اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اعتیاد» ثبت شده است

دینامیت

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۶ بهمن ۱۴۰۳، ۰۹:۰۹ ق.ظ

دانلود فیلم سینمایی دینامیت با بازی پژمان جمشیدی

 

بعضی فیلمها هستند که داخل کشور تولید میشوند و اساس اسلام و انقلاب و نظام را هدف قرار میدهند، مجوز نمیگیرند و البته کسی هم کاری به کارشان ندارد؛ مثل کیک محبوب من.

فیلمهایی هم تولید داخل هستند مجوز میگیرند و بعضی احکام شرع (مثلا حرمت ازدواج با نامادری و ناپدری و عروس) را زیر سوال میبرند مثل رخساره و شام آخر.

بعضی فیلمها از سر لج و بغض نسبت به بچه های حزب اللهی ساخته میشوند و بعضا در سطح شعار و بیانیه خوانی ظاهر میشوند مثل زندگی خصوصی، گشت 2و 3، مستانه و ازدواج صورتی.

دینامیت مثل هیچکدام از اینها نیست. جنس سید مسعود اطیابی هم با آب و گل سهیلی و فرح بخش و... تفاوت دارد.

دینامیت قصد دارد حرفهای خوبی بزند و در جامعه همگرایی بیشتری را ایجاد کند مثل خروس جنگی، کاتیوشا و...

هم این طرفی را میزند هم آن طرفی را. آلودگی به مال حرام را ریشه کم تأثیری کارهای فرهنگی نظام میداند. به طیف مقابل می توپد که چرا فکر میکنند هر چه مذهبی ها میگویند غلط است؟ تأکید دارد بعضی ها ابدا اصلاح پذیر نیستند. خانواده طیف هنجارشکن را هم سرشته در مال حرام به تصویر می کشاند. تیکه می اندازد که بچه های حزب اللهی طرفدار اختلاس نیستند حتی با مفاسد اقتصادی هم درگیر شدند اما چون سر و کارشان به گونی افتاد صرفا به برخورد با بی حجابی و بی عفتی بسنده کردند و... آخرش هم با توافق بر سر پخش موسیقی سنتی به جای موسیقی های آن ور آبی و جلف، کارش را به پایان می رساند.

خب، دست سید مسعود اطیابی درد نکند. با نگاه ارزشی هم در مجموع نمره قابل قبولی دارد کارنامه هنری او؛ اما قبلاً هم درباره سایر آثار طنز سینمای کشورمان نوشته ام. طنز، جلوه ای از حقیقت عرفان است. هنر یعنی زیبایی و هر آنچه نازیباست از ساحت هنر به دور است؛ هرچه که باشد یقینا هنر نیست. چرا اغلب فیلمسازهای کشورمان گمان میکنند برای تولید اثر طنز باید سراغ لودگی و استفاده از الفاظ رکیک و شوخی های جنسی بروند؟ طنز فاخر در کجای سینمای ایران جا دارد؟ چرا هنرمندهای ما اینقدر متأثر از رویکردهای حاکم بر فضای بی در و پیکر مجازی اند و به جای اثر گذاری به اثرپذیری و انفعال روی آورده اند؟ چه اشکال دارد حرفهای خوب را در قالب و ادبیات خوب بیان کنیم؟ اجاره نشین ها، آپارتمان شماره13، خواستگاری و... مگر نتوانستند هم دیده شوند، هم مردم را بخندانند و هم حرفی تازه و راهگشا را بیان کنند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آه نفرین، آه حسرت

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۵ دی ۱۴۰۳، ۰۸:۲۲ ق.ظ

راهنمای بازدید از کامل ترین شهر پابرجای رومی، افسوس (Ephesus)

 

حالا که دارد به پنجاه سالگی می رسد و نیم قرن از زندگی اش می گذرد عاقل شده و به گذشته با انصاف بیشتری می نگرد. حالا دارد اعتراف می کند که شاید دیگری بشنود و بخواند و عبرت گرفته و این اشتباه را تکرار نکند.

اهل یکی از شهرهای جنوب است. نگاهش به ازدواج، متناسب با فضای عشیره شکل گرفت. پسردایی اش که آمد خواستگاری زیر بار رفت و با خوشحالی پذیرفت. از کودکی قبولش داشت که پسری خوب و سر به زیر است. احساس می کرد خوشبخت ترین دختر روی زمین است. به دخترهای بزرگ تر از خودش که هنوز مجرد مانده بودند فخر می فروخت. خودش می گفت در خانواده ما نوعی حسادت بین اقوام حاکم است که کمتر جایی دیده می شود. همان دوره نامزدی، فراز و نشیب های زندگی شروع شد. پسر، مادری بود و این مساله توی کت همسر جوانش نمی رفت. برای آنکه دلش را خنک ساخته و شاید گوی رقابت را از زن دیگر که زندایی و مادر شوهر بود برباید شروع کرد به طرح خواسته های الکی و من درآوردی و ناتمام. این ویژگی را البته از کودکی به ارث برده بود. عزیز دردانه خانواده بود و دیگر یاد گرفت با لج و قهر و جیغ و دعوا می تواند به هر آنچه می خواهد برسد. زندگی جدیدش اما هنوز قوام نیافته بود که فهرست بلندبالای خواسته هایش را به خط کرد. این جا برویم، آن جا نرویم، این را بخر، این کار را به جای من انجام بده و... شوهر طاقت از کف داد. وسوسه های مادر و حسادت همسر او را به ستوه آورده بود. آخرش از کوره در رفت و زد زیر گوش نامزدش. بعد هر چه عذرخواهی کرد تأثیری نداشت. دختر به فکر انتقام بود. پسر خاله اش آمد زیر گوشش خواند همسرت را جایی دیده ام که پاتوق موادی هاست. شبی هم خواب دید یکی می گوید طلاق بگیر. نشست توی فامیل پر کرد که همسرم معتاد است و امام زمان از من خواسته طلاق بگیرم! هر چه می گفتند شوهرت نظامی است، آزمایش هم داده و معتاد نیست باز کار خودش را می کرد. مرد جوان او را دوست داشت ولی دیگر این زندگی زندگی نمی شد. رفت و طلاقش داد و دلشکسته و رنجور دیگر هیچگاه زن نگرفت. کل خانواده نشستند همدیگر را نفرین کردند. معتقد بوده و هستند که نفرینشان اثر دارد.

دختر شادمان از این فتح بزرگ منتظر خواستگار جدید ماند که به جایی نرسید. چند نفری می آمدند یا قطع عضو و بیمار بودند یا پیر و فرتوت و یا برای تجدید فراش. او اما می خواست ازدواجی کند که چشم دخترهای فامیل را در بیاورد و روی خانواده همسر سابقش را کم کند. نشد که نشد. افتاد توی فضای مجازی حالا که به شهر و دیار خودشان امیدی نبود بتواند از شهرهای دیگر جوان خوشتیپ پولدار مشهور مجردی را شکار کند. دید نمی شود. جوانهای پاک که اهل این حرفها نیستند. ناپاکها هم او را زنگ تفریح خود می خواستند. این شکستهای پیاپی روان و اعصابش را به هم ریخت. غیر قابل تحمل شده بود. اطرافیانش از اینکه با او باشند فرار می کردند. دیگر حاضر بود همسر چندم مردی پولدار اما خوشتیپ و اهل شهرهای بزرگ و بالا! بشود. باز همان تجربه تکرار شد. پاکها مسیر خودشان را می رفتند، ناپاکها راه خودشان.

الان حدود نیم قرن از زندگی اش می گذرد. دندان هایش زرد اما گیسوانش سفید شده اند. کمی عاقلانه تر به گذشته نگاه می کند. می گوید اگر اهل لجبازی نبود اوضاع بهتری داشت. چرا حواسش به حسادتهای موروثی فامیل نبود؟ پسرخاله اش شاید شیطنت کرده باشد. با مادرشوهرش می توانست بیشتر مدارا کند. با شوهرش می توانست بهتر صحبت کند و فرصت بیشتری بدهد. مرگ و میر فامیل، فقر و بیکاری، عزب ماندن خواهرها و برادرها، روان پریشی و ... شاید نتیجه و انعکاس همان نفرین ها باشد. در این مدت دست و دل چند مرد را لرزانده و هوس گناه را به سرشان انداخته است؟ با زندگی چند مرد متأهل بازی کرده است؟ حالا از خدا میخواهد پولی دستش برسد از این شهر و دیار برود، فضای مجازی را هم ببوسد و در نقطه ای دور دست در تنهایی و خلوت خود انتظار مرگ را بکشد... کاش جوانها از تجربه پیرها عبرت بگیرند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پزشکی که پسرش را کشت

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۴۰۳، ۱۱:۰۶ ق.ظ

مدل های راهنمای اعتیاد به مواد مخدر | جمعیت خیریه تولد دوباره درمان و کاهش  آسیب اعتیاد

 

این خبر بسیار تلخ و ناراحت کننده است. هدف من از بازنشر آن یادآوری خسارتهای ناشی از معضل اخلاقی اعتیاد است که میتواند کیان یک خانواده را بر باد دهد. کسی که معتاد میشود فقط خودش را نابود نساخته بلکه اطرافیانش را نیز به ورطه نابودی می کشاند. صحنه ناگواری که مقابل چشم این خانواده اتفاق افتاد تا عمر دارند چون کابوسی آزاردهنده رهایشان نساخته و داغ فرزند و عذاب وجدان و... کامشان را تا ابد تلخ خواهد ساخت:

مرد پزشک که در پی درگیری با پسر معتادش، او را به قتل رسانده است به حبس محکوم شد.

اوایل سال جاری مردی با پلیس تماس گرفت و گفت که برادرش با ضربه چاقو برادرزاده‌اش را کشته است.

پلیس بلافاصله در محل حاضر و تحقیقات خود را آغاز کرد. مشخص شد پدر مقتول که او را کشته پزشک است و در پی یک درگیری سخت با پسرش او را کشته است.

برادر متهم که با ماموران تماس گرفته بود گفت: سهیل به مواد مخدر اعتیاد داشت و وضعیت خیلی بدی داشت. روز حادثه هم با پدرش درگیر شد. اول سهیل به پدرش حمله کرد و او را با ضربه چاقو زد، بعد برادرم هم او را با ضربات چاقو زد. وقتی من رسیدم همه چیز به هم ریخته بود که با پلیس تماس گرفتم.

متهم در همان صحنه جرم به قتل اعتراف کرد و بازداشت شد. جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت. متخصصان پزشکی قانونی در گزارش خود نوشتند که سهیل در پی ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده است.

در جلسه اول بازپرسی، مادر سهیل نسبت به همسرش اعلام گذشت بدون قید و شرط کرد و گفت که هیچ چیز نمی‌خواهد و شکایتی هم ندارد. او گفت: من و دو بچه دیگر شاهد بودیم که سهیل به پدرش حمله کرد. او در این سال‌ها بسیار همه را اذیت کرده و باعث ناراحتی همه ما شد. من می‌دانم شوهرم به عمد این کار را نکرده است و از او شکایتی ندارم.

سپس متهم تحت بازجویی قرار گرفت او گفت: پسرم ۱۲ سال بود که مواد می‌کشید. من پزشک هستم و راه‌های ترک اعتیاد را می‌دانستم، ضمن اینکه بهترین دکترهای ترک اعتیاد را هم می‌شناختم. چند بار پسرم را برای ترک اعتیاد بردم. او هر بار بدتر می‌شد. سهیل چند نوع مواد مخدر استفاده می‌کرد و بسیار وضعیت بدی داشت. هر سال هم بدتر از سال قبل می‌شد. وضعیت ما خیلی سخت بود. همیشه در خانه دعوا و درگیری درست می‌کرد و همه اعضای خانواده را اذیت می‌کرد. واقعاً زندگی ما سیاه شده بود.

روز حادثه من در خانه بودم. سهیل سراغم آمد و گفت که پول بده، می‌خواست مواد بخرد. گفتم من پولی به تو نمی‌دهم و از این به بعد هم دیگر پولی بابت مواد نمی‌دهم. درگیری بین ما بالا گرفت. او وسایل خانه را شکست، همه جا را به هم زد تا بتواند از من پول بگیرد اما من پول ندادم.

متهم گفت: این بار با چاقو به من حمله کرد و چند ضربه به من زد، من هم با چاقو او را زدم. وقتی داشتم پسرم را می‌زدم اصلاً در حال خودم نبودم.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۲ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم پای میز محاکمه رفت تا به لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شود.

با توجه به اینکه اولیای دم اعلام گذشت کرده و در دادگاه نبودند متهم در جایگاه قرار گرفت او گفت: من از کاری که کردم بسیار پشیمان هستم. سهیل جگرگوشه من بود، وضعیت جهنمی‌ای داشتم و اصلاً کارهای خودم دستم نبود. او زندگی را برای همه ما سخت کرده بود. من ۱۲ سال تحمل کردم، شاید همه چیز درست شود اما بدتر شد.

سپس وکیل مدافع او دفاعیاتش را بیان کرد. در پایان هیات قضات وارد شور شدند و متهم را به دلیل ایجاد اخلال در نظم عمومی به دو سال و یک روز حبس با احتساب ایام بازداشت و به خاطر ایراد ضربات چاقو بر بدن مقتول که منتهی به قتل شده بود به هفت ماه حبس محکوم کردند.

همشهری آنلاین

  • سیدحمید مشتاقی نیا

گنبد، بالاترین آمار ابتلا به سرطان در جهان!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۷:۳۳ ق.ظ

خطر مصرف چای داغ

 

رضا ملک‌زاده، وزیر اسبق بهداشت: یک زمانی یک نقطه از ایران در دنیا بیشترین میزان شیوع سرطان‌ها را داشت، آن نقطه گنبد کاووس بود که سرطان مری در این شهر بیشتر از همه جای دنیا بود.

همیشه علاقه داشتم دلیل این مسئله را متوجه شوم، بنابراین حدود ۲۰ سال در این نقطه از کشور و در ۳۶۴ روستا مطالعه خود روی حدود ۵۰ هزار نفر از افراد سالم شروع کردیم، مثلاً از این تعداد ۵۰۰ نفر از آن‌ها سرطان مری گرفتند و آن‌ها را با افرادی که به سرطان مبتلا نشدند مقایسه کردیم.

به این نتیجه رسیدیم که ابتلا این افراد به سرطان ۷ علت دارد، عدم مصرف سبزیجات، عدم مصرف میوه‌جات کافی، مصرف آب آب‌انبار، زندگی در خانه‌های تنگ و تاریکی که دود آن را گرفته بود، اصطلاحاً به آن آلودگی درون خانه می‌گوییم آن‌ها با چوب و ذغال هم خانه را گرم می‌کردند و هم پخت و پز می‌کردند، بنابراین خانه پر از دود شده بود. مصرف چایی داغ یکی دیگر از دلایل بود، برخی‌ها چایی را در دمای ۶۵ الی ۷۰ درجه مصرف می‌کردند. مصرف تریاک و عدم مسواک زدن دندان‌ها از دیگر دلایل بود.

در ۲۰ سال این ۷ علت را پیدا کردیم و برای این پژوهش جایزه بین‌المللی هم گرفتیم، جالب این‌که تاثیر تریاک و چایی داغ بر ابتلا به سرطان را برای اولین بار در دنیا ثابت کردیم، قبل‌تر گمان می‌کردند سیگار سرطان‌زا است اما ما ثابت کردیم تریاک از سیگار سرطان‌زا تر است.

گزیده ای  از مصاحبه با خبرآنلاین

  • سیدحمید مشتاقی نیا

راه نابودی جمهوری اسلامی

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۲، ۰۷:۳۳ ق.ظ

چرایی «مصرف گرایی» در جامعه؛تبعات و مضرات آن

 

اگر فرهنگ و خلق و خوی غالب در جامعه، مادی و دنیایی شود:

فرهنگ ایثار و نوع دوستی رنگ می بازد

کسی در انتخابات پیروز می شود که بیشتر وعده شکمی بدهد

کسی دفاع از ارزشها را به صرفه نمی داند

حسّ فقر و نیاز کاذب باعث نارضایتی عمومی، افزایش آمار طلاق و ایجاد عقده های اجتماعی و بروز ناامنی و... می شود.

عرق به میهن کاهش می یابد

تفکر مقاومت تضعیف می شود، جامعه سست در مقابل زیاده خواهی بیگانه عقب می نشیند 

و....

جمهوری اسلامی بر مبنای معنویت و ایمان به غیب شکل گرفت. در دفاع مقدس هم همین نگاه باعث خلق حماسه شد.

راه نابودی جمهوری اسلامی دامن زدن به تفکر مادی و زدودن باورهای معنوی است.

رواج بی حجابی و لذت طلبی و شهوترانی یک جلوه از تهاجم فرهنگی است. تبلیغات سرسام آور بازرگانی و تشویق مردم به رقابت در خرید بیشتر و ترویج فرهنگ مصرف گرایی به پشتوانه رسانه و شبکه بیمار بانکی، بعد دیگری از ضربه فرهنگی دشمن به اساس تفکر جمهوری اسلامی است که به شدت از آن غافلیم. سازمان ها و نهادهای فرهنگی و خدماتی گمان می کنند با درآمد حاصل از تبلیغات بازرگانی می توانند کار فرهنگی کنند غافل از آن که دامن زدن به حس فقر، ریشه فرهنگ و امنیت کشور را می سوزاند.

مسئولان اگر خودشان دنبال مادیات باشند طبعا نفعشان در این است که جامعه هم به سمت دنیاطلبی و لذت جویی سوق پیدا کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

راز تجاوز پدر به دختر نوجوان

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۴۰۲، ۰۴:۲۹ ب.ظ

به نظر شما مخترع مواد مخدر صنعتی چه کسی است؟ اصلاً این ابداع، یک نوآوری شخصی است یا سالها مطالعه و تحقیقات علمی و هدف گیری فرهنگی و سیاسی پشت آن خوابیده است؟ سردمداران نظام کفر از اشاعه فحشا و افیون چه سودی می برند؟ علاوه بر سودهای کلان مالی، ایجاد غفلت و دامن زدن به پلیدی و بر هم زدن تمدن های انسانی در راستای توسعه تفکر امپریالیسم و غارت ملتها و استثمار بشر و تقویت پایه های نظام سرمایه داری است.

یک نمونه از نتایج اعتیاد به مصرف شیشه:

دیده‌بان: مرداد سال ۱۴۰۰ مردی با مراجعه به پلیس از برادرش شکایت کرد و گفت: برادر ۴۴ ساله‌ام سال‌هاست که در زمینه خرید و فروش مواد مخدر فعالیت می‌کند و چندین بار دستگیر شده و به زندان افتاده است. او یک بار در ۳۰ سالگی ازدواج کرد اما دو سال بعد از همسرش جدا شد و پس از آن هم ۳ بار دیگر ازدواج کرد اما به خاطر کارها و رفتارهایش نتوانست زندگی خوبی داشته باشد و همسرانش همگی طلاق گرفتند و حالا با داشتن ۴ فرزند با یکی از دخترانش به نام سحر زندگی می‌کند.

حکم پدری که به دختر 14ساله‌اش بارها تجاوز کرد

وی در ادامه راز هولناکی را برملا کرد و گفت: موضوعی که باعث شد از او شکایت کنم جنایتی است که در حق دخترش مرتکب شده است. چند روز قبل سحر که ۱۴ ساله است به خانه ما آمد و در حالی که وضعیت جسمی و روحی خوبی نداشت گفت که پدرش از ۴ سال قبل او را مورد آزار و اذیت قرار می‌داده است هرچند بارها به نامادری‌اش گفته بود اما او باور نکرده و حتی دعوایش هم کرده بود. سحر که فکر می‌کرد من هم حرف‌هایش را باور نمی‌کنم برای اثبات ادعایش فیلمی به من نشان داد که از شدت ناراحتی دیوانه شدم. خیلی فکر کردم چه کار باید بکنم تا اینکه تصمیم گرفتم موضوع را به پلیس بگویم.

 

در ادامه دختر نوجوان وقتی در برابر مأموران قرار گرفت، گفت: ۱۰ ساله بودم که مادرم جدا شد و رفت اما من را با خودش نبرد و پیش پدرم ماندم. از همان موقع پدرم من را مورد آزار قرار می‌داد چهار سال از ترسم به کسی حرفی نزدم. یازده ساله بودم که پدرم برای چهارمین بار ازدواج کرد و من اولین بار موضوع را به نامادری‌ام گفتم اما حرف‌هایم را باور نکرد چون فکر می‌کرد من به خاطر رفتارهای بد پدرم دروغ می‌گویم و می‌خواهم با این بهانه پیش مادرم برگردم. بارها خواستم خودکشی کنم اما ترسیدم. بالاخره تصمیم گرفتم موضوع را به عموی بزرگم بگویم و برای اینکه او حرفم را باور کند آخرین بار از پدرم فیلم گرفتم.

بدین ترتیب کارشناسان پزشکی قانونی آزار و اذیت دختر نوجوان را تأیید کردند و مرد شرور با دستور قضایی بازداشت شد. وی پس از دستگیری ابتدا منکر آزار دخترش شد اما وقتی فیلم ضبط شده را دید به ناچار لب به اعتراف گشود.

با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه ششم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد در ابتدای این جلسه که پشت درهای بسته برگزار شد سحر برای پدرش درخواست اشد مجازات کرد.پس از آن متهم با پذیرش اتهامش گفت: من تحت تأثیر مواد مخدر شیشه این کارها را انجام دادم و خیلی پشیمانم.

در پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و با توجه به مدرک‌های موجود در پرونده مرد شرور را به اعدام محکوم کردند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آن متن مخاطب خاصی نداشت

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آذر ۱۴۰۱، ۰۶:۰۰ ب.ظ

از صبح که مطلبی منتشر کردم با عنوان "قاتل این مرد را شناسایی کنید" چند نفر پیام دادند یا نظر خصوصی گذاشتند که: با من بودی؟!!

میگویند حرف را روی زمین بگذارید صاحبش می آید و بر میدارد!

من چه میدانم چه کس یا کسانی تا پاسی از شب به ولگردی و وقت گذرانی مجازی با جنس مخالف مشغول هستند؟ یک حرف کلی بود که باید گفته می شد و بارها هم باید تکرار شود ارتباط با نامحرم تنها در چارچوبی معیّن و هدفمند قابل تآیید است.

حالا از این که بگذریم اساس ولگردی و شب نوردی در دنیای مجازی، ذهن وروح آدم را بیمار و عصبی می سازد. حالا با این جمله به چند نفر بر بخورد خدا می داند.

واقعا عده ای در فضای مجازی نفس می کشند در فضای مجازی می خورند و می خوابند و انسانهایی سطحی و احساسی و عصبی بار آمده اند. فضای مجازی صرفا یک ابزار است نه اینکه آدم عنان روح و روان خودش را هم به آن بسپارد.

کسانی که در دنیای مجازی بازیچه کلاهبردارها می شوند اغلب آدمهایی ساده وخوش باورند که ذهن و دلشان را به دنیای مجازی سپرده و راه را بر فساد و تباهی هموار می سازند.

خیلی ها در فضای مجازی شخصیت دوم خود را رونمایی می کنند. همان آدم نجیبی که در دنیای بیرون سر به زیر و مبادی آداب است در دنیای مجازی به اعتبار اینکه با کسی چشم در چشم نیست باطن خود را در لفاظی و بدگویی و شرارت و فریب مخاطب عیان می سازد.

فضای مجازی برای ازدواج هم جای مناسب و امنی نیست. چگونه ممکن است فردی از راه دور صرفا بخاطر کلمات و تصاویر بتواند اعتماد و شناخت هم پیدا کرده و رویای خوشبختی داشته باشد و مدعی عشق باشد؟

عده ای هم گمان میکنند چتهای شبانه مجازی بخصوص با جنس مخالف میتواند درمان خلأهای عاطفی و روحی شان باشد که قطعا راه به جایی نبرده و در بلندمدت آسیب بیشتری خواهند دید. کم خوابی این افراد، روانی پریشان و اعصابی به هم ریخته برایشان به ارمغان آورده و اطرافیانشان را از آنها فراری می دهد و به مرور دچار سرخوردگی، افسردگی و سیاه بینی میشوند.

اعتیاد به فضای مجازی را بدتر از اعتیاد به مواد مخدر می دانم چون علائم بیرونی ندارد اما به راحتی میتواند فرد، خانواده و جامعه و نسلی را به تباهی و سقوط بکشاند.

و باز هم تأکید میکنم که منظورم به فرد خاصی نیست؛ حتی شما دوست عزیز.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

متری شیش و نیم را ببینید

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۹ فروردين ۱۳۹۸، ۱۱:۵۳ ب.ظ


متری شیش و نیم را امروز عصر در سینما آیه قم دیدم.

بابت ساخت این فیلم باید به سعید روستایی تبریک گفت. برخلاف ابد و یک روز، این اثر، سیاه نمایی صرف و تحقیر جامعه ایرانی برای دریافت جوایز بین المللی را در اولویت قرار نداد. داستان فیلم تلاش داشت تا واقعیت تلخ اعتیاد و ذلت و نکبت ناشی از آن را به طور ملموس به تصویر بکشاند.

اگر چه بهتر است سینماها هشدار لازم را برای عدم تناسب محتوای فیلم با سنین زیر دوازده سال اعلام کنند؛ اما به هر حال دیدن این فیلم را باید به همه جوانان و نوجوانان کشور توصیه کرد. این فیلم به شکلی محسوس خطر اعتیاد و ابتلای به مصرف مواد مخدر را به خانواده ها گوشزد می کند و به جوانها هشدار می دهد که نکبت و مصیبت ناشی از مصرف مواد، شرف انسانی را به مرتبه حیوانی تنزل می دهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا