اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۴۹ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

مسئله ای به نام آزادی و توالت در آمریکا!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۲۳ ب.ظ

ترامپ با امضای دستورالعملی، مصوبه دولت اوباما درباره استفاده تراجنسیتی ها از توالت ویژه را باطل دانسته و تصمیم در این خصوص را به ایالت ها واگذار کرده است:

"در ماه می سال گذشته وزارت‌خانه‌های دادگستری و آموزش دولت اوباما از مدارس این کشور خواستند به دانش‌آموزان تراجنس اجازه بدهند از توالت مخصوص کم‌توان‌ها استفاده کنند و مجبور نباشند به توالت‌های زنانه یا مردانه وارد شوند. دستورالعملی که در زمان دولت اوباما تصویب شده بود، از مسئولان مدارس آمریکا می‌خواست که برای دانش‌آموزان تراجنس امکان استفاده از توالت‌هایی متناسب با جنسیت‌شان را فراهم کنند. شان اسپایسر، سخنگوی کاخ سفید گفته است که آقای ترامپ معتقد است این موضوع در حوزه اختیارات ایالت‌هاست." بی بی سی/ 4 اسفند 95

پرداختن به این خبر از آن نظر حائز اهمیت است که بر خلاف تصور رویایی و ابتر بعضی از روشنفکرنمایان غرب زده، حتی در آمریکای به اصطلاح آزاد، توالت مردان و زنان هم از یک دیگر جداست. عقل، پیامبر درون همه آدم هاست. از این رو بسیاری از قوانین در جوامع سکولار هم متأثر از واقعیت های عالم خلقت است. روشنفکرنماها هر چقدر هم که بر طبل فمنیسیم بکوبند، نمی توانند وجدان بشر را به تساوی جنسیتی مرد و زن متقاعد سازند. عقل بشر نمی پذیرد که زن و مرد به طور مطلق با هم مساوی هستند؛ نه زن می تواند در جایگاه مرد قرار بگیرد و نه مرد در جایگاه یک زن. برای همین است که آزادی مطلق و افسارگسیخته، در هیچ جای دنیا معنایی ندارد و قوانین جاری بین مردان و زنان دارای تفاوت هایی ملموس است. در همه جای دنیا مسابقات ورزشی رسمی، تابع قانون تفکیک جنسیتی و اذعان به تفاوت های جنسی است. این تفاوت نه فقط محصور به ویژگی های فیزیکی زن و مرد که اعتراف به اختلاف فاحش روحی و شخصیتی این دو جنس نیز به شمار می آید. برای همین است که مسابقات رسمی شطرنج مردان و زنان نیز به طور مجزا برگزار می شود. حفظ حریم جنسیتی، نشأت گرفته ازاعتقاد درونی و انکارناپذیر انسان ها به مقوله حجاب و اقرار به فرق میان انسان با حیوان است. دین، تنها این درک صحیح وجدانی را هدایت و مدیریت نموده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پیرامون حسینیه خلیلیان و حواشی تخریب آن

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۳۲ ب.ظ

درباره تخریب مقدار باقی مانده از ویرانه حسینیه مشهور به خلیلیان توسط اداره اوقاف بابل و اعتراضات ویژه ای که پس از آن صورت گرفت، چند نکته را باید مورد توجه قرارداد:

1- این قلم پیشتر نیز بر ضرورت صیانت از میراث فرهنگی و عمل به مرّ قانون مطالبی را به تقریر درآورده است. اینک نیز چون گذشته، اصل قانون مداری را باید به همه نهادها گوشزد نمود و از نهادهای نظارتی خواست که در این خصوص الگویی مناسب برای جامعه باشند.

2- اداره هایی مانند دارایی و یا اوقاف، با نگاه درآمدزایی به هر قیمت، مشغول به فعالیت بوده و در این مسیر، ویرانی عرصه بازار و تجارت و یا فرهنگ و هنر برای هیچ کدامشان مهم و قابل اعتنا نمی باشد.

3- بر اساس آموزه های دین و فرهنگ مسئولیت پذیری که بزرگترین ارمغان انقلاب اسلامی است، اداره اوقاف هم باید مثل همه مجموعه های دیگر، نسبت به پرسش ها، نقدها و ابهامات مردم پاسخ گو باشد. سازمان اوقاف متأسفانه قدم مثبت و ماندگاری برای فرهنگ و مذهب این شهر، بر نداشته و خود را همواره از نعمت نظارت و ایده های اهل نظر، محروم نگاه داشته است. در ضمن، این که مسئولی در یک زمانی، دروسی را نیز در حوزه علمیه خوانده است، دلیل نمی شود تا ابد هر کجا که نیاز پیدا کرد برای ترمیم وجهه خود از عنوان طلبگی استفاده نماید.

