اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

۶۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسلام آمریکایی» ثبت شده است

بر زمینت می زند...

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۱۸ ب.ظ

پزشکیان ضرر نکرد. کسی در خیابان فریاد نزد مرگ بر پزشکیان، دولت بی کفایت استعفا استعفا.... فحشها را آقا خورد و انقلاب و شهدا و اسلام و قرآن و مسجد و حزب الله. می گویم پزشکیان ضرر نکرد منظورم اصلاح طلبان است این بنده خدا که بازیچه ای بیش نیست. خیرخواه است اما توی باغ نیست. و قالیبافی که به زعم خود با زیگزاگ رفتن از فتنه 88 تا آشوبهای دی ماه دارد ذکاوت به خرج می دهد اما همیشه دستش رو میشود، نه اصلاح طلبها بعد از وفاق و سواری گرفتن به او رأی می دهند نه بدنه امت حزب الله که باهوش است و از بی صداقتی؛ بیزار. بیست سال است که کاندیدای ناکام ریاست جمهوری است و در حسرت صندلی نرم پاستور تا ابد.

کسی به پزشکیان فحش نداد. گند را او زد، زندگی مردم را فلج کرد، در اوج بحران اقتصاد و رها شدگی معیشت و افسارگسیختگی قیمتها قانونی خوب را بد و بدموقع اجرا کرد. او و قالیباف خیرخواه اما نادان دوست ساده نظام، مملکت را با تصمیمی غلط تا لبه پرتگاه سقوط و نیز آغاز جنگی بزرگ سوق دادند.

پزشکیان –بخوانید اصلاح طلبان- پیروز این ماجرا بودند. کسی یقه شان را نگرفت. نه به مردم حساب پس دادند نه به حاکمیت. مجوز موتورسواری زنان را هم در بوق و کرنا کردند که یعنی اصلا مساله اعتراض چیزی دیگری بود و ربطی به ما نداشت و ما با نظام نیستیم و... انتخابات بعدی هم به طیف ما رأی بدهید.

به خاطر تصمیم نا به جای آنها مملکت به هم ریخت و عده ای کشته شدند بعد خودشان طرف معترضین و اغتشاشگران را گرفتند. در فهرست جان باختگان، شهید و جلاد را کنار هم نشاندند. برای دلجویی از خانواده های شهدای امنیت کمترین قدمی برنداشتند. این همه بچه های بسیج و انتظامی، مظلوم و تنها قطعه قطعه شدند عین خیالشان نبود. رفتند به ملاقات زندانی های اغتشاشگر از دلشان در بیاورند. گفتند کار به کار سلبریتی ها نداشته باشید. راست می گویند. سلبریتی ها هم کار به کار آنها نداشتند؛ مأموریت آنها چیز دیگری است. هزینه را دارد نظام میدهد. جان بسیجی و مامور انتظامی انگار مفت است. دولت هم میتواند با خیال راحت به گران سازی هایش ادامه بدهد و کمر مردم را بشکند. دوباره اعتراض کنند باز هم نظام است که فحش می خورد. باز هم بچه های حزب الله ارباً اربا می شوند. آقازاده های مسئولین که جایشان گرم و نرم است. آب توی دلشان تکان نمی خورد. مسئولین اگر مدعی مبارزه با فساد هستند لااقل یقه یک نفر از کسانی که ارز دولتی را برده و پس نداده اند، گرفته و محاکمه اش کنند.

پشت پرده، ورای فهم پزشکیان و قالیباف، جریانی از ابتدای انقلاب تلاش داشته و دارد کار به اینجا برسد اگر جلوی آمریکا سر خم نکنید باید زیر بار مشکلات اقتصاد له بشوید. آب خوردنتان هم دست آمریکا و نیازمند چشم عنایت اوست. درست در نقطه مقابل دیدگاه رهبری که طرفدار اقتصاد مقاومتی و عدالت و مبارزه با ویژه خواری و استقلال سیاسی و فرهنگی است. جریان دیگر که حسابی هم نفوذ و قدرت دارد تلاش می کند نگاهها را به جای خدا به سمت کدخدا بکشاند.

آنچه در دی ماه اتفاق افتاد به فرموده رهبری کودتا بود. کار دشمن، دشمنی است. ضلع مکمل کودتای دشمن اما کسانی هستند که با فراهم نمودن زمینه آشوب، مملکت را تا لبه پرتگاه هول دادند. همانها که پس از پیروزی پزشکیان در انتخابات از او به عنوان گورباچف ایران یاد نمودند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

همینقدر مطلع، همین قدر دلسوز!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۹ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۰۱ ب.ظ

موج کمر شکن و ناتمام گرانی کاری کرده است که بعضی مردها مجبورند موتور سیکلت خود را که تنها وسیله نقلیه شان است برای گذران روزگار و یا صاف کردن بدهی ها و رفع مشکلات اقتصادی به فروش بگذارند. دولت اما به جای آن که فکری برای حل مسائل مردم و رفع بحران معیشت کند در تصمیمی که ربطی به دولت نداشته و در حیطه اختیارات مجلس است اجازه داد زنها هم موتور سواری کنند!

موتور سواری خانمها خوب است یا بد حرف دیگری است.

نگرانی از فاصله ای است که در نگاه و شناخت مسئولان دولت نسبت به مطالبات حقیقی مردم وجود دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

این حق مسخره!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۰۵ ق.ظ

عبارتی این روزها روی زبان مسئولان افتاده که هی تکرار می شود: "اعتراضات به حق مردم"! مثلا این جمله را زیاد شنیده اید: عده ای اغتشاشگر اعتراض به حق مردم را به حاشیه بردند ... یا مردم حق داشتند اعتراض کنند اما....

خب، می ماند این نکته که اگر اعتراض مردم به حق بود و مسئولان مدعی شنیده شدن صدای آن هستند چرا هیچ تغییر و اصلاحی در مدیریت اقتصادی کشور صورت نمی گیرد؟ شکر که همین چند روز پیش گران شد. بنزین هم که قرار است اوایل سال نو گران شود. چیزی به یارانه جدید افزوده نشد تا لااقل دولت ژست خیرخواهی گرفته و بخشی از حجم گرانی ها را بخواهد جبران کند. هیچ کس بابت شوکی که به جامعه وارد شد عذرخواهی نکرد. هیچ مسئولی بابت کوتاهی در نظارت بر قیمتها و عرضه کالا و... بازخواست نشد. برای فروکش کردن آتش اعتراضات قرار بود چند وزیر استیضاح شوند که آن هم در لابی ها و معاملات پشت پرده منتفی گردید. یک نفر به خاطر قصور در باز پس دادن ارزهای رانتی مواخذه نشد. هیچ باند مفسد و مافیای تبهکاری به خاطر اخلال در بازار و ایجاد گرانی عمدی برای زمینه سازی آشوب که لااقل در بحث نهاده های دامی کاملا مشهود بود پس گردنی نخورد. مدیریت امنیتی جامعه هم ابهاماتی دارد که کسی پاسخگو نیست. یک مسئول در شرکت ایرانسل به خاطر تمرد از دستورات امنیتی برکنار شد که بلافاصله به شغل نان و آب دار دیگری رسید....

مطمئنید که صدای مردم را شنیده اید؟ مطمئنید که اعتراض مردم را به حق می دانید؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

گام دوم

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۱ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۰۲ ب.ظ

انقلاب و انقلابی ها مظلومند. از طرفی به خاطر عملکرد بعضی مسئولان نااهل آزرده خاطر و تحت فشارند از سوی دیگر عده ای به بهانه اعتراض به مسئولان نالایق یقه آنها را می گیرند. نه می شود از وضعیت موجود دفاع کرد نه میشود در برابر چنگ زدن به صورت نورانی انقلاب ساکت ماند.

خدا توفیقمان دهد انقلاب و خون شهدا را حفظ کنیم. خدا توفیقمان دهد ساحت انقلاب را از گزند نااهلان و نامحرمان پاکسازی کنیم. خدا لیاقتمان دهد در نبرد با آمریکا به خیل شهدای کربلای تاریخ بپیوندیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

گرانی، یارانه و این چند نکته

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۹ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۲۳ ق.ظ

حذف ارز ترجیحی و حمایت از درآمدها و منابع ملی در راستای خدمت به رفاه عمومی و مقابله با ویژه خواری، اقدام درستی است. اما آنچه باعث انتقاد دلسوزان در روزهای اخیر شده شامل بعضی از موارد زیر است:

1- بسیاری از قوانین کشور از حجاب و اینترنت ملی گرفته تا مبارزه با مفسدین دانه درشت اقتصادی به بهانه شرایط جنگی و امکان سوءاستفاده دشمن تعطیل شده است. حتی مجلس هم به همین بهانه استیضاح و سوال و... را تعطیل نموده و عملا به نهادی فاقد خاصیت تبدیل شده است. آن وقت درست وسط آشوبهایی که رو به پایان می رفت یکهو به سر آقایان می زند که ارز حمایتی را حذف نموده و بازار آشفته را آشفته تر سازند.

2- در دولتهای احمدی نژاد و رییسی هم بخشی از ارزهای حمایتی حذف شد اما اول یارانه را به مردم دادند (آنهم به صورت نقد و نه اعتبار برای خرید محدود) بعد اقدام به رها سازی قیمت ها نمودند. این بار اما این اتفاق نیفتد و ابتدا گرانی روی گلوی مردم پا گذاشت و تازه یارانه ها قرار است چند روز بعد فعال شود.

3- مساله دیگر نظارت بر بازار و کنترل قیمتهاست که در این دولت رها شده است. در دولت محمود و سید ابراهیم تلاش می شد حذف ارز حمایتی چند کالا لااقل تا چند ماه روی کالاهای دیگر اثر نگذارد و شیرینی دریافت یارانه برای مدتی هم که شده کام مردم را بیاراید اما این دولت پیش از اجرای طرح هم کنترلی بر بازار نداشت و هر روز شاهد گرانی کالاها بودیم چه برسد با اجرای این طرح که اسماً روی چند کالاست اما از همین حالا بسیاری از اجناس غیر مرتبط را هم گران ساخته است. از این رو مبلغ تعیین شده یارانه نمیتواند ضربات سیل ویرانگر گرانی را جبران نماید.

4- گرانی قرار نیست تمام شود. موجهای سهمگین آن با اجرای طرح افزایش قیمت فصلی حاملهای انرژی دوباره به جان مملکت خواهد افتاد. بعد از عید قرار است دوباره بنزین گران شود.

5- دولت و مجلس در پرداخت حقوق ملت کوتاهی داشته و باعث بی اعتمادی آنها شده اند. بارها شاهد گران سازی چندباره خدمات دولتی بودیم که خلاف قانون است. کالابرگ مردم هم یکی در میان شارژ نشد، یارانه های بسیاری از شهروندان بدون دلیل منطقی حذف گردید و صدایی از مجلس که رییس آن سهم خود را از کابینه برداشته است شنیده نشد. مردم بدبین هستند که بعد از برگزاری انتخابات شورا وقتی آبها از آسیاب افتاد دوباره دولت و مجلس به تنظیمات کارخانه برگشته و حقوق مردم را پایمال نمایند.

6- افزایش یارانه ها در این زمان، بعضی را هم به این تحلیل رساند که همین شورشها و سنگ پرانی ها بود که باعث شد دولت یارانه ها را بالا ببرد وگرنه طرح را اجرا می کرد و یارانه ها را هم نمی داد. با این وصف لابد باید باز هم شورش کرد تا از طرف دولت تفضلی به ملت صورت پذیرد.

مردم می پرسند عده ای ارز ترجیحی گرفته و پس نداده اند؟ خب چرا محاکمه نمیشوند؟

7- یکی از دلایل گران سازی نرخ اجناس جلوگیری از قاچاق آن به کشورهای همسایه است. اما وقتی پایه پول ملی هر روز در حال تضعیف است طبیعی است باز هم شاهد خروج محصولاتی از قبیل گوشت و بنزین و ... و فروش آن به مردم کشورهای همسایه برای کسب درآمد بیشتر خواهیم بود.

8- بچه های حزب اللهی به پزشکیان رأی ندادند و امروز دارند بخاطر تصمیمات پزشکیان از همان کسانی که به او رأی داده یا لااقل وی را بر رقبا ترجیح می داده اند فحش و کتک می خورند. البته صیانت از نظام اسلامی وظیفه ماست. انقلاب اسلامی در تمامی برهه ها با خطرات عجیبی مواجه بود. ترورها و ناامنی ها و جدایی طلبی ها تا جنگ و محاصره اقتصادی و فتنه و ... آنچه تا به حال نظام را سر پا نگه داشت حمایت پابرهنگان و مستضعفانی بود که هم شهید دادند هم از بضاعت اندک خود برای تقویت جبهه جهاد و مقاومت مایه گذاشتند. آزرده و ناامید نمودن این طیف به نفع چه جریانی خواهد بود؟ سرمایه دارها از گرانی سود می برند چون داشته هایشان گران تر می شود. مستضعفان هستند که هر روز فقیر و فقیر تر می شوند. این را در تاریخ ثبت کنید بخشی از دلسوزان نظام بر این باورند حذف ارز ترجیحی در این شرایط و به این نحو ممکن است کار نفوذی هایی باشد که می خواهند پازل براندازی دشمن را تکمیل نمایند. وفاق مسئولان نباید علیه مردم باشد.

9- در دوره دفاع مقدس هشت ساله فشارهای اقتصادی بی شماری بر مردم تحمیل شد. گاهی برای تهیه کبریت یا صابون و ... هم باید صف می ایستادند و سهمیه می گرفتند اما قانع بودند زیرا می دانستند مسئولان هم با همین کمبودها و کاستی ها مواجه هستند و زندگی شان شبیه مردم است. امروز هر خبری که از ریخت و پاشهای اداری و رانتهای کلان و وامهای گعده ای و سوءاستفاده ها و ویژه خواری ها و اشرافی گری مسئولین منتشر می شود شکاف بین نسل جدید با نظام را عمیق تر می سازد.

تاریخ قیام ملتها و فروپاشی دولتها را مطالعه کنیم. هر وقت جامعه ای احساس کرد حاکمان به سمت اشرافیت و تبعیض و بی عدالتی سوق پیدا کرده اند دست از حمایت آنها برداشت و بالطبع زمینه فروپاشی شان فراهم گردید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پرونده بیضایی؛ ۱۰ ماه بی‌خبری از استاد ایرانی بازداشت‌شده در ترکیه

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۸:۴۳ ق.ظ

کاریکاتوریست‌ها و هنرمندان ایرانی در حمایت از احمدرضا بیضایی گرد هم آمدند -  خبرگزاری آنا

 

این متن را از خبرگزاری مهر برداشتم. برای آزادی دکتر احمدرضا بیضایی (برادر شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی) دعا کنیم ان شاءالله زودتر به آغوش خانواده برگردد. مسئولان هم لطفا به وظیفه شان عمل کنند:

در مقابل بسته شدن نسبی پرونده اسفندیاری، پرونده احمدرضا بیضایی همچنان به یکی از دغدغه‌های جدی افکار عمومی و جامعه دانشگاهی تبدیل شده است.

بیضایی، نویسنده و مستندساز و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تبریز، روز ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ هنگام بازگشت به تهران در فرودگاه استانبول بازداشت شد؛ بدون اعلام اتهام، بدون توضیح رسمی، بدون تشکیل دادگاه و در شرایطی که خانواده‌اش همان ساعت به ایران بازگردانده شدند.

طبق گفته نزدیکان خانواده، طی ده ماه گذشته هیچ مرجع ترکیه‌ای پاسخ روشنی درباره روند قضائی یا علت بازداشت ارائه نکرده است. این در حالی است که بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی، کشورها موظف‌اند به فرد بازداشت‌شده امکان دسترسی کنسولی و اطلاع‌رسانی رسمی به کشور متبوع او را فراهم کنند؛ اما این روند در پرونده بیضایی رعایت نشده است.

سیدعباس عراقچی در سفر اخیر خود به تبریز، برای دومین بار در سه ماه گذشته با پدر این زندانی دیدار کرد و گفت: وزارت امور خارجه از همه ابزارهای خود برای آزادی ایشان استفاده خواهد کرد.

با این حال جامعه دانشگاهی، فعالان فرهنگی و بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی معتقدند که نیاز به پیگیری‌های فشرده‌تر و هدفمندتر در سطح دیپلماتیک وجود دارد تا این پرونده نیز مانند پرونده اسفندیاری به نتیجه برسد.

ضرورت تمرکز دوباره دستگاه دیپلماسی بر پرونده بیضایی

موفقیت وزارت خارجه در پرونده اسفندیاری نشان داد که پیگیری، رایزنی مستمر و فشار حقوقی و کنسولی می‌تواند گره‌های پیچیده را باز کند. حال مطالبه عمومی آن است که این الگو با همان جدیت و انسجام در مورد بیضایی نیز دنبال شود.

سه نکته مهم در این زمینه قابل توجه است:

ابهام کامل در پرونده بیضایی: عدم ارائه هرگونه اتهام یا روند قضائی از سوی ترکیه، این بازداشت را در زمره بازداشت‌های مبهم و غیرشفاف قرار داده است.

سابقه روابط دوستانه تهران–آنکارا: هم دولت ایران و هم ترکیه همواره بر روابط مبتنی بر احترام متقابل تأکید کرده‌اند؛ بنابراین انتظار می‌رود این موضوع در سطح سیاسی و دیپلماتیک نیز منعکس شود.

انتظار افکار عمومی: همزمان با آزادی اسفندیاری، نگاه‌ها اکنون به سرنوشت بیضایی دوخته شده و خانواده او همچنان چشم‌انتظار خبری رسمی از وضعیت عزیزشان هستند.

پرونده اسفندیاری گواهی است بر این‌که دیپلماسی فعال می‌تواند سرنوشت یک شهروند ایرانی را تغییر دهد. اکنون این انتظار و مطالبه وجود دارد که وزارت امور خارجه با همین رویکرد، پرونده احمدرضا بیضایی را نیز تا آزادی کامل پیگیری کند.

دستگاه دیپلماسی با در اختیار داشتن تجربه موفق اخیر و ابزارهای حقوقی و سیاسی، می‌تواند بار دیگر نقش حمایتی خود در قبال اتباع ایرانی را ثابت کند؛ نقشی که برای جامعه ایرانی در خارج بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وزیر کشاورزی هم افشاگری کرد!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۲:۵۲ ب.ظ

اژه ای: 🔹 پرونده‌های مهمی در زمینه منشا های قاچاق سوخت تشکیل داده‌ایم که  فریاد برخی را بلند خواهد کرد 🔹کسی که از فرودگاه به دریا خط لوله قاچاق سوخت  می‌کشد

 

وزیر کشاورزی گفت پنج میلیون تن کالای اساسی مورد نیاز مردم در گمرک معطل مانده و اجازه ترخیص پیدا نکرده است. وی با انتقاد از عملکرد دولت، توقف بیش از حد کالاهای اساسی در گمرک را مصداق اخلال در معیشت مردم دانسته است. این پنج میلیون تن، فقط کالای اساسی است، خدا میداند چقدر کالاهای دیگر در گمرک متوقف مانده تا باندهای مافیایی سود بیشتری به جیب بزنند. چند تریلی نیاز است این همه کالا را در سطح کشور جا به جا نمایند؟

در جریان انفجار مهیب بندر شهید رجایی نیز که ده ها هزار کانتینر کالا در آن دپو شده بود و با خرابکاری اسرائیل خسارت سنگینی بر اقتصاد مردم وارد شد مسعود پزشکیان ضمن انتقاد از عملکرد مسئولان ذی ربط این سوال را مطرح کرد که واقعا چرا اینهمه کالا در گمرک معطل مانده است؟!

راستش برای من هم سوال است که اگر گمرک کشور حرف رییس جمهور و وزرا را گوش نمیدهد اساسا معنای دولت چیست و چه کسی باید پاسخگو باشد؟ رییس جمهور هنوز باورش نشده که رییس جمهور است؟ چرا قوه قضاییه و مجلس ورود پیدا نمیکنند؟ مگر قرار نشد شعار وفاق، جدای از بحث تقسیم غنائم، نفعی هم به مردم رسانده و تأثیری در حل مشکلاتشان داشته باشد؟ مسئولان با چه رویی به جای پاسخگویی در جایگاه منتقد و مطالبه گر قرار میگیرند؟ این همه حقوقی که میگیرید از گلویتان پایین می رود؟

کار به جایی رسیده به جای رسانه های بیگانه، خودمان داریم علیه خودمان افشاگری میکنیم. به سخنرانی ها و توییت های بعضی نمایندگان مجلس نگاه کنید. بازی جدید است یک بخشی از سازمانهای دولتی فساد کنند یک بخش دیگر علیه آنها افشاگری کنند و مردم هم تماشاچی باشند؟ مفهوم نظام مگر از نظم و عدل نمی آید که هر چیزی باید سر جای خودش قرار بگیرد؟

محسنی اژه ای اواسط اسفند گذشته جوری درباره کشف سرنخهای قاچاق سوخت حرف زد و گفت به زودی می فهمید داد چه کسانی در می آید که گمان کردیم لابد برای همیشه این معضل حل خواهد شد. جیغ هیچ کس در نیامد که هیچ هنوز هم رسانه ها از قاچاق یا به عبارتی غیب شدن روزانه میلیونها لیتر بنزین و گازوییل خبر می دهند. مسئولان افشاگری می کنند که مردم بروند رسیدگی کنند؟! چرا هیچ نهاد و ارگان و قوه ای زورش به گمرک و بانکها و خودروسازها نمی رسد؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اگر طاغوت اقتصادی را زمین نزنیم

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۰ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۵۲ ق.ظ

علامه حکیمی: در انقلاب اسلامی باید ۳ طاغوت ساقط شود، فقط حذف طاغوت سیاسی کافی نیست

 

دست نوشته‌ای از استاد محمدرضا حکیمی نویسنده و اندیشمند فقید دینی پیرامون انقلاب اسلامی، منتشر شده که در آن آمده است:

در یک انقلاب اسلامی، که مبنای قرآنی دارد، باید سه طاغوت ساقط شود. طاغوت سیاسی (فرعون)، طاغوت اقتصادی (قارون) و طاغوت فرهنگی (هامان) و اگر به حذف یک طاغوت (سیاسی) بسنده شد، اهداف انقلاب تحقق نخواهد یافت. بلکه اگر کار به دست طاغوتان اقتصادی (قارون‌ها) افتاد، عکس مقصود، رخ خواهد نمود...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خیال می کنی که سعید ضرر کرد؟

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ۱۱:۵۲ ق.ظ

افطار با شربت شهادت + عکس - مشرق نیوز

 

مادر شهید: قبلش تلفن کردند سعید گوشی را برداشت . اغراق نگویم ، چند دفعه ب اندازه 8 الی 9 دفعه گفت الو الو و کسی جواب نداد . آخر سر مطمئن شدند که سعید است . یک چیزی اشتباهی گفته بودند . سعید گفت نه برادر اشتباه گرفته اید و گوشی را گذاش . من  به آشپزخانه رفتم که سفره را بیاورم . دو تایی به آشپزخانه رفتیم و سفره را پهن کردیم . نشست و من چایی ریختم . آهنگران سرود حضرت علی (ع) را می خواند . سعید شب قبلش نبود و پاس بود . گفتم سعید این همان نوار است که دیشب پخش کردند . چون سعید نبود . بلند شد که از رادیو آن را ضبط کند . رادیو را گذاشت روی ضبط و آمد تازه نشسته بود ، هنوز چایی اش را بر نداشته بود . زنگ زدند . همین طور که سرش پایین بود به من رو نکرد و گفت کیست ؟ چون منتظر هیچ کس نبودیم . خودش بلند شد و رفت . من چون سفره روبروی در بود و چادر سرم نبود سرم را خم کردم که اگر نامحرم بود چادر سر کنم . از صدایش می فهمیدم که چادر سر کنم و یا اگر کسی نبود همین طور می نشستم . سرم را اینطور دولا کردم . آدم می داند که طبیعی است که سعید در را باز کند و سلام و علیک بکنند . دیدم که سعید اصلا سلام نمی کند . صدایی خیلی کوچک و ضعیف که نمی توانم آن را تقلید کنم کرد . من سرم را کج کردم که ببینم کیست ؟ چرا در را باز نمی کند ؟ و چرا سلام و علیک نمی کند ؟ سرم را که اینطور کردم دیدم لوله اسلحه لای در است و سعید با دو دستش در را فشار می دهد . همان لحظه تا چشم برگرداندم سعید روی زمین بود و این دو داخل بودند . این آمده بود توی هال تا دم راهرو و در را گرفته بود . من پریدم و روی سعید افتادم و بدون اینکه ملاحظه کنم چادر سرم هست پای سعید را گرفتم . بعد متوجه شدکم که چادر سرم نیست . برگشتم و چادر را از روی مبل برداشتم که بیرون بروم . این در را فشار می داد و می گفت برو کنار می زنم . گفتم بزن . مگر مردی بزن . می خواهم بچه ام را دکتر ببرم . مرتب فکر می کردم که فرصت دارد تمام می شود ، سعید روی زمین است و دارد دیر می شود . پریدم طرف تلفن . آن یکی داخل بود پرید تلفن را کشید و قطع کرد . من دیدم تلفن را قطع کرده اند و از تلفن نا امید شدم باز پریدم کنار سعید . سر سعید را بلند کردم . هیچ چیز نمی دیدم ، این که خانه را آتش زده ، در را زده و گلوله می زند ، اینها را نمی دیدم . آن یکی رفته بود توی همه اتاقها و دنبال پرونده می گشت . اتفاقا پرونده هایی که سعید آورده بود همه روی مبل بودند . کور شده نمی دید . خدا کورشان می کند . برگشت به من گفت . پرونده . من بازهم رفتم سراغ این و گفتم برو کنار می خواهم بچه ام را دکتر ببرم . این گفت می زنمت . آن یکی آمد که از پشت بزند . من بین دو نفرشان بودم . این گفت نه نزن بیا برویم دیر است . آمدند بروند در را باز کنند . من باز سرسعید را گرفتم که از در بیرون بروم و هیچ در فکر اینکه ببینم اینها چکار می کنند نبودم . تا سر سعید را گذاشتم روی زانویم نامرد برگشت و یک تیر دیگر به او زد .

 همان برادر : کدامشان زد ؟ این یکی یا آن یکی ؟

مادر شهید : من سرم بالا نبود

برناس : نه من نزدم .

مادر شهید : برگشت و یک تیر دیگر توی سرش زد وقتی که توی سرش زد من دیگر پریدم دنبال اینها . بیخود می گوید رفته بودم در در ایستاده بودم . من هم زمان با اینها بیرون پریدم . بیخود می گوید 5 دقیقه بیرون ایستادم . همازمان با اینها پریدم توی کوچه و جیغ می زدم . اینها پریدند روی موتورشان و همسایه ها بیرون آمدند . گفتم سعید ! آنها هم مثل من ماتشان برده بود و بالاس سر سعید ایستاده بودند . مثل اینکه همسایه پایینی ما جلوی آنها رفته بودند ولی آنها گفته بودند ما خانه تیمی گرفته ایم . کنار بروید وگرنه شما را می زنیم . آنها هم رد کرده بودند و از انتهای کوچه بیرون رفته بودند .

برناس : به قرآن مطلبی را پنهان نمی کنم چون دیگر صحبت از این حرفها گذشته . این جریان یک سال و نیم پیش بود . باور کنید که من از گلوله ای که بعدا زده شد اصلا خبر نداشتم .

مادر شهید :  شاید هم خودت زدی . من که سرم بالا نبود .

برناس : به قرآن مجید خبر نداشتم . ممکن است بعدا که من بیرون آمدم این اتفاق افتاده باشد ولی من چند بار گفتم ولش کن و او را نزن .

مادر شهید : مرا گفتی نزن . پسرم را نگفتی

برناس : بله شما را .

مادر شهید : گفتی نزن بیا برویم دیر شده . خودتان می دانستید کجا را باید بزنید . زدن من این است که من ببینم سعید روی زمین باشد و سر او روی زمین افتاده باشد . زدن من فرق می کند . گلوله ای که به سینه من بزنند با سعید فرق می کند . گلوله من همین بود که زدید . من دوست داشتم هزاران گلوله به سر و سینه من می زدید و سعید تماشا می کرد و جنازه مرا روی دوشهای بلندش می گذاشت و می برد . آن سینه فراخ وی که شما دو نفری زورتان نمی رسید در را باز کنید تا ناچارن به دستش زدید و در را باز کردید . قدش آنچنان بود که پایش روی سنگ جا نمی گرفت و برای اینکه او را غسل دهند پایش را بالای سنگ گذاشتند . آن قد را شما خواباندید . سینه ای داشت که حریف دو مرد بود . سعید به آرزویش رسید و به اعلا علیین رفت به ملاقات خدا رفت . آرزویش بود . با آن سن اش سه وصیت نامه دارد . یکی از وصیت نامه هایش را اگر چشمت می خواند می دید که چه جوری است . خیال می کنی که سعید ضرر کرد؟   

برگرفته از کتاب کارنامه سیاه جلد سوم. بخشی از گفتگوی مادر شهید سعید نوری با قاتل فرزندش.

سعید نوری جوان بسیجی هجده نوزده ساله ای بود که در 21 ماه مبارک رمضان سال 1361، دم افطار و با زبان روزه توسط منافقین کوردل در مقابل چشم مادرش ترور شد. منافقین سپس اقدام به آتش زدن خانه نمودند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خمینی را می پرستم

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۸ آبان ۱۴۰۴، ۱۲:۳۵ ب.ظ

شهید قاسمعلی هدایت کلیشادی

 

جهت شهادت یکی از برادران دانشجوی انجمن اسلامی دانشکده علم و صنعت در منطقه نارمک، عملیاتی دیگر مطرح شد. ما صبح عازم آنجا شدیم. با یک موتور و تجهیزات و تسلیحات زیاد. خانه سه طبقه بود. وقتی وارد می شدیم متوجه شدیم که در خانه باز است. طبقه پایین صاحبخانه بود. به هنگام ورود متوجه شدیم که دختران این خانواده ظاهراً مشغول آماده کردن نهار هستند و با سبزی و این گونه چیزها مشغول بودند. با رعب و وحشت و ایجاد ترس تمام اینان را در یک اطاق جمع می کنیم. چهره هایشان مملو از خشم و نفرت نسبت به ما بود. وقتی این ها را در منزل جمع می کنیم از آنان سراغ همان شخص مورد نظر را می گیریم. به ما می گویند که این شخص الآن در دانشگاه است و حوالی ظهر می آید. قبلاً به ما گفته شده بود که چنانچه شخص نامبرده در خانه نبود، خانه را کاملاً تسخیر کنید و به هیچ یک از اعضای خانواده حق خروج از خانه را نمی دهید تا شخص نامبرده آمده و او را به شهادت برسانید. خط این بود. ما این ها را توی خانه جمع آوری کردیم و بعد رفتیم طبقه دوم. کسی نبود و طبقه سوم نیز کسی نبود. به همان اطاق برگشتیم و حدود یک ساعتی نشسته بودیم که صدای در آمد. لازم به توضیح است که بگویم در ظرف یک ساعت چه اتفاقاتی افتاد و چه صحبت هایی رد و بدل شد. ما مطرح کردیم که عضو واحدهای عملیاتی هستیم و جهت به شهادت رساندن این برادر به این جا آمده ایم و با شما کاری نداریم. ولی اگر بخواهید مانع ایجاد کنید، جیغ بکشید یا فریاد کنید تمام شما را به رگبار می بندیم. خواهر بارداری هم آنجا بود که مدام گریه می کرد و چند بار از ما خواست که خانه را ترک کنیم اما گوش ندادیم و همچنان با همان اوضاع و حالت روحی که داشتیم در همانجا نشستیم. بله یک ساعتی گذشت و در خانه به صدا درآمد. شخصی وارد خانه شد. او را گرفتیم و به داخل کشیدیم، با نام قاسمعلی هدایت، دانشجوی دانشکده علم و صنعت و مدیر یک دبیرستان در نارمک… این شخص همان شخصی که قرار بود ترور کنیم نبود، شخص دیگری بود که در همان خانه سکونت داشت. ما او را به داخل می آوریم و از او مدارک و کارت شناسایی می خواهیم. کیفی داشت و کارت شناسایی نشانمان می دهد و ظاهراً شخصی است به نام قاسمعلی هدایت و دانشجوست. از آنجایی که نمی خواستیم دست خالی، بدون این که گلوله ای شلیک کرده باشیم بازگردیم، صرفاً به خاطر وجود یک عکس امام در کیف شخص، تصمیم گرفتیم او را به شهادت برسانیم.
یک عکس. وقتی مطرح کردیم چه کاره هستی؟ گفت من دانشجو هستم و مدیر یک دبیرستان. او را به طبقه دوم بردیم و نشستیم. پرسیدم تو با این شخص که ما قرار است ترورش کنیم نسبتی داری؟ گفت نه نسبتی ندارم. همسایه من است و با او همان ارتباطی را دارم که با صاحب خانه داشته و هیچ ارتباط خاصی نداریم. پرسیدم که نظرت راجع به انقلاب چیست؟ گفت انقلابی شده و مردم متحول شده اند. پرسیدم نظرت راجع به امام چیست؟ گفت می پرستمش. گفتم می دانی ما که هستیم؟ گفت آری. شما عضو واحدهای عملیاتی هستید. گفتم عملیاتی کی؟ کدام گروه؟ گفت منافقین. و این ها برای ما کافی بود. برای به شهادت رساندن یک شخص همین کافی بود – یک حمایت از خط رهبری، این تنها و تنها مدرک لازم برای به شهادت رساندن یک انسان از نظر ما بود. حمایت از خط رهبری انقلاب. مرجع دانستن شخص رهبر انقلاب؛ و با این روحیه بود که قاسمعلی هدایت، این فرزند راستین امت مسلمان ایران توسط ما با رگبار یک مسلسل، توسط شخص خود من و شلیک یک گلوله توسط هم خط جانی ام به شهادت رسید.

