اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۱ دی ۰۰، ۰۸:۰۰ - حسن مجیدیان
    احسنت

طاهر، یادگار خانطومان

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۴ آبان ۱۳۹۵، ۰۲:۵۲ ب.ظ

1-      توی عروسی ها شاید کمتر از این اتفاق ها بیفتد؛ اما رضا این بار هم خاطره ای زیبا از خودش رقم زد.

مولودی خوانی مداح ها که تمام شد، آقا رضا آمد و گفت: سر ظهر است، دوست دارم روز عروسی ام با رضایت خدا همراه باشد. همان شد که بساط نماز جماعت را راه انداخت. مهمان ها هم استقبال کردند.

بعدها بعضی مهمان ها که ما را می دیدند می گفتند: احساس می کنیم وقتی مجلس عروسی سیدرضا را ترک می کردیم در دلمان آرامشی شیرین حاکم شده بود.

2-      تا اندکی دلش می گرفت، می رفت سراغ تلفن. می گفت: صدای مادر و پدر یا همسرم را نشنوم آرام نمی شوم. برای پسرش دل تنگی می کرد و هر بار تماس می گرفت، می پرسید: سید محمد توانسته دوچرخه اش را رکاب بزند؟

با تمام دلبستگی هایش خداحافظی کرد. داوطلب شد و رفت. به دوستش گفت: می دانم این بار، دیگر شهید می شوم. در خواب، دیدم که از آسمان به پیکر خون آلود خودم نگاه می کنم. زن و فرزندم را به خدا می سپارم ...

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">