اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

انتهای حمد

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۴:۲۵ ب.ظ

 

علف هرز در نگاه اول، بی خاصیت و مزاحم است. موجودی که آب زمین را می مکد و تأثیری بر هوا و نفعی به طبیعت نمی رساند؛ زیبا نیست و وقت باغبان را تلف می کند.

اما وقتی گوسفندی آن را خورد و تبدیل به گوشت و شیر شد و جان و قوّت و سلامت را به ارمغان آورد آیا کسی یاد علف هرز می افتد، قدرش را دانسته و شکر وجودش را به جا می آورد؟ چه بسیار موجوداتی که در فهم ناقص ما بیهوده آفریده شده و ارزش توجه ندارند. در منظومه خلقت، علف هرز هم هرز و بی فایده نیست؛ حتی اگر درک آن در ظرفیت عقل و درایت و علم ما نگنجد.

برای همین گفته اند شکر حقیقی آن است که با تمام وجود باور کنیم یارای شکر نعمت های خدا را نداریم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

طبس و فکر عبث!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۸:۲۱ ق.ظ

 

عجب معرکه ای برپا شد! چه قدر تماشایی بود به دام افتادن صیادان حیله گر!

بیابان طبس، بهترین راوی معجزه ای است که دل تاریخ را به لرزه در آورد.

تفسیر آیه «و مکروا و مکر الله و الله خیرالماکرین» را باید از کویر تفدیده طبس پرسید؛ شنزاری که قتلگاه اصحاب ابلیس شد.

بیابان خشک طبس، تبلور مرصاد الهی شد برای گرگ های در کمین نشسته ای که راوی سیاه مرگ بودند.

می گویند تاریخ، تکرار شدنی است؛ اگر چنین است، پس این سپاه ابرهه بود که دیگر بار، از حافظان کعبه حقیقت به تنگ و آمد و نابود شد.

همه چیز مهیا بود برای شبیخونی وحشیانه؛ برای خنجر زدن بر پیکر شقایق. حتی چراغ های استادیوم امجدیه نیز روشن بودند برای فرود دژخیمان ددمنش. اما حقیقت از جنس دیگر بود.

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ی ما             غافل از آن که خدا هست در اندیشه ما

عجب شبی بود شامگاه چهارمین روز اردیبهشت ماه.

گرگ ها آمده بودند تا همه چیز را یک نفس ببلعند، تا شاید طعم تلخ شکست، از مشتی دانشجوی پیرو خط امام را از خاطره ها محو کنند؛ غافل از آن که «ید الله فوق ایدیهم».

آری! دست قدرت الهی، پاسدار موطن عاشقان بود. چه خوش بود که رهرویی از قافله عشق نیز به پاس خلوص خود، معبر وصال را در آن واقعه جست و صحرای طبس را تا معراج، بال در بال ملائک پیمود.

محمدد منتظر قائم، مزد انتظار خود را گرفت؛ انتظاری سبز که فرجامی سرخ داشت. و به راستی که گواه صدق عاشقان، جامه ی سرخی است که زینت پیکرشان می شود. شیطان، سرّ پایداری مردان حق را از صدای بال ابابیل دریافته است.

غریو الله اکبر سپاه توحید، تا ابد کاخ سیاه شیطان را به رعشه می اندازد.

1384

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ریاست علوم پزشکی پاسخگو باشد

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۱۱:۳۴ ق.ظ

🔺ریاست دانشگاه علوم پزشکی بابل جناب آقای دکتر جلالی با سلام

🔸ضمن عرض تشکر از زحمات کادر درمان و همه جهادگران واقعی سلامت که از #ابتدای‌پاندمی‌کرونا تا کنون در شهرستان بابل صحنه را #ترک‌نکردند و چون کوه ایستادند، ابهاماتی در خصوص عملکرد ریاست دانشگاه در مواجهه با بیماری کرونا در اذهان عموم مطرح شده که متأسفانه تا کنون جواب مستدل و منطقی به آن داده نشده است.

 📌سوالی مطرح است که چرا به رغم وجود تجهیزات و ظرفیت مناسب در بیمارستان بزرگ آیت الله روحانی، بیمارستان کوچک و فاقد امکانات تشخیصی و درمانی شهید یحیی نژاد(بویژه برای کرونا) را به پذیرش بیماران کرونایی اختصاص دادید که پس از تکمیل ظرفیت آن مجبور شوید بیمارستان های دیگر را هم درگیر بیماران کرونایی نمایید⁉️

➖ آیا غیر از این است که اگر از ابتدا بیمارستان بزرگ محل کار شما(آیت الله روحانی) به این امر اختصاص می یافت دیگر نیازی به بستری بیماران کرونایی ( با توجه به ۵۵۰ تختخواب موجود در این بیمارستان که در آن زمان تقریبا نیمی از ظرفیتش یعنی ۲۵۰ تخت خالی بود) در بیمارستان های دیگر نبود⁉️

➖آیا بکارگیری بیمارستان شهید یحیی نژاد با توجه به جایگاه آن در #هسته مرکزی شهر و مراجعات روزمره مردم به اورژانس و درمانگاه آن به خودی خود در اشاعه ویروس و احیانا افزایش تلفات نقش نداشت⁉️ 

➖این تحلیل که عدم وجود دستگاه سی تی جهت تشخیص بیماران کرونایی در بیمارستان یحیی‌نژاد که منجر به گردش آنان در سطح شهر و حضور در مراکز خصوصی و دولتی دیگر می شد را در گسترش ابتلای شهروندان چگونه ارزیابی میکنید⁉️

➖به نظر می‌رسد در پنج روز نخستی که هشدارها و علائم وجود ویروس مشاهده گردید امکان تخلیه بیمارستان آیت الله روحانی از بیماران دیگر وجود داشت؛ همانطور که در همه شهرهای کشور، بزرگترین و مجهزترین بیمارستان ها در اسرع وقت تخلیه و به درمان کرونایی ها اختصاص پیدا نمود. 
➖از این رو استدلال به حضور بیماران دیگر در بیمارستان مذکور و عدم امکان انتقال آنان پاسخ مناسبی به پرسشها و دغدغه‌های به حق مطرح شده نیست. و بیان کننده این مطلب است که اراده ای برای تخلیه بیمارستان روحانی وجود نداشته و جمعی از پزشکان کماکان به بستری بیماران غیر اورژانسی مشغول بوده اند.

🔹این سوال در ذهن شهروندان بی پاسخ مانده است که چرا آمار مبتلایان به کرونا و تلفات ناشی از آن در شهرستان بابل نسبت به شهرهای همجوار بیشتر بوده است؟ 

🔹 به گونه ای که نتیجه گیری می شود اگر مراکز درمانی بابل، تحت کمیته بحران دانشگاه ساری مدیریت می شد، چه بسا درگذشتگان بابل، به نسبت تقلیل می یافت.
 
✅ با توجه به اوامر رهبر معظم انقلاب مبنی بر حضور نیروهای انقلابی در فضای مجازی و مطالبه‌گری از مسئولین، منتظر جواب روشن و مستدل شما هستیم و حتما پاسخ شما را منتشر خواهیم نمود.

◀️با تشکر، انجمن فعالان انقلابی فضای مجازی شهرستان بابل

 

این لینک را هم بخوانید:

http://www.rajanews.com/news/336357/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%84

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

غفلت یا تغافل

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۹:۳۰ ق.ظ

 

با این که فصل شنا نیست در همین هفته ای که گذشت دو نفر (یک کودک پنج ساله و چند روز بعد یک بانوی مسن) به دلایلی نامعلوم در رودخانه بابلرود غرق شدند.

نمی خواهم مردم یا مسئولان را زیر سوال ببرم.

حرفم این است اگر اقیانوس از این شهر می گذشت چقدر باید تلفات می دادیم؟! wink

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نگاه

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۹:۴۵ ب.ظ

See the source image

 

از کودکی برایم سوال بود که چرا در ایام محرم عده ای عادت دارند گوشه ای بایستند و عزاداران را نگاه کنند؟ اگر عزاداری خوب است که پس خود باید به جمع آن ها بپیوندند و اگر بد که دیگر تماشا ندارد.

امروز اما به نیکی دریافته ام که همیشه تعداد تماشاچی ها بیشتر از میدان دارهاست؛ چونان که در سال شصت و یک هجری نیز بسیار بودند کسانی که دلشان با حضرت عشق بود و شمشیر های شان در نیام. در عرصه ورزش نیز همیشه تماشاچی ها بیشتر از ورزشکاران هستند. تشویق کننده ها بسیار زیادند. کسانی که دوست دارند در سایه بمانند و دیگران را به ادامه راه فرا بخوانند. کنار گود بنشینند و فریاد تحریص و مواخذه برآورند که لنگش کن.

از آن هایی که در نماز های جمعه فریاد جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان را سر می دادند چه تعداد سابقه حضور در جبهه های دفاع مقدس را در کارنامه خود ثبت کرده اند؟

از آن هایی که در جبهه ها حضور داشتند چند درصد خطوط مقدماتی را برای خدمت به اسلام برمی گزیدند؟

خط مقدمی ها انسان های عجیبی هستند. هر جا این گونه انسانی یافت شد باید قدرش را دانست و در مواقع خطر روی امثال او تکیه کرد. اما هیچ اندیشیده ایم نوع نگرش اکثریت خاموش و پیرو بر چه پایه ای شکل گرفته است؟ آیا اساس تفکرشان قابل تغییر است؟ چگونه؟

اگر حمله ناگهانی سی دی های سخنرانی دکتر عباسی و به دنبال آن فقر و فحشای ده نمکی به خاکریز خود باختگان داخلی نبود جبهه عدالت خواه به  این زودی می توانست رقبای قدرتمند جناحی خود را جا گذاشته و اریکه قوای اجرایی را به چنگ آورد؟ (این مقاله در سال 1385 نوشته شده) گذشته از برخی نواقص، صحبت های ایشان چه میزان در برافروختن شعله های غیرت مردم نقش داشت؟

امروز آیا نیروهای روی مین از آزادی لازم برای دفاع انقلابی از حیثیت انقلاب برخوردار هستند؟ اگر نعمت آزادی نبود ماهیت نیرو های انقلاب و ضد انقلاب داخلی چگونه روشن می شد؟ آیا عرصه کتاب به اندازه وادی مطبوعات از آزادی برخوردار است؟ البته خطوط قرمز آزادی امری قابل درک و مورد قبول همگان است. آیا  بین ناظرین آن وزارت و سردبیران نشریات در حق جرح و تعدیل مطالب تفاوتی وجود دارد؟ چه نگاهی به نیروهای پیشتاز عرصه انقلاب وجود دارد؟ آقای احمدی نژاد باید بداند و می داند علمی را برافراشته که سینه زن های زیر آن بسیار کمتر از چلو خورهای آخر مجلس هستند.

نوع نگاه به مفهوم عدالت چگونه است؟ مگر نه آن که عدالت به شهادت لغت نامه های معتبر  یعنی قرار داشتن هرچیز سر جای خود در مقابل ظلم که قرار نگرفتن موجود در جایی است که شأن او باشد؟ جامعه کلیتی است که اجزای آن را مردم تشکیل می دهند و اگر این اجزا نخواهند آن کل، طعم عدالت را نخواهد چشید.

پیامبری که در قرآن کریم اسوه حسنه لقب گرفته مورد خطاب خداوند واقع می شود که یا ایها المدثر قم فانذر. ای پیچیده در هاله اوهام خویش برخیز و انذار کن.

پیروان آن حضرت آیا پیرو آن حضرت عمل می کنند؟ این حکمت الهی است که ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها. منتظر دیگری نباشیم که هرکس در اجرای عدالت، مالک سهام خویش است. آیا می شود گفت اسلام خوب است اما برای همسایه؟!

کم من فئة قلیلة غلبت فئه کثیره باذن الله را فراموش کرده ایم؟

معروف است حضرت امام(ره) به شاگردانی که دروس خارج او را تقریر می کردند توصیه می نمود که آخر مطلب، نظری از خود را نیز مرقوم کنند. چه تایید باشد وچه ردّ آن گفتار اگر نه لااقل فحشی را ته آن بنویسند! گویا به تشخیص آن پیر فرزانه، سکوت رخوت ذهن را به دنبال دارد و انسان سست اندیشه، در ایمان و عمل نیز دچار رخوت خواهد شد. اسلام دین حق است و حق یعنی عدالت.

یکی از سفارش های بر زمین مانده دین مبین اسلام لزوم حفظ حرمت انسان هاست. آن گونه که حرمت مومن بالاتر از کعبه بیان شده است.

اگر نماز و روزه و دیگر فروغ دین از واجبات است حفظ حرمت انسان ها نیز در کنار آن ها قرار دارد و خود قضاوت کنید آنانی که دورادور توصیف معنویت و عبادات مسلمین را شنیده و شیفته اسلام شدند اگر جامعه اسلامی را نیز گلستان ببینند چه خواهد شد؟ به راستی چرا این دستور دینی هنوز در جوامع دینی نهادینه نشده است؟

عدالت خواهان تا چه حد خود را برای امر به معروف و نهی از منکر که ضامن اجرای عدالت است آماده نموده اند؟ نقد کردن توانی می خواهد و نقد شنیدن توانی بالاتر.

مولا علی علیه السلام بیانی دارد که جامعه ای که در آن ضعیف نتواند بدون لکنت حقش را از قوی مطالبه کند اسلامی نیست.

انسان عدالت خواه اگر در عمل قادر به برداشتن گامی مفید نباشد کمترین وظیفه او داشتن دغدغه عدالت است آن گونه که اگر از غصه خلخال کشیدن از پای زن یهودی بمیرد رواست.

نگاه امروز ما به عدالت آیا می تواند نوید بخش حاکمیت مفهوم والای آن در زمانی کوتاه دست یافتنی باشد؟

امروز بسیاری از بازرس ها و حسابرس های مالی معتقدند کم است این که عمل خلاف قانون و سوء استفاده مالی مسئولین از چشمان تیز بین آنان دور بماند. حق با آنان است. اما آیا بر اساس برخی قوانین داخلی ادارات، سوء استفاده از بیت المال کمی قانونی و مشروع نشده است؟ چرا رییس یک اداره نه چندان مهم در یک شهر کوچک اجازه استفاده از دو اتومبیل دولتی را دارا است؟ اعطای تسهیلات غیر معمول در برخی از نهادهای مستقل بر چه مبنای درستی صورت می گیرد؟ آیا نگاه ما به قانون و حیف و میل اموال عمومی نیاز به تغییر ندارد؟

روزه خواری علنی تعدادی از افراد گستاخ و مغرض هر سال دل مومنین را به درد می آورد. تماشای مزاحمت های خیابانی به مرور به عنوان امری طبیعی و عادی در حال جا افتادن در بینش عابرین کوچه و بازار است.

چرا در سال های نخست انقلاب به رغم ناامنی های کم سابقه و توطئه های پیاپی ستون پنجم و ایادی داخلی دشمنان، نیروهای مردمی که هر یک بعضا اشتغال شخصی خاص خود را داشتند و معاششان از راهی دیگر می گذشت با اندکی درایت بر مشکلات فائق آمدند و طعم شیرین امنیت جامعه اسلامی را که خدشه دار نمودن آن از بالاترین اهداف بیگانگان است بر کام ملت نشاندند و امروز به رغم پیشرفت های مادی در ابزارها و روش های امنیتی، هر روز با دیدن منظره ای قبیح و دور از شأن جامعه اسلامی باید آهی پر سوز از عمق دل و جان خویش بیرون کشید؟

در عصر یکی از روز های ماه مبارک رمضان سال هزار و سیصد و هشتاد و چهار هجری شمسی تعدادی از روزه داران شهر مقاوم اهواز بر اثر انفجار بمب در بازار به خاک و خون کشیده شدند.

این انفجار دفعاتی دیگر تکرار شد. انگشت اتهام با توجه به وجود اسناد و مدارکی غیر قابل انکار، نظامیان انگلیسی مستقر در منطقه را نشانه گرفت.

از آن سوی آب خبرهای دیگری نیز به گوش می رسد. نظامیان انگلیسی در حمله به زندان بصره، جنایتکاران در بند را آزاد نموده و به مکانی دیگر انتقال دادند. آمریکایی ها نیز در برخی از شهرها رفتاری اینگونه داشتند. به دنبال آن ناامنی های عراق افزایش یافت.

در روز تاسوعای حسینی سال هشتاد و پنج هجری شمسی خبر درگیری شدید پلیس نجف با تروریست ها در حومه این شهر به سراسر جهان مخابره شد. صد ها تروریست آموزش دیده قصد داشتند با حمله به نجف، بارگاه مطهر امیر مومنان(ع) را در روز عاشورا با خاک یکسان کرده و مراجع دینی و عزاداران حسینی را قتل عام نمایند که به لطفا خداوند این امر میسر نشد.

آن هایی که نامی هم از شهید غیور اصلی تاکنون نشنیده اند روزهای آخر زندگی این بزرگمرد را مطالعه نمایند. مصطفی مازح جوانی غیرتمند بود که در راه اعدام انقلابی سلمان رشدی مرتد به درجه رفیع شهادت رسید. چند سال طول کشید تا نام او بر سر زبان ها افتاد. گفته می شود ابراهیم عطایی دانشجوی دانشگاه تهران بود که با خلاقیت های فردی برای عمل به تکلیف، خود را به لندن رساند  اما در کتابخانه بزرگ این شهر هف گلوله های پلیس انگلستان قرار گرفت و به شهادت رسید. شهدایی مانند مصطفی و ابراهیم چند نفر باشند خدا می داند.

رحمت خدا بر پیر جماران که می گفت اگر خود جوان بودم راه می افتادم و آن خیانت کار را به سزای عملش می رساندم تا عبرتی باشد برای دیگران. در سال های واپسین عمر دولت اصلاحات، یاد و خاطره شهید سرافراز سید مجتبی نواب صفوی از سوی برخی گروه ها و جریان ها درسطح جامعه طنین انداز شد. بیست و هفتم دی ماه سال هشتاد و پنج متاسفانه هیچ اثری از برنامه های وسیع و پر سر وصدای گذشته که تبلیغات بی وقفه رسانه های ملی را به دنبال داشت دیده نشد. خدا کند نگاه ما به شهیدان، ابزاری نشده باشد.

آنانی که زورشان و یا شرمشان قد نمی دهد چند سال است که زیر هجمه سنگین تبلیغات کالاهای تجاری از سوی شبکه های متعدد رسانه ملی در حال خفه شدن هستند. دلسوزان بسیار فریاد زده اند که به جایی نرسیده است و باز می گوییم که مصرف زدگی یعنی احساس نیاز کاذب، یعنی ایجاد عقده های اجتماعی یعنی ایجاد انگیزه برای جرم و خیانت و...

فراتر از شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای امنیت ملی باید به فکر چاره باشد برای جامعه ای که مردم آن در سال های انقلاب و جنگ به نداشته های خود قانع بودند و امروز عطش خواستن شان سیراب شدنی نیست. خیلی ها دارا هستند و یقین پیدا کرده اند که ندارند. بنابراین مطالبات مادی شان از نظام، نقطه پایان نخواهد داشت. شناخت غرایز انسانی باید به عنوان چند واحد درسی توسط متولیان فرهنگی جامعه هر سال مطالعه شود که شاید اثر کند. مصرف گرایی مانند شهوت است. کاری هم که نداشته باشید خودش به غلیان در می آید چه برسد به تحریک و تهییج و تحریص و....

سازمانی که به ادعای مورد تایید خود در فقر مالی دست و پا می زند چرا باید میلیاردها تومان برای انتشار رنگین نامه هایش هزینه کند؟

برای پایین کشیدن آمار نگران کننده طلاق، فیلم های ایرانی پر شده از ازدواج های آسان! البته آسان در انتخاب های خیابانی. بی توجه به معیار هایی که فقدان آن ها دلیل اصلی افزایش طلاق بوده است؛ این یعنی دور باطل.

خداوند مسئولین فرهنگی ما را با مقوله ای به نام فرهنگ آشنا نماید.

انشاءالله

هرچه می کشیم از نگاه است. نگاه هایی که باید ریشه یابی و نمره گذاری شده و در صورت لزوم عینکی مناسب برای شان تدارک دیده شود.

امروز در مراکز تحقیقاتی علوم انسانی به خصوص در عرصه پژوهش های دینی، پیشرفت های فوق العاده ای کسب شده که نتایج آن برای اهالی این وادی، شیرین و دلنشین بوده است. به شهادت بسیاری از دوستان مبلّغ، متاسفانه همچنان در سطوح مختلف جامعه حتی در مراکز علمی و دانشگاهی نگرش ها، باورها و اطلاعات دینی در سطحی بسیار نازل قرار دارد که دل انسان را به درد وا می دارد.  از جوانی دانشگاهی که هنوز نمی داند چرا باید مرجع تقلید داشته باشد و با شنیدن دلیل منطقی و کوتاه و گویا بی هیچ غرضی قانع می شود، گرفته تا وجود انواع و اقسام باورهای غلط و خرافی در ابعاد مختلف دین، قلب هر انسان متعهدی را به التهاب وا می دارد.

شکاف بین میزان دستاوردهای پژوهشی و کیفیت انتقال آن به سطح جامعه از کجا پدید آمده است؟

باید به آثار متفکر شهید مطهری مباهات نمود که پس از گذشت چند دهه همچنان تازگی دارند و باید تاسف خورد که چرا آثار آن شهید بزرگوار پس از گذشت چند دهه همچنان تازگی دارند؟!

آسیب شناسی تفکر جامعه دینی در کجا باید صورت پذیرد؟ چه کسانی برای مرهم نهادن بر این زخم دیرین پای به میدان می گذارند؟

هر از گاه پیکر چند شهید گمنام در محوطه دانشگاه های کشور به خاک سپرده می شود. راقم این سطور هیچ اظهار نظری درباره اصل این عمل بیان نمی دارد. اما سوال اینجاست که چرا تا به حال شهدای گمنام را در حوزه علمیه کشور خاکسپاری نکرده اند؟ آیا پرسش فوق، نشان گر این مطلب نیست که نگاه ما به شهدا صرفا یک نگاه معنوی است و با این پیشفرض که حوزه های علمیه از نظر معنوی غنی هستند به دنبال نجات دانشگاه ها رفته ایم؟

آیا اگر علاوه بر نگرش معنوی، نگاه حماسی نیز به این اسطوره های ماندگار تاریخ ایران زمین داشتیم بسیاری از دردهای جامعه با تعمیق این فرهنگ و در نتیجه، عملیاتی شدن آموزه های دین به راحتی بر طرف نمی شد؟

باور کنیم که ریشه قیام حضرت اباعبدالله (ع) صرفا دیدن یک خواب رویای صادقانه نبوده که خود بارها تاکید نموده است بر قیام عقلانی برای احیای دین و اصلاح امت جد بزرگوارش و پا فشاری بر این که مثل اویی با مثل یزید بیعت نخواهد نمود.

راه سرخ او تا انتهای تاریخ امتداد خواهد داشت. امام حسین علیه السلام و یاران دلیرش تا آن جا که توانستند به رغم یقین به شهادت از خود دفاع نمودند آن گونه که چینش دفاعی خیمه ها و طراحی جنگ بازدارنده توسط آن حضرت امروز مورد توجه صاحب نظران امور نظامی واقع شده است.

عملیات استشهادی یعنی نوعی حمله برای ضربه زدن به دشمن که عامل آن به زنده نماندن خود یقین دارد و نوع جنگ اصحاب عاشورایی حسین علیه السلام صورتی این گونه داشت. حضرت نیز یکه و تنها پا به میدان گذارد. با آن که یقین به شهادت داشت اما دست از نبرد باز نکشید و تسلیم نیز نشد و اگر فعل معصوم حجت است دیگر قیل و قالی برای خدشه در این نوع از جهاد دشمن شکنانه باقی نخواهد ماند.

امام عشق علیه السلام با خون خود قیامی تاریخی برای اصلاح امت اسلام را رقم زد و اصلاح امت یعنی تغییر در نگرش هایی غلط که گاه رنگ و ظاهری دینی به خود گرفته اند.

این گونه بیراه نیست اگر محرّم نیز ماه مبارک خوانده شود به برکت خونی که جسم خمود دین را جان دوباره بخشید.

هرجا بدعتی شوم در جامعه اسلامی پدیدار شد باید ریشه را در نگاه غلطی جست که با حرکتی خزنده چیرگی خود را تثبیت نموده است.

برای تغییر در نگاه حاکم بر سطوح جامعه نیاز به دگرگونی صحیح در نگاه حاکم بر سطوح  جامعه داریم! باید از خود شروع کنیم. خود سازی، متضمن سلامت زیرساخت های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است.

از زاویه بایدها و نبایدهای دین، دنیا را چون گلستان لاهوت خواهیم دید. والسلام علی من اتبغ الهدی

10/11/85 شام غریبان عاشورائیان.

 قم .

  • سیدحمید مشتاقی نیا

پای چوبین

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۱۲:۱۰ ب.ظ

 

چوب شد پاهایم                 

از بس در این ایستگاه ایستاده ام

اما چه خوب شد                

دیدم مسافر کوچولوی خسته ای را

که سوار بر واتو واتو                     

اوج می گرفت

و در اقیانوس رویاهایش      

با سریندی پتی      

هم بازی می شد.

بل و سپاستین همچنان به راهشان ادامه می دادند

بار پاپاپا پشت هم قیافه عوض می کرد

شاید برای سرگرمی ما                    

خانواده دکتر ارنست

مهاجران جزیره فطرت بودند

هر جند سگ پتی بل از این وضع ناراضی بود

پای دنی چه زود خوب شد               

سوار بر وانت آرزوها

آنت و لوسین را دیدم                      

که از کنار مزرعه حنا رد می شدند

و برای پرین دست تکان میدادند                     

سندباد و پینوکیو

دور از چشم گربه نره                     

شطرنج بازی می کردند

و رامکال در سوگ عمو جغد شاخدار              

به بنر گل هدیه می داد

سرم گیج می رود              

عدالت حکم می کند زیر پاهایم علف سبز شود

از بس که منتظر ماندم                    

اما لااقل دیدم

پای بهادری زیر چرخ های اتوبوس له نشد (اشاره به سریال های ماه رمضان)

باور کنید ابراهیم، بت شکن بود         

که می گویم قرآن خلیل می ارزد

به تمام قرآن های پر زرق و برق اکرم های عقیم

 همان قرآن پاره پاره شده بدون جلد که پدر جد خلیل هم توان صحافی آن را ندارد

آیا ندیدید محمود شوکت                   

فقط دو سال در زندان ماند

و یک ماه بعد یتیم خانه راه انداخت و خیریه جمع می کرد؟

طوری که فرج هم باورش شد

در کشور ما همیشه احسان و نرگس     

به پای هم پیر می شوند

اما بیچاره آنت و لوسین                   

که هیچ گاه بزرگ نشدند

طفلک حاج فخار               

چه چهره دلنشینی داشت

و آرامشی که پدر صبر را در می آورد

و نگاه نافذی که تنبان رضا خان را می لرزاند

راستی علی دایی در جام جهانی

خیلی دوید تا قلعه نویی سرمربی شود

و گرنه عدالت حکم می کرد رییس فدراسیون ما بشود حداد عادل فردوسی پور             

دلم برای شهرام جزایری تنگ شده است

عدالت، کرباسچی می خواهد             

فهیم نبود علی رضا

که نفهمید پا فشاری بر سر کچل پیمان              

شب آرامش او را

به صبح گره خواهد زد                    

من ایستاده ام در این ایستگاه

و جوراب هایم بوی گند گرفته اند                   

اما شاید دیر یا زود

اتوبوسی بیاید                   

که رییس جمهور آینده ما خودش راننده آن باشد

شما را نمی دانم                

ولی مادر زن خسرو پرویز هم می داند

که عدالت، هم عِدل عدول از عدل نیست

اگر اهل خط بازی نیستید     

روی دیوار دلتان بنویسید:

مارکس می گفت عدالت       

پوپر می خواند     

لنین مدینه فاضله را نشخوار می  کرد

فوکویاما با اتوپیا می رقصید             

استالین، انسانیت را بلغور می نمود

نیکسون، حقوق بشر استفراغ می کرد             

  اما مرد مهتابی شب های من

کفش هایش را خودش پینه می زد

و دنیایش به اندازه آب بینی بز

بی مقدار بود                                

که امروز

یک صفحه نهج البلاغه

خطرش بیشتر از میلیون ها ورق شب نامه های زیر زمینی است .

والسلام سید حمید مشتاقی نیا 16/8/85

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عصر دلتنگی

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۹، ۱۰:۲۲ ب.ظ

 

تنگ غروب؛ مثل هر روز گوشه ای را انتخاب کرده و به انتظار اذان نشستم. پاسگاه زید به هنگام عصر تماشایی بود. بچه ها تو حال رفته، گوشه ای کز کرده و خورشید را بدرقه می کردند.

گه گاهی تیر مستقیم دشمن به طرف پاسگاه شلیک می شد، اما بیشتر نیروها حواسشان جمع بود. دیگر به این وضع، خو گرفته بودیم. شکارچی های ما هم وضعشان بد نبود.

تو حال خودم بودم. متوجه محمد شدم که به آرامی قدم می زد. بچه ی نازنینی بود، با صفا و صداقت. حرفش را رک می زد. بر خلاف بعضی ها از کار کردن برای انقلاب خجالت نمی کشید.

او قدم می زد و آسمان را نگاه می کرد. وراندازش کردم. خواستم یک طوری چشمم توی چشمانش بیفتد تا شاید به طرفم بیاید.اما انگار که اصلا متوجه من نبود. لباس خاکی بسیج همدم همیشگی اش بود. حتی با این لباس در مجالس میهمانی و عروسی هم شرکت می کرد. یک بار یکی از اقوام به او اعتراض کرده بود که آخر پسر جان مگر آدم با لباس بسیجی به عروسی می رود؟

و او با قاطعیت و تبسم جواب داده بود:

«من می خوام با همین لباس به دیدار خدا برم عروسی که چیزی نیست...»

از همین کارهایش خوشم می آمد. تو محله هم که بود، شب و روز در بسیج فعالیت داشت. البته به پدرش هم کمک می کرد آخر وضع اقتصادی شان خیلی مناسب نبود.

در همین حال و هوا بودم که صدای جر و بحث، از دور نظرم را جلب کرد.

محمد با رضا بحث می کرد.

وقت اذان بود. تک تیراندازهای بعثی هم یادی از ما می کردند.

صدای محمد و رضا هنوز به گوش می رسید. کنجکاو شدم. پیش خود گفتم؛ شاید اتفاقی افتاده، گوش هایم را تیز کردم.

از قیل و قالشان فهمیدم که محمد از رضا می خواهد تا نوبت اذانش را به او بدهد.

آن بنده ی خدا هم قبول نمی کرد و...

خنده ام گرفت. با خود گفتم؛ مردم هم عجب دردسرهایی دارند!

اما اگر همین طوری بحثشان ادامه پیدا می کرد جلوی بچه ها خوبیت نداشت تازه نماز هم دیر می شد. به عنوان میانجی و با ژستی پدرانه به طرفشان رفتم، می دانستم که محمد مقصر است.

در همان حال، پند و اندرزهایی که باید تحویلش می دادم را در ذهن مرور کردم: « ببین محمد جان تو دیگه چرا؟... مگه کم غم و غصه داریم که حالا می خوای دعوا هم راه بندازی... آخه مرد مومن تو بسیجی هستی اینجا هم خط مقدمه. اگه یهو، یه گلوله بهت بخوره خوشت میاد موقع دعوا شهید بشی؟... اصلا ببینم تقوا و معنویتت همین بود؟... غلط نکنم تو هم مقام پرستی ها! به خاطر اذان دین فروشی می کنی؟...»

اما هنوز به آن دو نرسیده بودم که محمد پیشانی رضا را بوسید و اذان را شروع کرد. نفس محکمی بیرون دادم، حیفم آمد برگردم. چشمانم را گرد کرده و دست به کمر ایستادم تا اذانش تمام شود و چند دقیقه ای برایش منبر بروم. ولی...

شهادتین اذان را که گفت، دیدم به زمین افتاد. هولم برداشت.

دویدم نزدیکش. خدای من... تیر خورده بود.

گلوله ای کمانه کرد و به پهلویش خورده بود. بچه هایی که متوجه قطع اذان شده  بودند، کنجکاوانه به سمت ما می آمدند. بغض گلویم را می فشرد.

«محمد... محمد... پاشو بریم اورژانس... چیزی نیست... یا فاطمه ی زهرا (ع) نترس محمد دستت رو بده به من... تو رو خدا...»

محمد به خود می پیچید. چشمانم خیس شده بود. آب دهانم را با حرص، قورت دادم. چند نفر بالای سر ما رسیده بودند و می خواستند محمد را بلند کنند اما او؛ آرام شد و چشمانش را باز کرد. نگاهم که به نگاهش افتاد، خجالت کشیدم. صورتم داغ شده بود. می خواست چیزی بگوید. غنچه لبانش شکفت و صدای ضعیفش بیرون آمد:

«یاحسین ... یاحسین ... یاحسین ...»

سه بار گفت و... رفت.

منن ماندم و شرمندگی و آسمان غمبار پاسگاه زید در عصر دلتنگی.

کتاب طعمه اروند به قلم نگارنده، خاطره شهید محمد فیروزجایی

  • سیدحمید مشتاقی نیا

داریم آمریکایی می شویم!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۹، ۰۸:۵۲ ب.ظ

 

میلیون ها جوجه را تلف کردند برای آن که قیمت ها پایین نیاید. صدایی از مدعیان حمایت از حیوانات به گوش نرسید. آنهایی که در حمایت از سگ های ولگرد تجمع می کردند دیگر آفتابی نشدند. مخالفان قطع کردن درخت و مدافعان طبیعت و محیط زیست خفقان گرفتند.

به آمریکا خرده می گرفتیم که چرا گندم مازاد خود را به دریا می ریزد اما به مردم فقیر آفریقا نمی رساند؟

بارها تصاویر معدوم سازی سیب و سیب زمینی برای کنترل قیمت ها منتشر شد و صدایی از کسی برنخواست. آفریقا نه کشور خودمان که فقیر دارد. خودمان یک پا مستکبر بودیم و خبر نداشتیم. رییس دولت هم یک روحانی است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خوب، شما چه کردید؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۹، ۰۸:۲۷ ب.ظ
  • Image result for پدافند غیر عامل

 

🔺️سردار جلالی: شبکه هنرمندان ایرانی بهایی کشور در حال پروژه سرقت ژنوم ایرانیان بودند!

🔹رئیس پدافند غیرعامل کشور در برنامه زنده شبکه ۴ سیما گفت گروهی از هنرمندان ایرانی بهایی خارج از کشور در قالب پروژه ژنوم ایرانیان دنبال سرقت اطلاعات مهم ژنتیکی ایرانی‌ها بودند.

 

پ ن: کار دوستان پدافند ظاهرا به جای پیشگیری تبدیل شده به وقایع نگاری

  • سیدحمید مشتاقی نیا

چرا با نامگذاری یک میدان در بابل با نام انوشه مخالفیم؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۹، ۱۰:۳۹ ق.ظ

5uvo_photo_2020-02-13_20-59-05.jpg

 

🔹بعضی ها شاید خرده بگیرند که حالا یک فردی سه چهار دهه قبل وابستگی و فعالیت گروهکی داشت و از کار دولتی اخراج شد و مدتی را در اوین گذراند و ... چرا حالا با نام گذاری یک میدان درشهر #دارالمومنین بابل! به یاد او مخالفت می کنید؟ او یک پژوهشگر تاریخ مثل سایر پژوهشگران است و ...

🔹نگاهی به یکی از آثار او نشان می دهد که وی تنها در یک صفحه  از کتاب خود سه بار اقدام به تحریف و بهره گیری از تعابیر نامتعارف و جهت دار نموده که بیانگر #استمرار تعلقات سیاسی وی به عناصر التقاطی و معاند است. به طور مثال در صفحه ۱۹۳ کتاب "بابل شهر بهارنارنج" نگارنده تلاش نموده از واژه "شورش" به جای #انقلاب‌مردمی در بابل استفاده کند، #شهید را "کشته" بنامد و #رهبری‌روحانیت را "سرکردگی" روحانیت (تعبیری که برای راهزنان و ... استفاده می شود) تلقی نماید.

🔹آیا نفوذ فرهنگی چیزی جز تحریف فحوا و پیام و حقایق انقلاب اسلامی است؟

🔹نکته عجیب این جاست که شهر بابل دارای مفاخر بزرگ علمی است که در سطح جهان درخشیده و نام این شهر را برخلاف وقایع یکی دو سال اخیر در سطح بین الملل سرافراز نموده اند. اصرار بر نامگذاری یک میدان به نام چهره ای زاویه دار چیست؟؟! در حالی که سال هاست حتی برای نامگذاری یک میدان یا خیابان به نام شهدای #مدافع‌حرم، مقاومتی مشکوک صورت می گیرد؟
#شوراهای‌شهر هم جزو #نظام‌اسلامی هستند و بنا بر تأکید #رهبری‌معظم، مکلّف به تقویت #جبهه‌انقلاب می باشند.

✅ضمن طلب غفران الهی برای آن مرحوم، امیدواریم این دوستان هر چه زودتر نسبت  به اصلاح بعضی تصمیمات نامناسب اقدام نمایند. 

◀️انجمن فعالان انقلابی فضای مجازی شهرستان بابل

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مدیریت بحران در بابل و یک واکنش دیگر

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۹، ۱۱:۲۳ ب.ظ

جناب آقای مشتاقی نیا
باسلام واحترام

فریادعدالت خواهی شما بگوش ما واعضای محترم گروه رسید.....امیدواریم بگوش دستگاههای نظارتی ومسئولین امر هم رسیده باشد.....شما بخشی ازسیاست غلط وتصمیم ناقص رییس محترم دانشگاه دربحث کرونا را که شاید بدلیل عدم شناخت وی از اپیدمی وپاندمی این بیماری بوده وباعث فاجعه دربابل شده است را دیده یا شنیده اید....درنگاه عالمانه وژرف درمدیریت دانشگاه باید به مدیریت ارزیابی وعملکردآن در دو دوره ریاست مرحوم دکترربیعی ودکترجلالی وعملکرددانشگاه در قسمت درمان.بهداشت. غذاودارو.پژوهشی.آموزشی.اداری ومالی و......انداخت واینکه علوم پزشکی بابل دررتبه چندم دانشگاههای کشورقراردارد.....خودتان رتبه بندی دانشگاههای علوم پزشکی راجستجوکنیدو به سخن حقیر بسنده نکنید.....عدم اشرافیت رئیس محترم ازپتانسیل وظرفیتهای دانشگاه واستفاده نکردن ازاین انرژیهای نهفته خسارت جبران نا پذیری را ببارخواهد آوردکه یک نمونه آنرا حضرتعالی اشاره داشتید..مدیریت فعلی، خودرا از مشورت با افرادماهرومجرب دربدنه دانشگاه مستغنی دانسته وحتی خودرا بالاترمی بیند...عدم بکارگیری از نیروهای جهادی .مومن.متخصص
.متعهدوکارآمدوباتجربه باهرسلیقه وگرایش برپیکره سازمانی آسیب میرساند.شایدبرماخرده گرفته شودکه چون دانشگاه شهرستانی هستیم ومازندران دو دانشگاه پزشکی (ساری وبابل)دارد.تفرق مدیریت وتشت آراء پیش می آید که این نیزغلط وعدم آگاهی مسئولین استانی وشهرستانیست...چراکه دربسیاری از استانها بیش ازدو دانشگاه داریم مانند خراسان رضوی.فارس.کرمان(۴الی۵دانشگاه). وهمچنین غالب استانها که به اندازه خودبابل جمعیت دارددودانشگاه تاسیس گردید بخاطرسیاست وزارت بهداشت برای توزیع عادلانه دانش وسلامت.....بنده بعنوان کارشناس بهداشت ودرمان دررشته مدیریت اجرائی معتقدم که مازندران مستعدحداقل چهاردانشگاه پزشکی می باشد....
جناب مشتاقی نیا؛ اشکال دیگر ریاست دانشگاه نداشتن روحیه تهوروجهادی است که باعث تضییع حقوق دانشگاه میشودبطورمثال،بابل دربخش درمان۶۰الی۷۰%بیماران غرب مازندران را پوشش میدهدودرصداشغال تخت بیمارستانی(کودکان.شهیدبهشتی.یحیی نژاد وآیت ا...روحانی وناباوری فاطمه الزهرا س)از افراد غیر بومی موید این مدعاست وهمینطور عدم اخذکامل سرانه درمان ازدولت بعنوان یک شهرستان۵۵۰۰۰۰نفری وبا پوشش درمانی بیماران غرب مازندران با جمعیت ۲میلیونی.....
برادرعزیز؛ آیا دکترجلالی علی القاعده خود را درمقابل ارباب ورجوع پاسخگو میداند یافقط میخواهد....‌‌.....رییس بماند..و....امیداست با نامه وپیگیریهای شماو مسئولین دلسوز استان وشهرستان شاهدارتقاء وشکوفایی بیشتر دانشگاه درسال جهش تولید(علم) باشیم........انشاءالله

نمایندگان محترم ومعززمردم شریف بابل آقایان: دکتر کریمی وسردارسعادتی جهت استحضار. 
برادران: هدایتی ومجیدعرب وسایراصحاب رسانه وقلم جهت استحصار

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از وام یک میلیون تومانی دولت چه می دانید؟

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۹، ۰۲:۲۵ ب.ظ

 

هنوز کسی نمی داند وام یک میلیون تومانی که قرار است با سود چهار درصد در اختیار مردم قرار بگیرد پول نقد است یا اعتبار خرید کالا و اگر اعتبار است از همه فروشگاه ها امکان خرید وجود دارد یا فقط می توان از فروشگاه های وابسته به دولت خرید کرد که تجربه بسته های معیشتی گذشته نشان می دهد این فروشگاه ها اغلب بارهای بنجل و گاه غیر ضروری را در دسترس خریداران قرار داده و مایحتاج مطلوب را مشمول بن خرید نمی دانند.

بماند که اگر فرضیه آخر درست باشد با توجه به هراس مردم از تأخیر در خرید که با وجود نوسان قیمت ها و صعود بهای ارز منجر به کاهش قدرت خرید آنها خواهد شد متأسفانه شاهد هجوم جمعیت به فروشگاه های دولتی و تشکیل صف های طولانی و اعصاب خورد کن و تحقیرآمیز خواهیم بود.

امیدوارم دولت از تجربه توزیع بسته های معیشتی عبرت گرفته و مثل گذشته، مردم ایران را مضحکه دست رسانه های بیگانه قرار ندهد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جوابیه ای به اشک آتش + درنگی در آن

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۹، ۰۱:۵۱ ب.ظ

 

این مطلب را دکتر علی براری در پاسخ به درخواست نگارنده از دادستان جهت ورود به اتهامات رییس دانشگاه علوم پزشکی بابل نوشته که بی هیچ دخل و تصرفی در وبلاگ منتشر می نمایم. توضیحات اینجانب نیز پس از آن خدمت خوانندگان محترم تقدیم می گردد:

 

️ دکتر علی براری

ـــــــــ

درود و دعا محضر جناب مشتاقی‌نیا!

 

در گذشته از زمانی‌که من به‌ یاد دارم، روحانیون همواره نقش حکم و معتمد مصلح را در مناقشات و نزاع‌های محله ایفا می‌کردند و خود طرف دعوی نمی‌شدند!   

ولی، جناب مشتاقی‌نیا! نمی‌دانم چرا شما مدام به تنور کینه و دشمنی، هیزم می‌افزایید  و به‌جای آن‌که در یک اقدام جمعی شریک و از شیرینیِ اجماعِ بدین گستردگی بهرمند شوید، یک نورافکن بزرگ و قوی به‌دست گرفته و به تمام‌ سوراخ، سمبه‌ها و پستوهای فتنه‌انگیز سرک‌ می‌کشید که چیزی بیابید تا رقیب را بکوبید و توفیق تشکیلاتی بیابید!!؟

اگر چیزی نیافتید به یک فرض عوامانه جامه‌ی علمی بپوشانید وخود را سوار بر مرکب هیجان و احساسات شدیدا" مجروح و زخم دیده مردمان آسیب دیده نمایید و تازیانه بر روح و جان پرسنل و مدیران به شدت خسته و سنگرداران سپیدپوش بنوازید!!!

جناب مشتاقی‌نیا! از روز نخست برخورد رسمی وزارت بهداشت با ویروس کرونا هم فلوچارت مقابله با کرونا چندین مرحله عوض شد و هم علائم و تظاهرات ویروس در افراد تغییر کرد! یعنی تا یک ماه اول، واکنش بویایی و چشایی، همچنین تغییرات گوارشی مطلقا" در علائم کرونا نبودند...

در فلوچارت اولیه انجام CT در پروتکل نبود!

چرا شما و دوستانتان انتخاب بیمارستان یحیی‌نژاد را به‌علت نداشتن CT عامل مرگ بیماران و انتخابش را ناشی از انگیزه‌های مادی مسئولین می‌خوانید!!؟

و با این آدرس غلط، نکند خدای ناکرده قصد دارید دادستان جوان و روحانی شهر را که از او به نیکی یاد می‌کنند، اغوا کنید!؟ البته من از دوست شریفی شنیده‌ام که دادستان معمولا در تصمیمات خود هرگز اسیر هوچی‌گری‌ها نمی‌گردد؛ ولی این مهم چیزی از ناپسند بودن کار شما نمی‌کاهد.

جناب مشتاقی نیا! بیمار را  ( به‌خصوص بیمار کرونایی)، نه خشت‌های ساختمان و بزک‌های فانتزی بیمارستان خوب می‌کند و نه دستگاه‌های مجهز و مدرن لابراتوآر! ؛  بیمار را پنجه‌ها و نگاه آمیخته به دانش پزشک، تشخیص می‌گذارد و پرستار با اجرای مهربانانه دستورات، قدم به قدم سلامتی را به بیمار بر می‌گرداند. این دو در طول نگاه الهی می‌باشد، تجمیع این‌ها سلامتی می‌سازد و مهر می‌آفریند.

اگر نمی دانید بپرسید تا نگرانی شما بر طرف شود!

چرا با طرح مواردی مبهم و ناصحیح، باعث نگرانی و تشویش بازماندگان غمگین و عزادار می‌شوید!

جناب مشتاقی‌نیا! من دلایل انتخاب یحیی‌نژاد را بازگو می‌کنم تا دیگران بدانند که اگر جای مدیران بودند کجا را انتخاب می‌کردند؛

یکم: در شب انتخاب بیمارستان ، مرکز روحانی ۲۷۰ بیمار دارد( شیمی‌ درمانی - NICu نوزادان- دیالیز- جراحی قلب باز)

ولی مرکز یحیی‌نژاد ۱۱۲ بیمار برای جابجایی و نه به تنوع روحانی..

به نظر شما بیماران مرکز روحانی با این تعداد و تنوع را کجا می‌شد برد؟

دوم : به‌علت گستردگی مساحت و فاصله بخش‌ها ، منحصر نمودن بخش در یحیی‌نژاد هم بهتر و هم سریع‌تر انجام می‌شد.

 در عرض۹ساعت بیماران جابجا و بخش آماده شد و اولین مریض کرونایی بستری گردید.

این به تشویق نیاز دارد یا تقاضای توبیخ!!؟

سوم: نترس بودن و داشتن پرسنل باتجربه  در مواجهه با بیماری خوف‌آور کرونا، اصلی مهم بود که این نیز از برتری‌های یحیی‌نژاد بود.

آقای مشتاقی‌نیا! تقدم یحیی‌نژاد به روحانی فقط ۵ روز بود! ضمن آن‌که، CT بعد از ۱۵ روز به فلوچارت تشخیص کرونا اضافه شد.

جناب مشتاقی‌نیا! من از ۶ اسفند تا ۲۶ که تسلیم کرونا شدم با تمام وجود در خدمت مردمانم بودم. اگر بگویم در این بیست روز، من ۱۰۰ ساعت نخوابیدم بیهوده نگفتم. تمام ساعت شبانه روز با ارائه شماره تلفن در خدمت هم‌میهنانم بودم و خیلی کارهای دیگر که ذکر آن را خارج از فضیلت وظیفه می‌دانم...

با همه این کارها ، من خجل بچه‌های بابل هستم! به‌خصوص مصطفای عزیز، دکتر قاسم‌زاده را می‌گویم...

واقعا" بی‌نقص عمل کرد.

من کارهایی که معاونت درمان دانشگاه بابل انجام داد را با بیمارستان‌های تهران قیاس می‌کنم، واقعا" عالی بود! حرف نداشت.

 بیمار در یحیی‌نژاد کمتر از ۵۰ دقیقه از بدو ورود می‌رفت رو درمان...

این می‌دونید یعنی چی!!؟

این شاهکار می‌باشد...

واقعاً آقای دکتر قاسمی و آقای دکتر حمیدی بیهوشی...

خانم دکتر بیانی و آقای دکتر صادقی...

بچه‌های رادیولوژی؛ جناب دکتر رعیتی و...

خیلی از دوستان و همکاران دیگر را که نمی‌شناسم...

منو ببخشند!

مدیریت بی‌نقص دکتر مصطفی قاسم‌زاده ستودنی و ستایش برانگیز است..

دست‌مریزاد...

مرحبا...

واقعاً گل کاشتند، واقعاً...

نه به این خاطر که شبانه روز در اداره ماندند و مطب و خانه را ول کردند...! بلکه در این ازدحام سخت و سنگین کمترین خطا را داشتند...

بهترین تصمیمات را گرفتند...

بهترین مدیریت را اِعمال کردند...

کمترین تبعیض را قائل نشدند...

سرور گرامی  جناب مشتاقی‌نیا! جهان تا حدودی در برابر کرونا مهربانی را برگزید! همه ادیان به‌سوی خدا متواضعانه درخواست کمک کردند

و تا حدودی با دعوا  و کینه فاصله گرفتند..

خدای ما مسلمانان بیش از دیگران در گوش و جان جهانیان طنین یافت. ما مسلمانان (به‌خصوص شمایان که نماد دین ما هستید) باید بیشتر مراقب باشیم که خدای ناکرده انتفاع حزب، دسته و تشکیلات را به نگاه دینی و خدایی ترجیح ندهیم!!

جناب مشتاقی‌نیا! بعد از شهادت سردار سلیمانی که آن همدلی و یکپارچگی مثال زدنی شکل گرفت، در گرفتاری کرونا نیز یک همدلی ملی شکل گرفت و یک مهرورزی عمومی ساخته شد! تو را خدا خرابش نکنید! حیف است! به‌خصوص در بابل؛ همه و همه در کنار هم با هر سلیقه‌ای جمع شدند،" لِکِزه " نکنیدش... !

اگر کشته شدن تعدادی در تشیع‌جنازه سردار در کرمان را بزرگ می‌کردیم و دنبال مقصر می‌گشتیم، آیا به عظمت آن تشییع، لطمه نمی‌زدیم!!؟

خداوند حتما" از آنانی که از هیجانات و احساسات پاک مردم در تسویه حساب‌های شخصی و جناحی بهره می‌گیرند، روی خوش نشان نخواهد داد!

به امید آن روزی که همه ما و شما در مسیر خدا قدم برداریم!

 

 

درنگی در مطلب ارسالی:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر علی براری با سلام

توضیحات حضرتعالی پیرامون متن کوتاه خود درباره عملکرد ضعیف مدیریت دانشگاه علوم پزشکی بابل را خواندم. از متن دوستانه و صمیمی شما سپاسگذارم. نکاتی را جهت استحضار به عرض می رسانم:

1- فارغ از فضای احساسی حاکم بر متن، یک پرسش ذهن مرا به خود مشغول داشته که چرا وقتی عملکرد جناب دکتر جلالی زیر سوال می رود دوستانی به تکاپو می افتند که از عملکرد دکتر قاسم زاده حمایت کنند؟! این تعلق خاطر جناحی با توجه به سوابق خاص دکتر قاسم زاده، نوعی اضطراب و ترس از بر هم خوردن بعضی مناسبات سیاسی را القا می نماید. در متن کوتاه این جانب به صراحت از ریاست دانشگاه نام برده شده و اشاره ای به دکتر قاسم زاده نداشته ام. درباره ایشان حرف هایی است که بعد از اتمام دوره کرونا منتشر خواهد شد. بنا بر این این بخش از پاسخ شما بی ربط بوده است.

انتقاد از عملکرد ضعیف ریاست دانشگاه یک نزاع سیاسی نیست و ضعف در مدیریت در همه جناح ها به چشم می خورد.

2- در همان متن کوتاه به زحمات کادر درمانی شهرستان ادای احترام نموده و ایثار و جانفشانی مدافعان حقیقی و گمنام سلامت را ارج نهاده ام. لازم به ذکر است که پیگیری های دوستان بسیجی جهت نامگذاری یکی از خیابان های شهر به یاد شهدای مظلوم مدافع سلامت ساعاتی پیش به نتیجه رسید.

3- از محکمه عدل نباید واهمه داشت. هر محاکمه ای لزوماً به محکومیت ختم نمی شود.درخواست از دادستان برای ورود به نقدهای تخصصی پزشکان متعهد در خصوص عملکرد ریاست دانشگاه نباید منجر به ترس از پاسخگویی و فرار از مسئولیت پذیری شود. به ظاهر شما باور دارید که خطایی از سوی ریاست رخ نداده و بالطبع این نگرانی شایسته شما نیست.

4- پرسش ساده ای مطرح شد که چرا بیمارستان شهید یحیی نژاد با توجه به عدم برخورداری از امکانات مناسب مانند دستگاه سی تی اسکن و اکسیژن مرکزی و ... برای پذیرش بیماران کرونایی به بیمارستان آیت الله روحانی ترجیح داده شد؟ این بیمارستان قدیمی با ظرفیت اندک در وسط جغرافیای بابل واقع شده و با توجه به رجوع معمول و مستمر مردم برای مداوا و رسیدگی به عوارض اورژانسی، احتمال تکثیر ویروس را دوچندان می نماید. منتظر پاسخ مستدل رییس دانشگاه به این پرسش هستیم.

5- این عبارت از توضیحات شما جالب توجه بود: "آقای مشتاقی‌نیا! تقدم یحیی‌نژاد به روحانی فقط ۵ روز بود! ضمن آن‌که، CT بعد از ۱۵ روز به فلوچارت تشخیص کرونا اضافه شد. " آقای دکتر! بهتر می دانید که در عالم پزشکی، لحظه ها سرنوشت ساز هستند، چه برسد به پنج روز و یک هفته و ... جسارتاَ و البته با تعجب جهت یادآوری عرض می کنم فلوچارت تشخیص و درمان بیماری COVID 19که بر ضرورت استفاده  از CT تأکید دارد در تاریخ ششم اسفند ارسال شده که از قضا نام دکتر جوانیان از معاونان دانشگاه نیز در بین تدوین کنندگان آن به چشم می خورد. از شما بعید بود که از این موضوع بی اطلاع باشید!

6- دقت داشته باشید که نخستین نقد نسبت به تصمیم غلط ریاست دانشگاه از سوی کسی به رشته تحریر درآمد که خودش از پیشگامان مبارزه با کرونا در همین بیمارستان یحیی نژاد بوده و به مسائل و وقایع اشراف کامل دارد. بیمارستانی که ظاهراً حضرتعالی شناخت چندانی از شرایط آن ندارید.

7- فرمودید انتقال بیماران بستری در روحانی نیاز به زمان داشت. خوب در همه بیمارستان ها بیماران بستری حضور داشتند؛ کما اینکه در سراسر کشور نیز بزرگترین بیمارستان ها به این امر اختصاص پیدا کرد. این مشکل منحصر به بیمارستان روحانی نبود. بماند که تا تکمیل ظرفیت بیمارستان سی تختخوابی میناگر پنج روز فرصت باقی بود. آیا بخش اعصاب و روان بیمارستان یحیی نژاد استاندارد لازم برای مداوای بیماران ریوی را دارا بود؟ چرا تعداد متوفیان کرونایی یحیی نژاد بیشتر از روحانی است؟ اگر بیمارستان روحانی با ظرفیت و امکاناتی که در اختیار داشت از ابتدا به بیماران کرونایی اختصاص می یافت دیگر چه نیازی بود بیمارستان های دیگر شهر درگیر این ماجرا شوند؟ نسبت مرگ در کادر درمان بابل را حتی با تهران می توان قیاس کرد؟

8- در مرقومه شریفتان خواندم: " بیمار در یحیی‌نژاد کمتر از ۵۰ دقیقه از بدو ورود می‌رفت رو درمان... این می‌دونید یعنی چی!!؟ این شاهکار می‌باشد..."  دکتر جان! یعنی باور کنیم ظرف پنجاه دقیقه بیمار ویزیت شده، سپس با ارجاع به آزمایشگاه و انجام مراحل آن و دریافت جواب آزمایش به یکی از مراکز خصوصی یا دولتی شهر برای انجام سی تی اسکن رفته و پس از بازگشت بستری شده است؟!! مطمئن هستید این پنجاه دقیقه مشابه همان ادعایی نیست که درباره اضافه شدن CT  به پروتکل بعد از پانزده روز داشته اید؟!!

9- و باز هم محض اطلاع آقای دکتر عرض کنم که عزیزانی مثل خانم دکتر بیانی و آقای دکتر صادقی در روحانی زحمت می کشیدند. آنچه که توسط شما دیده نشده، زحمت عزیزانی مثل آقای دکتر سالاریه، آقای دکتر رجب پور، آقای دکتر سالکی، خانم دکتر محسنی، خانم دکتر بابازاده، آقای دکتر شکری و... هست که جانفشانانه با کمبود امکانات در یحیی نژاد بودند.

حرف آخر: انتقاد از عملکرد ضعیف دکتر جلالی منحصر به دوستان پزشک و کادر درمانی یک طیف خاص نیست و عزیزانی با نگرش های مختلف سیاسی بر این امر صحه گذارده اند. همه ما نیاز به نقد و اصلاح و رشد داریم و نباید خود و یا همفکران خویش را از این امر مستثنا بپنداریم. بی شک اعتراف به خطا و پذیرش اشتباه، نشانه بالندگی و بزرگی است.

موفق باشید. التماس دعا. (محتوای متن با تأیید جمعی از دوستان پزشک منتشر شده است.)

سید حمید مشتاقی نیا

 

 

🔺نظر تلنگر در مورد مطالب آقای دکتر براری و پاسخ حجت الاسلام مشتاقی نیا در مورد عملکرد ریاست دانشگاه علوم پزشکی بابل آقای دکتر جلالی در بحران کرونا 

✅مطلب دکتر براری در پاسخ به حجت الاسلام مشتاقی نیا با نگاه احساساتی و کلمات تند و غیر لازم همراه بود و در بعضی موارد مثل CT و یا آوردن اسم دکتر قاسم زاده که از طرف آقای مشتاقی نیا در مطلبش بدان اشاره نکرده بود؛ درست نبود.

✅مطلب آقای مشتاقی نیا همراه با ادب نوشتاری و احترام بوده و بحثی منطقی را مطرح و از عملکرد ریاست دانشگاه در موردی خاص نقدی منطقی کرده که پاسخی منطقی را طلب میکند.
◀️در عین حال از زحمات دکتر براری در بحران کرونا نیز تشکر میکنیم
اما پاسخ به یک نقد مدیریتی باید بدور از احساسات باشد.

توفیق هر دو عزیز را از درگاه خداوند کریم خواستاریم

گروه تلگرامی تلنگر🌺

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شورای شهر بابل و حزب توده!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۹، ۰۹:۱۵ ق.ظ

شورای اسلامی! شهر بابل که پیش از این سابقه حذف نام میدان انتفاضه و بی توجهی به نام شهدا را در کارنامه خود دارد مدتی است که در یک اقدام مشکوک، میدانی را به اسم یکی از عناصر وابسته به حزب توده که پیشینه اخراج از نهادهای دولتی و محکومیت در زندان اوین را دارد و در آثار خود در جهت تحریف تاریخ انقلاب اسلامی کوشش نموده، نامگذاری کرده است.

از شورای شهر بابل که معرّف حضور همه ایرانیان و فارسی زبانان سراسر عالم است و نام آن لبخندی ملیح و معنادار را بر گونه شنوندگان می نشاند، انتظاری جز این نیست؛ اما از بچه های بالا که بخشی از توان خود را برای کنترل و از صحنه خارج نمودن نیروهای انقلابی متمرکز ساخته اند انتظار می رفت که بیش از این مراقب جریان خبیث و خزنده نفوذ فرهنگی باشند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کرونا و خاطیانی که مستحق تعقیبند

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۹، ۰۹:۴۲ ق.ظ

See the source image

 

نامه سرگشاده به دادستان بابل

حجت الاسلام والمسلمین ملاکریمی با سلام

نگاهی به عملکرد حضرتعالی در این مدت نشان می دهد که در برخورد با آن بخش از متخلفانی که در شمار اقشار مردمی به حساب می آیند همواره موفق و قاطع عمل نموده اید که جای قدردانی دارد.

می ماند بخش دیگری از تخلفات که مربوط به لایه های دولتی و حکومتی است و قامت برافراشتن در عرصه آن از نگاه مردم نشانه تهوّر و البته سلامت و عدالت مسئولان قضایی است.

رونمایی از تصمیمات اشتباه و مشکوک ریاست دانشگاه علوم پزشکی بابل که به اذعان بعضی از پزشکان متعهد منجر به افزایش تلفات بیماری کرونا در این شهرستان گردید و افشای آن در سطح رسانه های عمومی کشور، نگاه جامعه را به نوع واکنش مسئولان نهادهای نظارتی و قضایی دوخته است. ضمن احترام به زحمات بی دریغ کادر درمانی شهرستان، امید است به یاری خدا از این امتحان سخت که توفیق در آن مستلزم شهامت در احقاق حقوق ملت و اعمال قانون در خصوص صاحبان قدرت و ثروت است سربلند بیرون آمده و اعتماد عمومی نسبت به استقلال و حق طلبی نهاد قضایی را تقویت نمایید.

والسلام علی من اتبع الهدی

سید حمید مشتاقی نیا

  • سیدحمید مشتاقی نیا

گفتند صف معترض از آشوبگر جداست!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۹، ۰۹:۲۵ ب.ظ

یک خبرنگار بسیجی در دیدار اختصاصی خبرنگاران با امام جمعه بابل پلیس فتا را به خاطر برخورد ضعیف در مواجهه با فعالیت ضدانقلاب و وادادگان فرهنگی در فضای مجازی، فشل نامید.

پلیس فتا که احساس کرد اساس حاکمیت و امنیت ملی زیر سوال رفته شکایتی را تحویل دستگاه قضا داد.

دستگاه قضا هم که احساس کرد اگر جلوی این انتقادها را نگیرد دشمنان بر ما مسلّط می شوند یک میلیون و هشتصد هزار تومان جریمه برای خبرنگار پاپتی برید و منّت گذاشت که این محکومیت نقدی بدل از چندماه حبس است.

آدم کور هم که در فضای مجازی قدم بزند متوجه فعالیت عادی عناصر ضدفرهنگی و سکوت ممتد فتا و قوه قضاییه می شود.

به نظر شما با این پلیس فتا و دستگاه قضایی که توانایی تشخیص دوست و دشمن را نداشته و دوستان را تبدیل به دشمن می سازند، به کجا می رسیم؟!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نتیجه دستور رییس چه شد؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۹، ۰۷:۲۹ ب.ظ

See the source image

 

بعد از اوج گیری انتقادها نسبت به کپی برداری مشکوک آخرین سکانس سریال پایتخت از یک فیلمفارسی مفتضح، رییس صدا و سیما در نامه ای سرگشاده از معاون خود خواست تا بررسی کند که این اقدام ناشی از غفلت و وادادگی بوده و یا متأثر از پروسه نفوذ فرهنگی.

انتشار این نامه توانست آن دست از منتقدینی که نهادهای مرتبط با بیت را دوستانه تر مورد نوازش قرار می دهند به وجد آورده و لبخند رضایت را بر لبانشان بنشاند.

با گذشت ایام، همچنان منتظر اعلام نتیجه بررسی دستور رییس سازمان از سوی معاونت سیما هستیم. همانطور که دستور یک رییس به معاون خود از طریق مجاری رسمی و رسانه ای صادر شد پاسخ آن نیز باید با همین روش منتشر شده و در اختیار افکار عمومی قرار بگیرد. در غیر اینصورت نامه علنی آقای رییس را صرفا باید به حساب یک شوی سیاسی برای فرونشاندن آتش منتقدان دانست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بعضی پزشکان در فاجعه کرونایی بابل مقصرند

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۹، ۰۹:۳۶ ب.ظ

مسئولانی که نمیخواستند بیمارستان بزرگ و مجهز آنها با برچسب کرونایی، هزینه بحران بوجود آمده را بدهد و منجر به افزایش آمار بیماران شده اند باید با برخورد قضایی رو به رو شوند.

 

 مسئولانی که نمیخواستند بیمارستان بزرگ و مجهز آنها با برچسب کرونایی هزینه بحران بوجود آمده را بدهد و منجر به افزایش آمار بیماران شده اند باید با برخورد قضایی رو به رو شوند.

 

به گزارش رجانیوز: برخی حواشی در خصوص تعداد بالای بیماران در شهرستان بابل ما را بر آن داشت تا به جست و جوی واقعیت و چرایی این رخداد بپردازیم. اتفاقی که درنهایت مشخص شد بی تدبیری و تعارض منافع برخی پزشکان از دلایل اصلی این اتفاق بوده است. به نظر می‌رسد مسئولانی که نمیخواستند بیمارستان بزرگ و مجهز آنها با برچسب کرونایی هزینه بحران بوجود آمده را بدهد و منجر به افزایش آمار بیماران شده اند باید با برخورد قضایی رو به رو شوند.

 

با دکتراسدی مسئول بسیج جامعه پزشکی شهرستان بابل و پزشک اورژانس بیمارستان یحیی نژاد این شهر گفت و گو کردیم تا پشت پرده اتفاقات اخیر این شهرستان را واکاوی کنیم:

 

آقای دکتر در بابل چه اتفاقی افتاده است؟

اجازه بدهید با یک مقدمه شروع کنیم. استان مازندران دو دانشگاه علوم پزشکی دارد. یکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران که در ساری مرکز استان است و تمام شهرستان استان تا شرق را پوشش می‌دهد و دانشگاه دوم دانشگاه علوم پزشکی شهرستان بابل که فقط همین شهرستان را پوشش میدهد.

 

خود استان مازندران شاخصی دارد که با دیگر استان ها قابل مقایسه نیست و آن طرح پزشک خانواده است که در بحران کرونا می توانست فرصت خوبی باشد. در بحث کرونا آنچه اهمیت دارد بهداشت و غربال گری است که اگر می توانستیم جمعیت را غربال کنیم و بیماران و ناقلین را شناسایی کنیم زیر خرج سنگین درمان نمی رفتیم.

 

روسای هر دو دانشگاه در ابتدای بحران دچار کرونا شدند و دو هفته در قرنطینه ماندند. رئیس دانشگاه علوم پزشکی مازندران ابتکار عمل به خرج داد و معاونت بهداشتی خودش را به عنوان قائم مقام و مسئول بحران قرار داد. اما به دلایل سیاسی رئیس دانشگاه علوم پزشکی بابل معاونت درمان خود را قائم مقام خودش برای مدیریت کرونا کرد. این بزرگترین انحرافی بود که تبعات بدی برای شهر داشت. در نتیجه آنچه برای ما به عنوان طرح پزشک خانواده یک فرصت بود تبدیل به تهدید شد و تمام جمعیت یک دفعه به سمت بیمارستان ها هدایت شدند. به طوریکه ما در ده پانزده روز اول شاهد یک هجوم وسیع بیماران با ترافیک سنگین بودیم. مثلا در یک شیفت شش ساعته یک پزشک اورژانس مجبور بود 170 یا 180 مریض را ببیند! در بین این تعداد ممکن بود 20 یا 30 نفر کرونا داشته باشند اما همین ترافیک در محیط آلوده باعث می‌شد تا خیلی‌ها در اینجا آلوده شوند. یک اشتباه دومی که اتفاق افتاد مربوط به انتخاب بیمارستان میشود که آقای دکتر جان بابایی معاون وزیر بهداشت هم نکته خوبی در این مورد گفته بود. گفته بود ما سعی کردیم در خود تهران و دیگر استان ها بیمارستان‌های بزرگ را برای کرونا در نظر بگیریم چون بیماری ناشناخته است و بیمارستان های بزرگ شانس برخورداری از کادر علمی قوی تر و امکانات بیشتر دارند.

 

 اما برای مصلحت های مالی در بابل اینها بیمارستان 600 تخت خوابی مجهز روحانی را کنار گذاشتند و یک بیمارستان درجه دو که 130، 140 تخت داشت و بیشتر آن تخت ها هم تخت روان پزشکی بود انتخاب کردند. این بخش ها اکسیژن مرکزی نداشت، این بیمارستان حتی سی تی اسکن هم نداشت. ما برای تشخیص کرونا به سی تی اسکن و برای درمان آن به اکسیژن نیاز داریم. اینها با بی تدبیری و به خاطر منافع مالی که در آن بیمارستان بزرگ 600 تخت خوابی داشتند این بیمارستان را انتخاب کردند. ما همان زمان خیلی اعتراض کردیم.

 

چه منفعتی در عدم انتخاب بیمارستان بزرگ بابل برای تصمیم گیرندگان وجود داشت؟

اولا هیات رئیسه دانشگاه ما جزو کادر آن دانشگاه بزرگ‌تر بودند. در این بیمارستان بزرگ متخصص قلب و دستگاه آنژیوگرافی هست و اگر برچسب آلودگی گرونا برای این بیمارستان پیش می‌آمد بازار اینها به هم میخورد. این در نگاه شخصی است. اما در نگاه کلی که تردیدی در آن نیست درآمد دانشگاه علوم پزشکی بود که اگر بیمارستان بزرگ را به این قضیه اختصاص بدهیم از درآمد می‌افتیم و اینجا اقتصادی فکر شد. همچنین پیش بینی غلط آنها از کرونا هم موثر بود. شاید اینها تصور نمیکردند که کرونا باید حداقل 50، 60 درصد از جمعیت را مبتلا کند و ایمنی جمعی بوجود بیاورد تا پیک خود را بگذراند.

 

خب آقای دکتر جان بابایی معاون وزیر تدبیر کرده بود که به همین دلیل بیمارستان های بزرگ را در اختیار بیماران قرار دهیم. باید بیمارستان های بزرگ را با حداکثر ظرفیت به کار گرفته شود و بیمارستان های کوچک دیگر برای بیماری های دیگر ذخیره بشود. بیمارانی مثل سکته قلبی و مغزی و چیزهای دیگر هم هست. شما باید یک بیمارستان را به کرونا اختصاص دهید.

 

اینکه بیماران به بیمارستان کوچک تر و با امکانات کمتر می‌آمدند چه مشکلاتی بوجود آورد؟

نتیجه این شد که بیماران با ترافیک بالا به بیمارستان کوچک یحیی نژاد می آمدند و ما برای تشخیص باید آنها را سی تی اسکن میکردیم که در این بیمارستان نبود. مریضی که مثل بمب متحرک بود رها میشد در داخل شهر تا سی تی اسکن بگیرد. بیمار به مرکز خصوصی میرفت 200، 300 هزار تومن برای اسکن ریه هزینه میداد. اگر پول نداشت هم باید میگذاشت برای چند روز بعد که حالش بدتر میشد. به همین دلیل آلودگی شهر بابل به صورت وحشتناکی بالا رفت. اگر بیمارستان روحانی به عنوان بیمارستان بزرگ تر که خودش هم سی تی اسکن داشت و ضرورتی نداشت که بیمار بخواهد در شهر دنبال مرکز خصوصی حرکت کند و بچرخد انتخاب میشد این مشکلات پیش نمی آمد.

 

 حالا مریض آمد و بستری شد در بخش روان پزشکی بیمارستان کوچک تر که دستگاه اکسیژن ندارد! این وسط مریض از بی اکسیژنی عذاب می‌کشید و از دست میرفت. پرستار بخش روان پزشکی هم که اصلا بلد نیست که مریض تنفسی را چگونه احیا کند.

 

چه تعداد از بیماران از دست رفتند؟

ما شاخصی داریم به عنوان شاخص مرگ و میر. یعنی تعداد فوتی های یک مرکز نسبت به تعداد ترخیصی ها و بهبود یافتگان. این شاخص مرگ و میر در بیمارستان کوچک یحیی نژاد 20درصد شد در حالی که این بیمارستان وقتی در عرض 7، 8 روز پر شد و دیگر تختی نداشتیم اینها دیگر چاره ای برای باز کردن در بیمارستان بزرگ تر نداشتند حدود 130 نفر در بیمارستان یحیی نژاد و 200،250 نفر در بیمارستان روحانی بستری شدند. 

 

میزان مرگ و میر این دو بیمارستان را ما بررسی کردیم. شاخص مرگ و میر بیمارستان یحیی نژاد بیست درصد بود و این شاخص در بیمارستان روحانی 12درصد! یعنی 7درصد تفاوت. یعنی یک سوم فوتی های یحیی نژاد که معادل 50الی 60 نفر است!

 

اگر همه بیماران در بیمارستان ششصد تخت خوابی بستری می‌شدند این تعداد از دنیا نمی‌رفتند. به خاطر همین امکانات که در این بیمارستان وجود داشت.

 

این بی تدبیری نتیجه وحشتناکی داشت. بدتر از همه اینکه وقتی ما با اینها طرح موضوع می‌کنیم می گویند حتی اگر باز هم به اسفندماه برگردیم همین کار را میکنیم.

 

علتی که خودشان برای انتخاب بیمارستان کوچک تر داشتند چه بود؟

بیمارستان یحیی نژاد قدمت نودساله دارد و بیمارستان بزرگ تر روحانی یک عمر 10، پانزده ساله دارد. اینها میگویند پرستاران بیمارستان یحیی نژاد با تجربه تر بودند. این واقعا توجیه است. چیزی که این وسط گفته نمیشود همان تعارض منافعی است که عرض کردم. رئیس دانشگاه آقای دکترجلالی فوق تخصص قلب و رئیس آنژیوگرافی بیمارستان روحانی است. خیلی از افراد صاحب نفوذ دیگر هم در بیمارستان روحانی مشغول اند. در مقابل مدیریت بیمارستان یحیی نژاد هم ضعیف است. و هزینه این رخداد را کادر درمان و مردم دادند. تعداد شهدای خدمت ما در بابل هشت نفر بود و در کل استان مازندران سه نفر! این آمار در کل کشورعجیب است. 

 

الان وضعیت شهرستان چطور است؟

ما دوران پیک را گذارنده ایم. الان به شرایط متعادل رسیدیم. بحثی که الان داریم بحث آلودگی بیمارستان هاست. ما سه بیمارستان در شهر بابل داریم که اگر همان اول بیمارستان بزرگ را انتخاب میکردیم، دو بیمارستان ما ذخیره می ماند اما الان هر سه بیمارستان ما آلوده است. تقریبا هفتاد تا هشتاد درصد بیمارستان های ما خالی است. با این وجود بیماران قلبی و مغزی هر کاری میکنند تا وارد این بیمارستان ها نشوند تا با آن وضعیت غم انگیز رو به رو نگردند. 

 

 

باتشکر از وقتی که گذاشتید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خورشید آخرین

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۹، ۰۷:۳۹ ب.ظ

 

آخرش می آید

نه اول

نه وسط

درست آخر وقت

خورشید ما

هر وقت که بتابد

صبح می شود

ولو

در «عصر» آخرالزمان

 

1383

  • سیدحمید مشتاقی نیا

من آمده ام!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۹، ۱۱:۳۹ ب.ظ

 

آه، ای خدای یگانه، خدای خوبی ها، خدای من! تو را می خوانم که نام شیرین تو حلاوت عشق را در کامم می نشاند.

تو را می خوانم که یادت آرام جان خسته من است.

تو را می خوانم که خود گفته ای بخوانیم تو را تا اجابت کنی ما را.

آه، ای آشنای دردهای دیرین من! ای تنها همدم لحظه های تنهایی! به سوی تو آمدم؛ به سوی تو آمدم؛ نه از پی اجابت آمال بی انتهای خود و نه از سنگینی آلام روزگار که جانم را به ستوه آورده، این بار اما تو را می خوانم تنها برای خودت.

خدایا! می خوانم و می خواهمت؛ این بار فقط برای عطشی که به جان فطرت خفته ام افتاده است. این بار فقط شفا می خواهم.

ای هستی بخش سرای هستی، ای خدای هست  ونیست، ای خالق خلقت خلق! این بنده گریز پای ناامید از روزنه های پر زرق و برق دنیا، سر گشته نور هدایت تو سر به آستان مغفرت می ساید.

پروردگارا! عطشی به جانم نشسته که نه سراب های فریبنده مادی، که تنها زلال چشمه محبت تو آن را سیراب می کند.

بزرگواری توست که جرئتم بخشیده تا انبان سیاهی های دلم را نادیده انگارم و عاشقانه، نام تو را بر زبان جاری کنم.

اگر چه بر جبین اعمالم جز مهر تباهی نبود، اما... کرم کن و سیل عاشقانه هایی را بنگر که چشمانم را برای دیدن تو غسل زیارت می دهند.

خدای من! می دانم پای در راهی گذاشته ام که اول قدمش سوختن است و نیست شدن در برابر عظمت وجود تو؛ اما این سوختن را لذتی است که جز بر کام دل عاشقان نخواهد نشست. ای دستگیر گمگشتگان وادی ظلمت! دستم بگیر که استغاثه ام این بار برای شروع دوباره است. می خواهم از اول آغاز کنم؛ از ابتدای خلقتم، از ازل.

می خواهم پاک باشم و زلال و این سرچشمه لطف، تو را طلب می کند.

دستم بگیر ای دستگیر عالمیان!

این بار استغاثه ام برای رجعت است؛ رجعت به فطرت پاکی که با دستان خود، غبار تباهی بر آن پاشیده ام.

من آمده ام، تو خود فراخواندی ام. از این به بعد لهیب شعله های خرمن وجودم جز از آتش عشق تو نخواهد بود که این سوختن، عاقبت خوشی دارد!

انتهای این سوختن نه خاکستری بر باد رفته که سراسر نور است و نور. می خواهم بسوزم تا بارقه ای شوم از انوار بی انتهای وجود تو.

تو را می خوانم ای خدا، که تو خود گفته ای بخوانیمت تا اجابت کنی ما را.

«جان فدای تو که هم جانی و هم جانانی             هر که شد خاک درت رست ز سرگردانی

بی تو آرام گرفتن بود از ناکامی                       با تو گستاخ نشستن بود از حیرانی»

1384

  • سیدحمید مشتاقی نیا