کتاب کارنامه سیاه جلد سوم. صفحه 288. اعترافات بهرام برناس

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پول میگیرید که خیانت کنید؟

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۷ آبان ۱۴۰۴، ۰۶:۴۲ ق.ظ

باغ ویلاهای غیرمجاز بلای جان سفره‌های زیرزمینی؛ قیمت تانکر آب ۲برابر شد

 

فیلمی در آمده از تخریب خانه یکی از اهالی روستاهای مازندران که دارای فرزند معلول است. 

شما هر نقطه از استانهای شمالی کشور بروید چه در زمینهای مرغوب کشاورزی و باغات چه در حریم جنگل و کوهستان و دریا، ویلاهای بسیار بزرگ و مجلل را می بینید که توسط اشراف منطقه و یا سرمایه دارهای پایتخت نشین به طور غیر قانونی ساخته شده و کسی کاری به کارشان نداشته است اما هر از گاه خبری میخوانید از تخریب یک خانه و یا کلبه مردم بومی به جرم ساخت و ساز غیر مجاز توسط جهاد کشاورزی یا منابع طبیعی با حکم قضایی.

همه باید به قانون پایبند باشند بحثی نیست اما قانون هم باید برای همه اجرا شود. وقتی مردم می بینند سرمایه دارهای گردن کلفت صاحب نفوذ در حاشیه امن به سر برده اما تیغ قانون برای ضعفا تیز است چه قضاوتی درباره عملکرد نظام اسلامی که پابرهنگان را ولی نعمت خود می دانست خواهند داشت؟ خانه این بندگان خدا را در فصل سرما خراب میکنید لااقل سر پناهی هم برایشان در نظر بگیرید. 

چند سال پیش بود که این اتفاق زشت با وسعتی بیشتر در شهر بابل رخ داد. کلبه های مردم روستای تورسو در وسط زمستان و درست در ایام مصادف با میلاد امام عدالت، حضرت علی علیه السلام و در آستانه دهه فجر تخریب شد و موجی از انزجار عمومی را رقم زد.

شما از بیت المال مسلمین پول میگیرید که آبروی انقلاب را ببرید؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ضرر می بینید و ضرر می رسانید

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۶ آبان ۱۴۰۴، ۱۱:۰۳ ق.ظ

معنى و تعریف و شرح و جذر و وزن کلمة تأسف فی معجم عربی عربی

 

فیلمی منتشر شده از تجمع مختلط مردها و زنهای بعضا بی حجاب در یکی از شهرهای مازندران برای ورزش صبحگاهی که این فیلم البته برای تبلیغ آنها و دعوت از بقیه جهت حضور در این تجمع به ظاهر ورزشی آن هم در مرکز این شهر خوشنام دینی و انقلابی تهیه شده است.

یکی از کانالهای خبری استان به این موضوع واکنش نشان داد و گفت مگر میشود مسئولان امنیتی و انتظامی و قضایی از وجود چنین حرکات تشکیلاتی و برنامه ریزی شده ای بی اطلاع باشند؟ و بعد به انتقاد از استاندار مازندران پرداخت که صراحتا اعلام کرده بود ضرورتی برای رفع هنجارشکنی نمی بیند.

واقع امر آن است به جای انتقاد از استاندار مازندران که سابقه خوبی در التزام به قانون ندارد باید یقه چهره های به ظاهر موجّه منتسب به دستگاه دین و مذهب و نظام را گرفت که در کمال سادگی و خوش باوری در جایگاه روابط عمومی استانداری به دفاع بی حد و حصر از این شخصیت ناموجّه پرداختند. قطعا این افراد در هر لباس و جایگاهی که باشند بابت این تغافل نامبارک باید آن دنیا در محضر شهدا جوابگو باشند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ملاقات با پدر

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۶ آبان ۱۴۰۴، ۰۹:۵۳ ق.ظ

 

مرحوم طالقانی در بیان مواضعشان به طور قاطع مرز انقلاب و ضدانقلاب را روشن فرموده بودند. آنجا که گفته بودند:

"هر کس مقابل انقلاب بایستد باید هلاک شود."

"مخالفت با رهبری امام خمینی مخالفت با اسلام است."

منتها این فرمایشات ایشان به گوش منافقین فرو نمی رفت. حتی نوارهای صحبت ایشان را سانسور کردند و پس از وفاتشان تکثیر کردند. در همان نواری که بعد از رحلت آیت الله طالقانی با نام "ملاقات با پدر" تکثیر شد مطالبی که ایشان در مورد انحرافات ایدئولوژیکی سازمان و ضرورت تصحیح مواضع و غیره فرموده بودند زیر تیغ سانسور بردند و به صورت یک نوار تبلیغاتی پخش کردند.

در یکی از نشست های ماهانه که با حضور موسی خیابانی در تبریز تشکیل می شد و من هم در آن جلسات شرکت میکردم مطرح شد که آقای طالقانی در خطبه نماز عید فطر فاتحه تمام گروهها را خوانده اند و به طور ضمنی ما را هم محکوم کردند. منظور ما از این سوال اشاره به آن قسمت از صحبت آیت الله طالقانی بود که فرموده بودند:

"جز خودخواهی، جاه طلبی و بلند پروازی مثل همه حزب بازی ها چیست که عده ای را جمع میکنند شعار می دهند غائله به راه می اندازند خدا لعنت کند آنهایی که فتنه ها را ایجاد می کنند. در این روز عید صد بار بر آنها لعنت. ما چقدر سعی کردیم با مذاکره با مهربانی و دور هم نشستن مسائل را حل کنیم. چه با این جوجه کمونیستهای داخل خودمان و چه با آنها. یک مشت جوان احساساتی سی ساله خیال می کنند قیّم همه مردمند. قیّم همه زنان ما هستند."

بعد از اینکه به این صحبت آیت الله طالقانی اشاره ای کردیم موسی خیابانی در پاسخ گفت: بابا آن هم یک آخوند است. شما چه انتظاری از او دارید؟ می خواهید بیاید ماها را تأیید بکند؟

کتاب کارنامه سیاه، جلد دوم/ صفحه 144، از اعترافات ابوالقاسم اثنی عشری

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ما، بنی امیه و اسلام آمریکایی

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱ آبان ۱۴۰۴، ۰۹:۵۳ ق.ظ

سازمان حج «عمره تفریحی» راه انداخت

 

خیلی عادی و رسمی و با اعتماد به نفس اعلام کردند از این پس نوع جدیدی از عمره به نام عمره تفریحی توسط سازمان حج و زیارت برگزار می شود.

قرار بود ما انقلابمان را به منطقه صادر کنیم الان منطقه دارد انقلابش را به ما صادر می کند. حالا فهمیدید چرا در مقابل انتقاد قاسمیان از رویکرد تجاری و مبتذل آل سعود هیچ حمایتی از سوی دستگاه دیپلماسی و مسئولین حج صورت نگرفت که هیچ بلکه پشتش را هم خالی کرده و علیهش تند و تند موضع گرفتند؟ بهتر است به این سوال جواب بدهیم اساسا چرا مثل سفر عتبات، مردم مجاز نیستند با اختیار خودشان سفر عمره را به صورت فردی یا کاروانی انجام بدهند؟ چه سهمی گیر آقایان می آید که همه باید از کانال آنها به حج بروند؟ بعضی مومنان البته توانسته اند با پاسپورت کشورهای دیگر به طور مستقل و انفرادی به زیارت خانه خدا مشرف بشوند.

آل سعود میخواهد درآمد بیشتر داشته باشد و توسعه معاویه ای را سرلوحه قرار داده، خب، چرا مسئولان حج و زیارت ما که دانش آموخته مکتب تشیع هستند زود و دستپاچه و منفعلانه با آنها همراستا می شوند؟ فلسفه زیارت خانه خدا، دل کندن از مادیات، اصل برابری، پوشیدن پارچه ای شبیه به کفن... همه اینها قرار است آموزه ای باشد برای توجه به خدا و معنویات؛ حالا با لاکچری بازی بخواهیم کل منطق حج و فلسفه زیارت کعبه را به پول و درآمد بفروشیم!

شما که با آل سعود سر و سرّی دارید و زود همرنگ می شوید لااقل تشویقشان کنید حالا که از حرمت دین گذشتند و برای جذب توریست اجازه دادند زنی بدکاره بر ماکت کعبه برقصد با همین منطق درآمد زایی اجازه بدهند برای ائمه بقیع حرم بسازیم بخدا آنقدر شیعیان آنجا آمده و پول می ریزند که نیازی به چوب حراج زدن به دین و آیین وحی نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سلفی برتر از خدا!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۵ مرداد ۱۴۰۴، ۰۵:۵۴ ق.ظ

یک نکته ای ذهن مرا مشغول کرده. عربستان در دوره جدید حاکمیت جوان خود سعی دارد به بالاترین سطوح توسعه و درامد زایی دست پیدا کند. از همین رو نسبت به بعضی احکام شرعی عقب نشینی نشان داده تا جذب گردشگر و پول بیشتری نصیب حاکمیت شود. کار به جایی رسید که زن فاسد آوازه خوان را آوردند در جشنی مستانه بالای ماکت خانه خدا برقصد و اصیل ترین باور و فخر سعودی در خادمی حرمین شریفین را به سخره بگیرد.

خب چرا همین دولت سعودی برای جذب درامد بیشتر نسبت به ساخت حرم ائمه مظلوم بقیع اقدام نمیکند تا میلیونها شیعه دلداده اهل بیت از سراسر جهان به ضریح منور آنها روی آورده و پولی هنگفت هم از رهگذر سفر زیارتی شان نصیب آل سعود شود؟ چرا حاکمیت جوان و توسعه گرا حاضر است احکام شرع را به بهانه درامد زایی نادیده گرفته و قمارخانه ها و کاباره ها را آزاد بگذارد اما همچنان از تفکر شیعه بیمناک است و اجازه ساخت حرم برای ائمه مظلوم بقیع را نمیدهد؟ وهابیت چه بر سر اسلام آورده است!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

امام جمعه تهران و امام جمعه های دیگر

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۱ تیر ۱۴۰۴، ۰۷:۲۶ ب.ظ

شعار "مرگ بر آمریکا" تا ابد ادامه دارد - تسنیم

 

تیتر خطبه های امروز 20 تیر 1404

آیت‌الله عاملی: ارسال پیام ضعف به دشمن، مسیر باج‌‌خواهی را باز می‌کند

امام‌جمعه کرج: با قاتلان حاج قاسم نقطه مشترکی نداریم

آیت‌الله علم‌الهدی: «مرگ بر آمریکا» یعنی مرگ بر دشمنان خدا

امام‌جمعه اهواز: مذاکره با آمریکا طبق تجربه بی‌نتیجه است

حالا امام جمعه تهران: از دعواهای جناحی بپرهیزید. نگاهها باید به سمت دشمن باشد. به دو قطبی مذاکره - مقاومت دامن نزنید.

خب یعنی اگر عده ای به موضوع مذاکره و توافق با دشمن که همواره آسیب هایی را به مملکت وارد کرده دامن زدند کسی نباید جواب بدهد که مبادا دوقطبی مقاومت – مذاکره ایجاد شود؟ شما خودت نقدی به بعضی سیگنالهای ضعف آلود مسئولان اجرایی نداری؟ وظیفه خطیب جمعه نقد مسئولان و دفاع از گفتمان انقلاب نیست؟ جنگ نرم، مقدمه جنگ سخت نیست؟ کسانی که فرهنگ مقاومت را زیر سوال برده و زمینه نفوذ یا تهاجم دشمن را فراهم می کنند نیازمند توبیخ نیستند؟ دم امام جمعه های شهرهای دیگر گرم که با هوشمندی و درک لازم از خطرات کجروی نخبگان، توصیه های صریح خود خطاب به دولتمردان را بدون لکنت بیان نمودند.

وفاق باید حول محور گفتمان رهبری و استکبار ستیزی و نفی سازش و تسلیم باشد. اینقدر انفعال و جوّگیر بودن هم خوب نیست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خنجر جنتلمن ها

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۲ تیر ۱۴۰۴، ۰۳:۴۲ ب.ظ

جنتلمن های پشت میز مذاکره... - عکس ویسگون

 

آیت‌الله حائری شیرازی (ره):

آن روزی که به ما موشک می‌زنند، خطرناک نیست...

کسانی که قبل از انقلاب، گرفتار زندان و شکنجه بودند، این حرف را خوب می‌فهمند.

بازجو وقتی شلاق به دست می‌گرفت و می‌زد، موقع خطرناکی نبود.

اما وقتی می‌گفت چلوکباب برای آقا بیاورید، خطرناک بود!

وقتی تلفن را در اختیارش می‌گذاشت، یا می‌گفت نامه‌ای به خانواده‌ات بنویس...

وقتی نمازخوان‌شان را می‌آوردند تا با زندانی نمازخوان صحبت کند، خطرناک بود...

همان لحظه‌ای که دلش می‌گفت: "این‌ها آن‌طور هم بد نیستند"، سقوط آغاز می‌شد. یک ذره حسن‌ظن، انسان را ساقط می‌کرد...

افرادی بودند که با آبرو به زندان رفتند، اما بی‌آبرو بیرون آمدند؛

مشی‌شان تغییر کرد، و حتی آخرش ساواکی شدند!

چرا؟ چون یک ذره تصور کردند که در دشمن رحم و انسانیتی هست.

 آن روزی که به این مملکت موشک می‌زنند، خطرناک نیست؛

آن روزی که برای صلح می‌آیند، باید دست به دعا برداشت و به خدا پناه برد!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ساعت بیداری کی فرا می رسد؟

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ۰۶:۰۹ ب.ظ

کتاب‌ها نقش سید جمال الدین اسدآبادی را ماندگار می‌کنند - ایبنا

 

سال 1402 نام خیابانی در مشهد که کنسولگری عربستان در آن قرار داشت و به یاد شیخ مجاهد مظلوم شهید باقر النمر نامگذاری شده بود برای رفع کدورتهای بین دو کشور حذف گردید. آیا این نرمش تأثیری در رفتار دولت سعودی با شیعیان و ایرانیان داشت؟ نفعی برای عالم اسلام و اتحاد برای ستیز با صهیون به ارمغان آورد؟ 

چند روز پیش سخنرانی حجت الاسلام قاسمیان در دانشگاه علامه که با دعوت هیاتهای دانشجویی و تایید نهاد رهبری صورت گرفته بود لغو گردید. در بیان علت هم گفتند که او اخیرا حاشیه هایی را در خصوص دولت سعودی رقم زده است. خبرنگار زن سعودی اما در سکوت و بی تفاوتی مسئولان نظام اسلامی آزادنه در خیابانهای تهران به کشف حجاب پرداخت و فیلمش را منتشر کرد.

الان هم تصمیم گرفته شده برای رفع کدورت با دولت مصر نام خیابان شهید خالد اسلامبولی از پایتخت جمهوری اسلامی برداشته شود. نمی دانم این نرمش در رفتار دولت مصر تغییری ایجاد خواهد کرد یا نه. به یقین طرفدار هر وحدتی ولو با طیف جولانی برای درهم کوبیدن منافع اسرائیل هستم. اما امیدوارم سیاست های ما حالت یکطرفه به خود نگرفته و باعث سرخوردگی و ناامیدی متحدان آزادی خواه ما در منطقه نشود. یک روی خوش هم لااقل از آن طرف ببینیم. روح سید جمال شاد. امیدوارم بیداری و اتحاد اسلامی مدّ نظر او برای تقابل با دشمنان مشترک به یک فرهنگ و باور عمیق در دولتمردان و حکام اسلامی تبدیل شود. رفتار دولت عثمانی و متحدانش در سوریه که در بزنگاه مصاف حزب الله و حماس با رژیم غاصب صورت گرفت بسیار منافقانه بود و پشت جبهه مقاومت را خالی کرد. به هر حال امیدوارم روزی تحقق آرزوی یکپارچگی دولتهای اسلامی برای نبرد با غاصبین قدس شریف را شاهد باشیم. خوی ذلت پذیری و انفعال و دنیاطلبی و نفاق بعضی حکام به ظاهر اسلامی کمر مستضعفین را خم نموده و زیاده خواهی مستکبران و استیلای بدخواهان را توسعه بخشیده است. ظرفیت عظیم حج را ببینید. این همه مسلمان مظلوم و بی پناه در فلسطین به خاک و خون می افتند؛ آیا حتی پژواکی از صدای مظلومیت آنها در کنار پرده کعبه به گوش جهانیان رسید؟ در چند کشور اسلامی میتوان لااقل در حد بعضی کشورهای غیرمسلمان که این روزها به پا خاسته اند فریاد مرگ بر اسرائیل سر داد؟ با مسلمین خفته و دولتهای بی غیرت اسلامی چه باید کرد؟

بدبین نیستم و دعا میکنم تلاشهای وزارت خارجه نتیجه بدهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پست تر از منافق کیست؟

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۰۸:۰۸ ق.ظ

تحقیق در مورد عقرب کلاس چهارم - تاپ ناپ

 

چه خیانتی بالاتر از وطن فروشی و از پشت خنجر زدن به هموطن سراغ دارید؟ عده ای در غزه تحت هدایت عنصر خائنی به نام یاسر ابو شباب با گرایش فکری متمایل به داعش به جای آنکه دلشان برای هموطنان خودشان بسوزد دست در دست اسرائیل غاصب نهادند پول و اسلحه از صهیونیستها می گیرند که در مقابل حماس بایستند. اوج حقارت و پست فطرتی این افراد آنجا ظهور پیدا می کند که نه تنها در قبال قتل عام زن و کودک گرسنه ای که در صف غذا ناجوانمردانه مورد تهاجم دشمن قرار می گیرند سکوت می کنند بلکه خودشان نیز با ایجاد بلوا و ناامنی و راهزنی از کامیونهای حامل کمک غذایی به مردم بی پناه غزه در قتل و غارت و سرکوب ملت خویش سهیم می شوند.

منافقین ما هم همینطور بودند. در صف توزیع ارزاق عمومی بمب گذاری می کردند، جانبازی که برای دفاع از سرزمین خود به جبهه رفته بود را مقابل چشم زن و بچه اش ترور می نمودند و... چقدر مردم بی گناه کوچه و بازار را برای خوشآمد اربابان آمریکایی خود به خاک و خون کشیدند و جالب اینکه مدعی بودند قصدشان تقابل با امپریالیسم جهانی است! خیانت و نفاق عاقبتی جز رسوایی و در به دری ندارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اخوی ناتنی

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۹ خرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۳۹ ق.ظ

اخوان المسلمین چه گروهی هستند و چه نظراتی دارند ؟ - خبرآنلاین

 

تعطیلی فعالیتهای اخوان المسلمین در مصر بعد از اعلام تعطیلی پ ک ک در ترکیه، تحلیلگران سیاسی را به این باور رسانده که اسرائیل در جنگ ترکیبی و گسترش توطئه نرم خود درصدد تقویت حاکمیت شرکای غیر رسمی خویش در منطقه یعنی دولتهای ترکیه و عربستان برآمده است.

اخوان المسلمین اولین جنبش حزبی مسلمین در مقابله با صهیونیسیم بود. ورای هر تحلیلی این واقعیت عبرت آموز را باید در نظر نگاه داشت که صرف حفظ عنوان و ساختار نمیتواند متضمن بقای مفهوم و هدف باشد. جایی خوانده بودم حوزه علمیه ای در مراکش وجود دارد که بعد از دهها سال به محل آموزش رقص تبدیل شده است. ساختمان و تابلو و عملکرد گذشته ضامن سلامت و اعتبار ابدی نیست. هر گروه و حزب و حاکمیتی ممکن است به مرور زمان آغشته به افکار و عقاید جدید گردیده و از مسیر اصلی خود خارج شود. مواظب باشیم از دین ما یک پوسته باقی نماند. اگر دنبال تمدن سازی و صدور انقلاب و جهانی سازی مردمسالاری دینی هستیم لازمه اش فقط بیان شعار و مراسم بزرگداشت و چاپ کتاب نیست. باید برنامه و اراده داشت. بیانیه گام دوم انقلاب نباید روی کاغذ مانده و به سرنوشت سند به اصطلاح بالادستی چشم انداز 1404 دچار شود که مضحکه تاریخ خواهد شد. هر انقلاب تا زمانی زنده است که در مسیر اهداف اولیه خود حرکت نموده و رو به رشد و تعالی قدم بردارد. توقف و یکجانشینی عاقبتی جز رکود و تعفن و بطلان نخواهد داشت.

  • سیدحمید مشتاقی نیا