اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات

۲۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «درد بی دردی» ثبت شده است

جیغ شغالها

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۴۰۲، ۰۷:۰۸ ب.ظ

photo_2023-06-11_18-39-53_o4nf.jpg

 

عناصر ضدانقلاب از اینکه دیدند خانواده مجیدرضا رهنورد متعهد به مناسک دینی هستند به خشم آمده و موجی از ناسزا را به این خانواده نثار کردند. اوباش هرزه تحمل دیدن چادر مادر مجید را نداشتند و قرآن خواندن او را تاب نیاورده و این خانواده داغدار را آماج توحش مجازی خویش قرار دادند.

این خصلت مدعیان دروغین آزادی است که دیکتاتور تر از هر دیکتاتوری به سرکوب مخالفین خود پرداخته و حتی حق انتخاب پوشش یا نوع مراسم و مناسک را هم از آنها سلب میکنند. برادر مجیدرضا رهنورد ضمن اظهار تأسف از توهینهای بی شمار عناصر بی قید مدعی آزادی در استوری صفحه اینستای خود بر تقید خانوده نسبت به مذهب و آداب دینی تأکید نمود.

این واقعه سند دیگری است بر هرزگی و لاقیدی جماعت خودباخته و غربزده که مشکلشان نه حجاب یا اقتصاد که اساس زندگی انسانی است و هدفی جز سیطره خوی حیوانی و درندگی و تبدیل جامعه به جنگل لاابالی گری در سر ندارند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

یک نمونه دیگر

سیدحمید مشتاقی نیا | شنبه, ۲۰ خرداد ۱۴۰۲، ۰۹:۴۵ ق.ظ

photo_2023-06-10_09-30-09_ra0g.jpg

 

دوتا پست پایین تر مطلبی گذاشته ام درباره مدیری شمالی که در دولت روحانی بدون ریش بود و در دولت رییسی که میز گرفت یکهو صاحب ریش شد.

یک عکس دیگر هم از یک مدیر بانکی در فضای مجازی دست به دست میشود که در دولت رییسی علاوه بر ریش، جای مهر هم روی پیشانی اش سبز شده است!

مشابه این نوع اخبار را بارها دیده و شنیده ایم. چندی پیش بود در همین وبلاگ از سرپرست بهزیستی بابل رونمایی شد که زمان اغتشاشات، تصویر پروفایلش در حمایت از جماعت وطن فروش بود.

کانونهای قدرت، مخرج مشترکی بنام ثروت و جاه طلبی دارند و بر مبنای این اشتراک هر جا که اقتضا کند دست همدیگر را میگیرند، ولو به قیمت ذبح ارزشها و اعتماد عمومی.

جالب است بارها پیش آمده دوستی برای گزینش اداره ای رفته و اولین پرسشی که از او صورت گرفته درباره ارتباطش با فلان طلبه یا چهره انقلابی و عدالتخواه بوده و بر نهی و نفی هر نوع رابطه با چنین افرادی که میز مسئولان را با معیارهای دین و انقلاب به چالش می کشانند اصرار گردیده است.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

فقط عبور از خاتمی جائز نیست؟!

سیدحمید مشتاقی نیا | يكشنبه, ۷ خرداد ۱۴۰۲، ۱۲:۵۹ ب.ظ

معنی تناقض - واژگان مترادف و متضاد

 

در آستانه برگزاری رقابتهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی و جلسات پیدا و پنهان گروههای سیاسی مختلف، این روزها دوباره شاهد انتشار مصاحبه ها و یادداشتهایی از بعضی چهره های موسوم به اصلاح طلب برای ایجاد یکپارچکی و وحدت حزبی با اسم رمز "نفی عبور از خاتمی" هستیم. اخیرا نیز یکی از چهره های مطرح این جریان تأکید نموده هر که از خاتمی عبور کند اصلاح طلب نیست!

ضمن یاداوری این اصل انقلابی که نقد جریان اصلاح طلب به معنای تأیید جریان موسوم به اصولگرا نیست اما نمی شود از کنار دو تناقض مشهود در این عبارت رهبران اصلاحات به سادگی عبور کرد:

یک- اصلاح طلبان معمولا داعیه آزادی بیان و روشنفکری و مخالفت با دیکتاتوری را دارند. با این وصف جای سوال است که چرا عبور از خاتمی جائز نیست اما عبور همپالکی های محترم از قانون و احکام اسلامی جائز بوده و نشانگر نگاه مترقی آنهاست؟ علیه خدا میشود راهپیمایی کرد اما عبور از خاتمی جائز نیست؟!

دو- تأکید بر محوریت خاتمی در هدایت و رهبری جریان موسوم به اصلاحات، تأیید ضمنی اصل ولایت است. وقتی نمیتوان از خاتمی عبور کرد یعنی به رغم دارا بودن نظر متفاوت، اصل بر هماهنگی و تبعیت از یک نفر است. آن وقت همین آقایان ژست اپوزیسیون می گیرند در برابر ولایت و شعار سر میدهند که ملت قیّم نمی خواهد! آقایانی که داعیه برگزاری رفراندوم را دارند حتی حاضر نیستند درون جبهه گفتمانی خودشان برای تعیین رهبری اصلاحات دست به انتخاب و نظرسنجی بزنند و تنها از طریق فشار رسانه ای و سیاسی دنبال بازآفرینی تحمیلی نقش خاتمی در هدایت این جریان و عقب راندن همفکران منتقد هستند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

با مسئولان دروغگو هم برخورد کنید

سیدحمید مشتاقی نیا | سه شنبه, ۸ آذر ۱۴۰۱، ۱۱:۱۹ ق.ظ

 

جناب قاضی القضات به دادستانها و قضات کشور دستور داد: هر کس را که دروغ میگوید احضار کنید.

حرف درستی است. هر کس و نا کسی با یک صفحه مجازی میتواند به کارخانه پمپاژ دروغ و اخبار جعلی تبدیل شده و با فریب افکار عمومی، هزینه ای گزاف روی دست کشور بگذارد که این دوماهه مصادیقش را به وفور شاهد بودیم.

اما

خوب است مدعیان دروغینی که مردم را با وعده حل صد روزه مشکلات معیشتی، قابل اعتماد بودن و سود دهی بورس، حل شدن همه معضلات حتی آب آشامیدنی با امضای برجام، چرخیدن چرخ کارخانه ها و صنعت هسته ای و دهها شعار رنگارنگ کذب و سر کاری -که موج تنفر و بی اعتمادی نسبت به مسئولان را در جامعه به بار آورد- فریب دادند هم احضار و بازخواست شوند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

نوجوانانی که هیپنوتیزم شدند!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۳ آذر ۱۴۰۱، ۰۲:۴۴ ب.ظ

                                                   بازداشت شدگان می‌گویند، «هیپنوتیزم» شده‌اند!

 

یادداشت کوتاه روزنامه همشهری که در ادامه میخوانید مرا یاد مطلبی انداخت که دوستان متعددی در شهرهای مختلف در این دو ماه اخیر برایم نقل کرده اند. آنها میگویند اکثر این جوانان و نوجوانانی که دست به اغتشاش میزنند به محض دستگیری شروع به گریه و زاری و التماس میکنند و از ته دل زار میزنند که آزادشان کنیم. اغلب دلمان برایشان میسوزد. در زمان بازداشت چه یک ساعت باشد چه چند روز نیز در حال گریه و بغض و گوشه گیری و اظهار پشیمانی هستند. معمولا برای اینها اگر شاکی خصوصی نداشته باشند پرونده ای درست نشده و آزاد میشوند. عده ای متنبّه شده و دنبال درس و بازی و کارشان میروند. عده ای دوباره در فضای مجازی شیر میشوند، باز تصور میکنند که در حال بازی یارانه ای هستند و به قهرمانی شکست ناپذیر تبدیل شده اند. باز به خیابان می آیند و چیزی می شکنند و به جایی حمله میکنند. دوباره به محض دستگیری بی آنکه حتی یک سیلی به صورتشان بخورد احساس شکست نموده، رویاهایشان پودر میشود و دوباره به عجز و التماس و گریه و آه و فغان می افتند.

این خصلت فضای اغواگر مجازی است که آدمها را تهی و غافل از واقعیتها بار می آورد همچون مخدری آنها را دچار توهم ساخته و به اشتباه می اندازد.

روزنامه همشهری نوشت: جامعه شبکه‌ای شبیه کمپ‌های منافقین رابطه فرد با واقعیت را قطع و چشم، گوش و قلب او را مشحون و مملو از اغوا و القاهای یک‌سویه رسانه‌ای می‌کند. این سطح از جنون چنان می‌کند که اساسا فرد برایش صدق و کذب اخبار مهم نیست و غوطه‌ور در یک خلسه رسانه‌ای، چنان دچار حیوان‌وارگی می‌شود که ممکن است دستش به خون پاک‌ترین‌های روی زمین نیزآغشته شود.

آقایان مسئول متوجهیم با ساده‌نگری و فهم ظاهرگرا از رسانه‌های جدید چه بلایی سر جامعه آوردیم؟ راهکارتان چیست؟ نشستن و نظاره آتش؟

پلتفرم محل زندگی واقعی است؛ نه صرفا یک پیام‌رسان مجازی؛ هیچ جای عالم اداره شهر و دیارشان-بخوانید ذهن‌ها - را به دشمن نمی‌سپارند، اما ما با خوش‌خیالی چنین می‌کنیم و ژست مردمی هم می‌گیریم.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

شیرهای پاکتی!

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۸، ۰۵:۴۳ ب.ظ

 

مردم به امرایشان شبیه ترند تا به پدرانشان.

وقتی مسئولین با هم دعوا می کنند، وقتی مسئولان سراغ اشرافی گری و تجمل می روند، وقتی مسئولان فامیل های خودشان را سر کار می آورند این فرهنگ به مردم هم منتقل می شود.

در ماجرای گرانی غیرمعقول قیمت بنزین تا کنون هیچ از مسئولان ارشد کشور حاضر به پذیرش مسئولیت آن نگردیده و هر یک به نوعی سعی در شانه خالی کردن از این تصمیم و اقدام نمودند. با این وصف نباید از جامعه انتظار داشت که مسئولیت گریزی، ترس و دروغ را مذموم دانسته و سراغ آن نرود.

مسئولان حواسشان هست که پیامد فرهنگی اقداماتشان چیست و دیر یا زود چه بلایی بر سر جامعه خواهد آورد؟

  • سیدحمید مشتاقی نیا

ما، کمیته امداد و قوه قضاییه

سیدحمید مشتاقی نیا | پنجشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۷، ۰۴:۳۶ ب.ظ

چند روز پیش خبری در کانال های اطلاع رسانی مازندران منتشر شد که حکایت از تعطیلی کارخانه قدیمی و معروف نکاچوب و بیکاری چهارهزار کارگر داشت.

این یعنی چهارهزار خانواده دل نگران و رنجور و دلواپس که نسبت به شرایط آینده زندگی خود و فرزندانشان احساس ناامنی داشته و روزها و شب ها را باید با اضطراب پشت سر بگذارند.



سجاد پوراحسان یکی از دانشجویان متوفی در جریان واژگونی اتوبوس دانشگاه آزاد بود. در خبرها آمده است او سه روز پیش از ارتحال، یک زندانی مالی را آزاد کرده بود. این زندانی راننده وانتی بود که در حاشیه تهران زندگی می کرد و به دلیل ابتلا به دیسک کمر، مدتی سرکار نرفت و اجاره های خانه اش تلنبار شد و در نهایت با شکایت صاحبخانه، به خاطر اندکی بیش از سه میلیون تومان راهی زندان گردید و خانواده اش نیز بی سرپناه ماند.



با تجمع و اعتراض دانشجویان و طلاب عدالتخواه، رئیس سازمان خصوصی سازی از سمت خود استعفا داد. او پیش تر از سوی رسانه ها متهم شده بود که کارخانه ای متعلق به اموال عمومی را به ثمن بخس خریده و با رانت و رابطه بازی به نام خود سند زده است.


این سه خبر مال همین دو سه روز اخیر است. سه خبر عجیب و تأسف آور که به راحتی نشان می دهد بعضی چیزها سرجای خودش قرار ندارد.

در واکنش به خبر اول جا داشت که عزای عمومی اعلام کنیم. در مواجهه با خبر دوم باید برای مرگ انسانیت خون می گریستیم. در واکنش به خبر سوم ...

انگار خیلی چیزها برایمان عادی شده، برای مسئولانمان بیشتر. 

  • سیدحمید مشتاقی نیا