اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۵ ارديبهشت ۰۰، ۱۲:۴۸ - حمدان مقدم
    احسنت

۲۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۳ ثبت شده است

یک خواهش! از هیئت های بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۳، ۱۰:۲۹ ب.ظ


دقیقاً یک ماه و نیم دیگر ماه محرم آغاز می شود و هیئت هایی که گستره نفوذ بیشتری در بین مخاطبان دارند از الان در تکاپوی دعوت از سخنران هستند. این که هیئت های فعال و پرمخاطب برنامه سخنرانی را جدی می گیرند بسیار ارزشمند است و این که مسئولان هیئت ها دوست دارند سخنرانشان فردی موفق و جذّاب و تأثیرگذار باشد نیز یک ارزش برجسته محسوب می شود.

نکته ای که بیشتر باید مورد توجه قرار بگیرد این است که سخنران دقیقاً چه فایده ای باید برای مخاطب داشته باشد. فرصت دهه نخست محرم، موقعیت ویژه و منحصر به فردی برای برقراری ارتباط بین جامعه با مروّجان فرهنگ دین و آیین شریعت است که مشابه آن در هیچ مناسبت دیگری – فعلاً – وجود ندارد و از این بابت باید نهایت اغتنام را از این فرصت طلایی مدّنظر قرار داد.

مسئله ای که بسیاری از هیئت ها در انتخاب سخنران به عنوان یک اصل نگاه می کنند صدای گرم، هیبت جذّاب و توانایی صاحب منبر در توصیف کرامات اهل بیت علیهم السلام است. اگر چه معیاری مانند قدرت بیان، یک ویژگی بایسته در اداره منبر محسوب می شود؛ اما به نظر می رسد احراز مابقی اوصاف چندان ضرورتی نداشته و منبر را از کارکرد حقیقی خود دور می سازد.

هیئتی های قم ضرب المثلی دارند که می گوید هیچ شیخی مداح نمی شود! این مَثَل یک واقعیت است. الحمدلله توانایی و اشراف برادران عزیز مداح به مقوله روضه خوانی، خلأهای موجود در این زمینه را برطرف می سازد و نیازی نیست اساتید سخن روی این موضوع تمرکز پیدا کنند.

وصف مکرر مقام اهل بیت علیهم السلام و بیان کرامات نورانی آن حضرات و ایجاد هیجان نیز برای مخاطب خوشایند بوده و اعتقادات آنان را تقویت می سازد؛ اما نسخه ای برای زندگی در اختیار آنان قرار نمی دهد. در این دوران که انواع شبهات و تردیدها دل مردم را به لرزه در می آورد و جاذبه های دنیوی رنگ باورها را تغییر می دهد و با توجه به انواع خطرات فرهنگی و فکری پیش رو لازم است سخنران، برنامه زندگی صحیح مطابق با رویکردهای دینی را در دنیای پرتلاطم امروز، راهگشای مخاطبان خود ساخته و نسخه عملیاتی حیات سالم منطبق با شریعت را با توجه به چشم انداز آرمان های الهی در اختیار آنان قرار دهد.

یکی از هیئت های بزرگ شهر منبری خوش سخنی را از تهران به بابل آورده بود. به یکی از جوان های اهل مطالعه که به آن هیئت رفت و آمد داشت گفتم: کدام صحبت این بزرگوار در ذهنت حک شده؟ جواب داد که حضرت ایشان فقط جایگاه عترت نزد خداوند را تشریح نمود و در کل یک جمله به یادگار گفت که مثلاً شام شب عاشورای مسجد ارک تهران را ارمنی ها می دهند! قبول کنید که بر فرض هم این ادعای خطیب مذکور صحیح باشد دردی از شنونده دوا نخواهد کرد.

هیئت بزرگ دیگری سخنران صاحب نامی را آورد که چون موسسه فرهنگی اش به هر دلیل در زمان دولت سابق موفق به دریافت مجوز و حمایت های دولتی نشد از هر فرصتی برای توهین به مسئولان وقت استفاده می کرد. او شأن منبر را لگدمال می کرد و گمان می برد اهانت به احمدی نژاد کار شجاعانه ای است در حالیکه کافی بود یکی از این اهانت ها را به ساحت منوّر اخوان لاریجانی می نمود تا بفهمد بازی با خطوط قرمز یعنی چه!

برخی هیئت ها از وجود سخنرانان مذهبی غیرروحانی بهره می گیرند که ضمن احترام به این عزیزان توضیح این نکته را ضروری می دانم که اشراف به مبانی دینی و فقهی، شرط الگودهی کامل برای جامعه و ارائه سبک زندگی مطلوب است. با توجه به موقعیت فرهنگی استراتژیک ده شب نخست محرم و  ضرورت اجتناب از برخی آسیب های احتمالی بهتر است بهره مندی از فرمایشات خطبای غیرحوزوی به مناسبت های دیگری موکول شود.

یکی از هیئت های قدیمی شهر که به نوعی حق پدری به گردن هیئت های پرشور و جوان بابل دارد سال گذشته منبری بزرگواری را آورد که مدت هاست به دنبال نوچه پروری بوده و شب هایی را با طرح داعیه های معنوی در محضر مردم به شاخ و برگ دادن به خود گذراند. باور کنید آن قدر با این حقیر تماس گرفتند و مستنداتی درباره ادعاهای کذایی این شخصیت در همان ده دوازده شب مطرح کردند و انتظار داشتند در وبلاگ منعکس کنم و من هم به احترام قدمت و ارج و قرب این هیئت سکوت کردم که این مصلحت اندیشی باعث ایجاد کدورت و بدبینی برخی آشناهای قدیمی نسبت به این جانب گردید. جالب است بدانید وقتی یکی از اساتید حوزه به مسئول این هیئت درباره دعوت از این بنده خدا اعتراض کرد این گونه پاسخ شنید که هیئت مشکل مالی دارد و این خطیب توانا ید طولایی در جذب سرمایه – البته در آوردگاه بازی با احساسات پاک مردم به خصوص بانوان و ذکر صدها قسم به مقدسات – داراست!

یک ماه و نیم دیگر به محرم حسینی مانده است. مسئولان عزیز، پرکار و دلسوز هیئت ها از الان فرصت دارند تا سخنران های توانا و البته مشرف به مسائل و دغدغه های جوانان را شناسایی کرده و نسبت به هماهنگی با آنان اقدام نمایند.

توصیه بنده هم این است که اصل غاز بودن مرغ همسایه را به کنار بگذارند و از بین صدها دانش آموخته حوزه های بابل افراد توانمند را شناسایی و انتخاب نمایند.

من البته خودم همه فرهیختگان حوزوی شهر را نمی شناسم اما فی البداهه می توانم عزیزانی را معرفی کنم که در فن خطابه توانمند بوده و به مسائل مبنایی دین نیز وقوف داشته و می توانند حرفی به مخاطب بزنند که به درد زندگی اش بخورد. دانشمندان ارجمندی چون حجج اسلام: غفاری فر، گرجیان، ایزدهی، مقیمی، نیکخو، قشقاوی، حاج حسن جعفرزاده، سید مهدی محمدی، سید علی نوروزیان، کمیل قنبرزاده، رضویان، سخاوتیان، آقا مجتبی فاضل، هاشمی، حسین زاده برسمنانی، صدرایی (اکبرین) سعیدالعلماء بابایی، شفیعیان، شریف تبار، ابوذر و روح الله حبیبیان، گیلانیان، اسلامپور، پورحسن، علیجانزاده، قلی پور، الهی، قائمی، سجادی، جوادی، ادیب زاده، اکبرپور، موسوی، ابوالفضلی و .... این بزرگواران و دیگر سرورانی که نامشان را از قلم انداخته ام سابقه تدریس در حوزه و دانشگاه را داشته و علاوه بر تسلط بر فنون بیان و فصاحت، از جامعیت علمی نسبت به نیازهای فکری و عقیدتی مخاطبان به خصوص نسل جوان برخوردار هستند.

غیر از بابلی های حاضر در حوزه قم، در سطح شهرستان نیز اساتید ارجمندی چون نیکزاد و پوراکبر و ... و فضلای جوانی مانند صالحیان و حیدریان و ... نیز وجودشان مغتنم است. حجت الاسلام مصطفی داداشی (داداش زاده) یکی از اساتید جوان و برجسته مدرسه صدر و البته از مفاخر حوزه علمیه این شهرستان است که به خاطر نجابت بیش از حدش همچنان گمنام مانده است. باور کنید اگر به او تریبون بدهید خواهید دید که رحیم پور ازغدی این شهر را کشف کرده اید.

از برادر عزیز، اهل مطالعه و ژرف نگر خود جناب آقا محمود نقویان که مسئولیت تشکل های مذهبی سازمان تبلیغات را برعهده دارد استدعا دارم که در این زمینه کمک فکری بیشتری به دوستان هیئتی شهرستان داشته باشد. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مرد عوضی!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۰۱ ق.ظ

  • جمال العوضی


یک عضو کمیته گفتگوی ملی یمن در پیامی خطاب به گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) رفتار سیاه و مزدوری و وطن فروشی آنان را بیان گر اسلام واقعی دانست! شاید این عبارت به خودی خود، حقانیت مبارزان شیعی الحوثی را در قبال دژخیمان جلاد حاکمیت یمن به خوبی نشان دهد:

«شما (منافقین) الگو و نمونه‌یی از برخورد و رفتار بر اساس تعالیم و ارزشهای اسلامی واقعی را به‌ما ارائه می‌دهید. ما چیزی نداریم جز این‌که در برابر شما سر تعظیم فرود بیاوریم»!!

نکته جالبی که باعث توجه به این موضوع شد نام این عضو کمیته گفتگوی ملی یمن است. اسم با مسمای عنصر مدافع حاکمیت یمن به نوعی ریشه تعبیر غلط او و همفکرانش نسبت به اسلام واقعی را برملا می سازد. پای امضای این باصطلاح روشنفکر یمنی نوشته بود: جمال العوضی!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۳، ۰۲:۱۰ ق.ظ


شما چه در کسالت باشی و چه به سلامت، چه خندان و شاد باشی یا محزون، گردش زمان شب را نشان بدهد یا روز برای ما فرقی نمی کند؛ دعا برای سلامتی و طول عمرتان را در رساله یومیه خود واجب عینی می دانیم.

ما برای طول عمر شما دعا می کنیم؛ آن گونه که برای پدر پیرتان نیز دعا می کردیم: خدایا! از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا.

هفده شهریور امسال هم جمعه بود مثل سال پنجاه و هفت. درست است که تقویم نود و سه، دوشنبه را نشان می داد ولی مثل عصرهای جمعه، دلمان گرفته و سنگین بود. بغض، راه نفسمان را بند آورده بود.

اینک در سحرگاه هجده شهریور، دردانه غلتان دیده خویش را به تسبیح أمن یجیب گره زده ایم، جبهه تضرّع بر خاک آستان پروردگار می سائیم و سلامت عاجل و طول عمر شریف شما را از یگانه بی همتا مسئلت می کنیم.

یارب به خدایی خداییت

وانگه به کمال پادشاهیت

از عمر من آن چه هست بر جای

بستان و به عمر لیلی افزای

  • سیدحمید مشتاقی نیا

برای مازیار بیژنی

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۴۵ ب.ظ


بیژنی های بابل انگار همه شان به نوعی اهل فن و فرهنگ و هنر هستند. این وسط، آقا مازیار فعلاً گوی سبقت را از بقیه فامیل ربوده است.

اوایل دهه هفتاد آنهایی که به مسجد کاظمبیک بابل می آمدند شاید هیچ گاه تصور نمی کردند این جوان آرام و اهل حال و سر به زیر که با خونسردی سرسام آورش بی خیال دنیا رو به قبله می ایستد و شانه ها و دست هایش را بالا می برد و با گردنی کج و چشمانی سرخ و فرو رفته با خدای خویش نجوا می کند قرار است اندکی بعد به برجسته ترین و مشهورترین کاریکاتوریست کشور تبدیل شود.

مازیار و برادرش شهریار ( ایده الله تعالی فی الدارین )، هر دو هم اهل معنویت بودند و هم اهل علم و هر یک در درس و بحثشان سر و گردنی از بقیه هم دوره ای ها بالاتر نشان می دادند.

مازیار اما دانشگاه امام صادق علیه السلام را رها کرد و به وسط میدان مبارزه در جبهه هنر و فرهنگ انقلاب اسلامی آمد و عَلَم جهاد فی سبیل الله را در این عرصه به دست گرفت. بی شک یکی از عوامل درخشش هنر مازیار، تفکر و ژرف نگری او نسبت به مسائل پیرامونش است که این خود از هوش و ذکاوت و عمق مطالعات او سرچشمه می گیرد. اخلاص و صفای باطن و تواضعش نیز در پختگی و جامعیت آثارش بسیار اثرگذار است.

قلم او در تمام این سال ها افشاگر ماهیت و اهداف پلید دشمنان اسلام و انقلاب و اژدهای هفت سر فقر و فساد و تبعیض بوده است. بی تعارف یک کاریکاتور ساده مازیار بیژنی به تنهایی کار چند مقاله پژوهشی و تبیینی را برای انتقال مفاهیم به مخاطب انجام می دهد.

او نیز مانند سایر فعالان عرصه هنر از استثمار و حق خوری برخی صاحبان رسانه ها در امان نبوده اما شاید اگر بخواهد یک شکوه را در این سال ها طرح کند گله اش از برخی رسانه های محلی و وبلاگ هاست که برای شخصیت های کاریکاتوری او جمله ای سلیقه ای را اختراع می کنند و با این کار، رویکرد چند منظوره او را از طراحی یک اثر به مقصود مورد نظر و برداشت شخصی خود محدود می سازند.

مازیار بیژنی امروز یکی از مشهورترین هنرمندان اهل قلم کشور است اما نه موهایش را گیس کرده، نه ریش پرفسوری دارد، نه سیگار و پیپ می کشد، نه لباس های عجیب و غریب می پوشد، نه الفاظ رکیک به کار می برد و ... باور کنید اگر دقایقی کنارش بنشینید احساس می کنید او یکی مثل خودتان است و چه بسا ساده ترین و بی ادعاترین فردی است که تا کنون از نزدیک ملاقات کرده اید.

فردا سه شنبه قرار است در موسسه اوج و با حضور جمعی از هنرمندان صاحب نام از دو دهه فعالیت هنری مازیار بیژنی در عرصه انقلاب تجلیل شود. برای این همشهری عزیز و بسیجی عملیاتی و خط مقدمی امام خامنه ای که زندگی اش را وقف تبلیغ و دفاع از آرمان های انقلاب و اسلام نمود آرزوی توفیق و سعادت و انشاءالله همنشینی با شهدا دارم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک چهره افراطی دیگر، مدیر دانشگاهی در بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۳، ۰۱:۵۲ ب.ظ


" بیا! سایه شوم جنگ که در صد سال اخیر به خاطر افراط یا بی عملی صاحبان قدرت چندین بار بر ملت ما تحمیل شده است این بار تکرار نگردد " !!

متنی که خواندید بندی از نامه تعدادی از فتنه گران و زندانیان سیاسی استان مازندران خطاب به سید محمد خاتمی بود که در سال 92 و در آستانه انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری برای دعوت از این عنصر شاخص فتنه در سایت ضدانقلابی جرس منتشر شد.

همان طور که مشاهده کردید این جماعت خودباخته که ملجأ و پناهگاه خود را در دامان دشمنان ملت جستجو می کنند حتی دفاع مقدس و اجتناب ناپذیر ملت مظلوم ایران اسلامی را که با چنگ و دندان در مقابل صف جهانی مستکبران حامی حزب بعث صورت گرفته بود، نتیجه افراط! و سوء مدیریت مسئولان نظام مقدس اسلامی می شمارند؛ در حالی که دوست و دشمن می داند آغاز تهاجم همه جانبه ارتش بعث، یک برنامه حساب شده برای از بین بردن حکومت اسلامی و تجزیه ایران عزیز بود که با درایت هوشمندانه و مقتدرانه حضرت امام خمینی (ره) نه تنها راه به جایی نبرد بلکه باعث وحدت و خیزش عمومی امت آخرالزمانی رسول الله (ص) شد و به تعبیر آن پیر سفر کرده، ابهت پوشالی شرق و غرب را در هم شکست و هر روز آن به نعمتی برای انقلاب تبدیل گردید.

جماعت فتنه گر خوب می داند که ریشه شکست آنان از ملت در سال 88 و پس از آن، عمق اعتقادی جامعه نسبت به ارزش های ایثار و شهادت و برآمده از فرهنگی است که یادگار سال های خون و رشادت بوده است. از این رو تلاش آنان بر این امر استوار شد که اساس گنجینه فرهنگی دفاع مقدس را به تیر زهرآگین قهر و خدعه خویش نشانه روند.

در این نامه سرشار از سیاه نمایی و خودباختگی مطالب دیگری نیز به چشم می خورد که تشت رسوایی اذناب فتنه را به صدا در می آورد.

یکی از کسانی که پای این نامه سیاه و مورد تأیید رسانه های ضدانقلاب را امضا نموده اصغر بزرگی از فعالان بابلی جریان به اصطلاح اصلاح طلب می باشد.

اصغر بزرگی که این روزها به لطف سهم طلبی عناصر فتنه از دولت یازدهم توانسته بر مسند ریاست دانشکده فنی امام صادق علیه السلام شهرستان بابل تکیه بزند در سندی که با امضای خود خطاب به خاتمی، منتشر ساخت وابستگی عمیق خویش به جریان فتنه را آشکار نموده است:

" بیا تا مسیر آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر ناعادلانه بزرگ مردان ایران موسوی و کروبی و شیرزن تاریخ ایران خانم رهنورد برداشته شود.
بیا تا روزهای رنج، تلخ، بغض، زندان و غربت از وطن بسیاری از نخبگان پاک دل ایرانی پایان یابد. "

البته حضرات فتنه گر در نامه کذایی خود به زعم خویش بر سر انقلاب و نظام منت نهادند و گفتند:

"هرچند جفاهای بسیاری بر ما روا شد اما بغض زندان و سلول های انفرادی را در سینه خود پنهان و از مسائل شخصی می گذریم تا منافع ملی ایران تامین گردد."

به رغم تأکیدات مکرر رهبر انقلاب و دیگر دلسوزان نظام مبنی بر ضرورت فاصله گیری دولت یازدهم از جریان های برانداز، به نظر می رسد دولت محترم در قراردادی نانوشته تعهد داده است که برخی دانشگاه ها را به محل جولان عناصر خودباخته تبدیل نماید.

چندی پیش نیز مدیر دیگری در یکی از دانشگاه های بابل منصوب شد که در سال 88 در جمع فتنه گران استان با جملاتی تحریک آمیز از آنان خواسته بود تا مانند جوانان با غیرت بسیجی که پای آرمان هایشان جانبازی می کنند، آماده خون دادن در راه آمال دل فاسد فتنه گران باشند!

میدان دادن به عناصر افراطی در مراکز حساس قطعاً با رویکرد اعتدال و ایجاد آرامش در جامعه منافات دارد.

درباره مواضع سیاسی اصغر بزرگی در 18 تیر 78 نیز مستنداتی وجود دارد که در وقت مقتضی انتشار خواهد یافت.

به نظر می رسد چنان چه مسئولان شهری و استانی از حساسیت های مورد تأکید رهبری معظم درباره خط قرمز بودن جریان فتنه غفلت بورزند عواقبی جبران ناشدنی در انتظار محافل علمی و فضای سیاسی و اجتماعی استان خواهد بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خدا کند که نباشد سر برادر زینب

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۳، ۰۷:۱۲ ق.ظ


این روزها اگر مسیرتان به شهر قم افتاد علاوه بر حرم فاطمه ثانی سلام الله علیها و مزار امامزادگان و علما و شهدا، به زیارتگاه دیگری نیز به رسم تبرک قدم بگذارید.

مدتی است که قطعه ای دیگر از بهشت را به خاک قم سپرده اند. قبرستان حضرت معصومه سلام الله علیها، قطعه مدافعان حرم را از دست ندهید.

علم شهادت را مدتی است به دست افغانی ها داده اند. قطعه مدافعان حرم زینب سلام الله علیها میزبان شهدای والامقام گردان فاطمیون از مجاهدان افغانستانی است که نمک گیر سفره اهل بیت بودند و دینشان را به زیبایی و شکوه ادا کردند.

دیروز جمعه، قم میزبان شهیدی دیگر از سادات حسینی افغانستان بود. اگر خیلی هایمان سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم را لقلقه زبان خود ساخته ایم سید احمد همچون دیگر جوانان رشید خاندان خود بی هیاهو و ادعا سند صدق خویش را با سر بریده و بدن ارباً اربای خود به اثبات رساند و در جمع عاشورائیان تاریخ سکنا گزید.

مدتی است ما به دنبال تابوت شهدای مجاهد افغانی، گمشده دل خویش را جستجو می کنیم و راه هدایتمان را زا آنان می آموزیم. شاید پشت سر این تابوت ها در زیارت بانوی آفتاب، آبرویی نیز نصیب ما بشود.

دیروز وقتی صدای لرزان و بغض آلود خواهران سید احمد به آسمان بر می خواست و شعار کوبنده مرگ بر آمریکا و مرگ بر آل سعود را فریاد می زد یقین داشتم که حرمت این دل های شکسته، بنیان کاخ های پوشالی ستم را بر باد خواهد داد؛ انشاءالله.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فاضل میبدی به جنگ با داعش رفت!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۳، ۰۷:۱۹ ق.ظ


من خیلی خوشحال شدم وقتی دیدم یک روحانی نان خور امام زمان (عج) از قم برای ادای دین به اسلام مقاله ای نوشته و لابد با انتخاب تیتر " به ریشه های فکری و فقهی امثال داعش توجه کنیم " می خواهد بنیان های فکری و ایدئولوژیکی گروه موسوم به داعش را به چالش بکشاند. اگر چه انتخاب سایت ضدانقلاب جرس برای انتشار این مقاله نشان از کج سلیقگی نویسنده دارد ولی به هر حال استفاده از هر رسانه و فرصتی برای افشای انحراف فکری و اعتقادی تکفیری ها می تواند در جای خود مفید باشد.

با این خوش خیالی شروع کردم به خواندن مقاله جناب فاضل میبدی؛ اما ظاهراً جناب ایشان به جای آن که به نقد مبانی دینی داعش بپردازد درصدد تخطئه و انتقاد از مبانی فقهی و یا فتاوای برخی علمای شیعی برآمده است.

فاضل خان می گوید: " یکی از راه‌های خشکاندن جریان افراطی در کشورهای اسلامی تجدیدنظر در برخی گزاره‌های فقهی و کلامی است." و بعد برای تفهیم مقصودش از نگارش این مقاله، اعتقاد به جهاد ابتدایی، نجس دانستن برخی از کفار، تقسیم کفار به ذمی و معاهد و حربی را شواهدی ذکر می کند که می تواند منجر به پیدایش گروه های تکفیری بشود!

البته در جایگاه علمی با توجه به اختلاف نظر علما در برخی موراد یاد شده می توان از منظر فقهی به بررسی این فتاوا اقدام کرد؛ اما جناب فاضل در مقاله خود نه درصدد اثبات علمی و فقهی مدعای خویش است و نه در پی نقد ایدئولوژی داعش.

ظاهر امر این است که این چهره حوزوی مرتبط با فتنه تنها برای دلخوشی دوستان رسانه ای خود در آن ور آب مقاله ای فاقد وجاهت علمی نوشته و دست به نوعی شیرین کاری زده است.

این روحانی پا به سن گذاشته قطعاً می داند که برداشت غلط و انحرافی از روایات نمی تواند منجر به کنار گذاشتن آن روایات بشود. همیشه عده ای هستند که دین را تفسیر به رأی کرده و آفاتی را ایجاد می نمایند. طبق نظر فاضل میبدی ظاهراً باید تمام احکام فقهی را چهت پیشگیری از سوءبرداشت ها تعطیل نمود. مثلاً اگر عده ای برای رفع نجاسات از بدن یا لباس خود دچار وسواسی بیمارگونه می شوند لابد باید اساس بحث طهارت را از فقه برداشت و صورت مسئله را برای همیشه پاک کرد!

یقین می دانم که نویسنده مقاله مذکور این مسائل را به خوبی می داند اما اغراض سیاسی، نگاه افراطی او را نسبت به احکام دین دامن زده است. فاضل میبدی فراموش نکند که افراط، ریشه درک غلط امثال داعش از دین است.

خدا عاقبت همه را ختم به خیر کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مگر می توان سکوت کرد؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۳، ۱۰:۵۲ ق.ظ


زمین و زمان هم اگر بگویند علی خلیلی شهید است مرغ بنیاد شهید یک پا دارد!

بنیاد شهید هنوز حاضر به تشکیل پرونده شهید برای این طلبه ناهی از منکر  به بهانه نداشتن کارت ضابط قضایی! نشده است. اگر چه با تأیید سپاه ثابت شد که علی خلیلی برگه مأموریت بسیج را داشته و اینکه اصلاً تذکر لسانی نیازی به حکم قضایی ندارد ولی باز هم بنیاد شهید به دنبال مانع تراشی و آزار خانواده این شهید بسیجی است. این در حالی است که مسافران هواپیمای صدا و سیما که بعضی هایشان نه برای نظام و انقلاب که برای مأموریت و اضافه حقوق در سفر بودند به محض سقوط به زمین، شهید قلمداد شدند و بنیاد حسابی از خجالتشان درآمد.

من نمی دانم این نایب رییس محترم مجلس و دیگر بزرگان صاحب نفوذی که مرحوم محسن روح الامینی و چند کشته شده دیگر جبهه فتنه را شهید می خوانند چرا این طور مواقع سر و کله شان پیدا نیست؟!

جرم علی خلیلی چیست که پدر یا قوم خویشش سردار و رئیس و وکیل و وزیر نیستند؟

من نمی دانم حوزه علمیه چرا حرکتی برای دفاع از هم صنفی های خود انجام نمی دهد؟! فروزش روحانی جانباز ناهی از منکری است که چند سال از ماجرای او می گذرد و هنوز محاکمه ضاربانش به نتیجه نرسیده است. من نمی دانم چرا تا قرار است یقه طلبه های بسیجی را بگیرند کلی نهاد و ارگان به صف می شوند و قربة الی الله در این راه مبارک قدم بر می دارند اما موقع دفاع از حقوق این قشر دیگر هیچ خبری از این جماعت همیشه در صحنه نیست؟!

جالب است بدانید از زمان جراحت شهید خلیلی تا شهادتش که دو سال به طول انجامید به رغم کامل بودن همه مدارک و اسناد و تأیید مراکز رسمی مانند ستاد مرکزی امر به معروف و ... آخرش پرونده او در بنیاد ایثارگران تشکیل نشد و آن قدر امروز و فردا کردند تا این بنده خدا به شهادت رسید و علاوه بر سوگ او کوهی از مشکلات مالی مربوط به مخارج سنگین درمان، برای خانواده داغدارش به ارث ماند.

نمی دانم چرا اوضاع این جوری است که هر که دلبستگی اش به انقلاب و نظام بیشتر باشد بیشتر باید مورد آزار و اذیت برخی دستگاه ها قرار بگیرد. انشاءالله به برکت خون شهید خلیلی و دیگر مدافعان بی ادعای حریم دین شاهد ریشه کنی منافقان و نامردمانی باشیم که در لباس دوست تیشه بر ریشه نظام می کوبند و باعث بدبینی مردم می شوند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اسطوره ها

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۳، ۱۱:۴۳ ق.ظ


قدیم ها

اسطوره ها را مومیایی می کردند

زمانه دیگر عوض شده

امروز، ماندن

مخصوص شیمیایی هاست

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عکسی منتشر نشده از دو راوی عشق

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۴۱ ب.ظ


حجت الاسلام حاج عبدالله ضابط، اهل مشهد و از جاماندگان قافله شهادت بود. او را علمدار روایتگری جهاد و شهادت لقب داده اند. موسسه روایت سیره شهدا از یادگارهای فرهنگی این روحانی بسیجی و اهل دل است. کتاب شیدایی دربردارنده خاطراتی از حیات نورانی این روحانی با صفا که زندگی اش را وقف خدمت به شهدا کرده بود هر خواننده ای را مجذوب شخصیت ایشان می سازد. حاج عبدالله در سال 1382 در سانحه رانندگی در نزدیکی فرودگاه ساری به دوستان شهیدش پیوست.

در کنار ایشان ابوالفضل سپهر نشسته است. اتل متل های شاعرانه این بسیجی پاکباخته، روایتی نو و عاشقانه از حال و هوای دوران حماسه و ایثار است. ابوالفضل سپهر متولد سال 52 بود و به دلیل قلّت سن نتوانست در جبهه ها حضور پیدا کند. اما اشعارش طراوتی را در خود گنجانده بود که هر شنونده ای را به یقین می رساند او همنفس شهدا بوده است. سپهر در نوجوانی سابقه بازیگری در تلویزیون را نیز داشته است. ابوالفضل سپهر به دلیل بیماری در سال 1383جان به جان آفرین تسلیم کرد.

مداح اهل بیت سید مهدی میرداماد هم در طرف دیگر حاج عبدالله دیده می شود. گفته می شود میرداماد نیز سال گذشته در یک سانحه رانندگی به شدت آسیب دید و مدتی در بیمارستان بستری شد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

وظایف اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و... دولت از نگاه رئیس جمهور!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۳، ۱۰:۵۰ ق.ظ


برای حل مشکلات کشور، مردم باید به صحنه آمده و از همه توان خود استفاده کنند و دولت باید تنها شرایط را مهیا کند.

27/1/93

ایجاد امنیت، توسعه، پیشرفت، تعالی، فرهنگ و اخلاق به عهده مردم بوده و دولت تنها می تواند تسهیل کننده امور باشد.

27/1/93

اولین تلاش ما در سال جدید خروج کشور از رکود، مقابله با بیکاری، تحول در بخش بهداشت و درمان و اجرای قانون هدفمندی یارانه ها است که این کار نیازمند تلاش و همت همه مردم است.

27/1/93

بدانیم هیچ کس در ممیزی بالاتر از وجدان عمومی و افکار عمومی نیست، آنها بهترین ممیزان جامعه هستند. می دانند به استقبال چه کتابی بروند و چه کتابی را در گوشه انزوا قرار دهند. بگذاریم صاحبان صلاحیت بهترین شیوه‌ها را برای اداره کشور برگزینند. این دولت معتقد است دخالتش را در همه امور باید کمتر و کمتر کند.

9/2/93

دین را نباید به دست دولت داد، چون دین در دست کارشناسان،‌ علما، صاحب نظران و دلسوزان است و آنها باید دین را تبلیغ کنند و دولت باید حمایت کند.

10/3/93

گروه‌های مردم نهاد باید در امر به معروف و نهی از منکر در مسائل محیط زیستی وارد عمل شود.

10/3/93

رئیس جمهور همچنین به مشکل تالاب هامون و دریاچه ارومیه و ریزگردها اشاره کرد و گفت: این مشکلات به دست مردم قابل حل است.

10/3/93

  • سیدحمید مشتاقی نیا