4- تجربه فعالیت های اجتماعی، سیاسی و اداری این حقیر می گوید اگر قرار بود جلوی روند تخریب چند مرحله ای ساختمان مذکور گرفته شود، به یقین فرصت آن وجود داشت. به عبارت دیگر هیچ اراده ای برای توقف تخریب ساختمان حسینیه در هیچ یک از نهادهای قانونی استان اعم از اجرایی، نظارتی و یا قضایی وجود نداشته است.

5- اداره میراث فرهنگی بابل به وظایف خود در حفظ میراث فرهنگی این شهر به درستی عمل نمی کند، با این حال دوستان به ظاهر فرهنگ دوست اما سیاست زده ما اصرار دارند که به جای سربازی میراث فرهنگی، سرباز اداره میراث فرهنگی باشند. آیا اداره میراث تا کنون از ظرفیت هایی چون قوه قضائیه برای حراست قانونی از حریم حسینیه مذکور و پیگرد عوامل تخریب آن استفاده کرده است؟

6- کسانی که تخریب ساختمان قجری موسوم به خلیلیان را توطئه ای برای حذف قدمت تاریخی شهر بابل دانستند به یقین هیچ شناختی از آثار باستانی این شهر ندارند. در بابل بناهایی با قدمت هفت تا نه قرن نیز وجود دارد که هرگز از سوی مدعیان دفاع از میراث فرهنگی این شهر مورد توجه و تبلیغ قرار نگرفته است. جالب است که مدعیان صیانت از سنت و معماری ایرانی و اسلامی هیچ گاه نسبت به ساخت بناهای مبتذل و ضد معماری سنتی این مرز و بوم مانند ساخت مدرسه ای شبیه کلیسا و ... واکنشی نشان نداده اند. جالب تر آن که همین افراد در اقدامی آگاهانه، شهرت پر مفهوم و تاریخی "دارالمومنین" که بیانگر سابقه عمیق علم و فرهنگ و اندیشه و مجاهدت مردمان این دیار است را تعمداً حذف نموده و از واژه ای فاقد بار محتوایی و فرهنگی و تمدنی برای بابل استفاده می نمایند!

7- شهردار بابل در اقدامی هوشمندانه، بیانیه ای صادر کرد و بر موج احساسات مجازی و موقت بعضی از شهروندان، سوار شد. جالب بود که این بار شهردار بابل به دور از چشم بعضی مشاوران ماجراجو و فرنگی کار خود، از واژه دارالمومنین به جای عنوان لوس و بی خاصیت بهارنارنج بهره گرفت. شهردار بابل برای آن که نشان دهد اهل استفاده ابزاری از مفاهیم فرهنگی و ارزشی نیست لابد حاضر است لااقل یک پنجم بودجه های هنگفتی که به بهانه برگزاری جشنواره های بی در و پیکر بهارنارنج، مصرف می شود را خرج راه اندازی کنگره دارالمونین نموده و از این فرصت برای معرفی پیشینیه برجسته و پرافتخار فرهنگ و هنر مردمان نیک اندیش این دیار بهره بگیرد. شهرداری مدعی علاقمندی به معماری سنتی و اسلامی لابد در طول یک سال تصدی گری بر عرصه ساخت و ساز این شهر، دستکم باید جلوه بصری شهر و یا لااقل یک میدان را به نمایی نزدیک به معماری اسلامی و ایرانی تبدیل ساخته باشد!

8- تجمع معدودی از شهروندان بابل در اعتراض به ویرانی باقی مانده مخروبه های حسینیه خلیلیان در آستانه انتخابات حساس پیش رو، تحلیل متفاوتی را نیاز دارد. بررسی و شناسایی تک تک چهره های سازمان دهی شده و حاضر در این اعتراض میدانی که بر اساس هماهنگی های قبلی، مورد توجه رسانه های بیگانه همسو با این جریان نیز قرار گرفت، از منظری فراتر از تحلیل های فرهنگی، بضاعتی مستعد شکل دهی تحرکات خاص امنیتی را نمایان ساخته است. حضور مشعشع برخی چهره های شناخته شده و پیشانی سفید که هیچ گاه دغدغه ارزش های فرهنگی و مذهبی را در کارنامه رفتارهای اجتماعی و سیاسی خود نداشته اند، مواجهه با چند نفر از سازمان دهندگان این تجمع مشکوک را اجتناب ناپذیر ساخته است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برای این دوستمان فاتحه بخوانید

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۲۷ ق.ظ

rx9k_photo_2016-06-01_11-24-06.jpg


انا لله و انا الیه راجعون

آیدین روشن ضمیر، از هنرمندان جوان و خوشنام کشور و بسیجی و خادم شهدا بود که از بدو تشکیل گروه تلگرامی انصارحزب الله بابل، بابت لطفی که نسبت به بچه های ارزشی این شهر داشت با حضور فعال خود، گرمی بخش این محفل مجازی گردید.

امروز خبر ارتحال این بسیجی مخلص و بی ادعای امام خامنه ای، کوله بار اندوه را ارمغان دل سربازان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ساخت.

روح این هنرمند بسیجی شاد و هم سفره شهیدان باد. از درگاه خداوند منان مسئلت داریم این جامانده کربلای ناتمام تاریخ را تا ابد در آستان کبریایی امام عشق علیه السلام میهمان سازد.

شورای مدیریت گروه تلگرامی انصار حزب الله شهرستان بابل

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اصولگرایی منهای احمدی نژاد، یعنی هیچ!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۰۸ ق.ظ

aqoy_photo_2016-06-01_11-55-17.jpg


از چهره های اصولگرایی که برای ورود به این دوره از انتخابات ریاست جمهوری به طور جدی مطرح شده و برنامه های تبلیغاتی خود را آغاز نموده اند می توان به سعید جلیلی، مصطفی میرسلیم و حمید بقایی اشاره کرد.

از چهره های دیگری چون باقر قالیباف، حاجی بابایی، رستم قاسمی، مهندس باهنر و حتی حجت الاسلام رئیسی به عنوان نامزدهای احتمالی ورود به عرصه رقابت ها یاد می شود.

مصطفی میرسلیم، چهره ای فراموش شده بود که اکنون بعد از بیانیه انتخاباتی حزب موتلفه، شهر به شهر در حال سفر و سخنرانی است. سعید جلیلی به ناگاه در تمام شهرهای ایران، گروه هایی را برای حضور در فعالیت های مجازی و گاه حقیقی مرتبط با ستاد انتخاباتی خود، بسیج نمود.

حمید بقایی برای ورود به انتخابات، تنها یک برگه بیانیه صادر کرد. بسیاری از صاحبنظران معتقدند صلاحیت بقایی به دلیل عدم انطباق وصف "رجل سیاسی" از سوی شورای نگهبان مورد تأیید قرار نخواهد گرفت.

با این حال، تریبون گروه تازه تأسیس موسوم به جبهه مردمی انقلاب اسلامی، فقط از ورود بقایی به چرخه رقابت ها آزرده خاطر شد و بیانیه ای توبیخی و تهدیدآمیز منتشر کرد.

این اتفاق، دستکم دو پیام تاریخی را در خود نهفته دارد:

یک- ادعای وحدت درون گفتمانی از سوی موسسین جبهه مذکور، تنها یک شوخی سیاسی و مصلحتی است. این جمع فقط دربرابر اشتباهات عمدی و ناتمام چهره های معامله گر سیاسی همچون لاریجانی و باهنر است که به اصل اتحاد پای بند می ماند. چهره های اصولگرای مستقل از باندهای قدرت و ثروت هرگز مورد تحمل این جمع قرار نخواهند گرفت.

دو- رسانه های رسمی وابسته به جریان به ظاهر اصولگرا، اعم از صدا و سیما و یا جراید و سایت ها و کانال های شبه ارزشی، سال هاست که تلاش کرده اند همگام با رسانه های وابسته به مرحوم پدرخوانده، احمدی نژاد و حامیانش را جریانی انحرافی، ضد ولایی و به زعم خود فاقد ملاک های اصولگرایی معرفی نمایند. ادعای بر هم خوردن اتحاد اصولگرایان با ورود بقایی، نشان می دهد که جریان اقتدارگرای راست سنتی، به رغم همه تبلیغات مسموم و مخرب خود، می داند که احمدی نژاد و حامیانش در دل نیروهای ارزشی جامعه آن قدر محبوبیت و وجهه دارند که ممکن است عنان کار را از کف برنامه ریزان پشت صحنه جریان راست بربایند و باز هم دولت را به دامان ملت بازگردانند. اگر چنین نبود، تریبون ویرانگر جبهه به اصطلاح مردمی انقلاب اسلامی می توانست در قبال خبر کاندیداتوری حمید بقایی، مانند خبر ورود سایر چهره های اصولگرا به این عرصه سکوت نموده و از تقابل و عریان سازی مقاصد جناحی خویش اجتناب نماید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فرق بین واقعیت و حقیقت!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۱۲ ب.ظ

اگر گمان می کردید بعد از آن همه سر و صدای رسانه ای، لابد به اتهامات حسین فریدون رسیدگی خواهد شد معلوم است که آدم جاهلی بوده اید!

اگر گمان می کردید عباس آخوندی بابت افتضاح مدیریتی خود در وزارت راه و شهرسازی استیضاح و برکنار خواهد شد معلوم است از پشت پرده رخدادهای سیاسی کشور بی اطلاع هستید.

راستی برای بازگشت مهدی هاشمی به زندان فقط دو راه وجود دارد؛ یا از خودش خواهش کنیم این قدر برای خود مرخصی رد نکرده و از باب تنوع، سری هم به سوئیت خود در زندان بزند و یا از سعید قاسمی بخواهیم که باز هم مسئولان قضایی را با تراشیدن ریش خود تهدید و ترغیب به اجرای قانون نماید!

  • سیدحمید مشتاقی نیا