اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۳۷ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

روضه غربت انقلاب

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۳۱ ب.ظ

چندمین بار است که دوستانی از یکی از دانشگاه های علوم پزشکی شمال کشور تماس می گیرند و نسبت به وضعیت اسف بار حجاب و نیز عفاف در این دانشگاه اظهار تأسف می کنند. این اظهار تأسف ها البته بیشتر در قبال سکوت و بی تفاوتی مسئولان مربوطه نیز هست.

این بار دوستان گله داشتند که بعضی از اساتید دانشگاه روی بچه های مذهبی زوم کرده و تلاش دارند تا با توهین و تحقیر آنها باعث انزوای جوان های متدین بشوند. مثلاً استادی برخلاف بخشنامه و قوانین موجود، چادر را در آموزش های عملی بخش های بیمارستانی ممنوع می کند. یا استادی دیگر، دانشجوی مومنی را ملزم می کند که مراحل فیزیوتراپی را روی بیماری از جنس مخالف انجام دهد و با سر باز زدن آن دانشجو پنج نمره از ذرس او می کاهد...

باور کنید هیچ نظامی در دنیا نیست که در درون مختصات حاکمیتی خود چنین مهجور باشد. روضه غربت و مظلومیت انقلاب اسلامی انصافاً اشک آور است.

مجموعه های ارزشی حاضر در دانشگاه باید بدانند که کمترین بی تفاوتی آنان باعث سرخوردگی دانشجویانی خواهد شد که از نظر اعتقادی در جایگاهی متزلزل قرار دارند. به نص آیه و من یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب، ولو در حد یک همایش یا هر حرکت تجلی بخش دیگری باید از ساحت حجاب و عفاف دفاع نمود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ضرورت تغییر در قرارگاه فرهنگی مازندران

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۴:۲۹ ب.ظ

دیگر فکر نمی کنم کسی مانده باشد که نداند مسئول قرارگاه فرهنگی خاتم در مازندران، از توانایی کافی برای سامان دهی امور مرتبط با جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در این استان ناتوان است.

مشکل این جاست که خدا "یکتا"ست! حاج حسین پرتوان و دوست داشتنی یک عیب بزرگ دارد و آن هم رفیق بازی است.

به رغم ویژگی منحصر به فرد مازندران در برخورداری از نیروهای زبده و مخلص فرهنگی، فرصت ها یکی پس از دیگری به بطالت می گذرد و با این که همه متولیان امر نسبت به ضعف شدید و کم نظیر مدیریت قرارگاه خاتم در این استان آگاه هستند، اما در ازای این فرصت سوزی جانکاه و آزار دهنده، سکوت اختیار کرده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

رنگ رخساره و سرّ درون!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۱۴ ق.ظ

این که رییس جمهور در پاسخ به منتقدان به جای استناد به مصادیق آفتابی! برجام که تا کنون داعیه آن را سر داده بود، مجبور به طرح این ادعای ناصواب می شود که جزییات قرارداد برجام، با تأیید رهبری امضا شده است نشان می دهد که حسن روحانی در درون خود نسبت به خسارت محض بودن برجام و دستاورد تقریباً هیچ آن باور دارد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دوستان ناآگاه و پرچمی که از دست رفت!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۵۵ ق.ظ

طلبه عدالتخواه سیرجانی، حجت الاسلام علی رضا جهانشاهی، یک روحانی بسیجی و ولایی بود که در مسیر عدالتخواهی، هیچ گاه اجازه سوءاستفاده را به دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی نداد. 

ممکن است از نظر عده ای، بعضی روش های او درست یا غلط بوده؛ الان کاری به این موضوع ندارم. دوستان خودی مسئول در نهادهای امنیتی و قضایی، اندک تحملی برای نقدهای او نشان ندادند و با برخوردهای شکننده خود او را به انزوا کشاندند. جهانشاهی می توانست نماد عدالتخواهی روحانیت انقلابی و ولایی باشد.

حالا به برکت اتحاد رسانه ای منتقدین نظام، شعار و پرچم عدالتخواهی به دست کسان دیگری افتاده است. قوه قضائیه و امنیتی ها نمی توانند در مقابل این اتحاد درونی و بیرونی، حرکت خاصی انجام بدهند. تنها شاهکار حضرات این بود که خواسته یا ناخواسته، پرچم عدالتخواهی و مبارزه با مفاسد اقتصادی را از جبهه انقلاب بیرون کشیدند.

در اوج برخوردهای سلبی با حجت الاسلام جهانشاهی و دوستان همراهش این تحلیل را به گوش مسئولان امر رساندم. آن موقع آقایان غرّه به قدرت و میز لرزان خود بودند. دلم می خواهد الان چشم در چشم آنها بپرسم: خوشتان آمد که زیبنده ترین شعار انقلاب اسلامی را از بچه های مخلص بسیجی و انقلابی گرفتید و حالا باید قهقهه زهرآگین قهرمانانی پوشالی و دشمن پسند را تحمل کنید که مفهوم عدالتخواهی را فقط در راستای به لجن کشاندن نهادهای کلیدی نظام به کار گرفته و سود حاصل از آن را به جیب غیرخودی ها سرریز می کنند؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

افشای نقشه محرمانه دولت ایران برای تقابل احتمالی با نقض برجام!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۰۸ ب.ظ

این که رئیس جمهور  ایران بعد از تصویت قاطعانه طرح تمدید ده ساله قانون داماتو توسط سنای آمریکا گفته است در صورت اجرایی شدن آن، برخورد متقابل ایران با نقض برجام را شاهد خواهیم بود، به نظر من فقط یک بلوف سیاسی است! 

ادبیات سایر مسئولان و نیز سابقه ذوق زدگی و شتابزدگی رئیس جمهور در تصویب توافق نامه برجام، این بدبنی را دامن می زند که در فرض اجرایی شدن تمدید قانون داماتو باز هم توجیه دیگری برای عدم احیای فعالیت های هسته ای کشورمان بیان خواهد شد.

پیش بینی من این است که در آن صورت ایران نیر به شکل متقابل به تحریم شرکت های سرمایه گذار در ایالات متحده دست خواهد زد!! و بی چون و چرا به ادامه پایبندی یکجانبه خود  نسبت به توافقنامه مذکور متهد خواهد بود.

تاریخ قضاوت خواهد کرد که هدف پیدا و پنهان بعضی ها در امضای برجام، صرف تعطیلی نیروگاه های هسته ای کشورمان بود و نه رفع مشکلات و معضلات اقتصادی که آن هم البته از این رهگذر میسر نیست. فعالیت های هسته ای ایران، باعث استقلال کامل اقتصاد این کشور می شد و این امر هیچ گاه با مذاق جهانخواران تمامیت خواه که چشم طمع به اتمام منابع زیرزمینی ایران اسلامی و بیچارگی این ملت بسته اند خوش نیامده است. 

برجام، آرزوی مستکبران را محقق ساخت. امضاکنندگان آن هرگز به اشتباه خود اذعان نکرده و گامی برای جبران آن برنخواهند داشت. تاریخ اما قضاوت جالبی درباره این برهه از سرگذشت کشورمان خواهد داشت. قضاوتی جالب ولی دردآور که راقم این سطور تلاش دارد ساحت خویش را از مصادیق "فرضیت به" آن مبرا بداند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

"نام" آیت الله فاضل را نمی توان از "راه" او جدا دانست!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۰۷ ب.ظ

پیام تسلیت و بیانیه انقلابی انصار حزب الله بابل به مناسبت ارتحال آیت الله فاضل استرآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم

انّا لله و انّا الیه راجعون

فقدان عالم مجاهد و فقیه برجسته حوزه های علمیه، حضرت آیت الله فاضل را به محضر شریف قطب عالم امکان، حضرت بقیةالله الاعظم و نایب بر حقش امام خامنه ای تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم علوّ درجات را از پیشگاه حضرت احدیت، مسئلت داریم.

توصیف آیت الله فاضل به عنوان "عالم مجاهد"، یک تعارف مرسوم و بدون پشتوانه در عالم واقع، نیست. آیت الله فاضل به معنای حقیقی کلمه، عالمی مجاهد و خستگی ناپذیر بود. مبارزه او با رژیم ستمشاهی تنها یک جلوه از این ویژگی برجسته ایشان است. تار و پود حیات طیبه این عالم ربانی با جهاد فی سبیل الله، آمیخته شده بود.

تعهد مستمر نسبت به انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، جلوه ای برجسته و به یادماندنی از روح صلابت و مجاهدت نهفته در ذات ایشان به شمار می آید. هر کس که به دیدار این عالم فرزانه مشرّف می شد، حتماً توصیه ای در تشویق به معارف الهی به گوش جان می شنید. مانند تأکید بر اقامه نماز صبح در مسجد یا پرهیز از مجالست با نامحرم و ...

به یقین کمتر کسی مثل ایشان را می توان یافت که در مقابله با منکرات اجتماعی، عزمی چنین راسخ و مستحکم داشته باشد. تشویق ایشان به ترویج امر به معروف و نهی از منکر لسانی در سطح جامعه تا جایی بود که گاه حود نیز با حضور میدانی، نسبت به تقویت این حرکت اسلامی اقدام می نمود.

نان به نرخ روزهای فرصت طلبی که به زور دست و پا زدن های مجازی به خیال خام خود درصدد مصادره شخصیت این مجاهد نستوه هستند نیز به خوبی به یاد دارند که آیت الله فاضل سدّی پایدار و استوار در مقابل مصادیق ابتذال فرهنگی همچون کنسرت موسیقی و ... بود و در این مسیر با هیچ فرد یا گروهی تعارف نداشت. راستی آنهایی که دیروز با اصرار لجوجانه در اشاعه منکر، خون به دل این عالم بزرگ می کردند، امروز به مثابه شارلاتانیسم رسانه ای، بی اعتنا به حافظه تاریخی جامعه، چه بی پروا زیر علم یاد و نام ایشان سینه زده و به زعم باطل خود، کلاهی از این نمد برای اهداف انتخاباتی شان می بافند!

عالم مجاهد، یعنی آیت الله محمد فاضل استرآبادی، که یک دوره نماینده مردم بابل در مجلس شورای اسلامی بود؛ اما نه خودش توشه ای دنیایی از این رهگذر به چنگ آورد و نه اجازه داد برخلاف حضرات میزپرست و قدرت طلب، باندهای چند لایه ثروت و مافیای قدرت در پیرامون او شکل بگیرد. او هیچ گاه منفعت جناح ها و کانون های سیاسی را بر منافع مردم ترجیح نداد. آیت الله فاضل، هیچ گاه وکیل الدوله نبود.

معنی عالم مجاهد را باید در زندگی مرحوم آیت الله فاضل جست که عزیز دلش را در معرکه ایثار و شهادت با افتخار تقدیم راه خدا ساخت و زبان به شکوه نگشود. آقازاده های او نه در دیار فرنگ که در عرصه فرهنگ و معارف حق و حقیقت، راه نیک پدر را با افتخار پی گرفته و هیچ گاه از سیاق علم و عمل فاصله نگرفتند.

آیت الله فاضل، مجتهدی بلامنازع در عرصه علم و سیاست بود؛ اما به همه سفارش می کرد که نه فقط "اوامر" ولی فقیه که حتی "نظرات" ایشان را نیز به نظر خود ترجیح بدهند.

رزمندگان جبهه دفاع از حریم ارزش های اسلامی در انصار حزب الله شهرستان بابل، از بدو تأسیس تا کنون، حضور و پشتیبانی پدرانه و دغدغه مند این عالم فرزانه را در کنار خود شاهد بودند و افتخار بهره مندی از فضائل بی پایان ایشان را همواره نصیب خویش می ساختند.

بالاترین جفا در حق این عالم برجسته و مبارز آن است که یاد و نام او را بی اعتنا به سیره و منش عرفانی و مجاهدانه ایشان بر زبان و قلم جاری سازیم. هر کس که از علاقه و ارادت به آیت الله فاضل دم می زند به شرطی می تواند صداقت داشته باشد که پا در جای پای ایشان نهاده و در حیطه عمل، گامی برخلاف آرمان های دینی و انقلابی ایشان بر ندارد.

والسلام علی عبادالله الصالحین

انصار حزب الله شهرستان بابل 1395/09/12 شماره / 111/110 الف ح ب

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پیرامون نامه اخیر دکتر شهابی

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۴۱ ب.ظ

آقای دکتر سیف الرضا شهابی، از چهره های سیاسی دوست داشتنی شهرستان بابل که پیش از این در سخنانی، پیشنهاد داده بود سالروز تأسیس اولین مدرسه نظام جدید آموزشی در این شهر به نام روز بابل نامگذاری شود، شکر خدا بعد از انتشار نقدی به این پیشنهاد که ناخواسته سابقه و جایگاه کهن علمی شهر را زیر سوال می برد، تغییر عقیده داد؛ اما این بار در پیشنهادی مکتوب خطاب به ریاست شورای اسلامی شهر، اول آذر را به مناسبت تغییر نام بارفروش به بابل، به عنوان روز بابل پیشنهاد داده است!

در خصوص بررسی نام های پیشنهادی برای انتخاب روز بابل، پیش از این مقاله مبسوطی نوشتم که لینک آن را برای مراجعه علاقمندان درج می کنم:

http://ashkeatash.blog.ir/1395/05/27/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D8%AF

ضمن تأیید اصل پیشنهاد انتخاب یک روز به عنوان روز بابل، با توجه به این که از سوی یکی از پژوهشگران تاریخ شهر به زودی توضیحی مستدل و مستند در رد پیشنهاد آقای دکتر منتشر می شود، تنها ذکر این نکته را یادآور می شوم که به یقین در اتخاذ تصمیم هایی که مرتبط با فرهنگ و منافع مردم این شهرستان است نمی توان ضرورت همفکری با صاحب نظران و ادیشمندان خبره شهر را نادیده گرفت.

شکّی نیست متولیان امر با مطالعه جامع و با پرهیز از شتاب زدگی در این موضوع، روزی را به عنوان روز بابل انتخاب خواهند کرد که فراتر از نگاه منطقه ای، نشان گر جایگاه ملی این شهر بوده و ویژگی های برجسته مردم این دیار در همه ابعاد علمی، مذهبی، حماسی و سیاسی را معرفی نماید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نماینده اول بابل را بهتر بشناسید!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۱۵ ق.ظ

نماینده اول بابل، کسی نیست که با کسب اندکی بیش از یک چهارم آراء مردم شهر توانست به مجلس راه پیدا کند.

نماینده اول مردم بابل، مرحوم آیت الله فاضل بود. نه فقط از این جهت که بعد از پیروزی انقلاب، اولین نماینده مردم این شهر در مجلس شورای اسلامی بود؛ نه فقط به این خاطر که از نظر علم و فضیلت و اخلاق و عمل، رتبه ای بالاتر از همه نمایندگان تاریخ این شهر را داراست ... بابل، شهر فرهیختگان و عالمان و مومنان است. از این منظر، آیت الله فاضل، نماینده و جلوه کامل همه خوبی ها و برجستگی های مردم بابل بود. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تشکل گرایی و غازهای موهوم همسایه!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۴ ب.ظ

این روزها حرف تازه و جذاب بسیاری از سخنران ها یا صاحبان ایده و نظر پیرامون انقلاب اسلامی و کار و تلاش برای ترویج ارزش های الهی، حول محور "تشکیلات" دور می زند. جسارتاً زیاده روی در تکرار این راه حل برای سامان دهی فعالیت های فرهنگی مرتبط با جبهه انقلاب اسلامی، تهوع آور شده است.

اگر منظور از تشکل، راه اندازی سازمان هایی جدید و مردمی، اما با ساختار مرسوم نهادهای اداری است، که یک نفر رئیس باشد، یکی معاون، یکی مسئول هماهنگی، یک نفر مدیر اجرایی، یکی هم دبیرخانه، یک نفر امور پرسنلی و .... باید گفت این همان روش ملال آور ادارات و موسسات دولتی است که در نهایت، سرنوشتی جز وضعیت کنونی و البته تأسف آور نهادهای فرهنگی بی خاصیت و بودجه خور نخواهد داشت.

اما اگر تشکل را به معنای "اجتماع فعال و هدفمند" بدانیم که قرار است با محور "انگیزه"، "فهم" و "برادری" حرکتی هماهنگ را برای به ثمر رساندن هدفی معیّن پیگیری نماید، در واقع به بومی سازی این راهبرد سازنده دست زده ایم.

تشکیلات خوب است؛ اما لزوماً به معنای تحزّب نیست. دورهمی های سازنده توأم با روحیه ایثارگری، بزرگ منشی و "با برنامه" را هم می توان یک تشکل مفید تلقی نمود. به نظر با روحیه ای که از مردم این سرزمین دیده شده، همین روش می تواند بهترین مثال برای شکل گیری یک تشکیلات بومی و مومنانه باشد.

گاه سخت گیری در تعریف تشکل و بزرگ نمایی اقدام فرضی و مشابه دشمن می تواند باعث تحقیر و سرخوردگی و انزوای نیروهای خودی شود.

تشویق به منظور ایجاد تکثّر در تحقق اجتماع فعال و هدفمند جوانان مومن، نشاط بیش از پیش نیروهای مخلص و دلسوز اسلام و انقلاب اسلامی را به دنبال خواهد داشت. آن چه مهم است این است که یک جمع کوچک یا بزرگ، فراتر از ساختارهای مرسوم و دست و پاگیر سازمانی، بداند چه می خواهد، چرا می خواهد و برای رسیدن به آن چه که می خواهد چه باید بکند؟

تقویت دو عنصر "انگیزه" و "برنامه"، خواه ناخواه جماعت همفکر را به اقتضای ذات اجتماع گرای انسان، دور هم جمع خواهد کرد؛ اما صرف اصرار بر تشکل گرایی، منهای توجه به زیرساخت های فکری و فرهنگی ، کاری عبث و فرصت سوز و چه بسا ناامید کننده خواهد بود.

آن چه هم که در باره ضرورت جبهه سازی در بین نیروهای خودی یاد می شود، کاری پیچیده و دست نیافتنی نیست.

این که یک نفر گروه و تشکیلاتی را راه می اندازد خود به خود بدین معناست که ایده و عمل مورد نظر خود را نتوانسته در زیرمجموعه سایر گروه های همسو تعریف نماید. این برداشت درونی البته ممکن است ادعایی بیش نباشد؛ اما ما در این خصوص با واقعیت ها سر و کار داشته و مجالی برای به کرسی نشاندن حقایق مورد نظر از طریق اقناع برای ایجاد تلفیق بین گروه های همسو نداریم. به بیان دیگر، یک نفر یا یک جمع به هر دلیل می خواهد فعالیتی مستقل داشته باشد. این تصمیم لزوماً به معنای گسست و برهم خوردن اتحاد بین نیروها نبوده و چه بسا عاملی باشد که حسّ تنوع طلبی اجتناب ناپذیر جامعه را ارضا نماید.

ضمن احترام به تلقی و طرز فکر هر جمع مومنانه ای، باید به فکر تقویت الفت و محبت بین گروه های همسو بود. همدلی و برادری بین گروه های همفکر می تواند مانع از بروز رقابت های غیرضروری و فرصت سوز بین خودی ها گردیده و نیز منجر به همراهی، حمایت و هماهنگی بین این گروه ها در فعالیت های هم و سرنوشت ساز بشود. این اتفاق در واقع، تحق همان جبهه ای است که در عرصه فرهنگ یا اجتماع به دنبال آن بوده ایم. اتحاد به معنای یکی شدن نیست. یکرنگی و یک دلی، حلقه مفقوده جماعتی است که یک هدف را دنبال کرده اما از حال یک دیگر بی خبر هستند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پسر کو ندارد نشان از پدر!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۳۳ ب.ظ

اقدامات و سخنان جلف و دشمن شاد کن علی مطهری و محمود صادقی مرا به آن جا رساند که بگویم اگر منافقین نتوانستند با ترور شهیدان مطهری و صادقی، نقصی را در روند انقلاب اسلامی ایجاد کنند؛ اما خلأ حضور سازنده پدرانی چون این دو شهید در تربیت فرزندشان توانست آسیب دلخواه منافقین را به بدنه انقلاب وارد آورد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مرحوم آیت الله فاضل: خمس اموالتان را فقط به رهبری بدهید!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۹ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۰۹ ب.ظ

در صفحه 157و 158 کتاب خاطرات مرحوم آیت الله محمد فاضل استرآبادی که توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی به چاپ رسیده، می خوانیم:

"به نظر بنده ولایت مطلقه فقیه، الفبای فقه ماست و فقها هم این مطلب را قبول دارند. من معتقدم حتی کسانی که منکر ولایت فقیه هستند، به ولایت فقیه اعتقاد دارند. اگر فقیه ولایت ندارد، پس اجازه در امور حسبیه چیست؟ چرا بحث نیابت را مطرح می کنند؟ اگر مجتهد ولایت ندارد، پس چگونه در امور خمس و زکات و ... مردم دخل و تصرف می کند؟ اگر فقیه ولایت ندارد پس چگونه حکم جهاد، دفاع و ... می دهد؟ اینها نشان می دهد، ولایت من حیث لایحتسب است. به نظر من بسیاری از امور مربوط به مسلمین مانند خمس بر عهده ولایت فقیه است.

چند سال پیش در همایشی در تنکابن که راجع به خمس بود، عرض کردم که خمس مربوط به حکومت و اداره حکومت و کشور است. دلیل این حرف آن است که مراجع هیچ وقت نمی گویند که زکات را به ما بدهید. شخص آزاد است که خودش پرداخت کند. البته در مواردی که مشخص شده است. اما وقتی به مسأله خمس می رسند، می گویند باید به ما بدهی. معنای این مسأله آن است که مربوط به حاکم شرع است و حاکم از موضع حکومت و کشورداری اخذ می کند. بعد از این مطلب نتیجه گیری کردم که اکنون حاکم در نطام جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیت الله خامنه ای است و دادن خمس به شخصی غیر از رهبر درست نیست.

نمایندگان دیگر مراجع که در آن جا حضور داشتند، اعتراض کردند اما من استدلال کردم و گفتم که مرجع تقلید خمس را می خواهد چه کند؟ مدیر است که به پول احتیاج دارد. کسی که مدیریت اجرایی دارد، به منابع مالی نیازمند است."

گفتنی است، مبنای فقهی مورد نطر مرحوم آیت الله فاضل، از سوی برخی علمای دیگر نیز بیان شده است. از جمله حضرات آیات یزدی و مومن با طرح مبسوط مبانی این دیدگاه فقهی بر لزوم کسب اجازه سایر فقها از حاکم اسلامی جهت تصرف در وجوهات مرتبط با خمس تأکید ورزیده اند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا