اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

۴۵۰۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشک آتش» ثبت شده است

اگر طاغوت اقتصادی را زمین نزنیم

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۰ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۵۲ ق.ظ

علامه حکیمی: در انقلاب اسلامی باید ۳ طاغوت ساقط شود، فقط حذف طاغوت سیاسی کافی نیست

 

دست نوشته‌ای از استاد محمدرضا حکیمی نویسنده و اندیشمند فقید دینی پیرامون انقلاب اسلامی، منتشر شده که در آن آمده است:

در یک انقلاب اسلامی، که مبنای قرآنی دارد، باید سه طاغوت ساقط شود. طاغوت سیاسی (فرعون)، طاغوت اقتصادی (قارون) و طاغوت فرهنگی (هامان) و اگر به حذف یک طاغوت (سیاسی) بسنده شد، اهداف انقلاب تحقق نخواهد یافت. بلکه اگر کار به دست طاغوتان اقتصادی (قارون‌ها) افتاد، عکس مقصود، رخ خواهد نمود...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شورای شهر بابل باید پاسخگو باشد

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۰ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۴۵ ق.ظ

جرم فعل ناشی از ترک فعل چیست؟ - تابناک | TABNAK

 

شهردار بابل بازداشت شد. اتهام او ارتکاب تخلفات مالی و ارتشا و... است. اعضای شورای شهر به هر دلیل و انگیزه ای که این گزینه را برای تصدی کرسی بلدیه انتخاب کرده باشند الان بابت ترک فعل در اعمال نظارت بر عملکرد شهردار یک توضیح و عذرخواهی به مردم بدهکار هستند.
تخلفات شهرداری که یک روزه به وجود نیامد.
چند ماه است که در این خصوص پرونده هایی باز شده و در حال بررسی است.
چطور نهادهای امنیتی و بازرسی خارج از شهرداری توانستند تخلفات این مجموعه را کشف و پیگیری کنند اما شورای شهر که وظیفه ذاتی اش نظارت بر عملکرد شهرداری است متوجه این تخلفات نشد؟! اعضای شورا یا غافل بودند یا خودشان را به تغافل زدند که هر دو صورت بیانگر قصور در انجام وظایف شوراست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با این متهم دانه درشت برخورد کنید

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۹ آذر ۱۴۰۴، ۰۵:۰۳ ب.ظ

ریشه‌های فساد اقتصادی - تسنیم

 

پیش تر نیز درباره مجموعه خونه به خونه بابل بعنوان ابر بدهکار بانک دی در سیمای ملی افشاگری صورت گرفته بود. در گوگل جستجو کنید خواهید یافت. حالا علی خضریان نماینده تهران پرده ای دیگر از اتهامات این مجموعه را رو نمایی کرده است. آقایان مداح؛ آقایان سخنران، بیشتر دقت کنید:

ردپای یک ابر بدهکار بانکی در فساد لیزینگ رایان سایپا

علی خضریان نماینده مردم تهران در تذکر شفاهی:

پس از رسوایی بانک آینده و زلزله تورمی آن امروز شاهد زخمی تازه بر پیکر اقتصاد رنج‌دیده کشور هستیم.

فسادی که در سال ۱۴۰۲ از دل لیزینگ رایان سایپا سر برآورده است، در این پرونده فردی به نام هادی حسن‌زاده امیری که خواهرزاده آقای صالحی امیری وزیر گردشگری نیز است و سال‌ها نامش در فهرست ابر بدهکاران بانک‌های دی، توسعه تعاون و ملی در دهه ۹۰ به چشم می‌خورد، با تشکیل شبکه‌ای از شرکت‌های پوششی و صوری و در رأس آن شرکت «خونه به خونه» بیش از یک هزار میلیارد تومان تسهیلات بانک را تحت عناوین مضحکی همچون «لیزینگ برنج» تصاحب کرده است. آن هم برای ۱۵۰۰۰ تن برنجی که نه مبدأ و نه مقصدش روشن است و آن هم تنها با یک پیش فاکتور!

از رئیس محترم دستگاه قضایی می‌خواهم که با دستور ورود فوری، قاطع و بی ملاحظه این پرونده را بررسی کنند. نهادهای امنیتی بررسی کنند این حجم برنج کجاست؟ این پول‌ها که از شرکت خارج شده کجا رفته است؟

 

خبرگزاری فارس هم به این موضوع پرداخته:

https://farsnews.ir/Fatemeh_nazemi/1765271191054759238/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D9%88-%D9%85%D9%84%DB%8C

  • سیدحمید مشتاقی نیا

درحاشیه بازداشت شهردار بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۹ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۳۷ ق.ظ

بازداشت شهردار بابل ! + علت

 

در ادامه برخورد با تخلفات شهرداری بابل امروز خبر احضار و بازداشت شهردار و جمعی از همکارانش در رسانه ها منتشر شد. دست عوامل پلیس امنیت اقتصادی درد نکند. برخورد با متخلفان به خصوص در سیستم اداری و صاحبان قدرت، باعث تقویت اعتماد عمومی به نظام اسلامی خواهد شد. اگر لازم است شورای شهر بابل را منحل و حقوقشان را قطع کنید. چند ماه هم در اموال بیت المال صرفه جویی شود غنیمت است.

نکته نگران کننده ای که این وسط وجود دارد سرنوشت چنین پرونده هایی است که نباید در هاله ای از ابهام فرو برود.

پیش تر نیز بعضی کارکنان و مسئولان شهرداری بابل دستگیر و عزل شدند اما اطلاعی از حکم نهایی پرونده شان در دست نیست. بعضی اعضای شوراهای سابق نیز به اتهام تخلفات اقتصادی و سوءاستفاده از اموال عمومی بازداشت شدند؛ متهم دانه درشت بدهکار بانک دی که نام مجموعه وی در اخبار بیست و سی نیز اعلام شد در پوشش هیات داری همچنان به ادامه فعالیتهایش اشتغال دارد، هم دستان بابلی اکبر طبری که بعضا به خارج از کشور گریخته بودند الان آزادانه گشت و گذار میکنند و گویا تبرئه شدند و از جیب مردم تظاهر به نیکوکاری و انجام امور خیر می نمایند....

به سرانجام نرسیدن پرونده متهمان دانه درشت و صاحب نفوذ، اعتبار دستگاه عدلیه را مخدوش خواهد ساخت. این بار را دقت کنید تا ته ماجرا بروید لطفا.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این اسلام مزاحم!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۹ آذر ۱۴۰۴، ۰۶:۴۲ ق.ظ

بعضی مسئولان روی شان نمی شود بگویند با اسلام نمی شود حکومت کرد. در باطنشان به این رسیده اند که حکومت منهای دروغ و جعل و تبعیض و... امکان ندارد، اما خب گفتنش دردسر دارد. حداقل یک دردسرش این است که نمی توان دهان منتقد را به بهانه مخالفت با اسلام و انقلاب بست.

به پادوهای امنیتی وابسته شان یاد می دهند که اصل با سازمان است، حرف، حرف تشکیلات است، مأموری و معذور به تو چه که خدا چه می گوید؟ معیار انقلاب و اسلام چه بوده؟

این عقیده را منافقین هم داشتند، سازمان یعنی خدا. حالا امیرالمومنین فرمود مأمور مسئول است نه معذور برای بالای منبر خوب است و لای قفسه های کتابخانه.

نه بانکداری را اسلامی می کنند نه اشرافیت را تقبیح و نه دنبال عدالت اجتماعی و آموزشی و اقتصادی هستند و نه...

شبکه سینمای خانگی و مناطق به اصطلاح آزاد اقتصادی نیز ابزاری است هم برای پول در آوردن هم برای عادی سازی گناه و ترویج تدریجی آن. این فقط دشمن نیست که دنبال اندلس سازی ایران است. بعضی مسئولانی که در باطن معتقد به توانایی اسلام در اداره حاکمیت نیستند و آن را در تضاد با منافعشان می بینند هم دین را مزاحم حکمرانی خود می دانند. مردم اگر به مبانی دین رجوع کنند مقابل رانت و شکاف طبقاتی و غارتگری و... سکوت نخواهند کرد؛ اما اگر نئشه و شهوتی باشند شل و ول و بی خیال و بی رمق خواهند بود.

چنین است که می بینید خانمی که دختر شهید است و اهل قلم و فضل و بیان به جرم امر به معروف چنان بازخواست می شود که تاب شکسته شدنش حرمتش را نداشته و دچار عارضه مغزی میگردد، طلبه ای که در اجتماع حامیان حجاب و مبارزه با فساد اقتصادی سخنرانی داشته بارها احضار و زندانی میشود اما از انصاری ها و اکبر طبری و مصطفی نیاز و بابک زنجانی گرفته تا مروجان سازمان دهی شده کشف حجاب دارند صاف صاف دارند می چرخند و به ریش ملت می خندند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اعتصاب آبگوشت!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۸ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۰۱ ق.ظ

در مدرسه علمیه ای که درس میخواندیم آشپزی بود که البته شغل اصلی اش این نبود. بازنشسته یکی از ادارات خدماتی بود و از سر نیاز آمد آشپز شد. نمیتوانست خوب غذا را بار بیاورد. کوکو درست میکرد ته میگرفت و سوخته بود. آش و آبگوشت درست میکرد موادش خام بود و ... یکی یکی بچه ها داشتند دچار زخم یا التهاب معده و روده می شدند. چند باری به مسئولان مربوطه تذکر دادیم اما توجهی نشان ندادند. یک روز تصمیم گرفتیم اعتصاب کنیم. آن روز دوشنبه بود و غذا، آبگوشت. موقع غذا نرفتیم و غذا را نگرفتیم. قضیه پیچید و صدا کرد. مسئولین مربوط جلسه گذاشتند. از من  هم خواستند که بروم و حرف بچه ها را بگویم. نهایت آشپز تغییر پیدا کرد و وضع بهتر شد. استاد بزرگوار ما که از موضوع مطلع شد همان پول را به آشپز خدا رحمتی میداد که نیازش برطرف شود اما دیگر نیاید و غذا درست نکند!

آن روز وقتی وعده دادند که به زودی آشپز عوض خواهد شد خوشحال شدیم و دویدیم و از گرسنگی همان آبگوشت را با مواد نیم پخته اش با ولع خوردیم.

داشتند طبقه بالای حوزه را می ساختند از زندان کارگر آوردند که چیزی گیرشان بیاید. عزیزان زندانی هم آدمهای خوبی بودند. از نظر مالی کم آورده بودند. فضای حوزه و کار در میان طلاب برایشان تجربه شیرینی بود. ماه مبارک از راه رسید. زمستان بود. افطار آن بندگان خدا را می آوردند همینجا میخوردند بعد به زندان بر می گشتند. یک شب غذایشان نرسید. با بچه های اتاق توافق کردیم افطارمان را که آبگوشت بود دادیم به آنها. خیلی خوشحال شدند. کمی بعد که افطار را خوردند غذای خودشان رسید که آنهم آبگوشت بود؛ دادند به ما. چشمتان روز بد نبیند. آب بود پر از چربی، انگار روغن موتور ریخته بودند داخلش. گوشت که هیچ، سیب زمینی ها نپخته و حتی پوست نکرده، از اینها که بگذریم فکر کنم آشپزش کچل شد تا غذا آماده شود! آن قدر مو از زیر دندان هایمان بیرون کشیدیم که دیگر حالت تهوع پیدا کردیم.

در اردوهای دانش آموزی و دانشجویی هم گاهی این اتفاق رخ داد. فلافل اردوگاه یخ بود و مثل تیغ می ماند و گلو را خراش می انداخت. عدس پلوی پادگان واقعاً ساچمه پلو بود و نمی شد خورد.

خیلی مواقع هم البته غذا خوب و با کیفیت بود.

یکبار کاروانی شامل ده اتوبوس بچه های دبیرستانی را به اردوی راهیان نور بردم. نه اتوبوس از مدارس دولتی بودند و یک اتوبوس از غیر انتفاعی. آنهایی که از مدرسه دولتی بودند هر غذایی بود می خوردند که البته کیفیت غذاها خوب بود. اما مدرسه غیرانتفاعی! دم به ساعت مادرها زنگ می زدند به پسرشان که چه کار میکنی؟ کجایی؟ و چه میخوری؟ بچه ها هم لوس بازی در می آوردند که غذا مرغ است، کم است، خوب نپخته و... مادرها هم قربان صدقه برای بچه ها و فحش و نفرین برای متولیان اردو و نهایتا کار ختم می شد به دور ریختن غذا و توقف اتوبوس برای خرید غذا با هزینه شخصی دانش آموز.

چند روز پیش عکسی را از دانشگاه نوشیروانی بابل دیدم عده ای دانشجو در اعتراض به کیفیت بد غذا، انبوهی از غذای سلف را دور ریخته بودند. بعد گویا فیلمش هم در آمد و اعتراض وسیعی را از سوی افکار عمومی برانگیخت که لامصبها میدانید قیمت غذا چند است و چند نفر محتاج همین غذا هستند؟ ...

از غذای دانشگاه قم گاهی میخورم که انصافا خوب است. کیفیت غذای دانشگاه نوشیروانی بابل را خبر ندارم. اعتراض هم حق هر کسی است؛ اما ای کاش غذا را دور نمی ریختند. غذا را نمی گرفتند و یک گوشه با ظرف خالی می نشستند و تصویر همان را به ناشنه اعتراض منتشر می کردند. یا غذا را می بردند سر خیابان خیرات می کردند تصویرش را نشر می دادند. این کارشان کمی بچگانه و از سر نپختگی و هیجان بود. کلا اسراف غلط است چه برسد در این موقعیت که قیمت مواد غذایی واقعا بالاست. گاهی به شوخی و جدی گفته می شود از بس هزینه خورد و خوراک بالاست دولت دم به ساعت به زندانی ها مرخصی می دهد بروند خانه هایشان هزینه ها کم بشود!

به همان نسبت که کار این تعداد دانشجو در دور ریختن غذا اشتباه بود، بی توجهی و غفلت مسئولان بعضی پادگانها و اردوگاهها و زندانها و دانشگاهها و حوزه ها در نظارت بر کیفیت پخت و پز هم مصداق اسراف و ریخت و پاش و هدر دادن بیت المال است. خوب است مسئولان این مجموعه ها ملزم باشند از همان غذایی تناول کنند که افراد زیر مجموعه مصرف میکنند بلکه هم نظارت و دغدغه بالا برود هم دانشجو و طلبه و دانش آموز و سرباز و زندانی و... احساس اطمینان و رضایت و اعتماد بیشتری پیدا نمایند.

 

photo_2025-12-08_08-53-10_6eg.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از زاویه نگاه خاتمی

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۶:۱۶ ق.ظ

photo_2025-12-06_06-08-05_84gz.jpg

 

سید محمد خاتمی، چهره ای سیاسی، زیرک و با تجربه است. اصلاح طلبها در زمان حاکمیت بر قوای مجریه و مقننه به موازات تخریب مبانی حاکمیت دینی تلاش داشتند طیف سنتی حوزه که کاری به کار سیاست نداشته و صرفا دلخوش به احیای مناسک هستند را با خود همراه نگاه دارند. تعطیلی روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها یادگار مجلس ششم است.

اصلاح طلبها در ژستهای سیاسی و انتخاباتی همواره خود را افراد قانون مند و اهل گفتگو نشان می دادند. برهم زدن مراسم سخنرانی چهره های ساختارشکن اصلاحات در شهرهای مختلف، فرصت مناسبی بود تا انبوه رسانه های زنجیره ای در اقدامی سازمان دهی شده، چهره رقیب را پرخاشگر و فاقد منطق و گریزان از گفتگو نشان بدهند.

حالا خنگ شهرت طلبی چون سلیمانی اردستانی که وابستگی اش به طیف اصلاحات و مجمع جعلی مدرسین قابل کتمان نیست با سخنانی سبک، موهن و فاقد مبنا، طیف سنتی حوزه و بیوت مراجع را آزرده خاطر و نگران ساخته است. از سوی دیگر طیف اصولگرا و مروج "باهتوهم" که به تناسب ادوار، منتقدین هاشمی و ناطق و لاریجانی و قالیباف را به گونی هدایت میکرد ناگهان در قبال وهن ساحت اهل بیت علیهم السلام، ژست گفتمانی گرفته و با مدارا و منطق به مواجهه با حریف روی آورده و دم به ساعت با پیغام و پسغام مجازی از طریق مداحان سرشناس و...، هرگونه برخورد و یا توهین به فرد تشکیک کننده را نفی می نماید.

برنده این مصاف تبلیغاتی به یقین طیف اصولگراست که در انتخابات آتی تلاش خواهد نمود چهره فرهیخته خود را در قبال سبک مغزی و دین گریزی حریف به رخ مردم و بیوت مراجع بکشاند که بالطبع عقبه استراتژیک اصلاح طلبان را با چالش جدی مواجه خواهد ساخت.

گزارش ابطحی از جلسه با خاتمی و دستور کشیدن ترمز اردستانی را در این راستا میتوان ارزیابی کرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این دنیای ناچیز

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۵ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۵۲ ق.ظ

دانلود ریمیکس داره تموم میشه این دنیای بی ارزش هایده هوش مصنوعی تتلو شایع  اینستا

 

در هفته گذشته سه حادثه تلخ در صدر خبرها آمد.

رضا امیرخانی دچار حادثه شد و در بیمارستان بستری گردید. از حال و روز او خبرهای مختلفی به گوش می رسد. رضا امیرخانی یکی از ماندگارترین چهره های عرصه قلم و هنر انقلاب است که نامش در تاریخ خواهد ماند. داستان سیستان، نشت نشا، ارمیا و... آثاری بودند که او در جوانی خلق کرد و به رغم آنکه در جبهه انقلاب قلم می زد اما تحسین معاندان را نیز بر انگیخت. خدایش سلامت بدارد ان شاءالله.

نماینده لردگان چه اسم زیبایی دارد، سید روح الله موسوی؛ اما زیباتر از اسم او رسم اوست که بر مدار شهدا و فرهنگ و سلوک انقلاب جریان دارد. در حالی که رانت خواری مدعیان ژن برتر و آقازاده ها و دامادهای تازه به دوران رسیده بعضی مسئولان تصویری نامبارک از چهره عدالتخواهانه جمهوری اسلامی در باورها حک نمود هنوز هم مسئولانی در تراز باکری و رجایی و رییسی و... پیدا میشوند که خویشانشان را از رانت و ویژه خواری دور نگاه دارند. فرزند این نماینده بی آنکه کسی بداند پیک موتوری رستوران بود که دچار سانحه شد و از دار دنیا رخت بر بست. رحمت الله علیه. خدا به پدر و مادر این جوان صبر بدهد.

سقاب حسینی جوان متدینی است که به رغم اعتراض بعضی حامیان دولت توانست نظر مسعود پزشکیان را به طرحهای خود جلب نماید. هنوز امضای حکم معاونتش خشک نشده بود که خانواده اش دچار سانحه شدند و همسر و دو فرزندش را از دست داد. روحشان شاد. ظن و گمانهایی هم در این باره طرح شده که نمیخواهم واردش بشوم. یک نکته ای در ذهنم هست که جزو نادانسته های عالم خلقت است. در زندگی خیلی ها دیده ام تا به جایی میرسند حادثه ای تلخ برایشان رخ میدهد. دوستی بود که در قم طلبگی میخواند. بی سر و صدا دانشگاه رفت و مدرک گرفت برگردد شهرش برو بیایی پیدا کند که ناگهان دچار سرطان شد. مسعود پزشکیان به مجلس رفت که همسر و فرزندش دچار سانحه شدند. مرحوم کریمی مدتی بود وزیر دادگستری شد که در سانحه ای همراه با خانواده جان باخت. بهادری جهرمی سخنگوی دولت رییسی هم اندکی بعد از تصدی این پست در سوگ دخترش نشست... خدا عاقبت همه ما را بخیر کند؛ ان شاءالله اموات و احیای مومنین در دو عالم رو سفید باشند. همه این خبرها عبرت و آموزه ای است که برای دنیا بیش از آنچه می ارزد ارزشی قائل نباشیم. امیدوارم به این درجه از معرفت برسیم که به آنچه دست می آوریم دلخوش نبوده و از آنچه از دست می دهیم مأیوس نگردیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مغز و شکم

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۴ آذر ۱۴۰۴، ۰۴:۳۹ ب.ظ

خرید بسته فرهنگی | بسته فرهنگی - فروشگاه محصولات فرهنگی کوثر

 

مدتی است وقتی در برنامه های فرهنگی شهدا که در دانشگاه ها برگزار می شود حضور پیدا میکنم مسأله ای ذهن مرا آزار میدهد. به طور معمول با توجه به بهره مندی دانشگاهها از بودجه های فرهنگی، پذیرایی خوبی در مراسم صورت می گیرد؛ اما از اعطای بسته های فرهنگی ولو در حد یک بروشور هم خبری نیست. پیش تر ها سلیقه و ظرافت برگزارکنندگان مراسم ویژه شهدا بدین شکل بود که حتی اگر پذیرایی قابل توجهی در کار نبود یک عده هر چند با هزینه شخصی و ارائه کاری ساده تلاش می کردند مستمعان و مخاطبان و حضار برنامه یک کتابچه و یا سی دی و یا بروشور پیرامون معرفی شهدا و خاطرات و اندیشه هایشان را با خود به یادگار ببرند. این کار بهانه ای برای نشر ارزشهای دفاع مقدس و ایجاد فرصت برای آشنایی بیشتر مخاطبان و خانواده هایشان حتی آنها که در مراسم حضور ندارند با فرهنگ و معارف ایثار و شهادت به شمار می آید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مقابل چشم مردم

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۴ آذر ۱۴۰۴، ۰۴:۳۳ ب.ظ

‫عکس/ وای به روزی که بگندد نمک‬‎

 

چهارراه شهدای قم یک مقر کوچک انتظامی قرار دارد. بی استثنا هر روز صبح که از کنار آن رد شوید دو یا سه خودرو با پلاک شخصی را می بینید که درست مقابل آن در نقطه ای که توقف ممنوع است پارک کرده اند. مردم می گویند این خودروها متعلق به کارکنان انتظامی است و اساسا نمیتواند برای شهروندان عادی باشد زیرا به یقین اگر برای مردم معمولی بود جریمه گردیده و در صورت استمرار به پارکینگ منتقل خواهند شد. جالب تر آنکه آنجا هر روز شاهد حضور فیزیکی مأموران انتظامی و راهور است و این تخلف مقابل چشم شان قرار دارد.

 آن نقطه با توجه به نزدیکی به حرم مطهر، نقطه ای شلوغ و پرتردد بوده که تصویری از قانون شکنی بعضی از متصدیان حفظ قانون را در اذهان عابرین به یادگار می گذارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سر و دستها و پاهای رژیم منحوس را میزنیم

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۱۶ ب.ظ

اسرائیل زیر آوار موشک‌های ایران/ آمار شوکه‌کننده از کشته‌ها - تسنیم

 

در جنگ بعدی باید نفر را بزنیم. ما یا دوستان ما در منطقه باید تلفات سنگین روی دست دشمن باقی بگذاریم چه آمریکا و چه اسرائیل. این را باید به گوش دشمن برسانیم تیم جدید فرماندهی قوای مسلح ما با استفاده از تجربه جنگ دوازده روزه و البته بهره مندی از روحیه تهاجمی بنا دارند در صورت دست درازی دوباره دشمن، نفرات آنها را هدف قرار بدهند. دشمن احساس کند اهل ترحمیم جسور میشود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سلیمانی اردستانی، هارون مونس و دیگران

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۲۱ ق.ظ

تصاویر) ایرانی مظنون به‌گروگانگیری سیدنی کیست؟

 

حدود یازده سال پیش بود خبر عملیات تروریستی و گروگانگیری در سیدنی استرالیا توسط یک ایرانی وهابی در کل رسانه های دنیا پیچید. اسم این بابا بود هارون مونس. اما کمی کنکاش در فضای مجازی نشان میداد وی طلبه ای در حوزه علمیه قم بود به نام محمدحسن منطقی که به مرور بخاطر شکست در کسب و کار اقتصادی، ژست اپوزیسیون گرفت. گرایش وهابی پیدا کرد و نهایتا موفق به اخذ پناهندگی گردید.

همان وقت یادداشتی نوشته و توضیح دادم که عده ای از درس خوانده های حوزه و یا دانشگاه هستند که احساس میکنند چیزی بارشان است و آنطور که حقشان بوده دیده نشده اند. این افراد با قیاس فلان روحانی یا استادی که به عنوان کارشناس به رسانه ملی آمده و احتمالا سوتی هم دارد، افسوس می خورند که چرا خودشان با نظرات و سوادی که دارند مهجور واقع شده و کسی از آنها بهره نبرده است. البته بعضی هم صرفا توهّم سواد و اندیشه را دارند و اگر آنچه آقا گفت یعنی برگزاری کرسی های آزاد اندیشی به طور کامل و درست انجام می گرفت این بندگان خدا هم تخلیه شده هم وزن علمی شان مشخص می گردید.

این را به طور تجربی دیده ام که عرض میکنم. بعضی از این عزیزان اصرار دارند گوش شنوا یا بیکاری را پیدا کرده و از آنچه در چنته بدیع خود دارند رونمایی کنند. شخصا به این طور افراد احترام گذاشته و اگر دارای سن و سالی باشند سعی میکنم خیطشان نکنم و گاه در قالب سوال و غیرمستقیم به آنها بفهمانم که خیلی هم حرف جدید و کاملی برای گفتن ندارند.

خب حالا حساب کنید کسی با این حس درونی سر پیری مطمئن شود که دیگر اقبالی برای نمایش استعدادش نخواهد داشت. این طور افراد چنین مواقعی شروع به گرفتن مواضع شاذ و بیان حرفها و نظرات عجیب و شنا بر خلاف جریان آب می نمایند تا شانس بیشتری برای ابراز وجود و خودنمایی و رفع عقده هایشان داشته باشند.

خیلی ها حرف نویی دارند اما مستدل.

روی سخن پیرامون اشخاصی است که زور می زنند حرف نویی داشته باشند و دستشان از سند و دلیل خالی است. دیده اید بعضی افراد معمولی کوچه و بازار که صرفا از سر لج و برای تخلیه بغض درون تلاش دارند خبر و تحلیلی من درآوردی را در باب سیاست و دین و اجتماع بیان کنند؟ آن قشر افراد با سواد هم گاه به چنین حال و روزی دچار میشوند.

یکی اش همین عبدالرحیم سلیمانی اردستانی که خودش هم چندبار تکرار میکند من شیعه وهابی هستم و می خنند! ذوق می کند با ابداع اصطلاحی جدید بتواند خودش را سر پیری متمایز از دیگران نشان داده و سر زبانها بیندازد. در مظلومیت ائمه و اهل بیت از حضرت زهرا تا امام جواد علیهم السلام خدشه وارد می کند. هیچ دلیل و سندی هم ندارد و در سطح عوام کوچه و بازار با استناد به این که نظر من این است، فلان چیز با عقل جور در نمی آید، مگر میشود اینطور باشد و.... خودش را در جایگاه عقل کل و بی نیاز از تحقیق و مطالعه و پژوهش می بیند، هیچ وقت هم زیر بار منطق و سند نمی رود.

از هر حرف نویی باید استقبال کرد اما در محافل علمی و تخصصی تا وزن سخن و صاحب سخن معلوم شود. اینهایی که با تمسک به رسانه مجازی در تلاش برای طرح دیدگاه فاقد مبنای خود هستند در واقع در تلاش برای طرح اسم و عکس خودشان هستند.

مناظره حامد کاشانی با او خوب و قابل تحسین است. اهل مطالعه فهمیدند که عبدالرحیم چیزی در چنته ندارد و فقدان علم خود را دلیل نبود علم و جواز تشکیک در حقیقت می داند. زین پس طرح سخنان و نشر تصاویر وی کمک به منویات قلبی او برای ارضای شهوت دیده شدن و شهرت اوست. از کنار چنین افرادی باید به سادگی و بی اعتنا عبور کرد.

راستی رسانه های تشیع لندنی که ژست تعصب روی اهل بیت را دارند نمی خواهند درباره این بابا موضع بگیرند؟ چون با نظام زاویه دارد می شود از حق اهل بیت گذشت؟

روحانیون اصلاح طلب هم نان اسلام را خورده اند. نمیخواهند غیرت نشان دهند؟

دادگاه ویژه روحانیت گاه خودش را مکلف به دفاع از میز و جایگاه یک شهردار و فرماندار می دید. حالا برای دفاع از جایگاه اهل بیت هم احساس مسئولیت نشان خواهد داد؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تعصب قبیله ای در زر ورق روشنفکری

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۳۲ ق.ظ

چهار تعصب شناختی مهم برای کارآفرینان

 

هنوز هم در بعضی روستاها و محله ها اینطور است. یکی از اهالی و قوم و خویش هر خلافی هم که انجام بدهد پشتش می ایستند که مثلا معرفت به خرج داده باشند. طرف از بالا محله رفته پایین محله، دزدی، کتک خورده، جمع میشوند یورش می برند که چرا بچه محل ما را زدید!
این هم از رسوم غلطی است که در جامعه ما بین طبقات مختلف باب شده است. با دانشجویی که تخلف کرده برخورد شود، میگویند چرا با دانشجو برخورد کردید؟ با هنرمند متخلف برخورد شود میگویند جای هنرمند در زندان نیست، خب بله کسی نباید بخاطر هنرش به زندان بیفتد، اما جای متخلف و قانون شکن در زندان است. این اخلاق لزوما مربوط به طوایف روشنفکری نیست. بعضی از خود عزیزان نهادها هم اینطورند. با یکی شان برخورد شود می گویند انگیزه کار نداریم! چرا با هممکار ما برخورد شد؟! دیگر نمی گویند که با متخلف برخورد شد. انگار همه دوست دارند برای صنف خودشان مصونیت آهنین درست کنند. انگار چه پزشک چه دانشجو چه بازیگر چه مأمور چه قاضی، فرزند شهید، خبرنگار و... انتظار دارند فقط خطا و جرم دیگران مورد پیگیرد قرار بگیرد. این جماعت در حالی به این رانت و ویژه خواری و نظام طبقاتی و اشرافیت قائل هستند که همه شان دم از ضرورت عدالت و تساوی فقیر و غنی مقابل قانون و حق طلبی و ... زده و مشکلات مملکت را ناشی از وجود تبعیض می دانند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در حریم فسق

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۱۵ ق.ظ

تاکسی‌های آنلاین و حریم خصوصی - ایسنا

 

خانه، حریم خصوصی است اگر برای زندگی شخصی باشد. اما اگر محل کار قرار بگیرد یا محلی برای اشاعه منکر، حریم خصوصی به حساب نمی آید.

اگر یک نفر در خانه اش لخت بچرخد کسی با او کاری ندارد. اگر یکنفر در خانه اش مشروب بخورد هم همینطور اما اگر دیگران را به خانه اش بیاورد و همین رفتار را داشته باشد کارش میشود ترویج گناه و اشاعه فحشا و قابل پیگیرد و مستوجب برخورد قضایی است.

کسی نمیتواند بگوید خانه خودم است هر کار دلم بخواهد مختارم. مثلا کسی در خانه اش اقدام به تولید محصول کند. اگر مجوزهای لازم بهداشتی و صنعتی و تولیدی را نداشته باشد با او برخورد میشود. اینجا دیگر خانه حریم خصوصی نیست. همه جای دنیا برای تغییر ظواهر ساختمان، صدور مجوز شهرداری لازم است تا چیینش، نما و مبلمان شهری تحت کنترل باشد. درست مثل نوع پوشش که در عرف جوامع، حریم شخصی نبوده و تابع مقررات است. دیدید فیلمش را که پلیس آمریکا با زنی که در معابر سینه هایش را بیرون انداخته بود برخورد محکمی داشت.

عکس این ماجرا را هم داریم. محیط اجتماع و فضای عمومی هم گاهی با حریم شخصی افراد تداخل پیدا می کند. مثلا داخل تاکسی یا اتوبوس، یکی موبایلش را روشن کرده و با صدای بلند به موسیقی گوش داده یا فیلمی را تماشا کند. چون آرامش دیگران را به هم زده نمیتواند بگوید فضای عمومی است و ربطی به اشخاص ندارد. در فضای عمومی هم هر فرد حریم خودش را دارد و حق دارد از آن صیانت کند. همه در صف خرید یا خودپرداز و... فاصله ای را جهت حفظ حریم خود و دیگران رعایت میکنند.

برخوردی که با جمعی از بازیگران در مجلس خانگی صورت گرفت -که به منظور برگزاری عیش و گناه تشکیل شده بود- درست و موجّه است چون کارشان مصداق اباحه گری در جامعه و اشاعه گناه به شمار می آید. اگر خود فرد گناه میکرد کسی با او کاری نداشت؛ اما کشاندن دیگران به محفل گناه، حکم ترویج و اشاعه را داراست.

موضوع سرو مشروبات الکلی حتی در بعضی از کافه ها در حال عادی سازی است که نیازمند اجرای حکم قاطع شلاق برای کنترل این اوضاع تأسف بار است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بند آروغ!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۵۳ ق.ظ

مهمترین علت آروغ زدن زیاد و درمان این عارضه

 

این حکایت را که شنیده اید معروف شده است به قانون بند آروغ!

میگویند حاکمی به وزیرش گفت چه نشسته ای که خزانه خالی است و دولت بی پول؛ فکری باید.

طرف یک قانون وضع کرد با سه بند. بند اول: مالیاتها دو برابر میشود. بند دون نصف گاو و گوسفندهای مردم مال دولت. سوم آروغ زدن ممنوع است! یک عده را هم پول داد چو بیندازند که آروغ زدن نیاز اصلی و دغدغه مهمی است که باید در رأس اولویتهای مطالبه گری قرار بگیرد. اعتراضها که بالا گرفت دولت از این بند کوتاه آمد تا به مردم ثابت کند برای نظراتشان ارزش قائل است. ملت هم که عصبانیتشان فروکش کرد و انرژی شان تخلیه گردید خوشحال شدند که دستاوردی را کسب نموده، حرفشان را به کرسی نشانده و پیروز شده اند.

الغرض وقتی می بینید انگیزه ای برای کنترل وضعیت ناهنجاری های اجتماعی در مسئولان وجود ندارد که هیچ، هر از گاه رفع فیلتر فلان سکوی مجازی یا موتور سواری بانوان و... به عنوان مطالبه و دغدغه اصلی اجتماع از سوی رسانه های وابسته مطرح میشود باید یقین بدانید که حالا حالاها موج سرسام آور گرانی ادامه دارد و اوضاع معیشت قرار نیست فعلا سر و سامانی به خود بگیرد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وجدان کاری

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۴۸ ق.ظ

مولفه‌های مؤثر بر وجدان کاری | خبرگزاری بین‌المللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان،  فتاوای آیت‌الله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان

 

 راستش من به کارمندها بد بین شده ام. از بس از خودشان شنیده ام که وقتی حوصله ندارند یا کار دیگری دستشان است یا مشغله شخصی دارند به ارباب رجوع می گویند سیستم قطع است برو فردا بیا! که قطعا حق الناس بزرگی است. البته یک وقتهایی واقعاً سیستم قطع است اما خب من که دیگر به این جماعت بد بین شده ام.

به بعضی از دوستان کارمند می گویم پر توقع ترین قشر جامعه شما هستید و کم فایده ترین و زحمت دار ترین قشر هم! البته خیلی از کارمندها هم دلسوز و شریف و زحمت کشند و دغدغه حل مسائل مردم را دارند؛ اما یک عده متأسفانه در عین اینکه از زمین و زمان طلبکارند خودشان به وظایفشان درست عمل نمی کنند و باعث رنجش و تضییع حقوق مردم میشوند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سریال آینه!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۳۸ ق.ظ

بازی فکری دومین|خرید اسباب بازی فکری دومینو با قیمت ارزان از فروشگاه  اینترنتی دیجی توی

 

دولت در مواردی که دلش نخواهد به قانون عمل نمیکند. از به کار گیری محکومان قضایی و دو تابعیتی ها گرفته تا عدم اجرای قانون برنامه هفتم توسعه و...

مجلس در مواردی که دلش نخواهد به قانون عمل نمی کند. حداقل یکی اش همین زد و بند با دولت و عدم استفاده از ظرفیت نظارتی مجلس است که این نهاد را صرفا به تریبون آزاد شخصیتهای سیاسی بدل ساخته و دستاورد عملی چندانی در دفاع از حقوق ملت به همراه نداشته است.

قوه قضاییه هم که متهم ردیف اول ترک فعل است. پرونده های کلان مفاسد افشا شده مثل فولاد مبارکه و بانک دی و آینده و... که همه از آن با خبرند نیز بی نتیجه رها شده و مردم را در بد گمانی فرو برده است.

بعضی کارمندان نظامی و قضایی در جمعهای دوستانه و فامیل تعریف میکنند که ما با خودروی شخصی تخلف نموده و چون دستمان بر می آید می رویم داخل سامانه و جریمه هایی که توسط دوربین ثبت شده را باطل میکنیم.

و....

خب حالا با این وصف می شود یقه مردم را گرفت که چرا در مواردی که میلتان نیست به قانون عمل نمی کنید؟ الناس بأمرائهم اشبه منهم بآبائهم. کلام مولاست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سهام بی عدالت!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۳۰ ق.ظ

آغاز ثبت‌نام سهام عدالت+ جزئیات

 

دیروز دیدم سایتی نوشته که تصویب شده به متولدین 1401 به بعد سهام عدالت تعلق بگیرد. همه مردم ایران سهام عدالت گرفتند تا اوایل سال نود یا نود و یک. متولدین این ده سال از گرفتن سهام عدالت محروم ماندند. حالا هم که دولت تصویب کرده تنها به متولدین سه سال اخیر سهام بدهد. خب اگر معیار ما در حکمرانی، اجرای عدالت است چرا باید همه مردم از یک امتیاز بهره مند باشند به جز یک بخش که از بد حادثه! در زمامداری دولت روحانی پا به دنیا گذاشته اند؟

دور از شأن عدالت محوری جمهوری اسلامی است که عده ای بی دلیل از یک امتیاز همگانی محروم بمانند. امیدوارم مجلس و دولت به این مسأله ورود جدی داشته باشند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چند جای کار می لنگد

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۴۳ ق.ظ

تهران کجا بازی کنیم؟ معرفی بهترین کافه های مافیا تهران برای سرگرم شدن -  شهرگردی | مجله گردشگری میهمان شو

 

دو تا دختر نوجوان در تهران بلند شده اند رفته اند کافه. کافه ها که میدانید مدتی است پاتوق و خلوتگاه دخترها و پسرها شده. آنجایی که رفتند بازی مافیا جریان داشت. این دو تا دختر هم با دو تا پسر دیگر تیم می شوند و می زنند به بازی. شرط بندی هم می کنند. حالا چه شرطی؟ اینکه هر تیمی باخت باید ده تا موبایل بقاپد و بیاورد! از قضا تیم همین بچه ها باخت. حالا باید شرطشان را عمل کنند که جلوی بقیه کم نیاورند. تجربه دزدی هم که ندارند.

دو تا پسرها موتور داشتند. دخترها هر کدام می نشیند ترک یکی و راه می افتند طرف بالای شهر که به زعمشان خلوت است و بهتر میشود دزدی کرد. چرخی می زنند. چشمشان می افتد به خانمی که موبایلش را در آورده و مشغول صحبت است. همان را نشان می کنند. موتور می رود طرفش. نزدیکش که می شوند دختر دست دراز می کند موبایل را بقاپد. زن تیز بود. دستش را کنار کشید که هیچ، مچ دست دختر را هم گرفت و کشید و به زمین انداخت. موتوری هم تعادلش را از دست داد و افتاد زمین. آن یکی موتور آمد کمکش. زن جیغ و داد کرد. مغازه دارها و رهگذرها ریختند وسط و هر چهار نفرشان را دستگیر کردند. کلانتری هم آمد و تحویلشان گرفت. سنشان کم است و باید بروند دادگاه اطفال. زار میزنند که به خدا دفعه اولمان بود و دزد نیستیم. زار می زدند که پدر و مادرهامان بفهمند چه میشود....

این ماجرا را دوباره مرور کنید. یک جا، دو جا، نه، چند جای کار می لنگد. در فضای مجازی چه می گذرد؟ پدر و مادرها چه میکنند؟ در کافه ها چه خبر است؟ مدرسه ها چه نقشی دارند؟ میشود جلوی این اتفاقها را گرفت، نمیشود؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ایستاده بمیریم

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۳۸ ق.ظ

عکس / تناور یعنی جمهوری اسلامی

 

همه شهدا مرد بودند چه مرد چه زن، همینکه جلوی دشمن ایستادند و کم نیاوردند و به دل خطر زدند، نشان سر قامتی آنهاست.

بعضی خاطرات لحظه آخری شهدا واقعا زیباست. منافق می گفت رفتیم مغازه خشکشویی که پر از عکس امام و شهدا بود. به شاگرد مغازه، (شهید شعبان ترابی) گفتیم عکسها را دربیاور و پاره کن. اسلحه را گرفتیم طرفش. نگاهی به ما کرد. انگار فهمید بالاخره می زنیم و ترورش میکنیم. دوست داشتیم بیفتد به التماس. آرام و خونسرد رفت یکی از عکس ها را با احترام از جایش در آورد و گوشه ای گذاشت. چندبار تهدیدش کردیم. چند بار دیگر همین کار را کرد. کفرمان درآمد. به سمتش شلیک کردیم؛ اما نگاههای مطمئن و آرام و استوارش کابوس همیشگی ما شد. شهید هندویان پاسدار بود. چریکهای فدایی در جریان حمله به آمل، او را وسط شهر دستگیر کردند. جلوی مردم گفتند بگو مرگ بر خمینی. اسلحه را گرفتند طرف دهانش. این جا جای کم آوردن نبود. فریاد زد مرگ بر آمریکا. مرگ بر منافق... شهید شفیعی قم وقتی اسیر شد تن مهجور و مجروحی داشت. می آمدند برای بازجویی. محکم و استوار می گفت من پاسدار خمینی هستم و از امام و راهش دفاع میکرد. اسرا می گفتند عراقی ها می ترسیدند و از اتاق بیرون می رفتند. ایرج نصرت زاد چقدر مرد بود. ارتشی زمان شاه که بعد از از انقلاب به خدمت مردم درآمد. در فیلم غریب با بازی فرهاد قائمیان دیده ایدش. کومله ها دستگیرش کردند. تهدیدش کردند که بیسیم بزند نیروها عقب بروند. مرد و مردانه ایستاد، بیسیم را دست گرفت. خودش را معرفی کرد و از نیروهایش خواست محکم و استوار در مقابل دشمن بایستند و از خاک کشور دفاع کنند. با تیر زدند که هیچ، پیکرش را هم به دار آویختند.

شهید نوایی در جاده هراز مغازه داشت و ظروف پلاستیکی می فروخت. منافقی که ترورش کرد می گفت رفتیم به مراسم ترحیمش. برای شهید حجله گذاشته بودند. روی اعلامیه تبریک و تسلیت شهید جمله ای نوشته بود که آتشمان زد و روز و شبمان را به هم ریخت. آن عبارت این بود: شیعه مکتب علی، رنگ عوض نمی کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا