا تعطیل است به دادگاه رفت. بستگان دختر هم رفتند و پس از اخذ تعهد و عذرخواهی وی دستور آزادی اش صادر شد.

چقدر از این اتفاق خرسند بودم. پیش خودم گفتم این عیدی حضرت زهرا و مولا علی برای من بود که توفیق دادند شب جشن غدیر، واسطه آزادی سیده ای از نسل شریفشان باشم. دعا کردم آن دختر خانم هم هدایت شود. گفتم عید غدیر امسال تا آخر عمر به یادم خواهد ماند.

اذان مغرب را که گفتند تماسهای رفقا هم شروع شد. هر کسی زنگ می زد تبریک می گفت دلش خوش بود اولین نفری است که تماس گرفته. من هم توی ذوقشان نمی زدم.

سفره شام را خیلی زود پهن کردیم. تجربه داشتیم گاهی مهمانها از همان شب غدیر قدم رنجه می کنند. اواسط شام گوشی همراه من زنگ خورد. یکی از رفقا بود. جواب ندادم. دیدم قطع نمی کند و پشت هم زنگ می زند. یادم آمد او مدتی است برای تحصیل مقطع دکترا از بابل به اصفهان می رود و گاهی در قم توقف می کند. گفتم شاید در قم مانده و جایی ندارد. گوشی را جواب دادم.

- حمید! پا شو بیا حسین تموم کرد... زود باش...

خدای من! اصلا نفهمیدم چه گفت. چند بار پرسیدم تا برایم جا افتاد. نمی توانستم باور نکنم. چون او از نزدیکترین دوستان حسین بود. ولی به خودم امید دادم شاید صحت نداشته باشد. به رفقای مشترک دیگر زنگ زدم. رحمت الله علیه. حسین منصف واقعا رفته بود.

این عید غدیر دیگر امکان نداشت از خاطرم برود. آن شب مگر توانستم بخوابم؟ رفقا هم تا صبح تماس می گرفتند. اغلب هم اصرار داشتند بیا و کارها را دست بگیر. نرفتم. نمی شد بروم. هم میهمان داشتم. هم باید پسرم را راهی اردو می کردم. هم دلم می خواست مراسم حسین با آرامش برگزار شود. وقت هست برای آنکه حرفهای حسین را به گوش همه برسانیم.

دیگر بابل نرفتم تا اواخر دی ماه. در این مدت البته گاهی با خانم حسین و دوستان مشترک در تماس بودم. آنها لطف داشتند و در بعضی کارها نظر می خواستند. دوستانی که وبلاگ مرا دنبال می کنند می دانند در این یکسال هر فرصتی دست داد خاطره و نکته و عکسی از حسین را منتشر کردم. ان شاءالله تا زنده ام این کار را خواهم کرد. هر چند خیلی دلم برای دوستانی چون حسین منصف و جواد جلالی نیا و حاج آقا یزدانی و ... تنگ شده است. خدا می داند آن دنیا بیشتر از این دنیا دوست و آشنای صمیمی دارم.

قمری حساب کنیم امشب شب سالگرد حسین است. یادم است اولین مطلبی که بعد از فوت حسین نوشتم دعوت به خویشتنداری و استمرار جشن و شادی غدیر بود. مگر نمی خواهیم روح حسین شاد شود؟ حسین دلش می خواست پرچم اهل بیت و شهدا و انقلاب بالا بماند. خودش هم زندگی اش را وقف انقلاب و اسلام و شهدا و امام و آقا کرد. چقدر تهمت خورد. چقدر اذیتش کردند. خدا می داند لحظه ای از راه خدا برنگشت.

حسین در اسارت آزاده بود. آزاد هم که شد آزاده ماند. در مقابل هیچ زورگویی سر خم نکرد. به هیچ یک از تعلقات مادی دنیا دلبسته نشد. تا لحظه آخر عمرش رزمنده ماند. هیچ وقت خسته نشد. هیچ وقت ناامید نشد. خدا خواست پاسدار آزاده ای که یک عمر در مسیر عدالت کوشید و طعم فحش و تهمت و شلاق را چشید در شب جشن امام عدالت آسمانی شود. درست در موکب عید غدیر وقتی تمام روز را یک نفس دوید و دم و دستگاه موکب را علم نمود. موقع نماز مغرب که شد گفت برویم جلوی موکب سر خیابان نماز بخوانیم. از تبلیغ راه خدا غافل نبود. خیلی برای شهدا زحمت کشید. اولین روایتگری های شهدا اولین نمایشگاههای شهدا، اولین راهیان نورهای درون شهری و استانی و... چقدر برای شهدا قلم زد و قدم برداشت. همان روز تصاویر شهدا را با دست نشان داد و گفت ببینید آمده اند به ما کمک کنند. برای همین است امروز کارها خوب و با سرعت پیش رفته است. نماز مغرب و عشا را خواند قلبش دیگر نای حرکت نداشت. قلبی که یک عمر در رنج و محنت و مجاهدت تپید در آستان جانان حس آرامش یافت و به خواب فرو رفت. نیما سرمد آمده بود، حسین موقر، احمد و محمود کاکا.... همه شهدا آمده بودند دستش را گرفتند شب جمعه ای میهمان خوان کرامت اباعبدالله شدند. حسین در شب غدیر از جام شراب طهور ساقی کوثر نوشید و به قافله عشق پیوست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

امور حسبه

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۵ خرداد ۱۴۰۳، ۰۸:۲۷ ب.ظ

بعضی شهروندان در روزها و هفته های اخیر در مراجعه یا تماس با امام جمعه بابل از وی خواستند نسبت به وضعیت نگران کننده کشف حجاب و بی عفتی در معابر و اماکن عمومی که زیبنده نام دارالمومنین و پایتخت شهیدان شمالی نیست موضع گیری نموده و از مسئولان مربوطه مطالبه گری کند.

احیای گشت های خودرویی امر به معروف و نهی از منکر بسیج به صورت مستقل و منفک از نیروی انتظامی یکی از راهکارهای کنترل میدانی وضعیت حجاب است. امام جمعه رییس شورای فرهنگ عمومی شهر است که لازم است از ظرفیت این شورا برای اصلاح و عملیات فرهنگی با موضوع حجاب و عفاف بهره گیری شود.

امام جمعه بابل در خطبه های نماز جمعه امروز نسبت به سقوط تیم فوتبال دریای بابل به دسته پایین تر ابراز نگرانی نمود!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کمی جدی تر باشید لطفا

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۰ خرداد ۱۴۰۳، ۱۱:۴۱ ق.ظ

شهرستان بابل هفت امام جمعه دارد بعلاوه اعضای شورای تأمین و اعضای شورای فرهنگ عمومی شهر مجموعا حدود سی نفر می شوند.

همین تعداد هم بیایند ده اکیپ سه نفره خودرویی سیار تشکیل بدهند به راحتی می توانند وضعیت حجاب بابل را کنترل کنند. حالا بماند که ده حوزه علمیه و چند صد پایگاه بسیج و دهها هیأت مذهبی و کانون فرهنگی و .... در این شهرستان وجود دارد که از ظرفیت شان استفاده مطلوب صورت نمی گیرد.

تعداد کشف حجاب ها زیاد نیست اما همین مقدار آزار دهنده هم روز به روز دارد بیشتر می شود. ظاهر جامعه اسلامی باید حفظ بماند تا زمینه تجری به احکام الهی تقویت نشود. مسئولان ما گاه آنقدری که برای مهره چینی در ادارات و کسب کرسی قدرت و قبیله گرایی سیاسی و تعاملات جناحی وقت و انرژی صرف می کنند برای صیانت از حریم ارزشها اهتمام ندارند. عزیزانی که طرح کارآمد کنگره دارالومنین را کش رفته و به نفع جریانی خاص و با نگاهی محدود و صنفی مصادره کردند باید دقت بیشتری نسبت به خروجی فعالیتهای فرهنگی خود داشته باشند.

دوستانی که تجربه کار میدانی در خصوص امر به معروف و نهی از منکر در حوزه حجاب و عفاف را دارند نیک می دانند اندکی اراده و همت می تواند اوضاع نابسمان کنونی را تحت کنترل در بیاورد. ضروری است مسئولان ما در حیطه دفاع از ارزشها بیدار شده و کمی جدی تر عمل نمایند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

داریم عقبگرد می کنیم

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ۰۸:۴۶ ق.ظ

خودباختگی عامل اصلی تهاجم فرهنگی است - ایسنا

 

اگر می خواهید وضعیت بی حجابی از این که هست بدتر و گسترده تر نشود کنترل آن را دست بسیج بسپارید.

بسیج به شکل مستقل و نه زیر نظر و با حضور و هماهنگی نیروی انتظامی.

نکته بعد البته ضرورت مسدود نمودن اینستاگرام است؛ بستن پهنای باند و نه فیلتر و کسب درآمد از طریق فروش فیلتر شکن.

گسل فرهنگی موجود فراتر از وضع حجاب و عفاف و اختلاط و فحشا و طلاق به تغییر در سبک زندگی و تحول در بنیان های فکری و باورهای اعتقادی جامعه کشانده شده است.

معروف است آتاتورک برای مذهب زدایی و چرخش فرهنگ مردم عثمانی به سمت غرب، دستور داد زبان ترکی را با حروف انگلیسی بنویسند. این تغییر خط به مرور منجر به آن شد که نسلهای جدید دیگر نمی توانستند با متون گذشته ارتباط برقرار کنند و به تدریج فرهنگشان عوض شد.

تغییر ذائقه مردم توسط رسانه ها به خصوص اینستا با گرایش به خود نمایی و تجمل پرستی و خوش گذرانی و لذت جویی و منفعت طلبی و خودباختگی و غرب باوری و ... به مرور باعث ایجاد حس دوری و بیگانگی با فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی و غربت اندیشه های انسانی با محوریت ایثار و حماسه و ایمان و رشادت و... خواهد شد.

نظام دیوانسالاری حاکمیت، برنامه ای برای اصلاح سبک زندگی و احیای ارزشهای بومی و فرهنگی در عرصه های معماری و هنر و آموزش و اقتصاد و ... ندارد و اینگونه برآورد می شود که در ازای حفظ نظام سیاسی از نظام دینی و فرهنگی عقب نشینی صورت گرفته است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دستخط رهبری درباره ورود زنان به ورزشگاه

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۱۰:۳۴ ب.ظ

مطابق فتوای همه مراجع عظام از جمله مقام معظم رهبری ورود بانوان به ورزشگاه جهت تماشای مسابقات مردان حرام اعلام شده و چنانچه کسی مدعی است تغییری در فتاوا ایجاد گردیده لازم است مستند آن را به اطلاع عموم برساند.

 

عکس/دستخط رهبری درباره ی ورود بانوان به ورزشگاهها

  • سیدحمید مشتاقی نیا