اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «منصف» ثبت شده است

ماجرای رفتار زشت سد معبر با یک جانباز در بابل

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۳ خرداد ۱۴۰۰، ۱۰:۴۸ ق.ظ

 5️⃣🌴سیره شهید حسین کبیری از یگان تخریب لشکر ویژه ۲۵ کربلا

✍️ادامه خاطره از قسمت چهارم 👈 ...وقتی حاج بصیر متوجه شد که نیزار تکون میخوره ، بلافاصله به آرپی جی زن گفت: موشک رو آماده کن، هر وقت دیدی اولین عراقی پیدا شد ، موشک رو بزن . یادم هست اون آرپی جی زن دلیر و شجاع ، کاری کرد که حتی یه دونه از اون عراقیها نتونستن از نیزار بسمت ما بیان. امروزه بعداز گذشت این همه سال، احساس میکنم اگه تدبیر درست حاج بصیر نبود ما باید اسیر می شدیم(چون همه مجروح بودیم)... 
🔹تو این مدتی که من پیش حاج بصیر بودم، دوبار اومدن و بهش گفتن، حاجی راه باز شد برو عقب. با چشای خودم دیدم که یهو حاج بصیر عصبانی شد و گفت: کجا، کجا برم؟ بچه هام رو چکار کنم (منظورشون به ما مجروحین بود). تازه متوجه شدم تو محاصره عراقیها هستیم(راه عقبه بسته بود). لحظه بسیار دردناکی بود همه به فکر اسارت بودیم... حدود ۲۰ دقیقه بعد ، یکی اومدو به حاج بصیر گفت، راه باز شد. حاجی بلافاصله به اونائیکه سالم بودن گفت : سریع مجروحین رو کمک کنین تا از منطقه دور بشیم. 
🔸من که هر لحظه انتظار اسیر شدن رو میدادم، به خودم گفتم جواد، برو بچرخ یه نارنجک پیدا کن تا عراقیها بهت نزدیک شدن ، ضامنش رو بکش و کار رو یکسره کن. درواقع اسیر شدن رو نمیتونستم برای خودم هضم کنم. بلافاصله رفتم از کمر یه شهید نارنجک گرفتم و حرکت کردم. هنوز چند قدمی نرفته بودیم که یکی اومد و گفت، حاجی راه بسته شد. حاجی بلند شد و با اون مجروحیتش دوید به طرف رزمندگانی که سالم بودن و بهشون گفت: با آرپی جی عراقیها رو بزنین... بعداز ۲۰ دقیقه رزمندگان برگشتن و گفتن مجدد راه باز شد و سریع بگردید. 
🔹در ادامه به حاجی بصیر گفتن، مهمات تموم شد و اگه این بار عبور نکنیم دیگه راه برای همیشه بسته میشه. هنوز حرفاش تموم نشده بود که احمدی از بچه های بابل رو دیدم . اومد جلو و گفت ، جواد چی شده؟ گفتم مجروح شدم. ازم پرسید حسین کبیری کجاست، گفتم شهید شد... گفت جواد من نمیتونم ببرمت عقب، یکی از بچه های تخریب اونجاست بهش میگم بیاد تو رو ببره. گفتم کیه؟ گفت اسلامی (آقای اسلامی از نیروها تخریب خودمون بود). 
🔸اسلامی اومد و منو بلند کرد و گذاشت رو کولش و حرکت کرد. همونطور به پیکر بی جان حسین نگاه میکردم، ازش دور شدم. درضمن، پیکر شهید حسین کبیری سال ۱۳۷۵ در ام الرصاص تفحص شد.
برای شادی روح امام و شهدا، پدر شهید کبیری و پدر آقا جواد منصف سه صلوات.🌺

✍️ علی محسن پور

@sangareshohadababol

 

جواد منصف یکی از یادگاران ناب دفاع مقدس است. از آن دست بچه هایی که بعد از جنگ نیز در حال و هوای دهه شصت باقی ماند و سهمی بابت تیر و ترکش هایی که بر بدنش نشست طلب نکرد. حتی پسر جوانش نیز بیکار ماند و دم بر نیاورد. مادرش هم اینگونه بود. جلال را میخواست به جبهه بفرستد اجازه ندادند و گفتند برادرهایش جبهه هستند کفایت می کند. مادر آمد جلوی اتوبوس اعزام ایستاد و اجازه حرکت نداد تا پسرش را هم با خودشان ببرند. پسری که با جامه سرخ و پیکر بی جان بازگشت. مادر صبر کرد و زیر لب خواند: فدای سر حسین.

جواد بعد از جنگ در شهر آرام و قرار نداشت. به منظقه بازگشت دنبال ابدان مطهر شهدا و شد تفحص گر وادی نور. باز هم آش و لاش و با بدن غرق به خون به شهر باز می گشت.

این ایام همزمان با اوج گیری ویروس کرونا، پسرش مجوز راه اندازی ایستگاه (دکه) فروش ماسک و دستکش و ... را گرفت سر یکی از میادین شهر بابل.

طبق قانون تا پایان اردیبهشت مجوز فعالیت داشت.

صبح سی ام اردیبهشت وقتی به محل کسب و کارش رفت دید عزیزان فرهیخته سد معبر شهرداری وسایلش را به هم زده، اسپیس ها را دارند جمع می کنند و ... تماس گرفت پدر آمد.

جواد پیاده که شد به این رفتار شهرداری اعتراض کرد. این که هنوز قانونا اجازه فعالیت دارد. اینکه اگر قرار بر جمع آوری باشد چرا خسارت وارد می کنند و ...

دید مامور دارد اسپیس را می برد به شهرداری. اعتراض کرد که باشد خودم می برم. با دستش اسپیس را کشید. مامور که هیکلی تنومند تر داشت با دست به سینه آش و لاش او ضربه ای زد. بدن وصله پینه خورده جواد تحمل این ضربه را نداشت. حالش دگرگون شد. جواد موجی شد. بدنش به رعشه افتاد و ... ماموران فرهیخته هم پا به فرار گذاشتند.

سد معبر شهرداری بابل البته پیش تر نیز در مواجهه با ضعفا از این شاهکارها خلق کرده بود.

جواد را به بیمارستان بردند، بخش اعصاب و روان بستری شد.

بچه های آش و لاش جنگ غیرتی شدند و به میدان آمدند. در شهر ولوله پیچید چرا اصلا پاسدار رعنا و جانباز شاخصی چون جواد منصف باید جوان بیکار در خانه داشته باشد؟ چرا وقتی پسر جواد گفت که پدرم جانباز است کسی به روی خودش نیاورد؟ پلاک ماشینش که آرم جانبازی داشت را ندیدند؟ اصلا جانباز نه، شهروند عادی، با دشمن بعثی هم نباید اینگونه تا کرد و...

مسئولین هم البته به خط شدند. از امام جمعه تا شهردار و فرمانده سپاه و.... به دیدار و دلجویی او شتافتند. بعد از آن که جواد از بیمارستان مرخص شد دوباره جمعی از مسئولان ارشد بنیاد شهید و شهرداری به منزلش رفتند برای عرض معذرت و دلجویی. بازرسی شهرداری نیز قصور و تقصیر مامور را پذیرفت. جواد البته دلی وسیع تر از دریا داشته و دارد که بخواهد کینه ای از آدمیزاد به دل بگیرد.

اما دل جواد یک جا شکست.

معدود نفراتی از سر خامی و لجاجت با بچه های انقلابی و البته کینه ای که به خاطر افشای ماهیت مدیر بازداشتی و رانتی شان داشتند سعی کردند موضوع را تحریف کرده و به قیمت خیانت به یک جانباز مظلوم و بی ادعا، از مقصرین حادثه فرشته هایی قهرمان بسازند و از جواد دیو دو سر. فیلمی پخش کردند که اثری از خسارت به دکه جواد نداشت. حرف ها و توهین ها ثبت نشده بود. ضربه مامور پس از کشمکش بر سر اسپیس را دفاع مشروع عنوان کردند و ... فروختند هر آن چه از مفهوم جوانمردی به خاطر داشتند.

نهادی خاص هم با تلقی اشتباه از ماجرای آبان 98 احساس کرد هر جا اسم منصف هست نباید حمایتی انجام بدهد.

این ماجرا هم گذشت. اما تجربه ای دوباره شکل گرفت که هیاتی بودن و مذهبی بودن ظاهری صرفا یک نمایش و ادعای تو خالی است اگر بخاطر هوای نفس و رقابت و تأمین هزینه های جاری هیات و ... حق، ملعبه سیاست بازی قرار گیرد.

از جواد عزیز و دلشکسته تمنا دارم که برای هدایت همه ما دعا کند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

باز هم درخواست محاکمه کیومرث!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۷ تیر ۱۳۹۹، ۰۸:۲۹ ق.ظ

9646_photo_2020-04-25_01-41-23.jpg

 

محمدحسین منصف، پاسدار و آزاده عدالتخواه:

‍ خطاب به مسئولین عالی قضایی کشور و دستگاه قضایی مازندران❗️

آیا آقای کیومرث نیاز آذری مدیر کل اسبق اداره کل اطلاعات مازندران  نباید پاسخگوی نفوذ اکبر اتباعی طبری به سطوح بالای مدیریتی قوه قضاییه باشد⁉️

محمود فخار زاده کرمانی که سوابق گروهکی(سازمان منافقین) داشت با ساده انگاری یا خیانت بعضی از مسئولین  به عضویت دادستانی کل بخش آرشیو پرونده های محرمانه در آمده و با این نفوذ توانستند در سال ۱۳۶۰ آیت الله قدوسی دادستان کل کشور را به شهادت برسانند😢
آیا آقای کیومرث نیاز آذری پدر مجرم اقتصادی مصطفی نیاز آذری که ۲۵ سال مدیر کل اطلاعات مازندران بود و از سوابق گروهکی اکبر اتباعی طبری باید خبر میداشت نباید در مورد نفوذ اکبر اتباعی طبری به قوه قضاییه پاسخگو باشد⁉️
دستگاه قضایی مازندران در این مورد برای مردم مازندران و بویژه مردم بابل که بخاطر این اوباش نفوذی در دستگاه قضا آبروی شهرشان دستمایه خیانت اینان گشته ؛توضیح بفرمایند تا افکار عمومی روشن شود

✅تلنگر با علم به خطرناک بودن پرداختن به این موضوعات و تهدیدات پیش رو از سوی مفسدین اقتصادی و تیم های ترور فیزیکی و شخصیتی خط گرفته از سوی مفسدین اقدام به انتشار این‌مطالب مینماید و آماده پذیرش خطرات پیش رو میباشد.
مبارزه با فساد دانه درشت ها خطراتی در پی دارد و ما این را میدانیم

✅مقام‌معظم رهبری در مورد خطرات مبارزه با فساد در کتاب روایت دلواپسی
که از سوی دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر منتشر شده میفرمایند:

" بدانید مبارزه بافساد یک مبارزه جدی و واقعی است.تهاجم خواهند کرد و فشار خواهند آورد ؛کار سختی است.باید لباس مبارزه بر تن کرد.
برخورد با فساد هم موجب میشود که افراد دقت بیشتری کنند و هم موجب میشود که دست های خیانتکار بترسند و عقب بکشند.
امروز مردم از میارزه با فساد خرسند میشوند و آن را مطالبه میکنند.
هرکس به مردم علاقه دارد....باید در این مبارزه پیشقدم باشد.
مبارزه با فساد دشمن تراش است‌.
هر کس بخواهد با فساد مبارزه کند ؛ یک صف طولانی دشمن جلویش بوجود میاید.
این دشمنان چه کسانی هستند؟
فاسد ها و لشکرهایشان؛چون فاسدهای دانه درشت ؛ لشکرهایی هم دارند.اینها در مقابل میایستند و انواع کارشکتی ها را میکنند. کارشکنی همه همه اش این نیست که کسی چاقو بکشد و به کسی حمله کند. امروز از چاقو کشیدن خطرناک تر هم هست. تهمت میزنند، شایعه درست میکنند ، کار فرهنگی میکنند و به کسانی که از این حرف ها بزنند و بخواهند این اقدامات را بکنند؛برچسب های نادرست و ناحق میزنند.
باید با اینها مقابله کرد و صریح و صادق وارد میدان شد. "

گروه تلگرامی تلنگر🌺
سه شنبه ۳ تیر ۱۳۹۹

  • سیدحمید مشتاقی نیا

منصف باید شلاق بخورد!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۸، ۰۹:۰۷ ب.ظ

 

خوشمان بیاید یا نه، نام محمد حسین منصف در تاریخ شهر بابل ماندگار خواهد شد. حسین منصف پاسدار و آزاده و جانباز و پژوهشگر و نویسنده انقلاب و دفاع مقدس، چهره پر جست و خیز عرصه عدالتخواهی منشأ بسیاری از حوادث تاریخ دارالمومنین به خصوص در بزنگاه تقابل با مدیران فاسد بوده و نامش تا سال های سال زیبنده ذهن و زبان و جان مردم به خصوص نسل های جوان و پر شور و انقلابی خواهد بود.

از این منظر لازم است حسین منصف به تشخیص عجیب قاضی عادل دادگستری استان و با شکایت نامزد ردصلاحیت شده انتخابات، چهل و پنج ضربه شلاق را نوش جان کند و هیچ اقدامی برای تبدیل آن به وجه نقد و ... به عمل نیاورد تا ثبت این اتفاق در تاریخ، نسل های آینده انقلاب را نسبت به حقایق جاری در دستگاه قضا با نگاه واقع بینانه تری مواجه سازد.

این روزها اخباری از صدور احکام عجیب از سوی بعضی قضات دادگستری مازندارن به گوش می رسد که برآیند آن با رویکرد کلان دستگاه قضایی در ایجاد خوشبینی نسبت به نظام قابل جمع نیست. به تازگی نیز یکی از قضات، به کار بردن کلمه فشل برای پلیس فتا که معرف حضور همگان است، آنهم در جلسه با امام جمعه و پشت درهای بسته را مصداق توهین به مأمور در حال انجام وظیفه تلقی نموده است! سیاهه ای از این دست احکام مشکوک در دست جمع آوری و انتشار است. برخی صاحب نظران معتقدند یک حرکت جمعی برای ایجاد بیداری در بعضی مسئولان قضایی استان ضروری به نظر می رسد.

یک پرسشی مدت هاست ذهن مرا به خود مشغول ساخته؛ حجت الاسلام اکبری و جناب حسینی عالمی شب ها چگونه سر راحت بر زمین می گذارند؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شورای مظلوم شهر!

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۸، ۱۰:۲۷ ق.ظ

حالا که دو نفر از اعضای مستعفی شورای شهر تونستن حکم برائتشونو بگیرن و دو سه عضو محکوم شده فعلی هم در شرف دریافت حکم برائت هستن پیشنهاد میکنم من، حاج حسین منصف و دو سه نفر دیگه از رفقای بسیجی داوطلب بشیم و کل افتضاح شورای شهرو به گردن بگیریم!

نمیشه که این همه سر و صدا بشه کل جهان اسم بابل بد در بره بعد هیچی به هیچی؟! یه چن تا محکوم بی کس و کار این وسط نیازه. قوه قضاییه میتونه روی ما حساب کنه گردن ما از مو باریکتره. smiley

  • سیدحمید مشتاقی نیا

جوجه منافق های بابل دوباره دم درآوردند!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۸، ۰۲:۵۷ ب.ظ

برادر عزیز فتنه گری که همنوا با منافقین و با حمایت صهیونیسم در سال 88 شکست میر یزید را بر نتابید و با همپالکی های وطن فروشش به آشوب گری پرداخت و در سایه رأفت نظام تنها اندکی در حبس خوابید حالا به حمایت از عنصر منافق تر از خودش برآمده و برای حامیان انقلاب، شاخ و شانه می کشد.

قصه این است که یک جوجه منافق فتنه گر در صفحه مجازی اش به مظلوم نمایی و قهرمان سازی خود پرداخت و در کلماتی بی ادبانه که البته جزو شئون این قبیله است، به متلک و کنایه نسبت به مقام معظم رهبری اقدام نمود.

حقیقت امر آن است که سکوت دستگاه های بی عرضه نظارتی در مقابل هتاکی های مکرر دختر یکی از شکنجه گران معروف ساواک نسبت به اسلام و انقلاب و مانور مجازی چند سایت هنجارشکن و اقدام دو سه مأمور فشل نیروی انتظامی در پرونده سازی های واهی برای نیروهای فعال انقلاب و انتقام گیری از بچه های بسیج، جماعت فتنه گر را به اشتباه انداخت که لابد دوباره می توانند در آستانه انتخاباتی دیگر، فضا را در دست گرفته و به رسم سرسپردگی وطن فروشان، کشور را تحویل اربابان آمریکایی خود بدهند.

برادر عزیز وطن فروش!

نظام مردانگی به خرج داد و معامله ای که کشورهای دیگر مثل ترکیه و ... با اوباش سیاسی و کودتاچیان انجام دادند با شما انجام نداد؛ اما شما مرد نبودید و به جای تنبّه، در حالی که هنوز هم نتوانسته اید یک صفحه مطلب در اثبات ادعای واهی خود مبنی بر تقلب در انتخابات رو کنید دوباره از سوراخ موش سر برآورده و برای رهبر و ستون خیمه انقلاب، دهن کجی می نمایید.

نظام مردانگی به خرج داد و علت رد صلاحیت نامزد نو رس و مثلا اخلاق مدار شما در انتخابات پیشین مجلس را بخاطر حفظ آبروی خودش و خانواده اش افشا نکرد؛ اما شما هنوز بخاطر گندی که لیست مورد نظرتان در انتخابات شورا زد از مردم عذرخواهی نکرده اید.

حسین منصف مرد بود و در مقابل برادرش که به جرگه منافقین پیوست، ایستاد و پس از چند دهه هم چنان در خط مقدم دفاع از اسلام و انقلاب، سپر تیر منافقانی چون شماست که مرد نیستید و با اینکه در خفا به غلط زیادی خود که در سال 88 خوردید، اذعان می کنید، حاضر نیستید بابت هرج و مرج طلبی و فتنه گری و همدستی با دشمنان ملت عذرخواهی نمایید.

چند مسئول بی غیرت و معامله گر شهر، شما را به اشتباه در محاسباتتان نیندازند. بچه های حزب اللهی در برخورد با ضدانقلاب و منافقین جدید لحظه ای تردید به خود راه نخواهند داد.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

حاشیه های ناتمام یک شورا

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۷، ۰۶:۴۶ ب.ظ

در خصوص یادداشت اخیر برادرم حسین منصف(که هنوز هم خیلی از بچه های قدیم تیپ دوم تاسوعا ما را برادر میدانند) یک توضیح کوچک را لازم می دانم:

جواد بیژنی بدترین ادم روزگار نیست

بدترین عضو شورا نیست

معلوم نیست امثال من به امثال او نزد خدا برتری داشته باشیم

احترام جواد محفوظ است

و ...

اما بر اساس آموزه های دین و نص کلام رهبری، مسوول در کشور اسلامی نباید متخلف باشد و طبعا جایگاهش در صورت خروج از عدالت، مشروع نیست.

وقتی جرمی آشکار شده و همه از آن آگاه می شوند، صیانت از حریم احکام و پیشگیری از شکستن قبح گناه، ضروری بنظر میرسد.

مجموعه فریب دهندگان و فریب خوردگان ماجرای رسوایی شورا در راستای حفظ هنجارهای جامعه و احترام نسبت به اعتماد عمومی، صلاحیت حضور در شورای اسلامی! را دارا نیستند. 

این مساله فقط نگاه این طلبه کوچک نیست و اگر کسی تمایل دارد میتواند نظر مکتوب علمای بزرگوار و فقهای معزز حوزه را در اینباره جویا شده و منتشر نماید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

آقامیری آنها و صدرالساداتی ما!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۷، ۱۱:۲۶ ق.ظ

سید حسن آقامیری به دوسال حبس و خلع لباس محکوم شد. از بعضی نیروهای ارزشی گرفته تا اصلاح طلبان و بعد ضدانقلاب و... دست به دست هم به این حکم اعتراض کرده و خواسته یا ناخواسته از او یک قهرمان مظلوم ساخته اند. فضای رسانه های مجازی همینک مملو از پیام های اعتراضی و انتقادی نسبت به صدور این حکم دادگاه ویژه است.

حکم زندان آقامیری حالت تعلیق دارد و اجرایی نمی شود. حکم خلع لباس او هم از سوی دادگاه بدوی صادر شده و معلوم نیست در دادگاه تجدیدنظر تأیید شود که بنا بر شناختی که از دادگاه ویژه دارم بعید می دانم چنین شود. بین خودمان بماند خانواده آقامیری هم خانواده با نفوذی است. بگذریم.

این اتفاق همزمان بود با انتشار خبری پیرامون دستگیری حجت الاسلام احمدی از طلاب جوان بسیجی بروجرد که با عبا و عمامه دستبند خورد و با حالتی تحقیرآمیز روانه بازداشتگاه گردید.

این اتفاق همزمان بود با خبری پیرامون برخورد زننده با یک جانباز مدافع حرم در امیدیه و ورود به حریم خصوصی او به اتهام فرضی و ثابت نشده دخالت در یک کانال افشاگر که فیلم آن نیز منتشر شد.

کمی پیش تر از آن آزاده ای جانباز و پاسدار و پژوهشگر دفاع مقدس در بابل را به اتهام انتشار مطلبی طنز و انتقادی دو سه روز روانه زندان نمودند.

کمی پیش تر، حجت الاسلام سید مهدی صدرالساداتی، طلبه انقلابی ولایی عدالتخواه را در ده ونک (فدک) مورد ضرب و شتم قرار دادند، یکی دو روز بعدش او را به اوین فرستادند، لباسهایش را از تنش درآوردند و انگشت و دستکش و معاینه فنی که مبادا مواد با خودش حمل کرده باشد!

ما همه این اخبار و مشابه آن را دیدیم و شنیدیم و به روی مبارکمان نیاوردیم. همین می شود که گاه نیروهایمان را از دست می دهیم و خط مقدمی هایمان بعد از مدتی که می بینند پشتشان خالی است به کهف انزاوا روی می آورند؛ اما سلبریتی های آنها فربه تر از قبل به عرض اندام پرداخته، صف آرایی کرده و تکثیر می شوند. بعد ناراحتیم که چرا مردم گفتمان عدالتخواهانه ما را باور ندارند؟

صاحبان میز نه اما انقلاب ناب اسلامی به امثال صدرالساداتی که حنجره شان وقف مبانی اسلام اصیل و علوی باشد نیاز مبرم دارد. ماییم که باید انتخاب کنیم قرار است بسترساز رشد صدرالساداتی ها باشیم یا با سکوتمان عرصه را برای رشد آقامیری ها و هیاهوی حامیانشان خالی بگذاریم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

در تاریخ بماند!

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۷، ۱۰:۴۸ ب.ظ

محمدحسین منصف یک پاسدار، جانباز و آزاده و پژوهشگر دفاع مقدس اهل بابل است که چندی پیش متنی طنزواره درباره شهری تخیلی نوشت و اشاره کرد به یک قاضی فرضی و تخیلی فاسد و ...

به دادگاه فراخوانده شد که نکند منظورت به ما بوده و توهین کرده ای و ... و با این که می شد مثل هر متهم و متشاکی دیگری با قرار وثیقه تا زمان تشکیل دادگاه، برود دنبال زندگی اش؛ اما دو سه روزی او را در بازداشت و زندان نگه داشتند که مثلا، بعله!

آیت الله توکل، نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبری است و استاد خارج فقه و اخلاق حوزه علمیه قم که به تازگی صحبتی درباره کنسرت موسیقی و تخلفات شورای شهر بابل و ... داشت و از سوی طیف خودباخته فرهنگی در همین فضای مجازی مورد وهن قرار گرفت و تصویرش هم ثبت شد و ... الان یکی دو هفته ای است که منتظر واکنش و پیگیری عزیزان دلسوز در دادگستری هستیم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

بازداشت یک آزاده، از نگاهی دیگر!

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۳۸ ب.ظ

See the source image


درباره بازداشت عجیب محمدحسین منصف، آزاده جانباز و پژوهشگر دفاع مقدس به اتهام نگارش داستانی تخیلی توسط یک بازپرس جوان و خوش آتیه! در بابل به اندازه کافی نقد و نظر نگاشته و منتشر شد. در این مقال، از زاویه ای دیگر به این اتفاق نگریسته می شود:

یک- دو شب و سه روز بازداشت منصف و موج رسانه ای ناشی از آن، فرصتی بی بدیل برای انعکاس مطالب او در سطح رسانه های مجازی و اطلاع مردم و مخاطبان کنجکاو از نوشته ها و دغدغه های ناشنیده وی و نیز سایر نیروهای عدالتخواه  بود که به راحتی و در شرایط عادی، مقدور نمی شد. انتقال دیدگاه های انقلابی و عدالتخواهانه دلسوزان نظام و نیروهای خودجوش مردمی، ظرفیتی ناب برای تقویت اعتماد جامعه نسبت به نیروهای ارزشی به شمار می آید. به نفع انقلاب و نظام اسلامی است که مردم دغدغه ها و مطالبات خود را به جای شنیدن از بنگاه های رسانه ای غرب، از زبان پیشقراولان انقلاب و نیروهای خط مقدمی جبهه اسلام ناب بشنوند.

دو- بازداشت منصف، ائتلافی از نیروهای ارزشی و عدالتخواه جوان از جناح های مختلف شهر را در پی داشت که بی توجه به برخی اختلاف نظرها و کدورت ها، این مبنا را پذیرفتند که برخورد با حسین منصف بیش از آن که برخورد با یک فرد باشد اصل آزادی بیان و امر به معروف و نهی از منکر و گفتمان عدالتخواهی را تحت الشعاع قرار خواهد داد. استمرار این وحدت عدالت خواهانه آینده ای روشن در حفظ شخصیت و حقوق منتقدان جامعه و فعالان رسانه ای و اجتماعی را نوید می دهد.

سه- مجموعه نهادهای امنیتی و اطلاعاتی ورود خوبی به این ماجرا داشته و با تشخیص صحیح علل و عوامل اصلی دخیل در تشویش اذهان و ملتهب کننده جامعه، نگران از بروز برخی رفتارهای شتاب زده، این ضرورت را صحه نهادند که باید فکری اساسی برای رفع و اصلاح بعضی نگرش ها صورت بگیرد. برخورد دلسوزانه و متعهدانه مسئولینی در سطح رده های امنیتی شهری، استانی و کشوری، برآیندی شیرین و دلگرم کننده از آگاهی و مسئولیت پذیری بیطرفانه نهادهای ذی ربط در خصوص وقایع و تحولات سیاسی به شمار می آید که در دو بند دیگر به آن خواهم پرداخت.

چهار- دادستان استان مازندارن از محصولات برجسته علمی و تربیتی حوزه علمیه است که فارغ از بعضی نقدها و گله های متقابل، انسانی شریف، عالم، صبور و البته فوق العاده هوشمند و متخلق به شمار می آید. شخصاً به عنوان یکی از منتقدان قدیمی رویکردهای دستگاه قضا، حضور امثال آقای حسینی را نعمتی برای این قوه شمرده و معتقدم سطح درایت و هوش این دانش آموخته و استاد حوزه و مدیر با تجربه، یک سر و گردن بالاتر از مجموعه مدیران استانی در دستگاه های مختلف محسوب می شود. نگاه مدبرانه و عمیق ایشان به اتفاق اخیر و حاشیه ساز در دادگستری بابل، مطلوب و امیدوار کننده بود که در بند دیگر به آن خواهم پرداخت.

پنج- فارغ از برخی انتقادات جدی نسبت به حجت الاسلام تقوی فر، مدیر کل دادگستری استان، ایشان را از نظر جایگاه علمی باید از مفاخر حوزه علمیه دانست. در ماجرای اخیر به رغم برخی دلخوری ها، با حجت الاسلام تقوی فر در قالب پیامک تبادل نظر داشتم که جالب و خاطره انگیز بود. حالا می خواهم بروم سر اصل مطلب:

در آستانه چهل سالگی عمر با برکت انقلاب اسلامی، دوستانی فرهنگی درصدد تهیه فهرستی از دستاوردهای انقلاب اسلامی مانند فن آوری های اتمی، نانو، موشکی و نظامی، ماهواره ای، سد سازی، پزشکی و ... هستند که در جای خود اقدامی ارزشمند است؛ اما بالاتر از همه این دستاوردهای مادی، برچیده شدن تفکر طاغوت و روی کارآمدن مدیرانی را باید ارج نهاد که بدون تکبر و تفرعن، با روحیه ای متواضعانه و بیانی مستدل درصدد ارتباط و نقد و نظر با شهروندان معمولی جامعه برمی آیند. راقم این سطور به شکر خدا از هر نوع جایگاه و منصب حقوقی بی بهره است. این که دادستان یک استان وقت بگذارد و در مسائل مختلف به شنیدن نقد و نظر و بحث و مفاهمه با این حقیر بپردازد، مسئولی در رده مدیرکلی دادگستری استان به رغم وجود اختلاف سلایق محسوس و برخی کدورت ها، وقت می گذارد و نه از موضع بالا به بحث پیرامون یک موضوع مربوط به حیطه کاری خود ولو در قالب پیامک می پردازد، مقامی امنیتی بدون هیچ ملاحظه طبقاتی در مقابل بیان تند و تیز من خضوع نشان داده و با چند تماس تلاش کند که با محوریت منطق به بحث و مفاهمه بپردازد و ... از ویژگی های منحصر به فرد و دستاوردهای معنوی انقلابی الهی است که فرهنگ ریاست طلبی و زورگویی و تبختر را به فرهنگ مسئولیت پذیری و تواضع بدل ساخته و مردم را در جایگاه ولی نعمت مسئولان نشاند و اصل امر به معروف و نهی از منکر و باور کلکم راع و کلکم مسئول را به عنوان یک ارزش در جامعه نهادینه ساخته است. روح امام شاد که انقلاب او جامعه را به سمتی می برد که به حول و قوه الهی یک شهروند معمولی هم بتواند حرفش را بدون لکنت به گوش مسئولان برساند. در قاموس معارف دین، جز در حیطه امور شخصی، "به تو چه" و "فضولی موقوف" نداریم. منتقد، دشمن نیست و زور، ملاک حق به شمار نمی آید.

شش- جناب آقای وکیلی راد شاید خیلی خوش شانس نباشد که دوبار در زمان تصدی قضایی او شاهد ظهور حواشی و جنجال پیرامون عملکرد دادگستری بابل بوده ایم. ایشان به همان میزان که منتقدانی جدی دارد، حامیانی هم دارد که سلامت و منطق او را تأیید می نمایند. به نظر گفتگوی حضوری، منطقی و جدی با ایشان را باید یک فرصت و مجالی برای تبادل آرا و اصلاح بعضی رویکردها دانست.

هفت- حساسیت سوژه این متن و بضاعت وسوسه انگیز آن بی تردید مجموعه مسئولان قضایی و امنیتی را به خواندن این سطور راغب و تحریک ساخته است. از فرصت استفاده کرده و بیان این تذکر را لازم می دانم که وجود برخی بدهکاران کلان به شهرداری و تعلل در وصول مطالبات این فرد یا افراد خاص، منجر به بروز شایعاتی ناصحیح در خصوص مراوده آنان با مسئولان گردیده است. تأثربرانگیز است که رییس شورای شهر در جلسه رسمی و در حضور خبرنگاران به یکی از بدهکاران کلان، زار بزند که اگر می شود بخشی از بدهی ات را پرداخت کن که شهرداری خرج دارد و گرفتار است! مماشات با این افراد علاوه بر احتمال تضییع حقوق بیت المال، افکار عمومی را نسبت به قاطعیت نهادهای نطارتی و قضایی بدبین می سازد.

همچنین شنیده شده بنا بر حکم دادگاه بدوی، دو تن از اعضای فعلی شورای شهر با شکایت اعضای قبلی به زندان محکوم شده اند. اگر چه باید منتظر رأی دادگاه تجدیدنظر ماند؛ اما مستند به افواه عموم و شایعاتی آزاردهنده عرض می کنم که لایه هایی قابل اعتنا از مردم این شهر به خصوص در جریان تنفس مصنوعی به شورا با جایگزینی شبانه و شتاب زده اعضای علی البدل، نسبت به قاطعیت در برخورد با متخلفان بی اعتماد شده اند. دستگاه قضا جایگاهی متفاوت از نهادهای اجرایی داشته و عملکرد آن به طور مستقیم به پای نظام نوشته می شود. اگر سرمایه داری هست که با گردن کلفتی از ادای حقوق مردم سر باز می زند، اگر مقامی هست که عرصه مدیریت شهری را ملک طلق خویش و اقوامش دانسته و دنبال رانت و رابطه و چپاول برآمده، برخورد بی رودربایستی، سریع و قاطع مسئولان قضا می تواند پایانی بر همه شایعات بوده و تقویت اعتماد عمومی به نظام اسلامی را تضمین نماید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

دومین شب بازداشت منصف

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۳ ب.ظ

go9_dsc00077_resized.jpg


دیشب بعد از انتشار خبر بازداشت عجیب محمدحسین منصف، از نهادی امنیتی تماس گرفته و تأکید کردند که بازداشت نامتعارف این  پاسدار و نویسنده عدالتخواه از سوی مسئولان قضایی صورت گرفته و آنها نیز پذیرفته اند که صبح فردا با اخذ وثقیه اقدام به آزادی وی نمایند.

البته وقتی مسئولی با شما دست می دهد، بنا به تجربه، انگشتانتان را دوباره بشمارید!

حسین از قضا برای پاره ای از توضیحات به دستگاه قضا احضار شده بود که حبس را مقدرش ساختند.

امام حسن عسکری را اصلاً برای همین عسکری لقب دادند که بیشتر عمر مبارکش را در زندان یا تحت نظر گذراند.

پاسدار آزاده، خلقوا من فاضل طینتنا را در شب میلاد امامش باید به نمایش می گذاشت تا ثابت شود شیعه یعنی رهرو و رهروی واقعی یعنی السنخیة دلیل الانضمام.

آقازاده اتوکشیده و سرما و گرما نچشیده ای پیام داد: لازم بود حسین منصف خلع سلاح شود!

یعنی این جماعت با این سطح فکر کافی است نگاهی به فضای مجازی بنیدازند تا ببینند از دیشب تا به حال صفحات توییتر و اینستا و تلگرام و وب و ... از حسین نوشتند و آن چه حسین می خواست را دست به دست منتشر کردند و ...حسین منصف تکثیر شد.

دوستان سیاهه ای تهیه کردند از بازتاب این اقدام مسئولان قضایی بابل برای ارائه به نهادهای بالا دستی که چگونه حرکتی اینچنین در حالی که دشمنان انقلاب آزادانه به هتک ارزشها در فضای مجازی اشتغال دارند - و البته به حکم بصیرت مدعیان، دشمن اصلی انقلاب کسی است که میز و فیش حقوقی خوش نشینان را نشانه برود- از دیشب تا به حال به ریش انقلابیون نیشخند حواله کرده اند.

تا کی قرار است بچه های کف میدانی حزب الله ملزم به پیشگیری از تشویش اذهان عموم باشند و پرهیز از التهاب آفرینی و بعد کسی جایی به حکم زور بازوی میزش، به اسم انقلاب، تشویش اذهان عموم و التهاب را دامن بزند و دشمن شادمان کند؟

حسین منصف هفت سال را در چنگال حزب بعث گذراند و آزاد که شد سر تعظیم به میز صدام و صدامیان فرود نیاورد که هیچ، عمرش را به تبیین ارزش های ایثار و شهادت و ماهیت استکبار و حزب بعث گذراند. این را گفتم تا احیاناً کسی گمان نکند چند روز معطلی و این دست و آن دست کردن برای آن که حسین شب و روز بیشتری را در بازداشت بگذراند باعث خواهد شد او پس از آزادی به شهروندی مطیع و خاضع در مقابل صاحبان قدرت و مکنت تبدیل شده و زین پس دغدغه ای برای پرده نشینان باقی نخواهد ماند، آزموده را آزمودن خطاست.

  • سیدحمید مشتاقی نیا