اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

۴۵۰۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشک آتش» ثبت شده است

امنیت شما در خطر نیست؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۴ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۰۶ ب.ظ

مدلل‌ها!

 

حدود دو هفته است انواع شخصیتهای رسانه ای و اقتصادی و سیاسی در حال افشاگری هستند پیرامون فرد و مجموعه ای به نام مدلل که

اولا: انحصار واردات نهاده های دامی را در اختیار دارد که این خودش یک فساد و رانت آشکار است

ثانیا: کشتی های حامل نهاده های دامی را به هر دلیلی روی آب نگه داشته و تخلیه نمی کند و پدر دامدار و طبعا مردم از عوارض این کار در آمده است.

این مملکت شورای امنیت ملی ندارد؟ وزارت اطلاعات ندارد؟ قوه قضاییه ندارد؟ چطور گاه در مسائل پیش پا افتاده و کم اهمیت احساس تکلیف نموده و دخالت می کنند اما در مقابل گرانی و ظلم به معیشت مردم دست روی دست می گذارند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پایان این جنگ را ما تعیین میکنیم

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۴ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۱۷ ق.ظ

شهرستان بابل در عملیات کربلای چهار، ۷۲ شهید تقدیم نظام کرد

 

بابل امشب هفتاد و دو تن از عزیزانش را به یاد شهدای کربلا در کربلای چهار از دست می دهد. بیست و پنج شش نفرشان از امیرکلا هستند. یازده نفرشان از محله دیوکلا.

اکبر شجاعیان دیگر رویش نمی شود به شهر برگردد. سید علی اکبر، دانشجوی پرشکی است و جانشین گردان. مجروح می شود. او را به سختی عقب بر می گردانند. گریه می کند که دیدید باز هم تجدید شدم؟ لباس خیسش را عوض می کند تا دوباره خود را به خط برساند....

نمی دانم نسلهای بعد بابل و امیرکلا، ساری و سورک، فریدونکناریهای سلحشور و... در آینده چه برداشتی از کربلای چهار و شهدای غریب و مظلومش دارند. آیا یاد این کربلاییان گمنام تاریخ را زنده نگاه خواهند داشت؟

کربلای چهار یک امتحان بود. قرار نیست همیشه پیروز باشیم. با تحلیل های نظامی کاری ندارم. فرمانده ها هم قابل نقدند. اما تقدیر خدا این بود بعد از والفجر هشت و صاحب الزمان و کربلای یک، بعد از آزادسازی فاو و مهران، غرور برمان ندارد. شکست هم جزیی از جنگ است و یک تجربه و یک امتحان. خوشی دشمن زیاد به طول نکشید. همان بچه ها دو هفته بعدش ریختند روی سر صدام و کربلای پنج را آفریدند. کربلای پنج بزرگترین عملیات انهدامی دفاع مقدس بود؛ یک عملیات رو کم کنی. کربلای پنج بود که به دشمن فهماند دیگر بدون دخالت مستقیم آمریکا و غرب و عرب نمی تواند روی پای خودش دوام بیاورد. البته قبلش هم متکی به خود نبود. اما حالا دیگر حساب کار دستش آمد و رفت سراغ پیش نویس قطعنامه ها و وساطت سازمان ملل.

هیچ مزار شهدایی در کشور نیست که در آن شهیدی از کربلای پنج نباشد. بچه هایی که یک روز کمبود لباس و فانسقه و قمقمه داشتند، کربلای پنج را عبرتی برای صدامیان ساختند. نامه معروفی دارد عدنان خیرالله به صدام که آتشی سنگین تر از آنچه در کربلای پنج بر سر ایرانی ها ریختیم ندیدم. اما آنها مثل مار دو سر، دوباره سر بر می آوردند و مقابلمان می ایستادند.

اندیشه به یادگار مانده از گنجینه دفاع مقدس، امروز اسرائیل و آمریکا را به واهمه واداشته است. همان ها حالا هر جای جهان سیلی می خورند، سوریه باشد یا سودان و یمن و لیبی و ونزوئلا و اوکراین و کلمبیا و... رد پای درس آموخته های مکتب کربلای چهار و پنج را می بینند و آتش می گیرند. جنگ تحمیلی، آتش فتنه ای بود که استکبار برافروخت، زبانه هایش حالا همو را می آزارد. دفاع مقدس تمام نشده و تا برچیده شدن کاخهای استبداد و ستم ادامه خواهد داشت؛ به حول الله و قوته.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سر به داران

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۴ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۴۲ ق.ظ

شهید هــادی محـــمد زاده

 

یک وصیت‌نامه برای ۵۴ نفر؛ ماجرای شهدا و رزمندگان غواص روستای سورک مازندران  + فیلم

 

هادی محمدزاده دارد تجهیزاتش را از نو بررسی می کند. چیزی کم و کسر نیست. برای آن که خیالش راحت شود مثل همه دارد وسایلش را چک می کند. شام نخورد. بقیه هم نخوردند. پلو و مرغ آورده بودند. کسی دل و دماغ ندارد. ملازاده سر به سجده گذاشته، محاسنش خیس اشک است. به او می گفتند تو پیر مایی، بزرگ مایی، تو باید بشیر محله باشی. بابازاده و مجیدی و دلدار و شریفی، دارند با هم وداع می کنند. مجیدی زودتر راه افتاد. خودش داوطلب شد پیشقراول باشد. می گفت فلانی زن و فرزند دارد، من که ندارم. برادرش در مهران بود و خودش اینجا.

هادی محمدزاده، هنوز محاسن به صورت ندارد. قیافه اش کودکانه و تو دل بروست. طوسی و بصیر خوششان می آمد با او هم صحبت می شدند. به خصوص وقتی دیدند در شنا از همه جلوتر است. به خصوص وقتی فهمیدند برادر محمود، فرمانده گروهان فاطمه الزهرا است.

گروهان فاطمه الزهرا باید راه بیفتد. وقت حرکت شده. مجیدی با چند نفر دیگر زودتر راه افتاد. بابازاده جزو بچه هایی است که باید با قایق بیاید جلو. هادی می آید پدر را در آغوش می کشد، بعد برادر را. مثل همه روبوسی می کند. فرمانده دارد کارها را می رسد. آرام و قرار ندارد. به خصوص بعد از خوابی که دید. شاخه های درختی را پایین کشیده بود، هادی و ملازاده و بابازاده و مجیدی و دلدار و شریفی داشتند از میوه هایش می خوردند. به خودش چیزی نرسید. معنی خواب را می دانست. معنی نگاههای آخر را...

هادی دوباره بر می گردد. انگار چیزی را جا گذاشته. خودش را باز هم در آغوش محمود می اندازد. می گوید خوب خوب که خداحافظی نکردیم. بچه ها دارند می روند. هادی عقب عقب می رود. می خواهد تا آخرین لحظات هم نگاهش با برادر و پدر گره بخورد.

محمود می بیند همه هستند جز ملازاده. می دود دنبالش. گوشه ای هنوز سر به سجده دارد. به شوخی می گوید پیرمرد بجنب، به پیرمردها حوری نمی دهند. ملازاده به زور لبخندی می زند. می گوید نمی دانی من چه حالی دارم، قابل گفتن نیست. حوری ها برای خودت. خدا از من راضی باشد کافی است. محمود می فهمد این حال و هوا عادی نیست. دوباره تکرار می کند جمله معروف را: تو قرار است بشیر محل باشی... نه از این خبرها نیست. دیگر بازگشتی ندارم. از همسرم حلالیت بگیر. خیلی زحمتش دادم. ملازاده باور دارد به آنچه می گوید.

دم اسکله در آن تاریکی شب، بابازاده سراغ محمود می آید. دوباره او را در آغوش می گیرد و تنگ، می بوسد. دلم هوای برادرم را دارد. خودش وصیت کرد اسلحه اش را زمین نگذارم. به پدر و مادرم سلام برسان و ازشان رضایت بگیر. محمود فقط این جمله به ذهنش می رسد: سلام مرا به برادرت برسان.

ایستاده اند تا اذن حرکت برسد. دشمن بو برده و این طرف جزیره را از آتش پر کرده. دلدار به افق خیره شده. شاید دلش هوای فرزند کوچکش را دارد. دلش نمی خواست این اواخر کسی یادی از او را به خاطرش بیاورد. بغضش می گرفت. در محل که بود هر جا می رفت فرزند خردسالش را هم با خود می برد. عطری هم می زد که تا دقایقی بعد از گذرش نیز در هوا آکنده بود.

شریفی به محمود گفت: روحم انگار در اختیار خودم نیست. من جلوتر از این لحظات را می بینم. چیزهایی را می بینم که قابل گفتن نیست. شریفی از خانواده ای پولدار بود. درس خوانده و معلم بود. مترجمی بلد بود. در اداره اش هم سمت داشت. همه چیز را گذاشت، آمد اینجا تا روحش آزاد شود. دستور حرکت آمد. حیدری از بچه های اطلاعات، آخر طناب را در دست گرفت.

همه رفته بودند داخل آب. همان ابتدا ترکشی آمد و نشست روی تن حیدری. محمود خواست او را بیرون بکشد. گفت: نه، بچه ها متوجه شوند روحیه شان خراب می شود. بچه ها که رفتند محمود برگشت. حیدری دیگر نبود. جسمش بود اما روحش پر گشود و رفت. مجیدی پیش قراول بود. همان جا لب جزیره، او را زدند. پیکرش ماند تا سالها بعد. برادرش نیز همان لحظات در جبهه غرب، پر گشود و رفت. شریفی هم شهید شد. ملازاده هم رفت. دلدار که به زمین افتاد دوباره بوی عطر خوشش همه جا را لبریز کرد. این بوی خوش بر روحش نشسته بود. هادی داخل جزیره تیر خورد. خواستند پیشش بمانند. گفت: نه! بروید جلو، عملیات معطل نماند. بچه ها آن جلو تنهان...

کربلای چهار، کربلای چهار بود. ام الرصاص، مادر تیر و گلوله و آتش. بچه های سورک، وصیتنامه دستجمعی امضا کرده بودند، برای آنکه حرفشان و راهشان در شلوغی های تاریخ گم نشود:

بسم الله الرحمن الرحیم

 خداوند از مؤمنان جان‌ها و اموالشان را خریداری می‌کند که در مقابل به آنان بهشت عنایت کند آن‌ها که در راه خدا پیکار می‌کنند می‌کشند و کشته می‌شوند وعده‌ای است مسلم بر عهده خداوند که هم در تورات آمده و هم در انجیل و هم در قرآن چه کسی از خدایتان به عهدش وفادارتر است؟ بنابراین نسبت به این معامله‌ای که کرده اید به مؤمنین بشارت دهید و این همان نور عظیم است(سوره توبه-قرآن کریم)

شکر به درگاه ایزد یکتا که به ما نعمت هستی بخشید و با نزول قرآن کریم ما را هدایت و توفیق شرکت در جهاد راه خودش یعنی در این دفاع مقدس را عنایت نمود و سلام و درود بی پایان بر حضرت محمد بن عبدالله(ص) و ائمه اطهار به‌خصوص حضرت حسین بن علی(ع) که راه و رسم زندگی را به ما آموخت سلام بر امام امت این پرچم دار توحید و ابراهیم زمان و سلام ‌و درود بر شهدا، معلولین ، مجروحین، مفقود الاثرها و اسرای انقلاب و جنگ تحمیلی و خانواده‌های معظم آن‌ها این چشم و چراغ‌های انقلاب و سلام بر امت قهرمان این مرز و بوم بالاخص امت شهید پرور روستای سورک که پیوسته با بدرقه عزیزان خویش گرمی خاصی در زمستان به آن‌ها بخشیده‌اند و بدین ترتیب شعار منافق سوز و کفر برانداز شعار جنگ جنگ تا پیروزی را فروزان‌تر ساختند و با ارسال کمک‌های مالی خویش به جبهه توطئه اقتصادی محتکرین را خنثی نموده و به حق نشان دادند که فرزند محرم و رمضان‌اند .

این جانبان خدمت گزاران کوچک اسلام و شاگردان مکتب ولایت که با راهیان کربلا متشکل در هیات عاشورا عازم جبهه حق علیه باطل شدیم زیرا شرکت دراین دفاع مقدس و جهاد فی سبیل الله همانند نماز بلکه در شرایط فعلی دنیا به فرموده امام امت که همان حکم اسلام است و بر خود واجب دانسته و بی توجهی به آن را باعث ذلت و خواری در دنیا و عذاب دردناک در آخرت برای خود شمرده و از خداوند بزرگ می‌خواهیم که این اعمال ناچیز ما را به رحمت خویش قبول فرماید و از خطاها و لغزش‌های بزرگ و کوچک ما همانطوری که در قرآن وعده داده است درگذرد و آنچه موجب رضایت و خشنودی اوست برای ما فراهم نماید و ما هم با خدای خویش و با امام امت تجدید عهد کردیم که تا کوتاه‌کردن دست متجاوز و انهدام حزب بعث کافر عفلقی صدام به پیش خانواده‌ها برنگردیم مگر در صورت شهید یا زخمی‌شدن زیرا دشمن همانند حیوان درنده زخم خورده‌ای است که پس از مأیوس‌شدن از شکار طعمه و درحال فرار در سر راه خود به هرچیزی چنگ می‌اندازد و از آنجا که مرد میدان رزم و مبارزه نیست ناجوانمردانه بمب‌های خویش را بر سر مردم بی گناه و اطفال معصوم و مادران داغ دیده شهر و روستا ریخته و یا آن‌ها را از راهی دور مورد اصابت موشک‌ها و توپ‌های خود قرار می‌دهد و این چه دلی است که ضجه کودکان و سالخوردگان ببیند و شکم آبستن دریده شده مادرانی را در زیر آوار مشاهده کند اما به درد نیاید مگر اینکه این دل از سنگ باشد. این چه دلی است که آثار بی عفتی و شهوت پرستی خوکان کثیف بعثی را بر شکم‌های خواهران خرمشهری و بستانی و اجساد زنده به گور شده‌شان را ببیند اما به درد نیاید و قیام و حرکت نکند مگر اینکه این دل از سنگ باشد کجاست غیرت و جوانمردی و فتوت و نوع دوستی که یک خانواده ده نفری دزفولی تکه تکه شود و انسان فقط به زن و فرزند و دارایی خود بچسبد آن وقت هم دم از مسلم‌بودن و مومن‌بودن بزند. پدران، مادران، برادران و خواهران دفعه قبل که به مرخصی آمده بودیم نه برای استراحت یا رفع خستگی بود که برای اتمام حجت بود تا یکبار دیگر گفته شود که کاروان حسینی در حرکت است و هرکس که عشق حسین در سینه و شور حسینی در سر دارد بسم الله پای رادیو و تلویزیون نشستن و شور داشتن و چند نگاه بی توجهانه به روزنامه و مجله انداختن معرفت حسینی ساز نمی‌آورد معرفت به حسین بن علی(ع) و راه و هدف او در رکاب حسین(ع) پیدا میشود حال که چند ساعتی بیش به آغاز عملیات نمانده و فرزندان شما می‌روند تا خط‌شکن جبهه اسلام باشند در آخرین ساعات حیات فانی خویش و حیات ابدی در جوار قرب الهی انشالله تذکراتی را به‌عنوان وصیت به خدمتتان اعلام میداریم:

۱- همگی را به جهاد مقدس در راه خدا دعوت مینماییم همانطوری که مولایمان علی(ع) در آخرین ساعات عمرش طبق وصیتی فرمودند: خدا را خدا را در مورد جهاد با اموال و جان‌ها و زبان‌هایتان (مبادا در این راه سستی به خرج دهید) و بر شما باد که پیوندها را محکم کنید از بذل و بخشش به یکدیگر (خصوصا در راه جهاد) هیچ فرو گذار نکنید وحال که امام عزیز پرچم دار این نهضت می‌باشد چه نعمتی بالاتر از این در رکاب این نائب امام زمان برای اسلام شمشیر زدن و امروز ما هر نعمتی کسب کردیم به برکت رهبری قاطع و خردمندانه این بزرگ مرجع عالم اسلام بوده است.

۲- از آنجایی که انقلاب ما یک انقلاب مکتبی نشأت گرفته از اسلام بوده اگر بخواهیم این انقلاب را حفظ نماییم باید با توکل به خدا و توسل به قرآن کریم و درس گرفتن از زندگی انبیا و ائمه اطهار و آگاهی‌های دینی و سیاسی خویش را بالا برده با استفاده از مسجد همانند صدر اسلام آن را پایگاهی برای زدودن شیطان‌های درونی و بیرونی قرار دهیم.

۳- روحانیت مبارز و پیرو خط امام را پرچم این نهضت دانسته و آن‌ها را سربازان واقعی امام زمان قلمداد مینماییم لذا شیاطین گمان نکنند که حرکت روحانی نمایانی مثل مهدی هاشمی می‌تواند اعتماد ما را نسبت به این قشر محترم و معظم سلب کند و هر کس باید بداند در هر مقامی باشد اگر قصد خیانت نسبت به نظام جمهوری اسلامی و امام عزیز را داشته باشد خون شهدا گریبانش را خواهد گرفت و او را رسوا خواهد کرد و حال که شرق و غرب با استفاده از منافقین و عوامل داخلی خویش سعی در تزلزل ارکان این نظام را دارند و ما باید بیشتر خود را به ولایت فقیه نزدیک کرده و دولت نیز که تا وقتی در خط ولایت است هر جهت آنرا پشتیبانی کرده و از کمبود‌های موقتی و مشکلات که هر انقلابی به همراه دارد نهراسند.

۴- به جوانان عزیز به‌خصوص دانش آموزان را سفارش مینماییم که ضمن مواظبت از سلامتی جسمانی و توجه به درس خویش از نظر اخلاقی و معنوی خود را بسازند ایمان خود را قوی کنند و نه تنها از نظر باطن بلکه به ظاهر خویش توجه کنند و خود را ملبس به لباس جلف و غربی و فتنه ننمایند و بدانند که استعمار امروز از این راه وارد می‌شود.

۵- به خواهران سفارش میکنیم که سخت مواظب حجاب خود باشند هم حجاب ظاهر و هم باطن و بدانند که اگر قشر خواهران حرکتشان در جامعه خدا پسندانه باشد افراد بوالهوس جرأت عرض اندام و مفسده جویی ندارند و باید در زندگی‌شان حضرت فاطمه زهرا و حضرت زینب (س) را الگو قرار دهند که هم عفت و آبروی دنیوی و هم سعادت اخروی تأمین خواهد شد.

۶- از روحانیت معظم سورک تقاضامندیم نسبت به جوانان عاشق اسلام و دلسوخته به انقلاب و امام عزیز گرمی بیشتری نشان دهند و از اهالی روستای سورک تقاضا داریم قدر روحانیت محل را بدانند و توجه داشته باشند که روحانیت دلسوزترین قشر نسبت به آن‌ها است.

۷- به‌عنوان آخرین وصیت از امام عزیز تقاضا داریم که در پیشگاه خداوند برای ما شفاعت کنند ما که اعتباری نداریم و از خانواده‌هایمان پدران، مادران، همسران و فرزندمان می‌خواهیم که همانند اولاد امام حسین(ع) صبر و استقامت پیشه کنند و در راه دین و تحمل مشکلات استقامت نشان دهند و قلوبشان را متوجه خدا کنند و بدانند که اگر بخواهند در دنیا و آخرت سرفراز باشند راه‌شان راه قرآن است و از طریق عشق و محبت امام را در دل خویش بگذارند و توطئه و شایعات و نقشه‌های منافقان را خنثی کنند. والسلام

    خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با مدیریت صحیح قدردان لطف خدا باشید

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ آذر ۱۴۰۴، ۰۶:۴۳ ب.ظ

هدیه آسمان آذر به ایران به اندازه مصرف آب ۶۰۰ میلیون نفر - ایمنا

 

ببینید این را خبرگزاری فارس گفته:

"با توجه به بارش ثبت شده مجموع بارندگی ایران در سامانه‌های جدید حدود ۶۶ میلیارد متر مکعب است. این رقم معادل مصرف شرب یک سال کشوری با ۷ برابر جمعیت ایران یعنی ۶۰۰ میلیون نفر است."

این تازه آمار بارندگی روزهای اخیر بوده. به لطف و یاری خدا باز هم بارش های خوبی در راه است.

اینکه بگوییم خشکسالی شده و خدا قهرش گرفته و... حرفی نارواست. البته صرفه جویی یک اخلاق و فرهنگ عقلانی و دینی است که همواره باید سرلوحه قرار داشته باشد اما اگر دوباره دولت شروع کرد به ترساندن مردم از بی آبی، باید همین آمارها را یادآور شد و خاطر نشان کرد که مشکل اصلی آب بر می گردد به مدیریت غلط و ضعیف وزارت نیرو که قدر این بارشها را ندانسته و هنوز نتوانسته است تدبیری برای ذخیره آب و بهره مندی صحیح و به جا از نزولات آسمانی داشته باشد. 

به هر حال شکر خدا را فراموش نکنیم، دم خالق یکتا گرم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ما ثروتمندها!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ آذر ۱۴۰۴، ۰۷:۵۳ ق.ظ

کاریکاتور: خط فقر - تابناک | TABNAK

 

می گویند ترس از یک حادثه بدتر از خود حادثه است. مثلا طرف گمان می کرد کرونا گرفته و کارش تمام است. واقعاً کارش تمام می شد. بعد چه بسا جواب آزمایشش می آمد و معلوم می شد اصلا کرونا نداشته، ولی خب دیگر کار از کار گذشته بود. البته عکس این موضوع هم صادق است. یکی که خودش را در مقابل مشکلات نمی بازد، امید موفقیتش بیشتر خواهد بود.

 چرا؟ به خاطر غلبه احساس بر واقعیت لااقل در ذهن فرد که برایش باور پذیر خواهد بود.

درباره فقر هم همین را گفته اند. احساس فقر بدتر از خود فقر است. چه بسیار آدمهایی که آه در بساط ندارند اما خودشان را غنی و بی نیاز می بینند و راحت زندگی می کنند، چه بسیار کسانی که وضعشان خوب است اما به خودشان تلقین کرده و پذیرفته اند که فقیرند و شبانه روز از این موضوع رنج می برند.

دولت طبق این اصل روانشناسی خواست یک خدمتی به مردم بکند. دید فقر را که نمی تواند ریشه کن کند که هیچ با این موج مستمر گرانی، جیب مردم هر روز دارد خالی تر می شود. چه کار کرد؟ ابتکار عمل را دست گرفت و دهک معیشتی هر خانوار را یک مقدار کشید بالاتر. طرف دهک سه بود یکهو شد دهک شش، یکی دهک پنج بود شد دهک هفت و...

وقتی مردم روی صفحه مانیتور می بینند که دهک شان ارتقا یافته و از نظر اقتصادی یکی دو طبقه بالا رفته اند حس ثروتمند شدن را تجربه نموده و این لحظات آخری که هنوز به زیر خط بقا سقوط نکرده اند را می توانند با این احساس خوش، سر کنند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از این صندلی دل بکنید!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۳۹ ق.ظ

photo_2025-12-17_08-03-21_u7n.jpg

 

بر اساس سندی که افشا شد رییس دانشگاه علوم پزشکی بابل بنا به حکم قطعی شعبه چهارم دیوان عدالت اداری از تاریخ 28 مهرماه 1404 از سمت خود عزل شده است. در این تاریخ، دیوان اخطاریه ای خطاب به وزیر بهداشت ارسال نموده و فرصتی ده روزه را برای اجرای این حکم تعیین نموده است.

پس از انتشار این خبر، دانشگاه علوم پزشکی جوابیه داد و به روال معمول مسئولان، تقصیرها را انداخت گردن دولت قبل و به جای آنکه درباره حکم اخیر حرفی بزند مدعی شد حکمی که در سال 1402 صادر شده بود ملغی گردید!

رییس پیشین دانشگاه در پاسخ به این اطلاعیه، بیانیه ای صادر کرد و یادآور شد که حکم انفصال دائم از خدمت که به تازگی افشا شده مربوط به سال 1404 است، نه 1402.

الان بر اساس مدارک موجود ثابت شده که رییس دانشگاه از 28 مهرماه امسال حق تصدی این جایگاه را نداشته و دو حکمی که در این مدت برای زیر مجموعه خود صادر نموده نیز ملغی به شمار می آید. هر نوع دخل و تصرف او در اموال بیت المال در این مدت بر خلاف شرع و قانون بوده است. حتی اگر با تکاپوی یکی از نمایندگان و لابی قدرت، حکم قطعی دیوان نقض شود دکتر قربانی در این مدت تصرف عدوانی بر این جایگاه داشته و باید مورد پیگرد قرار بگیرد.

با توجه به قطع شدن حقوق رسمی وی، هر گونه پرداخت علی الحساب که در ماه گذشته بوده یا در این ماه برای وی صورت بگیرد غصب در اموال محسوب شده و معاونت مالی باید در این خصوص پاسخگو باشد.

جالب آنکه شکر خدا وی و اطرافیانی که باعث روی کار آمدنش شدند از نظر تمکن مالی و فعالیتهای تجاری حوزه صنعت پزشکی و ... نباید محتاج درآمد حاصل از مدیریت دانشگاه باشند. این همه اصرار برای چسبیدن دو دستی به این کرسی ولو به قیمت رسوایی، عجیب و از مصادیق فتنه های فریبنده دنیاست.

در سطح رسانه های مجازی اینطور شایع شده که وی در ایام اخیر همراه با یکی از دوستان پرحاشیه خود که از او بعنوان ریاست پنهان دانشگاه یاد میشود در سفر معنوی ترکیه به سر برده است!

متأسفانه بی اعتنایی به قانون در بین منصوبان این دولت دارد به امری رایج بدل میشود. از این جماعت انتظاری بیشتر نیست؛ اما نهادهای نظارتی و مدعی العموم باید مستحضر باشند که عدم جدیت در اجرای قانون و در حاشیه امن قرار گرفتن صاحبان قدرت، نتیجه خوبی برای جامعه به دنبال نخواهد داشت. مردم وقتی می بینند متولیان قانون به اجرای آن پایبند نیستند از باب "الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم"، قانون ستیزی هنجارشکنان اجتماعی و اقتصادی را نیز موجّه خواهند دانست. واقعا یک نفر در این شهر یا استان نیست که بتواند یا بخواهد جلوی این بی نظمی را بگیرد؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دل آرام

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۱۶ ق.ظ

برنامه دل آرام

 

یکی از شخصیتهای سیاسی که نمیخواهم نامش را بیاورم درباره تصویری که از او در حال مصرف سیگار در سازمان ملل مربوط به سال 67 منتشر شده توضیح داد که رفته بودم برای مذاکره پیرامون شرایط اجرای قطعنامه 598 که خبر رسید منافقین با پشتیبانی حزب بعث عراق به کرمانشاه حمله کرده و بخش هایی از خاک کشور را اشغال نموده اند. فشار عصبی و روحی فراوانی به من وارد شد. یکی داشت کنارم سیگار می کشید. آن لحظه احساس کردم کشیدن یک نخ سیگار است که میتواند موجب آرامش من شود.

گفته اش را حمل بر صحت می کنیم؛ اما این را هم یادمان باشد همان سالها یکی مثل محمد بروجردی داشتیم وقتی دچار ناراحتی و عصبانیت می شد و خود را از نظر روحی تحت فشار می دید قرآن از جیبش در می آورد و آیاتی را تلاوت نموده و آرام میشد. عبدالحسین برونسی موقع بحران سر به سجده می گذاشت، سید مرتضی آوینی شب کربلای پنج دچار دلهره شد. ایستاد دو رکعتی نماز خواند، دلش آرام گرفت و کارش را ادامه داد.... از این دست مثالها در دهه شصت خیلی زیاد است و حتی در بین مومنان و شهدای مدافع حرم و....

راه و منش و طبعا سرنوشت آدمها با هم خیلی فرق می کند. خدا کند آن گونه باشیم که باید باشیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جایگاه رسمی، محل شبهه افکنی نیست!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۷:۱۱ ب.ظ

بیانیه مهم انصار حزب الله استان مازندران پیرامون حواشی افاضات فرماندار ساری

بسم الله الرحمن الرحیم
 سخنرانی فرماندار شهرستان پرافتخار ساری که به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه کشاورزی این شهر ایراد گردید به جای آنکه پاسخگوی شبهات و پرسشهای موجود قشر جوان باشد آمیزه ای از شبهات پیش پا افتاده فضای مجازی بود که بیان سطحی آن در شآن یک مدیر تراز نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست.
آقای نوبخت اگر دارای ابهام و یا سوءظن نسبت به بعضی رویکردهای نظام اسلامی است بهتر است قبل از آنکه به نشر و اظهار عمومی آن بپردازد با افراد مطلع و آگاه همسخن گردیده تا از حقایق و پاسخهای موجود مطلع شود.
این ظلم به جمهوری اسلامی است کسی که باید پاسخگوی افکار عمومی بوده و لااقل نسبت به عملکرد حوزه مدیریتی خود و دولت متبوع و دستاوردهای احتمالی اش توضیح بدهد با فرار به جلو در موضع طلبکار قرار میگیرد.
در مظلومیت جمهوری اسلامی همین بس که عرصه مهمترین جایگاههای سیاسی و امنیتی آن گاه در اختیار کسانی قرار گرفته که تعلق خاطر و یا درک درستی نسبت به موازین انقلاب و رویکردهای تمدن ساز آن نداشته و خدا میداند در بزنگاههای فتنه و بحران چه بر سر این مملکت خواهند آورد.
وزیر محترم کشور که از معتقدین انقلاب است ظاهرا لازم است کلاس درس آشنایی با ساختار و مبانی انقلاب را برای زیر مجموعه خود برگزار نماید!
در حالی که به تاکید مقام معظم رهبری امروز جنگ روایتها در اولویت نخست قرار داشته و جهاد تبیین و نهضت روشنگری باید سرلوحه متولیان و دلسوزان نظام باشد یک مسئول در عالی ترین جایگاه اداری شهر با ارتزاق از بیت المال و تکیه بر مسند رسمی قدرت، آب به آسیاب دشمن ریخته و ذهن جوانهای ما را به نظام اسلامی مخدوش می سازد.
فرماندار ساری اگر حضور و نقش آفرینی خود را در این سیاهه ای که ترسیم نموده بی فایده می داند چرا از قدرت و مکنت شیرین دل نکنده و عرصه را در اختیار افراد خدوم و معتقد و توانمند قرار نمیدهد؟
وزارت کشور و نمایندگان مردم استان در مجلسین شورا و خبرگان نباید در خصوص این رخداد شوم سکوت نموده و زمینه تکرار آن را فراهم آورند.
استعفا یا عزل فرماندار بی انگیزه ساری مطالبه این روزهای نیروهای انقلابی استان لاله خیر مازندران است تا لااقل عبرتی برای مسئولان نهادهای نظارتی باشد که در گزینش مدیران دقت بیشتری به خرج داده و مانع از نفوذ جریانهای مشکوک و ضعیف در ارکان تصمیم ساز شوند.
والسلام علی عبادلله الصالحین

  • سیدحمید مشتاقی نیا

رییس دانشگاه پزشکی بابل عزل شد!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۱۲:۵۶ ب.ظ

photo_2025-12-16_12-51-59_rq9z.jpg

 

عکس بالا تصویری از حکم انفصال رییس دانشگاه علوم پزشکی بابل است که توسط دیوان عدالت اداری صادر شده و در بعضی گروههای مجازی مرتبط با کارکنان وزارت بهداشت دست به دست چرخیده است. اصل خبر در قالب شایعه در سطح شهرستان بابل نیز پخش شده است.
رییس علوم پزشکی بابل و دیگر مسئولان شهری و استانی همچنان مهر سکوت بر لب زده و پاسخی به افکار عمومی نمیدهند.
بر اساس این حکم از تاریخ ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴ تا کنون هر نوع حضور و یا دخل و تصرف در امکانات حوزه ریاست دانشگاه توسط دکتر حسین قربانی خلاف قانون و شرع شمرده میشود.
متولیان قانون باید وسواس بیشتری نسبت به صیانت از حریم قانون نشان داده و الگوی مردم قرار بگیرند.
جناب آقای فرماندار
جناب آقای فاطمی
شما سوگند خورده اید به قانون وفادار باشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پرونده بیضایی؛ ۱۰ ماه بی‌خبری از استاد ایرانی بازداشت‌شده در ترکیه

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۴۳ ق.ظ

کاریکاتوریست‌ها و هنرمندان ایرانی در حمایت از احمدرضا بیضایی گرد هم آمدند -  خبرگزاری آنا

 

این متن را از خبرگزاری مهر برداشتم. برای آزادی دکتر احمدرضا بیضایی (برادر شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی) دعا کنیم ان شاءالله زودتر به آغوش خانواده برگردد. مسئولان هم لطفا به وظیفه شان عمل کنند:

در مقابل بسته شدن نسبی پرونده اسفندیاری، پرونده احمدرضا بیضایی همچنان به یکی از دغدغه‌های جدی افکار عمومی و جامعه دانشگاهی تبدیل شده است.

بیضایی، نویسنده و مستندساز و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تبریز، روز ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ هنگام بازگشت به تهران در فرودگاه استانبول بازداشت شد؛ بدون اعلام اتهام، بدون توضیح رسمی، بدون تشکیل دادگاه و در شرایطی که خانواده‌اش همان ساعت به ایران بازگردانده شدند.

طبق گفته نزدیکان خانواده، طی ده ماه گذشته هیچ مرجع ترکیه‌ای پاسخ روشنی درباره روند قضائی یا علت بازداشت ارائه نکرده است. این در حالی است که بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی، کشورها موظف‌اند به فرد بازداشت‌شده امکان دسترسی کنسولی و اطلاع‌رسانی رسمی به کشور متبوع او را فراهم کنند؛ اما این روند در پرونده بیضایی رعایت نشده است.

سیدعباس عراقچی در سفر اخیر خود به تبریز، برای دومین بار در سه ماه گذشته با پدر این زندانی دیدار کرد و گفت: وزارت امور خارجه از همه ابزارهای خود برای آزادی ایشان استفاده خواهد کرد.

با این حال جامعه دانشگاهی، فعالان فرهنگی و بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی معتقدند که نیاز به پیگیری‌های فشرده‌تر و هدفمندتر در سطح دیپلماتیک وجود دارد تا این پرونده نیز مانند پرونده اسفندیاری به نتیجه برسد.

ضرورت تمرکز دوباره دستگاه دیپلماسی بر پرونده بیضایی

موفقیت وزارت خارجه در پرونده اسفندیاری نشان داد که پیگیری، رایزنی مستمر و فشار حقوقی و کنسولی می‌تواند گره‌های پیچیده را باز کند. حال مطالبه عمومی آن است که این الگو با همان جدیت و انسجام در مورد بیضایی نیز دنبال شود.

سه نکته مهم در این زمینه قابل توجه است:

ابهام کامل در پرونده بیضایی: عدم ارائه هرگونه اتهام یا روند قضائی از سوی ترکیه، این بازداشت را در زمره بازداشت‌های مبهم و غیرشفاف قرار داده است.

سابقه روابط دوستانه تهران–آنکارا: هم دولت ایران و هم ترکیه همواره بر روابط مبتنی بر احترام متقابل تأکید کرده‌اند؛ بنابراین انتظار می‌رود این موضوع در سطح سیاسی و دیپلماتیک نیز منعکس شود.

انتظار افکار عمومی: همزمان با آزادی اسفندیاری، نگاه‌ها اکنون به سرنوشت بیضایی دوخته شده و خانواده او همچنان چشم‌انتظار خبری رسمی از وضعیت عزیزشان هستند.

پرونده اسفندیاری گواهی است بر این‌که دیپلماسی فعال می‌تواند سرنوشت یک شهروند ایرانی را تغییر دهد. اکنون این انتظار و مطالبه وجود دارد که وزارت امور خارجه با همین رویکرد، پرونده احمدرضا بیضایی را نیز تا آزادی کامل پیگیری کند.

دستگاه دیپلماسی با در اختیار داشتن تجربه موفق اخیر و ابزارهای حقوقی و سیاسی، می‌تواند بار دیگر نقش حمایتی خود در قبال اتباع ایرانی را ثابت کند؛ نقشی که برای جامعه ایرانی در خارج بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کلیشه ادعا

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۳۴ ق.ظ

متن بازجویی خسرو زندی را میخواندم که در کتابی پیرامون جنایات منافقین منتشر شده است. او جزو کسانی است که سه پاسدار جوان را ربوده و در عملیات موسوم به مهندسی به وحشیانه ترین وضع ممکن شکنجه داده است. البته این اقدام فقط یکی از جنایات اوست. وی در ترور مردم بیگناه کوچه و خیابان به صرف دارا بودن ریش و یا داشتن تصویر امام نیز دست داشته است. جالب است که در همان ابتدای بازجویی در پاسخ به چرایی و انگیزه خود از انجام این جنایات مدعی میشود به دلیل ابتلا به ناراحتی اعصاب و مشکلات روحی و استفاده از داروهای مرتبط با این بیماری درک و تسلط درستی نسبت به رفتار خود نداشته است! 

در این دو سال اخیر هم بارها دیده و شنیده اید یکی می آید به یک روحانی یا بسیجی یا زن محجبه حمله می کند آسیب می زند بعد که دستگیر شد مدعی میشود که مشکل روحی داشته و متوجه رفتارش نبوده است!

یک تفاوتی این وسط وجود دارد. آن اوایل انقلاب مسئولان و مأموران به راحتی زیر بار این ادعا نمی رفتند و فرد خاطی یا جانی را به سزای عملش می رساندند الان متأسفانه خود مسئولین با ذوق زدگی جوابیه می دهند که طرف بیماری روحی داشته و مشکل خاصی نیست همه جا امن و امان است و اینگونه خیال خودشان را راحت ساخته و از زیر بار مسئولیتشان شالی خالی می کنند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وا رفتگان!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۲۴ ق.ظ

خرید و قیمت گربه مفصل دار شل و ول از غرفه رابرت گالری

 

درباره فیلم فاسد کیک محبوب من قبل تر مطلبی نوشتم که لینکش را می بینید:

https://ashkeatash.blog.ir/post/%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D9%85%D9%86

آن موقع انتظار می رفت با عوامل این فیلم مبتذل و ضد دین و ضد انقلاب که متأسفانه در داخل کشور هم تولید شد برخورد شود. برخوردی نشد. البته بعضی مسئولان پیغام  پسغام دادند که مطمئن باشید برخورد می شود و عناصر سازنده و بازیگر آن ممنوع الکار خواهند شد. از آن وقت تا به حال بارها در فیلمهای تلویزیونی دیده ام که بازیگران هنجارشکن این فیلم غیرمجاز همچنان به کار گرفته میشوند. شب گذشته در سریال الگوریتم که یک فیلم پلیسی و مربوط به نیروی انتظامی است هم دیدم همان خانمی که در کیک محبوب من نقش زنی تابو شکن را بازی می کرد که با مرد نامحرم عرق می خورد و به حمام می رود و همخواب میشود و به جوانها توصیه میکند مقابل مأمورین انتظامی بایستید هم نقشی را برعهده دارد.

مسئولان فرهنگی ما واقعا وا داده اند و از آنچه در بطن جامعه و یا فضای مجازی و شبکه نمایش خانگی پیداست تسلیم دشمن شده اند و اگر هارت و پورتی هست صرفا برای منتقدانی است که میز صاحبان قدرت را به خطر می اندازند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وقتی مسئولین به قانون لگد میزنند

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۶ ب.ظ

رییس دانشگاه علوم پزشکی بابل با حکم قطعی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴ از سمت خود عزل شده است. و در همان تاریخ، دیوان عدالت طی نامه ای از وزارت بهداشت درخواست اجرای فوری این حکم را داشته است.
از تاریخ مذکور حضور وی در این مسند و هر نوع حکم صادره از سوی او فاقد وجاهت قانونی بوده است.
متولیان قانون در بابل و استان از حریم قانون صیانت نمایند.
اگر مسئولین به قانون پایبند نباشند از مردم چه انتظاری میتوان داشت؟
از حسین قربانی انتظار می رود با احترام به مردم از مقاومت در برابر عدالت و اصرار بر حضور در این مسئولیت دست برداشته و از قانون تمکین نماید.

به راستی اگر این حکم برای یک کارمند معمولی صادر میشود اینطور در اجرای آن مماشات صورت می گرفت؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دشتستان

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۴۰۴، ۰۶:۵۵ ب.ظ

پوستر رسمی سریال «دشتستان» رونمایی شد | سینما خانه | پایگاه خبری سینما،  تئاتر و تلویزیون

 

سریال دشتستان تمام شد. حیفم آمد درباره آن ننویسم. یک ایده بدیع در بستری نو و جذاب با اشراف بر اهداف اخلاقی بود. قیاس بین دو نسل و ارزشها و دغدغه های آنها، تأثیر یک حرف و رفتار ما در نحوه رقم خوردن شرایط زندگی خود و دیگران، یاد شهدا و ارزش علم و اخلاق در بستر طنز و محیط خوابگاهی دانشگاه و کنایه به شرایط بعضا نامتعارف آن و از همه مهمتر طنز فیلم آن هم با محوریت بازیگرانی خلاق و جدید از ویژگی هایی بود که این سریال را برای نسل نو، جذاب و البته آموزنده قرار داد. امیدوارم این خط و سبک تولید آثار تلویزیونی ادامه پیدا کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

او یک قربانی است!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۴۰۴، ۰۶:۲۳ ق.ظ

رییس یکی از مجموعه های بزرگ اداری بابل با شکایت یکی از کارمندان خود بنا به رأی دادرس شعبه بیست و چهار دیوان عدالت اداری کشور به انفصال موقت از خدمت محکوم شده است.

مجموعه تحت مدیریت وی در این مدت شاهد حواشی عجیب فرهنگی و مدیریتی بوده اما آنچه در بدو انتصاب او مورد نقد و نگرانی دلسوزان مستقل قرار گرفت عدم توانایی و سطح و سبقه نازل علمی و مدیریتی وی برای تصدی این جایگاه مهم و تأثیرگذار بوده است. آگاهان بر این باور بودند که دلیل انتصاب او تنها وابستگی به لابی های تجاری و سیاسی متصل به مراکز مرتبط و در راستای تأمین منافع مادی این طیف است. حال بی اعتنایی او به رأی دادگاه و ورود دیوان عدالت اداری برای برخورد مستقیم اگر چه با تکاپوی همان باند تجاری – سیاسی در تلاش برای لاپوشانی و رفع و رجوع و عدم اجرای حکم است اما افشای سند محکومیت او بازی با سرنوشت و حیثیت مدیریتی اش تلقی شده و ثابت خواهد کرد در روند سهم خواهی لابی های قدرت و ثروت، او فقط یک قربانی است. به راستی امکانات و ظرفیت های متعلق به مردم که باید در مسیر بهبود وضعیت جامعه قرار بگیرد چرا صرف بازی قدرت عناصر جاه طلب میشود؟ مقاومت در برابر اجرای قانون و اصرار بر حفظ میز، اجحاف در حق مردم و منافی سوگند وفاداری به جامعه است. امید است مدعی العموم هر چه سریعتر نسبت به استیفای حقوق عامه وارد عمل شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این جنگ ناتمام

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۰۵:۱۱ ب.ظ

چگونه سازمان ملل با پذیرش تقسیم فلسطین به واژه «اسرائیل» رسمیت بخشید؟  -مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی

 

کشتی پاتریا حامل 1900 یهودی پناهنده به حیفا بود که در سال 1940 منفجر شد. ده سال طول کشید تا اسنادی منتشر شود که نشان بدهد این عمل توسط خود صهیونیستها و به منظور جلب ترحّم و حمایت افکار عمومی دنیا صورت گرفته است. کتاب یک پیمانه آب، یک پیمانه خون؛ خانم عذرا خطیبی به این موضوع پرداخته است.

یهود دنبال جلب توجه و مظلوم نمایی است. برای همین است که زیر سوال بردن واقعه هلوکاست و یا آمار ادعایی کشته شدگان آن باعث هراس این رژیم و باند وابسته اش در سراسر دنیا گردیده و حتی مدعیان آزادی بیان را برای ساکت کردن محققان به خط نموده است.

فاجعه غزه موجی از خشم مردم دنیا را بر ضد صهیونیسم بر انگیخت. افکار عمومی به رغم آتش بس غزه در آمریکا و اروپا بر ضد جنایات وحشیانه صهیون بسیج شده است. یهود باید دوباره قربانی بدهد تا صهیونیسم بتواند روی موج خون سوار شده و دوباره به مظلوم نمایی بپردازد.

این بار قرعه به نام یهودیان استرالیا افتاد.

رسانه های رژیم غاصب تلاش دارند ایران را مقصر حمله به یهودیان استرالیا معرفی نمایند.

همزمان در سوریه به سمت نیروهای آمریکایی تیراندازی می شود تا آمریکا انگیزه لازم برای حضور نظامی در سوریه بی دولت و حمایت از اشغالگری ارتش سفاک صهویسیم را داشته باشد.

جنگ با ونزوئلا نمیتواند عطش خون خواری آمریکا و اسرائیل را اشباع کند. حریف اصلی جای دیگری است.

یک زن (نرگس محمدی) به مثابه زنان خود فروخته غربگرای سودان و مصر و ونزوئلا و ... میتواند بهانه قیام مردمی ایران برای براندازی حکومت و ایجاد مقدمه تجاوز نظامی به این کشور را فراهم کند. جنوب شرق نیز آبستن اتحاد عناصر خون آشام جدایی طلب وابسته به اسرائیل است.

اشتباه بعضی نهادهای داخلی در هجمه به نیروهای انقلابی منتقد مثل آنچه بر سر دختر شهید مطالبه گر حجاب آمد مکمل این حلقه شوم به شمار می رود.

ورای همه تحلیل ها و خبرها:

آنچه در انقلاب و دفاع مقدس و مقابله با انواع توطئه ها و ترورها و جدایی طلبی ها و فتنه ها عامل ثبات ایران عزیز گردید ایستادگی مردمی بود که به رغم همه رنج ها و نارضایتی ها حاضر به سربازی دشمن نشدند. 

اسرائیل و آمریکا در جنگ اخیر هم امید داشتند مردم به نفع دشمنانشان به خیابان بریزند اما این طور نشد. بلافاصله بعد از جنگ، عناصر نادان یا مغرض تلاش نموده اند با ایجاد گرانی سرسام آور کمر مردم را شکسته و کار ناتمام دشمن را تمام نمایند.

به خدا قسم خون شهدا، کشور را بیمه کرد و این نظام حالا حالاها با حمله نظامی و یا فتنه منافقین شکست نخواهد خورد اما با فتنه مسئولان ناکارآمد و پوچ گرایی سریع السیر فرهنگی ممکن است مسیر زوال را در سالهای بعد تجربه نماید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دهه هشتادی با غیرت

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۳۹ ق.ظ

photo_2025-12-14_07-44-13_z5g3.jpg

 

«سامان محمد حسنی براهویی» جوون دانشجوی دهه هشتادی بلوچ، شامگاه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ تو یکی از خیابانهای شیراز حوالی ارگ کریم خان وقتی دو تا پسر برای دختری مزاحمت ایجاد می‌کنند، بهشون تذکر می‌ده. اونها هم با بی‌رحمی تمام با چاقو در گردنش زده و شهیدش می‌کنند!

 

🏻متاسفانه این جوان ۱۹ ساله هیچ توجه ای از سوی بنیاد شهید به آن نشده و پرونده شهید برای او باز نشده است و خبر آن پخش نشده و او را به عنوان کشته شده یاد می کنند و نه شهید امر به معروف و نهی از منکر...

انقدر دست به دست کنید تا دست مسئولین بالا دستی برسد تا فکری برای شهادت این جوان با غیرت بشود و واکنشی مسئولین بالا رده بدهند.

 

#شهدای_آمر_به_معروف

#حجاب

#شیراز

#بلوچ

 

🔻 رسانه جهادی  [ پلاک ۵ ]

 

مطلب بالا را در یکی از گروهها خواندم. ذیلش بحثی شکل گرفت. یکی هم این نظر را داد:

"قطعا اینها در نزد خدا شهید شدند

ولی در جریان باشیم که شهید الداغی و زینال زاده و رضا زاده و دوست محمدی و خیلی از شهدایمان حکم نداشتن و بر حسب وظیفه عمل کردند و شهید حساب شدند چون رسانه روشون زوم کرد

واقعا باید تاسف خورد که این انقلاب را بعضی ها برای کار کردن آن به حکم گرفتن می‌دانند..."

ورای این بحث نکته ای هم ذهن مرا آزار میدهد. تابستان گذشته سفری به شیراز داشتم. کنار حرم حضرت شاهچراغ که سومین زیارتگاه مردم ایران نامیده میشود (البته از باب کثرت زائر معتقدم بارگاه شاه عبدالظیم سومین حرم در ایران به شمار می آید) بابت پیشگیری از حوادث امنیتی، انبوهی از بچه های بسیج و انتظامی ایستاده اند. درست مقابل چشم این عزیزان در نزدیکترین فاصله ممکن به حرم گاه خانمهایی کشف حجاب کرده بعضا با آستین کوتاه سگشان را می آوردند مثلا هواخوری اما در واقع قبح شکنی و متأسفانه کسی هم چیزی نمی گفت. ورودی شیراز، دروازه قرآن که در نزدیک عصر پاتوق اوباش فرهنگی بود و متأسفانه بعضی دستفروشها هم باند بلندگو می آورند و نوار خواننده زن را پخش می کنند.

زنگ زدم 110 شیراز گفتم کاری ندارم فقط خواستم مطمئن شوم این شهر نیروی انتظامی دارد؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

انحصار، نه!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۳۵ ق.ظ

دانشجوها برای سفر عتبات در ایام اربعین باید نامه تأیید دانشگاه را به سازمان نظام وظیفه برسانند که این کار اینترنتی و بدون زحمت خاصی است اما در غیر از ایام اربعین باید ده میلیون تومان وثیقه بگذارند. مشکل این جاست نظام وظیفه دستور داده این ده میلیون تومان فقط باید در حساب بانک سپه که مرتبط با نیروهای مسلح هست سپرده گذاری شود. شبکه اینترنت داخلی بانک سپه متأسفانه زیرساختهای امنی ندارد و با مشکل مواجه است. الان یک نفر بخواهد در این بانک حساب باز کند گاه به خاطر قطعی سیستم باید بارها به بانک مراجعه کند که واقعا وقت گیر و آزار دهنده است. امیدوارم نظام وظیفه برای تسهیل در امور مراجعین موافقت کند از هر بانکی که دانشجو حساب داد بتواند وثیقه اش را در اختیار سازمان قرار دهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فساد خودی و غیر خودی!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۳۰ ق.ظ

امام جمعه بابل در جریان افتضاح اخلاقی شورای سابق این شهر مواضع تند و شدیدی گرفت. مدتی بعد داماد وی شهردار شد و دو تن از اعضای نزدیک به وی در شورا دستگیر شدند امام جمعه هیچ موضعی نگرفت. بعضی دوستان هم از باب توجیه می گفتند هنوز دادگاه چیزی را ثابت نکرده! خب دفعه قبل هم هنوز دادگاهی تشکیل نشده بود. اندکی بعد داماد امام جمعه نیز دستگیر شد. باز هم امام جمعه از تریبون مصلی موضع نگرفت و متاسفانه سایت نمازجمعه تصاویر آخرین حضور داماد در نمازجمعه را از زوایای مختلف نشر داد. با فشار افکار عمومی نهایتا امام جمعه صرفا بیانیه داد و گفت اگر چه میداند دامادش بی گناه است ولی خب دادگاه هم کارش را بکند. البته دور و بری ها تا توانستند فشار و طومار و ... که شاه داماد را آزاد کنید و... متأسفانه عالمی بزرگوار را هم در هوای طوفانی از قم به بابل آوردند تا برود دفتر شهردار و از وی حمایت کند. این صحنه ها خیلی روی نگاه مردم تأثیر منفی داشت. الان شهردار بابل دستگیر شد. دیدم این هفته امام جمعه از تریبون مصلی موضع گرفت و خواستار پیگیری جدی و برخورد با متخلفین گردید. خب برادر من! مردم این نوع مواجهات را می بینند، قیاس می کنند و نتیجه خوبی نمیگیرند. دقت کنید لطفا.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وزیر کشاورزی هم افشاگری کرد!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۲:۵۲ ب.ظ

اژه ای: 🔹 پرونده‌های مهمی در زمینه منشا های قاچاق سوخت تشکیل داده‌ایم که  فریاد برخی را بلند خواهد کرد 🔹کسی که از فرودگاه به دریا خط لوله قاچاق سوخت  می‌کشد

 

وزیر کشاورزی گفت پنج میلیون تن کالای اساسی مورد نیاز مردم در گمرک معطل مانده و اجازه ترخیص پیدا نکرده است. وی با انتقاد از عملکرد دولت، توقف بیش از حد کالاهای اساسی در گمرک را مصداق اخلال در معیشت مردم دانسته است. این پنج میلیون تن، فقط کالای اساسی است، خدا میداند چقدر کالاهای دیگر در گمرک متوقف مانده تا باندهای مافیایی سود بیشتری به جیب بزنند. چند تریلی نیاز است این همه کالا را در سطح کشور جا به جا نمایند؟

در جریان انفجار مهیب بندر شهید رجایی نیز که ده ها هزار کانتینر کالا در آن دپو شده بود و با خرابکاری اسرائیل خسارت سنگینی بر اقتصاد مردم وارد شد مسعود پزشکیان ضمن انتقاد از عملکرد مسئولان ذی ربط این سوال را مطرح کرد که واقعا چرا اینهمه کالا در گمرک معطل مانده است؟!

راستش برای من هم سوال است که اگر گمرک کشور حرف رییس جمهور و وزرا را گوش نمیدهد اساسا معنای دولت چیست و چه کسی باید پاسخگو باشد؟ رییس جمهور هنوز باورش نشده که رییس جمهور است؟ چرا قوه قضاییه و مجلس ورود پیدا نمیکنند؟ مگر قرار نشد شعار وفاق، جدای از بحث تقسیم غنائم، نفعی هم به مردم رسانده و تأثیری در حل مشکلاتشان داشته باشد؟ مسئولان با چه رویی به جای پاسخگویی در جایگاه منتقد و مطالبه گر قرار میگیرند؟ این همه حقوقی که میگیرید از گلویتان پایین می رود؟

کار به جایی رسیده به جای رسانه های بیگانه، خودمان داریم علیه خودمان افشاگری میکنیم. به سخنرانی ها و توییت های بعضی نمایندگان مجلس نگاه کنید. بازی جدید است یک بخشی از سازمانهای دولتی فساد کنند یک بخش دیگر علیه آنها افشاگری کنند و مردم هم تماشاچی باشند؟ مفهوم نظام مگر از نظم و عدل نمی آید که هر چیزی باید سر جای خودش قرار بگیرد؟

محسنی اژه ای اواسط اسفند گذشته جوری درباره کشف سرنخهای قاچاق سوخت حرف زد و گفت به زودی می فهمید داد چه کسانی در می آید که گمان کردیم لابد برای همیشه این معضل حل خواهد شد. جیغ هیچ کس در نیامد که هیچ هنوز هم رسانه ها از قاچاق یا به عبارتی غیب شدن روزانه میلیونها لیتر بنزین و گازوییل خبر می دهند. مسئولان افشاگری می کنند که مردم بروند رسیدگی کنند؟! چرا هیچ نهاد و ارگان و قوه ای زورش به گمرک و بانکها و خودروسازها نمی رسد؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا