اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۳ آذر ۰۰، ۱۷:۴۶ - حسن مجیدیان
    احسنت

آموزش تعامل با بهائیت، ویژه شهرداری بابل!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۴۰ ب.ظ

کرامت و حرمت همه انسان ها، چه مسلمان و چه کافر، محفوظ؛ اما کرامت و احترام همه انسان ها دارای محدوده و مرزی مشخص است. گستره کرامت انسان ها تا جایی معتبر است که با محدوده شرع در تضاد نباشد.

مثلاً اسلام دین دوستی و رحمت است اما وقتی همین اسلام "اعانه به ظلم و کفر" را حرام می شمرد، یا این که بر" تبرّی از کفار" تأکید دارد تا جایی که حتی " تشبّه به کفار" را هم مجاز نمی شمارد و نیز بر سر "نهی از منکر" با کسی شوخی ندارد، یا این که هر رفتاری که باعث "تجرّی" افراد جامعه در گرایش به پلیدی ها بشود را بی برو برگرد حرام می داند؛ می توان فهمید این که شما کافر گرسنه ای را به حکم شرع و وجدان، از گرسنگی نجات بدهی، بسیار فاصله دارد با این که همان فرد کافر را بر دوش خودت سوار کنی و خط و مشی باطل او را وجاهت ببخشی. "رعایت حقوق انسانی" را نباید با "رسمیت دادن به موجودیت نظام فکری کفر"، خلط نمود.

همه آن چه که به مختصر بیان شد، صرفاً در راستای تبیین حقیقت برای کسانی است که علقه ای به کلام وحی و مکتب حق داشته باشند. طبیعی است وقتی علما و روحانیون مختلف که گاه در تقسیم بندی های سیاسی مرسوم، به طیف های متفاوتی منسوب هستند، رفتاری را مصداق اعانه به کفر و منجر به تجرّی نسبت به باطل تشخیص می دهند، دیگر افراد غیرمتخصص در امور دین، حداقل وظیفه معقولشان رجوع به اهل فن و پرسش درباره چرایی فلسفه این حکم، و نه خود مجتهدپنداری در عین ناآشنایی با حداقل های مفاهیم فقهی است.

تکمله:

یک- خطای فکری یک فرد را به حساب یک مجموعه نمی گذاریم. شهردار و مجموعه عظیم کارکنان پاک شهرداری بابل از نیروهای خدوم و دلبسته به اسلام و انقلاب اسلامی هستند، شکی نیست.

دو- شهردار محترم بابل، نقاط برجسته ای دارد که قابل کتمان نیست؛ اما این قلم به شهادت تاریخ، همان طور که نقد تند و تیز عملکرد شهردار جویباری بابل را وظیفه خود می دانست از نقد عملکرد شهردار اهل بندپی بابل هم ابایی نخواهد داشت.

سه- خرس خاله های دلسوزتر از مادر، گویا توفیق مدیریت شهری را در گرو سهام بندی جناح ها ترسیم کرده اند. بر فرض صحت این امر، به گمانم آن قدری در میان اصلاح طلبان بابل، انسان های متدین و بی حاشیه حضور داشته باشند که نیاز نباشد در فرآیند پرداخت سهم این طیف، هزینه ای غیرضرور و احتمالاً جبران ناشدنی، بر گرده شهردار خوشنام شهرمان تحمیل شود.

چهار- متعلقات رسانه ای وابسته به شهرداری و دوستان قلم فروشی چون ...، بهتر است در حریم امور مرتبط با دین، شانس خود را برای انتقامجویی از نیروهای ارزشی امتحان نکنند. از این که در هجمه قریب الوقوع این جماعت، باز هم دلواپس خوانده شویم ملالی نیست چه این که دلواپسی را برتر از دئاثت سیاسی و اخیراً اعتقادی می دانیم.

پنج- برادری از مجموعه معتمدین جناب شهردار، پیغام داد که آن آدم افراطی ماجراجوی آویزان شهرداری که مدت هاست بی هیچ تکذیبی، در سطح رسانه های مجازی از او به عنوان مشاور شهردار یاد می شود، به خاطر عملکرد ناصوابش در این مدت، به تازگی مطرود این نهاد واقع شده است. به یقین شهردار با فراست بابل، به زودی از این دست افراد نالایق، رسماً اعلام برائت خواهد نمود.

 

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">