اشک آتش

از اسلام ناب آمریکایی بیزارم!از ادعای برتری هویج بر بسیج!از اسلام بی خطر بیزارم...از اسلام آسه برو آسه بیا...اسلام پاستوریزه...اسلام عبدالملک مروان...اسلام بنی امیه و بنی العباس...اسلام شیوخ منطقه!!...اسلام پر عافیت و بی عاقبت...
----------------------------------------------------------------------------------
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید مهیا شد از بهر قربانی
با چهره خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود اینسان معراج انسانی

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حضرت معصومه» ثبت شده است

کرونا و بساط دین!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۹، ۰۷:۰۶ ب.ظ

 

یک عده شبهه انداختند وسط که مگر نمی گفتید امام رضا شفا می دهد، به قم پناه ببرید، از اهل بیت کمک بخواهید؟ چه شد پس؟ چرا کرونا که آمد ماست هایتان را کیسه کردید، دنبال دوا و دکتر می گردید، به زیارت می روید ماسک می زنید و از باورهایتان کمک نمی گیرید؟

یک عده هم خیر سرشان رفتند جواب بدهند خودشان شبهه جدید تولید کردند! از هول حلیم افتادند توی دیگ و گفتند: ای بابا! دلتان خوش است؛ امام رضا خودش هم مسموم شد و به شهادت رسید و ...یک جوری که انگار نعوذ بالله اهل بیت علیهم السلام برای نجات خودشان هم نتوانستند کاری انجام دهند چه برسد به این که بخواهند برای مردم قدمی بردارند؟!!!

به این می گویند شبهه در شبهه! این گونه شد که کار بیشتر گره خورد و خلق الله ماندند معطل که بالاخره تکلیف چیست و نکند این سال ها که پای منبر نشستیم سر کار بوده ایم و پشت و پناهی نداریم و ...؟

عزیز دل برادر! عارضم خدمت شما که اهل بیت و به خصوص همین امام رضای نازنین خودمان پناهگاه و دارالشفای دردهای مردم در طول همه زمان ها بوده و هستند، شکی نیست. چه بسیار افرادی اعم از شیعه و سنی و مسلمان و غیر مسلمان از مشاهد شریف ائمه حاجت و شفا گرفته اند که اصلاً قابل کتمان نیست. اما توسل به اهل بیت مثل هر دعا و حاجتی ممکن است گاه به طور مستقیم و محسوس برآورده شده و گاه بنا بر مصالحی به گونه ای دیگر روا شود. اهل بیت در زمان حیات مادی خود و یا پس از آن معجزات و کرامات بسیاری بر جای گذاشته اند؛ اما بنا بر علم باطن و الهی خود نیک می دانند چه هنگام باید از قدرت و کرامت خویش بهره گرفته و چه هنگام بنا بر مصالح مقدّر الهی نباید از قدرت معنوی شان استفاده کنند. از این رواست که بعضی حاجات ما به حَسَب ظاهر روا نشده و یا این که مثلا موت (شهادت) حتمی و مقرّر آل الله هم بر اثر سمّ کین و شمشیر خصم محقق می گردد. بالاخره اهل بیت قرار است روزی از دنیا بروند یا نه؟!

این از شبهه دوم اما جواب شبهه اول:

همان دینی که به ما یاد داده در مواجهه با مشکلات و گره های زندگی به دامان اهل بیت پناه برده و از خدا و برگزیدگانش مدد بجوییم این را هم آموخت که رجوع به عقل و دقت در محافظت از جان و تلاش برای کسب روزی و رشد و پیشرفت، امری ضروری و تکلیفی شرعی است. همان طور که پیامبر بیرون (نبی) به کمک پیامبر درون (عقل) شتافته تا انسان ها را به مرحله شکوفایی معنوی و کمال برساند، توسل و توکل نیز در کنار همّت و مجاهدت و عمل به توصیه های عقلانی، عنصر برکت و موفقیت در امور مادی زندگی شمرده می شود. یعنی همان ضرب المثل معروف فارسی که از تو حرکت و از خدا برکت.

حیات بشر در گرو بهره گیری از عناصر مادی و معنوی است. حفظ جان و سلامتی واجب است. خدا و اهل بیت رسول الله نیز به اقتضای کرامت و بزرگواری شان حاجت مؤمنان تلاش گر و عاقل و عامل را بی جواب نمی گذارند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

معصومه جان

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۹، ۰۳:۳۴ ب.ظ

 

هم فاطمه است هم زینب، پر و بال مهر مادری اش برای دردمندان و دلشکستگان پناه است و بارگاهش مصدر نشر معارف آسمان و مبیّن مرز حق و باطل. فاطمه و زینب که باشی معصومه هم هستی تو.

قم به افتخار قدوم او پروانه شمع علوم اهل بیت شد. حوزه درخشید و اسلام را در اندیشه انقلاب تعریف نمود و حالا جهان به تأسی از حریّت پولاد مردان برخاسته از مهد دیانت، آزادگی و پایمردی و ایستادگی را در مقابل جبهه چپاول و غارتگری فریاد می زند. جهان، نمک گیر کرامت بانوی آفتاب است.

عمه سادات سلامٌ علیک

روح عبادات سلامٌ علیک

میلاد شاه بانوی سرزمین شیران بر همگان مبارک؛ از برادرش عیدی بخواهید.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

تولیت حرم حضرت معصومه بخواند

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ۰۹:۳۱ ق.ظ

این روزها حرم حضرت معصومه سلام الله علیها مملو از زائران ایرانی و خارجی است که در مسیر سفر اربعین، به پابوس بانوی آفتاب می شتابند. در شهر قم سه مکان بزرگ و عمومی جهت استقرار و استراحت زوار اربعین در نظر گرفته شده است.

موکبی هم از طرف آستان حضرت معصومه در نزدیکی شهر کربلا مشغول خدمت رسانی به زائران است

اما

چقدر خوب است در همین حرم حضرت معصومه نیز لااقل با یک لیوان چای صلواتی از زائران اربعین پذیرایی شود تا هم خستگی طی مسیر طولانی از شهرها و کشورهایشان از تن زدوده شده و هم اینکه خاطره ای شیرین از شهر قم در ذهنشان به جا بماند.

این پیشنهاد را البته سالهای پیش هم مطرح کرده ام که ثمری نداشت! دیروز جای شما خالی تماشای انبوه زائران کشورهای آذربایجان و پاکستان و ... در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها بسیار لذت بخش بود.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عمه سادات سلام علیک

سیدحمید مشتاقی نیا | جمعه, ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ۰۷:۰۶ ب.ظ

wh7y_1562246346833.jpg


خیلی ها التماس دعا گفتند.

خیلی ها خواستند که نایب الزیاره باشم.

حالا زیارت من که زیارت نیست و دعایم دعا

اما به زعم خود اگر حالی بود همه دوستان و حق داران را در کنار ضریح بانوی کرامت یادی کردم و دعایی

گروه موزیک نظامی که داشت همراه دسته شادی و با گل و عطر و سلام و صلوات وارد حرم می شد یکهو سبک و سیاقش را تغییر داد و موسیقی کجایید ای شهیدان خدایی را نواخت تا یادمان نرود همین خانم که جای فاطمه را برایمان پر کرده و زینب ثانی نیز لقب گرفته منشأ تحول جوانانی است که مرزهای جغرافیای اسلام را در دفاع از حیثیت حق، به خون پاک خویش زینت داده اند.

دهه کرامت به همه کریمان و صاحبان دل های دریایی مبارک.

تصویر بالا را همین دیروز در کنار ضریح گرفتم اما تصویر پایین را چند سال پیش در یک صبح سرد زمستانی تهیه کردم که همیشه از تماشای آن لذت می برم. تقدیم به دلدادگان کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها.


thq9_img_1057.jpg

  • سیدحمید مشتاقی نیا

کبوترانه

سیدحمید مشتاقی نیا | چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ۰۸:۲۱ ب.ظ


محمدحسین مومنی حکم کبوتر را دارد برای آنان که دل در گروی حرم دارند. تشییع پیکر پاکش زیر آفتاب تیز قم و گرمای چهل و دو درجه این شهر، بی درنگ ذکر حسین را بر لب های تشنه و دلهای آتش گرفته فراق، جاری ساخت.

امروز روز شهادت سیدالشهدای احد بود. وقتی خواهر حمزه خواست با پیکر برادر وداع کند، پیامبر دستور داد پارچه ای بیاورند و بیندازند روی پیکر پاره پاره حمزه، پاهای او از آن پوشش بیرون ماند، عده ای خاشاک آوردند و رویش ریختند تا بدن برادر از چشم خواهر داغدیده محفوظ بماند.

سیدالشهدای کربلا اما ... بدنش پوشیده بود از سنگ و شمشیر و نیزه های شکسته. خواهر آمد و با دست هایش آنها را کنار زد. خواست صورت برادر را ببوسد اما ... کسی به زینب تسلیت نگفت که هیچ ...

آنهایی که پیکر محمدحسین مومنی را تفحص کردند می گفتند با لب تشنه و با ذکر توسل، به این پیکر مطهر دست پیدا کردیم. محمدحسین، سرباز امام عصر بود و نغمه انتظار را به آهنگ وصال گره زد. او اذن شهادت را در همین قم در تشییع پیکر شهدای مدافع حرم از ارباب بی کفنش گرفته بود.

امروز قم، حرم بانوی آفتاب، زینب غریب نماند. دلدادگان شهادت در استقبال کبوتر حرم عشق، سنگ تمام گذاشتند.

  • سیدحمید مشتاقی نیا

عمه جان، سلام!

سیدحمید مشتاقی نیا | دوشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۰۶:۳۱ ب.ظ

25_img_1057.jpg


تصویر بالا یکی از زیباترین عکس هایی است که در عمرم گرفته ام و همیشه از نگاه کردن به آن لذت می برم.

امشب شب وفات و یا به قولی شهادت حضرت معصومه سلام الله علیهاست. راستش را بخواهید نمی دانم از کدام منظر درباره این بانوی بزرگ اسلام مطلبی بنویسم.

از کرامات ایشان حرف هایی دارم و مشاهداتی و شنیده هایی. همین الان فی البداهه می توانم فهرستی بلندبالا از کسانی که از نزدیک می شناسم و حاجات و مشکلاتشان با دستهای اجابت این بانو برطرف شد برایتان تهیه کنم.

از استادی که اعتقاد چندانی به حضرت نداشت و وقتی دخترش مریض شد و به حال مرگ افتاد با دلی شکسته و چشمی اشکبار فقط یک نگاه به حرم خانم انداخت و ...

از دوستی که پول خرج عروسی اش را در یک ماجرای کلاهبرداری از دست داد. با دلی شکسته آمد حرم و گفت: شما هم برای من کاری نکردید و بعد نیمه های شب رفت تهران که به شهر خودش برود اما بدهکارش درست از همان تهران با او تماس گرفت و ...

از انس شهدا با حضرت معصومه

از مادری کردن این بانو برای شیعیان که به حق او را فاطمه ای دیگر لقب داده اند

از تأثیر زینبی او در تبیین جایگاه اهل بیت و علم او در پاسخ به شبهات

از محوریت او در عالم اسلام و تأسیس حوزه های مترقی علوم دین، گرد شمع وجود او و تولد انقلاب اسلامی و صدور پیام آزادی به جهانیان

از ثواب زیارت این خانم و توصیه به زیارت با معرفت نسبت به ایشان

از لذت زیارت بارگاه این خانم که هیچ گاه احساس سیری نکرده ام

و ...

حرف های بسیاری برای گفتن هست که گاه آدم می ماند کدام یک را بر زبان قلم جاری نماید.

ترجیح می دهم در این مجال، خاطره ای زیبا درباره شهید مدافع حرم، عبدالصالح زارع را برایتان نقل کنم:

"با جمعی از همکاران پاسدار سوار بر ماشین برای مأموریتی به سمت تهران در حال حرکت بودیم. زمستان بود و جاده ها را برف گرفته بود. نزدیک امامزاده هاشم، تمام شیشه های ماشین را بخار گرفت و دید چندانی نسبت به بیرون نداشتیم. جمع با هم رفیق بودند و یک ضرب حرف می زدند. این مسأله هم روی بخار بستن شیشه ها تأثیر داشت. یکی از برادران پاسدار با صدای بلند گفت: یا حرارت بخاری را بیشتر کن یا شیشه ها را قدری پایین تر بیاور که بخار داخل ماشین از بین برود.

پیشنهاد او همهمه ای را در جمع راه انداخت. نیمی از جمع، سرمایی بودند و طرفدار افزایش دمای بخاری و نیمی دیگر هم گرمایی و طرفدار پایین کشیدن شیشه های خودرو.

وسط این جر و بحث ها، شیشه سمت راننده را کمی باز کردم. می توانستم بیرون را به وضوح ببینم. چند لحظه نگذشت که از پنجره، چشمم به لاین مخالف جاده افتاد. یک ماشین پژو انگار مشکلی داشت که کنار جاده ایستاده بود. نگاهم به راننده آن افتاد. درست می دیدم. عبدالصالح بود. از دیدنش در آن جا هم خوشحال شدم و هم تعجب کردم. ناگهان فریاد کشیدم و از پشت پنجره، صالح را صدا زدم و برایش دست تکان دادم. چشم صالح که به من افتاد گل از گلش شکفت.

توقف کردیم. رفتم پیشش. مرا در آغوش کشید و بوسید. با ماشین پدر خانمش داشت از سفر بر می گشت که چرخ آن پنچر کرد. زاپاسش هم پنچری داشت. او را تا جایی رساندیم که پنچری بگیرد و برگردد. خوشحال بود. می گفت: وقتی دیدم ماشین پنچر شده و در این هوای سرد در وسط جاده، بلاتکلیف مانده ام به حضرت معصومه سلام الله علیها توسل کردم و پنج صلوات به نیّت خانم فرستادم تا مشکلم حل شود. هنوز صلوات پنجمی تمام نشده بود که شما از راه رسیدید و به کمک من آمدید."

راوی: علی رضا رضانژاد دوست و همرزم شهید

  • سیدحمید مشتاقی نیا