اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

ونیز در قطر و فرصتهای مشابهی که هدر داده ایم

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ۰۳:۵۲ ب.ظ

بازاری شبیه به ونیز در دوحه قطر

 

مرکز خرید ویلاجیو دوحه قطر ٬ درسال ۲۰۰۶ توسط جاسم بن حامد افتتاح شد. در اوایل احداث قرار بود این پروژه برای ساخت یک مرکز ورزشی باشد، اما بعد از مدتی به یک مرکز خرید و سرگرمی تغییر کرد. این بازار پس از چند سال توانست شهرت زیادی پیدا کند و گردشگران زیادی را به خود جذب کند بطوری که در ایام جام جهانی روزانه بیش از ۵۰ هزار نفر از این مکان دیدن می‌کنند.

 

حالا این که یک فضای مصنوعی و البته جذاب است؛ اما ما در شهرهای مختلف کشور به خصوص مناظق شمالی مثل همین بابل خودمان رودخانه هایی طبیعی داریم که با همین عرض اما بسیار طولانی تر، از هسته مرکزی شهر عبور میکنند و به جای بهره برداری در راستای جذب گردشگر و رونق اقتصادی، تبدیل به کانالهای رو باز فاضلاب شده اند. از این فرصت ها و نعمتها زیاد داریم که قدرشان را نمی دانیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

قهرمان این دور از مسابقات جام جهانی مشخص شد

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ۱۰:۵۵ ق.ظ

 

نه فقط واکنش بازیکنان تیم ملی مراکش که اتفاقات مکرری که در حاشیه بازی های جام جهانی رقم خورد البته با نگاه ویژه دولت قطر به تماشاگران فلسطینی باعث شد جلوه هایی زیبا از اتحاد بین المللی جهان اسلام برای مبارزه با اشغالگران قدس و نجات فلسطین عزیز در حافظه تاریخ ثبت و ضبط شود.

تعبیر زیبای سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در این خصوص نیز قابل توجه است:

"زنگ های خطر برای رژیم صهیونیستی و حامیان آن به صدا درآمده است؛ بحران و بن بست سیاسی و امنیتی داخلی در اسرائیل، تسری مقاومت ضداشغالگری از غزه به کرانه غربی و سرزمینهای اشغالی ۱۹۴۸، جهانی شدن نفرت از رژیم اسرائیل که ابعادی از آن در حاشیه جام جهانی فوتبال در قطر دیده می‌شود، تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل در معرفی روز تأسیس «اسرائیل» به روز «فاجعه و نکبت» و ... پیروز واقعی جام جهانی، ملت فلسطین و شکست خورده آن رژیم صهیونیستی است."

کاش رایزن های فرهنگی کشورمان در نقاط مختلف جوامع اسلامی با احساس مسئولیت بیشتر نسبت به تبلیغ نگاه مبارزاتی انقلاب اسلامی برای آزادی قدس شریف همتی مضاعف بگمارند.

کاش با نگاهی کلان و دوباره و از بیرون، یکبار دیگر مساله اول جهان اسلام فرصت اتحاد حکام کشورهای اسلامی برای یکپارچگی در مبارزه با صهیونیسم و رهایی قبله اول مسلمین محسوب شود. هنوز هم میتوان خیزشی عظیم و سراسری در جهان اسلام رقم زد که منتج به آزادی مردم قهرمان فلسطین و نابودی اسرائیل غاصب گردد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ته اقتدار قضایی در برخورد با گردن کلفتها!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ۰۶:۱۱ ب.ظ

حمله دادستان کل کشور به مولوی عبدالحمید/ بنده امروز پای فیلتر کردن‌ها ایستادم و خیلی فحش خوردم

 

دادستان کل کشور در جلسه پرسش و پاسخ با طلاب در قم:

آن زمانی که حضرت آقا فرمودند شبیخون فرهنگیست، مسوولین فضا را رها کردند، آن زمان که فرمودند فضای مجازی، باز شاهد رهایی بودیم؛ در دولت قبل بزرگ‌ترین خیانت دولت قبل، همین سرپیچی از دستور آقاست. ما فریاد زدیم اما به نتیجه نرسیدیم چون تمام اختیارات به دست بنده نیست. بنده به عنوان دادستان کل، برای مسوولینی که مرتکب این تخلفات شدند، پرونده تشکیل دادم، ثبت هم شد ولی این که رسیدگی نشده، من نمی‌توانم علت این مسأله را عرض کنم!!

 

در مورد بورس هم با توجه به مسؤولیت بنده در شورای عالی بورس باید گفت که اگر عرض کنم که در این شورا چقدر فریاد زدم اما آنجا ترکیب شورای عالی بورس طوریست که اعضای بورس اکثریت هستند و بنده فقط یک رأی دارم و هشدار و تذکر دادم که این خیانت‌ها دارد انجام می‌شود و رونوشت آن پرونده‌های تخلفات را برای مقامات عالی هم ارسال کردم. منتهی شرایط کشور به گونه ایست که گاهی از اوقات اقتضا می‌کند ما دفع افسد به فاسد کنیم!!

 

حجت الاسلام والمسلمین منتظری اظهار کرد: امروز ما به لحاظ این که با دشمنان خارجی رو به رو هستیم که اینگونه جنگ‌های ترکیبی را برای ما تشکیل دادند، ناچاریم از بعضی مسائل فعلاً بر اساس مصالحی که بزرگان تشخیص می‌دهند، اغماض و چشم پوشی کنیم!!

 

وی خطاب به حوزویان گفت: در خصوص مساله بدحجابی فریاد بزنید و مطالبه کنید. در سخنرانی‌ها، در مقاله‌ها و در مصاحبه‌ها مطالبه کنید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

اوکراینی های سوسول!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ۰۳:۴۵ ب.ظ

ساعاتی پیش مشاور زلنسکی در سخنانی، تعداد کشته های نظامی اوکراین در جنگ سهمگین با روسیه را حدود 13000 نفر اعلام کرد.

جالب است که کشور ما صرفا در حوادث سالانه ناشی از تصادفات جاده ای چیزی حدود همین آمار تلفات را شاهد است. نه کسی اعتراضی می کند. نه صدایی از سازمانهای حقوق بشری بلند میشود. نه خودروسازها بابت قصورشان به دادگاه می روند، نه مسئولان ناراحتند نه معترضان و اغتشاشگران مطالبه ای در این خصوص دارند نه کسی دنبال استاندارد سازی و ارتقای کیفیت خودروها و راههای مواصلاتی است، نه هیچ کاندیدایی وعده اصلاح آن را می دهد نه حتی دشمنان نظام و نهادهای بین المللی از این حربه برای اثبات سوءمدیریت در نظام و فشار بر حاکمیت استفاده میکنند و...

یک جنگ بی سر و صدا در کشور ما جاری است. صدها نفر هر سال به خاک و خون کشیده می شوند. اراده ای هم برای حل و فصل آن و تنبیه متجاوزان به حقوق مردم دیده نمی شود. دشمن هم نیازی به آغاز جنگ نظامی و مرزی برای ایجاد تلفات نمی بیند. یا با طراحی دشمن یا با خیانت دوست، داریم نسل خودمان را منقرض میکنیم.

 

خودروهای بی کیفیت - 2

  • سیدحمید مشتاقی نیا

خودتان را جای پدر و مادر روح الله بگذارید

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ۱۰:۴۳ ق.ظ

پدر شهید عجمیان بعد از شنیدن خبر شهادت فرزندش چه گفت؟ - خبرگزاری مهر |  اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

 

از دیروز عصر خبری در گروههای مجازی منتشر شد با این مضمون که خانواده شهید سید روح الله عجمیان شکایت خود از قاتلان فرزندشان را پس گرفته و از آنها گذشت کرده اند.

بعضی هم البته این خبر را تکذیب نمودند. عده ای هم از خانواده شهید خواستند برای تنبّه سایر جنایت پیشگان از شکایت خود نسبت به قاتلان فرزندشان دست نکشند.

حالا این خبر صحیح است یا نه کاری ندارم. اینکه خانواده شهید مذکور بسیار نجیب و اهل دل و از سادات صاحب کرامت و گذشت هستند هم بماند. اینکه قطعا با توجه به تعدد متهمان پرونده، بستگان و واسطه هایشان از در و دیوار بر سر خانواده شهید ریخته تا از آنها رضایت بگیرند هم معمول و متداول و قابل پیش بینی و آزاردهنده است؛

اما

یک دقیقه از فیلم اعترافات یکی از قاتلان شهید در دادگاه، یادآور صحنه عاشورا بود که دل همه ما را ریش کرد. اینجا ببینید:

https://www.aparat.com/v/hOFYy

 

حالا خودتان را بگذارید جای پدر و مادری که باید ساعتها در دادگاه بنشینند یکی یکی قاتلان بیایند و هر یک از زاویه ای نقش خود در شهادت جوان رعنایشان را توصیف کند. شهیدی که با قتل صبر و با زجر و شکنجه جان داد. آدم از آهن هم که باشد تحمل شنیدن این سطح از قساوت همنوعانش را ندارد چه برسد به یک پدر و مادر که باید شرح شهادت فجیع جگرگوشه شان را از زبان انبوه قاتلان پست فطرت حیوان صفت گوش بدهند و ذره ذره آب شوند.

کاش تدبیری اندیشیده می شد پدر و مادر شهید از حضور در دادگاه و استماع این حجم درنده خویی قاتلان فرزندشان که میوه های کرم خورده فضای مجازی و حاصل اموال و خورد و خوراک حرام هستند، معاف می شدند.

این نکته را هم باید خاطرنشان کرد که قاتلان شهید عجمی نه بخاطر تسویه حساب یا انتقام شخصی که به نیابت از همه فواحش عالم به قتل یک بسیجی به عنوان نماد انقلاب اسلامی و عصاره فرهنگ دیانت و مذهب دست زدند. این پرونده اصلا یک ماجرای شخصی نیست که رسیدگی به آن نیاز به شاکی خصوصی داشته باشد. مدعی العموم موظف است در راستای ایجاد امنیت و دفاع از حقوق عامه در قبال اوباش مسلح و غیر مسلحی که هدفشان ایجاد رعب و مزاحمت و ناامنی در سطح جامعه است پیگیر اشد مجازات و قصاص و تنبیه مجرمان باشد؛ حتی اگر پدر و مادر بزرگوار شهید از سبعیت آنان گذشت نمایند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از مواردی که مسئولان مساوی مردم هستند!!

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ۰۹:۲۶ ق.ظ

نظارت قیمومتی بر اعمال اداری

 

مجلس هم شاکی شده است و حالا گارد گرفته که مسئولان شرکت مخابرات باید به بهارستان آمده و پاسخگوی مصوبه غیرقانونی خود باشند. شورای رقابت هم از شرکت مذکور به قوه قضاییه شکایت برده است.

خب ما هم که داریم پشت هم اعتراض می کنیم. الان دقیقا فرق مسئولان نهادهای نظارتی با ما چیست؟

حدود سه ماه است که با آغاز آشوبهای خیابانی و مشغول شدن فضای افکار عمومی، شرکت مخابرات بدون اعلام قبلی به طورناگهانی اقدام به افزایش آبونمان قبوض تلفن ثابت نموده است. نهادهای نظارتی هم صرفا در حد یک فعال رسانه ای اعلام موضع می کنند بی آنکه حرفها و ادعاهایشان ضمانت اجرایی داشته باشد. این اتفاقات آدم را یاد نقد گسترده مسئولان به کیفیت پایین خودروهای تولید داخل می اندازد که آخرش هم راه به جایی نبرد. آن وقت مسئولان انتظار دارند مردم به دلسوزی و تعهد و کارآمدی اهرم های قانونی برای دفاع از حقوق عامه اعتماد داشته باشند؟

از بدو شروع اغتشاشات اخیر که با چینش آرمانهای غیرمتعارفی چون کشف حجاب وآغوش رایگان و سلف مختلط باعث تحریف مطالبات اصلی جامعه گردید، استفاده ها و سوءاستفاده هایی از طرف نهادهای قانونی و غیرقانونی در حال انجام است که باعث شکل گیری تحلیل غلطی در بیان چرایی اهمال مسئولان برای کنترل اغتشاشات و احتمال میل ضمنی بعضی صاحبان قدرت به استمرار آشوبهایی با اهداف غیر واقعی و بی ارتباط با نیازهای مردم گردیده است.

افزایش یکباره هزینه های تلفن ثابت فقط یک نمونه از وقایعی است که در سایه هیاهوی اغتشاشات اخیر صورت گرفت. افزایش قیمت ارز، اجرای طرح صیانت، گرانی برخی اقلام پروتئینی و خودرو و...، افزایش تخلفات ساخت و ساز و زمین خواری و جنگل خواری و... از دیگر مواردی است که در پرتو غفلت افکار عمومی در حال اوج گیری است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

از خوزستانی های عزیز بعید بود

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ۰۷:۳۱ ق.ظ

                                                   درگیری عجیب در فوتبال ایران با ۹ مجروح

 

نه فقط از خوزستانی ها که البته از همه مردم ایران بعید است با مهمان خود اینگونه رفتار کنند.

در جریان مسابقات لیگ دسته اول فوتبال جوانان کشور تیم مهرگان رامهرمز میهمان تیم نفت امیدیه بود. نفتی ها یک بر صفر بازی را بردند. ملاحظات داوری بماند برای اهلش؛ اما بازیکنان و کادر و تماشاگران این تیم به رغم برد در خانه، پس از اتمام بازی به جان میهمانان خود افتادند و با ضرب و شتم آنان نه نفرشان را راهی بیمارستان نمودند!

فوتبال که قرار بود صرفا یک بازی باشد دارد به نماد کثیف ترین پدیده ورزشی و عرصه تعاملات پشت پرده و ورود و خروج پولهای آلوده و ... تبدیل میشود. وظیفه ما آن است که فوتبال را مانند هر پدیده وارداتی به ساحت تمدن و تفکر اسلامی و شرقی، ذیل آداب و فرهنگ بومی و انسانی خود تطهیر نموده و ماهیت آن را با معیارهای اخلاقی و فرهنگی خود تطبیق و تغییر دهیم. نه اینکه متأثر از بداخلاقی ها و محوریت حاشیه ها به فرهنگ و سبقه اخلاقی موطن خویش چنگ بیندازیم.

حالا جالب است بر تابلوی سر در ورودی اغلب این باشگاهها عنوان فرهنگی – ورزشی هم ثبت شده است! فرهنگ ایرانی اجازه میدهد با میهمان خود چنین رفتار کنیم؟ آنهم در خوزستانی که مردمش در تمام تاریخ به تمدن سازی و اخلاق و شرافت شهره جهان بوده اند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حتی یک لحظه را از دست ندهیم

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۰ آذر ۱۴۰۱، ۰۳:۵۸ ب.ظ

شب محکوم به سپیدی است. روز هم شب می شود و.. این تنوع و تغییر است که گردش ایام را رقم می زند.

زمستان به بهار ختم می شود و بهار به تابستان و...

هیچ حکومتی پایدار نیست. حکومت انبیا و امامان یا حکومت سران شرک و الحاد همه تغییر نمودند. مستحکم ترین بناها و عظیم ترین کاخها و عمارت ها هم فرو می ریزند. هیچ سازه ای ماندگار نیست جز بنای فرهنگ و اندیشه و هنر.

دگرگونی در عناصر بیرونی عالم خلقت نشأات گرفته از حرکت درونی و ذاتی همه پدیده های هستی است و درسی برای آن که از بدی ها و سیاهی ها ناامید نشویم و به پیروزی ها و توفیقات مغرور نگردیم.

آن چه می ماند ارزش هایی است که در نهاد بشریت نفوذ کرده و درونی شوند، خیر باشد یا شرّ که از نگاه ما ضدارزش است و برای معتقدانش شیرین و مراد.

تفکر خیر و حق باقی ماند. هر چه مرقد و بارگاه اباعبدالله را ویران نمودند، نوحه و روضه را منع ساختند به تحقیر و تمسخر وقایع عاشورا پرداختند، پیام عاشورا به همه نسلها رسید و جنبش های بزرگی را در مقابله با ظلم و ستم در سراسر گیتی رقم زد.

تفکر باطل هم ماند و حامیانی برای خود دست و پا کرد. یک زمان عده ای در شهادت طفل شش ماهه اباعبدالله تشکیک می نمودند. مگر می شود انسان ها آنقدر شقی باشند که نوزادی را از مکیدن آب منع کنند که هیچ، حلقوم تشنه اش را با تیر سه شعبه نشانه روند که هیچ، جنازه مطهرش را از خاک بیرون کشیده سر از تنش جدا نموده و بر فراز نیزه به اهتزاز در آورند؟ رذالت و پستی هم حد و مرزی دارد. داعش و پیش تر از آن صربها در توزلا و سربرنیتسا ثابت کردند انسان مدعی تمدن هم میتواند از حیوان درنده ای وحشی تر و خون آشام تر باشد.

به حسن رجایی فر گفتند تو سه بچه قد و نیم قد داری، فرزند کوچکت خردسال است، یکبار که به سوریه رفتی و مجروح شدی، دینت را ادا کردی دوباره برای چه عزم سفر داری؟ گفت: روزی اطراف شهر حلب در خیابانی قدم میزدم. چشمم به سر بریده کودک خردسالی افتاد که روی دیوار گذاشته بودند. وقتی کودکانی اینطور مظلومانه کشته میشوند و خانواده هایشان چنین به داغ می نشینند من چطور میتوانم کنار زن و بچه خود آرام و خوش و شاد در کنج عافیت بنشینم؟

راه و رسم یزیدیان نیز به موازات راه حسینیان تاریخ، استمرار یافت و جای پایی برای خود پیدا کرد.

این ویژگی فرهنگ است که اگر همه ظواهر و ساختارهای تجسمی و خارجی اش را هم از دست بدهد باز ملکه ذهن و وجود عده ای قرار داشته و سینه به سینه به نسلهای بعد منتقل شده و در عرصه روزگار تأثیرگذار خواهد بود.

برای همین است که می گویند اصلاح ساختار اقتصاد و سیاست و دیگر شئون جامعه در وهله نخست نیازمند اصلاح فرهنگ آن جامعه است.

ماهاتیر محمد در خاطراتش می گوید مردم مالزی به بدترین وضع زندگی خو کرده بودند و حقارت را جزو لوازم زندگی خود شمرده و ذره ای به تغییر و پیشرفت اعتقاد نداشتند. او در جایگاه نخست وزیر تلاش کرد استقلال و خودکفایی را در قالب یک ارزش درونی نهادینه سازد تا در نهایت به رغم همه مشکلات و فراز و نشیبها مالزی به کشوری ثروتمند و پیشتار تبدیل شود.

تأکید زعمای انقلاب اسلامی بر تقویت باور "ما می توانیم" نیز از همین مهم سرچشمه میگیرد. از همین باب است که در دوره ای توسط امثال رزم آرا تبلیغ میشد ایرانی لولهنگ هم نمیتواند بسازد اما دیری نپایید که با پیروزی انقلاب اسلامی حتی تهیه فهرستی از ابداعات و اختراعات ثبت شده کشور در قامت چند جلد کتاب قطور رخ می نمایاند.

بنی صدر می گفت ما نمی توانیم با ارتش عراق بجنگیم. توان رزمی دو طرف قابل قیاس نیست. زمین بدهیم زمان بخریم و... خرمشهر و بستان و سوسنگرد و هویزه و مهران و ... پشت سر هم سقوط کرد. بنی صدر در نهایت عزل شد. امام شد فرمانده کل قوا، فرمود حصر آبادان باید شکسته شود. او فرهنگ ما میتوانیم را در روح رزمندگان دمید. نه فرمانده ای جدید نه رزمنده ای تازه نفس نه مهماتی ویژه وارد عرصه رزم شد. فرهنگ و باور رزمندگان که تغییر کرد، همان ارتش منفعل زمان بنی صدر ناگاه غرّش کنان با توسل به یاد ثامن الائمه علیه السلام شکست حصر آبادان را رقم زد. اندک زمانی بعد، بستان و هویزه و سوسنگرد و خرمشهر نیز از چنگ اشغالگران خارج شد که هیچ، فاو و شرق بصره و حلبچه نیز به تسخیر جبهه مقاومت درآمد.

فرهنگ حرف اصلی را در موفقیت یا عدم توفیق انسان و جامعه می زند.

برای شکل گیری و تغییر در فرهنگ راههای مختلفی وجود دارد. تکرار شعارها و تبیین حق و مطالبه و گفتمان، راهی مردمی و خودجوش و آتش به اختیار برای تغییر فرهنگ و اصلاح و تغییر یک جامعه به شمار می آید.

یک زمانی انتقاد از رییس جمهور هم به منزله دشمنی با نبی اکرم (ص) تلقی می شد. نهایت مسیری که برای اطفای حسّ انقلابی نیروهای مومن گشوده شد امر به معروف و نهی از منکر در حیطه مقابله با بدحجابی یا نهایتا مبارزه با گران فروشی در بازار بود.

دولت سازندگی در خلوت خود به اشاعه فرهنگ رفاه طلبی و تجمل پرستی و ریخت و پاش در بیت المال و ایجاد تبعیض و شکاف طبقاتی و رانت و نورچشم پروری و آقازاده بازی و ... مشغول بود.

یک هفته نامه سیاه و سفید بی کیفیت را مهدی نصیری –فارغ از اینکه در حال حاضر آدم خوبی تصور شود یا بد- راه انداخت به نام صبح. رحیم پور ازغدی پدر و پسر، دکتر گلشنی، شهریار زرشناس، پروفسور مولانا و مددی و... را او اول بار به جامعه انقلابی معرفی کرد با بحثهایی که مبانی تئوریک انقلاب اسلامی در عرصه تمدن سازی و تحقق کامل حاکمیت دینی را برای عموم بازگو میکرد. به مرور بچه های انقلابی بیدار شدند و فهمیدند حرفهای زیادی در عرصه های مختلف برای گفتن دارند و رسالتی جهانی بر دوششان نهاده شده که نباید روی زمین بماند و...

این حرفها و دغدغه ها تکرار و تکرار شد. نشریات دیگر، چهره های دیگر به مرور شکل گرفت از شلمچه ده نمکی تا افشاگری های حسن عباسی و نشست های گفتمان محور نخبگان جوان در حوزه و دانشگاه و دوره های دانشجویی موسسه مرحوم مصباح و... این دغدغه ها به مطالبه و مطالبه به فرهنگ بدل شد که ثمره اش به پیروزی احمدی نژاد – فارغ از اینکه در حال حاضر آدم خوبی تصور شود یا بد- انجامید. احمدی نژاد مستقل با طرح شعارهای انقلابی و عدالتخواهانه توانست قدرتمندترین و با نفوذ ترین رقبای خود را در دو مرحله و سه انتخابات کنار بزند. همین شد که در شب پیروزی او رادیو آمریکا اعلام کرد ایران 25 سال به عقب (یعنی سال 57) بازگشت.

ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم را برای همین گفته اند.

در دولتهای احمدی نژاد کار کردنِ بیشتر، معیار سنجش و ترازوی ارزش و توانایی بیشتر مسئولان قرار گرفت و سبقت در خدمت رسانی به یک باور کلیدی تبدیل شد. همین است که هنوز با گذشت یک دهه از اتمام دولت دهم، نقطه ای از کشور نیست که اثری از آبادانی زمان مدیریت هشت ساله دولتهای او را به خود ندیده باشد.

دردولت روحانی اما دوباره فرهنگ تبختر و کبر و عافیت جویی رونق گرفت و دوباره مسئولان طلبکار مردم شدند. دست روی دست گذاشتند و آجر روی آجر نگذاشتند که هیچ به خورد ملت دادند که باید ازخارج مدیر وارد کرد و ایرانی جماعت کاری بالاتر از تهیه آبگوشت بز پاش در توانش نیست و...!!

برای ایجاد هر تحولی باید فرهنگ را تغییر داد. هر کس باید به سهم خودش کاری کند. به قول آقا هرکس بایدهمان نقطه ای که ایستاده را مرکز توجهات دنیا بداند و فکر کند خودش محور امور است .

شماتت مسئولان کم کار و مطالبه از آنان به جای خود، اما خودمان را هم مسئول بدانیم. انسان باید برای تحقق دغدغه هایش تلاش کند.

فکرها و حرفها و قدمهای کوچک هم تاثیر دارد. اثر پروانه ای، نظریه ای برای اثبات همین واقعیت سازنده است. برایتان پیش نیامده چیزی که فکر میکنید یا درباره اش حرف زده اید را مجسّم و  تحقق یافته ببینید؟ همیشگی نیست اما خیلی از وقتها حرفهای ساده و زلال ما هم به واقعیت می پیوندد. یک فکر خوب یا یک حرف خوب را هم حتی دست کم نگیریم چه رسد به اقدام خوب.

پدر شهید زین الدین چند دقیقه وقت گذاشت و به رحیم صفوی که فرمانده وقت سپاه بود پیشنهاد داد همانطور که برای علما کنگره بزرگداشت گرفته شده، دبیرخانه ای تأسیس شده و آثارشان معرفی و منتشر میشود چه خوب است برای شهدا هم چنین شود.

چنین شد. با همین چند کلمه، کنگره های استانی شهدا شکل گرفت و صدها کتاب و فیلم و آثار هنری و فرهنگی به گنجینه تاریخ این مرز و بوم افزوده گردید.

ثمره شبهای خاطره و برگزاری راهیان نور و ثبت آثار شهدای دفاع مقدس را در سوریه شاهد بودیم. بی استثنا همه رزمندگان نسل سومی و چهارمی انقلاب که سنشان به درک حال و هوای سالهای دفاع مقدس قد نمیداد با کتابها و محافل شهدا انس داشتند و بر مدار روحیات و افکار آنها پرورش یافته و در تداوم راهشان حماسه دفاع از حرم را در تاریخ مردانگی و غیرت به یادگار گذاشتند و پرچم آزادگی را در نبل و الزهرا برافراشته نگاه داشتند. محمدحسین محمدخانی خاطرات مرحوم ضابط (علمدار روایتگری شهدا) را که شنید مانند او دو زانو بر مزار شهدا می نشست و بابت فعالیتهایش در بسیج دانشجویی به آنها گزارش کار میداد و راهنمایی میخواست. او به همت و باکری علاقمند بود کتابهای خاطراتشان را میخواند و تلاش داشت به شخصیت آنها نزدیک شود. در بحبوحه عاشورایی مدافعان حرم خوش درخشید. حاج قاسم مدیریت و فرماندهی این جوان دهه شصتی را که دید در وصفش فرمود: همت و باکری دیگری را پیدا نمودم.

یک بازاری مومن بر اساس علائق شخصی خود، تصاویر علمای شهر را در تکیه ای کوچک جمع کرده و بر در و دیوار آن  نصب می نمود و در منظر نگاه رهگذران قرار میداد. جوانی نانوا علاقمند به تاریخ، از شور نگاه به تصاویر نورانی علما به وادی تحقیق و تألیف روی آورد و آثاری در خور در باب حیات چند عالم نگاشت و به پیشگاه تاریخ تقدیم نمود.

نوجوانی از ذوق تماشای سینه زنی پیرمردی میاندار، جذب هیأت شد. اندکی بعد مسجدی شد و اهل نماز جماعت و بسیج و در اثر معاشرت با نوجوانان مسجدی که جذب حوزه شدند، به مدارس علمیه پیوست و به مرور زمان آثاری در حیطه امور فرهنگی و ترویجی از خود برجای گذاشت.

خدا به کارهای کوچک و خیر و خالص، برکت میدهد و به دنباله آن می افزاید. از هیچ کار به ظاهرخردی در راه نشر معارف دین غفلت نورزیم.

خدا زبان را به عنوان سنتی ترین و نافذترین رسانه به طور رایگان در اختیار ما قرار داده است که آن دنیا بابت قصور در حق آن باید جوابگو باشیم. به قول حاج آقای قرائتی آن دنیا یوم الحسره همه لحظاتی است که به راحتی از دست دادیم و قدر نشناختیم.

مرحوم حاج آقای ضابط علمدار روایتگری شهدا بود. گاهی در جمعی می نشست به بهانه ای که مثلا میخواهد از جیبش کاغذ یا شانه ای در بیاورد تصویر یکی از شهدا را هم در می آورد و به بقیه نشان میداد و به همین بهانه، خاطره ای از آن شهید را برای بقیه تعریف میکرد.

در خاطرات اعضای جمعیت موتلفه آمده است در دوران ستمشاهی در تاکسی و اتوبوس و... به بهانه ای سر صحبت را با راننده یا مسافر باز میکردند و حدیثی هم لابه لای صحبتشان میخواندند که از آن فرصت اندک هم برای تبلیغ دین استفاده کرده باشند.

روح مصطفی چمران شاد که علاوه بر دانش و رزمش، نقاش زبردستی هم بود. تابلویی کشید با شمعی کوچک و روشن در دل صفحه ای بزرگ و تاریک و زیرش نوشت که من شاید کوچک باشم و با نور اندکم نتوانم همه این سیاهی ها را از بین ببرم اما به اندازه خودم که میتوانم روشنایی ببخشم و...

در ادبیات روایی ما رسیدگی به یتیمان بسیار مورد توجه قرار گرفته است و بعد بر این نکته تأکید شده که بالاترین ایتام کسانی هستند که امام خود را گم کرده اند و باید دستشان را گرفت. همه نسبت به هم مسئولیم. از این رو گفته اند هر کس یکنفر را از مرگ یا گمراهی و انحراف نجات دهد در وزن نجات و بیداری هم عالم اجر و مزد الهی خواهد داشت.

و یاد شهید بهشتی که گفت در جمهوری اسلامی آنقدر کار هست که برای انجامش نیاز به حکم مسئولیت نیست و تأکید مقام معظم رهبری که در جمهوری اسلامی هر کجا که قرار گرفتید همان نقطه را مهم ترین جایگاه و مرکز توجهات عالم بدانید و...

همه مسئولین قابل نقد هستند. به خصوص مسئولان فرهنگی که بودجه ها و ظرفیت های کلانی را هدر دادند اما یادمان نرود که خودمان هم به عنوان مدعی انقلابی گری و تعلق دینی مسئولیم و میتوانیم مبدأ تحول باشیم. هیچ حرف و کلمه و سخنی در عالم خلقت بی تأثیر نیست، تیری را می ماند که دیر یا زود به هدف می نشیند.

و یادمان نرود که شرط اثر گذاری در دایره زلال معارف حق، اخلاص و بی ریایی و فرار از حبّ نفس بیان شده است. اینکه چرا خیلی از کارهای فرهنگی اثر ندارد و چه باید کنیم تا کردار و گفتارمان انسان ساز باشد کتابی مفصل و فصلی جدا و قطور میطلبد که خلاصه اش میشود نکته دقیق و راهبردی سردار دلها که فرمود باید به این بلوغ برسیم که دیده نشویم. جنس انقلاب اسلامی از ماده نور و پاکی است و آلایندگی ها با طبع آن ناسازگار بوده و از دریای زلال حقیقت بیرون انداخته خواهد شد.

همه این خونها و مصیبتهای اخیر اگر باعث بیداری ما شود و بدانیم هر لحظه از زندگی یعنی یک فرصت برای رشد و تغییر، می ارزد. می ارزد اگر بدانیم همه این هیاهو برای زدودن غبار از وجود جوانان تراز انقلاب اسلامی همچون آرمان علی وردی و سید روح الله عجمیان و مهدی زاهدلویی و... بود. می ارزد که باور کنیم میتوان در دوره ای زندگی کرد که بیرون زدن صفرهای حساب بانکی ارزش باشد، دست درازی به سفره بغل دستی افتخار باشد، ادبیات ملت بشود پیچاندمش و دورش زدم و کمتر کار کردن و بیشتر در آوردن زیرکی تلقی شود و باز هم همه طلبکار باشند وبه تصور اینکه حقشان آنطور که باید ادا نمیشود کم کاری های خود را توجیه کنند و ناگاه مردی در مقابلتان رخ نشان دهد که سی ماه سابقه جبهه دارد، کارگری ساده و فصلی و مستاجر در خانه ای محقر در منطقه ای کم برخودار است و پسر جوان خودساخته اهل روزه و جهاد و معنویت را که در راه خدا تقدیم میکند لبخند میزند، سجده شکر می رود و می گوید دینم را به انقلاب ادا نمودم. آوینی را با خونش شناختند، آثار مطهری با خونش در جان و فکر مردم رسوخ کرد، حیات و نشاط و بالندگی ارزشهای انقلاب در عهد ناجوانمردی و تیز بازی و چپاولگری و سهم خواهی با خون روح الله های مکرری چون عجمیان و دیگر جوانان و نوجوانان شهادت طلب بی ادعا شفاف و نمایان شد.

محمد جهان آرا در چارچوب نگاه اداری امروز، میتوانست دست روی دست بگذارد، معطل کند و به این دلیل موجه که نیازمند پشتیبانی از مرکز است قدم از قدم برندارد، اما اگر جهان آرا چنین می اندیشید خرمشهر همان روز اول، المحمره می شد و آبادان، عبادان و حساب اهواز و اندیمشک هم با کرام الکاتبین بود.

از همین جا که ایستاده ایم شروع کنیم. هر کس میتواند رسانه حق باشد. با زبان و قلم. همین فضای مجازی فرصتی غنیمت است که میتوان به جای انفعال، اثر گذار بود و صدای حق و نور هدایت را به صفحات دل ملت تاباند حتی اگر یک نفر به راه رستگاری برسد؛ چه برسد به این که یقین داریم همین حرفها و گفته ها و تکرار مطالبات، به مرور به دغدغه و فرهنگ عموم تبدیل خواهد شد؛ بأذن الله تعالی.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تونس، هم تونست هم نتونست!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۹ آذر ۱۴۰۱، ۰۹:۳۹ ب.ظ

photo_2022-11-30_20-33-58_ipey.jpg

 

بازی تونس و فرانسه بسیار جذاب بود. تونسی ها توانستند قهرمان جهان را در یک بازی تهاجمی و دلاورانه و پر هیجان یک بر صفر شکست دهند اما نتوانستند به مرحله بعدی جام جهانی صعود کنند.

یکی از حواشی جالب بازی، سیاه پوست بودن تعداد قابل توجهی از بازیکنان کشور اروپایی فرانسه و سفید پوست بودن بازیکنان کشور آقریقایی تونس بود. البته تونسی ها در آفریقای شمالی به سر می برند و سفید پوست بودن آنها طبیعی است اما فرانسوی ها که مدتها تونس و بعضی کشورهای آفریقایی را در اشغال و مستعمره خود نگه داشته و جنایتهای فراوانی در آنجا انجام داده بودند مدعی برتری نژاد اروپایی نسبت به سیاهان بودند. حالا همین کشور فرانسه برای اینکه در فوتبال جهان حرفی برای گفتن داشته باشد محتاج استفاده از بازیکنان سیاه پوست است.

مسابقه بین تونس و فرانسه البته بهانه ای است برای یاداوری شهید فرانسوی - تونسی دفاع مقدس که در گلزار شهدای قم دفن است.

کمال کورسل مادری فرانسوی و مسیحی و پدری تونسی داشت که البته در فرانسه به دنیا آمد و رشد کرد. گویا پدر زندگی جداگانه ای داشت و کمال بیشتر تحت تعلیم مادر قرار گرفت. او در ابتدای جوانی، اسلام را پذیرفت و مدتی بعد ضمن آشنایی با دعای کمیل و نهج البلاغه به مذهب شیعه گرایید. آشنایی او با انجمن اسلامی دانشجویان پاریس باعث دلبستگی اش به انقلاب اسلامی و امام خمینی گردید.

زمانی که عزم سفر و اقامت در ایران داشت، مادرش که یک مسیحی معتقد بود تنها یک سوال از او پرسید: آیا ایرانی ها خدا را قبول دارند؟!

کمال کورسل در قم به حوزه علمیه رفت و درس دین آموخت. دلش می خواست در جبهه نیز حضور پیدا کند که مسئولان امر مانع شدند. در نهایت با کنیه ای عربی توانست به تیپ بدر پیوسته و همراه نیروهای عراقی حامی جمهوری اسلامی در عملیات مرصاد شرکت کند. محاصره آنها در هوای گرم جبهه های غرب باعث گلایه بعضی نیروهای رزمنده مسلمان عراقی گردید. کمال در میانشان برخاست و رجز خواند و یادآور شد که عمری آرزو داشتند تشنگی اباعبدالله در صحرای کربلا را درک کنند و به یاران شهیدش بپیوندند.

کمال با تشنگی به شهادت رسید و به دلیل استفاده از نام مستعار، غریبانه در قم تشییع شد. معدودی از دوستان طلبه او با شناسایی وی مسئولان را از شهادت این رزمنده غیور فرانسوی آگاه نمودند و برایش مجلس یادبود گرفتند. پدر و مادر او چند سال بعد به ایران آمده و در قم به زیارت مزار فرزند دلبند خود رفتند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

میتوان لذت برد

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۹ آذر ۱۴۰۱، ۰۸:۰۰ ب.ظ

photo_2022-11-20_05-01-03_h2eo.jpg

 

از نظر بسیاری از مردم، میمون و خانواده میمون جزو زشت ترین موجودات عالم هستند. حتی عده ای وقتی می خواهند به کسی توهین کنند به او می گویند: میمون!

اما

این عکس که تصویری از چهره یک میمون (گوریل) است توانسته در جهان رتبه نخست مسابقات عکاسی حیات وحش را کسب کند و به عنوان زیباترین عکس انتخاب شود.

اولا همه مخلوقات خدا زیبا هستند.

دوما به هر آنچه که زشت تلقی میشود هم میتوان زیبا نگریست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

منتهی الآمال دل بی قرار

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۹ آذر ۱۴۰۱، ۱۰:۰۷ ق.ظ

photo_2022-11-30_08-58-09_eqg5.jpg

 

بهشت مگر جایی به جز حریم شماست؟

آخرت را که نمی دانیم، اگر هم اهل بهشت نباشیم، این دنیا را لااقل گاهی به بهشت برین حق، سرک کشیده ایم. کربلا و نجف و کاظمین و مشهد و قم و بقیع را دیده ایم و در هوایشان نفس کشیده ایم.

بعد از دیده فرو بستن هم اگر عمل، ذخیره خالصی بود و به ازایش اجری، روحمان کبوتر حرم شود و آمین گوی دعای زوّار، برایمان بس است، زیاده خواهی انسان هم بالاخره حدی دارد!

...

چقدر خوشبختیم که شما را داریم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آن متن مخاطب خاصی نداشت

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آذر ۱۴۰۱، ۰۶:۰۰ ب.ظ

از صبح که مطلبی منتشر کردم با عنوان "قاتل این مرد را شناسایی کنید" چند نفر پیام دادند یا نظر خصوصی گذاشتند که: با من بودی؟!!

میگویند حرف را روی زمین بگذارید صاحبش می آید و بر میدارد!

من چه میدانم چه کس یا کسانی تا پاسی از شب به ولگردی و وقت گذرانی مجازی با جنس مخالف مشغول هستند؟ یک حرف کلی بود که باید گفته می شد و بارها هم باید تکرار شود ارتباط با نامحرم تنها در چارچوبی معیّن و هدفمند قابل تآیید است.

حالا از این که بگذریم اساس ولگردی و شب نوردی در دنیای مجازی، ذهن وروح آدم را بیمار و عصبی می سازد. حالا با این جمله به چند نفر بر بخورد خدا می داند.

واقعا عده ای در فضای مجازی نفس می کشند در فضای مجازی می خورند و می خوابند و انسانهایی سطحی و احساسی و عصبی بار آمده اند. فضای مجازی صرفا یک ابزار است نه اینکه آدم عنان روح و روان خودش را هم به آن بسپارد.

کسانی که در دنیای مجازی بازیچه کلاهبردارها می شوند اغلب آدمهایی ساده وخوش باورند که ذهن و دلشان را به دنیای مجازی سپرده و راه را بر فساد و تباهی هموار می سازند.

خیلی ها در فضای مجازی شخصیت دوم خود را رونمایی می کنند. همان آدم نجیبی که در دنیای بیرون سر به زیر و مبادی آداب است در دنیای مجازی به اعتبار اینکه با کسی چشم در چشم نیست باطن خود را در لفاظی و بدگویی و شرارت و فریب مخاطب عیان می سازد.

فضای مجازی برای ازدواج هم جای مناسب و امنی نیست. چگونه ممکن است فردی از راه دور صرفا بخاطر کلمات و تصاویر بتواند اعتماد و شناخت هم پیدا کرده و رویای خوشبختی داشته باشد و مدعی عشق باشد؟

عده ای هم گمان میکنند چتهای شبانه مجازی بخصوص با جنس مخالف میتواند درمان خلأهای عاطفی و روحی شان باشد که قطعا راه به جایی نبرده و در بلندمدت آسیب بیشتری خواهند دید. کم خوابی این افراد، روانی پریشان و اعصابی به هم ریخته برایشان به ارمغان آورده و اطرافیانشان را از آنها فراری می دهد و به مرور دچار سرخوردگی، افسردگی و سیاه بینی میشوند.

اعتیاد به فضای مجازی را بدتر از اعتیاد به مواد مخدر می دانم چون علائم بیرونی ندارد اما به راحتی میتواند فرد، خانواده و جامعه و نسلی را به تباهی و سقوط بکشاند.

و باز هم تأکید میکنم که منظورم به فرد خاصی نیست؛ حتی شما دوست عزیز.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با مسئولان دروغگو هم برخورد کنید

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آذر ۱۴۰۱، ۱۱:۱۹ ق.ظ

 

جناب قاضی القضات به دادستانها و قضات کشور دستور داد: هر کس را که دروغ میگوید احضار کنید.

حرف درستی است. هر کس و نا کسی با یک صفحه مجازی میتواند به کارخانه پمپاژ دروغ و اخبار جعلی تبدیل شده و با فریب افکار عمومی، هزینه ای گزاف روی دست کشور بگذارد که این دوماهه مصادیقش را به وفور شاهد بودیم.

اما

خوب است مدعیان دروغینی که مردم را با وعده حل صد روزه مشکلات معیشتی، قابل اعتماد بودن و سود دهی بورس، حل شدن همه معضلات حتی آب آشامیدنی با امضای برجام، چرخیدن چرخ کارخانه ها و صنعت هسته ای و دهها شعار رنگارنگ کذب و سر کاری -که موج تنفر و بی اعتمادی نسبت به مسئولان را در جامعه به بار آورد- فریب دادند هم احضار و بازخواست شوند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کشف الاسرار نو!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آذر ۱۴۰۱، ۱۱:۰۷ ق.ظ

اول این خبر را که در فضای مجازی منتشر شده بخوانید:

"روایت قابل تامل فرمانده نیروی هوافضای سپاه از جلسه خود با دختران دبیرستانی/  سردار حاجی‌زاده: نوجوانان و جوانان ما مقصر نیستند؛ مثل اینکه برای برخی خواص باید کلاس توجیهی بگذاریم!

 فرمانده نیروی هوافضای سپاه در دانشگاه شهید رجایی:

چند روز پیش با حدود ۳۵۰ نفر از دختران دبیرستانی جلسه ای داشتم پرسیدم ما در جنگ تحمیلی چقدر شهید دادیم یکی گفت ۴۰۰ نفر یکی گفت ۵۰۰ نفر. پرسیدم منافقین چند نفر از ما را شهید کردند؟ گفتند نمی دانیم. اطلاعات شان اینقدر است. یکی پرسید چرا ما رفراندوم برای نظام نداریم.

نوجوانان و جوانان ما مقصر نیستند؛ مقصر ما هستیم مقصر خواص هستند مقصر کسانی هستند که باید بروند و توجیه بکنند."

 

+ علی اکبر حکمی زاده وقتی کتاب اسرار هزارساله را در نفی نظام فکری و فقهی اسلام به نگارش درآورد، امام خمینی کرسی تدریس خود را چند صباحی تعطیل نمود و تمام وقت نشست و کتابی نوشت با عنوان کشف الاسرار در رد علمی آن اثر تحریف آلود و شبهه ناک.

این روزها زیاد میشنویم که حال دانش آموزان و مدارس کشور چندان مساعد نیست. اسب تراوای مجازی دشمن توانست با بمباران شبهات و اخبار دروغ و شایعات و ... ذهن بسیاری از جوانان و نوجوانان کشور را مسموم ساخته و از حقیقت دور نماید.

نمی گویم حوزه های علمیه تعطیل شوند و بروند دنبال حل المسائل ذهنی نوجوانها اما حرکتی سریع و هدفمند لازم است تا آن دسته از روحانیون جوانی که به پاسخ شبهات روز مسلط هستند و کار با مخاطب کم سن و سال را بلدند فارغ از درس و بحث و کار و مشغله، چند صباحی در جمع دانش آموزان مدارس حضور یافته و نسبت به اصلاح سوءبرداشتها اقدام کنند. هنوز هم تبلیغ چهره به چهره یکی از بهترین روشهای تأثیر گذاری بر جامعه است که باید با جدیّت بیشتری مورد توجه واقع شود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

قاتل این مرد را شناسایی کنید!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آذر ۱۴۰۱، ۱۰:۴۴ ق.ظ

نقشه‌های جنایتکارانه زن خیانتکار برای قتل شوهر

 

دیروز گزارشی از پرونده یک قتل را در سایتی می خواندم. مردی توسط همسرش با خوراندن قرص، مسموم شد و از دنیا رفت. زن را یکسال بعد با شهادت دخترش دستگیر کردند.

او در اعترافاتش گفت که مرحوم شوهر با کار کردن او در مغازه لباس فروشی مخالف بوده است و چون نخواسته زیر بار حرف شوهر برود اقدام به قتل وی کرد.

او با مردی که مشتری مغازه بود درد دل کرد و با راهنمایی او قرص هایی را تهیه نمود و...

در اعترافاتش گفت یکبار هم پسری جوان که شاگرد میکانیکی بود به او ابراز علاقه کرد و گفت چقدر شبیه عشق سابقش است! زن با او نیز درد دل کرد. جوان یکبار با دستکاری ترمز ماشین قصد داشت شوهر زن را دچار سانحه مرگبار کند که به خیر گذشت.

زن اعترف کرد که یکبار هم دو مرد افغانستانی را در ازای پرداخت مبلغ پنجاه میلیون تومان برای قتل شوهر اجیر کرد که آنها هم پول را هاپولی کردند و غیب شدند.

واقعا قاتل این مرد نگون بخت چه کسی است؟

اسلام گفته است مرد به عنوان حافظ و مدافع حریم خانواده حق دارد اگر شغل یا محیطی را منافی حقوق خانواده میداند زن را از ورود به آن منع کند. مرد انگار متوجه شیطنتهای همسر شده بود که دلش به این شغل رضا نبود. اما زن زیر بار نمی رفت.

اسلام گفته است مرد غریبه غلط میکند به زن متاهل نزدیک شود و به او ابراز علاقه کند.

اسلام گفته است زن غلط میکند جلوی نامحرم سفره دلش را پهن کند و از کسی که جایگاهی در مشاوره ندارد راهنمایی بخواهد. زن مسلمان نجیب است و پیش هر کس ونا کسی خودش را حقیر نمی کند. مرده شور مشاوره این دوعوضی را ببرد که بیشتراز آنکه دنبال حل مشکل باشند دنبال زیاده طلبی و غریزه پرستی خود بودند.

قاتل اصلی آن مرد بی گناه، فرار و پشت پا زنی لایه هایی از جامعه نسبت به باورهای اخلاقی و دینی است. هر چقدر جامعه از آموزه های الهی وانسانی تهی شود، پوچی و بطالت و هرزگی و جنایت در آن فوران بیشتری خواهد داشت. متأسفانه فضای مجازی هم بستر ارتباط با نامحرم را در اجتماع گسترش داد ودیوار بسیاری از حریمهای اخلاقی را فرو ریخت. دختر یا پسری مذهبی هم به خود اجازه میدهد تا پاسی از شب در چت و گفتگوی بی حاصل با جنس مخالف، زمان بسوزاند و روزگار سپری کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عکس قضیه!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آذر ۱۴۰۱، ۱۰:۱۹ ق.ظ

در حال اجرا داماد تعقیب توسط عروس بردار خنده دار کاریکاتور

 

عجیب ترین قسمت معرفی گزینه برای ازدواج این است که طرف، قبل از پرسش درباره سطح فکری و فرهنگی و نگرش های اجتماعی و ... گزینه، همان اول می گوید: عکسش را ببینم!

خنده دار ترین حالت هم وقتی است که گزینه ای را معرفی میکنی و طرف رد میکند؛ اما می گوید عکسش را بده ببینم!

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بچه های فاطمه خوش آمدید

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۷ آذر ۱۴۰۱، ۰۵:۴۲ ب.ظ

photo_2022-11-28_16-21-14_ezk8.jpg

 

امروز نایب الزیاره همه دوستان بودم زیر تابوت آسمانی چهار سید شهید از تبار عاشوراییان بی مثال تاریخ. عطر و بوی فاطمه را از حریم زینبی در آستانه میلاد عقیله بنی هاشم در شهر فاطمه و زینب ثانی به ارمغان آورده بودند. یادگاران نبل و الزهرا پیشگامان فتح و رشادت و ظفر، کبوتران حرم زینب از شهر عشق، دیار دمشق، بسیجیان بی نام و نشان تمدن جهانی اسلام و نوید دهندگان آزادی و آزادگی مستضعفان عالم، سه شهید زینبیون پاکستان و یک شهید فاطمیون افغانستان امروز عصر بر شانه های شهر تا معراج وصل و رستگاری بدرقه شدند.

همه این ابدان مطهر سادات، چند سالی در خاک سوریه میهمان سرای گمنامی بودند و زائری جز مادرشان حضرت زهرا نداشتند؛ اما در میان آنها سید حسین حسینی، در انعکاس تصویر سرخ نینوای اباعبدالله، سر به بدن نداشت. قم موطن همه عشاق کوی دلدادگی و وصال است. هیچ شهیدی از هر جای این کره خاکی که باشد در عُشّ آل محمد(ص) احساس غربت نخواهد کرد. قم خاستگاه نهضت رهایی مستضعفان در آخرالزمان دین حقیقت و هدایت است. همه شهدای طریق مروت و آزادگی، شهید شهر مقدس قم هستند.

 

photo_2022-11-28_16-21-25_2tsx.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

محمدزمان شالیکار، سرهنگی که سردار است!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۶ آذر ۱۴۰۱، ۱۱:۳۰ ق.ظ

کشف ۵ تن چوب جنگلی قاچاق در بابل 

 

فیلم سینمایی گشت ارشاد که بعدها پس از ساخت قسمت دوم، به گشت یک معروف شد با کارگردانی سعید سهیلی در سال 1390 تلاش کرد تا به نمایندگی از جامعه شبه روشنفکر خودباخته سر خوش از تغافل و تافته جدابافته از مردم -که بالاترین دغدغه ذهنی شان گعده های مختلط شبانه و دود و دم و عیش و نوش است و مطالبه ای فراتر از حیطه شکم و حومه ندارند- مواجهه با منکر بدحجابی و مفاسد اجتماعی را مورد هجو و تمسخر قرار داده و نخستین گام رسمی را در قالب فیلمی سخیف با بهره گیری از اموال و ابزار بیت المال برای تقابل با آمران به معروف بر دارد.

شیطنت این فیلم در زیر پوسته لودگی و هجو، تخریب وجهه بسیج و ایجاد تمایز و فاصله بین نیروی انتظامی با احکام شرع بود. در چند صحنه فیلم تلاش شد اینگونه وانمود شود که  نیروی انتظامی مسیرش از خط و مشی جامعه دینی جداست و انگیزه ای برای مواجهه با هنجارشکنی ندارد.

خط جدا سازی یا بعبارتی جدا نمایی بین نیروی انتظامی با نهادها و مجموعه های انقلابی و دینی البته بارها در گفتار و نوشتار بعضی دیگر از فعالان رسانه ای وابسته به جریان فکری غیر انقلابی نیز پدیدار گردید. همان خطی که در دهه هشتاد موفق شد بسیج را از عرصه حفظ امنیت عمومی حذف کند در ادامه تلاش کرد تا نیروی انتظامی را از اجرای احکام دین، منصرف و بی انگیزه سازد.

به موازات این خط که رویکردی فرهنگی در راستای احاطه روح بی مبالاتی و هرزگی را دنبال می نمود، نگاه مشکوک دیگری نیز در بعضی سیاسیون برای جدا سازی نیروی انتظامی از جبهه فکری انقلاب اسلامی خودنمایی کرد.

حسن روحانی رییس جمهور وقت در تاریخ پنجم اردیبهشت سال نود و چهار درباره راهبرد اجرایی نیروی انتظامی این عبارت عجیب را بر زبان آورد: "وظیفه پلیس اجرای قانون است، نه اسلام!"

ایجاد تقابل فرضی بین قانون و اسلام، یادآور همان کج سلیقگی بعضی دوستان در ایجاد فرضیه دوگانگی بین عدالت و ولایت است که با نص صریح کلام رهبری در تنافی است: "مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت خواهی است". 5/6/1382

ناگفته پیداست که قوانین جمهوری اسلامی اعم از قانون اساسی یا مصوبات مجلس پیش از ابلاغ به تأیید فقهای عادل و مشرف به احکام شرع می رسد و تنها فرضی که ممکن است تقابل بین اسلام و قانون را محتمل سازد قوانین ابلاغی دستگاههای دولتی است. طبیعی است بر فرض بروز چنین دوگانه ای هم سطح اعتقادی و بینش مذهبی دستگاه انتظامی در نگاه کلان اجازه خروج از چارچوب دین را نخواهد داد. فرماندهان و مأموران متدین انتظامی بهتر از هر کس میدانند که مشروعیت قوانین در نظام اسلامی منوط به تطبیق با شریعت است.

تلاش مذبوحانه برای جدا سازی نیروی انتظامی از پیکره جامعه اسلامی مشابه اراده مشکوکی است که در ابتدای سالهای پیروزی انقلاب برای تعطیلی ارتش ظهور پیدا کرد. آنجا هم البته باز همین جناب روحانی بود که بر خلاف نظر دلسوزان مجربی چون شهید دکتر مصطفی چمران دنبال انحلال ارتش بود. ارتشی که کمی بعد، از شکست حصر آبادان تا مرصاد الهی در مواجهه با جبهه نفاق و الحاد، خوش درخشید و به تعبیر زیبای مقام مظعم رهبری به وصف "ارتش حزب الله" مزیّن شد.

برخلاف آشوبهای دهه هفتاد و هشتاد و نود که به طور معمول به بهانه مشکلات معیشتی و رفاهی و ... شکل میگرفت در دو ماه اخیر، دسترنج جریان نفوذ فرهنگی که اقدامات نرم و مخرّب بر ضد احیای ارزشهای دینی را از ابتدای دهه نود رسماً آغاز کرده بود، ثمر داد و تعدادی از جوانها و نوجوانهای ناآشنا با اهداف و آرمانهای نظام تمدن ساز اسلامی و فریب خورده جریان شبه روشنفکری غربزده عریان پرست و هرزه گرد و سلبریتی های عیّاش و بی درد به برکت اسب تراوای مجازی به میدان تقابل با اصل حاکمیت دینی کشانده شدند. بالاترین ضربه دست پرورده های فضای آلوده مجازی نه فقط بر پیکر دین که به اساس انسانیت و شرافت بود که سطح مطالبات و دغدغه های ملت را به نازل ترین وجه ممکن در تراز کشف حجاب و آغوش رایگان و سلف مختلط تقلیل داده و تحریف نمودند.

نیروی انتظامی اما بی توجه به خدعه جاده صاف کن های اجرای سند 2030 یونسکو در ترویج ابتذال فکری و بی بند و باری مطلوب نگاه غرب، مردانه در مصاف با فریب خوردگان و اشرار ایستاد و با دست خالی از سلاح گرم، در مقابل هجمه دشنه و آتش و گلوله اوباش ایستادگی نمود و به موازات دیگر مجموعه های ارزشی چون سپاه و بسیج عرصه را بر شرارت و ناامنی و هرج و مرج تنگ ساخت و مجالی برای عرض اندام معاندان و سرباز پیاده های فریب خورده شان باقی نگذاشت و ثابت کرد که مانند دلاور مردان ارتش جمهوری اسلامی در دوران دفاع مقدس در حریم اندیشه حزب الله و در ساحت تفکر جهانی انقلاب عاشورایی 57 زمینه ساز ظهور منجی بشریت خواهد بود، ان شاءالله.

نیروی انتظامی مثل هر مجموعه دیگری خالی از ضعف و اشتباه نیست که این قلم نیز هیچگاه از بیان آن ابا نداشته اما نقش حیاتی این نهاد مستحکم در برهه حساس کنونی هرگز از حافظه تاریخی امت آخرالزمانی رسول الله محو نخواهد شد.

قدردانی از زحمات همه مجاهدان بی ادعای نیروی انتظامی و بسیج و سپاه و واجا و خانواده های مقاومشان که روزها و شبهای پر اضطراب و بمباران روانی و تبلیغی بدخواهان را به جان خریده و از طریقت خطیر دفاع از حرم مقدس جمهوری اسلامی پا پس نکشیدند وظیفه ای همگانی و تعلل ناپذیر است.

در این بین به سهم خود از فرمانده غیور انتظامی شهرستان بابل سرهنگ بسیجی محمدزمان شالیکار به پاس رشادت و ایستادگی و شهامت و مدیریت هوشمندانه در کنترل آشوبهای پیچیده اخیر تشکر میکنم. خبرگزاری فارس در 26 مهرماه خبر قرار گرفتن نام فرمانده انتظامی بابل در فهرست تحریمهای اروپا را منتشر نمود. از باب تُعرَفُ الاشیاء بِاضدادها، خشم سردمداران جنایت پیشه ای که دستشان به خون صدها هزار کودک و زن و مرد بیگناه در جای جای پهنه گیتی آلوده است را باید به فال نیک گرفت و نشانه حقانیت راه سبز انقلاب اسلامی رهایی بخش مستضعفان قلمداد نمود.

بی شک نام این سرهنگ غیور و رشید نیروی انتظامی در کنار سرداران نامی مرز و بوم کهن ایران قهرمان تا ابد بر تارک افتخارات دیار علویان خواهد درخشید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مخاطب آقا فقط بسیجی ها نیستند

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۵ آذر ۱۴۰۱، ۰۴:۵۱ ب.ظ

گردهمایی بزرگ بسیجیان تهران

 

آقا ضرورت بازخوانی و توجه به پیام زنده امام در سال 67 خطاب به بسیجیان را مورد تأکید قرار داد.

دو قسمت از این پیام، مسئولان را نشانه رفته که باید توجهی جدی به آن داشته باشند.

"می‌دانم که اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت"

این قسمت را باید مسئولانی مورد عنایت قرار دهند که با سوءاستفاده از قدرت خود همواره درصدد خاموش نمودن صدای بسیج بوده اند و بر خلاف نظر رهبری که مهم ترین جلوه امر به معروف را در حیطه مسئولان توصیف نموده با آمران به معروف بد تا کرده و برای منتقدان انقلابی پرونده سازی می نمایند.

" بار دیگر تأکید می‌کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی، سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت"

امام رحمت الله علیه یکبار در بدو تشکیل بسیج از ضرورت شکل گیری ارتش بیست میلیونی یاد کرد و دوباره بعد از جنگ تحقق این مهم مغفول را مورد تذکر قرار داد.

عزیزان مسئول که در عزل و نصب فرماندهان پایگاهها به خصوص دفاتر بسیج دانشجویی دخالت بی جا میکنند وباعث بروز اختلاف میشوند، عزیزان مسئولی که نتوانستند بسیج را در وزن الزامات روز جامعه رشد ببخشند، عزیزان مسئولی که جاذبه بسیج برای جوانان را از دستور برنامه های فرهنگی خارج نموده و به صرف فعالیتهای گزارش کاری نمادین و حرکتهای سیاسی بسنده نمودند و این روزها جای خالی میدان داری عناصر زبده و آموزش دیده را به عینه دیدند و فریبی که بعضی جوانان در سایه کم کاری پایگاههای بسیج و انفعال آن در محلات دچار شدند را احساس نمودند از این پس به خودشان بیایند و بدانند که راهی بزرگ و رسالتی جهانی بر دوش دارند.

کاری کنید تفکر بسیج در همه لایه های اجتماع تأثیرگذار باشد و پایگاهها بزرگترین مأمن جوانان و منبع تغذیه فکری و فرهنگی جامعه به شمار آید.

بسیج، لاستیک زاپاس نیروی انتظامی یا ابزار قدرت طلبی جناحهای سیاسی نیست. بسیج تبلور اندیشه نهضت جهانی اسلام در بدنه مردم و تشکّل یاوران آخرالزمانی مکتب عاشوراست که قرار است در همه ابعاد فکری و علمی و هنری و رزمی و سیاسی و... پیش رو در تمدن سازی دینی بوده و بیرق اسلام ناب را با خروش و انسجام مستضعفان عالم بر تارک زمین به اهتزاز در آورد. به قول پیر میکده جماران: " خلاصه کلام، اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الّا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند."

  • سیدحمید مشتاقی نیا

مطالبه گری مصداقی جناب حاج علی اکبری!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۵ آذر ۱۴۰۱، ۰۴:۱۳ ب.ظ

دیدار مولوی عبدالحمید با نماینده رهبر انقلاب

 

جناب حاج علی اکبری که هم امام جمعه تهران است هم رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه و البته انسانی وزین و دوست داشتنی است و البته مثل بسیاری دیگر از روحانیون اجرایی کشور با قدرت تفکر اندیشمندانی چون مطهری و بهشتی و هاشمی نژاد و مفتح فاصله دارد و در سطحی نیست که بتواند جای چنین بزرگان جامع نگری را در جبهه انقلاب پر کند در نماز جمعه اخیر پایتخت، کشته شدن تعدادی افراد بیگناه در ناآرامی های زاهدان را تایید نمود.

اینکه مسبب ناآرامی های سیستان چه کسانی هستند و حتما باید یقه شان گرفته شود و... بحث جدا و البته لازمی است. شخص عبدالحمید قطعا عنصری محرّک در تشدید ناآرامی ها بوده که مانند اغلب سبریتی ها و صاحبان قدرت از تعقیب قضایی مصون است.

اما درباره این قسمت از خطبه های جناب حاج علی اکبری دونکته را باید مورد توجه قرار داد.

هر نهاد و مجموعه ای ممکن است خطا کند. نیروی انتظامی یا سپاه یا روحانیت یا قضات تا ثبت احوال و رانندگان تاکسی و... تشکیل سازمانهای نظارتی حتی برای ناظران از همین بابت بوده است. دادگاه ویژه روحانیت، دادسرای انتظامی قضات، دادسرای ویژه نیروهای مسلح و... اذعان به این واقعیت ممکن تلقی می شود که هیچ مجموعه ای از خطا مصون نیست.

خطای یک مجموعه هم در هیچ جای دنیا به معنای لزوم تعطیلی آن مجموعه نیست. بد رفتاری بعضی نیروهای پلیس، فساد یا کج فهمی بعضی قضات، ثروت اندوزی و رانت خواری بعضی روحانیون و... باید پیگیری و اصلاح شود.

اگر عَلَم مطالبه گری دست نیروهای ارزشی و وفادار به نظام باشد در چارچوب حفظ قواعد و اصول و باورها و احکام به اصلاح امور نزدیک میشویم. اما اگر فریاد مطالبه گری و عدالتخواهی دست نیروهای غیرخودی افتاد ممکن است اصل احکام الهی و موجودیت نظام دینی در خطر بیفتد که این دوماهه شاهدش بودیم.

این را گفتم برای عزیزان امنیتی و سیاسی که بعضی هایشان کینه شدیدی نسبت به واژه عدالتخواهی دارند و بی توجه به منویات رهبری درصدد پرونده سازی و برخورد با مطالبه گران ارزشی هستند و خواسته یا ناخواسته علم عدالتخواهی را دست سربازان دشمن میسپارند و چالشی بزرگ برای نظام رقم میزنند.

این شد یک نکته.

حالا برویم سر نکته بعد:

آقای حاج علی اکبری که عرض شد انسان بزرگواری است اما ابدا همسنگ و تراز شخصیتهای متفکری چون مطهری و... محسوب نمیشود یکی دو سال پیش مدعی شده بود که مطالبه گری نباید مصداقی باشد.

خب برادر من! شما که با درس دین آشنایی داری باید بهتر بدانی که اساس امر به معروف و نهی از منکر یعنی ورود به حوزه مصادیق. درست مثل اینکه بیاییم در تریبون نمازجمعه پیش از هر نهاد رسمی و مسئول، اعلام کنیم بعضی کشته شدگان اغتشاش در زاهدان بی گناه بوده اند.

جناب حاج علی اکبری اگر اهل اندیشه بود حرفش را از ابتدا بر موازین دین بیان میکرد و با جامع نگری می گفت: از مطالبه گری در مصادیقی که علم و آگاهی و سند نداریم باید پرهیز کنیم. اگر این حرف را میزد اینقدر دلسوزان انقلاب را به زحمت نمی انداخت که مجبور شوند شبهه ایشان را پاسخ بدهند. بماند که دوستان نفت خور سراج و ... هم که معمولا اهل مطالعه و تحقیق نیستند موظف شده بودند چپ و راست این شبهه را در روند تفکر دین دامن بزنند که امر به معروف و نهی از منکر مصداقی حرام است! با این وصف اگر بروی به خانمی بگویی حجابت را درست کن میتواند یقه شما را بگیرد که چرا وارد مصادیق شدی. باید حرفهایی کلی بزنی و کاری به کار من نداشته باشی!

جناب ایشان در سفر به سیستان این تجربه را هم پیدا کرد که همیشه نمیتوان به گزارشهای اداری اعتماد کرد.

هر چقدر امثال مطهری و بهشتی و مفتح و هاشمی نژاد تلاش نمودند از قوه فکر و اندیشه خود بهره گرفته و سنگی از پیش پای انقلاب و اسلام بردارند این عزیزان دلسوز اما غیراندیشمند بابت توجیه شرایط موجود ناخواسته به تحریف مضحک آموزه های دین پرداختند. اسلام حتی در مواردی که راه اصلاح جز با فریاد و بیان در جمع ممکن نیست اجازه نهی از منکر علنی را داده است.

قدر اندیشمندان دینی را باید چنین مواقعی دانست.

حالا ببینید چنین فردی با این سطح از بضاعت فکری خدای نکرده ممکن است چه آسیبی به روند تحقق مدنیت دینی بزند؟

اگر کار به اینجا برسد امام جمعه ای که از تبعیض در اجرای احکام قضایی گله کند و بگوید چرا آلونکهای ساکنان بومی مناطق جنگل نشین را در فصل زمستان بر سرشان ویران میکنید و با ویلاهای غیرمجازی افراد ذی نفوذ در جنگل کاری ندارید مورد شماتت و تذکر قرار میگیرد اما امام جمعه ای که منتقدان انقلابی را در نماز جمعه، نفهم! خطاب کند، همنشین سفره مفسدان اقتصادی باشد، دغدغه اصلی اش باندبازی و قدرت طلبی فامیلها و دوستانش باشد مورد حمایت نهادهای پشتیبان قرار میگیرد.

خوب این وضعیت چه بر سر انقلاب و حرکت تمدن ساز آن می آورد؟ سنگرهای نمازجمعه دیگر طرفیتی برای تقویت نظام و پناه مردم به شمار نیامده و روند تأثیرگذاری آن در جامعه جز در سطح خوراک ژورنالیستی بعضی جراید کارآیی خاصی نخواهد داشت.

بماند همین عزیزانی که بدون پشتوانه فکری طوطی وار تکرار میکنند که ورود مصداقی در مطالبه گری جائز نیست افشاگری زاکانی بر ضد اتباعی طبری را که باعث رودربایستی رییسی و برخورد با او شد می ستایند ایضا افشاگری درباره دختر نعمت زاده و هر رقیبی که کنار زده شدنش از سر راه، فریضه ای سازمانی به شمار آید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا