اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۴۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۹ ثبت شده است

بسیج رسانه های کاسه لیس یا تریبون سرخ انقلاب؟

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۹، ۰۸:۱۴ ق.ظ

cy7_photo_2020-08-15_08-09-21.jpg

 

رنجبران و یامین پور هر دو متعلق به یک نسل از فعالان رسانه ای در صدا و سیما هستند. هر دو هم جزو خانواده انقلاب به حساب می آیند. یکی انقلابی است یعنی علاقمند و هوادار انقلاب اسلامی و دیگری انقلابی است یعنی علاوه بر علاقمندی به انقلاب، رفتار انقلابی نیز از خود بروز می دهد.

یکی ترجیح داد با ظاهری موجه به مجیزگویی مسئولان بپردازد یکی دیگر هم با ظاهری موجه، مسئولان را به نیابت از مردم وآرمان های انقلاب به چالش کشاند.

یکی رشد کرد و شد مسئول روابط عمومی سازمان صدا و سیما و دیگری هم رشد کرد و شد صاحب تریبون های مردمی در دانشگاهها و مساجد و هیئات و ... در دل و نگاه ملت سکنا گزید.

یکی تریبون انقلاب را به لبخند صاحبان قدرت فروخت و نعمت زاده های همیشه نعمت خوار را مظلوم و صاحب حق جلوه داد دیگری راه طی نشده انقلاب را به یاد خلق الله آورد و مسئولان جا مانده از قطار تمدن دینی را نیشتر زد.

اولی دومی را تاب نیاورد. آن که به میز و پول رسید و اما نتوانست اعتبار انقلابی گری را از نگاه و دل مردم کسب کند معنی شکست را در وجودش درک کرده و به رسم کهنه حسد، یک روز خانواده های شهدا را بابت حمایت از برنامه هایی چون ثریا و جهان آرا تحت فشار گذاشت، یک روز فیک های قلم فروش را برای تخریب رقیب استخدام کرد و ...

امثال رنجبران و امثال یامین پور هر دو با ظاهری انقلابی، باز هم در جبهه رسانه ای انقلاب حضور داشته و خواهند داشت. این که مسئولین و صاحبان میز از دسته نخست دل خوش تری دارند طبییعی است. بیم آن می رود بسیج رسانه نیز بند ظواهر اشخاص و امور مانده و انقلابی نمایی تزیینی را بر حقیقت انقلابی گری ترجیح دهد. گاه شاهد رفتارهای مشمئز کننده مشابهی از سوی خودی های بی آزار مرید کانون های قدرت هستیم که در نقش روابط عمومی سازمان ها و ادارات، توجیه گر عقب ماندگی حرکت انقلاب و نظام گردیده و جبهه انقلابی گری تعالی خواه و ناراضی از وضع موجود و تحول گرا و جهادگر را به انزوا می کشانند. نهاد انقلابی سپاه باید تکلیفش را با رویکرد بسیج رسانه مشخص کند. بسیجی که قرار است ماله کش گندکاری مدیران بوده و صرفا برای هدف قرار دادن جناح رقیب کاربرد داشته باشد یا بسیجی که با تأسی از راه و مرام شهدا و مطالبات رهبر انقلاب، عدالت خواهی را سرلوحه فعالیت خویش ساخته و نقد سازنده را در راستای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی ضروری می داند؟ سازمان بسیج رسانه می خواهد امثال رنجبران را تحویل جامعه بدهد یا مثل یامین پور را؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

سیلی بازرگان نوش جان اسلام بازرگانی!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ۰۹:۵۵ ب.ظ

Ruhollah Khomeinii.jpg

 

امام راه بازرگان را نمی پسندید و او را پدر منافقین می دانست. این که یک خیابان در تهران به نام بازرگان نامیده شد اما جای اعتراض ندارد!

ما به شورای شهر تهران اعتراض نداریم. اعتراض ما به کسانی است که روی شورا، عنوان اسلامی هم می گذراند اما ساز و کار ورودی آن را برای غیر دلدادگان به اسلام نیز رها می گذارند.

شورای شهر تهران می خواهد بگوید دعوای امام و بازرگان به ما ربطی ندارد؛ قرار نیست شورای شهر ذیل تفکر و شعائر جمهوری اسلامی حرکت کند. همان حرفی که البته خیلی از شوراهای شهر دیگر نیز به نوعی بیان نموده اند.

فرمانداری تهران می تواند مصوبه شورا را باطل اعلام کند اما این کار را نمی کند.

مجلس می تواند از جایگاه نظارتی خود وارد شده و وزارت کشور را بابت عدم انجام وظیفه در قبال تصمیم غلط شورا مواخذه کند اما این کار را نمی کند.

تفکر امام مهجور می ماند.

وقتی گمان می کنیم روی هر چیز یک پسوند اسلامی بچسبانیم همه امور درست می شود کار به همین جا می کشد. شورای اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی و ...

وقتی اسلام را به حفظ میز خود گره می زنیم و بعد به این نتیجه می رسیم که برای حفظ میز خود باید سر کیسه بیت المال را شل کنیم و بر سر اندیشه انقلاب معامله کرده و به خاطر جذب مشارکت بیشتر، شوراهای مثلا اسلامی شهر و روستا را بدون هیچ نظارتی به دست اغیار و خاکستری ها بسپاریم تا در عوض، میز اسلامی! ما مستحکم تر شود نتیجه همین می شود که می بینیم.

خوشحالیم که ظاهر امور، شیک و مجلسی و بر وفق مراد است و حواسمان به موریانه هایی نیست که پایه های باور و فرهنگ مردم و البته میز خودمان را نیز به مرور سست و ویران می سازند.

مگر می شود اسلام تجاری را انتخاب کنیم و با بازرگان و بازرگان ها طرف نشویم؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ورود به اینستا

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ۱۱:۲۶ ق.ظ

وبلاگ را رها نمیکنم اگر چه امروز وارد اینستا شدم و اولین مطلبم را در قالب فایل تصویری به مناسبت روز بزرگ مباهله منتشر نمودم اما وبلاگ را با بیش از ده سال فعالیت رها نکرده و همچنان در این فضا با تمرکز و جنبش و جوش باقی خواهم ماند به امید خدا

 

به مناسبت روز بزرگ مباهله

#مباهله #مشتاقینیا #اشکآتش

https://www.instagram.com/p/CD0ZeaOlBga/?igshid=w0ikilcm2r7

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برای این مرد خدا دعا کنید

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۹، ۰۲:۴۶ ب.ظ

برای بهبودی استاد فاطمی‌نیا، حمدی به نیت شفا قرائت کنیم
 

sxyz_photo_2020-08-12_14-43-00.jpg

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حمایت از کارگران شهرداری

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۹، ۰۹:۲۲ ق.ظ

 

🔺نامه سرگشاده جمعی از فعالان عدالتخواه جبهه انقلاب شهرستان بابل خطاب به مسوولان نظارتی و قضایی

💢رهبر معظم انقلاب:

✅حقوق طبیعی نیروی کار باید رعایت بشود. یعنی دستمزد عادلانه، پرداخت منظم و بدون تأخیر، ثبات اشتغال یعنی امنیت شغلی -که بنده روی این امنیت شغلی هم سالهای قبل تکیه کردم، تأکید کردم- که این یکی از مسائل بسیار مهم است. ۱۷ اردیبهشت ۹۹

✅مردم ما باید بیشترین چیزى را که میخواهند، عدالت و انصاف باشد؛ هم در امور داخل کشور، هم در مسائل جهانى.۱۳۸۷/۰۴/۲۶
♻️بسم الله الرحمن الرحیم

🔸مسئولین محترم نهادهای نظارتی، قضایی، امنیتی، انتظامی و ... شهرستان بابل

➖با سلام و آرزوی توفیق خدمت به مردم در تراز انقلاب اسلامی

🔹چند روزی است در فضای مجازی شاهد طرح مباحثی پیرامون برخی اقدامات شائبه انگیز مدیریت پسماند شهرداری بابل هستیم. تحقیقات میدانی از عناصر مطلع، گمانه زنی ها پیرامون تضییع حقوق بعضی از #کارگران زحمت کش که از اقشار ضعیف جامعه هستند را تقویت نموده است.

🔹امضا کنندگان این نامه از مجموعه مسئولان نظارتی و قضایی درخواست ورود به این ماجرا و روشنگری پیرامون شبهات مطرح شده را داشته و دفاع از مظلوم و حمایت از مستضعفین و ولی نعمتان انقلاب را بر همه مسئولان دلسوز فرض می دانند.

✅بدیهی است پیگیری مطالبات اقشار آسیب پذیر و فاقد تریبون و فراموش شده جامعه را منحصر به این نامه ندانسته و تداوم این مسیر از طرق قانونی را تا دستیابی به نتیجه مطلوب در راستای عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر، رسالت خدشه ناپذیر خویش می دانیم.

والسلام
۱- محمد حسین منصف
۲-عین الله حسین‌پور
۳- علی احمدی
۴-سید حمید مشتاقی‌نیا
۵-محمد‌هادی میرزاپور
۶-مقداد گرگانی
۷-حنظله حسن‌زاده
۸-محمد همدانیان
۹-سید حمید رضا حسین زاده
۱۰-عماد فیروزپور
۱۱-سجاد کاظم نسب
۱۲-محمد مهدی آقاجانی
۱۳-مجتبی طبرستانی
۱۴-مصطفی کیانی
۱۵- محمد خراسانی
۱۶- سید عباس نبویان
۱۷- سید علی محبوبی
۱۸-مصطفی عبدالله‌زاده دلاوری
۱۹-ابراهیم شابازاده
۲۰-محمد علیزاده هلالی
۲۱-عرفان پیشدار
۲۲- سید سهیل موسوی
۲۳-حسین حسین‌زاده نوری

۲۴-احسان‌نبی‌پور
۲۵-مهدی یعقوبی
۲۶-سید مصطفی عبادیان

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بنیاد مستکبران؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۹، ۰۹:۰۱ ب.ظ

کاری ندارم چقدر از حرفهای فتاح درست است چقدر غلط

فعلا بازار گمانه زنی ها و تایید و تکذیب ها گرم است

نکته نهفته در بطن این مطالب اذعان به خدمات عجیب بنیاد مستضعفان به عناصر ذی نفوذ و صاحبان قدرت و مکنت است

اگر قرار نبود  دارایی ها و املاک صدها میلیاردی این مجموعه در خدمت به نیازمندان و محرومان و ولی نعمتان حقیقی انقلاب باشد چرا اسمش را گذاشتند بنیاد مستضعفان؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برای درمان دانشگاه علوم پزشکی بابل چه باید کرد؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۹، ۰۷:۱۳ ق.ظ

یکی از بهترین شاخص ها جهت بررسی "دست آورد" معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی بابل، آمار مرگ و میر ثبت شده در اداره ثبت احوال می تواند باشد.

آماری که برای فصل های مختلف سالهای اخیر، براحتی در سایت رسمی سازمان ثبت در دسترس است. در این آمار و ارقام، شاهدیم که به دلیل اعمال قرنطینه در سراسر کشور و حذف عواملی همچون مرگ و میر حوادث جاده ای، حوادث کار و... و نیز توجه بیشتر به خودمراقبتی ها در منازل، آمار مرگ و میر زمستان 98 بسیاری از استان های غیر مبتلا به کرونا، رشد منفی نسبت به زمستان 97 داشته است، درحالیکه استانهای مبتلا، مثل گلستان، مازندران، گیلان، سمنان، قم، تهران و مرکزی، به طبع به دلیل کرونا و پیامدهای آن، رشد مثبت داشته است.

 

 

 

 

در این میان، درحالیکه استان مازندران(منهای بابل)، رشد 《20 درصدی》در مرگ و میر داشته، بابل که در زمستان 97، 632 مرگ را ثبت کرده دارد، با یک رشد 《۴۷.۵ درصدی》!با ثبت 300 مرگ بیشتر، رکورد استثنایی 932 مرگ را کسب کرده است؛ به عبارتی، یک تفاوت 138درصدی نسبت به کل استان مازندران و این یعنی اگر چنانچه ذیل سایه مرگ آور صاحب منصب درمان بابل، از میان 300 مرگ ذکر شده، بر تن 125 نفس و جان محترم، اضافه بر نرم مازندران، رخت کفن کرده است! و ای بسا اگر به جای این ضل عالیه صاحب منصب درمان بابل، امورات را به دست دکتر روحانی زاده، معاون بهداشتی و دبیر کمیته بحران دانشگاه علوم پزشکی مازندران می سپردند، 125 خانواده، داغ عزیز خود را نمی دیدند.

یکی از امتیازات تناسب گیری مرگ و میر زمستان 98 به زمستان 97، حذف عوامل مخدوش کننده(confounding.v) است. مثلا دیگر نمی شود ادعا کرد که آمار 98 بیشتر است چون بابل ریفرال شهرهای مجاور و توریستها بوده است در حالیکه در مخرج این کسر،در سال 97، ریفرال شهرهای مجاور و توریست ها نبوده! (حال بماند که به لطف نپذیرفتن بیمار کرونایی در بیمارستان های خصوصی بابل، بسیاری از بیماران بابل جهت بستری به مراکز خصوصی آمل مثل بیمارستان شمال و...ریفرال می شوند و... )

اینکه چرا بابل با وجود دستگاه عریض و طویل دانشگاه علوم پزشکی و انبوه کثیری از پزشکان که در طراز سازمان نظام پزشکی برابری می کند با معدود کلان شهرهای بزرگ کشور، در مقابل دیگر شهرهای کمتر برخوردار استان همچون رامسر و تنکابن و عباس آباد و...چنین فاجعه آمیز ظاهر شده، بسیاری پیش تر گفته شده؛ من جمله، به لطف مدیریت و دبیری صرفا سیاسی و ناکارآمد معاونت درمان که در اولویت نبوده، ظرفیت معاونت بهداشتی با 200 پزشک خانواده نادیده گرفته می شود تا با سطح قربالگری 3درصدی تا پایان سال98، رسوای کشور باشیم. در کنارش، به بهانه های کذایی، مرکز شهید یحیی نژاد را سانتر کرونا می کنیم که برای تشخیص، سی تی اسکن نداشت و برای اکسیژن تراپی و درمان، دستگاه مناسب اکسیژن ساز و نه برای مدیریت درمان، پزشکان کافی از رشته های مورد نیاز و... که با این توصیف ها، اگر بیماران بستری شده نمی مردند و چنین رکوردی زده نمی شد جای شک و تردید و سئوال بود.

و اما بهانه این نوشته جدید، مطالبی است که صاحب منصب درمان دانشگاه و مسئول مستقیم تمام فجایع درمانی 98 بابل، اخیرا در اینستاگرام خود به اشتراک گذاشته است؛

https://www.instagram.com/p/CDothShp8uVocWrz6xlVZMJ_uVPEtsS8YfQK6M0/?igshid=1kf5maq06kem3

با مطالعه چنین نوشته ها، گفته ها و رفتارهایی، شاید برای عده ای این سئوال مطرح شود که چگونه چنین آدمهایی پیدا می شوند که در دوران مدیریت خود، چنین فجایعی را خلق کرده اند، در حالیکه به نظر می رسد باور قوی به ارزش های اخلاقی دارند و در سایر بخش های زندگی، خوش ذوق، مودب، مهربان و دل رحم اند.

قبل از پرداخت جدی به این سئوال، به قصد مطایبه و مزاح، نکته ای رو به ارباب و صاحب منصب درمان خود عرض کنیم؛

گفته می شود، اگر بجای مرزهای غربی کشور، جنگ تحمیلی در کمربند سبز شمال کشور اتفاق می افتاد، در این صورت، اردوهای راهیان نور در این سالها چه حالی می داد.

شما که با قصد خیرخواهانه ویزیت رایگان، در این عصر قرنطینه و گرمای سوزان شهر، سفری به منطقه خوش آب و هوای لاکچری فیلدبند گذاشتید که کرایه هر شب آنجا، فقط در توان از ما بهترانی است که اتفاقا برای نیازهای زیبایی و cosmetic خود، نیاز به تخصص شما دارند (حال رایگان چه بهتر )، بد نبود سری هم به ما در اورژانس بیمارستان می زدید و البته نه مثل ما به میزان 36 ساعت، و یا حتی 24 ساعت، بلکه فقط 12 ساعت، لباس فضایی حفاظتی به تن می کردید، تا بخشی از تعریق های وحشتناک، گرسنگی ها، تشنگی ها و خستگی ها را درک می کردید که به لطف شما و به دلیل کمبود کیت حفاظتی، قادر به رفتن سرویس بهداشتی و تعویض لباس نیستیم، آنقدر که باید فکری برای درد کلیه و عفونت ادراری خود کنیم. و دست آخر با هزار بیم و ناامیدی پا در حریم خانواده بگذاریم. بحمدالله، به لطف دریافتی ها، می شود بخش اعظمی از این خدمات را همان ویزیت رایگان در نظر گرفت. بخصوص که در این وانفسا، مثل شما، اجازه کار خصوصی به خود نمی دهیم و تمام وقت خود را به خدمات دولتی اختصاص می دهیم.

و اما در پرداخت سئوال اصلی این مرقومه؛ "جنایت با چاشنی اخلاق"

مطلب معروفی از "بندورا"، استاد روان شناس دانشگاه استنفورد است که به این موضوع پرداخته و اینگونه پاسخ می دهد؛

《افراد معمولا دست به اعمال وحشتناک نمی زنند مگر آنکه جنبه های غیراخلاقی آن اعمال را برای خودشان توجیه کرده باشند. این توجیهات هم معمولا با بکارگیری مکانیزم های شناختی-روانی است》. مثلا؛

1) مکانیزم انسانیت زدایی از قربانیان؛

وقتی در کربلای اسفند 98، اعتراض می کردیم که چرا کاری کردید که اینهمه تلفات بدهیم، می گفتند که تلفات ما قریب به اتفاق از افراد مسن با بیماریهای زمینه ای متعدد بوده که دیر یا زود، می بایست کفن به تن می کردند و...

2) مکانیزم تلطیف لغوی و شستشوی اخلاقی؛

درحالیکه مقوله "مراقبت" یک "زنجیره متصل مراقبت" است، به گونه ای که در ابتدا، یکی مثل صاحب منصب درمان و عوامل آن می بایست از کادر درمان "مراقبت" کنند تا کادر درمان هم در ادامه این زنجیره، از بیماران مراقبت نماید، ولیکن بدلیل مدیریت غلط و ناکارآمد، صرفا با نامگذاری و خواندن قربانیان خود تحت عناوین مدافعین سلامت و ساختن ماکتی مضحک از دفاع مقدس، سرپوشی بر تمامی قصورات خود می گذارند، کانه دیگر کشورهای موفق، برای خود دفاع مقدس و شهید مدافع داشته اند و...

فارغ از اینکه، کرونا "بحران" است و نه "جنگ". بحران هم "مدیریت" می خواهد و نه سرباز. و اگر جنگ هم باشد، این جنگ فرماندهی جلودار مثل سردار سلیمانی می خواهد که می گوید بیا، نه اینکه خود در یک نقطه لاکچری بنشیند که برو...

3) مکانیزم قربانی مقصر؛

پزشکان خانواده ای بدلیل کمبود کیت حفاظتی جان خود را از دست می دهند، و همین طور، متخصصینی در مراکز خصوصی. در اینجا، خود قربانی را مسبب اصلی این حادثه وحشتناک معرفی می کنند و...

4 ) مکانیزم انتقال مسئولیت؛

صاحب منصب درمان، در این حالت، مسئولیت را به گردن نهادهای خارجی می گذارد و یا آنرا میان جمع بزرگتری تقسیم می کند. امروز به نمایندگان مجلس گیر می دهد، فارغ از اینکه در حادثه اسفند، ارباب دیگری نمایندگی می کرد که ایشان شدیدا وامدارش بوده اند.

فارغ از اینکه برای بسیاری وظایف مغفول مانده هیچ متصدی دیگری نمی توان یافت. در ادامه به نکاتی اشاره خواهد شد.

5 ) مکانیزم قیاس با نمونه های بدتر؛

در این روش، صاحب منصب درمان، با مقایسه عملکرد خود با نمونه های بدتر از سوی دیگران (که صحت آنها هم نیاز به بررسی دارد )، از عذاب وجدان خود کم می کند.

نکته ای جالبتر در این روش آقای صاحب منصب، در فرآیند هیات علمی شدن به شیوه فراخوان کذایی است که در ادامه خواهد آمد. عواملی از ایشان بیان می کنند، چرا در حالیکه بسیار از آدمهای عرق خوار همه کاره، براحتی هیات علمی شدند، ایشان نشود...!

با این توضیحات، تعجب برانگیز نیست که آقای صاحب منصب درمان، که روزی با رانت سیاسی نماینده وقت مجلس، قدم به این دانشگاه نهاده، روزی دیگر تمام اعتبارات آکادمیک معاونت آموزشی را به تمسخر بگیرد تا با یک فرخوان صرفا انحصاری "فقط مرد"، بدون هیچ رقیبی، تنها با رقابت با خود! عملا بصورت جذب موردی ولیکن رسما با عناوین دیگر، این جایگاه را غصب نماید.

فارغ از اینکه به این صاحب منصب درمان و عوامل آن باید عرض کرد؛ " شما اگر فکر می کنید که بیل زن قابلی هستید، چرا ابتدائا باغچه خودتان را بیل نمی زنید؟!"

در طی گذشت این 6 ماه از حادثه نوظهور کرونا، چه قدمی برای آموزش و ارتقاء پزشکان، پرستاران، بهیاران و بهورزان انجام داده اید؟!

نکند که مسئولیت این کار هم با نمایندگان مجلس و فرماندار و...است؟!

بارها شما و عوامل شما، نقد های چون بنده را بر نمی تابیدید و متهم به "غیر کارشناس" و "غیر کارشناسی" می کردید! سلمنا!

برای این "جهالت" یکی مثل امیرکبیر گریست که چه شد آن پارینه دوز و بقال برای واکسن نزدن شیرخواران خود، 5 تومان جریمه می دهند و در نهایت براحتی از دست می روند، چرا که امیر خود را مسئول جهل آنها می دانست.

مسئولبت جهل ما با کیست؟! برای کارشناس کردن چون بنده ای که در طی 250 ساعت در ماه، بیماران را با علائم کویید19 و با سی تی اسکن درگیر در بیمارستان می بینم و بصورت سرپایی مدیریت می کنم چه کرده اید؟!

علارغم کمبود دستگاه اکسیژن ساز مناسب، به خرید دستگاه دوم آنژیوگرافی می نازید! سلمنا!

حال برای این اکسیژن تراپی، و نحوه استفاده از CPAP و BIPap و ... چه آموزشی به امثال بنده در بیمارستان دادید؟!

جهت ارتقاء تاب آوری کادر درمان در میان اینهمه اضطراب، استرس، خستگی و PTSD و...و نیز مدیریت و درمان اختلالات روحی و روانی بیماران سرپایی چه؟!

بیمارستان تک تخصصی و نامرتبط پوست رازی تهران، بصورت وبیناری، کلاس آموزشی چگونگی قرائت گرافی و سی تی اسکن بیماران مبتلا به کرونا، و افتراق آن با پنومونی و آنفلوآنزا و... گذاشته تا شاید، شاید، اگر مجبور به بستری و مدیریت و درمان کرونا در بیمارستان نامربوط خود شدند، آمادگی لازم را داشته باشند.

شما برای آموزش ما که سانتر کرونا هستیم چه برنامه آموزشی برای خواندن گرافی و سی تی اسکن گذاشتید؟!

جزء اینکه با این روش مدیریت هولناک، عملا مدیر گروه رادیولوژی بهمراه همکارانشان را تشویق کردید تا شبانه روز در مراکز خصوصی خود، با یا بی نسخه، با یا بی گزارش، با یا بدون دستگاه پوز، به تحصیل درآمد بپردازند؟!

اگر بیل زن خوبی هستید، باغچه وامانده درمان خود را بیل بزنید ورنه، با تنزل مقام علمی و آکادمیک دانشگاه آنهم با ابزاری که به آزمون رقابت صیقل داده نشده، می شود همان چیزی که امروز شاهدیم.

و کلام آخر با عوامل صاحب منصب درمان؛

همه می دانیم که قرار است پائیز امسال چه بر سر ما و این مردم بیاید

و همه، از بضاعت و توان تحت لوای مدیریت فعلی باخبریم.

دیگر مردن، به همین راحتی نیست، به عبارتی، این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست. چه برای کادر درمان، و چه برای شهروندان.

پس تا دیر نشده، جای مردان سیاست، بنشانیم درخت، تا هوا تازه شود.

bjpmubabol@

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بالاتر از همه اعیاد

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ۰۶:۲۶ ق.ظ

 

رهبرانقلاب: اینکه در بعضی از تعبیرات گفته شده است که عید غدیر عیدالله‌الاکبر و از همه‌ی اعیاد بالاتر است، علّت این و وجه این چیست؟ خب، در قرآن کریم آیاتی هست که به غیر از مسئله‌ی غدیر به مسئله‌ی دیگری قابل تطبیق نیست.
 همین آیه‌ی معروف «الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم فَلا تَخشَوهُم وَ اخشَونِ اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دیناً» که در اوایل سوره‌ی مائده است، با غیر مسئله‌ای در وزن و اهمّیّت و اندازه‌ی مسئله‌ی غدیر، قابل تطبیق نیست.
 امروز روزی است که دشمنان -کفّار- از دین شما مأیوس شدند. چه چیزی مگر بر دین اضافه شد که دشمن را مأیوس کرد؟ ...این تعبیر درباره‌ی نماز، زکات و جهاد نیامده است.
پس این یک قضیّه‌ی دیگری غیر از احکام فرعی است. آن قضیّه چیست؟ قضیّه‌ی رهبری جامعه‌ی اسلامی؛ قضیّه‌ی نظام حکومت و امامت در جامعه‌ی اسلامی.۹۵/۰۶/۳۰

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تلگرام بد است اما با مجوز وارد شوید!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۹، ۰۶:۰۹ ب.ظ

 

مقام قضایی در یکی از شهرها گفت: بعضی کانال های خبری تلگرام دارای مجوز فعالیت نیستند که باید مانع از ادامه کارشان شد!

 

قابل عرض آنکه اساسا تلگرام در ایران مجوز فعالیت ندارد و وقتی کسی در بستر تلگرام فعالیت کرده و باید از فیلتر شکن برای ورود به آن بهره بگیرد عملا در حال نقض و دور زدن قانون است. با این وصف چگونه می توان برای فعالیت در این عرصه مجوز هم صادر کرد؟! درست مثل اینکه در مکانی غصبی مردم را به نماز اول وقت دعوت کنیم!

اصلا کدام مرجع قانونی برای فعالیت در بستر تلگرام حق صدور مجوز دارد؟

ظاهرا هیچ یک از کانالهای خبری و اطلاع رسانی شخصی یا دولتی مجوز فعالیت در تلگرام را ندارند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نان و القلم؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۹، ۰۶:۵۱ ب.ظ

 

روز خبرنگار را باید به آن دست از خبرنگاران و اهالی رسانه که آیه "ن و القلم" را به "نان و القلم" تبدیل نساخته و شرافت و آزادگی را به متاع پست دنیا نفروخته اند تبریک گفت.

متأسفم برای بعضی از فعالان جامعه خبری که رسانه را ابزار کاسبی دانسته و بی هیچ تعهدی نسبت به مردم به جای دفاع از حقوق جامعه و انعکاس مشکلات و درد دلهای ملت به تریبون یک طرفه صاحبان قدرت تبدیل شده و نان در غم مردم زده و ارتزاق می نمایند.

و خوشحالم از حضور آن دست از خبرنگاران و نویسندگانی که دستهایشان قلم شد اما قلم از کف نینداخته و بلندگوی مستضعفان و محرومان قرار گرفته و در مقابل بی عدالتی ها سینه سپر می نمایند.

هنر و قلم و رسانه ای که رضایت خدا را به رضایت کدخدایان و مستکبران داخلی و خارجی ترجیح بدهد مقدس است که در همان سوره القلم آمده است: 

َلَا تُطِعْ الْمُکَذِّبِینَ 

پس، از دروغزنان فرمان مبر.

خدا به قلمهای راست گفتار و صدیق است که قسم می خورد :  و ما یسطرون

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کشف داروی خوشبختی!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۹، ۰۶:۳۲ ب.ظ

 

دیروز دوست بزرگواری متنی را برایم فرستاد از یک کانال روانشناسی که با استناد به یکی از سخنان منسوب به انیشتین راز موفقیت و خوشبختی را در شاد زیستن و آرامش و سادگی می دانست.

متنش متن زیبایی بود و حرف درستی می زد. دلم سوخت که چرا ما با مفاهیم و آموزه های دینی خودمان ناآشنا هستیم و حتماً باید یک حرف را از دانشمندی اروپایی بشنویم تا برایمان مهم جلوه کند؟ چهارده قرن پیش، اسلام مردم را به قناعت و رضایت و توکل بر خدا و پرهیز از چشم و هم چشمی و حسادت و زراندوزی و بخل و بدعهدی فراخوانده است. اسلام قناعت و رضایت را در عین تلاش برای زندگی بهتر، موجب آرامش روحی دانست و ولع و حرص و بدخواهی و زیاده طلبی را دلیل اضطراب و تلاطم روح معرفی کرد. چه بسیار افرادی که به رغم برخورداری از انواع نعمات مادی در نا آرامی و نا رضایتی روحی و ذهنی دست و پا زده و طعم خوشبختی را نمی چشند و چه بسیار مردمانی که به آن چه از تلاش روزانه به دست آورده اند قانع بوده و شب سر آرام بر زمین می گذارند. راز خوشبختی در رضایت و باور به وجود خالق حسابگر و علیم و حکیم است و دوری از قناعت و دنیاطلبی عامل افسردگی و ناامنی روانی و اضطراب های ملال آور محسوب می شود. اسلام به ما آموخت که معنویت، گمشده زندگی بشر است و قلب مطمئن مستلزم رضایت از حکمت الهی است.

اما جمله منسوب به انیشتین: "یک زندگی آرام و ساده، شادی و خوشبختی بیشتری نسبت به جستجوی مضطربانه و دائمی موفقیت، به ارمغان می آورد!"

در بخشی از متن ارسالی نیز این گونه آمده است: "

لطفاً به این موضوع فکر کنید:

یکی از برجسته ترین نابغه های بشریت گفته است که

ذهن آرام و زندگی آرام کلید شادی و خوشبختی ست!

اما ببینید امروزه تمام دنیا راجع به خوشبختی چطور فکر می کند؟!

مدام به ما گفته می شود:

"فلان چیز را بدست بیاور!

فلان کار را انجام بده!

به خودت بیشتر فشار بیاور!

به سختی کار کن...!

چون

 پس از انجام این کارها، به شادی و خوشبختی می رسی!!!"

در پاسخ دوست بزرگوارم فقط یک کلمه نوشتم: "مقام رضا"

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا